برچسب: افغانستان

5 ماه قبل - 163 بازدید

دیدبان حقوق بشر سازمان ملل متحد اعلام کرده است که محدودیت‌ها بر فعالیت و حضور زنان و دختران در رسانه‌های داخل افغانستان شدیدتر شده است. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۱ عقرب) با نشر گزارشی گفته است که تعداد اندکی از زنان و دختران خبرنگار در ولایت‌های کابل و هرات فعالیت می‌کنند، اما در بیش‌تر ولایت‌ها هیچ خبرنگار زن در رسانه‌ها کار نمی‌کند. دیدبان حقوق بشر سازمان ملل متحد به نقل از زنان خبرنگار نوشته است که در مناطق غیرشهری هنگام سفر کاری باید محرم داشته باشند و همچنان اجازه صحبت با مقام‌های حکومت سرپرست را ندارند. در بخشی از گزارش دیدبان حقوق بشر آمده است: «رسانه‌ها گزارش داده‌اند که ماموران وزارت امر به معروف و نهی از منکر به طور مکرر برای بررسی رعایت قوانین، به ویژه تفکیک محل کار زنان و مردان و اطمینان از پوشیدن حجاب توسط زنان، به رسانه‌ها مراجعه می‌کنند.» همچنین در بخشی از گزارش آمده است که خبرنگاران مرد نیز با محدودیت‌های جدی برای گفتگو با زنان مواجه هستند. در ادامه آمده است که حکومت فعلی خبرنگاران زن را مجبور کرده‌اند پوشش مورد نظر آنان را رعایت کنند و پخش سریال‌ها و برنامه‌هایی را که در آن زنان حضور دارند، منع کرده است. فرشته عباسی، پژوهشگر بخش افغانستان در دیدبان حقوق‌ بشر گفته است: «در حالی‌ که تمام خبرنگاران افغانستان آسیب دیده‌اند و بسیاری کشور را ترک کرده‌اند، زنان خبرنگار بیش از همه آسیب دیده‌اند.» این در حالی است که قانون امر به معروف و نهی از منکر صدا، صورت و حضور زنان را ممنوع اعلام کرده است. همچنین حکومت فعلی از زمان تسلط دوباره بر افغانستان، محدودیت‌های گسترده‌ای بر فعالیت رسانه‌ها و خبرنگاران وضع کرده است. این محدودیت‌ها باعث شده است که فعالیت بسیاری از رسانه‌ها متوقف شود و شمار زیادی از خبرنگاران کشور را ترک کنند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 202 بازدید

سازمان جهانی صحت در ماه «آگاهی‌ از سرطان پستان» اعلام کرده است که ۹۹ درصد از موارد ابتلا به سرطان پستان در میان زنان و حدود ۰.۵ تا ۱ درصد میان مردان رخ می‌دهد. این سازمان با نشر گزارشی نوشته است که شایع‌ترین سرطان در میان زنان در سراسر جهان سرطان پستان است. برنامه جهانی سرطان پستان سازمان جهانی صحت که در سال ۲۰۲۱ میلادی تاسیس شد، با کشورهای مختلف همکاری می‌کند تا مرگ‌ومیر ناشی از سرطان پستان را از طریق تقویت سیستم‌های بهداشتی کاهش دهد. سازمان جهانی صحت، اول تا ۳۱ اکتبر را به عنوان «ماه آگاهی از سرطان پستان» معرفی کرده است؛ موضوع این ماه «هر داستانی منحصر به فرد است، هر مسیر زندگی اهمیت دارد» است. سازمان بهداشت جهانی با اشاره به آمار ۲۰۲۲ میلادی اعلام کرد که در آن بازه زمانی حدود ۲.۳ میلیون زن به این بیماری مبتلا شدند و ۶۷۰ هزار تن آنان جان خود را از دست دادند. این سازمان هشدار داده است که اگر روند فعلی ادامه یابد، شیوع مرگ‌ومیر ناشی از سرطان پستان تا سال ۲۰۵۰ میلادی بیش از ۴۰ درصد افزایش خواهد یافت. این سازمان در اواخر ماه سنبله اعلام کرد که سرطان پستان و دهانه رحم در میان سه سرطان شایع در میان زنان افغانستان قرار دارند. بر مبنای آمار این سازمان، ۴۳ درصد عامل مرگ‌ومیرها در افغانستان ناشی از بیماری‌های قلبی، دیابت، سرطان و مشکلات مزمن ریوی است. این سازمان پیش‌بینی کرده است که تا سال ۲۰۳۰ میلادی این بیماری‌ها به ۶۰ درصد، عمدتا در میان زنان افزایش خواهد یافت.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 168 بازدید

