برچسب: رسانه گوهرشاد

2 ماه قبل - 152 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ کننده امور بشردوستانه سازمان ملل در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سال روان میلادی حدود ۲۱.۹ میلیون تن در افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند. این سازمان امروز (سه‌شنبه، ۱۷سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بدون تامین مالی به موقع، روند کمک‌ها با چالش جدی مواجه می‌شود. اوچا در ادامه تاکید کرده است که با وجود نیاز جدی به کمک‌های بشردوستانه، تا آخر ماه گذشته میلادی، تنها حدود ۳۰ درصد بودجه مورد نیاز تامین شده است. دفتر هماهنگ‌کننده امور بشردوستانه سازمان ملل در ادامه افزوده است: «تا پایان آگوست، تنها ۲۹.۷٪ از ۱.۷۱ میلیارد دالر مورد نیاز تامین شده است و تاثیر آن در حال حاضر در بخش‌های مختلف احساس می‌شود.» این در حالی است که چند روز قبل نیز این نهاد از کمبود بیش از ۱۵۰ میلیون دالری بودجه کمک به بازگشت‌کنندگان، جمعیت‌های آسیب‌پذیر از رویدادهای طبیعی و بیجا‌شد‌گان داخلی خبر داده بود. این در حالی است که مطابق گزارش‌های ارایه شده از سوی نهادهای بین‌المللی و سازمان ملل متحد، افغانستان با یکی از گسترده‌ترین بحران‌های بشردوستانه در جهان مواجه است. بی‌کاری گسترده، محدویت‌ها علیه زنان، انزوای کشور و بازگشت اجباری هزاران خانواده مهاجر به کشور، سبب تشدید بحران کنونی بشردوستانه شده است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 177 بازدید

حمیرا رضایی، فعال حقوق بشر اهل افغانستان گفته است که هزاره‌ها در افغانستان همچنان با حملات هدفمند، آزار و اذیت مذهبی، تبعیض، کوچ اجباری و تصاحب زمین‌های اجدادی‌شان روبرو هستند. خانم رضایی این اظهارات در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در جینوا مطرح کرده و گفته است که جامعه جهانی باید آزار و اذیت تاریخی و ادامه‌دار هزاره‌ها در افغانستان را به‌عنوان نسل‌کشی به رسمیت بشناسد. این فعال حقوق بشر در بخشی از صحبت‌هایش «نقض‌های فاحش و نظام‌مند حقوق بشر علیه زنان و دختران و جامعه هزاره» را به‌شدت محکوم کرده است. وی تاکید کرد که این سوءاستفاده‌ها بسیاری را وادار کرده است تا از طریق مسیرهای خطرناک، در کشورهای همسایه و اروپا در جستجوی حمایت و پناه باشند. او افزوده است که در جریان ماه گذشته خورشیدی، انفجاری در مکتب «شمع هدایت» در غرب کابل که منطقه‌ای عمدتاً هزاره‌نشین است، دست‌کم ۴۲ کودک را زخمی کرد. این فعال حقوق بشر گفته است به گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر افغانستان مأموریت داده شود تا یک گزارش موضوعی اختصاصی درباره هزاره‌ها تهیه کند. این فعال حقوق بشر تصریح کرد: «اطمینان حاصل شود که سازوکار مستقل تحقیقاتی تازه‌تأسیس برای افغانستان، نسل‌کشی و دیگر جنایات فجیع ارتکاب‌یافته علیه هزاره‌ها را در اولویت قرار داده و مسوولیت تمامی عاملان این جنایات را بررسی کند.» حمیرا رضایی گفت: «با استفاده از همه ابزارهای موجود، به کوچ اجباری، تصاحب زمین‌ها، بازداشت‌های خودسرانه و قتل‌های هدفمند هزاره‌ها در افغانستان پایان داده شود و آزادی دین یا باور آن‌ها نیز تضمین گردد.» او از کشورهای اروپایی خواسته است مسیرهای امن حمایت و پناه‌جویی را حفظ کرده و اصل عدم بازگرداندن اجباری پناه‌جویان را رعایت کنند. او تاکید کرده است که جامعه جهانی باید عاملان نسل‌کشی هزاره‌ها در افغانستان را پاسخ‌گو ساخته و عدالت و جبران خسارت را برای قربانیان و بازماندگان فراهم سازد. رضایی گفته است که جامعه جهانی باید پیش از آن‌که جان‌های بیشتر و جوامع بیشتری از هزاره‌ها از دست بروند، اقدام عملی و جدی کند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 173 بازدید

