برچسب: افغانستان

2 ساعت قبل - 61 بازدید

وقتی مأموران پاکستانی نیمه‌های شب دروازه خانه را کوبیدند، عبدالرحمان نخست تصور کرد یکی از همسایه‌ها برای کمک آمده است. هوا سرد بود و سه کودک او در گوشه اتاق، زیر یک پتوی نازک، به هم چسبیده بودند. همسرش، زینب، تازه دختر کوچک‌شان را خوابانده بود و خودش نیز کنار او دراز کشیده بود. با بلند شدن دوباره صدای کوبیدن دروازه، عبدالرحمان از جا برخاست و با نگرانی به همسرش نگاه کرد. هیچ‌کدام چیزی نگفتند، اما هر دو می‌دانستند که این روزها ممکن است هر صدایی پشت دروازه، خبر بدی با خود داشته باشد. عبدالرحمان نزدیک به بیست سال در پاکستان زندگی کرده بود. همان‌جا ازدواج کرده و دو فرزند بزرگ‌ترش نیز در پاکستان به دنیا آمده بودند. خانه‌ای کوچک در حاشیه شهر داشتند که سال‌ها با درآمد ناچیز عبدالرحمان از کارگری و باربری، کرایه آن را پرداخت کرده بودند. زندگی‌شان هیچ‌گاه آسان نبود، اما برای خانواده‌ای که همه دارایی‌اش به یک اتاق کوچک، چند ظرف آشپزخانه و وسایل ابتدایی زندگی خلاصه می‌شد، همان خانه معنای همه چیز را داشت. آن شب اما، صدای کوبیدن دروازه، آغاز پایان زندگی‌ای بود که عبدالرحمان سال‌ها برای ساختنش زحمت کشیده بود. وقتی دروازه را باز کرد، چند مأمور در بیرون ایستاده بودند. از عبدالرحمان اسناد اقامت خواستند. او با دست‌های لرزان چند برگه‌ای را که داشت نشان داد، اما مأموران گفتند باید همراه آنان برود. عبدالرحمان تلاش کرد توضیح بدهد که همسرش بیمار است، کودکانش کوچک‌اند و خانواده‌اش جایی برای رفتن ندارند، اما حرف‌هایش فایده‌ای نداشت. چند دقیقه بعد، زینب در حالی که دختر کوچک‌شان را در آغوش گرفته بود، کنار دروازه ایستاده بود و به شوهرش نگاه می‌کرد. پسر دوازده‌ساله‌شان نیز با چشمانی سرشار از ترس، پشت سر مادرش پنهان شده بود. عبدالرحمان آن شب به بازداشتگاه منتقل شد و چند روز بعد، خانواده‌اش نیز مجبور شدند خانه‌ای را که نزدیک به دو دهه در آن زندگی کرده بودند، ترک کنند. زینب می‌گوید سخت‌ترین لحظه زندگی‌اش زمانی بود که مجبور شد در کمتر از چند ساعت تصمیم بگیرد کدام وسایل خانه را با خود ببرد و کدام را جا بگذارد. لباس‌های کودکان، چند پتوی کهنه، مقداری ظرف و یک قابلمه کوچک، تقریباً تمام چیزی بود که توانستند با خود ببرند. بسیاری از وسایلی که عبدالرحمان طی سال‌ها با زحمت خریده بود، در همان خانه باقی ماند. حتی عکس‌های قدیمی فرزندان‌شان را نیز نتوانستند با خود بردارند. زینب بعدها می‌گفت: «آدم وقتی خانه‌اش را ترک می‌کند، فکر می‌کند همه چیز را با خودش می‌برد؛ اما وقتی به مرز رسیدیم، فهمیدم ما فقط لباس‌هایی را که پوشیده بودیم با خود آوردیم. خانه‌مان، خاطرات‌مان و تمام سال‌هایی که آنجا زندگی کرده بودیم، پشت سرمان ماند.» خانواده پس از روزها سرگردانی، سرانجام به افغانستان بازگشتند. عبدالرحمان پیش از آن بارها به افغانستان آمده بود، اما این بار بازگشت او با سفرهای قبلی فرق داشت. او این بار نه برای دیدن اقوام و نه برای چند روز ماندن، بلکه با خانواده‌ای پنج‌نفره و بدون خانه و کار به کشوری برگشته بود که خودش نیز دیگر آن را به‌خوبی نمی‌شناخت. وقتی موتر حامل خانواده به نقطه‌ای در افغانستان رسید، عبدالرحمان مدت زیادی به اطراف نگاه کرد. پسر بزرگش از او پرسید: «پدر، حالا خانه ما کجاست؟» عبدالرحمان جواب نداشت. چند ساعت نخست پس از ورود، برای خانواده بیش از هر چیز با حس سردرگمی و بیگانگی سپری شد. کودکان با کنجکاوی به اطراف نگاه می‌کردند؛ به جاده‌هایی که برایشان ناآشنا بود، به مردمی که لهجه و چهره‌هایشان با آنچه سال‌ها دیده بودند تفاوت داشت و به آینده‌ای که هیچ تصویری از آن در ذهن نداشتند. عبدالرحمان تلاش می‌کرد آرامش خود را حفظ کند، اما در دلش سنگینی مسئولیتی را احساس می‌کرد که هر لحظه بیشتر می‌شد. او نه می‌دانست از کجا باید کار پیدا کند و نه می‌دانست شب‌های آینده را در کجا خواهند گذراند. زینب نیز در سکوت، دست دختر کوچک‌شان را محکم گرفته بود؛ گویی تنها چیزی که هنوز می‌توانست از آن محافظت