برچسب: افغانستان

4 ساعت قبل - 44 بازدید

یوناما یا دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۸۰ درصد قربانیان انفجار ماین‌ها و مهمات منفجرنشده در افغانستان کودکان هستند. اين نهاد روز (چهارشنبه، ۱۲ حمل) با نشر پیامی در حساب کاربری فیس‌بوک خود نوشته است که افغانستان از لحاظ تلفات ناشی از مواد انفجاری در سطح جهان در جایگاه سوم قرار دارد. یوناما در ادامه تاکید کرده است که در هر ماه نزدیک به ۵۰ تن در نتیجه‌ی انفجار مهمات و ماین‌های به‌جامانده از دوران جنگ در افغانستان کشته یا زخمی می‌شوند که حدود ۸۰ درصد آنان کودکان‌ هستند. در اعلامیه آمده است که تقریباً هر روز دست‌کم یک رویداد، رخ می‌دهد و احتمال زیادی وجود دارد که قربانی آن یک کودک باشد. دفتر سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان تاکید کرده است که نزدیک به ۹۰ درصد این رویدادها ناشی از انفجار مهمات منفجرناشده و سایر بقایای جنگی چهار دهه گذشته است. یوناما نوشته که در افغانستان بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر مربع زمین آلوده به مواد انفجاری شناسایی شده است. حدود ۹۰۰ مرکز آموزشی و بیش از ۲۰۰ مرکز صحی در فاصله یک کیلومتری این مناطق آلوده قرار دارند. این نهاد گفته است که کمبود بودجه بزرگ‌ترین مانع در برابر تلاش‌های ماین‌پاکی به‌شمار می‌رود. همچنین سازمان ملل متحد بارها خواستار تأمین مالی فوری به‌منظور پاکسازی افغانستان از تهدیدات ناشی از بقایای انفجاری جنگ شده است.

ادامه مطلب


12 ساعت قبل - 34 بازدید

کارشناسان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده‌اند که ادامه ممنوعیت ورود زنان و دختران افغانستان به دفاتر و کمپ‌های این سازمان، مانعی جدی بر سر راه ارائه خدمات حیاتی و نقض آشکار حقوق زنان است. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که از سپتامبر ۲۰۲۵ میلادی، حکومت سرپرست زنان و دختران افغانستان، از جمله کارکنان سازمان ملل را از ورود به دفاتر این سازمان منع کرده است. کارشناسان سازمان ملل در ادامه تاکید کرده‌اند: «ممانعت از ورود زنان به دفاتر سازمان ملل یک حمله مستقیم به حقوق زنان، از جمله حق آنان برای کار است.» آنان در ادامه افزوده‌اند که پیامدهای این ممنوعیت فوری و شدید است و کمک‌های حیاتی، به‌ویژه در پاسخ به بلایای طبیعی و عملیات بشردوستانه، تحت تأثیر قرار گرفته که زنان و دختران بیشترین آسیب را متحمل می‌شوند. این سازمان بر ضرورت یک واکنش متحد و اصولی بین‌المللی تاکید کرده و از همه نهاد‌ها، صندوق‌ها و برنامه‌های سازمان ملل که در افغانستان فعالیت می‌کنند خواسته است که موضعی مشترک را اتخاذ کنند. همچنین کارشناسان از دبیر کل سازمان ملل خواسته‌اند که فشار دیپلماتیک بر حکومت فعلی وارد کند تا این محدودیت‌ها را هر چه سریع‌تر لغو کنند. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


14 ساعت قبل - 59 بازدید

یک عضو مجلس نمایندگان آمریکا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که طرح پیشنهادی‌اش برای حمایت از زنان و دختران افغانستان با حمایت هر دو حزب در کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان به تصویب رسیده است. سیدنی کملیگر-داو، عضو مجلس نمایند‌گان آمریکا با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این طرح با عنوان «رد حذف زنان و دختران افغانستان» توانسته حمایت دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه را جلب کند و در کمیته روابط خارجی تصویب شود. وی در ادامه تاکید کرده است: «تصویب این طرح گامی مهم در راستای توجه به وضعیت زنان و دختران افغانستان است. زنانی که به گفته او، از حقوق اساسی به‌ویژه آموزش محروم شده‌اند.» این عضو کانگرس همچنان تاکید کرده است که اشتراک این لحظه با شماری از دختران افغانستان در ایالات متحده که اکنون به آموزش دسترسی دارند، برایش افتخارآمیز بوده است؛ دخترانی که در افغانستان از این حق محروم شده بودند. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 33 بازدید

آمریکا در تازه‌ترین مورد و با وجود اینکه‌، بیش از هزار پناه‌جوی افغانستان و خانواده‌های شان در تنها کمپ پناه‌جویان در قطر در حال انتظار برای انتقال به آمریکا هستند، این کشور در نظر دارد امروز این کمپ را ببندد. ای‌بی‌سی‌نیوز، روز (سه‌شنبه، ۱۱ حمل/۳۱ مارچ) گزارش داده که وزارت خارجه‌ی آمریکا، به پناه‌جویان در کمپ گفته است که باید تا پایان مارچ آن جا را ترک کنند. بیش از هزار همکار افغانستانی آمریکا و خانواده‌های شان پس از فروپاشی جمهوری به این کمپ منتقل شده بودند و در انتظار رفتن به آمریکا قرار داشتند. وزار خارجه آمریکا، به پناه‌جویان در کمپ دستور داده که یا به کشور سوم بروند یا به افغانستان بازگردند. ای‌بی‌سی‌نیوز، به نقل از وزارت خارجه آمریکا نوشته است که در بحبوحه‌ی جنگ در خاورمیانه، این کمپ در معرض تهدید حمله‌های موشکی و پهپادی قرار دارد و ادامه‌ی فعالیت آن، دیگر مناسب نیست.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 40 بازدید