داکتر تاج‌الدین اویوالی، نماینده‌ی یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان  گفته است که ۹۰ درصد کودکان ده ساله در افغانستان در تلاش اند به مهارت‌های ابتدایی خواندن دست یابند. آقای اویوالی امروز (سه‌شنبه، ۱۷ سنبله) به مناسبت روز جهانی سوادآموزی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود این موضوع را «واقعیت تلخ» توصیف کرده است و خواستار سرمایه‌گذاری در سوادآموزی اولیه در افغانستان شده است. وی در ادامه تاکید کرده است برای هر کودک باید فرصتی برای خواندن، آموختن و شکوفا شدن مهیا باشد. همچنین اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌‌ی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد در افغانستان گفته است که کودکان افغانستان با موانع بسیار زیادی برای آموزش و یادگیری مواجه هستند. این در حالی است که حکومت فعلی طی پنج سال گذشته علاوه بر محدودیت‌ها بر زنان و دختران، آن‌ها را از آموزش نیز محروم کرده‌اند. در حال حاضر دختران بالاتر از صنف ششم از آموزش محروم هستند؛ دختران جوان نیز حق رفتن به دانشگاه‌ ندارند. براساس گزارش یونسکو یا سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی سازمان ملل طی پنج سال گذشته حدود ۲.۴ میلیون دختر در افغانستان از آموزش محروم شده‌اند. در گزارش یونسکو آمده است که محدودیت‌ها بر آموزش دختران در کشور، روند سال‌ها پیشرفت در گسترش فرصت‌های آموزشی را متوقف کرده است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 187 بازدید

زهرا حیدری ، ورزشکار اهل افغانستان در ۲۴مین دوره مسابقات سراسری و بین‌المللی تکواندو در کره جنوبی، به مقام سوم دست یافته و مدال برنز این رقابت‌ها را به دست آورد. در گزارش‌ها آمده است که این مسابقات با حضور ورزشکاران و نمایندگان ۱۲ کشور جهان برگزار شد. زهرا حیدری در بخش پومسه انفرادی زنان در رده بزرگسالان در مسابقات سراسری تکواندو جام رییس دانشگاه کیونگ مین با عملکرد خود در جایگاه سوم قرار گرفت . قابل ذکر است که حیدری پس از ۱۰ سال فعالیت ورزشی در ایران ، سه سال پیش به کره جنوبی مهاجرت کرد. زهرا حیدری در کنار کار، فراگیری زبان کوریایی و انگلیسی و ادامه فعالیت‌های ورزشی ، توانسته است مدرک دان ۳ تکواندو را از فدراسیون تکواندوی کره جنوبی دریافت کند. این ورزشکار پس از کسب مدال برنز، با نشر پیامی در حساب کاربری فیس‌بوک خود این موفقیت را به دختران افغانستان تقدیم کرد و نوشت که پشت این مدال، روزها و شب‌های خستگی و اشک قرار دارد. این ورزشکار اهل افغانستان ابراز امیدواری کرده است که روزی فرا برسد که هیچ دختری برای دنبال کردن رویاهایش مجبور به جنگیدن نباشد . در حالی زهرا حیدری از کسب این مدال خبر می‌دهد که زنان و دختران در افغانستان از هر نوع ورزش محروم هستند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 205 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در پنج‌سال گذشته زنان و دختران از شرکت در فعالیت‌های ورزشی در سراسر کشور منع شدند. آقای بنت با نشر گزارشی تازه خود گفته است که زنان و دختران افغانستان سابقه طولانی در فعالیت‌های ورزشی دارند، اما پس از