برچسب: افغانستان

10 ساعت قبل - 28 بازدید

اولین باری که عبدالحمید دستش را به سوی مردم دراز کرد، آسمان کابل صاف بود؛ نه بارانی در کار بود، نه برفی، نه حتی بادی که صورتش را پنهان کند. همه‌چیز بیش از حد روشن بود، بیش از حد واضح، آن‌قدر واضح که انگار تمام شهر ایستاده باشد تا او را تماشا کند. او کنار سرک ایستاده بود؛ همان‌جایی که سال‌ها نشسته و کفش‌های مردم را تعمیر کرده بود، همان‌جایی که همیشه خود را یک مرد کارگر می‌دانست، نه محتاج. اما آن روز فرق داشت. انگار چیزی در درونش فرو ریخته بود. چند لحظه فقط ایستاد و به دست‌هایش نگاه کرد، دست‌هایی که همیشه بوی چرم و نخ می‌دادند و حالا می‌لرزیدند. خواست برگردد، خواست روی چوکی‌اش بنشیند و وانمود کند همه‌چیز مثل قبل است، اما تصویر بچه‌هایش مثل سایه‌ای جلوی چشمانش آمد: شکم‌های خالی، نگاه‌های منتظر، و صدای سرفه‌های فاطمه که شبِ قبل تا سحر قطع نشده بود. همان‌جا لب‌هایش تکان خورد. صدایش شکست و گفت: «به خاطر خدا…» و در همان لحظه فهمید که دیگر آن آدم قبلی نیست. زندگی او هیچ‌وقت آسان نبود، اما زمانی قابل تحمل بود. از جوانی کفاشی را یاد گرفته بود؛ پدرش هم کفاش بود. هنوز به یاد داشت که در کودکی کنار پدر می‌نشست، سوزن را با دقت از سوراخ‌های چرم عبور می‌داد و پدرش می‌گفت: «کار اگر کم باشد، اما حلال باشد، آدم را سرپا نگه می‌دارد.» عبدالحمید با همین باور بزرگ شده بود. سال‌ها در همین کابل، زیر آفتاب و گرد و خاک، کفش‌های مردم را تعمیر کرده و با همان درآمد اندک، اما با عزت، زندگی‌اش را پیش برده بود. وقتی با فاطمه ازدواج کرد، چیز زیادی نداشت، اما دلش قرص بود که می‌تواند نان پیدا کند. آن روزها، حتی اگر شب‌ها خسته به خانه می‌آمد، با لبخند ساده فاطمه، خستگی از تنش بیرون می‌رفت. اما حالا همان خانه بود، همان زن، همان شهر و با این حال، هیچ‌چیز مثل قبل نبود. داشتن پنج طفل در کابل، برای مردی مثل عبدالحمید، یعنی هر روز جنگیدن با واقعیت. پسر بزرگش حالا دوازده‌ساله بود، اما در نگاهش چیزی از کودکی باقی نمانده بود. گاهی وقتی فکر می‌کرد پدرش نمی‌بیند، به دستانش خیره می‌شد؛ انگار می‌خواست بداند چه زمانی باید مثل پدرش کار کند. بچه‌های دیگر هم هر کدام به شکلی بار این زندگی را بر دوش می‌کشیدند‌، یکی کمتر می‌خورد، یکی چیزی نمی‌خواست، یکی شب‌ها بی‌صدا گریه می‌کرد. و آن دختر کوچک، دو ساله، هنوز نمی‌فهمید چرا مادرش همیشه خوابیده است و چرا پدرش گاهی به جای خندیدن، فقط نگاه می‌کند. فاطمه قصه خودش را داشت. بیماری‌اش با یک سرفه شروع شد، بعد ضعف آمد، بعد بی‌حالی، و حالا به جایی رسیده بود که بیشتر روزها را در بستر می‌گذراند. دوا می‌خواست، اما دوا پول می‌خواست. داکتر می‌خواست، اما داکتر پول می‌خواست. حتی یک سوپ ساده هم پول می‌خواست. عبدالحمید بارها با خودش حساب کرده بود که اگر فقط چند روز کار خوب داشته باشد، شاید بتواند دوا بخرد، اما آن «چند روز خوب» هیچ‌وقت نمی‌آمد. دکان کفاشی‌اش دیگر مثل قبل رونق نداشت. مردم یا پول نداشتند کفش‌هایشان را تعمیر کنند، یا اگر داشتند، ترجیح می‌دادند نو بخرند. او ساعت‌ها می‌نشست و به سرک و به پاهای مردم نگاه می‌کرد. هر کفشی که از برابرش می‌گذشت، برایش یک امید بود، یک «شاید»، اما بیشتر این شایدها بی‌نتیجه می‌ماند. گاهی فقط یک مشتری در تمام روز می‌آمد، گاهی هیچ‌کس. و وقتی هیچ‌کس نمی‌آمد، سکوت دکان آن‌قدر سنگین می‌شد که صدای نفس خودش را می‌شنید. بدترین لحظه‌ها زمانی بود که مجبور می‌شد از جایش بلند شود. این کار را هیچ‌وقت دوست نداشت و هنوز هم دوست نداشت. اما وقتی شکم بچه‌ها خالی باشد، وقتی زن مریض باشد، وقتی صاحب‌خانه در بزند و بگوید «کرایه را کی می‌دهی؟»، دیگر دوست داشتن یا نداشتن معنا ندارد. آهسته از دکان فاصله می‌گرفت، طوری که کسی او را نشناسد. در جایی می‌ایستاد که رفت‌وآمد بیشتر بود، چند لحظه سکوت می‌کرد، انگار خودش را قانع می‌کرد، و بعد آرام می‌گفت: «به خاطر خدا…» بعضی‌ها رد می‌شدند، بعضی‌ها نگاه می‌کردند، بعضی‌ها چیزی می‌دادند، اما هیچ‌کدام نمی‌دانستند این چند کلمه برای او چقدر سنگین است. وقتی به خانه برمی‌گشت، همیشه سعی می‌کرد چیزی در دست داشته باشد، هرچند کم. بچه‌ها دورش جمع می‌شدند و او لبخند می‌زد، اما آن لبخند واقعی نبود؛ بیشتر شبیه پرده‌ای بود که می‌خواست حقیقت را پنهان کند. وقتی می‌گفت «خورده‌ام»، دروغ می‌گفت. وقتی می‌گفت «فردا بهتر می‌شود»، خودش هم باور نداشت، اما مجبور بود بگوید، چون اگر او امید نداشته باشد، این خانه دیگر چیزی ندارد. شب‌ها، وقتی همه خوابیده بودند، عبدالحمید بیدار می‌ماند. خواب می‌آمد، اما فکرها نمی‌گذاشت. به سقف نگاه می‌کرد، به دیوارهای نم‌گرفته، به تاریکی، و در دلش حرف می‌زد؛ با خودش، با خدا، با گذشته‌اش. گاهی به یاد روزهایی می‌افتاد که فقط یک کفاش بود، نه مردی که میان کار و گدایی گیر مانده است. گاهی از خودش می‌پرسید: «کجا اشتباه کردم؟» اما پاسخی پیدا نمی‌کرد. یک شب، پسر بزرگش آرام کنارش نشست. چیزی نگفت، فقط نشست. بعد آهسته گفت: «پدر… من هم می‌توانم کار کنم…» این جمله ساده بود، اما برای عبدالحمید مثل زخمی تازه بود. به چشمانش نگاه کرد، به دستانش؛ دستانی که هنوز باید کودک می‌بود. دلش شکست، اما چیزی نگفت. فقط سر تکان داد و آرام گفت: «نه بچیم… هنوز وقتش نیست…» اما در دلش می‌دانست که شاید خیلی زود، این «وقت» برسد. زندگی عبدالحمید تکراری بی‌پایان از تلاش، ناامیدی، شرم و امیدهای کوچک است. هر روز خودش را جمع می‌کند، به همان دکان می‌رود، همان سوزن را برمی‌دارد، همان کفش‌ها را وصله می‌زند و در کنار آن، تکه‌های غرورش را هم. اما فرق این‌جاست: کفش‌ها شاید دوباره قابل استفاده شوند، اما غرور هر بار که بشکند، دیگر مثل قبل نمی‌شود. با این‌همه، او هنوز ایستاده است. نه به خاطر خودش، نه از سر علاقه به زندگی، بلکه فقط به خاطر آن پنج طفل و زنی که هنوز نفس می‌کشد. او هنوز هر صبح از خواب برمی‌خیزد، هنوز دکانش را باز می‌کند، و هنوز امیدوار است حتی اگر این امید، به نازکی یک نخ کفاشی باشد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


21 ساعت قبل - 60 بازدید

شماری از زنان اهل افغانستان جنبش زنان فمینیست اسپانیا در واکنش به دوام ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان، در برابر پارلمان اروپا در بروکسل گردهمایی اعتراضی برگزار کردند. این گردهمایی اعتراضی روز (پنج‌شنبه، ۶ حمل) با شعار «زنان افغانستان را از اسارت آزاد کنید و به آپارتاید جنسیتی پایان دهید» برگزار شد و آنان خواستار اقدام فوری اتحادیه‌ی اروپا برای تأمین حقوق دختران و زنان در افغانستان به ویژه حق آموزش شدند. اشتراک‌کنندگان گردهمایی، گفته‌اند که زنان در افغانستان با نقض ساختارمند حقوق خود روبرو هستند و جامعه‌ی جهانی باید برای ازمیان‌برداشتن این وضعیت توجه جدی کرده و در برابر آپارتاید جنسیتی در افغانستان سکوت نکند. همچنین این معترضان زن، از اتحادیه‌ی اروپا خواسته‌اند که کمک‌ها به افغانستان را به رعایت حقوق زنان مشروط کرده و اقدام‌های عملی‌تری مانند پشتیبانی از نهادهای زنان، ایجاد مسیرهای امن برای پناه‌جویان و فراهم‌سازی فرصت‌های آموزشی را روی دست بگیرد. در جریان برنامه، خدیجه امین، مسوول برگزارکننده، قطع‌نامه‌ای را قرائت کرد و گلچهره یفتلی با اشاره به وضعیت آموزش در افغانستان گفته است: «نسل‌کشی آموزشی علیه دختران در حال وقوع است و پنج سال محرومیت از آموزش، به معنای نابودی یک نسل است.» این اقدام بخشی از کارزار #TodasABruselas (همه به بروکسل) بود که هدف آن رساندن صدای زنان و دختران افغانستان به جهان اعلام شده است. برگزارکننده‌گان از تمامی فعالان، رسانه‌ها و شهروندان دعوت کرده‌اند تا با پیوستن به این حرکت، صدای زنانی باشند که از حق سخن گفتن محروم مانده‌اند. این در حالی است که امروز سال نو آموزشی در ولایت‌های سردسیر افغانستان آغاز شد، اما دختران بالاتر از صنف ششم هم‌چنان از حق آموزش در مکتب محروم نگه‌داشته شدند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 135 بازدید

حکومت سرپرست سال جدید تعلیمی در افغانستان را برای پنجمین سال متوالی، بدون بازگشایی دروازه‌های مکاتب به‌روی دختران بالاتر از صنف ششم در کشور آغاز کرد. سال تعلیمی جدید امروز (پنج‌شنبه، ۶ حمل) در مراسمی با حضور شماری از مقام‌های حکومت فعلی در کابل و شماری از ولایت‌های کشور به‌طور رسمی آغاز شد. امسال نیز همانند سال‌های گذشته، در شروع سال تعلیمی جدید هیچ اشاره‌ای به بازگشایی دروازه‌های مکاتب به‌روی دختران بالاتر از صنف ششم نشده است. این پنجمین سال متوالی است که سال تعلیمی در افغانستان بدون حضور دختران بالاتر از صنف ششم آغاز می‌شود. وزارت معارف حکومت سرپرست گفته بود که نصاب مدارس و مكاتب را از صنف اول تا صنف ششم تغییر داده و چاپ آن در جريان مى‌باشد. حکومت سرپرست پس از تسلط دوباره بر افغانستان، رفتن دختران بالاتر از صنف ششم به مکتب را تا «اطلاع ثانوی» ممنوع کرد. حکومت فعلی پس از آن آموزش زنان و دختران در دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی، از جمله انستیتوت‌های طبی را نیز ممنوع کرد. براساس آمار سازمان ملل متحد، با ممنوعیت رفتن دختران بالاتر از صنف ششم به مکتب از سوی حکومت فعلی، بیش از ۲.۲ میلیون دختر در افغانستان از آموزش محروم شده‌اند. سازمان ملل متحد، سازمان‌های حقوق‌‌ بشری بین‌المللی و شهروندان افغانستان بارها خواستار لغو ممنوعیت آموزش دختران شده‌اند، اما این دولت تا اکنون حاضر نشده‌ است که به دختران اجازه‌ی بازگشت به مکتب و دانشگاه را بدهد. آغاز سال تعلیمی در کشور بدون بازگشایی دروازه‌های مکاتب به روی دختران بالاتر از صنف ششم، واکنش‌های زیادی در میان سازمان‌های بین‌المللی و چهره‌های سیاسی کشور در پی داشته است. داکتر تاج‌الدین اویوالی، نماینده‌ی یونیسف در افغانستان، همزمان با بازگشایی مکاتب [پسرانه] در افغانستان، در صفحه‌ی ایکس خود نوشته است: «پیام ساده است: هر دختری حق دارد به مکتب برود.» او بر حق آموزش دختران در افغانستان تاکید کرده و گفته «وقتی دختران یاد می‌گیرند، جوامع قوی‌تر می‌شوند و آینده برای همه روشن‌تر می‌شود.» سنجی ویجیسکرا، مدیر منطقه‌ای يونيسف نیز در صفحه‌ی ایکس خود نوشته که دختران زیادی در افغانستان منتظر بازگشایی دروازه‌های مکاتب هستند. ریچارد لیندسی، نماینده‌ی بریتانیا در امور افغانستان نیز چند روز پیش در صفحه‌ی ایکس خود نوشته بود که «محروم‌کردن زنان و دختران از آموزش، به آینده کشور آسیب می‌زند و جامعه افغانستان را عقب نگه می‌دارد.»

ادامه مطلب


1 روز قبل - 42 بازدید

تاج‌الدین اویوالی، نماینده یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هر دختر در افغانستان حق دارد به مکتب برود. آقای اویوالی امروز (پنج‌شنبه، ۶ حمل) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که وقتی دختران تحصیل می‌کنند، جامعه قوی‌تر شده و آینده برای همه روشن‌تر خواهد شد. او در ادامه تاکید کرده است که این پیام یونیسف ساده اما مهم می‌باشد و هدف آن زنده نگه داشتن امید برای دختران در سراسر افغانستان است. همچنین پیش از این نیز سانجی ویجسکرا، مدیر منطقه‌ای یونیسف برای آسیای جنوبی، اعلام کرده بود که زمان آن رسیده تا دروازه‌های مکاتب در افغانستان دوباره به روی دختران باز شود. او گفته بود که دختران در افغانستان مدت زیادی منتظر مانده‌اند و شروع دوباره مکاتب باید برای همه امید به همراه داشته باشد. وی در بخشی از پیامش تاکید کرده است: «زمان آن است که درهای مکاتب دوباره باز شوند زیرا امید، کرامت و آینده با آموزش آغاز می‌شوند.» این در حالی است که پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست در افغانستان، دروازه‌های مکاتب به روی دختران بالاتر از صنف شش بسته شده و از رفتن به مکتب تا امر ثانی محروم شدند. همچنین در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 93 بازدید

سانجی ویجسکرا، مدیر منطقه‌ای یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد برای آسیای جنوبی، اعلام کرده است که زمان آن رسیده تا دروازه‌های مکاتب در سراسر افغانستان دوباره به روی دختران باز شود. آقای ویجسکرا امروز (پنج‌شنبه، ۶ حمل) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که دختران در افغانستان مدت زیادی منتظر مانده‌اند و شروع دوباره مکاتب باید برای همه امید به همراه داشته باشد. وی در بخشی از پیامش تاکید کرده است: «زمان آن است که درهای مکاتب دوباره باز شوند زیرا امید، کرامت و آینده با آموزش آغاز می‌شوند.» همچنین یونیسف پیش از این گفته بود که آموزش پایه‌ای برای ساختن آینده کودکان است و بازگشایی مکاتب نه تنها حق آنان بلکه ضرورتی برای توسعه و پیشرفت جامعه به شمار می‌رود. در همین حال نهادهای بین‌المللی همواره هشدار داده‌اند که محرومیت طولانی مدت از آموزش می‌تواند پیامدهای بلندمدت برای سلامت، امنیت و فرصت‌های شغلی دختران داشته باشد. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 104 بازدید

خبرگزاری تسنیم در تازه‌ترین مورد گزارش داده است که یک شهروند افغانستان به اسم «کوثر عادلی» در حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در شهر تهران کشته شده است. در گزارش خبرگزاری تسنیم آمده است که این شهروند افغانستان در حملات بامداد روز (دوشنبه، ۳ حمل) آمریکا و اسرائیل «به مناطق مسکونی در منطقه‌ی خیرآباد ورامین» کشته شده است. خبرگزاری تسنیم جزئیات بیشتری در این مورد منتشر نکرده است. این اولین‌بار است که کشته‌شدن یک شهروند افغانستان در حملات آمریکا و اسرائیل به ایران گزارش می‌شود، اما آمار واقعی تلفات مهاجران افغانستانی در این جنگ مشخص نیست. در جنگ ۱۲ روزه سال پیش میان ایران و اسرائیل نیز شماری از مهاجران افغانستان کشته و زخمی شده بودند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 38 بازدید

سازمان جهانی صحت در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان و کودکان در افغانستان بیش‌ترین اثرپذیری از بیماری سل را دارند و هنوز بیشتر موردهای ابتلا بدون شناسایی باقی می‌ماند. این نهاد به مناسبت روز جهانی سل با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که تشخیص زودهنگام بیماری سل برای درمان آن بسیار حیاتی است. سازمان جهانی صحت در ادامه تاکید کرده است که از خانواده‌ها خواسته شده است، در صورت داشتن نشانه‌های بیماری سل، بدون تأخیر به مرکزهای درمانی مراجعه کنند . این نهاد در ادامه افزوده است که آزمایش و درمان رایگان بیماری سل در سراسر افغانستان در دست‌رس است. همچنین سازمان جهانی صحت گفته است که سل قابل درمان است و اقدام به‌موقع سبب نجات جان‌ها می‌شود. همه‌ساله در ۲۴ مارچ زیر نام روز جهانی سل، برنامه‌هایی برای آگاهی‌دهی در باره‌ی این بیماری و راه‌های مبارزه با آن از سوی نهادهای بین‌المللی بهداشتی و کشورها برگزار می‌شود.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 47 بازدید

برنامه‌ی اسکان بشر سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که شهرنشینی سریع در افغانستان که ناشی از آوارگی داخلی، بازگشت‌های اجباری و تشدید بحران اقتصادی است، نابرابری‌های جنسیتی را در سکونت‌گاه‌های غیررسمی و حاشیه‌‌های شهر در سراسر افغانستان افزایش می‌دهد. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۵ حمل) با نشر پیامی نوشته است که از طریق نظرسنجی‌هایی در جوامع با حضور جمعیت‌های زیاد به‌حاشیه‌رانده‌شده، دریافته است که ظرفیت بالقوه‌ی شهرها برای ایجاد فرصت‌های بهتر نه تنها شکاف‌های زیان‌بار جنسیتی را کاهش نداده بل که آن‌ها را بیشتر نیز کرده است. این نهاد در ادامه تاکید کرده است که با حاکمیت حکومت سرپرست، تقریباً همه مسیرهای سنتی برای تأمین امنیت، کرامت و توان‌مندسازی زنان و دختران در افغانستان از میان برداشته شده است. برنامه‌ی اسکان بشر ملل متحد، این مسیرها را آموزش رسمی، آزادی‌ رفت‌وآمد در فضا‌های عمومی، کار و مشارکت عمومی و رهبری مدنی عنوان کرده است. همچنین برنامه‌ی اسکان بشر ملل متحد گفته است که برای زنان و دخترانی که در سکونت‌گاه‌های غیررسمی شهری زندگی می‌کنند، این محدودیت‌ها با مجموعه‌ای از آسیب‌پذیری‌های خاص از جمله نبود امنیت در مسکن و حقوق زمین، ناامنی فضاهای عمومی، دست‌رسی محدود به خدمات آب، بهداشت و کاهش فرصت‌های معیشتی، نابرابری را تشدید می‌کند. باید گفت که داده‌های برنامه‌ی اسکان بشر، بین سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ در شهرهای هرات، جلا‌ل‌آباد، کابل، کندرها و ننگرهار به دست آمده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 99 بازدید

حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ممنوعیت آموزش و کار دختران و زنان، باعث تضعیف جامعه شده و زیان‌های جبران‌ناپذیری برای ثبات و پیشرفت افغانستان به هم‌راه خواهد داشت. آقای کرزی امروز (چهارشنبه، ۵ حمل) به مناسبت سال نو آموزشی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود، خواستار بازگشایی مکتب و دانشگاه به روی دختران شده است. او در بخشی از پیامش از حکومت سرپرست خواسته است که زمینه‌ی کار و مشارکت فعال زنان در جامعه را فراهم کنند تا افغانستان در مسیر پیشرفت قرار بگیرد. رئیس‌جمهور سابق افغانستان، آموزش و پرورش فرزندان کشور، دختران و پسران، را برای پیشرفت، قدرت، خوداتکایی و زندگی شرافتمندانه کشور حیاتی می‌داند. حامد کرزی در ادامه تاکید کرد که محرومیت دختران از تحصیل و ممنوعیت کار زنان، ملت ما را روز به روز آسیب‌پذیرتر و ضعیف‌تر می‌کند و ادامه این وضعیت، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به ثبات و توسعه کشور وارد خواهد کرد. وی بار دیگر سال تحصیلی جدید را به همه دانش‌آموزان تبریک می‌گوید و از همه دانش‌آموزان می‌خواهد که به هر طریق ممکن به تحصیل علم بپردازند و به مدارج بالای علمی دست یابند. حکومت سرپرست در تابستان ۱۴۰۰، آموزش بالاتر از صنف ششم را برای دختران ممنوع و یک سال بعد از آن، تحصیل دختران و زنان در دانشگاه و کار زنان در نهادهای بین‌المللی نیز منع قرار دادند. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 69 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هرچند سال جاری پیش از این نیز برای زنان در افغانستان دشوار بوده، اما با تشدید درگیری‌ها با پاکستان، شرایط برای آنان «بدتر» شده است. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که تعداد زیادی از جان‌باختگان غیرنظامی در این درگیری‌ها تا اکنون زنان و کودکان بوده‌اند. در اعلامیه آمده است که بیش از ۶۴ هزار تن در مناطق شرقی کشور آسیب‌دیده اند که بیش از نیمی از آنان زنان و دختران هستند. در گزارش آمده است که بسیاری از زنان چندنی بار در یک سال به دلیل درگیری‌ها و زمین‌لرزه، مجبور به ترک خانه‌های‌شان شده‌اند. بخش زنان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که جامعه‌ی جهانی نباید وضعیت زنان در افغانستان را «عادی» تلقی کند و ادامه حمایت و توجه جهانی برای تغییر وضعیت آنان ضروری است. همچنین در گزارش سرپناه، خدمات صحی، آب آشامیدنی، مواجه بودند با خطر خشونت و سوءاستفاده در مسیر آوارگی، دسترسی به خدمات و کار و همچنین نگرانی‌های حقوقی، از چالش‌های کلیدی زنان در افغانستان عنوان شده‌اند. این نهاد گفته است که قانون جزایی باعث کاهش برابری حقوقی زنان و حتی مجازشدن برخی اشکال خشونت خانگی شده است و تنها ۱۴ درصد زنان به خدمات اساسی عدالت دسترسی دارند؛ در حالی که ۵۳ درصد مردان در کشور به این خدمات دسترسی دارند. بخش زنان ملل متحد افزوده است که بیش از ۱۰.۷ میلیون زن و دختر در کشور نیاز به کمک‌های بشردوستانه دارند. این نهاد تاکید کرده است که افزایش قیمت‌ها زندگی را برای خانواده‌ها، مخصوصاً خانواده‌های که از سوی زنان سرپرستی می‌شوند، سخت‌تر کرده است. بخش زنان ملل متحد می‌افزاید که در عین حال برنامه کمک‌رسانی به زنان در کشور با کمبود شدید بودجه (حدود ۵۰ درصد) روبه‌رو است.

ادامه مطلب