برچسب: افغانستان

6 ساعت قبل - 55 بازدید

برهم صالح، کمیسر عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان که به افغانستان سفر کرده است به محدودیت‌های حکومت سرپرست واکنش نشان داده و می‌گوید که توسعه‌ی افغانستان بدون زنان و دختران امکان‌پذیر نیست. کمیسر عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان به خبرگزاری فرانسه گفته است: «ما باید از ظرفیت‌های این جامعه استفاده کنیم و این امر مستلزم آن است که مردان، زنان، پسران و دختران همگی بتوانند برای ساختن آینده‌ی کشورشان بسیج شوند.» او به ممنوعیت ورود کارمندان زن اهل افغانستان به دفترهای سازمان ملل متحد نیز اشاره کرده و گفته است: «بدون تردید، این موضوع محدودیت بزرگی بر توانایی ما در ارائه‌ی خدمات به مردم افغانستان ایجاد کرده است.» او به خبرگزاری فرانسه گفته است: «افغانستان شایسته‌ی حمایت است، اما برای این‌که بتوانیم این حمایت را ارائه دهیم، همکاری و مشارکت نیاز است.» همچنین الکساندر دی کرو، رییس برنامه‌ی توسعه‌ سازمان ملل متحد نیز با اشاره به بحران‌های جاری در افغانستان گفته است: «برای مقابله با این شرایط، به مشارکت همه نیاز است؛ باید از تمام استعدادهای موجود استفاده شود، و این شامل استعدادهای مردان و همچنین زنان می‌شود.» براساس گزارش خبرگزاری فرانسه، او این سخنان را در جریان بازدید از یک مرکز قالین‌بافی در ولسوالی نهرشاهی ولایت بلخ ایراد کرده است؛ جایی که در آن زنان بازگشت‌کننده به افغانستان مشغول کار هستند. رییس عمومی برنامه‌ی توسعه سازمان ملل متحد از حکومت سرپرست خواسته است که دسترسی زنان و دختران به آموزش، کار و کارآفرینی را تضمین کنند. این در حالی است که حکومت فعلی از زمان تسلط دوباره بر افغانستان، آموزش و کار زنان را ممنوع و محدودیت‌های گسترده‌ای بر حضور و مشارکت آنان در جامعه وضع کرده‌اند. همچنین حکومت سرپرست ورود کارمندان زن اهل افغانستان را به دفترهای سازمان ملل متحد ممنوع و با وجود درخواست‌های مکرر، تا کنون این ممنوعیت را لغو نکرده است.

ادامه مطلب


24 ساعت قبل - 51 بازدید

الکساندر دی‌کرو، رییس برنامه‌ی توسعه‌ای سازمان ملل متحد، در سفرش به بلخ و دیدار با زنان تجارت‌پیشه می‌گوید که حمایت این نهاد از یک کارگاه پروسس میوه‌های خشک در مزارشریف، مرکز این ولایت به رشد این کسب‌وکار و ایجاد فرصت‌های کاری برای بیش از ۳۰۰ زن کمک کرده‌است. آقای دی‌کرو این کارگاه را نمونه‌ای از سرمایه‌گذاری در روند بهبود اقتصادی افغانستان دانسته ‌و گفته است که ایجاد شغل در بخش خصوصی می‌تواند به تقویت اقتصاد محلی کمک کند. او با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در بازدید از کارگاه «میو‌ه‌های خشک تک» در مزارشریف، تأثیر رویکرد حمایتی این برنامه در بخش‌های مختلف اقتصادی را دیده ‌است. وی تاکید کرد که حمایت از کشاورزان، زیربناهای محلی و شرکت‌های خصوصی، به رشد این کارگاه کمک کرده و زمینه‌ی کار برای زنان را فراهم ساخته‌است. این در حالی‌ست که رییس برنامه‌ی توسعه‌ای سازمان ملل متحد، به تاز‌گی در افغانستان سفر کرده که هدف آن بررسی مستقیم وضعیت بشردوستانه و توسعه‌ای، گفتگو با مردم و ارزیابی راه‌های حمایت از جوامع محلی عنوان شده‌است. سازمان ملل گفته است که این سفر بر یافتن راه‌حل‌های عملی برای حمایت از زنان، عودت‌کنندگان، بی‌جاشدگان داخلی و جوامع میزبان متمرکز است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 87 بازدید

