برچسب: رسانه گوهرشاد

2 ماه قبل - 104 بازدید

مسوولان محلی از ولایت خوست می‌گویند که افراد مسلح ناشناس، ۱۰ عضو یک خانواده به‌شمول زنان و کودکان را به شکل فجیع به قتل رسانده‌اند. مستغفر گربز، سخنگوی والی خوست گفته است که این کشتار گروهی حوالی ساعت ۹:۰۰ شب گذشته (سه‌شنبه‌شب، ۹ دلو) در منطقه «بوخانه» از مربوطات ولسوالی علی‌شیر این ولایت صورت گرفته است. آقای گربز در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که «افراد مسلح ناشناس» ۱۰ نفر از اعضای یک خانواده به‌شمول زنان و کودکان را به ضرب گلوله به قتل رسانده‌اند. وی تاکید کرد که نیروهای امنیتی پولیس تحقیقات جدی در مورد این رویداد را آغاز کرده‌اند. همچنین یک منبع گفت که در میان قربانیان این رویداد سه زن نیز وجود دارند. منبع افزود که تفنگ‌داران ناشناس پس از قتل اعضای این خانواده از ساحه متواری شدند. تا اکنون مشخص نیست که این افراد توسط چه کسانی یا گروهی به قتل رسیده‌اند. باید گفت که جزئیات بیشتر درباره‌ی هویت قربانیان و انگیزه‌ی قتل آنان در دست نیست. پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، قتل‌های مرموز زنان، کودکان و جوان در در سراسر کشور افزایش کم‌پیشینه یافته است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 108 بازدید

ذکیه خدادادی، ورزشکار پاراتکواندو افغانستان که چند ماه پیش در تیم پناه‌جویان و در بازی‌های پارالمپیک ٢٠٢٤ میلادی پاریس مدال برنز کسب کرد، نامزد کسب عنوان برترین ورزشکار سال ٢٠٢٤ موسسه ملی ورزش، تخصص و عملکرد (INSEP) فرانسه شده است. این موسسه با نشر اعلامیه‌ای گفته است که ذکیه خدادادی نخستین عضو این موسسه است که موفق شده از رقابت‌های المپیک مدال کسب کند. قابل ذکر است که که موسسه ملی ورزش، تخصص و عملکرد (Institut National du sport, de l'expertise et de la performance)، یک موسسه شبانه روزی ورزشی، آموزشی و یک مرکز برای آموزش ورزشکاران نخبه در حومه پاریس است. قابل ذکر است که ذکیه خدادادی پس از تغییر نظام سیاسی در افغانستان در سال ۲۰۲۱ میلادی به مرکز ملی ورزش و عملکرد (INSEP) فرانسه پناه آورد و زیر نظر «هابی نیاره»، مدال‌آور پیشین المپیک فرانسه، تمرینات خود را ادامه داد. مدال برنز المپیک پاریس نه تنها موفقیت ورزشی برای ذکیه خدادادی که نمادی از پایداری و مقاومت در برابر مشکلات است، برای ورزشکاران در تمام دنیا محسوب می‌شود. این زن ورزشکار اهل افغانستان در سال ۲۰۲۳ قهرمان پاراتکواندوی اروپا شده بود. وی قبلاً در صحبت با رسانه‌ها گفته بود که تمرین تکواندو را در ۱۱ سالگی آغاز کرده است. او در یک سالن بدن‌سازی در زادگاه‌اش در هرات به‌طور مخفیانه تمرین کرد؛ زیرا به سادگی هیچ فرصت دیگری برای زنان وجود نداشت که بتوانند در افغانستان با خیال راحت ورزش کنند. در حالی خانم خدادادی نامزد عنوان ورزشکار سال موسسه INSEP شده که بیش از سه سال می‌شود که حکومت سرپرست دختران بالاتر از صنف ششم را در افغانستان از رفتن به مکتب، دانشگاه و ورزش منع کرده‌ است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. قابل ذکر است که در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 108 بازدید

زویا پیرزاد، نویسنده و داستان‌نویس معاصر ایرانی، در سال ۱۳۳۱ از مادری ارمنی و پدری روس‌تبار در شهر آبادان به دنیا آمد و دوران تحصیل را نیز در همان شهر گذراند. وی بعدها در پی مهاجرت به تهران، در این شهر ازدواج کرد و از این ازدواج صاحب دو فرزند به نام‌های ساشا و شروین شد. پیرزاد فعالیت‌های ادبی خود را با ترجمه آغاز نمود که از جمله‌ی آثار او در این دوره می‌‌توان به ترجمه‌ی کتاب‌های «آلیس در سرزمین عجایب» اثر لوییس کارول و «آوای جهیدن غوک» اشاره کرد. کتاب چراغ ها را من خاموش می کنم نوشتهٔ زویا پیرزاد تاکنـون به زبـان‌های آلمانـی، ترکـی، یونـانـی، فرانسـوی، انگلیسی، چینی و نروژی ترجمه و منتشر شده است. موضوع اصلی این داستان یک‌نواختی زندگی یک زن خانه‌دار و خستگی از این روزمرگی‌ها و دل‌بستن به مرد همسایه‌ای است که فکر می‌کند دنیای بهتری برای او به ارمغان خواهد آورد. افتخاراتی که کتاب چراغ ها را من خاموش می کنم کسب کرده به این شرح است: برنده‌ٔ جایزه‌ٔ بیستمین دوره‌ٔ کتاب سال جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان بهترین رمان - سال ۱۳۸۱ برنده‌ٔ لوح تقدیر نخستین دوره‌ٔ جایزه‌ٔ ادبی یلدا - سال ۱۳۸۱ برنده‌ٔ جایزه‌ٔ مهرگان ادب به‌عنوان بهترین رمان - سال ۱۳۸۱ برنده‌ٔ دومین دوره‌ٔ جایزه‌ٔ بنیاد هوشنگ گلشیری به‌عنوان بهترین رمان - سال ۱۳۸۱ بخشی از کتاب چراغ ها را من خاموش می کنم: رمان داستان زنی است ارمنی به نام کلاریس که در دههٔ چهل آبادان به همراه خانواده؛ آرتوش همسرش، پسر بزرگش آرمن و دوقلوهای دخترش آرسینه و آرمینه زندگی می‌کند. مادر و خواهرش و دوستان دیگری هم در زندگی او در حال رفت‌وآمدند. زندگی روال عادی خود را دارد، همراه با دل‌مشغولی‌های زنانهٔ کلاریس. تا اینکه همسایه‌ی جدیدی در آن طرف خیابان پیدایش می‌شود و به واسطه‌ی دوستی فرزندان کلاریس با دختر آن‌ها امیلی، رفت‌وآمد خانوادگی هم شکل می‌گیرد و در کنار دیگر مسائل زندگی کلاریس، حالا یک ارتباط عاطفی هم در ذهن او نسبت به پدر امیلی پیدا شده است و روال عادی و روزمرگی کلاریس را تحت شعاع قرار می‌دهد. دیگر زندگی برای او مانند گذشته نیست و رویکردهای جدیدی پیش رویش باز می‌شوند. راوی کلاریس است. زنی که در زندگی معمولی خود غرق شده است. او با آشپزی و گذراندن بیشترین وقت خود در آشپزخانه، با نظافت روزانه‌ی خانه، خیاطی، خرید خانه، درس بچه‌ها، تربیت آن‌ها و مهمانی‌های گاه‌وبی‌گاه زندگی می‌کند. بزرگترین مشکلات کلاریس؛ رابطه با همسرش، مادر بهانه‌گیرش، خواهر مجردش که همیشه دنبال شوهر می‌گردد، درس و مشق بچه‌ها و دعواهایشان و سیاسی‌بازی‌های هرازگاهی همسرش است. اما زندگی برای او با ورود همسایهٔ جدید، وارد مرحلهٔ تازه‌ای می‌شود و آشفتگی‌های جدید و ناشناخته را با خود به زندگی کلاریس سرازیر می‌کند. داستان از زبان کلاریس روایت می‌شود و این اول شخص بودن روایت داستان، باعث می‌شود بیشتر با درونیات او آشنا شویم و به جدال‌های درونی او پی ببریم. مانند زمانی که از کشمکش‌های ورهای چپ و راست درونش برایمان می‌گوید. با اینکه در ظاهر او را مادری آرام می‌بینیم که همه چیز را مدیریت می‌کند، اما روزمرگی‌ها عمق زندگی‌اش را از هم پاشیده است. از اواسط داستان و با ورود امیل سیمونیان به خانواده و همنشینی با او و احساس علاقه‌ای که ایجاد می‌شود (البته این علاقه در ذهن و دل اوست و تا آخر هم پنهان می‌ماند) کلنجارهای درونی برای کلاریس شروع می‌شود. بزرگترینش اینکه حواسش به همه چیز بوده به جز خودش. هوشیاری و اهل ادب و شعر بودن امیل در تضاد با بی‌توجهی آرتوش، برای کلاریس نوعی توجه ویژه محسوب می‌شود. او انگار برای دیگران نامرئی است از بس که همیشه بوده است. ناگهان چشمانش باز شده است، (نمونه‌اش در شبی که مهمانی دارند و هیچ کس متوجه شام نخوردن او نمی شود به جز امیل) این وجود داشتن به او هجوم می‌آورد. حالا می‌خواهد باشد و حتی اگر شده به دنبال خواسته‌هایش هم برود. اما او زنی متاهل است و این شک و تردید تا آخر داستان با او می‌ماند. در میان تقابل عشق و تعهد، نویسنده هشدارهایی می‌دهد؛ مانند وقتی که می‌فهمد دختر همسایه به زور به پسرش آرمن سرکه خورانده، خوابی که می‌بیند و فردای آن برای آرامش به کلیسا می‌رود و یا روز حملهٔ ملخ‌ها. همهٔ این موارد باعث شناخت بیشتر کلاریس از خودش و عشقی که او را درگیر کرده و مسئولیتش در قبال خانواده می‌شود. نویسنده با توانایی بالای خود داستانی بسیار خوش‌خوان خلق کرده است. قصه‌ای ساده اما با جزئی‌نگری‌های زیاد، ظرافت و توصیف دقیق همه چیز؛ خانه، فضا، خیابان، آشپزخانه، راه باریکه، باغچه، در فلزی، مدرسه، فروشگاه‌ها، عشق پس نوجوان به دختر همسایه، اسباب‌بازی بچه‌ها، پوشش‌ها، مدل موها، تل و کش مو، حملهٔ ملخ‌ها، رنگ‌ها و حتی بوها. همه و همه روایت را به نوعی تصویرنگارانه کرده است. کدهایی هم در داستان وجود دارد که به مخاطب برای فهم بیشتر داستان کمک می‌کنند و اطلاعات بیشتری می‌دهند. مانند آشپزخانه، که داستان از آنجا شروع می‌شود و کلاریس بیشتر وقت‌ها آنجاست و به نوعی در آن زندانی است. اما زندانی که برای او احساس امنیت دارد. با اینکه او را در خود بلعیده است. همین‌طور واژهٔ چراغ که بارها در متن به آن اشاره می‌شود. به طور مثال وقت‌هایی که آرتوش متوقعانه می‌پرسد: «چراغ‌ها را تو خاموش می‌کنی یا من؟» جمله‌ای که نشان از زندگی کلاریس در مقام زن خانه‌دار و یک مادر دارد. وقتی با اطمینان می‌گوید «من». و پنجره به عنوان رابطی میان دنیای بیرون و درون خانه. زویا پیرزاد با این رمان ساده اما تاثیرگذار، ما را وارد دنیای زنانگی می‌کند. از زنی می گوید که به قول خانم نورالهی از بسیاری از زنان دیگر جلوتر است و آگاهی‌های زیادی دارد. اما با این‌حال شجاعت رویارویی با مسائلی که برایش پیش می‌آید را ندارد، تا یک شب که همه را رها می‌کند و به خیابان می‌گریزد. در این رمان چندین زن دیگر هم هستند با شخصیت‌های متفاوت که هر کدام را می‌توان به نوعی نمادی از زنان جامعه دانست. نویسنده ما را به دنیای درونی کلاریس و احساسات خصوصی او می‌برد و از میانه‌های داستان جرقه‌هایی از دگرگونی‌های اندیشه و تفکر دربارهٔ هویت زنانه و نقشش در زندگی را نشان می‌دهد. نشانه‌هایی رخ می‌دهد از تلاش او برای اینکه زندگی‌اش را آنگونه که می‌خواهد بسازد. مانند موقعی که در باشگاه به وقت غذا خوردن، دعوت خانم نورالهی را برای شرکت در جلسهٔ حقوق زنان می‌پذیرد. مرد همسایه درست وقتی که کلاریس گمان می‌کند برای ابراز عشق به او به خانه‌اش آمده، از ازدواج با ویولت، دختر خالهٔ گارنیک که از دوستانشان هستند، صحبت می‌کند و در پایان داستان بی‌صدا و اسرارآمیز همان‌گونه که آمده‌اند ناپدید می‌شود و دنیای بهتری که کلاریس گمان می‌کرد با آمدن او برایش مهیا شده هم گم می‌شود. اما دیگر زندگی برای کلاریس با زندگیش قبل از آمدن همسایهٔ جدید فرق کرده است. به نوعی برای همه فرق کرده است؛ آرمن از فکر امیلی بیرون آمده، آرتوش پیشنهاد آمدن مادرش به خانهٔ آن‌ها را می‌دهد و برایش گلدان گل نخودی می‌خرد و از غذایش تعریف می‌کند، خواهرش دیگر پشت سر دیگران حرف نمی‌زند. او به همسرش اعتراض می‌کند و سرش داد می‌زند، کاری که قبل از آن هیچ وقت انجام نداده است. یا لباس‌هایی را می‌پوشد که سال‌ها در کمد مانده بودند. آنقدر فرق کرده که می‌گوید: «مثل باد ملایمی که آمد و برای آن وقت آبادان عجیب بود». «دوروبر را نگاه کردم و  فکر کردم این شهر گرم و ساکت و سبز را دوست دارم». در ۸ آذر ماه ۱۴۰۲ ششمین جلسه آنلاین نقد و بررسی کتاب، راس ساعت ۹ شب آغاز شد. در این جلسه خانم مریم عابدی استادیار قلم زن، ضمن خوش‌آمدگویی به شرکت‌کنندگان، صحبت دربارهٔ نویسنده کتاب، خانم زویا پیرزاد را آغاز کردند و با معرفی کتاب‌ها و جوایزی که ایشان به دست آورده اند، اطلاعاتی را خدمت اعضا ارائه کردند. سپس به پاره‌ای از ویژگی‌های نوشتاری زویا پیرزاد اشاره کردند و از دغدغه‌های ایشان درباره مسائل زنان سخن گفتند. در ادامه هم‌خوانان کتاب نظرات خود را درباره کتاب ارائه کردند. در ادامه و در بخش دوم صحبت‌های خانم عابدی، صحبت دربارهٔ کتاب «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» آغاز شد. ضمن مروری بر داستان کتاب، در ارتباط با مواردی که نویسنده در خلال این داستان درباره مسائل زنان و دل‌مشغولی‌های ایشان مطرح کرده‌اند صحبت شد. و در آخر به نکات آموزشی پرداخته شد که با دقت و تمرکز در این اثر نویسنده می‌توان آموخت.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 105 بازدید

همزمان متوقف‌شدن کمک‌های بشردوستانه آمریکا برای افغانستان، اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد هشدار داده است که آمار کودکان مبتلا به سوءتغذیه در افغانستان در سال ۲۰۲۵ میلادی به ۳.۵ میلیون نفر خواهد رسید. این دفتر امروز (سه‌شنبه، ۹ دلو) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در طول پنج سال گذشته، سه میلیون کودک زیر پنج سال در افغانستان از سوءتغذیه حاد رنج برده‌اند. این نهاد با نشر فراخوان جمع‌آوری کمک در ادامه گفته است که حمایت کمک‌کنندگان باعث می‌شود نوزادان و مادران در افغانستان مواد مغذی روزانه‌ی مورد نیاز خود را برای یک رژیم غذایی سالم دریافت کنند. این در حالی است که برنامه جهانی غذا در سال گذشته‌ی میلادی گفته بود که حدود چهار میلیون کودک، نوزاد و مادر شیرده در افغانستان مبتلا به سوءتغذیه هستند. همچنین یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد هم در سال ۲۰۲۴ میلادی درباره‌ی ابتلای ۲.۹ میلیون کودک به سوءتغذیه حاد هشدار داده بود. فقر و گرسنگی در کشور منجر به گسترش سوءتغذیه، به‌ویژه در میان کودکان و زنان شده است. دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد می‌گوید که در سال ۲۰۲۵ میلادی ۲۲.۹ میلیون نفر در افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز خواهند داشت. این سازمان برای کمک‌رسانی نیاز به ۲.۲۴ میلیارد دالر بودجه است. اوچا در سال ۲۰۲۴ میلادی برای کمک‌رسانی به مردم افغانستان ۳.۰۶ میلیارد دالر بودجه درخواست کرده بود؛ اما طبق آخرین گزارش‌های سازمان ملل متحد، حدود ۴۰ درصد این بودجه تأمین شده بود.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 108 بازدید

وزارت امر به معروف و نهی از منکر حکومت سرپرست به گزارش بخش حقوق بشر یوناما واکنش نشان داده و اعمال محدودیت بر زنان بدون محرم از سوی محتسبان این وزارت را رد کرده است. این وزارت امروز (سه‌شنبه، ۹ دلو) با نشر اعلامیه‌‌ای گفته است که این گزارش «دور از واقعیت و مبتنی بر دیدگاه غربی» است. بخش حقوق‌‌ بشر یوناما روز گذشته (دوشنبه، ۸ دلو) با نشر گزارشی گفته است که شرط داشتن محرم برای زنان که در قانون امر به معروف و نهی از منکر به درستی توضیح داده نشده است، باعث ایجاد موانع بیشتر برای زنان، از جمله در دسترسی به خدمات عمومی، کار و انجام فعالیت‌های بیرون از خانه شده است. یوناما گفته است که گزارش‌هایی را دریافت کرده است که محتسبان امر به معروف و نهی از منکر حکومت سرپرست به کلینیک‌های صحی، دکان‌ها، بازارها و رستورانت‌ها دستور داده‌اند که به زنان بدون محرم خدمات ارائه نکنند. با این وجود، وزارت امر به معروف و نهی از منکر حکومت سرپرست این بخش از گزارش یوناما را «دور از حقیقت» و تلاشی برای بدنام کردن این وزارت دانسته است. این وزارت تاکید کرده است که در قانون امر به معروف و نهی از منکر آنان چنین موردی نیست و محرم برای زنان صرفا در سفرهای بیش از ۷۲ کیلومتر ضروری دانسته شده است. همچنین یوناما در بخشی از گزارشش گفته است که محتسبان امر به معروف و نهی از منکر در برخی از ولایت‌ها محدودیت‌های خودسرانه‌ای که در قانون امر به معروف نیست، وضع می‌کنند. یوناما به‌عنوان مثال گفته است که در ماه اکتبر سال ۲۰۲۴ میلادی، اداره‌ی امر به معروف و نهی از منکر در ولسوالی حضرت سلطان سمنگان به رانندگان دستور کتبی داد که زنان حق ندارند در چوکی پیش‌ روی موتر بنشینند و در ماه نوامبر محتسبان به پرستاران زن یک شفاخانه‌ی خصوصی در کابل که در بخش عاجل کار می‌کردند دستور دادند که دیگر در این بخش کار نکنند و در عوض در بخش‌هایی که برای زنان اختصاص داده شده، همانند نسایی و ولادی کار کنند. وزارت امر به معروف اعمال محدودیت بر حقوق زنان و دختران را رد کرده و گفته است که یوناما باید دست‌آوردهای این وزارت در مورد جلوگیری از خشونت علیه زنان، فراهم کردن زمینه‌ی دسترسی آنان به نفقه، میراث و مهر را نیز گزارش بدهد. وزارت امر به معروف و نهی از منکر همچنان از یوناما خواسته است که در گزارش‌های خود «ارزش‌های دینی و فرهنگی مردم» را در نظر گیرد و از انتقادات دور از واقعیت خودداری کند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 79 بازدید

منابع محلی از ولایت نورستان می‌گویند که در ولسوالی کامدیش این ولایت، سه کودک به دلیل ابتلا به بیماری سرخکان و عدم دسترسی به خدمات صحی و دارو جان باخته‌اند. دست‌کم دو منبع با تایید این رویداد گفته‌اند که این سه کودک صبح روز گذشته (دوشنبه، ۸ دلو) در روستای مرکزی کامدیش از مربوطات ولسوالی کامدیش جان باخته‌اند. منبع تاکید کرد که این کودکان به یک مرکز صحی منتقل شده بودند و داکتران گفتند که آنان به بیماری سرخکان مبتلا شده‌اند؛ اما به دلیل نبود امکانات و دارو در کلینیک، این کودکان جان بدهند. منبع سن این کودکان را بین پنج تا شش سال گفته است. منبع در مورد جنسیت این کودکان جزییات ارائه نکرده است. قابل ذکر است که مسوولان صحی در ولایت نورستان تاکنون در این مورد اظهار نظری نکرده‌اند. باید گفت که نورستان یکی از ولایت‌های دوردست افغانستان محسوب می‌شود که با چالش‌های جدی صحی روبه‌رو است. سازمان صحی جهان پیش از این گفته بود که ۸۰ درصد از مبتلایان به بیماری سرخکان کودکان زیر پنج سال هستند. این سازمان سال گذشته در گزارشی خاطرنشان کرده بود که در مجموع ۳۳۵ هزار و ۶۰ تن در ۳۴ ولایت کشور به بیماری سرخکان مبتلا شده‌ و از این میان یک هزار و ۷۶ تن جان خود را از دست داده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 80 بازدید

مرکز حقوق بشر افغانستان اعلام کرده است که محرومیت دختران از حق آموزش در کشور، باعث افزایش موارد ازدواج‌های اجباری و زیرسن شده است و دانش‌آموزان و دانشجویان دختر قربانی این ازدواج‌ها هستند. این نهاد ناظر بر وضعیت حقوق‌ بشر روز (دوشنبه، ۸ دلو) با نشر گزارشی زیر عنوان «دسترسی زنان به حق آموزش با کیفیت در افغانستان تحت کنترل حکومت سرپرست» گفته است که منع آموزش زنان و دختران پی‌آمدهای ناگواری برای زنان و دختران افغانستان و برای کل جامعه به همراه داشته است. این گزارش به پیامدهای منفی منع آموزش دختران اشاره کرده و می‌گوید که انزوای اجتماعی، تبدیل زنان به اعضای ناکارا و غیرفعال خانواده، افزایش موارد ازدواج اجباری و زیرسن دختران، تحمل خشونت خانوادگی، گرفتارشدن زنان به بیماری‌های روانی و حتا اقدام به خودکشی و مهاجرت ناخواسته از پی‌آمدهای منفی محرومیت دختران از حق آموزش است. همچنین در بخشی از گزارش آمده است که این نهاد دریافته است که «درصدی نگران‌کننده‌ای» از دختران دانش‌آموز و دانشجو پس از ترک آموزش و تحصیل، وادار به ازدواج اجباری شده‌اند. این نهاد تاکید کرده است که تا اکنون هرچند آمار دقیقی در این زمینه وجود ندارد. مرکز حقوق بشر افغانستان افزود که ۱۰ نفر از مصاحبه‌شوندگان گزارش، شاهد ۳۴ مورد ازدواج اجباری و زیرسن دانش‌آموزان و دانشجویان در محل زندگی‌شان بوده‌اند. مؤمنه (مستعار) در ولایت تخار که خود قربانی ازدواج اجباری است و مجبور شده با یکی از نیروهای حکومت فعلی ازدواج کند، گفته است که او ۱۰ نفر از هم‌صنفی‌ها و دختران روستای خود را می‌شناسد که پس از محرومیت از آموزش، مجبور شده‌اند با افرادی که دوست نداشتند، ازدواج کنند. مرکز حقوق بشر افغانستان گفت که علی‌رغم محدودیت‌های موجود توانسته است با ۱۵ نفر از دانشجویان و دانش‌آموزان قربانی ازدواج اجباری و زیرسن به‌صورت مستقیم یا از طریق اقارب نزدیک و آشنایان شان صحبت کنند. این مرکز گفته است که یافته‌های تحقیق‌اش نشان می‌دهد که ۹۱ درصد ازدواج این دختران بدون رضایت صورت گرفته است. همچنین در بخشی از گزارش آمده است که ۶۶ درصد قربانیان ازدواج اجباری (جامعه‌ی نمونه‌ی تحقیق) زیرسن ۱۸ سال قرار داشتند. در گزارش این مرکز آمده است که فایزه (مستعار) در هرات در هنگام ازدواج ۱۴ ساله بود و مجبور به ازدواج با مرد ۲۵ ساله شد. در گزارش این نهاد اشاره شده است که حمیده (مستعار)، دانش‌آموز در بدخشان یک سال پس از ترک تحصیل، درحالی‌که ۱۵ سال سن داشت، مجبور به ازدواج با یک فرمانده ۳۸ ساله‌ی محلی شد. در گزارش آمده است که این فرمانده حکومت فعلی پیش از این نیز دو بار ازدواج کرده و اکنون هر دو همسر قبلی‌اش با حمیده در یک خانه زندگی می‌کنند. منبع: مرکز حقوق بشر افغانستان همچنین ارزیابی مرکز حقوق بشر افغانستان نشان می‌دهد که ۶۶ درصد قربانیان ازدواج اجباری و زیرسن، دانش‌آموزان مکاتب و ۳۳ درصد آنان دانشجویان دانشگاه‌ها هستند. در ادامه آمده است که ۸۳ درصد قربانیان ازدواج‌های اجباری و زیرسن گفتند که توسط شوهران، پدران، برادران و اعضای خانواده‌ی شوهر خود مورد خشونت فیزیکی قرار گرفته‌اند. در گزارش آمده است که ۹۱ درصد گفتند که گرفتار بیماری‌های روانی و افسردگی شدید شده‌اند. همچنین ۲۵ درصد گفته‌اند که به خودکشی فکر می‌کنند. پیشتر ریچارد بنت، گزارشگر ویژه‌ی حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور افغانستان هم در مصاحبه‌ای گفته بود که ممنوعیت تحصیل برای دختران بالای صنف ششم تأثیر مخربی بر دختران افغانستان دارد.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 107 بازدید

وزارت تحصیلات عالی می‌گوید که گزارش‌های مربوط به موافقت مشروط حکومت سرپرست با اعطای بورس‌های تحصیلی برای زنان و دختران افغانستانی در دانشگاه‌های پاکستان را تکذیب کرده و آن را بی‌اساس خوانده است. حافظ ضیاالله هاشمی، سخنگوی وزارت تحصیلات عالی با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود گزارش‌های مربوط به توافق مشروط با پاکستان برای اعطای بورس‌های تحصیلی به دختران و زنان افغانستانی را رد کرد. در اعلامیه آمده است: «در روزهای اخیر گزارش‌هایی نشر شده است مبنی بر اینکه امارت اسلامی افغانستان با پاکستان در مورد بورس‌های تحصیلی دختران افغانستان به گونه‌ی مشروط توافق کرده است. وزارت تحصیلات عالی این خبر را کاملاً رد کرده و تاکید دارد که هیچگونه توافقی با پاکستان یا سایر کشورها در زمینه بورس‌های تحصیلی دختران وجود ندارد.» این اظهارات در حالی صورت می‌گیرد، که روز (شنبه، ۶ دلو) مقامات پاکستانی اعلام کرده بودند که مقامات حکومت فعلی در افغانستان توافق کرده‌‌اند تا دختران افغان تحصیلات عالی شان را در پاکستان ادامه بدهند، مشروط بر اینکه به محرم مرد آنان ویزه‌ی پاکستان داده شود تا آنان را همراهی کنند. این در حالی است که اخیراً‌ دولت پاکستان اعلام کرده است که در مرحله سوم بورس‌های تحصیلی "علامه اقبال" ؛ طی سه سال آینده ۴۵۰۰ بورس به محصلین افغان برای تحصیل در دانشگاه‌های این کشور اختصاص خواهد داد. محمد صادق، نماینده ویژه پاکستان در امور افغانستان گفته است که ۳۳ درصد از این بورس‌ها ویژه دختران افغان در نظر گرفته شده است. امتحان این بورس‌ها روزهای شنبه و یکشنبه به صورت حضوری در شهر کویته مرکز ایالت بلوچستان و شهر پشاور مرکز ایالت خیبرپشتونخوا برگزار شد. همچنین گفته شده است که آزمون این بورس‌ها به صورت آنلاین نیز اخذ خواهد شد. نماینده ویژه پاکستان در امور افغانستان تاکید کرده است که بیش از ۲۰ هزار دانشجو برای شرکت در این امتحان ثبت‌نام کرده‌اند که از این تعداد ۵۹۴۶ محصل در مقطع ماستری و ۶۱۶ محصل دیگر، از جمله دختران، برای تحصیلات طبی درخواست داده‌ اند. مقامات پاکستانی تاکید کرده‌‌اند که تعدادی از پذیرفته‌شدگان در این برنامه‌ی تحصیلی، در رشته‌های طب، انجنیری و زراعت تحصیل خواهند کرد. پاکستان در سال‌های قبل به هزاران محصل افغان بورس‌های تحصیلی فراهم می‌کرد و همه مصارف آن‌ها را بر عهده می‌گرفت. اما پس از آنکه حکومت فعلی در آگوست ۲۰۲۱ بار دیگر بر افغانستان مسلط شدند و تحصیل دختران پس از صنف ششم را ممنوع کردند، برنامه بورس تحصیلی برای محصلان دختر متوقف شد. همچنین حکومت سرپرست زنان و دختران افغانستان را از سفر یا پرواز بدون محرم منع کرده است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 98 بازدید

مسوولان در فرماندهی پولیس ولایت غزنی می‌گویند که دو عضو یک خانواده به شمول یک زن و یک مرد در این ولایت  بر اثر زغال‌‌گرفتگی جان باخته‌اند. خالد سرحدی، سخنگوی فرماندهی پولیس غزنی گفته است که این رویداد، (یک‌شنبه شب، ۷ دلو) در «شهرک‌ مهاجرین» این ولایت رخ داده است. آقای سرحدی تاکید کرده است که دو عضو یک خانواده شامل یک مرد و یک زن در نتیجه‌ی زغال‌گرفتگی جان باخته‌اند. سخنگوی فرماندهی پولیس در غزنی افزوده است که این دو تن به دلیل زیاده‌روی و استفاده‌ی نادرست از زغال‌سنگ جان باخته‌اند. سرحدی در مورد سن و هویت این دو فرد جان باخته چیزی نگفته است. این حادثه در حالی رخ داده است که هفته‌ی گذشته نیز یک دختر جوان در منطقه‌ی «نوآباد» از مربوطات حوزه پنجم شهر غزنی، در رویدادی مشابه جان باخته بود‌. باید گفت که در فصل سرما در افغانستان خانواده‌ها از گاز و زغال‌سنگ جهت گرمایش خانه‌ها استفاده می‌کنند که هرازگاهی باعث حوادث مرگ‌بار گازگرفتگی و زغال‌گرفتگی می‌شود. پیش از این از ولایت‌های دیگر کشور نیز مرگ افراد براثر گازگرفتگی گزارش شده است. بی‌احتیاطی و عدم امکانات معیاری از عوامل این حادثه دانسته می‌شود. علائم گاز و زغال‌گرفتگی مسمومیت با منوکسیدکربن می‌تواند طیف وسیعی از علائم را شامل شود که در بیماری های مختلفی دیده می‌شود، متاسفانه بسیاری از این علائم شبیه به علائم سرماخوردگی است و اکثر افراد فکر می‌کنند به دلیل سردی هوا دچار سرماخوردگی شده‌اند و سعی در خوابیدن می‌کنند. سردرد، ضعف جسمانی، سرگیجه و بی قراری، تهوع و استفراغ، خمیازه کشیدن بیش از حد، کاهش دید، حالت خواب آلودگی شدید، کسلی، خستگی و کاهش قدرت عضلانی و … از جمله مهم‌ترین این علائم است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 179 بازدید

دوستی یکی از زیباترین و انسانی‌ترین روابطی است که می‌تواند میان افراد شکل بگیرد. دوستی، به معنای ایجاد ارتباطی عمیق و معنوی بر پایه احترام، عشق و حمایت متقابل است. اما زمانی که صحبت از دوست‌داشتن به میان می‌آید، برخی ممکن است این احساس را به هتک حرمت تعبیر کنند. این طرز فکر نه تنها نادرست است، بلکه نشانه‌ای از ناآشنایی با مفهوم واقعی محبت و دوستی است. دوست‌داشتن، در واقع یک انتخاب است. انتخابی بر پایه عشق، احترام و درک متقابل. این احساس می‌تواند به شکل‌های مختلف ابراز شود: از طریق کلمات محبت‌آمیز، رفتارهای حمایتی و یا حتی سکوت‌های معنادار. اما در همه این حواس، نکته اصلی این است که دوستی باید به افراد قدرت و آزادی بدهد تا خودشان باشند و احساساتشان را ابراز کنند. هیچ‌کس نباید احساس کند که بخاطر ابراز محبت و دوست‌داشتن مورد قضاوت یا سرزنش قرار می‌گیرد. دوستی، به نوعی آینه‌ای است که در آن دو نفر می‌توانند خود را ببینند و نسبت به یکدیگر متعهد شوند. در این راستا، دو طرف باید به مسئولیت‌های خود در قبال یکدیگر آگاه باشند. به عبارت دیگر، دوست‌داشتن یکدیگر به این معنا نیست که باید به تمامی نیازها و خواسته‌های هم پاسخ دهیم، بلکه باید درک کنیم که در کنار یکدیگر هستیم و هرکدام حق داریم در این رابطه از آزادی و احترام برخوردار باشیم. در برخی فرهنگ‌ها، ابراز احساسات ممکن است به عنوان نشانه‌ای از ضعف یا وابستگی تعبیر شود، اما واقعیت این است که این نوع نگرش به طور قابل توجهی آسیب‌زننده است. دوست‌داشتن به معنای وابستگی نیست، بلکه نشان‌دهنده‌ی توانایی ما برای باز کردن درهای دل به یکدیگر و ایجاد روابطی عمیق‌تر و واقعی‌تر است. در این راستا، هیچ‌یک از طرفین نباید احساس کنند که به وسیله‌ی محبت خود هتک حرمت شده‌اند. این یک تصور غلط است که ریشه در ترس از نزدیکی و آسیب‌پذیری دارد. دوستی واقعی بر پایه‌ی حقایق و احساسات واقعی بنا شده است. به عبارت دیگر، زمانی که دو نفر تصمیم به دوستی می‌گیرند، به این توافق می‌رسند که با همدیگر صادق و راستگو باشند. این صداقت، به تقویت رابطه کمک می‌کند و از هرگونه سو تفاهم جلوگیری می‌کند. بنابراین، اگر یکی از طرفین احساس کند که دوستش او را هتک حرمت کرده، باید به جای سکوت و پنهان‌کاری، به ابراز این احساس بپردازد و در یک گفت‌وگوی سالم به حل مشکل بپردازد. باید فهمید که دوست‌داشتن یک عمل شجاعانه و انسانی است. این احساس نباید به عنوان یک نوع هتک حرمت یا ضعف تلقی شود. به جای آن، باید به عنوان فرصتی برای رشد و توسعه‌ی فردی و اجتماعی دیده شود. روابط دوستی می‌توانند به ما کمک کنند تا بهتر خود را بشناسیم، از احساسات خود آگاه شویم و در عین حال دیگران را نیز درک کنیم. اینگونه است که دوستی به واقعیتی زیبا و معنادار تبدیل می‌شود، جایی که همه‌ی ما می‌توانیم بدون ترس از قضاوت یا هتک حرمت، خود را ابراز کنیم و عشق و محبت را با یکدیگر تقسیم کنیم. پس بیایید با ذهنی باز و بدون قضاوت، به دوست‌داشتن بپردازیم و احساسات‌مان را به درستی ابراز کنیم. رابطه‌های انسانی، ‌به ویژه روابط عاطفی و دوستی، از پیجیده‌ترین و در عین حال زیباترین جنبه‌های زندگی ما هستند. این روابط نیاز به مراقبت، توجه و درک متقابل دارند. یکی از عوامل کلیدی در استحکام بخشیدن به این ارتباطات، یادآوری مداوم و عمیق از دلایل و اهدافی است که این روابط را شکل می‌دهند. این یادآوری نه تنها سلامت و تاب‌آوری رابطه را تضمین می‌کند، بلکه موجب رشد و ارتقاء کیفیت آن نیز می‌شود. یادآوری دلایل برقراری رابطه، مانند چراغی در تاریکی، به ما کمک می‌کند تا مسیر صحیح را طی کنیم و در مواقع چالش‌برانگیز، از یاد نبریم که چرا به یکدیگر پیوسته‌ایم. هر رابطه‌ای دلایلی دارد که آن را شکل می‌دهد؛ ممکن است این دلایل ناشی از جذابیت‌های عاطفی، مشترکات فرهنگی، یا حتی توسعه‌ی فردی باشد. با یادآوری این‌که چرا یکدیگر را انتخاب کردیم، می‌توانیم بر روی نقاط قوت رابطه تمرکز کنیم و از مشکلات یا تنش‌ها فاصله بگیریم. یکی از نکات مهم یادآوری دلایل شکل‌گیری روابط، شناخت بهتر خود و طرف مقابل است. به عنوان مثال، اگر در یک رابطه عاطفی، روزی به یاد بیاورید که چرا به یکدیگر علاقه‌مند شدید، می‌توانید از آن احساسات اولیه به عنوان انگیزه‌ای برای حل مشکلات فعلی استفاده کنید. این یادآوری باعث می‌شود که به احساسات و تمایلات واقعی یکدیگر توجه بیشتری داشته باشید و از تنش‌های بی‌مورد بکاهید. از طرفی دیگر، یادآوری دلایل و اهداف رابطه برای هر دو طرف این احساس را به ارمغان می‌آورد که همچنان مترادف با یکدیگرمانده‌ایم و نه تنها در کنار هم، بلکه در مسیر مشترکی به سمت اهداف بزرگ‌تر حرکت می‌کنیم. این احساس تعلق و هم‌راستایی، نه تنها رابطه را مستحکم می‌سازد، بلکه به راحتی می‌تواند از آنها در برابر بحران‌های احتمالی محافظت کند. روابطی که دارای اهداف مشترک با یادآوری‌های مکرر هستند، همچون درختی می‌باشند که ریشه‌هایش در زمین محکم است و توانایی مقاومت در برابر طوفان‌ها را دارد. یادآوری دلایل رابطه همچنین یک عامل پیش‌برنده برای یادگیری و رشد شخصی است. برای مثال، وقتی به دلیلی که باعث شروع یک دوستی عمیق شده است فکر می‌کنیم، می‌توانیم از آن برای به چالش کشیدن خود و دیگران بهره‌برداری کنیم. با این کار نه تنها به خوبی‌های یکدیگر پی می‌بریم، بلکه نقاط ضعفی که ممکن است نتوانسته‌ایم با آن‌ها مقابله کنیم را شناسایی کرده و برطرف کنیم. همچنین، این یادآوری می‌تواند باعث ایجاد فضایی شفاف و صادقانه در روابط شود. وقتی که هر یک از طرفین درکی واضح از دلیل‌های ارتباط دارند، بهتر می‌توانند از همدیگر حمایت کنند و به یکدیگر انگیزه بدهند. صداقت و شفافیت به عنوان ارکان اصلی ارتباطات انسانی شناخته می‌شوند و یادآوری دلایل و اهداف، این اصول را تقویت می‌کند. باید گفت که یادآوری دلایل استحکام بخشیدن به روابط، علاوه بر ایجاد یک پایگاه محکم برای تعاملات انسانی، به ما یادآوری می‌کند که عشق و دوستی نیازی به تداوم در یادگیری و بازنگری دارند. این فرایند یادآوری، به عنوان ابزاری برای اتحاد و استحکام بیشتر در روابط، همواره می‌تواند چرخه‌ای مثبت و پویایی را به وجود آورد که دو طرف در آن به رشد و شکوفایی برسند. روابط انسانی به ویژه در دنیای امروز به پیچیدگی‌های بسیاری دچار شده‌اند. در اکثر اوقات، احساسات و تفکرات ما با یکدیگر در تضاد هستند و این می‌تواند منجر به بروز سوء تفاهم‌ها و تنش‌ها در روابط عاطفی و دوستی‌ها شود. یکی از مواردی که در کنار تمام چالش‌ها می‌تواند به روابط کمک کند، یادآوری هدف واقعی رفتارها و احساسات طرفین است. این یادآوری نه تنها از خودخواهی دوری می‌کند، بلکه بیانگر این واقعیت است که هدف از این رفتارها توجه بیشتر به رابطه و تقویت آن است. معمولاً زمانی که یکی از طرفین در یک رابطه به بیان نیازها و خواسته‌های خود می‌پردازد، ممکن است دیگری این احساس را داشته باشد که این اقدام، ناشی از خودخواهی است یا به نوعی غرور او را شکسته است. اما واقعیت این است که تلاش برای برقراری ارتباط، نشانه‌ای از علاقه به بهبود وضعیت رابطه است. این بازخورد می‌تواند به شکل ابراز نظرات، احساسات یا حتی انتقادات سازنده باشد که همه آنها بر پایه‌ی عشق و احترام شکل گرفته‌اند. یادآوری اینکه تلاش برای بیان احساسات و نیازها برخاسته از دلسوزی و خواست بهبود رابطه است، می‌تواند فشارها را از دوش هر دو طرف بردارد. وقتی فردی از شما می‌خواهد که به احساساتش گوش دهید یا نقاط ضعف رابطه را بررسی کنید، او در واقع نشان می‌دهد که برای رابطه اهمیت قائل است و نمی‌خواهد به سادگی از آن عبور کند. این جمله که "من به تو و ما اهمیت می‌دهم" در پس این درخواست‌ها نهفته است و می‌تواند به عنوان یک فرصتی برای رشد و درک بیشتر از یکدیگر تلقی شود. از طرف دیگر، برخورد با احساسات دردناک یا نیاز به تغییر در روابط، به هیچ وجه به معنای شکستن غرور طرف دیگر نیست. هیچ‌کس نمی‌خواهد که در یک رابطه به گونه‌ای رفتار کند که دیگری احساس تحقیر یا کوچک بودن کند. در واقع، بیان نیازها و احساسات از طرف هر دو طرف به معنای ایجاد فضایی امن و پذیرنده برای ابراز واقعی خود است. این فضا می‌تواند به هر دو طرف این امکان را بدهد که بدون ترس از قضاوت، احساسات عمیق خود را به اشتراک بگذارند. پیشرفت در روابط وابسته به درک و پذیرش این واقعیت است که هر کدام از ما انسان‌هایی با نقاط قوت و ضعف هستیم. بنابراین، یادآوری هدف اصلی پیام‌ها و رفتارها در این راستا می‌تواند به ساختن یک پایه محکم برای ارتباطات ما تبدیل شود. هنگامی‌که هر یک از ما به این درک برسیم که اختلاف نظرها، انتقادات و حتی ابراز نگرانی‌ها از جانب دیگری، به معنای عدم ارزش یا اهمیت ما نیست، بلکه نشانه‌ای از احترام و دلسوزی است، می‌توانیم راحت‌تر به آن‌ها واکنش نشان دهیم. این نوع درک و نگرش به روابط نه تنها بر تعهد ما به یکدیگر تأکید می‌کند، بلکه به مرور زمان می‌تواند اعتماد و صمیمیت بیشتری در روابط ایجاد کند. این اعتماد بر اساس آگاهی از این مفهوم بنا می‌شود که هیچ‌یک از ما در تلاش برای آسیب رساندن به یکدیگر نیستیم و همه ما به دنبال بهتر کردن و مستحکم‌تر کردن روابط خود هستیم. در پایان، باید گفت که یادآوری اینکه هدف از بیان نیازها و احساسات، خودخواهی نیست، بلکه خواهان توجه بیشتر به رابطه است، می‌تواند تحولی بزرگ در کیفیت روابط ما ایجاد کند. این یادآوری به ما کمک می‌کند تا از تنگناهای فکری و عاطفی فاصله بگیریم و با عشق، صمیمیت، و درک مشابه پیش برویم. با این نگاه، روابط ما نه تنها قوی‌تر، پایدارتر و بهتر می‌شود بلکه به ثمر رسیدن را نیز شاهد هستیم. نویسنده: محمدرضا رامز

ادامه مطلب