کند، همان دستان کوچک کودک بود. بازگشت، آن‌گونه که سال‌ها تصور می‌کردند، به معنای رسیدن به نقطه‌ای امن نبود؛ بلکه آغاز رویارویی با واقعیتی بود که در آن باید همه چیز، از سرپناه و کار گرفته تا امید و احساس تعلق، دوباره از نو ساخته می‌شد. او سال‌ها در پاکستان زندگی کرده بود و در افغانستان خانه‌ای نداشت. پدر و مادرش سال‌ها پیش فوت کرده بودند و بیشتر نزدیکانش نیز به شهرهای دیگر یا کشورهای همسایه رفته بودند. تنها کسی که می‌توانستند به او پناه ببرند، برادر کوچک‌تر عبدالرحمان بود که خودش با خانواده‌ای پرجمعیت، در خانه‌ای کرایی زندگی می‌کرد. خانواده به خانه برادر عبدالرحمان رفتند؛ خانه‌ای کوچک که پیش از آمدن آنان نیز برای هشت نفر جا نداشت. با ورود پنج نفر دیگر، اتاق‌ها شلوغ‌تر شد و شب‌ها چند نفر مجبور بودند روی زمین بخوابند. کودکان عبدالرحمان در روزهای نخست هنوز تصور می‌کردند این وضعیت موقتی است و پدرشان به‌زودی خانه‌ای پیدا خواهد کرد. اما روزها گذشت و عبدالرحمان نتوانست کاری پیدا کند. او در پاکستان کارگر ساختمانی بود و گاهی نیز باربری می‌کرد. در افغانستان نیز به دنبال همان کارها رفت، اما هر روز با دست خالی به خانه برمی‌گشت. گاهی از صبح تا شام در بازارها و ساختمان‌های نیمه‌کاره می‌گشت، اما کاری پیدا نمی‌کرد. اگر هم کاری پیدا می‌شد، دستمزدی که دریافت می‌کرد آن‌قدر اندک بود که حتی هزینه رفت‌وآمد و غذای روزانه‌اش را به سختی تأمین می‌کرد. زینب نیز تلاش می‌کرد به خانواده کمک کند. او در پاکستان خیاطی آموخته بود و گاهی برای همسایه‌ها لباس می‌دوخت، اما در افغانستان نه چرخ خیاطی داشت و نه کسی را می‌شناخت که برایش کار بدهد. چند بار از برادر شوهرش خواست برایش چرخ خیاطی پیدا کند، اما خانواده آنان نیز با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کردند. کودکان بیش از همه از این بازگشت آسیب دیده بودند. پسر دوازده‌ساله عبدالرحمان در پاکستان به مکتب می‌رفت. او در روزهای نخست بازگشت، بارها از پدرش پرسید که چه زمانی دوباره به مکتب خواهد رفت. عبدالرحمان هر بار وعده می‌داد که به‌زودی برایش مکتبی پیدا می‌کند، اما خودش می‌دانست که وضعیت مالی خانواده اجازه نمی‌دهد به این آسانی چنین کاری انجام دهد. دختر ده‌ساله خانواده نیز که تا صنف چهارم درس خوانده بود، دیگر به مکتب نمی‌رفت. دختر کوچک‌ترشان بیشتر روزها را در کنار مادرش می‌گذراند و با عروسکی کهنه بازی می‌کرد؛ عروسکی که از پاکستان با خود آورده بود و تنها یادگار ارزشمند زندگی گذشته‌اش به شمار می‌رفت. چند هفته بعد، عبدالرحمان تصمیم گرفت برای خانواده اتاقی جداگانه کرایه کند. او می‌گفت زندگی در خانه برادرش برای همه دشوار شده است. کودکان شب‌ها به دلیل شلوغی و سروصدا خواب آرامی نداشتند و زینب نیز از اینکه بار سنگینی بر دوش خانواده برادر شوهرش شده بودند، احساس شرمندگی می‌کرد. عبدالرحمان با پولی که از چند روز کارگری جمع کرده بود، اتاقی کوچک در حاشیه شهر کرایه کرد. اتاق تقریباً خالی بود؛ یک دروازه فلزی زنگ‌زده، پنجره‌ای کوچک و دیوارهایی که بخشی از گچ آنها فرو ریخته بود. همان شب، همه روی زمین خوابیدند. زینب پتو را روی کودکان کشید و خودش در تاریکی به سقف خیره ماند. ذهنش مدام به خانه‌ای برمی‌گشت که در پاکستان جا گذاشته بودند. خانه‌شان بزرگ نبود، اما هر وسیله‌ای جای خودش را داشت. کودکان اتاقی برای خوابیدن داشتند و پسر بزرگش هر صبح با یونیفورم مکتب از خانه بیرون می‌شد. اکنون اما همه چیز تغییر کرده بود و آینده، مبهم‌تر از همیشه به نظر می‌رسید. مشکل تنها نداشتن خانه نبود. عبدالرحمان برای پیدا کردن کار نیز هر روز با دشواری بیشتری روبه‌رو می‌شد. یک روز که از شدت ناامیدی دیرتر از همیشه به خانه برگشت، زینب متوجه شد حال او خوب نیست. عبدالرحمان چیزی نگفت و فقط کنار دیوار نشست. دختر کوچک‌شان از او خواست برایش نان بیاورد. عبدالرحمان دست در جیبش برد، اما پولی نداشت. آن شب، شام خانواده تنها نان خشک و چای بود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