برنامه اسکان بشر ملل متحد (UN-Habitat) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بازگشت میلیون‌ها مهاجر به افغانستان، فشار بر مناطق شهری، حاشیه‌شهری و روستایی این کشور را افزایش داده است. این سازمان امروز (سه‌شنبه، ۱۶ سرطان) با نشر گزارشی گفته است که تنها در سال ۲۰۲۵ میلادی حدود ۲.۸ میلیون تن به این کشور بازگشته‌اند. برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که احتمال دارد نزدیک به دو میلیون تن دیگر نیز در سال ۲۰۲۶ میلادی به کشور بازگردند. این نهاد تصریح کرد که افزایش شمار بازگشت‌کنند‌گان، نیاز به ایجاد سکونت‌گاه‌های پایدار، تامین مسکن و توسعه زیرساخت‌های اجتماعی را افزایش داده است. برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد افزوده است که هدف از این بررسی‌ها، کمک به برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری درباره سرمایه‌گذاری در شهرک‌ها برای حمایت از ادغام مجدد بازگشت‌کنندگان در افغانستان است. همچنین پیشتر سازمان ملل در گزارشی اعلام کرده بود که افغانستان با یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های آوار‌گی در جهان روبرو است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 86 بازدید

نهادهای سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد هشدار داده‌اند که افغانستان با یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های بی‌جاشدگان در جهان روبرو است. اداره‌های سازمان ملل امروز (سه‌شنبه، ۱۶ سرطان) با نشر گزارشی گفته‌اند که افغانستان در میان فقر، خشک‌سالی و زمین‌لرزه‌ها با یکی از بی‌سابقه‌ترین بحران‌های بی‌جاشدگان مواجه است. در بخشی از این گزارش، به نقل از دفتر برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) آمده است که اقتصاد شکننده افغانستان، چهار دهه جنگ، بازگشت ۲.۷ میلیون تن، تشدید پیامدهای تغییرات اقلیمی و کاهش مشارکت زنان، فشار بر معیشت مردم و خدمات عمومی را افزایش داده است. الکساندر دی کرو، رییس برنامه توسعه سازمان ملل که همراه با برهم صالح، کمیشنر کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهند‌گان، در جریان دیدار از بازگشت‌کنند‌گان، نهادهای امدادرسان و مقام‌های خکومت سرپرست سخن می‌گفت، اظهار داشته است که در افغانستان، بحران‌ها به‌ندرت به‌تنهایی رخ می‌دهند. او در ادامه تاکید کرده است که اين سفر، بار دیگر نشان دهنده تعهد مشترک سازمان ملل به تقويت تاب‌آورى و يافتن راه‌حل‌هاى پايدار است. این در حالی است که افغانستان سال‌ها است با بحران‌های پی‌درپی از جمله جنگ، فقر، خشک‌سالی، رویدادهای طبیعی و بازگشت گسترده مهاجران روبرو است که میلیون‌ها تن را بی‌جا کرده و فشار بر خدمات عمومی و جوامع میزبان را افزایش داده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 78 بازدید

صدای کوبیده شدن چکش بر تکه‌ای چرم، تنها صدایی بود که سکوت خانه نیمه‌ویران را می‌شکست. عبدالحمید روی چهارپایه‌ای شکسته نشسته بود و با دستانی که از سال‌ها کفش‌دوزی پینه بسته بود، تلاش می‌کرد پاشنه کفش کهنه‌ای را دوباره سر جای خود محکم کند. هنوز چند ضربه بیشتر نزده بود که دردی تیز از میان مهره‌های کمرش تا شانه‌هایش دوید. چکش از دستش افتاد، دستش را روی کمر گذاشت و برای لحظه‌ای چشمانش را بست. چند لحظه بی‌حرکت ماند و به سقف ترک‌خورده خیره شد؛ سقفی که هر بار باران می‌بارید، قطره‌های آب از چندین نقطه آن به داخل خانه می‌چکید. کنار او، زلیخا هنوز بیدار بود. از نیمه‌های شب خواب به چشمانش نیامده بود، زیرا تمام شب به این فکر می‌کرد که امروز برای شش نفر نان از کجا پیدا کند. سه دخترشان، مریم، سمیه و نازیه، در گوشه‌ای از اتاق زیر لحافی کهنه کنار هم خوابیده بودند و احمد، تنها پسر خانواده، دست‌هایش را زیر سر گذاشته و روی تشکی نازک دراز کشیده بود. خانه‌ای که اکنون سرپناهشان شده بود، بیشتر به یک خرابه شباهت داشت تا یک خانه. دیوارهای گلی آن در چند جا فرو ریخته بود، پنجره‌ها شیشه نداشتند و کف اتاق‌ها از خاک و سنگ‌ریزه پوشیده بود. اما همین خرابه، تنها جایی بود که پس از اخراج اجباری از ایران توانسته بودند در آن پناه بگیرند. چند هفته پیش، زمانی که مأموران از آنان خواستند ایران را ترک کنند، هیچ‌کس فرصت خداحافظی با سال‌هایی را که در آن کشور سپری کرده بودند، پیدا نکرد. عبدالحمید بیش از پانزده سال در ایران کفش‌دوزی کرده بود. هرچند زندگی آسانی نداشت، اما دست‌کم می‌توانست با درآمد اندکش شکم خانواده را سیر کند. سال‌ها روی چهارپایه‌ای چوبی می‌نشست، کفش‌های کهنه را وصله می‌کرد، پاشنه می‌دوخت و به چرم‌های فرسوده جان دوباره می‌بخشید. اما چند سال پیش، هنگام جابه‌جا کردن دستگاهی سنگین، مهره‌های کمرش آسیب دید. پزشک گفته بود باید استراحت کند و از کارهای سنگین بپرهیزد، اما مردی که پنج فرزند گرسنه دارد، چگونه می‌تواند استراحت کند؟ او با همان درد به کار ادامه داد تا جایی که دیگر حتی توان نشستن طولانی را هم از دست داد. با این حال، وقتی مجبور به بازگشت شدند، تنها چیزی که توانست با خود بیاورد، همان جعبه ابزار کهنه کفش‌دوزی بود؛ جعبه‌ای که حالا در گوشه اتاق مخروبه قرار داشت و بیشتر به یادگاری روزهای گذشته می‌مانست تا وسیله‌ای برای کسب درآمد. خانه‌ای که اکنون در آن زندگی می‌کردند، سال‌ها متروکه مانده بود. صاحب خانه که یکی از آشنایان دورشان بود، گفته بود اگر بتوانند آن را قابل استفاده کنند، فعلاً بدون پرداخت کرایه در آن بمانند. اما قابل استفاده کردن چنین خانه‌ای نیز پول می‌خواست؛ پولی که آنان حتی برای خرید یک بوجی آرد هم نداشتند. در روزهای نخست، زلیخا و دخترها با بیل و جارو خاک‌های انباشته را بیرون کردند، شیشه‌های شکسته را جمع کردند و با پارچه‌های کهنه جلوی سوراخ‌های پنجره را پوشاندند تا باد کمتر به داخل نفوذ کند. با این همه، شب‌ها سرمای هوا از میان شکاف دیوارها عبور می‌کرد و کودکان را از خواب بیدار می‌ساخت. عبدالحمید هر صبح، با وجود درد شدید کمر، جعبه ابزارش را برمی‌داشت و در گوشه حویلی کوچک خانه می‌نشست. روی تخته‌چوبی کهنه، چند قالب کفش، چکشی زنگ‌زده، سوزن، نخ ضخیم و مقداری چرم باقی‌مانده را می‌چید و منتظر می‌ماند شاید رهگذری کفش پاره‌ای برای ترمیم بیاورد. اما آن محله پر از خانواده‌های فقیر بود؛ مردمی که بیشترشان خود نیز نان شب نداشتند. بسیاری از کفش‌ها آن‌قدر فرسوده شده بود که دیگر قابل دوختن نبود و اگر هم نیاز به تعمیر داشت، صاحبانشان توان پرداخت هزینه آن را نداشتند. گاهی عبدالحمید تمام روز را روی همان چهارپایه می‌نشست و حتی یک مشتری هم پیدا نمی‌شد. عصر که می‌شد، بی‌آنکه چیزی به دست آورده باشد، ابزارش را جمع می‌کرد و با شرمندگی وارد اتاق می‌شد. نگاهش از نگاه همسر و فرزندانش می‌گریخت، زیرا می‌دانست آنان منتظرند شاید امروز چیزی برای خوردن آورده باشد. زلیخا تلاش می‌کرد ستون این خانواده باقی بماند. هرگز اجازه نمی‌داد فرزندانش اشک‌هایش را ببینند. صبح‌ها زودتر از همه بیدار می‌شد؛ اگر آردی در خانه بود، نان می‌پخت و اگر چیزی نبود، تنها آب جوش آماده می‌کرد تا کودکان دست‌کم با نوشیدن آن اندکی کمتر احساس گرسنگی کنند. گاهی به خانه‌های مردم می‌رفت و لباس می‌شست، گاهی در پاک کردن سبزی یا پختن نان کمک می‌کرد و در پایان روز چند قرص نان یا مقدار اندکی آرد دستمزد می‌گرفت. بارها پیش آمده بود که تمام دستمزدش فقط یک بسته کوچک برنج یا چند سیب‌زمینی باشد، اما همان هم برای او ارزش زیادی داشت، زیرا می‌توانست سفره خالی خانه را اندکی رنگ ببخشد. مریم، دختر بزرگ خانواده، پیش از بازگشت به افغانستان آرزو داشت درسش را ادامه دهد. همیشه می‌گفت می‌خواهد معلم شود تا دختران فقیر را آموزش دهد. اما حالا صبح‌هایش با آوردن آب از چاه محله آغاز می‌شد. دبه‌های پلاستیکی را روی دست و شانه حمل می‌کرد و بارها در مسیر طولانی تا خانه نفسش بند می‌آمد. سمیه و نازیه نیز که هنوز کودک بودند، خیلی زود بزرگ شدند. دیگر کمتر از اسباب‌بازی یا لباس نو حرف می‌زدند. هر دو کنار مادر می‌نشستند، لباس‌های کهنه را وصله می‌کردند، خانه را جارو می‌زدند و گاهی از شاخه‌های خشک اطراف هیزم جمع می‌کردند. احمد نیز هر صبح به بازار می‌رفت؛ شاید کسی او را برای حمل بار، تمیز کردن دکان یا انجام کاری موقت صدا بزند. او با وجود سن کم، دیگر مانند کودکان هم‌سن خود بازی نمی‌کرد و نگاهش سنگین‌تر از سنش شده بود. سرما که از راه رسید، زندگی برای این خانواده دشوارتر شد. سقف فرسوده در برابر باران تاب مقاومت نداشت. شب‌هایی بود که زلیخا و دخترها تا نیمه‌شب ظرف‌ها و دیگ‌های خالی را زیر چکه‌های آب جابه‌جا می‌کردند تا جای خواب کودکان خشک بماند. بخاری کوچکی داشتند که بیشتر روزها خاموش بود، زیرا پول خرید زغال پیدا نمی‌شد. عبدالحمید نیز شب‌ها از شدت درد کمر نمی‌توانست بخوابد. هر بار که می‌خواست از جا بلند شود، با هر دو دست زانوهایش را می‌گرفت و آهسته برمی‌خاست. گاهی درد آن‌قدر شدید می‌شد که اشک در چشمانش حلقه می‌زد، اما نمی‌خواست فرزندانش او را در آن حال ببینند. وقتی همه خواب بودند، آرام به حویلی می‌رفت، به آسمان پرستاره نگاه می‌کرد و زیر لب دعا می‌خواند؛ دعا می‌کرد روزی برسد که دوباره بتواند با کار خودش نان حلال برای خانواده‌اش فراهم کند. با وجود همه این سختی‌ها، غرور عبدالحمید اجازه نمی‌داد دست نیاز به سوی کسی دراز کند. او همیشه می‌گفت: «تا زمانی که دستم توان گرفتن سوزن را داشته باشد، از کسی چیزی نمی‌خواهم.» اما حقیقت این بود که همان دست‌ها نیز دیگر مانند گذشته توان نداشتند. انگشتانش از سال‌ها کار با چرم، پر از زخم‌های کهنه بود و کمرش هر روز خمیده‌تر می‌شد. با این حال، هر صبح دوباره ابزار کفش‌دوزی را مرتب می‌کرد، نخ را از سوراخ سوزن می‌گذراند و منتظر می‌نشست؛ گویی امید، آخرین چیزی بود که هنوز از او گرفته نشده بود. شاید دردناک‌ترین لحظه برای این خانواده زمانی بود که کوچک‌ترین دختر، نازیه، یک روز از مادرش پرسید: «مادر، ما همیشه در همین خانه خراب زندگی می‌کنیم؟» زلیخا چند لحظه سکوت کرد. نه می‌خواست دروغ بگوید و نه امید دخترش را از بین ببرد. نازیه را در آغوش گرفت، موهایش را نوازش کرد و گفت: «نه دخترم، هیچ زمستانی همیشگی نیست. خدا راهی باز می‌کند.» خودش نمی‌دانست آن راه چه زمانی خواهد رسید، اما باور داشت اگر امید را از فرزندانش بگیرد، دیگر چیزی برای ادامه زندگی باقی نمی‌ماند. روزها یکی پس از دیگری سپری می‌شدند. گاهی یکی دو مشتری پیدا می‌شد و عبدالحمید چند صد افغانی به دست می‌آورد؛ پولی که همان روز صرف خرید آرد، روغن یا دوا می‌شد. گاهی هم چندین روز هیچ درآمدی نداشتند و سفره‌شان تنها با نان خشک و چای ساده پر می‌شد. با این همه، هر شب وقتی همه دور سفره کوچک پارچه‌ای جمع می‌شدند، زلیخا تلاش می‌کرد لبخند بزند، عبدالحمید از روزهای بهتر گذشته برای فرزندانش قصه بگوید و کودکان نیز وانمود کنند که سیر هستند تا پدر و مادرشان کمتر غصه بخورند. این خانواده تنها یک روایت خیالی از رنج نیست، بلکه تصویر زندگی هزاران خانواده مهاجر بازگشته‌ای است که با دست‌های خالی، خاطره سال‌های مهاجرت و آینده‌ای نامعلوم به افغانستان بازمی‌گردند. آنان نه در پی ثروت‌اند و نه آسایشی بزرگ؛ آرزویشان تنها خانه‌ای امن، لقمه‌ای نان حلال و فرصتی برای کار کردن است. عبدالحمید هنوز هر صبح جعبه کفش‌دوزی‌اش را باز می‌کند، هرچند درد کمر امانش را بریده است. زلیخا هنوز هر شب امید را برای فرزندانش تکرار می‌کند، هرچند خودش هم نمی‌داند فردا چه خواهد شد. و کودکان این خانه مخروبه، با همه محرومیت‌ها، هنوز وقتی خورشید از پشت دیوارهای شکسته طلوع می‌کند، باور دارند شاید امروز روزی باشد که زندگی‌شان اندکی بهتر شود؛ زیرا در فرهنگ خانواده‌های افغان، حتی در سخت‌ترین روزها، امید آخرین چراغی است که خاموش نمی‌شود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 روز قبل - 104 بازدید

