برچسب: افغانستان

3 ساعت قبل - 25 بازدید

تاج‌الدین اویواله، نماینده‌ی یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان مدعی شده است که با افزایش سوءتغذیه کودکان در سراسر این کشور، شفاخانه‌ها مملو از بیمار شده‌اند. آقای اویواله امروز (سه‌شنبه، ۳ سنبله) در یک نشست خبری در جنیوا گفته است: «ما در حال حاضر شاهد فشار بسیار زیادی بر شفاخانه‌ها هستیم. از آغاز سال جاری میلادی، بیش از نیم‌میلیون کودک به‌دلیل لاغری متوسط پرخطر و لاغری شدید تحت درمان و بستری قرار گرفته‌اند.» وی در ادامه تاکید کرده است که موارد سوءتغذیه حاد شدید کودکان در افغانستان که با عوارض صحی بستری شده‌اند، در یک سال اخیر یک‌سوم افزایش یافته و از شش هزار نفر در جولای سال ۲۰۲۵ میلادی به هشت هزار نفر در جولای سال ۲۰۲۶ میلادی رسیده است. او افزوده است که حدود ۴۰ درصد از کودکانی با لاغری شدید و عوارض صحی در شفاخانه‌های افغانستان بستری می‌شوند، نوزادان زیر شش ماه هستند و ۸۰ درصد از موارد ابتلا به سوءتغدیه حاد شدید را نیز کودکان زیر دو سال تشکیل می‌دهند. همچنین تاج‌الدین اویواله در بخشی از صحبت‌هایش گفته است که در بخش‌هایی از جنوب افغانستان، برخی شفاخانه‌ها اکنون به ازای هر تخت موجود، سه یا چهار کودک مبتلا به سوءتغذیه شدید را پذیرش می‌کنند. نماینده‌ی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد افزوده است که این موارد، تصویری بسیار بزرگ‌تر و نگران‌کننده‌تر از وضعیت در سراسر افغانستان را نشان می‌دهد. او همچنین به یافته‌های یک گزارش یونیسف که در ماه‌ گذشته منتشر شده، اشاره کرده و گفته است که خانواده‌ها در افغانستان ابتدا مصرف مواد غذایی مغذی را کاهش می‌دهند؛ کودکان انواع کم‌تری از غذاها را می‌خورند؛ حجم وعده‌های غذایی کم‌تر می‌شود؛ وعده‌های غذایی حذف می‌شوند و در نهایت برخی کودکان گرسنه می‌مانند. به‌گفته‌ی نماینده‌ی یونیسف، نیمی از کودکان افغانستان در فقر شدید غذایی به‌سر می‌برند و این بدان معنا است که آنان در طول روز از دو گروه غذایی یا کم‌تر استفاده می‌کنند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد پیش از این نیز از افزایش میزان سوءتغذیه کودکان و زنان در افغانستان هشدار داده است و خواستار کمک به موقع برای جلوگیری از گسترش آن شده است.

ادامه مطلب


8 ساعت قبل - 69 بازدید

مسوولان محلی از ولایت ننگرهار می‌گوید که در پی زمین‌لرزه در شهر جلال‌آباد و مناطق اطراف آن، ۱۵ نفر زخمی شدند. نقیب‌الله رحیمی، سخنگوی ریاست صحت ننگرهار گفته است که زخمی‌های زلزله‌ی صبح امروز (سه‌شنبه، ۳ سنبله) از شهر جلال‌آباد، بهسود، کوزکنر و برخی ولسوالی‌های نزدیک به مراکز صحی منتقل شده‌اند. آقای رحیمی تاکید کرده است که این افراد به‌گونه سطحی زخمی شده بودند و پس از درمان از مراکز صحی مرخص شده‌اند. بر اساس اطلاعات سازمان زمین‌شناسی ایالات متحده، زمین‌لرزه‌ای به بزرگی ۴.۹ صبح امروز بخش‌هایی از افغانستان، از جمله کابل، را لرزاند. مرکز این زمین‌لرزه شهر جلال‌آباد اعلام شده است.

ادامه مطلب


9 ساعت قبل - 43 بازدید

برنامه توسعه‌ای سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۷۵ درصد خانواده‌ها در افغانستان نمی‌توانند نیازهای اساسی خود به شمول دسترسی به غذا، خدمات بهداشتی و سرپناه را تأمین کنند. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۳ سنبله) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که با همکاری شریکان خود، تلاش می‌کند به بیش از پنج میلیون تن در سراسر افغانستان خدمات اساسی را فراهم کند. برنامه توسعه‌ای ملل متحد در ادامه تاکید کرد که هزاران مکتب و مرکز درمانی در افغانستان انرژی برق پایدار ندارد یا با محدودیت دسترسی به برق روبه‌رو است. این نهاد افزوده است که به هزار و ۳۰۰ مرکز صحی و مکتب در ۱۹ ولایت افغانستان انرژی خورشیدی را فراهم کرده است. همچنین برنامه توسعه‌ای ملل متحد گفته است که ۱۵ میلیون و ۶۰۰ هزار مورد خدمات صحی ضروری را نیز به شهروندان افغانستان ارائه کرده است. این خدمات شامل درمان و پیش‌گیری مالاریا، سل و اچ‌آ‌وی است. برنامه توسعه‌ای سازمان ملل متحد افزوده است که اکنون بیش از پنج میلیون تن در شش هزار و ۶۰۰ تأسیسات همگانی به انرژی پاک دسترسی دارند.

ادامه مطلب


10 ساعت قبل - 82 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به کودکان بازگشته از کشورهای همسایه‌ به افغانستان، فضاهای دوست‌دار کودک ایجاد می‌کند. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که کودکان در این فضاها، می‌توانند بازی کنند، بیاموزند و دوباره تنها کودک باشند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد تاکید کرده است که این برنامه با پشتیبانی مالی اتحادیه‌ی اروپا در افغانستان اجرا می‌شود و کودکان از طریق آن می‌توانند رشد کنند و آینده‌ی بهتری داشته باشند. یونیسف افزوده است که در سال‌های اخیر کوشیده است که با ایجاد فضاهای دوست‌دار کودک به ویژه به کودکان بازگشته و کودکان آسیب‌دیده از رویدادهای طبیعی مانند زمین‌لرزه، فرصت بازگشت آن‌ها به جامعه را فراهم کند.

ادامه مطلب


11 ساعت قبل - 78 بازدید

عبدالله سرحدی، والی پیشین بامیان، اعتراف کرده است که در دور اول حاکمیت حکومت فعلی بر افغانستان، مجسمه‌های تاریخی بودا را نابود کرده است. آقای سرحدی این اظهارات را در گفتگو با سرویس جهانی بی‌بی‌سی مطرح کرده و گفته است: «با دست‌های خودم آن‌ها را نابود کردم و هر کاری که ما انجام دادیم و می‌دهیم مطابق با هدایت و قانون خداست… ما بت‌ها را می‌شکنیم نه این‌که آن‌ها را بفروشیم.» او تاکید کرده است: «از تخریب مجسمه‌های تاریخی بودا پیشیمان نیست. چرا باید پشیمان باشم؟ این خواست خدا بود.» حکومت فعلی در یازدهم مارچ سال ۲۰۰۱ میلادی به دستور ملا محمد عمر، رهبر پیشین این گروه، مسجمه‌های عظیم بودا در بامیان را با کارگزاری مواد منفجره و شلیک توپ و تانک تخریب کردند. عبدالله سرحدی که در آن زمان از فرماندهان نظامی بوده است، اکنون اعتراف کرده است که در تخریب این مجسمه‌های تاریخی نقش داشته است. قابل ذکر است که مجسمه‌ی صلصال با ارتفاع ۵۳ متر و شهمامه با ارتفاع ۳۵ متر در میان سال‌های ۳۰۰ تا ۷۰۰ میلادی با سبک ویژه و تراشیدن کوه در ولایت بامیان در مرکز افغانستان ساخته شده‌اند. تخریب این مجسمه‌ها که ثبت فهرست آثار باستانی یونسکو نیز هستند، با واکنش و محکومیت گسترده‌ی بین‌المللی مواجه شد.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 60 بازدید

چهار سال است که نامزد دارد؛ چهار سالی که قرار بود سرانجام به یک زندگی مشترک ختم شود، اما هنوز نتوانسته است نامزدش را به خانه ببرد. هر بار که خانواده دختر از او درباره عروسی پرسیده‌اند، پاسخش تقریباً یکسان بوده است: «کمی دیگر صبر کنید، کار پیدا می‌کنم.» خودش هم هر بار امیدوار بوده این «کمی دیگر» سرانجام به روزی برسد که بتواند با دست پر به خانه نامزدش برود؛ اما روزها گذشته‌اند، ماه‌ها پشت سر هم آمده‌اند و چهار سال نامزدی همچنان بدون عروسی ادامه یافته است. او جوانی است که بیشتر سال‌های عمرش را در تلاش برای پیدا کردن کار گذرانده؛ جوانی که نه از کار کردن فرار کرده و نه از سختی آن ترسیده است. مشکل اصلی این بوده که کاری پیدا نمی‌شود که بتواند از راه آن زندگی خودش و خانواده‌اش را بچرخاند. در افغانستان، برای جوانی که سرمایه، واسطه یا شغل ثابت ندارد، پیدا کردن کار آسان نیست. او بارها از خانه بیرون شده، به بازارها سر زده، از این دکان به آن دکان رفته و برای کارگری، باربری و هر کاری که بتواند درآمدی برایش داشته باشد، پرس‌وجو کرده است؛ اما بیشتر روزها با دست خالی به خانه برگشته است. در خانه، مادرش همیشه منتظر صدای قدم‌های او بوده است. خواهرش نیز می‌دانسته که برادرش هر روز با امید پیدا کردن کار از خانه بیرون می‌شود و بیشتر اوقات با همان لباس و کفش‌هایی که صبح پوشیده، عصر به خانه برمی‌گردد. هیچ‌کس از او زندگی مجلل نمی‌خواست. خانواده فقط می‌خواستند او درآمدی معمولی داشته باشد؛ درآمدی که بتواند با آن نان خانه را تأمین کند و پس از چهار سال، زندگی مشترکش را آغاز کند. اما فقر برای او فقط نداشتن پول نبود. فقر کم‌کم به سایه‌ای تبدیل شده بود که بر تمام تصمیم‌های زندگی‌اش افتاده بود. حتی ازدواجی که قرار بود پس از مدتی کوتاه انجام شود، سال‌ها به تأخیر افتاده بود. نامزدش چهار سال منتظر مانده بود و خانواده او نیز در این مدت بارها شرایط دشوار این جوان را درک کرده بودند؛ اما انتظار هم اندازه‌ای دارد. او هر بار که به چهره نامزدش فکر می‌کرد، احساس می‌کرد دیگر حرفی برای گفتن ندارد. نه می‌توانست وعده مشخصی برای عروسی بدهد و نه می‌دانست چه زمانی وضعیتش بهتر خواهد شد. در نهایت، امیدش را به مهاجرت گره زد. در میان بسیاری از جوانان افغانستان، ایران برای او نیز به مقصدی تبدیل شده بود که شاید بتواند در آن کار پیدا کند، پول جمع کند و با دست پر برگردد. فکر می‌کرد اگر چند ماه در ایران کار کند، شاید بتواند هم به خانواده‌اش کمک کند و هم مقدمات عروسی را فراهم سازد. با همین امید، چند بار تلاش کرد خود را به ایران برساند. اما هیچ‌کدام از سفرهایش آن‌گونه که تصور کرده بود پیش نرفت. هر بار که راه افتاد، مشکلات تازه‌ای سر راهش قرار گرفت. در نهایت، نتوانست خودش را به مقصد برساند. در یکی از این تلاش‌ها نیز از ایران ردمرز شد و دوباره به افغانستان برگشت؛ به همان خانه‌ای که با امید کار و آینده‌ای بهتر از آن بیرون شده بود. بازگشت برای او فقط برگشتن از یک کشور به کشور دیگر نبود. هر بار که دوباره وارد افغانستان می‌شد، احساس می‌کرد یک بار دیگر شکست خورده است. خانواده‌اش تلاش می‌کردند چیزی به رویش نیاورند. مادرش شاید بیشتر از همه می‌دانست که پسرش تا چه اندازه از این وضعیت خسته شده است. وقتی به خانه می‌رسید، مادر به جای اینکه بپرسد چرا موفق نشده، بیشتر می‌پرسید: «خوب هستی؟ چیزی نخورده‌ای؟» اما او جواب زیادی نداشت. می‌گفت: «خوب هستم.» در حالی که خودش بهتر از همه می‌دانست خوب نیست. شش ماه پیش، برای آخرین بار تصمیم گرفت راه ایران را در پیش بگیرد. این بار نیز امید داشت شاید بخت با او یاری کند. در مسیر، همراه شماری دیگر از مهاجران حرکت می‌کرد. راه دشوار بود، اما فکر رسیدن به ایران و پیدا کردن کار، خستگی را برایش قابل تحمل می‌کرد. او به آینده‌ای فکر می‌کرد که شاید بتواند پس از چند ماه کار، پولی جمع کند و به خانه برگردد؛ شاید بتواند بعد از چهار سال، بالاخره خانواده‌ای تشکیل دهد و نامزدش را به خانه خودش بیاورد. اما این سفر نیز به کابوس تبدیل شد. در پاکستان، دزدان مسلح آنان را گرفتند و از خانواده‌هایشان پول خواستند. برای آزادی هر یک از آنان مبلغی درخواست شده بود و خانواده‌ها باید آن را فراهم می‌کردند. او می‌دانست خانواده‌اش توان پرداخت چنین پولی را ندارند. در خانه‌ای که خودش برای تأمین نان آن نیز درمانده بود، از کجا می‌توانستند پول آزادی او را پیدا کنند؟ روزها برایش به سختی می‌گذشت. می‌دانست مادرش در افغانستان نگران اوست و شاید نمی‌داند پسرش کجاست. خواهرش احتمالاً هر روز چشم به در داشته و نامزدش نیز با شنیدن خبر ناپدید شدن او، ساعت‌ها در فکرش مانده است. اما خودش هیچ کاری از دستش برنمی‌آمد. سه ماه در بند ماند؛ سه ماهی که برای او مانند سال‌ها گذشت. سرانجام، بدون اینکه خانواده‌اش بتوانند پول مورد درخواست دزدان را فراهم کنند، آزاد شد و دوباره راه افغانستان را در پیش گرفت. وقتی برگشت، دیگر آن جوانی نبود که شش ماه پیش با امید پیدا کردن کار راهی شده بود. خستگی راه، تجربه اسارت و شکست دوباره، چیزی از امیدهایش کم کرده بود. با این حال، دوباره به خانه برگشت و تلاش کرد زندگی را از نو شروع کند. اما زندگی در افغانستان برای او همان بود که پیش از رفتنش بود؛ همان بیکاری، همان جیب خالی و همان وعده‌ای که خودش هم نمی‌دانست چگونه باید عملی‌اش کند. مادرش هنوز منتظر بود روزی برسد که پسرش بتواند زندگی خودش را آغاز کند. خواهرش همچنان با مشکلات خانه دست‌وپنجه نرم می‌کرد و نامزدش بعد از چهار سال هنوز منتظر بود. او فقط یک چیز می‌خواست: کار. می‌گفت حاضر است هر کاری انجام دهد، اما کاری پیدا نمی‌شد که بتواند با آن زندگی‌اش را سرپا نگه دارد. گاهی برای چند روز کاری پیدا می‌کرد و بعد دوباره بیکار می‌شد. درآمدهای اندک حتی برای نیازهای روزمره خانواده کافی نبود. بدهی‌ها و هزینه‌های زندگی روی هم جمع می‌شدند و در کنار همه این‌ها، مسئله ازدواج همچنان مانند باری سنگین روی شانه‌هایش قرار داشت. چهار سال نامزدی برای او فقط چهار سال انتظار نبود؛ چهار سال وعده دادن، شرمندگی و عقب انداختن روزی بود که خودش بیشتر از هر کسی منتظرش بود. چند روز پیش، فشار همه این مشکلات به جایی رسید که او تصمیم گرفت به زندگی خود پایان دهد. اقدام او با مرگ تمام نشد و اطرافیان توانستند نجاتش دهند. اکنون زنده است، اما خانواده‌اش با جوانی روبه‌رو هستند که بیش از هر زمان دیگری به حمایت و همراهی نیاز دارد. مادرش پس از این اتفاق بیشتر از گذشته مراقب اوست؛ زنی که سال‌ها برای بزرگ کردن پسرش زحمت کشیده و حالا از این می‌ترسد که مبادا یک روز او را از دست بدهد. برای یک مادر، دیدن فرزندش در چنین وضعیتی آسان نیست؛ به‌خصوص وقتی می‌داند چیزی که او را تا اینجا رسانده، یک مشکل ساده و گذرا نبوده، بلکه مجموعه‌ای از سال‌ها فقر، بیکاری، شکست، مهاجرت‌های ناموفق، اسارت و ناامیدی بوده است. خواهرش نیز تلاش می‌کند او را تنها نگذارد. اما خودش هم می‌داند که محبت خانواده به‌تنهایی نمی‌تواند مشکل اصلی را حل کند. این جوان بیش از هر چیز به کاری نیاز دارد که بتواند از راه آن دوباره احساس کند برای زندگی کردن دلیل دارد. نامزدش نیز چهار سال انتظار را پشت سر گذاشته است؛ چهار سالی که شاید در آغاز قرار بود تنها چند ماه طول بکشد. او هنوز نمی‌داند سرنوشت این نامزدی چه خواهد شد؛ نه لزوماً به این دلیل که علاقه‌ای باقی نمانده، بلکه به این دلیل که فقر گاهی حتی میان دو انسانی که سال‌ها منتظر یکدیگر بوده‌اند، دیوار می‌کشد. این جوان هنوز زنده است؛ اما زندگی برای او دیگر شبیه همان چیزی نیست که چهار سال پیش تصور می‌کرد. او زمانی فکر می‌کرد اگر به ایران برسد، چند ماه کار کند، پولی جمع کند و برگردد، همه چیز درست خواهد شد. بعد فکر کرد شاید بار دوم موفق شود. بار سوم هم امید داشت. اما هر بار راهی که برای رسیدن به آینده انتخاب کرد، او را دوباره به نقطه اول بازگرداند. اکنون شش ماه از آخرین سفرش می‌گذرد؛ سفری که به اسارت در پاکستان ختم شد و پس از سه ماه با بازگشت او به افغانستان پایان یافت. چند روز از لحظه‌ای می‌گذرد که خانواده‌اش او را در بدترین وضعیت روحی پیدا کردند و نجات دادند. اما چهار سال از روزی می‌گذرد که او نامزد شد و هنوز نتوانسته ساده‌ترین آرزویش را عملی کند: داشتن یک کار، یک درآمد و خانه‌ای که بتواند نامزدش را به آن ببرد. شاید برای بسیاری، داستان او فقط داستان یک جوان بیکار باشد؛ اما برای مادرش، او تمام زندگی است. برای خواهرش، برادری است که سال‌ها بار خانواده را بر دوش کشیده و برای نامزدش، مردی است که چهار سال انتظارش را کشیده است. او اکنون بیش از هر زمان دیگری به این نیاز دارد که کسی دستش را بگیرد، نه اینکه از او بپرسد چرا نتوانسته موفق شود. او سال‌ها تلاش کرده است. به راه زده، مهاجرت کرده، شکست خورده، دوباره برگشته و باز تلاش کرده است. آنچه او را به مرز ناامیدی رسانده، نخواستنِ کار یا زندگی نبوده؛ ناتوانی در پیدا کردن راهی برای ساختن یک زندگی معمولی بوده است. در خانه‌ای که مادرش هنوز هر شب برای پسرش دعا می‌کند، خواهرش نگران آینده اوست و نامزدش پس از چهار سال همچنان در انتظار است، یک پرسش همچنان بی‌جواب مانده است: یک جوان تا چه زمانی می‌تواند با جیب خالی، وعده‌های عملی‌نشده و درهای بسته، به آینده امیدوار بماند؟ او از مرگ نجات یافته است؛ اما نجات واقعی برای او شاید زمانی آغاز شود که دیگر مجبور نباشد برای پیدا کردن لقمه‌ای نان، جانش را در مسیرهای خطرناک بگذارد؛ زمانی که بتواند در کشور خودش کاری پیدا کند، درآمدی داشته باشد و پس از چهار سال انتظار، به نامزدش بگوید: «حالا دیگر می‌توانیم زندگی‌مان را شروع کنیم.» نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 52 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که یک میلیون و ۶۰۰ هزار زن و دختر در افغانستان از دسترسی به خدمات صحی ضروری محروم شدند. این نهاد امروز (دوشنبه، ۲ سنبله) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این زنان و دختران به‌دلیل کم‌بود بودجه از دسترسی به خدمات صحی ضروری محروم مانده‌اند. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد تاکید کرده است که بسته‌شدن هر مرکز یا خدمت صحی، مسیر دسترسی زنان و دختران به مراقبت‌های صحی را دشوارتر می‌کند. در اعلامیه آمده است که کمک‌های انسان‌دوستانه برای حفظ و بهبود دسترسی زنان و دختران به مراقبت‌های صحی مهم و حیاتی است. پیش از این نیز، نهادهای ملل متحد اعلام کرده بودند که ۱۴.۴ میلیون تن در افغانستان به خدمات صحی انسان‌دوستانه نیاز دارند؛ در حالی که این نهادها با کم‌بود شدید بودجه روبرو هستند. این در حالی است که نظام صحی افغانستان از دهه‌ها به این‌سو با چالش‌های گسترده، از جمله وابستگی به کمک‌های بین‌المللی، کم‌بود دارو و تجهیزات و کم‌بود پزشکان متخصص، دست‌وپنجه نرم می‌کند. پیشتر سازمان نجات کودکان نیز، اعلام کرده بود که ۶۰۰ مرکز صحی به‌دلیل کم‌بود بودجه در افغانستان بسته شده‌اند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 74 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که آلمان ۶.۸ میلیون یورو به صندوق بشردوستانه‌ی افغانستان کمک کرده است. این نهاد امروز (دوشنبه، ۲ سنبله) با نشر پستی در حساب کاربری ایکس خود از دولت آلمان بابت این کمک سپاس‌گزاری کرده است. دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که این حمایت به تداوم کمک‌های نجات‌بخش برای افراد آسیب‌دیده از بحران در سراسر افغانستان کمک می‌کند. براساس آمار سازمان ملل متحد، در سال جاری میلادی ۲۱.۹ میلیون نفر در افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند و نهادهای بشردوستانه رسیدگی به ۱۷.۵ میلیون نفر را در اولویت قرار داده‌اند. سازمان ملل متحد برای رسیدگی به این افراد ۱.۷ میلیارد دالر بودجه درخواست کرده است، اما تا کنون تنها ۲۷.۲۷ درصد آن تأمین شده است.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 66 بازدید

سازمان جهانی صحت در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که چهار مورد جدید مثبت بیماری فلج کودکان یا پولیو در افغانستان ثبت شده است. این نهاد روز گذشته (یک‌شنبه، ۱ سنبله) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که دو مورد جدید مثبت بیماری پولیو در ولسوالی‌های شیندند و ادرسکن هرات، یک مورد در ولسوالی دیله پکتیکا و یک مورد دیگر در ولسوالی راغستان قندهار ثبت شده است. سازمان جهانی صحت در ادامه تاکید کرده است که با ثبت این موارد، شمار موارد مثبت بیماری پولیو در افغانستان در سال ۲۰۲۶ میلادی به ۱۹ مورد رسیده است. همچنین در این سال ۵۸ مورد مثبت محیطی بیماری پولیو در افغانستان ثبت شده است. این در حالی است که سال گذشته‌ی میلادی نیز ۲۱ مورد مثبت انسانی بیماری پولیو و ۹۴ مورد محیطی آن در افغانستان ثبت شده بود. افغانستان و پاکستان در حال حاضر تنها کشورهای جهان اند که بیماری پولیو در آن‌ها ریشه‌کن نشده است.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 78 بازدید

یک نهاد مدافع حقوق زنان در افغانستان، با انتقاد از وضعیت زنان و دختران اعلام کرده است که دختران در این کشور بیش از پنج سال است از آموزش، کار و آزادی‌های اساسی محروم شده‌اند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که حدود ۲.۴ میلیون دختر در افغانستان همچنان از آموزش محروم هستند و افغانستان تنها کشور جهان است که چنین ممنوعیت رسمی‌ای را بر آموزش دختران اجرا کرده است. در اعلامیه آمده است تا زمانی که وضعیت زنان و دختران در افغانستان تغییر نکند، شعار «حقوق زنان قابل مذاکره نیست» تنها روی کاغذ باقی خواهد ماند. در ادامه آمده است که زنان و دختران در افغانستان شایسته‌ی احترام، آموزش و برخورداری از فرصت‌ها و امکانات برابر با زنان در دیگر کشورها هستند. این در حالی است که محدودیت‌ها بر آموزش، کار و آزادی‌های زنان و دختران در افغانستان در سال‌های اخیر با واکنش‌های گسترده داخلی و بین‌المللی روبرو شده است. نهادهای بین‌المللی و مدافعان حقوق زنان بارها خواستار لغو این محدودیت‌ها و فراهم‌شدن زمینه آموزش و کار برای زنان و دختران شده‌اند. همچنین آمارهای سازمان ملل متحد، نشان می‌دهد که بیش از ۹۰ درصد شهروندان افغانستان از آموزش دختران‌شان حمایت می‌کنند.

ادامه مطلب