برچسب: افغانستان

20 دقیقه قبل - 28 بازدید

دولت امریکا قصد دارد یک زن اهل افغانستان را به اتهام «حمایت از طرح الهام‌گرفته از گروه داعش» به افغانستان اخراج کند. دولت ترامپ برای اخراج این زن به طرح دعوای خود را به «دادگاه اخراج تروریست‌های خارجی» پیش‌کش کرده و بر اساس گزارش‌ها قرار بود جلسه‌ی دادگاه دیروز (پنج‌شنبه، ۸ اسد) در واشنگتن برگزار شود. متهم این پرونده نظیره حاجی‌زاده نام دارد و در شهر فورت ورث در ایالت تگزاس زندگی می‌کند. او در اوایل همین هفته بازداشت شده است. آسوشیتد پرس، به نقل از اداره تحقیقات فدرال امریکا، نوشته است که بر اساس اطلاعات به‌دست‌آمده، خانم حاجی‌زاده از حامیان گروه داعش است و فرزندان خود را نیز وادار کرده تا به این گروه اعلام وفاداری کند. اداره تحقیقات فدرال امریکا، افزوده است که نظیره حاجی‌زاده از طرحی که بستگانش برای انجام یک حمله‌ی الهام‌گرفته از داعش در امریکا تدارک دیده بودند، حمایت کرده است.

