برچسب: افغانستان

2 هفته قبل - 75 بازدید

برنامه جهانی غذا درتازه‌ترین مورد با ابراز نگرانی از افزایش دامنه گرسنگی در زمستان، هشدار داده است که ابتلای کودکان به سوءتغذیه در این فصل (سرمای زمستان) به اوج خود خواهد رسید. جان ایلیف، رییس برنامه جهانی غذا در افغانستان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که پیش از بسته‌شدن کامل مسیرهای تردد در مناطق دورافتاده افغانستان به‌دلیل برف‌باری سنگین، منابع غذایی خانواده‌های نیازمند باید تامین شود. وی در ادامه تاکید کرده است: «ما می‌توانیم از سوءتغذیه کودکان نیز جلوگیری کنیم؛ پدیده‌ای که معمولا در همین دوره به اوج می‌رسد.» همچنین برنامه جهانی غذا پیشتر اعلام کرده بود که افغانستان از منظر سوءتغذیه حاد کودکان در جایگاه چهارم در سطح جهان قرار دارد. این سازمان گفته بود که در افغانستان از هر سه نفر، یک نفر گرسنه است. برنامه جهانی غذا افزوده بودو که در حال حاضر حدود پنج میلیون مادر و کودک در افغانستان دچار سوءتغذیه‌اند و این بحران در حال گسترش است. در کنار این، برنامه جهانی غذا هشدار داده که در آستانه زمستان بیش از ۱۷ میلیون افغان با ناامنی شدید غذایی مواجه‌ شدند؛ بحرانی که با سوءتغذیه حاد همراه بوده است. رییس برنامه جهانی غذا با اشاره به جنگ‌های متوالی، خشکسالی و زلزله‌های پیهم در افغانستان، گفت که این کشور هم‌اکنون در مقطع حساسی قرار دارد. همچنین جان ایلیف معتقد است که تغییرات اساسی و پایدار در افغانستان منوط به سرمایه‌گذاری درازمدت در برنامه جهانی غذا است؛ سرمایه‌گذاری که نه تنها از گرسنگی و سوءتغذیه جلوگیری می‌کند بلکه می‌تواند به بازسازی جوامع و ثبات پایدار نیز کمک کند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 83 بازدید

همزمان با ادامه‌ی اعتراضات سراسری در ایران، «جنبش آزادگان در تبعید» درتازه‌ترین مورد اعلام کرده که پناه‌جویان افغانستان در ایران با محرومیت سیستماتیک و دسترسی به نیازهای اساسی مواجه‌اند. اعضای این‌ جنبش اعتراضی با نشر اعلامیه‌ای گفته‌اند که وضعیت پناه‌جویان افغانستانی در ایران «اضطراری» بوده و خواستار توجه و رسیدگی به آن‌ها شدند. در بخشی از اعلامیه آمده است: «دسترسی به مواد غذایی اولیه برای آنان پناه‌جویان افغانستان در ایران محدود یا عملا مسدود شده است.» جنبش آزادگان در تبعید در ادامه تاکید کرده است که این وضعیت «نقض آشکار حقوق بنیادین بشر، اصل عدم تبعیض و حق حیات» بوده و تداوم آن، خطر بروز یک فاجعه انسانی خاموش را به‌طور جدی افزایش داده است. همچنین جنبش آزادگان در تبعید در بخشی از اعلامیه‌اش خواستار مداخله‌ی سازمان ملل متحد، به‌ویژه کمیساریای عالی پناهندگان و دفتر کمیسر عالی حقوق بشر، برای ارزیابی و مهار این بحران شده است. اعضای این جنبش اعتراضی خواستار تضمین دسترسی فوری، ایمن و بدون تبعیض پناه‌جویان افغانستان به مواد غذایی، خدمات صحی و نیازهای اولیه شده است. آن‌ها بر توقف بازداشت‌های خودسرانه و اخراج‌های اجباری و ایجاد سازوکارهای حفاظتی ویژه برای پناه‌جویان افغانستان در ایران تاکید کرده و خواستار تسریع روند حمایت‌های بین‌المللی، اسکان مجدد و ایجاد مسیرهای امن برای پناه‌جویان در وضعیت اضطراری شده‌اند. این در حالی است که طی بیش از چهار سال گذشته، بسیاری از نظامیان حکومت پیشین، کارمندان دولتی، خبرنگاران و فعالان حقوق بشر که به کشورهای همسایه مهاجر شده‌‌اند تا هنوز موفق به دریافت ویزای کشورهای مهاجرپذیر نشده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 83 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از طریق «مراکز پرورش و رشد کودک» برای بیش از ۲۰ هزار کودک در شش ولایت افغانستان خدمات ارائه می‌کند. این نهاد امروز (دوشنبه، ۲۲ جدی) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در این مراکز، مهارت‌های والدین برای ۱۰ هزار والدین تقویت می‌شود. صندوق حمایت از کودکان در ادامه تاکید کرده است که کودکان نیاز به تفریح دارند و بازی‌هایی مثل توپ‌بازی در این مراکز برگزار می‌شود. همچنین در بخشی از اعلامیه آمده است که مهارت‌های پرورش کودکان برای والدین در این مراکز ارائه می‌شود. براساس گزارش سازمان ملل، کودکان در افغانستان با تهدید سوءتغذیه مواجه هستند. یونیسف پیش‌تر نیز اعلام کرده بود که شمار کودکان مبتلا به سوءتغذیه حاد در افغانستان به ۳.۷ میلیون نفر افزایش یافته است. این نهاد گفته است که می‌خواهد به ۱.۳ میلیون کودک مبتلا به لاغری شدید و سوءتغذیه متوسط پرخطر، خدمات درمانی ارائه کند، اما با کمبود بودجه مواجه است. اخیرا برخی مراکز درمان سوءتغذیه تعطیل شده‌اند. این در حالی است که براساس گزارش طبقه‌بندی یکپارچه فاز امنیت غذایی (آی‌پی‌سی) که از سوی سازمان ملل متحد نشر شده، پیش‌بینی کرده است که ۱۷.۴ میلیون نفر در زمستان پیشِ‌رو با ناامنی غذایی شدید مواجه خواهند شد.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 226 بازدید

فرماندهی پولیس ولایت فاریاب درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در پی ریزش یک «تپه‌ی خاکی» در ولسوالی قیصار این ولایت، دو کودک جان باخته‌اند. فرماندهی پولیس فاریاب با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد دیروز (شنبه، ۲۰ جدی) در روستای «گنداب» از مربوطات ولسوالی قیصار قیصار رخ داده است. فرماندهی پولیس در اعلامیه تاکید کرده است که این کودکان پس از ریزش تپه، در زیر آوار خاک گیر ماندند و جان باختند. این فرماندهی در ادامه افزوده است که این کودکان محمد و هدایت‌الله نام داشتند و پنج و هفت‌ساله بودند. همچنین یک منبع از ولایت فاریاب به رسانه گوهرشاد گفته‌اند که اجساد این کودکان توسط نیروهای دولتی و مردم محل از زیر آوار خاک بیرون کشیده شده و به خانواده‌های‌شان تحویل داده شده است. قابل ذکر است که در گذشته نیز رویدادهای مشابهی به دلیل فرسودگی ساختمان‌ها و تپه‌ها در شماری از ولایت‌های کشور به وقوع پیوسته که در آن‌ها شماری از شهروندان، به‌ویژه زنان و کودکان، جان باخته‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 150 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در حال بازسازی ۱۶۵ مکتب در نُه ولایت افغانستان است. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۲۱ جدی) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این مکتب‌ها با حمایت دولت جاپان بازسازی می‌شود. همچنین این نهاد پیش از این گفته بود که بیش از چهار میلیون کودک در افغانستان به دلیل نبود ساختمان مکتب، آب آشامیدنی و معلم از آموزش محروم هستند. یونیسف و یونیسکو در گزارش مشترک خود هشدار داده‌اند که نظام آموزشی در افغانستان در وضعیت بحرانی قرار دارد. به گفته این نهادها، دانش‌آموزان تا صنف‌های متوسطه قادر به خواندن خط نیستند. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 290 بازدید

سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که نیروهای حکومت سرپرست «ناظره رشیدی»، خبرنگار محلی در ولایت قندوز را بازداشت کرده است. این سازمان با نشر اعلامیه‌‌ای گفته است که خانم رشیدی روز سه‌شنبه هفته‌ی پیش (۱۶ جدی) توسط نیروهای استخبارات حکومت فعلی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است. خانواده این خبرنگار به سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان گفته است که او «بی‌گناه است و هیچ‌گونه فعالیت غیرقانونی ندارد.» این سازمان در ادامه تاکید کرده است که خانواده خانم رشیدی هیچ سرپرست مردی ندارد و او سرپرستی خواهران و برادران کوچک‌اش را به عهده دارد. همچنین سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان بازداشت این خبرنگار را محکوم کرده و از حکومت سرپرست خواسته است که او را هرچه زودتر و بدون قید‌وشرط آزاد کنند و دلایل قانونی بازداشت او را به‌طور شفاف بیان کنند. این سازمان از نهادهای بین‌المللی مدافع آزادی بیان و سازمان‌های حقوق‌‌بشری خواسته است که این پرونده را به‌طور جدی بررسی کنند و برای جلوگیری از بازداشت و آزار مستمر خبرنگاران افغانستان، اقدامات عملی انجام دهند. این در حالی است که حکومت فعلی از زمان تسلط دوباره بر افغانستان، محدودیت‌های گسترده بر فعالیت رسانه‌ها و خبرنگاران وضع کرده‌اند. همچنین حکومت فعلی بارها خبرنگاران را از مکان‌های مختلف بازداشت و زندانی کرده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 90 بازدید

تدروس آدهانوم گبریسوس، رییس سازمان جهانی بهداشت درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با فرارسیدن فصل زمستان، نیازهای بهداشتی در افغانستان افزایش یافته است. آقای تدروس با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که سازمان صحی جهان از اکتوبر ۲۰۲۵ میلادی تا اکنون ۲۲۳ تُن دارو و ملزومات پزشکی ضروری را به ۱۹۳ مرکز بهداشتی در ۲۵ ولایت رسانده است. وی در بخشی از پیامش تاکید کرده است که این کمک‌ها خدمات بهداشتی را برای ۲۰۰ هزار تن در مناطق دشوارگذر و برفی فراهم کرده است. رییس سازمان جهانی بهداشت در ادامه افزوده است: «این داروها و ملزومات نجات‌بخش در درمان عفونت‌های تنفسی، سرخکان، سوءتغذیه شدید کودکان و دیگر موارد بهداشتی فوری مورد استفاده قرار خواهند گرفت.» همچنین پیش از این، تام فلیچر، معاون دبیر کل سازمان ملل، گفته بود که ۱.۷ میلیون کودک در فصل زمستان در افغانستان با تهدید مرگ ناشی از سوءتغذیه مواجه هستند. او همچنان نسبت به کاهش کمک‌ها و افزایش نیازهای بشری در افغانستان هشدار داده بود. قابل ذکر است که افغانستان یکی از کشورهایی‌ است که بیش‌ترین آمار مرگ‌ومیر مادران و کودکان را دارد. براساس گزارش‌های موجود سازمان جهانی بهداشت، در این کشور در هر دو ساعت، یک زن به دلیل عوارض قابل پیش‌گیری بارداری یا زایمان جان خود را از دست می‌دهد. هم‌چنان، از هر ۱۰۰۰ کودک، بیش از ۵۰ کودک پیش از رسیدن به سن پنج سالگی جان می‌دهند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 55 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد (UN Women) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که اگر وضعیت فعلی ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ میلادی صدها میلیون زن و دختر همچنان در فقر شدید زندگی خواهند کرد. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که در صورت عدم بهتر شدن اوضاع، حدود ۳۵۱ میلیون زن و دختر تا سال ۲۰۳۰ میلادی در فقر شدید خواهند ماند و جهان از رسیدن به هدف برابری جنسیتی باز می‌ماند. در بخشی از گزارش بخش زنان سازمان ملل متحد آمده است که این وضعیت نتیجه کمبود سرمایه‌گذاری و بی‌توجهی ساختاری به حقوق زنان می‌باشد، اما با سرمایه‌گذاری و اقدامات لازم، بهبود اوضاع همچنان ممکن خواهد بود. بخش زنان سازمان ملل در ادامه تاکید کرده است که با سرمایه‌گذاری در کاهش «شکاف دیجیتال جنسیتی»، بیش از ۳۴۳ میلیون زن و دختر می‌توانند بهره‌مند شده و ۳۰ میلیون تن از فقر بیرون شوند. این سازمان در ادامه افزوده است که برابری جنسیتی اساس صلح، توسعه و حقوق بشر است و باید به اولویت جدی جهانی تبدیل شود. در حالی این سازمان از وضعیت زنان جهان انتقاد می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 65 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با حمایت اهداکنندگان، فضاهای امن برای آموزش، آموزش معلمان و امکانات دیگر در افغانستان فراهم می‌کند تا کودکان بتوانند حتی در شرایط اضطراری به یادگیری ادامه دهند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود بر اهمیت حمایت و فراهم‌سازی زمینه آموزش در افغانستان تاکید کرده است. سازمان ملل پیش‌تر اعلام کرده بود که محدودیت‌های شدید بر آموزش، کار و حضور اجتماعی همچنان بر زندگی میلیون‌ها زن و دختر در افغانستان سایه افکنده و فرصت‌های آنان برای مشارکت در جامعه را کاهش داده است. علاوه بر این، حوادث طبیعی مانند زمین‌لرزه‌ها در برخی ولایت‌ها سبب تخریب مکاتب و اختلال در روند آموزش شده است. برنامه اسکان بشر سازمان ملل گزارش داده که مکتب «قوش‌آسیاب» در هرات که در پی زمین‌لرزه تخریب شده بود، بازسازی شده و اکنون برای ۸۰۰ دانش‌آموز آماده آموزش است. این مکتب در حالی باسازی می‌شود که در بیش از چهارسال گذشته، دختران بالاتر از صنف شش به‌دلیل وضع محدودیت‌ها، از رفتن به مکتب محروم شدند. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 136 بازدید

اولین چیزی که عبدالرحمان هر صبح لمس می‌کند، نه نور است و نه صدا؛ سرماست. سرمایی که از زمین بالا می‌آید، از فرش نازک می‌گذرد، به استخوان‌هایش می‌رسد و همان‌جا می‌ماند. هنوز چشم‌هایش باز نشده، اما بدنش می‌فهمد که یک روز دیگر شروع شده؛ روزی شبیه دیروز، شبیه پریروز، شبیه تمام روزهایی که سال‌هاست نام‌شان فقط «گذشتن» است. چشم که باز می‌کند، سقف را می‌بیند؛ سقفی پر از لکه‌های نم، ترک‌های عمیق و خاطره‌های تلخ. هر ترک، یادگار یک زمستان است. هر لکه، نشانه‌ی شبی که باران باریده و او تا صبح بیدار مانده تا آب روی صورت دخترانش نچکد. در آن لحظه‌ها، بیشتر از خستگی، شرم خفه‌اش می‌کرد؛ شرم این‌که نتوانسته سقفی محکم‌تر برای خانواده‌اش بسازد. کنار او، چهار دخترش خوابیده‌اند. بدن‌های کوچک‌شان کنار هم جمع شده، مثل جوجه‌هایی که از ترس سرما به هم پناه برده‌اند. پتو آن‌قدر نازک است که بیشتر شبیه عذرخواهی است تا وسیله‌ی گرم‌کننده. عبدالرحمان آرام دستش را دراز می‌کند و گوشه‌ی پتو را بالا می‌کشد. نمی‌خواهد بیدار شوند. چون بیدارشدن یعنی سوال. و او برای سوال‌ها جوابی ندارد. روی طاقچه، نان خشک دیروز مانده؛ نانی که دیگر نه بوی نان می‌دهد و نه مزه‌ی زندگی. یک تکه‌اش را می‌شکند، آهسته می‌جود، انگار می‌ترسد صدای جویدن، دخترانش را بیدار کند. چای هست، اما قند نیست. قند مدت‌هاست از این خانه رفته، مثل خیلی چیزهای دیگر. عبدالرحمان کفش‌های کهنه‌اش را می‌پوشد؛ کفش‌هایی که خودش سال‌ها پیش دوخته بود، وقتی هنوز دست‌هایش امید داشتند، وقتی هنوز فکر می‌کرد اگر آدم کار بلد باشد، گرسنه نمی‌ماند. بند یکی از کفش‌ها پاره است. می‌خواهد آن را عوض کند، اما نخ نو ندارد. گره می‌زند و می‌گوید: «فعلاً بس است.» وقتی از خانه بیرون می‌شود، هوا هنوز نیمه‌تاریک است. کوچه‌های هرات ساکت‌اند، اما سکوت‌شان آرام نیست؛ سکوتی است خسته، مثل نفس‌های آدمی که سال‌ها دویده و جایی نرسیده. دیوارها خاک گرفته‌اند، درها کهنه‌اند، و آدم‌ها زودتر از آفتاب پیر شده‌اند. در سرک، مردانی را می‌بیند که مثل خودش راه می‌روند؛ نه با هدف، بلکه برای این‌که خانه نمانند. بعضی‌ها بیل به شانه دارند، بعضی‌ها فقط دست‌های خالی. هیچ‌کس از فردا حرف نمی‌زند. دکان عبدالرحمان در گوشه‌ی یک سرک قدیمی است؛ دکانی که اگر کسی چشمش را برگرداند، شاید اصلاً آن را نبیند. درِ فلزی‌اش زنگ زده، شیشه‌اش ترک دارد و روی دیوارش گرد سال‌ها نشسته. قفل را باز می‌کند؛ صدایی می‌دهد شبیه آه کشیدن. داخل دکان، بوی واکس کهنه، چرم پوسیده و رطوبت جمع شده است. این بو، بخشی از زندگی عبدالرحمان است. زمانی این بو برایش معنی کار می‌داد، معنی نان، معنی عزت. حالا فقط یادآور چیزی است که دیگر نیست. ابزارهایش را نگاه می‌کند: سوزن‌هایی که نوک‌شان کج شده، نخ‌هایی که چندبار گره خورده‌اند، قوطی واکسی که ته‌اش پیدا شده، برسی که موهایش ریخته. همه چیز پیر شده؛ مثل خودش، مثل این شهر. چهارپایه‌ی کوتاهش را بیرون می‌گذارد و می‌نشیند. نشستن او نشستن یک کارگر فعال نیست؛ نشستن کسی است که منتظر رحم بازار است. آفتاب کم‌کم بالا می‌آید. سایه‌ها