برچسب: افغانستان

2 ساعت قبل - 48 بازدید

خبرگزاری باختر گزارش داده است که کار ساخت ساختمان یک مکتب در روستای تمکی ولسوالی قره‌باغ ولایت غزنی، با هزینه‌ی شخصی باشندگان این روستا تکمیل و به بهره‌برداری سپرده شد. این خبرگزاری گزارش داده است که این مکتب در سه جریب زمین در یک طبقه ساخته شده و دارای هشت صنف درسی، تالار جلسات، یک اتاق اداری، کتاب‌خانه و سیستم آب و برق است. در گزارش آمده است که ساخت این مکتب ۶٫۲ میلیون افغانی هزینه برداشته است که این بودجه از سوی مردم تامین شده است. در اعلامیه آمده است که با تکمیل این مکتب، مکان مناسب آموزشی برای ۳۰۰ دانش‌آموز فراهم شده است. کمبود ساختمان درسی، یکی از چالش‌های جدی در ولسوالی‌ها و مناطق دوردست است. قابل ذکر است که در پنج سال گذشته، حکومت سرپرست بیشتر روی ساخت و گسترش مدارس دینی متمرکز بوده‌اند. بااین‌حال، در برخی از ولایت‌ها خود مردم برای ساخت مکتب اقدام کرده‌اند. پیش از این نیز باشندگان ولایت غزنی چندین مکتب را در مناطق مختلف این ولایت با هزینه شخصی خود ساخته‌اند. این در حالی است که پس از سلطه مجدد حکومت فعلی به قدرت، دختران بالاتر از صنف ششم از رفتن به مکتب محروم شده‌اند.

ادامه مطلب


5 ساعت قبل - 61 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به کودکان در افغانستان واکسن‌های نجات‌بخش را می‌رساند. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که با همکاری بسیج‌کنندکان اجتماعی و واکسیناتورها، کارزار تسریعی و چندگانه‌ی واکسیناسیون را راه انداخته است. در اعلامیه آمده است که این کارزار به کودکانی هیچ واکسن دریافت نکرده‌اند یا واکسیناسیون‌شان ناقص بود، واکسن رسانده است. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد از شهروندی به نام حبیب‌الله‌ نام برده که پنج نوه‌اش را با کراچی به تیم واکسیانسیون‌ رسانده و واکسن‌های آن‌ها تطبیق شده است. همچنین پیش از این نهاد «افغانستان عاری‌از پولیو» از شهروندان افغانستان خواستار همکاری در تطبیق واکسیناسیون به ویژه واکسن ضد بیماری فلج کودکان شده بود. افغانستان یکی از معدود کشورهایی است که هنوز هم بیماری‌های قابل پیش‌گیری با واکسن‌ از شهروندان آن قربانی می‌گیرد. افغانستان و پاکستان تنها کشورهایی استند که بیماری فلج کودکان، هنوز به گونه‌ی کامل در آن‌ها ریشه‌کن نشده است. قابل ذکر است که فلج کودکان، یک بیماری ویروسی بسیار مسری است که عمدتاً کودکان زیر پنج سال را تهدید می‌کند و در موارد شدید می‌تواند باعث فلج دایمی شود. واکسیناسیون یکی از مهم‌ترین راه‌های پیش‌گیری از این ابتلا به این بیماری است.

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 84 بازدید

رسانه‌های بین‌المللی اعلام کردند که خانه‌ فرهنگ افغانستان در شهر مادرید، پایتخت اسپانیا، با حضور بیش از ۱۵۰ تن از شهروندان افغانستان و اسپانیا، نمایندگان انجمن‌های فرهنگی و اجتماعی و نماینده کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان در این کشور افتتاح شد. این نهاد با نشر اعلامیه‌ گفته است که وضعیت زنان و دختران افغانستان و محرومیت آن‌ها از آموزش، کار و مشارکت اجتماعی، از محورهای اصلی برنامه‌ گشایش این مرکز بود. اشتراک‌کنندگان با ابراز نگرانی از محدودیت‌های گسترده در برابر زنان و دختران در افغانستان، بر ضرورت حمایت از حقوق اساسی آن‌ها و تقویت همبستگی برای رساندن صدای‌ شان به جامعه‌ی جهانی تاکید کردند. اسرایل ناصری، رییس خانه‌ی فرهنگ افغانستان، در این برنامه گفت: «تحصیل دختران خط سرخ ما است.» وی بر ضرورت تلاش مشترک شهروندان افغانستان مقیم اسپانیا برای دفاع از حقوق اساسی مردم افغانستان و حفظ ارزش‌های فرهنگی تاکید کرد. خانه‌ی فرهنگ افغانستان با هدف تقویت همبستگی میان شهروندان افغانستان ‌مقیم اسپانیا، حفظ فرهنگ و هویت افغانستان و ایجاد زمینه‌ی همکاری برای رسیدگی به مشکلات مهاجران تاسیس شده است. افتتاح این مرکز در حالی صورت می‌گیرد که زنان و دختران در افغانستان با محدودیت‌های گسترده در زمینه آموزش، اشتغال و حضور در عرصه‌های عمومی روبرو هستند.

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 82 بازدید

شهاب‌الدین دلاور، رییس جمعیت هلال احمر افغانی با انتقاد از جامعه جهانی می‌گوید که کمک‌ کشورها به این نهاد بسیار محدود است و در حال حاضر، کمک‌ها تنها در حدی است که «نمیریم». آقای دلاور این اظهارات را در نشستی به مناسبت هفته ویژه جمع‌آوری کمک‌های جمعیت هلال‌احمر افغانستان مطرح کرده و از به ‌رسمیت‌شناخته‌ نشدن اداره حکومت سرپرست انتقاد کرد. وی تاکید کرد: «به همین دلیل، کمک‌ها از هر طرف بسیار محدود است و دریچه کوچکی را باز گذاشته‌اند تا نه افغانستانی‌ها زنده بمانند و نه بمیرند. بنابراین، ما باید خودمان دست به کار شویم.» همچنین در بخش دیگری از این نشست، عبدالسلام حنفی، معاون اداری رییس‌وزرای حکومت فعلی، بر کمک‌رسانی به جمعیت هلال‌احمر افغانستان تاکید کرد. او بدون نام بردن از هیچ کشوری گفت که کشورهای مختلف هر روز حدود هزار شهروند افغانستان را به‌ اجبار از خاک خود اخراج می‌کنند. حنفی افزود: «در سال‌های اخیر، شمار مهاجرانی که به افغانستان بازگشته‌اند، به بیش از هشت میلیون نفر رسیده است و همه آنان به کمک نیاز دارند.» در پایان این نشست، یوهانس بروور، رییس کمیته بین‌المللی صلیب سرخ در افغانستان، و جمعیت هلال‌احمر افغانستان توافق‌نامه همکاری مشترک برای سال‌های ۲۰۲۷ تا ۲۰۲۹ میلادی را امضا کردند. این اظهارات درباره درخواست کمک در حالی مطرح می‌شود که بسیاری از نهادهای بین‌المللی در گزارش‌های خود اعلام کرده‌اند که اکنون بیش از نیمی از جمعیت افغانستان به کمک‌های فوری بشردوستانه نیاز دارند.