بخش دوم و پایانی دختران با مطالعه به همدیگر کمک می‌کردند و بیشتر شغل خیاطی را آغاز کردند تا امیدی برای شان شود. ریحان شمع کیک هژده سالگی‌اش را فوت کرد و آرزوی بازگشایی مکاتب و رسیدن به آرمان‌هایش را کرد. پدر به چشمان پرامید ریحان نگریست و حرف دل او را خواند. -عزیز پدر در خانه مطالعه کن. نا‌امید نباش. به آینده‌ات خوش‌بین باش دخترم! تو دختر شجاع پدرات هستی. ریحان لبخندی زد و دقایقی را کنار فامیل گذراند و با آنها کیک میل کرد. هرچند دوباره ایستادن در اوج تاریکی، ریحان را نهایتاً مضطرب می‌ساخت، ولی دوباره کتاب‌هایش پناهگاه ریحان شد. به نادیده گرفتن حرف‌های مردم پرداخت چون مردم با ذهنیت که داشتند روح او را اذیت می‌کردند. درست‌ترین حرف، حرف دل خود ماست. پدر با مهربانی می‌گفت: "دختر مقبولم تشویش نکن! باید قوی باشی، تو مکتب‌ را تمام خواهی کرد فقط تلاش کن و به خداوند اعتماد داشته باش که خیلی مهربان است." -بلی پدرجان، درست می‌گویید دوباره کوشش می‌کنم ایستاده شوم. من دختری هستم که پدر مبارزی چون شما دارد و من با داشتن شما هیچ تشویشی ندارم.  -دخترم وعده می‌دهی؟ ریحان با لبخند پاسخ داد:" بلی وعده می‌کن. شکر که شما را دارم پدرجان." ریحان می‌خواست منحیث یک ژورنالیست به دانشگاه کابل معرفی شود، ولی متاسفانه این رویا تا هنوز باقی مانده است. ریحان ناگهان با اشتیاق دروازه‌های الماری را باز کرد و کتابچه‌ها را با قلم‌های سیاه و آبی برداشت. آغاز به نوشتن خاطرات خود کرد و لابه‌لای آنها به پرواز ‌درآمد. هدیه بعد از ظهرها به خانه‌ی ریحان می‌آمد و هردو با اشتیاق درس‌های مکتب را تکرار می‌کردند: ریاضی، بیولوژی، تاریخ، جغرافیه و مضامینی که برای آمادگی امتحان کانکور ضرور بود. ‌روز بعد هدیه در چوکی پشت میز قهوه‌ای رنگ اتاق ریحان نشسته بود و به برگ‌های سبز درختان کنار پنجره خیره شده بود. هوا گرم بود، پنجره اتاق را باز کرد تا هوای تازه را به ریه‌هایش جا دهد. -ریحان چی فکر می‌کنی؟ امتحان کانکور را سپری خواهیم کرد؟ آیا اجازه رفتن به دانشگاه را برای ما می‌دهند؟ هدیه لحظه‌ی در سکوت فرو رفت و ناگاه بغض‌اش ترکید و به گریه افتید. ریحان با سرعت از جایش برخاست و هدیه را در آغوش کشید، موهای سیاه و خوش بوی او را بوسید، اشک‌های هدیه را پاک کرده گفت: "عزیزم، باید به خداوند باور داشته باشیم و برای اهداف خود تلاش کنیم، ما این امتحان را سپری می‌کنیم و در در نهایت موفق شده به دانشگاه می‌رویم، فقط باید قوی باشیم و امید خود را از دست ندهیم." ریحان لحظه‌ای هدیه را نوازش کرد و امیدوار بود کلامش به واقعیت مبدل شود. دختران در این شرایط کنار هم ایستادند، مقاومت کردند و دست از تلاش برنداشتند تا امیدی برای هم نسلان خود شده و شجاعانه مسیر خویش را ادامه دهند. ریحان دقایقی به تماشای اخبار تلویزیون طلوع نیوز نشسته بود که اعلام را شنید. (شاگردان اناث صنف دوازده می‌توانند امتحان صنف‌های شان را سپری کنند.) و این بهترین خبری بود که ریحان بعد از مدت‌ها شنیده بود. باهیجان تمام با هدیه تماس گرفت. -آیا شنیدی که می‌توانیم امتحان صنف دوازدهم را بدهیم و شاید بعداً امتحان کانکور؟ یک گپ مثبت است، نظرات چیست؟ هدیه هم خیلی خوش بود. -تشکر جانم به‌خاطر این خبر خوب! به‌ زودی باید ببینیم یک عالم کار و آمادگی داریم. هردو خرسند بودند و تلاش می‌ورزیدند تا امتحان را به خوبی سپری کنند. بعد از مدت‌ها ریحان لبخند برلب داشت، وقتی والدینش او را نگاه می‌کردند وخوشحالی او را می‌دیدند برای آینده‌ی او خوشحال می شدند. ریحان دوباره رفتار و کردار خوب را پیشه کرده بود، دوباره روابط خود را با فامیل و اقارب از سر ساخت. وقتی دوباره قلب شروع به تپیدن می‌کند و خون به رگ‌ها جاری می‌شود، شور و انگیزه بر جسم بر می‌گردد. این یک روشنی برای امتحان کانکور بود. در ۱۴۰۲ یا ۲۰۲۳ میلادی یک‌روز نیمه آفتابی تمام دختران صنف دوازده به مکتب رفتند تا امتحان را سپری کنند. دختران مکاتب لباس سیاه (حجاب) پوشیده و چهره‌های زیبای شان را با ماسک سیاه پنهان کرده در صحن امتحان ظاهر شدند. وقتی صنفی‌های شان را بعد این سال‌ها ملاقات می‌کردند همدیگر را می‌بوسیدند، همدیگر را درآغوش می‌گرفتند، لبخند می‌زدند و اشک می‌ریختند چقدر انتظار سخت است و لحظه‌شماری به دیدارعزیزان، دل را می‌تکاند. امتحان صنف دوازده مانند امتحان کانکور شامل تمامی مضامین صنف دوازده در چندین ورق اخذ شد. ریحان و هدیه در یک چوکی با هم نشستند و سرگرم حل سوالات شدند. بالاخره تمام شد، دوباره به خانه خوشحال و مسرور برگشتند، آنها در مورد روز امتحان با خانواده صحبت کردند و خاطرات آن روز را یکی یکی تعریف می‌کردند. نزدیک امتحان کانکور بود. ریحان سخت درس‌ می‌خواند تا موفق شده و به رشته دلخواه خود کامیاب شود. مسلکی که اقارب او و دولت برای دختران نمی‌پسندیدند، اما ریحان علاقه‌مند آن بود و برای رسیدن به آن تلاش فراوان می‌کرد. او می‌دانست ژورنالیست بودن تحت حاکمیت حکومت سرپرست خیلی دشوار است، ولی باور داشت روزی آزاد می‌شود و این مسلک را ادامه داده مایه‌ی افتخار و خدمت برای مردم می‌شود و از طریق چینل‌های تلویزیون معلومات و اخبار را برای مردم شریک می‌سازد. هدیه رشته‌ی اقتصاد را دوست داشت، خیلی مشتاق کار در این بخش بود. دو مسلک مختلف همراه با مشکلات متفاوت درشرایط کنونی دختران کشور! در نخست باید امتحان ولایات برگزار می‌شد، دختران همانند پسران مراحل ثبت نام کانکور را با خوشی انجام دادند. بهترین احساس برای آینده و آرزوی آنان بود. و اما دفعتاً همه چیز رنگ عوض کرد. دولت اعلام کرد، دختران نمی‌توانند این امتحان را سپری کنند. شنیدن این خبر مثل یک ضربه‌ی ناگهانی بود، در آن لحظه بیان احساس ریحان دشوارتر از توصیف بود. تصور نمی‌کرد چنین بشود قلب‌اش جریحه برداشت، باوراش را از دست داد، بارها گریه کرد. سیل مروارید‌اشک دامن‌اش را تر ‌کرد. همه چیز مانند تاریکی بود که ریحان در آن غرق می‌شد دیگر دوست نداشت پرنده‌های آن طرف پنجره را تماشا کند. جیک جیک آن‌ها آرام‌بخش ذهن او نبود، پریدن از یک شاخه به شاخه‌ دیگر و آشیانه ساختن برای‌اش جذاب نبود. قلب قوی و ظاهر مهربانی که در چشمان‌اش هویدا بود حالا دختری شده بود پرپرشده در هوا. دست همه از یاری رساندن به او کوتاه بود چون تصمیم دولت برای کانکور ۱۴۰۲ این بود. پسران بدون دختران این آزمون را در کشور برای اولین بار سپری کردند و ره‌سپار دانشگاه‌ها شدند. روز امتحان، دردناک‌ترین روز برای دختران بود. قلب ریحان زخمی‌ عمیق‌تر نسبت به گذشته برداشته بود و تجربه‌ی تلخی داشت که ویرانگر افکار او شد. -عزیز دلم، خودت را نابود میکنی، از این بیشتر نمی‌توانم تحمل کنم که درد بکشی. -مادرجان، این اتفاق با خودش مرا تمام می‌کند. -دخترم تنها تو نیستی ببین همسن و سالانت هم هستند تو باید الگوی امید برای شان باشی نه اینکه خودت را ببازی. موهایش آشفته بر شانه‌هایش افتیده بود و ابروهایش اخم کرده بود و سرش را بر زانوهای خود گذاشته به خواب رفت. تقریباً بعد از یک‌ماه نتایج آزمون پسران در رسانه‌های اجتماعی نشر شد که لحظه‌ی خفه‌کننده برای دختران محسوب می‌شد؛ ریحان هم اندوهگین گفت:" اگر من هم این امتحان را سپری می‌کردم حالا شاید نتیجه‌ام را بدست آورده بودم و مطمئنم که کامیاب می‌شدم. باشوخی‌های رحمت حالش دگرگون می‌شد، هدیه دایماً به دیدن‌اش می‌آمد، با هم یکجا به کتاب‌خانه می‌رفتند و بوی خوش کتاب‌های نوچاپ شده را عمیق استشمام می‌کردند. -در دل ناامیدی‌ها و سایه سیاه باید دنبال ستاره درخشان بود. -اگر ندرخشید چی؟ -نه، باور داشته باش، خدای که آرزو  را بر دل می‌افگند حتمن رسیدن به آن را هم چاره می‌کند. -ریحان، بیا ببین چی کتاب خوبی است از نویسنده‌ی ترک به نام هاکان منگوچ. چی جمله یی نوشته است. "هفت اصل زندگی، افکار مثبت، عشق، ایمان بی قید و شرط، بخشش، کمک و یاری به دیگران، شکرگزاری و دعا از صمیم قلب" -بلی خیلی زیبا و دقیق، بشنو! "دنیا یک درخت آرزو است و به همین خاطر باید به آرزوها و افکار تان اهمیت بدهید." -ریحان بیا بیشتر از این رُمان‌ها بیشتر بخوانیم. -خیلی خوبست. کتاب دوست بامرامی است. می‌خواهم از احساسات، تجارب، خاطرات‌، آرزوهای ناتمام، اهداف و لحظه‌های را که سپری کردم بنویسم. -حالا شدی ریحان قوی و شجاع من! مولانای جان چه زیبا گفته: سوی نومیدی مرو امیدهاست سوی تاریکی مرو خورشیدهاست هردو باهم دوکتاب گرفتند و قدم زده راهی خانه‌ شدند. ریحان به خداوند باور داشت  که حتماً قلب‌اش را آرام کرده قوت می‌بخشد روزی برای خانواده‌ و مردم خدمت می‌کند و همیشه یک دختر مهربان باقی ب می‌ماند. حالا ریحان در یک آینده‌ی‌ نامعلوم همراه با سرنوشت و رویاهای معلق در فضا به‌سر می‌برد. بلی! این داستان از اوضاع دخترانی  مانند ریحان است که در افغانستان زندگی می‌کنند و  اکنون روح و روان آشفته دارند و در ظاهر خندان آن را پنهان کرده و به شجاعت ادامه می‌دهند. نویسنده: روئینا بخشی

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 236 بازدید

سازمان جهانی صحت درتازه‌ترین مورد هشدار داده است که در سال ۲۰۲۶ میلادی با کاهش ۳۰ درصدی بودجه و تا سال ۲۰۲۹ میلادی با کمبود ۱.۷ میلیارد دالری بودجه مواجه است؛ کمبودی که تلاش‌های جهانی برای ریشه‌کن کردن پولیو را تهدید می‌کند. جمال احمد، مدیر بخش ریشه‌کنی بیماری پولیو در سازمان جهانی صحت این اظهارات را در یک نشست خبری مطرح کرده و گفته: «این کمبود عمدتاً ناشی از کاهش کمک‌های خارجی به‌ویژه از سوی آمریکا، آلمان و بریتانیا است و کاهش چشمگیر بودجه به این معناست که برخی فعالیت‌ها دیگر انجام نخواهند شد.» وی در ادامه تاکید کرد که برای مقابله با این کمبود، ابتکار جهانی ریشه‌کنی پولیو تصمیم دارد منابع خود را بر نظارت و واکسیناسیون در مناطق پرخطر متمرکز کند. قابل ذکر است که ریشه‌کنی پولیو دهه‌هاست که یکی از اهداف جهانی سلامت است. واکسیناسیون گسترده از سال ۱۹۸۸ میلادی میلادی به‌طور چشمگیری موارد ابتلا به فلج اطفال را کاهش داده است، اما ویروس همچنان باقی مانده است. در سال ۲۰۲۵ میلادی، حدود ۳۶ مورد ابتلای تأییدشده به ویروس پولیو در افغانستان و پاکستان ثبت شده است؛ دو کشوری که این بیماری هنوز در آن بومی است. در همین حال، ۱۴۹ مورد از «پولیو ناشی از واکسن» در کشورهایی از جمله نایجریا گزارش شده است. این نوع زمانی رخ می‌دهد که کودکان واکسن‌شده، ویروس را دفع می‌کنند و این ویروس پس از جهش می‌تواند در میان جمعیت واکسینه‌نشده گسترش یابد. با وجود این خطر، مقام‌های بهداشتی جهانی تاکید می‌کنند که ادامه واکسیناسیون و نظارت دقیق، کلید پایان دادن قطعی به این بیماری است.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 253 بازدید

فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که تیم فوتبال زنان افغانستان در تبعید برای شرکت در تورنمنت بین‌المللی «FIFA Unites: Women’s Series 2025» به مراکش منتقل شده است. خبرگزاری نیوعرب بامداد امروز (پنج‌شنبه، ۱ عقرب) با نشر گزارشی گفته است که این مسابقات قرار بود از روز پنج‌شنبه در دوبی برگزار شود، اما به‌دلیل مشکلات صدور ویزه برای بازیکنان در تبعید، محل و زمان آن تغییر کرده و از روز یک‌شنبه هفته‌ی آینده آغاز خواهد شد. تیم زنا افغانستان در تبعید در این تورنمنت با تیم‌های چاد، تونس و لیبیا رقابت خواهد کرد. بازیکنان این تیم که افغانستان را ترک کرده و در کشورهای دیگر ساکن شده‌اند، نام تیم خود را «Afghan Women United» گذاشته‌اند. فهرست نهایی شامل ۱۳ بازیکن مقیم آسترالیا، ۵ بازیکن از بریتانیا، ۳ بازیکن از پرتگال و ۲ بازیکن از ایتالیا است. فیفا قبلاً در بیانیه‌ای گفته که این تورنمنت بخشی از «استراتژی اقدام گسترده برای فوتبال زنان افغان» است و شامل حمایت و آماده‌سازی بازیکنان افغان پیش از مسابقات می‌شود. تونس در حال حاضر در رده ۹۶ جهان قرار دارد، چاد و لیبیا تا کنون رتبه‌بندی فیفا را ندارند. قرار است در این رقابت‌ها، «کرشمه عباسی، سوین عظیمی، منتها مصلح، نجمه عارفی، نازیه علی، بهاره صمیمی، بهاره کوهستانی، مانوژ نوری، خرسند عزیزی، زینب مظفری، فاطمه حیدری، سوسن خجسته، مینا احمدی، نیلاب محمدی، مرسل سادات، الهه صفدری، فاطمه یوسفی، مونا امینی، مریم کریم‌یار، فاطمه عرفانی، عزیزه علی‌زاده، سوسن محمدی و بی‌بی نوری»، در قالب تیم فوتبال زنان پناهنده افغان مقابل حریفان خود به میدان بروند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 232 بازدید

مسوولان فدراسیون موی‌تای افغانستان می‌گویند که تیم ملی موی‌تای کشور با ترکیب سه ورزشکار دختر، دو مربی و یک مسوول، در سومین دوره بازی‌های آسیایی جوانان ۲۰۲۵ میلادی در منامه بحرین شرکت کرده است. فدراسیون موی‌تان افغانستان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که بر اساس برنامه، رقابت‌های موی‌تای از ۳۰ میزان تا چهارم عقرب ۱۴۰۴ در شهر منامه برگزار می‌شود. در اعلامیه آمده است که در این دوره از بازی‌های آسیایی جوانان، بیش از  هشت هزار ورزشکار از ۴۵ کشور آسیا در ۲۴ رشته ورزشی به رقابت می‌پردازند. در حالی تیم موی‌تای دختران افغانستان در این رقابت شرکت می‌کند که از زمان تسلط حکومت فعلی، قوانین سخت‌گیرانه‌ای علیه زنان وضع شده است؛ حضور زنان در ورزشگاه‌ها ممنوع و فعالیت در بسیاری از رشته‌های ورزشی زنان ممنوع شده است. همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 223 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان ملل متحد می‌گوید که در تلاش توان‌مندسازی قابله‌ها در افغانستان است تا از خدمات درمانی در این کشور پشتیبانی کند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته که در آزمایشگاه‌های تازه در ۱۰ ولایت افغانستان، قابله‌ها را آموزش می‌دهد تا روند ارائه‌ی مراقبت‌های بهداشتی به زنان بهبود یابد. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که «داکتر شیبا» در آزمایشگاه جدید مهارت‌ها در شفاخانه‌ی بادغیس، پرستاران و قابله‌ها را آموزش می‌دهد تا از طریق تمرین‌های عملی و آموزش‌های شبیه‌سازی‌شده، مهارت‌های آنان در مراقبت از مادران و نوزادان افزایش یابد. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد افزوده است که یونیسف با هم‌کاری بانک توسعه‌ی آسیایی در ۱۰ ولایت افغانستان از ۵۰ مرکز صحی پشتیبانی می‌کند تا با برگزاری آموزش‌های مبتنی بر شبیه‌سازی و برنامه‌های رهنمایی، کیفیت خدمات مادر و کودک را ارتقا دهد. در اعلامیه آمده است که تمرکز این برنامه‌ها بر حمایت از زنان، بهبود مهارت‌های قابله‌ها و فراهم‌سازی محیط امن برای زایمان و مراقبت پس از تولد است. بر اساس داده‌های سازمان‌های جهانی افغانستان، با کم‌بود شدید قابله‌ها و کارکنان آموزش‌دیده در بخش صحت مادر و کودک روبرو است؛ وضعیتی که موجب افزایش مرگ‌ومیر مادران و نوزادان در مناطق دوردست شده است.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 248 بازدید

سید مالک حسینی، معاون توسعه‌ی کارآفرینی و اشتغال وزارت کار جمهوری اسلامی ایران درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که آن کشور صدور ویزای کارگری، به‌ویژه برای افغانستانی‌ها را آغاز کرده است. خبرگزاری ایرنا گزارش داده است که آقای حسینی این اظهارات در دومین نشست «کمیسیون تخصصی شورای عالی اشتغال» مطرح کرده و گفته است که صدور این ویزاها از اول میزان با همکاری وزارت‌های خارجه و داخله‌ی آن کشور آغاز شده است. معاون وزارت کار ایران در ادامه تاکید کرده است که کارفرمایان می‌توانند از طریق «سامانه‌ی اشتغال اتباع خارجی» درخواست خود را ثبت کنند. وی در ادامه افزوده است که اولویت اصلی با کارجویان ایرانی است، اما در صورت نبود کارگر ایرانی، برای کارگران خارجی در سال اول ویزای نُه‌ماهه صادر می‌شود و براساس عملکرد نیروی کار خارجی و همچنین شرایط عرضه‌ی نیروی کار ایرانی، با درخواست کارفرما قابلیت صدور مجدد برای سال بعد وجود دارد. آقای حسینی تصریح کرد که براساس توافق با وزارت خارجه‌ی افغانستان، در سال اول حداکثر ۲۰۰ هزار ویزای کار صادر می‌شود و هدف اصلی آن «شفاف‌سازی و رصد نیروی کار مجاز اتباع خارجی برای جلوگیری از ورود غیرقانونی» است. معاون وزارت کار ایران می‌گوید: «تنها در صورتی اجازه‌ی استفاده از نیروی کار خارجی را خواهیم داد که هیچ نیروی کار ایرانی برای آن موقعیت کاری وجود نداشته باشد.» این در حالی است که پیش از این محمدرضا بهرامی، مدیرکل دفتر جنوب آسیای وزارت خارجه‌ی ایران، در دیدار با وزیر مهاجران حکومت سرپرست گفته بود که ۲۰۰ هزار ویزای کار برای شهروندان افغانستان صادر می‌شود. مقام‌های ایرانی در حالی از آغاز صدور ویزای کار برای کارگران افغانستان خبر می‌دهند که سفارت و قنسولگری‌های آن کشور در افغانستان در حال حاضر برای شهروندان افغانستان ویزا صادر نمی‌کنند. ایران پس از پایان مهلت خروج داوطلبانه‌ی مهاجران افغانستان، روند عادی صدور ویزا برای شهروندان افغانستان را متوقف کرده است.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 232 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به ۱.۵ میلیون کودک در ۱۵ هزار مکتب در سراسر افغانستان، لوازم آموزشی توزیع می‌کند. این سازمان امروز (سه‌شنبه، ۲۹ میزان) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که به این کودکان کیف، کتابچه و پنسل توزیع خواهد کرد. در ادامه آمده است که در مکتب «ملک شیر احمد» در لوگر، دختران با دریافت این اقلام از شادی لبریز می‌شوند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد تاکید کرده است که این لوازم با همکاری شاخه جنوب آسیای بانک جهانی توزیع می‌شود. در حالی این لوازم آموزشی برای کودکان توزیع می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. فقر شدید و بحران بشری در افغانستان نیز باعث شده است که بسیاری از خانواده‌ها توان خرید لوازم آموزشی برای کودکان‌شان را از دست بدهند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 291 بازدید

در دل خاطرات بوی منتو و گرمای بولانی، طوبا آدینه، نویسنده‌ی افغان-امریکایی، دنیای ویژه‌ای را برای فرزندان خودش و کودکان مهاجر افغان در سراسر جهان خلق کرده است؛ دنیایی که از دل آشپزخانه، قصه‌گویی، محبت و فرهنگ افغانستان می‌جوشد و به صفحاتی شاد، شاعرانه و آموزنده تبدیل می‌شود. طوبا آدینه جاو، متولد کابل، پایتخت افغانستان است و کودکی‌هایش را در ایالت کالیفرنیای امریکا در شهر آلامیدا سپری کرده. او دانش‌آموخته‌ی رشته‌ ارتباطات و روابط عامه‌ی دانشگاه دولتی کالیفرنیای است و در حال حاضر در شرکت داروسازی «جننتک/روش» در بخش سرطان‌شناسی و خون‌شناسی وظیفه اجرا می‌کند. پدر و مادرش، ابراهیم محمد آدینه و انیسه آدینه، ۴۵ سال پیش از امروز در سال ۱۹۸۰ میلادی افغانستان را ترک کردند و به ایالات متحده سفر کردند؛ سفری که مسیر زندگی طوبا را از ریشه‌های سنتی به جهان چندفرهنگی و مدرن پیوند زد. اما آن چه طوبا را از دیگران متمایز می‌سازد، نه تنها سواد و کار حرفه‌ای اوست؛ بلکه صداقت و علاقه‌ی صمیمانه‌ای‌ است که در قصه‌های کودکانه‌اش جاری است. او نویسنده‌ی دو کتاب موفق برای کودکان با نام‌های «من، مامان و منتو» و «من، مامان و بولانی» است. این کتاب‌ها نه تنها روش آماده‌سازی غذای افغانی را بازتاب می‌دهند؛ بلکه دریچه‌ای‌ هستند به قلب یک خانواده‌ی مهاجر افغان و بهانه‌ای برای بازآفرینی گرما و فرهنگ وطن. طوبا آدینه جاو در صحبت با افغانستان آینده، ریشه‌ی این دو اثر فرهنگی را چنین شرح می‌دهد: «ایده از دل یک خواست عمیق برای آگاه‌سازی مثبت درباره‌ی کشورم، فرهنگم و قصه‌ها و بوی‌های دوران کودکی و خانه‌ام آمد. می‌خواستم بخشی شاد و سرشار از عشق از افغانستان را برای فرزندانم حفظ کنم.» او این کتاب‌ها را نه ‌تنها برای فرزندان خودش؛ بلکه برای همه‌ی کودکان افغان در مهاجرت نوشته است؛ کودکانی که در لابه‌لای فرهنگ‌ها گم می‌شوند و نیاز دارند خانه، زبان و طعم وطن را دوباره پیدا کنند: «کتاب‌هایم برای کودکانی‌ است که می‌خواهند زیبایی یک فرهنگ متفاوت را از زاویه‌ی آشپزی و غذا ببینند.» طوبا بدون هیچ نقشه‌‌ی راه قبلی، قدم در دنیای نشر مستقل گذاشت و با چالش‌هایی چون تردید درونی و خطاهای ناشی از ناآگاهی از فرایند نشر روبه‌رو شد، اما او همه‌ی این اشتباهات را به تجربه و قدرت تبدیل کرد: «هر اشتباهی برایم به درسی تبدیل شد، ولی همه‌اش ارزشش را داشت.» آن‌چه کتاب‌های او را غنی‌تر می‌سازد، بهره‌گیری از خاطرات واقعی اوست. تجربه‌های او در کودکی با مادرش در آشپزخانه، اکنون در شکل رابطه‌اش با فرزندانش ادامه دارد. لحظه‌هایی مانند پاک‌کردن چکه از صورت پسر، خواندن دعا با خانواده، یا ذکر آیات قرآن در کتاب، همه نمادهایی‌اند از پیوند او با گذشته و حافظه‌ی فرهنگی: «این لحظه‌ها برای من سنگین‌ترین بار عاطفی را دارند. مرا به یاد همه ‌چیزهایی می‌اندازند که با خود از گذشته حمل می‌کنم.» طوبا از نوشتن به ‌عنوان ابزاری برای مقاومت یاد می‌کند: «نوشتن یعنی به ‌یادسپردن، یعنی ایستادگی در برابر حذف‌شدن. وقتی داستان‌های‌ خود را روایت می‌کنیم، به ‌ویژه به ‌عنوان زنان، قدرت را دوباره به ‌دست می‌گیریم.» او باور دارد که ادبیات زنان افغان با وجود سانسور، تبعید و سکوت اجباری، در حال احیا و صعود است: «ادبیات زنان افغان از خاکستر برخاسته است… صدای ما راهش را به صفحه پیدا کرده و جهان دارد گوش می‌دهد.» طوبا آدینه جاو زن افغان‌تبار بزرگ‌شده در امریکا، توانسته از تضاد دو جهان برای خلق روایت‌هایی استفاده کند که هم برای کودک افغان در تبعید الهام‌بخش است و هم برای خواننده‌ی جهانی پنجره‌ای‌ است به زندگی و امید یک ملت. او می‌گوید: «این‌جا آزادی نوشتن، حرف‌زدن و فعال‌بودن را دارم؛ آزادی‌هایی که می‌دانم بسیاری از خواهران افغانم در وطن هنوز برای‌شان مبارزه می‌کنند.» فرزندانش بزرگ‌ترین مشوق‌های زندگی او هستند. در نخستین مراسم رونمایی از کتابش، فرزندانش تابلویی را با دست‌ خود ساخته و برای مادرشان هدیه دادند، حالا طوبا آدینه این تابلو را در همه‌ی برنامه‌هایش باخود می‌برد: «آن تابلو از هر چیزی برایم باارزش‌تر است.» او اکنون مشغول نگارش کتاب سوم است؛ وعده‌ای که به کوچک‌ترین پسرش داده و در آن نیز بازهم فرهنگ افغانستان نقش مرکزی دارد. طوبا آدینه جاو برای زنانی که در آغاز راه نویسندگی قرار دارند پیام ساده‌ای دارد: «از هیچ شروع کنید، حتی یک جمله هم می‌تواند آغاز باشد. صدای شما بیش از آن‌چه تصور می‌کنید، اهمیت دارد. قلم را بردارید و به خودتان باور داشته باشید.» او همچنان خطاب به کودکان افغان و خوانندگانش می‌گوید: «هیچ‌گاه از خواندن دست نکشید و رویاهای بزرگ ببینید.» افغانستان، سرزمینی با پیشینه‌ای غنی از فرهنگ، زبان و هنر، در دهه‌های اخیر بیشتر با جنگ، مهاجرت و ویرانی در جهان شناخته شده است. میلیون‌ها افغان، به ‌ویژه پس از اشغال شوروی سابق در سال ۱۹۷۹ میلادی، مجبور به ترک وطن شدند و در گوشه‌وکنار جهان زندگی تازه‌ای را آغاز کردند. با این حال، در دل این مهاجرت اجباری، تلاش‌هایی برای حفظ هویت، زبان و فرهنگ همچنان زنده مانده است؛ تلاش‌هایی که گاه در سکوت خانه‌های مهاجران و گاه در قالب هنر، ادبیات و قصه‌گویی شکوفا شده‌اند. طوبا آدینه جاو، یکی از هزاران کودک افغان متولد کابل است که پس از مهاجرت خانواده‌اش به ایالات متحده در دهه‌ی ۱۹۸۰، در امریکای شمالی بزرگ شده است. او نماینده‌ی نسلی ا‌ست که در میان دو جهان پرورش یافته؛ با ریشه‌هایی عمیق در فرهنگ افغانستان و زیست در جامعه‌ای غربی. این دوگانگی فرهنگی، نه ‌تنها هویت پیچیده‌ای برای او رقم زده؛ بلکه برای او به منبع الهام جهت نوشتن نیز تبدیل شده است. در سال‌هایی که رسانه‌های جهانی افغانستان را تنها از دریچه‌ی خشونت، فقر و تبعیض روایت کرده‌اند، طوبا آدینه با خلق کتاب‌های کودکانه‌ای همچون «من، مامان و منتو» و «من، مامان و بولانی» کوشیده تصویر تازه، لطیف و انسانی از افغانستان و خانواده‌های مهاجر افغان ارایه کند. آثار او نه تنها بازتاب یک خاطره یا دستور آشپزی؛ بلکه تلاشی برای ثبت فرهنگی‌ است که در خطر فراموشی قرار دارد. طوبا بخشی از موج تازه‌ای از زنان نویسنده‌ی افغان است که با وجود محدودیت‌ها، تبعید یا سانسور، صدای خود را بر کاغذ می‌آورند و در برابر خاموشی مقاومت می‌کنند. در دورانی که صدای زنان افغان در داخل کشور هر روز خاموش‌تر می‌شود، نویسندگانی چون طوبا آدینه جاو، بار روایت، حافظه و امید این زنان را بر دوش گرفته‌اند. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب