برچسب: افغانستان

7 ساعت قبل - 13 بازدید

در یکی از کوچه‌های خاکی غرب کابل، جایی که دیوارهای بلند گِلی خانه‌ها مثل دیوارهای خاموش رازهای زیادی را در خود نگه داشته‌اند، دختری زندگی می‌کرد که نامش زینب بود. خانه‌ی آن‌ها شبیه بسیاری از خانه‌های دیگر محل بود؛ یک حویلی کوچک با دروازه‌ی آهنی زنگ‌زده، چند اتاق که دور یک حیاط جمع شده بودند و یک درخت توت که سال‌ها پیش پدر زینب آن را کاشته بود. اما اگر کسی از بیرون به آن خانه نگاه می‌کرد، هرگز نمی‌فهمید که پشت دیوارهای گِلی چه روزها و شب‌های سنگینی می‌گذرد. زندگی زینب در ظاهر ساده بود، اما در حقیقت سرشار از دردهایی بود که هیچ‌کس آن‌ها را نمی‌دید. او دختری نوزده‌ساله بود با چشمانی تیره و صورتی که همیشه نوعی اندوه خاموش در آن دیده می‌شد. وقتی کوچک‌تر بود، همسایه‌ها می‌گفتند: «این دختر خیلی آرام است.» اما هیچ‌کس نمی‌دانست که آن آرامی نتیجه‌ی سال‌ها ترس و سکوت است. زینب تا چند سال پیش شاگرد مکتب بود. او از همان دخترهایی بود که همیشه دفترچه‌هایش مرتب بود، کتاب‌هایش را با دقت در بغل می‌گرفت و هر صبح زودتر از بسیاری از هم‌صنفی‌هایش به مکتب می‌رسید. مکتب برای او فقط جایی برای درس خواندن نبود؛ جایی بود که می‌توانست چند ساعت از فضای سنگین خانه دور باشد، جایی که صدای خنده‌ی دختران دیگر در دهلیزها می‌پیچید و معلم‌ها گاهی از آینده‌ای بهتر حرف می‌زدند. اما آن روز که اعلام شد دختران دیگر اجازه‌ی ادامه‌ی مکتب ندارند، زینب احساس کرد دروازه‌ای که به دنیای روشن‌تری باز می‌شد ناگهان بسته شده است. آن روز وقتی با دوستانش از مکتب بیرون آمد، هیچ‌کس حرف نمی‌زد. فقط صدای قدم‌هایشان روی خاک کوچه شنیده می‌شد و بعضی از دخترها آرام گریه می‌کردند. زینب وقتی به خانه رسید، کتاب‌هایش را در گوشه‌ای گذاشت، اما تا مدت‌ها نتوانست به آن‌ها دست بزند؛ انگار آن کتاب‌ها یادآور رؤیایی بودند که حالا دیگر وجود نداشت. از آن زمان به بعد، زندگی او به‌تدریج محدودتر شد. بیشتر روزها را در خانه می‌گذراند، به مادرش در کارهای خانه کمک می‌کرد، لباس می‌شست، نان می‌پخت و گاهی از پنجره‌ی کوچک اتاقشان به کوچه نگاه می‌کرد. در آن کوچه بچه‌ها بازی می‌کردند و مردها گاهی از کار برمی‌گشتند، اما برای زینب آن کوچه بیشتر شبیه مرزی بود که اجازه‌ی عبور از آن را نداشت. پدرش مردی بود که سال‌ها در بازار کارگری کرده بود و زندگی سخت او را خسته و عصبی کرده بود. وقتی به خانه می‌آمد، اغلب سکوت می‌کرد، اما گاهی کوچک‌ترین موضوعی کافی بود تا خشمش فوران کند. برادر بزرگ زینب نیز کم‌کم همان رفتار را یاد گرفته بود؛ او همیشه می‌گفت دختر باید در خانه بماند و اگر زینب گاهی می‌خواست به خانه‌ی اقوام برود یا کمی بیرون هوا بخورد، با مخالفت شدید او روبه‌رو می‌شد. مادر زینب زنی بود که بیشتر عمرش را در سکوت گذرانده بود. او همیشه تلاش می‌کرد میان پدر و بچه‌ها آرامش ایجاد کند، اما خودش هم بارها قربانی همان خشونتی بود که در خانه جریان داشت. وقتی زینب از درد دل می‌گفت، مادرش آهی می‌کشید و فقط می‌گفت: «دخترم، زندگی همین است. زن باید صبر داشته باشد.» این جمله برای زینب مثل دیواری بود که هیچ راهی برای عبور از آن وجود نداشت. او کم‌کم احساس می‌کرد صدایش در خانه شنیده نمی‌شود و آرزوهایش برای هیچ‌کس اهمیتی ندارد. روزها می‌گذشتند و او بیشتر در خود فرو می‌رفت. شب‌ها وقتی همه می‌خوابیدند، گاهی دفترچه‌ای را که در صندوقچه‌اش پنهان کرده بود بیرون می‌آورد و جملاتی پراکنده درباره‌ی احساساتی که نمی‌توانست با کسی در میان بگذارد، می‌نوشت. خشونت در خانه فقط به فریاد و توهین محدود نمی‌شد. گاهی وقتی پدر یا برادرش عصبانی می‌شدند، دستشان هم بالا می‌رفت. آن لحظه‌ها برای زینب از همه سخت‌تر بود؛ نه فقط به خاطر درد جسمی، بلکه به خاطر احساسی که در دلش می‌نشست، احساسی از بی‌ارزشی و تحقیر. بعد از هر بار دعوا، خانه دوباره در سکوت فرو می‌رفت، انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. اما زینب می‌دانست که هر بار چیزی در دلش می‌شکند. زمستان آن سال سردتر از همیشه بود. برف سنگینی روی بام‌های کابل نشسته بود و کوچه‌ها لغزنده و خاموش بودند. یک شب که هوا به‌شدت سرد بود، دعوای بزرگی در خانه‌ی آن‌ها رخ داد. پدر زینب به خاطر مسئله‌ای کوچک عصبانی شده بود و فریاد می‌زد. برادرش هم به او پیوسته بود و هر دو با صدای بلند حرف می‌زدند. زینب در گوشه‌ی اتاق نشسته بود و احساس می‌کرد نفس کشیدن برایش سخت شده است. آن لحظه‌ها انگار همه‌ی سال‌های درد و تحقیر در ذهنش جمع شده بود. او احساس می‌کرد دیگر جایی برای فرار ندارد؛ نه مکتبی هست، نه کاری که بتواند انجام دهد و نه کسی که درد دلش را بشنود. وقتی دعوا تمام شد و همه به اتاق‌هایشان رفتند، خانه در سکوت فرو رفت، اما در دل زینب طوفانی برپا بود. آن شب تا دیر وقت بیدار ماند، به سقف نگاه می‌کرد و به زندگی‌اش فکر می‌کرد. احساس می‌کرد آینده برایش تاریک و بسته است. فکرهایی در ذهنش می‌چرخید که تا آن روز اجازه ورود به آن‌ها را نداده بود، اما حالا مثل سایه‌ای سنگین او را دنبال می‌کردند. وقتی همه خواب بودند، آرام از اتاق بیرون آمد و به آشپزخانه رفت. در قفسه‌ی کوچک کنار دیوار، بطری کوچکی بود که برای از بین بردن حشرات استفاده می‌شد. دستش می‌لرزید وقتی آن را برداشت. برای لحظه‌ای مکث کرد و به حیاط تاریک نگاه کرد؛ برف آرام روی زمین می‌نشست و همه‌چیز در سکوت فرو رفته بود. در آن لحظه زینب احساس کرد زندگی برایش به بن‌بست رسیده است. بطری را باز کرد و بوی تند آن در هوا پیچید. اشک در چشمانش جمع شده بود. زیر لب چیزی شبیه دعا گفت و بعد جرعه‌ای از آن نوشید. چند لحظه بعد بدنش شروع به لرزیدن کرد و درد شدیدی در شکمش پیچید. بطری از دستش افتاد و صدای برخورد آن با زمین سکوت خانه را شکست. مادرش که از خواب بیدار شده بود، به آشپزخانه آمد و وقتی زینب را روی زمین دید، فریاد زد. پدر و برادرانش با عجله آمدند و او را به شفاخانه رساندند. ساعت‌ها در شفاخانه گذشت. پزشکان تلاش کردند تا سم را از بدنش خارج کنند. مادرش در گوشه‌ای نشسته بود و بی‌صدا گریه می‌کرد و پدرش با چهره‌ای که برای نخستین‌بار در آن نشانی از ترس دیده می‌شد، در راهرو قدم می‌زد. بالاخره پس از تلاش طولانی، پزشکان گفتند زینب زنده خواهد ماند. وقتی او چشم‌هایش را باز کرد، نور سفید چراغ‌های شفاخانه را دید و برای لحظه‌ای نمی‌دانست کجاست. گلویش خشک بود و بدنش هنوز درد می‌کرد، اما او نفس می‌کشید؛ زنده بود. آن شب وقتی دوباره به خانه برگشتند، سکوتی سنگین حاکم بود. هیچ‌کس چیزی نمی‌گفت. زینب روی بسترش دراز کشید و به سقف نگاه کرد. او هنوز نمی‌دانست آینده‌اش چگونه خواهد بود، اما می‌دانست که از لبه‌ی مرگ برگشته است. در دلش احساسی عجیب وجود داشت؛ ترکیبی از درد، خستگی و شاید جرقه‌ای کوچک از امید. شاید زندگی هنوز راهی برای ادامه داشته باشد، حتی اگر آن راه دشوار و طولانی باشد. زینب آن شب در سکوت فکر می‌کرد که اگر روزی دوباره فرصت پیدا کند، شاید بتواند داستان زندگی‌اش را جایی بنویسد؛ داستان دختری که در میان تاریکی‌ها تا مرز نابودی رفت، اما هنوز زنده ماند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


15 ساعت قبل - 57 بازدید

مسوولان حکومت سرپرست می‌گویند که چهار عضو یک خانواده، از جمله دو کودک، در پی حملات توپخانه‌ای پاکستان بر ولایت خوست کشته و سه کودک دیگر به شدت زخمی شده‌اند. حمدالله فطرت، معاون سخنگوی حکومت فعلی امروز (پنج‌شنبه، ۲۱ حوت) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که سربازان پاکستانی به ولسوالی علی‌شیر-تریزیو ولایت خوست حملات توپخانه‌ای انجام دادند. در اعلامیه آمده است که در این حمله یک مرد، یک زن و همچنان یک کودک پسر و یک دختر کشته شده‌اند. آقای فطرت در ادامه تاکید کرده است که این حمله به خیمه‌های کوچی‌ها برخورد کرده است. معاون سخنگوی حکومت سرپرست در ادامه افزوده است که در این حمله سه کودک دیگر زخمی شده‌اند. همچنین مسوولان حکومتی افزوده‌اند که سربازان پاکستان به برخی ولسوالی‌های ولایت کنر نیز حمله کرده‌اند. قابل ذکر است که سازمان ملل شمار تلفات غیرنظامیان در پی حملات پاکستان را بیش از ۵۰ تن اعلام کرده است. اما مسوولان حکومت فعلی شمار تلفات غیرنظامیان را بیش از ۱۰۰ تن می‌دانند.

ادامه مطلب


16 ساعت قبل - 77 بازدید

صندوق ویژه اعتماد افغانستان در سازمان ملل در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از سال ۲۰۲۱ میلادی تا اکنون بیش از چهار میلیون زن را در کشور پشتیبانی کرده است. این صندوق امروز (پنج‌شنبه، ۲۱ حوت) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این تعداد زنان و دختران از طریق برنامه‌های پشتیبانی‌شده از سوی این صندوق حمایت شده‌اند. صندوق ویژه اعتماد افغانستان در سازمان ملل در ادامه تاکید کرده است زنان و دختران را که به جامعه خود کمک می‌کنند، پشتیبانی و از آنان حمایت می‌کند. قابل ذکر است که نهادهای مختلف سازمان ملل پس از سال ۲۰۲۱ میلادی و در پی وضع محدودیت‌های حکومت سرپرست، توجه بیش‌تری به زنان نشان داده‌اند. این در حالی است که دولت زنان و دختران افغانستان را از آموزش، کار و آزادی‌های فردی محروم کرده‌اند. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


17 ساعت قبل - 88 بازدید

ریچارد لیندسی، نماینده‌ی ویژه‌ی بریتانیا در امور افغانستان، بار دیگر بر حمایت کشورش از زنان و دختران افغانستانی تاکید کرده و خواستار تامین حقوق اساسی آنان شده است. آقای لیندسی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بریتانیا همچنان در کنار زنان و دختران در افغانستان ایستاده است و از تلاش‌ها برای ایجاد یک کشور صلح‌آمیز و فراگیر برای آنان حمایت می‌کند. او در ادامه تاکید کرده است: «ما همچنان متعهد به افغانستانی هستیم که در آن زنان بتوانند به‌طور کامل در جامعه حضور داشته باشند.» نماینده‌ی بریتانیا در امور افغانستان، با اشاره به سخن‌های جکی اسمیت، معاون امور زنان و برابری در حکومت بریتانیا، تاکید کرده که لندن نیز از افزایش محدودیت‌ها و سرکوب زنان افغانستان عمیقاً نگران است. قابل ذکر است که بانو اسمیت روز دوشنبه در نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره‌ی وضعیت افغانستان سخنرانی کرد. او در این نشست ضمن ابراز نگرانی جدی از وضعیت زنان افغانستانی گفت که اصول‌نامه‌ی جزایی دادگاه‌های افغانستان عملاً «خشونت خانگی در برابر زنان را مشروعیت داده است». همچنین در این نشست، مقام‌های بریتانیایی تاکید کردند که حمایت از حقوق زنان و دختران، یکی از محورهای اصلی سیاست این کشور در برابر افغانستان باقی خواهد ماند.

ادامه مطلب


19 ساعت قبل - 88 بازدید

فرماندهی پولیس در ولایت فراه اعلام کرده است که یک زن در ولسوالی گلستان این ولایت توسط همسرش به قتل رسیده است. فرماندهی پولیس با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این زن روز (دوشنبه‌، ۱۸ حوت) توسط همسرش با استفاده از سلاح «کلاشینکوف» به شکل بسیار فجیع قتل رسیده است. این فرماندهی در مورد علت قتل این زن چیزی نگفته است. اما بیشتر این رویدادها در نتیجه‌ی خشونت‌های خانگی رخ می‌دهد. فرماندهی پولیس در فراه گفته است که همسر این زن را در پیوند به قتل او بازداشت کرده است. این فرماندهی افزوده است که بررسی‌های بیشتر برای روشن شدن این رویداد آغاز شده است. ده روز پیش نیز یک مرد در مرکز این ولایت، مادر و برادرش را با شلیک گلوله به قتل رسانده و دو عضو دیگر خانواده‌اش را زخمی کرده بود. پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، قتل‌های مرموز زنان، کودکان و جوان در در سراسر کشور افزایش کم‌پیشینه یافته است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 80 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان، با اشاره به تحولات ایران و حمله آمریکا و اسرائیل بر این کشور، از وضعیت کودکان بازگشته از ایران به شدت ابراز نگرانی کرده است. تاج‌الدین ایواله، نماینده یونیسف در افغانستان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که درگیری‌ها در ایران خطرات فوری برای کودکان در مرزها ایجاد کرده است. در اعلامیه آمده است که بسیاری از خانواده‌ها با کودکان، در سفر غیرمنتظره به کشور بازمی‌گردند و نمی‌دانند با چه سرنوشتی روبرو خواهند شد. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که با افزایش تعداد بازگشته‌ها، خطرات بیشتری کودکان را تهدید خواهد کرد. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد افزوده است که در سال ۲۰۲۵ میلادی حدود سه میلیون مهاجر از کشورهای همسایه بازگردانده شدند که ۶۰ درصد آن‌ها خانواده‌های با کودک بودند. نماینده یونیسف گفته است: «امروز مستقیماً از افرادی که از مرز وارد شده‌اند، شنیدم که سفرهایی تقریباً غیرممکن را توصیف می‌کنند، پر از عدم اطمینان درباره آنچه در پیش است. بسیاری از آن‌ها نیاز فوری به حمایت صحی دارند و به وضوح گیج و سردرگم هستند و به دنبال اطلاعات ابتدایی درباره کارهایی که باید انجام دهند، می‌گردند.» در اعلامیه آمده است که در اوج بازگشت‌ها در سال گذشته، یونیسف از بیش از هشت هزار کودک بدون همراه و جدا شده از ایران و پاکستان حمایت کرده است. همچنین یونیسف از درگیری نظامی میان نیروهای حکومت فعلی و پاکستان در ولایت‌های مرزی ابراز نگرانی کرده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 82 بازدید

سازمان نجات کودکان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در جریان درگیری‌های مسلحانه مرزی میان نیروهای حکومت سرپرست و پاکستان، حدود ۶۸ هزار کودک در شرق افغانستان مجبور به ترک خانه‌های خود شده‌اند و صدها مرکز آموزشی نیز تعطیل شده است. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که در نتیجه درگیری‌ها، بیش از ۱۳۴ هزار نفر به دلیل اختلال در برنامه‌های صحی، تغذیه، حفاظت از کودک و آموزش تحت تاثیر قرار گرفته‌اند. در گزارش آمده است که بیش از ۸ هزار کودک که پیش از این تحت حمایت سازمان نجات کودکان و شرکایش بودند، در حال حاضر امکان حضور در مکتب را ندارند و به حمایت فوری روانی و اجتماعی نیاز دارند. همچنین در گزارش تاکید شده است که برخی از مراکز مراقبت از کودکان نیز به‌طور موقت تعطیل شده‌اند. طبق گزارش سازمان ملل متحد، از آغاز این درگیری‌ها، دست‌کم ۵۶ نفر کشته و بیش از ۱۲۰ نفر زخمی شده‌اند که اکثریت آن‌ها زنان و کودکان هستند. در گزارش‌ها آمده است که بسیاری از خانواده‌ها، از جمله کسانی که پیش از این در زلزله مرگبار تابستان سال گذشته در ولایت‌های کنر و ننگرهار آواره شده بودند، اکنون مجبور به جابه‌جایی دوم شده‌اند. این در حالیست که هنوز حدود ۴۹ هزار نفر از اثر آن زمین‌لرزه آواره هستند. ارشاد ملک، از مدیران سازمان نجات کودکان گفت: «ده‌ها هزار کودک همه چیزهایی را که به آن‌ها ثبات و امنیت می‌داد، از دست داده‌اند. آن‌ها از خانه‌های شان رانده شده، از آموزش و خدمات صحی محروم بی‌بهره شده‌اند. این درگیری‌ها عواقب ویرانگری برای کودکان و خانواده‌های شان داشته است. تنها راه واقعی برای حفاظت از جان کودکان، توقف خشونت است.» او در ادامه افزوده است: «ما فوراً از تمام طرف‌ها می‌خواهیم که تنش‌ها را کاهش دهند، غیرنظامیان به‌ویژه کودکان را محافظت کنند و برای برقراری آتش‌بس قطعی، خصومت‌ها را کنار بگذارند.»

ادامه مطلب


2 روز قبل - 76 بازدید

سازمان جهانی کار در افغانستان اعلام کرده است که مشارکت زنان در برنامه‌های کاری، افزون بر ایجاد فرصت‌های شغلی، به تقویت تاب‌آوری و توان‌مندسازی اقتصادی و اجتماعی آنان نیز کمک کرده است. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که روی‌کرد‌های مبتنی بر شرایط محلی و مشارکت جامعه می‌تواند که زمینه‌ی حضور امن زنان در برنامه‌های اشتغال را فراهم کند. در ادامه آمده است که برنامه‌ی سرمایه‌گذاری اشتغال‌محور، با ترکیب استخدام فراگیر، مشارکت جامعه، ایجاد محیط‌های کاری سازگار، آموزش مهارت‌ها و ایجاد سازوکارهای پس‌انداز تلاش کرده تا فرصت‌های کاری را برای زنان فراهم کند. سازمان جهانی کار در افغانستان تاکید کرده است که مشارکت زنان در این برنامه‌ها به تقویت توان‌مندسازی اقتصادی و اجتماعی آنان انجامیده است. زنان از طریق این فعالیت‌ها کسب درآمد کرده، مهارت‌های فنی و کارآفرینی خود را گسترش داده و در نتیجه امنیت اقتصادی و اعتمادبه‌نفس آنان افزایش یافته است. همچنین سازمان جهانی کار افزوده است که حضور زنان در این برنامه‌ها به تغییر نگرش‌ها در سطح جامعه نیز کمک کرده؛ به‌گونه‌ای که گفتگوهای دوام‌دار با جامعه، اجرای فراگیر برنامه‌ها و نشان دادن دست‌آورده‌های بهتر برای خانواده‌ها، به کاهش مقاومت‌های اولیه و افزایش پذیرش نقش اقتصادی زنان در جامعه انجامیده است. قابل ذکر است که در سال‌های پسین، شماری از نهادها و موسسه‌ها تلاش کرده که در بخش‌های باقی‌مانده برای زنان زمینه‌ی آموزش حرفه را فراهم کند. در پی ممنوعیت کاری زنان، فقر و گرسنگی بیش‌تر خانواده‌های زیر سرپرستی زنان را در افغانستان تهدید می‌کند. با وجود این ممنوعیت‌ها، سازمان جهانی کار پیش‌تر برنامه‌هایی آموزشی و معیشتی در برخی بخش‌های محدود باقی‌مانده برای زنان راه‌اندازی کرده تا آنان بتوانند از فرصت‌های اندک موجود برای آموزش و کار بهره‌مند شوند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 153 بازدید

سیما سمر، رییس پیشین کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در تازه‌ترین مورد مدعی شده است که منع آموزش دختران در افغانستان، آنان را به ازدواج‌های اجباری وادار می‌کند. خانم سمر این اظهارات را در برنامه‌ای که به مناسبت هشتم مارچ، روز جهانی همبستگی زنان توسط «هزاره‌های حوزه نیوانگلند» در شهر بوستون ایالت ماساچوست آمریکا برگزار شده بود، مطرح کرده و محدودیت‌های گسترده حکومت سرپرست علیه زنان و دختران در افغانستان را نمونه‌ی آشکار آپارتاید جنسیتی عنوان کرده و بر «ثبت و جرم‌انگاری آپارتاید جنسیتی در کنوانسیون جرایم علیه بشریت» تاکید کرده است. وی در ادامه تاکید کرد: «دولت به‌طور سیستماتیک و دوامدار زنان افغانستان را از حقوق‌شان منع می‌کنند و این نقض حقوق بشر است.» رییس پیشین کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در این نشست بر ثبت و مستندسازی نقض حقوق بشر در افغانستان تاکید کرده و گفته برای پاسخ‌گوسازی عاملان نقض حقوق بشر در دادگاه‌های بین‌المللی نیاز به اسناد مستند و معتبر است. همچنین او در بخشی از صحبت‌هایش افزود که در برابر بی‌عدالتی نباید سکوت کرد و با آگاهی‌دهی و اطلاع‌رسانی دقیق می‌توان شرایط را تغییر داد. در حالی سیما سمر از منع آموزش دختران افغانستان انتقاد می‌کند که حکومت سرپرست پس از تسلط دوباره بر افغانستان، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را منع کردند و سپس دروازه‌ی دانشگاه‌ها را نیز به‌روی زنان و دختران بستند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 170 بازدید

نمایندگی اتحادیه‌ اروپا برای افغانشتان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به زنان و دختران در این کشور کمک می‌کند تا تجارت‌های محلی خود را توسعه بدهند. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۱۹ حوت) با نشر داستان نازیه بهارستانی از بدخشان را در حساب کاربری ایکس خود گفته است که او، با کمک اتحادیه‌ی اروپا توانسته فعالیتش را از یک بخش صنایع دستی سنتی، به پنج بخش گسترش دهد. اتحادیه‌ی اروپا در ادامه تاکید کرده است که کارگاه نازیه، اکنون زنان را به کار گرفته و آموزش می‌هد و صنایع دستی سنتی را به فرصت‌های پایدار معیشتی بدل می‌کند. همچنین اتحادیه‌ی اروپا، پیش از این گفته بود که در چهارچوت توسعه‌ی توان‌مندی اقتصادی زنان، از کسب‌وکارهای محلی به رهبری زنان پشتیبانی می‌کند. در این برنامه به زنان کمک می‌شود که تجارت‌ها خود را گسترش داده و فرصت‌های کاری را به دیگر زنان نیز فراهم کنند. در حالی اتحادیه اروپا تعهد همکاری به زنان و دختران افغانستان داده است که حکومت سرپرست پس از تسلط دوباره بر افغانستان، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را منع کردند و سپس دروازه‌ی دانشگاه‌ها را نیز به‌روی زنان و دختران بستند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب