برچسب: افغانستان

7 ساعت قبل - 40 بازدید

صوفیه سروری، ورزشکار رشته ورزش رزمی «گراپلینگ» اهل افغانستان، در رقابت‌های سازمان لیگ جهانی جوجیتسو در شهر فرانکفورت آلمان، با کسب مدال طلا موفق به قهرمانی شد. خانم سروری با نشر اعلامیه‌ای گفته است که در بخش «نوگی» (بدون لباس مخصوص) با چهار پیروزی بدون شکست مدال طلای این بخش را به دست آورد. او در ادامه تاکید کرد که در بخش «ابسولوت» در میان هشت ورزشکار از کشورهای آمریکا، مصر و آلمان، مقام نخست را کسب کرده و کمربند قهرمانی را نیز از آن خود کرده است. قابل ذکر است که گراپلینگ یکی از شاخه‌های ورزش‌های رزمی است که در آن مبارزه بدون استفاده از ضربه انجام می‌شود و تمرکز بر فنونی مانند زمین‌زدن، قفل‌کردن و کنترل حریف است. این رشته در سال‌های اخیر در سطح بین‌المللی رشد چشم‌گیری داشته و بخشی از رقابت‌های جوجیتسو و هنرهای رزمی ترکیبی به‌شمار می‌رود. صوفیه سروری از جمله ورزشکاران زن افغانستان است که در خارج از کشور به فعالیت ورزشی ادامه داده است. در حالی صوفیه سروری قهرمان این رشته می‌شود که در داخل افغانستان، زنان و دختران از فعالیت‌های ورزشی محروم هستند. پس از بازگشت حکومت فعلی به قدرت، محدودیت‌های گسترده‌ای بر حضور زنان در عرصه‌های عمومی، از جمله ورزش، اعمال شده است. بر اساس گزارش‌های نهادهای بین‌المللی، زنان در افغانستان اجازه حضور در باشگاه‌ها، رقابت‌های ورزشی و تمرینات رسمی را ندارند. این محدودیت‌ها باعث شده است که بسیاری از ورزشکاران زن فعالیت خود را متوقف کنند یا برای ادامه آن، کشور را ترک کنند.

ادامه مطلب


13 ساعت قبل - 68 بازدید

نوراحمد اسلام‌جار، والی هرات می‌گوید عاملان کشتار شیعیان در روستای ده‌میری ولسوالی انجیل هرات بازداشت و مجازات خواهند شد. آقای اسلام‌جار که در مراسم فاتحه‌ قربانیان این رویداد در روستای ده‌میری شرکت کرده بود، کشتار شیعیان را «عمل غیرانسانی و خلاف اصول اسلامی» عنوان کرد. وی در ادامه تاکید کرده است: «ایجاد ناامنی و ریختن خون هموطنان ما، اعم از شیعه و سنی، به هیچ وجه صحیح نبوده و عملی خلاف فرامین شریعت اسلامی است.» افراد مسلح ناشناس روز ۲۱ حمل بر مردمی که در کنار یک زیارت شیعیان در منطقه ده‌میری، میان ولسوالی‌های انجیل و زنده‌جان هرات گرد آمده بودند، آتش گشودند. در این رویداد یازده نفر کشته شدند. همزمان منابع به رسانه گوهرشاد گفته‌اند یکی از زخمی‌های این رویداد روز شنبه در شفاخانه‌ای در ایران درگذشته و شمار جان باختگان این رویداد به دوازده تن افزایش یافته است. این فرد نجیب‌الله حبیبی نام داشت و یک روز پس از وقوع رویداد تروریستی در منطقه ده‌میری، برای مداوا به ایران انتقال داده شد. منابع گفتند که حبیبی به دلیل شدت جراحات جان خود را از دست داده است. با این حال، با گذشت ده روز از این رویداد، مسوولان حکومتی تا اکنون درباره بازداشت عاملان این رویداد اطلاعاتی منتشر نکردند. هرچند مسوولان در روز نخست اعلام کردند که فردی مشکوک را از ساحه رویداد بازداشت کرد‌ه‌اند. تا اکنون هیچ گروهی مسئولیت حمله را به عهده نگرفته است. باشندگان هرات در برابر این رویداد اعتراض کرده و خواهان تأمین امنیت شدند.

ادامه مطلب


15 ساعت قبل - 83 بازدید

سازمان ملل برای افغانستان اعلام کرده است که ادامه ممنوعیت آموزش متوسطه دختران همچنان مهم‌ترین مانع ساختاری در برابر توسعه عادلانه‌ سرمایه انسانی باقی مانده است. این سازمان امروز (یک‌شنبه، ۳۰ حمل) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود، این موضوع را یادآوری کرده است. سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که بیش از ۳۴ میلیون تن در افغانستان تحت پوشش برنامه‌های کمکی قرار گرفته‌اند و بیش از ۴.۶ میلیون کودک نیز با حمایت این سازمان در مکاتب ثبت‌نام کرده‌اند. در بخشی از اعلامیه‌ی سازمان ملل متحد آمده است که همچنان حدود ۴۵ هزار شغل درازمدت ایجاد شده که بخشی از آن به زنان و مردان در مناطق مختلف کشور اختصاص یافته است. همچنین این سازمان هشدار داده است که کاهش کمک‌های بشردوستانه، تغییرات اقلیمی، جابه‌جایی‌های گسترده و محدودیت‌های موجود همچنان فشار زیادی بر خانواده‌ها و خدمات اساسی در افغانستان وارد می‌کند. در حالی سازمان ملل متحد از محدودیت آموزش دختران در افغانستان انتقاد می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


16 ساعت قبل - 73 بازدید

سازمان جهانی صحت در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۵۵ کارمند، به شمول ۴۳ زن، در ولایت بلخ آموزش‌های صحی دریافت کرده‌اند. این سازمان امروز (یک‌شنبه، ۳۰ حمل) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این کارمندان اکنون با فراگیری این آموزش‌ها می‌توانند تشخیص زودهنگام و ارجاع بیماری‌های غیرواگیر را تقویت کنند. سازمان جهانی صحت در ادامه تاکید کرده است که این آموزش‌ها بر بیماری‌هایی مانند فشار خون بلند، دیابت، بیماری‌های مزمن تنفسی و سرطان‌های شایع متمرکز بوده است. در ادامه آمده است که این آموزش‌ها به نزدیک‌تر شدن خدمات نجات‌بخش به جوامع کمک می‌کند. قابل ذکر است که پس از تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان، زنان از آموزش رسمی در انستیتوت‌های صحی محروم شده‌اند. براساس گزارش نهادهای سازمان ملل، بیش‌تر ولایت‌های افغانستان با کمبود داکتران زن مواجه هستند. همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


19 ساعت قبل - 84 بازدید

سازمان جهانی صحت در تازه‌ترین مورد اعلام کرد که در ماه حوت گذشته، موارد بیماری‌های ساری در افغانستان افزایش یافته و دسترسی به خدمات صحی در شماری از مناطق کاهش یافته است. این سازمان با نشر گزارشی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که واقعات ملاریا در مقایسه با ماه قبل آن ۲۵ درصد افزایش یافته و به ۷۴۶ مورد رسیده است. در گزارش سازمان جهانی صحت آمده است که واقعات تب کانگو با شش مورد مرگ و میر نسبت به ماه قبل آن ۵۹.۵ درصد افزایش یافته است. سازمان جهانی صحت در ادامه تاکید کرده است که واقعات سرخکان نیز با دو هزار و ۳۹۵ واقعه جدید و یازده مورد مرگ گزارش شده که نسبت به ماه قبل هشت درصد کاهش را نشان می‌دهد. همچنان واقعات اسهالات آبی شدید با شش هزار و ۳۰۸ واقعه و یک مرگ، افزایش ۵.۷ درصدی داشته است. با این حال، واقعات سینه‌بغل ۳۳ درصد کاهش یافته است. در بخش حمایت و خدمات‌رسانی، سازمان جهانی صحت بیش از ۲۰۰ بسته صحی ضروری را در سراسر افغانستان توزیع کرده که ۸۱۰۷۵۰ نفر از آن مستفید شده‌اند. در گزارش آمده است که این بسته‌ها شامل کیت‌های بیماری‌های غیرساری، کیت‌های سرخکان، مواد صحی برای صحت روانی و کیت‌های جراحی عاجل بوده است. در ماه مارچ، سیلاب‌ها و بارندگی‌های شدید سبب بی‌جا شدن ۴۶۸۰ خانواده و وارد شدن آسیب به ده مرکز صحی در مناطق شرق، جنوب و مرکز کشور شده است. در این حوادث ۹۱ نفر جان باخته و ۲۹۷ نفر زخمی شده‌اند. سازمان جهانی صحت در ادامه تاکید کرده است که تیم‌های سیار صحی را به مناطق آسیب‌دیده اعزام و با سایر نهادهای ملل متحد و موسسات هماهنگی کرده است. در زمینه بازگشت‌کنندگان، ۵۱۰۵۱ نفر از پنج گذرگاه مرزی وارد افغانستان شده‌اند که نسبت به ماه قبل کاهش ۶۷.۸ درصدی را نشان می‌دهد.

ادامه مطلب


20 ساعت قبل - 74 بازدید

کمیته بین‌المللی صلیب سرخ در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که کودکان در افغانستان همچنان بهای سنگین مهمات منفجرنشده را می‌پردازند. این کمیته امروز (یک‌شنبه، ۳۰ حمل) با نشر نوار تصویری در حساب کاربری ایکس خود از یک کودک که در اثر انفجار ماین یک پای خود را از دست داده، این موضوع را مطرح کرده است. همچنین یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل در افغانستان چندی پیش گفته بود که ماهانه حدود ۵۰ کودک در افغانستان در پی انفجار ماین جان خود را از دست می‌دهند. کمیته بین‌المللی صلیب سرخ تاکید کرده است که در سال ۲۰۲۵ میلادی حدود ۲۱۷ رویداد ناشی از انفجار ماین، سبب تلفات ۴۶۷ تن در افغانستان شده است. باید گفت که چندی پیش ریچارد بنت، گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل برای افغانستان، از جامعه‌ی جهانی خواسته بود که در زمینه پاک‌سازی ماین‌ها در افغانستان سرمایه‌گذاری کند. قابل ذکر است که انفجار مهمات و ماین‌های به‌جامانده از جنگ، بارها از شهروندان، به ویژه کودکان، در ولایت‌های مختلف افغانستان قربانی گرفته است. بر اساس آمار سازمان ملل متحد، سه میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در افغانستان در شعاع یک کیلومتری مناطق آلوده به ماین‌ها و مواد منفجره زندگی می‌کنند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 64 بازدید

فعالان حقوق زنان افغانستان می‌گویند که در کنفرانس «تعامل و اقدام‌های اعتمادساز در آسیا» در شهر باکو، پایتخت آذربایجان، درباره‌ی وضعیت زنان و دختران افغانستان به‌عنوان «آپارتاید جنسیتی» نیز پرداخته شده است. زرقا یفتلی، فعال حقوق بشر که در این نشست شرکت کرده بود، با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که خواستار پشتیبانی عملی کشورهای منطقه از زنان و دختران افغانستان، به‌ویژه در زمینه‌ی آموزش شده است. خانم یفتلی در ادامه تاکید کرده است که محدودیت‌های گسترده بر حقوق و آزادی‌های زنان در افغانستان، به‌گونه‌ای فزاینده از سوی نهادها و فعالان به‌عنوان «آپارتاید جنسیتی» توصیف می‌شود؛ وضعیتی که نیازمند واکنش جدی و هماهنگ در سطح منطقه است. همچنین وی در این نشست بر نقش آموزش به‌عنوان یکی از اساسی‌ترین حقوق زنان و دختران تاکید کرده است. او افزوده است که در شرایط کنونی، آموزش آنلاین و ابزارهای دیجیتال به‌عنوان یکی از معدود راه‌های باقی‌مانده برای دسترسی دختران به یادگیری شده، راه‌هایی که با وجود محدودیت‌ها، امکان ارتباط با جهان و تداوم آموزش را تا حدی فراهم می‌کنند. قابل ذکر است که این نشست در ۱۴ اپریل ۲۰۲۶ با حضور مقام‌های ارشد کشورهای آسیایی در باکو، پایتخت آذربایجان، برگزار شده است. پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت در ۲۰۲۱، محدودیت‌های گسترده‌ای بر زندگی زنان و دختران در افغانستان اعمال شده است. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. نهادهای حقوق‌بشری، بارها خواستار لغو این محدودیت‌ها شده، اما برای پنجمین سال پیاپی مکتب‌ها در ولایت‌های سردسیر افغانستان بدون دختران آغاز شد و حکومت فعلی تا اکنون به درخواست دختران و جامعه‌ی جهانی پاسخ مثبت نداده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 91 بازدید

ملاله یوسفزی، فعال حقوق بشر و برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل اعلام کرد که با وجود محدودیت‌های گسترده بر آموزش دختران و زنان در افغانستان، بسیاری از آنان همچنان در خفا به یادگیری ادامه می‌دهند و از راه‌هایی چون گوش‌دادن به درس‌ها از طریق رادیو و تبادله پنهانی کتاب‌ها، تلاش می‌کنند از آموزش بازنمانند. خانم یوسفزی با نشر اعلامیه‌ای گفته است که دیدن تصویرهای دخترانی که پشت دروازه‌های بسته‌ی مکتب ایستاده‌اند، نشان‌دهنده‌ی واقعیتی است که در آن، محرومیت آموزشی به‌گونه‌ی بی‌پیشینه ادامه دارد. وی در ادامه تاکید کرده است که با این وجود، تلاش برای یادگیری نیز در میان دختران افغانستان متوقف نشده است. او اعلامیه‌اش افزوده است که این نوع آموزش‌های مخفی، هرچند با معیارهای آموزشی مورد انتظار فاصله دارد، اما بیان‌گر اراده‌ی دخترانی است که حتی در شرایط محدودکننده نیز از حق آموزش چشم‌پوشی نمی‌کنند. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. نهادهای حقوق‌بشری، بارها خواستار لغو این محدودیت‌ها شده، اما برای پنجمین سال پیاپی مکتب‌ها در ولایت‌های سردسیر افغانستان بدون دختران آغاز شد و حکومت فعلی تا اکنون به درخواست دختران و جامعه‌ی جهانی پاسخ مثبت نداده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 91 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افزایش خطر خشونت مبتنی بر جنسیت در افغانستان همچنان بالا است. این نهاد امروز (شنبه، ۲۹ حمل) گزارشی از هفت تا ۱۷ ماه اپریل سال جاری میلادی را نشر کرده که در آن به خسارت‌های ناشی از باران و سیلاب‌های اخیر اشاره شده و گفته است که شرکای بخش حفاظت به بیش از دو هزار و ۲۰۰ تن خدمات روانی-اجتماعی و حمایت مرتبط با خشونت مبتنی بر جنسیت ارائه کرده‌اند. در بخشی از گزارش آمده است: «در حالی که خطرات حفاظتی گسترده‌تر همچنان بالا است؛ از جمله افزایش خطر خشونت مبتنی بر جنسیت، کار کودکان و فشارهای روانی که تخمین زده می‌شود حدود ۱۴ هزار تن را تحت تأثیر قرار داده باشد.» دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل تاکید کرده است که شرکای بشردوستانه در پی بارند‌گی‌ها و سیلاب‌های اخیر که بیشتر مناطق کشور را تحت تأثیر قرار داده است، تلاش‌های فوری امدادرسانی را گسترش داده‌اند. در گزارش آمده است: « چند صد تن جان باخته یا زخمی شده‌اند، هزاران خانه آسیب دیده یا ویران شده‌اند، زیرساخت‌های حیاتی از جمله صدها کیلومتر جاده‌های مهم و چندین پل تخریب شده و بخش‌های وسیعی از زمین‌های زراعتی نیز آسیب دیده‌اند.» اوچا در ادامه افزوده است که بیش از ۷۳ هزار تن آسیب دیده‌اند و بیش از ۳۱ هزار تن نیازمند ارائه کمک‌های فوری شناسایی شده‌اند. این دفتر می‌گوید که نهادهای مختلف سازمان ملل به خانواده‌های آسیب‌دیده کمک کرده‌اند. همچنین برنامه جهانی غذا اعلام کرده که سیلاب‌های اخیر در افغانستان خسارات گسترده‌ای به خانه‌ها و زمین‌های زراعتی مردم وارد کرده است. این در حالی است که در هفته‌های اخیر اکثر ولایت‌‌های کشور شاهد باران‌های گسترده بوده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 76 بازدید

هیچ‌کس آن روز را به‌عنوان یک پایان به یاد نمی‌آورد، اما برای زهره، همان روزی که دروازه دانشگاه بسته شد، همه‌چیز آهسته‌آهسته رو به پایان رفت؛ بی‌آن‌که صدایی داشته باشد یا کسی برایش عزاداری کند. روزی که مثل همیشه چادرش را پوشید، کتاب‌هایش را در بکس کهنه‌اش گذاشت و از خانه بیرون شد، با همان عادت تکرارشونده‌ای که سال‌ها در وجودش ریشه دوانده بود. اما وقتی به دروازه رسید، با صفی از دختران روبه‌رو شد؛ دخترانی که نه وارد می‌شدند و نه بازمی‌گشتند، فقط ایستاده بودند. بعضی خاموش، بعضی گریان، و بعضی با نگاه‌هایی که هنوز امید را رها نکرده بود. دروازه بسته بود و هیچ‌کس پاسخ روشنی نمی‌داد. همان‌جا بود که زهره برای نخستین‌بار حس کرد چیزی فراتر از یک روز عادی در حال وقوع است؛ چیزی که قرار است مسیر زندگی‌اش را تغییر دهد. با این‌حال، هنوز باورش نمی‌کرد. هنوز با خود می‌اندیشید شاید فردا همه‌چیز درست شود، شاید این فقط یک توقف کوتاه باشد، نه آغاز پایانی طولانی. آن روز به خانه بازگشت، اما نه مثل همیشه. قدم‌هایش سنگین بود، نگاهش سرگردان و ذهنش آکنده از پرسش‌هایی بی‌پاسخ. مادرش وقتی چهره‌اش را دید، چیزی نپرسید؛ فقط فهمید که اتفاقی افتاده است، چرا که در این خانه، خبرهای بد نیازی به کلمات نداشتند و از چهره‌ها خوانده می‌شدند. پدرش آن روز نیز دیر آمد؛ خسته و خاموش. وقتی زهره آهسته گفت که دیگر اجازهٔ رفتن به دانشگاه نیست، او فقط سر به زیر انداخت؛ گویی چیزی در درونش فرو ریخته باشد، بی‌آن‌که صدایش را بلند کند. مردانی مانند او آموخته‌اند دردشان را در سکوت نگه دارند، به‌ویژه زمانی که می‌دانند کاری از دست‌شان برنمی‌آید. روزهای بعد، خانهٔ کوچک‌شان بیش از پیش تنگ شد؛ نه از نظر فضا، بلکه از نظر نفس کشیدن. زهره هنوز صبح‌ها زود بیدار می‌شد، اما دیگر جایی برای رفتن نداشت. گاهی کتاب‌هایش را باز می‌کرد و خطوط را می‌خواند، اما ذهنش دیگر همراهی نمی‌کرد؛ انگار کلمات نیز از او فاصله گرفته باشند. خواهران کوچکش هنوز به مکتب می‌رفتند، اما ترسی که در نگاه‌شان پنهان نبود، هر روز همراه‌شان از خانه بیرون می‌رفت؛ ترسی از این‌که شاید فردا دیگر نتوانند بازگردند. این هراس، همچون سایه‌ای بر زندگی‌شان افتاده بود. برادران کوچکش هنوز آن‌قدر خرد بودند که معنای این اتفاق‌ها را نفهمند، اما گرسنگی را خوب می‌شناختند؛ و شب‌هایی که نان کم می‌آمد، صدای گریه‌شان در سکوت خانه می‌پیچید. پدر با تمام توان کار می‌کرد، اما کارش ثباتی نداشت؛ یک روز در ساختمان، روز دیگر در باربری، و بعضی روزها هیچ کاری پیدا نمی‌کرد و دست خالی بازمی‌گشت. در چهره‌اش، بیش از خستگی، شرمندگی دیده می‌شد؛ شرمندگی از این‌که نمی‌توانست آن‌چه را خانواده‌اش نیاز داشتند فراهم کند. مادر نیز گاه در خانه‌های مردم کار می‌کرد، لباس می‌شست، ظرف پاک می‌کرد، اما آن هم تنها کمکی اندک بود، نه راه‌حلی اساسی. در چنین شرایطی، زهره نمی‌توانست فقط بنشیند و تماشا کند، حتی اگر دلش می‌خواست. روزی که صحبت کار پشم‌پاکی پیش آمد، هوا گرم بود و گرد و خاک کوچه در هوا می‌چرخید. مادرش با صدایی که هم امید در آن موج می‌زد و هم نگرانی، گفت که همسایه‌شان خبر داده در کارگاهی، دخترها را برای پاک‌کردن پشم استخدام می‌کنند. کار سخت است، اما مزد دارد. همین جمله کافی بود تا سکوتی سنگین میان‌شان بنشیند. زهره چیزی نگفت؛ فقط به دستانش نگاه کرد، دستانی که هنوز نشانی از کار سخت نداشتند، اما از همان لحظه گویی می‌دانست دیگر هرگز مثل قبل نخواهند بود. کارگاه در حاشیهٔ شهر قرار داشت؛ جایی دور از هیاهوی بازار، در کوچه‌ای که بیشتر به انبار شباهت داشت تا محل کار انسان‌ها. وقتی وارد شد، نخستین چیزی که حس کرد، بوی سنگین و خفه‌کننده‌ای بود که نفس کشیدن را دشوار می‌کرد؛ بویی برخاسته از پشم‌های کهنه، گرد و خاک و رطوبت، که در فضای بستهٔ اتاق محبوس مانده بود. نور اندک بود و هوا سنگین. چند زن و دختر در گوشه‌ها نشسته بودند؛ سرها پایین، دست‌ها مشغول، و سرفه‌هایی که هر چند دقیقه سکوت را می‌شکست. هیچ‌کس به او لبخند نزد؛ نه از بی‌مهری، بلکه از فرسودگی، چرا که این‌جا جایی نبود که لبخند در آن دوام بیاورد. کار ساده توضیح داده شد: پشم‌ها را بگیر، باز کن، خاک و خار و زباله‌هایش را جدا کن و کنار بگذار. اما هیچ‌کس نگفت این کار تا چه اندازه نفس‌گیر است؛ چگونه پوست را می‌شکند و سینه را از گرد پر می‌کند. کسی نگفت که پس از چند ساعت، گلویت می‌سوزد، چشمانت می‌سوزد و دست‌هایت بی‌حس می‌شوند. زهره همان روز نخست فهمید که این فقط یک کار نیست؛ نوعی دوام آوردن است، جنگی خاموش با چیزی که هر لحظه تو را فرسوده‌تر می‌کند. روزها یکی پس از دیگری گذشتند و زهره آرام‌آرام تغییر کرد؛ نه ناگهانی، بلکه تدریجی، مانند چیزی که ذره‌ذره ساییده می‌شود. دستانش زخم شد، سپس سخت شد، و بعد زخم‌ها نیز عادی شدند. سرفه‌هایش بیشتر شد، اما دیگر به آن توجه نمی‌کرد؛ زیرا اگر به هر درد گوش می‌داد، نمی‌توانست کار کند، و اگر کار نمی‌کرد، خانه‌شان دوام نمی‌آورد. شب‌ها وقتی به خانه بازمی‌گشت، لباس‌هایش بوی پشم می‌داد؛ بویی که با شستن هم کاملاً از بین نمی‌رفت، گویی در وجودش رسوب کرده باشد. در خانه، وضعیت چندان تغییر نکرد؛ فقط اندکی پول بیشتر به دست می‌آمد، اما نه آن‌قدر که زندگی را آسان کند. پدر همچنان خسته‌تر از همیشه بازمی‌گشت، مادر همچنان نگران بود، و خواهران و برادرانش به او می‌نگریستند، گویی او اکنون ستون خانه شده است. دختری که زمانی خود نیازمند حمایت بود، حال باید تکیه‌گاه دیگران باشد. این دگرگونی بی‌صدا رخ داد، اما سنگینی‌اش هر روز بیشتر شد. گاهی در کارگاه، میان گرد و غبار، زهره به گذشته فکر می‌کرد؛ به روزهایی که در صنف می‌نشست، به صدای استاد، به خنده‌های آرام دختران، به دفترهایی که از نوشته پر بود، و به آینده‌ای که آن‌قدر روشن به نظر می‌رسید که گویی می‌شد آن را لمس کرد. اکنون اما آینده چیزی نبود که بتواند تصورش کند؛ تنها ادامه‌ای مبهم بود، آکنده از کار، خستگی، و شاید تصمیم‌هایی که در آن‌ها سهمی نداشته باشد. شبی، هنگامی که همه خواب بودند و سکوت خانه تنها با صدای نفس‌های آرام شکسته می‌شد، زهره آهسته برخاست. به سوی طاقچه رفت، یکی از کتاب‌هایش را برداشت، گرد و خاکش را زدود و گشود. اما کلمات برایش بیگانه شده بودند؛ نه از آن رو که آن‌ها را فراموش کرده باشد، بلکه چون فاصله‌ای میان او و آن زندگی افتاده بود که به‌سادگی پر نمی‌شد. اشک در چشمانش حلقه زد، اما فرو نریخت؛ او آموخته بود که حتی گریه نیز باید حساب‌شده باشد. در خانه‌ای که همه درد دارند، گریه هم گاه نوعی تجمل است. کتاب را بست. به دستانش نگاه کرد، به زخم‌ها، به خشکی پوست، به انگشتانی که دیگر نرم نبودند و در دلش چیزی گذشت؛ نه جمله‌ای کامل، نه فکری روشن، فقط حسی سنگین، شبیه این‌که زندگی‌اش از مسیری که خود برگزیده بود منحرف شده و به جایی رسیده است که تنها باید دوام بیاورد، بی‌آن‌که بداند تا کی و برای چه. صبح روز بعد، دوباره با سرفه بیدار شد، چادرش را پوشید و راهی همان کارگاه شد؛ جایی که روزها شبیه یکدیگر بودند و آینده معنایی نداشت. با این‌همه، در جایی عمیق از وجودش، چیزی هنوز خاموش نشده بود، چیزی کوچک، ضعیف، اما زنده که گاه در سکوت شب از او می‌پرسید: اگر آن دروازه بسته نمی‌شد، آیا تو هنوز همان زهره بودی؟ نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب