برچسب: رسانه گوهرشاد

2 ماه قبل - 295 بازدید

زندگی روزمره پر از چالش‌ها و ناملایمات است و هر فرد در مقاطعی احساس ناراحتی، غم یا اندوه را تجربه می‌کند. این احساسات بخشی طبیعی از تجربه انسانی هستند و معمولاً پس از مدت کوتاهی، با حمایت اجتماعی و استراحت روانی کاهش می‌یابند. با این حال، برخی افراد با علائم شدیدتر و طولانی‌تری روبه‌رو می‌شوند که نشان‌دهنده افسردگی است؛ اختلالی روانی که نیازمند توجه و درمان تخصصی می‌باشد. تشخیص تفاوت بین ناراحتی طبیعی و افسردگی اهمیت زیادی دارد، زیرا روش‌های مقابله با هر یک متفاوت است و شناخت این تفاوت می‌تواند از تشدید مشکلات روانی جلوگیری کند. ناراحتی طبیعی اغلب واکنشی موقتی به رویدادهای زندگی است؛ مانند از دست دادن یک عزیز، شکست در کار یا امتحان، مشاجره با دوست یا احساس ناکامی در رسیدن به اهداف. این نوع ناراحتی معمولاً شدت و مدت محدودی دارد و اغلب قابل کنترل است. افراد در چنین شرایطی ممکن است احساس غم و خستگی کنند، اما همچنان قادرند وظایف روزمره خود را انجام دهند و روابط اجتماعی‌شان را حفظ کنند. در ناراحتی طبیعی، احساسات منفی به مرور کاهش می‌یابند و فرد پس از مدتی دوباره انرژی و انگیزه خود را بازیابی می‌کند. افسردگی، در مقابل، یک اختلال روانی است که با مجموعه‌ای از علائم پایدار و شدید شناخته می‌شود و فراتر از ناراحتی معمولی است. افراد مبتلا به افسردگی ممکن است هفته‌ها یا حتی ماه‌ها احساس غم، ناامیدی و بی‌انگیزگی داشته باشند و این احساسات به‌طور جدی عملکرد روزمره آن‌ها را مختل کند. یکی از تفاوت‌های اصلی، مدت و شدت علائم است؛ در حالی که ناراحتی طبیعی معمولاً کوتاه‌مدت است، افسردگی طولانی‌مدت و پایدار بوده و به‌راحتی بهبود نمی‌یابد. نشانه‌های جسمانی نیز می‌توانند تفاوت میان ناراحتی طبیعی و افسردگی را نشان دهند. افراد مبتلا به افسردگی اغلب با اختلال خواب، تغییر اشتها، خستگی مزمن و کاهش انرژی مواجه می‌شوند. این علائم فیزیکی در ناراحتی طبیعی معمولاً خفیف و گذرا هستند و پس از چند روز یا چند هفته برطرف می‌شوند. افسردگی همچنین می‌تواند با دردهای جسمی نامشخص مانند سردرد، دردهای عضلانی و مشکلات گوارشی همراه باشد که نشانه‌ای از فشار روانی مزمن است. تفاوت مهم دیگر، توانایی انجام فعالیت‌های روزمره است. در ناراحتی طبیعی، فرد معمولاً می‌تواند مسئولیت‌های شغلی، خانوادگی و اجتماعی خود را انجام دهد، حتی اگر احساس کند انرژی کمتری دارد. اما در افسردگی، انجام ساده‌ترین فعالیت‌ها مانند بلند شدن از تخت، رسیدگی به بهداشت فردی یا شرکت در تعاملات اجتماعی ممکن است بسیار دشوار شود. افراد مبتلا به افسردگی اغلب علاقه خود را به فعالیت‌هایی که پیش‌تر از آن‌ها لذت می‌بردند از دست می‌دهند و ممکن است احساس بی‌ارزشی یا گناه شدید داشته باشند. افکار منفی نیز در افسردگی به‌صورت گسترده و مداوم ظاهر می‌شوند. فرد ممکن است به‌طور مداوم خود را سرزنش کند، آینده را تیره و نامطمئن ببیند و احساس کند هیچ امیدی برای بهبود شرایط وجود ندارد. در ناراحتی طبیعی، افکار منفی معمولاً موقتی و مرتبط با یک موقعیت خاص هستند و فرد با حمایت دیگران یا تغییر شرایط می‌تواند دوباره احساس بهتری پیدا کند. عامل دیگری که به تشخیص کمک می‌کند، میزان تأثیر احساسات منفی بر روابط اجتماعی و زندگی فرد است. در ناراحتی طبیعی، افراد همچنان می‌توانند با دوستان و خانواده در ارتباط باشند، حتی اگر احساس غم داشته باشند. اما در افسردگی، انزوا و دوری از دیگران شایع است و فرد ممکن است به‌تدریج روابط اجتماعی خود را کاهش دهد، از تعاملات اجتماعی اجتناب کند و احساس تنهایی شدید داشته باشد. روش‌های مقابله با این دو حالت نیز متفاوت است. ناراحتی طبیعی معمولاً با استراحت، حمایت اجتماعی، ورزش سبک و انجام فعالیت‌های مورد علاقه قابل مدیریت است. گذر زمان و تغییر شرایط زندگی اغلب به‌طور طبیعی احساس غم را کاهش می‌دهد. در مقابل، افسردگی اغلب نیازمند درمان تخصصی مانند مشاوره روان‌شناختی، روان‌درمانی و در برخی موارد مصرف دارو است. روش‌های غیردارویی مانند مدیتیشن، تمرین‌های ذهن‌آگاهی، ورزش منظم، تغذیه سالم و خواب کافی می‌توانند مکمل درمان افسردگی باشند، اما معمولاً به‌تنهایی برای درمان افسردگی شدید کافی نیستند. تشخیص درست میان ناراحتی طبیعی و افسردگی اهمیت زیادی دارد، زیرا نادیده گرفتن افسردگی می‌تواند به تشدید علائم، کاهش کیفیت زندگی و بروز مشکلات جسمی و روانی جدی منجر شود. شناخت علائم پایدار، شدت احساسات، تأثیر آن‌ها بر عملکرد روزانه و تغییرات جسمی و رفتاری، نخستین گام برای اقدام مناسب است. مراجعه به روان‌شناس یا روان‌پزشک می‌تواند به فرد کمک کند تا تفاوت میان ناراحتی طبیعی و افسردگی را تشخیص دهد و راهکارهای مؤثر برای مدیریت و درمان آن دریافت کند. افسردگی یک اختلال جدی اما قابل درمان است و بسیاری از افراد با درمان مناسب بهبود چشمگیری پیدا می‌کنند. در مقابل، ناراحتی طبیعی بخشی از زندگی روزمره است و تجربه آن می‌تواند به فرد کمک کند با تغییرات و چالش‌های زندگی سازگار شود. آگاهی از تفاوت این دو حالت، توانایی فرد را برای مراقبت از سلامت روانی خود افزایش می‌دهد و از بروز مشکلات مزمن جلوگیری می‌کند. در نهایت، توجه به احساسات، نظارت بر علائم، ایجاد حمایت اجتماعی و داشتن سبک زندگی سالم از گام‌های مهم برای پیشگیری و مدیریت این دو حالت هستند. تشخیص به‌موقع تفاوت میان ناراحتی طبیعی و افسردگی به فرد کمک می‌کند اقدامات مناسب را انجام دهد، کیفیت زندگی خود را حفظ کند و سلامت روان خود را تقویت نماید. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 179 بازدید

سازمان ورلد ویژن World Vision در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با پشتیبانی بخش‌های بهداشت، معیشت و آب در افغانستان، به بهبود رفاه و سلامت کودکان تلاش می‌کند. این نهاد امروز (شنبه، ۲۷ سرطان) با نشر پیامی در حساب کاربری فیسبوک خود نوشته است که ژان باتیست کاماته، رییس عملیات میدانی این نهاد نیز اخیرا با النور مونبیو، رهبر منطقه‌ای خاورمیانه و اروپای شرقی، به افغانستان سفر کرده و از کارکردهای این نهاد دیدن کرده است. ورلد ویژن در ادامه تاکید کرده است که پس از ۲۵ سال فعالیت در افغانستان، همچنان به ایجاد تغییرات پایدار در زندگی کودکان و خانواده‌ها در افغانستان متعهد است. بر بنیاد نگرانی نهادهای بین‌المللی به ویژه سازمان ملل متحد، افغانستان در حال حاضر یکی از شدیدترین بحران‌های انسان‌دوستانه در سطح جهان را تجربه می‌کند. این نهاد افزوده است که بیش از نیمی از جمعیت افغانستان، به کمک‌های انسان‌دوستانه نیاز دارند و نزدیک به پنج میلیون کودک زیر پنج سال و زن شیرده و باردار، از سوءتغذیه‌ی شدید رنج می‌برند. قابل ذکر است که میزان مرگ‌ومیر مادران در این کشور ۵۲۱ مورد در هر ۱۰۰ هزار تولد زنده است. این در حالی است که نظام بهداشت افغانستان از دهه‌ها به این‌سو با چالش‌های گسترده از جمله کم‌بود مرکزهای درمانی، پزشکان متخصص و دارو روبرو است. در بسیاری از ولایت‌های دوردست این کشور هنوز هم مرکزهای درمانی وجود ندارد.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 165 بازدید

اعضای «شبکه حرکت زنان» اخراج اجباری پناه‌جویان افغانستان از پاکستان را محکوم کرده و گفته‌اند که این اقدام بازی سیاسی با جان انسان‌ها است. این‌ جنبش اعتراضی با نشر اعلامیه‌ای گفته است که اخراج اجباری پناه‌جویان افغانستان از پاکستان به‌شدت محکوم است و تاوان تنش‌ها میان پاکستان و حکومت سرپرست را زنان، فعالان مدنی، روزنامه‌نگاران، مدافعان حقوق بشر و دیگر مردم می‌پردازند. زنان معترض تاکید کردند که در صورت بازگردانده شدن پناه‌جویان افغانستان از پاکستان، آن‌ها با خطر جدی بازداشت، شکنجه، ناپدیدسازی اجباری و حتی مرگ روبرو هستند. آن‌ها می‌گوید که اخراج دسته‌جمعی پناه‌جویان، بدون بررسی وضعیت فردی آنان، اقدامی غیرقابل قبول و برخلاف تعهدات بین‌المللی است. اعضای «شبکه حرکت زنان» گفته‌اند که زنان معترض، فعالان حقوق بشر، خبرنگاران، اعضای جامعه مدنی، نیروهای امنیتی پیشین و تمامی پناه‌جویان که تحت تعقیب قرار دارند، باید از هرگونه اخراج مستثنا شوند و حمایت فوری بین‌المللی دریافت کنند. آن‌ها از سازمان ملل متحد، کمیساریای عالی پناهندگان، شورای حقوق بشر، دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی خواسته‌اند که در برابر سرنوشت هزاران زن و مرد افغانستان سکوت نکنند. اعضای «شبکه حرکت زنان» از دولت پاکستان خواسته‌اند که به‌صورت فوری از اخراج اجباری تمامی افرادی که در معرض خطر جدی قرار دارند جلوگیری کند. آن‌ها از سازمان ملل متحد، دولت‌های دموکراتیک، نهادهای بین‌المللی و مدافعان حقوق بشر نیز خواسته‌اند که مسیرهای امن و قانونی برای انتقال افراد در معرض خطر را فراهم سازند. قابل ذکر است که پس از تشدید درگیری‌های میان دولت و پاکستان و نتیجه ندادن مذاکرات طرف‌های درگیر جنگ، دولت پاکستان روند اخراج اجباری پناه‌جویان افغانستان را سرعت بخشیده است. اخراج اجباری پناه‌جویان افغانستان از پاکستان نگرانی نهادهای حقوق بشری را در پی داشته است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 188 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۳.۷ میلیون کودک در افغانستان در معرض خطر سوءتغذیه شدید قرار دارند. این نهاد امروز (شنبه، ۲۷ سرطان) با نشر گزارشی گفته است که ناامنی غذایی و تغذیه‌ای کودکان، یکی از عوامل اصلی قرار گرفتن آنان در معرض سوءتغذیه است. این گزارش با عنوان «خیلی کم، خیلی دیر: بحران رژیم غذایی کودکان خردسال در افغانستان» در حالی منتشر شده است که افغانستان وارد فصل اوج لاغری شدید کودکان می‌شود. آمارهای اخیر بخش تغذیه نشان می‌دهد که وضعیت سوءتغذیه کودکان در مقایسه با سال ۲۰۲۵ میلادی در ۲۶ ولایت از مجموع ۳۴ ولایت کشور بدتر شده است. یونیسف در گزارشش تاکید کرده است که کودکان زیر دو سال به‌گونه ویژه آسیب‌پذیر هستند؛ چنان‌که ۸۳ درصد موارد سوءتغذیه شدید و ۷۷ درصد موارد سوءتغذیه متوسط را تشکیل می‌دهند. همچنین تاج‌الدین اویواله، نماینده یونیسف در افغانستان تاکید کرد: «وقتی خانواده‌ها شروع به کاهش وعده‌های غذایی یا کم کردن مواد غذایی مغذی می‌کنند، این تنها نشانه دشواری اقتصادی نیست؛ بلکه هشداری است که یک کودک ممکن است به‌زودی دچار لاغری شدید و خطرناک شود.» یونیسف خواستار سرمایه‌گذاری فوری برای حفاظت از رژیم غذایی کودکان خردسال و جلوگیری از افزایش موارد سوءتغذیه شده است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 152 بازدید

فرشته عباسی، پژوهشگر بخش افغانستان در سازمان دیدبان حقوق بشر در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بحران اقتصادی افغانستان عمیق‌تر می‌شود و میلیون‌ها نفر در این کشور تحت تأثیر بحران گرسنگی قریب‌الوقوع قرار دارند. خانم عباسی با نشر اعلامیه‌ای خواستار اقدام فوری برای کمک مالی از عملیات‌های بشردوستانه شده و از حکومت سرپرست افغانستان نیز خواسته است که محدودیت‌ها علیه زنان را بردارند. او تاکید کرد: «میلیون‌ها نفر تحت تأثیر بحران گرسنگی قریب‌الوقوع قرار دارند.» وی تصریح کرد که «سیاست‌های سرکوبگرانه‌»، به‌ویژه محدودیت‌هایی را که بر زنان شاغل و مخصوصا کارمندان سازمان‌های مرتبط به ملل متحد وضع کرده‌اند، بحران را شدیدتر می‌کند. او افزوده است: «حکومت فعلی با محدود کردن دسترسی زنان به اشتغال در حوزه بشردوستانه، دسترسی سازمان‌های امدادی به مردم را دشوارتر کرده است و از آن‌جایی که فقط زنان مجاز به ارائه‌ی کمک به زنان هستند، خانوارهایی که توسط زنان سرپرستی می‌شوند، از گرسنگی آسیب می‌بینند.» این پژوهشگر دیدبان حقوق بشر از دولت‌های کمک‌کننده خواسته است که باید فوری برای تأمین مالی عملیات بشردوستانه در افغانستان اقدام کنند. این سازمان اخراج اجباری میلیون‌ها مهاجر افغانستان از کشورهای همسایه را بخشی از دلیل تشدید بحران عنوان کرده و گفته است بسیاری از پنج میلیون نفری که طی دو سال گذشته به اجبار از ایران و پاکستان بازگشتند، به مناطقی رفتند که از قبل با خشک‌سالی و فرصت‌های شغلی محدود دست‌وپنجه نرم می‌کردند. فرشته عباسی گفته است مهاجران بازگشته، اکنون فشار بیشتری را بر جوامع تحت فشار وارد می‌کنند. او همچنین خواستار حمایت از مهاجران افغانستان شده و گفته است دولت‌ها اطمینان حاصل کنند که بازگشت‌ها «داوطلبانه، ایمن، آبرومندانه و همراه با حمایت مداوم برای ادغام مجدد بازگشت‌کنندگان» باشد. همچنین فرشته عباسی از مقام‌های دولتی نیز خواسته است که باید فوری تمام ممنوعیت‌های حقوق زنان، از جمله محدودیت‌های تردد و اشتغال که مانع دسترسی آنان به کمک و امنیت اقتصادی، از جمله غذا، می‌شود را لغو کنند. سازمان ملل متحد پیش از این پیش‌بینی کرده بود که بیش از ۱۷ میلیون نفر از کل جمعیت افغانستان، امسال با «ناامنی غذایی حاد» روبه‌رو خواهند شد و این بحران به‌طور نامتناسبی بر زنان و کودکان تأثیر می‌گذارد. سازمان ملل برای رسیدگی به این وضعیت ۱.۷۱ میلیارد دالر بودجه درخواست کرده بود، اما در نیمه‌ی نخست سال جاری میلادی، کم‌تر از ۲۰ درصد این بودجه تأمین شده است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 160 بازدید

تاج‌الدین اویوالی، نماینده یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان، بر نقش حیاتی کارکنان صحی زن در حفظ سلامت و رفاه مادران و کودکان در کشور تاکید کرده است. آقای اویوالی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که کارکنان زن بخش صحت در سراسر افغانستان برای تامین سلامت مادران و کودکان نقش اساسی و غیرقابل جایگزین دارند. او در ادامه تاکید کرده است که خدمات کارکنان صحی زن، به‌ویژه در بخش مراقبت‌های صحی مادر و کودک، هر روز به نجات جان انسان‌ها کمک می‌کند. همچنین وی افزوده است که در یکی از مراکز صحی در هرات، کارکنان صحی در سال جاری از بیش از یک‌هزار زایمان مصون حمایت کرده‌اند. این در حالی است که نظام بهداشت افغانستان از دهه‌ها به این‌سو با چالش‌های گسترده از جمله کم‌بود مرکزهای درمانی، پزشکان متخصص و دارو روبرو است. در بسیاری از ولایت‌های دوردست این کشور هنوز هم مرکزهای درمانی وجود ندارد. همچنین حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 180 بازدید

گاهی امید، در پرهیاهوترین شهرها متولد نمی‌شود؛ گاهی در اتاقی کوچک، کنار پنجره‌ای که رو به کوچه‌ای خاکی باز می‌شود، جایی که صدای چرخ خیاطی با صدای معلمی که از پشت یک تلفن همراه درس می‌دهد درهم می‌آمیزد، جوانه می‌زند. در یکی از محله‌های شهر هرات، دختری ۱۴ ساله هر روز زندگی‌اش را با همین دو صدا آغاز می‌کند؛ صدای چرخ خیاطی و صدای درس. این دو، حالا بخش جدایی‌ناپذیر روزهای او شده‌اند. اگرچه مدت زیادی از آخرین روزی که روی چوکی مکتب نشست نمی‌گذرد، اما خودش احساس می‌کند سال‌هاست از حیاط مکتب، زنگ تفریح و تخته‌سیاه دور مانده است. با این حال، هنوز دفترهای قدیمی‌اش را در گوشه‌ای از اتاق نگه داشته؛ دفترهایی که روی صفحه نخست بعضی از آن‌ها با خط کودکانه نوشته شده است: «آرزو دارم روزی در دانشگاه درس بخوانم.» پیش از آن‌که محدودیت‌های آموزشی بر زندگی دختران سایه بیندازد، او شاگردی پرشور و پرتلاش بود. همیشه در ردیف‌های اول صنف می‌نشست، با اشتیاق به پرسش‌های معلم پاسخ می‌داد و هر بار که کارنامه پایان سال را به خانه می‌آورد، پدر و مادرش با افتخار آن را به اقوام نشان می‌دادند. معلمانش باور داشتند که اگر فرصت ادامه تحصیل پیدا کند، آینده‌ای درخشان در انتظارش خواهد بود. اما روزی فرا رسید که دروازه مکتب دیگر به روی او گشوده نشد. آن روز را هنوز با تمام جزئیات به یاد دارد؛ روزی که با لباس مکتب آماده رفتن شد، اما فهمید دیگر اجازه ورود ندارد. همان لحظه احساس کرد بخشی از کودکی‌اش پشت همان دروازه‌ها جا مانده است. چند هفته نخست را در سکوت گذراند. هر صبح بی‌اختیار از پنجره به کوچه نگاه می‌کرد؛ به دختران خردسالی که هنوز اجازه رفتن به مکتب داشتند و با خنده از کنار خانه‌شان می‌گذشتند. او نیز لبخند می‌زد، اما به محض آن‌که پنجره را می‌بست، اشک‌هایش بی‌صدا روی گونه‌هایش جاری می‌شد. مادرش بارها می‌گفت امیدش را از دست ندهد، اما در آن روزها باور کردن آینده‌ای روشن برایش آسان نبود. چند ماه بعد، از طریق یکی از آشنایان خانواده با صنف‌های آنلاین آشنا شد؛ خبری که بار دیگر جرقه‌ای از امید را در دلش روشن کرد. خانواده تنها یک تلفن همراه قدیمی داشتند؛ تلفنی با صفحه‌ای ترک‌خورده و باتری‌ای که زود خالی می‌شد. با همان وسیله ساده، او دوباره به درس برگشت، اما خیلی زود دریافت که آموزش از راه دور نیز دشواری‌های خود را دارد. اینترنت در محله‌شان اغلب ضعیف است. روزهایی پیش می‌آید که ساعت‌ها منتظر می‌ماند تا تنها یک فایل آموزشی باز شود. گاهی درست زمانی که معلم مهم‌ترین بخش درس را توضیح می‌دهد، ارتباط قطع می‌شود و او ناچار است دوباره منتظر بماند. بارها کلاس را نیمه‌کاره از دست داده و تنها با کمک یادداشت‌های دوستانش توانسته درس‌ها را جبران کند. مشکل فقط اینترنت نیست. درآمد خانواده محدود است و خرید بسته‌های اینترنتی هزینه سنگینی بر دوش آنان می‌گذارد. پدرش با کار روزمزدی مخارج خانه را تأمین می‌کند و درآمدش همیشه ثابت نیست. بعضی روزها هیچ کاری پیدا نمی‌کند و دست خالی به خانه برمی‌گردد. در چنین روزهایی، نخستین هزینه‌ای که حذف می‌شود، خرید اینترنت است. او خوب می‌داند خانواده‌اش گاهی ناچارند میان خرید نان و خرید اینترنت یکی را انتخاب کنند؛ انتخابی که برای هیچ خانواده‌ای آسان نیست. برای همین تصمیم گرفت خودش نیز سهمی در تأمین هزینه‌های خانه داشته باشد. مادرش سال‌ها خیاطی کرده بود و از کودکی دوخت‌ودوز را به او آموخته بود. حالا هر روز، پس از انجام کارهای خانه، ساعت‌ها کنار مادرش می‌نشیند و لباس زنانه، مانتو، پیراهن کودک و گاهی پرده می‌دوزد. انگشتانش بارها زیر سوزن زخمی شده‌اند، اما هیچ‌گاه شکایتی نکرده است. می‌گوید هر لباسی که می‌دوزد، شاید تنها چند افغانی درآمد داشته باشد، اما همان مبلغ می‌تواند هزینه خرید یک بسته اینترنت یا یک دفتر تازه را فراهم کند. برنامه روزانه‌اش فشرده و خسته‌کننده است. صبح زود بیدار می‌شود، کارهای خانه را انجام می‌دهد، چند ساعت خیاطی می‌کند و هر زمان که اینترنت بهتر باشد، در صنف آنلاین حاضر می‌شود. شب‌ها نیز تا دیروقت درس‌های عقب‌مانده را مرور می‌کند. گاهی برق قطع می‌شود و ناچار است زیر نور چراغ شارژی یا چراغ خورشیدی کوچک درس بخواند. در زمستان، سرمای اتاق دست‌هایش را بی‌حس می‌کند، اما کتاب را نمی‌بندد. باور دارد اگر امروز از درس فاصله بگیرد، فردا دوباره شروع کردن بسیار دشوارتر خواهد بود. بزرگ‌ترین نگرانی‌اش این است که به دلیل مشکلات اینترنت و تنگنای مالی از درس‌هایش عقب بماند. هر بار که کلاسی را از دست می‌دهد، احساس می‌کند بخشی از رؤیایش دورتر شده است، اما به جای تسلیم شدن، تلاشش را بیشتر می‌کند. ویدیوهای آموزشی را بارها تماشا می‌کند، از دوستانش درباره درس‌ها می‌پرسد، مطالب تکمیلی را جست‌وجو می‌کند و اگر لازم باشد، یک درس را چندین بار می‌خواند تا آن را کاملاً یاد بگیرد. او به زبان انگلیسی نیز علاقه فراوانی دارد. می‌داند اگر روزی بخواهد برای بورسیه دانشگاه‌های معتبر جهان اقدام کند، باید این زبان را به خوبی بیاموزد. به همین دلیل، هر روز زمانی را به یادگیری واژه‌های جدید، شنیدن فایل‌های صوتی و تمرین نوشتن اختصاص می‌دهد. بسیاری از کتاب‌های مورد نیازش را نمی‌تواند بخرد، بنابراین نسخه‌های رایگان آن‌ها را از اینترنت دانلود می‌کند؛ البته اگر اینترنت اجازه بدهد. وقتی از آینده سخن می‌گوید، نگاهش سرشار از امید می‌شود. می‌خواهد درسش را تا صنف دوازدهم ادامه دهد، مدرک مکتب را بگیرد و سپس برای دریافت بورسیه دانشگاه‌های معتبر جهان درخواست بدهد. هنوز نمی‌داند در کدام کشور تحصیل خواهد کرد، اما مطمئن است رشته‌ای را انتخاب می‌کند که بعدها بتواند با دانش خود به مردم افغانستان خدمت کند. او باور دارد کشورش بیش از هر زمان دیگری به دختران تحصیل‌کرده نیاز دارد؛ دخترانی که بتوانند در آموزش، صحت، اقتصاد، فناوری و دیگر عرصه‌ها نقش‌آفرین باشند. با وجود همه سختی‌ها، هرگز از افغانستان و مردمش دل نکنده است. برخلاف بسیاری که رؤیای ماندن در خارج از کشور را دارند، او می‌گوید اگر روزی در دانشگاهی معتبر تحصیل کند، پس از پایان درس به کشورش بازخواهد گشت. می‌خواهد دانشی را که آموخته، در اختیار نسل بعدی بگذارد و به دخترانی کمک کند که شاید روزی شرایطی شبیه امروز او را تجربه کنند. وقتی از او می‌پرسم اگر امروز فقط یک آرزو داشته باشی، چه می‌خواهی، بدون لحظه‌ای مکث پاسخ می‌دهد: «آرزو دارم دوباره صدای زنگ مکتب را بشنوم؛ نه فقط برای خودم، بلکه برای همه دختران افغانستان.» او می‌گوید هیچ دختری نباید تنها به دلیل جنسیتش از آموزش محروم شود و هیچ خانواده‌ای نباید میان خرید نان و خرید اینترنت برای درس فرزندش یکی را انتخاب کند. به باور او، آموزش فقط آینده یک فرد را تغییر نمی‌دهد؛ بلکه می‌تواند سرنوشت یک خانواده، یک جامعه و حتی یک کشور را دگرگون سازد. او هنوز هر شب، پیش از خواب، کتاب‌هایش را با دقت کنار بالش می‌گذارد؛ انگار فردا قرار است دوباره راهی مکتب شود. شاید دروازه‌های مکتب هنوز به رویش بسته باشند، شاید اینترنت بار دیگر میان کلاس قطع شود و شاید درآمد خیاطی برای خرید همه بسته‌های اینترنتی کافی نباشد، اما چیزی که در وجود این دختر ۱۴ ساله خاموش نشده، ایمانش به آینده است؛ ایمانی که به او نیرو می‌دهد تا با وجود همه دشواری‌ها، درس بخواند، تلاش کند و امیدوار بماند. او باور دارد روزی فرا خواهد رسید که نه تنها خودش از صنف دوازدهم فارغ شود و با بورسیه در یکی از دانشگاه‌های معتبر جهان تحصیل کند، بلکه هزاران دختر دیگر نیز بدون ترس و بدون مانع، دوباره پشت چوکی‌های مکتب بنشینند؛ روزی که دختران افغانستان با دانش، توانایی و اراده خود، برای خانواده‌هایشان، جامعه‌شان و سرزمینشان منشأ خدمت، پیشرفت و امید باشند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 121 بازدید

بخش زنان سازمان ملل هشدار داده است که بیش از نیمی از نهادهای فعال در زمینه حمایت از زنان در افغانستان ممکن است در یک سال آینده فعالیت خود را متوقف کنند. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که کاهش کمک‌های مالی بین‌المللی و محدودیت‌ها برای کار و رفت‌وآمد زنان، خدمات حیاتی برای زنان و دختران افغانستان را تهدید می‌کند. در این گزارش آمده است که نهادهای تحت رهبری زنان از آخرین راه‌های دسترسی زنان و دختران به خدمات صحی، حمایت روانی، آموزش‌های حرفه‌ای، کمک‌های بشردوستانه و برنامه‌های درآمدزایی به شمار می‌روند. بخش زنان سازمان ملل در ادامه تاکید کرده است ک محدودیت حضور زنان در زندگی عمومی، این نهادها را وادار کرده است شیوه ارائه خدمات خود را تغییر دهند. همچنین بررسی ۷۴ نهاد فعال در زمینه زنان نشان می‌دهد که نزدیک به سه‌چهارم آن‌ها در سال ۲۰۲۵ میلادی با کاهش کمک‌های مالی روبرو شده‌اند. در گزارش آمده است که دو‌سوم این نهادها گفته‌اند بودجه باقی‌مانده‌شان تنها برای شش ماه یا کمتر کافی است. نیمی از آن‌ها از آغاز سال ۲۰۲۵ میلادی هیچ کمک مالی تازه‌ای دریافت نکرده‌اند و ۹۲ درصد نیز بخشی از کارمندان خود را از دست داده‌اند. بخش زنان سازمان ملل گفته است پیامدهای کاهش کمک‌ها از هم‌اکنون بر زندگی زنان و دختران دیده می‌شود. ۶۶ درصد نهادها گفته‌اند بسیاری از زنانی که پیش‌تر از خدمات آن‌ها استفاده می‌کردند، دیگر به این خدمات دسترسی ندارند. در گزارش آمده است که کاهش کمک‌های جهانی تنها نهادهای زنان در افغانستان را تحت فشار قرار نداده است. بخش زنان سازمان ملل اخیراً در گزارشی جداگانه اعلام کرده است که در یک سال گذشته، دست‌کم یک میلیون زن و دختر در کشورهای بحران‌زده به‌دلیل کاهش کمک‌های مالی، دسترسی خود را به خدمات نجات‌بخش از دست داده‌اند. براساس این گزارش، نزدیک به ۹۰ درصد نهادهای زنان دیگر نمی‌توانند نیازهای موجود را برآورده کنند. این در حالی است که از آغاز سال ۲۰۲۵ تقاضا برای خدمات آن‌ها به‌شدت افزایش یافته است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 117 بازدید

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است، خانه‌های بهداشت خانواده که از سوی صندوق جمعیت این نهاد حمایت می‌شوند، برای مادران و نوزادان در جوامع دورافتاده خدمات حیاتی ارائه می‌کند. این سازمان امروز (پنج‌‍شنبه، ۲۵ سرطان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که خدمات خانه‌های بهداشت خانواده، هر روز جان مادران و نوزادان را نجات می‌دهد. همچنین سازمان ملل متحد در بخشی از گزارشش افزوده است که کم‌بود بودجه می‌تواند به تعطیلی این مرکزها بینجامد و میزان مرگ‌ومیر مادران را در افغانستان که از پیش با چالش‌های جدی در بخش سلامت مادران روبرو است، افزایش دهد. این در حالی است که بر اساس نگرانی سازمان ملل متحد و سازمان جهانی بهداشت، پیش از این نیز بیش از ۴۰۰ مرکز درمانی به دلیل کم‌بود بودجه در افغانستان تعطیل شده است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 147 بازدید

فعالان حقوق بشر افغانستان با جمع‌آوری بیش از ۱۰۰ هزار امضا از اتحادیه‌ی اروپا خواستار «به رسمیت شناختن آپارتاید جنسیتی در افغانستان» شدند. بکتاش سیاووش، فعال حقوق بشر و عضو پیشین پارلمان افغانستان، امروز (پنج‌شنبه، ۲۵ سرطان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این کارزار جمع‌آوری امضا از مرز ۱۰۰ هزار امضا عبور کرده است. او با استقبال از راه‌اندازی این کارزار جهانی، آن را «حمایت از بنیادی‌ترین حقوق بشر در افغانستان» خوانده است. وی در ادامه تاکید کرد: «سه ماه پیش، این دادخواست به‌صورت رسمی از طریق روند ثبت دادخواست‌های پارلمان اروپا به این نهاد ارائه شد.» سیاووش تصریح کرد: «حمایت جهانی از این کارزار نشان‌دهنده‌ی یک خواست فزاینده برای اقدام عملی و مسوولانه در برابر سرکوب سیستماتیک زنان و دختران افغانستان است.» همچنین این فعال حقوق بشر، بر محدودیت‌های علیه زنان و دختران در کشور اشاره کرده و گفته است که این محدودیت‌ها یک نظام سازمان‌یافته آپارتاید جنسیتی است که نیازمند به‌رسمیت‌شناسی حقوقی و سیاسی در سطح بین‌المللی است. بیش از ۱۰۰ هزار نفر از سراسر جهان به این فراخوان پیوسته‌اند و از نهادهای اروپایی خواسته‌اند از اصول حقوق بشر، عدالت و کرامت انسانی دفاع کنند. آن‌ها از اتحادیه اروپا و پارلمان اروپا خواسته‌اند که آپارتاید جنسیتی در افغانستان را به‌رسمیت شناخته شود. آن‌ها خواستار حمایت جامعه‌ی جهانی از زنان و دختران در افغانستان شده و گفته‌اند جامعه جهانی و دیگر نهادهای حقوق بشری باید در برابر سرکوب سازمان‌یافته میلیون‌ها زن و دختر افغانستان سکوت نکنند.

ادامه مطلب