ادامه مطلب


5 ساعت قبل - 15 بازدید

سکوت سنگینی بر اتاق حاکم بود. هیچ‌کس چیزی نمی‌گفت؛ گویی همه تلاش می‌کردند گرسنگی و نگرانی خود را از دیگری پنهان کنند. زینب تکه‌های نان را میان کودکان تقسیم کرد و خودش وانمود کرد که اشتها ندارد. عبدالرحمان نگاهش را از سفره کوچک برداشت و به دیوار دوخت؛ دیواری که جز ترک‌های عمیق، چیزی برای تماشا نداشت. او احساس می‌کرد سال‌ها زحمت و کارگری، در چند روز از دست رفته است. نه می‌توانست به گذشته بازگردد و نه راه روشنی برای آینده پیش رویش می‌دید. با این حال، نمی‌خواست کودکانش ناامیدی را در چهره او ببینند. به همین دلیل، لبخند کم‌رنگی بر لب آورد و گفت: «فردا حتماً کار پیدا می‌شود.» خودش اما بهتر از هر کسی می‌دانست که این جمله، بیش از آنکه از واقعیت بگوید، تلاشی برای زنده نگه داشتن امید در دل خانواده بود. پسر دوازده‌ساله عبدالرحمان که متوجه وضعیت پدرش شده بود، از آن شب دیگر درباره مکتب چیزی نگفت. چند روز بعد، خودش به پدرش پیشنهاد کرد که برای کار به بازار برود. گفت می‌تواند شاگرد یک دکان شود و هرچه به دست آورد، به خانواده بدهد. عبدالرحمان ابتدا مخالفت کرد. نمی‌خواست پسرش در سنی که باید پشت میز مکتب می‌نشست، کار کند. اما چند روز بعد، وقتی صاحب‌خانه برای گرفتن کرایه آمد و عبدالرحمان هیچ پولی برای پرداخت نداشت، ناچار شد پیشنهاد پسرش را جدی بگیرد. پسرک سرانجام در یک دکان کوچک مشغول کار شد. هر روز صبح زود از خانه بیرون می‌رفت و تا شام کار می‌کرد. در برابر زحمتی که می‌کشید، دستمزد اندکی می‌گرفت، اما همان درآمد ناچیز نیز برای خانواده ارزش زیادی داشت. او بخشی از پولش را صرف خرید نان می‌کرد و گاهی نیز برای خواهر کوچک‌ترش خوراکی یا وسیله‌ای کوچک می‌خرید. با گذشت زمان، عبدالرحمان بیش از گذشته احساس می‌کرد که خانواده‌اش میان دو زندگی گرفتار شده‌اند؛ زندگی‌ای که در پاکستان از آنان گرفته شده بود و زندگی تازه‌ای که در افغانستان هنوز نتوانسته بودند برای خود بسازند. زینب نیز هر روز با دشواری تازه‌ای روبه‌رو می‌شد. دختر کوچک‌شان چند بار بیمار شد و خانواده توان پرداخت هزینه داکتر و دارو را نداشت. شبی که تب کودک بالا رفت، زینب تا صبح کنار او نشست و با پارچه‌ای خیس، پیشانی‌اش را خنک می‌کرد. عبدالرحمان نیز آن شب چند بار از خانه بیرون رفت تا از کسی پول قرض بگیرد، اما هیچ‌کس حاضر نشد به او کمک کند. صبح روز بعد، یکی از همسایه‌ها مقداری دارو برای کودک آورد. زینب با چشمانی اشک‌آلود از او تشکر کرد. همان روز بود که برای نخستین بار به عبدالرحمان گفت: «ما از پاکستان بیرون شدیم، اما هنوز به جایی نرسیده‌ایم.» عبدالرحمان چیزی نگفت. او می‌دانست همسرش راست می‌گوید. برای خانواده‌ای که سال‌ها در پاکستان زندگی کرده بود، بازگشت به افغانستان به معنای رسیدن به خانه نبود؛ بلکه آغاز زندگی تازه‌ای بود که هیچ چیز برای آن آماده نشده بود. آنان نه خانه‌ای داشتند، نه درآمدی ثابت و نه پس‌اندازی که بتوانند با آن دوباره زندگی‌شان را از نو بسازند. کودکان از مکتب بازمانده بودند و هر روز نگرانی تازه‌ای بر نگرانی‌های پیشین افزوده می‌شد. ماه‌ها گذشت. عبدالرحمان همچنان کارهای روزمزد انجام می‌داد و پسرش نیز در همان دکان کار می‌کرد. زینب سرانجام با کمک یکی از زنان همسایه توانست یک چرخ خیاطی دست‌دوم پیدا کند و در خانه به دوختن لباس مشغول شود. درآمد او اندک بود، اما برای خانواده معنای بزرگی داشت؛ زیرا برای نخستین‌بار پس از بازگشت، احساس می‌کردند چیزی در اختیار دارند که می‌توانند با تکیه بر آن، آینده‌شان را دوباره بسازند. با این همه، زندگی هنوز آسان نشده بود. هر روز هزینه‌ای تازه از راه می‌رسید؛ کرایه خانه، نان، دارو و نیازهای ابتدایی کودکان. درآمد ناچیز عبدالرحمان و زینب به سختی پاسخگوی همین مخارج ساده بود. گاهی تا چند روز کاری برای عبدالرحمان پیدا نمی‌شد و خانواده ناچار بودند با کمترین امکانات روزگار بگذرانند. با وجود همه این دشواری‌ها، زینب تلاش می‌کرد فضای خانه را برای فرزندانش آرام نگه دارد. او نمی‌خواست کودکان احساس کنند که آینده‌شان به بن‌بست رسیده است. هر بار که لباس تازه‌ای می‌دوخت، با خود می‌گفت شاید همین کار کوچک، قدمی باشد برای بیرون آمدن خانواده از روزهای سخت. یک روز، پسر دوازده‌ساله عبدالرحمان پس از بازگشت از کار، کتاب‌های قدیمی‌اش را از داخل یک بکس بیرون آورد. او این کتاب‌ها را از پاکستان با خود آورده بود و با وجود اینکه مدت‌ها بود به مکتب نمی‌رفت، هنوز آنها را مانند گنجی ارزشمند نگه داشته بود. کتاب‌ها را روی زمین گذاشت، گرد و غبارشان را پاک کرد و آرام شروع به خواندن کرد. عبدالرحمان از دور به او نگاه می‌کرد. پسر سکوت را شکست و گفت: «پدر، من می‌خواهم دوباره مکتب بروم.» عبدالرحمان سرش را پایین انداخت. نمی‌دانست چه پاسخی بدهد. او آرزو داشت پسرش درس بخواند، دخترش نیز دوباره به مکتب برود و هیچ‌یک از فرزندانش ناچار نباشند کودکی خود را با کار و نگرانی سپری کنند. اما واقعیت زندگی، هر روز آنان را از این آرزوها دورتر می‌کرد. آن شب، عبدالرحمان تا دیر وقت بیدار ماند. به گذشته، به سال‌هایی که در پاکستان با زحمت زندگی ساخته بود و به آینده‌ای که اکنون پیش روی خانواده‌اش قرار داشت، فکر می‌کرد. سرانجام با خود گفت که اگرچه همه چیز را از دست داده‌اند، اما نباید امیدشان را نیز از دست بدهند؛ زیرا تنها سرمایه‌ای که هنوز برایشان باقی مانده بود، همین امید بود. صبح روز بعد، زودتر از همیشه از خانه بیرون رفت تا شاید کار بیشتری پیدا کند. زینب نیز پشت چرخ خیاطی نشست و دوختن لباس‌های همسایه‌ها را ادامه داد. پسر خانواده همچنان در دکان کار می‌کرد، اما عبدالرحمان با خودش عهد بست که هر طور شده، راهی برای بازگرداندن او به مکتب پیدا کند؛ حتی اگر مجبور باشد ساعت‌های بیشتری کار کند یا از نیازهای خودش بگذرد. این خانواده هنوز در افغانستان با مشکلات فراوانی روبه‌رو است. خانه‌شان کوچک است، درآمد ثابتی ندارند، درمان بیماری برایشان دشوار است و آینده فرزندان‌شان همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. آنها از پاکستان برگشته‌اند، اما برای ساختن دوباره زندگی، به چیزی فراتر از یک اتاق کوچک و چند وسیله ابتدایی نیاز دارند؛ به فرصت، امنیت، کار و امکان آموزش برای کودکانشان. عبدالرحمان گاهی شب‌ها، وقتی همه اعضای خانواده خواب هستند، کنار پنجره کوچک خانه می‌نشیند و به تاریکی بیرون خیره می‌شود. هنوز روزی را به یاد دارد که همراه خانواده‌اش پاکستان را ترک کرد؛ روزی که با خود فکر می‌کرد شاید در افغانستان بتوانند همه چیز را از نو آغاز کنند. اکنون ماه‌ها از آن روز گذشته است. او هنوز احساس می‌کند فرصت آغاز واقعی را پیدا نکرده است؛ زیرا برای خانواده‌ای که خانه، کار، امنیت اقتصادی و آینده فرزندانش را از دست داده، حتی رسیدن به نقطه آغاز نیز راهی دشوار و طولانی است. با این حال، هر صبح که زینب چرخ خیاطی‌اش را روشن می‌کند، هر روز که عبدالرحمان برای یافتن کار از خانه بیرون می‌رود و هر شبی که پسرشان کتاب‌های قدیمی‌اش را ورق می‌زند، این خانواده نشان می‌دهد که هنوز تسلیم نشده است. آنها می‌کوشند زندگی را از میان همان ویرانه‌های کوچک، آرام‌آرام دوباره بسازند. شاید برای بسیاری، بازگشت از پاکستان تنها یک خبر باشد؛ آماری از شمار خانواده‌هایی که از مرز عبور کرده و به افغانستان بازگشته‌اند. اما برای عبدالرحمان و خانواده‌اش، بازگشت یعنی ترک خانه‌ای که بیست سال در آن زندگی کرده بودند، جدا شدن از خاطرات، دوستان، همسایه‌ها و تمام آنچه روزی «زندگی» می‌نامیدند و آغاز دوباره در سرزمینی که هرچند وطنشان بود، اما دیگر برایشان ناآشنا به نظر می‌رسید. آنها اکنون در افغانستان زندگی می‌کنند، اما هنوز خانه‌ای ندارند که با آسودگی آن را «خانه خودمان» بنامند. با این همه، هر شب وقتی زینب پتو را روی کودکانش می‌کشد، با لبخندی آرام به آنها می‌گوید که روزی اوضاع بهتر خواهد شد. کودکان شاید هنوز معنای عمیق این جمله را درک نکنند، اما عبدالرحمان می‌داند اگر همین امید کوچک نیز خاموش شود، دیگر چیزی برای ادامه دادن باقی نخواهد ماند. او می‌گوید: «ما از پاکستان اخراج شدیم، اما نمی‌خواهیم از زندگی هم اخراج شویم. فقط یک فرصت می‌خواهیم؛ فرصتی برای کار کردن، برای مکتب رفتن بچه‌ها و برای اینکه دوباره صاحب یک زندگی عادی شویم.» و شاید تمام خواسته این خانواده، مانند هزاران خانواده دیگری که پس از سال‌ها مهاجرت به افغانستان بازگشته‌اند، همین باشد؛ اینکه بازگشت‌شان پایان یک زندگی نباشد، بلکه آغازی برای ساختن آینده‌ای باشد که در آن، هیچ کودکی به دلیل فقر از آموزش بازنماند و هیچ پدر و مادری میان نان، درمان و امید، ناچار به انتخاب نشود. نویسنده: سارا کریمی بخش اول این روایت؛ «از اخراج تا بی‌خانمانی؛ قصه خانواده‌ای بازگشته از پاکستان»

ادامه مطلب


19 ساعت قبل - 55 بازدید

کمیته‌ی بین‌المللی صلیب سرخ در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به دختران و زنانی که در اثر انفجار ماین‌ها دچار معلولیت شده کمک می‌کند دوباره سر پای خود بایستند. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۸ اسد) با شریک‌سازی داستان دختری به نام یلدا که پای خود را در انفجار یک ماین زمینی از دست داده، گفته است که با فراهم‌سازی پای مصنوعی و خدمات توان‌بخشی به او کمک کرده که دوباره راه برود. کمیته بین‌المللی صلیب سرخ در ادامه تاکید کرده است که یلدا وقتی پایش را از دست داد هشت سال داشت و برای مدت‌ها به این باور بود که آینده‌اش به پایان رسیده است. به گفته‌ی این نهاد، امروز هر گامی که یلدا برمی‌دارد، نمادی از شجاعت و امید است. قابل ذکر است که انفجار ماین‌ها و مهمات‌ به‌جامانده از جنگ هنوز هم از شهروندان افغانستان به ویژه کودکان قربانی می‌گیرد. بر اساس آمار قبلی اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های انسان‌دوستانه‌ی سازمان ملل متحد ماهانه نزدیک به ۶۰ تن در افغانستان در اثر انفجار مهمات به‌جامانده از جنگ کشته یا دچار معلولیت می‌شوند که بیش‌تر شان کودکان هستند.

ادامه مطلب


23 ساعت قبل - 85 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با حمایت بنیاد گیتس، برای افزایش آگاهی عمومی، تقویت مشارکت مردم محل و حمایت از تامین واکسن پولیو برای همه اطفال تلاش می‌کند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که دریافت دو قطره واکسن پولیو، کودکان را در برابر فلج دایمی ناشی از این بیماری محافظت می‌کند. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که بیماری فلج اطفال (پولیو) درمان ندارد، اما با واکسیناسیون می‌توان از ابتلا به آن پیش‌گیری کرد. گفته می‌شود که هدف از این اقدامات، دسترسی همه کودکان به واکسن پولیو و محافظت آنان در برابر این بیماری است. همچنین نهاد «افغانستان عاری از پولیو» نیز پیشتر گفته بود که واکسن پولیو یک راهکار ایمن و موثر برای محافظت کودکان در برابر این بیماری است و از خانواده‌ها خواسته تا کودکان خود را واکسن کنند. افغانستان و پاکستان، تنها کشورهایی هستند که بیماری فلج کودکان هنوز به گونه‌ی کامل در آن‌ها ریشه‌کن نشده است. این در حالی است که براساس آمار سازمان جهانی صحت، در سال جاری میلادی شش مورد انسانی و ۳۴ مورد محیطی بیماری پولیو یا فلج کودکان در افغانستان ثبت شده است. در سال ۲۰۲۵ میلادی در افغانستان در ‏مجموع ۲۱ مورد مثبت انسانی پولیو و ۹۴ مورد محیطی آن ثبت شده بود.‏ براساس آمار سازمان جهانی صحت، در سال جاری میلادی در ‏پاکستان نیز سه مورد مثبت انسانی و ۹۰ مورد محیطی پولیو ثبت شده است. پولیو یک بیماری ویروسی مسری است که عمدتا کودکان زیر پنج ‏سال را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این بیماری از طریق غذای آلوده، آب ‏یا تماس نزدیک منتقل می‌شود و می‌تواند باعث فلج دائمی یا مرگ ‏شود.‏ هیچ درمانی برای این بیماری وجود ندارد، اما واکسن‌های ایمن و مؤثر ‏می‌توانند از آن جلوگیری کنند. ‏توانند از آن جلوگیری کنند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 99 بازدید

کمیته امور مالی و درآمد مجلس سنای پاکستان با تصویب مصوبه‌ای، اعمال حجاب اجباری برای کارمندان زن در بانک‌های اسلامی را منع کرد. رسانه‌های پاکستانی گزارش داده‌اند که این تصمیم در پی شکایت‌های متعدد درباره دستورالعمل‌های سخت‌گیرانه پوشش در برخی بانک‌ها، به‌ویژه موسسات مالی اسلامی اتخاذ شده است. در گزارش آمده است که این کمیته مجلس خواستار رعایت پوشش ملی متعارف برای همه کارکنان، فارغ از جنسیت آنها شده است. سناتورهای پاکستانی تاکید کرده‌اند که بانک‌ها و موسسات مالی نمی‌توانند به‌‌طور اجباری پوشیدن حجاب عربی و دیگر پوشش‌های غیرملی را بر کارمندان زن تحمیل کنند. سناتور زرقا سهروردی تیمور گفت که کارکنان زن در این بانک‌ها مجبور به پوشیدن حجاب عربی می‌شوند، در حالی‌که به گفته او هیچ اجباری برای کارکنان مرد وجود ندارد و آن‌ها در انتخاب پوشش خود آزاد هستند. سناتور شری رحمان با تاکید بر اینکه هیچ کارمندی نباید به پوشیدن لباس خاصی مجبور شود، گفت پوشش ملی پاکستان مانند شلوار و پیراهن که بی‌نظیر بوتو، نخست‌وزیر پیشین نیز از آن استفاده می‌کرد، برای زنان کافی است. همچنین جمیل احمد، رییس بانک مرکزی پاکستان در این نشست گفت که سال گذشته نیز دستورالعمل‌های مشابهی صادر و به بانک‌ها ابلاغ شده بود. او متعهد شد شیوه‌نامه‌های به‌روزشده را برای جلوگیری از «اعمال فشارهای بی‌مورد» به تمام بانک‌ها و موسسات مالی اسلامی ارسال کند. این نشست به ریاست سناتور سلیم مندویوالا برگزار شد و کمیته امور مالی و درآمد از تمامی بانک‌ها خواست تا کارشیوه‌های خود درباره پوشش زنان را به مجلس سنا ارائه کنند. این کمیته تاکید کرد که هدف تنها رعایت پوشش متعارف ملی است و اصراری بر یک لباس خاص وجود ندارد. پاکستان به عنوان یک کشور اسلامی در همسایگی افغانستان در حالی حجاب اجباری را برای کارمندان بانک‌های اسلامی منع می‌کند که حکومت سرپرست زنان را به‌دلیل رعایت نکردن حجاب موردنظر خود همواره و پیوسته بازداشت می‌کند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 77 بازدید

سازمان جهانی صحت هشدار داده است که محدودیت‌های شدید بر کارمندان زن، کمبود بی‌سابقه بودجه و فشارهای ناشی از بحران‌های هم‌زمان، ارائه خدمات بهداشتی و درمانی را برای زنان و کودکان افغانستان با چالش‌های جدی مواجه کرده است. این سازمان امروز (پنج‌شنبه، ۸ اسد) با انتشار گزارش سالانه خود در مورد افغانستان گفته است که محدودیت‌های حکومت سرپرست بر سفر، آموزش و فعالیت کارمندان زن باعث اختلال شدید در ارائه خدمات بهداشتی در سطح جوامع، نظارت بر بیماری‌ها و پاسخگویی به شیوع آن‌ها شده است. در گزارش آمده است که کمبود شدید پزشکان و پرسنل زن، به ویژه در مناطق دوردست، کیفیت خدمات بهداشتی و دسترسی زنان و کودکان را به مراقبت‌های حیاتی به شدت تضعیف کرده است. همچنین در بخشی از گزارش آمده است که کاهش شدید تأمین مالی از دیگر چالش‌های اصلی بخش بهداشت در سال ۲۰۲۵ میلادی میلادی بوده است؛ طوری که طرح نیازمندی‌های بشردوستانه تنها ۴۵.۳ درصد از بودجه مورد نیاز خود را دریافت کرد. در ادامه آمده است که کمبود بودجه منجر به تعطیلی ۲۷ مرکز خدمات اولیه بهداشتی شده است و دسترسی حدود ۲۹۴ هزار نفر را به خدمات درمانی محدود ساخت. سازمان بهداشت جهانی می‌گوید که تنها ۴۵.۳ درصد از بودجه بشردوستانه افغانستان تأمین شده است. در ادامه آمده است که در کنار محدودیت‌ها و کمبود بودجه، وقوع هم‌زمان زمین‌لرزه‌ها، خشکسالی، سیلاب‌ها، شیوع بیماری‌ها و بازگشت بیش از ۲.۷ میلیون مهاجر از ایران و پاکستان، فشار فوق‌العاده‌ای بر سیستم ضعیف بهداشتی افغانستان وارد کرده است. این در حالی است که ارائه خدمات و نظارت بر وضعیت بهداشتی در مناطق دشوارگذر و دوردست، به ویژه در فصل زمستان، با موانع جدی روبرو بوده است. سازمان بهداشت جهانی تاکید کرده است که با وجود ادامه ارائه خدمات حیاتی در ۳۴ ولایت افغانستان در سال ۲۰۲۵ میلادی، پایداری این خدمات مستلزم رفع محدودیت‌ها بر کارمندان زن و تأمین بودجه پایدار است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 77 بازدید

برنامه اسکان بشری سازمان ملل متحد (UN-Habitat) در افغانستان اعلام کرده است که از اواخر سال ۲۰۲۳ میلادی تا اکنون، حدود شش میلیون مهاجر به کشور بازگشته‌اند. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۸ اسد) با نشر گزارشی گفته است که بازگشت گسترده مهاجران، فشار شدیدی بر خدمات و زیرساخت‌هایی وارد کرده که از پیش نیز با کمبود منابع روبرو بوده‌اند. همچنین برنامه اسکان بشری سازمان ملل تاکید کرده است که نزدیک به نیمی از جمعیت افغانستان همچنان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند. برناه اسکان بشری سازمان ملل متحد افزوده است که بازگشت‌کنند‌گان و جوامع میزبان با فقر، ناامنی غذایی، کمبود مسکن، دسترسی محدود به خدمات اساسی و خطرهای ناشی از تغییرات اقلیمی روبرو هستند. در این گزارش تاکید شده که کمک‌های کوتاه‌مدت بشردوستانه به‌تنهایی پاسخ‌گوی این بحران نیست و باید بر راه‌حل‌های پایدار، از جمله توسعه زیرساخت‌ها، ایجاد فرصت‌های شغلی، تقویت خدمات عمومی و افزایش ظرفیت جوامع محلی، تمرکز شود.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 81 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به زنان سیلاب‌زده در نورستان خدمات صحی و حمایت‌های اجتماعی-روانی ارائه می‌شود. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که با شریک‌سازی روایت قمرگل، زن بارداری که همسرش را در سیلاب نورستان از دست داده، گفته است که به این مادر مراقبت‌های صحی و حمایت‌های روانی-اجتماعی ارائه کرده تا بتواند بحرانی که درگیر آن است را پشت سر بگذارد. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که قمرگل که باردار چهارمین فرزند خود است، پس از مرگ همسرش با آینده‌ای نامعلوم روبرو است. سازمان ملل افزوده است که این خدمات با همکاری شرکای این سازمان و با حمایت بریتانیا و اداره همکاری‌های توسعه بین‌المللی چین (CIDCA) ارایه می‌شود. بر اساس آمار اداره مبارزه با حوادث حکومت سرپرست، در سیلاب ۲۸ سرطان در نورستان، دست‌کم ۲۳ تن جان باخته و بیش از۱۰۰ تن زخم برداشتند و ده‌ها خانه‌ی رهایشی نیز ویران شد.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 44 بازدید

صندوق امانی ویژه سازمان ملل متحد برای افغانستان (UN STFA) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۵ میلادی از ۲ هزار و ۶۵۶ زن افغان برای توسعه کسب‌وکارها و آغاز فعالیت‌های درآمدزا حمایت کرده است. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۷ اسد) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این حمایت‌ها برای زنان فرصت فراهم کرده تا با دریافت آموزش، امکانات و منابع لازم، فعالیت‌های اقتصادی خود را تقویت کنند. سازمان ملل در ادامه تاکید کرده است که برنامه‌های حمایتی سبب شده است شماری از زنان بتوانند کسب‌وکارهای کوچک خود را راه‌اندازی یا توسعه دهند و از طریق آن برای خود و خانواده‌های‌شان درآمد ایجاد کنند. این در حالی است که پس از سلطه حکومت سرپرست، زنان در افغانستان با محدودیت‌های گسترده در زمینه کار و فعالیت‌های اقتصادی روبرو شده‌اند. با این حال، برخی نهادهای بین‌المللی از برنامه‌های حمایت از کسب‌وکارهای کوچک و فعالیت‌های درآمدزای زنان برای کمک به معیشت خانواده‌ها پشتیبانی می‌کنند. همچنین حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 100 بازدید

سازمان پزشکان بدون مرز می‌گوید که یک زن مهاجر اهل افغانستان پس از هجوم پولیس پاکستان به خانه‌اش و بازداشت همسرش، به‌دلیل فشار روانی و ترس شدید، سقط جنین کرده است. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای از دولت پاکستان خواسته است تا روند اخراج اجباری مهاجران اهل افغانستان را متوقف و زمینه‌ی دسترسی آنان به خدمات صحی را فراهم کند. پزشکان بدون مرز تاکید کرده است که ترس از بازداشت و اخراج، بسیاری از مهاجران افغانستانی در پاکستان را از مراجعه به مرکز‌های صحی بازداشته و وضعیت صحی آنان را وخیم‌تر کرده است. این نهاد، روایت یک خانواده‌ی مهاجر افغانستان را منتشر کرده است که در آن، نجیب، مرد این خانواده، گفته است با وجود داشتن کارت شناسایی «پی‌اوآر»، پولیس پاکستان وارد خانه‌اش شده و او را بازداشت کرده است. نجیب به این نهاد گفته است: «همسرم سه‌ماهه باردار بود که پولیس مرا دست‌گیر کرد. وقتی آزاد شدم و روز بعد به خانه آمدم، او هنوز وحشت‌زده بود. به من گفت که به‌دلیل استرس و ترس، خون‌ریزی شدیدی داشته است.» به گفته‌ی او، پس از این رویداد، خانواده‌اش با وجود ترس از بازداشت دوباره، همسرش را به شفاخانه منتقل کردند؛ اما پزشکان نتوانستند از سقط جنین جلوگیری کنند. در اعلامیه آمده است که مهاجران افغانستانی در پاکستان میان ترس از بازداشت، از دست‌دادن درآمد و خطر اخراج اجباری گرفتار شده‌اند. این نهاد از دولت پاکستان خواسته است که بیماران و افراد نیازمند مراقبت‌های پزشکی نباید در مسیر رفت‌وآمد به شفاخانه‌ها بازداشت یا اخراج شوند. در بخشی دیگر این اعلامیه آمده بدون که فشارهای ناشی از اخراج اجباری، باعث از‌دست‌رفتن فرصت‌های کاری و درآمد مهاجران شده و به افزایش سوءتغذیه در میان کودکان این خانواده‌ها انجامیده است. بر اساس معلومات این نهاد، پس از فعال شدن یک مرکز صحی در کویته‌ی بلوچستان، مشخص شده است که ۷.۶ درصد زنان و کودکان مهاجر افغانستان به سوءتغذیه حاد شدید و ۲۵.۷ درصد آنان به سوءتغذیه حاد متوسط مبتلا هستند. پاکستان از سال ۲۰۲۳ میلادی روند اخراج گسترده‌ی مهاجران افغانستان را آغاز کرده و تاکنون بیش از ۲.۵ میلیون مهاجر را به کشور بازگردانده است.

ادامه مطلب