برچسب: افغانستان

8 ساعت قبل - 55 بازدید

صدای کوبیده شدن چکش بر تکه‌ای چرم، تنها صدایی بود که سکوت خانه نیمه‌ویران را می‌شکست. عبدالحمید روی چهارپایه‌ای شکسته نشسته بود و با دستانی که از سال‌ها کفش‌دوزی پینه بسته بود، تلاش می‌کرد پاشنه کفش کهنه‌ای را دوباره سر جای خود محکم کند. هنوز چند ضربه بیشتر نزده بود که دردی تیز از میان مهره‌های کمرش تا شانه‌هایش دوید. چکش از دستش افتاد، دستش را روی کمر گذاشت و برای لحظه‌ای چشمانش را بست. چند لحظه بی‌حرکت ماند و به سقف ترک‌خورده خیره شد؛ سقفی که هر بار باران می‌بارید، قطره‌های آب از چندین نقطه آن به داخل خانه می‌چکید. کنار او، زلیخا هنوز بیدار بود. از نیمه‌های شب خواب به چشمانش نیامده بود، زیرا تمام شب به این فکر می‌کرد که امروز برای شش نفر نان از کجا پیدا کند. سه دخترشان، مریم، سمیه و نازیه، در گوشه‌ای از اتاق زیر لحافی کهنه کنار هم خوابیده بودند و احمد، تنها پسر خانواده، دست‌هایش را زیر سر گذاشته و روی تشکی نازک دراز کشیده بود. خانه‌ای که اکنون سرپناهشان شده بود، بیشتر به یک خرابه شباهت داشت تا یک خانه. دیوارهای گلی آن در چند جا فرو ریخته بود، پنجره‌ها شیشه نداشتند و کف اتاق‌ها از خاک و سنگ‌ریزه پوشیده بود. اما همین خرابه، تنها جایی بود که پس از اخراج اجباری از ایران توانسته بودند در آن پناه بگیرند. چند هفته پیش، زمانی که مأموران از آنان خواستند ایران را ترک کنند، هیچ‌کس فرصت خداحافظی با سال‌هایی را که در آن کشور سپری کرده بودند، پیدا نکرد. عبدالحمید بیش از پانزده سال در ایران کفش‌دوزی کرده بود. هرچند زندگی آسانی نداشت، اما دست‌کم می‌توانست با درآمد اندکش شکم خانواده را سیر کند. سال‌ها روی چهارپایه‌ای چوبی می‌نشست، کفش‌های کهنه را وصله می‌کرد، پاشنه می‌دوخت و به چرم‌های فرسوده جان دوباره می‌بخشید. اما چند سال پیش، هنگام جابه‌جا کردن دستگاهی سنگین، مهره‌های کمرش آسیب دید. پزشک گفته بود باید استراحت کند و از کارهای سنگین بپرهیزد، اما مردی که پنج فرزند گرسنه دارد، چگونه می‌تواند استراحت کند؟ او با همان درد به کار ادامه داد تا جایی که دیگر حتی توان نشستن طولانی را هم از دست داد. با این حال، وقتی مجبور به بازگشت شدند، تنها چیزی که توانست با خود بیاورد، همان جعبه ابزار کهنه کفش‌دوزی بود؛ جعبه‌ای که حالا در گوشه اتاق مخروبه قرار داشت و بیشتر به یادگاری روزهای گذشته می‌مانست تا وسیله‌ای برای کسب درآمد. خانه‌ای که اکنون در آن زندگی می‌کردند، سال‌ها متروکه مانده بود. صاحب خانه که یکی از آشنایان دورشان بود، گفته بود اگر بتوانند آن را قابل استفاده کنند، فعلاً بدون پرداخت کرایه در آن بمانند. اما قابل استفاده کردن چنین خانه‌ای نیز پول می‌خواست؛ پولی که آنان حتی برای خرید یک بوجی آرد هم نداشتند. در روزهای نخست، زلیخا و دخترها با بیل و جارو خاک‌های انباشته را بیرون کردند، شیشه‌های شکسته را جمع کردند و با پارچه‌های کهنه جلوی سوراخ‌های پنجره را پوشاندند تا باد کمتر به داخل نفوذ کند. با این همه، شب‌ها سرمای هوا از میان شکاف دیوارها عبور می‌کرد و کودکان را از خواب بیدار می‌ساخت. عبدالحمید هر صبح، با وجود درد شدید کمر، جعبه ابزارش را برمی‌داشت و در گوشه حویلی کوچک خانه می‌نشست. روی تخته‌چوبی کهنه، چند قالب کفش، چکشی زنگ‌زده، سوزن، نخ ضخیم و مقداری چرم باقی‌مانده را می‌چید و منتظر می‌ماند شاید رهگذری کفش پاره‌ای برای ترمیم بیاورد. اما آن محله پر از خانواده‌های فقیر بود؛ مردمی که بیشترشان خود نیز نان شب نداشتند. بسیاری از کفش‌ها آن‌قدر فرسوده شده بود که دیگر قابل دوختن نبود و اگر هم نیاز به تعمیر داشت، صاحبانشان توان پرداخت هزینه آن را نداشتند. گاهی عبدالحمید تمام روز را روی همان چهارپایه می‌نشست و حتی یک مشتری هم پیدا نمی‌شد. عصر که می‌شد، بی‌آنکه چیزی به دست آورده باشد، ابزارش را جمع می‌کرد و با شرمندگی وارد اتاق می‌شد. نگاهش از نگاه همسر و فرزندانش می‌گریخت، زیرا می‌دانست آنان منتظرند شاید امروز چیزی برای خوردن آورده باشد. زلیخا تلاش می‌کرد ستون این خانواده باقی بماند. هرگز اجازه نمی‌داد فرزندانش اشک‌هایش را ببینند. صبح‌ها زودتر از همه بیدار می‌شد؛ اگر آردی در خانه بود، نان می‌پخت و اگر چیزی نبود، تنها آب جوش آماده می‌کرد تا کودکان دست‌کم با نوشیدن آن اندکی کمتر احساس گرسنگی کنند. گاهی به خانه‌های مردم می‌رفت و لباس می‌شست، گاهی در پاک کردن سبزی یا پختن نان کمک می‌کرد و در پایان روز چند قرص نان یا مقدار اندکی آرد دستمزد