برچسب: افغانستان

2 ساعت قبل - 58 بازدید

هنر و صنایع دستی زنان و دختران افغانستان در موزیم قوم‌شناسی برلین در آلمان به نمایش گذاشته شد. آزیتا ابراهیمی، مهاجر اهل افغانستان در آلمان که صنایع دستی زنان را در این نمایشگاه معرفی کرده است، در حساب کاربری فیسبوک خود نوشته است که با وجود ریشه‌ی عمیق هنر و صنایع دستی زنان در فرهنگ افغانستان، اما آفرینندگان آن، آن طور که شایسته‌اند، شناخته نشدند. خانم ابراهیمی در ادامه تاکید کرد که زنان و دختران افغانستان چه در داخل و چه در مهاجرت، با وجود همه دشواری‌ها، همچنان زیبایی، زندگی و امید را می‌آفرینند. او ابراز امیدواری کرده است که روزی فرا برسد که هر زن افغانستان از حقوق انسانی و فردی خود برخوردار باشد. همچنین خانم ابراهیمی افزوده است: «امیدوارم روزی، وقتی از زنان افغانستان سخن می‌گوییم، تنها از رنج‌ها و محرومیت‌های شان نگوییم، بلکه از هنر، خلاقیت، توانایی و نقش ارزش‌مند شان در ساختن فرهنگ و زندگی این سرزمین نیز یاد کنیم.» وی تصریح کرد: «خواسته‌ی من برای زنان سرزمینم، خواسته‌ای دور از دسترس نیست؛ تنها آرزو دارم روزی فرا برسد که هر زن افغانستانی از حقوق انسانی و فردی خود برخوردار باشد؛ حقوقی که امتیاز نیست، بلکه حق طبیعی هر انسان است.» تولید هنر و صنایع دستی بخشی از فعالیت زنان و دختران افغانستان است که ریشه‌ی درازی در فرهنگ جامعه‌ی افغانستان دارد و از گذشته‌ی خیلی دور تا اکنون ادامه یافته است.

ادامه مطلب


6 ساعت قبل - 68 بازدید

برنامه‌ توسعه‌ای سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که برای حمایت از زنان و دختران کارآفرین در افغانستان، به‌ویژه در زمینه‌ی توسعه و بازاریابی محصولات‌شان، یک صندوق مالی ایجاد می‌کند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این صندوق به هدف گسترش دسترسی زنان و دختران به منابع مالی، تقویت مهارت‌های کسب‌وکار، دیجیتال، مالی ایجاد خواهد شد. در ادامه آمده است که ارائه‌ی مشاوره و راهنمایی به زنان کارآفرین نیز یکی از اهداف این صندوق مالی می‌باشد. بر اساس این برنامه، در گام نخست ۱.۷ میلیون دالر سرمایه‌ی اولیه اختصاص خواهد یافت و در یک سال، حدود هزار و ۵۰۰ زن کارآفرین به‌صورت مستقیم و بیش از ۱۴ هزار نفر به‌صورت غیرمستقیم از آن بهره‌مند خواهند شد. این در حالی است که در سال‌های پسین و همزمان با محدودیت‌های گسترده بر کار زنان در بسیاری از نهادهای دولتی، مؤسسه‌ها و سازمان‌های بین‌المللی، شماری از زنان برای تامین نیازهای خانواده‌های‌شان به کسب‌وکارهای خصوصی روی آورده‌اند.

ادامه مطلب


14 ساعت قبل - 110 بازدید

وقتی آفتاب آرام‌آرام بر دیوارهای خاکستری کابل می‌تابد و شهر از خواب بیدار می‌شود، مروه دیگر در خانه نیست. دختر ده‌ساله‌ای که باید در این ساعت برای رفتن به مکتب آماده شود، کیف و کتابی بر دوش ندارد. او از خانه بیرون می‌شود تا در میان ازدحام مردم، موترهای عبوری و دکان‌های شلوغ، چند افغانی برای خانواده‌اش جمع کند. دست کوچکش را جلو می‌برد و با صدایی که گاهی در هیاهوی شهر گم می‌شود، از رهگذران کمک می‌خواهد. مروه، دختری از کابل است که زندگی برایش خیلی زودتر از سنش جدی شده است. او هنوز کودک است؛ اما روزهایش مانند بسیاری از کودکان با بازی، مکتب، کتاب و نشستن در کنار هم‌صنفانش نمی‌گذرد. بخش بزرگی از روز را در خیابان سپری می‌کند و تلاش دارد از رهگذرانی که از کنارش می‌گذرند، پولی به دست آورد. گاهی کسی چند افغانی در دستش می‌گذارد و گاهی چندین نفر بدون آن‌که حتی نگاهش کنند، از کنارش عبور می‌کنند. مروه برای هر کسی که پولی به دستش می‌دهد، تشکر می‌کند. شاید مبلغی که دریافت می‌کند برای خانواده‌ای ناچیز باشد، اما برای او همان چند افغانی می‌تواند بخشی از نان شب باشد. او پول‌ها را با دقت در گوشه‌ای از لباسش نگه می‌دارد و تا پایان روز مراقب است چیزی از آن گم نشود. برای دختری در این سن، چنین مراقبتی از پول و چنین نگرانی‌ای درباره مخارج خانه، مسئولیتی سنگین است؛ مسئولیتی که نباید بر شانه‌های یک کودک قرار می‌گرفت. مروه زمانی به مکتب می‌رفت. هنوز خاطره روزهایی را که کتابچه‌هایش را در بغل می‌گرفت و همراه دیگر دختران راهی مکتب می‌شد، فراموش نکرده است. می‌گوید درس خواندن را دوست داشت و از نشستن در صنف، نوشتن روی تخته و یاد گرفتن چیزهای تازه خوشش می‌آمد. اما مشکلات زندگی و شرایط دشوار خانواده باعث شد مکتب را ترک کند و به جای آن، راه خیابان را در پیش بگیرد. وقتی از مکتب صحبت می‌کند، لحنش تغییر می‌کند. صدایش آرام‌تر می‌شود و گاهی برای چند لحظه سکوت می‌کند. انگار در ذهنش هنوز تصویری از همان روزها باقی مانده است؛ روزهایی که نگرانی اصلی‌اش انجام دادن تکلیف خانه، آماده کردن کتابچه‌ها و رسیدن به مکتب بود، نه پیدا کردن پول برای خانواده. شاید برای یک کودک، فاصله میان مکتب و خیابان فقط چند قدم باشد، اما برای مروه این فاصله، فاصله میان دو زندگی است؛ زندگی‌ای که می‌توانست با کتاب و آموزش ادامه پیدا کند و زندگی‌ای که اکنون با انتظار، خستگی و درخواست کمک از رهگذران می‌گذرد. در خانه مروه نیز شرایط آسان نیست. او پدرش را مردی می‌داند که رفتار مناسبی با خانواده ندارد. به گفته او، برخوردهای پدرش یکی از عواملی بوده که زندگی در خانه را برای اعضای خانواده دشوار کرده است. مروه درباره جزئیات مشکلات خانه زیاد صحبت نمی‌کند. هر بار که درباره پدرش از او پرسیده می‌شود، ابتدا اطرافش را نگاه می‌کند و بعد با احتیاط چند کلمه می‌گوید. سکوت او در چنین لحظه‌هایی بیشتر از حرف‌هایش معنا دارد. شاید نمی‌خواهد درباره خانه صحبت کند، شاید از بازگو کردن مشکلاتش می‌ترسد و شاید هنوز واژه‌هایی برای توضیح همه آنچه بر او گذشته، پیدا نکرده است. او فقط ده سال دارد و نباید مجبور باشد مشکلات بزرگسالان را به تنهایی توضیح دهد یا تحمل کند. برای یک کودک ده‌ساله، خانه باید معنای امنیت داشته باشد؛ جایی که پس از یک روز مکتب بتواند با خیال راحت به آن برگردد، استراحت کند و کنار خانواده باشد. اما برای مروه، خانه همیشه چنین احساسی ندارد. مشکلات خانوادگی، فشار اقتصادی و رفتار نامناسب پدر، زندگی او را دشوار کرده است. به همین دلیل، خیابان به بخشی از زندگی روزمره او تبدیل شده است. مروه معمولاً صبح از خانه بیرون می‌شود و تا زمانی که هوا رو به تاریکی می‌رود، در نقاط مختلف شهر می‌ایستد. گاهی نزدیک بازارها و گاهی در کنار جاده‌های مزدحم دیده می‌شود. میان مردم حرکت می‌کند، به موترها نزدیک می‌شود و از کسانی که پیاده هستند درخواست کمک می‌کند. در این میان، برخورد مردم با او یکسان نیست. برخی با مهربانی چند افغانی می‌دهند، برخی بی‌تفاوت از کنارش عبور می‌کنند و بعضی نیز با ناراحتی از او می‌خواهند مزاحم‌شان نشود. مروه به این برخوردها عادت کرده است؛ هرچند شاید هیچ کودکی نباید به بی‌توجهی، رد شدن و تحقیر عادت کند. او یاد گرفته است که نه گفتن مردم را بشنود، دوباره دستش را جلو ببرد و چند قدم دیگر راه برود. برای او، پایان یک درخواست، پایان تلاش نیست؛ چون می‌داند باید تا آخر روز پولی جمع کند و با دست خالی به خانه برنگردد. گاهی در میان جمعیت، دخترانی را می‌بیند که لباس مکتب پوشیده‌اند. آن‌ها با کیف‌هایشان از کنار او عبور می‌کنند و درباره درس، هم‌صنفی‌ها و امتحان‌هایشان صحبت می‌کنند. مروه چند لحظه به آن‌ها نگاه می‌کند و بعد دوباره دستش را به سوی رهگذری دراز می‌کند. شاید در همان لحظه با خودش فکر کند که اگر شرایط زندگی‌اش متفاوت بود، خودش نیز یکی از همان دختران بود؛ دختری با کیف مکتب، کتابچه‌های نو و برنامه‌ای برای فردای خود. مروه هنوز کتابچه‌های قدیمی‌اش را نگه داشته است. بعضی از آن‌ها در گوشه‌ای از خانه مانده‌اند و دیگر کسی از آن‌ها استفاده نمی‌کند. او گاهی آن‌ها را ورق می‌زند و به نوشته‌های گذشته‌اش نگاه می‌کند. خطوطی که با دست کوچک خودش نوشته، برایش یادگاری از زمانی است که هنوز مکتب بخشی از زندگی‌اش بود. شاید وقتی کتابچه‌های قدیمی‌اش را ورق می‌زند، برای چند دقیقه خودش را دوباره در صنف تصور می‌کند؛ صدای معلم، تخته سیاه، هم‌صنفان و زنگ مکتب. اما صدای اعضای خانواده یا فکر روزی که باید در خیابان سپری کند، او را به زندگی امروز برمی‌گرداند. پول جمع کردن برای او آسان نیست. گاهی ساعت‌ها می‌ایستد و پول بسیار کمی به دست می‌آورد. در روزهایی که مردم کمتر کمک می‌کنند، خستگی و نگرانی بیشتری با خود به خانه می‌برد. پاهایش خسته می‌شوند، گرسنه می‌شود و گاهی شاید دلش بخواهد فقط گوشه‌ای بنشیند؛ اما می‌داند که نمی‌تواند ساعت‌های زیادی را بدون تلاش سپری کند. در خیابان، او تنها با فقر روبه‌رو نیست. رفت‌وآمد موترها، ازدحام، برخوردهای تند برخی مردم و قرار گرفتن یک کودک در محیطی که برای او ساخته نشده است، خطرهای دیگری نیز به همراه دارد. با این حال، نیاز اقتصادی خانواده چنان بر زندگی او سایه انداخته که فرصت چندانی برای انتخاب باقی نگذاشته است. وقتی از مروه پرسیده می‌شود اگر فرصت داشته باشد چه کاری انجام خواهد داد، پاسخ او ساده است. نمی‌گوید خانه بزرگ می‌خواهد، لباس گران‌قیمت می‌خواهد یا چیز دیگری که برای بسیاری از کودکان جذاب باشد. تنها می‌گوید: «می‌خواهم دوباره مکتب بروم.» همین آرزوی ساده، شاید بیش از هر چیز نشان می‌دهد که مروه هنوز کودک است. او هنوز دوست دارد بنویسد، بخواند و روزی کاری داشته باشد که مجبور نباشد تمام روز در خیابان بایستد. هنوز برای آینده‌اش تصویری دارد؛ تصویری ساده اما روشن. می‌خواهد درس بخواند، چیزی یاد بگیرد و روزی بتواند زندگی خود را با کاری که دوست دارد بسازد. اما فعلاً زندگی او با صبح‌های خیابانی و شب‌های خسته‌کننده گره خورده است. هر روز که از خانه بیرون می‌شود، بخشی از کودکی‌اش را پشت سر می‌گذارد و وارد دنیایی می‌شود که برای یک کودک ده‌ساله جای امنی نیست. خیابان برای مروه فقط محل درخواست کمک نیست؛ جایی است که او هر روز با فقر، بی‌توجهی و خطرهای مختلف روبه‌رو می‌شود. او در سنی قرار دارد که باید از سوی خانواده و جامعه حمایت شود، آموزش ببیند، بازی کند و فرصت رشد داشته باشد؛ اما به دلیل شرایط دشوار زندگی، مجبور شده است بخشی از بار خانواده را به دوش بکشد. کابل برای او شهری پر از آدم است، اما در میان این همه آدم، مروه گاهی احساس می‌کند کسی صدایش را نمی‌شنود. مردم می‌آیند و می‌روند، موترها از کنار او عبور می‌کنند، دکان‌ها باز و بسته می‌شوند و روز تمام می‌شود؛ اما زندگی او تقریباً همان‌گونه باقی می‌ماند. با نزدیک شدن شام، مروه پول‌های جمع‌شده را دوباره می‌شمارد. دست‌های کوچکش خسته‌اند و چهره‌اش نشان می‌دهد که یک روز طولانی را پشت سر گذاشته است. شاید پولی که در دست دارد برای بسیاری مبلغ بزرگی نباشد، اما او می‌داند که حاصل ساعت‌ها ایستادن و درخواست کردن است. بعد به سوی خانه حرکت می‌کند؛ خانه‌ای که مشکلاتش هنوز تمام نشده و فردا دوباره او را به خیابان خواهد فرستاد. در مسیر برگشت، شاید دوباره از کنار کودکانی بگذرد که با خانواده‌هایشان در رفت‌وآمدند، یا دخترانی را ببیند که کتاب‌های مکتب را در بغل گرفته‌اند. شاید برای لحظه‌ای به کتابچه‌های قدیمی خودش فکر کند و آرزوی بازگشت به روزهایی را داشته باشد که مکتب برایش یک امر عادی بود، نه یک آرزوی دور. مروه ده سال دارد، اما بخشی از کودکی‌اش را پیش از آن‌که فرصت زندگی کردنش را پیدا کند، از دست داده است. با این حال، هنوز یک آرزو در دلش باقی مانده؛ آرزویی که هر بار از مکتب می‌گوید، دوباره زنده می‌شود: این‌که روزی به جای ایستادن در کنار سرک و درخواست چند افغانی، دوباره کیفش را بردارد، وارد صنف شود و پشت یک چوکی مکتب بنشیند. آرزوی مروه بزرگ نیست. او چیزی فراتر از حق طبیعی یک کودک نمی‌خواهد؛ فرصتی برای آموختن، بازی کردن و ساختن آینده‌ای متفاوت. برای مروه، بازگشت به مکتب شاید یک آرزوی بزرگ به نظر برسد؛ اما در واقع، چیزی است که هر کودک ده‌ساله باید بتواند به‌سادگی از آن برخوردار باشد. شاید روزی برسد که دست کوچک او نه برای درخواست چند افغانی، بلکه برای گرفتن قلم و نوشتن نخستین جمله یک درس تازه بالا برود. آن روز، شاید بخشی از کودکی‌ای که در خیابان جا گذاشته است، دوباره به او بازگردد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


16 ساعت قبل - 63 بازدید

مراسم یادبود قربانیان نسل‌کشی هزاره‌های افغانستان در دوران عبدالرحمن خان، به ابتکار مرکز خدمات بشردوستانه هزاره‌های کانادا (CHHS) در پارلمان این کشور برگزار شد. این مرکز با نشر اعلامیه‌ای گفته است که در این مراسم صدها تن، از جمله اعضای پارلمان و سناتورهای کانادا، نماینده‌گان احزاب سیاسی، نویسندگان و فعالان اجتماعی و مدنی شرکت کردند. در اعلامیه آمده است که شماری از نمایندگان پارلمان و سناتورهای کانادا در این مراسم از تلاش‌ها برای به‌رسمیت‌شناختن نسل‌کشی هزاره‌های افغانستان حمایت کردند. همچنین در بخشب از اعلامیه آمده است که در حاشیه این مراسم، یک انیمیشن مستند تاریخی درباره کشتار و سرکوب هزاره‌ها و نمایشگاهی از آثار فرهنگی و تاریخی این قوم، از جمله «سراج‌التواریخ»، برگزار شد. شرکت‌کنندگان در این نشست خواستار به‌رسمیت‌شناختن نسل‌کشی هزاره‌ها و ثبت ۲۵ سپتامبر به‌عنوان روز یادبود قربانیان این رویداد در تقویم کانادا شدند.

ادامه مطلب


21 ساعت قبل - 118 بازدید

سفارت اسپانیا در بریتانیا، در تازه‌ترین مورد بر حمایت از حقوق زنان و دختران در افغانستان تاکید کرده است. این سفارت امروز (دوشنبه، ۶ میزان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در شرایط کنونی، بیش از هر زمان دیگری باید از حقوق آنان پشتیبانی و برای آن دادخواهی شود. سفارت اسپانیا در بریتانیا در ادامه تاکید کرد: «اکنون بیش از هر زمان دیگری، باید برای حقوق زنان و دختران افغانستان مبارزه کنیم.» این سفارت تصریح کرد که در جهانی مملو از چالش‌ها، نباید زنان و دختران افغانستان به فراموشی سپرده شوند. در این پیام آمده است: «آن‌ها باید الهام‌بخش همهٔ ما باشند تا برای ساختن جهانی بهتر تلاش کنیم.» زنان و دختران از پنج سال به این طرف، با محدودیت‌های گسترده‌ای در زمینه‌ی آموزش، کار و حضور در عرصه‌های اجتماعی و عمومی روبرو هستند. قابل ذکر است که این محدودیت‌ها بارها از سوی نهادهای بین‌المللی و شماری از کشورها بارها مورد انتقاد قرار گرفته است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 141 بازدید

شبانه محمود، وزیر داخله بریتانیا در تازه‌ترین مورد اعلام کرد که قرار است مسیر قانونی تازه‌ای برای اسکان پناهندگان باز شود که زنان و دختران افغانستانی و فلسطینی را در اولویت قرار دهد. روزنامه گاردین با نشر گزارشی نوشته است که این اقدام وزارت داخله بریتانیا پس از بسته شدن طرح اسکان مجدد پناه‌جویان افغانستان در سال گذشته، صورت می‌گیرد. براساس گزارش، این اقدام بریتانیا، طرحی را از حالت تعلیق خارج می‌کند که آسیب‌پذیرترین پناهند‌گان را در مسیر سریع اسکان مجدد دایمی قرار می‌داد. همچنین وزارت داخله بریتاینا پیش‌بینی کرده است که حدود یک‌چهارم از افراد پذیرفته ‌شده در این طرح را زنان و دختران افغانستانی و پناهجویان فلسطینی تشکیل خواهند داد. این در حالی است که پذیرش موارد جدید در این طرح دو سال پیش متوقف شده بود و تا آن زمان، تنها تعداد بسیار کمی از آن استفاده می‌کردند. با این حال، وزیر داخله بریتانیا اعلام خواهد کرد که این طرح بلافاصله بازگشایی می‌شود و اولویت با افراد دارای معلولیت و زنان و دخترانی خواهد بود که آسیب‌پذیر تشخیص داده شده‌اند. شبانه محمود قرار است این برنامه را بخشی از تلاش حکومت جدید برای ایجاد توازن میان کنترول مهاجرت و حمایت از آسیب‌پذیرترین پناهجویان معرفی کند. همچنین کارشناسان مهاجرت و نهادهای حامی پناهجویان از ایجاد مسیر جدید قانونی استقبال کرده‌اند، اما می‌گویند شمار افراد پذیرفته‌شده آن‌قدر کم خواهد بود که تأثیر چشمگیری بر عبور پناهجویان از کانال مانش نخواهد داشت. مادلین سامپشن، از دانشگاه آکسفورد، گفت که این برنامه بیشتر بر یک اصل انسانی استوار است؛ این‌که بریتانیا باید سهم خود را در حمایت از آسیب‌پذیرترین پناهجویان ادا کند. این برنامه احتمالاً با انتقاد احزاب راست‌گرا، از جمله حزب اصلاح بریتانیا، نیز روبه‌رو خواهد شد. یکی از محورهای احتمالی انتقاد، هزینه‌های رفاهی و بررسی‌های امنیتی پناهجویان خواهد بود. فوزیه کوفی، عضو پیشین مجلس نمایندگان افغانستان، از برنامه تازه بریتانیا استقبال کرده است. او گفته است پس از چهار سال دادخواهی، کارزار و نامه‌نگاری، درخواست‌ها برای حمایت از زنان افغانستان در معرض خطر سرانجام با پاسخ روبه‌رو شده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 72 بازدید

مرکز فرهنگی هزاره‌ها در مونیخ آلمان، در برنامه‌ای از ۲۵ سپتمبر، سال‌روز نسل‌کشی هزاره‌ها در افغانستان در مونیخ آلمان یادبود کرد. در این برنامه شماری از شخصیت‌های فرهنگی، دانشگاهی، فعالان مدنی، مسوولان نهادهای دولتی آلمان، نمایندگان انجمن‌های جامعه دیاسپورا در آلمان حضور داشتند. هدف از برگزاری این برنامه، گرامی‌داشت یاد قربانیان خشونت‌های تاریخی و نسل‌کشی هزاره‌ها، جلب توجه به ضرورت دادخواهی و عدالت و تاکید بر همبستگی میان گروه‌های مختلف جامعه افغانستان عنوان شده است. برگزارکننده این برنامه، خواستار به‌رسمیت‌شناسی نسل‌کشی هزاره‌ها در افغانستان شده است. مبارز راشدی، یکی از سخنرانان، بر ضرورت پذیرش مسوولیت تاریخی و توجه به حقوق همه گروه‌های قومی و اجتماعی تاکید کرده و گفته که تحقق همبسته‌گی پایدار نیازمند مواجهه صادقانه با رنج‌ها و بی‌عدالتی‌های گذشته است. در همین حال، در بخشی از این مراسم، پژوهشی در باره هویت، احساس تعلق و ادغام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دیاسپورای هزاره در آلمان، ارایه شده است. در بخشی از این پژوهش گفته شده است که هویت مهاجران هزاره در آلمان هویتی یک‌بعدی و ثابت نیست، بلکه از مولفه‌هایی چون تعلق قومی، دینی و فرهنگی، تجربه مهاجرت، تحصیلات و شرایط اجتماعی تاثیر می‌پذیرد. در این مراسم، فیلم مستندی با عنوان «زنگ تفریح»، ساخته سمیع عطایی، به نمایش گذاشته شد که به حمله انتحاری ۲۴ اسد سال ۱۳۹۷ خورشیدی بر مرکز آموزشی موعود در غرب کابل پرداخته است. گفتنی است در پایان این مراسم، قطع‌نامه مرکز فرهنگی هزاره‌های مونیخ خوانده و همچنین موسیقی زنده و شعرخوانی اجرا شده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 73 بازدید

سازمان جهانی صحت اعلام کرد که در ماه آگست سال جاری میلادی، دست‌کم ۱۷۰ نفر بر اثر عفونت حاد تنفسی (پنومونی) در سراسر افغانستان جان باختند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که در این ماه در مجموع ۶۴ هزار و ۵۰۶ نفر در افغانستان به بیماری‌های تنفسی مبتلا شدند. سازمان جهانی صحت در گزارش ماهانه خود از وضعیت صحی در افغانستان نوشت که در این مدت از طریق ۴۱ مرکز در ۹ ولایت برای بیماران مراقبت‌های اولیه بهداشتی ارائه کرده است. بربنیاد گزارش، در این ماه دست‌کم چهار نفر به اثر اسهال حاد، و هفت نفر به اثر سرخکان در افغانستان جان باخته‌اند. در ادامه آمده است که در ماه آگست در مجموع بیش از ۱۸ هزار نفر به اسهال حاد، هزار و ۴۲۳ نفر به سرخکان و ۱۶۸ تن مبتلا به کرونا در افغانستان شناسایی شدند. در این بازه زمانی ۲۷۹ نفر مشکوک به تب دنگی تشخیص شده‌اند. سازمان جهانی صحت تاکید کرد که به منظور تداوم تلاش‌ها و تقویت تاب‌آوری نظام صحی افغانستان، دست‌کم ۲۱۲ بسته تجهیزات پزشکی را در این ماه به مراکز صحی توزیع کرده است. همچنین این سازمان در ادامه افزوده است که در این بازه زمانی همچنین برای ۷۵۰ کارمند صحی در سراسر افغانستان در بخش‌های مختلف آموزش‌های تخصصی ارائه کرده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 170 بازدید

اداره ملی احصائیه و معلومات در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از آغاز روند توزیع شناسنامه الکترونیکی، تا اکنون برای حدود ۱۸ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر این شناسنامه توزیع شده است. این اداره امروز (یک‌شنبه، ۵ میزان) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که تنها در شش ماه نخست سال جاری در سراسر کشور ۸۲۷ هزار و ۶۰ نفر شناسنامه‌های الکترونیکی دریافت کرده‌اند. در اعلامیه آمده است که از این جمع ۶۰۰ هزار و ۵۴۶ شناسنامه برای مردان و ۲۲۶ هزار و ۵۲۴ شناسنامه برای زنان توزیع شده است. اداره ملی احصائیه و معلومات افزوده است که در شش ماه گذشته بیشترین تذکره‌های الکترونیکی، به تعداد ۲۳۲ هزار و ۶۹۶، در ولایت کابل توزیع شده است. در ادامه آمده است که پس از کابل، هرات با ۷۴ هزار و ۱۸۰، ننگرهار با ۷۱ هزار و ۸۲۵، قندهار با ۴۷ هزار و ۲۶۰ و بلخ با ۳۶ هزار و ۲۷۵ تذکره، از جمله ولایت‌هایی هستند که بیشترین شناسنامه‌های الکترونیکی را برای شهروندان توزیع کرده‌اند. اداره احصائیه گفته است که ۸۷ مرکز توزیع آسان‌خدمت و تذکره‌های الکترونیکی در سراسر کشور و یک مرکز آسان‌خدمت در شهر ابوظبی، پایتخت امارات متحده عربی، فعال است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 106 بازدید

نشست سطح عالی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای بررسی وضعیت حقوق بشری زنان و دختران در افغانستان و رویکرد جامعه‌ی جهانی در برابر آن برگزار شد. نصیراحمد فایق، سرپرست نمایندگی دایمی افغانستان در سازمان ملل متحد گفت که زنان و دختران افغانستان باید در جایی حضور داشته باشند که در باره افغانستان گفتگو، مذاکره و تصمیم‌گیری می‌شود. او تاکید کرد: «وضعیت زنان در افغانستان دیگر مجموعه‌ای از محدودیت‌های موقتی یا فرمان‌های پراکنده نیست؛ بلکه آن چه شاهد هستیم، نهادینه‌شدن تدریجی تبعیض ساختارمند علیه زنان و دختران است.» فایق افزوده است که محدودیت‌ها، از آموزش و اشتغال گرفته تا آزادی رفت‌وآمد، دسترسی به زندگی عمومی، آزادی بیان و مشارکت در تصمیم‌گیری همه جنبه‌های زندگی دختران و زنان را متأثر کرده است. وی تصریح کرد که پاسخ‌گویی برای افغانستان، باید به این معنا باشد که تبعیض ساختارمند پیامد داشته باشد. نصیراحمد فایق می‌گوید که تعامل سیاسی به عادی‌سازی سیاسی تبدیل نشود و حقوق اساسی زنان و دختران افغانستان در ازای دسترسی، ثبات یا مصلحت‌های کوتاه‌مدت سیاسی، قابل معامله تلقی نشود. همچنین در این نشست ریچارد بنت، اعضای جامعه‌ی مدنی و نمایندگان برخی از کشورها نیز حضور داشتند.

ادامه مطلب