برچسب: افغانستان

3 ساعت قبل - 46 بازدید

رسانه‌های بریتانیایی گزارش داده‌اند که یک مرد اهل افغانستان در اسکاتلند به جرم تجاوز جنسی به یک زن به هفت سال زندان محکوم شده است. در گزارش آمده است که عبدول نبی‌زاده متهم شده بود که در سال ۲۰۲۱ میلادی، هنگامی که یک زن ۱۹ ساله را از یک شب‌نشینی در ادینبورگ به خانه‌اش منتقل می‌کرد، در داخل موتر به او تجاوز کرده است. به گزارش بی‌بی‌سی، این مرد ۳۶ ساله که پیش از این به‌عنوان مترجم برای نیروهای نظامی بریتانیا، دانمارک و آمریکا در افغانستان کار کرده بود، اتهام‌ها را رد کرده و مدعی شده است که به دلیل انفجار یک وسیله انفجاری در نزدیکی‌اش، از اختلال استرس پس از سانحه رنج می‌برد. در گزارش آمده است که قاضی جان موریس کی‌سی هنگام صدور حکم به نبی‌زاده گفت که او مرتکب «خیانتی فجیع به اعتماد» شده است. نبی‌زاده ماه گذشته در دادگاه عالی، به اتفاق آرا مجرم شناخته شد. عبدول نبی‌زاده، پدر چهار فرزند که در منطقه پیلتون ادینبورگ زندگی می‌کرد، پس از ورود به بریتانیا در سال ۲۰۱۶ میلادی برای دریافت تابعیت این کشور درخواست داده بود. او در افغانستان خیاط بود، اما با نیروهای نظامی نیز همکاری می‌کرد و زبان مادری‌اش، فارسی، را به پشتو، اردو و عربی ترجمه می‌کرد. دادگاه شنید که زن قربانی پس از گذراندن شبی با دوستانش، در ۱۳ نوامبر ۲۰۲۱ میلادی، در حالی که مست بود، در خیابان موریسون سوار موتر نبی‌زاده شده بود. این زن به دادگاه گفت که انتظار داشت نبی‌زاده او را به خانه برساند، اما او در طول مسیر به‌طور مداوم از وی می‌خواست با او رابطه جنسی داشته باشد. این زن گفت که بارها مخالفت کرده و به نبی‌زاده گفته بود که دوست‌پسر دارد. نبی‌زاده سپس این زن را به منطقه‌ای خلوت در جوپا، در نزدیکی پورتوبلو، منتقل کرده است. این زن به دادگاه گفت که نبی‌زاده تلفنش را گرفت و با او درگیر شد و سپس در داخل موتر به او تجاوز کرد. او گفته است که پس از آن از موتر فرار کرده و در میان بوته‌ها پنهان شده است. دادگاه شنید که این زن بعداً ماجرا را برای یکی از بستگانش تعریف کرده است. پیش از صدور حکم، دیوید تیلور، وکیل نبی‌زاده، به دادگاه گفت که موکلش به دلیل این محکومیت «در معرض خطر اخراج از کشور» قرار دارد.

ادامه مطلب


4 ساعت قبل - 82 بازدید

وقتی زنگ ساعت در گوشه اتاق به صدا درآمد، مریم هنوز خواب بود؛ اما صدای مادرش که از حیاط می‌آمد، آرام‌آرام او را از خواب بیرون کشید. «مریم جان، بیدار شو، دیر می‌شود.» مریم چشم‌هایش را باز کرد، چند ثانیه به سقف اتاق خیره ماند و بعد با عجله از جا برخاست. صبح هنوز کاملاً روشن نشده بود و هوای سرد از لای پنجره کوچک اتاق به داخل می‌آمد. چادر مکتبش را برداشت، لباس پوشید و کیف کوچکی را که از شب پیش آماده کرده بود، روی شانه انداخت. مادرش در آشپزخانه چای آماده می‌کرد و پدرش کنار دروازه نشسته بود و بند بوت‌هایش را می‌بست. وقتی پدر دخترش را دید، لبخند زد و پرسید: «امروز هم اول می‌رسی، دخترم؟» مریم با همان شوق همیشگی جواب داد: «امتحان داریم، پدر. اگر دیر برسم، معلم اجازه نمی‌دهد.» آن صبح برای مریم چیزی جز یک صبح عادی نبود؛ صبحی شبیه صدها صبح دیگری که با عجله از خانه بیرون شده، از کوچه گذشته و در کنار دختران دیگر به سوی مکتب رفته بود. او آن زمان نمی‌دانست روزی خواهد رسید که همین کیف، همین لباس و حتی صدای همان زنگ ساعت، برایش به خاطره‌ای دور تبدیل شود؛ خاطره‌ای که هر بار به یادش می‌آورد، احساس می‌کند بخشی از کودکی‌اش در همان دروازه مکتب جا مانده است. مریم از کودکی به درس علاقه داشت. خانواده‌اش امکانات زیادی نداشتند، اما پدر و مادرش همیشه تلاش کرده بودند او و خواهر کوچک‌ترش فرصت درس خواندن داشته باشند. پدرش کارگر روزمزد بود و درآمدش ثابت نبود؛ بعضی روزها صبح زود از خانه بیرون می‌رفت و تا شام کار می‌کرد و بعضی روزها ساعت‌ها کنار سرک یا در بازار منتظر می‌ماند تا کسی برای کاری او را صدا کند. مادرش نیز در خانه برای زنان همسایه لباس می‌دوخت و با درآمد خیاطی بخشی از هزینه‌های زندگی را تأمین می‌کرد. زندگی برای این خانواده آسان نبود، اما پدر همیشه می‌گفت: «ما شاید نتوانیم برای شما خانه بزرگ یا زندگی راحت بسازیم، اما اگر بتوانیم شما را درس بدهیم، همین برای ما کافی است.» مریم این جمله را بارها شنیده بود و شاید به همین دلیل، درس خواندن برایش تنها یک وظیفه یا تکلیف مکتب نبود؛ او احساس می‌کرد با هر صفحه‌ای که می‌خواند، بخشی از زحمت پدر و مادرش را بی‌پاسخ نمی‌گذارد. از همان سال‌های نخست مکتب می‌گفت که می‌خواهد داکتر شود. وقتی کسی از او می‌پرسید چرا، پاسخ ساده‌ای داشت: «می‌خواهم مردم را درمان کنم.» شاید آن زمان نمی‌دانست برای رسیدن به این آرزو باید سال‌ها درس بخواند، امتحان بدهد و پس از فراغت وارد دانشگاه شود، اما برای مریم مهم نبود؛ او فقط آینده‌ای را تصور می‌کرد که در آن لباس سفید پوشیده و در یک شفاخانه مشغول کمک به بیماران است. سال‌های مکتب برای مریم با تمام دشواری‌هایش شیرین بود. گاهی پول خرید کتاب اضافی نداشت و مجبور می‌شد از کتاب‌های سال‌های گذشته خواهر یکی از دوستانش استفاده کند و گاهی نیز به دلیل نبود پول کافی، مدت‌ها منتظر می‌ماند تا پدرش بتواند برایش یک دفتر تازه بخرد. با این حال، هیچ‌کدام از این مشکلات علاقه‌اش به درس را کم نمی‌کرد. شب‌هایی که برق خانه قطع می‌شد، چراغ کوچک شارژی را کنار کتابش می‌گذاشت و تا جایی که می‌توانست مطالعه می‌کرد. مادرش چند بار از خواب بیدار می‌شد و می‌گفت: «دخترم، چشم‌هایت خراب می‌شود، بگذار صبح درس بخوانی.» مریم معمولاً لبخند می‌زد و جواب می‌داد: «صبح مکتب دارم، مادر، باید امشب بخوانم.» او از همان سال‌ها یاد گرفته بود اگر می‌خواهد چیزی به دست بیاورد، باید بیشتر از توانش تلاش کند. وقتی نمره خوبی می‌گرفت، پدرش خوشحال می‌شد و گاهی با وجود مشکلات مالی، برایش یک قلم یا دفترچه می‌خرید. مریم همان چیزهای کوچک را بزرگ‌ترین هدیه می‌دانست. یک بار که در امتحان نمره بسیار خوبی گرفته بود، پدرش هنگام شام گفت: «من می‌دانم تو یک روز به جایی می‌رسی.» مریم خندید و گفت: «اگر شما کمکم کنید، حتماً می‌رسم.» پدر جواب داد: «تا وقتی توان داشته باشم، کمکت می‌کنم.» آن جمله سال‌ها در ذهن مریم ماند؛ بی‌آن‌که او و پدرش بدانند روزی شرایطی خواهد رسید که تلاش پدر و اراده دختر، هر دو با مانعی روبه‌رو خواهند شد که عبور از آن آسان نیست. آخرین روزی که مریم به مکتب رفت، هیچ تفاوتی با روزهای دیگر نداشت. صبح زود بیدار شد، لباس پوشید، کتاب‌هایش را در کیف گذاشت و از خانه بیرون رفت. در مسیر با دوستانش درباره امتحان و برنامه‌های آینده صحبت کرد. یکی از دوستانش می‌گفت می‌خواهد مهندس شود و دیگری آرزو داشت معلم شود. مریم با خنده گفت که روزی داکتر خواهد شد و همه‌شان را رایگان معاینه خواهد کرد. دختران خندیدند و قرار گذاشتند پس از فراغت نیز با هم در تماس باشند. وقتی مریم وارد صنف شد، معلم درس را آغاز کرد. هیچ‌کس نمی‌دانست آن روز آخرین باری است که آنان در کنار هم پشت میزهای مکتب می‌نشینند. چند ساعت بعد، مریم مثل همیشه از مکتب به خانه برگشت، کیفش را در گوشه اتاق گذاشت و لباسش را عوض کرد. آن شب، خبرهایی که درباره ادامه ممنوعیت آموزش دختران منتشر می‌شد، نگرانی خانواده را بیشتر کرد. مریم ابتدا نمی‌خواست باور کند. تصور می‌کرد شاید این وضعیت موقتی باشد و چند روز یا چند هفته بعد همه چیز دوباره به حالت عادی برگردد. به مادرش گفت: «حتماً باز می‌شود. نمی‌شود که برای همیشه بسته بماند.» مادر چیزی نگفت و پدر نیز سکوت کرد. مریم آن شب کتاب‌هایش را کنار تخت گذاشت و با این فکر خوابید که فردا دوباره آن‌ها را در کیفش خواهد گذاشت. اما فردا آمد و مریم به مکتب نرفت. روز بعد هم نرفت و هفته بعد نیز دروازه مکتب بسته بود. ابتدا روزها را می‌شمرد، بعد هفته‌ها را و سرانجام فهمید ماه‌ها گذشته است. لباس مکتبش همچنان در کمد آویزان بود و کیفش همان‌طور گوشه اتاق مانده بود. هر بار که چشمش به آن می‌افتاد، چیزی در دلش سنگین می‌شد. با این حال، هنوز امیدوار بود. هر خبری را با دقت دنبال می‌کرد و هر بار که شایعه‌ای درباره بازشدن مکتب‌ها می‌شنید، قلبش تندتر می‌زد. چند بار حتی شب قبل از روزی که گفته شده بود ممکن است مکتب‌ها باز شوند، کیفش را آماده کرد؛ دفترها را مرتب کرد، قلم‌ها را تراشید و یونیفورمش را کنار تخت گذاشت. صبح زود بیدار شد، اما دوباره خبر رسید که مکتب‌ها باز نمی‌شوند. آن روز مریم لباسش را از کنار تخت برداشت و داخل کمد گذاشت. این بار دیگر گریه نکرد؛ فقط مدت زیادی به لباس نگاه کرد و بعد در کمد را بست. از آن پس، صبح‌هایی که قبلاً با عجله برای رفتن به مکتب آغاز می‌شد، شکل دیگری پیدا کرد. مریم به مادرش در کارهای خانه کمک می‌کرد، آب می‌آورد، اتاق‌ها را مرتب می‌کرد و گاهی برای خرید از خانه بیرون می‌رفت، اما ذهنش جای دیگری بود. کتاب‌هایش هنوز در گوشه اتاق بودند و هر بار که از کنارشان عبور می‌کرد، احساس می‌کرد کسی از او می‌پرسد: «پس آینده‌ات چه شد؟» ادامه دارد... نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


12 ساعت قبل - 91 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به زنان باردار در بخش‌های دوردست افغانستان خدمات صحی مورد نیاز را ارائه می‌کند. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۲۰ اسد) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که به زنان در بخش‌های دورافتاده لغمان کمک کرده است که بارداری ایمن داشته باشند. صندوق جمعیت ملل متحد از زنی به نام گل‌مینه یاد کرده که نهمین بارداری خود را سپری می‌کند و به گفته‌ی این نهاد، او با دسترسی به قابله‌های ماهر این بار امن‌ترین بارداری خود را تجربه می‌کند. قابل ذکر است که محدودیت دسترسی به خدمات درمانی به ویژه برای زنان باردار در بخش‌های دوردست افغانستان یکی از چالش‌های تهدیدکننده‌ی سلامت زنان به شمار می‌رود. کمبود مرکزهای درمانی معیاری و پزشکان زن و قابله، از مهم‌ترین چالش‌های زنان باردار برای دست‌رسی به خدمات صحی معیاری و به‌موقع گفته شده است. قابل ذکر است که افغانستان از جمله کشورهایی است که با میزان بالای مرگ‌ومیر مادران و نوزادان روبرو است. کم‌بود امکانات صحی، دسترسی محدود به آموزش‌های تخصصی و فاصله‌ی زیاد روستاها تا مرکزهای درمانی، چالش‌های جدی در ارایه‌ی خدمات به مادران باردار ایجاد کرده است. در بسیاری از مناطق، زنان در خانه یا درمانگاه‌های کوچک زایمان می‌کنند و قابله‌ها اغلب با امکانات اندک و بدون دسترسی فوری به راهنمایی‌های تخصصی کار می‌کنند.

ادامه مطلب


13 ساعت قبل - 67 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بامیان و دایکندی به دو ولایت عاری از مدفوع در فضای باز تبدیل شده‌اند. تاج‌الدین اویواله، رییس دفتر یونیسف در افغانستان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که دایکندی امسال پس از بامیان به دومین ولایت عاری از مدفوع در فضای باز تبدیل شده است. آقای اویواله در ادامه تاکید کرده است که اکنون ۶۲۷ هزار نفر در نُه ولسوالی دایکندی به خدمات بهداشتی دسترسی دارند که جامعه‌ای سالم برای کودکان ایجاد می‌کند. قابل ذکر است که پیش از این بامیان به‌عنوان پاک‌ترین ولایت در سطح افغانستان شناخته شده بود. ولایت بامیان با بیش از نیم‌میلیون نفر جمعیت سال ۲۰۱۸ میلادی به نخستین منطقه‌ی عاری از مدفوع در فضای باز تبدیل شد.

ادامه مطلب


15 ساعت قبل - 70 بازدید

سازمان حقوق بشر هانا با اشاره به ادامه طرح اخراج مهاجران غیرمجاز در ایران، درباره خطر بازداشت و نقض حقوق بشری، به‌ویژه زنان و کودکان اهل افغانستان پس از بازگشت به افغانستان، ابراز نگرانی کرده است. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که اجرای این طرح می‌تواند کودکان را با خطرهایی مانند جدایی از خانواده، ترک تحصیل، بی‌هویتی، استثمار و بازگشت به محیطی ناامن مواجه کند. همچنین هانا هشدار داده است که زنان و دختران افغانستانی، با توجه به شرایط امنیتی و جنسیتی، سابقه فعالیت‌های اجتماعی یا سیاسی و نبود شبکه حمایتی، ممکن است پس از بازگشت با خطر نقض حقوق اساسی‌شان مواجه شوند. این سازمان تاکید کرده است که صرف اطلاق عنوان «اتباع غیرمجاز» نمی‌تواند جایگزین ارزیابی فردی وضعیت و نیاز هر شخص به حمایت شود. هانا افزوده است ادامه اخراج‌ها بدون تضمین‌های موثر حقوقی و حمایتی، خطر تشدید نقض حقوق مهاجران و پناهجویان افغانستانی، به‌ویژه زنان و کودکان زیر ۱۸ سال، را به‌طور جدی افزایش می‌دهد. این در حالی است که وزارت داخله ایران روز گذشته اعلام کرد از ابتدای سال ۱۴۰۴ تاکنون، حدود دو میلیون مهاجر افغانستانی غیرمجاز یا فاقد مدرک اقامت را اخراج کرده و این روند همچنان ادامه دارد.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 93 بازدید

وزارت داخله ایران در تازه‌ترین مورد از ادامه روند اخراج مهاجران بدون مدرک اقامتی خبر داده است. علی زینی‌وند، سخنگوی وزارت داخله ایران امروز (دوشنبه، ۱۹ اسد) گفته است که از حمل ۱۴۰۴ تا اکنون حدود دو میلیون افغانستانی غیر مجاز از ایران خارج شده‌اند. سخنگوی وزارت داخله ایران در ادامه تاکید کرده است که اجرای طرح اخراج مهاجران افغانستانی با هدف مدیریت و تنظیم حضور اتباع خارجی در ایران با سرعت ادامه دارد. او افزوده است که بیش از ۲۰۰ هزار تن از ابتدای سال روان تا کنون به‌گونه داوطلبانه و با مراجعه به مراکز مربوط، ایران را ترک کرده‌اند. به گفته‌ی سخنگوی وزارت داخله ایران، این اقدام به معنای اخراج تمامی افغانستانی‌ها نیست و افغانستانی‌های دارای مدرک اقامتی باید بخشی از هزینه‌های خدماتی را پرداخت کنند. همچنین زینی‌وند درباره لایحه تشکیل «سازمان ملی مهاجرت» در مجلس ایران گفته است که بررسی این لایحه در مراحل پایانی قرار دارد و به‌زودی نهایی خواهد شد. قابل ذکر است که از پنج سال به این طرف، شمار زیادی از جوانان به دلیل فقر، بیکاری و نبود فرصت‌های شغلی به کشورهای همسایه، به‌ویژه ایران و پاکستان، مهاجرت کرده‌اند. در سال‌های اخیر، با تشدید روند اخراج مهاجران، شمار زیادی از آنان به افغانستان بازگشته‌اند. بر اساس گزارش سازمان‌های بین‌المللی، بیش از شش میلیون مهاجر افغانستانی از اواخر سال ۲۰۲۳ تا اکنون به کشور بازگشته‌اند که ۷۳ درصد آنان بیکار هستند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 85 بازدید

یان ایگلند، شورای پناهندگان ناروی (NRC) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افغانستان با بحران‌های عمیق بشری، اقتصادی و اقلیمی روبرو است و کشورهای عضو ناتو وعده‌های خود برای حمایت از مردم این کشور را فراموش کرده‌اند. آقای ایگلند امروز (دوشنبه، ۱۹ اسد) با نشر گزارشی گفته است که کشورهای عضو ناتو وعده‌های خود به دختران و پسران اهل افغانستان را فراموش کرده و از غیرنظامیان افغانستان روی‌گردان شده‌اند. وی در ادامه تاکید کرده است: «ما در مواجهه با نیازهای روزافزون و کاهش حقوق دختران و زنان در سراسر افغانستان، بیش از پیش تنها مانده‌ایم.» براساس گزارش شورای پناهندگان ناروی، بیش از شش میلیون مهاجر اهل افغانستان از کشورهای همسایه از اواخر سال ۲۰۲۳ میلادی به افغانستان بازگشته‌اند. به گفته‌ی این نهاد، ۷۳ درصد بازگشت‌کننده‌گان بیکار هستند و فرصت‌های محدودی برای تامین معیشت دارند. بحران‌های اقلیمی، تنش‌های منطقه‌ای و محدودیت‌های فزاینده علیه زنان و دختران نیز فشار بر مردم افغانستان را افزایش داده است. شورای پناهند‌گان ناروی می‌گوید که با وجود افزایش نیازهای بشری، بودجه کمک‌های بشردوستانه کاهش یافته است. به گفته‌ی این نهاد، در سال جاری تاکنون تنها ۴۵۰ میلیون دالر برای پاسخ بشردوستانه افغانستان تامین شده که معادل ۲۶ درصد از ۱.۷ میلیارد دالر مورد نیاز است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 85 بازدید

دیدبان حقوق افغانستان در تازه‌ترین مورد با تاکید بر حق آموزش دختران، خواستار بازگشایی دروازه‌های مکتب به روی آنان شده و اعلام کرده است که دختران در افغانستان هزار و ۷۸۴ روز است که از آموزش در مکتب محروم‌ هستند. این سازمان با نشر پیامی به مناسبت ۱۷۸۴مین روز محرومیت دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان از آموزش، گفته است که با وجود بسته‌ماندن دروازه‌های مکتب، «رویاهای» دختران برای ادامه‌ی تحصیل همچنان زنده است. دیدبان حقوق افغانستان با تاکید بر حق آموزش دختران در افغانستان، از سران حکومت سرپرست افغانستان خواسته است که زمینه‌ی بازگشت دختران به مکتب و ادامه آموزش آنان را فراهم کنند. دید‌بان حقوق افغانستان، در پیام خود نوشته است: «۱۷۸۴ روز است که دختران افغانستانی از آموزش محروم‌ اند. دروازه‌های مکتب بسته است، اما رویاهای آنان زنده است.» این نهاد، با طرح شعار «بگذارید دختران افغانستان درس بخوانند»، آموزش را حق اساسی دختران دانسته است. پس از بازگشت حکومت فعلی به قدرت در افغانستان در آگوست ۲۰۲۱، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم در سراسر کشور متوقف شد. محرومیت دختران از آموزش متوسطه و سپس محدودیت‌های بیشتر، واکنش‌های گسترده داخلی و بین‌المللی را به دنبال داشته است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 65 بازدید

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بحران‌های اقتصادی، درگیری‌ها و تغییرات اقلیمی، خشوت در برابر زنان و دختران در افغانستان را تشدید می‌کند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که دولت‌ها و سازمان‌ها می‌توانند حفاظت از زنان را در اولویت قرار دهند. سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرد که امنیت زنان نمی‌تواند منتظر بماند و برای بی‌عملی در برابر خشونت بر زنان هیچ بهانه‌ای وجود ندارد. قابل ذکر است که افغانستان، یکی از آسیب‌پذیرترین کشورها در برابر تغییرات اقلیمی است که هم‌زمان با بحران اقتصادی درگیری‌های مرزی با پاکستان نیز غیرنظامیان به ویژه زنان و کودکان را متأثر کرده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 58 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که برای کودکان مبتلا به سوءتغذیه حاد، خدمات درمانی نجات‌بخش فراهم می‌کند. این سازمان امروز (یک‌شنبه، ۱۸ اسد) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که با حمایت اتحادیه اروپا در افغانستان، برنامه‌های درمانی برای کودکان مبتلا به سوءتغذیه ارائه می‌شود. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که کودکان مبتلا به سوءتغذیه حاد، از طریق درمان با غذای درمانی تحت مراقبت قرار می‌گیرند. گفته می‌شود که این خدمات با هدف بهبود وضعیت صحی کودکان و جلوگیری از پیامدهای مرگ‌بار سوءتغذیه ارائه می‌شود. این در حالی است که صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل پیشتر نیز اعلام کرده بود که ۳.۷ میلیون کودک زیر پنج سال در افغانستان به‌دلیل ناامنی غذایی و تغذیه‌ای، در معرض افزایش خطر سوءتغذیه قرار دارند.

ادامه مطلب