برچسب: افغانستان

3 ماه قبل - 162 بازدید

یونیسف اعلام کرد که افغانستان با مجموعه‌ای از بحران‌های به هم پیوسته، بلایای طبیعی، اقتصاد شکننده و دسترسی محدود به خدمات اولیه مواجه هستند و در سال ۲۰۲۶، تخمین زده می‌شود که ۲۱.۹ میلیون نفر، از جمله ۱۱.۶ میلیون کودک به کمک‌های بشردوستانه نیاز خواهند داشت. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۲۵ قوس) با نشر گزارشی گفته است که بحران حمایت در حال عمیق‌تر شدن است، زنان در سن باروری، کودکان، جوانان و گروه‌های حاشیه‌نشین با خطرات فزاینده‌ای روبرو هستند و با بدتر شدن شرایط، حضور مداوم یونیسف برای ارائه خدمات ضروری و محافظت از آسیب‌پذیرترین افراد حیاتی است. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد می‌گوید در سال ۲۰۲۶ میلادی برای رسیدگی به ۱۲ میلیون نفر، از جمله ۶.۵ میلیون کودک در افغانستان، به ۹۴۹.۱ میلیون دالر بودجه نیاز دارد. در گزارش آمده است که این بودجه برای اطمینان از این‌که هر کودک در افغانستان فرصت زنده ماندن و رشد دارد، بسیار مهم است و با این بودجه، کمک‌های نجات‌بخش و خدمات اولیه به کودکان و افراد آسیب‌پذیر ارائه، نیازهای فوری بشردوستانه برطرف و تاب‌آوری جامعه تقویت خواهد شد. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که بحران حمایت از کودکان در افغانستان در حال عمیق‌تر شدن است و زنان در سن باروری، کودکان، جوانان و گروه‌های به حاشیه رانده‌شده با خطرات فزاینده‌ای روبرو هستند. همچنین یونیسف در بخشی از گزارشش افزوده است که زنان و دختران در افغانستان با بحران سیستماتیک حقوق خود روبرو هستند و ممنوعیت آموزش و کار آنان، همراه با محدودیت‌های گسترده در زندگی روزمره، خطرات حفاظتی را افزایش داده و تاب‌آوری بلندمدت را تهدید می‌کند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل تصریح کرد که کمبود مزمن سرمایه‌گذاری در بخش آب، فاضلاب و بهداشت که با شوک‌های اقلیمی بی‌وقفه تشدید شده است، نیازهای بشردوستانه را تشدید و تاب‌آوری جوامع را تضعیف کرده است. یونیسف گفته است که در چنین شرایطی، حضور مداومش برای ارائه‌ی خدمات ضروری و محافظت از آسیب‌پذیرترین افراد حیاتی است. باید گفت که پیش از این اوچا دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد نیز گفته بود که ۲۱.۹ میلیون نفر در سال آینده‌ی میلادی در افغانستان نیاز به کمک‌های بشردوستانه خواهند داشت. اوچا گفته بود که نهادهای بشردوستانه رسیدگی به ۱۷.۵ میلیون نفر را در اولویت قرار داده‌اند و برای رسیدگی به آنان ۱.۷۲ میلیارد دالر بودجه درخواست کرده‌اند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 166 بازدید

سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که تخمین زده می‌شود، ۱۷.۴ میلیون تن در افغانستان در فصل زمستان با گرسنگی حاد مواجه شوند. این سازمان امروز (سه‌شنبه، ۲۵ قوس) با نشر گزارشی گفته است که کمک‌های غذایی در افغانستان محدود است و تنها به ۲.۷ درصد جمعیت این کشور می‌رسد. سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که وضعیت امنیت غذایی در افغانستان همزمان با فصل زمستان در حال بدتر شدن است. سازمان غذا و کشاورزی افزوده است که مشکلات اقتصادی همزمان با بازگشت مهاجران، خشکسالی و زمین‌لرزه‌های اخیر وخیم‌تر شده است. سازمان ملل متحد تصریح کرد که براساس این گزارش، تخمین زده می‌شود، ۱۷.۴ میلیون تن از جمله زنان، کودکان و مردان در فصل زمستان با گرسنگی حاد مواجه شوند. در این گزارش آمده است: «تضعیف طولانی‌مدت اقتصاد، خشکسالی‌های مکرر و کاهش چشمگیر کمک‌های بشردوستانه سبب شده است که بخش‌های بزرگی از جمعیت قادر به تأمین حداقل نیازهای غذایی خود نباشند.» همچنین پیش از این، برنامه جهانی غذا گفته بود که این سازمان به دلیل کاهش بودجه، مجبور شده است حمایت خود را از ۱۰ میلیون نیازمند به دو میلیون تن در افغانستان کاهش دهد. باید گفت که زمین‌لرزه‌ها، خشک‌سالی گسترده، کاهش تولید مواد غذایی و بازگشت اجباری مهاجران از کشورهای همسایه، وضعیت زند‌گی مردم را بیش از پیش وخیم‌تر کرده است. براساس آمار سازمان ملل، سه‌ونیم میلیون کودک در افغانستان دچار سوءتغذیه هستند. کودکان و زنان آسیب‌پذیرترین افراد در بحران بشری افغانستان‌ اند و با کاهش کمک‌های بشری، وضعیت برای آنان بدتر خواهد شد. همچنین چندی پیش نهاد کمک‌رسانی ورلد ویژن (World Vision) اعلام کرد که افغانستان از نظر سوءتغذیه حاد کودکان، در رتبه چهارم در سراسر جهان قرار دارد. این نهاد گفته بود که حدود ۳.۷ میلیون کودک زیر پنج سال در افغانستان مبتلا به سوءتغذیه حاد هستند که حدود یک میلیون تن‌شان به‌شدت وزن از دست داده‌اند و حدود ۱.۲ میلیون زن باردار و شیرده نیز در افغانستان از سوءتغذیه حاد رنج می‌برند. بر اساس گزارش اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌‌ی کمک‌های بشردوستانه در افغانستان زنان و کودکان بیشترین آسیب را از بحران گرسنگی دیده‌اند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 144 بازدید

آن روز، معاینه‌خانه برایم مثل همیشه نبود. دیوارها همان دیوارها بودند، بوی دوا همان بوی همیشگی، میز، چوکی، نسخه‌ها، همه سر جای‌شان؛ اما هوا انگار سنگین‌تر از هر روز بود، طوری که نفس کشیدن هم آدم را خسته می‌کرد. مریضان می‌آمدند و می‌رفتند، هر کدام با دردی در دل، با قصه‌ای که شاید هیچ‌کس حوصله شنیدنش را نداشت. من هم، مثل هر روز، میان نسخه‌ها و تشخیص‌ها گم بودم، بی‌آن‌که بدانم چند دقیقه بعد، قصه‌ای وارد این اتاق خواهد شد که تا آخر عمر از ذهنم پاک نمی‌شود. مادری با کودکش وارد شد. از همان لحظه‌ی اول، خستگی در قدم‌هایش پیدا بود؛ خستگی‌ای که نه از راه، بلکه از سال‌ها زندگی زیر بار فقر و ناچاری آمده بود. لباس‌هایش پاک بود، اما کهنه؛ از آن پاکی‌هایی که با هزار زحمت حفظ می‌شود تا مردم نگویند «بی‌غمه». کودک کنارش آرام قدم برمی‌داشت، اما نگاهش مدام به زمین بود، انگار سال‌ها تمرین کرده بود که چشم در چشم کسی نیندازد. هنوز درست ننشسته بودند که پسرک آهسته چیزی در گوش مادرش گفت. مادر بی‌درنگ جواب داد: «چپ باش بچیم، چپ باش…» دوباره گفت. و باز هم. آن‌قدر که جمله در گوشم زنگ زد. در دل گفتم: شاید کودک درد دارد، شاید تبش بالا رفته، شاید نیاز به تشناب دارد و شرم می‌کند بگوید. چند دقیقه صبر کردم، اما هر بار که کودک لب باز می‌کرد، مادر با همان جمله‌ی تکراری، آرام اما پر از اضطراب، جوابش را می‌داد: «چپ باش بچیم…» بالاخره طاقت نیاوردم. به مادر نگاه کردم و پرسیدم: «مشکلی پیش آمده؟ چرا بچه این‌قدر بی‌قرار است؟» زن، سرش را پایین انداخت. انگار پرسشم باری بود که سال‌ها روی شانه‌هایش سنگینی کرده بود. دست‌هایش را در هم فشرد. ناخن‌هایش را در پوست دست فرو برد. مدتی خاموش ماند؛ خاموشی‌ای که از هزار پاسخ، دردناک‌تر بود. سپس، با صدایی که به زحمت شنیده می‌شد، گفت: «هیچ نیست، داکتر صاحب…» اما من می‌دانستم که «هیچ» در دهان آدم‌های فقیر، اغلب یعنی «همه‌چیز». دوباره پرسیدم. این بار، اشک در چشم‌هایش جمع شد، اما نگذاشت فرو بریزد. با همان صدای شکسته ادامه داد: «برای بچیم وعده کرده بودم… اگر بعد از دوا، پیسه‌ای بمانه، بوت نو براش بخرم. حالا پیوسته می‌پرسه که پول مانده یا نی…» همان لحظه، نگاهم ناخودآگاه به پای کودک افتاد. بوت‌هایش… نه، این دیگر «بوت» نبود. یادگار فقر بود؛ شاهد تمام راه‌های خاکی، زمستان‌های سرد، و خجالت‌های پنهان. انگشت کوچکش، لاغر و بی‌پناه، از سوراخ کفش بیرون زده بود؛ انگشتی که سرما را بی‌واسطه لمس کرده بود، انگشتی که هیچ‌گاه گرمای کفِ بوت نو را نچشیده بود. احساس کردم گلویی که سال‌ها نسخه نوشته، حالا قفل شده است. نزدیک‌تر رفتم. زانو زدم تا هم‌قدش شوم، تا احساس نکند کسی از بالا به او نگاه می‌کند. با لبخندی ساختگی و دلی شکسته گفتم: «نازنین کاکا، کف بوت خوده نشان بتی، ببینم نمره‌اش چند است؟» کودک با تردید پاهایش را جلو آورد. کفِ بوت، آن‌قدر ساییده شده بود که دیگر نشانی از نمره نداشت؛ فقط سطحی صاف، خسته و تسلیم. با دستانم اندازه‌ی پایش را گرفتم. دستم لرزید — نه از سرمای اتاق، بلکه از دنیایی که همین اندازه‌گیری را به یک «اتفاق بزرگ» بدل کرده بود. به مادر گفتم: «فردا بیایید… این‌بار کاکا داکتر، برایش بوت‌های قشنگ می‌خرد.» چشم‌های کودک برق زد؛ برقی کوتاه، اما لبریز از شوقی که دل آدم را می‌سوزاند. اما مادر… انگار یک‌باره کوچک شد. شانه‌هایش لرزید، سرش پایین افتاد، و با صدایی پر از شرم و غرور شکسته گفت: «نخیر داکتر صاحب… زحمت نکشید…» آن شب، بوت‌ها را خریدم. ساده بودند، اما نو. تمیز. بی‌سوراخ. وقتی به آن‌ها نگاه می‌کردم، با خود گفتم: چه دنیای بی‌رحمی…  که یک جفت بوت نو می‌تواند سرنوشت یک روز از زندگی کودک را تغییر دهد. فردا که آمدند، کودک از همان دمِ در، چشم‌هایش به دنبال چیزی می‌گشت. وقتی بوت‌ها را دید، نفسش بند آمد. آرام نشستم. بوت‌ها را با دقت به پایش پوشاندم. انگار می‌ترسید زیاد تکان بخورد؛ انگار باور کرده بود اگر خوشحال شود، شاید کسی شادی‌اش را پس بگیرد… بعد، سرش را بالا آورد و با صدایی که می‌خواست محکم باشد، اما می‌لرزید، گفت: «کاکا داکتر… دیگه دَ بوت قصه‌اش نبودم… اما د مکتب، بچه‌ها مسخره‌ام می‌کردند. نامم را 'بوت‌کهنه' گذاشته بودند…» آن لحظه دیگر نتوانستم سرم را بالا بگیرم. اشک‌ها بی‌اجازه آمدند — نه فقط برای بوت، نه فقط برای کدک، برای دنیایی که کودکانش را با لقب، با تمسخر، با بی‌مهری، می‌شکند. برای مادری که وعده‌ی یک جفت بوت، بزرگ‌ترین امیدش شده بود. از آن روز فهمیدم: مریضی همیشه در بدن نیست. مریضی گاهی در بوت سوراخ است... در اشک فروخورده‌ی مادر است… در کودکی‌ست که یاد گرفته خواسته‌هایش را با یک «چپ باش» در گلو خفه کند. و از آن روز، هر نسخه‌ای که می‌نویسم، فقط به دوا فکر نمی‌کنم؛ به نانی فکر می‌کنم که شاید با آن پول خریده شود، به لباسی که شاید نو باشد، به بوتی که شاید دیگر، انگشت‌های کوچک کودکی را شرم‌زده نکند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 156 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در شرایط محدودیت‌های شدید و تهدیدهای روزافزون، همبستگی بین‌المللی با زنان و دختران افغانستان اهمیت فراوان دارد. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که حمایت از زنان و دختران افغانستان در برابر محدودیت‌ها، کاهش خدمات و نقض حقوق بشر آن‌ها ضروری است. همچنین آنالنا بربوک، رییس هشتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، پیشتر گفته بود: «قدرت زنان و دختران افغانستان در مواجهه با محدودیت‌ها و نقض حقوق‌شان فوق‌العاده است، اما هیچ‌کس نباید تنها بماند.» بخش زنان سازمان ملل در افغانستان ضمن تاکید بر اهمیت همبستگی جهانی، از تلاش‌های جامعه بین‌المللی برای ایستادن در کنار زنان افغان قدردانی کرده است. این نهاد در ادامه تاکید کرده است که همچنان برای حمایت از حقوق زنان و گسترش فرصت‌های آن‌ها در بخش‌های مختلف تلاش خواهد کرد. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 174 بازدید

سانجی ویجسکرا، مدیر منطقه‌ای یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد برای جنوب آسیا، بر اهمیت سرمایه‌گذاری بر کارکنان بهداشتی زن در افغانستان تاکید کرده است. سانجی ویجسکرا این اظهارات را در بازدید از یک مرکز درمانی در کابل مطرح کرده و گفته است که حضور پرستاران زن در رسیدگی به کودکان سوءتغذیه حیاتی است. افغانستان با چالش‌های عمیق انسانی روبرو است. ممنوعیت آموزش پزشکی برای زنان، فقر گسترده و محدودیت‌های شدید بر مشارکت زنان در بخش سلامت، دسترسی میلیون‌ها نفر به خدمات بهداشتی را تهدید می‌کند. بر اساس گزارش‌های نهادهای بین‌المللی، نرخ سوءتغذیه در میان زنان و کودکان در افغانستان هم‌چنان در سطحی نگران‌کننده قرار دارد و میلیون‌ها کودک و زن به کمک‌های فوری تغذیه‌ای نیازمند هستند. یونیسف هشدار داده است که بدون سرمایه‌گذاری پایدار بر نیروی انسانی، به‌ویژه زنان، و بدون رفع موانع آموزش و اشتغال آنان در بخش سلامت، بحران سوءتغذیه و فقر در افغانستان عمیق‌تر خواهد شد. همچنین تاج‌الدین ایوالی، نماینده یونیسف در افغانستان، پیشتر هشدار داده بود که این کشور با یکی از شدیدترین بحران‌های تغذیه‌ای در جهان روبرو است. آقای ایوالی در ادامه تاکید کرده است که حدود ۳.۵ میلیون کودک دچار سوءتغذیه حاد هستند و نزدیک به یک میلیون کودک دیگر نیز به‌شدت لاغر و در معرض خطر جدی قرار دارند. یونیسف بار دیگر خواستار توجه و سرمایه‌گذاری ویژه بر کارکنان بهداشتی زن برای کاهش بحران سوءتغذیه در افغانستان شده است.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 155 بازدید

نهاد «افغانستان عاری از پولیو» درتازه‌ترین مورد از آغاز کارزار تطبیق واکسن فلج اطفال در برخی مناطق کشور خبر داده است. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که کارزار تطبیق واکسن پولیو امروز (دوشنبه، ۲۴ قوس) در مناطق مختلف کشور آغاز شده است. نهاد «افغانستان عاری از پولیو» درباره این کارزار جزییات بیشتری ارائه نکرده است. براساس گزارش سازمان صحی جهان، دو مورد مثبت بیماری پولیو (فلج اطفال) در سال جاری در افغانستان ثبت شده است. این موارد در ولایت‌های بادغیس و هلمند ثبت شده‌اند. افغانستان و پاکستان همچنان تنها دو کشوری در جهان‌اند که هنوز موارد ابتلا به بیماری فلج کودکان در آن‌ها گزارش می‌شود. قابل ذکر است که ریشه‌کنی پولیو دهه‌هاست که یکی از اهداف جهانی سلامت است. واکسیناسیون گسترده از سال ۱۹۸۸ میلادی میلادی به‌طور چشمگیری موارد ابتلا به فلج اطفال را کاهش داده است، اما ویروس همچنان باقی مانده است. در سال ۲۰۲۵ میلادی، حدود ۳۶ مورد ابتلای تأییدشده به ویروس پولیو در افغانستان و پاکستان ثبت شده است؛ دو کشوری که این بیماری هنوز در آن بومی است. در همین حال، ۱۴۹ مورد از «پولیو ناشی از واکسن» در کشورهایی از جمله نایجریا گزارش شده است. این نوع زمانی رخ می‌دهد که کودکان واکسن‌شده، ویروس را دفع می‌کنند و این ویروس پس از جهش می‌تواند در میان جمعیت واکسینه‌نشده گسترش یابد. با وجود این خطر، مقام‌های بهداشتی جهانی تاکید می‌کنند که ادامه واکسیناسیون و نظارت دقیق، کلید پایان دادن قطعی به این بیماری است.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 152 بازدید

بخش کمک‌های بشردوستانه اتحادیه اروپا در آسیا و اقیانوسیه درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بیش از ۲۱ میلیون نفر در سراسر افغانستان به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که اتحادیه اروپا برای دسترسی مردم به آب سالم و پاکیزه، در حال نصب پمپ‌ آب و حفر چاه‌ در شماری از مناطق افغانستان است. قابل ذکر است که بحران آب در افغانستان یکی از چالش‌هایی فراگیر و فزاینده است که زندگی میلیون‌ها نفر را تهدید می‌کند و بر سلامت عمومی، امنیت غذایی و ثبات اجتماعی تاثیر منفی گذاشته است. همچنین پیشتر صندوق کودکان سازمان ملل نیز در گزارشی با اشاره به تأثیر تغییرات اقلیمی بر افغانستان، هشدار داده بود که حدود ۸۰ درصد شهروندان افغانستان از آب‌های آلوده و ناپاک برای نوشیدن استفاده می‌کنند. یونیسف نسبت به شیوع بیماری‌ها ناشی از استفاده از آب‌های آلوده در افغانستان هشدار داد. یونیسف پیشتر نیز هشدار داده بود که تا سال ۲۰۳۰ میلادی، منابع آب کابل به‌طور کامل خشک خواهد شد. قابل ذکر است که بیشتر کودکان در مکاتب افغانستان به آب سالم دسترسی ندارند. این در حالی است که کمیته صلیب سرخ در روز جهانی آب گفته است که ۳۳ میلیون تن در افغانستان به آب نوشیدنی سالم دسترسی ندارند. یونیسف در گزارشی افزوده بود که در ۲۵ ولسوالی ولایت‌های شرقی افغانستان در سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ آب نوشیدنی سالم فراهم کرده است.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 156 بازدید

در دل کوه‌های خشک و جاده‌های خاکی افغانستان، زنانی زندگی می‌کنند که برای ابتدایی‌ترین حق انسانی خود، یعنی «سلامت»، باید سفری طولانی، پرخطر و گاه مرگ‌بار را آغاز کنند. در بسیاری از روستاهای دورافتاده، مفهومی به‌نام «کلینیک زنانه» یا «قابله» تنها واژه‌ای‌ست که شاید از زبان رادیو شنیده شود. برای این زنان، بارداری نه نوید تولد، بلکه کابوسی میان مرگ و زندگی‌ست. همین واقعیت تلخ، نقطه‌ی آغاز درک چالش‌های عمیق بهداشت زنان در افغانستانِ محروم است. زیرساخت‌های محدود و فاصله‌های مرگ‌بار در بسیاری از مناطق افغانستان، فاصله‌ی میان خانه تا نزدیک‌ترین مرکز بهداشتی ممکن است چندین ساعت پیاده‌روی یا سفر با وسایل ابتدایی و ناایمن باشد. در ولایت‌هایی چون غور، نورستان یا زابل، نبود جاده‌های مناسب و خدمات بهداشتی، باعث می‌شود که زنان باردار جان خود را پیش از رسیدن به مراکز درمانی از دست بدهند. سیستم حمل‌ونقل اورژانسی تقریباً وجود ندارد و در فصل زمستان، برف و سرما راه‌های ارتباطی را کاملاً می‌بندد. بنا به گزارش‌های فعالان محلی، گاه برای تزریق ساده یک آمپول، زنان ناچارند مسیرهای خطرناک و طولانی را تا نزدیک‌ترین شهر طی کنند — سفری که خود، خطرناک‌تر از بیماری‌ست. کمبود کادر درمانی زن؛ مانعی بر سلامت زنان یکی از بزرگ‌ترین موانع در مسیر بهداشت زنان در افغانستان، کمبود پرسنل زن در نظام سلامت است. در بسیاری از مناطق، محدودیت‌های فرهنگی و اجتماعی موجب شده که دختران نتوانند به‌راحتی وارد رشته‌هایی مانند پزشکی یا مامایی شوند. در کنار آن، سیاست‌های اخیر که منجر به بسته شدن مدارس و دانشگاه‌ها بر روی زنان شده، روند تربیت نیروهای متخصص زن را متوقف کرده و حضور زنان شاغل در مراکز درمانی را به‌شدت کاهش داده است. در کشوری که اغلب مردان مجاز به معاینه زنان نیستند، نبود پزشک یا قابله‌ی زن، برابر با نبود دسترسی به درمان است. فقر، ازدواج زودهنگام و آگاهی پایین؛ سه‌ضلعی تهدید سلامت زنان فقر یکی از عمیق‌ترین ریشه‌های بحران بهداشت زنان در مناطق محروم است. خانواده‌های فقیر نه توان مالی برای سفر به درمانگاه را دارند، نه امکان تأمین دارو و خدمات درمانی. ازدواج زودهنگام، یکی دیگر از عوامل بحرانی‌ست؛ دخترانی که در نوجوانی ازدواج می‌کنند، نه تنها از نظر جسمی آماده‌ی بارداری نیستند، بلکه آموزش کافی درباره مراقبت‌های دوران بارداری، تغذیه مناسب یا خطرات زایمان ندارند. پیامدهای این ناآگاهی، عوارضی چون کم‌خونی، فشار خون بالا و سقط‌های پیاپی است. در غیاب آموزش‌های رسمی، باورهای سنتی جای دانش علمی را گرفته‌اند. زنانی که به کلینیک دسترسی ندارند، گاه در خانه و با روش‌های خطرناک سنتی زایمان می‌کنند—روش‌هایی که نه‌تنها سلامت مادر و نوزاد را تهدید می‌کند، بلکه گاهی به فاجعه‌ای جبران‌ناپذیر ختم می‌شود. تأثیر ناامنی و شرایط سیاسی بر بهداشت زنان در مناطق جنگ‌زده افغانستان، مراکز بهداشتی و بیمارستان‌ها اغلب از نخستین نهادهایی‌اند که در جریان درگیری‌ها آسیب می‌بینند. سال‌ها جنگ و ناامنی، زیرساخت‌های سلامت را به‌شدت تضعیف کرده و بسیاری از پزشکان و کادر درمانی را وادار به مهاجرت کرده است. پیامد این وضعیت، کمبود شدید نیروی متخصص و تجهیزات پزشکی در مناطق محروم‌تر کشور است؛ جایی که بیشترین نیاز وجود دارد. از سوی دیگر، محدودیت‌های آموزشی به‌ویژه برای دختران، امید به تربیت نسل جدیدی از پرستاران، ماماها و پزشکان زن را از بین برده است. در شرایطی که آموزش تعطیل است، تحصیل غیرممکن شده و زنان از حق یادگیری محروم‌اند، چرخه‌ی فقر، ناآگاهی و بیماری همچنان ادامه خواهد یافت—چرخه‌ای که بیش از همه، جان و کرامت زنان را نشانه گرفته است. نقش سازمان‌های بین‌المللی و تلاش‌های امیدبخش با وجود تمام چالش‌ها، هنوز روزنه‌هایی از امید در دل واقعیت‌های سخت دیده می‌شود. سازمان‌هایی مانند یونیسف، سازمان جهانی بهداشت و نهادهای خیریه‌ی محلی، پروژه‌هایی را برای بهبود دسترسی به خدمات اولیه‌ی سلامت مادر و کودک در مناطق محروم افغانستان راه‌اندازی کرده‌اند. طرح‌هایی همچون «مامای سیار»، که در آن زنان آموزش‌دیده با تجهیزات محدود به روستاها اعزام می‌شوند، در برخی مناطق نقش حیاتی ایفا کرده‌اند و جان‌های بسیاری را نجات داده‌اند. همچنین آموزش داوطلبان محلی، به‌ویژه زنان روستایی، برای اطلاع‌رسانی در زمینه‌هایی مانند واکسیناسیون، بهداشت فردی، و تغذیه‌ی کودک، از جمله راهکارهای مؤثری بوده که می‌تواند اثرات بلندمدتی بر سلامت جامعه داشته باشد. صدای خاموش زنان در این میان، صدای زنان افغانستان اغلب شنیده نمی‌شود. زنانی که هر روز با هزاران مانع برای دریافت ساده‌ترین خدمات درمانی روبه‌رو هستند. روایت‌های آن‌ها پر از درد، ترس و ناامیدی است، اما در عمق این رنج‌ها، نوری از مقاومت و امید دیده می‌شود. زنی که در یکی از روستاهای بدخشان روزانه پنج کیلومتر پیاده می‌رود تا واکسن کودک خود را تهیه کند، تنها یک مادر نیست؛ بلکه نماد استقامتی است که با تمام محدودیت‌ها، هنوز سر خم نکرده است. راه‌حل‌های پایدار حل بحران بهداشت زنان در مناطق محروم افغانستان، تنها با اتکا به کمک‌های خارجی ممکن نیست. آنچه نیاز است، اتخاذ راهکارهایی بومی، پایدار و هماهنگ با بافت فرهنگی و اجتماعی کشور است. برخی از مهم‌ترین گام‌های عملی در این مسیر عبارت‌اند از: - آموزش نیروهای محلی زن حتی در سطح ابتدایی، به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند مامایی، کمک‌های اولیه و سلامت مادر و کودک؛ - بهبود زیرساخت‌های ارتباطی از جمله ساخت و نگهداری جاده‌های روستایی و فراهم‌سازی سیستم‌های حمل‌ونقل اضطراری برای مادران باردار؛ - افزایش آگاهی عمومی درباره‌ی بهداشت زنان از طریق رسانه‌های محلی مانند رادیو، مساجد، مدارس و نهادهای اجتماعی؛ - حمایت هدفمند از تحصیل دختران در رشته‌های پزشکی، پرستاری و مامایی برای تقویت نیروی انسانی زن در آینده؛ - تقویت نقش بزرگان و رهبران محلی در ترویج فرهنگ اهمیت سلامت زنان و حمایت از دسترسی آنان به خدمات بهداشتی. تنها با ترکیب آموزش، آگاهی، زیرساخت و همراهی اجتماعی می‌توان زمینه‌ای فراهم کرد که سلامت زنان، نه یک امتیاز، بلکه یک حق مسلم و در دسترس برای همه باشد. نتیجه‌گیری بهداشت زنان در افغانستان، آزمونی است برای وجدان جمعی ما و سنجه‌ای برای عدالت اجتماعی. در جهانی که انتقال یک واکسن از قاره‌ای به قاره‌ی دیگر تنها چند ساعت زمان می‌برد، هنوز زنانی هستند که برای رسیدن به یک قابله یا آمپول ساده باید از کوه، برف و خطر عبور کنند. رسیدگی به سلامت زنان در مناطق محروم، نه فقط یک مسئولیت انسانی، بلکه پیش‌نیاز توسعه‌ی پایدار و صلح اجتماعی در افغانستان است. تا زمانی که زنان این سرزمین از ابتدایی‌ترین خدمات بهداشتی محروم بمانند، زخم توسعه‌ی انسانی همچنان باز، و امید به آینده همچنان زخمی خواهد بود.  نویسنده: داکتر معصومه پارسا

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 151 بازدید

برنامه اسکان‌ بشری سازمان ملل برای افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بی‌برقی در این کشور به آموزش کودکان و کسب‌وکار شهروندان ضربه می‌زند. این سازمان امروز (یک‌شنبه، ۲۳ قوس) با نشر اعلامیه‌ای نسبت به ناتوانی کودکان در درس‌خواندن در شب ابراز نگرانی کرده است و گفته است که سرمایه‌گذاری در بخش انرژی‌های تجدیدپذیر کلید ساختن شهرهای پایدار و تاب‌آور است. برنامه اسکان بشری سازمان ملل در حسبا کاربری ایکس خود نوشته است که خانواده‌ها در افغانستان همه روزه با قطع برق مواجه‌اند. در اعلامیه آمده است که افغانستان حدود ۸۰ درصد برق خود را از کشورهای اوزبیکستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ایران وارد می‌کند. همچنین پیشتر برنامه توسعه سازمان ملل نیز اعلام کرد که حدود ۹۷ درصد مردم افغانستان به دلیل دهه‌ها جنگ و کمبود سرمایه‌ٰگذاری زیرساختی با فقر انرژی و کمبود برق مواجه‌اند. طبق برآورد سازمان ملل، مصرف سرانه انرژی در افغانستان به‌طور میانگین ۷۰۰ کیلووات در سال یعنی ۳۰ برابر کمتر از میانگین جهانی است.  