می‌گرفت. بارها پیش آمده بود که تمام دستمزدش فقط یک بسته کوچک برنج یا چند سیب‌زمینی باشد، اما همان هم برای او ارزش زیادی داشت، زیرا می‌توانست سفره خالی خانه را اندکی رنگ ببخشد. مریم، دختر بزرگ خانواده، پیش از بازگشت به افغانستان آرزو داشت درسش را ادامه دهد. همیشه می‌گفت می‌خواهد معلم شود تا دختران فقیر را آموزش دهد. اما حالا صبح‌هایش با آوردن آب از چاه محله آغاز می‌شد. دبه‌های پلاستیکی را روی دست و شانه حمل می‌کرد و بارها در مسیر طولانی تا خانه نفسش بند می‌آمد. سمیه و نازیه نیز که هنوز کودک بودند، خیلی زود بزرگ شدند. دیگر کمتر از اسباب‌بازی یا لباس نو حرف می‌زدند. هر دو کنار مادر می‌نشستند، لباس‌های کهنه را وصله می‌کردند، خانه را جارو می‌زدند و گاهی از شاخه‌های خشک اطراف هیزم جمع می‌کردند. احمد نیز هر صبح به بازار می‌رفت؛ شاید کسی او را برای حمل بار، تمیز کردن دکان یا انجام کاری موقت صدا بزند. او با وجود سن کم، دیگر مانند کودکان هم‌سن خود بازی نمی‌کرد و نگاهش سنگین‌تر از سنش شده بود. سرما که از راه رسید، زندگی برای این خانواده دشوارتر شد. سقف فرسوده در برابر باران تاب مقاومت نداشت. شب‌هایی بود که زلیخا و دخترها تا نیمه‌شب ظرف‌ها و دیگ‌های خالی را زیر چکه‌های آب جابه‌جا می‌کردند تا جای خواب کودکان خشک بماند. بخاری کوچکی داشتند که بیشتر روزها خاموش بود، زیرا پول خرید زغال پیدا نمی‌شد. عبدالحمید نیز شب‌ها از شدت درد کمر نمی‌توانست بخوابد. هر بار که می‌خواست از جا بلند شود، با هر دو دست زانوهایش را می‌گرفت و آهسته برمی‌خاست. گاهی درد آن‌قدر شدید می‌شد که اشک در چشمانش حلقه می‌زد، اما نمی‌خواست فرزندانش او را در آن حال ببینند. وقتی همه خواب بودند، آرام به حویلی می‌رفت، به آسمان پرستاره نگاه می‌کرد و زیر لب دعا می‌خواند؛ دعا می‌کرد روزی برسد که دوباره بتواند با کار خودش نان حلال برای خانواده‌اش فراهم کند. با وجود همه این سختی‌ها، غرور عبدالحمید اجازه نمی‌داد دست نیاز به سوی کسی دراز کند. او همیشه می‌گفت: «تا زمانی که دستم توان گرفتن سوزن را داشته باشد، از کسی چیزی نمی‌خواهم.» اما حقیقت این بود که همان دست‌ها نیز دیگر مانند گذشته توان نداشتند. انگشتانش از سال‌ها کار با چرم، پر از زخم‌های کهنه بود و کمرش هر روز خمیده‌تر می‌شد. با این حال، هر صبح دوباره ابزار کفش‌دوزی را مرتب می‌کرد، نخ را از سوراخ سوزن می‌گذراند و منتظر می‌نشست؛ گویی امید، آخرین چیزی بود که هنوز از او گرفته نشده بود. شاید دردناک‌ترین لحظه برای این خانواده زمانی بود که کوچک‌ترین دختر، نازیه، یک روز از مادرش پرسید: «مادر، ما همیشه در همین خانه خراب زندگی می‌کنیم؟» زلیخا چند لحظه سکوت کرد. نه می‌خواست دروغ بگوید و نه امید دخترش را از بین ببرد. نازیه را در آغوش گرفت، موهایش را نوازش کرد و گفت: «نه دخترم، هیچ زمستانی همیشگی نیست. خدا راهی باز می‌کند.» خودش نمی‌دانست آن راه چه زمانی خواهد رسید، اما باور داشت اگر امید را از فرزندانش بگیرد، دیگر چیزی برای ادامه زندگی باقی نمی‌ماند. روزها یکی پس از دیگری سپری می‌شدند. گاهی یکی دو مشتری پیدا می‌شد و عبدالحمید چند صد افغانی به دست می‌آورد؛ پولی که همان روز صرف خرید آرد، روغن یا دوا می‌شد. گاهی هم چندین روز هیچ درآمدی نداشتند و سفره‌شان تنها با نان خشک و چای ساده پر می‌شد. با این همه، هر شب وقتی همه دور سفره کوچک پارچه‌ای جمع می‌شدند، زلیخا تلاش می‌کرد لبخند بزند، عبدالحمید از روزهای بهتر گذشته برای فرزندانش قصه بگوید و کودکان نیز وانمود کنند که سیر هستند تا پدر و مادرشان کمتر غصه بخورند. این خانواده تنها یک روایت خیالی از رنج نیست، بلکه تصویر زندگی هزاران خانواده مهاجر بازگشته‌ای است که با دست‌های خالی، خاطره سال‌های مهاجرت و آینده‌ای نامعلوم به افغانستان بازمی‌گردند. آنان نه در پی ثروت‌اند و نه آسایشی بزرگ؛ آرزویشان تنها خانه‌ای امن، لقمه‌ای نان حلال و فرصتی برای کار کردن است. عبدالحمید هنوز هر صبح جعبه کفش‌دوزی‌اش را باز می‌کند، هرچند درد کمر امانش را بریده است. زلیخا هنوز هر شب امید را برای فرزندانش تکرار می‌کند، هرچند خودش هم نمی‌داند فردا چه خواهد شد. و کودکان این خانه مخروبه، با همه محرومیت‌ها، هنوز وقتی خورشید از پشت دیوارهای شکسته طلوع می‌کند، باور دارند شاید امروز روزی باشد که زندگی‌شان اندکی بهتر شود؛ زیرا در فرهنگ خانواده‌های افغان، حتی در سخت‌ترین روزها، امید آخرین چراغی است که خاموش نمی‌شود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


9 ساعت قبل - 84 بازدید

اداره‌ی ملی امتحانات، نتایج آزمون کانکور سال ۱۴۰۵ را که برای چهارمین سال متوالی بدون حضور دختران برگزار شده بود، امروز (دوشنبه، ۱۵ سرطان) اعلام کرد. این اداره با نشر اعلامیه‌ای گفته است که راشد، فرزند پهلوان از ولایت پروان با کسب ۳۶۰ نمره، اول‌نمره عمومی شده و به دانشکده‌ی طب عمومی دانشگاه طبی کابل راه یافته است. عبدالباقی حقانی، رییس اداره‌ی ملی امتحانات می‌گوید که راشد اولین نفر است که ۳۶۰ نمره در آزمون کانکور کسب کرده است. براساس اعلام اداره‌ی ملی امتحانات، انعام‌الله فرزند شیرزمان از ولایت کنر با کسب ۳۵۸.۰۹۳۷ نمره، دوم‌نمره عمومی شده و به دانشکده‌ی طب عمومی دانشگاه کابل راه یافته است. به همین ترتیب، عبدالهادی فرزند عبدالرحمان از ولایت پکتیا با کسب ۳۵۶.۹۶۷۹۱ نمره، سوم‌نمره عمومی شده است و به دانشکده‌ی طب عمومی دانشگاه طب کابل راه یافته است. همچنین محمدایمن فرزند محمدبشیر از ولایت پکتیا نیز با کسب ۳۵۶.۹۶۷۹۰ نمره، چهارم‌نمره عمومی شده و بسم‌الله‌جان فرزند محمدعمر از ولایت میدان وردک با کسب ۳۵۶.۸۵۷۹ نمره، پنجم‌نمره عمومی شده است. در اعلامیه آمده است که این دو نفر نیز به دانشکده‌ی طب عمومی دانشگاه طب کابل راه یافته‌اند. مراسم اعلام نتایج آزمون کانکور با حضور عبدالسلام حنفی، معاون اداری نخست‌وزیر حکومت سرپرست برگزار شد. آقای حنفی در سخنرانی خود گفت که در کانکور امسال ۱۱۷ هزار داوطلب از مکاتب و مدارس کشور شرکت کرده بودند. او مدعی شد که تمام مراحل این آزمون به‌صورت منظم و شفاف سپری شده است. این در حالی است که حکومت فعلی پس از تسلط دوباره بر افغانستان، تنها یک سال به دختران اجازه‌ی شرکت در آزمون سراسری کانکور را دادند و پس از آن شرکت آنان در این آزمون را ممنوع کردند. پیش از تسلط حکومت فعلی بر افغانستان و ممنوعیت آموزش دختران، برای سه سال متوالی دختران اول‌نمره عمومی کانکور شده بودند.

ادامه مطلب


13 ساعت قبل - 75 بازدید

برنامه توسعه‌ای سازمان ملل متحد (UNDP) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به بررسی وضعیت اقتصادی و اجتماعی افغانستان پرداخته، وضعیت زنان و دختران افغانستان را همچنان وخیم خوانده است. این نهاد امروز (دوشنبه، ۱۵ سرطان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این گزارش، بررسی وضعیت افغانستان را در سال‌های ۲۰۲۴ تا پایان ۲۰۲۵ میلادی ارائه می‌دهد. سازمان ملل متحد در بخشی از گزارشش تاکید کرده است که محدودیت‌های آموزش، اشتغال، تحرک و دسترسی زنان به زند‌گی عمومی در سال ۲۰۲۵ میلادی بیشتر شده و کسری قابلیت‌های انسانی این کشور را تشدید کرده است. در گزارش آمده است که افغانستان همچنان تنها کشوری در جهان است که دختران در آن از آموزش متوسطه و عالی محروم هستند. برنامه توسعه‌ای سازمان ملل متحد افزوده است که این محدودیت‌ها نیروی کار را کاهش می‌دهد و پتانسیل اقتصادی آینده کشور را از بین می‌برد. همچنین برنامه توسعه‌ای سازمان ملل افزوده است که محدودیت‌های حکومت سرپرست ارائه خدمات ضروری به زنان، به‌ویژه بهداشت و آموزش را تضعیف می‌کند. در گزارش آمده است: « محرومیت مداوم زنان از زنده‌گی عمومی و اقتصادی، به عنوان مهمترین مانع بر سر راه بهبود و توسعه بلندمدت افغانستان است.» سازمان ملل در این گزارش که در ماه می تکمیل شده، به بررسی وضعیت اقتصادی، مهاجرت، اشتغال، رویدادهای طبیعی، تجارت، خشک‌سالی‌ها، امنیت، معیشت و فقر در افغانستان نیز پرداخته است.

ادامه مطلب


15 ساعت قبل - 85 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بحران جاری در افغانستان از سرخط خبرها خارج شده ولی میلیون‌ها خانواده هر روز آن را احساس می‌کنند. این نهاد امروز (دوشنبه، ۱۵ سرطان) با نشر پیامی حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «بحران در افغانستان شاید دیگر سرخط خبرها نباشد، اما تأثیر آن هر روز توسط میلیون‌ها خانواده احساس می‌شود و برآورده شدن نیازهای فوری خانواده‌‎ها به معنای بهبود وضعیت زندگی آنان نیست.» اوچا در ادامه تاکید کرده است: «بهبودی چیزی فراتر از برآوردن نیازهای فوری است. بهبودی به معنای بازگرداندن معیشت، تقویت تاب‌آوری و کمک به جوامع برای ساختن آینده‌ای امیدوارکننده‌تر است.» همچنین دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد به نقل از یک زن روستایی در ولسوالی گیان پکتیکا نوشته است که این خانواده برای سیر کردن شکم فرزندان‌شان با مشکل مواجه شده‌اند. این زن گفته است: «به شوهرم گفتم اگر دیگر نمی‌توانیم از پس هزینه‌ی غذا دادن به بزها برآییم، باید آن‌ها را بفروشیم، چون خودمان هم برای سیر کردن شکم فرزندان‌مان مشکل داریم.» فقر و بیکاری هم‌زمان با گسترش تأثیرات اقلیمی مانند خشک‌سالی‌های پی‌هم در افغانستان وضعیتی را به بار آورده است که سازمان‌های بین‌المللی همواره از آن به‌عنوان «بحران» یاد می‌کنند. این در حالی است که سازمان ملل متحد برای رسیدگی به نیازهای فوری حدود ۲۲ میلیون جمعیت نیازمند افغانستان بیش از ۱.۷ میلیارد دالر بودجه درخواست کرده بود، اما با گذشت نیمه‌ی نخست سال، فقط حدود ۱۶ درصد این بودجه تأمین شده است. همچنین سازمان‌های مرتبط به ملل متحد پیش از این نیز گفته‌اند که پس از آغاز جنگ اوکراین، جنگ غزه و درگیری امریکا و اسرائيل با ایران، افغانستان از چشم جهان افتاده است. زیرا سه درگیری تازه، در سطح جهانی اثرگذار بوده است.

ادامه مطلب


16 ساعت قبل - 77 بازدید

شبکه تلویزیونی «کانال ۴» بریتانیا در تازه‌ترین مورد گزارش داده است که اعضای تیم کریکت زنان افغانستان در پی به‌رسمیت‌شناسی این تیم از سوی شورای بین‌المللی کریکت هستند. این شبکه تلویزیونی با نشر گزارشی گفته است که شماری از اعضای این تیم که روز گذشته به عنوان تماشاگر در بازی میان تیم‌های کریکت بریتانیا و استرالیا در فینال جام جهانی ۲۰ آوره در ورزشگاه «لردز» حضور داشته‌اند، ابراز امیدواری کرده‌اند که روزی آنان نیز فرصت حضور در رقابت‌های جهانی را دریابند. در گزارش آمده است که پس از برگشت حاکمیت دوباره حکومت سرپرست، اعضای تیم ملی زن کریکت کشور، افغانستان را ترک کردند و اکثر آنان به کشورهای غربی و استرالیا پناهنده شدند. پس از سقوط نظام جمهوریت، شورای بین‌المللی کریکت این تیم در تبعید را به عنوان تیم ملی کریکت زنان افغانستان به‌رسمیت نشناخت و اعضای این تیم از حضور در رقابت‌های بین‌المللی محروم شدند؛ تصمیم که تا اکنون از سوی این شورا تغییر نکرده است. بازیکنان زن تیم کریکت افغانستان در حال حاضر در قالب تیمی متشکل از پناهجویان فعالیت می‌کنند و بسیاری از آنان به گفته خود شان «پس از دریافت تهدیدها» اکنون در استرالیا ساکن هستند. این بازیکنان زن کریکت کشور قرار است در هفته جاری توری از رقابت‌های خود را در بریتانیا برگزار می‌کنند. همچنین حکومت فعلی در نزدیک به پنج سال گذشته دختران و زنان کشور را از صحنه‌های سیاست، ورزش و آموزش حذف کرده است.

ادامه مطلب


18 ساعت قبل - 72 بازدید

منابع محلی از ولایت کنر می‌گویند که یک زن و یک مرد جوان در حوادث جداگانه در رودخانه‌‌ی این ولایت غرق شده و جان باخته‌اند. دست‌کم دو مبنع گفته‌اند که هردو حادثه عصر دیروز (یک‌شنبه، ۱۴ سرطان) در مرکز و لسوالی غازی‌آباد ولایت کنر رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرد، یک زن که همسر یک عضو حکومت سرپرست بود، در اسعدآباد، مرکز ولایت کنر در آب رودخانه غرق شده ولی هنوز جسدش پیدا نشده است. منبع افزود که در رویداد دیگر، یک مرد جوان در ولسوالی غازی‌آباد در رودخانه غرق شده و جسدش به خانواده‌ی او تحویل داده شده است. تا هنوز مقام‌های محلی در کنر در مورد این حوادث اظهارنظر نکرده‌اند. همزمان با افزایش شدت گرما در افغانستان، آمار مرگ ناشی از غرق شدن در رودخانه‌ها و بندهای آب نیز افزایش یافته است. اداره‌ی آمادگی برای مبارزه با حوادث می‌گوید طی دوونیم ماه نخست سال جاری میلادی ۷۵ نفر در سراسر کشور از اثر غرق شدن در آب جان باخته‌اند. این رقم نشان می‌دهد که حداوسط روزانه یک نفر در افغانستان در آب غرق می‌شود.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 302 بازدید

در دل کوه‌های خشک و جاده‌های خاکی افغانستان، زنانی زندگی می‌کنند که برای ابتدایی‌ترین حق انسانی خود، یعنی «سلامت»، باید سفری طولانی، پرخطر و گاه مرگ‌بار را آغاز کنند. در بسیاری از روستاهای دورافتاده، مفهومی به‌نام «کلینیک زنانه» یا «قابله» تنها واژه‌ای‌ست که شاید از زبان رادیو شنیده شود. برای این زنان، بارداری نه نوید تولد، بلکه کابوسی میان مرگ و زندگی‌ست. همین واقعیت تلخ، نقطه‌ی آغاز درک چالش‌های عمیق بهداشت زنان در افغانستانِ محروم است. زیرساخت‌های محدود و فاصله‌های مرگ‌بار در بسیاری از مناطق افغانستان، فاصله‌ی میان خانه تا نزدیک‌ترین مرکز بهداشتی ممکن است چندین ساعت پیاده‌روی یا سفر با وسایل ابتدایی و ناایمن باشد. در ولایت‌هایی چون غور، نورستان یا زابل، نبود جاده‌های مناسب و خدمات بهداشتی، باعث می‌شود که زنان باردار جان خود را پیش از رسیدن به مراکز درمانی از دست بدهند. سیستم حمل‌ونقل اورژانسی تقریباً وجود ندارد و در فصل زمستان، برف و سرما راه‌های ارتباطی را کاملاً می‌بندد. بنا به گزارش‌های فعالان محلی، گاه برای تزریق ساده یک آمپول، زنان ناچارند مسیرهای خطرناک و طولانی را تا نزدیک‌ترین شهر طی کنند — سفری که خود، خطرناک‌تر از بیماری‌ست. کمبود کادر درمانی زن؛ مانعی بر سلامت زنان یکی از بزرگ‌ترین موانع در مسیر بهداشت زنان در افغانستان، کمبود پرسنل زن در نظام سلامت است. در بسیاری از مناطق، محدودیت‌های فرهنگی و اجتماعی موجب شده که دختران نتوانند به‌راحتی وارد رشته‌هایی مانند پزشکی یا مامایی شوند. در کنار آن، سیاست‌های اخیر که منجر به بسته شدن مدارس و دانشگاه‌ها بر روی زنان شده، روند تربیت نیروهای متخصص زن را متوقف کرده و حضور زنان شاغل در مراکز درمانی را به‌شدت کاهش داده است. در کشوری که اغلب مردان مجاز به معاینه زنان نیستند، نبود پزشک یا قابله‌ی زن، برابر با نبود دسترسی به درمان است. فقر، ازدواج زودهنگام و آگاهی پایین؛ سه‌ضلعی تهدید سلامت زنان فقر یکی از عمیق‌ترین ریشه‌های بحران بهداشت زنان در مناطق محروم است. خانواده‌های فقیر نه توان مالی برای سفر به درمانگاه را دارند، نه امکان تأمین دارو و خدمات درمانی. ازدواج زودهنگام، یکی دیگر از عوامل بحرانی‌ست؛ دخترانی که در نوجوانی ازدواج می‌کنند، نه تنها از نظر جسمی آماده‌ی بارداری نیستند، بلکه آموزش کافی درباره مراقبت‌های دوران بارداری، تغذیه مناسب یا خطرات زایمان ندارند. پیامدهای این ناآگاهی، عوارضی چون کم‌خونی، فشار خون بالا و سقط‌های پیاپی است. در غیاب آموزش‌های رسمی، باورهای سنتی جای دانش علمی را گرفته‌اند. زنانی که به کلینیک دسترسی ندارند، گاه در خانه و با روش‌های خطرناک سنتی زایمان می‌کنند—روش‌هایی که نه‌تنها سلامت مادر و نوزاد را تهدید می‌کند، بلکه گاهی به فاجعه‌ای جبران‌ناپذیر ختم می‌شود. تأثیر ناامنی و شرایط سیاسی بر بهداشت زنان در مناطق جنگ‌زده افغانستان، مراکز بهداشتی و بیمارستان‌ها اغلب از نخستین نهادهایی‌اند که در جریان درگیری‌ها آسیب می‌بینند. سال‌ها جنگ و ناامنی، زیرساخت‌های سلامت را به‌شدت تضعیف کرده و بسیاری از پزشکان و کادر درمانی را وادار به مهاجرت کرده است. پیامد این وضعیت، کمبود شدید نیروی متخصص و تجهیزات پزشکی در مناطق محروم‌تر کشور است؛ جایی که بیشترین نیاز وجود دارد. از سوی دیگر، محدودیت‌های آموزشی به‌ویژه برای دختران، امید به تربیت نسل جدیدی از پرستاران، ماماها و پزشکان زن را از بین برده است. در شرایطی که آموزش تعطیل است، تحصیل غیرممکن شده و زنان از حق یادگیری محروم‌اند، چرخه‌ی فقر، ناآگاهی و بیماری همچنان ادامه خواهد یافت—چرخه‌ای که بیش از همه، جان و کرامت زنان را نشانه گرفته است. نقش سازمان‌های بین‌المللی و تلاش‌های امیدبخش با وجود تمام چالش‌ها، هنوز روزنه‌هایی از امید در دل واقعیت‌های سخت دیده می‌شود. سازمان‌هایی مانند یونیسف، سازمان جهانی بهداشت و نهادهای خیریه‌ی محلی، پروژه‌هایی را برای بهبود دسترسی به خدمات اولیه‌ی سلامت مادر و کودک در مناطق محروم افغانستان راه‌اندازی کرده‌اند. طرح‌هایی همچون «مامای سیار»، که در آن زنان آموزش‌دیده با تجهیزات محدود به روستاها اعزام می‌شوند، در برخی مناطق نقش حیاتی ایفا کرده‌اند و جان‌های بسیاری را نجات داده‌اند. همچنین آموزش داوطلبان محلی، به‌ویژه زنان روستایی، برای اطلاع‌رسانی در زمینه‌هایی مانند واکسیناسیون، بهداشت فردی، و تغذیه‌ی کودک، از جمله راهکارهای مؤثری بوده که می‌تواند اثرات بلندمدتی بر سلامت جامعه داشته باشد. صدای خاموش زنان در این میان، صدای زنان افغانستان اغلب شنیده نمی‌شود. زنانی که هر روز با هزاران مانع برای دریافت ساده‌ترین خدمات درمانی روبه‌رو هستند. روایت‌های آن‌ها پر از درد، ترس و ناامیدی است، اما در عمق این رنج‌ها، نوری از مقاومت و امید دیده می‌شود. زنی که در یکی از روستاهای بدخشان روزانه پنج کیلومتر پیاده می‌رود تا واکسن کودک خود را تهیه کند، تنها یک مادر نیست؛ بلکه نماد استقامتی است که با تمام محدودیت‌ها، هنوز سر خم نکرده است. راه‌حل‌های پایدار حل بحران بهداشت زنان در مناطق محروم افغانستان، تنها با اتکا به کمک‌های خارجی ممکن نیست. آنچه نیاز است، اتخاذ راهکارهایی بومی، پایدار و هماهنگ با بافت فرهنگی و اجتماعی کشور است. برخی از مهم‌ترین گام‌های عملی در این مسیر عبارت‌اند از: - آموزش نیروهای محلی زن حتی در سطح ابتدایی، به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند مامایی، کمک‌های اولیه و سلامت مادر و کودک؛ - بهبود زیرساخت‌های ارتباطی از جمله ساخت و نگهداری جاده‌های روستایی و فراهم‌سازی سیستم‌های حمل‌ونقل اضطراری برای مادران باردار؛ - افزایش آگاهی عمومی درباره‌ی بهداشت زنان از طریق رسانه‌های محلی مانند رادیو، مساجد، مدارس و نهادهای اجتماعی؛ - حمایت هدفمند از تحصیل دختران در رشته‌های پزشکی، پرستاری و مامایی برای تقویت نیروی انسانی زن در آینده؛ - تقویت نقش بزرگان و رهبران محلی در ترویج فرهنگ اهمیت سلامت زنان و حمایت از دسترسی آنان به خدمات بهداشتی. تنها با ترکیب آموزش، آگاهی، زیرساخت و همراهی اجتماعی می‌توان زمینه‌ای فراهم کرد که سلامت زنان، نه یک امتیاز، بلکه یک حق مسلم و در دسترس برای همه باشد. نتیجه‌گیری بهداشت زنان در افغانستان، آزمونی است برای وجدان جمعی ما و سنجه‌ای برای عدالت اجتماعی. در جهانی که انتقال یک واکسن از قاره‌ای به قاره‌ی دیگر تنها چند ساعت زمان می‌برد، هنوز زنانی هستند که برای رسیدن به یک قابله یا آمپول ساده باید از کوه، برف و خطر عبور کنند. رسیدگی به سلامت زنان در مناطق محروم، نه فقط یک مسئولیت انسانی، بلکه پیش‌نیاز توسعه‌ی پایدار و صلح اجتماعی در افغانستان است. تا زمانی که زنان این سرزمین از ابتدایی‌ترین خدمات بهداشتی محروم بمانند، زخم توسعه‌ی انسانی همچنان باز، و امید به آینده همچنان زخمی خواهد بود.  نویسنده: داکتر معصومه پارسا

ادامه مطلب


1 روز قبل - 54 بازدید

داکتر حنان حسن بلخی، مسوول دفتر منطقه‌ای مدیترانه‌ی شرقی سازمان جهانی صحت در دیدار با عبدالسلام حنفی، معاون اداری نخست‌وزیر حکومت سرپرست گفته است که اگر هماهنگی در زمینه‌ی محو پولیو بیشتر گردد، توقع می‌رود که در ۱۲ ماه آینده ویروس پولیو در افغانستان کاملا ریشه‌کن شود. دفتر نخست‌وزیر با نشر اعلامیه‌ای گفته است، در این دیدار که امروز (یک‌شنبه، ۱۴ سرطان) انجام شده است، خانم بلخی گفته است که «ما توانسته‌ایم پیشرفت‌های خوبی در زمینه‌ی محو پولیو داشته باشیم، اما بازهم به توجه بیشتر ضرورت است.» در اعلامیه آمده است که این مقام سازمان جهانی صحت گفته است که تأمین امنیت از سوی دولت باعث شده است که واکسن پولیو به‌صورت مؤثر در افغانستان تطبیق شود. نیروهای دولت فعلی پیش از بازگشت به قدرت، در برخی مناطق کشور، از جمله مناطق جنوبی و شرقی، مانع تطبیق کارزار واکسن پولیو می‌شدند. این در حالی است که براساس آمار سازمان جهانی صحت، در سال جاری میلادی شش مورد انسانی و ۳۴ مورد محیطی بیماری پولیو یا فلج کودکان در افغانستان ثبت شده است. در سال ۲۰۲۵ میلادی در افغانستان در ‏مجموع ۲۱ مورد مثبت انسانی پولیو و ۹۴ مورد محیطی آن ثبت شده بود.‏ در حال حاضر افغانستان و پاکستان تنها کشورهای جهان اند که بیماری فلج کودکان (پولیو) در آن ریشه‌کن نشده است. براساس آمار سازمان جهانی صحت، در سال جاری میلادی در ‏پاکستان نیز سه مورد مثبت انسانی و ۹۰ مورد محیطی پولیو ثبت شده است. پولیو یک بیماری ویروسی مسری است که عمدتا کودکان زیر پنج ‏سال را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این بیماری از طریق غذای آلوده، آب ‏یا تماس نزدیک منتقل می‌شود و می‌تواند باعث فلج دائمی یا مرگ ‏شود.‏ هیچ درمانی برای این بیماری وجود ندارد، اما واکسن‌های ایمن و مؤثر ‏می‌توانند از آن جلوگیری کنند. ‏توانند از آن جلوگیری کنند. ‏

ادامه مطلب


1 روز قبل - 18 بازدید

آمار تازه آژانس پناهندگی اتحادیه اروپا نشان می‌دهد که شهروندان افغانستان همچنان بزرگ‌ترین گروه متقاضیان پناهندگی در اروپا هستند. بر اساس این آمار، از هر ۱۰ شهروند افغانستان که در کشورهای عضو اتحادیه اروپا درخواست پناهندگی می‌دهند، چهار نفر آلمان را به‌عنوان مقصد خود انتخاب می‌کنند. این گزارش نشان می‌دهد که شمار درخواست‌های پناهندگی در آلمان نسبت به سال گذشته میلادی کاهش یافته و این کشور در میان کشورهای اتحادیه اروپا، همراه با ناروی و سوئیس، در جایگاه چهارم از نظر تعداد درخواست‌های پناهندگی قرار گرفته است. در گزارش آمده است که در شش ماه نخست سال جاری میلادی، بیش از ۵۱ هزار درخواست پناهندگی در آلمان ثبت شده که نسبت به دوره مشابه سال گذشته، ۲۷ درصد کاهش نشان می‌دهد. در این مدت، ۳۷ درصد از کل درخواست‌های پناهندگی در آلمان را شهروندان افغانستان ثبت کرده‌اند. شهروندان ترکیه و سوریه نیز به ترتیب ۹ درصد از کل درخواست‌ها را به خود اختصاص داده‌اند. در نیمه نخست سال جاری، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا به ترتیب بیشترین شمار درخواست‌های پناهندگی را ثبت کرده‌اند. مجارستان، اسلواکی و لیتوانیا کمترین تعداد درخواست‌ها را داشته‌اند. بر اساس آمار آژانس پناهندگی اتحادیه اروپا، از ماه جنوری تا پایان ماه جون سال ۲۰۲۶ میلادی، در مجموع بیش از ۳۲۱ هزار درخواست پناهندگی در کشورهای اتحادیه اروپا، ناروی و سوئیس ثبت شده است. این رقم در مدت مشابه سال گذشته ۳۹۹ هزار درخواست بود. این آمار شامل درخواست‌های نخست و تکراری می‌شود. شهروندان افغانستان با ثبت ۳۷ هزار و ۴۱۹ درخواست، بزرگ‌ترین گروه متقاضیان پناهندگی در اتحادیه اروپا، ناروی و سوئیس بوده‌اند. فرانسه نیز یکی از مقاصد اصلی پناهجویان افغان به شمار می‌رود و بیش از یک‌پنجم متقاضیان افغان، درخواست پناهندگی خود را در این کشور ثبت کرده‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 80 بازدید

شماری پناه‌جوی افغانستان از جمله زنان دارای پرونده‌های پی‌۱ و پی۲، در یک گردهمایی مسالمت‌آمیز در شهر پیشاور پاکستان نسبت به خطر اخراج اجباری هشدار داده و خواستار اقدام فوری برای جلوگیری از بازگرداندن‌شان به افغانستان زیر کنترل شدند. شرکت‌کنندگان، با نشر اعلامیه‌ای گفته‌اند که بازگشت به افغانستان برای بسیاری از زنان و دختران به معنای مواجهه با تهدیدهای جدی امنیتی، محدودیت‌های گسترده و از دست‌دادن حقوق اساسی است. معترضان با اشاره به مهلت تعیین‌شده از سوی دولت پاکستان برای اخراج پناهندگان اهل افغانستان در ۱۰ جولای ۲۰۲۶ میلادی، خواستار توقف فوری این روند شدند. آنان تاکید کردند که اخراج اجباری، جان بسیاری از زنان، کودکان و دیگر اعضای خانواده‌های دارای پرونده‌های مهاجرتی را در معرض خطر قرار می‌دهد. پناه‌جویان از دولت ایالات متحده، کنگره آمریکا و وزارت امور خارجه این کشور خواستند با همکاری دولت پاکستان، روند اخراج پناه‌جویان افغانستان را متوقف کرده و رسیدگی به پرونده‌های پی‌۱ و پی۲ را از سر گرفته و تسریع کنند. زنان معترض می‌گویند که سال‌ها انتظار و بلاتکلیفی آنان را در شرایط دشواری قرار داده و بازگشت به افغانستان برای‌شان امن نیست. همچنین برگزارکنندگان از نهادهای مدافع حقوق بشر، حامیان و شخصیت‌های حامی پناه‌جویان خواسته‌اند که بر توقف روند اخراج‌شان به افغانستان با کشور میزبان گفتگو کنند. این در حالی است که پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت در ۲۰۲۱ میلادی، صدها شهروند افغانستان، از جمله زنان، فعالان حقوق بشر، روزنامه‌نگاران، قاضیان، دادستان‌ها، نیروهای امنیتی پیشین، فعالان جامعه مدنی و دیگر افرادی که در معرض تهدید قرار داشتند، ناچار به ترک این کشور شدند. بخش بزرگی از این افراد به کشورهای همسایه، از جمله پاکستان و ایران، پناه بردند و بسیاری از آنان همچنان در انتظار تکمیل روند بررسی پرونده‌های اسکان مجدد و انتقال به کشورهای امن، به سر می‌برند.

ادامه مطلب