ادامه مطلب


19 ساعت قبل - 100 بازدید

روزهایی بود که مریم آرزو می‌کرد کاش برای چند ساعت هم که شده، هیچ‌کس از او چیزی نخواهد؛ نه صاحب‌خانه کرایه‌اش را مطالبه کند، نه مادرش برای خرید دوا نگران باشد، نه خواهرانش از نیازهای مکتب سخن بگویند و نه کسی از او بپرسد که فردا چگونه زندگی خواهند کرد. دلش می‌خواست صبحی از خواب برخیزد و مانند دختران هم‌سن‌وسالش، بدون آن‌که سنگینی بار مسئولیت را بر شانه‌هایش احساس کند، به آینده بیندیشد. اما در زندگی او، حتی آرزو کردن نیز گاهی به کاری دشوار تبدیل می‌شد؛ زیرا هر آرزو، پیش از آن‌که در ذهنش شکل بگیرد، با پرسشی تلخ روبه‌رو می‌شد: هزینه آن را از کجا فراهم خواهد کرد؟ مریم بیست‌وسه سال داشت و در یکی از محله‌های کم‌درآمد کابل، همراه مادر و دو خواهر کوچک‌ترش زندگی می‌کرد. پدرش چند سال پیش، پس از یک دوره بیماری، درگذشته بود و از آن زمان، زندگی خانواده‌شان دگرگون شده بود. مادرش با خیاطی در خانه می‌کوشید بخشی از هزینه‌های روزانه را تأمین کند، اما درآمد اندک و نامنظم او برای پرداخت کرایه خانه، خرید مواد غذایی، تهیه دوا و برآورده ساختن نیازهای آموزشی دو دخترش کافی نبود. مریم پس از فراغت از مکتب امیدوار بود تحصیلاتش را ادامه دهد و شغلی پیدا کند که درآمد آن بتواند وضعیت زندگی خانواده‌اش را بهبود ببخشد؛ اما مشکلات اقتصادی او را زودتر از آن‌چه انتظار داشت، وارد دنیای دشوار کار و مسئولیت کرده بود. صبح‌های مریم با صدای زنگ ساعت آغاز نمی‌شد؛ او معمولاً پیش از آن‌که خانه‌های همسایه‌ها روشن شوند، از خواب بیدار بود. نخست به کارهای خانه رسیدگی می‌کرد، سپس لباس می‌پوشید و وسایل مورد نیازش را برمی‌داشت تا راهی کارگاه کوچک خیاطی در شهر شود. در مسیر راه، گاهی به دخترانی نگاه می‌کرد که با کتابچه‌های‌شان به سوی مکتب می‌رفتند یا با دوستان خود درباره درس و امتحان صحبت می‌کردند. مریم نیز زمانی چنین روزهایی داشت؛ روزهایی که نگرانی اصلی‌اش نمره امتحان و انتخاب رشته تحصیلی بود، نه پیدا کردن پول برای خرید نان و پرداخت کرایه خانه. او بارها با خود اندیشیده بود که زندگی چگونه می‌تواند در چند سال، انسان را تا این اندازه از آرزوهایش دور سازد. زمانی تصور می‌کرد پس از فراغت از مکتب، فرصت‌های زیادی پیش رویش قرار خواهند گرفت؛ اما وقتی برای پیدا کردن کار به فروشگاه‌ها و دفترهای خصوصی مراجعه کرد، با موانع گوناگونی روبه‌رو شد. بعضی کارفرمایان از او تجربه کاری می‌خواستند، برخی معاش اندکی پیشنهاد می‌کردند و در چند مورد نیز وعده استخدام به او داده شد، اما هیچ‌یک به نتیجه نرسید. سرانجام، از طریق یکی از آشنایان در یک کارگاه خیاطی مشغول کار شد؛ جایی که ساعت‌های طولانی کار می‌کرد، اما درآمدش هنوز نمی‌توانست تمام نیازهای خانواده را برآورده سازد. مریم از کار کردن گریزان نبود. او می‌دانست که برای تأمین زندگی باید تلاش کند و از این‌که می‌توانست با دستان خودش پولی به دست بیاورد، احساس رضایت داشت. آنچه خسته‌اش می‌ساخت، فاصله میان زحمتی بود که می‌کشید و نتیجه‌ای که به دست می‌آورد. گاهی تمام روز پشت ماشین خیاطی می‌نشست، چندین لباس را تکمیل می‌کرد و با دستانی خسته به خانه برمی‌گشت؛ اما پس از پرداخت هزینه رفت‌وآمد و خرید مواد غذایی، تقریباً چیزی برایش باقی نمی‌ماند. بعضی ماه‌ها نیز صاحب کارگاه به دلیل کاهش سفارش‌ها، معاش کارگران را با تأخیر می‌پرداخت و مریم ناچار می‌شد از صاحب‌خانه مهلت بیشتری بخواهد. در خانه، مادرش می‌کوشید نگرانی‌های خود را از فرزندانش پنهان کند، اما مریم به‌خوبی می‌فهمید که او نیز شب‌ها با فکر هزینه‌های فردا بیدار می‌ماند. گاهی مادرش می‌گفت که سفارش‌های خیاطی در خانه کمتر شده و مشتریان دیگر مانند گذشته لباس سفارش نمی‌دهند. در چنین روزهایی، مریم می‌کوشید کار بیشتری پیدا کند. از همسایه‌ها سفارش می‌گرفت، لباس‌های کهنه را ترمیم می‌کرد و هیچ فرصتی را که می‌توانست درآمد اندکی برای خانواده فراهم کند، از دست نمی‌داد. با وجود تمام این تلاش‌ها، مریم هنوز نمی‌توانست برای آینده خود برنامه روشنی داشته باشد. او می‌خواست مهارت‌های تازه بیاموزد، کار با کمپیوتر را یاد بگیرد و روزی در یک اداره یا شرکت مشغول کار شود؛ اما اشتراک در دوره‌های آموزشی به پول نیاز داشت و پس از ساعت‌های طولانی کار، زمان و انرژی چندانی برایش باقی نمی‌ماند. گاهی وقتی از کنار یک مرکز آموزشی می‌گذشت، به اعلان دوره‌های حرفه‌ای چشم می‌دوخت و با خود می‌گفت که اگر شرایط زندگی‌اش اندکی بهتر می‌بود، شاید می‌توانست یکی از این دوره‌ها را بگذراند و شغل مناسب‌تری پیدا کند. این فکر هم‌زمان که در دلش امید می‌کاشت، به او یادآوری می‌کرد که فقر چگونه می‌تواند حتی فرصت آموختن را از انسان بگیرد. با این همه، بزرگ‌ترین نگرانی مریم خودش نبود؛ دو خواهر کوچک‌ترش بودند که هنوز فرصت داشتند مسیر متفاوتی را در زندگی انتخاب کنند. او نمی‌خواست آنان نیز به دلیل مشکلات اقتصادی از آموزش و فرصت‌های پیشرفت محروم شوند. هرگاه خواهرانش به کتابچه، قلم یا لباس تازه نیاز پیدا می‌کردند، مریم می‌کوشید هر طور شده آن را تهیه کند. گاهی برای این کار از خرید وسایل مورد نیاز خودش صرف‌نظر می‌کرد و گاهی پولی را که برای روزهای دشوار کنار گذاشته بود، مصرف می‌کرد. او می‌دانست که نمی‌تواند همه مشکلات خانواده را یک‌باره حل کند، اما امیدوار بود دست‌کم بتواند آینده خواهرانش را بهتر از امروز خود بسازد. یک روز، وقتی مادرش به دلیل بیماری نتوانست به کارهای روزمره رسیدگی کند، مریم مجبور شد برای خرید دوا و پرداخت هزینه مراجعه به داکتر، بخشی از پول کرایه خانه را مصرف کند. تمام روز در کارگاه به این فکر می‌کرد که چگونه این کمبود را جبران خواهد کرد. پس از پایان کار، به چند آشنا زنگ زد تا شاید بتواند سفارش اضافی بگیرد، اما هیچ‌کس کار فوری نداشت. آن شب، وقتی به خانه برگشت، مادرش از او پرسید که آیا توانسته است پولی پیدا کند. مریم پاسخ روشنی نداشت. تنها گفت که تلاش می‌کند در روزهای آینده مقداری از پول را فراهم سازد. او نمی‌خواست مادرش را بیشتر نگران کند؛ به همین دلیل، پس از خوردن غذای ساده‌ای که در خانه آماده شده بود، دوباره پشت ماشین خیاطی نشست. خواهرانش در گوشه اتاق مشغول انجام تکالیف مکتب بودند و مادرش با نگرانی به دختر بزرگش نگاه می‌کرد. صدای ماشین خیاطی در سکوت خانه می‌پیچید و مریم، میان دوختن لباس و فکر کردن به هزینه‌های فردا، بار دیگر با واقعیتی روبه‌رو می‌شد که هر روز بخشی از توانش را می‌گرفت. او می‌دانست که فردا نیز باید صبح زود از خانه بیرون شود و روز دیگری را با همان مسئولیت‌ها آغاز کند؛ با این حال، در دل آرزو داشت روزی برسد که خانواده‌اش برای خرید دوا یا تهیه مواد غذایی، مجبور نباشد ساعت‌ها نگران پول بماند. آرزوی دیگر مریم این بود که روزی کارگاه کوچکی برای خودش داشته باشد. او می‌خواست در آن کارگاه، علاوه بر تأمین درآمد خانواده‌اش، برای چند زن دیگر نیز فرصت کار فراهم کند؛ زنانی که شاید مانند خودش، به دلیل فقر یا مسئولیت‌های خانوادگی نتوانسته بودند شغل مناسبی پیدا کنند. در تصورش، آن کارگاه تنها جایی برای دوختن لباس نبود؛ فرصتی بود برای آن‌که چند زن بتوانند با تکیه بر مهارت و تلاش خود، بخشی از مشکلات زندگی‌شان را حل کنند و با امید بیشتری به آینده بنگرند. تصور چنین روزی به مریم انگیزه می‌داد تا با وجود خستگی، به کار ادامه دهد. او می‌دانست که رسیدن به این هدف آسان نیست، اما نمی‌خواست تمام زندگی‌اش تنها به تلاش برای تأمین نیازهای روزانه محدود بماند. زندگی مریم بازتاب بخشی از واقعیت دشوار زنان جوان در افغانستان است؛ زنانی که برای یافتن کار مناسب، تأمین نیازهای خانواده و ساختن آینده‌ای بهتر تلاش می‌کنند، اما با فرصت‌های محدود اقتصادی و موانع اجتماعی روبه‌رو هستند. برای بسیاری از آنان، کار کردن تنها راه رسیدن به استقلال نیست، بلکه ضرورتی برای ادامه زندگی خانواده است. آنان گاهی ناچار می‌شوند آرزوهای شخصی خود را به تعویق بیندازند تا بتوانند نیازهای دیگر اعضای خانواده را تأمین کنند. در چنین شرایطی، فقر تنها سفره خانواده را کوچک‌تر نمی‌سازد؛ گاهی فرصت آموزش، رشد فردی و انتخاب آزادانه مسیر زندگی را نیز محدود می‌کند. مریم هنوز هم هر صبح از خانه بیرون می‌شود و به کارگاه می‌رود. هنوز هم وقتی معاشش را دریافت می‌کند، پیش از هر چیز به کرایه خانه، غذای خانواده و نیازهای خواهرانش می‌اندیشد. او نمی‌داند چه زمانی شرایط زندگی‌اش بهتر خواهد شد، اما نمی‌خواهد امیدش را از دست بدهد. خواسته‌اش زندگی تجملی نیست؛ او تنها می‌خواهد کار کند، درآمد کافی داشته باشد، مهارت‌های تازه بیاموزد و بتواند بدون نگرانی دائمی از فردا، برای زندگی خود تصمیم بگیرد. شاید برای بسیاری، این خواسته‌ها ساده به نظر برسند؛ اما برای دختری که هر روز میان مسئولیت‌های خانوادگی، درآمد اندک و آرزوهای نیمه‌تمام گرفتار است، رسیدن به همین خواسته‌های ساده می‌تواند به رؤیایی دور تبدیل شود. مریم همچنان تلاش می‌کند تا روزی مجبور نباشد میان نیازهای ضروری خانواده یکی را بر دیگری ترجیح دهد؛ روزی که بتواند بدون ترس از کمبود پول، برای درمان مادرش اقدام کند، نیازهای خواهرانش را برآورده سازد و بخشی از درآمدش را برای آینده خود کنار بگذارد. او هنوز در همان کارگاه کوچک کار می‌کند و هنوز بسیاری از آرزوهایش در انتظار فرصتی مناسب مانده‌اند؛ اما در دلش تصویری از زندگی دیگری دارد، زندگی‌ای که در آن تلاش کردن تنها برای زنده ماندن نباشد، بلکه راهی برای پیشرفت و ساختن آینده‌ای بهتر شود. شاید روزی مریم بتواند درهای کارگاه خودش را بگشاید و به زنانی که مانند او در میان فقر و مسئولیت گرفتارند، فرصت تازه‌ای بدهد. تا آن روز، او با دستان خسته و امیدی که هنوز خاموش نشده است، به دوختن ادامه می‌دهد؛ به این امید که فردا، برخلاف بسیاری از روزهای گذشته، تنها تکرار نگرانی‌های امروز نباشد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 73 بازدید

جان آیلیف، ریس برنامه‌ جهانی غذا در افغانستان در تازه‌ترین مورد هشدار داده است که در ماه‌های آینده، ۱۹ میلیون تن یعنی نزدیک به ۴۰ درصد جمعیت این کشور، با گرسنگی شدید روبرو خواهند شد. آقای آیلیف در گفتگو با خبرگزاری اسوشیتدپرس گفته است که شمار افرادی که از گرسنگی رنج می‌برند، بیش از هر زمان دیگری شده است. او تاکید کرده است که سوءتغذیه‌ی شدید که در صورت درمان‌نشدن می‌تواند به مرگ منجر شود، به‌ گونه نگران‌کننده‌ای در افغانستان در حال افزایش است. او تصریح کرد که در سال پیش رو نزدیک به پنج میلیون و ۳۰۰ هزار زن و کودک در افغانستان به درمان سوءتغذیه‌ی شدید نیاز خواهند داشت؛ رقمی که یک میلیون و ۳۰۰ هزار بیشتر از ۲۰۲۲ است. بر بنیاد گزارش اسوشیتدپرس، بخش سوءتغذیه شفاخانه‌ی صحن طفل اندرا گاندی، یکی از مرکزهای اصلی درمان کودکان در افغانستان، با همه ظرفیت فعالیت می‌کند و هر ۲۰ تخت آن پر است. جان آیلیف تأکید کرده است که کودکان بیشترین آسیب را از کم‌بود مواد غذایی می‌بینند؛ زیرا بدن آن‌ها هنوز در حال رشد است و به مواد مغذی بیش‌تری نیاز دارد. برنامه جهانی غذا هشدار داد که کم‌بود غذا می‌تواند آن‌ها را در معرض سوءتغذیه شدید و خطر مرگ قرار دهد. این وضعیت در حالی ادامه دارد که اقتصاد افغانستان پس از خروج نیروهای ائتلاف به رهبری ایالات متحده و بازگشت حکومت سرپرست به قدرت در سال ۲۰۲۱ میلادی، با بحران‌های جدی روبرو شده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 84 بازدید

تاج‌الدین اویوالی، نماینده یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرد که دسترسی مطمین به داروهای ایمن و باکیفیت برای کودکان و خانواده‌ها در افغانستان ضروری است. آقای اویوالی امروز (یک‌شنبه، ۲۶ میزان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که یونیسف افغانستان و یونیسف اوزبیکستان در شهر تاشکند با تولیدکنندگان دارو از سراسر منطقه دیدار کرده‌اند. وی در ادامه تاکید کرده است که هدف این دیدار بررسی زمینه‌های همکاری برای تضمین دسترسی پایدار و مطمین به داروهای ضروری در افغانستان بوده است. یونیسف در حالی بر دسترسی مطمین به داروهای ضروری در افغانستان تاکید می‌کند که در پنج سال گذشته، ارایه خدمات صحی، به‌ویژه در مناطق دوردست، با چالش‌های متعددی روبرو شده است. نبود تجهیزات صحی و داروهای باکیفیت، محدودیت‌ها بر فعالیت داکتران زن و کمبود امکانات صحی، از جمله مشکلاتی است که دسترسی شهروندان، به‌ویژه زنان و کودکان، به خدمات درمانی را با دشواری مواجه کرده است. همچنین سازمان ملل متحد در ادامه خواستار اقدام جهانی قوی‌تر برای حفاظت از کودکانی شده که با بحران‌های فزاینده روبرو هستند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 85 بازدید

یوناما یا دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که رباب فاطمه، رییس این نهاد و نماینده ویژه‌ی دبیرکل سازمان ملل متحد در امور افغانستان، وارد کابل شده است. یوناما امروز (یک‌شنبه، ۲۶ میزان) با نشر پیامی در حساب کاربری فیسبوک خود نوشته است که رباب فاطمه رسما وظایف خود را آغاز کرده است. رباب فاطمه، دیپلمات زن اهل بنگلادش است که حدود سه ماه پیش به‌عنوان نماینده‌ ویژه‌ی جدید دبیر کل سازمان ملل متحد در افغانستان تعیین شده بود. این دیپلمات بنگلادشی جانشین روزا اوتونبایوا، دیپلمات قیرقیزستانی شده است که مأموریتش در سپتامبر ۲۰۲۵ میلادی به پایان رسید. قابل ذکر است که پس از پایان ماموریت خانم اوتنبایوا به عنوان رییس یوناما، جورجت گانیون، معاون سیاسی یوناما، سرپرستی دفتر این نهاد در افغانستان را به عهده داشت. رباب فاطمه بیش از ۳۰ سال تجربه در عرصه‌های خدمات ملکی در سطح ملی و بین‌المللی دارد. او دارای مدرک ماستری در روابط بین‌الملل و دیپلماسی دانشگاه تافتس امریکا و لیسانس امور اجتماعی دانشگاه کانبیرا در استرالیا می‌باشد. همچنین خانم فاطمه اولین زنی است که ریاست کمیسیون تحکیم صلح سازمان ملل متحد را بر عهده داشته و در گذشته به عنوان سفیر بنگلادش در جاپان و نماینده منطقه‌ای در سازمان بین‌المللی مهاجرت نیز خدمت کرده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 81 بازدید

سازمان همکاری اسلامی در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که گفتگو با حکومت سرپرست درباره حق آموزش و کار دختران و زنان در افغانستان ادامه دارد. اسماعیل بن شیخ احمد، دبیرکل سازمان همکاری اسلامی در پنجاه‌ودومین نشست شورای وزیران خارجه این سازمان در بغداد گفت که این نهاد به گفتگو با مقام‌های حکومت فعلی درباره حقوق زنان و دختران، بر اساس ارزش‌های اسلامی، ادامه می‌دهد. دبیرکل این سازمان بر حمایت از نیازهای بشردوستانه و اقتصادی مردم افغانستان تاکید کرده است. در اعلامیه آمده است که این سازمان در کنار پیگیری موضوع آموزش و کار زنان و دختران، از تلاش‌ها برای تأمین نیازهای بشردوستانه و اقتصادی مردم افغانستان نیز حمایت می‌کند. این نشست دو روزه با شعار «گفتگو و همبستگی؛ دو رکن اساسی برای تقویت صلح و توسعه پایدار» در بغداد برگزار شد. وضعیت افغانستان از جمله موضوعات مورد بحث در پنجاه‌ودومین نشست شورای وزیران خارجه سازمان همکاری اسلامی بود. در همین حال، فرستاده ویژه دبیرکل سازمان همکاری اسلامی برای افغانستان در جریان سفر اخیرش به کابل، با وزیران صحت عامه و معارف دیدار کرده است. به گفته‌ی این سازمان، در این دیدارها نیازهای بخش صحت، برنامه‌های پیشنهادی برای توسعه آموزش و حق تحصیل دختران بررسی شده است. طارق علی بخیت، فرستاده ویژه دبیرکل، در دیدار با وزیر صحت عامه حکومت فعلی بر اهمیت حضور کارمندان زن متخصص در ارائه خدمات صحی و فراهم‌کردن فرصت‌های آموزش و تحصیل پزشکی برای دختران تأکید کرده است. همچنین او در دیدار با وزیر معارف حکومت سرپرست نیز درباره نصاب آموزشی و پروژه‌های پیشنهادی سازمان همکاری اسلامی برای حمایت از بخش آموزش افغانستان گفتگو کرده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 80 بازدید

پرستو یاری، فعال حقوق زن اهل افغانستان می‌گوید که محدودیت‌ها بر آموزش، کار و حضور اجتماعی زنان و دختران، از نگرانی‌های جدی در باره‌ی وضعیت حقوق بشر در افغانستان است. خانم یاری گفته است در نشستی در شهر کاتوویتسه پولند، در باره‌ی وضعیت زنان و دختران افغانستان سخنرانی کرده است. وی در ادامه تاکید کرد که بیش از ۴۰ تن از جمله استادان دانشگاه، فعالان مدنی و یک نماینده پارلمان پولند، در این برنامه حضور داشتند. خانم یاری افزوده است که محرومیت دختران از آموزش متوسطه و تحصیلات عالی، محدودیت فرصت‌های کاری زنان و کاهش حضور آن‌ها در عرصه عمومی، از محورهای اصلی این نشست بوده است. وضعیت حقوق بشر در افغانستان و پیامدهای پنج سال حاکمیت حکومت سرپرست نیز در این برنامه بررسی شده است. او تصریح کرد که اشتراک‌کنندگان نگرانی خود را از وضعیت زنان و دختران افغانستان ابراز کردند و بر حق آنان برای آموزش، کار، برخورداری از آزادی‌های اساسی و زندگی با عزت تأکید ورزیدند. در بخش دیگری از این برنامه، تاریخ و فرهنگ افغانستان معرفی شد تا اشتراک‌کنندگان با جامعه افغانستان و شرایط کنونی این کشور بیشتر آشنا شوند. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب