برچسب: مکتب و دانشگاه

12 ساعت قبل - 74 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد اعلام کرد که از سال ۲۰۲۱ تا اکنون، بیش از ۲.۶ میلیون دختر در افغانستان از دسترسی به آموزش متوسطه محروم شده‌اند. این نهاد هشدار داده است که ممنوعیت آموزش دختران، پیامدهای گسترده‌ای بر آینده آنان و نظام‌های آموزشی و صحی افغانستان بر جای گذاشته است. در اعلامیه آمده است که با آغاز هر سال تعلیمی، دروازه‌های مکاتب تنها به روی بخشی از دانش‌آموزان باز می‌شود و دختران همچنان از ادامه تحصیل بازمانده‌اند. این سازمان در گزارش خود روایت شماری از دختران افغانستان را بازتاب داده است. شفیقه که هنگام بازگشت حکومت سرپرست به قدرت تنها ۱۰ سال داشت، می‌گوید که پس از پایان صنف ششم از ادامه آموزش محروم شد و با وجود تلاش برای ادامه یادگیری از طریق صنوف هنری و آموزش کمپیوتر، محدودیت‌ها به تدریج تمام فرصت‌های آموزشی را از او گرفته است. یونیسف نوشته است که بسیاری از دختران اکنون بیشتر وقت خود را در خانه سپری می‌کنند و از ارتباط با دوستان، آموزگاران و محیط آموزشی محروم مانده‌اند. این نهاد افزوده است که گزارش‌ها از افزایش انزوا و مشکلات روانی در میان دختران در سراسر افغانستان حکایت دارد. همچنین رابعه، دختر ۱۴ ساله‌ای که آرزو داشت پرستار شود، به یونیسف گفته است که خانه‌نشینی بر سلامت روانی او تأثیر گذاشته و محرومیت از آموزش باعث ناامیدی و سرخوردگی او شده است. یونیسف هشدار داده است که این وضعیت تنها بر آموزش دختران تأثیر نگذاشته، بلکه بخش صحت را نیز متاثر کرده است. این نهاد افزوده است در حالی که ورود دختران جوان به رشته‌های پزشکی محدود شده، شمار کارکنان زن در بخش صحت نیز کاهش یافته است. به گفته‌ی یونیسف، این وضعیت دسترسی بسیاری از زنان، به‌ویژه مادران باردار، به خدمات صحی را با مشکل روبرو کرده است. یونیسف در پایان بار دیگر خواستار بازگشایی مکاتب متوسطه و عالی به روی دختران شده و تأکید کرده است که حق آموزش دختران در افغانستان باید بدون تأخیر احیا شود.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 124 بازدید

حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین کشور در تازه‌ترین مورد خواستار بازگشایی فوری دروازه‌های مکاتب و دانشگاه‌ها به‌روی دختران افغانستان شده است. آقای کرزی امروز (یک‌شنبه، ۱۹ میزان) به مناسبت روز جهانی دختر با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که افغانستان، برای رسیدن به رشد و توسعه، باید بیش از همه بر توانمندسازی دختران توجه نماید. وی در ادامه تاکید کرده است: «توانمندسازی دختران در صورتی ممکن است که دختران از تمام فرصت‌های تعلیمی برخوردار باشند و بتوانند با طی مدارج عالی علمی، مصدر خدمت برای مردم و کشور خود شوند.» او در ادامه بر توانمندسازی دختران تاکید کرده و خواستار بازگشایی فوری دروازه‌های مکاتب و دانشگاه‌ها به روی دختران شده است. کرزی نوشته است: «روز جهانی دختر، جامعه‌ی انسانی را متوجه مسوولیت سنگین در قبال دختران می‌نماید و به این مناسبت، از همگان خواسته می‌شود از قدرتمندسازی دختران در کنار پسران، غفلت نکنند.» وی تصریح کرد که مردم افغانستان با سابقه فرهنگی کهن و با احترام عمیق به زنان و دختران، با افتخار از جایگاه، موفقیت و رشادت آنان در محافل داخلی و بین‌المللی یاد می‌نمایند. رییس‌جمهور پیشین ضمن گرامی‌داشت از روز جهانی دختر، بار دیگر از حکومت سرپرست خواسته است که هرچه زودتر درهای مکاتب و دانشگاه‌ها را به‌روی دختران باز کنند. این در حالی است که حکومت فعلی پس از بازگشت به قدرت، آموزش زنان و دختران در مقاطع بالاتر از صنف ششم مکتب را ممنوع کرده‌اند. شهاب‌الدین دلاور، رییس «هلال‌احمر» افغانستان دو روز پیش در یک مصاحبه‌ی تلویزیونی از ممنوعیت آموزش دختران دفاع کرد و گفت که «افغان‌ها در مسأله‌ی زنان آن‌قدر سخت‌گیر هستند که نام زن را در نشست‌ها نمی‌گیرند.»

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 167 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که کم‌بود مکتب، آموزگار و منابع، دسترسی کودکان به آموزش در افغانستان را با محدودیت‌های جدی روبرو کرده است. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف شمم برای دختران، فرصت‌های آن‌ها برای ورود به بازار کار، به‌ ویژه در بخش‌هایی مانند خدمات صحی و آموزش و پرورش را نیز کاهش می‌دهد. دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که آموزش تنها به معنای یادگیری نیست، بلکه سرمایه‌گذاری برای آینده و رفاه جوامع است. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند. هنوز مشخص نیست که دختران چه زمانی می‌توانند به صنف‌های درسی رسمی بازگردند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 143 بازدید

اتحادیه اروپا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با حمایت مالی این اتحادیه، ۱۵۰ صنف آموزشی در میدان وردک و سمنگان ایجاد شده که ۵ هزار و ۲۵۰ کودک محروم از مکتب را پوشش می‌دهد. این اتحادیه با نشر اعلامیه‌ای گفته است که بیش از ۷۰ درصد شاگردان این صنف‌ها دختر هستند. اتحادیه اروپا در ادامه هشدار داده است که هر روز، میلیون‌ها کودک در افغانستان از فرصت رفتن به مکتب محروم می‌شوند. در اعلامیه آمده است که این برنامه از سوی سازمان «پیپل این نید» و با همکاری سازمان «سادا» اجرا شده است. براساس اطلاعات منتشرشده از سوی پیپل این نید، ۵۰ صنف در ولسوالی نرخ میدان وردک برای ۱٬۷۵۰ کودک و ۱۰۰ صنف دیگر در ولسوالی‌های دره صوف بالا و دره صوف پایین سمنگان برای ۳٬۵۰۰ کودک ایجاد شده است. این سازمان می‌گوید شماری از دختران بالاتر از ۱۲ سال نیز از طریق برنامه آموزش تسریع‌شده در این صنف‌ها درس خوانده‌اند. برای شاگردان کتاب‌های درسی، بکس مکتب و وسایل آموزشی توزیع شده و آموزگاران نیز بسته‌های آموزشی دریافت کرده‌اند. پیپل این نید می‌گوید همه ۱۵۰ صنف به وسایل حمایت روانی و بازی مجهز شده‌اند. کتاب‌های داستانی، وسایل نقاشی، اسباب‌بازی و وسایل ورزشی از جمله این تجهیزات هستند. براساس گزارش نهادهای بین‌المللی بیش از ۲.۱۳ میلیون کودک در سن آموزش ابتدایی در افغانستان از رفتن به مکتب محروم شده که ۶۰ درصد آنان دختر هستند. یونیسف نیز گفته بود که از زمان بازگشت حکومت سرپرست به قدرت، بیش از ۲.۶ میلیون دختر افغانستان از آموزش متوسطه محروم شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 159 بازدید

روزی که سارا تصمیم گرفت کتاب‌هایش را از صندوق بیرون بیاورد، مدت زیادی فقط به آن‌ها نگاه کرد؛ بی‌آن‌که جرئت کند یکی‌شان را باز کند. گردوغبار روی جلدها نشسته بود و بعضی از ورق‌ها، در اثر ماندن طولانی‌مدت در جای بسته، زرد شده بودند. دستش را روی یکی از کتاب‌ها کشید و گرد آن را پاک کرد. چند لحظه بعد، کتاب را گشود؛ درست همان صفحه‌ای که سال‌ها پیش با خط خودش چند جمله را زیر آن خط کشیده بود. چشم‌هایش روی نوشته‌ها ماند، اما چیزی نگفت. مادرش که از کنار اتاق می‌گذشت، پرسید: «باز می‌خواهی درس بخوانی؟» سارا لبخند کم‌رنگی زد و گفت: «نه، فقط می‌خواستم ببینم هنوز یادم مانده یا نه.» اما خودش می‌دانست که موضوع فقط به یادآوردن درس‌ها مربوط نمی‌شود. او از این می‌ترسید که روزی برسد که حتی چیزهایی را که با شوق در مکتب آموخته بود، به خاطر نیاورد. سارا ۱۶ ساله است؛ دختری از کابل که تا چند سال پیش تصور می‌کرد آینده‌اش مسیری روشن و مشخص دارد. مکتب می‌رفت، برای امتحان‌ها آماده می‌شد، با دوستانش درباره نمره‌ها و درس‌های روز بعد حرف می‌زد و برای سال‌های آینده برنامه می‌ساخت. آن روزها، آینده برایش شاید دور بود، اما روشن به نظر می‌رسید. می‌خواست مکتب را تمام کند، وارد دانشگاه شود، حرفه‌ای بیاموزد و روزی کاری داشته باشد که بتواند با درآمدش به خانواده کمک کند. وقتی معلم از دانش‌آموزان می‌پرسید در آینده چه‌کاره خواهند شد، سارا بدون مکث پاسخ می‌داد. او می‌خواست کسی باشد که خودش برای زندگی‌اش تصمیم بگیرد. اما حالا، وقتی از او درباره آینده می‌پرسند، بیشتر سکوت می‌کند. از زمانی که دختران از ادامه آموزش در مکاتب بالاتر از صنف ششم محروم شدند، زندگی سارا نیز مانند هزاران دختر دیگر در افغانستان مسیر دیگری پیدا کرد. ابتدا فکر می‌کرد این وضعیت تنها چند هفته یا چند ماه طول خواهد کشید. حتی در روزهای نخست تعطیلی مکتب، کتاب‌هایش را مرتب در کیف می‌گذاشت. مادرش می‌گوید سارا هر صبح لباس‌هایش را آماده می‌کرد. منتظر بود کسی بگوید: «مکتب‌ها باز شدند.» اما آن جمله هرگز گفته نشد. صبح‌ها یکی پس از دیگری آمدند و رفتند. فصل‌ها تغییر کردند، سال‌ها گذشتند و دوستان سارا کم‌کم از او فاصله گرفتند. بعضی خانواده‌ها از افغانستان خارج شدند، برخی دختران به آموزش‌های آنلاین روی آوردند و برخی دیگر، مانند سارا، در خانه ماندند. در آغاز، هنوز امید داشت. هر خبر تازه‌ای درباره آموزش دختران برایش اهمیت داشت. اگر کسی می‌گفت احتمال بازشدن مکاتب وجود دارد، همان روز کتاب‌هایش را بیرون می‌آورد. اگر خبر دیگری منتشر می‌شد که این تصمیم دوباره به تأخیر افتاده است، کتاب‌ها را سر جایشان برمی‌گرداند. به گفته خودش، زندگی‌اش میان همین دو کار خلاصه شده بود؛ بیرون‌آوردن کتاب‌ها و دوباره گذاشتن آن‌ها در صندوق. رفته‌رفته اما امیدش کم‌رنگ‌تر شد. دیگر وقتی خبر تازه‌ای می‌شنید، مانند گذشته هیجان‌زده نمی‌شد. می‌گفت: «قبلاً فکر می‌کردم شاید فردا مکتب باز شود، حالا می‌گویم شاید سال آینده.» و بعد خودش می‌پرسید: «اگر سال آینده هم نشد، چه؟» این پرسش برای سارا از هر چیزی سنگین‌تر است. او اکنون بیشتر وقتش را در خانه سپری می‌کند. به مادرش در کارهای خانه کمک می‌کند، گاهی از خواهر کوچک‌ترش مراقبت می‌کند و بعضی روزها تلاش می‌کند از طریق تلفن همراه، درس‌های مختلف را دنبال کند. اما شرایط اقتصادی خانواده اجازه نمی‌دهد همیشه به اینترنت دسترسی داشته باشد. گاهی برای خرید یک بسته اینترنت، باید میان آن و چند نیاز ضروری دیگر خانواده یکی را انتخاب کنند. در چنین شرایطی، آموزش آنلاین نیز نتوانسته جای خالی مکتب را برای سارا پر کند. او می‌گوید درس‌خواندن با تلفن همراه و اینترنت ضعیف، هیچ‌وقت شبیه نشستن در صنف نیست. در مکتب می‌توانست دستش را بالا ببرد، از معلم سؤال بپرسد، پاسخ هم‌صنفی‌هایش را بشنود و اشتباهاتش را اصلاح کند. حالا اگر چیزی را نفهمد، گاهی مجبور است ساعت‌ها منتظر بماند تا بتواند پاسخ آن را پیدا کند. اما چیزی که بیشتر از همه آزارش می‌دهد، از دست‌دادن ارتباط با دوستانش است. سارا می‌گوید زمانی هر روز چند ساعت را با هم‌صنفی‌هایش سپری می‌کردند؛ درباره درس‌ها حرف می‌زدند، می‌خندیدند، از امتحان‌ها می‌ترسیدند و برای روزهای آینده برنامه می‌ساختند. حالا بعضی از همان دوستانش را فقط از طریق تلفن می‌بیند. یکی در خارج از افغانستان درس می‌خواند. دیگری در یک کشور همسایه زندگی می‌کند. چند نفر دیگر نیز مانند سارا در خانه مانده‌اند. وقتی عکس دوستانش را با لباس دانشگاه می‌بیند، سارا می‌گوید برایشان خوشحال می‌شود، اما نمی‌تواند از یک سؤال فرار کند: «اگر من هم فرصت داشتم، حالا کجا بودم؟» برای این سؤال پاسخی ندارد. پدر سارا کارگر است و درآمدش برای خانواده‌ای با چند عضو، به سختی کافی است. در خانه، صحبت درباره هزینه‌های زندگی بیشتر از صحبت درباره آینده سارا شده است. کرایه خانه، مواد غذایی، لباس و هزینه‌های روزمره، همه بر دوش خانواده سنگینی می‌کنند. سارا گاهی فکر می‌کند اگر می‌توانست درس بخواند و بعد وارد دانشگاه شود، شاید روزی می‌توانست کاری پیدا کند و به خانواده‌اش کمک کند. اما اکنون خودش نیز برای آینده به خانواده وابسته است. یکی دیگر از نگرانی‌های سارا، ازدواج است. او می‌گوید در جامعه‌ای که دختر فرصت درس‌خواندن و کارکردن نداشته باشد، گاهی خانواده‌ها زودتر به فکر ازدواج او می‌افتند. سارا هنوز نمی‌خواهد ازدواج کند. می‌گوید پیش از هر تصمیمی، می‌خواهد خودش را بسازد. «من نمی‌گویم هیچ‌وقت ازدواج نمی‌کنم. می‌گویم اول می‌خواهم درس بخوانم، چیزی یاد بگیرم و بعد خودم درباره زندگی‌ام تصمیم بگیرم.» برای او این خواسته بزرگی نیست. او تنها می‌خواهد فرصت داشته باشد. سمیه، یکی از دوستان سابق سارا، چندی پیش به او گفته بود شاید بهتر باشد یک مهارت فنی یاد بگیرد. سارا نیز تلاش کرده بود آموزش‌های خیاطی و برخی مهارت‌های دیگر را دنبال کند، اما خودش می‌گوید هیچ مهارتی نمی‌تواند جای خالی مکتب را برایش پر کند. «من می‌خواهم مهارت یاد بگیرم، اما دلم می‌خواهد هم‌زمان درس هم بخوانم.» سارا هنوز معلم سابقش را به یاد دارد. گاهی شماره او را در تلفن همراهش نگاه می‌کند و دلش می‌خواهد برایش پیام بفرستد، اما نمی‌داند چه بنویسد. یک بار فقط نوشته بود: «استاد، مکتب ما کی باز می‌شود؟» پیام را فرستاد، اما چند دقیقه بعد آن را پاک کرد. می‌گوید نمی‌خواست معلمش را هم ناراحت کند. در اتاق سارا گوشه کوچکی برای درس‌خواندن وجود دارد. روی میز، چند کتاب، دو قلم و یک دفتر قرار گرفته است. دفتر همان دفتری است که زمانی برای یادداشت درس‌هایش استفاده می‌کرد. صفحات آخر آن هنوز خالی مانده‌اند. وقتی درباره آن دفتر می‌پرسیم، می‌گوید: «می‌خواهم وقتی مکتب باز شد، از همین‌جا ادامه بدهم.» این جمله شاید ساده به نظر برسد، اما برای دختری که سال‌ها از آموزش دور مانده، معنای بزرگی دارد. سارا هنوز باور دارد که داستان زندگی‌اش تمام نشده است. او نمی‌خواهد سال‌هایی که از آموزش دور بوده، پایان آرزوهایش باشد. هنوز درباره دانشگاه حرف می‌زند، هنوز به کاری که می‌خواهد در آینده انجام دهد فکر می‌کند و هنوز کتاب‌هایش را نگه داشته است. اما در کنار امید، ترس نیز وجود دارد. می‌ترسد زمان آن‌قدر بگذرد که دیگر نتواند به آسانی به درس برگردد. می‌ترسد دوستانش جلوتر بروند و خودش عقب بماند. می‌ترسد خانواده‌اش به دلیل مشکلات اقتصادی تصمیم دیگری برای آینده او بگیرند و بیشتر از همه، می‌ترسد روزی خودش نیز باور کند که رؤیاهایش دیگر امکان تحقق ندارند. برای همین، هرچند گاهی از درس‌خواندن خسته می‌شود، کتاب‌ها را کنار نمی‌گذارد. شب‌ها، وقتی خانه ساکت می‌شود، سارا گاهی چراغ اتاقش را روشن می‌کند و چند صفحه از کتاب‌های قدیمی را می‌خواند. نه امتحانی در پیش دارد، نه معلمی از او درس می‌خواهد و نه کسی نمره‌ای برایش ثبت می‌کند. فقط می‌خواند؛ تا فراموش نکند که زمانی دانش‌آموز بوده است. گاهی کنار کتابش می‌نشیند و آینده‌ای را تصور می‌کند که در آن دوباره به مکتب رفته است. خودش را در صنف می‌بیند؛ در کنار دخترانی که مانند او سال‌ها منتظر مانده‌اند. صدای معلم را می‌شنود و دوباره همان حس قدیمی را تجربه می‌کند؛ حس تلاش برای رسیدن به یک هدف. بعد چشم‌هایش را باز می‌کند و دوباره اتاق کوچک خانه را می‌بیند. دروازه مکتب هنوز به روی او بسته است. با این حال، سارا می‌گوید اگر فردا به او بگویند مکاتب باز شده‌اند، برای رفتن حتی یک روز هم صبر نمی‌کند. «هرچقدر هم از درس‌ها دور شده باشم، دوباره شروع می‌کنم.» بعد کتابش را می‌بندد و آن را در همان صندوقی می‌گذارد که سال‌هاست بخشی از زندگی گذشته‌اش را در خود نگه داشته است. شاید برای دیگران، آن صندوق فقط یک صندوق قدیمی باشد؛ اما برای سارا، درون آن سال‌هایی قرار دارد که هنوز نمی‌خواهد از دست‌رفته حساب‌شان کند. او هنوز منتظر است. نه فقط برای بازشدن یک دروازه آهنی، بلکه برای بازشدن راهی که بتواند از طریق آن، دوباره آینده‌اش را خودش بسازد. تا آن روز، کتاب‌ها در صندوق می‌مانند، دفتر روی میز خاک می‌خورد و سارا هر بار که صدای دختران مکتب‌رو را از کوچه می‌شنود، برای چند لحظه به سوی پنجره می‌رود. به بیرون نگاه می‌کند. شاید چیزی نمی‌گوید، اما در نگاهش هنوز یک آرزوی ساده باقی مانده است؛ این‌که روزی دیگر لازم نباشد برای حق درس‌خواندن منتظر بماند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 187 بازدید

شبانه بسیج راسخ، فعال آموزش و بنیان‌گذار مکتب رهبری افغانستان (سوله) به عنوان یکی از رهبران تاثیرگذار جهان سال ۲۰۲۶ میلادی در بخش «مدافعان» این فهرست قرار گرفته است. خانم راسخ با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «مجله تایم نام من را به‌عنوان یکی از اعضای TIME100 Next 2026 اعلام کرده است.» این فعال آموزش اهل افغانستان از قرارگرفتن نامش در فهرست ۱۰۰ چهره تأثیرگذار مجله‌ی تایم ابراز خوشحالی کرده و می‌گوید که این افتخار مربوط زنان افغانستان است. او تاکید کرد: «افتخار می‌کنم، سپاسگزارم و می‌دانم که اگرچه این افتخار به من تعلق دارد، اما از آن من نیست. این افتخار مربوط زنان افغانستان و امیدی است که آنان همچون آتشی در دستان‌شان با خود حمل می‌کنند.» شبانه راسخ افزوده است: «زنان و دختران افغانستان هرگز تسلیم نخواهند شد. روی خود را برنگردانید.» همچنین مجله‌ی تایم نیز در مطلبی نوشته است که شبانه بسیج‌ راسخ، در سال ۲۰۲۱ میلادی، زمانی که حکومت سرپرست دوباره به قدرت بازگشتند، تعهد خود به دانش‌آموزانش را به‌خوبی نشان داد. این مجله نوشته است که شبانه راسخ، پنج سال پیش سوابق تمامی دانش ‌آموزانش را برای محافظت از آن‌ها سوزاند تمامی آن‌ها را به کشور رواندا منتقل کرد. به گفته‌ی مجله‌ی تایم، مکتب زیر نظر شبانه راسخ، همراه با آکادمی آنلاینش، اکنون به بیش از ۴۳ هزار دانش‌آموز دارد. این مجله‌ گفته است که در سال ۲۰۲۶ میلادی، رهبری شبانه راسخ باعث شده است که جایزه معتبر Elevate Prize را دریافت کند. تایم تصریح کرد که محافظت از حق هر دختر برای آموختن، رشد کردن و رهبری کردن نباید امری استثنایی باشد؛ بلکه باید عادی‌ترین چیز ممکن باشد. تا زمانی که چنین نباشد، این تلاش ادامه خواهد داشت. قابل ذکر است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 143 بازدید

همزمان با گذشت یک ‌هزار و ۸۳۵ روز از بسته‌ماندن مکتب‌های دخترانه بالاتر از صنف ششم در سراسر افغانستان، دیدبان حقوق افغانستان بار دیگر خواستار دادخواهی همگانی برای بازگشت دختران به مکتب شده است. این نهاد امروز (دوشنبه، ۶ میزان) با نشر پیامی از پدر یک دانش‌آموز، گفت که دختران حق آموزش و یادگیری دارند و این حق باید به آنان بازگردانده شود. دیدبان حقوق افغانستان به ادامه‌ی ممنوعیت آموزش دختران، اشاره کرده و تاکید کرد که برای بازگشایی فوری مکتب‌های دخترانه باید صدا بلند شود و از حق آموزش آنان دفاع صورت گیرد. در اعلامیه آمده است که دختران شایسته‌ی بازگشت به مکتب، دسترسی به کتاب و آموزش و برخورداری از فرصت مشارکت در ساختن آینده خود و کشورشان هستند. حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند. همچنین در این مدت، نهادهای حقوق‌بشری بارها خواستار لغو محدودیت‌های آموزشی علیه دختران شده‌اند؛ اما این درخواست‌ها تا اکنون پذیرفته نشده است.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 196 بازدید

کیف معلمی‌اش هنوز در گوشه اتاق است؛ همان کیفی که سال‌ها، هر صبح آن را برمی‌داشت، چند کتاب و دفتر درونش می‌گذاشت و راهی مکتب می‌شد. حالا مدت‌هاست که کیف باز نشده است. گاهی گرد و خاک روی آن می‌نشیند و او هنگام پاک کردن خانه، دستی هم روی کیف می‌کشد؛ شاید برای چند لحظه خاطرات روزهایی را به یاد بیاورد که صدای زنگ مکتب، رفت‌وآمد شاگردان و پرسش‌های دختران، بخشی از زندگی روزانه‌اش بود. او سال‌ها در یکی از مکاتب هرات به عنوان معلم کار می‌کرد. صبح زود از خواب بیدار می‌شد و پیش از آن‌که دیگر اعضای خانواده روز خود را آغاز کنند، لباسش را آماده می‌کرد، درس‌هایش را مرور می‌کرد و برای شاگردانش برنامه می‌ساخت. در طول سال‌های تدریس، با دختران زیادی کار کرده بود؛ دخترانی که برخی با علاقه فراوان به مکتب می‌آمدند و آرزو داشتند در آینده داکتر، مهندس، معلم یا کارمند شوند. او می‌گوید برای بسیاری از شاگردانش، مکتب تنها جایی برای خواندن کتاب نبود. دختران در آنجا دوستان خود را می‌دیدند، درباره آینده‌شان صحبت می‌کردند و برای رسیدن به آرزوهایشان تلاش می‌کردند. خودش نیز از دیدن پیشرفت آنان خوشحال می‌شد و موفقیت هر شاگرد را نوعی موفقیت برای خود می‌دانست. اما با وضع محدودیت بر آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، زندگی کاری او یک‌باره تغییر کرد. صنف‌هایی که سال‌ها در آنها تدریس کرده بود، دیگر مانند گذشته فعال نبودند و او نیز کارش را از دست داد. در روزهای نخست، باور داشت این وضعیت موقتی است و شاید پس از مدتی دوباره بتواند به مکتب برگردد. به همین دلیل، کتاب‌ها، جزوه‌ها و وسایل آموزشی خود را نگه داشت و امیدوار بود که دوباره به کارش نیاز شود. اما انتظار طولانی شد. با گذشت زمان، بیکاری برای او تنها به معنای ماندن در خانه نبود؛ مشکلات مالی نیز کم‌کم بیشتر شد. پیش از آن، معاش داشت و می‌توانست بخشی از هزینه‌های خانه را پرداخت کند. اگر نیاز به خرید لباس، دوا، مواد غذایی یا هزینه دیگری پیش می‌آمد، مجبور نبود همیشه از شوهرش پول بخواهد. اما اکنون شرایط تغییر کرده است. او می‌گوید زمانی که خودش درآمد داشت، احساس می‌کرد در تأمین هزینه‌های خانواده سهم دارد و دست‌کم بخشی از فشار اقتصادی را از دوش شوهرش برمی‌دارد. اکنون اما با افزایش هزینه‌های زندگی، نداشتن درآمد شخصی برایش به نگرانی جدی تبدیل شده است. هر ماه هزینه‌های خانه بیشتر می‌شود و درآمد خانواده پاسخ‌گوی همه نیازها نیست. در چنین شرایطی، او تلاش کرد راه دیگری برای بازگشت به کار پیدا کند. فرصتی برای تدریس در یکی از مکاتب خصوصی هرات به دست آورد. برای او این فرصت بسیار مهم بود؛ زیرا می‌توانست دوباره وارد صنف شود، با شاگردان کار کند و در کنار آن درآمدی نیز داشته باشد. می‌دانست معاش مکتب خصوصی شاید زیاد نباشد، اما برایش مهم بود که دوباره کار کند و بخشی از هزینه‌های زندگی را خودش تأمین کند. او موضوع را با شوهرش در میان گذاشت، اما با مخالفت او روبه‌رو شد. شوهرش اجازه نداد که او در مکتب خصوصی کار کند. در نهایت، فرصت کاری از دست رفت و او دوباره به خانه برگشت. پذیرفتن این وضعیت برای او آسان نبود. از یک سو، به دلیل محدودیت‌های آموزشی شغل قبلی‌اش را از دست داده بود و از سوی دیگر، زمانی که تلاش کرد راه دیگری برای کار پیدا کند، با مخالفت شوهرش روبه‌رو شد. به همین دلیل احساس می‌کند اختیار چندانی برای تغییر وضعیت زندگی خود ندارد. او می‌گوید روزهایی هست که از صبح تا شب در خانه مشغول کارهای روزمره است، اما در پایان روز احساس می‌کند هیچ کاری برای آینده خودش انجام نداده است. زمانی روزهایش با تدریس و ارتباط با شاگردان پر می‌شد، اما اکنون بیشتر وقتش صرف کارهای خانه و رسیدگی به امور خانواده می‌شود. گاهی دختران فامیل یا همسایه برای کمک در درس‌هایشان نزد او می‌آیند. وقتی کتابی را باز می‌کند و شروع به توضیح دادن یک درس می‌کند، حال‌وهوای سابقش برای چند دقیقه برمی‌گردد. او هنوز شیوه تدریس، توضیح مطالب و تشویق شاگردان را فراموش نکرده است. اما پس از رفتن آنها، دوباره به همان زندگی معمولی و نگرانی‌هایش بازمی‌گردد. یکی از چیزهایی که بیش از همه او را ناراحت می‌کند، این است که احساس می‌کند سال‌ها تجربه و دانشش بدون استفاده مانده است. او برای معلم شدن درس خوانده، تجربه کسب کرده و سال‌ها در صنف کار کرده است، اما اکنون نمی‌تواند از این توانایی‌ها برای تأمین زندگی خود استفاده کند. در خانه، گاهی وسایل مکتبش را مرتب می‌کند. کتاب‌های قدیمی، دفترچه‌های نمرات و برخی یادداشت‌هایی را که مربوط به شاگردان سابقش است، هنوز نگه داشته است. می‌گوید نمی‌تواند این وسایل را دور بیندازد؛ زیرا هرکدام بخشی از سال‌هایی هستند که برایش ارزش زیادی دارند. در میان مشکلات مالی، مسئله کار کردن نیز همچنان یکی از بحث‌های میان او و شوهرش است. او می‌خواهد درآمدی داشته باشد و دوباره احساس استقلال بیشتری کند، اما شوهرش با بیرون رفتن او برای کار موافق نیست. همین موضوع باعث شده است امیدش برای پیدا کردن کار کمتر شود. با این حال، هنوز از معلمی دست نکشیده است. می‌گوید اگر روزی شرایط آموزش دختران تغییر کند و دوباره مکاتب به روی همه دختران باز شود، می‌خواهد به صنف برگردد. حتی تصور کرده است که در نخستین روز بازگشت، همان کیف قدیمی را دوباره برمی‌دارد، کتاب‌هایش را داخل آن می‌گذارد و راهی مکتب می‌شود. اما تا آن روز، زندگی او در هرات میان دیوارهای خانه می‌گذرد؛ میان هزینه‌هایی که هر ماه بیشتر می‌شوند، درآمدی که دیگر ندارد و تصمیم‌هایی که همیشه اختیار آنها در دست خودش نیست. او می‌گوید: «من فقط معاشم را از دست ندادم؛ کاری را از دست دادم که دوستش داشتم. دلم برای صنف و شاگردانم بسیار تنگ شده است.» کیف او هنوز در گوشه اتاق مانده است. کتاب‌هایش نیز هنوز همان‌جا هستند. تنها چیزی که دیگر وجود ندارد، صدای زنگ مکتب است؛ صدایی که زمانی آغاز روز کاری او بود و اکنون برایش به خاطره‌ای از گذشته تبدیل شده است. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 141 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان و دختران برای رهبری‌کردن به اجازه نیاز ندارند؛ بلکه آن‌ها به فرصتی عادلانه نیاز دارند. این سازمان امروز (چهارشنبه، ۱ میزان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در سطح جهانی از هر ۱۰ نامزد زن در انتخابات، هشت زن با خشونت روبرو می‌شوند. بخش زنان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که هزینه‌های حضور در رقابت‌های انتخاباتی، بسیاری از زنان را از وردو به این عرصه باز می‌دارد. این نهاد خواستار صحبت‌کردن در باره‌ی اهمیت رهبری زنان و دختران و برخورداری از قدرت برابر شده است. زنان در افغانستان، از پنج سال به این سو از عرصه‌های تصمیم‌گیری و سیاست حذف شده و به حاشیه رانده‌ شدند. همچنین حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 165 بازدید

سازمان عفو بین‌الملل به ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران در افغانستان واکنش نشان داده و گفت پنج سال از فروپاشی رؤیاها و آرزوها دختران و زنان این کشور می‌گذرد. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۲۶ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود، دوره‌ی ممنوعیت آموزش متوسطه و عالی برای دختران در افغانستان را سال‌های بی‌عدالتی عنوان کرده است. این سازمان در ادامه تاکید کرده است که بسیاری از دختران در افغانستان با اعتراض، آموختن از طریق مکتب‌های آنلاین مخفی یا ترک کشور برای ادامه تحصیل به مقاومت خود ادامه می‌دهند. این نهاد خواستار ایستادگی در کنار دختران و زنان افغانستان شده است. سازمان عفو بین‌الملل افزوده است که از جامعه‌ی جهانی باید خواسته شود که برای بازگشایی مکتب‌های دختران بر حکومت سرپرست فشار بیاورند. عفو بین‌الملل تصریح کرد که دختران بالای ۱۲ سال نیز توسط حکومت فعلی از رفتن به مکتب منع شده‌اند. بر اساس آماری که یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد نشر کرده نشان می‌دهد که دو میلیون و ۶۰۰ هزار دختر از آموزش بازمانده‌اند.

ادامه مطلب