برچسب: مکتب و دانشگاه

4 ماه قبل - 317 بازدید

رزا اوتونبایوا، رییس یوناما و نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل برای افغانستان اعلام کرده است که محرومیت دختران و زنان از آموزش، هزینه‌ای بلندمدت و سنگین برای افغانستان دارد. خانم اوتونبایوا در پایان ماموریت و آخرین گزارش خود به شورای امنیت سازمان ملل متحد گفته است که بسته‌ بودن مکاتب دخترانه بالاتر از صنف ششم در افغانستان، یک نسل را در معرض خطر جدی نابودی قرار داده است. وی به محدودیت‌ آموزشی دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان اشاره کرده و گفته است که این محدودیت سبب نگرانی و ناامیدی عظیم در میان جامعه‌ی افغانستان شده است. رزا اوتونبایوا در ادامه تاکید کرده است که بر اساس نظرسنجی بخش زنان سازمان ملل، اکثریت شهروندان افغانستان مخالف ممنوعیت آموزش دختران هستند. همچنین او در بخشی از گزارشش افزوده است که بانک جهانی برآورد کرده است که محدودیت‌های حکومت فعلی علیه آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، سالانه ۱.۴ میلیارد دالر برای اقتصاد کشور هزینه دارد. وی تصریح کرد که افغانستان شاهد کاهش چشمگیر درگیری‌های گسترده و خشونت بوده، اما تا هنوز حضور گروه‌های افراطی، فقر بشری و اقتصادی و نگرانی‌های حقوق بشری همچنان پابرجاست. خانم اوتونبایوا می‌گوید که محدودیت‌های رو به افزایش علیه مردان، زنان، دختران و اقلیت‌ها توسط نیروهای امر به معروف حکومت سرپرست باعث نارضایتی فزاینده مردم شده است. در حالی نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل برای افغانستان از حقوق دختران افغانستان دفاع می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بست، در حالی که ‏بخش صحت افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 391 بازدید

جیمز کاریوکی، معاون نمایندگی دایمی بریتانیا در سازمان ملل متحد اعلام کرده است که افغانستان بدون حضور زنان و دختران نمی‌تواند موفق شود و حکومت سرپرست باید محدودیت‌های وضع‌شده علیه زنان را فوراً لغو کنند. آقای کاریوکی این اظهارات را روز (چهارشنبه، ۲۵ سنبله) در نشست شورای امنیت سازمان ملل مطرح کرده و گزارش‌ها مبنی بر جلوگیری حکومت فعلی از ورود کارمندان زن به دفاتر سازمان ملل را نگران‌کننده خوانده و خواستار لغو آن شده است. همچنین نماینده بریتانیا در سازمان ملل متحد با ابراز تسلیت به قربانیان زلزله‌های اخیر، اعلام کرده که کشورش بیش از چهار میلیون دالر کمک تازه برای رسید‌گی به زلزله‌زدگان اختصاص داده و مجموع کمک‌های خود را به بیش از پنج میلیون دالر رسانده است. بریتانیا هشدار داده که خطر خشک‌سالی و افزایش سوءتغذیه در افغانستان جدی است و کمک‌های بیش‌تری باید فراهم شود تا مردم، به‌ویژه در مناطق دوردست، در زمستان با گرسنگی روبرو نشوند. در حالی جیمز کاریوکی بر رعایت حقوق زنان و دختران افغانستان تاکید می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بست، در حالی که ‏بخش صحت افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 258 بازدید

سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بیش از دو میلیون دختر در افغانستان به‌دلیل ممنوعیت تحصیل بالاتر از سطح ابتدایی از رفتن به مکتب محروم هستند. این سازمان امروز (چهارشنبه، ۲۶ سنبله) با نشر گزارشی گفته است که حدود هفت میلیون کودک در افغانستان به دلیل ممنوعیت‌ها و محدودیت‌های دیگر، در صنف‌های درسی حضور ندارند. سازمان ملل متحد در بخشی از گزارشش وضعیت نظام آموزشی افغانستان را نگران کننده خوانده و می‌گوید بحران آموزش دختران همچنان ادامه دارد. در گزارش آمده است که سازمان‌های ملل و شرکای آن، ممنوعیت آموزش دختران در افغانستان را محکوم کرده و از جامعه‌ی جهانی خواسته‌اند تا برای تضمین حق تحصیل تمام دختران و زنان اقدام کند. محدودیت‌ها در برابر تحصیل دختران در حالی ادامه دارد که مکاتب و دانشگاه‌ها چهار سال است بسته‌اند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 262 بازدید

کاترین راسل، مدیر اجرایی یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در افغانستان، نسبت به افزایش مشکلات روانی و ازدواج‌های زودهنگام دختران ابراز نگرانی کرده و می‌گوید که میلیون‌ها دختر، اثرات مخرب محدودیت‌ها تجربه می‌کنند. یونیسف امروز (چهارشنبه ۲۶ سنبله) به نقل از کاترین گزارش داده است که تا پایان سال جاری میلادی، بیش از ۲.۲ میلیون دختر از رفتن به مکتب محروم خواهد شد و میلیون‌ها دختر، اثرات مخرب محدودیت‌های حکومت فعلی را تجربه می‌کنند. وی در ادامه تاکید کرده است که بازگشت مهاجران اهل افغانستان از ایران و پاکستان، بر شمار دختران محروم از آموزش افزوده است. مدیر اجرایی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد افزوده است: «در حالی که میلیون‌ها کودک در سراسر جهان در این ماه به صنف‌های درسی بازمی‌گردند تا سال تحصیلی جدید را آغاز کنند، دختران افغانستان از این حق اساسی محروم‌اند. این یکی از بی‌عدالتی‌های تعیین‌کننده دوران ماست.» وی تصریح کرده است که دختران در افغانستان نه‌تنها از تحصیل، بلکه از ارتباط اجتماعی، رشد فردی، فرصت شکل‌دهی به آینده و تحقق ظرفیت‌های بالقوه خود محروم می‌شوند. کاترین راسل در ادامه هشدار داده است: «این ممنوعیت تهدیدی عمیق برای ثبات و پیشرفت بلندمدت کشور است. هیچ ملتی نمی‌تواند شکوفا شود وقتی نیمی از جمعیتش عقب مانده باشد. اگر افغانستان بخواهد به جلو حرکت کند، به مشارکت کامل زنان و مردان نیاز دارد تا نیروی کار مقاوم‌تری را به حرکت درآورد، توسعه اقتصادی را تقویت کند و نیازهای یک ملت در حال رشد را برآورده سازد.» او افزوده است: «یونیسف فوراً از مقامات بالفعل می‌خواهد که این ممنوعیت ویرانگر را لغو کنند و به هر دختر در افغانستان اجازه دهند تا به مدرسه برود، از صنف ششم و فراتر از آن.» چهار سال است که دختران افغانستان توسط حکومت فعلی از رفتن به مکتب و دانشگاه محروم شده‌اند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 256 بازدید

جوهره بنت عبدالعزیز السویدی، معاون نمایندگی دائم قطر در ژنو اعلام کرد که تضمین حق آموزش و کار زنان باید به‌عنوان بخشی اساسی از آینده  افغانستان مورد توجه جامعه‌ی جهانی قرار گیرد. خانم السویدی این اظهارات را در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو مطرح کرده و گفته است که افغانستان با چالش‌های متعددی از جمله بحران اقتصادی، بیکاری، افزایش نیازهای انسانی، فقر، ناامنی غذایی، تغییرات اقلیمی، ادامه تحریم‌ها و بازگشت میلیون‌ها مهاجر روبرو است. او در ادامه تاکید کرد که جامعه‌ی جهانی باید به حمایت از بازسازی نهادهای افغانستان، رساندن کمک‌های بشردوستانه و حفظ گفتگو با تمام طرف‌های افغان ادامه دهد تا شرایط لازم برای تحقق صلح و بازگشت افغانستان به جامعه‌ی جهانی فراهم شود. وی در ادامه افزود که قطر در گفتگوهای خود با طرف‌های افغان همواره بر حقوق بشر تاکید کرده و موضوع مشارکت زنان، تضمین حق آنان در آموزش و کار و حفاظت از حقوق همه اقشار افغانستان را مطرح می‌کند. قابل ذکر است که پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت، دولت رفتن دختران به مکتب‌های متوسطه و لیسه را ممنوع کرد. افزون بر آن، حکومت فعلی زنان را از بیشتر بخش‌های کاری، به‌ویژه اداره‌های دولتی و نهادهای غیردولتی، کنار گذاشته و محدودیت‌های گسترده‌ای بر حضور آنان در بازار کار وضع کرد؛ اقداماتی که با انتقادهای شدید جامعه‌ی جهانی روبرو شده است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 257 بازدید

سفارت افغانستان در تاجیکستان اعلام کرده است که با نمایندگان نهادهای داوطلب آموزشی درباره آموزش آنلاین دختران افغانستانی در داخل و کشورهای همسایه گفتگو کرده است. این سفارت با نشر اعلامیه‌ای خبر داده است که ظاهر اغبر، سفیر افغانستان در تاجیکستان گفته است که با پشتیبانی دولت آن کشور، زمینه آموزش صدها کودک مهاجر در مکتب سامانیان فراهم شده است و  در دیدار با نمایندگان نهادهای آموزشی مقیم تاجیکستان در مورد راه‌های تقویت آموزش آنلاین برای زنان و دختران افغانستانی در داخل و کشورهای همسایه گفتگو کرده‌است. ظاهر اغبر تاکید کرد که در حال حاضر شمار قابل‌توجهی از دختران در داخل افغانستان تحت پوشش آموزش‌های آنلاین مکتب سامانیان تاجیکستان قرار گرفته‌اند. در اعلامیه آمده است که در تاجیکستان، نمایندگان نهادهای داوطلب آموزشی در این نشست با ارائه طرح‌هایی، تعهد کرده‌اند که در راستای توسعه برنامه‌های آموزشی آنلاین برای زنان و دختران افغانستانی همکاری کنند. این نهادها افزوده است که کیفیت آموزش‌های آنلاین برای دختران افغانستانی محروم از آموزش در داخل کشور را تقویت کنند. این در حالی است که حکومت سرپرست با تسلط بر کشور آموزش‌های بالاتر از صنف ششم برای دختران را منع کرده است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. سازمان‌های بین‌المللی و بسیاری از کشورهای جهان در چهار سال تسلط حکومت فعلی بر افغانستان به بازگشایی نهادهای آموزشی به روی دختران و زنان تاکید کرده‌اند. اما حکومت سرپرست منع آموزش زنان را موضوع داخلی کشور عنوان کرده و از جامعه بین‌الملل خواسته است که در آن دخالت نکنند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 232 بازدید

حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین افغانستان به مناسبت صدوششمین سالروز استرداد استقلال افغانستان اعلام کرده است که آینده‌ی آزادی و استقلال کشور وابسته به آموزش همگانی است. آقای کرزی امروز (سه‌شنبه، ۲۸ اسد) با نشر پیامی خود به مناسبت صدو‌ششمین سالروز استرداد استقلال افغانستان در حساب کاربری ایکس نوشته است که قوت ملی از راه «اتحاد و داشتن قوای بشری تعلیم‌یافته» به دست می‌آید و برخورداری از نیروهای انسانی آموزش‌دیده تنها زمانی ممکن است که فرصت تعلیم برای همه فرزندان کشور، چه دختر و چه پسر، فراهم شود. همچنین وی در ادامه تاکید کرده است که فرزندان افغانستان باید با امید به آینده روشن، «سیل‌آسا به تعلیم روی آورند» و برای کسب تخصص و مدارج علمی با یکدیگر رقابت کنند. او در ادامه افزود: «افتخار داریم که وارثان مردمی هستیم که با عزت و اراده‌ی قوی برای کسب استقلال کشور و بدست آوردن جایگاه شایسته‌ی آن در بین ملت‌ها، رزمیدند و تا تحقق این هدف بزرگ از پا نایستادند. اما باید بدانیم که حفظ این میراث ارزشمند و پربها و تحویل آن به نسل‌های بعدی، درصورتی امکان‌پذیر است که افغانستان عزیز به‌حیث خانه‌ی مشترک تمام مردم از نعمت صلح و ثبات پایدار برخوردار باشد و فرزندان وطن با امید به آینده‌ی روشن و برای ترقی کشور، سیل‌آسا به تعلیم روی آورند و برای کسب تخصص و مدارج عالی علمی از همدیگر سبقت بجویند.» قابل ذکر است که حکومت سرپرست چند ماه پس بازگشت دوباره خود به افغانستان در سال ۲۰۲۱ میلادی، مکاتب را به‌روی میلیون‌ها تن از دختران صنوف بالای ششم بست. باید گفت که وضع محدودیت گسترده بر زنان در چهار سال گذشته، با انتقادات شدید جامعه‌ی جهانی و نهادهای حامی حقوق بشر روبرو شده است. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 399 بازدید

گوهر کنار پنجره‌ی کوچکِ اتاق نمور ایستاده بود و با چشم‌های خسته‌اش به آسمان خاکستری نگاه می‌کرد. در دلش غوغایی بود که هیچ‌کس نمی‌توانست آن را بفهمد؛ غوغای دختری شانزده‌ساله که روزی با هزار آرزو از کابل دل کنده بود و با مادر و دو برادر کوچکش راهی ایران شده بود، تا شاید زندگی بهتری داشته باشد، تا شاید دوباره بتواند قلم به دست بگیرد و دفترچه‌اش را پر از واژه‌های رنگین کند. اما حالا، همه‌چیز در آستانه‌ی فروپاشی بود؛ درست وقتی که امید داشت دوباره به مکتب برگردد. حرف‌های همسایه، حرف‌های مردم، خبرهای بد از رسانه‌ها، همه مثل خنجری در دلش فرو می‌رفت: «افغان‌ها را اخراج می‌کنند و می‌فرستندشان همان‌جا که آمدند.» هر بار که این جملات را می‌شنید، قلبش تند می‌زد. افغانستان؟ همان خاکی که روزی صدای خنده‌هایش در حویلیِ خانه‌شان می‌پیچید؟ همان جایی که بوی نان تازه‌ی مادربزرگ در صبح‌های زمستان، زندگی را برایش شیرین می‌کرد؟ نه… حالا افغانستان برای او معنای دیگری داشت؛ حالا افغانستان یعنی سیاهی، یعنی دروازه‌های بسته‌ی مکتب، یعنی ترس از مردانی که با نگاه‌شان آزادیِ دخترها را می‌دزدیدند، یعنی خانه‌نشینی، یعنی خواب‌هایی که دیگر هیچ‌گاه تعبیر نمی‌شوند. گوهر وقتی به یاد روزهای اخیر کابل می‌افتاد، گلویش می‌سوخت. آن روز که مکتب‌شان بسته شد، همه‌ی دخترها با چشم‌هایی پر از اشک به هم نگاه می‌کردند. معلم‌شان، که همیشه لبخند به لب داشت، آن روز نتوانست جلوی گریه‌اش را بگیرد. گوهر دفترش را بغل کرده بود؛ همان دفتری که روی جلدش نوشته شده بود: «آینده‌ی من از همین‌جا شروع می‌شود». اما آینده‌اش همان روز تمام شد، وقتی دروازه‌ی مکتب بسته شد. پدرش سال‌ها پیش در یک انفجار جان باخته بود. مادرش مجبور شد همه‌ی دارایی‌شان را بفروشد تا بچه‌ها را به ایران بیاورد. آن‌وقت‌ها همه می‌گفتند: «ایران جای امنی است، می‌شود درس خواند، می‌شود زندگی ساخت». گوهر وقتی پایش به تهران رسید، فکر کرد دوباره همه‌چیز درست می‌شود؛ اما زندگی هیچ‌وقت آن‌طور که آدم فکر می‌کند، پیش نمی‌رود. در ایران، زندگی سخت‌تر شد. اول که برای گرفتن خانه و پیدا کردن جا، چقدر مادرش گریه کرد، چقدر تحقیر شنید. صاحب‌خانه‌ها می‌گفتند: «به افغان‌ها خانه نمی‌دهیم». بلاخره، یک اتاق کوچک، آن هم در پایین‌شهر پیدا شد؛ اتاقی که حتی نور آفتاب هم از دیدنش شرم می‌کرد. همان‌جا شد خانه‌شان، همان‌جا شد دنیای جدید گوهر. در ایران، نام‌نویسی در مکتب برای بچه‌های مهاجر مشکل داشت. گوهر بارها با مادرش رفت، در صف ایستاد، التماس کرد، اما هر بار یک بهانه آوردند: «مدارک‌تان ناقص است»، «شما اقامت ندارید»، «امسال ظرفیت پر شده». و هر بار، گوهر با چشم‌هایی پر از اشک به دخترهایی نگاه می‌کرد که با یونیفورم‌های آبی‌رنگ از کنار او می‌گذشتند. دلش می‌خواست فریاد بزند: «من هم حق دارم! من هم می‌خواهم درس بخوانم!» اما صدا در گلویش می‌مرد. حالا که هنوز زخم آن روزها تازه بود، خبر اخراج دوباره، مثل تیشه به ریشه‌ی امیدش می‌خورد. اگر برگردند افغانستان، چه می‌شود؟ مکتب که نیست، کاری برای دخترها نیست، آزادی هم که هیچ. گوهر خودش را در آینه‌ی کوچک کنار دیوار نگاه کرد. صورتش لاغر شده بود، گونه‌هایش رنگ باخته بودند. با خودش گفت: «این‌همه سختی را کشیدم که باز برگردم همان‌جا؟» اشک‌هایش بی‌اختیار سرازیر شد. مادرش وارد اتاق شد. دست‌هایش از کار و شستن لباس‌ها در خانه‌ی مردم، زخم شده بود. چهره‌اش خسته، اما پر از اندوه بود. وقتی گوهر اشک‌هایش را پاک می‌کرد، مادر آهی کشید و گفت: «دخترکم، گریه نکن… خدا بزرگ است.» اما گوهر می‌دانست، خدا هم وقتی می‌بیند انسان‌ها چقدر نامهربان‌اند، شاید او هم گریه کند. شب‌ها وقتی صدای پای مردان در کوچه می‌پیچید و دروازه‌ها با شدت کوبیده می‌شد، قلب گوهر از ترس می‌لرزید. می‌گفتند مأمورهای انتظامی خانه‌به‌خانه می‌گردند تا مهاجران غیرقانونی را دستگیر کرده و به افغانستان بازگردانند. هر بار که در کو زده می‌شد، مادر با عجله چراغ را خاموش می‌کرد، گوهر و برادرهایش را گوشه‌ی اتاق می‌نشاند و با صدایی لرزان دعا می‌خواند. در آن ثانیه‌ها، گوهر حس می‌کرد تمام جهانش در تاریکی خفه‌ای گیر افتاده است. او شب‌ها خواب مکتب می‌دید؛ خواب یک صنف روشن، یک تخته‌سیاه، یک معلم مهربان. خواب این‌که دوباره کیفش را به دوش بیندازد و با لبخند از کوچه بگذرد. اما وقتی بیدار می‌شد، سقف نم‌زده‌ی اتاق جلو چشمانش ظاهر می‌شد، صدای داد و فریاد همسایه‌ها را می‌شنید، بوی نم و کپک را حس می‌کرد، و می‌دانست که تصورات قشنگ و رؤیاهای زیبا فقط خواب‌اند. یک روز، مادر با صورتی پریشان از بازار برگشت. کنار گوهر نشست و گفت: «شنیدی؟ می‌گویند دو هفته مهلت داده‌اند که برگردیم افغانستان… اگر نرویم، می‌گیرند و می‌فرستند.» گوهر حس کرد زمین زیر پایش خالی شده. افغانستان؟ همان جایی که حالا برایش مثل یک زندان بزرگ بود؟ با صدایی شکسته پرسید: «اگر برگردیم، من چه می‌کنم؟ درس که نیست… زندگی که نیست…» مادر چیزی نگفت؛ فقط اشک در چشم‌هایش حلقه زد. دل گوهر پر از حرف بود. کاش کسی بود که شنونده‌ی آن همه رویاهای نیمه‌کاره‌اش باشد؛ از کتاب‌هایی که هیچ‌وقت تمام نکرد، از روزهایی که آرزو داشت داکتر شود، معلم شود، یا به جایی برسد. اما حالا همه‌چیز مثل دودی در هوا گم شده بود. شبِ آخر، وقتی همه خوابیده بودند، گوهر گوشه‌ی دفترچه‌ی کهنه‌اش نوشت: «خدایا! اگر صدایم را می‌شنوی، من فقط یک آرزو دارم: بگذار درس بخوانم… بگذار از این تاریکی بیرون شوم…» اشک روی کاغذ چکید، کلمه‌ها محو شدند. اما گوهر نوشت، چون نوشتن تنها راهی بود که می‌توانست با آن نفس بکشد؛ حتی اگر فردا، همه‌چیز از دست برود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 290 بازدید

خبرگزاری اسوشیتدپرس گزارش داده است که با گذشت سه سال از ممنوعیت آموزش متوسطه و عالی برای دختران در افغانستان، بسیاری از دختران نوجوان که از دسترسی به آموزش رسمی محروم مانده‌اند، اکنون به مدرسه‌ها روی آورده‌اند. این خبرگزاری با نشر گزارشی گفته است که حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۱ میلادی، در اقدامی کم‌سابقه، تنها کشور جهان شدند که به‌طور رسمی دختران را از آموزش متوسطه و عالی منع کرد. در ادامه آمده است که در غیاب هرگونه گزینه آموزشی رسمی، مدرسه‌های دینی به‌تنها پناهگاه آموزشی برای هزاران دختر افغانستان‌ تبدیل شدند. ناهیده، دختر ۱۳ ساله‌ای که هر روز پس از پایان مدرسه ابتدایی در قبرستانی در کابل کار می‌کند، از رویای پزشک شدن می‌گوید: «رویایی که به باور خودش، حالا دیگر دست‌نیافتنی شده است. او تصمیم دارد در سال تحصیلی آینده به یک مدرسه دینی بپیوندد.» ناهیده با ناامیدی به اسوشیتدپرس می‌گوید: «ترجیح می‌دهم به مدرسه بروم، اما نمی‌توانم، بنابراین به مدرسه مذهبی می‌روم.» زاهدالرحمن صاحبی، مدیر مرکز علوم اسلامی «تسنیم نصرت» در کابل، به اسوشیتدپرس می‌گوید: «از آنجایی که مدارس به روی دختران بسته است، آن‌ها این را به‌عنوان فرصتی برای یادگیری می‌بینند.» این مرکز حدود ۴۰۰ دانش‌آموز دارد که ۹۰ درصد آنان زنانی از سنین سه تا ۶۰ سال هستند. آنان قرآن، فقه اسلامی، احادیث و زبان عربی می‌آموزند. وی می‌افزاید که پیش از تعطیلی مکاتب رسمی نیز مدارس مذهبی محبوب بودند، اما اکنون شمار متقاضیان به‌طرز چشمگیری افزایش یافته است. در حال حاضر آمار دقیقی از شمار دخترانی که به مدرسه‌های دینی روی آورده‌اند، وجود ندارد. اما کرامت‌الله آخوندزاده، معاون وزارت معارف، قبلاً اعلام کرده بود که تنها در سال گذشته، بیش از یک میلیون دانش‌آموز جدید در مدرسه‌های مذهبی ثبت‌نام کرده‌اند. او گفت که شمار کل دانش‌آموزان در این نهادها به بیش از سه میلیون تن رسیده است.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 285 بازدید

داستان‌نویسی زنان تا امروز با فراز و فرودهای زیادی همراه بوده است. و در این همه مدت زنان زیادی در این راه پا گذاشته‌اند و پس کشیده‌اند اما با این همه هنوز هم هستند کسانی که دغدغه نوشتن دارد و می‌نویسند. از روزگاری که صدایشان به سختی شنیده می‌شد تا امروز که قلم‌شان توانسته صدها هزار دل را تکان دهد، مسیر پرچالشی را پشت سر گذاشته‌اند. زنان نویسنده، نه‌تنها با محدودیت‌های اجتماعی و فرهنگی مبارزه کرده‌اند، بلکه با چالش‌های درونی و بیرونی زیادی نیز روبرو بوده‌اند. اما هر‌بار که قلمی به دست گرفته‌اند، داستان‌هایی از زندگی، درد، امید و مقاومت روایت کرده‌اند که دریچه‌ای نو به جهان باز کرده است. آنها روایتگر تجربیات شخصی و جمعی خود بوده‌اند و صدای نسل‌هایی بوده‌اند که شاید هیچ‌گاه فرصت بیان نداشتند. امروز، زنان داستان‌نویس با قدرت بیشتری ادامه می‌دهند، و قصه‌هایشان نه تنها سرگرم‌کننده‌اند بلکه آگاهی‌بخش و الهام‌بخش نیز هستند. این داستان‌ها، نه تنها زندگی فردی زنان بلکه تاریخ و فرهنگ جامعه را نیز شکل می‌دهند و نقش مهمی در پیشرفت اجتماعی ایفا می کنند. فرخنده رجبی در سال ۱۳۶۹ خورشیدی در شهر مزار‌شریف زاده شد. این روزنامه‌نگار جوان در حکومت جدید به مکتب رفت و هنگامی‌که در کلاس نهم به تحصیل مشغول بود، نخستین نشریه دانش‌آموزی را در چهارچوب وزارت معارف (آموزش و پرورش) ولایت بلخ راه‌اندازی کرد. این نشریه زمینه‌ای شد برای راه‌اندازی ماهنامه و خانه فرهنگی “پرتو” که فرهنگیان بسیاری را به جامعه روشن‌گران معرفی کرد. صالح محمد خلیق در کتاب تاریخ ادبیات بلخ، در توصیف این خانه فرهنگی می‌گوید: زمینه‌ساز معرفی موج جدیدی از بانوان شاعر، نویسنده و فرهنگی بوده است. خانم رجبی از پایه‌گذاران و اعضای هیات مدیران نهاد “فعالان مدنی برای توسعه پایدار” است که در سال ۲۰۱۱ به همراه ۴ تن از همکارانش و «هم‌باوران» خود بنا نهاد و تاکنون برنامه‌های ملی و بین‌المللی بسیاری را برگزار کرده است. فرخنده رجبی: «نوشتن همیشه در من هست حتا زمانی که ننویسم.» وی ماجرای عشق به نوشتن را چنین بیان می‌دارد: از سال‌های نخستین زندگی مانند دختران دیگر از مکتب رفتن باز داشته شدم. خواندن را از مکتب قرآن یاد گرفتم. آن سال‌ها عاشق کتاب ارسلان رومی بودم. بعدتر مکتب را تمام کردم و با علاقه که به ادبیات داشتم وارد دانشکده ادبیات دانشگاه بلخ شدم. آن سال‌ها خانه فرهنگی پرتو را من با یک تعداد از دختران عزیز دیگر ایجاد کردیم. مجله پرتو، ماهانه به چاپ می‌رسید و تمرکز اصلی‌اش روی ادبیات بانوان بود. آن سال‌ها؛ آن سال‌های درخشان پر از شور و شوق بودیم. در کنار این‌، برای بعضی از رسانه‌ها مانند دویچه وله می‌نوشتم و برنامه‌های ادبی را به رادیو آیسف می‌ساختم. در تمام این سال‌ها کار برای زنان و دستیابی آنان به صلح و زندگی بهتر دغدغه ذهنی‌ام بوده. در این مسیر گاهی افتادم گاهی بلند شدم و ناگفته نباید بگذارم که مورد لطف ارجمندانی هم قرار گرفتم. از آن جمله می‌توان از جایزه بین‌المللی سیمرغ یاد‌آور شوم که در دسامبر ۲۰۱۵ از سوی بنیاد آرمانشهر بابت کار به زنان و صلح به من داده شد. در کنار این‌ها در برنامه‌های در داخل و خارج از افغانستان پیرامون زنان و صلح اشتراک کرده‌ام. فرخنده در زمینه علاقه به نوشتن چنین نظری دارد: نوشتن همیشه هست حتی زمان‌های که ننویسی. نوشتن سال‌هاست بخش مهمی از زندگی من بوده و همیشه خواهد بود. برای من کار اصلی نوشتن است و فعالیت‌های دیگر همه‌اش حاشیه. با آنکه دیری شده داستان ننوشته‌ام. اما نوشتن هست، در قالب نامه، یادداشت، گزارش… علاقه‌ی وافر او به کتاب او را یاد خاطرات شیرین و در عین‌حال سخت می‌اندازد: یادم می‌آید که در مسیر مکتب تا خانه کتاب فروشی‌های زیاد در جاده بیهقی بودند و من روزها دو هزار افغانی (واحد پولی آن زمان) را که از پدر می‌گرفتم کتاب داستان کرایه می‌کردم و تمام تلاشم این بود که باید به یک شب کتاب را تمام بکنم اگر نه پول کرایه دو چند می‌گردد. شاید یکی از دلایل این که داستان نوشتم خواندن همین کتاب‌های داستان بود. آن زمان نخستین تجربه‌های نویسنده‌گی او در مجموعه پنجه‌های سرد نشر شد. در آن نخستین نوشته‌ها، فقط نوشتن است و روایت، بدون هیچ فلسفه‌یی پشت موضوع و یا مضمون آن. ولی در کل مضمون آن نوشته‌های چاپ شده روی کودکان و زنان می‌چرخند. فرخنده، شعر مولانا، فروغ  سپهری و نویسنده‌گانی دیگری که روی صفحه‌های اجتماعی نوشته‌های شان را می‌گذارند را می‌خواند. این اواخر مشغول خواندن یک مجموعه خوبی از داستان‌های ترجمه شده نویسنده گان محبوب اروپا است. و همچنان از ژان پل سارتر و چندتن دیگر در بخش مکتب‌های فلسفی نیزمی‌خواند. در ضمن باید یاد آور شویم که کتاب‌های که پیرامون وضعیت زنان نوشته شده است را نیز پی‌گیری جدی می‌کند. او در باب زنانه و یا مردانه نویسی می‌گوید: حس نویسنده است که موضوع و جریان فکری نویسنده را در نوشته‌هایش مشخص می‌کند نه جنسیت. اگر یک زن نویسنده تمرکزش روی وضعیت اجتماعی جوانان باشد بدون شک که آثارش تاثیرپذیر از آن وضعیت است. همین مورد در مردان نویسنده نیز صدق می‌کند. از این هم نمی‌توان چشم پوشی کنیم که به طور مثال زنانه‌گی و تجربه‌های زنانه یک نویسنده زن خیلی بهتر از یک نویسنده مرد می‌تواند در نوشتن در باره زنان کارگر باشد. ولی در کل از دید من نمی‌توان سیاه و سپید به این موضوع نگاه کرد. در مورد نویسنده‌گی بانوان ابراز می دارد که: وضعیت کنونی زنان چه از دید جایگاه اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حتی وجود زنانه‌گی‌های خود زنان نیاز به کار جدی و بازتعریف دارد. مقوله‌های اجتماعی اقتصادی و سیاسی را می‌توان با نوشتن شعر داستان طنز و دیگر گونه‌های ادبی در مورد زن و زنانه‌گی در این جامعه و حتی در متن ادبیات باز تعریف کرد. باورمندم زنان می‌توانند خود نقش بسیار سازنده‌یی برای تولید این مهم داشته باشند. بیشتر نوشته‌های او تاثیرپذیر از حالت‌های روانی و ذهنی بر زمان جاری خودش بوده است. کتابی و یا نامی مشخصی نیست که در نوشتن الگویش باشد. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب