برچسب: افغانستان

2 ساعت قبل - 39 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد اعلام کرده است که حمایت از قابله‌ها موثرترین راه برای نجات جان مادران و نوزادان‌شان در افغانستان است. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۱۵ ثور) به مناسبت روز جهانی قابله گفته است که این حمایت می‌تواند دسترسی به مراقبت‌های پزشکی پیش از زایمان، زایمان ایمن و پس از زایمان را گسترش دهد. این نهاد در گزارش ماه جوزا سال گذشته خورشیدی خود هشدار داده بود که به دنبال کاهش شدید بودجه‌های بین‌المللی، سلامت مادران و دسترسی میلیون‌ها شهروند افغانستان به خدمات حیاتی بهداشتی در معرض خطر جدی قرار گرفته است. این نهاد گفت که حدود ۶.۳ میلیون تن در افغانستان که اکثریت آنان زنان و دختران هستند دیگر به مراقبت‌های صحی ضروری دسترسی نخواهند داشت. صندوق جمعیت ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که صدها مرکز صحی در مناطق دورافتاده و کلینیک‌های سیار در سراسر افغانستان به دلیل کمبود بودجه، ناچار به تعطیلی شده‌اند. روز جهانی قابله‌ها توسط سازمان بهداشت جهانی و کنفدراسیون بین‌المللی قابله‌ها برای تجلیل از نقش حیاتی این کارمندان پزشکی در سلامت مادران و نوزادان، کاهش مرگ‌ومیر و آموزش‌های بهداشتی گرامی داشته می‌شود. هدف از این روز افزایش آگاهی درباره نقش حیاتی قابله‌ها در سلامت جامعه، کاهش مرگ‌ومیر مادران و نوزادان، و تجلیل از زحمات آنان، عنوان شده است. بر اساس گزارش‌ها، محدودیت دسترسی به مراقبت‌های اولیه‌ی صحی به دلیل کم‌بود قابله‌های ماهر در بخش‌های دوردست افغانستان، هنوز تهدیدی برای سلامت مادران و نوزادان است. همچنین از ۲۰۲۴ میلادی به این سو، تحصیل دختران و زنان در رشته‌ی قابلگی را نیز ممنوع شده است.

ادامه مطلب


4 ساعت قبل - 59 بازدید

شماری از شهروندان افغانستان مقیم تاجیکستان می‌گویند پس از بازداشت یک شهروند افغانستانی به اتهام قتل یک زن در شهر خجند، حدود ۲۵۰ خانواده افغانستانی به کمپی در دوشنبه منتقل شده‌اند و با خطر اخراج روبرو هستند. وزارت داخله تاجیکستان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که یک شهروند ۲۲ ساله اهل افغانستان، به اتهام قتل وحیدووا عزیزه دونیاربیکوونا، زن ۲۷ ساله تاجیکستانی بازداشت شده است. در اعلامیه آمده است که این شهروند افغانستانی به‌گونه غیرقانونی در روستای دهنموی ولسوالی جبار رسولوف زندگی می‌کرد و این زن را با چاقوی آشپزخانه به قتل رسانده است. وزارت داخله تاجیکستان در ادامه تاکید کرده است که برای او پرونده جنایی باز شده و اکنون در بازداشت موقت به سر می‌برد. با این وجود، شماری از افغانستان که در شهرهای خجند و دوشنبه زندگی می‌کنند به رسانه‌ها گفته‌اند که پس از این رویداد، اداره خجند حدود ۲۵۰ خانواده افغانستانی را به یک کمپ در دوشنبه منتقل کرده است. در گزارش آمده است که احتمال دارد افغانستانی‌های بازداشت شده به کشور اخراج شوند. در حالی این شهروندان در خطر اخراج اجباری قرار دارند که پاکستان و ایران از دهه‌ها به این‌سو میزبان میلیون‌ها مهاجر افغانستانی است. اکنون روزانه هزاران نفر از طریق گذرگاه‌های مرزی مشترک با پاکستان و ایران، به افغانستان بازگردانده می‌شوند.

ادامه مطلب


17 ساعت قبل - 55 بازدید

کوچه از همان صبح زود بیدار می‌شد، اما نه با صدای خنده و رفت‌وآمدی که نشانه‌ی زندگی باشد، بلکه با صداهای خفه و محتاط؛ درهایی که آهسته باز و بسته می‌شدند، زن‌هایی که دبه‌های آب را با احتیاط می‌کشیدند و کودکانی که انگار از همان کودکی یاد گرفته بودند زیاد دیده نشوند. در یکی از همین پس‌کوچه‌های خاک‌گرفته‌ی کابل، خانه‌ای بود که بیشتر به یک اتاق فرسوده شباهت داشت تا جایی برای زندگی؛ سقفش ترک برداشته بود، دیوارهایش نم‌کشیده و دروازه‌اش زنگ‌زده بود. در همان خانه، دختری زندگی می‌کرد که سرنوشتش پیش از آن‌که خودش بتواند برایش تصمیم بگیرد، رقم خورده بود؛ دختری به نام «شبانه»؛ قصه‌اش شبیه صدها روایت ناگفته‌ی دیگر در همین شهر، همین کوچه‌ها و همین سکوت‌ها بود. شبانه بیست سال داشت، اما چهره‌اش نشان می‌داد سال‌ها بیشتر از سنش زیسته است؛ نه زندگی به معنای رشد و تجربه، بلکه به معنای تحمل و کنار آمدن با چیزهایی که هیچ دختری در آن سن نباید با آن روبه‌رو شود. او در خانواده‌ای به دنیا آمده بود که فقر در آن مانند سایه‌ای دائمی حضور داشت. پدرش سال‌ها در کارهای شاقه کار کرده بود؛ از ساختمان‌سازی تا باربری در بازار، اما هیچ‌گاه نتوانسته بود زندگی را از لبه‌ی سقوط دور کند. قرض‌ها یکی پس از دیگری جمع شده بودند؛ برای درمان بیماری، برای زمستان‌های سرد، برای روزهایی که کار نبود و نان هم پیدا نمی‌شد. در چنین خانه‌ای، آرزوها معمولاً فرصت رشد پیدا نمی‌کنند، اما شبانه هنوز در دلش چیزی داشت؛ میل خاموشی برای بیرون رفتن از این وضعیت، برای درس خواندن، برای داشتن زندگی‌ای که در آن انتخاب معنا داشته باشد. اما در واقعیت‌های سختی که بسیاری از خانواده‌ها در افغانستان با آن روبه‌رو هستند، انتخاب اغلب به واژه‌ای بی‌معنا تبدیل می‌شود. وقتی قرض‌ها بالا می‌گیرد و راهی برای پرداخت باقی نمی‌ماند، تصمیم‌هایی گرفته می‌شود که بیشتر شبیه معامله‌اند تا انتخاب. برای پدر شبانه نیز همین اتفاق افتاد. او در برابر مردی قرار گرفت که نه با نیت ساختن زندگی مشترک، بلکه با حساب‌وکتاب دقیق آمده بود؛ مردی چهل‌وپنج‌ساله، دارای همسر و کودکی سه‌ساله، که پیشنهادی ساده اما ویرانگر داد: بخشش قرض‌ها در برابر ازدواج با شبانه. در آن شب، وقتی موضوع در خانه مطرح شد، سکوتی سنگین همه‌جا را گرفت. مادر اشک می‌ریخت اما صدایش درنمی‌آمد، پدر از نگاه کردن به چشمان دخترش فرار می‌کرد، و شبانه در گوشه‌ای نشسته بود؛ چشمانی که انگار در همان لحظه همه‌ی رویاهایش را بدرقه می‌کردند. هیچ‌کس از او نپرسید چه می‌خواهد یا چه احساسی دارد. در آن شرایط، رضایت او اهمیتی نداشت؛ مسئله زنده ماندن خانواده بود، نه آینده‌ی یک دختر. و شبانه، بی‌آن‌که چیزی بگوید، پذیرفت؛ یا شاید بهتر است گفت: وادار به پذیرش شد. مراسم، بیشتر شبیه گردهمایی‌ای بی‌روح بود تا عروسی. نه موسیقی‌ای، نه لبخندی از دل، نه نشانی از امید. لباس سفید بر تن شبانه، بیش از آن‌که آغاز باشد، شبیه نشانه‌ای از پایان بود. وقتی از خانه بیرون رفت، تنها یک‌بار پشت سرش نگاه کرد؛ نگاهی کوتاه اما پر از ناگفته‌ها. شاید در همان لحظه بخشی از وجودش برای همیشه در همان خانه جا ماند. خانه‌ی شوهرش در یکی از همان کوچه‌های تنگ کابل قرار داشت؛ جایی که دیوارها بلند بودند و نور به سختی به داخل می‌رسید. فضا سنگین بود، گویی سال‌ها خشونت و سکوت در دیوارها نفوذ کرده باشد. زن اول مرد هنوز در آن خانه زندگی می‌کرد؛ زنی که روزگاری شاید شبیه شبانه بوده، اما اکنون به حضوری خاموش تبدیل شده بود. نگاهش به شبانه نه خصومت داشت و نه مهربانی؛ فقط تهی بود، شبیه کسی که دیگر هیچ انتظاری از زندگی ندارد. روزهای نخست برای شبانه با ترس و تلاش برای سازگاری گذشت. زودتر از همه بیدار می‌شد، خانه را تمیز می‌کرد، غذا آماده می‌ساخت و حتی نفس کشیدنش را هم کنترل می‌کرد تا مزاحم نباشد. اما در خانه‌ای که خشونت به بخشی از ساختار آن تبدیل شده، هیچ تلاشی کافی نیست. شوهرش مردی بود که خشم را بی‌مقدمه نشان می‌داد؛ صدایش ناگهان بالا می‌رفت و دست‌هایش بدون تردید فرود می‌آمدند. بهانه‌ها گاهی کوچک بودند و گاهی نامعلوم، اما نتیجه همیشه یکسان بود: لت‌وکوب، تحقیر و سکوت. در این میان، تنها روشنایی کوچک زندگی شبانه، کودک سه‌ساله‌ای بود که در همان خانه زندگی می‌کرد؛ پسری از زن اول مرد. او اغلب ساکت بود و در گوشه‌ای می‌نشست. شاید به شبانه نزدیک شد چون در میان آن همه سردی، تنها کسی که به او لبخند می‌زد همین دختر جوان بود. شبانه برایش قصه می‌گفت، برایش غذا می‌گذاشت و شب‌ها کنارش می‌نشست تا نترسد. در دلش حسی شبیه مادری شکل گرفته بود؛ حسی کوتاه اما واقعی، که تنها معنای قابل‌تحمل آن روزها بود. اما حتی این حس نیز نتوانست او را از واقعیت خانه محافظت کند. روز پنجم، همه‌چیز به نقطه‌ی بی‌بازگشت رسید. روزی که مانند دیگر روزها آغاز شد، با کارهای تکراری و خستگی. اما وقتی مرد به خانه آمد، چیزی در نگاهش بود که ترس را در دل شبانه زنده کرد؛ خشمی سنگین‌تر از همیشه. بهانه‌ای کوچک کافی بود تا فریادها آغاز شود. شبانه تلاش کرد توضیح بدهد، اما کلماتش در میان صداها گم شدند. مرد جلو آمد. فاصله کوتاه شد. دستش بالا رفت. ضربه‌ها یکی پس از دیگری فرود آمدند؛ بی‌وقفه و بی‌رحم. شبانه به دیوار رسید، راهی برای عقب‌نشینی نداشت. کودک در گوشه‌ای ایستاده بود، با چشمانی وحشت‌زده و ناتوان. آخرین ضربه به سر شبانه خورد. برخورد با دیوار، صدایی کوتاه داشت؛ صدایی که برای او پایان بود. روی زمین افتاد، بی‌حرکت. خون آرام از پیشانی‌اش جاری شد. او را با شتاب به شفاخانه رساندند، اما زمان بازنمی‌گشت. داکتران از آسیب شدید مغزی و خون‌ریزی داخلی گفتند؛ امیدی کم‌رنگ. شبانه به کُما رفت؛ میان بودن و نبودن. پنج روز گذشت. مادرش آمد و بی‌صدا گریه کرد. پدرش بیرون ایستاد و سکوت کرد. هیچ‌کس آن فاصله میان زندگی و مرگ را پر نکرد. در روز پنجم، نفس‌هایش آرام شد و سپس متوقف گشت؛ بی‌خداحافظی، بی‌کلمه‌ای، بی‌فرصتی برای ماندن. خبر مرگش به کوچه رسید. زن‌ها جمع شدند، آه کشیدند، گفتند «بیچاره»، و سپس زندگی ادامه یافت؛ همان‌طور که همیشه ادامه پیدا می‌کند. کودک سه‌ساله در همان خانه ماند؛ با همان دیوارها، همان سکوت و همان پدر. شاید در ذهنش تصویری مبهم از مهربانی شبانه باقی بماند. او در گورستانی ساده دفن شد؛ بدون حرفی از آرزوهایش، بدون روایتی از آینده‌ای که هرگز فرصت نداشت. و حقیقت تلخ این است که شبانه تنها یک نام نیست. در بسیاری از گوشه‌های این سرزمین، چنین روایت‌هایی در سکوت تکرار می‌شوند؛ زیر سایه فقر، قرض و ساختارهایی که انتخاب را از زنان می‌گیرند. شبانه رفت، اما سکوتی که از او باقی مانده، هنوز در همان کوچه جریان دارد؛ سکوتی پر از حرف‌هایی که هیچ‌گاه گفته نشدند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


22 ساعت قبل - 82 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد اعلام کرده است که ۵.۶ میلیون کودک، از جمله ۱.۴ میلیون نوزاد، سال گذشته در افغانستان خدمات بهداشتی دریافت کردند. این سازمان امروز (دوشنبه، ۱۴ ثور) با نشر گزارشی گفته است که سال گذشته خدمات بهداشت اولیه به بیش از ۲۰ میلیون تن ارائه شده است. در بخشی از گزارش صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد آمده است که ۶۰ درصد از این افراد زنان بوده‌اند. یونیسف در ادامه افزوده است که ۱۰ میلیون کودک و مادر خدمات و منابع حیاتی پیشگیری از سوءتغذیه دریافت کرده‌اند. در ادامه آمده است که چهار میلیون کودک در مکاتب و طرح‌های آموزشی مبتنی بر جامعه و شرایط اضطراری، مواد آموزشی و تدریس دریافت کرده‌اند. در گزارش آمده است که ۲.۷ میلیون تن از خدمات اضطراری آب، فاضلاب و بهداشت (WASH) بهره‌مند شده‌اند. همچنین یونیسف ادامه تاکید کرده است که قصد دارد در سال ۲۰۲۶ میلادی بیش از یک میلیون کودک مبتلا به سوءتغذیه شدید را درمان کند.

ادامه مطلب


23 ساعت قبل - 90 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد برای افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در جریان ۲۰۲۵ میلادی به بیش از ۲۰ میلیون تن که ۶۰ درصد آن‌ها زنان بودند، مراقبت‌های اولیه‌ی صحی ارائه کرده است. این نهاد امروز (دوشنبه، ۱۴ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در این میان به پنج میلیون و ۶۰۰ هزار کودک زیر پنج سال و یک میلیون و ۴۰۰ هزار نوزاد در سراسر افغانستان خدمات صحی فراهم شده است. در اعلامیه آمده است که افغانستان در بخش ارائه‌ی خدمات درمانی، به شکل جدی به کمک‌های جامعه‌ی جهانی مانند یونیسف و سازمان جهانی بهداشت وابسته است. بر اساس آمار وزارت صحت حکومت سرپرست، شفاخانه‌ها و مرکزهای درمانی دولتی، تنها به سه درصد شهروندان خدمات درمانی ارائه می‌کند. قابل ذکر است که افغانستان از جمله کشورهایی است که با میزان بالای مرگ‌ومیر مادران و نوزادان روبرو است. کم‌بود امکانات صحی، دسترسی محدود به آموزش‌های تخصصی و فاصله‌ی زیاد روستاها تا مرکزهای درمانی، چالش‌های جدی در ارایه‌ی خدمات به مادران باردار ایجاد کرده است. در بسیاری از مناطق، زنان در خانه یا درمانگاه‌های کوچک زایمان می‌کنند و قابله‌ها اغلب با امکانات اندک و بدون دسترسی فوری به راهنمایی‌های تخصصی کار می‌کنند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 61 بازدید

همزمان با تداوم بحران اقتصادی و افزایش محدودیت‌ها بر کار زنان، صندوق امانی ویژه‌ی سازمان ملل متحد برای افغانستان، بر نیاز فوری به فرصت‌های کاری و حمایت از ایجاد کسب‌وکارهای کوچک برای زنان و دختران در افغانستان تاکید کرده است. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای خواستار توجه بیشتر به نیازهای معیشتی زنان و دختران در افغانستان شده است. صندوق امانی ویژه‌ی سازمان ملل متحد به نقل از زنی به نام راحله نوشته است: «من شغل ندارم. تنها چیزی که می‌خواهم یک فرصت برای کارکردن یا راه‌اندازی یک کسب‌وکار کوچک است.» این نهاد افزوده است که روایت راحله بازتاب‌دهنده‌ی وضعیت بسیاری از خانواده‌ها و زنان در افغانستان است که با مشکل‌های اقتصادی و محدودیت فرصت‌های کاری روبرو هستند. این نهاد در ادامه تاکید کرده است که با فراهم‌شدن زمینه‌های مناسب، امکان بهبود شرایط و ایجاد تغییر در زندگی این افراد وجود دارد. همچنین این نهاد، بر حمایت از بی‌جاشدگان داخلی، بازگشت‌کنندگان، زنان، دختران، جوانان و افراد دارای معلولیت تاکید کرده و افزوده است که ایجاد راه‌حل‌های محلی و نوآورانه می‌تواند به راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک و بازسازی جوامع کمک کند. قابل ذکر است که افغانستان در سال‌های اخیر با بحران اقتصادی و انسانی گسترده‌ای مواجه بوده است. بی‌کاری، کاهش فرصت‌های درآمدی و افزایش شمار بی‌جاشدگان داخلی از جمله چالش‌های اصلی به‌شمار می‌روند. نهادهای بین‌المللی بارها بر ضرورت حمایت از برنامه‌های معیشتی و توسعه‌ای، به‌ویژه برای زنان و گروه‌های آسیب‌پذیر، تاکید کرده‌اند. در حالی سازمان ملل بر کسب‌وکار زنان تاکید می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 60 بازدید

رسانه‌های اتریشی گزارش داده‌‌اند که یک مرد افغانستانی در اتریش همسر خود را ۱۳ ضربه چاقو زخمی کرده و زمانی که دختر و پسر جوانش مداخله کردند آن‌ها را نیز زخمی کرده است. پولیس وین با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد وحشتناک در منطقه دوناوشتات رخ داده است و یک مرد ۴۶ ساله، همسر ۴۴ ساله خود را با تیغ ۱۰ سانتی‌متری چاقو، ۱۳ ضربه می‌زند. پولیس در ادامه تاکید کرده است، زمانی که دختر و پسر جوان او برای حمایت از مادرشان مداخله می‌کنند، مرد بر فرزندانش نیز حمله کرده و آنان را زخمی کرده است. همچنین در اعلامیه آمده است که دختر ۲۶ ساله از ناحیه دست و پسر ۲۳ ساله از ناحیه پا زخمی شده‌اند. این مرد توسط ماموران پولیس در محل رویداد بازداشت شد و در نخستین بازجویی به جرم خود اعتراف کرد. پولیس در مورد انگیزه این مرد چیزی نگفته است. اسناد نشان می‌دهد که این خانواده اکنون همگی شهروند اتریش اما در اصل، اهل افغانستان هستند. در گزارش آمده است که زن ۴۴ ساله با جراحات شدید به شفاخانه منتقل شد. پزشکان برای نجات جان او تلاش کردند که اکنون از خطر مرگ نجات یافته است. دو فرزندش نیز تحت درمان پزشکی قرار گرفتند. در اعلامیه آمده است که مرد مهاجم به یک مرکز اصلاح و تربیت منتقل و حکم منع تعقیب و ممنوعیت موقت حمل سلاح علیه او صادر شده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 55 بازدید

در پنجمین دوره رقابت‌های ووشو در بخش سانداوانگ که در ایالت بلوچستان پاکستان برگزار شد، فاطمه جعفری، ورزشکار اهل افغانستان موفق شد کمربند قهرمان در بخش ووشو از آن خود کند. در اعلامیه آمده است که ورزشکاران مجتمع ورزشی فجر با هدایت بسم‌الله ناصح، عملکرد درخشانی از خود به نمایش گذاشتند. در این میان، فاطمه جعفری موفق شد کمربند قهرمانی را از آن خود کند و محسن حسینی نیز مدال طلا به‌دست آورد. محسن حسینی در وزن ۵۶ کیلوگرام در برابر عبدالرحمان، حریف پاکستانی خود، به میدان رفت و توانست در همان راوند نخست با ضربه فنی به پیروزی برسد. همچنین در بخش بانوان، فاطمه جعفری برای کسب کمربند قهرمانی باید با سلیمه از پاکستان رقابت می‌کرد؛ اما حریف او در مسابقه حاضر نشد و بدین ترتیب، این ورزشکار اهل افغانستان صاحب کمربند قهرمانی شد. مسوولان مجتمع ورزشی فجر گفته‌اند که فاطمه جعفری و علی‌سینا رضایی، دو ورزشکار این مجموعه، قرار است در تاریخ ۱۰ می ۲۰۲۶ میلادی در رقابت‌های حرفه‌ای بوکس که در وب‌سایت سازمان جهانی بوکس ثبت خواهد شد، در کویته پاکستان به مصاف حریفان خود بروند. قابل ذکر است که فاطمه جعفری تا اکنون دو مبارزه حرفه‌ای در بوکس انجام داده و علی‌سینا رضایی نیز یک رکورد حرفه‌ای در کارنامه دارد. این رقابت‌ها قرار است برای کسب کمربند قهرمانی برگزار شود. در حالی فاطمه جعفری قهرمان این دوره می‌شود که در داخل افغانستان، زنان و دختران از فعالیت‌های ورزشی محروم هستند. پس از بازگشت حکومت فعلی به قدرت، محدودیت‌های گسترده‌ای بر حضور زنان در عرصه‌های عمومی، از جمله ورزش، اعمال شده است. بر اساس گزارش‌های نهادهای بین‌المللی، زنان در افغانستان اجازه حضور در باشگاه‌ها، رقابت‌های ورزشی و تمرینات رسمی را ندارند. این محدودیت‌ها باعث شده است که بسیاری از ورزشکاران زن فعالیت خود را متوقف کنند یا برای ادامه آن، کشور را ترک کنند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 50 بازدید

سرویس اقدام علیه ماین سازمان ملل متحد (UNMAS) اعلام کرده است که در افغانستان، هر روز یک کودک در نتیجه انفجار مهمات باقی‌مانده از جنگ کشته می‌شود. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که این آمار نشان‌دهنده ادامه تهدید جدی مواد انفجاری برای غیرنظامیان، به‌ویژه کودکان، در سراسر افغانستان است. در گزارش آمده است که کاهش کمک‌های بشردوستانه و محدود شدن بودجه‌ها، روند ماین‌پاکی و آموزش خطرات مواد انفجاری را با مشکل روبرو کرده و دسترسی جوامع آسیب‌پذیر به برنامه‌های ایمنی را کاهش داده است. در ادامه آمده است که انتقال بودجه‌های ملی کشورها به بخش‌های دفاعی، یکی از عوامل اصلی کاهش حمایت از برنامه‌های بشردوستانه، از جمله ماین‌پاکی، بوده است. همچنین سازمان ملل هشدار داده است که افزایش درگیری‌ها در سطح جهان، تهدید مهمات منفجرنشده را به‌گونه بی‌سابقه‌ای گسترش داده است. کازومی اوگاوا، رییس سرویس اقدام علیه ماین ملل متحد، در نشست مدیران مبارزه با ماین در ژنیو گفته است که کارشناسان این حوزه با «شوک جمعی» از میزان گسترده درگیری‌ها و پیامدهای آن مواجه‌اند. او با اشاره به وضعیت نوار غزه گفته است که بین ۵ تا ۱۰ درصد از مهمات شلیک‌شده در جریان جنگ، منفجر نشده و اکنون به‌عنوان تهدیدی مرگبار در مناطق ویران‌شده باقی مانده‌اند. وی تصریح کرد که حدود ۹۰ درصد قربانیان این مواد را غیرنظامیان تشکیل می‌دهند که بیشتر آنان کودکان هستند. در سوریه نیز وضعیت نگران‌کننده توصیف شده است. این سازمان خواستار افزایش فوری کمک‌های بین‌المللی و تداوم حمایت از برنامه‌های ماین‌پاکی برای جلوگیری از تلفات بیشتر غیرنظامیان شده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 59 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۶ میلادی قصد دارد ۱.۳ میلیون کودک مبتلا به سوءتغذیه شدید را در افغانستان درمان کند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۱۳ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که با حمایت بانک توسعه آسیایی، این درمان در سراسر افغانستان ارائه می‌شود. همچنین سازمان ملل پیشتر هشدار داده بود که بیش از سه میلیون کودک در افغانستان در معرض سوءتغذیه شدید قرار دارند. این سازمان در ادامه تاکید کرده است که آمار کودکان مبتلا به سوءتغذیه در افغانستان نسبت به سال گذشته افزایش یافته است. یونیسف پیشتر گفته بود که ۶۱۰ هزار کودک مبتلا به سوءتغذیه شدید در سال گذشته درمان شده‌اند. سازمان ملل در افغانستان گفته است که حدود ۲۲ میلیون تن در افغانستان به کمک‌های بشری متکی هستند. در کنار آن، اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد برای افغانستان برای رسیدگی به نیازمندان کشور، ۱.۷ میلیارد دالر درخواست کرده است.

ادامه مطلب