برچسب: افغانستان

10 دقیقه قبل - 32 بازدید

صوفیه سروری، رزمی‌کار افغانستان، در رقابت‌های آماتور گرپلینگ قهرمانی جهان در شهر کراکوف پولند با سه پیروزی پیاپی مدال طلا را به دست آورد. صوفیه سروری در وزن ۴۵ کیلوگرام بخش دختران رده سنی ۱۱ تا ۱۲ سال به میدان رفت و هر سه حریف خود را با فن سبمیشن شکست داد. در گزارش آمده است که او در نخستین مبارزه، ایمی کامپلیک از آلمان را مغلوب کرد و در دیدار دوم نیز برابر یلیزاوتا درانیتسکا از اوکراین به پیروزی رسید. این ورزشکار اهل افغانستان در سومین و دشوارترین مبارزه خود مقابل آلینا کوویرنووا، دیگر نماینده اوکراین، قرار گرفت و با استفاده دوباره از فن سبمیشن به برتری رسید تا با سه پیروزی متوالی، عنوان قهرمانی و مدال طلای این رقابت‌ها را از آن خود کند. در گزارش آمده است که در این وزن و رده سنی، هشت ورزشکار از افغانستان، آلمان، اوکراین و جمهوری چک حضور داشتند. صوفیه سروری در حالی این عنوان را به دست آورده که پیش از این نیز موفق به کسب مدال شده است. رقابت‌های آماتور و حرفه‌ای گرپلینگ قهرمانی جهان ADCC ۲۰۲۶از ۱۱ تا ۱۳ سپتامبر در شهر کراکوف پولند برگزار شده است. در این رویداد بیش از ۱۶۰۰ ورزشکار ثبت‌نام کرده بودند؛ اما سقف نهایی شرکت‌کنندگان ۱۵۰۰ نفر تعیین شده بود.

ادامه مطلب


2 ساعت قبل - 60 بازدید

برنامه توسعه‌ای ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از اپریل تا جون سال روان میلادی، به ۴۸۶ هزار و ۲۰۰ شهروند افغانستان خدمات ارائه کرده است. این نهاد امروز (دوشنبه، ۲۳ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این افراد شامل ۲۵۲ هزار و ۸۲۴ زن و ۲۳۳ هزار و ۳۷۶ مرد می‌شوند. بر اساس آمار این نهاد، در میان دریافت‌کنندگان خدمات، شش هزار و ۱۶۰ بی‌جاشده‌ی داخلی و هزار و ۶۸۴ تن نیز بازگشت‌کننده بوده‌اند. برنامه توسعه‌ای ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که در سال ۲۰۲۶ میلادی در نظر دارد که به گونه‌ی مجموعی به دو میلیون و ۲۰۰ هزار تن در افغانستان خدمات ارائه کند. برنامه توسعه‌ای سازمان ملل متحد هرچند مشخص نکرده است که این خدمات شامل کدام موردها بوده است؛ اما این نهاد بیش‌تر در بخش تهیه‌ی کمک‌های اضطراری و کمک‌های توسعه‌ای مانند پشتیبانی از کارآفرینی زنان و کمک به بازسازی زندگی بازگشت‌کنندگان و افراد آسیب‌پذیر و ایجاد زیرساخت‌ها مانند آموزش و بهداشت فعالیت دارد. همچنین یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل اعلام کرده است که بیش از ۵۰۰ دختر و پسر نوجوان در افغانستان برای توسعه مهارت‌های فنی و آماده‌شدن برای ورود به بازار کار حمایت شده‌اند.

ادامه مطلب


3 ساعت قبل - 59 بازدید

بنیاد مبارزه با سرطان افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بیش از ۱.۵ میلیون نفر در افغانستان به بیماری سرطان مبتلا هستند؛ در حالی‌که سرطان سینه و رحم از شایع‌ترین انواع سرطان در میان زنان کشور به شمار می‌روند. شفیق شینواری، رییس بنیاد مبارزه با سرطان افغانستان گفته است که بر اساس برآوردهای ملی و بین‌المللی، سرطان پستان و رحم در میان زنان و سرطان پروستات و روده‌ها در میان مردان، از شایع‌ترین انواع سرطان در افغانستان هستند. وی در ادامه تاکید کرده است که سالانه حدود ۵ هزار مورد جدید سرطان در افغانستان شناسایی می‌شود و عامل‌های مختلفی در افزایش موارد این بیماری نقش دارند. سرطان پستان و رحم از جمله بیماری‌هایی است که زنان در افغانستان با آن مواجه هستند. با وجود افزایش بیماری‌های سرطانی، دسترسی محدود به خدمات تشخیص و درمان، هزینه‌های بلند درمان و کم‌بود امکانات تخصصی صحی، می‌تواند روند تشخیص و درمان این بیماری‌ها را برای زنان دشوارتر کند. پیش از این نیز، نهادهای ملل متحد اعلام کرده بودند که ۱۴.۴ میلیون تن در افغانستان به خدمات صحی انسان‌دوستانه نیاز دارند؛ در حالی که این نهادها با کم‌بود شدید بودجه روبرو هستند. این در حالی است که نظام صحی افغانستان از دهه‌ها به این‌سو با چالش‌های گسترده، از جمله وابستگی به کمک‌های بین‌المللی، کم‌بود دارو و تجهیزات و کم‌بود پزشکان متخصص، دست‌وپنجه نرم می‌کند. پیشتر سازمان نجات کودکان نیز، اعلام کرده بود که ۶۰۰ مرکز صحی به‌دلیل کم‌بود بودجه در افغانستان بسته شده‌اند.

ادامه مطلب


16 ساعت قبل - 72 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بیش از ۵۰۰ دختر و پسر نوجوان در افغانستان برای توسعه مهارت‌های فنی و آماده‌شدن برای ورود به بازار کار حمایت شده‌اند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۲۲ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که تاج‌الدین اویوالی، نماینده این نهاد در افغانستان، گفته است که کودکان و نوجوانان در افغانستان شایسته حمایت هستند. این سازمان در ادامه تاکید کرده است که این برنامه با حمایت گروه بانک جهانی اجرا شده و نوجوانان در جریان آن مهارت‌های فنی مورد نیاز برای کار را فرا گرفته‌اند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد تاکید کرده است که این نوجوانان قرار است در سال ۲۰۲۶ میلادی وارد بازار کار شوند. یونیسف همواره افزوده است که حمایت از آموزش و مهارت‌آموزی نوجوانان می‌تواند فرصت‌های بیشتری برای اشتغال و آینده بهتر آنان فراهم کند.

ادامه مطلب


18 ساعت قبل - 89 بازدید

بخش حفاظت مدنی و کمک‌های بشردوستانه اتحادیه اروپا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که حمایت آموزشی از کودکان در افغانستان می‌تواند زند‌گی آنان را تغییر دهد و زمینه ساختن آینده‌ای بهتر را فراهم کند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۲۲ سنبله) با نشر یک پیام ویدیویی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که میلیون‌ها کودک در سراسر جهان در این هفته به مکتب بازمی‌گردند، اما در افغانستان دسترسی به آموزش برای بسیاری از کودکان همچنان با موانع جدی روبرو است. اتحادیه اروپا در ادامه تاکید کرده است که میلیون‌ها کودک در افغانستان از آموزش محروم‌اند. در اعلامیه آمده است که حدود نیمی از کودکان در سن مکتب در حال حاضر به آموزش دسترسی ندارند. بخش حفاظت مدنی و کمک‌های بشردوستانه اتحادیه اروپا افزوده است که در میان کودکان محروم از آموزش، حدود یک میلیون کودک به‌دلیل ممنوعیت آموزش دختران از تحصیل بازمانده‌اند. این اتحادیه تصریح کرد که برای بسیاری از کودکان در افغانستان، رفتن به مکتب به‌دلیل فاصله زیاد، دشواری جاده‌ها و شرایط نامساعد آب‌وهوایی امکان‌پذیر نیست. اتحادیه اروپا گفته است که برای ایجاد صنف‌های آموزشی در این مناطق، حمایت مالی می‌کند تا مطمین شود دختران و پسران به‌گونه عادلانه به آموزش دسترسی دارند. در حالی اتحادیه اروپا از آموزش کودکان دفاع می‌کند که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


21 ساعت قبل - 91 بازدید

بنیاد خیریه قطره اعلام کرده است که شماری از دختران در کابل پس از تکمیل یک دوره پنج تا شش‌ماهه کارآموزی در شفاخانه‌های خصوصی، فارغ شدند. این بنیاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این دوره کارآموزی با حمایت بنیاد خیریه قطره برگزار شده و هدف آن، فراهم‌کردن زمینه آموزش عملی و تقویت مهارت‌های حرفه‌ای زنان در بخش صحی عنوان شده است. مراسم فراغت این زنان در کابل برگزار شد و در پایان، به شرکت‌کنندگان گواهی‌نامه‌ی پایان دوره اهدا شد. برگزارکنندگان گفته‌ است که این برنامه فرصتی برای زنان فراهم کرده است تا در کنار آموزش‌های عملی، تجربه کاری در محیط شفاخانه را نیز به دست آورند. این برنامه در حالی برگزار می‌شود که پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت، محدودیت‌های گسترده بر آموزش و کار زنان، دسترسی آنان به آموزش‌های حرفه‌ای و فرصت‌های کاری را با چالش روبه‌رو کرده است. همچنین بسته‌ماندن مکتب‌های دخترانه بالاتر از صنف ششم و محدودیت‌های اعمال‌شده بر آموزش عالی زنان نیز مسیر ورود شمار زیادی از دختران و زنان به رشته‌های تخصصی، از جمله بخش صحی، را محدود کرده است. در عین حال، نظام صحی افغانستان با چالش‌های مختلف، از جمله کم‌بود نیروی متخصص و دسترسی محدود مردم به خدمات صحی باکیفیت، روبرو است. پیشتر سازمان نجات کودکان نیز، اعلام کرده بود که ۶۰۰ مرکز صحی به‌دلیل کم‌بود بودجه در افغانستان بسته شده‌اند.

ادامه مطلب


22 ساعت قبل - 100 بازدید

برنامه‌ی اسکان بشر سازمان ملل متحد، با ابراز نگرانی از بحران آب در افغانستان گفته است که هنوز هم میلیون‌ها تن در افغانستان به آب آشامیدنی مطمئن و پایدار دسترسی ندارند. این سازمان امروز (یک‌شنبه، ۲۲ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که برنامه‌ریزی هوش‌مند شهری و مدیریت منابع آب می‌تواند به حفاظت از منابع آبی، بهبود وضعیت بهداشت و ایجاد جوامع سالم‌تر کمک کند. خشک‌سالی‌های پی‌هم در نزدیک به یک دهه‌ی اخیر، افغانستان را با بحران کم‌پیشینه‌ی آبی روبرو کرده است که در زندگی شهروندان از روستاها تا شهرها آشکار شده است. در روستاها و ولایت‌های کشاورزی، کشاورزان برای آب‌یاری کشت‌زارهای شان با کم‌بود آب روبرو هستند و در شهرها به ویژه کابل مردم برای تأمین آب آشامیدنی با مشکلات‌ زیادی مواجه‌اند. بر اساس آمار یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد که قبلاً همگانی شده است، بیش از ۲۱ میلیون شهروند افغانستان به آب سالم دسترسی ندارند؛ وضعیتی که زنان و کودکان را بیشتر مـتأثر کرده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 127 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌ کمک‌های انسان‌دوستانه‌ سازمان ملل متحد اعلام کرد که به زنان و خانواده‌های در بخش‌های دوردست افغانستان خدمات صحی را فراهم می‌کند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۲۲ سنبله) با شریک‌سازی داستان یک قابله به نام سکینه در یک مرکز درمانی در دایکندی که از سوی این نهاد تمویل می‌شود، گفته است که او روزانه برای رسیدن به جوامع دورافتاده ساعت‌ها سفر می‌کند. دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرد که تمویل از این نهاد، نجات جان انسان‌ها در افغانستان کمک می‌کند. این نهاد در ادامه افزوده است که یکی از مهم‌ترین موردها در ارائه‌ی خدمات صحی، تطبیق واکسین‌های ضروری کودکان پس از تولد است. اوچا از خانواده‌ها خواسته است که اطمینان حاصل کنند که کودکان‌شان پس از تولید واکسن‌های ضروری مانند واکسین ضد فلج کودکان، سل و زردی سیاه را دریافت کند. پیش از این نیز، نهادهای ملل متحد اعلام کرده بودند که ۱۴.۴ میلیون تن در افغانستان به خدمات صحی انسان‌دوستانه نیاز دارند؛ در حالی که این نهادها با کم‌بود شدید بودجه روبرو هستند. این در حالی است که نظام صحی افغانستان از دهه‌ها به این‌سو با چالش‌های گسترده، از جمله وابستگی به کمک‌های بین‌المللی، کم‌بود دارو و تجهیزات و کم‌بود پزشکان متخصص، دست‌وپنجه نرم می‌کند. پیشتر سازمان نجات کودکان نیز، اعلام کرده بود که ۶۰۰ مرکز صحی به‌دلیل کم‌بود بودجه در افغانستان بسته شده‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 85 بازدید

بنیاد مبارزه با سرطان افغانستان در تازه‌ترین مورد از افزایش موارد ابتلا به بیماری سرطان ابراز نگرانی کرده و گفت که در حال حاضر دست‌کم یک‌ونیم میلیون نفر در کشور به سرطان مبتلا هستند. این بنیاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که سالانه حدود ۵۰ هزار مورد جدید ابتلا به سرطان در افغانستان ثبت می‌شود. بنیاد مبارزه با بیماری سرطان در افغانستان افزوده است که آمار مبتلایان به سرطان بر اساس معلومات وزارت صحت عامه و گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی تهیه شده است. شفیق شینواری، رییس بنیاد مبارزه با سرطان در افغانستان گفته است که بر اساس برآوردهای ملی و بین‌المللی، سرطان سینه و رحم در میان زنان و سرطان ریه، معده، پروستات و روده‌ها در میان مردان از شایع‌ترین انواع سرطان در افغانستان‌‌ هستند. او افزود که پس از بیماری‌های قلبی، سرطان سالانه بیشترین شمار قربانیان را در میان شهروندان افغانستان می‌گیرد. رحیم گل درویش، یکی از پزشکان متخصص سرطان، به تلویزیون ملی گفته است که مصرف سیگار و نسوار، رعایت نکردن اصول بهداشتی و رژیم غذایی نامناسب از عوامل مهم افزایش موارد ابتلا به سرطان در افغانستان است. شرافت زمان امرخیل، سخنگوی وزارت صحت عامه گفت که در حال حاضر ده‌ها مرکز درمان سرطان در کشور فعال است. وی تاکید کرد که نظام صحی افغانستان با مشکلات جدی در زمینه تجهیزات و امکانات درمانی سرطان روبرو است. بربنیاد گزارش‌ها، پس از تسلط حکومت فعلی بر افغانستان، صدها پزشک متخصص از افغانستان به کشورهای غربی مهاجرت کرده‌اند. همزمان، کمبود تجهیزات و امکانات درمانی، نظام صحی افغانستان را با مشکلات جدی روبرو کرده است. بیماران سرطانی در گذشته برای درمان به پاکستان سفر می‌کردند، اما بسته‌شدن گذرگاه‌ها و محدودیت در صدور ویزای پاکستان، دسترسی آنان به خدمات درمانی را دشوارتر کرده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 129 بازدید

در خانه‌ای کوچک در یکی از محله‌های فقیرنشین کابل، هر صبح با صدای سرفه‌های مردی آغاز می‌شود که دیگر توان برخاستن از جای خود را ندارد. پیش از آن‌که آفتاب از پشت خانه‌های گلی و ساختمان‌های نیمه‌کاره سر بزند، همسرش از خواب بیدار می‌شود، کنار تشک او می‌نشیند و چند لحظه به صورت شوهرش نگاه می‌کند تا ببیند شب را چگونه سپری کرده است. مرد گاهی از شدت درد چشم‌هایش را می‌بندد و گاهی به دیوار خیره می‌شود. روی تشکی نازک در گوشه اتاق خوابیده و کنار سرش چند ورق دوا قرار دارد؛ دواهایی که گاهی به دلیل نداشتن پول، خریدن‌شان برای خانواده ممکن نیست. این خانواده سال‌ها با درآمد روزانه پدر زندگی کرده‌اند. او کارگر روزمزد بود و اگر صبح از خانه بیرون می‌شد و کاری پیدا می‌کرد، شب با چند صد افغانی به خانه برمی‌گشت. همان پول برای خرید آرد، روغن، نان و نیازهای ضروری کودکان مصرف می‌شد. درآمدش هیچ‌گاه زیاد نبود، اما تا زمانی که دست‌ها و پاهایش توان کار داشت، خانواده می‌توانست با سختی زندگی را پیش ببرد. بیماری همه چیز را تغییر داد. حالا همان مردی که سال‌ها برای پیدا کردن کار در کوچه‌ها و بازارهای کابل سرگردان می‌شد، بیشتر روز را در خانه می‌گذراند و حتی برای رفتن تا سر کوچه نیز گاهی به کمک همسرش نیاز دارد. همسرش می‌گوید در روزهای نخست بیماری شوهرش، تصور می‌کرد بیماری موقتی است و او پس از چند روز دوباره به سر کار خواهد رفت. برای درمانش از چند نفر قرض گرفتند و او را نزد داکتر بردند. برای آزمایش و دوا پول پرداخت کردند، اما درمان کامل نشد. هر بار که وضعیت مرد کمی بهتر می‌شد، خانواده امیدوار می‌شد که دوباره بتواند کار کند؛ اما چند هفته بعد بیماری شدت می‌گرفت. قرض‌ها بیشتر می‌شد و درآمد خانواده کمتر. اکنون زندگی آنان میان دو مشکل گرفتار مانده است؛ از یک سو پدر خانواده بیمار است و به درمان نیاز دارد و از سوی دیگر، خانواده برای خرید همان دوا نیز پول کافی ندارد. مادر خانواده می‌گوید گاهی میان خرید نان برای کودکان و خرید دوا برای شوهرش مجبور به انتخاب می‌شود. او می‌گوید هیچ مادری نمی‌خواهد فرزندش شب گرسنه بخوابد و هیچ همسری نمی‌خواهد شوهر بیمارش بدون دوا بماند؛ اما وقتی پولی در جیب نیست، انتخاب میان این دو به یکی از تلخ‌ترین بخش‌های زندگی‌اش تبدیل می‌شود. خانه‌ای که این خانواده در آن زندگی می‌کند، کوچک و ساده است. یک اتاق برای خواب و نشستن اعضای خانواده دارند و گوشه‌ای کوچک نیز برای پخت‌وپز اختصاص یافته است. وسایل خانه زیاد نیست؛ چند فرش کهنه، چند ظرف، یک بخاری و چند دست لباس که بیشترشان سال‌هاست استفاده می‌شوند. بخشی از وسایل خانه نیز در ماه‌های گذشته برای تأمین هزینه درمان پدر فروخته شده است. مادر می‌گوید ابتدا فکر نمی‌کردند کارشان به جایی برسد که وسایل ضروری خانه را بفروشند، اما وقتی بیماری طولانی شد، دیگر راه دیگری برایشان باقی نماند. کرایه خانه نیز به نگرانی دیگری تبدیل شده است. هر ماه که زمان پرداخت کرایه نزدیک می‌شود، اضطراب در خانه بیشتر می‌شود. صاحب خانه چند بار برای دریافت کرایه مراجعه کرده و خانواده هر بار از او فرصت بیشتری خواسته است. پدر خانواده از این وضعیت بیشتر از همه ناراحت می‌شود. او می‌گوید تا زمانی که سالم بود، اجازه نمی‌داد کرایه خانه عقب بیفتد. اگر پول کم می‌آمد، هر کاری که پیدا می‌شد انجام می‌داد. حالا اما خودش در خانه افتاده و نمی‌تواند حتی برای تأمین هزینه زندگی فرزندانش کاری انجام دهد. کودکان خانواده نیز تغییر زندگی‌شان را احساس کرده‌اند. آن‌ها دیگر مانند گذشته درخواست خرید لباس یا خوراکی نمی‌کنند. وقتی مادر به بازار می‌رود، کودکان می‌دانند که قرار نیست برایشان چیزی بیاورد. یکی از بچه‌ها کفش‌هایش را چندین بار با نخ دوخته و هنوز از همان استفاده می‌کند. کودک دیگری کتابچه‌های سال گذشته‌اش را نگه داشته تا اگر دوباره به آن‌ها نیاز شد، مجبور نباشد از مادر پول بخواهد. مادر برای تأمین بخشی از هزینه‌های خانه تلاش می‌کند. بعضی روزها برای همسایه‌ها لباس می‌شوید، خانه تمیز می‌کند یا نان می‌پزد. درآمدی که از این کارها به دست می‌آورد ثابت نیست. ممکن است یک روز چند صد افغانی درآمد داشته باشد و روز دیگر هیچ کاری پیدا نکند. وقتی از خانه بیرون می‌رود، همیشه نگران شوهر بیمار و کودکانش است؛ اما اگر بیرون نرود، غذایی برای خانه تهیه نمی‌شود. گاهی مادر از صبح تا شام چند خانه را برای پیدا کردن کار می‌گردد. وقتی به خانه برمی‌گردد، دست‌هایش از شستن لباس و ظرف درد می‌کند، اما هنوز کارهای خانه باقی مانده است. باید برای کودکان غذا آماده کند، به شوهرش دوا بدهد، آب بیاورد و خانه را مرتب کند. خودش می‌گوید در گذشته، وقتی شوهرش سالم بود، سختی‌های زندگی میان هر دو تقسیم می‌شد؛ اکنون تقریباً تمام بار خانواده بر دوش او افتاده است. سخت‌ترین لحظه برای این زن زمانی است که شوهرش از او می‌پرسد: «امروز دوا آوردی؟» او گاهی مجبور می‌شود بگوید: «فردا می‌خرم.» نه به این دلیل که نمی‌خواهد دوا بخرد، بلکه پول کافی ندارد. بعد، وقتی شوهرش ساکت می‌شود، او به گوشه دیگری از اتاق می‌رود تا کودکان اشک‌هایش را نبینند. در کابل، بیماری برای یک خانواده فقیر تنها یک مشکل صحی نیست. وقتی نان‌آور خانه بیمار می‌شود، درآمد قطع می‌شود و هم‌زمان هزینه‌های درمان افزایش می‌یابد. خانواده‌ای که پیش از آن نیز با درآمد اندک زندگی می‌کرده، خیلی زود مجبور می‌شود قرض بگیرد، وسایل خانه را بفروشد یا از خرید نیازهای دیگر صرف‌نظر کند. گزارش‌های بشری نیز نشان می‌دهد که میلیون‌ها نفر در افغانستان در سال ۲۰۲۶ به خدمات صحی و کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند و فقر و ضعف درآمد، دسترسی بسیاری از خانواده‌ها به نیازهای اساسی را دشوار کرده است. برای این خانواده، مشکل تنها بیماری پدر نیست؛ آینده کودکان نیز در میان این دشواری‌ها نامعلوم شده است. مادر می‌ترسد اگر وضعیت اقتصادی خانواده همین‌گونه ادامه پیدا کند، یکی از فرزندان مجبور شود مکتب را ترک کند و برای کمک به خانواده کار کند. او نمی‌خواهد کودکانش همان زندگی سختی را تجربه کنند که خودش و شوهرش تجربه کرده‌اند، اما فقر گاهی خانواده‌ها را مجبور می‌کند میان نیازهای امروز و آینده فرزندان یکی را انتخاب کنند. پدر خانواده بیشتر وقت‌ها ساکت است. وقتی کودکان وارد اتاق می‌شوند، تلاش می‌کند لبخند بزند و حال‌شان را بپرسد. گاهی از آن‌ها درباره مکتب سؤال می‌کند و می‌گوید درس بخوانند. اما وقتی کودکان از اتاق بیرون می‌روند، چهره‌اش دوباره تغییر می‌کند. او می‌داند بیماری‌اش نه تنها بدن خودش، بلکه تمام زندگی خانواده را تحت تأثیر قرار داده است. یک روز، وقتی صاحب خانه برای گرفتن کرایه می‌آید، پدر تلاش می‌کند از جای خود بلند شود. چند لحظه دستش را به دیوار می‌گیرد، اما توان ایستادن ندارد. صاحب خانه به او نگاه می‌کند و چیزی نمی‌گوید. مادر با شرمندگی توضیح می‌دهد که هنوز پول آماده نشده است. مرد خانه دوباره روی تشک می‌نشیند و سرش را پایین می‌اندازد. برای کسی که سال‌ها با دسترنج خودش زندگی خانواده را اداره کرده، ناتوانی از پرداخت کرایه خانه شاید از خود بیماری نیز دردناک‌تر باشد. آن شب، شام خانواده ساده‌تر از همیشه است. مقداری نان و غذایی کم‌حجم روی سفره گذاشته می‌شود. کودکان آرام غذا می‌خورند. هیچ‌کس درباره کمبود غذا حرف نمی‌زند، چون همه می‌دانند مادر بیشتر از این چیزی در خانه ندارد. پدر سهم خود را کم می‌کند و می‌گوید اشتها ندارد تا شاید غذای بیشتری برای کودکان باقی بماند. مادر می‌داند که شوهرش گرسنه است، اما چیزی نمی‌گوید. در خانواده‌های فقیر، گاهی همین سکوت‌ها بخشی از زندگی روزمره می‌شود؛ پدر وانمود می‌کند سیر است، مادر می‌گوید خسته نیست و کودکان وانمود می‌کنند چیزی نمی‌خواهند. با این همه، هنوز امید کوچکی در این خانه باقی مانده است. امید مادر این است که شوهرش دوباره توان راه رفتن و کار کردن پیدا کند. پدر آرزو دارد یک بار دیگر صبح زود از خانه بیرون شود، در میان جمع کارگران روزمزد بایستد و منتظر کسی باشد که برای یک روز کاری او را استخدام کند. شاید کاری سخت باشد و شاید دستمزدش کم، اما برای او همان چند صد افغانی می‌تواند معنای بازگشت به زندگی داشته باشد. او می‌گوید اگر دوباره بتواند کار کند، نخستین کاری که خواهد کرد، پرداخت کرایه خانه و خریدن دواهایش است. بعد برای کودکانش نان و لباس خواهد خرید. حرف‌هایش ساده است، اما پشت همین آرزوهای کوچک، زندگی خانواده‌ای قرار دارد که بیماری پدر، فقر و بیکاری، آنان را تا مرز تحمل رسانده است. در پایان هر روز، وقتی کابل آرام‌تر می‌شود و صدای رفت‌وآمد موترها کمتر به گوش می‌رسد، اعضای این خانواده در همان اتاق کوچک جمع می‌شوند. کودکان می‌خوابند، مادر کنار شوهر بیمار خود می‌نشیند و پدر چشم‌هایش را می‌بندد. فردا برای آنان هنوز روشن نیست. نمی‌دانند پول دوا از کجا خواهد آمد، کرایه خانه چگونه پرداخت خواهد شد و سفره فردا چه خواهد داشت. اما صبح دوباره خواهد رسید و مادر دوباره پیش از همه بیدار خواهد شد. شاید برای پیدا کردن کار از خانه بیرون برود، شاید برای خریدن دوا از کسی قرض بگیرد و شاید تمام روز تنها به این فکر کند که چگونه خانواده‌اش را تا شب برساند. در کابل، برای این خانواده زندگی دیگر به برنامه‌های بزرگ و آرزوهای دور خلاصه نمی‌شود؛ زندگی آنان تلاش برای گذراندن امروز و رسیدن به فرداست؛ با پدری که بیمار است، مادری که از خستگی فرسوده شده و کودکانی که هنوز امیدوارند روزی خانه‌شان از صدای سرفه پدر خالی شود و دوباره صدای قدم‌های او را در کوچه بشنوند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب