تاجالدین اویواله، نمایندهی یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد برای افغانستان اعلام کرده است که این کشور با یکی از شدیدترین بحرانهای سوءتغذیه در جهان روبرو است. آقای اویواله با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که که ۳.۵ میلیون کودک دچار سوءتغذیه حاد هستند و یک میلیون نفر به شدت لاغر و در معرض خطر قرار دارند. وی در ادامه تاکید کرده است: «این قابل پیشگیری است. بودجه پایدار و دسترسی به کارکنان بهداشتی زن میتواند جان انسانها را نجات دهد و آینده کودکان را محافظت کند.» همچنین پیشتر اوچا یا دفتر هماهنگکنندهی کمکهای بشردوستانهی سازمان ملل متحد گفته بود که افغانستان با یکی از بدترین بحرانهای گرسنگی در جهان روبرو است. این نهاد گفته بود که ۹.۵ میلیون نفر بهشدت از ناامنی غذایی رنج میبرند و از هر پنج نفر، یک نفر نمیداند وعده غذایی بعدیاش از کجا خواهد آمد. بازگشت حکومت سرپرست به قدرت و تشدید خشکسالی، منجر به گسترش فقر در افغانستان شده است. سازمان ملل متحد چند وقت پیش گزارش داده بود که بیش از ۲۲ میلیون نفر در کشور نیاز به کمکهای بشردوستانه دارند. این در حالی است که کمکهای جهانی به افغانستان نیز کاهش یافته است. همچنین در حالی وضعیت اقتصادی در افغانستان رو به وخامت است که کشورهای همسایه در حال بازگرداندن مهاجران اند. تنها امسال بیش از دو میلیون مهاجر از کشورهای ایران و پاکستان به افغانستان بازگشتهاند.
برچسب: فقر و بیکاری
در دل شهر کابل، شهری که کوههایش مانند دیوارهایی خاموش در اطراف مردم کشیده شدهاند و صدای زندگی در میان دود و غبارش گم میشود، جوانی به نام امید زندگی میکرد. خانهی امید در یکی از کوچههای باریک و خاکی جنوب شهر بود؛ جایی که بوی خاک نمخورده، بوی نان تازه و بوی رنج در هم آمیخته شده بود. خانه از خشت و گل ساخته شده بود، سقفش کاهگلپوش و دیوارهایش پر از ترک بود. در گوشهی حویلی حوض کوچکی بود که بیشتر اوقات خشک میماند، مگر در روزهایی که باران میبارید. پدر امید سالها پیش در یک انفجار در نزدیکی بازار کابل جان داده بود. آن روز که پدرش را در تکهای پارچه پیچیده به خانه آوردند، امید هنوز نوجوان بود. در چشمانش برق کودکی بود اما همان شب آن برق خاموش شد. در یک شب، کودک از درونش رفت و مردی جوان به جای او نشست؛ مردی که هنوز پشت لبش کامل سبز نشده بود اما بار زندگی خانواده را به دوش گرفت. مادرش، زنی آرام به نام زرغونه، بود که بعد از مرگ شوهرش دیگر هیچگاه نخندید. سه دختر و یک پسرش را در آغوش گرفت و زندگی را به دعا و صبر سپرد. امید از فردای همان روز کارگر شد؛ نه از روی میل، بلکه از روی ضرورت. صبحها پیش از اذان فجر از خواب برمیخاست، وضو میگرفت، در دل تاریکی از کوچه رد میشد و به بازار میرفت تا شاید کاری بیابد. کارش هر روز فرق میکرد؛ گاهی در ساختمانها، گاهی در بارفروشیها، گاهی در کنار دکانداران بهعنوان شاگرد. مزدش اندک بود، اما هر شب که به خانه بازمیگشت، مادرش با چشمان نگران منتظرش بود و سه خواهر کوچکش از پشت دروازه صدا میزدند: «آمدی بابه امید؟» و او با لبخند میگفت: «آمدم، بچهها، نان هم آوردم.» او همیشه لبخند میزد و خستگی را در درون خود پنهان میکرد تا مبادا مادرش نگران شود. هر شب پس از خوردن نان خشک و چای سیاه، همه میخوابیدند و امید تنها چراغ نفتی را روشن میکرد و دفترهای درسیاش را باز میکرد. او شاگرد مکتب شبانه بود، با اینکه روزها جان میداد برای لقمهای نان. با دستان پینهبستهاش قلم میگرفت و گاهی روی کتابش خواب میبرد. اما هر بار با زمزمه صدای مادرش بیدار میشد که زیر لب دعا میخواند. میدانست که آن دعاها، همان تکیهگاه پنهان او هستند. زمستان که میآمد، کوچهها پر از گل میشد، بوی دود در هوا میپیچید و سردی هوا تا مغز استخوان نفوذ میکرد. امید در آن سرما هم دست از کار نمیکشید. پایش در چکمههای سوراخ یخ میزد، اما لبش به شکایت باز نمیشد. هر هفته مزدش را میآورد، بخشی را برای غذا کنار میگذاشت، بخشی را برای لباس خواهرهایش. گاهی برای مادرش کمی چای یا قند میخرید و وقتی مادر از خوشحالی اشک در چشمش حلقه میزد، دلش گرم میشد. میگفت: «مادر، روزی میرسد که برایت خانهای میسازم که دیگر سقفش نچکد.» مادر لبخند میزد اما در نگاهش غمی پنهان بود، غمی از آنکه میدانست پسرش زودتر از سنش بزرگ شده است. یک شب زمستان، برف سنگینی باریده بود. هوای کابل آرام بود و چراغهای کمنور در کوچههای خلوت میدرخشیدند. امید پس از یک روز سخت کار، دستمزد چند هفتهاش را گرفته بود. پول را در جیب گذاشت و در دلش نقشه میکشید که فردا برای مادرش چادر نو بخرد و برای ناهید، کوچکترین خواهرش، دفتر و قلم. شادی کوچکی در دلش جوانه زده بود. راه خانه را در پیش گرفت، کوچهها خلوت بودند و صدای پایش بر برف نرم میپیچید. از کوچه باریکی که همیشه از آن میگذشت در حال گذر بود که ناگهان صدایی از پشت سر شنید: «ای جوان، بایست!» برگشت و سه مرد نقابپوش را دید که از تاریکی بیرون آمدند. یکی از آنها چاقویی در دست داشت. امید سعی کرد آرام باشد. گفت: «برادر، چیزی ندارم جز مزد کارگری، نان زن و بچه است.» اما یکی از مردها جلو آمد و یقهاش را گرفت. دیگری دست در جیبش کرد و پولها را بیرون آورد. امید خواست مقاومت کند، دست آن مرد را گرفت و گفت: «این پول خون من است، نگیریدش.» اما مرد چاقو را بلند کرد و با یک ضربه در پهلویش فرو برد. دردی تیز در بدنش دوید، برف زیر پایش سرخ شد، و صدای قدمهای دزدان که از کوچه دور میشدند در گوشش پیچید. زانوهایش خم شد، دنیا در برابر چشمانش تار شد و فقط توانست زیر لب بگوید: «خدایا، مادرم...» وقتی چشم گشود، نور سفید و بوی دارو مشامش را پر کرده بود. در اتاقی بود با دیوارهای سفید و صدای دستگاهها که در گوشش میپیچید. داکتر جوانی بالای سرش ایستاده بود. امید به سختی لب باز کرد و با صدایی ضعیف گفت: «داکتر... من فردا میتوانم بروم سر کار؟» داکتر مکث کرد، حیرت کرد، به چشمان نیمهباز او خیره شد و گفت: «چی گفتی؟ تو تازه از عمل جراحی نجات پیدا کردهای، باید حداقل سه هفته استراحت کنی.» امید نفس عمیقی کشید، اشک در چشمانش جمع شد و با صدایی که از ته جانش بیرون میآمد گفت: «نمیتوانم، داکتر صاحب... مادرم نان ندارد، خواهرانم چشم به راه مناند. اگر نروم، چه میخورند؟» داکتر لحظهای سکوت کرد، سپس دست بر شانهاش گذاشت و با مهربانی گفت: «پسرم، جانت از نان هم مهمتر است. زنده بمان، تا زندهای میتوانی کار کنی.» امید فقط لبخند کمرنگی زد و چیزی نگفت. در چشمانش اشک میدرخشید، اشکی که از درد نبود، بلکه از مسئولیت و سنگینی باری بود که بر دوش داشت. چند هفته بعد که هنوز زخم پهلویش خوب نشده بود، دوباره به سر کار برگشت. دوستانش در محل کار تعجب کردند. یکی گفت: «امید، دیوانه شدی؟ زخمت هنوز باز است.» امید لبخند زد و گفت: «نه برادر، دیوانه نیستم، مجبورم. اگر نروم، خانهام بینان میماند.» با باندی بر پهلو، بیل در دست گرفت و دوباره خاک و سیمان را جابهجا کرد. هر ضربهای که به زمین میزد، انگار با خودش میگفت: «من نباید بیافتم. اگر بیافتم، خانهام میافتد.» شبها باز به خانه میآمد، همان چراغ نفتی را روشن میکرد و درس میخواند. گاهی از درد نمیتوانست بنشیند، اما میگفت: «درد عادت میشود، مثل فقر.» سالها گذشت. زمان، زخم پهلویش را درمان کرد، اما داغ آن شب را نه. امید مردی شد قوی، آفتابسوخته، اما همچنان آرام. مادرش هنوز برایش دعا میکرد و سه خواهرش حالا هرکدام راهی برای خود یافته بودند. مریم آموزگار شد، لیلا در شفاخانه کار گرفت، و ناهید هنوز درس میخواند. خانهشان حالا اندکی بهتر شده بود، سقف دیگر چکه نمیکند، و نان همیشه بر سفرهشان است. امید هر صبح پیش از رفتن به کار، مادرش را میبوسید و میگفت: «مادر، یادت است آن شب که گفتم خانهای میسازم که سقفش نچکد؟ حالا دیگر نمیچکد.» مادر لبخند میزد و اشک میریخت، همان اشکهای آرامی که مادران کابل خوب بلدند چگونه بریزند، بیصدا، بیغرور، اما از عمق جان. شبها، وقتی شهر در سکوت فرو میرفت و صدای سگها از دور میآمد، امید کنار پنجره مینشست، به آسمان کابل نگاه میکرد، به همان آسمانی که سالها پیش زیر آن افتاده بود، در برف و خون، و با خودش میگفت: «شاید من مهندس نشدم، اما زندگی را ساختم. از درد، از خاک، از هیچ.» در آن لحظه، باد آرامی از لای کوچهها میگذشت، بوی دود و چای را با خود میآورد، و در آن میان، چراغ خانهی امید مثل ستارهای کوچک در دل تاریکی میدرخشید. در آن شبهای سرد، اگر از کوچههای خاموش کابل بگذری، شاید هنوز صدای پای امید را بشنوی که در دل برف، آرام و محکم قدم برمیدارد، گویی زمین زیر پایش از ایمان او گرم میشود. او نه قهرمان بود، نه ثروتمند، اما در میان هزاران مرد خستهی این شهر، یکی بود که معنای واقعی مردانگی را میدانست؛ نانآور خانهای در کابل، که با دستان پینهبسته و قلبی سرشار از عشق، زندگی را بر دوش کشید و هرگز خم نشد. نویسنده: سارا کریمی
شورای پناهندگان ناروی درتازهترین مورد اعلام کرده است که سالها خشکسالی در افغانستان، سبب افزایش بیکاری و فقر در این کشور شده است. این نهاد با نشر اعلامیهای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که سالها خشکسالی زمینهای کشاورزی را در ولایت بادغیس از بین برده و از جانب دیگر افزایش شمار بازگشتکنندگان به این ولایت، وضعیت را وخیمتر کرده است. شورای پناهندگان ناروی در ادامه تاکید کرده است که مرکز خدمات این شورا در غرب بادغیس روزانه شاهد افزایش مراجعهکنندگان است، اما کاهش کمکهای بشردوستانه توان پاسخگویی را محدود کرده است. این شورا از نهادهای ارائهکننده کمکهای بشردوستانه خواسته است تا برای جلوگیری از گسترش بحران انسانی در افغانستان اقدام فوری انجام دهند. این در حالی است که برنامه جهانی غذا (WFP) از بحران گرسنگی در افغانستان هشدار داده و گفته که حدود یک تن از هر پنج تن در افغانستان با کمبود غذا مواجه است. این نهاد سازمان ملل از جامعهی جهانی خواسته است تا با ادامه حمایتهای خود، این خط حیاتی زندگی را برای مردم افغانستان حفظ کنند. در حالی شورای پناهندگان ناروی از گسترش فقر در افغانستان هشدار میدهد که اوچا یا دفتر هماهنگکننده کمکهای بشردوستانه سازمان ملل متحد نیز اعلام کرده که افغانستان با یکی از بدترین بحرانهای گرسنگی در جهان روبرو است. این نهاد سازمان ملل در ادامه افزوده است که ۹.۵ میلیون تن در افغانستان با ناامنی شدید غذایی مواجه هستند و از هر پنج تن، یک تن نمیداند وعده بعدی غذایش از کجا تأمین خواهد شد. پس از قطع کمکهای مالی آمریکا و کاهش کمکهای بشردوستانهی سایر کشورها، نهادهای سازمان ملل متحد بارها از افزایش سوءتغذیه در افغانستان هشدار دادهاند.
برنامه جهانی غذا درتازهترین مورد هشدار داده است که بحران گرسنگی در افغانستان همچنان ادامه دارد. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود به مناسبت هشتادمین سالگرد تأسیس سازمان ملل متحد، گفته است که بیش از ۶۰ سال در کنار مردم افغانستان ایستاده و با ارائه غذا، بازسازی معیشت و تقویت توانمندیهای محلی، به آنها کمک کرده است تا روی پای خود بایستند. برنامه جهانی غذا در ادامه تاکید کرده است که حدود یک تن از هر پنج تن در افغانستان با کمبود غذا مواجه است. این نهاد سازمان ملل از جامعهی جهانی خواسته است تا با ادامه حمایتهای خود، این خط حیاتی زندگی را برای مردم افغانستان حفظ کنند. در حالی برنامه جهانی غذا از گسترش فقر در افغانستان هشدار میدهد که اوچا یا دفتر هماهنگکننده کمکهای بشردوستانه سازمان ملل متحد نیز اعلام کرده که افغانستان با یکی از بدترین بحرانهای گرسنگی در جهان روبرو است. این نهاد سازمان ملل در ادامه افزوده است که ۹.۵ میلیون تن در افغانستان با ناامنی شدید غذایی مواجه هستند و از هر پنج تن، یک تن نمیداند وعده بعدی غذایش از کجا تأمین خواهد شد. پس از قطع کمکهای مالی آمریکا و کاهش کمکهای بشردوستانهی سایر کشورها، نهادهای سازمان ملل متحد بارها از افزایش سوءتغذیه در افغانستان هشدار دادهاند.
نادر یاراحمدی، رییس مرکز امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت داخلهی ایران درتازهترین مورد اعلام کرده است که در شش ماه نخست سال جاری خورشیدی، یک میلیون و ۴۵۰ هزار مهاجر افغانستانی از آن کشور اخراج شدهاند. خبرگزاری ایرنا به نقل از نادر یاراحمدی گزارش داده است که روند اخراج مهاجران افغانستانی همچنان ادامه دارد و قرار است به همین تعداد دیگر نیز در آیندهی نزدیک اخراج شوند. رییس مرکز امور اتباع و مهاجرین خارجی ایران در ادامه تاکید کرده است که در حال حاضر ۴.۵ میلیون مهاجر قانونی و غیرقانونی افغانستانی در آن کشور زندگی میکنند. او در ادامه افزوده است که ۸۰ هزار ازدواج میان زنان و مردان افغانستانی و ایرانی ثبت شده که با احتساب فرزندانشان، جمعیتی حدود ۲۵۰ هزار نفر را تشکیل میدهند. یاراحمدی در مورد صدور شناسنامه برای فرزندان این خانوادهها گفته است: «فرزندانی که از مادران ایرانی و یا برعکس متولد میشوند، میتوانند از شناسنامه برخوردار شوند.» قابل ذکر است که ایران در سال جاری خورشیدی برگههای سرشماری مهاجران افغانستانی را باطل و روند خروج اجباری آنان را آغاز کرده است. همچنان پیش از این، مقامهای حکومت فعلی اعلام کرده بودند که امسال حدود یک میلیون و ۸۰۰ هزار مهاجر از ایران اخراج شدهاند. این اخراجها در حالی پس از جنگ ایران و اسراییل شدت یافته است که افغانستان با بحران شدید حقوق بشری و انسانی مواجه است و بسیاری از اخراجشدگان، از جمله زنان، خبرنگاران و مدافعان حقوق بشر در معرض خطر واقعی نقض حقوق بشر قرار دارند.
سید مالک حسینی، معاون توسعهی کارآفرینی و اشتغال وزارت کار جمهوری اسلامی ایران درتازهترین مورد اعلام کرده است که آن کشور صدور ویزای کارگری، بهویژه برای افغانستانیها را آغاز کرده است. خبرگزاری ایرنا گزارش داده است که آقای حسینی این اظهارات در دومین نشست «کمیسیون تخصصی شورای عالی اشتغال» مطرح کرده و گفته است که صدور این ویزاها از اول میزان با همکاری وزارتهای خارجه و داخلهی آن کشور آغاز شده است. معاون وزارت کار ایران در ادامه تاکید کرده است که کارفرمایان میتوانند از طریق «سامانهی اشتغال اتباع خارجی» درخواست خود را ثبت کنند. وی در ادامه افزوده است که اولویت اصلی با کارجویان ایرانی است، اما در صورت نبود کارگر ایرانی، برای کارگران خارجی در سال اول ویزای نُهماهه صادر میشود و براساس عملکرد نیروی کار خارجی و همچنین شرایط عرضهی نیروی کار ایرانی، با درخواست کارفرما قابلیت صدور مجدد برای سال بعد وجود دارد. آقای حسینی تصریح کرد که براساس توافق با وزارت خارجهی افغانستان، در سال اول حداکثر ۲۰۰ هزار ویزای کار صادر میشود و هدف اصلی آن «شفافسازی و رصد نیروی کار مجاز اتباع خارجی برای جلوگیری از ورود غیرقانونی» است. معاون وزارت کار ایران میگوید: «تنها در صورتی اجازهی استفاده از نیروی کار خارجی را خواهیم داد که هیچ نیروی کار ایرانی برای آن موقعیت کاری وجود نداشته باشد.» این در حالی است که پیش از این محمدرضا بهرامی، مدیرکل دفتر جنوب آسیای وزارت خارجهی ایران، در دیدار با وزیر مهاجران حکومت سرپرست گفته بود که ۲۰۰ هزار ویزای کار برای شهروندان افغانستان صادر میشود. مقامهای ایرانی در حالی از آغاز صدور ویزای کار برای کارگران افغانستان خبر میدهند که سفارت و قنسولگریهای آن کشور در افغانستان در حال حاضر برای شهروندان افغانستان ویزا صادر نمیکنند. ایران پس از پایان مهلت خروج داوطلبانهی مهاجران افغانستان، روند عادی صدور ویزا برای شهروندان افغانستان را متوقف کرده است.
بانک جهانی به مناسب «روز جهانی ریشهکنی فقر» اعلام کرده است که ۸۳۱ میلیون نفر در جهان هنوز در فقر شدید بسر میبرند و زیر «خط فقر» زندگی میکنند. این بانک با نشر اعلامیهای گفته است که این امر به این معنا است که این افراد روزانه با درآمد کمتر از سه دالر آمریکایی زندگی میکنند. درآمد روزانه سه دالر آمریکایی برای هر فرد را بهعنوان «خط فقر» تعیین کرده است. همچنین سازمان ملل متحد ریشهکن کردن فقر شدید برای همهی مردم جهان را تا سال ۲۰۳۰ میلادی یکی از اهداف توسعه پایدار خود دانسته است. سازمان ملل متحد با نشر اعلامیهای گفته است که در حال حاضر ۸۰۸ میلیون نفر، یعنی از هر ۱۰ نفر یک نفر در جهان، در فقر شدید بسر میبرند این سازمان تاکید کرده است که اگر روند کنونی ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ میلادی حدود ۸.۹ درصد از جمعیت جهان همچنان در فقر شدید خواهند بود. همچنین در اعلامیه آمده است که گرسنگی در جهان به سطحی که در سال ۲۰۰۵ میلادی بود بازگشته و قیمت مواد غذایی نیز در اکثر کشورها در حال افزایش است. سازمان ملل متحد گفته است که افزایش فقر در جهان عوامل گوناگون دارد، اما «بیکاری، طرد اجتماعی و آسیبپذیری بالای برخی گروهها در برابر بلایا، بیماریها و سایر پدیدهها که آنان را از فعالیتهای تولیدی باز میدارد» از عوامل اصلی است. سازمان ملل متحد مشارکت مردم در سیاستگذاری، ایجاد فرصتهای شغلی از سوی دولتها بهویژه برای فقرا و حاشیهنشینها، تقویت سکتور خصوصی و توسعه علم و دانش را از راهکارهای برای بهبود اقتصاد مردم و کاهش فقر دانسته است. با این وجود، آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد چند وقت پیش با ابراز نگرانی از افزایش گرسنگی در جهان، از جامعهی جهانی خواسته است تا برای ایجاد نظامهای غذایی عادلانه و پایدار اقدام فوری کنند.
همزمان با روز جهانی غذا اوچا یا دفتر هماهنگکنندهی کمکهای بشردوستانه اعلام کرده است که افغانستان با یکی از بدترین بحرانهای گرسنگی در جهان روبرو است، زنان و کودکان بیشترین آسیب را از بحران گرسنگی دیدهاند. اين نهاد امروز (پنجشنبه، ۲۴ میزان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ۹.۵ میلیون نفر در سراسر افغانستان به شدت دچار ناامنی غذایی هستند و از هر ۵ نفر، ۱ نفر آنها نمیداند وعده غذایی بعدیاش از کجا خواهد آمد. دفتر هماهنگکنندهی کمکهای بشردوستانه در ادامه تاکید کرده است: «زنان و کودکان بیشترین آسیب را دیدهاند. بدون بودجه فوری، میلیونها نفر در معرض خطر سوءتغذیه قرار دارند.» سازمان ملل متحد نیز به مناسبت روز جهانی غذا گفته است: «غذا یک حق انسانی است، نه یک امتیاز.» سازمان ملل با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود، «نیاز فوری به اقدام جهانی برای اطمینان از دسترسی همه، در همه جا، به غذای کافی و مغذی را برجسته کرده است.» همچنین برنامه جهانی غذا گفته بود که هماکنون ۴.۷ میلیون مادر و کودک در افغانستان با سوءتغذیه مواجهاند. این نهاد چندی پیش اعلام کرد که بحران گرسنگی افغانستان روز به روز عمیقتر میشود. برنامه جهانی غذا گفته بود که برای ادامهی رسیدگی به نیازمندان در شش ماه آینده، به ۵۳۹ میلیون دالر به صورت «فوری» نیاز دارد. بازگشت حکومت سرپرست به قدرت و تشدید خشکسالی، منجر به گسترش فقر در افغانستان شده است. بهگفتهی سازمان ملل متحد، بیش از ۲۲ میلیون نفر در کشور نیاز به کمکهای بشردوستانه دارند. این در حالی است که کمکهای جهانی به افغانستان نیز کاهش یافته است. در حالی که وضعیت اقتصادی در افغانستان رو به وخامت است، کشورهای همسایه در حال بازگرداندن مهاجران اند. تنها امسال بیش از دو میلیون مهاجر از کشورهای ایران و پاکستان به افغانستان بازگشتهاند.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد درتازهترین مورد با ابراز نگرانی از افزایش گرسنگی در جهان، از جامعهی جهانی خواسته است تا برای ایجاد نظامهای غذایی عادلانه و پایدار اقدام فوری کنند. آقای گوترش بامداد امروز (پنجشنبه، ۲۴ میزان/۱۶ اکتوبر) به مناسبت روز جهانی غذا با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که هماکنون بیش از ۶۷۳ میلیون تن در جهان شبها گرسنه به خواب میروند و این وضعیت نیازمند همبستگی جهانی است. وی در ادامه تاکید کرده است که کشورهای جهان باید با همکاری فرامرزی، میانبخشی و اجتماعی، نظامهایی بسازند که هم مردم را تغذیه کند و هم از سیاره زمین حفاظت نماید. همچنین دبیرکل سازمان ملل متحد در بخشی از پیامش از دولتها، نهادهای بینالمللی و بخش خصوصی خواسته است تا برای پایان دادن به گرسنگی و بهبود امنیت غذایی، منابع مالی و تعهدات سیاسی خود را افزایش دهند. با این وجود، برنامه جهانی غذا (WFP) گزارش داده که حدود ۹.۵ میلیون تن در افغانستان با ناامنی غذایی دستوپنجه نرم میکنند. این نهاد هشدار داده که این آمار احتمال دارد در ماههای آینده افزایش یابد. برنامه جهانی غذا تاکید کرد که در حال حاضر با کمبود بودجه ۶۲۲ میلیون دالری برای شش ماه آینده مواجه است و در صورت ادامه این وضعیت، از ماه نوامبر سال جاری روند توزیع کمکها با وقفههای جدی روبهرو خواهد شد.
منابع از میان مهاجران افغانستان در پاکستان میگویند که پولیس این کشور بازداشت پناهجویان افغانستانی را در مناطق مختلف کویته، مرکز بلوچستان پس از درگیریهای اخیر به شدت آغاز کرده است. دستکم سه منبع امروز (چهارشنبه، ۲۳ میزان) به رسانه گوهرشاد گفتهاند پولیس، پناهجویان را از خانههایشان بازداشت کرده و به کمپهای مهاجران انتقال میدهند و شماری را نیز با اخذ پول دوباره از بازداشت رها میکنند. منبع در ادامه تاکید کرده است که پولیس پناهجویان را از مناطق «اوزبیکبازار، پشتونباغ و هزارهتاون» در کویته بازداشت کرده است. منبع افزوده است که تا اکنون شمار دقیق افراد بازداشتشده معلوم نیست، اما براساس بررسیهای دهها تن بازداشت شدند. قابل ذکر است که دولت پاکستان، اول سپتامبر را مهلت خروج پناهجویانی تعیین کرده بود که تاریخ کارت اقامت موقتشان باطل شده است. در پی این تصمیم، احتمال اخراج حدود یک میلیون پناهجوی افغانستانی وجود دارد. این در حالی است که روند اخراج مهاجران اهل افغانستان از پاکستان پیش از این نیز ادامه داشته است، اما پس از تنشهای نظامی میان پاکستان و طالبان، اسلامآباد دستور اخراج سریع پناهجویان افغانستان را صادر کرده است. دولت پاکستان از شهروندانش خواسته است که به پناهجویان افغانستان پناه ندهند و تأکید کرده که تمام افراد فاقد مدرک باید اخراج شوند. همچنین ایران، اخراج مهاجران را از دو ماه به این طرف شدت بخشیده است. این اخراجها در حالی پس از جنگ ایران و اسراییل شدت یافته است که افغانستان با بحران شدید حقوق بشری و انسانی مواجه است و بسیاری از اخراجشدگان، از جمله زنان، خبرنگاران و مدافعان حقوق بشر در معرض خطر واقعی نقض حقوق بشر قرار دارند.