برچسب: زنان و دختران

2 ماه قبل - 130 بازدید

در کوچه‌های خاموش یکی از محله‌های قدیمی کابل، دختری زندگی می‌کند که نامش شاید در هیچ کتاب یا گزارش رسمی نوشته نشده باشد، اما در دل شش دختر دیگری، چون چراغی روشن می‌سوزد و امید را در تاریک‌ترین روزها زنده نگه می‌دارد. این دختر، سپیده، یکی از هزاران دختری‌ست که عمرش را در سایه‌ی محدودیت، منع، ترس و ناامیدی سپری کرده، اما هیچ‌گاه نخواست تسلیم شود. او تنها تا صنف دوازدهم درس خواند؛ درست در سالی که آرزوهایش برای رفتن به پوهنتون به اوج رسیده بود، زمانی که برای رشته‌های مورد علاقه‌اش برنامه‌ریزی می‌کرد و در ذهنش آینده‌ای روشن می‌ساخت. اما با بسته شدن دانشگاه‌ها برای دختران، همه چیز در یک لحظه فروریخت. صبحی که با کتاب و قلم خوش‌رنگش از خانه بیرون رفت، هرگز باور نمی‌کرد آن روز، آخرین روز قدم زدنش در مسیر آموزش باشد. صدایی کوتاه و سرد، همه چیز را تمام کرد: «پوهنتون برای دخترها بسته شد.» همین جمله، مانند چاقویی که آرام و عمیق فرو می‌رود، سال‌ها زحمت، آرزو و امیدش را در خود دفن کرد. سپیده روزها را در سکوت می‌گذراند. اتاقی که روزی پر از کتاب، دفترچه و برنامه‌های درسی‌اش بود، به محلی تبدیل شده بود که هر روز در آن احساس شکست می‌کرد. مادرش شب‌ها به‌آرامی لباس گرمی روی شانه‌اش می‌انداخت و می‌گفت: «دخترم، شاید روزی باز شود.» اما این جمله، هرچند پر از مهربانی بود، هر روز برای سپیده زخمی تازه می‌ساخت؛ زخمی که از امیدهای بی‌سرانجام زاده می‌شد. بیرون از خانه، دختران دیگر نیز به همان سرنوشت گرفتار بودند؛ شانه‌های خمیده، چشمان بی‌نور، لبخندهایی که سال‌ها بود رنگ واقعی نداشت. در میان همه‌ی این دردها، چیزی در دل سپیده آرام نمی‌گرفت. او نمی‌توانست در خانه بنشیند و خود را خاموش کند. حس می‌کرد زندگی از او وظیفه‌ای بزرگ‌تر می‌خواهد؛ اینکه نه فقط برای خودش، بلکه برای دختران دیگر هم کاری بکند. یک روز، وقتی در حویلی ایستاده بود و دختر همسایه را دید که با چادر سفید و کهنه‌ای بر سر، آهسته به عقب بازمی‌گشت و مادرش زیر لب می‌گفت: «درس نیست، کار نیست... خدا به حال دخترها رحم کند»، دل سپیده لرزید. آن لحظه، چون جرقه‌ای، آتش سال‌ها خاموشی‌اش را شعله‌ور کرد. رو به مادرش کرد و گفت: «مادر، اگر درس ما را گرفتند، اگر کار را هم گرفتند، مگر دستان ما بی‌جان شده؟ کاری می‌کنم، حتی اگر خیلی کوچک باشد.» مادرش، با تمام نگرانی‌هایی که جامعه بر قلبش نهاده بود، آهسته لبخند زد و گفت: «تو از کودکی همین‌گونه بودی... اگر دنیا صد دروازه را به رویت می‌بست، یکی را خودت می‌ساختی.» سپیده خیاطی را از مادرش آموخته بود؛ نه به‌صورت حرفه‌ای، اما آن‌قدر که بتواند لباس ساده‌ای بدوزد. همان مهارت کوچک، تنهاترین امید او شد. از اندک پس‌اندازی که داشت، فقط توانست یک ماشین خیاطی دست‌دوم بخرد. ماشین قدیمی، زنگ‌زده بود و هر چند دقیقه یک‌بار نخ را پاره می‌کرد، اما برای سپیده، این ماشین دریچه‌ای به آینده بود. با پول کمی که از باقی‌مانده روزگار داشت، دو کیلو پارچه خرید؛ پارچه‌ای که در آن روزها برایش فقط پارچه نبود، بلکه «آغاز یک زندگی تازه» بود. او نخستین لباس‌ها را برای همسایه‌ها دوخت؛ ساده‌ترین لباس‌ها، اما با دقت و عشق. چند روز بعد، زنی از سر کوچه آمد و گفت: «دختر جان، شنیده‌ام دستت خوب است، یک چادر هم برای ما بدوز.» سپیده همان روز فهمید که شاید این کار، تنها راهی باشد که نه‌تنها او را از این خاموشی نجات می‌دهد، بلکه می‌تواند برای دختران دیگر نیز دری بگشاید. کم‌کم سفارش‌ها بیشتر شد. در میان تمام محدودیت‌ها، هنوز زنانی بودند که برای چند لباس، چادر یا پیراهن، به دستی ماهر نیاز داشتند. سپیده اما دلش نمی‌خواست تنها خودش از این راه نانی داشته باشد. هر بار که به چهره دختران بیکار محل نگاه می‌کرد، حس می‌کرد بخشی از درد آن‌ها در جان خودش هم فرو می‌رود. به چند دختر همسایه گفت که اگر مایل باشند، می‌توانند بیایند و در کنارش خیاطی یاد بگیرند. نخستین کسانی که آمدند، دو دختر از همسایه‌ها بودند؛ دخترانی که مثل سپیده در آخرین سال مکتب مانده و حسرت دوباره درس‌خواندن به دل‌شان مانده بود. با خجالت وارد شدند، گویی می‌ترسیدند مبادا این کارگاه کوچک هم روزی بسته شود یا برای‌شان دردسری به‌وجود آورد. سپیده به آن‌ها گفت: «اینجا نه کسی استاد است، نه کسی شاگرد. ما فقط دخترانی هستیم که نمی‌گذاریم زندگی ما را خاموش کند.» بعد از آن دو، دو دختر دیگر آمدند و سپس دو دختر دیگر. به این ترتیب، در مدت چند هفته، شش دختر در آن اتاق کوچک گرد آمدند؛ اتاقی که شاید برای مردان محل چیزی جز گوشه‌ای خاموش از خانه نبود، اما برای آن‌ها تبدیل شده بود به دانشگاهی که از آن محروم شده بودند، محیط کاری که بسته بودند، و خانه‌ای که در آن دوباره یاد گرفتند قلب‌شان بتپد. در کنار سپیده، آستین، پیراهن، چادر، لباس سنتی، و حتی دوخت‌های دست‌دوز کوچک را آموختند. هر لباسی که تمام می‌شد، گویی بخشی از غم دل‌شان هم کم می‌گردید؛ هر خطی که ماشین خیاطی می‌کشید، مانند خطی تازه از زندگی در روح‌شان نقش می‌بست. اما هیچ روزی نبود که ترس در اطراف‌شان نباشد. چند بار مردان محل آمدند و با کنجکاوی پرسیدند: «در این اتاق چه می‌کنید؟ چرا دخترها جمع می‌شوند؟» خانواده‌ها نگران بودند، مخصوصاً مادران. می‌گفتند: اگر کسی شکایت کند، اگر کسی بد بفهمد، ممکن است مشکل‌ساز شود. اما سپیده، همیشه با صدایی آرام و لبخندی خسته اما استوار، می‌گفت: «ما کار خلافی نمی‌کنیم. فقط می‌دوزیم… فقط زندگی را زنده نگه می‌داریم.» همین جمله، چون سدی، در برابر همه حرف‌ها و فشارها ایستادگی می‌کرد. ماه‌ها گذشت. روزی یکی از خانم‌هایی که به کارگاه می‌آمد، گفت عروسی دخترش نزدیک است و اگر ممکن باشد، لباس مهمان‌ها را در همین کارگاه بدوزند. دل سپیده لرزید؛ نه از ترس، بلکه از خوشحالی. این نخستین سفارش بزرگ‌شان بود. تمام شش دختر دست‌به‌کار شدند. شب‌ها تا دیر وقت می‌دوختند؛ خسته می‌شدند، دست‌های‌شان زخم می‌شد، اما در چشمان‌شان نوری بود که سال‌ها گم شده بود. وقتی آن سفارش بزرگ به پایان رسید، سپیده توانست از درآمد آن برای هر دختر سهمی بپردازد. یکی از دخترها همان روز اشک ریخت و گفت: «سال‌ها بود فکر می‌کردم هیچ‌وقت نمی‌توانم برای خانه نان ببرم… امروز حس کردم هنوز زنده‌ام.» سپیده همان شب نتوانست بخوابد؛ نه از خستگی، بلکه از خوشحالی. فکر می‌کرد اگر دنیا این‌همه دروازه را بر او بسته، باز هم توانسته در اتاق کوچک خانه‌اش پنجره‌ای باز کند؛ پنجره‌ای که از آن نور، نه تنها به زندگی خودش، بلکه به زندگی شش دختر دیگر هم تابیده است. او نمی‌دانست آیا روزی دانشگاه‌ها باز می‌شود یا نه، نمی‌دانست آیا روزی اجازه کار به دختران داده می‌شود یا نه. اما باور داشت که تا وقتی یک دختر نفس می‌کشد، آرزو می‌تواند دوباره زنده شود. باور داشت مهارت کوچک می‌تواند زندگی بزرگی بسازد، و دست‌هایی که اجازه قلم گرفتن ندارند، شاید بتوانند با نخ و پارچه دنیایی تازه شکل دهند. امروز کارگاه سپیده هنوز کوچک است؛ ماشینی کهنه در گوشه اتاق، چند طاقه پارچه کنار دیوار، و هفت دختر—او و شش شاگردش—که در سکوت اما با قلبی روشن کار می‌کنند. شاید جهان آنها را نمی‌بیند، شاید هیچ‌کس نام‌شان را در جایی نمی‌نویسد، اما حقیقت این است که در همان اتاق کوچک، زندگی دوباره جریان دارد. سپیده هر روز با دیدن دخترانی که با لبخند—هرچند کوچک و لرزان—کار می‌کنند، احساس می‌کند ارزش تمام دردها را داشته است. او ثابت کرد که اگر هزار راه بسته شود، یک دختر می‌تواند از یک نخ باریک هم پلی به فردا بسازد؛ پلی که روی آن شش دختر دیگر هم قدم می‌زنند… و شاید روزی هزار دختر.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 123 بازدید

سازمان داکتران بدون مرز اعلام کرده است که محدودیت تازه‌ای که از ۵ نومبر در هرات وضع شده است، زنان شامل بیماران، مراقبان و کارمندان صحی را ملزم به پوشیدن چادری برای ورود به مراکز درمانی می‌کند، باعث کاهش چشمگیر مراجعه‌کنندگان به مراکز بهداشتی شده است. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که آمارها نشان می‌دهد که تنها در سه روز نخست اجرای این دستور، پذیرش بیماران در بخش اطفال شفاخانه منطقه‌ای هرات ۲۸ درصد کاهش یافته است. در بخشی از گزارش آمده است که این محدودیت محلی که به‌صورت ناگهانی در تمامی مراکز درمانی عمومی از جمله شفاخانه هرات اعمال شده و موانع تازه‌ای را بر سر راه زنان ایجاد کرده و زندگی روزمره آنان را بیشتر مختل کرده است. سارا شاتو، مدیر برنامه پزشکان بدون مرز تاکید کرده است: «با این تصمیم، ورود بیماران و مراقبان زن به بیمارستان تنها بر اساس نوع پوشش تعیین می‌شود نه نیاز طبی. هرگونه محدودیت بر زنان بیمار، به معنای تأخیر در دریافت خدمات و حتی محرومیت از درمان است. این موضوع برای مادران و کودکانی که همین حالا با چالش‌های جدی برای دسترسی به خدمات صحی مواجه‌اند، پیامدهای خطرناک خواهد داشت.» همچنین این سازمان از این موضوع ابراز نگرانی کرده که این محدودیت‌ها در دیگر نقاط ولایت نیز بر ارائه خدمات تأثیر گذاشته است. در گذرگاه مرزی اسلام‌قلعه با ایران، وضعیت مشابهی گزارش شده است. بنابر اطلاعات سازمان‌های بشردوستانه، از بیش از ۱۰۰ کارمند زن که پیش‌تر در این نقطه کار می‌کردند، اکنون تنها سه نفر یک قابله، یک پزشک و یک پرستار اجازه فعالیت دارند و آن هم به شرط پوشیدن چادری در تمام مدت کار. این در حالی است که بسیاری از زنانی که اخیراً از ایران اخراج شده‌اند، با وضعیت صحی شکننده وارد کشور می‌شوند و نیاز فوری به رسیدگی دارند. پزشکان بدون مرز هشدار داده است که «تأثیر مجموعی این محدودیت‌ها، چه در مراکز درمانی هرات و چه در گذرگاه اسلام‌قلعه، نگران‌کننده است.» قابل ذکر است که از سال ۲۰۲۱ میلادی، زنان در افغانستان به‌طور فزاینده‌ای از عرصه عمومی حذف شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 111 بازدید

منابع محلی از ولایت کابل می‌گویند که فرخنده، دختر ۱۷ ساله‌ای که حدود یک‌ونیم ماه پیش با پسر یکی از چهره‌های بانفوذ محلی ولایت تخار ازدواج کرده بود، در شرایط مشکوک در کابل به قتل رسیده است. رسانه‌ها گزارش داده‌اند که فرخنده ۴۵ روز پیش براساس توافق خانوادگی با عمادالله، پسر حاجی احسان‌الله مشهور حاجی ملنگ، ازدواج کرده بود. رسانه‌ها به نقل از نزدیکان فرخنده نوشته‌اند که او پس از ازدواج در محیطی از فشار و خشونت زندگی می‌کرد. در گزارش آمده است که دو شب پیش جسد این دختر در آپارتمانی در نزدیکی خانه مادر شوهرش در گلبهارسنتر شهر کابل پیدا شده است. در ادامه آمده است که خانواده فرخنده مرگ او را «غیرعادی» می‌دانند و می‌گویند زمانی که خواستند جسد را برای بررسی به طب عدلی منتقل کنند، از سوی فرزندان حاجی ملنگ مانع شده‌اند. در گزارش‌ها آمده است که جسد فرخنده بدون رضایت پدرش و بدون انجام هرگونه تحقیق، به‌سرعت دفن شده است. براساس معلومات موجود، حاجی‌ احسان‌الله سهم‌دار معدن طلای قریه‌ی سمتی در ولسوالی چاه‌آب تخار و شریک بشیر نورزی است. همچنان گزارش شده است که برادر فرخنده نیز در شرکت استخراج طلای حاجی احسان‌الله کار می‌کند. مسوولان محلی حکومت سرپرست در ولایت کابل در مورد این قتل چیزی نگفته‌اند. پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، قتل‌های مرموز زنان، کودکان و جوان در در سراسر کشور افزایش کم‌پیشینه یافته است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 74 بازدید

استفان دوجاریک، سخنگوی دبیرکل سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که رفع تمامی محدودیت‌ها بر زنان و دختران در افغانستان ضروری است. آقای دوجاریک این اظهارات را در یک نشست خبری، با اشاره به گزارش تازه‌ برنامه‌ توسعه‌ ملل متحد درباره‌ی وضعیت معیشتی شهروندان افغانستان مطرح کرده و گفته است که محدودیت‌های وضع‌شده بر زنان و دختران در افغانستان مانع از کار زنان و تردد آنان در خارج از خانه می‌شود. وی در ادامه تاکید کرده است که محدودیت‌ها بر کار زنان اجرای عملیات‌ انسان‌دوستانه و بازسازی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. سخنگوی دبیرکل ملل متحد، در بخشی از سخنانش از ادامه‌ی ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان انتقاد کرده و گفته است که این وضعیت «غیرقابل قبول» است. سازمان ملل متحد در ادامه افزوده است که بدون تضمین حقوق زنان و دختران، اقدام‌های انسان‌دوستانه و بازسازی در افغانستان به شکل کامل امکان‌پذیر نخواهد بود. گزارش برنامه‌ی توسعه‌ای ملل متحد، نشان می‌دهد که بازگشت میلیون‌ها نفر به مناطق بازگشتی افغانستان، تحت فشار اقتصادی شدید، شوک‌های آب‌وهوایی و زمین‌لرزه‌های اخیر انجام می‌شود و خانواده‌ها برای تأمین نیازهای روزانه‌ی خود ناچار به کاهش وعده‌های غذایی، فروش دارایی‌ها و گرفتن وام شده‌اند. همچنین بر بنیاد داده‌های سازمان ملل متحد، پس از بازگشت حکومت فعلی به قدرت بیش از ۸۰ فرمان به هدف محدودکردن زنان و دختران صادر و اجرا شده است. همچنان تلاش‌ها و خواست‌های جهانی مبنی بر لغو این محدودیت‌ها تا اکنون بی‌نتیجه بوده است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 115 بازدید

برنامه‌ی توسعه‌ی سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افغانستان در سال ۲۰۲۵ میلادی شاهد یکی از بزرگ‌ترین موج‌های بازگشت مهاجران بوده و در این مدت بیش از ۲.۳ میلیون نفر به کشور بازگشته‌اند. این نهاد با نشر گزارشی تحت عنوان «از بازگشت تا بازسازی برای بازگشت‌کنندگان افغانستانی و جوامع میزبان»، گفته است که بسیاری از بازگشت‌کنندگان، به‌ویژه زنان و دختران، بدون پس‌انداز، مدرک یا مسکن با شرایط دشواری روبرو هستند. در بخشی از گزارش آمده است که زنان و دختران بازگشت‌کننده بیش از دیگران از فقر، محدودیت‌های حرکتی، دسترسی اندک به خدمات اساسی و خطرات امنیتی رنج می‌برند. در ادامه آمده است که همچنان به‌دلیل محدودیت‌های اجتماعی و اقتصادی، شمار زیادی از زنان توانایی دسترسی به خدمات صحی، آموزشی و فرصت‌های کاری را از دست داده‌اند. برنامه‌ی توسعه‌ی سازمان ملل گفته است که تداوم بحران‌های طبیعی از جمله زلزله، سیل و خشک‌سالی، روند بهبود و بازسازی را ک‍ُند کرده و خانواده‌های بازگشت‌کننده را در معرض ناامنی و بی‌ثباتی بیشتر قرار داده است. این نهاد تاکید کرده است که بازگشت‌کنندگان، به‌ویژه زنان، با وجود همه چالش‌ها، مهارت و اراده‌ی بازسازی زندگی خود را دارند و در صورت دریافت حمایت هدف‌مند، می‌توانند نقش مؤثری در ایجاد جوامع مقاوم‌تر و توان‌مندتر ایفا کنند. این در حالی است که در پی تشدید محدودیت‌های حکومت سرپرست، بسیاری از زنان و دختران، فعالان حقوق بشر، روزنامه‌نگاران، نظامیان پیشین و دیگر قشرهای آسیب‌پذیر مجبور به ترک افغانستان شدند. شمار زیادی از آنان به کشورهای همسایه از جمله ایران و پاکستان پناهنده شدند؛ اما این کشورها در سال‌های پسین روند اخراج  مهاجران افغانستانی را تشدید کرده است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 117 بازدید

مسوولان در فرماندهی پولیس ولایت سمنگان می‌گویند که در نتیجه‌ی وقوع یک حادثه‌ی ترافیکی در شاهراه سمنگان-بغلان، دو زن جان باخته و سه مرد زخمی شده‌اند. حشمت‌الله رحمانی، سخنگوی فرماندهی پولیس سمنگان گفته است که این حادثه امروز (شنبه، ۲۴ عقرب) در منطقه‌ی کوتل رباتک رخ داده است. آقای رحمانی در ادامه تاکید کرده است که یک عراده موتر نوع فلانکوچ با یک عراده موتر نوع پاسو تصادف کرده که در نتیجه دو زن جان باخته و سه مرد دیگر زخمی شده‌اند. او در ادامه افزوده است که زخمیان این حادثه برای درمان به شفاخانه‌ ولایتی بغلان منتقل شده و تحت مراقبت‌های صحی قرار دارند. از سوی دیگر، مسوولین مدیریت ترافیک فرماندهی پولیس ولایت سمنگان علت این تصادف را بی‌احتیاطی رانندگان عنوان کرده‌اند. رویدادهای ترافیکی در روزهای اخیر در ولایت‌های مختلف کشور افزایش یافته است. حوادث ترافیکی در افغانستان سالانه جان صدها نفر را می‌گیرد و صدها زخمی برجای می‌گذارد. نبود علایم ترافیکی، خرابی جاده‌ها و بی‌احتیاطی رانندگان از عوامل اصلی وقوع این حوادث گفته می‌شود.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 123 بازدید

همزمان با روز جهانی علم برای صلح و توسعه، دفتر نمایندگی اتحادیه اروپا برای افغانستان اعلام کرده است که سرمایه‌گذاری در علم و حمایت از دانش‌آموزان و استادان، قدرتمندترین مسیر به‌سوی آینده‌ی پایدار و مرفه است. این دفتر امروز (دوشنبه، ۱۹ عقرب) با نشر پیامی در حساب کاربری فیس‌بوک خود نوشته است که تعهد اتحادیه اروپا به حمایت از آموزش در افغانستان کاملاً حیاتی است. دفتر نمایندگی اتحادیه اروپا در ادامه تاکید کرده است که علم و دانش کلیدهایی برای صلح پایدار، نوآوری و حل مسأله و آینده‌ای متکی به خود برای همه‌ی شهروندان افغانستان است. این دفتر در بخشی از پیامش افزوده است: «ما در باور خود مبنی بر این‌که دانش پایه و اساس پیشرفت است، محکم ایستاده‌ایم. ما باید اطمینان حاصل کنیم که هر جوان افغان می‌تواند پتانسیل خود را شکوفا کند.» در حالی از روز جهانی علم برای صلح و توسعه تجلیل می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 180 بازدید

شکریه بارکزی، نماینده پیشین مجلس افغانستان و سفیر پیشین افغانستان در ناروی به عنوان معاون «کانگرس جهانی آزادی» انتخاب شده است. کانگرس جهانی آزادی با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این انتخاب، تعهد کانگرس جهانی آزادی را نسبت به رهبری فراگیر و تقویت نقش زنان در تحقق آزادی، برابری و کرامت انسانی نشان می‌دهد. شکریه بارکزی در پیام خود به اعضای این کانگرس، بر کار گروهی تاکید کرده و گفته است: «ما با هم برای آزادی، برابری و عدالت ایستاده‌ایم؛ نیرومندتر، متحدتر و متعهد به تغییر جهانی.» دومین نشست کانگرس جهانی آزادی با حضور نمایندگانی از ۶۰ کشور در برلین برگزار شد. این نشست سه‌روزه بر راهبردهای مقابله با حکومت‌های خودکامه، وضعیت زندانیان سیاسی و تقویت مقاومت مدنی متمرکز بود. در جریان این نشست، انتخابات کانگرس جهانی آزادی نیز برگزار شد و هیأت رییسه آن پس از دو سال تغییر کرد. لئوپولدو لوپز، دبیرکل کنگره جهانی آزادی می‌گوید که این کنگره در حال شکل‌دهی به ائتلافی جهانی است که به گفته وی، «بزرگ‌ترین ائتلاف از مبارزان آزادی و مدافعان دموکراسی» به شمار می‌آید. هدف این کانگرس ایجاد وحدت و همکاری برای مبارزه با بی‌عدالتی و دفاع از ارزش‌های جهانی مانند انتخابات آزاد، حقوق بشر و حاکمیت قانون است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 138 بازدید

صندوق اعتماد سازمان ملل برای افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان خودسرپرست را در ولایت غزنی برای پرورش دام‌ها حمایت می‌کند. این صندوق امروز (یک‌شنبه، ۱۸ عقرب) با نشر گزارشی گفته است که این اقدام را با همکاری برنامه (JP) و برنامه هماهنگی بازسازی ملی افغانستان انجام داده است. در بخشی از گزارش صندوق اعتماد سازمان ملل متحد برای افغانستان آمده است که هر گروه شامل ۲۰ زن خودسرپرست در روستاهای ولسوالی ناور غزنی از بسته‌های جامع دام‌داری مستفید شدند. در گزارش تاکید شده است که این بسته‌ها شامل ابزار و تجهیزات بهداشتی ضروری مثل سطل‌های شیر استیل، صافی‌ها، لیوان‌ها و قوطی‌های ۴۰ لیتری برای بهبود بهداشت و کیفیت محصول بودند. همچنین در بخشی از گزارش آمده است که بر تأمین تجهیزات، دام‌داران آموزش‌های عملی در زمینه تکنیک‌های بهبود دام‌داری، استانداردهای بهداشتی و روش‌هایی برای ارتقای کیفیت و قابلیت فروش محصولات دریافت کردند. صندوق اعتماد سازمان ملل متحد برای افغانستان افزوده است که چالش‌هایی مثل آب‌وهوای غیرقابل پیش‌بینی، روش‌های قدیمی دام‌داری و دسترسی محدود به بازارها سبب شده است که درآمدها پایین و ناامنی غذایی بالا باقی بماند. برنامه‌های حمایتی کوچک از سوی نهادهای بین‌المللی در حالی صورت می‌گیرد که حکومت سرپرست زنان را از کار کردن در ادارات و بیرون از خانه منع کرده‌اند. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 176 بازدید

مسوولان در فرماندهی پولیس در ولایت لوگر درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که یک زن سالمند و یک کودک دختر، در شهر پل علم، مرکز این ولایت به طرز «فجیعی» توسط افراد ناشناس به قتل رسیده‌اند. فرماندهی پولیس لوگر با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد (جمعه‌شب، ۱۶ عقرب) در شهر پل علم، مرکز این ولایت رخ داده است. در اعلامیه آمده است که دو دزد شب گذشته وارد یک خانه‌ی مسکونی شده و یک زن حدوداً ۶۰ ساله و یک کودک دختر ۱۲ ساله را ابتدا بیهوش کرده و سپس با تبر آن‌ها را به شکل بسیار فجیع به قتل رسانده‌اند. به گفته‌ی فرماندهی پولیس، دزدان پس از قتل، جسد قربانیان را داخل صندوق گذاشته بودند. در ادامه آمده است که این دو مرد مبلغ دو میلیون افغانی و ۴ هزار دالر آمریکایی را از خانه‌ی مسکونی سرقت کرده و از محل فرار کرده بودند. فرماندهی پولیس لوگر در اعلامیه تاکید کرده است که دو تن را در پیوند به این رویداد، روز (شنبه، ۱۷ عقرب) از منطقه‌ی عمرآباد از مربوطات شهر پل علم، مرکز این ولایت بازداشت کرده‌اند. در اعلامیه تصریح شده است که آن‌ها در تحقیقات اولیه به «جرم» خود اعتراف کرده‌اند. مسوولان گفته‌اند که پرونده‌های این دو تن برای «پیگیری قانونی» به نهادهای عدلی و قضایی سپرده خواهد شد. پیش از این نیز در رویدادهای مشابه، چندین تن به‌شمول زنان و کودکان در شماری از ولایت‌های کشور قربانی شده‌اند. حدود یک هفته پیش از این، دزدان یک استاد دانشگاه کابل را به قتل رسانده بودند و پیش از آن، جوانی از سوی دزدان مسلح در ولایت تخار به قتل رسیده بود.

ادامه مطلب