کوتاه می‌شوند، اما مشتری نمی‌آید. ساعت‌ها می‌گذرد. مردم رد می‌شوند. کفش‌های‌شان خاکی است، رنگ‌رفته، اما کمتر کسی به دکان نگاه می‌کند. یکی از کنار دکان می‌ایستد، کفشش را با دست‌مالی که از جیبش درمی‌آورد پاک می‌کند و می‌رود. عبدالرحمان نگاهش می‌کند و چیزی در دلش فرو می‌ریزد. با صدای آهسته می‌گوید: «دیگر کسی کفش رنگ نمی‌کند…» قبلاً مردم کفش را مثل جان‌شان نگه می‌داشتند. کفش را می‌آوردند، می‌گفتند بندش را عوض کن، رنگش را تازه کن، کفش باید دوام کند. حالا یا کفش نو می‌خرند، یا اصلاً اهمیت نمی‌دهند. کفش‌دوزی شده کاری که کسی به آن احتیاج ندارد. اگر روزی خوش‌شانس باشد، شاید یک نفر بیاید و کفشش را بدهد برای رنگ‌کردن. نهایت ۱۵۰ یا ۲۰۰ افغانی. پولی که همان لحظه در ذهن عبدالرحمان خرج می‌شود، چندبار، با حساب دقیق: نان. شاید کمی آرد. شاید فردا هم نان باشد. اما وقتی حساب کرایه خانه می‌آید، همه‌چیز می‌ریزد. ۳۰۰۰ افغانی کرایه. خانه‌ای که فقط اسمش خانه است؛ یک اتاق نمور با دیوارهای ترک‌خورده. ۱۰۰۰ افغانی برق و آب. برقی که بیشتر وقت‌ها نیست، آبی که همیشه سرد است. مالک خانه هر ماه می‌آید. صدایش آرام است، اما حرفش سنگین: «اگر کرایه را ندهی، مجبورم بیرونت کنم.» عبدالرحمان نمی‌داند بیرون یعنی کجا. خیمه؟ سرک؟ مسجد؟ هیچ‌کدام خانه نیست. او چهار دختر دارد. وقتی از آن‌ها حرف می‌زند، صدایش آرام‌تر می‌شود، انگار می‌ترسد دردشان را بلند بگوید. دختر بزرگ‌تر به سن مکتب رسیده. کتاب می‌خواهد، لباس می‌خواهد، کفش می‌خواهد. عبدالرحمان فقط می‌تواند بگوید: «صبر کن.» عصر که می‌شود، دکان‌های اطراف بسته می‌شوند. عبدالرحمان هنوز نشسته، نه به امید مشتری، بلکه چون رفتن به خانه هم سخت است. خانه یعنی روبه‌رو شدن با نگاه‌ها، با سوال‌ها. بالاخره دکان را می‌بندد، قفل را می‌کشد. صدای قفل مثل پایان یک روز بی‌ثمر است. راه خانه را می‌گیرد، پاهایش درد می‌کند، فکرهایش بیشتر. وقتی وارد اتاق می‌شود، دخترها دورش جمع می‌شوند. یکی دستش را می‌گیرد، یکی کفشش را نگاه می‌کند. کوچک‌ترین‌شان می‌پرسد: «پدر، امروز نان آوردی؟» او لبخند کمرنگی می‌زند، نان را روی سفره می‌گذارد. نان خشک، چای بی‌قند، سکوت. زن‌اش چیزی نمی‌گوید؛ سکوت او سنگین‌تر از هر شکایت است. دختر کوچک نان را می‌جود، بعد آهسته می‌گوید: «سخت است…» این جمله مثل خنجر در دل عبدالرحمان می‌نشیند. بچه نباید این را بفهمد، بچه باید بازی کند، نه سختی را مزه کند. شب که می‌شود، همه می‌خوابند. عبدالرحمان بیدار می‌ماند، به سقف نگاه می‌کند، به لکه‌های نم، به آینده‌ای که هیچ شکلی ندارد. با خودش می‌گوید: «من از زندگی بیزار شده‌ام… نه چون مردن را می‌خواهم، چون زنده‌ماندن دیگر نفس ندارد.» اما باز هم فردا خواهد آمد، باز هم او بلند خواهد شد، باز هم چهارپایه را بیرون خواهد گذاشت، چون فقر حتی اجازه‌ی تسلیم‌شدن نمی‌دهد. عبدالرحمان کفش‌دوز است، اما قصه‌اش قصه‌ی هزاران مرد در هرات است؛ مردانی که هنوز زنده‌اند، اما زندگی هر روز کمی بیشتر از آن‌ها کم می‌شود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب