برچسب: آموزش

6 ماه قبل - 142 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد اعلام کرده است که دختران باید در همه فضاها، چه آنلاین و حضوری، احساس امنیت کنند تا بتوانند بیاموزند، و به توانایی‌های خود دست یابند. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که امنیت تنها به معنای حفاظت فیزیکی نیست، بلکه زمینه اعتمادبه‌نفس دختران را برای کشف فرصت‌ها و تحقق پتانسیل‌هایشان نیز فراهم می‌کند. یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد از دولت‌ها و نهادهای جامعه مدنی خواسته است که با ایجاد محیط‌های امن و حمایت‌کننده، زمینه رشد، آموزش و پیشرفت همه دختران را تضمین کنند. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 163 بازدید

دیری‌ست که هزاران بار در ذهنم تصمیم گرفته‌ام بنشینم و از دردهایی بگویم که در این سه سال، چون سایه‌ای سنگین و بی‌امان، از صبح تا شام و از شام تا دوباره صبح، همراهم بوده‌اند؛ دردهایی که نه‌تنها جسم و روحم را خسته کرده‌اند، بلکه معنای روز و شب را برایم دگرگون ساخته‌اند. چنان در میان اندیشه‌های بی‌پایان رها شده‌ام که نمی‌دانم چگونه باید از آن‌ها عبور کنم. می‌خواهم از روزهایی بگویم که در آن‌ها، صبر را به‌اندازه‌ی یک عمر تجربه کرده‌ام؛ روزهایی که سکوت، تحمیلی سنگین بر لبانم نشست. سکوتی که صدایی نداشت، اما آن‌قدر سنگین بود که گویی هزاران واژه‌ی ناگفته در گلویم گیر کرده‌اند؛ هرکدام می‌خواستند فریادی شوند، اما اجازه‌ی بیرون‌شدن نمی‌یافتند. در این سال‌ها، چنان برای به‌دست آوردن ابتدایی‌ترین حقوقم جنگیده‌ام که گاه احساس می‌کنم تمام انرژی و توانم در همین مبارزه‌ی خاموش و بی‌پایان صرف شده است؛ مبارزه‌ای که نه آغازی مشخص دارد و نه پایانی روشن. امروز که می‌خواهم از این‌همه رنج بنویسم، گلوی من آن‌قدر خسته و فرسوده شده که گویی بارها و بارها فریاد زده، اما به‌جای آن‌که صدایش به گوش کسی برسد، در همان نزدیکی خاموش شده و دوباره به درونم بازگشته است. آن‌قدر در درون خود فریاد کشیده‌ام که حالا، تنها نشانه‌ی گلوی من همین خستگی، خشکی، و ناتوانی‌ست در گفتن حرف‌هایی که سال‌هاست در دلم جمع شده‌اند. انگشتانم، که روزگاری با شوق روی کاغذ حرکت می‌کردند، حالا آن‌چنان سنگین و بی‌جان شده‌اند که گویی هر واژه‌ای که می‌خواهم بنویسم، باری‌ست سنگین بر دوشم؛ واژه‌هایی که نوشتن‌شان هم جسارت می‌خواهد و هم تحمل. قلمی که در دست دارم، گاهی در میان نوشته‌هایم مکث می‌کند؛ انگار خودش هم نمی‌خواهد بیش از این، بار این دردها را به دوش بکشد. رنگش نه به‌خاطر پایان‌یافتن مرکب، بلکه به‌دلیل فرسودگی از حجم احساساتی‌ست که در دلش انباشته شده‌اند. قلمی که هرچه بیشتر نوشته‌ام، بیشتر فرسوده شده؛ و حالا، من و قلمم، دو همراه خسته‌ایم که آهسته به آخر خط نزدیک می‌شویم. این منم…  دختری که شعرهایش از عمق قصه‌های رابعه‌ی بلخی جان می‌گیرد، از جسارت واژه‌های سعید جمال‌الدین الهام می‌گیرد، از کوه‌های بابا استقامت می‌آموزد و از دره‌های واخان لطافت. دختری که جغرافیای وطنش را نه صرفاً به خاطر سپرده، بلکه با تمام وجود عاشق آن بوده است؛ از بادهای تند شمال‌غرب گرفته تا هوای شفاف شمال‌شرق، از خاک نرم دشت‌ها تا برف‌های سخت قله‌ها، همه برایش معنای زندگی، آزادی و امید داشته‌اند. دختری که قصه‌ی سلطان راضیه در رگ‌هایش جریان داشت و حماسه‌های احمدشاه ابدالی در ذهنش همچون چراغی همیشه روشن باقی مانده بود. اما این روزها…  احساس می‌کنم بخش بزرگی از وجودم، مثل مسئله‌ای پیچیده از کتاب ریاضی، در دل یک فرمول بی‌رحمانه خلاصه شده؛ مثل خطی که از دل یک جمله‌ی طولانی خط خورده باشد. حالا نه ارزشم مشخص است و نه نقشم. انگار تمام آنچه در این سال‌ها آموخته بودم، همه‌ی امیدهایی که به آینده دوخته بودم، به «اختصار» رسیده‌اند؛ به یک سکوت بی‌انتها و به نگاهی که از پشت پنجره‌ای بسته، تنها تماشاگر رویاهای از دست‌رفته‌اش است. از کدام درد بگویم؟ از دختری که هر مضمون مکتبش را با عشق می‌خواند، دختری که صبح‌ها با شوق از خواب می‌پرید تا ادامه‌ی کتابی را بخواند که شب قبل نیمه‌کاره رهایش کرده بود؟ از دختری که ساعت‌ها در میان ورق‌های کتاب گم می‌شد و با هر صفحه فکر می‌کرد دنیا چقدر بزرگ است و چقدر برای آموختن هست؟ اما امروز… همان کتاب‌ها در صندوق‌های بسته خوابیده‌اند؛ صندوق‌هایی که هر روز لایه‌ای تازه از غبار، روی‌شان می‌نشیند. کتاب‌هایی که حالا مثل رویاهایی شده‌اند که یکی‌یکی زیر خاک آرزوهای ناتمام مدفون شدند. از چه بگویم؟ از آرزوهایی که هنوز فرصت شکفتن نیافته بودند اما ناگهان پاییزشان رسید؟ از امیدهایی که پیش از آن‌که به آسمان برسند، در نیم‌راه سقوط کردند؟ نوشتن این حرف‌ها شاید ساده به‌نظر برسد، اما عمق این درد را فقط کسی می‌فهمد که هر صبح با امید بیدار شده و شب، با دلی سنگین، دوباره به تاریکی برگشته باشد. گاهی فکر می‌کنم: برای چه بنویسم؟ برای که بخوانم؟ وقتی دنیای اطرافم چنان تنگ و محدود شده که حتی گفتنِ یک جمله‌ی آرام هم باید با احتیاط باشد، چرا باید قلبم را وا کنم؟ وقتی خنده‌هایم را کوتاه می‌کنم که مبادا کسی نگاهی کند، وقتی آرزوهایم را در دل خفه می‌کنم که مبادا کسی تعبیر نادرستی از آن داشته باشد، وقتی حتی قدم‌زدن در کوچه، برایم با هزار فکر و نگرانی همراه است… پس من چگونه از عمق روحم سخن بگویم؟ اما باز هم می‌گویم، باز هم می‌نویسم، چون نوشتن، تنها چیزی‌ست که مرا هنوز زنده نگه می‌دارد. از روزهایی می‌گویم که لباس دوختم، طرح زدم، نخ و سوزن در دست گرفتم و ساعت‌ها پای کار نشستم، اما همان لباس‌هایی که با عشق دوخته بودم، هرگز بر تنم ننشستند؛ لباس‌هایی که قرار بود بخشی از زیبایی زندگی‌ام باشند، اما فقط در صندوقی بسته باقی ماندند. از کتاب‌هایی می‌گویم که با اشتیاق ورق زدم، صفحاتی که هر کدام را با لبخند و امید باز می‌کردم… اما حالا لابه‌لای غبار پنهان‌اند، و شاید ماه‌هاست که حتی یک‌بار هم باز نشده‌اند… از نیمکتی بگویم که صد بار در خیال کنار آن نشستم، اما در دنیای واقعی فقط دیوار بود که پاسخ صدایم را پس می‌داد. حالا، هر بار که دوباره به آن نیمکت خیالی فکر می‌کنم، حس می‌کنم تمام دنیا در فاصله‌ای میان «خیال» و «واقعیت» گیر افتاده؛ فاصله‌ای که هر روز بزرگ‌تر می‌شود، و من هرچه دست دراز می‌کنم، به هیچ‌جایش نمی‌رسم. گاهی با خودم می‌گویم: اگر قرار است واقعیت این‌قدر تنگ و تاریک باشد، چرا خیال را هم از من گرفتند؟ چرا همان سهم کوچک آرامشم را بریدند؟ من که فقط چند دقیقه قدم‌زدن می‌خواستم، چند صفحه خواندن، چند ساعت نفس‌کشیدن بدون ترس… مگر این‌ها چقدر زیاد بود؟ گاهی چنان حس می‌کنم که انگار درون اتاقی کوچک با شیشه‌های مات زندانی شده‌ام؛ بیرون را می‌بینم، اما نمی‌توانم لمسش کنم. صدای زندگی را می‌شنوم، اما در من ادامه نمی‌یابد. آدم‌ها را می‌بینم که می‌خندند، روزشان را آغاز می‌کنند، آینده می‌سازند… اما من، فقط نظاره‌گرم. نظاره‌گری که هیچ‌کس نمی‌پرسد در دلش چه می‌گذرد، که چرا این‌قدر ساکت است. سکوتی که دیگر انتخاب نیست— یک نوع زندان است. زندانِ بی‌در، بی‌پنجره، بی‌نگهبان… فقط دیوارهایی دارد که هر روز بلندتر می‌شوند، و من هر روز کوتاه‌تر. می‌دانم… می‌دانم که دنیا همیشه مهربان نیست. اما هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم روزی برسد که مجبور شوم بخشی از خودم را در صندوق بگذارم؛ کنار کتاب‌ها، کنار لباس‌ها، کنار امیدهایی که حالا کاغذی شده‌اند و لایه‌لایه پاره می‌شوند. هیچ‌گاه تصور نمی‌کردم که روزی برسد که برای گفتن یک جمله، صدهزار بار آن را در ذهنم مرور کنم؛ مبادا اشتباه گفته شود، مبادا نگاهی اشتباه سویم پرتاب شود، مبادا حتی نفس کشیدنم زیادی به نظر برسد… و تازه اینجاست که می‌فهمم چرا بعضی آدم‌ها خاموش می‌شوند، چرا آرزوها بی‌صدا می‌میرند، چرا انسان، گاهی آرام‌آرام خودش را از دست می‌دهد بدون آنکه کسی متوجه شود… این سه سال، چنان مرا در خود پیچاند که گاهی حس می‌کنم زمان شکل دیگری پیدا کرده. روزها یا بی‌نهایت طولانی‌اند یا آن‌قدر کوتاه که حتی جا برای یک لبخند نمی‌ماند. نه خورشید معنای گذشته را دارد، نه شب آرامشی برای دل مانده. همه‌چیز فقط تکرار شده: تکرار سکوت، تکرار فکر، تکرار حسرت، تکرار ترس… و من، مثل کسی که در میان مه گم شده باشد، هرچه جلوتر می‌روم، چیزی روشن‌تر نمی‌شود… فقط مه، بیشتر دورم را می‌گیرد. گاهی با خودم فکر می‌کنم: اگر روزی برسد که دوباره بتوانم بخندم، دوباره بی‌واهمه قدم بزنم، دوباره کتابی را باز کنم و نفس عمیق بکشم… آیا همان دختر سابق می‌شوم؟ یا بخشی از من برای همیشه در همین سال‌ها جا مانده است؟ راستش را بخواهی، نمی‌دانم. اما می‌دانم که هر شب، پیش از خواب، چشم‌هایم را می‌بندم و همه‌ی آن چیزهایی را که از من گرفته شد، در خیال پس می‌گیرم: مکتبم را، نیمکتم را، دوستم را، کتاب‌هایم را، آزادی قدم‌هایم را. در خیال، دوباره دختری می‌شوم که از پشت پنجره‌ی باز، هوا را عمیق نفس می‌کشد؛ دختری که می‌تواند ساعت‌ها بنویسد، بی‌آن‌که بترسد جمله‌ای از قلمش سرریز شود و برایش دردسر بسازد؛ دختری که وقتی می‌خندد، مجبور نیست دستش را روی لبانش بگذارد تا صدایش زیاد نشود. خیال… تنها جایی‌ست که هنوز زنده‌ام. اما حقیقت این است: هر صبح که بیدار می‌شوم، همین خیال، مثل دودی نازک، از لای انگشتانم می‌گریزد و من دوباره در همان اتاق کوچک، همان سکوت سنگین، و همان روزهای بی‌پایان گیر می‌مانم… گاهی چنان دلم برای خودم تنگ می‌شود که نمی‌دانم گریه کنم یا فقط بنویسم. حس می‌کنم آن دختری که بودم، پشت دروازه‌ای ایستاده و هرچه صدا می‌زند، صدایش به من نمی‌رسد. من هم هرچه دستم را دراز می‌کنم تا او را لمس کنم، فاصله کم نمی‌شود. انگار هر دو از هم دور می‌شویم؛ من، به اجبار زمان و شرایط؛ او، به اجبار فراموشی و درد. اما با تمام این‌ها… این را می‌دانم: هنوز زنده‌ام. و تا وقتی زنده‌ام، می‌نویسم. می‌نویسم، چون نوشتن تنها چیزی‌ست که از من نگرفته‌اند. چون هر واژه‌ای که روی کاغذ می‌نشیند، مثل جوی کوچکی‌ست که از دل سنگ می‌گذرد و راهش را پیدا می‌کند— اگرچه آهسته، اگرچه سخت، اما می‌گذرد. و شاید… شاید روزی برسد که همین واژه‌ها، همین سطرها، همین دردهای نوشته‌شده، پلی شوند میان منِ امروز و منِ گم‌شده. شاید روزی پیدا شوم… یا شاید روزی دوباره زاده شوم. اما تا آن روز، با تمام زخم‌ها، با تمام سکوت‌های تحمیلی، با تمام نفس‌هایی که در گلو مانده‌اند، همچنان می‌نویسم… چون این آخرین چیزی‌ست که هنوز «من» را زنده نگه داشته است. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 175 بازدید

تاج‌الدین اویوالی، نماینده‌ی یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل اعلام کرده است که هر زن و دختر در افغانستان شایسته آینده‌ای است که در آن سلامت، آموزش و امنیت تضمین شده باشد. آقای اویوالی امروز (سه‌شنبه، ۱۱ قوس) با نشر پیامی به مناسبت ۱۶ روز کارزار مبارزه با خشونت علیه زنان، در حساب کاربری ایکس خود بر اهمیت سلامت و آموزش زنان در افغانستان تاکید کرده است. وی در ادامه تاکید کرده است که در این دوره ۱۶ روزه، برای «بازگرداندن امید»، باید در خدماتی که توسط زنان و دختران رهبری و هدایت می‌شوند، سرمایه‌گذاری شود. نماینده‌ی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد گفته است: «با هم می‌توانیم این هدف را محقق کنیم برای تمام زنان و دختران افغانستان.» این سخنان در حالی مطرح می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 160 بازدید

همزمان با بسته‌‌بودن مکاتب و دانشگاه به‌روی دختران و زنان، نمایندگی اتحادیه اروپا در افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از آموزش زنان و دختران ‏به‌عنوان متخصصان پزشکی حمایت می‌کند.‏ این دفتر در جریان کارزار مبارزه با خشونت علیه زنان امروز (سه‌شنبه، ۱۱ قوس) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که اتحادیه اروپا از ارائه‌ی خدمات بهداشتی در ‏افغانستان حمایت می‌کند تا زنان، دختران و مادران از مراقبت‌های ‏حیاتی برخوردار شوند. ‏ نمایندگی اتحادیه اروپا در ادامه تاکید کرده است که اقدام برای پایان دادن به خشونت برای ‏تضمین خدمات بهداشتی ایمن و در دسترس برای همه بسیار مهم است.‏ قابل ذکر است که محدودیت‌های حکومت سرپرست بر تحصیل زنان و دختران، تأثیر مستقیمی بر بخش ‏صحت افغانستان گذاشته است.‏ کمبود پرسنل حرفه‌ای زن در مراکز صحی افغانستان تشدید شده است، ‏زیرا در این چهار سال هیچ داکتر زن از دانشگاه‌های افغانستان فارغ ‏نشده است. همچنان افغانستان یکی از بالاتر آمار ‏مرگ‌ومیر زنان و مادران در جهان را دارد. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 127 بازدید

نمایند‌گی اتحادیه اروپا برای افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از آموزش دختران و زنان در این کشور حمایت می‌کند. این نمایند‌گی امروز (شنبه، ۸ قوس) با نشر پیامی به مناسبت روز «OrangeTheWorld» در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که آموزش برای همه، کلید کاهش آسیب‌پذیری است. نمایندگی اتحادیه اروپا در ادامه با تکیه بر آموزش، بر اهمیت ساختن آینده‌ای عاری از هرگونه خشونت نیز تاکید کرده است. این اتحادیه در حالی بر اهمیت آموزش دختران تاکید می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. در همین حال، سازمان ملل متحد می‌گوید خشونت علیه زنان و دختران افغانستان طی دو سال گذشته ۴۰ درصد افزایش یافته است.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 136 بازدید

ریچارد لیندسی، نماینده ویژه بریتانیا برای افغانستان اعلام کرده است که موانع بر سر راه آموزش، کار و آزادی‌های اساسی زنان در این کشور باید برداشته شود. آقای لیندسی روز (پنج‌شنبه، ۶ قوس) پس از یک نشست آنلاین با زنان از ولایت‌های مختلف افغانستان، تجربیات و چالش‌های آنان در سایه محدودیت‌های حکومت سرپرست را شنیده و گفته است که مقاومت و ایستاد‌گی زنان و دختران در افغانستان الهام‌بخش است. وی در ادامه تاکید کرده است که باید محدودیت‌های علیه زنان و دختران در افغانستان لغو شود تا این کشور مسیر شکوفایی و پیشرفت را طی کند. در حالی نماینده ویژه بریتانیا برای افغانستان خواستار رفع محدودیت‌ها شده است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 162 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که آمار خشونت علیه زنان و دختران در افغانستان به‌سرعت در حال افزایش است و میلیون‌ها زن و دختر به حمایت و حفاظت فوری نیاز دارند. این سازمان امروز (پنج‌شنبه، ۶ قوس) با نشر گزارشی گفته است که در کمتر از دو سال، شمار زنان و دخترانی که در معرض خطر جدی قرار دارند، ۴۰ درصد افزایش یافته است. بخش زنان سازمان در بخشی از گزارشش تاکید کرده است که کاهش کمک‌های مالی سبب شده است این سازمان خدمات حیاتی مقابله با خشونت مبتنی بر جنسیت را در افغانستان محدود کند. همچنین این سازمان افزوده است که هم‌اکنون حدود ۱۴ میلیون زن به خدمات حمایتی نیازمند هستند. براساس گزارش بخش زنان سازمان ملل متحد، سازمان‌های محلی تحت رهبری زنان در افغانستان حدود یک‌پنجم بودجه خود را از دست داده‌اند. بخش زنان سازمان ملل گفته است که با فروپاشی نظام‌های حمایتی پیشین پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست، میلیون‌ها زن جایی برای مراجعه ندارند و دسترسی به خدمات حیاتی نیز به شدت محدود شده است. در حالی بخش زنان سازمان ملل این گزارش را نشر می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 181 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد برای افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که خطر خشونت علیه زنان در افغانستان به‌ سرعت در حال افزایش است. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۵ قوس) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود به مناسبت روز جهانی محو خشونت علیه زنان و همچنان کارزار ۱۶ روزه این سازمان برای مبارزه با این پدیده، نوشته است: «محدودیت‌ها در زندگی و دسترسی زنان به خدمات، زنان بیشتری را بدون امنیت یا حمایت رها کرده است.» بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که در کارزار ۱۶ روزه‌ی امسال خواستار اقدام فوری است. این سازمان افزوده است که محدودیت‌ها بر زند‌گی زنان و دختران و عدم دسترسی آن‌ها به خدمات اساسی سبب شده است که زنان بدون امنیت باقی بمانند. به گفته‌ی بخش زنان سازمان ملل متحد، خشونت علیه زنان افغانستان طی دو سال گذشته ۴۰ درصد افزایش یافته است. بخش زنان سازمان ملل تصریح کرد که اکنون ۱۴.۲ میلیون زن در افغانستان نیازمند محافظت و کمک هستند. همچنین، این سازمان بر افزایش کمک‌ها و سرمایه‌گذاری برای زنان تأکید کرده است. با این وجود یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان نیز نگرانی مشابهی درباره وضعیت زنان افغانستان مطرح کرده است. زنان و دختران افغانستان در حال حاضر از ابتدایی‌ترین حقوق خود، از جمله آموزش و کار محروم هستند. در این مدت، با وجود تأکید کشورهای جهان بر احترام به حقوق زنان و دختران افغانستان، محدودیت‌ها بر این قشر تشدید شده است.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 164 بازدید

یوناما یا هیأت معاونت سازمان ملل متحد در کابل هشدار داده است که در دوسال گذشته تعداد زنان و دختران افغانستان که در معرض خطر خشونت قرار دارند، ۴۰ درصد افزایش یافته است. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای به مناسبت «۲۵ نومبر، روز جهانی محو خشونت علیه زنان» گفته است که در عین حال ۱۴.۲ میلیون زن در افغانستان نیاز به حمایت و کمک دارند و همچنان سازمان‌های تحت رهبری زنان در افغانستان در سال جاری میلادی یک‌-پنجم بودجه خود را از دست داده‌اند که در نتیجه، پروژه‌های کمتری را به عهده گرفته‌اند. این سازمان در بخشی از اعلامیه‌اش تاکید کرده است که اخیراً قطع ۴۸ ساعته اینترنت و خدمات مخابراتی در سراسر کشور، اهمیت دسترسی دیجیتال برای امنیت، کرامت و بقای اقتصادی زنان را بیش از پیش آشکار کرده است. اعلامیه به نقل از جورجت گانیون، مسوول یوناما و معاون نماینده ویژه دبیرکل ملل متحد در افغانستان، نوشته است: ««همان‌طوری که ما از مقام‌های بالفعل افغانستان می‌خواهیم که به محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان و دختران پایان دهند، از جامعه‌ی بین‌المللی نیز می‌خواهیم که تمام راه‌های حمایت حیاتی را حفظ کند.» این نهاد در بیانیه‌اش تاکید کرده که با وجود «موانع فوق‌العاده» زنان افغانستان همچنان شجاعت، انعطاف‌پذیری و رهبری قابل توجهی را در خانه‌ها، جوامع و زندگی مدنی خود نشان می‌دهند. همچنین سوزان فرگوسن، نماینده خاص اداره زنان ملل متحد در افغانستان هشدار داد که کاهش وجوه برای سازمان‌های به رهبری زنان در کنار محدودیت‌های بی‌سابقه و نظارت شدیدتر توانایی آنان را در کمک‌رسانی به افراد مواجه به بیشترین سطح خطر محدود می‌سازد. خانم فرگوسن تاکید کرده است: «این سازمان‌های که با شجاعت در سطوح محلی کار می‌کنند تا به زنان و دختران خدمات فراهم نمانید ما نباید آنان را تنها بگذاریم.» وی در ادامه تصریح کرد: «با پشتیبانی مردان در سطوح محلی، زنان و دختران افغانستان هنوز هم از یکدیگر پشتیبانی می‌کنند و ما بایست به حمایت خود از آنان ادامه دهیم. صدا و همکاری این زنان در تلاش ها برای ایجاد یک افغانستان صلح آمیز، باثبات و شگوفا ضروری می‌باشند.» امروز سه‌شنبه، ۴ قوس، برابر با «۲۵ نومبر، روز جهانی محو خشونت علیه زنان» است. این روز در حالی در افغانستان فرا می‌رسد که زنان از حداکثر حقوق اساسی‌شان محروم شده‌اند و حتی حق آموزش بالاتر از صنف ششم و تحصیل در دانشگاه‌ها را نیز ندارند. روز جهانی «محو خشونت علیه زنان» هر سال در ۲۵ نومبر یا چهارم قوس، گرامی داشته می‌شود. این روز با هدف افزایش آگاهی در مورد خشونت علیه زنان و دختران و تشویق اقدام‌های جهانی برای پایان دادن به آن نامگذاری شده است. این روز جهانی به دلیل «قتل وحشیانه» سه فعال سیاسی زن به نام «خواهران میرابال» در جمهوری دومینیکن انتخاب شده است.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 128 بازدید

جنبش فانوس آزادی زنان افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که خشونت در برابر زنان و دختران در افغانستان به «قانون» و «تبعیض به فرهنگ» تبدیل شده است. این جنبش با نشر اعلامیه‌ای به مناسبت «۲۵ نومبر، روز جهانی محو خشونت علیه زنان» گفته است که در افغانستان خشونت علیه زنان و دختران به شکل «سازمان‌یافته، عمیق و بی‌سابقه» ادامه دارد. جنبش آزادی زنان افغانستان در ادامه تاکید کرده است که از چهار سال به این طرف، زنان و دختران از حق آموزش، کار و مشارکت اجتماعی محروم شده‌اند. در اعلامیه آمده است که این روز جهانی را به عنوان «نمادی از ایستادگی در برابر زن‌ستیزی، آپارتاید جنسیتی و خشونت سیستماتیک» گرامی می‌دارد. این جنبش افزوده است: «خشونت علیه زنان نه تنها نقض آشکار حقوق انسانی است؛ بلکه مانع توسعه، عدالت و صلح پایدار در هر جامعه‌ای است. در افغانستان، این خشونت‌ها در قالب ازدواج‌های اجباری، آزار فیزیکی و روانی، شکنجه، قتل‌های ناموسی و حذف کامل زنان از حیات اجتماعی جریان دارد. هیچ توجیهی دینی، فرهنگی یا سیاسی برای این خشونت‌ها پذیرفتنی نیست.» این جنبش از جامعه‌ی جهانی و سازمان‌های مدافع حقوق بشر خواسته است که در برابر «محدودیت‌های زنان» سکوت نکنند و در حمایت واقعی از زنان افغانستان اقدام عملی انجام دهند. روز جهانی «محو خشونت علیه زنان» هر سال در ۲۵ نومبر گرامی داشته می‌شود. این روز با هدف افزایش آگاهی در مورد خشونت علیه زنان و دختران و تشویق اقدام‌های جهانی برای پایان دادن به آن نامگذاری شده است. این روز جهانی به دلیل «قتل وحشیانه» سه فعال سیاسی زن به نام «خواهران میرابال» در جمهوری دومینیکن انتخاب شده است. در حالی از این روز تجلیل می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب