برچسب: افغانستان

6 ساعت قبل - 48 بازدید

چهار سال است که نامزد دارد؛ چهار سالی که قرار بود سرانجام به یک زندگی مشترک ختم شود، اما هنوز نتوانسته است نامزدش را به خانه ببرد. هر بار که خانواده دختر از او درباره عروسی پرسیده‌اند، پاسخش تقریباً یکسان بوده است: «کمی دیگر صبر کنید، کار پیدا می‌کنم.» خودش هم هر بار امیدوار بوده این «کمی دیگر» سرانجام به روزی برسد که بتواند با دست پر به خانه نامزدش برود؛ اما روزها گذشته‌اند، ماه‌ها پشت سر هم آمده‌اند و چهار سال نامزدی همچنان بدون عروسی ادامه یافته است. او جوانی است که بیشتر سال‌های عمرش را در تلاش برای پیدا کردن کار گذرانده؛ جوانی که نه از کار کردن فرار کرده و نه از سختی آن ترسیده است. مشکل اصلی این بوده که کاری پیدا نمی‌شود که بتواند از راه آن زندگی خودش و خانواده‌اش را بچرخاند. در افغانستان، برای جوانی که سرمایه، واسطه یا شغل ثابت ندارد، پیدا کردن کار آسان نیست. او بارها از خانه بیرون شده، به بازارها سر زده، از این دکان به آن دکان رفته و برای کارگری، باربری و هر کاری که بتواند درآمدی برایش داشته باشد، پرس‌وجو کرده است؛ اما بیشتر روزها با دست خالی به خانه برگشته است. در خانه، مادرش همیشه منتظر صدای قدم‌های او بوده است. خواهرش نیز می‌دانسته که برادرش هر روز با امید پیدا کردن کار از خانه بیرون می‌شود و بیشتر اوقات با همان لباس و کفش‌هایی که صبح پوشیده، عصر به خانه برمی‌گردد. هیچ‌کس از او زندگی مجلل نمی‌خواست. خانواده فقط می‌خواستند او درآمدی معمولی داشته باشد؛ درآمدی که بتواند با آن نان خانه را تأمین کند و پس از چهار سال، زندگی مشترکش را آغاز کند. اما فقر برای او فقط نداشتن پول نبود. فقر کم‌کم به سایه‌ای تبدیل شده بود که بر تمام تصمیم‌های زندگی‌اش افتاده بود. حتی ازدواجی که قرار بود پس از مدتی کوتاه انجام شود، سال‌ها به تأخیر افتاده بود. نامزدش چهار سال منتظر مانده بود و خانواده او نیز در این مدت بارها شرایط دشوار این جوان را درک کرده بودند؛ اما انتظار هم اندازه‌ای دارد. او هر بار که به چهره نامزدش فکر می‌کرد، احساس می‌کرد دیگر حرفی برای گفتن ندارد. نه می‌توانست وعده مشخصی برای عروسی بدهد و نه می‌دانست چه زمانی وضعیتش بهتر خواهد شد. در نهایت، امیدش را به مهاجرت گره زد. در میان بسیاری از جوانان افغانستان، ایران برای او نیز به مقصدی تبدیل شده بود که شاید بتواند در آن کار پیدا کند، پول جمع کند و با دست پر برگردد. فکر می‌کرد اگر چند ماه در ایران کار کند، شاید بتواند هم به خانواده‌اش کمک کند و هم مقدمات عروسی را فراهم سازد. با همین امید، چند بار تلاش کرد خود را به ایران برساند. اما هیچ‌کدام از سفرهایش آن‌گونه که تصور کرده بود پیش نرفت. هر بار که راه افتاد، مشکلات تازه‌ای سر راهش قرار گرفت. در نهایت، نتوانست خودش را به مقصد برساند. در یکی از این تلاش‌ها نیز از ایران ردمرز شد و دوباره به افغانستان برگشت؛ به همان خانه‌ای که با امید کار و آینده‌ای بهتر از آن بیرون شده بود. بازگشت برای او فقط برگشتن از یک کشور به کشور دیگر نبود. هر بار که دوباره وارد افغانستان می‌شد، احساس می‌کرد یک بار دیگر شکست خورده است. خانواده‌اش تلاش می‌کردند چیزی به رویش نیاورند. مادرش شاید بیشتر از همه می‌دانست که پسرش تا چه اندازه از این وضعیت خسته شده است. وقتی به خانه می‌رسید، مادر به جای اینکه بپرسد چرا موفق نشده، بیشتر می‌پرسید: «خوب هستی؟ چیزی نخورده‌ای؟» اما او جواب زیادی نداشت. می‌گفت: «خوب هستم.» در حالی که خودش بهتر از همه می‌دانست خوب نیست. شش ماه پیش، برای آخرین بار تصمیم گرفت راه ایران را در پیش بگیرد. این بار نیز امید داشت شاید بخت با او یاری کند. در مسیر، همراه شماری دیگر از مهاجران حرکت می‌کرد. راه دشوار بود، اما فکر رسیدن به ایران و پیدا کردن کار، خستگی را برایش قابل تحمل می‌کرد. او به آینده‌ای فکر می‌کرد که شاید بتواند پس از چند ماه کار، پولی جمع کند و به خانه برگردد؛ شاید بتواند بعد از چهار سال، بالاخره خانواده‌ای تشکیل دهد و نامزدش را به خانه خودش بیاورد. اما این سفر نیز به کابوس تبدیل شد. در پاکستان، دزدان مسلح آنان را گرفتند و از خانواده‌هایشان پول خواستند. برای آزادی هر یک از آنان مبلغی درخواست شده بود و خانواده‌ها باید آن را فراهم می‌کردند. او می‌دانست خانواده‌اش توان پرداخت چنین پولی را ندارند. در خانه‌ای که خودش برای تأمین نان آن نیز درمانده بود، از کجا می‌توانستند پول آزادی او را پیدا کنند؟ روزها برایش به سختی می‌گذشت. می‌دانست مادرش در افغانستان نگران اوست و شاید نمی‌داند پسرش کجاست. خواهرش احتمالاً هر روز چشم به در داشته و نامزدش نیز با شنیدن خبر ناپدید شدن او، ساعت‌ها در فکرش مانده است. اما خودش هیچ کاری از دستش برنمی‌آمد. سه ماه در بند ماند؛ سه ماهی که برای او مانند سال‌ها گذشت. سرانجام، بدون اینکه خانواده‌اش بتوانند پول مورد درخواست دزدان را فراهم کنند، آزاد شد و دوباره راه افغانستان را در پیش گرفت. وقتی برگشت، دیگر آن جوانی نبود که شش ماه پیش با امید پیدا کردن کار راهی شده بود. خستگی راه، تجربه اسارت و شکست دوباره، چیزی از امیدهایش کم کرده بود. با این حال، دوباره به خانه برگشت و تلاش کرد زندگی را از نو شروع کند. اما زندگی در افغانستان برای او همان بود که پیش از رفتنش بود؛ همان بیکاری، همان جیب خالی و همان وعده‌ای که خودش هم نمی‌دانست چگونه باید عملی‌اش کند. مادرش هنوز منتظر بود روزی برسد که پسرش بتواند زندگی خودش را آغاز کند. خواهرش همچنان با مشکلات خانه دست‌وپنجه نرم می‌کرد و نامزدش بعد از چهار سال هنوز منتظر بود. او فقط یک چیز می‌خواست: کار. می‌گفت حاضر است هر کاری انجام دهد، اما کاری پیدا نمی‌شد که بتواند با آن زندگی‌اش را سرپا نگه دارد. گاهی برای چند روز کاری پیدا می‌کرد و بعد دوباره بیکار می‌شد. درآمدهای اندک حتی برای نیازهای روزمره خانواده کافی نبود. بدهی‌ها و هزینه‌های زندگی روی هم جمع می‌شدند و در کنار همه این‌ها، مسئله ازدواج همچنان مانند باری سنگین روی شانه‌هایش قرار داشت. چهار سال نامزدی برای او فقط چهار سال انتظار نبود؛ چهار سال وعده دادن، شرمندگی و عقب انداختن روزی بود که خودش بیشتر از هر کسی منتظرش بود. چند روز پیش، فشار همه این مشکلات به جایی رسید که او تصمیم گرفت به زندگی خود پایان دهد. اقدام او با مرگ تمام نشد و اطرافیان توانستند نجاتش دهند. اکنون زنده است، اما خانواده‌اش با جوانی روبه‌رو هستند که بیش از هر زمان دیگری به حمایت و همراهی نیاز دارد. مادرش پس از این اتفاق بیشتر از گذشته مراقب اوست؛ زنی که سال‌ها برای بزرگ کردن پسرش زحمت کشیده و حالا از این می‌ترسد که مبادا یک روز او را از دست بدهد. برای یک مادر، دیدن فرزندش در چنین وضعیتی آسان نیست؛ به‌خصوص وقتی می‌داند چیزی که او را تا اینجا رسانده، یک مشکل ساده و گذرا نبوده، بلکه مجموعه‌ای از سال‌ها فقر، بیکاری، شکست، مهاجرت‌های ناموفق، اسارت و ناامیدی بوده است. خواهرش نیز تلاش می‌کند او را تنها نگذارد. اما خودش هم می‌داند که محبت خانواده به‌تنهایی نمی‌تواند مشکل اصلی را حل کند. این جوان بیش از هر چیز به کاری نیاز دارد که بتواند از راه آن دوباره احساس کند برای زندگی کردن دلیل دارد. نامزدش نیز چهار سال انتظار را پشت سر گذاشته است؛ چهار سالی که شاید در آغاز قرار بود تنها چند ماه طول بکشد. او هنوز نمی‌داند سرنوشت این نامزدی چه خواهد شد؛ نه لزوماً به این دلیل که علاقه‌ای باقی نمانده، بلکه به این دلیل که فقر گاهی حتی میان دو انسانی که سال‌ها منتظر یکدیگر بوده‌اند، دیوار می‌کشد. این جوان هنوز زنده است؛ اما زندگی برای او دیگر شبیه همان چیزی نیست که چهار سال پیش تصور می‌کرد. او زمانی فکر می‌کرد اگر به ایران برسد، چند ماه کار کند، پولی جمع کند و برگردد، همه چیز درست خواهد شد. بعد فکر کرد شاید بار دوم موفق شود. بار سوم هم امید داشت. اما هر بار راهی که برای رسیدن به آینده انتخاب کرد، او را دوباره به نقطه اول بازگرداند. اکنون شش ماه از آخرین سفرش می‌گذرد؛ سفری که به اسارت در پاکستان ختم شد و پس از سه ماه با بازگشت او به افغانستان پایان یافت. چند روز از لحظه‌ای می‌گذرد که خانواده‌اش او را در بدترین وضعیت روحی پیدا کردند و نجات دادند. اما چهار سال از روزی می‌گذرد که او نامزد شد و هنوز نتوانسته ساده‌ترین آرزویش را عملی کند: داشتن یک کار، یک درآمد و خانه‌ای که بتواند نامزدش را به آن ببرد. شاید برای بسیاری، داستان او فقط داستان یک جوان بیکار باشد؛ اما برای مادرش، او تمام زندگی است. برای خواهرش، برادری است که سال‌ها بار خانواده را بر دوش کشیده و برای نامزدش، مردی است که چهار سال انتظارش را کشیده است. او اکنون بیش از هر زمان دیگری به این نیاز دارد که کسی دستش را بگیرد، نه اینکه از او بپرسد چرا نتوانسته موفق شود. او سال‌ها تلاش کرده است. به راه زده، مهاجرت کرده، شکست خورده، دوباره برگشته و باز تلاش کرده است. آنچه او را به مرز ناامیدی رسانده، نخواستنِ کار یا زندگی نبوده؛ ناتوانی در پیدا کردن راهی برای ساختن یک زندگی معمولی بوده است. در خانه‌ای که مادرش هنوز هر شب برای پسرش دعا می‌کند، خواهرش نگران آینده اوست و نامزدش پس از چهار سال همچنان در انتظار است، یک پرسش همچنان بی‌جواب مانده است: یک جوان تا چه زمانی می‌تواند با جیب خالی، وعده‌های عملی‌نشده و درهای بسته، به آینده امیدوار بماند؟ او از مرگ نجات یافته است؛ اما نجات واقعی برای او شاید زمانی آغاز شود که دیگر مجبور نباشد برای پیدا کردن لقمه‌ای نان، جانش را در مسیرهای خطرناک بگذارد؛ زمانی که بتواند در کشور خودش کاری پیدا کند، درآمدی داشته باشد و پس از چهار سال انتظار، به نامزدش بگوید: «حالا دیگر می‌توانیم زندگی‌مان را شروع کنیم.» نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


