برچسب: #خشونت

1 روز قبل - 36 بازدید

خبرگزاری باختر تحت کنترول حکومت سرپرست اعلام کرده است که در حملات توپ‌خانه‌ای نیروهای پاکستان بر ولسوالی «سرکانو» در ولایت کنر، دو کودک کشته و شش کودک دیگر زخمی شدند. خبرگزاری باختر با نشر گزارشی گفته است که این رویداد عصر روز گذشته (چهارشنبه ۱۲ حمل) بر روستای «ناوه پاس» از مربوطات ولسوالی سرکانو انجام شده است. در گزارش آمده است که زخمی‌ها جهت درمان به شفاخانه ولایتی کنر منتقل شدند. در گزارش آمده است که در حملات نظامیان پاکستان در ولایت کنر، علاوه بر کشته شدن کودکان، خانه‌های غیرنظامیان نیز مورد حمله قرار گرفته است. همچنین حمدالله فطرت، معاون سخنگوی حکومت فعلی، چند روز پیش نیز اعلام کرده بود که در حملات راکتی پاکستان در ولایت کنر، یک تن کشته و ۱۶ تن دیگر زخمی شدند. این حملات در حالی صورت می‌گیرد که تنش‌های مرزی میان طالبان و پاکستان همچنان ادامه دارد و براساس آمار سازمان ملل، در این درگیری‌ها تا اکنون هزاران تن مجبور شدند خانه‌های خود را ترک کنند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 42 بازدید

آمریکا در تازه‌ترین مورد و با وجود اینکه‌، بیش از هزار پناه‌جوی افغانستان و خانواده‌های شان در تنها کمپ پناه‌جویان در قطر در حال انتظار برای انتقال به آمریکا هستند، این کشور در نظر دارد امروز این کمپ را ببندد. ای‌بی‌سی‌نیوز، روز (سه‌شنبه، ۱۱ حمل/۳۱ مارچ) گزارش داده که وزارت خارجه‌ی آمریکا، به پناه‌جویان در کمپ گفته است که باید تا پایان مارچ آن جا را ترک کنند. بیش از هزار همکار افغانستانی آمریکا و خانواده‌های شان پس از فروپاشی جمهوری به این کمپ منتقل شده بودند و در انتظار رفتن به آمریکا قرار داشتند. وزار خارجه آمریکا، به پناه‌جویان در کمپ دستور داده که یا به کشور سوم بروند یا به افغانستان بازگردند. ای‌بی‌سی‌نیوز، به نقل از وزارت خارجه آمریکا نوشته است که در بحبوحه‌ی جنگ در خاورمیانه، این کمپ در معرض تهدید حمله‌های موشکی و پهپادی قرار دارد و ادامه‌ی فعالیت آن، دیگر مناسب نیست.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 46 بازدید

روایت مهتاب از جایی شروع می‌شود که معمولاً هیچ‌کس آن‌جا را نمی‌بیند؛ نه از کوچه، نه از خانه، نه حتی از همان روزی که دروازه مکتب بسته شد. روایت او از درون سینه‌اش آغاز می‌شود؛ از همان‌جایی که درد مثل سنگی سنگین نشسته و هر نفس را برایش دشوار کرده است. شبی که این روایت در آن نفس می‌کشد، هوا سرد است و بوی دود چوب نیم‌سوخته در فضای خانه پیچیده. مهتاب در گوشه اتاق، زیر لحافی نازک که بیشتر شبیه پارچه‌ای کهنه است، به سقف خیره مانده؛ سقفی که ترک‌هایش مثل نقشه‌ای از زندگی شکسته‌اش روی هم افتاده‌اند. او نمی‌خوابد، چون خواب برای آدم‌هایی است که فردایی برای رسیدن دارند. مهتاب اما فردا را نه حس می‌کند و نه باور دارد؛ برای او روزها فقط تکرار درد هستند، بدون هیچ تغییری. اما در همان تاریکی، جایی میان نفس‌های بریده و سکوت اتاق، چیزی هنوز زنده است. زیر بسترش کتابی پنهان کرده؛ کتابی که دیگر اجازه ندارد آن را آشکارا بخواند. گاهی شب‌ها، وقتی همه خواب‌اند، آن را آرام بیرون می‌کشد، صفحه‌ای را باز می‌کند و با انگشت روی خطوطش می‌لغزد، انگار که با یک جهان گمشده تماس می‌گیرد. آن کتاب برای او فقط کاغذ نیست؛ آخرین نشانه‌ی دختری است که هنوز در درونش نفس می‌کشد. وقتی به گذشته فکر می‌کند، ذهنش ناخودآگاه به همان روز برمی‌گردد؛ روزی که هنوز خودش نمی‌دانست قرار است همه‌چیز تمام شود. صبح بود، مثل هر صبح دیگر. با شوقی که هنوز در وجودش زنده بود، یونیفورم مکتبش را پوشیده بود؛ همان لباس آبی‌رنگی که برایش فقط لباس نبود، بلکه نشانه‌ای از بودن، دیده شدن و شنیده شدن بود. مادرش آن روز هم چیزی نگفت، فقط نگاهش کرد؛ نگاهی که در آن چیزی شبیه نگرانی بود، اما مهتاب آن را نفهمید. وقتی از خانه بیرون شد، هوا خنک بود و کوچه‌ها آرام. دختران دیگری هم در راه بودند؛ بعضی خندان، بعضی خواب‌آلود. اما وقتی به دروازه مکتب رسیدند، همه‌چیز یک‌باره ایستاد. دروازه بسته بود. نه نگهبانی، نه صدایی، نه توضیحی. فقط یک دروازه بسته که انگار قرار بود بین گذشته و آینده خط بکشد. آن لحظه را هیچ‌وقت فراموش نکرد. یکی از دخترها گریه کرد، دیگری فقط به در خیره ماند، و مهتاب… مهتاب احساس کرد چیزی درونش فرو ریخت، اما حتی اشک هم نداشت. انگار ذهنش هنوز نمی‌توانست باور کند که این پایان است. همان‌جا ایستاده بود، دستش را روی در گذاشته بود و زیر لب گفته بود: «فقط امروز است… فردا باز می‌شود…» اما فردا هیچ‌وقت نیامد. روزها گذشتند و مهتاب هر روز صبح بیدار می‌شد، حتی وقتی دیگر جایی برای رفتن نداشت. کتاب‌هایش را مرتب می‌کرد، دفترش را باز می‌کرد، قلم را در دست می‌گرفت و بدون نوشتن، فقط به صفحه سفید نگاه می‌کرد؛ صفحه‌ای پر از کلماتی که هرگز نوشته نشدند. گاهی در خیال خود، خودش را در صنف درس تصور می‌کرد؛ داکتری که در آینده زندگی کسی را نجات می‌دهد. اما خیال‌ها هر بار پیش از کامل شدن، در سکوت خانه گم می‌شدند. کم‌کم صدای پدرش بلندتر شد، نگاه‌هایش سنگین‌تر، و حرف‌هایش کوتاه‌تر و تیزتر. «دیگر بس است»، جمله‌ای بود که بارها شنید؛ جمله‌ای که نه فقط مکتب، بلکه تمام راه‌های دیگر را هم به رویش بست. خانه‌ای که زمانی پناهش بود، به جایی تبدیل شد که در آن باید مراقب همه‌چیز می‌بود؛ نگاه‌ها، صداها، حتی نفس کشیدن. پدرش مردی بود که خستگی را با خشونت نشان می‌داد. برادرش نیز یاد گرفته بود که مرد بودن یعنی فریاد بلندتر و ضربه سخت‌تر. و مهتاب در میان آن‌ها، مثل سایه‌ای زندگی می‌کرد که باید بی‌صدا باشد تا دیده نشود. مادرش اما در این میان، زخمی خاموش‌تر داشت. شب‌ها وقتی همه خواب بودند، او را می‌دید که آهسته گریه می‌کند، دست روی صورتش می‌گذارد و ساکت می‌ماند. انگار بین درد دخترش و ترس خودش گیر کرده بود؛ نه توان دفاع داشت، نه توان سکوت بی‌درد. اولین باری که دست پدرش روی صورتش نشست، هنوز باور نمی‌کرد این همان خانه است. فقط پرسیده بود: «کی مکتب باز می‌شود؟» و پاسخ، سیلی‌ای بود که سکوت را به او یاد داد. بعد از آن، دیگر نپرسید. فهمید که سکوت، درد را کمتر می‌کند. زمان گذشت، اما نه مثل زمان دیگران. برای مهتاب هر روز کش می‌آمد؛ طولانی و بی‌انتها. کارهای خانه تمامی نداشت: آب آوردن، هیزم جمع کردن، نان پختن، شستن ظرف‌ها با آب سرد. و در میان همه این‌ها، گاهی که تنها می‌شد، کتابش را لمس می‌کرد؛ مثل کسی که آخرین امیدش را در آغوش گرفته باشد. اما سنگین‌ترین لحظه زمانی آمد که دیگر حتی امید هم در او کم‌رنگ شده بود. یک عصر، پدرش او را صدا زد. وقتی وارد اتاق شد، مردی را دید که نمی‌شناخت. نگاهی سرد و بی‌روح داشت. پدرش بدون مقدمه گفت: «این، نامزدت است.» همه‌چیز در یک لحظه متوقف شد. نه نفس‌ها، نه نگاه‌ها، نه زمان. مردها حرف می‌زدند و تصمیم می‌گرفتند، و مهتاب فقط احساس می‌کرد چیزی از وجودش گرفته می‌شود؛ بی‌آنکه پرسیده شود. نامزدی‌اش ساده بود، اما سنگین. هیچ‌کس نپرسید آیا او می‌خواهد یا نه. در همان روزها، آن دفتر سفید که زمانی پر از رؤیا بود، کم‌کم تبدیل شد به دفتر خاموشی. مهتاب گاهی فقط یک جمله در آن می‌نوشت و بعد پاک می‌کرد. انگار حتی کلمات هم دیگر جرأت ماندن نداشتند. نامزدش از همان ابتدا بی‌رحم و سرد بود. نگاهش بیشتر شبیه قضاوت بود تا محبت. اگر چیزی می‌گفت، یا نادیده گرفته می‌شد یا با تمسخر پاسخ می‌گرفت. یک‌بار که دستش را محکم گرفت، فقط گفت: «باید عادت کنی.» این جمله، مثل حکم بود. در خانه پدرش نیز وضعیت بهتر نشد. فشارها بیشتر شد. کوچک‌ترین اشتباه بهانه‌ای برای خشونت می‌شد. مادرش فقط نگاه می‌کرد؛ با چشمانی پر از اشک و سکوتی سنگین‌تر از هر فریاد. با آغاز سال تعلیمی جدید، درد مهتاب شکل دیگری گرفت. صبح‌ها صدای دختران از کوچه می‌آمد و قلبش تندتر می‌زد. پشت پنجره می‌ایستاد و آن‌ها را نگاه می‌کرد؛ لباس‌های تمیز، خنده‌های زنده، کیف‌های رنگی. دستش را روی شیشه می‌گذاشت و برای لحظه‌ای خودش را جای آن‌ها تصور می‌کرد. اما با باز کردن چشم‌ها، فقط تصویر خودش را می‌دید؛ دختری که دیگر شاگرد نبود. یک روز، دیگر نتوانست تحمل کند. کتابی را باز کرد و شروع به خواندن کرد. صدایش آهسته بود، اما کافی. برادرش وارد شد، کتاب را از دستش کشید و خشونت آغاز شد. مهتاب روی زمین افتاده بود، دست‌هایش را دور سرش گرفته بود و فقط سکوت می‌کرد؛ چون یاد گرفته بود فریاد، درد را بیشتر می‌کند. وقتی همه‌چیز تمام شد، اتاق دوباره ساکت بود. مهتاب به سقف نگاه کرد؛ همان سقفی که هر شب می‌دید. اما این‌بار اشک‌هایش آرام جاری شد؛ نه از درد، بلکه از سنگینی چیزی که دیگر نمی‌توانست نگه دارد. در ذهنش فقط یک سؤال مانده بود: «اگر من دختر نبودم… آیا زندگی‌ام فرق می‌کرد؟» هیچ‌کس پاسخی نداشت. اما در همان لحظه، نگاهش به کتاب پنهانش افتاد. آن را آرام لمس کرد و برای اولین بار بعد از مدت‌ها، در دلش چیزی شبیه مقاومت جوانه زد. نه امید کامل، نه تسلیم کامل؛ فقط یک ایستادگی خاموش. و حالا مهتاب در آستانه زندگی‌ای ایستاده که هرگز انتخابش نکرده است. شب‌ها به آسمان نگاه می‌کند، ستاره‌ها را می‌شمارد، اما دیگر آرزو نمی‌کند؛ چون یاد گرفته آرزوهای تکرارشده، به درد تبدیل می‌شوند. با این حال، در جایی عمیق در وجودش، جرقه‌ای هنوز زنده است؛ جرقه‌ای کوچک اما سرسخت. هر بار با دیدن کتابی، صدای زنگ مکتب، یا خنده دختری در کوچه روشن می‌شود. شاید همین جرقه، تنها چیزی است که او را هنوز زنده نگه داشته است… حتی اگر هیچ‌کس آن را نبیند. و شاید حقیقت مهتاب همین باشد: در جهانی که دروازه‌هایش بسته شده‌اند، هنوز قلبی هست که خاموش نشده است؛ و همین، آغازِ مقاومت است، حتی اگر کسی آن را نبیند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 روز قبل - 38 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ختنه‌کردن زنان و دختران، شکلی از تبعیض و خشونت در برابر زنان است. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که برای محافظت از حقوق بشر و حق تصمیم‌گیری بر بدن، باید برای پایان‌دادن به ختنه‌ی زنان اقدام شود. این سازمان در بخشی از پیامش تاکید کرده است که ختنه‌ی زنان، عملی شامل تغییر یا آسیب‌رساندن به اندام تناسلی زنان به دلیل‌های غیرپزشکی است و در سطح بین‌المللی به عنوان نقض حقوق بشر شناخته می‌شود. همچنین صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، تخمین زده که ۲۳۰ میلیون دختر و زن در سراسر جهان ختنه را تجربه‌ کرده‌اند و با پیامدهای آسیب‌زای روانی، جسمی و سلامت جنسی آن زندگی ‌کنند. به گفته‌ی این نهاد، در ۹۴ کشور ختنه‌ی زنان گزارش شده، اما در یک‌سوم کشورهایی که این عمل انجام می‌شود در سه دهه‌ی گذشته دچار کاهش بوده است. صندوق جعیت ملل متحد در ادامه افزوده است که حالا از هر سه دختر در این کشورها، یک تن ختنه می‌شوند؛ در حالی که قبلاً یک دختر از هر دو دختر این عمل را تجربه می‌کردند. صندوق جمعیت ملل متحد تصریح کرد که در سال روان، نزدیک به چهار میلیون و ۵۰۰ هزار دختر در معرض ختنه قرار دارند.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 42 بازدید

تاج‌الدین اویوالی، نماینده یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد اعلام کرده است که تنش‌های مرزی بین پاکستان و افغانستان در پکتیکا، سبب آوارگی کودکان و خانواده‌ها شده است. آقای اویوالی روز (دوشنبه، ۱۰ حمل) در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بسیاری از این خانواده‌ها اکنون در مکاتب و خانه‌های بسته‌گان خود پناه گرفته‌اند. وی در ادامه تاکید کرده است که تیم‌های یونیسف با همکاری برنامه جهانی غذا و حمایت شرکا خود، در حال رساندن بسته‌های صحی و غذا به این خانواده‌ها هستند. این کمک‌ها در حالی صورت می‌گیرد که تنش‌ها و درگیری‌های نظامی میان حکومت فعلی و پاکستان در مناطق مرزی همچنان ادامه دارد. حمدالله فطرت، معاون سخنگوی حکومت سرپرست، روز گذشته پس از آتش‌بس موقت، اعلام کرده بود که در حملات راکتی پاکستان در ولایت کنر، یک تن کشته و ۱۶ تن دیگر زخمی شدند.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 68 بازدید

رسانه‌های ایرانی در تازه‌ترین مورد گزارش داده‌اند که ۱۰ تن، از جمله شش عضو یک خانواده اهل افغانستان، در پی حمله هوایی آمریکا و اسرائیل به ایران در شهر تهران کشته شده‌اند. خبرگزاری فارس روز (یک‌شنبه، ۹ حمل) با نشر گزارشی گفته است که این حمله توسط آمریکا و اسرائیل در شهر ری، از مربوطات تهران، انجام شده است. این گزارش در ادامه تاکید کرده است که در این حمله چهار شهروند ایرانی به شمول شش عضو یک خانواده افغانستانی نیز کشته شده‌اند. جزییات بیش‌تر درباره هویت شهروندان افغانستان که در این حمله آمریکا و اسرائیل هوایی کشته شده‌اند، ارائه نشده است. سفارت حکومت سرپرست افغانستان در تهران تا اکنون در این باره چیزی نگفته است. سازمان ملل پیش از این ابراز نگرانی کرده بود که مهاجران افغانستان، از جمله آسیب‌پذیرترین افراد در درگیری‌های آمریکا و اسرائیل علیه ایران هستند. برخی از مهاجران افغانستان پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران، به کشور بازگشته‌اند.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 48 بازدید

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که شمار کودکان و نوجوانان بازمانده از مکتب در حال افزایش است و به ۲۷۳ میلیون تن در سراسر جهان رسیده است. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که محرومیت کودکان از آموزش برای هفتمین سال متوالی افزایش یافته است. در بخشی از گزارش آمده است که این امر عمدتاً ناشی از رشد جمعیت، بحران‌ها و کاهش بودجه بوده است. در گزارش آمده است که یک تن از هر شش کودک در سن تحصیل در سراسر جهان از آموزش محروم است و تنها دو تن از هر سه دانش‌آموز، دوره متوسطه را تکمیل می‌کنند. همچنین سازمان ملل متحد در بخشی از گزارشش تاکید کرده است که پیشرفت‌ها در نگه داشتن کودکان در مکاتب از سال ۲۰۱۵ میلادی کند شده است. این گزارش همچنان درگیری‌ها را یکی از عوامل محرومیت کودکان از مکاتب عنوان کرده و می‌گوید تعداد آن‌ها به میلیون‌ها تن می‌رسد. سازمان ملل تصریح کرده است که افزایش درگیری‌ها در خاورمیانه سبب شده بسیاری از مکاتب تعطیل شوند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 94 بازدید

یونسکو یا سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که شمار کودکان بازمانده از آموزش در جهان رو به افزایش است. اين نهاد با نشر گزارشی گفته است که شمار کودکان و جوانانی که از آموزش محروم‌ هستند، برای هفتمین سال متوالی افزایش یافته و به ۲۷۳ میلیون تن رسیده است. در گزارش آمده است که این افزایش ناشی از رشد جمعیت، وجود بحران‌ها و کاهش بودجه‌ها در زمینه‌ی آموزش بوده است. در ادامه آمده است که در سراسر جهان از هر شش کودک که در سن مکتب هستند، یک نفر از آموزش محروم است و تنها دو نفر از هر سه شاگرد موفق به تکمیل دوره متوسطه می‌شوند. سازمان عملی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد از تداوم این وضعیت در بخشی از گزارشش ابراز نگرانی کرده و تاکید کرده است که هر سال شمار بیشتری از جوانان در سراسر جهان از آموزش محروم می‌شوند. یونسکو گفته است که این وضعیت به‌ویژه در خاورمیانه نگران‌کننده است؛ جایی که تنش‌های منطقه‌ای مداوم باعث بسته‌شدن بسیاری از مکاتب شده و میلیون‌ها کودک را از صنف‌های درسی دور نگه داشته و در معرض عقب‌ماندن بیشتر قرار داده است. سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد افزوده است که شکاف‌های جنسیتی در آموزش ابتدایی و متوسطه در سراسر جهان به‌طور میانگین تا حد زیادی کاهش یافته است. یونسکو متعهد به حمایت از آموزش کودکان در سراسر جهان شده و می‌گوید که با وجود چالش‌های جهانی، آموزش همچنان باید در اولویت قرار بگیرد. این نهاد در حالی گزارش خود در مورد کودکان بازمانده از آموزش را منتشر می‌کند که پنج سال است دختران افغانستان به دلیل محدودیت‌ها از آموزش محروم هستند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 122 بازدید

