برچسب: رسانه گوهرشاد

3 هفته قبل - 111 بازدید

نادر یاراحمدی، ریيس مرکز امور اتباع و مهاجران خارجی وزارت داخله ایران درتازه‌ترین مورد مدعی شده است که حدود ۵ میلیون مهاجر افغانستانی در این کشور حضور دارند. آقای احمدی این اظهارات را در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا مطرح کرده و گفته است که ۱.۶ میلیون مهاجر بدون مدرک افغانستان از ابتدای اجرای «طرح بازگشت اتباع غیر مجاز» از این کشور اخراج شده است. وی در ادامه تاکید کرده است: «این تعداد از اتباع که از کشور طرد شده‌اند از آمار تعداد کل اتباع افغانستان در کشور کسر می‌شود و در مجموع اگر یک میلیون و ۶۰۰ هزار تن اتباع طرد شده را از شش میلیون و ۱۰۰ هزار اتباع افغانستانی در کشور کم کنیم چهار میلیون و ۵۰۰ هزار نفر از اتباع در کشور ما مانده‌اند که البته با توجه به اینکه از همه مرزها عبور غیرمجاز وجود دارد بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر جمعیت اتباع افغانستانی به صورت شناور هستند.» او در بخشی از صحبت‌هایش افزوده است که ورود دوباره مهاجران بدون مدرک افغانستانی به این کشور در این اواخر افزایش یافته است. این در حالی است که ایران پس از جنگ دوازده روزه با اسرائيل، روند اخراج اجباری مهاجران افغانستان را تشدید کرده است. این کشور در هفته‌های اخیر، به طور میانگین روزانه تا حدود ۴۰۰ مهاجر افغانستان را به گونه اجباری و اختیاری اخراج کرده است. هرچند این اقدام ایران با واکنش‌های گسترده سازمان‌های حقوق بشری و مدافعان حقوق مهاجران مواجه شده است؛ اما این کشور همچنان به این روند ادامه داده است. قابل ذکر است که در کنار ایران، پاکستان نیز صدها هزار مهاجر افغانستانی را اخراج کرده و این روند تا اکنون نیز ادامه دارد.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 100 بازدید

آن روز، معاینه‌خانه برایم مثل همیشه نبود. دیوارها همان دیوارها بودند، بوی دوا همان بوی همیشگی، میز، چوکی، نسخه‌ها، همه سر جای‌شان؛ اما هوا انگار سنگین‌تر از هر روز بود، طوری که نفس کشیدن هم آدم را خسته می‌کرد. مریضان می‌آمدند و می‌رفتند، هر کدام با دردی در دل، با قصه‌ای که شاید هیچ‌کس حوصله شنیدنش را نداشت. من هم، مثل هر روز، میان نسخه‌ها و تشخیص‌ها گم بودم، بی‌آن‌که بدانم چند دقیقه بعد، قصه‌ای وارد این اتاق خواهد شد که تا آخر عمر از ذهنم پاک نمی‌شود. مادری با کودکش وارد شد. از همان لحظه‌ی اول، خستگی در قدم‌هایش پیدا بود؛ خستگی‌ای که نه از راه، بلکه از سال‌ها زندگی زیر بار فقر و ناچاری آمده بود. لباس‌هایش پاک بود، اما کهنه؛ از آن پاکی‌هایی که با هزار زحمت حفظ می‌شود تا مردم نگویند «بی‌غمه». کودک کنارش آرام قدم برمی‌داشت، اما نگاهش مدام به زمین بود، انگار سال‌ها تمرین کرده بود که چشم در چشم کسی نیندازد. هنوز درست ننشسته بودند که پسرک آهسته چیزی در گوش مادرش گفت. مادر بی‌درنگ جواب داد: «چپ باش بچیم، چپ باش…» دوباره گفت. و باز هم. آن‌قدر که جمله در گوشم زنگ زد. در دل گفتم: شاید کودک درد دارد، شاید تبش بالا رفته، شاید نیاز به تشناب دارد و شرم می‌کند بگوید. چند دقیقه صبر کردم، اما هر بار که کودک لب باز می‌کرد، مادر با همان جمله‌ی تکراری، آرام اما پر از اضطراب، جوابش را می‌داد: «چپ باش بچیم…» بالاخره طاقت نیاوردم. به مادر نگاه کردم و پرسیدم: «مشکلی پیش آمده؟ چرا بچه این‌قدر بی‌قرار است؟» زن، سرش را پایین انداخت. انگار پرسشم باری بود که سال‌ها روی شانه‌هایش سنگینی کرده بود. دست‌هایش را در هم فشرد. ناخن‌هایش را در پوست دست فرو برد. مدتی خاموش ماند؛ خاموشی‌ای که از هزار پاسخ، دردناک‌تر بود. سپس، با صدایی که به زحمت شنیده می‌شد، گفت: «هیچ نیست، داکتر صاحب…» اما من می‌دانستم که «هیچ» در دهان آدم‌های فقیر، اغلب یعنی «همه‌چیز». دوباره پرسیدم. این بار، اشک در چشم‌هایش جمع شد، اما نگذاشت فرو بریزد. با همان صدای شکسته ادامه داد: «برای بچیم وعده کرده بودم… اگر بعد از دوا، پیسه‌ای بمانه، بوت نو براش بخرم. حالا پیوسته می‌پرسه که پول مانده یا نی…» همان لحظه، نگاهم ناخودآگاه به پای کودک افتاد. بوت‌هایش… نه، این دیگر «بوت» نبود. یادگار فقر بود؛ شاهد تمام راه‌های خاکی، زمستان‌های سرد، و خجالت‌های پنهان. انگشت کوچکش، لاغر و بی‌پناه، از سوراخ کفش بیرون زده بود؛ انگشتی که سرما را بی‌واسطه لمس کرده بود، انگشتی که هیچ‌گاه گرمای کفِ بوت نو را نچشیده بود. احساس کردم گلویی که سال‌ها نسخه نوشته، حالا قفل شده است. نزدیک‌تر رفتم. زانو زدم تا هم‌قدش شوم، تا احساس نکند کسی از بالا به او نگاه می‌کند. با لبخندی ساختگی و دلی شکسته گفتم: «نازنین کاکا، کف بوت خوده نشان بتی، ببینم نمره‌اش چند است؟» کودک با تردید پاهایش را جلو آورد. کفِ بوت، آن‌قدر ساییده شده بود که دیگر نشانی از نمره نداشت؛ فقط سطحی صاف، خسته و تسلیم. با دستانم اندازه‌ی پایش را گرفتم. دستم لرزید — نه از سرمای اتاق، بلکه از دنیایی که همین اندازه‌گیری را به یک «اتفاق بزرگ» بدل کرده بود. به مادر گفتم: «فردا بیایید… این‌بار کاکا داکتر، برایش بوت‌های قشنگ می‌خرد.» چشم‌های کودک برق زد؛ برقی کوتاه، اما لبریز از شوقی که دل آدم را می‌سوزاند. اما مادر… انگار یک‌باره کوچک شد. شانه‌هایش لرزید، سرش پایین افتاد، و با صدایی پر از شرم و غرور شکسته گفت: «نخیر داکتر صاحب… زحمت نکشید…» آن شب، بوت‌ها را خریدم. ساده بودند، اما نو. تمیز. بی‌سوراخ. وقتی به آن‌ها نگاه می‌کردم، با خود گفتم: چه دنیای بی‌رحمی…  که یک جفت بوت نو می‌تواند سرنوشت یک روز از زندگی کودک را تغییر دهد. فردا که آمدند، کودک از همان دمِ در، چشم‌هایش به دنبال چیزی می‌گشت. وقتی بوت‌ها را دید، نفسش بند آمد. آرام نشستم. بوت‌ها را با دقت به پایش پوشاندم. انگار می‌ترسید زیاد تکان بخورد؛ انگار باور کرده بود اگر خوشحال شود، شاید کسی شادی‌اش را پس بگیرد… بعد، سرش را بالا آورد و با صدایی که می‌خواست محکم باشد، اما می‌لرزید، گفت: «کاکا داکتر… دیگه دَ بوت قصه‌اش نبودم… اما د مکتب، بچه‌ها مسخره‌ام می‌کردند. نامم را 'بوت‌کهنه' گذاشته بودند…» آن لحظه دیگر نتوانستم سرم را بالا بگیرم. اشک‌ها بی‌اجازه آمدند — نه فقط برای بوت، نه فقط برای کدک، برای دنیایی که کودکانش را با لقب، با تمسخر، با بی‌مهری، می‌شکند. برای مادری که وعده‌ی یک جفت بوت، بزرگ‌ترین امیدش شده بود. از آن روز فهمیدم: مریضی همیشه در بدن نیست. مریضی گاهی در بوت سوراخ است... در اشک فروخورده‌ی مادر است… در کودکی‌ست که یاد گرفته خواسته‌هایش را با یک «چپ باش» در گلو خفه کند. و از آن روز، هر نسخه‌ای که می‌نویسم، فقط به دوا فکر نمی‌کنم؛ به نانی فکر می‌کنم که شاید با آن پول خریده شود، به لباسی که شاید نو باشد، به بوتی که شاید دیگر، انگشت‌های کوچک کودکی را شرم‌زده نکند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 111 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در شرایط محدودیت‌های شدید و تهدیدهای روزافزون، همبستگی بین‌المللی با زنان و دختران افغانستان اهمیت فراوان دارد. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که حمایت از زنان و دختران افغانستان در برابر محدودیت‌ها، کاهش خدمات و نقض حقوق بشر آن‌ها ضروری است. همچنین آنالنا بربوک، رییس هشتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، پیشتر گفته بود: «قدرت زنان و دختران افغانستان در مواجهه با محدودیت‌ها و نقض حقوق‌شان فوق‌العاده است، اما هیچ‌کس نباید تنها بماند.» بخش زنان سازمان ملل در افغانستان ضمن تاکید بر اهمیت همبستگی جهانی، از تلاش‌های جامعه بین‌المللی برای ایستادن در کنار زنان افغان قدردانی کرده است. این نهاد در ادامه تاکید کرده است که همچنان برای حمایت از حقوق زنان و گسترش فرصت‌های آن‌ها در بخش‌های مختلف تلاش خواهد کرد. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 148 بازدید

فرماندهی پولیس ولایت سمنگان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که براثر وقوع یک حادثه‌ی ترافیکی در ولسوالی حضرت سلطان این ولایت، سه نفر به شمول دو زن جان باخته و پنج نفر دیگر، به شمول یک زن دیگر زخمی شده‌اند. حشمت‌الله رحمانی، سخنگوی فرماندهی پولیس سمنگان گفته است که این حادثه پیش از چاشت امروز (دوشنبه، ۲۴ قوس) در روستای «غزنی‌گک» از مربوطات ولسوالی حضرت سلطان رخ داده است. وی در ادامه تاکید کرده است که در این حادثه یک موتر نوع «سراچه» با یک «تیلر» برخورد کرده است. سخنگوی فرماندهی پولیس سمنگان در ادامه افزوده است که زخمی‌ها جهت درمان به شفاخانه‌ی ولایتی سمنگان منتقل شده‌اند. حشمت‌الله رحمانی در مورد وضعیت زخمی‌ها و علت وقوع حادثه معلوماتی ارائه نکرده است. رویدادهای ترافیکی در روزهای اخیر در ولایت‌های مختلف کشور افزایش یافته است. حوادث ترافیکی در افغانستان سالانه جان صدها نفر را می‌گیرد و صدها زخمی برجای می‌گذارد. نبود علایم ترافیکی، خرابی جاده‌ها و بی‌احتیاطی رانندگان از عوامل اصلی وقوع این حوادث گفته می‌شود.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 118 بازدید

سانجی ویجسکرا، مدیر منطقه‌ای یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد برای جنوب آسیا، بر اهمیت سرمایه‌گذاری بر کارکنان بهداشتی زن در افغانستان تاکید کرده است. سانجی ویجسکرا این اظهارات را در بازدید از یک مرکز درمانی در کابل مطرح کرده و گفته است که حضور پرستاران زن در رسیدگی به کودکان سوءتغذیه حیاتی است. افغانستان با چالش‌های عمیق انسانی روبرو است. ممنوعیت آموزش پزشکی برای زنان، فقر گسترده و محدودیت‌های شدید بر مشارکت زنان در بخش سلامت، دسترسی میلیون‌ها نفر به خدمات بهداشتی را تهدید می‌کند. بر اساس گزارش‌های نهادهای بین‌المللی، نرخ سوءتغذیه در میان زنان و کودکان در افغانستان هم‌چنان در سطحی نگران‌کننده قرار دارد و میلیون‌ها کودک و زن به کمک‌های فوری تغذیه‌ای نیازمند هستند. یونیسف هشدار داده است که بدون سرمایه‌گذاری پایدار بر نیروی انسانی، به‌ویژه زنان، و بدون رفع موانع آموزش و اشتغال آنان در بخش سلامت، بحران سوءتغذیه و فقر در افغانستان عمیق‌تر خواهد شد. همچنین تاج‌الدین ایوالی، نماینده یونیسف در افغانستان، پیشتر هشدار داده بود که این کشور با یکی از شدیدترین بحران‌های تغذیه‌ای در جهان روبرو است. آقای ایوالی در ادامه تاکید کرده است که حدود ۳.۵ میلیون کودک دچار سوءتغذیه حاد هستند و نزدیک به یک میلیون کودک دیگر نیز به‌شدت لاغر و در معرض خطر جدی قرار دارند. یونیسف بار دیگر خواستار توجه و سرمایه‌گذاری ویژه بر کارکنان بهداشتی زن برای کاهش بحران سوءتغذیه در افغانستان شده است.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 92 بازدید

نهاد «افغانستان عاری از پولیو» درتازه‌ترین مورد از آغاز کارزار تطبیق واکسن فلج اطفال در برخی مناطق کشور خبر داده است. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که کارزار تطبیق واکسن پولیو امروز (دوشنبه، ۲۴ قوس) در مناطق مختلف کشور آغاز شده است. نهاد «افغانستان عاری از پولیو» درباره این کارزار جزییات بیشتری ارائه نکرده است. براساس گزارش سازمان صحی جهان، دو مورد مثبت بیماری پولیو (فلج اطفال) در سال جاری در افغانستان ثبت شده است. این موارد در ولایت‌های بادغیس و هلمند ثبت شده‌اند. افغانستان و پاکستان همچنان تنها دو کشوری در جهان‌اند که هنوز موارد ابتلا به بیماری فلج کودکان در آن‌ها گزارش می‌شود. قابل ذکر است که ریشه‌کنی پولیو دهه‌هاست که یکی از اهداف جهانی سلامت است. واکسیناسیون گسترده از سال ۱۹۸۸ میلادی میلادی به‌طور چشمگیری موارد ابتلا به فلج اطفال را کاهش داده است، اما ویروس همچنان باقی مانده است. در سال ۲۰۲۵ میلادی، حدود ۳۶ مورد ابتلای تأییدشده به ویروس پولیو در افغانستان و پاکستان ثبت شده است؛ دو کشوری که این بیماری هنوز در آن بومی است. در همین حال، ۱۴۹ مورد از «پولیو ناشی از واکسن» در کشورهایی از جمله نایجریا گزارش شده است. این نوع زمانی رخ می‌دهد که کودکان واکسن‌شده، ویروس را دفع می‌کنند و این ویروس پس از جهش می‌تواند در میان جمعیت واکسینه‌نشده گسترش یابد. با وجود این خطر، مقام‌های بهداشتی جهانی تاکید می‌کنند که ادامه واکسیناسیون و نظارت دقیق، کلید پایان دادن قطعی به این بیماری است.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 93 بازدید

بخش کمک‌های بشردوستانه اتحادیه اروپا در آسیا و اقیانوسیه درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بیش از ۲۱ میلیون نفر در سراسر افغانستان به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که اتحادیه اروپا برای دسترسی مردم به آب سالم و پاکیزه، در حال نصب پمپ‌ آب و حفر چاه‌ در شماری از مناطق افغانستان است. قابل ذکر است که بحران آب در افغانستان یکی از چالش‌هایی فراگیر و فزاینده است که زندگی میلیون‌ها نفر را تهدید می‌کند و بر سلامت عمومی، امنیت غذایی و ثبات اجتماعی تاثیر منفی گذاشته است. همچنین پیشتر صندوق کودکان سازمان ملل نیز در گزارشی با اشاره به تأثیر تغییرات اقلیمی بر افغانستان، هشدار داده بود که حدود ۸۰ درصد شهروندان افغانستان از آب‌های آلوده و ناپاک برای نوشیدن استفاده می‌کنند. یونیسف نسبت به شیوع بیماری‌ها ناشی از استفاده از آب‌های آلوده در افغانستان هشدار داد. یونیسف پیشتر نیز هشدار داده بود که تا سال ۲۰۳۰ میلادی، منابع آب کابل به‌طور کامل خشک خواهد شد. قابل ذکر است که بیشتر کودکان در مکاتب افغانستان به آب سالم دسترسی ندارند. این در حالی است که کمیته صلیب سرخ در روز جهانی آب گفته است که ۳۳ میلیون تن در افغانستان به آب نوشیدنی سالم دسترسی ندارند. یونیسف در گزارشی افزوده بود که در ۲۵ ولسوالی ولایت‌های شرقی افغانستان در سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ آب نوشیدنی سالم فراهم کرده است.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 87 بازدید

در دل کوه‌های خشک و جاده‌های خاکی افغانستان، زنانی زندگی می‌کنند که برای ابتدایی‌ترین حق انسانی خود، یعنی «سلامت»، باید سفری طولانی، پرخطر و گاه مرگ‌بار را آغاز کنند. در بسیاری از روستاهای دورافتاده، مفهومی به‌نام «کلینیک زنانه» یا «قابله» تنها واژه‌ای‌ست که شاید از زبان رادیو شنیده شود. برای این زنان، بارداری نه نوید تولد، بلکه کابوسی میان مرگ و زندگی‌ست. همین واقعیت تلخ، نقطه‌ی آغاز درک چالش‌های عمیق بهداشت زنان در افغانستانِ محروم است. زیرساخت‌های محدود و فاصله‌های مرگ‌بار در بسیاری از مناطق افغانستان، فاصله‌ی میان خانه تا نزدیک‌ترین مرکز بهداشتی ممکن است چندین ساعت پیاده‌روی یا سفر با وسایل ابتدایی و ناایمن باشد. در ولایت‌هایی چون غور، نورستان یا زابل، نبود جاده‌های مناسب و خدمات بهداشتی، باعث می‌شود که زنان باردار جان خود را پیش از رسیدن به مراکز درمانی از دست بدهند. سیستم حمل‌ونقل اورژانسی تقریباً وجود ندارد و در فصل زمستان، برف و سرما راه‌های ارتباطی را کاملاً می‌بندد. بنا به گزارش‌های فعالان محلی، گاه برای تزریق ساده یک آمپول، زنان ناچارند مسیرهای خطرناک و طولانی را تا نزدیک‌ترین شهر طی کنند — سفری که خود، خطرناک‌تر از بیماری‌ست. کمبود کادر درمانی زن؛ مانعی بر سلامت زنان یکی از بزرگ‌ترین موانع در مسیر بهداشت زنان در افغانستان، کمبود پرسنل زن در نظام سلامت است. در بسیاری از مناطق، محدودیت‌های فرهنگی و اجتماعی موجب شده که دختران نتوانند به‌راحتی وارد رشته‌هایی مانند پزشکی یا مامایی شوند. در کنار آن، سیاست‌های اخیر که منجر به بسته شدن مدارس و دانشگاه‌ها بر روی زنان شده، روند تربیت نیروهای متخصص زن را متوقف کرده و حضور زنان شاغل در مراکز درمانی را به‌شدت کاهش داده است. در کشوری که اغلب مردان مجاز به معاینه زنان نیستند، نبود پزشک یا قابله‌ی زن، برابر با نبود دسترسی به درمان است. فقر، ازدواج زودهنگام و آگاهی پایین؛ سه‌ضلعی تهدید سلامت زنان فقر یکی از عمیق‌ترین ریشه‌های بحران بهداشت زنان در مناطق محروم است. خانواده‌های فقیر نه توان مالی برای سفر به درمانگاه را دارند، نه امکان تأمین دارو و خدمات درمانی. ازدواج زودهنگام، یکی دیگر از عوامل بحرانی‌ست؛ دخترانی که در نوجوانی ازدواج می‌کنند، نه تنها از نظر جسمی آماده‌ی بارداری نیستند، بلکه آموزش کافی درباره مراقبت‌های دوران بارداری، تغذیه مناسب یا خطرات زایمان ندارند. پیامدهای این ناآگاهی، عوارضی چون کم‌خونی، فشار خون بالا و سقط‌های پیاپی است. در غیاب آموزش‌های رسمی، باورهای سنتی جای دانش علمی را گرفته‌اند. زنانی که به کلینیک دسترسی ندارند، گاه در خانه و با روش‌های خطرناک سنتی زایمان می‌کنند—روش‌هایی که نه‌تنها سلامت مادر و نوزاد را تهدید می‌کند، بلکه گاهی به فاجعه‌ای جبران‌ناپذیر ختم می‌شود. تأثیر ناامنی و شرایط سیاسی بر بهداشت زنان در مناطق جنگ‌زده افغانستان، مراکز بهداشتی و بیمارستان‌ها اغلب از نخستین نهادهایی‌اند که در جریان درگیری‌ها آسیب می‌بینند. سال‌ها جنگ و ناامنی، زیرساخت‌های سلامت را به‌شدت تضعیف کرده و بسیاری از پزشکان و کادر درمانی را وادار به مهاجرت کرده است. پیامد این وضعیت، کمبود شدید نیروی متخصص و تجهیزات پزشکی در مناطق محروم‌تر کشور است؛ جایی که بیشترین نیاز وجود دارد. از سوی دیگر، محدودیت‌های آموزشی به‌ویژه برای دختران، امید به تربیت نسل جدیدی از پرستاران، ماماها و پزشکان زن را از بین برده است. در شرایطی که آموزش تعطیل است، تحصیل غیرممکن شده و زنان از حق یادگیری محروم‌اند، چرخه‌ی فقر، ناآگاهی و بیماری همچنان ادامه خواهد یافت—چرخه‌ای که بیش از همه، جان و کرامت زنان را نشانه گرفته است. نقش سازمان‌های بین‌المللی و تلاش‌های امیدبخش با وجود تمام چالش‌ها، هنوز روزنه‌هایی از امید در دل واقعیت‌های سخت دیده می‌شود. سازمان‌هایی مانند یونیسف، سازمان جهانی بهداشت و نهادهای خیریه‌ی محلی، پروژه‌هایی را برای بهبود دسترسی به خدمات اولیه‌ی سلامت مادر و کودک در مناطق محروم افغانستان راه‌اندازی کرده‌اند. طرح‌هایی همچون «مامای سیار»، که در آن زنان آموزش‌دیده با تجهیزات محدود به روستاها اعزام می‌شوند، در برخی مناطق نقش حیاتی ایفا کرده‌اند و جان‌های بسیاری را نجات داده‌اند. همچنین آموزش داوطلبان محلی، به‌ویژه زنان روستایی، برای اطلاع‌رسانی در زمینه‌هایی مانند واکسیناسیون، بهداشت فردی، و تغذیه‌ی کودک، از جمله راهکارهای مؤثری بوده که می‌تواند اثرات بلندمدتی بر سلامت جامعه داشته باشد. صدای خاموش زنان در این میان، صدای زنان افغانستان اغلب شنیده نمی‌شود. زنانی که هر روز با هزاران مانع برای دریافت ساده‌ترین خدمات درمانی روبه‌رو هستند. روایت‌های آن‌ها پر از درد، ترس و ناامیدی است، اما در عمق این رنج‌ها، نوری از مقاومت و امید دیده می‌شود. زنی که در یکی از روستاهای بدخشان روزانه پنج کیلومتر پیاده می‌رود تا واکسن کودک خود را تهیه کند، تنها یک مادر نیست؛ بلکه نماد استقامتی است که با تمام محدودیت‌ها، هنوز سر خم نکرده است. راه‌حل‌های پایدار حل بحران بهداشت زنان در مناطق محروم افغانستان، تنها با اتکا به کمک‌های خارجی ممکن نیست. آنچه نیاز است، اتخاذ راهکارهایی بومی، پایدار و هماهنگ با بافت فرهنگی و اجتماعی کشور است. برخی از مهم‌ترین گام‌های عملی در این مسیر عبارت‌اند از: - آموزش نیروهای محلی زن حتی در سطح ابتدایی، به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند مامایی، کمک‌های اولیه و سلامت مادر و کودک؛ - بهبود زیرساخت‌های ارتباطی از جمله ساخت و نگهداری جاده‌های روستایی و فراهم‌سازی سیستم‌های حمل‌ونقل اضطراری برای مادران باردار؛ - افزایش آگاهی عمومی درباره‌ی بهداشت زنان از طریق رسانه‌های محلی مانند رادیو، مساجد، مدارس و نهادهای اجتماعی؛ - حمایت هدفمند از تحصیل دختران در رشته‌های پزشکی، پرستاری و مامایی برای تقویت نیروی انسانی زن در آینده؛ - تقویت نقش بزرگان و رهبران محلی در ترویج فرهنگ اهمیت سلامت زنان و حمایت از دسترسی آنان به خدمات بهداشتی. تنها با ترکیب آموزش، آگاهی، زیرساخت و همراهی اجتماعی می‌توان زمینه‌ای فراهم کرد که سلامت زنان، نه یک امتیاز، بلکه یک حق مسلم و در دسترس برای همه باشد. نتیجه‌گیری بهداشت زنان در افغانستان، آزمونی است برای وجدان جمعی ما و سنجه‌ای برای عدالت اجتماعی. در جهانی که انتقال یک واکسن از قاره‌ای به قاره‌ی دیگر تنها چند ساعت زمان می‌برد، هنوز زنانی هستند که برای رسیدن به یک قابله یا آمپول ساده باید از کوه، برف و خطر عبور کنند. رسیدگی به سلامت زنان در مناطق محروم، نه فقط یک مسئولیت انسانی، بلکه پیش‌نیاز توسعه‌ی پایدار و صلح اجتماعی در افغانستان است. تا زمانی که زنان این سرزمین از ابتدایی‌ترین خدمات بهداشتی محروم بمانند، زخم توسعه‌ی انسانی همچنان باز، و امید به آینده همچنان زخمی خواهد بود.  نویسنده: داکتر معصومه پارسا

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 66 بازدید

یافته‌های یک پژوهش تازه در آمریکا نشان می‌دهد کودکانی که تا سن ۱۲ سالگی از مبایل استفاده می‌کنند، در معرض خطر افسردگی، کم‌خوابی و چاقی قرار دارند. ران برزیلای، روان‌پزشک در فیلادلفیا، به والدین توصیه کرده است تا استفاده از مبایل برای کودکان را به سنین بالاتر موکول کنند. وی در ادامه تاکید کرده است: «من یک کودک ۹ ساله دارم که از من می‌خواهد برایش مبایل خریداری کنم، اما من فکر می‌کنم که آیا باید برای کودک گوشی هوشمند خرید یا نه. این پرسشی است که برای هر پدر و مادری که فرزندش در آستانه نوجوانی قرار دارد، مطرح است.» تیم پژوهشی متشکل از پژوهشگران دانشگاه پنسیلوانیا، دانشگاه کالیفرنیا در برکلی و دانشگاه کلمبیا، داده‌های بیش از ۱۰ هزار کودک ۹ تا ۱۶ ساله را تحلیل کردند تا دریابند استفاده از گوشی هوشمند چه تأثیری بر پیامدهای صحی آنان دارد. یافته‌های این پژوهش که در نشریه علمی «پدیاتریکس» در امریکا منتشر شده است، نشان داد کودکانی که در ۱۲ سالگی گوشی هوشمند داشتند، نسبت به هم‌سالان بدون گوشی، با ۱.۳ برابر خطر افسردگی، ۱.۴ برابر خطر چاقی و ۱.۶ برابر خطر کم‌خوابی روبه‌رو بودند. همچنین مشخص شد هرچه سن دریافت گوشی هوشمند پایین‌تر باشد، خطر بروز این مشکلات افزایش می‌یابد؛ به‌گونه‌ای که به‌طور میانگین هرچقدر کودکان در سنین پایین‌تر از مبایل استفاده کنند، این خطرات حدود ۱۰ درصد بیشتر می‌شود. این مطالعه نشان داد کودکانی که در ۱۲ سالگی مبایل نداشتند اما در سن ۱۳ سالگی صاحب مبایل شده بودند، نیز پیامدهای نامطلوب‌تر صحی، روانی و خواب ضعیف‌تری داشتند. برزیلای گفت: «این نتیجه برای من بسیار شگفت‌انگیز بود. ما پژوهش را با یک پرسش مشخص طراحی کرده بودیم تا آن را آزمایش کنیم، اما یافته‌ها واقعا قانع‌کننده بود.» او افزود که گوشی‌های هوشمند مزایایی از جمله افزایش ارتباطات و دسترسی به اطلاعات هم دارند. با این حال، برزیلای گفت والدین می‌توانند با وضع برخی قواعد، آسیب‌های احتمالی استفاده از مبایل را کاهش دهند.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 106 بازدید

برنامه اسکان‌ بشری سازمان ملل برای افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بی‌برقی در این کشور به آموزش کودکان و کسب‌وکار شهروندان ضربه می‌زند. این سازمان امروز (یک‌شنبه، ۲۳ قوس) با نشر اعلامیه‌ای نسبت به ناتوانی کودکان در درس‌خواندن در شب ابراز نگرانی کرده است و گفته است که سرمایه‌گذاری در بخش انرژی‌های تجدیدپذیر کلید ساختن شهرهای پایدار و تاب‌آور است. برنامه اسکان بشری سازمان ملل در حسبا کاربری ایکس خود نوشته است که خانواده‌ها در افغانستان همه روزه با قطع برق مواجه‌اند. در اعلامیه آمده است که افغانستان حدود ۸۰ درصد برق خود را از کشورهای اوزبیکستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ایران وارد می‌کند. همچنین پیشتر برنامه توسعه سازمان ملل نیز اعلام کرد که حدود ۹۷ درصد مردم افغانستان به دلیل دهه‌ها جنگ و کمبود سرمایه‌ٰگذاری زیرساختی با فقر انرژی و کمبود برق مواجه‌اند. طبق برآورد سازمان ملل، مصرف سرانه انرژی در افغانستان به‌طور میانگین ۷۰۰ کیلووات در سال یعنی ۳۰ برابر کمتر از میانگین جهانی است.  

ادامه مطلب