برچسب: رسانه گوهرشاد

7 ماه قبل - 514 بازدید

رسانه‌های بین‌المللی درتازه‌ترین مورد اعلام کرده‌اند که راضیه جان، فعال آموزش دختران افغانستان، در سن ۸۱ ساله‌گی در آمریکا درگذشته است. روزنامه‌ی نیویارک‌تایمز امروز (چهارشنبه، ۱۵ اسد) با نشر گزارشی نوشته است که راضیه جان، شهروند آمریکایی متولد افغانستان، چندی پیش در لاس‌آنجلس درگذشته است. در گزارش دلیل مرگ این فعال آموزشی مشکلات قلبی عنوان شده است. در گزارش آمده است که راضیه جان پس از حملات یازدهم سپتامبر در آمریکا، در کابل مکتبی تأسیس کرد که همچنان از دختران محروم از آموزش حمایت می‌کند. در بخشی از گزارش روزنامه‌ی نیویارک‌تایمز آمده است که راضیه جان در سال ۲۰۰۵ میلادی به افغانستان سفر کرده و در منطقه ده‌سبز کابل مکتب دیگر برای دختران ساخت. قابل ذکر است که پس از تسلط دوباره‌ی حکومت فعلی، راضیه جان مجبور شد صنف‌های متوسطه و لیسه خود را ببندد. در ادامه آمده است که مکتب راضیه جان هنوز از ۸۱۰ دختر، از کودکستان تا صنف ششم، حمایت می‌کند. همچنین حکومت سرپرست از زمان تسلط دوباره بر افغانستان محدودیت‌های گسترده بر حقوق و آزادی‌های اساسی زنان وضع و آنان را از آموزش و کار محروم کرده‌اند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 274 بازدید

وزارت امر به معروف و نهی از منکر حکومت سرپرست درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که شش دانشجو را به اتهام «انحراف فکری» و تلاش برای گسترش غیرمستقیم «الحاد» بازداشت کرده است. سیف الاسلام خیبر، سخنگوی این وزارت در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این دانشجویان تحت تأثیر «مفکوره انحرافی الحاد» قرار گرفته بودند و تلاش داشتند که آن را به صورت غیرمستقیم بین دیگران گسترش دهند. آقای خیبر در ادامه تاکید کرده است که دانشجویان تحت نظر بودند و پس از بدست آمدن «اسناد و مدارک» بازداشت شدند. او در این پیامش مشخص نکرده است که این دانشجویان از کدام دانشگاه و ولایت کشور و دقیقاً چه زمانی بازداشت شدند. سیف‌الاسلام خیبر هشدار داده است که به هیچ‌کس اجازه داده نمی‌شود که در سایه نظام اسلامی، ارزش‌های اعتقادی حکومت فعلی را زیر سوال ببرد. قابل ذکر است که مأموران وزارت امر به معروف و نهی از منکر حکومت سرپرست در این اواخر بازداشت افراد به اتهامات مشابه افزایش داده‌اند. وزارت امر به معروف چند بار از بازداشت چند یوتیوبر و کاربر تیک‌تاک و توبه‌دادن آنان خبر داده بود. همچنین پیش از این در نهم سرطان، وزارت امر به معروف دو کارمند موسسه فرهنگی-مذهبی «نما رسانه» را به علت «افکار الحادی، دعوت به دین مسیحیت و فمینیسم» در کابل بازداشت کرد. باید گفت که در قانون امر به معروف و نهی از منکر حکومت فعلی، محدودیت‌های گسترده بر زندگی فردی و عمومی شهروندان وضع شده است.

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 408 بازدید

کتاب هیچ‌کس مثل تو مال این جا نیست (No One Belongs Here More Than You)، مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه است که اولین بار در سال ۲۰۰۵ چاپ شد. میراندا جولای، تمامی استعدادهای خارق‌العاد‌ه‌ی خود را در خلق این مجموعه‌ی جذاب، روح بخش و پراحساس به کار گرفته و توانسته به لحظات به ظاهر بی‌اهمیت، قدرت و گیرایی به خصوصی ببخشد. در این داستان‌های دل‌نشین، مواجهه‌ای دوستانه، یک سوءتفاهم و یا آشکار شدن یک موضوع ممکن است دنیای شخصیت‌ها را زیر و رو کند. نویسنده با توانایی و تسلطی مثال زدنی از خصوصیات، منطق و آرزوهای عجیب و غریب حاکم بر زندگی هر یک از شخصیت‌ها پرده برمی‌دارد. کتاب هیچ‌کس مثل تو مال این جا نیست، نخستین اثر میراندا جولای (Miranda July) است که ایده‌هایش را به شکلی فوق‌العاده تازه و هیجان‌انگیز به نگارش درآورده است. شباهت عجیبی بین کاراکترهای داستان‌ها وجود دارد. کاراکترهایی که شاید زندگی و اطرافیان مختلفی دارند اما گمان می‌کنید شخصیت اصلی همه‌ی داستان‌ها یک شخص است. مانند این که یک بازیگر، نقش‌های مختلفی را در فیلم‌های گوناگون بازی می‌کند؛ یا شبیه اینکه شما می‌خوابید و هر بار در خواب یک زندگی جدید را تجربه می‌کنید. داستان‌ها مملو است از روزمرگی‌هایی که هیچ چیز جدیدی ندارد و همین اهمیت دادن به روزمرگی‌ها و نگاه متفاوت به آن، آن‌ها را جذاب می‌کند. همین تفاوت روزمرگی‌های اشخاص با یکدیگر. همین رفتن به خلوت انسان‌های عادی و این حس کنجکاوی سیر نشدنی نویسنده که آن را به بهترین نحو به شما هم منتقل می‌کند. این، هنر نویسنده است که رویدادهایی طبیعی و نه چندان مهم که شاید برای خود شما بارها رخ داده باشد را به شکل تجربیاتی تازه ارائه می‌کند که به محض اینکه شروع به خواندن یا شنیدن هر داستان می‌کنید تا آن را تمام نکنید، کتاب را رها نمی‌کنید. حتی داستان‌هایی که به نظر غیرواقعی می‌رسد را آنگونه تعریف می‌کند که در ذهن خود به دنبال ما به ازای آن در زندگی خود می‌گردیم و بعد از مدتی جستجو در می‌یابیم که ما هم این حس را به نحوی دیگر تجربه کرده‌ایم. این کتاب ۸۸ صفحه بیشتر ندارد و شامل هفت داستان کوتاه است – شامل: تیم شنا، پسر لم کین، پاسیوی مشترک، مرد روی پله‌ها، این آدم، دلخوشی من، ماه‌گرفتگی. اما انگار هر داستان را باید دوبار یا شاید هم بیشتر بخوانیم تا از سروته ماجرا سر دربیاورم. نه اینکه کتاب سخت‌خوانی باشد، بحث بر سر رؤیاپردازی شخصیت‌هاست. گاهی آن‌قدر زیاد می‌شود که خواننده سر درنمی‌آورد که خیال است یا واقعیت. بنابراین مدام در جست‌وجوی سرنخ‌هایی در داستان‌ها هستیم و این باعث می‌شود اصلاً از خواندنش خسته نشویم. چیزی که در بیشتر داستان‌های میراندا جولای مشهود است، نوعی سردی یا ازهم‌پاشیدگی روابط میان زن و مردِ داستان‌ها است. اما سعی می‌کنند دلشان را به چیزی خوش کنند. برای مثال در بخشی از کتاب زوج داستان که بچه‌ای ندارند، یک سری کارهایی را در طول روز انجام می‌دهند که مخصوص به خودشان است، نظیر خوب غذا خوردن، توجه به بودیسم و دیدگاه‌های خاص: ساعت هفت صبح بیدار می‌شوم و به خودم می‌گویم این دومین روز از بقیه ی زندگی من است.(کتاب هیچ‌کس مثل تو مال این‌جا نیست – صفحه ۵۹) کتاب هیچ کس مثل تو مال اینجا نیست روایت‌گر آدم‌هایی با روابطی از جنس روابط امروز مردم آمریکا با هم است؛ این اثر تنهایی‌های کاراکترهایی را فریاد می‌زند. کاراکترهایی که برای فرار از این تنهایی به غوغای درونی خود گریز می‌کنند و با خود دیالوگ دارند. برای خود دنیاهای دیگری ساخته‌اند که در آنجا قوانین خود را دارند. می‌شود از چیزهای کوچک که در دنیای معمولی رنجیدن از آن‌ها غیر معمول است، رنجید. هر کار عجیبی را می‌توانند عملی کنند، حتی می‌توانند در کف آشپزخانه خود آموزش شنا بدهند! علی‌رغم طنز ملیحی که در فضاسازی و کاراکترها دیده می‌شود، کلیت داستان‌ها فضایی جدی دارد. کاراکترها در خیالات خود غوطه‌ور شده ولی هیچ‌گاه از زندگی واقعی خود دور نمی‌شوند. در انتهای داستان‌ها اتفاق عجیبی رخ نمی‌دهد و داستان هر جایی ممکن است تمام شود و یا به همان منوال ادامه پیدا کند. حتی در بخش‌هایی که داستان‌ها گره پیدا می‌کنند و قرار است هیجان و پیچیدگی به داستان اضافه شود، نویسنده با به درازا کشاندن توصیفات و حاشیه رفتن و یادآوری خاطرات تاکید دوباره‌ای دارد که این داستان‌ها معمولی‌تر از آن چیزی است که فکرش را بکنید. با گذشت زمان و شنیدن چند داستان دیگر، درمی‌یابید که داستان‌ها، داستان آدم‌های تنهاست. تنهایی‌هایی را تعریف و توصیف می‌کند که جنسیت ندارد؛ به همان اندازه که مردانه است، زنانه هم است. میراندا جولای در سال ۱۹۷۴ در آمریکا متولد شد. او علاوه بر نویسندگی، در موسیقی و سینما هم فعالیت حرفه‌ای دارد. می‌گویند به هر چه دست بزند، طلا می‌شود و ظاهرا بی‌راه هم نمی‌گویند؛ چون وی هم آلبوم‌های موسیقی خوبی داشته، هم فیلم شاهکاری ساخته و هم داستان‌های موفقی به نگارش درآورده است. خلاقیتش شاید کمی رنگ‌وبوی کودکانه داشته باشد؛ اما انگار استعداد غریبی دارد در اینکه واقعیت را از جزییات سوررئال زندگی روزمره بیرون بکشد و تنهایی آدم‌ها را به عجیب‌ترین شکل ممکن نشان بدهد. جولای همیشه دلش می‌خواسته رازهایی از زندگی‌اش را در داستان‌هایش بیاورد و در این مجموعه داستان همین کار را کرده است. او در فیلم «من و تو و همه آن‌هایی که می‌شناسیم» نویسنده، کارگردان و بازیگر بود و توانست در جشنواره‌ی ساندنس جایزه‌ی ویژه‌ی هیات داوران برای ایده‌ی خلاقانه و در جشنواره‌ی کن سال ۲۰۰۵ هم جایزه‌ی دوربین طلایی را از آن خود کند. در قسمتی از کتاب هیچ‌کس مثل تو مال اینجا نیست می‌خوانیم: آن‌ها دائم دیدگاه‌هایشان را با هم منطبق می‌کردند تا رشد ماجرا به چشم‌شان نیاید آن‌ها همدیگر را به اندازه‌ای که برنامه‌ریزی کرده بودند دوست نداشتند و بدون هیچ حرفی همدیگر را از این دوست داشتن معاف می‌کردند. اتاق‌های خالی زیادی در خانه‌شان بود که فکر می‌کردند عشق آن‌ها را پر خواهد کرد اما در واقع مجبور شده بودند با کمک هم این اتاق‌ها را با اثاثیه‌ی مدرن دهه‌ی پنجاهی پر کنند. هرمان میلر، جورج نلسن چارلز و ری ایمز آن‌ها دیگر هیچ وقت تنها نبودند و همیشه دوروبرشان شلوغ بود. داستان‌های بامزه‌ی جلای کار مهم و خاصی انجام می‌دهند. آدم را غافلگیر می‌کنند. بعد هم به شکل بسیار آرام و خاصی از واقعیات روزمره‌ی زندگی فراتر می‌روند. زنی در اتاق نشیمن شنا درس می‌دهد البته چرا که نه؟ جولای باعث می‌شود همه چی به نظرمان خیلی طبیعی بیاید. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 246 بازدید

ولکر تورک، کمیشنر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد نسبت به وخامت اوضاع انسانی در نوار غزه هشدار داده و می‌گوید که تصاویر منتشر شده از وضعیت گرسنگی در غزه «دلخراش» و «غیرقابل‌تحمل» است. آقای تورک گفته است: «این‌که کار به اینجا کشیده، توهینی به انسانیت جمعی ماست و نجات جان انسان‌ها باید اولویت همه طرف‌های جنگ باشد.» وی به محدودیت‌های گسترده در مورد ورود کمک‌های بشردوستانه به غزه اشاره کرده و تاکید کرده است که میزان امدادرسانی‌ها «به‌مراتب کمتر از نیاز واقعی مردم» است. او در ادامه افزوده است که جلوگیری از دسترسی غیرنظامیان به غذا، ممکن است مشمول تعریف «جنایت جنگی» قرار گیرد و در برخی شرایط، به‌عنوان «جنایت علیه بشریت» نیز بررسی شود. کمیشنر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستار فراهم‌کردن دسترسی سریع و بدون مانع کمک‌های انسانی به تمامی مناطق آسیب‌دیده شده و از همه طرف‌های درگیر خواسته است تا به مسئولیت‌های خود در قبال جمعیت غیرنظامی پایبند باشند. این مقام بین‌المللی بار دیگر خواستار آزادی فوری سربازان اسرائیلی در اسارت گروه‌های فلسطینی شد. قابل ذکر است که از آغاز درگیری‌ها میان اسرائیل و حماس در سال ۲۰۲۳ میلادی، گذرگاه‌های نوار غزه به‌طور مکرر بسته شده‌اند و محدودیت‌های شدید در ورود مواد غذایی، درمانی و کمک‌های بشری، موجب تشدید بحران گرسنگی در این منطقه شده است. سازمان‌های بین‌المللی وضعیت موجود در غزه را «بسیار نگران‌کننده» توصیف کرده‌اند.

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 268 بازدید

برنامه جهانی غذا هشدار داده است که افغانستان با شدیدترین موج سوء‌تغذیه کودکان در تاریخ خود روبرو شده است و برای کمک به خانواده‌های آسیب‌پذیر در افغانستان به ۵۳۹ میلیون دالر نیاز دارد. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که تقریباً یک‌چهارم جمعیت افغانستان، نزدیک به ۱۰ میلیون نفر در وضعیت ناامنی شدید غذایی قرار دارند و از هر سه کودک، یکی با اختلال در رشد جسمی مواجه است. گزارش تاکید کرده است که کاهش کمک‌های غذایی اضطراری در دو سال گذشته که ناشی از کاهش حمایت‌های مالی اهداکنندگان بین‌المللی بوده، یکی از عوامل اصلی افزایش سوء‌تغذیه در میان کودکان است. برنامه جهانی غذا افزوده است که در ماه اپریل، حکومت دونالد ترمپ، رییس‌جمهور ایالات متحده، کمک‌های غذایی به افغانستان را متوقف کرد. ایالات متحده در سال گذشته بزرگترین تامین‌کننده مالی برنامه جهانی غذا بود و ۴.۵ میلیارد دالر از مجموع ۹.۸ میلیارد دالر کمک‌های این نهاد را فراهم کرده بود. برنامه جهانی غذا می‌گوید که بازگشت گسترده مهاجران اهل افغانستان از کشورهای همسایه نیز به بحران غذایی در کشور دامن زده و در دو ماه گذشته تنها به ۶۰ هزار مهاجر بازگشتی از ایران کمک‌رسانی شده است. همچنین ضیاالدین صافی، مسوول ارتباطات برنامه جهانی غذا به خبرگزاری اسوشیتدپرس گفته است که این نهاد در حال حاضر بودجه کافی برای رفع نیازهای مهاجران اخراجی در اختیار ندارد و برای کمک به همه افراد واجد شرایط بازگشت از ایران به ۱۵ میلیون دالر دیگر نیاز است. وی تصریح کرده است که برای تامین کمک‌های لازم به خانواده‌های آسیب‌پذیر در سراسر افغانستان تا ماه جنوری، در مجموع ۵۳۹ میلیون دالر مورد نیاز است.

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 277 بازدید

ورونیکا بوشکوویچ‌پوهر، کاردار اتحادیه اروپا در افغانستان اعلام کرده است که توانمندسازی زنان و ارتقای ظرفیت اجتماعات محلی، بخشی از تعهدات پایدار این اتحادیه به‌شمار می‌رود. خانم بوشکوویچ‌پوهر این اظهارات را در سفر به ولایت خوست مطرح کرده و گفته است که همراه با هیأتی از اتحادیه اروپا از پروژه‌های برنامه جهانی غذا در این منطقه بازدید کرده و با دریافت‌کنند‌گان کمک‌های این پروژه‌ها به‌طور مستقیم گفتگو کرده است. وی در ادامه تاکید که این اقدامات مبتنی بر سرمایه‌گذاری در حوزه‌هایی آموزش‌های حرفه‌ای، ایجاد کسب‌وکارهای کوچک مختص زنان و توسعه سیستم‌های آبیاری سازگار با تغییرات اقلیمی است. کاردار اتحادیه اروپا افزوده است که این برنامه‌ها گامی موثر در بزرگداشت تاب‌آوری و توانمندسازی اجتماعات محلی افغانستان محسوب می‌شوند. قابل ذکر است که پس از تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان، حقوق زنان به‌طور چشم‌گیری محدود شده و مشارکت آن‌ها در عرصه‌های آموزشی، اقتصادی و اجتماعی تقریباً به‌طور کامل متوقف گردیده است. همچنین حکومت سرپرست از زمان تسلط دوباره بر افغانستان محدودیت‌های گسترده بر حقوق و آزادی‌های اساسی زنان وضع و آنان را از آموزش و کار محروم کرده‌اند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 336 بازدید

به دنبال یک داکتر زن در شهر جلال‌آباد، مرکز ننگرهار، مسوولان در فرماندهی پولیس این ولایت اعلام کرده‌اند که شوهر این زن در قتل او دست دارد و برای کشتن‌ وی به یک فرد دیگر ۱۰۰ هزار افغانی و سه هزار دالر پرداخته است. سید طیب حماد، سخنگوی فرماندهی پولیس ننگرهار گفته است که شوهر این زن و یک نفر دیگر به اتهام قتل او بازداشت شدند و تحقیقات برای روشن شدن دلایل بیشتر این رویداد آغاز شده است. در همین حال، آقای حماد در ادامه تاکید کرده است که این داکتر به‌دلیل اختلاف خانوادگی از شوهرش درخواست طلاق کرده بود و به همین دلیل شوهرش به یک فرد دیگر مقداری پول پرداخت کرد تا او را به قتل برساند. این در حالی است که دو روز پیش منابع محلی به رسانه گوهرشاد گفته‌ بودند که یک داکتر زن به اسم «زیبا» در ساحه‌ی «الفت مینه» از مربوطات ناحیه‌ هفتم شهر جلال‌آباد توسط «افراد مسلح ناشناس» به قتل رسیده است. منبع تصریح کرده که این زن کارمند بخش نسایی و ولادی یک شفاخانه‌ی محلی در ننگرهار بود و هنگامی که منتظر «موتر حمله» شفاخانه بود، هدف تیراندازی قرار گرفت و به قتل رسید. فرماندهی پولیس نیز این رویداد را تایید کرده و گفته بود که عاملان قتل از ساحه متواری شده‌اند. اما این فرماندهی دیروز گفته بود که افراد متهم به این قتل را از حوزه هفتم شهر جلال‌آباد بازداشت کرده است. قابل ذکر است که پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، قتل‌های مرموز زنان، کودکان و جوان در در سراسر کشور افزایش کم‌پیشینه یافته است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند. براساس گزارش‌ها، عاملان قتل‌های مرموز غالبا «افراد مسلح ناشناس» دانسته می‌شود و حکومت فعلی کم‌تر از شناسایی و مجازات آنان خبر می‌دهند.

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 290 بازدید

رسانه‌های ایران درتازه‌ترین مورد گزارش داده‌اند که جسد یک زن و شوهر جوان افغانستانی در «قیام‌دشت» از مربوطات تهران این کشور کشف شده است. خبرگزاری رکنا گزارش داده است که جسد این زوج (یک‌شنبه‌شب، ۱۲ اسد) از زیرزمین یک دکان در قیام‌دشت پیدا شده و بررسی‌های اولیه‌ی پولیس نشان داده است که این دو نفر به دلایل نامشخصی به زیرزمین رفته و «موتور برق» هم روشن بوده است. در گزارش آمده است: «تحقیقات ابتدایی حکایت از آن داشت که مرد جوان که کارگر دکان بوده با زن جوان به پایین رفته و پس از روشن کردن موتور برق احتمالا دچار گازگرفتگی شدند. همچنان، با توجه به احتمال وقوع قتل، بازپرس جنایی به کارآگاهان دستور داد تا صاحب دکان را دستگیر کنند.» این گزارش تاکید کرده است که جسد زن و مرد جوان برای معاینات دقیق‌تر به پزشکی قانونی منتقل شده و فرد متهم نیز جهت روشن شدن زوایای پنهان پرونده در اختیار اداره‌ی دهم پولیس آگاهی تهران قرار گرفته است. در ادامه آمده است که پس از پایان تحقیقات میدانی در صحنه جرم، کارآگاهان مأموریت یافتند تا با اقدامات اطلاعاتی، بررسی‌های خود را در رابطه با این پرونده ادامه دهند. قابل ذکر است که پس از جنگ میان ایران و اسرائیل و تشدید اخراج مهاجران افغانستان از ایران، موارد قتل مهاجران افغانستانی در آن کشور افزایش چشم‌گیر یافته است. این در حالی است که پیش از این جسد مثله‌شده‌ی یک دختر جوان افغانستانی به اسم کبرا رضایی از تهران کشف و در ارتباط با آن یک مرد ایرانی بازداشت شده بود. همچنین چند روز پیش نیز جسد یک زن جوان مهاجر همراه با کودکانش از یک ساختمان در تهران کشف شد.

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 475 بازدید

چند روز پیش، وقتی مشغول انجام کارهای خانه بودم، آی‌پد همسرم را به کوچک‌ترین فرزندم دادم تا سرگرم شود. اما بعد از مدتی ناگهان احساس ناراحتی کردم. نمی‌دانستم چقدر وقت با آن گذرانده بود یا چه چیزی را نگاه می‌کرد. به همین دلیل به او گفتم وقتش تمام شده است. ناگهان بسیار خشمگین شد. لگد زد، داد کشید، به آن چنگ زد و سعی کرد با تمام قدرتش، که برای یک کودک زیر پنج سال قابل توجه بود، من را عقب بزند. باید اعتراف کنم، یکی از بدترین لحظاتم به عنوان والد بود و واکنش شدیدش مرا آزار داد. شبکه‌ی خبری فارسی بی‌بی‌سی با نشر مطلبی نوشته است، مشهور بود که استیو جابز، مدیرعامل وقت اپل در زمان عرضه آی‌پد، اجازه نمی‌داد فرزندانش از آن استفاده کنند. بیل گیتس هم گفته است که دسترسی فرزندانش به فناوری را محدود کرده بود. مدت‌زمان استفاده از صفحه ‌نمایش با خبرهای بد گره خورده است. آن را عامل افزایش افسردگی در جوانان، مشکلات رفتاری و کم‌خوابی می‌دانند. سوزان گرینفیلد، عصب‌شناس مشهور پا را فراتر گذاشته و گفته است که استفاده از اینترنت و بازی‌های کامپیوتری می‌تواند به مغز نوجوانان آسیب بزند. او در سال ۲۰۱۳ میلادی اثرات منفی استفاده طولانی از صفحه ‌نمایش را با روزهای نخست تغییرات اقلیمی مقایسه کرد: تغییری قابل توجه که مردم آن را جدی نمی‌گیرند. اکنون افراد بیشتری آن را جدی گرفته‌اند. اما هشدارها درباره جنبه‌های تاریک ماجرا شاید بازتابی از همه واقعیت نباشد. سرمقاله‌ای در «ژورنال پزشکی بریتانیا» ادعاهای بارونس گرینفیلد درباره مغز را «مبتنی بر ارزیابی علمی منصفانه از شواهد» نمی‌داند و آن را «برای والدین و عموم مردم گمراه‌کننده» خوانده است. اکنون گروه دیگری از دانشمندان بریتانیایی می‌گویند که شواهد علمی قطعی درباره پیامدهای منفی استفاده از صفحه ‌نمایش وجود ندارد. پس آیا درباره نگرانی‌هایمان برای کودکان و محدود کردن دسترسی آن‌ها به تبلت و گوشی هوشمند اشتباه می‌کردیم؟ آیا واقعا به آن بدی است که به نظر می‌رسد؟ همچنین پیت اچلز، استاد روان‌شناسی در دانشگاه باث اسپا در بریتانیا، از جمله پژوهشگرانی است که معتقدند شواهد کافی در این زمینه وجود ندارد. او صدها مطالعه را درباره مدت استفاده از صفحه ‌نمایش و سلامت روان، به همراه داده‌های گسترده‌ای درباره عادات دیجیتالی جوانان تجزیه و تحلیل کرده است. او در کتاب «کشف حقیقت: علم واقعی درباره مدت استفاده از صفحه‌نمایش»، استدلال می‌کند که علم پشت تیترهای جنجالی، ترکیبی از نتایج متناقض و در بسیاری موارد دارای ایراد است. او می‌نویسد: «اساسا شواهد علمی محکمی برای پشتیبانی از روایت‌ها درباره نتایج وحشتناک استفاده از صفحه‌نمایش وجود ندارد.» پژوهشی که انجمن روان‌شناسی آمریکا در سال ۲۰۲۱ منتشر کرد، داستان مشابهی را روایت می‌کرد. ۱۴ مولف از دانشگاه‌های مختلف جهان، ۳۳ مطالعه منتشرشده بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ را تحلیل کردند. آن‌ها دریافتند که استفاده از صفحه‌نمایش، از جمله گوشی هوشمند، شبکه‌های اجتماعی و بازی‌های ویدیویی، نقش اندکی در نگرانی‌های مربوط به سلامت روان ایفا می‌کند. و با آن که برخی مطالعات نشان داده‌اند نور آبی - مانند نوری که از صفحه‌نمایش‌ها ساطع می‌شود - خوابیدن را به دلیل سرکوب کردن هورمون ملاتونین دشوارتر می‌کند، مرور نظام‌مند ۱۱ مطالعه جهانی در سال ۲۰۲۴ هیچ شواهد قاطعی نیافت که نشان دهد نور صفحه‌ در یک ساعت پیش از خواب، واقعا خواب را مختل می‌کند. مشکلات با علم پروفسور اچلز اشاره می‌کند که یکی از بزرگ‌ترین مشکلات این است که بیشتر داده‌های مربوط به مدت استفاده از صفحه ‌نمایش به شدت به «خود گزارش‌دهی» متکی است. به بیان دیگر، پژوهشگران فقط از جوانان می‌پرسند که فکر می‌کنند چقدر وقت با صفحه ‌نمایش گذرانده‌اند، و چه احساسی داشته‌اند. او همچنین استدلال می‌کند که میلیون‌ها راه مختلف برای تفسیر این حجم عظیم از داده‌ها وجود دارد. او می‌گوید: «باید در بررسی همبستگی‌ داده‌ها دقت کنیم.» پروفسور اچلز به نمونه‌ای اشاره می‌کند که در آن افزایش آماری معنی‌داری، هم در فروش بستنی و هم در بروز علائم سرطان پوست در تابستان دیده شد. هر دو به هوای گرم ربط دارند، اما به یکدیگر نه. بستنی باعث سرطان پوست نمی‌شود. پروفسور اچلز همچنین به یک پروژه تحقیقاتی اشاره می‌کند که از مشاهده‌های یک پزشک عمومی الهام گرفته بود. پزشک عمومی متوجه دو چیز شده بود: اول، افزایش گفت‌وگو با نوجوانان درباره افسردگی و اضطراب و دوم، استفاده زیاد آن‌ها از تلفن همراه در اتاق‌های انتظار. او توضیح می‌دهد: «ما با پزشک همکاری کردیم و گفتیم بیایید این را آزمایش کنیم. می‌توانیم از داده‌ها برای درک این رابطه استفاده کنیم.» هرچند میان این دو همبستگی وجود داشت، اما یک عامل مهم دیگر نیز وجود داشت: میزان زمانی که افراد افسرده یا مضطرب، تنها می‌گذراندند. در نهایت این مطالعه نشان داد که تنهایی عامل اصلی مشکلات روانی آن‌ها بوده، نه صرفا استفاده از صفحه ‌نمایش. صرف زمان برای خواندن محتوای منفی یا نشاط‌آور؟ سپس موضوع مهم‌تری مطرح می‌شود: جزئیات مربوط به ماهیت زمان صرف‌شده پای صفحه‌نمایش اغلب نادیده گرفته می‌شود. پروفسور اچلز می‌گوید اصطلاح «زمان استفاده از صفحه» بیش از حد کلی و مبهم است. آیا این زمان تجربه‌ای انگیزه‌بخش بوده؟ مفید یا آموزنده بوده؟ یا صرف مرور بی‌پایان اخبار منفی شده؟ آیا نوجوان تنها بوده یا با دوستانش به صورت آنلاین در ارتباط بوده است؟ هر یک از این عوامل، تجربه‌ای کاملا متفاوت رقم می‌زند. در یک مطالعه، پژوهشگران آمریکایی و بریتانیایی ۱۱ هزار و ۵۰۰ اسکن مغزی از کودکان ۹ تا ۱۲ ساله را، همراه با ارزیابی‌های سلامت و گزارش شخصی آن‌ها از استفاده از صفحه ‌نمایش بررسی کردند. در حالی که الگوهای استفاده از صفحه ‌نمایش با تغییر در نحوه اتصال نواحی مختلف مغز مرتبط بود، این مطالعه هیچ شواهدی پیدا نکرد که استفاده از صفحه ‌نمایش به وضعیت نامطلوب روانی یا مشکلات شناختی مرتبط باشد، حتی در میان کسانی که روزانه ساعت‌های زیادی از صفحه ‌نمایش استفاده می‌کردند. این مطالعه که بین سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸ انجام شد، تحت نظارت پروفسور اندرو پشبیلسکی از دانشگاه آکسفورد بود که تاثیر بازی‌های ویدیویی و شبکه‌های اجتماعی بر سلامت روان را بررسی کرده است. مطالعات او، که پژوهشگران دیگر هم آن را ارزیابی کرده‌اند، نشان می‌دهد هر دو می‌توانند در واقع به بهبود سلامت روان کمک کنند، نه اینکه به آن آسیب بزنند. پروفسور اچلز می‌گوید: «اگر واقعا فکر کنید که صفحه ‌نمایش وضعیت مغز را بدتر می‌کند، باید چنین نشانه‌ای را در یک مجموعه داده بزرگ ببینید. اما نمی‌بینید... بنابراین این ایده که صفحه ‌نمایش‌ها مغز را به طور مداوم یا پایدار تغییر می‌دهند، به نظر درست نمی‌آید.» این دیدگاه را پروفسور کریس چیمبرز، رئیس بخش تحریک مغز در دانشگاه کاردیف نیز تایید می‌کند. از او در کتاب پروفسور اچلز نقل شده که می‌گوید: «اگر افتی وجود داشت، واضح بود. به راحتی می‌شود به ۱۵ سال گذشته پژوهش‌ها نگاه کرد... اگر نظام شناختی ما تا این حد نسبت به تغییرات محیطی شکننده بود، ما دیگر وجود نداشتیم و خیلی وقت پیش منقرض شده بودیم.» «فرمولی فاجعه‌بار برای سلامت روان» نه پروفسور پشبیلسکی و نه پروفسور اچلز خطر جدی برخی آسیب‌های آنلاین مانند سوءاستفاده جنسی یا مواجهه با محتوای مضر یا بی‌پرده را انکار نمی‌کنند. اما هر دو هشدار می‌دهند که بحث‌های کنونی دربارهٔ زمان استفاده از صفحه‌نمایش ممکن است باعث شود استفاده از آن پنهانی‌تر شود و کمتر در معرض گفت‌وگوی باز قرار گیرد. پروفسور پشبیلسکی درباره استدلال‌هایی که خواهان محدود کردن یا حتی ممنوعیت دستگاه‌ها هستند، ابراز نگرانی می‌کند و معتقد است هرچه نظارت بر استفاده از صفحه ‌نمایش سخت‌گیرانه‌تر باشد، آن را بیشتر به «میوه ممنوعه» تبدیل می‌کند. بسیاری با او مخالفند. گروه کارزار «کودکی بدون تلفن هوشمند» در بریتانیا می‌گوید تاکنون ۱۵۰ هزار نفر پیمان این گروه را برای ممنوعیت تلفن‌های هوشمند برای کودکان زیر ۱۴ سال و به تاخیر انداختن دسترسی به شبکه‌های اجتماعی تا ۱۶ سالگی امضا کرده‌اند. جین تونج، استاد روان‌شناسی در دانشگاه ایالتی سن‌دیگو می‌گوید، هنگامی که او تحقیق در مورد افزایش نرخ افسردگی در میان نوجوانان آمریکایی را آغاز کرد، به دنبال این نبود که ثابت کند شبکه‌های اجتماعی و تلفن‌های هوشمند «وحشتناک» هستند. اما در نهایت به این نتیجه رسید که تنها وجه مشترک در میان تمامی نوجوانان، تلفن هوشمند است. امروز او معتقد است که دیگر در لزوم جدا کردن کودکان از صفحه‌نمایش‌ها تردیدی وجود ندارد و از والدین می‌خواهد که کودکان را تا حد امکان از تلفن‌های هوشمند دور نگه دارند. او می‌گوید: «مغز [کودکان] در ۱۶ سالگی رشد یافته‌تر و بالغ‌تر است و محیط اجتماعی در مدرسه و بین گروه‌های دوستانه در ۱۶ سالگی بسیار باثبات‌تر از ۱۲ سالگی است.» او با اینکه می‌پذیرد داده‌هایی که درباره استفاده جوانان از صفحه‌نمایش جمع‌آوری شده عمدتا گزارش‌های داوطلبانه هستند، استدلال می‌کند که این مسئله اعتبار شواهد را کم نمی‌کند. مطالعه‌ای در دانمارک که در سال ۲۰۲۴ منتشر شد، شامل ۱۸۱ کودک از ۸۹ خانواده بود. به مدت دو هفته، نیمی از آن‌ها به استفاده سه ساعته در هفته از صفحه‌نمایش محدود شدند و از آن‌ها خواسته شد که تبلت‌ها و تلفن‌های هوشمندشان را تحویل دهند. نتیجه‌گیری این بود که کاهش مصرف صفحه‌نمایش «تاثیر مثبتی بر علائم روان‌شناختی کودکان و نوجوانان داشت» و «رفتار اجتماعی مثبت» را افزایش داد. البته در همین پژوهش نیز بر لزوم تحقیقات بیشتر تاکید شده است. و در مطالعه‌ای در بریتانیا از شرکت‌کنندگان خواسته شد در یک دفترچه، مدت زمان استفاده از صفحه‌نمایش خود را ثبت کنند. در این پژوهش مشخص شد که استفاده بیشتر از شبکه‌های اجتماعی با احساس بیشتر افسردگی در دختران ارتباط دارد. پروفسور تونج می‌گوید: «اگر این فرمول را در نظر بگیرید: زمان بیشتر آنلاین، معمولا به تنهایی در مقابل صفحه‌نمایش، زمان کمتر برای خواب، و زمان کمتر برای سپری کردن با دوستان در دنیای واقعی منجر می‌شود. این فرمولی وحشتناک برای سلامت روان است.» او می‌افزاید: «اصلا نمی‌فهمم چرا گفتن چنین حرفی، جنجالی است.» «قضاوت در میان والدین» با پروفسور اچلز از طریق تماس تصویری صحبت می‌کنم. یکی از فرزندانش و سگ او گاه‌به‌گاه وارد و خارج می‌شوند. از او می‌پرسم آیا واقعا صفحه‌نمایش در حال سیم‌کشی مجدد مغز کودکان است و او با خنده پاسخ می‌دهد که همه چیز مغز را تغییر می‌دهد و انسان‌ها از این راه، چیزهای جدید یاد می‌گیرند. اما در عین حال او کاملا نسبت به ترس‌های والدین درباره آسیب‌های احتمالی همدلی نشان می‌دهد. نبود راهنمایی‌های روشن و این که این موضوع آکنده از تعصب و قضاوت است، به والدین کمکی نمی‌کند. جنی رادسکی، متخصص اطفال در دانشگاه میشیگان، در یک سخنرانی در بنیاد خیریه دانا، این وضعیت را چنین خلاصه کرد: «گفت‌وگو میان والدین، روزبه‌روز با قضاوت تندتری روبه‌رو می‌شود.» او گفت: «بخش زیادی از آنچه مردم درباره‌اش صحبت می‌کنند، بیشتر از آنکه به ما کمک کند بفهمیم پژوهش‌ها چه می‌گویند، فقط حس گناه والدین را تقویت می‌کند. و این واقعا مسئله مهمی است.» وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، عصبانیت فرزند کوچک‌ترم بر سر آی‌پد در آن لحظه برایم نگران‌کننده بود. اما حالا که فکر می‌کنم، نمایش‌های مشابهی را در موقعیت‌های غیرمرتبط با صفحه‌نمایش نیز تجربه کرده‌ام: مثلا وقتی با برادرانش قایم‌باشک بازی می‌کرد و نمی‌خواست برای خواب آماده شود. زمان استفاده از صفحه‌نمایش، در گفت‌وگوهای من با والدین دیگر نیز زیاد مطرح می‌شود. برخی از ما سخت‌گیرتریم. راهنمایی‌های رسمی در حال حاضر ناسازگارند. نه آکادمی پزشکی اطفال آمریکا و نه کالج سلطنتی پزشکی کودکان و سلامت کودک بریتانیا، هیچ محدودیت زمانی خاصی برای کودکان توصیه نمی‌کنند. در همین حال، سازمان بهداشت جهانی پیشنهاد می‌کند که کودکان زیر یک سال اصلا از صفحه‌ نمایش استفاده نکنند و استفاده روزانه کودکان زیر چهار سال نیز بیش از یک ساعت نباشد (هرچند در توضیحات این توصیه، هدف اصلی آن اولویت دادن به فعالیت بدنی ذکر شده است). اما مسئله بزرگ‌تر این است که دانش علمی کافی برای ارائه توصیه‌ای قاطع وجود ندارد و همین موضوع، با وجود فشار اجتماعی شدید برای محدود کردن دسترسی کودکان، جامعه علمی را دچار اختلاف کرده است. در نبود راهنماهای مشخص، آیا ما در حال ایجاد شرایط ناعادلانه‌ای برای کودکانی نیستیم؟ کودکانی که تا بزرگسالی مهارت‌های فناوری را آموخته‌اند، در برابر آن‌هایی که از این مهارت‌ها بی‌بهره‌اند و در نتیجه، آسیب‌پذیرتر به حساب می‌آیند؟ در هر صورت، این مسئله مهم است. اگر واقعا صفحه‌نمایش‌ها به کودکان آسیب می‌زنند، ممکن است سال‌ها طول بکشد تا علم این موضوع را اثبات کند. یا اگر در نهایت مشخص شود که این‌طور نیست، ما انرژی و منابع را هدر داده‌ایم و در این میان تلاش کرده‌ایم کودکان را از چیزی دور نگه داریم که می‌تواند بسیار مفید هم باشد. و در این میان، در حالی‌که صفحه‌نمایش‌ها تبدیل به عینک‌های هوشمند می‌شوند، شبکه‌های اجتماعی پیرامون جوامع کوچک‌تر سازمان‌دهی مجدد می‌شوند، و مردم برای انجام تکالیف یا حتی مشاوره روان‌شناختی از چت‌بات‌های هوش مصنوعی استفاده می‌کنند، چه اجازه بدهیم کودکان از فناوری‌های جدید استفاده کنند چه نه، این فناوری‌هایی که هم‌اکنون وارد زندگی‌مان شده‌اند، به سرعت در حال تکامل‌اند.

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 195 بازدید

رسانه‎‌های بریتانیایی اعلام کرده‌اند که موزیم ملی این کشور با برگزاری نمایشگاهی، مجموعه‌ای از فرش‌های افغانستان را در گالری جهان اسلام خود به نمایش گذاشته است. این آثار، روایتی از جنگ و ناآرامی‌های سیاسی افغانستان در نیم‌قرن گذشته ارائه می‌دهد. در گزارش رسانه‌ها آمده است که این نمایشگاه شامل ۹ قالین در اندازه‌های مختلف است که صحنه‌هایی از حمله شوروی در سال ۱۹۷۹ میلادی، جنگ مجاهدین، حملات پس از ۱۱ سپتامبر و بازگشت حکومت سرپرست در سال ۲۰۲۱ میلادی را به تصویر می‌کشند. براساس گزارش‌های موجود، فرش‌های جنگی که تصاویر اشیا و صحنه‌های نظامی را با بافت سنتی تلفیق می‌کنند، نخستین‌بار در دهه ۱۹۸۰ میلادی در افغانستان پدید آمدند. برخلاف فرش‌های سنتی که دارای نقش‌مایه‌های هندسی و گل‌دار هستند، این قالین‌ها از تصویرهایی متفاوت و رادیکال بهره می‌برند. همچنین باید گفت ه در میان تصاویر بافته‌شده، شهروندان افغانستان با کلاه‌های سنتی، شترهایی با تزئینات غنی، تانک‌ها، بالگردها و نوشته‌هایی به زبان فارسی دیده می‌شوند. برخی از این قالین‌ها که در دهه ۱۹۸۰ توسط هنرمندان افغانستانی بافته شده‌اند، به‌جای گل و بوته‌های رایج، از شمایل‌های اسطوره‌ای مانند «دیو سفید» استفاده کرده‌اند. در یکی از قالین‌ها، تصویری استعاری از دستی با انگشتانی شبیه لوله‌های مسلسل ضدهوایی دیده می‌شود. در قالینی دیگر، تانک‌های شوروی به‌صورت هندسی در حاشیه نقش بسته‌اند و بالگردها در آسمان پرواز می‌کنند. موزیم بریتانیا هدف از این نمایشگاه را «نشان دادن قدرت قالین به‌عنوان یک روایت تصویری زنده برای ثبت و تفسیر تاریخ معاصر» اعلام کرده است.

ادامه مطلب