6 ساعت قبل - 32 بازدید

صندوق امانی ویژه سازمان ملل متحد برای افغانستان (UN STFA) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۵ میلادی از ۲ هزار و ۶۵۶ زن افغان برای توسعه کسب‌وکارها و آغاز فعالیت‌های درآمدزا حمایت کرده است. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۷ اسد) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این حمایت‌ها برای زنان فرصت فراهم کرده تا با دریافت آموزش، امکانات و منابع لازم، فعالیت‌های اقتصادی خود را تقویت کنند. سازمان ملل در ادامه تاکید کرده است که برنامه‌های حمایتی سبب شده است شماری از زنان بتوانند کسب‌وکارهای کوچک خود را راه‌اندازی یا توسعه دهند و از طریق آن برای خود و خانواده‌های‌شان درآمد ایجاد کنند. این در حالی است که پس از سلطه حکومت سرپرست، زنان در افغانستان با محدودیت‌های گسترده در زمینه کار و فعالیت‌های اقتصادی روبرو شده‌اند. با این حال، برخی نهادهای بین‌المللی از برنامه‌های حمایت از کسب‌وکارهای کوچک و فعالیت‌های درآمدزای زنان برای کمک به معیشت خانواده‌ها پشتیبانی می‌کنند. همچنین حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