خبرگزاری تسنیم در تازه‌ترین مورد گزارش داده است که یک شهروند افغانستان به اسم «کوثر عادلی» در حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در شهر تهران کشته شده است. در گزارش خبرگزاری تسنیم آمده است که این شهروند افغانستان در حملات بامداد روز (دوشنبه، ۳ حمل) آمریکا و اسرائیل «به مناطق مسکونی در منطقه‌ی خیرآباد ورامین» کشته شده است. خبرگزاری تسنیم جزئیات بیشتری در این مورد منتشر نکرده است. این اولین‌بار است که کشته‌شدن یک شهروند افغانستان در حملات آمریکا و اسرائیل به ایران گزارش می‌شود، اما آمار واقعی تلفات مهاجران افغانستانی در این جنگ مشخص نیست. در جنگ ۱۲ روزه سال پیش میان ایران و اسرائیل نیز شماری از مهاجران افغانستان کشته و زخمی شده بودند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 82 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هرچند سال جاری پیش از این نیز برای زنان در افغانستان دشوار بوده، اما با تشدید درگیری‌ها با پاکستان، شرایط برای آنان «بدتر» شده است. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که تعداد زیادی از جان‌باختگان غیرنظامی در این درگیری‌ها تا اکنون زنان و کودکان بوده‌اند. در اعلامیه آمده است که بیش از ۶۴ هزار تن در مناطق شرقی کشور آسیب‌دیده اند که بیش از نیمی از آنان زنان و دختران هستند. در گزارش آمده است که بسیاری از زنان چندنی بار در یک سال به دلیل درگیری‌ها و زمین‌لرزه، مجبور به ترک خانه‌های‌شان شده‌اند. بخش زنان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که جامعه‌ی جهانی نباید وضعیت زنان در افغانستان را «عادی» تلقی کند و ادامه حمایت و توجه جهانی برای تغییر وضعیت آنان ضروری است. همچنین در گزارش سرپناه، خدمات صحی، آب آشامیدنی، مواجه بودند با خطر خشونت و سوءاستفاده در مسیر آوارگی، دسترسی به خدمات و کار و همچنین نگرانی‌های حقوقی، از چالش‌های کلیدی زنان در افغانستان عنوان شده‌اند. این نهاد گفته است که قانون جزایی باعث کاهش برابری حقوقی زنان و حتی مجازشدن برخی اشکال خشونت خانگی شده است و تنها ۱۴ درصد زنان به خدمات اساسی عدالت دسترسی دارند؛ در حالی که ۵۳ درصد مردان در کشور به این خدمات دسترسی دارند. بخش زنان ملل متحد افزوده است که بیش از ۱۰.۷ میلیون زن و دختر در کشور نیاز به کمک‌های بشردوستانه دارند. این نهاد تاکید کرده است که افزایش قیمت‌ها زندگی را برای خانواده‌ها، مخصوصاً خانواده‌های که از سوی زنان سرپرستی می‌شوند، سخت‌تر کرده است. بخش زنان ملل متحد می‌افزاید که در عین حال برنامه کمک‌رسانی به زنان در کشور با کمبود شدید بودجه (حدود ۵۰ درصد) روبه‌رو است.

ادامه مطلب