برچسب: افغانستان

2 ساعت قبل - 11 بازدید

یک سال از آن حادثه گذشته، اما هنوز وقتی از آن روزها حرف می‌زند، صدایش تغییر می‌کند. او می‌گوید بعد از آن اتفاق دیگر فهمید که هیچ سفری ارزش این را ندارد که انسان جانش را به خطر بیندازد. او می‌گوید در گذشته شاید به دلیل مشکلات اقتصادی خطرات را کوچک می‌دید، اما حالا می‌داند که یک لحظه کافی است تا زندگی یک خانواده برای همیشه تغییر کند. پس از آزادی، تصمیم گرفت دیگر راه قاچاق را انتخاب نکند. به هرات برگشت و تلاش کرد کاری برای خودش پیدا کند. کار زیادی نبود و درآمدها نیز کم بود، اما او نمی‌خواست دوباره از خانواده‌اش دور شود. نمی‌خواست بار دیگر همسرش شب‌ها با نگرانی بخوابد و پنج فرزندش هر صبح با این سؤال بیدار شوند که آیا پدرشان زنده است و برمی‌گردد یا نه. در نهایت، یک گادی خرید و شروع به فروش آب سرد و آب‌لیمو کرد. شاید برای کسی که سال‌ها آرزوی رفتن به ایران و پیدا کردن درآمد بیشتر را داشت، این کار در نگاه اول یک عقب‌گرد باشد، اما برای خودش چنین نیست. او می‌گوید امروز از زندگی‌اش راضی است. درآمدش شاید کم باشد، اما آرامشی دارد که در گذشته نداشت. هر روز صبح می‌داند کجا می‌رود و شب می‌داند که به خانه برمی‌گردد. می‌داند اگر روزی فروشش کم باشد، باز هم می‌تواند روز بعد کار کند. او می‌گوید زمانی فکر می‌کرد پول زیاد می‌تواند زندگی‌اش را نجات دهد، اما بعد فهمید که برای یک پدر، بزرگ‌ترین سرمایه‌اش زنده ماندن و در کنار فرزندانش بودن است. هر روز که گادی‌اش را به خیابان می‌برد، سه دختر و دو پسرش در خانه منتظر برگشتن او هستند. او می‌گوید وقتی شب به خانه می‌رسد و صدای فرزندانش را می‌شنود، تمام خستگی روز از یادش می‌رود. شاید جیبش پر از پول نباشد، اما دلش آرام است که امروز نیز توانسته سالم به خانه برگردد. با این حال، زندگی برای او هنوز آسان نیست. پنج فرزند هزینه‌های زیادی دارند. نیازهای خانواده هر روز بیشتر می‌شود و درآمد فروش آب سرد و آب‌لیمو همیشه ثابت نیست. در روزهای سرد، مشتری کمتر می‌شود و درآمد او پایین می‌آید. در روزهای گرم، اگرچه فروش بیشتر است، اما کار کردن زیر آفتاب نیز آسان نیست. او ساعت‌ها کنار سرک می‌ایستد، گاهی بدون این‌که مشتری زیادی داشته باشد، اما باز هم ناامید نمی‌شود. او می‌گوید بعد از آنچه بر سرش آمده، دیگر از سختی کار نمی‌ترسد. چیزی که از آن می‌ترسد، دوباره گرفتار شدن در راهی است که یک بار نزدیک بود جانش را بگیرد. او اکنون از جوانانی که قصد دارند برای کار و درآمد از راه قاچاق به ایران بروند، می‌خواهد پیش از هر تصمیمی خوب فکر کنند. او می‌گوید خودش چندین مرتبه این راه را رفته بود و تصور می‌کرد چون قبلاً سالم به مقصد رسیده، پس در سفرهای بعدی نیز اتفاقی برایش نخواهد افتاد، اما همین تصور اشتباه بود که او را به یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های زندگی‌اش رساند. به گفته او، در سال‌های اخیر، دزدان و گروه‌های مسلح در بخش‌هایی از مسیرهای قاچاق در افغانستان، پاکستان و مسیرهای منتهی به ایران حضور و قدرت بیشتری پیدا کرده‌اند و مسافران غیرقانونی ممکن است در هر نقطه با خطر مواجه شوند. او می‌گوید کسانی که قصد سفر دارند، نباید تنها به وعده‌های قاچاقبر اعتماد کنند. او از جوانان می‌خواهد اگر ناچار به رفتن هستند، نخست درباره قاچاقبری که آنان را انتقال می‌دهد تحقیق کنند و مطمئن شوند که فرد مورد نظر قابل اعتماد است. دوم، درباره مسیر راه و خطرهایی که در آن وجود دارد، اطلاعات به دست بیاورند. به گفته او، بسیاری از مسافران فقط به این فکر می‌کنند که چه مقدار پول باید به قاچاقبر بدهند، اما نمی‌دانند در طول مسیر چه خطرهایی ممکن است در انتظارشان باشد. او می‌گوید: «من خودم چندین مرتبه رفتم. فکر می‌کردم راه را می‌شناسم و قاچاقبر هم آدم مطمئنی است. اما یک بار گرفتار شدم. خانواده‌ام پنج لک افغانی برای آزادی من دادند. این پول را شاید یک خانواده در چندین سال هم نتواند دوباره جمع کند. اگر آن روز خانواده‌ام پول نمی‌داشتند، شاید امروز سه دختر و دو پسرم بدون پدر می‌ماندند.» وقتی این جمله را می‌گوید، لحظه‌ای سکوت می‌کند. نگاهش به جایی دور خیره می‌ماند. شاید در ذهنش دوباره همان جاده‌ها، همان روزهای ترس و همان لحظاتی که نمی‌دانست سرنوشتش چه خواهد شد، زنده می‌شود. بعد به گادی‌اش نگاه می‌کند و می‌گوید که حالا همین کار ساده را دوست دارد. او می‌گوید: «من امروز شاید پول زیاد نداشته باشم، اما از زندگی خود راضی هستم. هر روز کار می‌کنم، نان حلال به دست می‌آورم و شب به خانه برمی‌گردم. بچه‌هایم پیش من هستند. برای من همین کافی است.» سه دختر و دو پسرش شاید هنوز نتوانند تمام آنچه را که پدرشان در آن سفر بر سرش آمده بود، درک کنند. شاید تنها بدانند که پدرشان یک روز رفت و مدت زیادی برنگشت و بعد با چهره‌ای خسته‌تر از گذشته به خانه آمد. اما برای او، هر نگاه فرزندانش یادآور همان روزهایی است که در اسارت به آینده آنان فکر می‌کرد. او می‌گوید بعد از آن حادثه، بیش از گذشته قدر خانواده‌اش را می‌داند. پیش از آن شاید تصور می‌کرد که باید برای به دست آوردن پول بیشتر، هر خطری را تحمل کند، اما حالا می‌فهمد که اگر پول باشد و انسان خانواده‌اش را نداشته باشد، بسیاری از چیزها معنای خود را از دست می‌دهد. او هنوز هم آرزو دارد روزی وضعیت اقتصادی‌اش بهتر شود. می‌خواهد گادی بزرگ‌تری بخرد، شاید بتواند یک دکان کوچک باز کند و درآمد بیشتری داشته باشد. می‌خواهد سه دختر و دو پسرش آینده‌ای بهتر از خودش داشته باشند. اما این بار می‌خواهد به این هدف از راهی برسد که مجبور نباشد جانش را در برابر چند هزار افغانی یا وعده یک کار بهتر به خطر بیندازد. او می‌گوید اگر روزی فرزندانش بزرگ شوند و بخواهند برای کار به کشور دیگری بروند، به آنان خواهد گفت که راه قانونی و امن را انتخاب کنند. به آنان خواهد گفت هیچ درآمدی ارزش آن را ندارد که انسان جانش را در جاده‌های ناشناخته به خطر بیندازد. برای او، آن پنج لک افغانی که خانواده‌اش برای آزادی‌اش پرداخت کردند، هنوز هم سنگینی خاصی دارد. او می‌داند که خانواده‌اش برای فراهم کردن آن پول چه سختی‌هایی کشیدند و چه چیزهایی را از دست دادند. هر بار که به آن مبلغ فکر می‌کند، به این نتیجه می‌رسد که رفتن او به راه قاچاق نه تنها زندگی خودش، بلکه زندگی تمام خانواده‌اش را نیز در معرض خطر قرار داده بود. حالا یک سال پس از آن حادثه، زندگی او آرام‌تر شده است، اما زخم آن روزها هنوز در دلش باقی مانده است. صبح‌ها گادی‌اش را برمی‌دارد، آب سرد و آب‌لیمو می‌فروشد و شب‌ها به خانه برمی‌گردد. در خانه، سه دختر و دو پسرش منتظر او هستند؛ همان کودکانی که در سخت‌ترین روزهای زندگی‌اش، تنها دلیل امیدش برای زنده ماندن بودند. شاید زندگی او امروز پر از رفاه نباشد، اما خودش می‌گوید دیگر چیزی بیشتر از این نمی‌خواهد؛ یک کار کوچک، یک لقمه نان حلال و خانه‌ای که شب بتواند با خیال راحت به آن برگردد. او از جوانان می‌خواهد پیش از آن‌که راه قاچاق را انتخاب کنند، به خانواده‌هایشان فکر کنند. به مادر و پدری که ممکن است ماه‌ها چشم‌به‌راه آنان بمانند، به همسری که هر شب با نگرانی به تلفن نگاه کند و به کودکانی که ممکن است یک روز دروازه خانه را باز کنند و بفهمند پدرشان دیگر برنمی‌گردد. او می‌گوید: «من راه قاچاق را چندین بار رفتم، اما یک بار نزدیک بود همه چیزم را از دست بدهم. امروز اگرچه با گادی کار می‌کنم و درآمدم زیاد نیست، اما خوشحال هستم که زنده‌ام و کنار خانواده‌ام هستم. به جوانان می‌گویم اگر می‌خواهید بروید، اول خوب درباره قاچاقبر تحقیق کنید و دوم درباره مسیر راه معلومات بگیرید. اما اگر راه امن و قانونی پیدا کردید، همان را انتخاب کنید. هیچ‌کس نمی‌داند در راه چه اتفاقی برایش می‌افتد.» او دوباره گادی‌اش را به حرکت درمی‌آورد. چند بوتل آب سرد روی آن تکان می‌خورد و صدای برخوردشان با یکدیگر در میان صدای موترها گم می‌شود. مردی که روزگاری برای پیدا کردن زندگی بهتر، راهی جاده‌های خطرناک شده بود، حالا در همان شهر خود برای یک زندگی ساده تلاش می‌کند. شاید هنوز قرض‌هایی داشته باشد که باید پس بدهد، شاید درآمدش کم باشد و شاید مشکلات خانواده‌اش تمام نشده باشد، اما وقتی شب به خانه می‌رود و سه دختر و دو پسرش به استقبالش می‌آیند، می‌داند چیزی را دارد که در آن روزهای اسارت بیش از هر چیز آرزویش را داشت؛ فرصت دوباره برای دیدن خانواده‌اش. برای این مرد، راه قاچاق دیگر یک مسیر رسیدن به آینده نیست؛ خاطره تلخی است که هنوز با او زندگی می‌کند. خاطره جاده‌هایی که در آنها آزادی‌اش را از دست داد، خاطره پنج لک افغانی که خانواده‌اش برای نجاتش پرداخت کردند و خاطره پنج فرزندی که روزها و شب‌ها چشم‌به‌راه بازگشت پدرشان بودند. او حالا می‌گوید شاید زندگی در افغانستان دشوار باشد، اما برای او، زنده ماندن در کنار خانواده و کار کردن با دست‌های خودش، حتی اگر درآمدش کم باشد، بهتر از هر سفری است که پایانش نامعلوم و راهش پر از خطر باشد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 ساعت قبل - 55 بازدید

سانه‌های آلمان گزارش داده‌اند که وزارت داخله‌ی ایالت هسن آلمان، در تصمیمی تازه شرایط تازه‌ای را برای گسترش اخراج شهروندان افغانستان فراهم کرده است. روزنامه ولت گزارش داده است که در طرزالعمل تازه که از سوی وزارت داخله ایالت هسن صادر شده، آمده است: «محدودیت‌های پیشین برای معرفی شهروندان افغانستان به منظور شناسایی هویت که تنها شامل مجرمان و افراد تهدیدکننده امنیت می‌شد، برداشته شده است.» روزنامه به نقل از رومان پوزک، وزیر داخله ایالت هسن، نوشته است که از این پس، اخراج منظم افرادی که مؤظف به ترک آلمان استند، به افغانستان امکان‌پذیر است. بر اساس گزارش، در روند آماده‌سازی پناه‌جویان برای اخراج که شامل «معرفی برای شناسایی هویت» می‌شود، نمایندگان حکومت سرپرست نیز سهیم است. در گزارش آمده است که مردبودن، بالای ۱۸ سال داشتن، مجردبودن و داشتن حکم قطعی و قابل اجرای اخراج از آلمان، همچنان به معیارهای انتخاب افراد برای اخراج بدون تغییر باقی مانده است. اخیراً نمایندگان اتحادیه‌ی اروپا با نمایندگان طالبان در بروکسل دیداری داشتند و روی تسهیل روند اخراج پناه‌جویان افغانستان به توافق رسیدند.

ادامه مطلب


23 ساعت قبل - 92 بازدید

وزارت ارشاد، حج و اوقاف حکومت سرپرست رسوم خواستگاری، نامزدی و عروسی در کشور را اعلام کرده و برخی از آیین‌ها از جمله، آشنایی دختر و پسر در خواستگاری، تبادل حلقه و حنابندان در نامزدی و آرایش عروس را حرام خوانده است. وزارت ارشاد، حج و اوقاف امروز (پنج‌شنبه، ۱ اسد) متن خطبه‌ی نماز جمعه را منتشر کرد که قرار است خطیبان مساجد فردا آن را برای مردم ابلاغ کنند و در آن آمده است که اگر عروس و داماد از دیگران بالاتر بنشینند پدر، شوهر یا سرپرست عروس «دیوث» است. وزارت حج در این خطبه، برخی از رسم‌ها و سنت‌های فرهنگی مراحل مختلف ازدواج از خواستگاری تا شب عروسی را «حرام» و «منکر» خوانده و خواستار ممنوعیت آن‌ها شده است. منع آشنایی دختر و پسر در خواستگاری وزارت ارشاد، حج و اوقاع تاکید کرده است که رسم نشست و برخاست دختر و پسر برای آشنایی و آگاهی از رضایت در ازدواج «حرام» است. این وزارت نوشته است: «در میان بعضی از مردم چنین رسم است که وقتی شخصی برای خواستگاری دختری اقدام می‌کند، برای اینکه روشن شود دختر و پسر یکدیگر را می‌پسندند یا نه، آنان را آزاد می‌گذارند تا بیشتر با اخلاق و روحیات هم آشنا شوند.» در خطبه‌ آمده است که این رسم خلاف شریعت اسلام و «حرام» است. منع تبادل حلقه و حنابندان در ادامه آمده است که تبادل حلقه میان دختر و پسر در روز نامزدی را «فرهنگ نصارا» خوانده و گفته است که این کار نیز حرام است. این وزارت گفته است: «مراسمی که در آن پسر انگشتری را به انگشت دختر می‌کند و دختر نیز انگشتری را به انگشت پسر می‌کند یا اینکه در برابر مردم پسر بر کف دست دختر حنا می‌گذارد و دختر نیز بر کف دست پسر حنا می‌گذارد؛ این عمل مشتمل بر منکرات فراوانی است و از نظر شرع جایز نیست.» وزارت حج دلیل حرمت تبادل انگشتر و حنابندان را که از سنت‌های فرهنگی ازدواج در افغانستان است، بسته نشدن عقد شرعی میان دختر و پسر و رایج بودن تبادل انگشتر در بین مسیحیان خوانده و گفته است که این کار فرهنگ نصارا است. منع آتش‌بازی و ترقه‌بازی؛ ترساندن مسلمان حرام است همچنین آتش‌بازی و ترقه‌بازی در مراسم نامزدی و عروسی را «حرام» خوانده است. در خطبه‌ی وزارت حج آمده است که صدای مهیب ترقه «چیزی کمتر از صدای بمب و راکت نیست» و باعث ترسیدن مردم می‌شود. در خطبه آمده است که چون «ترساندن مسلمان جایز نیست و عمل حرام است»، بنابراین آتش‌بازی و ترقه‌بازی در مراسم نامزدی و عروسی جواز ندارد. منع آرایش، نصب موی مصنوعی و چیدن موی صورت زنان ممنوع! وزارت حج و اوقاف افزوده است که آرایش، نصب موی مصنوعی و چیدن موی صورت زنان را نیز منع کرده است. در خطبه‌ی این وزارت آمده است که آرایش‌گاه‌هایی که عروس را برای آرایش می‌برند «مرکز انجام کارهای خلاف شرع و زمینه‌‎ساز فحشا» هستند و در آنجا برای زیباتر جلوه دادن عروس «کارهای ناروا و حرام» انجام می‌شود. حکومت فعلی از جمله، «برداشتن موی ابرو، از بین بردن یا تراشیدن موهای صورت، برجسته کردن لب‌ها و استفاده از مواد آرایشی بر چهره به گونه‌ای که زن گندم‌گون یا تیره‌پوست کاملا سفید جلوه داده شود» را نوعی «تدلیس فریب و نیرنگ» خوانده است. در خطبه‌ آمده است که در مراسم نامزدی باید داماد و زنان خانواده‌ی او «زیبایی واقعی» دختر را مشاهده کنند. منع پوشیدن لباس‌های نازک و تنگ وزارت حج پوشیدن «لباس‌های نازک و بدن‌نما» از سوی زنان را که مصداق برهنگی دانسته و گفته است پوشیدن آن‌ها در مراسم نامزدی و عروسی ممنوع است. همچنین پوشیدن «لباس‌ها و شلوارهای بسیار تنگ و چسبان» را که از جمله منکرات رایج در مراسم عروسی و شادی در افغانستان خوانده و گفته است که اگر مردان خانواده‌ی این زنان نسبت به اسلام و زنان خانواده‌ی خود «غیرت» ندارند. منع رقص، موسیقی، استفاده از عطر و اختلاط زنان و مردان وزارت حج تاکید کرد که رقص، موسیقی، استفاده از عطر برای خوش‌بو شدن و گفت‌وگوی زنان با مردان در مراسم نامزدی و عروسی نیز حرام است. در متن این خطبه آمده است که «یکی از منکراتی که امروزه در برخی مراسم نامزدی و عروسی دیده میشود استعمال عطر توسط زنان است در شریعت جایز نیست؛ زیرا زن نباید هنگام خروج از خانه خود را معطر سازد.» منع نشاندن عروس و داماد در جایگاه بلندتر از دیگران وزارت حج نشاندن عروس و داماد در جایگاه بلندتر از دیگران و در معرض دید همگان در محفل عروسی را نشانه‌ی «بی‌غیرتی و بی‌‎حیایی» خوانده و منع کرده است. در خطبه‌ی وزارت حج که باید خطیبان مساجد به مردم ابلاغ کنند، آمده است: «یکی از صحنه‌های آشکار بی‌غیرتی و بی‌حیایی که امروزه در برخی مراسم نامزدی و عروسی دیده می‌شود این است که عروس و داماد را در برابر دیدگان همه مهمانان در جایگاه بلند و در کنار یکدیگر می‌نشانند.» حکومت فعلی این رسم را خلاف «غیرت اسلامی و افغانی» خوانده و گفته است که این رفتارها به تقلید از «فرهنگ‌های غربی و غیراسلامی» انجام می‌شود. وزارت حج و اوقاف سرپرست عروس را که اجازه‌ی چنین کاری می‌دهد، دیوث خوانده و گفته است: «کسی که نسبت به همسر، دختر یا دیگر زنان تحت سرپرستی خود غیرت نداشته باشد و آنان را در برابر دیدگان مردم به نمایش بگذارد چنین شخص در نصوص شرعی دیوث معرفی شده است.»

ادامه مطلب


1 روز قبل - 63 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که برای درمان کودکان مبتلا به سوءتغذیه شدید، غذای درمانی آماده مصرف را در اختیار آنان قرار می‌دهد. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این کمک‌ها با حمایت اداره کمک‌های بشردوستانه اتحادیه اروپا انجام می‌شود و هدف آن مبارزه با سوءتغذیه شدید در میان کودکان است. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که غذای درمانی آماده مصرف می‌تواند به کودکان مبتلا به سوءتغذیه شدید کمک کند تا در مدت کوتاه وضعیت صحی و وزن آنان بهبود یابد. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در حالی بر ادامه این کمک‌ها تاکید می‌کند که کودکان در افغانستان همچنان با خطر سوءتغذیه روبرو هستند و نیاز به خدمات تغذیه‌ای و درمانی برای خانواده‌های آسیب‌پذیر افزایش یافته است. همیش فالکونر، معاون وزیر خارجه بریتانیا، نیز گفته بود که ۱۷.۴ میلیون تن با ناامنی شدید غذایی روبرو هستند و افغانستان همچنان یکی از بالاترین نرخ‌های سوءتغذیه کودکان و مادران در جهان را دارد.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 57 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد (UNFPA) در تازه‌ترین مورد اعلام کرد که بیش از ۵۳ هزار زن در شش ماه نخست سال جاری میلادی از خدمات مراکز مراقبت‌های دوران بارداری در ولایت‌های کابل و لوگر بهره‌مند شده‌اند. این سازمان امروز (چهارشنبه، ۳۱ سرطان) گزارش داده است که این خدمات در دو مرکز مراقبت‌های دوران بارداری به رهبری قابله‌ها و با حمایت مالی اتحادیه اروپا در افغانستان ارائه شده است. براساس گزارش سازمان ملل، در فاصله ماه‌های جنوری تا جون سال جاری، در این مراکز بیش از چهار هزار ولادت مصون نیز انجام شده است. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در ادامه تاکید جرد که خدمات صحی با محوریت «انتخاب و آسایش زنان» ارائه می‌شود تا آنان در محیطی امن و با حمایت قابله‌های آموزش‌دیده از خدمات صحی بهره‌مند شوند. همچنین اتحادیه اروپا پیشتر نیز گفته بود که افغانستان یکی از بالاترین میزان‌های مرگ‌ومیر مادران در جهان را دارد و ارائه خدمات صحی مناسب برای مادران و نوزادان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. قابل ذکر است که میزان مرگ‌ومیر مادران در این کشور ۵۲۱ مورد در هر ۱۰۰ هزار تولد زنده است. این در حالی است که نظام بهداشت افغانستان از دهه‌ها به این‌سو با چالش‌های گسترده از جمله کم‌بود مرکزهای درمانی، پزشکان متخصص و دارو روبرو است. در بسیاری از ولایت‌های دوردست این کشور هنوز هم مرکزهای درمانی وجود ندارد.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 80 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که مرکزهای درمانی در افغانستان با ارائه‌ی حمایت‌های لازم به زنان، زندگی آن‌ها را تغییر می‌دهد. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۳۱ سرطان) با شریک‌سازی گزارشی از یک مرکز درمانی در مرکز افغانستان، اهمیت دسترسی زنان به خدمات درمانی را بازتاب داده است. در این گزارش، با زنی به نام زهرا صحبت شده که پس از مراجعه به مرکز درمانی، به دلیل فشارهای عصبی، دست‌ها و پاهایش هرازگاهی قفل می‌شدند و به زمین می‌افتاد؛ اما پس از مراجعه به این مرکز درمانی بهبود یافته است. زهرا که مادر پنج فرزند است، می‌گوید: «پس از این که از داکتر مشوره گرفتم، سه ماه شده خوب شدیم.» بخش زنان ملل، اما با نگرانی از محدودیت دسترسی زنان به خدمات درمانی، گفته است که فرصتی که برای زهرا فراهم شده، شاید برای زن دیگری که به کمک نیاز دارد، وجود نداشته اشد. همچنین معصومه، مدیر این مرکز درمانی نیز با نگرانی از کاهش بودجه، گفته است که در صورت کاهش بیشتر، مرکز درمانی ناچار است تیم کاری خود و میزان فعالیت خود را محدود کند که در نهایت جامعه و خانواده‌های از آن آسیب می‌بینند. محدودیت دسترسی زنان به خدمات درمانی به ویژه در بخش‌های دورافتاده‌ی افغانستان، هنوز یکی از چالش‌های جدی در برابر سلامت آن‌ها است. در سوی دیگر، بر اساس نگرانی نهادهای بین‌المللی به ویژه سازمان ملل و سازمان جهانی بهداشت، کاهش بودجه و توقف فعالیت صدها مرکز درمانی در بیش از دو سال اخیر در سراسر افغانستان، آسیب‌پذیری شهروندان به شمول زنان را بیش از پیش افزایش داده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 92 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که کاهش کمک‌های مالی، محدودیت‌های اشتغال و رفت‌وآمد زنان در افغانستان، سازمان‌های زن‌محور را با بحران جدی روبرو کرده و دسترسی زنان و دختران به خدمات حیاتی را کاهش داده است. این نهاد، امروز (چهارشنبه، ۳۱ سرطان) با نشر گزارشی گفته است که سازمان‌های زنان در افغانستان که از معدود راه‌های دسترسی زنان و دختران به خدمات حمایتی، بهداشتی و آموزشی هستند، با خطر تعطیلی روبرو شده‌اند. در گزارش آمده است که بررسی انجام‌شده از ۷۴ سازمان زنان در افغانستان نشان می‌دهد که نزدیک به سه چهارم این نهادها در سال ۲۰۲۵ میلادی با کاهش بودجه مواجه شده‌اند، دو سوم این سازمان‌ها شش ماه یا کم‌تر بودجه عملیاتی در اختیار دارند و نیمی از آن‌ها از سال ۲۰۲۵ میلادی تا اکنون هیچ بودجه‌ی جدیدی دریافت نکرده‌اند. بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که بیش از نیمی از سازمان‌های بررسی‌شده احتمال می‌دهند در یک سال آینده فعالیت‌های خود را متوقف کنند یا به‌گونه‌ی کامل تعطیل شوند. همچنین ۶۶ درصد این سازمان‌ها گفته‌اند که بسیاری از زنان و دخترانی که پیش از این از خدمات آن‌ها استفاده می‌کردند، اکنون دیگر به این خدمات دسترسی ندارند. این نهاد گفته است که کاهش بودجه باعث شده خدمات آموزشی، برنامه‌های کمک به درآمدزایی زنان و برنامه‌های حمایت از زنان آسیب‌دیده از خشونت نیز کاهش یابد. در گزارش آمده است که محدودیت‌های گسترده بر آموزش، اشتغال و رفت‌وآمد زنان در افغانستان، نیاز به خدمات حمایتی، به‌ویژه حمایت روانی و اجتماعی، را افزایش داده است. بخش زنان سازمان ملل متحد تصریح کرد که سازمان‌های زنان در افغانستان در شرایط کنونی از آخرین مسیرهای باقی‌مانده برای ارائه‌ی خدمات به زنان و دختران به شمار می‌روند؛ اما کاهش کمک‌ها توانایی این نهادها برای ادامه‌ی فعالیت را با مشکل روبرو کرده است. بر اساس این گزارش، سازمان‌های زنان در افغانستان خدماتی مانند مراقبت‌های ابتدایی صحی، حمایت روانی و اجتماعی، آموزش‌های حرفه‌ای و برنامه‌های کمک به درآمدزایی را برای زنان ارایه می‌کنند؛ اما کم‌بود بودجه باعث کاهش ظرفیت این خدمات شده است. پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت در افغانستان، محدودیت‌های گسترده‌ای بر حقوق زنان، از جمله آموزش، اشتغال و رفت‌وآمد آنان وضع شده است. حکومت فعلی در سال ۲۰۲۳ نیز کارمندان زن سازمان ملل متحد را از کار در دفترهای این نهاد منع کردند؛ اقدامی که سازمان ملل آن را در تضاد با اصول کاری خود دانست و هشدار داد که این محدودیت‌ها توانایی ارایه‌ی کمک‌های بشردوستانه به مردم افغانستان را دشوارتر می‌کند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 73 بازدید

سازمان صحی جهان (WHO) در تازه‌ترین اعلام کرده است که ۵۳۱ کارمند صحی را در ۱۴ بخش تخصصی آموزش داده و مراکز درمانی تحت حمایت این سازمان خدمات گسترده‌ای را به مردم ارائه کرده‌اند. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که در سراسر افغانستان سرمایه‌گذاری قابل توجهی برای ارتقای ظرفیت‌های صحی انجام شده و آموزش کارمندان صحی، بخشی از تلاش‌ها برای بهبود خدمات درمانی در کشور بوده است. در اعلامیه آمده است که مراکز صحی مورد حمایت سازمان صحی جهان، ۶۴ هزار و ۱۴۶ مشاوره سرپایی ارائه کرده و برای بیش از سه هزار کودک زیر پنج سال واکسن تطبیق کرده‌اند. سازمان ملل افزوده است که در مناطق دورافتاده افغانستان نیز بیش از ۴۷ هزار تن از آموزش‌های صحی و مواد آگاهی‌دهی این سازمان بهره‌مند شده‌اند. با این حال، دسترسی به خدمات صحی در افغانستان همچنان با چالش‌های زیادی روبرو بود و ادامه حمایت‌ها برای تقویت نظام صحی و فراهم‌سازی خدمات برای مردم، به‌ویژه در مناطق دورافتاده، ضروری است. قابل ذکر است که میزان مرگ‌ومیر مادران در این کشور ۵۲۱ مورد در هر ۱۰۰ هزار تولد زنده است. این در حالی است که نظام بهداشت افغانستان از دهه‌ها به این‌سو با چالش‌های گسترده از جمله کم‌بود مرکزهای درمانی، پزشکان متخصص و دارو روبرو است. در بسیاری از ولایت‌های دوردست این کشور هنوز هم مرکزهای درمانی وجود ندارد.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 92 بازدید

عتیه عابدی که در منابع با نام Atia Abawi شناخته می‌شود، نویسنده، روزنامه‌نگار و خبرنگار جنگ افغان‌تبار است. او از جمله نویسندگانی است که توانسته با تلفیق تجربه‌های واقعی خبرنگاری و هنر داستان‌نویسی، تصویری انسانی از افغانستان و خاورمیانه را به مخاطبان جهانی ارائه کند. آثار او بیشتر برای نوجوانان و جوانان نوشته شده‌اند، اما به دلیل پرداخت عمیق موضوعاتی چون جنگ، مهاجرت، تبعیض، عشق، هویت و امید، خوانندگان بزرگسال نیز از آن‌ها استقبال کرده‌اند. عتیه عابدی در سال ۱۹۸۲ در آلمان غربی و در خانواده‌ای افغان به دنیا آمد. خانواده او پس از اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی، کشور را ترک کرده بودند. او هنوز یک ساله نشده بود که همراه خانواده به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در ایالت ویرجینیا گذراند. با وجود رشد در آمریکا، پیوند عاطفی و فرهنگی خود را با افغانستان حفظ کرد و زبان‌های دری و فارسی را نیز آموخت؛ موضوعی که بعدها در شناخت دقیق‌تر جامعه افغانستان و خلق آثارش نقش مهمی ایفا کرد. او از همان سال‌های نوجوانی به روزنامه‌نگاری علاقه داشت. پس از پایان تحصیلات متوسطه، وارد دانشگاه ویرجینیا تک (Virginia Tech) شد و در رشته ارتباطات و خبرنگاری تحصیل کرد. در دوران دانشجویی به عنوان گوینده و خبرنگار تلویزیون دانشگاه فعالیت داشت و استعدادش در گزارشگری خیلی زود مورد توجه قرار گرفت. پس از فارغ‌التحصیلی، فعالیت حرفه‌ای خود را در یک شبکه محلی آغاز کرد و سپس به شبکه CNN پیوست. اندکی بعد، به عنوان خبرنگار بین‌المللی به افغانستان اعزام شد و مسئولیت دفتر کابل این شبکه را بر عهده گرفت. بعدها نیز با NBC News و رسانه‌های بین‌المللی دیگر همکاری کرد. او نزدیک به پنج سال در افغانستان زندگی و گزارش تهیه کرد. در این مدت، از نزدیک با مردم، زنان، کودکان، سربازان و خانواده‌هایی که قربانی جنگ بودند گفت‌وگو کرد. همین تجربه‌های میدانی بعدها الهام‌بخش مهم‌ترین آثار داستانی او شدند. برخلاف بسیاری از نویسندگان که تنها بر اساس تحقیق می‌نویسند، عابدی بخش بزرگی از روایت‌های خود را بر پایه تجربه‌های شخصی و مشاهدات مستقیم بنا کرده است. نخستین رمان او با عنوان «آسمان پنهان؛ داستانی از عشق ممنوع در افغانستان» (The Secret Sky) در سال ۲۰۱۴ منتشر شد و توجه منتقدان را به خود جلب کرد. این رمان داستان عشق میان دو نوجوان افغان از دو قوم متفاوت، یکی هزاره و دیگری پشتون، را روایت می‌کند؛ عشقی که در میان سنت‌های قومی و جنگ با موانع فراوان روبه‌رو می‌شود. نویسنده در این اثر تلاش کرده تصویری واقعی از زندگی مردم افغانستان ارائه دهد و نشان دهد که عشق، انسانیت و امید حتی در سخت‌ترین شرایط نیز زنده می‌مانند. این کتاب از سوی بسیاری از منتقدان به دلیل تصویر واقع‌بینانه از افغانستان و شخصیت‌پردازی قوی تحسین شد و روزنامه گاردین آن را در فهرست رمان‌های نوجوان برگزیده قرار داد. دومین اثر مهم او با عنوان «سرزمین خداحافظی‌های همیشگی» (A Land of Permanent Goodbyes) در سال ۲۰۱۸ منتشر شد. این رمان، برخلاف کتاب نخست که درباره افغانستان است، به بحران پناهجویان سوری می‌پردازد. شخصیت اصلی داستان نوجوانی به نام طارق است که پس از از دست دادن بیشتر اعضای خانواده‌اش در جنگ، سفری دشوار را از سوریه تا اروپا آغاز می‌کند. این کتاب نیز به دلیل روایت تأثیرگذار، نگاه انسانی و توصیف دقیق بحران مهاجرت با استقبال گسترده روبه‌رو شد و نقدهای بسیار مثبتی دریافت کرد. سومین کتاب او «او پافشاری کرد: سالی راید» است؛ اثری برای کودکان که زندگی سالی راید، نخستین زن آمریکایی فضانورد، را روایت می‌کند. این کتاب بخشی از مجموعه‌ای است که با هدف آشنا کردن کودکان با زنان تأثیرگذار جهان منتشر شده است. از دیگر آثاری که او در آن مشارکت داشته، مجموعه «ملت امید» (Hope Nation) است؛ کتابی شامل مقاله‌ها و روایت‌هایی از نویسندگان مختلف درباره امید، تاب‌آوری و آینده. سبک نوشتاری عتیه عابدی ساده، روان و بسیار تصویری است. او به جای استفاده از زبان پیچیده، تلاش می‌کند با روایت‌های انسانی، خواننده را با شخصیت‌ها همراه کند. بیشتر قهرمانان آثارش نوجوانانی هستند که در میان جنگ، مهاجرت، تبعیض و خشونت، برای حفظ امید و زندگی بهتر تلاش می‌کنند. همین ویژگی سبب شده آثار او علاوه بر ارزش ادبی، جنبه آموزشی و اجتماعی نیز داشته باشند. منتقدان ادبی، مهم‌ترین نقطه قوت آثار او را واقع‌گرایی و صداقت در روایت دانسته‌اند. بسیاری معتقدند تجربه سال‌ها خبرنگاری در مناطق جنگی باعث شده شخصیت‌ها، فضاها و رویدادهای داستان‌هایش باورپذیر باشند. در مقابل، برخی منتقدان بر این باورند که در بعضی بخش‌ها، پیام‌های اجتماعی و آموزشی بر جنبه‌های ادبی غلبه پیدا می‌کند؛ با این حال، بیشتر نقدها نسبت به آثار او مثبت بوده است. عتیه عابدی در طول فعالیت حرفه‌ای خود جوایز متعددی نیز دریافت کرده است. او برای فعالیت‌های روزنامه‌نگاری‌اش از جمله برندگان جایزه جورج فاستر پیبادی (George Foster Peabody Award) و جایزه دوپونت–کلمبیا (duPont–Columbia Award) بوده است. همچنین دانشگاه ویرجینیا تک از او به عنوان یکی از فارغ‌التحصیلان برجسته خود تقدیر کرده است. تأثیر آثار عتیه عابدی بر ادبیات معاصر را می‌توان در دو جنبه بررسی کرد. نخست آن‌که او توانست تصویر متفاوتی از افغانستان به مخاطبان غربی ارائه دهد؛ تصویری که تنها بر جنگ و خشونت متمرکز نیست، بلکه عشق، فرهنگ، خانواده و امید را نیز نشان می‌دهد. دوم آن‌که با روایت بحران‌های انسانی از زاویه دید نوجوانان، توانست مخاطبان جوان را با واقعیت‌های جنگ، مهاجرت و تبعیض آشنا کند. آثار او در مدارس و کتابخانه‌های بسیاری در آمریکا و دیگر کشورها برای گفت‌وگو درباره حقوق بشر، مهاجرت و همدلی مورد استفاده قرار گرفته‌اند. اگرچه عتیه عابدی بیشتر به زبان انگلیسی می‌نویسد، اما ریشه‌های افغانستانی او در تمام آثارش دیده می‌شود. او با استفاده از تجربه‌های شخصی، گزارش‌های میدانی و شناخت عمیق از فرهنگ افغانستان، توانسته پلی میان ادبیات و روزنامه‌نگاری ایجاد کند و صدای مردم این سرزمین را به خوانندگان سراسر جهان برساند. به همین دلیل، امروز از او به عنوان یکی از شناخته‌شده‌ترین نویسندگان افغان‌تبار در ادبیات معاصر جهان یاد می‌شود. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


3 روز قبل - 116 بازدید

سازمان جهانی صحت می‌گوید که در ماه جون سال روان میلادی، ۶۵ هزار و ۶۷۳ مورد ابتلا به سینه‌بغل ناشی از عفونت شدید تنفسی و ۱۶۸ مورد مرگ مرتبط به آن ثبت شده است. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۳۰ سرطان) با نشر گزارش ماهانه‌ی خود، گفته است که ابتلا به سینه بغل در مقایسه با ماه می، بیش از ۱۸ درصد کاهش یافته است. در گزارش آمده است که در ماه جون، ۱۸ هزار و ۲۳۲ مورد اسهال آبکی همراه با کم‌آبی بدن و ۱۴ مورد مرگ مرتبط با آن ثبت شده است که در مقایسه با ۱۳ هزار و ۶۴۵ مورد ابتلا و هشت مورد مرگ در می، بیش از ۳۳ درصد افزایش را نشان می‌دهد. در بخشی از گزارش آمده است که در ماه جون ۴۸۳ مورد ابتلا به تب خون‌دهنده‌ی کریمه-کانگو و ۲۱ مرگ مرتبط با آن ثبت شده است که در مقایسه با ماه قبل، افزایش ۱۷۴درصدی را نشان می‌دهد. همین گونه، در ماه روان ۲۵۵ مورد مشکوک تب دنگی ثبت شده است. در گزارش آمده است که در ماه جون سال روان، دو هزار و ۴۱۴ مورد مشکوک به سرخکان و ۱۱ مورد مرگ مرتبط به آن ثبت شده است؛ آماری که در می به دو هزار و ۳۱۸ مورد و ۱۲ مورد مرگ می‌رسید. این وضعیت نشان‌دهنده‌ی افزایش بیش از چهاردرصدی است. سازمان جهانی صحت تاکید کرد که در جریان ماه گذشته‌ی میلادی، ۵۳۱ تن از کارکنان صحی در ۱۴ رشته‌ی تخصصی آموزش دیدند. در گزارش آمده است که مرکزهای تحت حمایت سازمان جهانی صحت، در ماه گذشته به ۶۴ هزار و ۱۴۶ تن خدمات سراپا ارائه کرده است و به بیش از سه هزار کودک زیر پنج سال نیز خدمات واکسیناسیون ارائه کرده و به ۴۷ هزار و ۹ تن در بخش‌های دورافتاده‌ی افغانستان آگاهی‌دهی صحی انجام داده است.

ادامه مطلب