7 ساعت قبل - 71 بازدید

سازمان پزشکان بدون مرز می‌گوید که یک زن مهاجر اهل افغانستان پس از هجوم پولیس پاکستان به خانه‌اش و بازداشت همسرش، به‌دلیل فشار روانی و ترس شدید، سقط جنین کرده است. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای از دولت پاکستان خواسته است تا روند اخراج اجباری مهاجران اهل افغانستان را متوقف و زمینه‌ی دسترسی آنان به خدمات صحی را فراهم کند. پزشکان بدون مرز تاکید کرده است که ترس از بازداشت و اخراج، بسیاری از مهاجران افغانستانی در پاکستان را از مراجعه به مرکز‌های صحی بازداشته و وضعیت صحی آنان را وخیم‌تر کرده است. این نهاد، روایت یک خانواده‌ی مهاجر افغانستان را منتشر کرده است که در آن، نجیب، مرد این خانواده، گفته است با وجود داشتن کارت شناسایی «پی‌اوآر»، پولیس پاکستان وارد خانه‌اش شده و او را بازداشت کرده است. نجیب به این نهاد گفته است: «همسرم سه‌ماهه باردار بود که پولیس مرا دست‌گیر کرد. وقتی آزاد شدم و روز بعد به خانه آمدم، او هنوز وحشت‌زده بود. به من گفت که به‌دلیل استرس و ترس، خون‌ریزی شدیدی داشته است.» به گفته‌ی او، پس از این رویداد، خانواده‌اش با وجود ترس از بازداشت دوباره، همسرش را به شفاخانه منتقل کردند؛ اما پزشکان نتوانستند از سقط جنین جلوگیری کنند. در اعلامیه آمده است که مهاجران افغانستانی در پاکستان میان ترس از بازداشت، از دست‌دادن درآمد و خطر اخراج اجباری گرفتار شده‌اند. این نهاد از دولت پاکستان خواسته است که بیماران و افراد نیازمند مراقبت‌های پزشکی نباید در مسیر رفت‌وآمد به شفاخانه‌ها بازداشت یا اخراج شوند. در بخشی دیگر این اعلامیه آمده بدون که فشارهای ناشی از اخراج اجباری، باعث از‌دست‌رفتن فرصت‌های کاری و درآمد مهاجران شده و به افزایش سوءتغذیه در میان کودکان این خانواده‌ها انجامیده است. بر اساس معلومات این نهاد، پس از فعال شدن یک مرکز صحی در کویته‌ی بلوچستان، مشخص شده است که ۷.۶ درصد زنان و کودکان مهاجر افغانستان به سوءتغذیه حاد شدید و ۲۵.۷ درصد آنان به سوءتغذیه حاد متوسط مبتلا هستند. پاکستان از سال ۲۰۲۳ میلادی روند اخراج گسترده‌ی مهاجران افغانستان را آغاز کرده و تاکنون بیش از ۲.۵ میلیون مهاجر را به کشور بازگردانده است.

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 87 بازدید

مسوولان محلی از ولایت ننگرهار می‌گویند که در پی انفجار یک مرمی قدیمی در شهر جلال‌آباد مرکز این ولایت، یک کودک پسر جان باخته و یک کودک پسر دیگر زخمی شده است. سید طیب حماد، سخنگوی فرماندهی پولیس ننگرهار گفته است که این رویداد روز گذشته (سه‌شنبه، ۶ اسد) در منطقه‌ی «سرخ دیوال» از مربوطات ناحیه‌ی نهم شهر جلال‌آباد رخ داده است. وی در ادامه تاکید کرده است که این مرمی قدیمی هنگامی منفجر شده است که این دو کودک مصروف چراندن مواشی‌ بوده‌اند. او افزوده است که در نتیجه‌ی انفجار این مرمی قدیمی، یک کودک ۱۱ ساله جان باخته و یک کودک ۹ ساله دیگر زخمی شده است. کودک زخمی شده برای درمان به شفاخانه منتقل شده‌ و وضعیت صحی او رضایت‌بخش‌ گفته شده است. مسوولان از شهروندان خواسته است از نزدیک شدن کودکان به مهمات و مواد منفجرناشده جلوگیری کنند. قابل ذکر است که ننگرهار در شرق کشور از جمله ولایت‌هایی است که همواره شاهد رویداد‌های مشابه بوده است. همه ساله در این ولایت‌، ده‌ها کودک قربانی انفجار مهمات منفجر‌ناشده می‌شوند. باید گفت که افغانستان یکی از آلوده‌ترین کشورها به ماین‌ها و مهمات منفجر‌ناشده از دوران جنگ نظام پیشین است. با وجود سال‌ها فعالیت نهادهای ماین‌پاکی، هنوز هم بخش‌هایی از کشور آلوده به ماین‌ها و مهمات منفجر‌ناشده است.

ادامه مطلب


9 ساعت قبل - 70 بازدید

پولیس تهران در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که جسد یک مرد ۳۸ ساله اهل افغانستان در مناطق جنوبی تهران پیدا شده است. پولیس مرگ این مهاجر اهل افغانستان را مشکوک اعلام کرده و گفته است که دست‌ها، پاها و گردن او با طناب به یک میله آهنی بسته شده بود. رسانه‌های داخلی ایران گزارش داده است که این موضوع توسط یک دامدار محلی به پولیس خبر داده شد. ماموران پولیس و تیم بررسی صحنه جرم بلافاصله به محل رفتند و تحقیقات خود را آغاز کردند. بررسی‌ها نشان داد که این مرد از مدتی پیش در جنوب تهران کار می‌کرده و در آنجا رفت‌وآمد داشته است. پولیس در حال تحقیق از همکاران و نزدیکان او و بررسی تماس‌های تلفنی است تا عاملان این حادثه را پیدا کند. همچنین با دستور مقام قضایی، جسد برای مشخص شدن علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی فرستاده شده است.

ادامه مطلب


11 ساعت قبل - 66 بازدید

دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد اعلام کرده است که برنامه‌ی «خانواده‌های قوی» را برای پیش‌گیری از مصرف مواد مخدر در افغانستان گسترش داده و از یک‌هزار و ۶۶۸ خانواده از جمله ۸۱۲ زن و ۶۷۶ دختر در ولایت‌‌های لوگر و غزنی حمایت کرده است. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این برنامه‌، با حمایت صندوق امانی ویژه‌ی سازمان ملل برای افغانستان راه‌اندازی شده ‌است. در بخشی از این اعلامیه آمده است که این برنامه‌ با هدف پیش‌گیری از مصرف مواد مخدر، بر تقویت مهارت‌های فرزندپروری و آموزش مهارت‌های خانوادگی تمرکز دارد. به گفته‌ی دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد، این برنامه با تقویت روابط مثبت در خانواده‌ها، به افزایش همبستگی اجتماعی در جوامعی که با چالش‌های مختلف روبرو هستند، کمک می‌کند. این نهاد در ادامه تاکید کرده است که توان‌مندسازی خانواده‌ها و تقویت نقش والدین، از راهکارهای مهم برای پیش‌گیری از مصرف مواد مخدر و کاهش آسیب‌های اجتماعی به شمار می‌رود. قابل ذکر است که افغانستان یکی از کشورهایی است که همچنان با چالش گسترده‌ی مصرف مواد مخدر و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی آن روبرو است. نهادهای سازمان ملل در سال‌های اخیر بارها هشدار داده‌اند که فقر، بیکاری، بی‌جاشدگی، بحران‌های انسانی و دست‌رسی محدود به خدمات حمایتی، خطر گرایش به مصرف مواد مخدر را افزایش داده است.

ادامه مطلب


12 ساعت قبل - 82 بازدید

سازمان پزشکان بدون مرز (MSF) اعلام کرده است که بسیاری از پناه‌جویان اهل افغانستان در پاکستان به‌دلیل ترس از بازداشت، مراجعه به مراکز صحی را به تعویق می‌اندازند یا از دریافت خدمات درمانی صرف‌نظر می‌کنند. این سازمان با نشر گزارشی هشدار داده است که «طرح بازگرداندن اتباع خارجی غیرقانونی» (IFRP) دسترسی پناهجویان افغان به خدمات صحی را محدود کرده و باعث افزایش سوءتغذیه کودکان، عوارض بارداری و بیماری‌های قابل پیشگیری شده است. در گزارش آمده است که پناه‌جویان اهل افغانستان در پاکستان در هراس دایمی از بازداشت، از دست دادن منابع درآمد و اخراج اجباری زند‌گی می‌کنند. پزشکان بدون مرز از پاکستان و دیگر کشورهای میزبان خواسته است تا بازگشت اجباری مهاجران به افغانستان را متوقف کرده و برای افرادی که به حمایت بین‌المللی نیاز دارند، معافیت‌های مشخص در نظر بگیرند.

ادامه مطلب


23 ساعت قبل - 66 بازدید

مسوولان وزارت صحت می‌گویند که در شش ماه نخست سال روان میلادی، ۲۱ هزار و ۳۴۲ مورد ابتلا به هپاتیت B (زردی سیاه) در شفاخانه‌های دولتی در افغانستان ثبت شده است. حیدرخان حیدر، رییس بخش پیش‌گیری و کنترل بیماری‌های وزارت صحت عامه، امروز (سه‌شنبه، ۶ اسد) به مناسبت روز جهانی هپاتیت، گفته است که در این مدت شش هزار و ۹۳۵ مورد ابتلا به هپاتیت A نیز در شفاخانه‌های دولتی ثبت شده است. وزارت صحت عامه اعلام کرده است که در شش ماه نخست سال ۲۰۲۶ میلادی، در سراسر افغانستان ۲۱ هزار و ۳۴۲ مورد مثبت هپاتیت B در مراکز صحی دولتی ثبت شده که در مقایسه با سال گذشته، افزایش را نشان می‌دهد. حیدرخان حیدر در نشست آگاهی‌دهی به مناسبت پیشگیری و رسیدگی به بیماری هپاتیت B گفت که در سال ۲۰۲۵ میلادی، در مجموع ۴۳ هزار و ۱۶۱ مورد مثبت این بیماری ثبت شده بود. بر اساس معلومات وزارت صحت، در حال حاضر در ۲۳ ولایت افغانستان امکانات تشخیص زردی به شمول زردی سیاه و زرد وجود دارد. همزمان سازمان جهانی بهداشت به مناسبت روز جهانی زردی سیاه، گفته است که در ۲۰۲۴ میلادی یک میلیون و ۳۰۰ هزار تن در سراسر جهان به دلیل ابتلا به زردی سیاه و زرد جان باخته‌اند.

ادامه مطلب


23 ساعت قبل - 77 بازدید

برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که میلیون‌ها تن در افغانستان به آب آشامیدنی سالم و مطمئون دسترسی پایدار ندارند. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۶ اسد) با نشر گزارشی گفته است که برنامه‌ریزی‌ هوش‌مندانه‌ی شهری، مدیریت منابع آب می‌تواند به حفاظت از منابع آبی، بهبود وضعیت بهداشت و ایجاد موامع سالم‌تر کمک کند. خشک‌سالی‌های پی‌هم و استفاده‌ی بی‌رویه از منابع آب‌های زیرزمینی از مهم‌ترین عامل‌های محدودیت دسترسی شهروندان افغانستان به آب آشامیدنی گفته شده است. همچنین یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد، در آغاز سال روان خورشیدی گفته بود که از هر سه شهروند افغانستان یک تن به آشامیدنی سالم و کافی دسترسی ندارد. به دنبال تشدید خشک‌سالی و محدودشدن دسترسی شهروندان به آب، برخی از نهادهای بین‌المللی به شمول یونیسف در حال ایجاد شبکه‌های کوچک آب‌رسانی در سراسر افغانستان استند. یونیسف قبلاً گفته است که در ۲۰۲۵ میلادی، به بیش از دو میلیون و ۱۰۰ هزار شهروند افغانستان آب آشامیدنی فراهم کرده است. این نهاد در گزارش دیگری گفته بود که کم‌بود منابع آبی، زنان و کودکان را که بار تأمین آب را به دوش دارند با دشواری بیش‌تری روبرو می‌کند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 66 بازدید

یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان می‌گوید آزادی بیان و شرایط کار برای رسانه‌ها و خبرنگاران همچنان با محدودیت‌هایی مواجه است و طی سه ماه نشرات ۱۰ رسانه متوقف و چهار خبرنگار بازداشت شدند. این سازمان امروز (سه‌شنبه، ۶ اسد) با نشر گزارشی گفته است که از اول ماه اپریل تا پایان جون، چهار خبرنگار توسط استخبارات دولت بازداشت شده‌اند و سه رسانه از سوی دولت و هفت رسانه به‌دلیل ناتوانی در تأمین وجوه مالی جواز فعالیت، مجبور شده‌اند نشرات خود را متوقف کنند و یک رسانه مجبور شده است با تغییر هیا‌ت رهبری نشرات خود را از سر بگیرد. در گزارش یوناما آمده است که به‌تاریخ ۱۱ اپریل در شهر خوست، مرکز ولایت خوست، ریاست اطلاعات و فرهنگ و ریاست معارف، برنامه‌های آموزشی رادیو «لونگ» را متوقف کردند و اعلام نمودند که این برنامه‌ها با نصاب آموزشی مطابقت ندارد. سازمان ملل تاکید کرد که به‌تاریخ ۱۷ می در شهر بامیان، مرکز ولایت بامیان، ریاست عمومی استخبارات دستور توقف فعالیت «رادیو بامیان» را صادر کرد. این رادیو متهم شده بود که بدون «جواز معتبر» نشرات انجام می‌دهد. رادیو بامیان به‌تاریخ ۲۳ جون فعالیت خود را از سر گرفت. همچنین در ادامه آمده است که به‌تاریخ ۲۱ جون وزارت اطلاعات و فرهنگ به تلویزیون «راه‌ فردا» اجازه داد تا پس از تغییر هیأت رهبری (صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول) نشرات خود را از سر بگیرد. طبق گزارش نمایندگی سازمان ملل، این شبکه به‌تاریخ ۲۸ فبروری سال جاری میلادی به‌دلیل اظهارات مالک آن، محمد محقق تعلیق شده بود. یوناما می‌گوید در همین مدت، دست‌کم هفت ایستگاه رادیویی در ولایت‌های قندهار و غزنی به‌دلیل «ناتوانی در برآورده ساختن تعهدات مالی» و سایر «الزامات مربوط به حصول و حفظ جوازهای لازم» نتوانستند به فعالیت خود ادامه دهند. بخش حقوق بشر یوناما مستند نموده است که در ماه می در شهر کابل ریاست عمومی استخبارات طالبان در دو رویداد جداگانه، سه خبرنگار را بازداشت کرده است. یوناما سرنوشت این خبرنگاران را توضیح نداده است. اما در ماه می، جاوید نیازی، خبرنگار خبرگزاری پیگرد و منصور نیازی و عمران دانش، خبرنگاران طلوع‌نیوز بازداشت شده بودند. خبرنگاران طلوع‌نیوز به‌تاریخ ۲۶ می و جاوید نیازی به‌تاریخ ۷ جولای آزاد شدند.

ادامه مطلب