برچسب: فقر و بیکاری

2 ماه قبل - 150 بازدید

برنامه توسعه‌ای ملل متحد اعلام کرد که فقر در افغانستان همچنان رو به افزایش است و از هر چهار شهروند کشور، سه تن که حدود ۲۸ میلیون جمعیت در افغانستان می‌شود، قادر به برآورده کردن اساسی‌ترین نیازهای خود نیستند. در گزارش آمده است که همزمان با رشد سریع جمعیت، کاهش کمک‌های بین‌المللی، تشدید شوک‌های اقلیمی و محدودیت‌های مداوم بر حقوق زنان، رشد اقتصادی اندک نتوانسته زندگی مردم در افغانستان را بهبود بخشد. همچنین برنامه توسعه‌ای ملل متحد در بخشی از گزارشش تاکید کرده است که بازگشت ۲.۹ میلیون مهاجر تنها در سال ۲۰۲۵ میلادی، خدمات و معیشت از پیش فرسوده شهروندان را بیش از پیش تحت فشار قرار داده است. این نهاد تاکید کرد که میلیون‌ها خانواده در کشور با مشکلات فزاینده‌ای روبرو هستند و به نیازهای اولیه مانند آب، غذا، مراقبت‌های بهداشتی، مسکن، گرمایش و پوشاک دسترسی ندارند. در گزارش آمده است که بیش از ۸۰ درصد از خانواده‌ها بدهکار هستند و تقریباً سه-چهارم آنان برای گذراندن روز به راهبردهای مقابله منفی متکی هستند. کانی ویگناراجا، معاون دبیرکل سازمان ملل متحد و مدیر منطقه‌ای برنامه توسعه‌ای این سازمان برای آسیا و اقیانوسیه، گفته است: «با در نظر گرفتن واقعیت‌های اجتماعی-اقتصادی افغانستان، گزارش امسال نشان می‌دهد که این کشور تحت فشار فزاینده‌ای قرار دارد، با تعداد بالای بازگشت‌کنندگان و تشدید مشکلات اقتصادی و اقلیمی در سال ۲۰۲۵، چون فشارها یکی پس از دیگری افزایش می‌یابند. این امر تأکید می‌کند که چرا پیشرفت در توسعه انسانی اساسی همچنان برای ثبات در افغانستان و در سراسر مرزهای آن، به ویژه برای آسیب‌پذیرترین جوامع ساکن در مناطق اکولوژیکی بسیار شکننده، محوری است.» در این گزارش آمده است که میزان بازگشت‌های مهاجران همچنین کم‌پیشینه است که این موضوع نیازها را تغییر می‌دهد و خطرات را افزایش می‌دهد. نزدیک به ۵ میلیون تن بین سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ میلادی بازگشته‌اند، و بازگشت‌کنندگان اخیر با آسیب‌پذیری شدید مواجه هستند. برنامه توسعه‌ای ملل متحد می‌گوید که ۹۲درصد ناامنی معیشتی در مقایسه با ۷۴ درصد در سطح ملی در افغانستان وجود دارد که در ولایت‌های با بازگشت بالا، خانواده‌ها تنها ۳ درصد شغل رسمی دارند و ۷۸ درصد به کار روزانه موقت متکی هستند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 94 بازدید

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که گرسنگی در افغانستان افزایش یافته است و بیش از ۱۳.۸ میلیون نفر در افغانستان با ناامنی حاد غذایی مواجه‌ هستند. اين نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که زنان و کودکان بیشترین آسیب را از ناامنی غذایی می‌بینند. همچنین برنامه جهانی غذای ملل متحد هشدار داده است که بیش از ۱۳.۸ میلیون نفر در این کشور با ناامنی حاد غذایی مواجه‌اند و زنان و کودکان بیشترین آسیب را می‌بینند. جان آیلیف، مدیر برنامه جهانی غذا در افغانستان تاکید کرده است که نزدیک به پنج میلیون کودک و زن باردار یا شیرده در افغانستان دچار سوءتغذیه هستند. در اعلامیه آمده است که افغانستان با فروپاشی اقتصادی، از دست رفتن فرصت‌های شغلی و شوک‌های اقلیمی روبرو است. این نهاد گفته است که این فشارها هم‌زمان، ذخایر غذایی ویژه‌ای را که برای کمک به بهبود زنان و کودکان مبتلا به سوءتغذیه استفاده می‌شود، کاهش داده است. همچنین یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان نیز اعلام کرده است که میزان سوءتغذیه در ولایت‌های زابل، کنر، سمنگان و بادغیس بالاتر از سایر نقاط کشور است. اين نهاد تصریح کرد که یک هزار روز اول، بحرانی‌ترین دوران برای تغذیه هستند. یونیسف گفته است ۶۶ هزار خانواده‌ برای رفع نیازهای تغذیه‌ای خود کمک‌های نقدی دریافت کرده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 119 بازدید

سازمان ملل متحد، با ابراز نگرانی از تشدید بحران گرسنگی در افغانستان اعلام کرده است که بیش از ۱۳.۸ میلیون نفر در این کشور با ناامنی غذایی شدید روبرو هستند. این سازمان امروز (سه‌شنبه، ۲۲ ثور) با نشر گزارشی گفته است که نزدیک به پنج میلیون کودک و زن باردار یا شیرده در این کشور دچار سوءتغذیه هستند؛ وضعیتی که بیشترین آسیب را به زنان و کودکان وارد کرده است. در این گزارش آمده است که افغانستان با بحران‌های همزمانی چون فروپاشی اقتصادی، از دست رفتن فرصت‌های شغلی و شوک‌های اقلیمی روبرو است؛ بحران‌هایی که با تنش‌های منطقه‌ای تشدید شده و به افزایش قیمت‌ها و وخامت وضعیت غذایی در کشور انجامیده است. همچنین برنامه‌ی جهانی غذای سازمان ملل نیز هشدار داده است که فشارهای موجود باعث کاهش ذخایر مواد غذایی تخصصی شده است؛ موادی که برای کمک به درمان سوءتغذیه در میان زنان و کودکان استفاده می‌شود. جان آیلیف، مسوول برنامه‌ی جهانی غذا در افغانستان در بخشی از این گزارش تأکید کرده است که کمک‌های تغذیه‌ای و بسته‌های غذایی برای میلیون‌ها زن و کودک در سراسر کشور «خط حیات» محسوب می‌شود. باید گفت که در افغانستان، وضعیت ناامنی غذایی در سال‌های اخیر به‌گونه‌ای وخیم شده است که میلیون‌ها نفر با کم‌بود جدی مواد غذایی روبرو هستند. در نتیجه‌ی این وضعیت، نهادهای بین‌المللی از جمله سازمان ملل و برنامه‌ی جهانی غذا بارها هشدار داده‌اند که میلیون‌ها زن و کودک در افغانستان دچار سوءتغذیه‌اند و کمک‌های بشردوستانه در بسیاری موارد تنها راه نجات برای ادامه زندگی این خانواده‌ها محسوب می‌شود. پیش از این نیز سازمان ملل اعلام کرده بود که حدود ۲۲ میلیون نفر در افغانستان در سال جاری میلادی به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 113 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۶ میلادی، حدود ۲۱.۹ میلیون تن نزدیک به ۴۵ درصد جمعیت افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که از این میان، حدود ۱۱.۶ میلیون کودک تحت تاثیر سوءتغذیه، بیماری، خطرات حفاظتی و محدودیت شدید در آموزش و خدمات اولیه قرار دارند. در گزارش آمده است که افغانستان یکی از شدیدترین بحران‌های انسانی جهان را تجربه می‌کند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که جنگ طولانی، شکنندگی اقتصادی، کمبود سرمایه‌گذاری در خدمات اساسی و تضعیف حقوق اساسی شهروندان، زمینه‌ساز این بحران‌ هستند. براساس گزارش، ناامنی‌ها، بازگشت‌های گسترده مهاجران، خشک‌سالی، گرسنگی و رویداد‌های طبیعی، فشارها را چند برابر کرده است. همچنین یونیسف گفته است که حذف سیستماتیک زنان و دختران از عرصه عمومی نیز آسیب‌پذیری‌ها را عمیق‌تر کرده و دسترسی آنان به خدمات حیاتی را محدود ساخته است. براساس سازمان ملل متحد گزارش، این شوک‌ها شامل خشک‌سالی ناشی از تغییرات اقلیمی، بازگشت گسترده مهاجران، زلزله‌ها و سیل‌های مکرر، شیوع بیماری‌های متعدد و خطرات شدید حفاظتی، به‌ویژه برای زنان و دختران، می‌باشد. این در حالی است که با کاهش بودجه‌های حمایتی و کمک‌های بشردوستانه در افغانستان، نیازمندان همزمان با افزایش بیکاری با چالش‌های متعددی رو‌برو هستند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 140 بازدید

در بخش غربی شهر هرات، در یکی از کوچه‌های خاک‌آلود و تنگی که دیوارهای گِلی خانه‌هایش ترک برداشته بود و بوی دود و خاک همیشه در هوایش می‌پیچید، خانواده‌ای زندگی می‌کرد که سال‌ها زیر بار فقر و بدهکاری خم شده بودند. خانه‌شان دو اتاق کوچک داشت؛ سقف یکی از اتاق‌ها در زمستان چکه می‌کرد و در تابستان، گرمای خفه‌کننده‌اش نفس آدم را می‌برید. در همان خانه دختری زندگی می‌کرد به نام «مرسل»؛ دختری بیست‌وسه‌ساله با صورتی لاغر، چشمانی خسته و صدایی آرام که بیشتر وقت‌ها آهسته حرف می‌زد؛ انگار از کودکی آموخته بود در این دنیا زیاد دیده نشود. مرسل زمانی آرزو داشت معلم شود. تا صنف دوازدهم با شوق درس خوانده بود. کتاب‌هایش را هنوز در صندوق کهنه‌ای کنار رختخوابش نگه می‌داشت؛ کتاب‌هایی که گرد و خاک روی جلدشان نشسته بود. وقتی آموزش دختران محدود شد، او نیز مانند هزاران دختر دیگر در خانه ماند. روزهایش میان ظرف‌شستن، نان‌پختن و خیاطی برای همسایه‌ها سپری می‌شد. پدرش کارگر یک انبار مواد ساختمانی بود و هر روز با دستان ترک‌خورده و لباس‌های خاکی به خانه برمی‌گشت. او مردی خسته و عصبی بود؛ مردی که سال‌ها جنگ، بیکاری و قرض، مهربانی را از وجودش گرفته بود. مرسل بیشتر عصرها برای آوردن آب یا خرید نان از خانه بیرون می‌شد. همان‌جا بود که کم‌کم سهراب را دید؛ پسری بیست‌وپنج‌ساله که در دکان ترمیم موبایل کار می‌کرد. سهراب جوانی بلندقد و آرام بود. پدرش بیمار و خانواده‌اش فقیر بودند. او از نوجوانی کار کرده بود تا خرج خانه را بدهد. گاهی شب‌ها تا دیر وقت در دکان می‌ماند تا چند صد افغانی بیشتر درآمد داشته باشد. با این‌همه، برخلاف خستگی همیشگی زندگی، هنوز لبخند آرامی بر لب داشت. آشنایی‌شان خیلی ساده آغاز شد؛ اول فقط نگاه‌هایی کوتاه در کوچه، بعد سلام‌هایی آرام و بعدتر حرف‌هایی کوتاه کنار نانوایی یا سر چاه آب. در شهری که حتی حرف‌زدن دختر و پسر می‌توانست برای خانواده‌ها «ننگ» باشد، همین گفت‌وگوهای کوتاه برای‌شان پر از ترس بود. مرسل همیشه با عجله حرف می‌زد و دوروبرش را نگاه می‌کرد تا کسی نبیند. اما سهراب هر بار با احترام و آرامش با او رفتار می‌کرد. همین احترام، همین گوش‌دادن ساده، چیزی بود که مرسل کمتر در زندگی‌اش تجربه کرده بود. ماه‌ها گذشت و رابطه‌ای عمیق میان‌شان شکل گرفت؛ نه رابطه‌ای شبیه قصه‌های عاشقانه، بلکه پیوندی میان دو انسان خسته که در دل تاریکی زندگی، تنها در کنار هم اندکی آرامش پیدا کرده بودند. سهراب برایش از رؤیای داشتن دکان کوچکی می‌گفت؛ از این‌که شاید روزی بتوانند خانه‌ای اجاره کنند و زندگی ساده‌ای داشته باشند. مرسل نیز از رؤیاهای نیمه‌جانش حرف می‌زد؛ از این‌که هنوز دوست دارد درس بخواند، کتاب بخواند و روزی کودکان را آموزش دهد. اما در افغانستان، به‌ویژه در خانواده‌های فقیر و سنتی، عشق اغلب جایی برای زنده‌ماندن ندارد. وقتی پدر مرسل فهمید دختری که سال‌ها برایش کار کرده و رنج کشیده، دل به پسری فقیر داده است، خشمگین شد. بارها فریاد زد: «ما دختر ره مفت بزرگ نکردیم که بره به یک بی‌پول شوهر کنه.» در همان روزها، چند خانواده دیگر نیز برای خواستگاری مرسل آمده بودند؛ یکی از آنان مردی حدود چهل‌وپنج‌ساله بود که همسر اولش بیمار بود و دنبال زن دوم می‌گشت. آن مرد توان پرداخت پول زیادی داشت و همین موضوع پدر مرسل را وسوسه کرده بود. وقتی سهراب موضوع را با خانواده‌اش در میان گذاشت، مادرش ابتدا ترسید. او می‌دانست خانواده دختر فقیرند و احتمالاً مبلغ سنگینی درخواست خواهند کرد. اما وقتی اصرار و درماندگی پسرش را دید، راضی شد. چند هفته بعد، همراه چند بزرگ‌تر محل به خواستگاری رفتند. خانه مرسل آن روز ساکت و سنگین بود. چای آوردند، اما کسی لبخند نمی‌زد. بعد از چند دقیقه سکوت، پدر مرسل مستقیم گفت: «اگر پسرتان واقعاً مرد است و توان زن‌گرفتن دارد، چهار لک افغانی لگه می‌دهد؛ بدون مصرف عروسی و دیگر چیزها.» اتاق در سکوت فرو رفت. مادر سهراب سرش را پایین انداخت. پدر بیمار سهراب حتی توان حرف‌زدن نداشت. چهار لک افغانی برای آنان مبلغی خیالی بود. سهراب ماهانه تنها هشت تا ده هزار افغانی درآمد داشت؛ آن‌هم اگر کار خوب می‌شد. آنان به سختی خرج دوا و نان خانه را پیدا می‌کردند. اما عشق، مخصوصاً وقتی با ناامیدی همراه شود، آدم را به جنگی بی‌پایان می‌کشاند. سهراب تسلیم نشد. قرض خواست، شب‌ها اضافه‌کاری کرد و حتی تصمیم گرفت قاچاقی به ایران برود تا کار کند و پول جمع کند؛ اما رفتن خطرناک بود و پول قاچاقبر را هم نداشت. هر بار که خانواده‌اش دوباره برای صحبت می‌رفتند، پدر مرسل فقط یک جمله می‌گفت: «یا پول، یا دختر.» در این میان، فشار بر مرسل بیشتر می‌شد. برادرانش به او بدبین شده بودند. موبایلش را گرفتند، اجازه بیرون‌شدنش کمتر شد و حتی مادرش از ترس شوهرش جرئت نمی‌کرد از دخترش حمایت کند. مرسل شب‌ها آرام گریه می‌کرد. بارها به سهراب گفته بود: «ما در این وطن حتی حق انتخاب زندگی خود ره نداریم.» زمستان همان سال، اوضاع بدتر شد. پدر مرسل تصمیم گرفت او را به همان مرد میان‌سال نامزد کند؛ مردی که دو فرزند تقریباً هم‌سن مرسل داشت. وقتی مرسل اعتراض کرد، پدرش سیلی محکمی به صورتش زد و گفت: «دختر در این خانه اختیار ندارد.» آن شب مرسل تا صبح گریه کرد. فردای آن روز، پنهانی به سهراب خبر داد. سهراب وقتی حرف‌های او را شنید، برای نخستین‌بار کاملاً شکست. او می‌دانست اگر مرسل به آن خانه برود، زندگی‌اش نابود خواهد شد. چند روز بعد، تصمیمی گرفتند که بیشتر از سر ترس بود تا امید: فرار. شبی سرد، وقتی برق‌های محله قطع شده بود و کوچه در تاریکی فرو رفته بود، مرسل از پنجره کوچک اتاقش بیرون شد. تنها یک بکس کوچک همراه داشت؛ چند لباس، کتابچه یادداشتش و عکسی قدیمی از مادرش. سهراب منتظرش بود. آنان سوار موتر مسافربری شدند و شهر را ترک کردند. چند ماه نخست را در اتاقی نمناک در حاشیه کابل گذراندند. اتاق‌شان فقط یک فرش کهنه، یک بخاری دودزده و چند ظرف داشت. سهراب در نانوایی کار پیدا کرد و روزی دوازده ساعت کار می‌کرد. دست‌هایش از شدت گرمای تنور سوخته بود. مرسل در خانه لباس می‌شست و گاهی برای همسایه‌ها خامک‌دوزی می‌کرد تا خرج نان فراهم شود. با وجود تمام سختی‌ها، آنان هنوز کنار هم آرام بودند. شب‌ها وقتی صدای ژنراتورهای کوچه خاموش می‌شد و شهر در تاریکی فرو می‌رفت، کنار هم می‌نشستند و آهسته حرف می‌زدند. مرسل می‌گفت: «حداقل این‌جا کسی ما ره مجبور نمی‌کند.» اما ترس همیشه با آنان بود. هر بار صدای در بلند می‌شد، قلب‌شان می‌لرزید. آنان می‌دانستند خانواده‌ها دست‌بردار نخواهند شد. در جامعه‌ای که «آبرو» گاهی از جان انسان مهم‌تر شمرده می‌شود، فرار دختر با مرد، برای برخی خانواده‌ها لکه‌ای است که فقط با خشونت پاک می‌شود. خانواده‌های آنان نیز چنین فکر می‌کردند. ماه‌ها دنباله‌شان گشتند. سرانجام یکی از آشنایان سهراب آنان را در بازار شناخت و خبر داد. چند مرد، یک غروب، ناگهان به اتاق‌شان هجوم بردند. سهراب را با مشت و لگد زدند. مرسل جیغ می‌کشید و گریه می‌کرد، اما کسی رحم نکرد. همسایه‌ها از پشت درها فقط نگاه می‌کردند. آنان را با زور به هرات بازگرداندند. بعد از بازگشت، زندگی‌شان به جهنم تبدیل شد. سهراب را در زیرزمین خانه پدرش زندانی کردند. او را متهم می‌کردند که آبروی خانواده را برده است. لت‌وکوبش می‌کردند و از او می‌خواستند قسم بخورد دیگر هرگز نام مرسل را نیاورد. مرسل نیز در خانه پدرش حبس بود. برادرانش او را دشنام می‌دادند و می‌گفتند باید کشته شود تا «عبرت» شود. مادرش هر شب پنهانی برایش غذا می‌آورد و گریه می‌کرد، اما توان دفاع نداشت. روزها گذشت و فشارها شدیدتر شد. مرسل دیگر امیدی نداشت. او می‌دانست خانواده‌اش هرگز اجازه نخواهند داد دوباره با سهراب زندگی کند. سهراب نیز زیر شکنجه و تحقیر روحی فروپاشیده بود. تنها راه ارتباطی‌شان کودکی از همسایه‌ها بود که گاهی پنهانی پیام ردوبدل می‌کرد. آخرین پیام مرسل کوتاه بود: «اگر زنده بمانیم، باز ما ره جدا می‌کنند.» و آخرین پاسخ سهراب این بود: «پس بگذار هیچ‌کس ما ره از هم جدا نکنه.» یک شب بارانی، وقتی بیشتر اعضای خانواده خواب بودند، سهراب به نوعی خود را از زیرزمین بیرون کرد. کسی دقیق نمی‌داند چگونه به خانه مرسل رسید. شاید یکی از نزدیکان از روی دلسوزی کمکش کرده بود. اما صبح فردا، همه‌چیز تمام شده بود. آنان را در انباری خانه پیدا کردند؛ طنابی از سقف آویزان بود و هر دو کنار هم بی‌جان مانده بودند. دستان‌شان هنوز در هم گره خورده بود؛ انگار در آخرین لحظه نیز از ترس جدایی، یکدیگر را رها نکرده بودند. آن روز کوچه پر از جمعیت شد. زنان آرام گریه می‌کردند و مردان زیر لب از «بی‌آبرویی» حرف می‌زدند. اما کمتر کسی از فقر، فشار اجتماعی، معامله‌کردن دختران یا سنت‌هایی سخن می‌گفت که دو جوان را تا مرز مرگ رسانده بود. مادر مرسل هنگام دفن دخترش فقط خاک را با دستانش چنگ می‌زد و می‌گفت: «دخترم فقط زندگی می‌خواست… فقط زندگی…» اما در آن شهر، در آن جامعه زخمی و خسته، گاهی حتی ساده‌ترین آرزوها هم بیش از حد بزرگ‌اند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 129 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد و خوشه جهانی تغذیه در گزارش تازه‌ای گفته‌اند که ۸۳ درصد کودکان مبتلا به سوءتغذیه حاد در افغانستان در خانواده‌های دچار ناامنی غذایی زندگی می‌کنند. این نهادها با نشر گزارشی مشترک گفته‌اند که ضعف در گزارش‌دهی، محدودیت‌های مرزی و کاهش بودجه از چالش‌های اصلی برای مهار این وضعیت عنوان شدند. در گزارش آمده است که در سه‌ ماه نخست سال جاری میلادی، خوشه جهانی تغذیه و شرکای آن به بیش از ۹۴۵ هزار نفر به‌ویژه کودکان در افغانستان خدمات ارائه کرده‌اند. در گزارش آمده است که این خدمات شامل درمان موارد سوءتغذیه اولیه، متوسط و شدید، مشاوره در بخش مراقبت از کودکان و توزیع مکمل‌های غذایی برای کودکان مبتلا به سوءتغذیه می‌شود. همچنین این سازمان‌ها تاکید کردند که حدود ۲۴۰ ولسوالی به‌دلیل کمبود بودجه و مشکلات دیگر، هنوز تحت پوشش برنامه‌های تغذیه‌ای قرار نگرفته‌اند. بر اساس یافته‌های این گزارش، شیوع لاغری کودکان در افغانستان از ۹.۶ درصد در سه‌ ماه اول سال گذشته به ۸.۵ درصد در سه‌ ماه اول امسال کاهش یافته است. در گزارش آمده است که نرخ سوءتغذیه حاد در ۱۰ ولایت افغانستان همچنان بالاتر از ۱۰ درصد گزارش شده که بیشتر موارد در هلمند و دایکندی ثبت شده است. بر مبنای آمار سازمان ملل، میلیون‌ها نفر در افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند و برنامه جهانی غذا پیش از این هشدار داده بود که افغانستان با یکی از شدیدترین بحران‌های گرسنگی در سطح جهان مواجه است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 113 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۶ میلادی قصد دارد ۱.۳ میلیون کودک مبتلا به سوءتغذیه شدید را در افغانستان درمان کند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۱۳ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که با حمایت بانک توسعه آسیایی، این درمان در سراسر افغانستان ارائه می‌شود. همچنین سازمان ملل پیشتر هشدار داده بود که بیش از سه میلیون کودک در افغانستان در معرض سوءتغذیه شدید قرار دارند. این سازمان در ادامه تاکید کرده است که آمار کودکان مبتلا به سوءتغذیه در افغانستان نسبت به سال گذشته افزایش یافته است. یونیسف پیشتر گفته بود که ۶۱۰ هزار کودک مبتلا به سوءتغذیه شدید در سال گذشته درمان شده‌اند. سازمان ملل در افغانستان گفته است که حدود ۲۲ میلیون تن در افغانستان به کمک‌های بشری متکی هستند. در کنار آن، اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد برای افغانستان برای رسیدگی به نیازمندان کشور، ۱.۷ میلیارد دالر درخواست کرده است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 131 بازدید

اندریکا راتواته، معاون پیشین نماینده سازمان ملل متحد در افغانستان گفته است که یکی از «شدیدترین و پیچیده‌ترین» بحران‌های حفاظتی جهان در افغانستان در حال رخ دادن است. آقای راتواته که به تازگی ماموریتش در افغانستان پایان یافته است، در مقاله‌ای در نشریه موسوم به «کرونیکل» ملل متحد گفته است که در کنار دیگر بحران‌ها «محدودیت‌های مبتنی بر جنسیت» که دسترسی زنان و دختران را به آموزش، اشتغال، مشارکت عمومی و خدمات اساسی به شدت محدود کرده، وضعیت بحرانی کشور را تشدید کرده است. وی تاکید کرده است که این محدودیت‌ها توان تاب‌آوری نیمی از جمعیت افغانستان را تضعیف کرده و به‌طور جدی ظرفیت بازیگران بشردوستانه را برای ارائه کمک‌های اصولی و فراگیر محدود ساخته است. او افزوده است: «ممنوعیت آموزش متوسطه و عالی برای دختران، منع اشتغال زنان در بخش‌های کلیدی و محدودیت‌های مستمر بر کارکنان زن در حوزه کمک‌های بشردوستانه، همگی به افزایش خطرات حفاظتی انجامیده‌اند. در چنین محیط شکننده‌ای، تنش‌های ژئوپولیتیکی و بی‌ثباتی منطقه‌ای نیز فشار مضاعفی وارد می‌کنند.» همچنین او در بخشی از مقاله‌اش گفته است که همزمان با این افغانستان یکی از بزرگ‌ترین موج‌های بازگشت مهاجران در تاریخ معاصر خود را تجربه می‌کند که طی دو سال گذشته، حدود ۵ میلیون تن از کشورهای همسایه بازگشته‌اند که معادل افزایش تقریباً ۱۰ درصدی جمعیت کشور است. معاون پیشین نماینده سازمان ملل متحد تصریح کرد که تنها در سال ۲۰۲۵ میلادی، ۲.۸ میلیون شهروندان افغانستان بازگشته‌اند که بالاترین رقم سالانه در سال‌های اخیر به شمار می‌رود. هماهنگ‌کننده امور بشردوستانه پیشین ملل متحد در افغانستان در بخشی از مقاله‌اش می‌گوید که افغانستان همچنین با مجموعه‌ای از بلایای مرتبط با اقلیم مواجه است. سال‌ها خشکسالی منابع آب زیرزمینی را به تحلیل برده، کشت‌زارها را نابود کرده و نظام‌های کشاورزی را تضعیف کرده است؛ در حالی که سیلاب‌ها، رانش زمین و زمین‌لرزه‌های مکرر همچنان خانه‌ها، معیشت مردم و زیرساخت‌های حیاتی را ویران می‌کنند. وی افزوده است که این شوک‌های محیط‌زیستی با شکنندگی‌های اجتماعی-اقتصادی در هم تنیده‌اند و بیش از ۷۰ درصد خانوارها از کمبود مصرف غذایی کافی گزارش داده‌اند و بسیاری برای بقا به راهبردهای بحرانی همچون فروش دارایی‌های مولد، ازدواج زودهنگام یا کاهش دسترسی به خدمات سلامت و آموزش متوسل می‌شوند. در این مقاله گفته شده است که در مجموع، این عوامل، بحرانی چندلایه در حوزه حفاظت ایجاد کرده‌اند که میلیون‌ها تن را در معرض محرومیت شدید قرار می‌دهد. آقای راتواته از سال ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ میلادی همچون معاون یوناما در امور هماهنگی کمک‌های بشردوستانه در افغانستان فعالیت کرده است. سازمان ملل متحد روز گذشته گفت که برونو ژرژ لمرکی، مقام فرانسوی این نهاد، به‌عنوان معاون نماینده ویژه ملل متحد در افغانستان و هماهنگ‌کننده امور بشردوستانه جدید این سازمان گماشته شده است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 142 بازدید

سازمان‌های بین‌المللی اعلام کرده‌اند که افغانستان در رده پنجم از ده کشور با سطح بالای از «گرسنگی حاد» در جهان قرار گرفته است. آژانس‌های ملل متحد، اتحادیه اروپا و شرکای این سازمان‌ها با نشر گزارش جهانی بحران‌های غذایی ۲۰۲۶ میلادی گفته‌اند که نایجریا با ۳۰.۶ میلیون، جمهوری دموکراتیک کنگو با ۲۷.۷ میلیون، سودان با ۲۴.۶ میلیون و یمن با ۱۸.۱ میلیون تن، از جمله کشورهایی اند که با بیش‌ترین آمار گرسنگی در رده‌های پیش‌تر از افغانستان قرار دارند. اما میانمار با ۱۶.۷ میلیون، بنگله‌دیش با ۱۶ میلیون، پاکستان با ۱۱ میلیون، سودان جنوبی با ۷.۷ میلیون و سوریه با ۷.۲ میلیون شامل کشورهایی هستند که آمار گرسنگی در آن‌ها نسبت به افغانستان کم‌تر است. در این گزارش سازمان‌های بین‌المللی تاکید کرده‌اند که افغانستان با ۱۷.۴ میلیون تن که ۳۶ درصد کل جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند، پنجمین کشوری در جهان است که با سطح بالای گرسنگی حاد دست‌وپنجه نرم می‌کند. در ادامه آمده است که از این میان ۴.۷ میلیون تن در افغانستان با سطح اضطراری گرسنگی و قحطی شب‌ و روز را سپری می‌کنند. این گزارش نشان می‌دهد که ۲۶۶ میلیون تن در ۴۷ کشور جهان در سال ۲۰۲۵ میلادی سطح بالایی از ناامنی غذایی حاد را تجربه کرده‌اند که تقریباً یک-چهارم جمعیت مورد بررسی و تقریباً دو برابر سهم ثبت شده در سال ۲۰۱۶ میلادی است. این سازمان تاکید کرده است: «گرسنگی دیگر مجموعه‌ای از شرایط اضطراری کوتاه‌مدت نیست، بلکه یک چالش جهانی مداوم و فزاینده است.»

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 172 بازدید

اوچا یا دفتر کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد اعلام کرده است که زنان و دخترانی که به افغانستان بازمی‌گردند، آسیب‌پذیرترین گروه‌ها هستند. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۳ ثور) با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بسیاری از آن‌ها بدون هیچ چیز وارد کشور می‌شوند و با محدودیت در دسترسی به خدمات، آموزش، معیشت و حمایت روبرو هستند. اوچا در ادامه تاکید کرده است که حمایت‌های بشردوستانه برای اطمینان از تامین نیازهای فوری آن‌ها حیاتی است. قابل ذکر است که نهادهای مختلف سازمان ملل بارها هشدار داده‌اند که بازگشت‌کنندگان از ایران و پاکستان در افغانستان با محدودیت‌های وضع‌شده مواجه می‌شوند. براساس گزارش‌ها، زنان و دخترانی که به افغانستان برمی‌گردند، از حقوق اساسی‌شان محروم می‌شوند. براساس گزارش سازمان ملل، بیش از دو میلیون مهاجر در سال ۲۰۲۵ میلادی از ایران و پاکستان به افغانستان بازگردانده شده‌اند.

ادامه مطلب