تسلط حکومت سرپرست، مشارکت آنان در ورزش ممنوع شده است. وی در ادامه تاکید کرده است که بسیاری از ورزشکاران زن و دختر برای ادامه فعالیت حرفه‌ای خود مجبور به مهاجرت شدند. گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر افغانستان افزوده است که این ورزشکاران همزمان تلاش می‌کنند تا بتوانند در رقابت‌های بین‌المللی به عنوان نمایند‌گان افغانستان حضور پیدا کنند و به رسمیت شناخته شوند. وی تصریح کرد که محدودیت‌ها علیه زنان و دختران، علاوه بر ورزش بخش‌های مختلف زندگی آنان را نیز تحت تاثیر قرار داده است. در حالی ریچارد بنت از محدودیت‌های ورزشی علیه دختران و زنان افغانستان انتقاد می‌کند که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 115 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که برای کودکان در افغانستان، موانع زیادی بر سر راه یادگیری وجود دارد. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۱۷ سنبله) به مناسبت روز جهانی سوادآموزی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که سوادآموزی درهایی را به سوی دانش، فرصت و آینده‌ای امن می‌گشاید. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که سرمایه‌گذاری پایدار در بخش آموزش برای باز نگه‌داشتن این درها ضروری است تا هر کودکی بتواند شکوفا شود. در حالی یونیسف آموزش یا یادگیری تاکید می‌کند که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 242 بازدید

گاهی یک کتاب پیش از آن‌که نخستین شعرش را بخوانیم، با نامش داستانی را آغاز می‌کند. «آفتاب آواره» از همین کتاب‌هاست؛ عنوانی که در خود هم روشنایی دارد و هم غربت، هم امید و هم سرگردانی. آفتاب، در ذهن ما نشانه گرما، زندگی و طلوع دوباره است، اما وقتی آواره می‌شود، تصویری از انسانی را پیش چشم می‌آورد که از خانه و سرزمینش دور افتاده، اما هنوز روشنایی درونش را از دست نداده است. این تصویر، راهی مناسب برای ورود به جهان شعری حمیرا نکهت دستگیرزاده است؛ شاعری که در شعرهایش خاطره وطن، رنج مهاجرت، عشق، زن، آزادی و امید در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و تجربه شخصی او را به روایتی از سرنوشت انسان افغانستانی تبدیل می‌کنند. «آفتاب آواره» تنها نام یک مجموعه شعر نیست؛ تصویری شاعرانه از نسلی است که بارها از خانه دور شد، اما نتوانست خانه را از حافظه و قلب خود بیرون کند. حمیرا نکهت دستگیرزاده از چهره‌های شناخته‌شده شعر معاصر افغانستان بود؛ شاعری که زندگی و آثارش با ادبیات، فرهنگ و تحولات اجتماعی افغانستان پیوندی عمیق داشت. او در ۲۶ ثور ۱۳۳۹ خورشیدی در کابل چشم به جهان گشود. تحصیلات عالی خود را در دانشگاه کابل دنبال کرد و در رشته اداره و دیپلماسی از دانشکده حقوق و علوم سیاسی فارغ شد. علاقه او به ادبیات اما از همان سال‌های جوانی مسیر دیگری برایش گشود و بعدها در حوزه ادبیات فارسی نیز به پژوهش و تحصیل پرداخت. او در کنار شاعری، در عرصه‌های فرهنگی، آموزشی و مطبوعاتی نیز فعالیت داشت و بخش مهمی از زندگی خود را وقف زبان و ادبیات فارسی دری کرد. زندگی او مانند زندگی بسیاری از شاعران نسل خودش، از دگرگونی‌های سیاسی و اجتماعی افغانستان تأثیر پذیرفت. جنگ، ناامنی و مهاجرت تنها موضوعاتی نبودند که شاعر درباره‌شان می‌نوشت؛ این رخدادها بخشی از تجربه زیسته او بودند. او ناگزیر از افغانستان دور شد و سال‌هایی را در بیرون از وطن سپری کرد. با این حال، فاصله جغرافیایی هرگز به معنای فاصله عاطفی از افغانستان نبود. وطن در شعر او همچنان حضور داشت؛ گاهی در قالب یک خاطره، گاهی به شکل یک کوچه، گاهی در صدای یک واژه و گاهی همچون آفتابی که از دور می‌تابد. «آفتاب آواره» در سال ۱۳۹۰ خورشیدی، برابر با ۲۰۱۱ میلادی، در هالند منتشر شد. انتشار کتاب در خارج از افغانستان خود با فضای درونی آن پیوندی معنادار دارد؛ زیرا شاعر در سرزمینی دیگر ایستاده و از سرزمینی سخن می‌گوید که در حافظه‌اش زنده مانده است. همین فاصله میان «اینجا» و «آنجا»، میان محل زندگی و وطن، یکی از مهم‌ترین زمینه‌های عاطفی کتاب را شکل می‌دهد. عنوان کتاب، نخستین و شاید مهم‌ترین کلید برای فهم آن است. آفتاب معمولاً نماد روشنایی، زندگی، امید و گرماست؛ اما «آواره» واژه‌ای است که با بی‌خانمانی، سرگردانی و دوری از جایگاه اصلی همراه می‌شود. کنار هم قرار گرفتن این دو واژه، تصویری متناقض اما بسیار شاعرانه می‌سازد: خورشیدی که باید جایگاه خود را داشته باشد، اما سرگردان است. این تصویر می‌تواند نمادی از انسان افغانستانی باشد؛ انسانی که از خانه دور شده، اما هنوز نور و هویت خود را با خود حمل می‌کند. از همین‌جا می‌توان دریافت که مهاجرت در شعر حمیرا نکهت تنها به معنای عبور از مرزها نیست. مهاجرت در جهان او تجربه‌ای درونی است؛ تجربه‌ای که انسان را میان گذشته و حال، میان خاطره و واقعیت، و میان وطن و غربت معلق نگه می‌دارد. مهاجر ممکن است در شهری تازه خانه‌ای بسازد، اما خانه نخستین همچنان در ذهن و زبان او باقی بماند. شعر برای چنین انسانی می‌تواند شکل دیگری از بازگشت باشد؛ بازگشتی که با پا انجام نمی‌شود، بلکه با خاطره و واژه صورت می‌گیرد. در «آفتاب آواره» مفهوم وطن از یک موقعیت جغرافیایی فراتر می‌رود. وطن در اینجا چیزی است که درون انسان زندگی می‌کند. کوچه‌های کابل، خاطرات کودکی، زبان مادری، چهره‌های آشنا و حتی دردهای گذشته می‌توانند بخشی از معنای وطن باشند. به همین دلیل، حتی وقتی شاعر از فاصله و غربت سخن می‌گوید، احساس می‌کنیم که افغانستان همچنان در کنار او حضور دارد. این حضور، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شعر مهاجرت است؛ اما در شعر حمیرا نکهت رنگ و بوی زنانه و شخصی ویژه‌ای پیدا می‌کند. او تجربه مهاجرت را تنها از زاویه یک انسان دور از وطن بیان نمی‌کند، بلکه آن را با تجربه‌های عاطفی و اجتماعی یک زن نیز درهم می‌آمیزد. زن در شعر او موجودی خاموش و صرفاً تماشاگر نیست؛ زنی است که می‌اندیشد، احساس می‌کند، عاشق می‌شود، رنج می‌برد و برای آزادی و روشنایی آرزو دارد. همین ویژگی، شعر او را در میان آثار شاعران زن افغانستان برجسته می‌کند. شاعران زن افغانستان در چند دهه گذشته تلاش کرده‌اند تجربه‌هایی را به زبان بیاورند که پیش از آن کمتر مجال حضور در ادبیات رسمی را یافته بود. تجربه تنهایی، عشق، محدودیت، مادری، مهاجرت، جنگ و جست‌وجوی هویت در شعر آنان جایگاه ویژه‌ای دارد. حمیرا نکهت نیز بخشی از همین جریان است؛ اما زبان و نگاه شخصی خود را دارد و تجربه زنانه را با سرنوشت عمومی جامعه پیوند می‌زند. در شعر او، درد شخصی به درد جمعی تبدیل می‌شود. این شاید یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های ادبی «آفتاب آواره» باشد. شاعر از احساس خود آغاز می‌کند، اما در همان احساس باقی نمی‌ماند. غربت او می‌تواند غربت هزاران مهاجر باشد؛ دلتنگی او می‌تواند دلتنگی یک نسل باشد و آرزوی آزادی او می‌تواند آرزوی مردمی باشد که سال‌ها جنگ و ناامنی را تجربه کرده‌اند. با این همه، کتاب در تاریکی متوقف نمی‌شود. حضور واژه‌هایی چون آفتاب، روشنایی، صبح و بهار نشان می‌دهد که امید در جهان شاعر همچنان زنده است. این امید شاید بزرگ‌ترین نقطه قوت شعر او باشد. شاعر از رنج می‌گوید، اما رنج را سرنوشت نهایی انسان نمی‌داند. در دل تاریکی، امکان روشنایی را جست‌وجو می‌کند و در میان خاطرات تلخ، هنوز به فردایی بهتر چشم دارد. طبیعت نیز در شعرهای او نقش مهمی دارد. آفتاب، ماه، شب، صبح، بهار و گل‌ها فقط عناصر طبیعی نیستند؛ هرکدام می‌توانند حامل یک احساس یا اندیشه باشند. شب می‌تواند نشانه دوره‌ای از اندوه و اضطراب باشد و صبح نشانه آغاز دوباره. آفتاب می‌تواند امید باشد و بهار نوید بازگشت زندگی. شاعر با همین تصویرهای ساده، فضای عاطفی شعر را می‌سازد. یکی از ویژگی‌های قابل توجه زبان حمیرا نکهت، پیوند میان سادگی و موسیقی است. شعرهای او در بسیاری موارد از واژه‌های پیچیده و دور از ذهن فاصله می‌گیرند و به جای آن، از تصاویر آشنا و عاطفی استفاده می‌کنند. همین مسئله باعث می‌شود شعر او برای مخاطب عمومی نیز قابل لمس باشد. در عین حال، پشت این سادگی، لایه‌هایی از معنا وجود دارد که خواننده را به تأمل بیشتر دعوت می‌کند. حمیرا نکهت دستگیرزاده تنها شاعر نبود؛ او پژوهشگر و فعال فرهنگی نیز بود و در میان فارسی‌زبانان مهاجر فعالیت‌های ادبی را دنبال می‌کرد. ارتباط او با جامعه ادبی افغانستان در خارج از کشور باعث شد زبان و ادبیات فارسی دری را در فضای مهاجرت نیز زنده نگه دارد. این بخش از زندگی او اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا مهاجرت برای بسیاری از نویسندگان می‌تواند به معنای از دست دادن ارتباط با فضای ادبی وطن باشد، اما او تلاش کرد این پیوند را حفظ کند. «آفتاب آواره» را می‌توان در امتداد دیگر آثار او خواند؛ آثاری که در آنها مفاهیمی چون غربت، عشق، وطن و انسان بارها بازمی‌گردند. مجموعه‌هایی مانند «شط آبی رهایی»، «غزل غریب غربت»، «به دور آتش و دریغ» و آثار دیگر او نشان می‌دهند که شاعر در طول سال‌های فعالیت ادبی خود، همواره با مسئله انسان و سرنوشت او درگیر بوده است. اگر بخواهیم جایگاه «آفتاب آواره» را در شعر معاصر افغانستان بررسی کنیم، باید به یک نکته مهم توجه کنیم: این کتاب تنها مجموعه‌ای از احساسات فردی نیست؛ بلکه بخشی از ادبیات مهاجرت افغانستان نیز به شمار می‌آید. ادبیاتی که در آن وطن گاهی از طریق خاطره بازسازی می‌شود و شاعر تلاش می‌کند چیزی را که در جهان واقعی از دست رفته، در زبان دوباره بسازد. مهاجرت در این ادبیات، هم فقدان است و هم آفرینش. انسان چیزی را از دست می‌دهد، اما در عوض زبان و خاطره را به شکل دیگری کشف می‌کند. برای حمیرا نکهت نیز شعر به محلی برای نگهداری خاطره تبدیل می‌شود. آنچه جنگ و مهاجرت نمی‌توانند از بین ببرند، در شعر باقی می‌ماند. از سوی دیگر، «آفتاب آواره» را می‌توان کتابی درباره هویت دانست. انسان مهاجر همواره با این پرسش روبه‌روست که «من کیستم و به کجا تعلق دارم؟» پاسخ شعر حمیرا نکهت شاید این باشد که هویت فقط به مکان وابسته نیست. انسان می‌تواند در سرزمینی دیگر زندگی کند و همچنان با زبان، خاطره و فرهنگ خود پیوند داشته باشد. این مسئله برای نسل‌های مهاجر افغانستان اهمیت فراوانی دارد. بسیاری از آنان در میان دو جهان زندگی کرده‌اند: جهانی که در آن حضور دارند و جهانی که در خاطره خود حمل می‌کنند. شعر می‌تواند پلی میان این دو جهان باشد. «آفتاب آواره» نیز از همین منظر، تنها درباره گذشته نیست؛ با پرسش‌های امروز نیز ارتباط پیدا می‌کند. درباره جوایز مشخصی که به خود این مجموعه تعلق گرفته باشد، اطلاعات معتبر و روشنی در دسترس نیست؛ بنابراین نمی‌توان جایزه‌ای را بدون سند به کتاب نسبت داد. اما ارزش ادبی یک اثر همیشه با جایزه سنجیده نمی‌شود. ماندگاری یک کتاب در حافظه مخاطبان، حضور آن در پژوهش‌ها و نقدهای ادبی و جایگاهی که در کارنامه شاعر پیدا می‌کند، خود می‌تواند نشانه اهمیت آن باشد. حمیرا نکهت دستگیرزاده در چهارم سپتامبر ۲۰۲۰ در هالند درگذشت. با مرگ او، یکی از صداهای مهم شعر معاصر افغانستان خاموش شد، اما جهان شعری او همچنان باقی ماند. مرگ شاعر پایان شعر نیست؛ زیرا شعر زمانی که از تجربه‌ای واقعی، از رنجی انسانی و از احساسی صادقانه سرچشمه گرفته باشد، می‌تواند از زمان و مکان عبور کند. امروز، «آفتاب آواره» را می‌توان دوباره خواند و در آن پرسش‌های تازه‌ای یافت. آفتاب آواره چه کسی است؟ مهاجری که خانه‌اش را ترک کرده؟ وطنی که فرزندانش را از دست داده؟ زنی که در جست‌وجوی آزادی است؟ یا انسانی که در میان گذشته و آینده به دنبال جایگاه خویش می‌گردد؟ شاید پاسخ، همه اینها باشد. زیبایی عنوان کتاب نیز در همین چندمعنایی آن نهفته است. آفتاب هم روشنایی است و هم سرگردانی؛ هم امید است و هم غربت. حمیرا نکهت دستگیرزاده با انتخاب چنین عنوانی، در حقیقت تصویری از جهان شعری خود ارائه می‌دهد؛ جهانی که در آن حتی در دل آوارگی نیز چیزی برای روشن ماندن وجود دارد. در نهایت، «آفتاب آواره» را می‌توان روایتی شاعرانه از انسانی دانست که از خانه دور شده، اما نتوانسته خانه را از دل خود بیرون کند. کتاب از غربت می‌گوید، اما غربت را به پایان امید تبدیل نمی‌کند. از گذشته سخن می‌گوید، اما در گذشته متوقف نمی‌ماند. از زن می‌گوید، اما زن را در حصار رنج محصور نمی‌کند. و از وطن می‌گوید، اما وطن را تنها به خاک و مرز محدود نمی‌سازد. شاید همین است که شعر حمیرا نکهت را همچنان خواندنی می‌کند: او وطن را نه فقط روی نقشه، بلکه در زبان جست‌وجو می‌کند. هر واژه می‌تواند تکه‌ای از خانه باشد و هر شعر، راهی برای بازگشت. «آفتاب آواره» در نهایت تصویر خورشیدی است که از جای خود دور افتاده، اما هنوز می‌تابد؛ تصویری که می‌تواند استعاره‌ای از خود شاعر و نسل او باشد: نسلی که خانه‌های بسیاری را پشت سر گذاشت، اما چراغ خاطره را خاموش نکرد. آفتاب شاید آواره باشد، اما تا زمانی که می‌تابد، امید به بازگشت روشنایی نیز باقی است. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 199 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است، بسیاری از کودکانی که مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند، به‌دلیل ترس از سرزنش، شرم یا مجازات سکوت می‌کنند. این سازمان امروز (دوشنبه، ۱۶ سنبله/۷ سپتامبر) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که کودکان هرگز نباید مجبور باشند بین درخواست کمک و روبرو شدن با عواقبی که از آن می‌ترسند، یکی را انتخاب کنند. در اعلامیه آمده است که پاسخ‌های حمایتی و بدون قضاوت می‌تواند صحبت کردن و دریافت کمک مورد نیاز را برای کودکان و نوجوانان بسیار امن‌تر کند. این در حالی است که در افغانستان، بسیاری از کودکان و‌ نوجوانان در شرایط اجتماعی نامناسبی زندگی می‌کنند و از حمایت‌های روحی و روانی کافی برخوردار نیستند. برخی کودکان در سنین پایین در خیابان‌ها کار می‌کنند و در مواردی نیز مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند. همچنین نهادهای حامی کودکان نیز در افغانستان وجود ندارند یا به دلیل کم بودجه متوقف شده تا به مشکلات آنان توجه و رسید‌گی کنند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 150 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که دسترسی بدون مانع همه کارکنان سازمان ملل متحد به شمول زنان و دختران به دفترهای کاری‎‌شان برا انجام مأموریت‌ها حیاتی است. این نهاد امروز (دوشنبه، ۱۶ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که حضور همه کارکنان در محل کار برای دسترسی به افراد آسیب‌پذیر و ارائه‌ی پشتیبانی از آن‌ها به ویژه برای زنان و دختران در سراسر افغانستان بسیار حیاتی است. قابل ذکر است که سال گذشته در هفت سپتامبر حکومت سرپرست حضور کارکنان زن سازمان ملل متحد و نهادهای وابسته به آن در محل کار شان را ممنوع کردند و عملاً مانع آن شدند. آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد نیز روز گذشته گفته بود که سیاست‌های تبعیض‌آمیز در برابر زنان و دختران، بر همه جنبه‌های زندگی آن‌ها اثر گذاشته است. گوترش در ادامه تاکید کرده است که محدودیت بر مشارکت کامل زنان در زندگی عمومی، آموزش و بسیاری از عرصه‌های کاری، نقض حقوق اساسی آن‌ها است و همچنان مانعی جدی در برابر توسعه‌ی اقتصادی، ثبات و ادغام مجدد افغانستان در جامعه‌ی جهانی به شمار می‌رود. همچنین او تصریح کرد که ممنوعیت کار زنان در سازمان ملل متحد، با قوانین بین‌المللی از جمله منشور سازمان ملل متحد، در تضاد است و توانایی این سازمان را برای انجام مأموریت و ارائه کمک‌های نجات‌بخش به شهروندان افغانستان را تضعیف می‌کند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 168 بازدید

برنامه توسعه سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از کسب‌وکارهای زنان و دختران در افغانستان حمایت می‌کند و این حمایت به شماری از آنان کمک کرده تا فعالیت‌های اقتصادی خود را توسعه دهند و به درآمد پایدار برسند. این سازمان امروز (دوشنبه، ۱۶ سنبله) با نشر گزارش تصویری گفته است که زنان و دختران، به‌عنوان نیمی از جمعیت افغانستان، ظرفیت قابل توجهی برای مشارکت در پیشرفت و شکوفایی اقتصادی کشور دارند. در گزارش آمده است که شماری از زنان و دختران با استفاده از حمایت‌های ارایه‌شده از سوی نهادهای بین‌المللی، توانسته‌ کسب‌وکارهای خود را گسترش دهند و زمینه‌ی دستیابی به درآمد پایدار را فراهم کنند. برنامه توسعه سازمان ملل متحد تاکید کرده است، زنان و دخترانی که در کنار یک‌دیگر در بخش خصوصی فعالیت می‌کنند، ضمن تبادل تجربه و مهارت، محصولاتی باکیفیت در زمینه صنایع‌دستی و جوهرسازی تولید می‌کنند. این در حالی است که پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت در افغانستان، محدودیت‌های گسترده‌ای بر اشتغال و فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی زنان وضع شده است. زنان از کار در بسیاری از اداره‌های دولتی و شماری از نهادهای داخلی و بین‌المللی منع شده‌اند. قابل ذکر است که در چنین شرایطی، بخش خصوصی و کسب‌وکارهای کوچک از معدود حوزه‌هایی به شمار می‌روند که همچنان امکان فعالیت اقتصادی شماری از زنان در آن وجود دارد. همچنین شماری از نهادهای بین‌المللی نیز با ارایه آموزش، حمایت مالی و فراهم‌کردن امکانات لازم، تلاش کرده‌اند فرصت‌های اقتصادی برای زنان و دختران افغانستان را حفظ و تقویت کنند.

ادامه مطلب