6 ساعت قبل - 42 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که یک میلیون و ۶۰۰ هزار زن و دختر در افغانستان از دسترسی به خدمات صحی ضروری محروم شدند. این نهاد امروز (دوشنبه، ۲ سنبله) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این زنان و دختران به‌دلیل کم‌بود بودجه از دسترسی به خدمات صحی ضروری محروم مانده‌اند. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد تاکید کرده است که بسته‌شدن هر مرکز یا خدمت صحی، مسیر دسترسی زنان و دختران به مراقبت‌های صحی را دشوارتر می‌کند. در اعلامیه آمده است که کمک‌های انسان‌دوستانه برای حفظ و بهبود دسترسی زنان و دختران به مراقبت‌های صحی مهم و حیاتی است. پیش از این نیز، نهادهای ملل متحد اعلام کرده بودند که ۱۴.۴ میلیون تن در افغانستان به خدمات صحی انسان‌دوستانه نیاز دارند؛ در حالی که این نهادها با کم‌بود شدید بودجه روبرو هستند. این در حالی است که نظام صحی افغانستان از دهه‌ها به این‌سو با چالش‌های گسترده، از جمله وابستگی به کمک‌های بین‌المللی، کم‌بود دارو و تجهیزات و کم‌بود پزشکان متخصص، دست‌وپنجه نرم می‌کند. پیشتر سازمان نجات کودکان نیز، اعلام کرده بود که ۶۰۰ مرکز صحی به‌دلیل کم‌بود بودجه در افغانستان بسته شده‌اند.

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 64 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که آلمان ۶.۸ میلیون یورو به صندوق بشردوستانه‌ی افغانستان کمک کرده است. این نهاد امروز (دوشنبه، ۲ سنبله) با نشر پستی در حساب کاربری ایکس خود از دولت آلمان بابت این کمک سپاس‌گزاری کرده است. دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که این حمایت به تداوم کمک‌های نجات‌بخش برای افراد آسیب‌دیده از بحران در سراسر افغانستان کمک می‌کند. براساس آمار سازمان ملل متحد، در سال جاری میلادی ۲۱.۹ میلیون نفر در افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند و نهادهای بشردوستانه رسیدگی به ۱۷.۵ میلیون نفر را در اولویت قرار داده‌اند. سازمان ملل متحد برای رسیدگی به این افراد ۱.۷ میلیارد دالر بودجه درخواست کرده است، اما تا کنون تنها ۲۷.۲۷ درصد آن تأمین شده است.

ادامه مطلب


9 ساعت قبل - 63 بازدید

سازمان جهانی صحت در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که چهار مورد جدید مثبت بیماری فلج کودکان یا پولیو در افغانستان ثبت شده است. این نهاد روز گذشته (یک‌شنبه، ۱ سنبله) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که دو مورد جدید مثبت بیماری پولیو در ولسوالی‌های شیندند و ادرسکن هرات، یک مورد در ولسوالی دیله پکتیکا و یک مورد دیگر در ولسوالی راغستان قندهار ثبت شده است. سازمان جهانی صحت در ادامه تاکید کرده است که با ثبت این موارد، شمار موارد مثبت بیماری پولیو در افغانستان در سال ۲۰۲۶ میلادی به ۱۹ مورد رسیده است. همچنین در این سال ۵۸ مورد مثبت محیطی بیماری پولیو در افغانستان ثبت شده است. این در حالی است که سال گذشته‌ی میلادی نیز ۲۱ مورد مثبت انسانی بیماری پولیو و ۹۴ مورد محیطی آن در افغانستان ثبت شده بود. افغانستان و پاکستان در حال حاضر تنها کشورهای جهان اند که بیماری پولیو در آن‌ها ریشه‌کن نشده است.

ادامه مطلب


15 ساعت قبل - 77 بازدید

یک نهاد مدافع حقوق زنان در افغانستان، با انتقاد از وضعیت زنان و دختران اعلام کرده است که دختران در این کشور بیش از پنج سال است از آموزش، کار و آزادی‌های اساسی محروم شده‌اند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که حدود ۲.۴ میلیون دختر در افغانستان همچنان از آموزش محروم هستند و افغانستان تنها کشور جهان است که چنین ممنوعیت رسمی‌ای را بر آموزش دختران اجرا کرده است. در اعلامیه آمده است تا زمانی که وضعیت زنان و دختران در افغانستان تغییر نکند، شعار «حقوق زنان قابل مذاکره نیست» تنها روی کاغذ باقی خواهد ماند. در ادامه آمده است که زنان و دختران در افغانستان شایسته‌ی احترام، آموزش و برخورداری از فرصت‌ها و امکانات برابر با زنان در دیگر کشورها هستند. این در حالی است که محدودیت‌ها بر آموزش، کار و آزادی‌های زنان و دختران در افغانستان در سال‌های اخیر با واکنش‌های گسترده داخلی و بین‌المللی روبرو شده است. نهادهای بین‌المللی و مدافعان حقوق زنان بارها خواستار لغو این محدودیت‌ها و فراهم‌شدن زمینه آموزش و کار برای زنان و دختران شده‌اند. همچنین آمارهای سازمان ملل متحد، نشان می‌دهد که بیش از ۹۰ درصد شهروندان افغانستان از آموزش دختران‌شان حمایت می‌کنند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 46 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که سیلاب‌های چند هفته قبل در نقاط شرقی افغانستان، دسترسی ۱۱ هزار و  ۶۲۲ دانش‌آموز را به آموزش مختل کرده است. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۱ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که سیلاب‌ها در این نقاط، مجموعاً به ۳۳ مکتب آسیب زده است، از جمله تخریب دیوارهای پیرامونی، صنف‌های درسی و دیوارهای حایل. در اعلامیه آمده است که این گزارش سه روز پیش منتشر شده و به وضعیت سیلاب‌زد‌گان در مشرقی پرداخته است. یونیسف تاکید کرده است که جاری شدن سیلاب‌های ناگهانی در نقاط مرکزی و شرقی، در مجموع ۳۱۶ خانه را  تخریب کرده و بیش از دو هزار تن را متاثر کرده است. این در حالی است که این نهاد از خطرات جابه‌جایی ماین‌ها و مهمات منفجر ناشده در پی جاری شدن سیلاب‌ها نیز هشدار داده است. با این حال، صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد، تاکید کرده که در نقاط آسیب دیده از سیل، خدمات صحی و تامین آب آشامیدنی ادامه دارد.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 96 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌ کمک‌های انسان‌دوستانه‌ی سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که تیم‌های صحی سیار این نهاد به بخش‌های دورافتاده در سراسر افغانستان خدمات صحی نجات‌بخش ارائه می‌کند. این سازمان امروز (یک‌شنبه، ۱ سنبله) با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که برای پوشش نیازها در افغانستان منابع کافی را در اختیار ندارد. در اعلامیه تاکید شده است که بخش صحت این نهاد در افغانستان تنها ۳۷ درصد یعنی ۷۱ میلیون از مجموع ۱۹۱ میلیون دالر مورد نیاز را دریافت کرده است. دسترسی شهروندان به ویژه در بخش‌های درودست به خدمات صحی با محدودیت‌هایی روبرو است که سلامت زنان و کودکان را بیشتر تهدید می‌کند. قابل ذکر است که بیشتر ولسوالی‌های افغانستان، مرکزهای درمانی معیاری و کارمندان پزشکی زن و قابله‌های کافی را برای ارائه‌ی خدمات به‌موقع به نیازمندان ندارد.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 49 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد اعلام کرده است که به سیلاب‌زدگان در شرق و بخش‌های مرکزی افغانستان، کمک‌های حیاتی فراهم می‌کند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۱ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که به سیلاب‌زدگان در مناطق شرقی و مرکزی، خدمات صحی، آب سالم، لوازم بهداشتی و خدمات حمایت از کودکان فراهم می‌کند. در اعلامیه آمده است که سیلاب‌ها از ۲۰ جولای تا ۳ آگست در شرق و بخش‌های مرکزی، به خانه‌ها، زیرساخت‌ها و منابع معیشتی شهروندان افغانستان آسیب رسانده است. بر اساس آمار اداره‌ی حوادث حکومت فعلی، در سیلاب‌ در مرکز نورستان، ۲۴ تن کشته شده و ۱۲۵ تن زخم برداشتند و ۱۲۰ خانه نیز ویران شده است و سپس در سیلاب دیگری در ۳ آگست در ولسوالی برگ‌متال نورستان ۱۹۱ خانه آسیب دیده یا به کلی ویران شده است. یونیسف گفته است که همین گونه در ۹ ولایت مرکزی افغانستان نیز در اثر سرازیرشدن سیلاب، دو تن کشته شده و شش تن زخم برداشتند. در این رویدادها، بیش از ۳۰۰ خانه ویران شده و دو هزار و ۵۷ تن متأثر شدند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 103 بازدید

سازمان ملل متحد از محدودیت‌های حکومت سرپرست علیه زنان و دختران انتقاد کرده و بار دیگر پنج سال محرومیت دختران افغانستان از حق آموزش را مانعی در برابر پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشور خواند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود هشدار داد: «هر روز که دختران از رفتن به مکتب بازمی‌مانند و زنان از حضور در بازار کار محروم می‌شوند، پیشرفت اجتماعی و اقتصادی افغانستان نیز بیش از پیش به عقب رانده می‌شود.» این نهاد با استفاده از هشتگ «بگذارید دختران افغان آموزش ببینند» بار دیگر بر حق آموزش برای دختران و زنان در افغانستان تاکید کرده است. حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را متوقف کردند و سپس محدودیت‌هایی را بر تحصیلات دانشگاهی و اشتغال زنان نیز وضع کردند. این سیاست‌ها با انتقاد گسترده سازمان ملل و نهادهای بین‌المللی حقوق بشری روبرو شده است. سازمان ملل پیش از این نیز هشدار داده بود که ادامه محرومیت دختران و زنان از آموزش و کار، پیامدهای بلندمدتی برای اقتصاد، توسعه و ثبات اجتماعی افغانستان خواهد داشت.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 84 بازدید

صندوق امانی ویژه سازمان ملل برای افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است، به دختران و زنانی که اعتیاد را ترک می‌کنند، کمک می‌کند تا به توان‌مندی اقتصادی دست پیدا کنند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۱ سنبله) داستان دختری به نام سحر را شریک کرده است که پس از ترک اعتیاد به کار خیاطی روی آورده است و آن را به دیگران نیز آموزش می‌دهد. صندوق امانی ویژه سازمان ملل برای افغانستان در ادامه تاکید کرده است که به سحر کمک کرده برای خود یک کارگاه خیاطی راه‌اندازی کند و اکنون ماهانه بیش از ۶۰ دالر امریکایی درآمد دارد. سحر اکنون مهارت‌های خیاطی را به ۱۰ دختر دیگر آموزش می‌دهد. او افزوده است: «می‌خواهم به دختران دیگر کمک کنم.» در حالی سازمان ملل بر ایجاد کسب‌وکار برای زنان تاکید دارد که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب