برچسب: رسانه گوهرشاد

4 ماه قبل - 165 بازدید

او بیست‌ونه‌ساله است، اما وقتی صبح‌ها از خواب بیدار می‌شود، بدنش سنگین‌تر از سنش است. معمولاً قبل از اذان صبح چشم باز می‌کند؛ نه چون عادت مذهبی داشته باشد، بلکه چون صدای حرکت مادرش در آشپزخانه یا سرفه‌های پدر، خواب را از سرش می‌پراند. اتاقی که در آن می‌خوابد کوچک است؛ یک فرش کهنه کف آن افتاده، یک تشک نازک کنار دیوار، و یک چمدان قدیمی که هنوز باز نشده؛ همان چمدانی که از ایران آورده بود. لباس‌هایش بیشتر همان لباس‌هاست، چون خرید لباس جدید همیشه به تعویق افتاده؛ مثل خیلی چیزهای دیگر در زندگی‌اش. وقتی می‌نشیند، زانوهایش را بغل می‌کند و چند دقیقه به دیوار خیره می‌ماند. این مکث‌های کوتاه، تنها زمانی است که کسی از او چیزی نمی‌خواهد. سال‌های بودن درایران برایش سخت بود، اما قابل پیش‌بینی. صبح زود بیدار می‌شد، سوار سرویس کارگاه می‌شد، ساعت‌ها پشت چرخ خیاطی می‌نشست، ناهار ساده می‌خورد و شب خسته برمی‌گشت. مزدش کم بود، تحقیرش زیاد، اما دست‌کم برنامه داشت. می‌دانست اگر کار کند، آخر ماه پولی خواهد گرفت؛ اگر خسته شود، می‌تواند سکوت کند. وقتی خانواده تصمیم به بازگشت گرفتند، هیچ‌کس نظرش را نخواست. پدر گفت دیگر نمی‌شود ماند، مادر گفت این‌جا آینده‌ای نیست و تمام. در مسیر بازگشت، او بیشتر از همه ساکت بود. نه اعتراض کرد، نه سؤال پرسید. فقط فهمید که دوباره باید خودش را با جایی وفق بدهد که زن بودن در آن سخت‌تر است. وقتی به افغانستان رسیدند، همان هفته‌ی اول، فضای خانه تغییر کرد. رفت‌وآمدها بیشتر شد؛ خاله، عمه، همسایه. سوال‌ها مستقیم نبودند، اما همه یک چیز را نشانه می‌رفتند: «دخترت چند ساله شده؟» «در ایران چرا شوهر نکرد؟» «خواستگار نداشته؟» مادرش اول دفاع می‌کرد، بعد سکوت می‌کرد و بعد از چند هفته، همان حرف‌ها را در خانه تکرار می‌کرد. از همان‌جا فشار شروع شد؛ آرام و تدریجی، مثل فشاری که اول درد ندارد، اما استخوان را می‌شکند. خواستگار اول مردی بود که خود ندیدش. فقط شنید که سی‌وهفت‌ساله است، یک بار ازدواج کرده و دنبال زن «آرام» می‌گردد. وقتی گفت نمی‌خواهد، مادرش گفت: «تو خیلی سخت‌گیر شدی.» خواستگار دوم را دید؛ مردی که بیشتر از ده دقیقه حرف نزد و آخرش گفت: «زن باید سازگار باشد.» او همان‌جا فهمید این ازدواج نیست؛ معامله است. خواستگار سوم و چهارم هم شبیه هم بودند. هیچ‌کدام به خودش نگاه نکردند؛ به سنش نگاه کردند، به شرایطش، به این‌که برگشته است. هر بار که «نه» می‌گفت، واکنش‌ها شدیدتر می‌شد. مادرش داد می‌زد، گاهی گریه می‌کرد، گاهی بشقاب را محکم روی زمین می‌گذاشت. می‌گفت: «من دیگر جواب مردم را ندارم.» برادرش مستقیم‌تر بود. یک بار وسط حویلی، جلوی پدر، گفت: «اگر این‌طور پیش برود، خودم تصمیم می‌گیرم.» آن روز، اولین بار بود که او ترس واقعی را حس کرد؛ نه ترس از شوهر، بلکه ترس از خانواده. خشونت‌ها شکل‌های مختلف داشت. همیشه سیلی نبود. گاهی نگاه تحقیرآمیز بود، گاهی بستن در، گاهی گرفتن تلفن. یک بار که دیرتر از معمول از بیرون برگشت، برادرش بازویش را محکم گرفت و گفت: «دیگر بیرون نمی‌روی.» بازویش تا چند روز درد می‌کرد. مادرش فقط گفت: «خودت مقصر هستی.» هیچ‌کس نپرسید چرا دیر آمده بود؛ آمده بود چون دنبال کار گشته بود، چون می‌خواست دوباره مستقل شود. او می‌گفت هنوز فرد مورد علاقه‌اش را پیدا نکرده. این جمله برای خودش واضح بود؛ یعنی هنوز کسی را ندیده که بتواند کنارش احساس امنیت کند. اما برای خانواده‌اش، این حرف بی‌معنی بود. آن‌ها علاقه را لوکس می‌دانستند. می‌گفتند زن باید به‌موقع شوهر کند، بعد علاقه خودش می‌آید. هر بار که این بحث تکرار می‌شد، او ساکت‌تر می‌شد، اما درونش پر از سؤال بود: چرا زندگی زن باید این‌قدر ساده و بی‌حق تعریف شود؟ شب‌ها وقتی همه می‌خوابیدند، او روی همان تشک نازک دراز می‌کشید و به جزئیات فکر می‌کرد؛ به این‌که اگر ازدواج کند فقط برای رهایی، چه چیزی در انتظارش است: مردی که او را انتخاب نکرده، خانه‌ای که در آن غریبه است، و خشونتی که فقط شکلش عوض می‌شود. گاهی به ایران فکر می‌کرد؛ به کارگاه، به صدای چرخ‌ها، به خستگی‌ای که حداقل معنا داشت. حالا خستگی‌اش بی‌معنا بود. آخرین خواستگار مردی بود که خانواده رویش خیلی حساب کرده بودند. سنش بالا بود، اما «وضعش خوب» بود. همان شب که حرفش جدی شد، دعوا بالا گرفت. برادرش فریاد زد، مادرش گریه کرد، پدر سکوت کرد. او گفت «نه» و بعد دیگر حرفی نزد. آن شب در را از بیرون قفل کردند؛ نه برای این‌که فرار نکند، بلکه برای این‌که بفهمد انتخابی ندارد. آن‌جا، در تاریکی، برای اولین‌بار به این فکر کرد که شاید زندگی‌اش همیشه همین‌طور بماند؛ نه با ازدواج نجات پیدا کند، نه با مقاومت. او هنوز همان‌جاست. نه ازدواج کرده، نه آزاد شده. هر روز با احتیاط حرف می‌زند، با احتیاط راه می‌رود، با احتیاط نفس می‌کشد. این روایت پایان مشخصی ندارد، چون زندگی او هم هنوز ادامه دارد. این داستان نه درباره یک زن خاص، بلکه درباره واقعیتی است که هر روز، بی‌سروصدا، در خانه‌های زیادی تکرار می‌شود؛ زنانی که فقط به‌خاطر خواستنِ حق انتخاب، تحت فشار و خشونت قرار می‌گیرند. این روایت عینی است، چون شبیه زندگی است: طولانی، خسته‌کننده و پر از تصمیم‌هایی که هیچ‌وقت ساده نیستند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 240 بازدید

برنامه جهانی غذا (WFP) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افغانستان با یکی از بدترین بحران‌های گرسنگی در جهان روبرو است و از هر سه تن، یک تن به‌شدت به غذا نیاز دارد. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که با کمک‌های مالی شرکای خود، توانسته است در زمان و مکان مورد نیاز، به آسیب‌پذیرترین افراد کمک‌های نجات‌بخش را ارائه کند. همچنین برنامه جهانی غذا پیش از این نیز اعلام کرده بود که با رسیدن فصل سرمای شدید در افغانستان، مر‌دم بیش‌ترین آسیب را از گرسنگی خواهند دید. فقر و مشکلات اقتصادی از جمله چالش‌های عمده شهروندان افغانستان است که در بیش از چهار سال گذشته، زندگی میلیون‌ها تن را در کشور تحت فشار شدید قرار داده است.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 157 بازدید

برنامه‌ی توسعه‌ا‌ی سازمان ملل متحد در افغانستان از آغاز مرحله‌ی دوم برنامه‌ی «توان‌مندسازی اقتصادی زنان از طریق کسب‌و‌کار‌های کوچک و متوسط» خبر داده و این برنامه، با سرمایه‌گذاری ۱۰ میلیون یورویی اتحادیه‌ی اروپا، با هدف تقویت نقش اقتصادی زنان و پشتیبانی از کسب‌وکار‌های پای‌دار خانواده‌ها در افغانستان راه‌اندازی شده است. این برنامه با نشر اعلامیه‌ای گفته است که مرحله‌ی دوم این برنامه، زنان را از بخش‌های مختلف فعالیت‌های اقتصادی از گروه‌های کوچک و متوسط تحت پوشش قرار می‌دهد و در تلاش است تا دسترسی آنان را به منابع مالی، بازارها، مهارت‌ها و فرصت‌های درآمد پای‌دار را افزایش دهد. در ادامه آمده است که این برنامه از سازوکارهای مالی سازگار با شریعت و مناسب با شرایط فرهنگی استفاده می‌کند و در کنار آن، خدمات توسعه‌ی کسب‌وکار، راهنمایی حرفه‌ای و پیوند با بازارها را برای زنان فراهم می‌کند. در اعلامیه آمده است که این برنامه همچنان به پیوستن زنان در جامعه و تقویت حضور آنان در بازار کار تمرکز دارد. در ادامه آمده است که این برنامه در شماری از ولایت‌های دوردست به‌ویژه در منطقه‌های مرکزی آن اجرا می‌شود؛ منطقه‌هایی که مشارکت اقتصادی زنان پایین و دسترسی به خدمات مالی محدود است. برنامه‌ی توسعه‌ا‌ی سازمان ملل متحد افزوده است که اجرای این برنامه می‌تواند به افزایش درآمد زنان، تقویت تاب‌آوری خانواده‌ها و ارتقای نقش زنان در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی کمک کند و زمینه‌ساز بهبود پای‌دار اقتصاد محلی در افغانستان شود. همچنین ورونیکا بوشکوویچ پوهار، کاردار اتحادیه‌ی اروپا در افغانستان، گفته است: «این پروژه با هدف تقویت کسب‌و‌کار‌های کوچک و افزایش تاب‌آوری و خودکفایی خانوا‌ده‌ها  اجرا می‌شود. سرمایه‌گذاری در کسب‌وکارهای زنان، به تقویت جوامع و بازارهای محلی کمک می‌کند و فرصت‌های پای‌دار درآمد را برای خانوارها فراهم می‌سازد.» این در حالی است که حکومت سرپرست پس از به‌دست گرفتن قدرت، افزون بر محدودیت‌های دیگر کار در بسیاری از بخش‌ها را برای زنان و دختران منع کرد.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 220 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد پیش‌بینی کرده است که ۱۴.۴ میلیون تن در سال ۲۰۲۶ میلادی در افغانستان به خدمات صحی نیاز خواهند داشت. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۹ دلو) با نشر گزارشی گفته است که از این تعداد، ۷.۲ میلیون تن قرار است تحت پوشش دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد قرار گیرند. اوچا در ادامه تاکید کرده است که ۵۴ درصد از این افراد کودکان هستند و ۲۴ درصد دیگر را زنان تشکیل می‌دهند. همچنین دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد در بخشی از گزارشش افزوده است که ۱۰ درصد باقی‌مانده افراد دارای معلولیت هستند. اوچا تصریح کرد که برای رسید‌گی به این نیازها، بیش از ۱۹۰ میلیون دالر نیاز است. این دفتر خاطرنشان کرده است که افغانستان همچنان بزرگترین بحران بشردوستانه در سال جاری باقی می‌ماند. طبق گزارش‌ سازمان‌های بین‌المللی، نزدیک به ۲۲ میلیون تن در افغانستان به کمک‌های بشری متکی هستند. باید گفت که پس از تسلط دوباره‌ی حکومت فعلی بر افغانستان، شماری از نهادهای بین‌المللی اعلام کرده بودند که به‌دلیل ممنوعیت کار کارمندان زن کمک‌های خود در افغانستان را کاهش داده‌اند.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 123 بازدید

هیدر بار، معاون بخش زنان دید‌بان حقوق بشر درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که سیاست‌های حکومت سرپرست در برابر آموزش دختران و دختران، آینده‌ی افغانستان را به‌گونه‌ی جدی تهدید می‌کند. خانم بار با نشر پیامی پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، تنها بخشی از محدودیت‌های می‌باشد که سبب تضعیف نظام آموزشی در سراسر افغانستان شده است. وی در ادامه تاکید کرده است که حکومت فعلی با اقدام‌هایی چون برکناری آموزگاران شایسته، حذف مضمون‌های غیرمذهبی و وضع محدودیت‌های پی‌درپی، ساختار آموزش را به‌‌طور سیستماتیک تضعیف کرده است. او در ادامه افزوده است که آسیب‌های این سیاست‌ها هر روز بیش‌تر می‌شود و پیامدهای آن دامن‌گیر نسل‌های آینده خواهد شد. معاون بخش زنان دیدبان حقوق بشر تصریح کرد که پیامدهای این روند تنها متوجه دختران نیست؛ بلکه تمام نظام آموزشی کشور را دربر می‌گیرد و آینده‌ی افغانستان را با خطر جدی روبرو کرده است. همچنین صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد هشدار داده است که آموزش در افغانستان به نقطه‌ی بحرانی رسیده است. بر پایه‌ی گزارش این نهاد، بیش از ۹۰ درصد کودکان ده‌ساله در افغانستان توانایی خواندن یک متن ساده را ندارند. یونیسف این وضعیت را نشانه‌ی بحران «آموزش بدون یادگیری» دانسته؛ بحرانی که به گفته‌ی نهادهای بین‌المللی، در نتیجه‌ی سیاست‌های محدودکننده‌ در بخش آموزش به‌وجود آمده است.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 150 بازدید

مسوولان محلی حکومت سرپرست در ولایت ننگرهار می‌گویند که هفت عضو یک خانواده در پی فروریختن سقف یک خانه در این ولایت جان باخته‌اند. قریشی بدلون، آمر اطلاعات ریاست اطلاعات و فرهنگ ننگرهار با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد (چهارشنبه‌شب، ۸ دلو) در شهر جلال‌آباد، مرکز این ولایت رخ داده است. آقای بدلون در ادامه تاکید کرده است که این رویداد در منطقه «غوچکو»، از مربوطات ناحیه هفتم شهر جلال‌آباد اتفاق افتاده است. آمر اطلاعات ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت ننگرهار در ادامه افزوده است که یک تن دیگر در این رویداد زخمی شده است. این مقام محلی می‌گوید که زنان و کودکان نیز در میان قربانیان این رویداد هستند. هرچند تا اکنون علت فروریختن سقف این خانه اعلام نشده، اما اغلب چنین رویدادهایی به‌دلیل فرسودگی خانه‌ها، بارندگی‌های شدید و زمین‌لرزه رخ می‌دهد. همچنین مسوولان حکومتی می‌گویند که بیش از ۶۰ تن در پی بارند‌گی‌های اخیر در ۱۵ ولایت جان باخته‌اند.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 262 بازدید

برنامه جهانی غذا (WFP) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که وعده‌های غذایی مکاتب برای بسیاری از کودکان در افغانستان نجات‌بخش بوده و اغلب اولین وعده غذایی آنان در طول روز است. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که با همکاری شرکای خود توانسته از سلامت و آموزش کودکان مکاتب ابتدایی در سراسر افغانستان حمایت کند. همچنین یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد پیش‌تر نیز اعلام کرده بود که ۹۴۲ هزار کودک در افغانستان دچار سوءتغذیه شدید و حدود ۷۰۰ هزار کودک دیگر در معرض سوءتغذیه متوسط قرار دارند، موضوعی که بر اهمیت حمایت‌های تغذیه‌ای برای کودکان افزوده است. برنامه جهانی غذا نیز گزارش داده بود بیش از ۱۷ میلیون افغان در این زمستان با ناامنی غذایی شدید روبرو هستند و شدت گرسنگی و سوءتغذیه در کشور رو به افزایش است. همچنین سازمان ملل همواره تاکید کرده است که ادامه کمک‌ها و گسترش برنامه‌های تغذیه‌ای، برای کاهش آسیب‌پذیری کودکان و حمایت از آموزش آنان می‌تواند حیاتی باشد.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 143 بازدید

پدر بودن و مادر بودن کار ساده‌ای نیست. برای اینکه پدر و مادر خوبی باشیم، باید سخت تلاش کنیم. اما چه ویژگی‌هایی باعث می‌شود که در تربیت فرزندان خود موفق باشیم؟ برای اینکه پدر و مادر خوبی باشیم، لزوماً نباید انسان‌های کامل و بی‌نقص باشیم. هیچ‌کس کامل نیست و هیچ کودکی هم کامل و بی‌نقص نیست، اما باید برای برطرف کردن اشکالات و رفتارهای نادرست کودک خود تلاش کنیم. در ادامه، ۱۰ نکته مهم برای یادگیری مهارت فرزندپروری مؤثر را بیان می‌کنیم که به شما کمک می‌کند پدر و مادر خوبی باشید.   ۱.الگوی خوبی برای فرزندتان باشید اگر انجام کاری را به فرزندتان توصیه می‌کنید، ابتدا خودتان آن کار را انجام بدهید. به‌جای اینکه صرفاً به کودک بگویید از او انتظار دارید چه کاری را انجام بدهد، خودتان آن کار را انجام بدهید و در عمل به او نشان بدهید. شما ابتدا باید استانداردهای بالایی را برای خودتان تعیین کنید، چون شما الگوی فرزندتان هستید و در درجه اول باید خودتان به استانداردها و چیزهایی که می‌گویید پایبند باشید. انسان موجود ویژه‌ای است که می‌تواند با تقلید کردن بیاموزد. ما به‌طور ذاتی کارهای دیگران را تقلید می‌کنیم تا بتوانیم آن کارها را درک کنیم و در زندگی خود وارد کنیم. کودکان نیز همیشه کارهایی را که والدینشان انجام می‌دهند به دقت تماشا می‌کنند و از آن‌ها تقلید می‌کنند. پس همیشه کسی باشید که دوست دارید فرزندتان آن‌گونه باشد. به فرزندتان احترام بگذارید، رفتار و نگرش مثبت را به او نشان بدهید و احساسات او را درک کنید تا او نیز رفتار شما را تقلید کند و مانند شما باشد. ۲. فرزندتان را دوست داشته باشید و با کارها و رفتارتان این عشق را به او نشان بدهید در دوست داشتن و عشق به فرزندان زیاده‌روی معنایی ندارد و دوست داشتن فرزندان موجب لوس شدن آن‌ها نمی‌شود. تنها چیزهایی که به نام عشق به او می‌دهید (مانند ولخرجی زیاد، نرمی و ملایمت بی‌اندازه، انتظارات پایین و حمایت بیش از حد) می‌تواند موجب لوس شدن کودکان شود. وقتی به‌جای عشق واقعی این چیزها را به فرزندتان می‌دهید، او را لوس می‌کنید. به‌سادگی می‌توانید به فرزندتان نشان بدهید که او را دوست دارید؛ فقط کافی است در آغوشش بگیرید، با او وقت بگذرانید و به مشکلات و حرف‌هایش گوش بدهید. انجام دادن چنین رفتارهای پر از عشق موجب ترشح هورمون‌های احساس خوب مانند اکسی‌توسین، اوپیوئیدها و پرولاکتین می‌شود. این مواد شیمیایی عصبی سبب رسیدن به آرامش عمیق و نیز ایجاد گرمای عاطفی و رضایت می‌شوند. این احساسات، انعطاف‌پذیری و توانایی تحمل مشکلات را در فرزندمان افزایش می‌دهند و همچنین به برقراری ارتباط صمیمی‌تر میان ما و فرزندمان می‌انجامند. ۳. پدر و مادر مهربان و در عین حال قاطع باشید هر نوزاد با حدود ۱۰۰ میلیارد نورون متولد می‌شود که ارتباطات نسبتاً اندکی با یکدیگر دارند. این ارتباطات میان نورون‌ها هستند که افکار ما را می‌سازند، محرکی برای کارهای ما می‌شوند، شخصیت ما را شکل می‌دهند و اساساً مشخص می‌کنند که ما که هستیم. تجربه‌هایی که در طول زندگی به دست می‌آوریم، این ارتباطات را شکل می‌دهند. اگر به فرزندتان تجربه‌های مثبتی بدهید، او نیز می‌تواند در آینده تجربه‌های مثبتی داشته باشد و این تجربه‌های مثبت را برای دیگران نیز ایجاد کند. برای ایجاد تجربه‌های مثبت برای فرزندتان می‌توانید با او آواز بخوانید، در مسابقات ورزشی و رویدادهای مختلف شرکت کنید، با هم به پارک بروید، بخندید و بازی کنید. وقتی بهانه‌گیری و بدخلقی می‌کند، کنارش باشید و با کمک یکدیگر مشکل را حل کنید. این تجربه‌های مثبت، علاوه بر اینکه اتصالات خوبی میان نورون‌های کودک‌تان ایجاد می‌کنند، خاطراتی از شما در ذهن فرزندتان شکل می‌دهند که تا پایان عمر همراه او خواهد بود. البته وقتی مسئله نظم و انضباط در میان باشد، مثبت بودن کار ساده‌ای نیست، اما می‌توان «انضباط مثبت» را تمرین کرد و از اقدامات تنبیهی پرهیز نمود. {انضباط مثبت مدل و الگویی انضباطی است که در آن بر نکات مثبت رفتاری تمرکز می‌شود. این مدل انضباطی بر این اصل استوار است که هیچ کودک بدی وجود ندارد و فقط رفتارهای خوب و بد وجود دارند. می‌توان رفتار خوب را آموزش داد و تقویت کرد و بدون وارد کردن آسیب کلامی یا جسمی به کودک، او را از رفتار بد بازداشت.} ۴. پناهگاه امنی برای فرزندتان باشید با توجه کردن و واکنش نشان دادن به حالات گوناگون فرزندتان و حساس بودن به نیازهایش، به او نشان بدهید که همیشه کنارش هستید تا به او کمک کنید. از فرزندتان حمایت کنید و او را به‌عنوان فردی مستقل بپذیرید و همیشه پناهگاه گرم و امنی برای او باشید. معمولاً کودکانی که در دامان والدین همواره علاقه‌مند و پاسخ‌گو پرورش می‌یابند، رشد عاطفی، رشد اجتماعی و سلامت روان بهتری دارند. ۵. با فرزندتان حرف بزنید و به تکامل مغز او کمک کنید بیشتر ما از اهمیت برقراری ارتباط با دیگران آگاه هستیم. با کودک‌تان حرف بزنید و با دقت به حرف‌هایش گوش بدهید. باز نگه‌داشتن خط ارتباطی میان خود و فرزندتان موجب می‌شود که رابطه بهتری با او داشته باشید و کودک‌تان نیز هر وقت با مشکلی مواجه شود، به شما مراجعه کند. البته ایجاد ارتباط دلیل دیگری نیز دارد. با این کار به فرزندتان کمک می‌کنید که میان بخش‌های مختلف مغز خود ارتباط برقرار کند و مغزش تکامل پیدا کند. یکپارچه‌سازی بخش‌های مختلف مغز موجب تکامل و کارکرد درست مغز می‌شود؛ درست مانند کل بدن که باید اندام‌های مختلف آن هماهنگ باشند و با هم کار کنند تا سلامتی بدن حفظ شود. وقتی بخش‌های مختلف مغز یکپارچه می‌شوند، می‌توانند به‌صورت مجموعه‌ای واحد عمل کنند. این یکپارچگی موجب کاهش بهانه‌گیری و بدخلقی و افزایش همکاری و همدلی بیشتر کودک می‌شود. بدین منظور، با فرزندتان درباره تجربه‌های دشواری که داشته است صحبت کنید. از او بخواهید توضیح بدهد چه اتفاقی افتاده است و او در آن زمان چه احساسی داشته است. لازم نیست راه‌حلی ارائه بدهید. برای اینکه پدر یا مادر خوبی باشید، لزوماً نباید تمام جواب‌ها را بدانید. همین که به حرف‌های او گوش بدهید و از او بخواهید مسائل را روشن و واضح بیان کند، موجب می‌شود که فرزندتان تجربه‌هایش را بهتر درک کند، خاطراتش را با هم یکپارچه کند و میان آن‌ها ارتباط برقرار نماید. ۶. به دوران کودکی خود بیندیشید بسیاری از ما می‌خواهیم والدینی متفاوت از پدر و مادر خود باشیم. حتی کسانی که دوران کودکی شادی داشته‌اند نیز ممکن است بخواهند بعضی از جنبه‌های تربیت و پرورش خود در دوران کودکی را تغییر بدهند. اما در بیشتر موارد، وقتی دهان باز می‌کنیم درست مانند پدر و مادر خودمان صحبت می‌کنیم. تأمل کردن و اندیشیدن به دوران کودکی خود موجب می‌شود شیوه‌ای را که در تربیت و پرورش کودکان‌مان در پیش گرفته‌ایم بهتر درک کنیم. از روش‌هایی که می‌خواهید تغییر بدهید یادداشت بردارید. به این فکر کنید که در شرایط واقعی چگونه می‌توانید آن روش‌ها را به شکل متفاوتی اجرا کنید. هوشیار و آگاه باشید و دفعه بعدی که مسئله مورد نظر پیش آمد، رفتار خود را تغییر دهید. ۷. به سلامت خود نیز توجه داشته باشید بیشتر اوقات پس از تولد فرزند، چیزهایی مانند سلامت خودتان یا سلامت ازدواج‌تان در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرند. اما اگر به این مسائل توجه نکنید، در آینده به مشکلات بزرگ‌تری تبدیل خواهند شد. از نظر روحی و جسمی از خودتان مراقبت کنید و برای تقویت رابطه‌ای که با همسرتان دارید وقت بگذارید. اگر در این دو حوزه موفق نباشید، فرزندتان نیز آسیب خواهد دید. ۸. در هیچ شرایطی از تنبیه بدنی استفاده نکنید تنبیه بدنی موجب اطاعت کوتاه‌مدت کودک می‌شود و باعث می‌گردد برای مدتی آسوده باشید و کودک رفتار اشتباه خود را تکرار نکند. با وجود این، با این روش به کودک نمی‌آموزیم که چه چیزی درست و چه چیزی غلط است. این شیوه فقط به کودک یاد می‌دهد که از عواقب بیرونی کار خود بترسد. به این ترتیب، کودک دلیل نادرست بودن کارهای خود را درک نمی‌کند و تنها ترغیب می‌شود که این کارها را دور از چشم والدین انجام دهد و سعی کند گیر نیفتد. کتک زدن این الگو را به کودک می‌دهد که او نیز می‌تواند مسائل را با خشونت حل کند. کودکانی که والدین آن‌ها از تنبیه بدنی استفاده می‌کنند، بیشتر مستعد درگیری و نزاع با سایر کودکان هستند. این کودکان بیش از دیگران، کودکانی قلدر و زورگو می‌شوند و از پرخاشگری و ستیزه‌جویی کلامی یا فیزیکی برای حل مشکلات و اختلافات استفاده می‌کنند. ۹. چشم‌انداز شخصی داشته باشید و هدف خود از تربیت فرزند را فراموش نکنید هدف شما از پرورش و تربیت فرزندتان چیست؟ اگر شما نیز مانند بیشتر پدر و مادرها باشید، می‌خواهید فرزندتان در مدرسه موفق باشد، فردی سازنده، مسئولیت‌پذیر و مستقل شود، روابط هدفمندی با شما و دیگران برقرار کند، فردی مهربان و دلسوز باشد و زندگی شاد، سالم و پرباری داشته باشد. سیگل و برایسون، نویسندگان کتاب «کودکی با تمام توانایی‌های مغز خود» هستند. آن‌ها در این کتاب به این نکته اشاره می‌کنند که به‌جای اینکه به فرزندمان کمک کنیم موفق شود، بیشتر وقت خود را صرف تلاش برای زنده ماندن می‌کنیم! برای اینکه اجازه ندهیم این الگوی تلاش برای بقا بر زندگی‌مان چیره شود، دفعه بعد که احساس خشم و سرخوردگی کردیم، دست نگه داریم و اندکی تأمل کنیم. به این فکر کنید که خشم و سرخوردگی برای شما و فرزندتان چه سودی دارد. به‌جای خشم و سرخوردگی، راه‌هایی را برای تبدیل کردن تجربه‌های منفی به فرصت‌هایی برای یادگیری فرزندتان پیدا کنید. حتی می‌توانید بهانه‌گیری‌ها و کج‌خلقی‌های کودک‌تان را نیز به لحظات ارزشمندی برای شکل دادن و کامل کردن مغز او تبدیل کنید. انجام این کارها موجب می‌شود که علاوه بر حفظ چشم‌اندازی سالم، برای رسیدن به یکی از اهداف اصلی فرزندپروری، یعنی ایجاد رابطه‌ای خوب با فرزندتان، تلاش کنید. ۱۰. استفاده از یافته‌های آخرین پژوهش‌های روان‌شناختی و اعصاب شناختی برای پیدا کردن راه میان‌بر منظور از راه میان‌بر این نیست که در تربیت فرزند خود کوتاهی کنید، به اندازه کافی برای او وقت نگذارید یا ساده‌ترین راه را در پیش بگیرید. منظور این است که از چیزهایی بهره ببریم که دانشمندان ارائه کرده‌اند. فرزندپروری یکی از شاخه‌های دانش روان‌شناسی است که بیش از سایر شاخه‌ها درباره آن پژوهش شده است. درباره بسیاری از شیوه‌ها و سنت‌های پرورش فرزندان از نظر علمی پژوهش شده و این شیوه‌ها تأیید، اصلاح یا رد شده‌اند. البته استفاده از آموخته‌های علمی به هیچ وجه به این معنا نیست که راهبرد یکسانی برای همه وجود داشته باشد، زیرا هر کودکی با دیگری متفاوت است. شما نیز باید راهبردهای پرورش فرزندتان را بر اساس همین تفاوت‌ها تنظیم و تغییر دهید. مثلاً روش‌های بسیار بهتری نسبت به تنبیه بدنی وجود دارد؛ روش‌هایی مانند راهنمایی مجدد، استدلال کردن یا گرفتن امتیازهایی که به فرزندتان داده‌اید. باید از نوعی روش انضباطی بدون تنبیه استفاده کنید که برای کودک شما مؤثرتر از روش‌های دیگر باشد. برای استفاده از این راه‌های میان‌بر باید بیشتر تلاش کنید؛ در مقابل، استفاده از روش‌های سنتی آسان‌تر است. با وجود این، با به‌کارگیری این میان‌برها به نتایج بهتری در تربیت فرزندان خود می‌رسید و همچنین از مشکلات و دردسرهایی که ممکن است در نتیجه تربیت نادرست فرزندان در بلندمدت برایتان پیش بیاید، دوری می‌کنید. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 187 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که نظام آموزشی افغانستان با موانع و چالش‌‌های جدی روبرو است، اما با این حال امکان بازسازی آن نیز وجود دارد. این سازمان امروز (چهارشنبه، ۸ دلو) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود بر اهمیت آموزش دختران و تاثیر مثبت آن در آینده افغانستان تاکید کرده و خواهان لغو محدودیت‌ها در برابر تحصیل آنان شده است. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است: «لغو ممنوعیت آموزش متوسطه دختران، به آنان این امکان را می‌دهد مهارت کسب کنند، وارد حرفه‌های حیاتی مانند بهداشت شوند و خانواده‌ها، جوامع و آینده کشور را تقویت کنند.» همچنین پیش از این نیز یونیسف گزارش داده بود که سیستم آموزشی افغانستان در نقطه بحرانی خود قرار دارد و بیش از ۹۰ درصد کودکان ۱۰ ساله در افغانستان قادر به خواندن متن ساده نیستند. این سخنان در حالی مطرح می‌شود که نظام آموزشی افغانستان در سال‌های اخیر آسیب جدی دیده است. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 146 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد (UNFPA) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که آموزش و مراقبت‌های باداری برای زنان در افغانستان حیاتی است و به کاهش خطر عوارض دوران بارداری و زایمان کمک می‌کند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که در بسیاری از مناطق افغانستان، زنان مجبورند برای دریافت مراقبت‌های صحی مسافت‌های طولانی را طی کنند. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که زنان باردار در نبود مراکز حرفه‌ای، بارداری و زایمان غالباً در خانه و با کمک افراد آموزش‌ندیده انجام می‌شود. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد افزوده است که ایجاد مراکز خدمات مادران و خانواده‌ها در مناطق دورافتاده، سبب کاهش خطر عوارض دوران بارداری، افزایش دسترسی به خدمات صحی و ارتقای سلامت مادران و نوزادان می‌شود. همچنین در بخشی از گزارش گفته است که ارائه آموزش‌های پیش از زایمان، شامل مراقبت پس از زایمان، فاصله‌گذاری ایمن بین حامله‌گی‌ها و شناسایی علایم هشداردهنده، نقش مهمی در حفاظت از سلامت مادران و نوزادان دارد. این سازمان می‌گوید که توسعه و گسترش خدمات بهداشتی مادران و نوزادان، به‌ویژه در مناطق محروم، می‌تواند سلامت خانواده‌ها را بهبود بخشد و سال‌ها نگرانی و خطرات ناشی از نبود خدمات حرفه‌ای را کاهش دهد. همچنین نهادهای بین‌المللی در گزارشی افغانستان را یکی از دشوارترین کشورها برای مادران عنوان کرد و گفته بود که زنان افغانستان در هنگام بارداری و زایمان، مشکلات زیادی را متحمل می‌شوند. نگرانی‌ها از افزایش مرگ و میر مادران در هنگام ولادت در افغانستان در حالی مطرح می‌شود که با مسلط شدن حکومت فعلی بر افغانستان و کاهش کمک‌های جامعه‌ی جهانی، نظام صحی کشور در پرتگاه سقوط قرار گرفته است.

ادامه مطلب