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 211 بازدید

سازمان جهانی صحت برای افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ‏بیماری عفونت حاد تنفسی (ذات‌الریه) در ماه نوامبر ‌‏۲۴.۶ درصد افزایش یافته است و ۲۴۸ تن جان باخته‌اند. این سازمان در گزارش ماهانه‌ی خود ‏درباره‌ی وضعیت صحی در افغانستان گفته است که سیستم نظارت از بیماری‌ها ۱۴۷ هزار و ‌‏۱۳۸ مورد ابتلا به بیماری عفونت حاد تنفسی و ۲۴۸ مورد مرگ‌ومیر ناشی از آن را ثبت کرده است.‏ در گزارش آمده است که موارد ابتلا به ‏بیماری عفونت حاد تنفسی در ماه اکتبر به ۱۱۸ هزار و ۹۰ نفر ‏می‌رسید.‏ سازمان جهانی صحت در گزارشش تاکید کرده است که با وجود افزایش موارد ابتلا ‏به بیماری عفونت حاد تنفسی در ماه نوامبر، نسبت مرگ‌ومیر به ۰.۲ ثابت مانده است که ‏در ماه نوامبر نُه هزار و ۵۴۸ مورد بیماری اسهال ‏حاد آبکی و چهار مورد مرگ مرتبط با آن گزارش شده ‏است.‏ در گزارش آمده است که این آمار نشان‌دهنده‌ی کاهش ۳۸.۲ درصدی در مقایسه با اکتبر است و اسهال حاد آبکی از ‏ماه آگست روند نزولی داشته است.‏ در گزارش سازمان جهانی صحت آمده است که ‏موارد مشکوک به تب دنگی در ماه نوامبر به دو هزار و ‌‏۳۵۷ مورد افزایش یافت که نسبت به ماه اکتبر ۲۱.۹ ‏درصد افزایش داشته است. با وجود این افزایش، ‏هیچ مرگ‌ومیر مرتبط با تب دنگی در سال ۲۰۲۵ ‏گزارش نشده است که نشان‌دهنده‌ی مدیریت مؤثر ‏موارد است.‏ در ادامه آمده است که در طول ‏دوره‌ی گزارش، در مجموع چهار هزار و ۸۰۴ مورد ‏ابتلا به بیماری مالاریا نیز گزارش شده است که در ‏مقایسه با ۱۵ هزار و ۲۵۳ مورد در ماه اکتبر، ‌‏۶۸.۵ درصد کاهش را نشان می‌دهد.‏ همچنین ‏از ابتدای سال ۲۰۲۵ هیچ مرگ‌ومیر مرتبط با ‏مالاریا گزارش نشده است.‏ در گزارش سازمان جهانی صحت آمده است که در ماه ‏نوامبر سه هزار و ۷۲۱ مورد جدید سرخک با پنج ‏مورد مرگ مرتبط با آن گزارش شده است که نشان‌دهنده‌ی افزایش ۵.۱ درصدی نسبت به ماه سپتامبر ‏است.‏ این سازمان افزوده است که مرحله‌ی اول کارزار سراسری ‏ایمن‌سازی سرخک با موفقیت به پایان رسیده است و ‏تقریبا ۸.۳ میلیون کودک شش‌ماهه تا ۱۰ ساله را در ‌‏۱۷ ولایت با آب‌وهوای سرد تحت پوشش قرار داده ‏است.‏ بیماری‌های قابل پیشگیری در حالی جان شهروندان ‏افغانستان را می‌گیرند که بخش صحت این کشور با ‏بحران مواجه است.

ادامه مطلب