اداره‌ی ملی امتحانات، نتایج آزمون کانکور سال ۱۴۰۵ را که برای چهارمین سال متوالی بدون حضور دختران برگزار شده بود، امروز (دوشنبه، ۱۵ سرطان) اعلام کرد. این اداره با نشر اعلامیه‌ای گفته است که راشد، فرزند پهلوان از ولایت پروان با کسب ۳۶۰ نمره، اول‌نمره عمومی شده و به دانشکده‌ی طب عمومی دانشگاه طبی کابل راه یافته است. عبدالباقی حقانی، رییس اداره‌ی ملی امتحانات می‌گوید که راشد اولین نفر است که ۳۶۰ نمره در آزمون کانکور کسب کرده است. براساس اعلام اداره‌ی ملی امتحانات، انعام‌الله فرزند شیرزمان از ولایت کنر با کسب ۳۵۸.۰۹۳۷ نمره، دوم‌نمره عمومی شده و به دانشکده‌ی طب عمومی دانشگاه کابل راه یافته است. به همین ترتیب، عبدالهادی فرزند عبدالرحمان از ولایت پکتیا با کسب ۳۵۶.۹۶۷۹۱ نمره، سوم‌نمره عمومی شده است و به دانشکده‌ی طب عمومی دانشگاه طب کابل راه یافته است. همچنین محمدایمن فرزند محمدبشیر از ولایت پکتیا نیز با کسب ۳۵۶.۹۶۷۹۰ نمره، چهارم‌نمره عمومی شده و بسم‌الله‌جان فرزند محمدعمر از ولایت میدان وردک با کسب ۳۵۶.۸۵۷۹ نمره، پنجم‌نمره عمومی شده است. در اعلامیه آمده است که این دو نفر نیز به دانشکده‌ی طب عمومی دانشگاه طب کابل راه یافته‌اند. مراسم اعلام نتایج آزمون کانکور با حضور عبدالسلام حنفی، معاون اداری نخست‌وزیر حکومت سرپرست برگزار شد. آقای حنفی در سخنرانی خود گفت که در کانکور امسال ۱۱۷ هزار داوطلب از مکاتب و مدارس کشور شرکت کرده بودند. او مدعی شد که تمام مراحل این آزمون به‌صورت منظم و شفاف سپری شده است. این در حالی است که حکومت فعلی پس از تسلط دوباره بر افغانستان، تنها یک سال به دختران اجازه‌ی شرکت در آزمون سراسری کانکور را دادند و پس از آن شرکت آنان در این آزمون را ممنوع کردند. پیش از تسلط حکومت فعلی بر افغانستان و ممنوعیت آموزش دختران، برای سه سال متوالی دختران اول‌نمره عمومی کانکور شده بودند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 79 بازدید

برنامه توسعه‌ای سازمان ملل متحد (UNDP) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به بررسی وضعیت اقتصادی و اجتماعی افغانستان پرداخته، وضعیت زنان و دختران افغانستان را همچنان وخیم خوانده است. این نهاد امروز (دوشنبه، ۱۵ سرطان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این گزارش، بررسی وضعیت افغانستان را در سال‌های ۲۰۲۴ تا پایان ۲۰۲۵ میلادی ارائه می‌دهد. سازمان ملل متحد در بخشی از گزارشش تاکید کرده است که محدودیت‌های آموزش، اشتغال، تحرک و دسترسی زنان به زند‌گی عمومی در سال ۲۰۲۵ میلادی بیشتر شده و کسری قابلیت‌های انسانی این کشور را تشدید کرده است. در گزارش آمده است که افغانستان همچنان تنها کشوری در جهان است که دختران در آن از آموزش متوسطه و عالی محروم هستند. برنامه توسعه‌ای سازمان ملل متحد افزوده است که این محدودیت‌ها نیروی کار را کاهش می‌دهد و پتانسیل اقتصادی آینده کشور را از بین می‌برد. همچنین برنامه توسعه‌ای سازمان ملل افزوده است که محدودیت‌های حکومت سرپرست ارائه خدمات ضروری به زنان، به‌ویژه بهداشت و آموزش را تضعیف می‌کند. در گزارش آمده است: « محرومیت مداوم زنان از زنده‌گی عمومی و اقتصادی، به عنوان مهمترین مانع بر سر راه بهبود و توسعه بلندمدت افغانستان است.» سازمان ملل در این گزارش که در ماه می تکمیل شده، به بررسی وضعیت اقتصادی، مهاجرت، اشتغال، رویدادهای طبیعی، تجارت، خشک‌سالی‌ها، امنیت، معیشت و فقر در افغانستان نیز پرداخته است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 96 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بحران جاری در افغانستان از سرخط خبرها خارج شده ولی میلیون‌ها خانواده هر روز آن را احساس می‌کنند. این نهاد امروز (دوشنبه، ۱۵ سرطان) با نشر پیامی حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «بحران در افغانستان شاید دیگر سرخط خبرها نباشد، اما تأثیر آن هر روز توسط میلیون‌ها خانواده احساس می‌شود و برآورده شدن نیازهای فوری خانواده‌‎ها به معنای بهبود وضعیت زندگی آنان نیست.» اوچا در ادامه تاکید کرده است: «بهبودی چیزی فراتر از برآوردن نیازهای فوری است. بهبودی به معنای بازگرداندن معیشت، تقویت تاب‌آوری و کمک به جوامع برای ساختن آینده‌ای امیدوارکننده‌تر است.» همچنین دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد به نقل از یک زن روستایی در ولسوالی گیان پکتیکا نوشته است که این خانواده برای سیر کردن شکم فرزندان‌شان با مشکل مواجه شده‌اند. این زن گفته است: «به شوهرم گفتم اگر دیگر نمی‌توانیم از پس هزینه‌ی غذا دادن به بزها برآییم، باید آن‌ها را بفروشیم، چون خودمان هم برای سیر کردن شکم فرزندان‌مان مشکل داریم.» فقر و بیکاری هم‌زمان با گسترش تأثیرات اقلیمی مانند خشک‌سالی‌های پی‌هم در افغانستان وضعیتی را به بار آورده است که سازمان‌های بین‌المللی همواره از آن به‌عنوان «بحران» یاد می‌کنند. این در حالی است که سازمان ملل متحد برای رسیدگی به نیازهای فوری حدود ۲۲ میلیون جمعیت نیازمند افغانستان بیش از ۱.۷ میلیارد دالر بودجه درخواست کرده بود، اما با گذشت نیمه‌ی نخست سال، فقط حدود ۱۶ درصد این بودجه تأمین شده است. همچنین سازمان‌های مرتبط به ملل متحد پیش از این نیز گفته‌اند که پس از آغاز جنگ اوکراین، جنگ غزه و درگیری امریکا و اسرائيل با ایران، افغانستان از چشم جهان افتاده است. زیرا سه درگیری تازه، در سطح جهانی اثرگذار بوده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 82 بازدید

شبکه تلویزیونی «کانال ۴» بریتانیا در تازه‌ترین مورد گزارش داده است که اعضای تیم کریکت زنان افغانستان در پی به‌رسمیت‌شناسی این تیم از سوی شورای بین‌المللی کریکت هستند. این شبکه تلویزیونی با نشر گزارشی گفته است که شماری از اعضای این تیم که روز گذشته به عنوان تماشاگر در بازی میان تیم‌های کریکت بریتانیا و استرالیا در فینال جام جهانی ۲۰ آوره در ورزشگاه «لردز» حضور داشته‌اند، ابراز امیدواری کرده‌اند که روزی آنان نیز فرصت حضور در رقابت‌های جهانی را دریابند. در گزارش آمده است که پس از برگشت حاکمیت دوباره حکومت سرپرست، اعضای تیم ملی زن کریکت کشور، افغانستان را ترک کردند و اکثر آنان به کشورهای غربی و استرالیا پناهنده شدند. پس از سقوط نظام جمهوریت، شورای بین‌المللی کریکت این تیم در تبعید را به عنوان تیم ملی کریکت زنان افغانستان به‌رسمیت نشناخت و اعضای این تیم از حضور در رقابت‌های بین‌المللی محروم شدند؛ تصمیم که تا اکنون از سوی این شورا تغییر نکرده است. بازیکنان زن تیم کریکت افغانستان در حال حاضر در قالب تیمی متشکل از پناهجویان فعالیت می‌کنند و بسیاری از آنان به گفته خود شان «پس از دریافت تهدیدها» اکنون در استرالیا ساکن هستند. این بازیکنان زن کریکت کشور قرار است در هفته جاری توری از رقابت‌های خود را در بریتانیا برگزار می‌کنند. همچنین حکومت فعلی در نزدیک به پنج سال گذشته دختران و زنان کشور را از صحنه‌های سیاست، ورزش و آموزش حذف کرده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 74 بازدید

منابع محلی از ولایت کنر می‌گویند که یک زن و یک مرد جوان در حوادث جداگانه در رودخانه‌‌ی این ولایت غرق شده و جان باخته‌اند. دست‌کم دو مبنع گفته‌اند که هردو حادثه عصر دیروز (یک‌شنبه، ۱۴ سرطان) در مرکز و لسوالی غازی‌آباد ولایت کنر رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرد، یک زن که همسر یک عضو حکومت سرپرست بود، در اسعدآباد، مرکز ولایت کنر در آب رودخانه غرق شده ولی هنوز جسدش پیدا نشده است. منبع افزود که در رویداد دیگر، یک مرد جوان در ولسوالی غازی‌آباد در رودخانه غرق شده و جسدش به خانواده‌ی او تحویل داده شده است. تا هنوز مقام‌های محلی در کنر در مورد این حوادث اظهارنظر نکرده‌اند. همزمان با افزایش شدت گرما در افغانستان، آمار مرگ ناشی از غرق شدن در رودخانه‌ها و بندهای آب نیز افزایش یافته است. اداره‌ی آمادگی برای مبارزه با حوادث می‌گوید طی دوونیم ماه نخست سال جاری میلادی ۷۵ نفر در سراسر کشور از اثر غرق شدن در آب جان باخته‌اند. این رقم نشان می‌دهد که حداوسط روزانه یک نفر در افغانستان در آب غرق می‌شود.

ادامه مطلب