روایت مهتاب از جایی شروع می‌شود که معمولاً هیچ‌کس آن‌جا را نمی‌بیند؛ نه از کوچه، نه از خانه، نه حتی از همان روزی که دروازه مکتب بسته شد. روایت او از درون سینه‌اش آغاز می‌شود؛ از همان‌جایی که درد مثل سنگی سنگین نشسته و هر نفس را برایش دشوار کرده است. شبی که این روایت در آن نفس می‌کشد، هوا سرد است و بوی دود چوب نیم‌سوخته در فضای خانه پیچیده. مهتاب در گوشه اتاق، زیر لحافی نازک که بیشتر شبیه پارچه‌ای کهنه است، به سقف خیره مانده؛ سقفی که ترک‌هایش مثل نقشه‌ای از زندگی شکسته‌اش روی هم افتاده‌اند. او نمی‌خوابد، چون خواب برای آدم‌هایی است که فردایی برای رسیدن دارند. مهتاب اما فردا را نه حس می‌کند و نه باور دارد؛ برای او روزها فقط تکرار درد هستند، بدون هیچ تغییری. اما در همان تاریکی، جایی میان نفس‌های بریده و سکوت اتاق، چیزی هنوز زنده است. زیر بسترش کتابی پنهان کرده؛ کتابی که دیگر اجازه ندارد آن را آشکارا بخواند. گاهی شب‌ها، وقتی همه خواب‌اند، آن را آرام بیرون می‌کشد، صفحه‌ای را باز می‌کند و با انگشت روی خطوطش می‌لغزد، انگار که با یک جهان گمشده تماس می‌گیرد. آن کتاب برای او فقط کاغذ نیست؛ آخرین نشانه‌ی دختری است که هنوز در درونش نفس می‌کشد. وقتی به گذشته فکر می‌کند، ذهنش ناخودآگاه به همان روز برمی‌گردد؛ روزی که هنوز خودش نمی‌دانست قرار است همه‌چیز تمام شود. صبح بود، مثل هر صبح دیگر. با شوقی که هنوز در وجودش زنده بود، یونیفورم مکتبش را پوشیده بود؛ همان لباس آبی‌رنگی که برایش فقط لباس نبود، بلکه نشانه‌ای از بودن، دیده شدن و شنیده شدن بود. مادرش آن روز هم چیزی نگفت، فقط نگاهش کرد؛ نگاهی که در آن چیزی شبیه نگرانی بود، اما مهتاب آن را نفهمید. وقتی از خانه بیرون شد، هوا خنک بود و کوچه‌ها آرام. دختران دیگری هم در راه بودند؛ بعضی خندان، بعضی خواب‌آلود. اما وقتی به دروازه مکتب رسیدند، همه‌چیز یک‌باره ایستاد. دروازه بسته بود. نه نگهبانی، نه صدایی، نه توضیحی. فقط یک دروازه بسته که انگار قرار بود بین گذشته و آینده خط بکشد. آن لحظه را هیچ‌وقت فراموش نکرد. یکی از دخترها گریه کرد، دیگری فقط به در خیره ماند، و مهتاب… مهتاب احساس کرد چیزی درونش فرو ریخت، اما حتی اشک هم نداشت. انگار ذهنش هنوز نمی‌توانست باور کند که این پایان است. همان‌جا ایستاده بود، دستش را روی در گذاشته بود و زیر لب گفته بود: «فقط امروز است… فردا باز می‌شود…» اما فردا هیچ‌وقت نیامد. روزها گذشتند و مهتاب هر روز صبح بیدار می‌شد، حتی وقتی دیگر جایی برای رفتن نداشت. کتاب‌هایش را مرتب می‌کرد، دفترش را باز می‌کرد، قلم را در دست می‌گرفت و بدون نوشتن، فقط به صفحه سفید نگاه می‌کرد؛ صفحه‌ای پر از کلماتی که هرگز نوشته نشدند. گاهی در خیال خود، خودش را در صنف درس تصور می‌کرد؛ داکتری که در آینده زندگی کسی را نجات می‌دهد. اما خیال‌ها هر بار پیش از کامل شدن، در سکوت خانه گم می‌شدند. کم‌کم صدای پدرش بلندتر شد، نگاه‌هایش سنگین‌تر، و حرف‌هایش کوتاه‌تر و تیزتر. «دیگر بس است»، جمله‌ای بود که بارها شنید؛ جمله‌ای که نه فقط مکتب، بلکه تمام راه‌های دیگر را هم به رویش بست. خانه‌ای که زمانی پناهش بود، به جایی تبدیل شد که در آن باید مراقب همه‌چیز می‌بود؛ نگاه‌ها، صداها، حتی نفس کشیدن. پدرش مردی بود که خستگی را با خشونت نشان می‌داد. برادرش نیز یاد گرفته بود که مرد بودن یعنی فریاد بلندتر و ضربه سخت‌تر. و مهتاب در میان آن‌ها، مثل سایه‌ای زندگی می‌کرد که باید بی‌صدا باشد تا دیده نشود. مادرش اما در این میان، زخمی خاموش‌تر داشت. شب‌ها وقتی همه خواب بودند، او را می‌دید که آهسته گریه می‌کند، دست روی صورتش می‌گذارد و ساکت می‌ماند. انگار بین درد دخترش و ترس خودش گیر کرده بود؛ نه توان دفاع داشت، نه توان سکوت بی‌درد. اولین باری که دست پدرش روی صورتش نشست، هنوز باور نمی‌کرد این همان خانه است. فقط پرسیده بود: «کی مکتب باز می‌شود؟» و پاسخ، سیلی‌ای بود که سکوت را به او یاد داد. بعد از آن، دیگر نپرسید. فهمید که سکوت، درد را کمتر می‌کند. زمان گذشت، اما نه مثل زمان دیگران. برای مهتاب هر روز کش می‌آمد؛ طولانی و بی‌انتها. کارهای خانه تمامی نداشت: آب آوردن، هیزم جمع کردن، نان پختن، شستن ظرف‌ها با آب سرد. و در میان همه این‌ها، گاهی که تنها می‌شد، کتابش را لمس می‌کرد؛ مثل کسی که آخرین امیدش را در آغوش گرفته باشد. اما سنگین‌ترین لحظه زمانی آمد که دیگر حتی امید هم در او کم‌رنگ شده بود. یک عصر، پدرش او را صدا زد. وقتی وارد اتاق شد، مردی را دید که نمی‌شناخت. نگاهی سرد و بی‌روح داشت. پدرش بدون مقدمه گفت: «این، نامزدت است.» همه‌چیز در یک لحظه متوقف شد. نه نفس‌ها، نه نگاه‌ها، نه زمان. مردها حرف می‌زدند و تصمیم می‌گرفتند، و مهتاب فقط احساس می‌کرد چیزی از وجودش گرفته می‌شود؛ بی‌آنکه پرسیده شود. نامزدی‌اش ساده بود، اما سنگین. هیچ‌کس نپرسید آیا او می‌خواهد یا نه. در همان روزها، آن دفتر سفید که زمانی پر از رؤیا بود، کم‌کم تبدیل شد به دفتر خاموشی. مهتاب گاهی فقط یک جمله در آن می‌نوشت و بعد پاک می‌کرد. انگار حتی کلمات هم دیگر جرأت ماندن نداشتند. نامزدش از همان ابتدا بی‌رحم و سرد بود. نگاهش بیشتر شبیه قضاوت بود تا محبت. اگر چیزی می‌گفت، یا نادیده گرفته می‌شد یا با تمسخر پاسخ می‌گرفت. یک‌بار که دستش را محکم گرفت، فقط گفت: «باید عادت کنی.» این جمله، مثل حکم بود. در خانه پدرش نیز وضعیت بهتر نشد. فشارها بیشتر شد. کوچک‌ترین اشتباه بهانه‌ای برای خشونت می‌شد. مادرش فقط نگاه می‌کرد؛ با چشمانی پر از اشک و سکوتی سنگین‌تر از هر فریاد. با آغاز سال تعلیمی جدید، درد مهتاب شکل دیگری گرفت. صبح‌ها صدای دختران از کوچه می‌آمد و قلبش تندتر می‌زد. پشت پنجره می‌ایستاد و آن‌ها را نگاه می‌کرد؛ لباس‌های تمیز، خنده‌های زنده، کیف‌های رنگی. دستش را روی شیشه می‌گذاشت و برای لحظه‌ای خودش را جای آن‌ها تصور می‌کرد. اما با باز کردن چشم‌ها، فقط تصویر خودش را می‌دید؛ دختری که دیگر شاگرد نبود. یک روز، دیگر نتوانست تحمل کند. کتابی را باز کرد و شروع به خواندن کرد. صدایش آهسته بود، اما کافی. برادرش وارد شد، کتاب را از دستش کشید و خشونت آغاز شد. مهتاب روی زمین افتاده بود، دست‌هایش را دور سرش گرفته بود و فقط سکوت می‌کرد؛ چون یاد گرفته بود فریاد، درد را بیشتر می‌کند. وقتی همه‌چیز تمام شد، اتاق دوباره ساکت بود. مهتاب به سقف نگاه کرد؛ همان سقفی که هر شب می‌دید. اما این‌بار اشک‌هایش آرام جاری شد؛ نه از درد، بلکه از سنگینی چیزی که دیگر نمی‌توانست نگه دارد. در ذهنش فقط یک سؤال مانده بود: «اگر من دختر نبودم… آیا زندگی‌ام فرق می‌کرد؟» هیچ‌کس پاسخی نداشت. اما در همان لحظه، نگاهش به کتاب پنهانش افتاد. آن را آرام لمس کرد و برای اولین بار بعد از مدت‌ها، در دلش چیزی شبیه مقاومت جوانه زد. نه امید کامل، نه تسلیم کامل؛ فقط یک ایستادگی خاموش. و حالا مهتاب در آستانه زندگی‌ای ایستاده که هرگز انتخابش نکرده است. شب‌ها به آسمان نگاه می‌کند، ستاره‌ها را می‌شمارد، اما دیگر آرزو نمی‌کند؛ چون یاد گرفته آرزوهای تکرارشده، به درد تبدیل می‌شوند. با این حال، در جایی عمیق در وجودش، جرقه‌ای هنوز زنده است؛ جرقه‌ای کوچک اما سرسخت. هر بار با دیدن کتابی، صدای زنگ مکتب، یا خنده دختری در کوچه روشن می‌شود. شاید همین جرقه، تنها چیزی است که او را هنوز زنده نگه داشته است… حتی اگر هیچ‌کس آن را نبیند. و شاید حقیقت مهتاب همین باشد: در جهانی که دروازه‌هایش بسته شده‌اند، هنوز قلبی هست که خاموش نشده است؛ و همین، آغازِ مقاومت است، حتی اگر کسی آن را نبیند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 روز قبل - 72 بازدید

فرماندهی پولیس ولایت پکتیکا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که سه‌ زن را در ولسوالی زرغون شهر این ولایت به اتهام دزدی بازداشت کرده است. فرماندهی پولیس با نشر اعلامیه‌ای گفته است که اين سه زن همراه با پنج مرد دیگر روز (یک‌شنبه، ۹ حمل) از بازار ولسوالی زرغون شهر پکتیکا بازداشت شده‌اند. در اعلامیه آمده است که این زنان پس از سرقت اجناس از فروشگاه‌های لباس زنانه بازداشت شده‌اند. فرماندهی پولیس ولایت پکتیکا در اعلامیه تاکید کرده است که این زنان باشندگان ولایت خوست هستند و ۵۸ عدد چادر، ۲۹ جوره پیراهن و دو جفت چپلی دزدی کرده‌اند. فرماندهی پولیس در پکتیکا گفته که این زنان به «جرم» شان اعتراف کرده‌اند. مسوولان در ولایت پکتیکا گفته‌اند که پرونده‌های این زنان پس از بررسی‌های ابتدایی به نهادهای عدلی و قضایی این گروه سپرده شده‌اند. بازداشت زنان به اتهام دزدی، از رویدادهای نادر در کشور به‌شمار می‌رود.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 73 بازدید

سازمان ملل متحد اعلام کرده است که بحران حقوق بشر در افغانستان ادامه دارد، زنان و دختران به دلیل محدودیت‌ها همچنان از زندگی عمومی حذف می‌شوند. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان از رفتن به مکتب محروم هستند و همچنان امتحانات فراغت در رشته‌های طبی برای دومین سال پیاپی در ماه نوامبر بدون حضور زنان برگزار شده است. در بخشی از گزارش آمده است: «زنانی که حجاب مورد نظر حکومت سرپرست را رعایت نمی‌کنند، از دسترسی داشتن به وسایل حمل‌ونقل عمومی و بازارها و خدمات عمومی محروم می‌شوند.» همچنین در ادامه آمده است که حکومت فعلی همچنان مانع ورود کارمندان زن ملل متحد به دفاتر و تأسیسات این سازمان در سراسر کشور شده‌اند. سازمان ملل گفته که کتاب‌های نوشته‌شده توسط زنان از قفسه‌های کتاب‌فروشی‌ها و کتابخانه‌ها، از جمله کتابخانه‌های دانشگاهی در برخی ولایت‌ها، بدون توجه به موضوع، محتوا یا ملیت نویسنده، جمع‌آوری شده‌اند. ولکر تورک، رییس حقوق بشر سازمان ملل گفته است: «حکومت فعلی عملاً حضور زنان و دختران در زندگی عمومی را جرم‌انگاری کرده‌اند. کشور بدون حضور زنان نمی‌تواند پیشرفت کند.» همچنین سازمان ملل افزوده است که حکومت فعلی پس از آگوست ۲۰۲۱ میلادی، دست‌کم ۱۲ تن را در افغانستان در ملاءعام اعدام کرده‌اند و همچنان مجازات‌های بدنی به‌طور هفتگی در محضر عام اجرا می‌شود. این نهاد شلاق زدن و اعدام افراد را نقض حق حیات خوانده است. براساس گزارش این نهاد، خبرنگاران و کارکنان رسانه‌ای همچنان به‌دلیل «محدودیت‌های نامتناسب بر محتوای تولیدی‌شان» با وبازداشت‌های خودسرانه و زندان‌ مواجه هستند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 67 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۶۱۰ هزار کودک مبتلا به سوءتغذیه شدید در سال گذشته (۲۰۲۵ میلادی) در افغانستان درمان شده‌اند. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۱۱ حمل) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که هدف یونیسف در سال ۲۰۲۶ میلادی، درمان ۱.۳ میلیون کودک مبتلا به سوءتغذیه است. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد به نقل از مادر هانیه گفته است: «او قبلاً خیلی ضعیف بود. حالا بیشتر غذا می‌خورد و انرژی بیشتری دارد. این گفته‌ی مادرش است، چرا که دخترش قوی‌تر شده و از سوءتغذیه‌ی حاد شدید بهبود یافته است.» همچنین سازمان ملل پیشتر هشدار داده بود که بیش از سه میلیون کودک در افغانستان در معرض سوءتغذیه شدید قرار دارند. این سازمان تاکید کرده بود که آمار کودکان مبتلا به سوءتغذیه در افغانستان نسبت به سال گذشته افزایش یافته است. برنامه جهانی غذا هشدار داده است که زنان و دختران بیش از دیگران تحت فشار بحران گرسنگی قرار دارند، چون به‌تدریج از ساختارهای اجتماعی کنار گذاشته می‌شوند و دسترسی‌شان به منابع ضروری محدود می‌شود.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 63 بازدید

رسانه‌های ایرانی در تازه‌ترین مورد گزارش داده‌اند که ۱۰ تن، از جمله شش عضو یک خانواده اهل افغانستان، در پی حمله هوایی آمریکا و اسرائیل به ایران در شهر تهران کشته شده‌اند. خبرگزاری فارس روز (یک‌شنبه، ۹ حمل) با نشر گزارشی گفته است که این حمله توسط آمریکا و اسرائیل در شهر ری، از مربوطات تهران، انجام شده است. این گزارش در ادامه تاکید کرده است که در این حمله چهار شهروند ایرانی به شمول شش عضو یک خانواده افغانستانی نیز کشته شده‌اند. جزییات بیش‌تر درباره هویت شهروندان افغانستان که در این حمله آمریکا و اسرائیل هوایی کشته شده‌اند، ارائه نشده است. سفارت حکومت سرپرست افغانستان در تهران تا اکنون در این باره چیزی نگفته است. سازمان ملل پیش از این ابراز نگرانی کرده بود که مهاجران افغانستان، از جمله آسیب‌پذیرترین افراد در درگیری‌های آمریکا و اسرائیل علیه ایران هستند. برخی از مهاجران افغانستان پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران، به کشور بازگشته‌اند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 273 بازدید

دوره‌های قاعدگی بخش طبیعی زندگی زنان است، اما برای بسیاری از زنان، مخصوصاً در جوامعی مانند افغانستان که دسترسی به خدمات سلامت محدودتر است، این دوره‌ها می‌تواند با دردهای شدید، بی‌حوصلگی، اضطراب و افت انرژی همراه باشد. در سال‌های اخیر، پژوهش‌های علمی نشان داده‌اند که دو عامل ساده ولی مهم — ورزش منظم و تغذیه مناسب — می‌توانند نقش چشمگیری در کاهش این مشکلات و بهبود کیفیت زندگی زنان داشته باشند. چرایی بروز درد و تغییرات خلق در دوران قاعدگی: در طول چرخه‌ی قاعدگی، سطح هورمون‌های استروژن و پروژسترون در بدن نوسان می‌کند. این تغییرات هورمونی می‌توانند باعث انقباض عضلات رحم شوند که به شکل درد زیر شکم یا کمر احساس می‌شود. از سوی دیگر، کاهش میزان استروژن در روزهای نخست قاعدگی ممکن است منجر به کاهش سطح سروتونین، یعنی «هورمون شادی»، شود؛ در نتیجه بسیاری از زنان دچار افسردگی خفیف، تحریک‌پذیری و نوسانات خلقی می‌گردند. تأثیر ورزش منظم بر کاهش درد و بهبود خلق‌و‌خو: ورزش منظم یکی از ارزان‌ترین و مؤثرترین راه‌حل‌ها برای مقابله با علائم قاعدگی است. وقتی بدن در حال فعالیت بدنی است، مقدار قابل‌توجهی اندورفین آزاد می‌شود — ماده‌ای شبیه به مسکن طبیعی که درد را کاهش داده و احساس آرامش و شادی به همراه دارد. تحقیقات نشان داده‌اند زنانی که حداقل سه بار در هفته ورزش‌های سبک تا متوسط انجام می‌دهند (مانند پیاده‌روی سریع، دوچرخه‌سواری آرام یا یوگا)، در مقایسه با زنان غیرفعال، درد پریود کمتر، اضطراب پایین‌تر و خواب منظم‌تری دارند. به‌ویژه ورزش‌هایی مثل یوگا و حرکات کششی، در کاهش گرفتگی عضلات و بهبود گردش خون لگن مؤثرند. افزون بر این، فعالیت بدنی باعث تعادل هورمونی بهتر و بهبود جریان خون رحم می‌شود. حتی ۲۰ دقیقه پیاده‌روی ملایم در روزهای قبل از قاعدگی می‌تواند از شدت درد در آغاز دوره بکاهد. نقش تغذیه در کنترل درد و ثبات خلق‌و‌خو: در دوران قاعدگی، تغذیه درست می‌تواند همان‌قدر تأثیرگذار باشد که ورزش. بدن در این زمان نیاز بیشتری به برخی مواد مغذی دارد، از جمله آهن، منیزیم، ویتامین B6 و اسیدهای چرب امگا‑۳. غذاهای سرشار از این مواد به کاهش انقباضات عضلانی، بهبود خلق و جلوگیری از کم‌خونی کمک می‌کنند. برخی از بهترین مواد غذایی در این دوران عبارت‌اند از: ماهی‌های چرب مانند قزل‌آلا یا تن که دارای امگا‑۳ هستند و التهاب را کاهش می‌دهند. سبزیجات سبز مثل اسفناج و کلم که منیزیم و آهن فراوان دارند. مغزها و دانه‌ها (گردو، بادام، تخمه آفتابگردان) که منبع خوبی از ویتامین E و B6 هستند و به تنظیم خلق‌و‌خو کمک می‌کنند. حبوبات پخته و غلات کامل که سطح قند خون را پایدار نگه می‌دارند و مانع احساس خستگی شدید می‌شوند. در مقابل، در دوران قاعدگی بهتر است مصرف قهوه، غذاهای پرچرب، فست‌فودها و شیرینی‌های زیاد محدود شود. این خوراکی‌ها باعث نوسان شدید قند خون و تحریک‌پذیری می‌گردند. همچنین نوشیدن آب کافی و چای‌های گیاهی مانند بابونه یا دارچین می‌تواند به آرامش بدن و ذهن کمک کند. وضعیت خاص زنان افغانستان و راهکارهای ساده: در افغانستان، بسیاری از دختران و زنان به دلیل کمبود امکانات، فقر غذایی یا محدودیت‌های فرهنگی نمی‌توانند به‌راحتی ورزش کنند یا به رژیم غذایی متنوع دسترسی داشته باشند. با این حال، حتی در چنین شرایطی، گام‌های کوچک نیز می‌توانند تفاوت بزرگی ایجاد کنند: - انجام حرکات ساده در خانه مانند دراز و نشست، نرمش صبحگاهی یا پیاده‌روی در حیاط، بدون نیاز به وسایل خاص - جایگزینی نوشیدنی‌های شیرین با آب ولرم و چای سبز - افزودن منابع ارزان امگا‑۳ مانند دانه کتان یا تخم شنبلیله به غذا - استفاده بیشتر از حبوبات، سبزی و عدس برای تأمین آهن و فیبر - خواب کافی (۷ تا ۸ ساعت) و پرهیز از استرس تا حد امکان کوچک‌ترین تغییرات رفتاری، اگر به‌طور منظم انجام شوند، می‌توانند طی چند ماه اثر مثبتی بر کاهش دردهای قاعدگی و بهبود خلق‌وخو داشته باشند. نتیجه‌گیری:  ورزش منظم و تغذیه‌ی مناسب، نه‌تنها سلامت فیزیکی زنان را در دوران قاعدگی بهبود می‌بخشند، بلکه به بهبود خلق‌وخو، افزایش انرژی و تقویت احساس توانمندی نیز کمک می‌کنند. این دو عامل، ساده اما اساسی‌اند و می‌توانند بدون هزینه‌های بالا، کیفیت زندگی زنان را — به‌ویژه در شرایط محدود مانند افغانستان — به‌طور قابل توجهی ارتقا دهند. با آگاهی، توجه به بدن و مراقبت مستمر از خود، هر زن می‌تواند چرخه‌ی طبیعی قاعدگی را به فرصتی برای رشد، آرامش و تقویت قدرت درونی تبدیل کند.  نویسنده: داکتر معصومه پارسا

ادامه مطلب