برچسب: #خشونت

12 ساعت قبل - 65 بازدید

فرماندهی پولیس در ولایت ننگرهار می‌گوید که مردی در شهر جلال‌آباد، مرکز این ولایت همسرش را در مقابل خانه‌اش، با شلیک گلوله به قتل رسانده است. این فرماندهی نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد روز (شنبه، ۱۶ عقرب) در ساحه حوزه سوم از مربوطات شهر جلال‌آباد، مرکز ولایت ننگرهار رخ داده است. در اعلامیه آمده است که این مرد پس از قتل همسرش از محل فرار کرده است. فرماندهی پولیس ولایت ننگرهار تاکید کرد که تلاش برای بازداشت او آغاز شده است. در اعلامیه آمده است که علت و انگیزه این قتل هنوز مشخص نیست. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


22 ساعت قبل - 76 بازدید

گاهی تلخ‌ترین لحظه‌های زندگی زمانی آغاز می‌شوند که انسان در خانه‌ی خودش احساس تنهایی می‌کند؛ جایی که باید پناهگاه و مأمن آرامش او باشد، اما به محیطی برای تحمل ترس، تحقیر و رنج تبدیل می‌شود. برای دختری جوان در شهر هرات، خانه دیگر معنای آشنای امنیت و آرامش را ندارد. او در میان دیوارهایی زندگی می‌کند که به‌جای شنیدن دردهایش، بارها شاهد سکوت او در برابر رفتارهای آزاردهنده‌ی اعضای خانواده بوده‌اند. این دختر که روزگاری با امیدهای فراوان به آینده نگاه می‌کرد، اکنون با مجموعه‌ای از مشکلات خانوادگی، فشارهای روحی و محرومیت از آموزش روبه‌رو است. او در خانه‌ی برادرش زندگی می‌کند؛ جایی که انتظار داشت در آن احساس امنیت کند و برای آینده‌ی خود برنامه بریزد، اما به گفته‌ی خودش، رفتارهای نامناسب زن برادر و برخی دیگر از اعضای خانواده، زندگی را برایش دشوار ساخته است. او می‌گوید در بسیاری از روزها ناگزیر بوده است رفتارهایی را تحمل کند که از نظر روحی برایش آزاردهنده بوده‌اند. برخوردهای سرد، بی‌اعتنایی، تحقیر و بدرفتاری باعث شده‌اند احساس کند در خانه‌ای که در آن زندگی می‌کند، جایگاه و ارزش چندانی ندارد. گاهی حتی برای بیان ساده‌ترین خواسته‌هایش نیز با نگرانی روبه‌رو بوده و ترجیح داده است سکوت کند تا مبادا اختلاف‌ها و تنش‌های خانوادگی بیشتر شوند. تحمل چنین شرایطی برای او آسان نبوده است. وقتی انسان در بیرون از خانه با مشکلی روبه‌رو می‌شود، دست‌کم امیدوار است هنگام بازگشت به خانه، کسی را داشته باشد که به حرف‌هایش گوش بدهد و آرامش ازدست‌رفته‌اش را به او بازگرداند؛ اما این دختر حتی در محیط خانه نیز از چنین آرامشی برخوردار نبوده است. او نه‌تنها با مشکلات روزمره‌ی زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، بلکه احساس می‌کرد کسی دردهایش را جدی نمی‌گیرد و برای رهایی از وضعیت دشواری که در آن گرفتار شده است، راه روشنی پیش رویش ندارد. فشارهای روحی و مشکلات خانوادگی به‌تدریج بر وضعیت روانی او تأثیر گذاشتند. روزهایی که باید با امید و انگیزه سپری می‌شدند، برایش به روزهایی سرشار از نگرانی و ناامیدی تبدیل شدند. او بارها با شرایطی روبه‌رو شد که احساس می‌کرد صدایش در میان اعضای خانواده شنیده نمی‌شود و کسی حاضر نیست بدون سرزنش و قضاوت به حرف‌هایش گوش بدهد. سرانجام، شدت این فشارها او را به نقطه‌ای بحرانی رساند؛ جایی که اقدام به خودکشی کرد. او با نوشیدن مواد زهری به زندگی خود پایان دادن را تلاش کرد و وضعیت صحی‌اش به‌اندازه‌ای وخیم شد که برای چندین روز در حالت کما قرار گرفت. در آن روزها، وضعیت او بسیار بحرانی بود و نگرانی‌های جدی درباره‌ی زنده ماندنش وجود داشت. چندین روز بیهوشی، خانواده و اطرافیانش را در شرایط دشواری قرار داد تا این‌که سرانجام، پس از سپری کردن آن روزهای سخت، دوباره به هوش آمد. اما بازگشت او به زندگی به معنای پایان دردها و مشکلاتش نبود. اگرچه از آن وضعیت خطرناک نجات یافت، شرایطی که پیش از آن بر زندگی‌اش سایه انداخته بود، همچنان ادامه داشت. او دوباره با واقعیت زندگی در محیطی روبه‌رو شد که در آن احساس آرامش و حمایت کافی نمی‌کرد. برای دختری که یک بار تا مرز از دست دادن زندگی پیش رفته بود، بازگشت به همان شرایط می‌توانست فشارهای روحی بیشتری به همراه داشته باشد. در کنار مشکلات خانوادگی و رفتارهای آزاردهنده، محرومیت از تحصیل نیز یکی دیگر از زخم‌های عمیق زندگی این دختر است. او دانشجوی سال دوم دانشگاه بود و مانند بسیاری از دختران جوان افغانستان، برای رسیدن به آرزوهایش تلاش می‌کرد. رفتن به دانشگاه برای او تنها به معنای حضور در صنف‌های درسی و کسب نمره نبود؛ بلکه فرصتی بود تا دانش و مهارت بیشتری بیاموزد، آینده‌ی شغلی خود را بسازد و روزی بتواند مستقلانه زندگی کند. او برای ادامه‌ی تحصیل برنامه داشت و امیدوار بود پس از تکمیل دانشگاه، شغل مناسبی پیدا کند و بخشی از مسئولیت‌های زندگی‌اش را خودش به دوش بگیرد. اما با تحولات سیاسی افغانستان و بازگشت طالبان به قدرت، درهای دانشگاه به روی دختران بسته شد و او نیز مانند هزاران دختر دیگر از ادامه‌ی آموزش بازماند. ترک دانشگاه برای او تنها متوقف شدن درس‌ها نبود، بلکه به معنای ازدست دادن بخشی از امیدهایی بود که برای آینده‌ی خود ساخته بود. او در حالی از ادامه‌ی تحصیل محروم شد که هنوز دو سال نخست دانشگاه را با امید و انگیزه سپری می‌کرد و می‌خواست مسیر علمی خود را ادامه دهد. اکنون کتاب‌ها و درس‌هایی که زمانی بخش مهمی از برنامه‌ی روزانه‌اش بودند، دیگر جایگاه گذشته را در زندگی او ندارند. شاید اگر دانشگاه‌ها به روی دختران بسته نمی‌شدند، او می‌توانست با ادامه‌ی تحصیل، بخش بیشتری از توان و انرژی خود را صرف ساختن آینده‌اش کند و برای رسیدن به استقلال تلاش کند. اما اکنون نه‌تنها از این فرصت محروم شده، بلکه در محیط زندگی خود نیز با مشکلاتی روبه‌رو است که توان روحی‌اش را تحت تأثیر قرار داده‌اند. برای او، روزهای بدون دانشگاه و زندگی در خانه‌ای که در آن احساس امنیت نمی‌کند، به چرخه‌ای تکراری و فرساینده تبدیل شده است. صبح‌ها با همان شرایط دشوار آغاز می‌شوند و روزها بدون آن‌که چشم‌انداز روشنی از تغییر وضعیت وجود داشته باشد، سپری می‌شوند. گاهی خاطرات روزهایی که دانشجو بود و برای آینده‌اش برنامه‌ریزی می‌کرد، در ذهنش زنده می‌شوند؛ روزهایی که تصور می‌کرد با تلاش و درس خواندن می‌تواند مسیر متفاوتی برای زندگی خود بسازد. او اکنون بیش از هر زمان دیگری به حمایت و همدلی نیاز دارد. نیاز دارد کسی بدون سرزنش به حرف‌هایش گوش بدهد، شرایطش را درک کند و به او نشان دهد که هنوز فرصت‌هایی برای ادامه‌ی زندگی و ساختن آینده وجود دارد. برخورد خشونت‌آمیز، بی‌اعتنایی و سرزنش کردن افرادی که با چنین فشارهای روحی روبه‌رو هستند، نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه می‌تواند رنج و آسیب روانی آنان را عمیق‌تر سازد. داستان این دختر از هرات تنها روایت یک فرد نیست، بلکه بازتاب بخشی از دشواری‌هایی است که برخی دختران و زنان در افغانستان با آن روبه‌رو هستند؛ دخترانی که در کنار محرومیت از آموزش و فرصت‌های اجتماعی، گاهی در محیط خانواده نیز از حمایت و امنیت لازم برخوردار نیستند. برای شماری از آنان، مشکلات خانوادگی با محدودیت‌های اجتماعی و نبود فرصت‌های مستقلانه برای زندگی همراه شده و راه رهایی از شرایط دشوار را پیچیده‌تر ساخته است. او یک بار در نتیجه‌ی فشارهای روحی تا مرز از دست دادن زندگی پیش رفت، اما اکنون بیش از هر چیز به فرصتی نیاز دارد تا زندگی خود را دوباره آغاز کند. نجات او نباید تنها به بهبود وضعیت جسمی‌اش محدود بماند؛ بلکه لازم است با حمایت روانی، مراقبت‌های صحی، دور نگه داشتن او از خشونت و فراهم کردن محیطی امن همراه باشد. زنده ماندن پس از یک تجربه‌ی تلخ، پایان مسیر بهبودی نیست؛ بلکه آغاز مرحله‌ای است که در آن فرد به توجه، درک، حمایت و فرصت دوباره نیاز دارد. این دختر هنوز آرزوی ادامه‌ی تحصیل دارد. هنوز می‌خواهد روزی دوباره به دانشگاه برگردد، کتاب‌هایش را باز کند و برای آینده‌ای که زمانی در ذهن خود تصور می‌کرد، تلاش کند. او نمی‌خواهد تمام زندگی‌اش در خاطره‌ی روزهای تلخ و رفتارهای آزاردهنده‌ی دیگران خلاصه شود. هنوز بخشی از وجودش به فردایی بهتر امید دارد؛ فردایی که در آن بتواند برای خودش تصمیم بگیرد و مسیر زندگی‌اش را با اراده و انتخاب خود بسازد. شاید بزرگ‌ترین خواسته‌ی او در این روزها بسیار ساده باشد: زندگی در محیطی که در آن از تحقیر و خشونت خبری نباشد، کسی صدایش را بشنود و بتواند بدون ترس برای آینده‌ی خود تصمیم بگیرد. او از مرگ نجات یافته است، اما برای آن‌که دوباره به زندگی امیدوار شود، به چیزی فراتر از زنده ماندن نیاز دارد؛ به امنیت، محبت، احترام، حمایت و فرصتی برای ادامه دادن. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


24 ساعت قبل - 65 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین گزارش خود درباره وضعیت برابری جنسیتی در جهان هشدار داده است که در سال ۲۰۲۶ میلادی حدود ۴۲۶ میلیون زن و دختر در فقر شدید زندگی می‌کنند. این سازمان با نشر گزارشی تحت عنوان «چشم‌انداز جنسیتی ۲۰۲۶» گفته است که روند دستیابی به برابری جنسیتی با کندی جدی مواجه است، به‌گونه‌ای که با ادامه روند کنونی، تحقق برابری جنسیتی در جهان حدود ۱۷۱ سال زمان خواهد برد. این گزارش وضعیت زنان و دختران را در چارچوب اهداف توسعه پایدار بررسی کرده است. بر بنیاد یافته‌های این گزارش، در سال ۲۰۲۴ میلادی حدود ۹.۹ درصد زنان در مقایسه با ۹.۵ درصد مردان در فقر شدید زندگی می‌کردند. این شکاف به‌ویژه در میان جوانان ۱۵ تا ۳۴ ساله بیشتر است. همچنین گزارش نشان می‌دهد که زنان در ساختارهای قدرت و تصمیم‌گیری حضور محدودی دارند. آنان تنها ۲۷.۴ درصد کرسی‌های پارلمان‌های ملی و ۱۹ درصد وزارتخانه‌های اقتصادی را در اختیار دارند. از مجموع ۱۷۵ رئیس دادگاه عالی در جهان نیز تنها ۳۱ نفر زن هستند. در ادامه آمده است که در حوزه خشونت علیه زنان، یافته‌ها نشان می‌دهد که نزدیک به یک‌سوم زنان جهان در طول زندگی خود خشونت فیزیکی یا جنسی را تجربه کرده‌اند. همچنان در یک سال گذشته، ۳۱۶ میلیون زن قربانی خشونت فیزیکی یا جنسی از سوی شریک زندگی خود شده‌اند. نابرابری در بازار کار نیز همچنان پابرجاست. زنان و دختران به‌طور متوسط ۲.۵ برابر بیشتر از مردان وقت خود را صرف کارهای خانگی و مراقبتی بدون دستمزد می‌کنند. نرخ مشارکت زنان ۲۵ تا ۵۴ ساله در نیروی کار نیز ۶۳.۹ درصد است؛ در حالی که این رقم برای مردان به ۹۲ درصد می‌رسد. همچنین بخش زنان سازمان ملل نسبت به کاهش منابع مالی اختصاص‌یافته به برابری جنسیتی هشدار داده است. بر اساس این گزارش، بودجه سازمان‌های مدافع حقوق زنان ۲۸ درصد کاهش یافته و حمایت مالی از برنامه‌های برابری جنسیتی به پایین‌ترین سطح از سال ۲۰۲۱ رسیده است. این گزارش تاکید می‌کند که هیچ‌یک از شاخص‌های هدف پنجم توسعه پایدار، یعنی برابری جنسیتی، در مسیر تحقق تا سال ۲۰۳۰ قرار ندارد. بخش زنان سازمان ملل در واکنش به این وضعیت خواستار افزایش سرمایه‌گذاری در نظام‌های حمایت اجتماعی، خدمات صحی، آموزش و تقویت نهادهای مدافع حقوق زنان شده است. این درحالی ا‌ست که در افغانستان زنان و دختران با محدودیت‌های گسترده در زمینه آموزش، کار و مشارکت اجتماعی روبرو هستند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 84 بازدید

منابع محلی از ولایت قندهار می‌گویند که یک زن ۲۳ ساله در ولسوالی دند این ولایت، در پی خشونت خانواد‌گی خود را حلق‌آویز کرده و جان باخته است. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این زن شب گذشته (پنج‌شنبه، ۱۵ عقرب) در منطقه «کلچ‌آباد» از مربوطات ولسوالی دند خود را حلق‌آویز کرده و جان باخته است. منبع تاکید کرد که این زن باشنده اصلی ولایت ارزگان بوده که حدود پنج ماه پیش، به‌دلیل خشونت‌های شوهرش، به خانه پدرش پناه برده بود. این رویداد در حالی رخ می‌دهد که چندی پیش نیز یک عروس در روز عروسی‌اش در همین ولسوالی، پس از یک مشاجره لفظی، از سوی ماما داماد با شلیک گلوله کشته شده بود. باید گفت که میزان خودکشی زنان و دختران در سراسر افغانستان پس از تسلط حکومت فعلی به‌طور چشم‌گیری افزایش یافته است. بیماری‌های روانی، عدم دسترسی به خدمات صحی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی خودکشی‌ها در بین زنان و جوانان بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 87 بازدید

منابع محلی از ولایت بادغیس می‌گویند که یک مرد در ولسوالی بالامرغاب این ولایت، دو خانم برادرش را به قتل رسانده است. دست‌کم دو منبع گفتند که این فرد گلبدین نام داشته و روز گذشته (دوشنبه، ۱۱ عقرب) دو خانم برادرش را به قتل رسانده و سپس بازداشت شده است. منبع تاکید کرد که حدود ۲۰ روز پیش، برادر گلبدین به‌دلیل ناسازگاری با دو همسرش خودکشی کرده بود. منبع افزوده است که از این دو زن، هشت کودک بی‌سرپرست به‌جا مانده‌اند. منبع درباره انگیزه قتل و چگونگی وقوع این رویداد جزییات بیش‌تر ارایه نشده است. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


6 روز قبل - 116 بازدید

یونسکو یا سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از سال ۲۰۰۶ میلادی تا سال ۲۰۲۵ میلادی بیش از هزار و ۶۰۰ خبرنگار در جهان کشته شده‌اند. این نهاد امروز (دوشنبه،‌ ۱۱ عقرب) به‌مناسبت «روز جهانی پایان دادن به مصونیت از مجازات جنایات علیه خبرنگاران» گفته است که تنها در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ میلادی، ۱۸۹ خبرنگار در حملات خشونت‌آمیز کشته شده‌اند؛ از جمله ۵۰ نفر در حملات پهپادی در شش منطقه‌ی جنگی که نشان‌دهنده‌ی ظهور تهدیدات جدید مبتنی بر فناوری برای خبرنگاران است. در اعلامیه آمده است که بااین‌حال، نرخ جهانی مصونیت از مجازات برای جنایات علیه خبرنگاران همچنان ۸۵ درصد است و نزدیک شش مورد از هفت مورد قتل خبرنگاران، همچنان از نگاه قضایی حل‌نشده باقی مانده‌اند. این نهاد گفته است که مصونیت از مجازات به تکرار قتل‌ها می‌انجامد و اغلب نشانه‌ای از تشدید مناقشات و فروپاشی نظام‌های حقوقی و قضایی است. یونسکو تصریح کرد که مصونیت از مجازات، با سرپوش گذاشتن بر نقض‌های فاحش حقوق بشر، فساد و جنایات، به کل جامعه آسیب می‌رساند. یونسکو از دولت‌ها، جامعه‌ی مدنی، رسانه‌ها و تمامی کسانی که دغدغه‌ی حفظ حاکمیت قانون را دارند، خواسته است تا به تلاش‌های جهانی برای پایان دادن به مصونیت از مجازات جنایات علیه خبرنگاران بپیوندند. این نهاد گفته است که نرخ مصونیت از مجازات در کشورها نیز از سال ۲۰۱۲ با ۱۷ درصد کاهش به ۷۷ درصد رسیده است. یونسکو می‌گوید که کارزاری را با شعار‌ «تهدیدها تغییر می‌کند، اما مصونیت از مجازات باقی است» راه‌اندازی و در آن توجه را به تهدیدهای در حال تحول پیش روی روزنامه‌نگاران و الگوهای مختلف مصونیت از مجازات در محیط‌های جنگی و غیرجنگی جلب می‌کند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 116 بازدید

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که روزانه دست‌کم ۲۵ زن و دختر در درگیری‌های مسلحانه در سراسر جهان کشته می‌شوند. این سازمان امروز (چهارشنبه، ۶ عقرب/ ۲۸ اکتوبر) با نشر در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که سهم زنان و دختران از تلفات غیرنظامیان در مقایسه با سال ۲۰۲۱ میلادی دو برابر شده است. این سازمان در اعلامیه‌اش تاکید کرده است که زنان و دختران بهای جنگ را می‌پردازند، اما همچنان تا حد زیادی از روند صلح‌سازی کنار گذاشته می‌شوند. سازمان ملل در ادامه افزوده است که افزایش سهم زنان و دختران از تلفات غیرنظامیان، نشان‌دهنده پیامدهای سنگین درگیری‌های مسلحانه بر زند‌گی آنان است. همچنین این سازمان بر ضرورت مشارکت زنان در روندهای صلح تاکید کرده است زیرا با وجود تحمل پیامدهای جنگ، زنان همچنان از نقش‌آفرینی در تلاش‌ها برای برقراری صلح محروم می‌مانند. بخش زنان سازمان ملل نیز گزارش داده بود که حدود ۷۵۰ میلیون زن و دختر اکنون در فاصله ۵۰ کیلومتری مناطق فعال درگیری زند‌گی می‌کنند، رقمی که در مقایسه با سال ۲۰۲۴ حدود ۴۰ میلیون تن افزایش یافته و از سال ۱۹۹۰ تا کنون بی‌سابقه است.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 107 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که روزانه دست‌کم ۲۵ زن و دختر در درگیری‌های مسلحانه در سراسر جهان کشته می‌شوند. این سازمان با نشر گزارشی درباره زنان، صلح و امنیت گفته است که شمار زنان و دختران کشته ‌شده در درگیری‌های مسلحانه از سال ۲۰۲۱ میلادی دو برابر شده است. در گزارش آمدهد است که در سال گذشته‌ی میلادی بیش از ۳۷ هزار غیرنظامی در درگیری‌ها کشته شدند. زنان و دختران یک‌چهارم قربانیان این رویدادها را تشکیل می‌دادند. بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرد که اکنون حدود ۷۵۰ میلیون زن و دختر در فاصله ۵۰ کیلومتری مناطق درگیر جنگ زندگی می‌کنند. این رقم در مقایسه با سال ۲۰۲۴ میلادی، ۴۰ میلیون نفر افزایش یافته است. همچنین سیما باهوس، مدیر اجرایی بخش زنان سازمان ملل متحد، گفته است که اکنون شمار بیشتری از زنان و دختران نسبت به هر زمان دیگری در چند دهه گذشته در دام جنگ گرفتار شدند. سازمان ملل نوشته است برای زنان و دخترانی که در دام جنگ گرفتار شده‌اند، تهدیدها تنها به بمباران محدود نمی‌شود. موارد خشونت جنسی مرتبط با درگیری‌ها بین سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ تقریباً چهار برابر افزایش یافته است. همچنین در بخشی از گزارش آمده است که جنگ زنان را بیشتر به فقر سوق می‌دهد و بار کارهای مراقبتی بدون دستمزد را بر دوش آنان سنگین‌تر می‌کند. به گفته‌ی سازمان ملل، حدود ۱۷۰ میلیون زن و دختر همزمان در مناطق درگیر جنگ و فقر شدید زندگی می‌کنند. این شمار نزدیک به ۴۰ درصد از مجموع زنان و دخترانی را تشکیل می‌دهد که در سراسر جهان در فقر شدید به‌سر می‌برند. ملل متحد نوشته در کشورهای آسیب‌دیده از درگیری، زنان و دختران پنج برابر بیشتر از مردان و پسران وقت خود را صرف کارهای خانگی و مراقبتی بدون دستمزد می‌کنند. سازمان ملل متحد خواستار رعایت قوانین بین‌المللی و پایان دادن به مصونیت از مجازات شده است.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 159 بازدید

دوازده سال پیش، زمانی که به خانه‌ی شوهر رفت، شاید تصور می‌کرد زندگی تازه‌ای را آغاز کرده است؛ زندگی‌ای که در آن می‌توانست در کنار همسرش روزهای آرامی بسازد، فرزندانش را بزرگ کند و مانند هر زن دیگری برای آینده‌ی خانواده‌اش امید داشته باشد. اما سال‌ها گذشت و آنچه برای این زن حدوداً سی‌ساله باقی ماند، نه آرامش و امنیت، بلکه خشونتی بود که به گفته‌ی او، از همان آغاز زندگی مشترک از سوی شوهر و مادرشوهرش تجربه می‌کرد. او در خانه‌ای زندگی می‌کرد که باید پناهگاهش می‌بود، اما به‌تدریج به مکانی تبدیل شد که تحمل روزهایش برایش دشوارتر می‌شد. خانواده‌ی پدری‌اش نیز حمایت چندانی از او نمی‌کردند و همین وضعیت، راه رهایی از شرایط دشوار را برایش محدودتر ساخته بود. دوازده سال زمان کوتاهی نیست. در این مدت، یک دختر می‌تواند بزرگ شود، به جوانی برسد و صاحب فرزند شود؛ اما برای این زن، سال‌های زندگی مشترک با رنج‌هایی همراه بود که سرانجام او را به نقطه‌ای رساند که دیگر توان تحمل شرایطش را نداشت. او مادر دو دختر و یک پسر است؛ سه کودکی که در جریان این سال‌ها بخش مهمی از زندگی‌اش شدند و اکنون سرنوشت‌شان با وضعیت مادرشان گره خورده است. با وجود مسئولیت مادری، فشارهای زندگی و خشونتی که تجربه می‌کرد، ظاهراً نتوانسته بود راهی مطمئن برای رهایی از این وضعیت پیدا کند. وقتی زنی در زندگی مشترک با خشونت روبه‌رو می‌شود، همیشه این امکان را ندارد که به‌سادگی خانه را ترک کند و زندگی مستقلی برای خود بسازد. مسئولیت فرزندان، وابستگی اقتصادی، نگرانی از آینده و نبود حمایت خانوادگی می‌توانند تصمیم‌گیری را برای او دشوار کنند. گاهی زن به امید تغییر رفتار همسرش به زندگی ادامه می‌دهد؛ گاهی برای جلوگیری از فروپاشی خانواده سکوت می‌کند و گاهی نیز از ترس این‌که پس از بازگشت به خانه‌ی پدر با سرزنش یا بی‌مهری روبه‌رو شود، دردهایش را پنهان نگه می‌دارد. درباره‌ی تمام جزئیات زندگی این زن اطلاعاتی در دست نیست، اما آنچه از وضعیت او روشن است، این است که طی سال‌های طولانی با خشونت خانوادگی مواجه بوده و از حمایت کافی خانواده‌ی پدری‌اش نیز برخوردار نبوده است. برای او، خانه‌ی پدر نیز نتوانسته بود به پناهگاهی مطمئن تبدیل شود. در شرایطی که زنی از سوی شوهر و مادرشوهرش خشونت را تجربه می‌کند، حمایت خانواده‌ی خودش می‌تواند نقشی اساسی در حفاظت از او داشته باشد. شنیدن حرف‌هایش، جدی گرفتن شکایت‌هایش و فراهم کردن زمینه‌ی زندگی امن می‌تواند به او کمک کند تا پیش از آن‌که شرایط به مرحله‌ای خطرناک برسد، راه دیگری برای ادامه‌ی زندگی پیدا کند. اما وقتی زنی احساس کند که در خانه‌ی شوهر آرامش ندارد و در خانه‌ی پدر نیز کسی نیست که به‌طور جدی از او حمایت کند، ممکن است خود را میان دو راه دشوار گرفتار ببیند: ماندن در محیطی آزاردهنده یا رفتن به جایی که نمی‌داند آیا پذیرفته خواهد شد یا نه. حدود ده روز پیش، فشارهای زندگی این زن به مرحله‌ای خطرناک رسید. او که سال‌ها با خشونت خانوادگی روبه‌رو بوده است، تصمیم گرفت با نوشیدن تیزاب به زندگی خود پایان دهد. این اقدام نشان‌دهنده‌ی بحرانی جدی در وضعیت او بود؛ لحظه‌ای که به نظر می‌رسید رنج‌های انباشته‌شده، او را به جایی رسانده‌اند که دیگر راهی برای رهایی نمی‌دید. او تیزاب نوشید، اما جانش را از دست نداد. زنده ماند، هرچند پیامدهای این اقدام بسیار سنگین بود و اکنون در یکی از شفاخانه‌های دولتی کابل بستری است. بر اساس اطلاعات ارائه‌شده، تیزاب به بخش‌های مهم بدن او آسیب رسانده و لب‌ها و معده‌اش به‌شدت صدمه دیده‌اند. وضعیت او چنان دشوار است که ادامه‌ی درمان و مراقبت‌های پزشکی برایش اهمیت حیاتی دارد. آنچه در این میان دردناک است، این است که زنی که سال‌ها در جست‌وجوی آرامش بوده، اکنون برای زنده ماندن و بهبود آسیب‌هایش به مراقبت‌های درمانی نیاز دارد. اقدامی که در اوج ناامیدی انجام داده بود، به‌جای پایان دادن به رنج‌هایش، او را با آسیب‌های شدید جسمی روبه‌رو کرده است. در چنین شرایطی، نباید رنج این زن را تنها به اقدامی که حدود ده روز پیش انجام داده است، محدود کرد. پرسش مهم‌تر این است که چه شرایطی در زندگی او وجود داشت که به چنین نقطه‌ای رسید؟ چرا خشونتی که به گفته‌ی او از سال‌های نخست ازدواج ادامه داشته، نتوانسته بود به‌موقع متوقف شود؟ چرا او احساس می‌کرد که از سوی خانواده‌ی پدری‌اش نیز حمایت کافی ندارد؟ پاسخ به این پرسش‌ها به بررسی دقیق وضعیت زندگی او نیاز دارد، اما همین اطلاعات نشان می‌دهد که خشونت خانوادگی را نمی‌توان موضوعی ساده یا اختلافی عادی میان اعضای خانواده دانست. خشونت در زندگی مشترک ممکن است شکل‌های گوناگونی داشته باشد؛ از تحقیر و تهدید گرفته تا آزار جسمی و محدود کردن آزادی فرد. تداوم چنین شرایطی می‌تواند سلامت روانی و احساس امنیت زن را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد. وقتی این وضعیت سال‌ها ادامه پیدا کند و فرد راهی برای دریافت کمک نداشته باشد، فشارها ممکن است به‌تدریج انباشته شوند و احساس درماندگی را در او افزایش دهند. به همین دلیل، رسیدگی به خشونت خانوادگی نباید تا زمانی به تعویق بیفتد که قربانی با آسیب جدی جسمی یا بحرانی روانی روبه‌رو شود. شنیدن صدای قربانیان، جدی گرفتن نشانه‌های خشونت و فراهم کردن راه‌های دسترسی به حمایت می‌تواند در جلوگیری از پیامدهای جبران‌ناپذیر نقش مهمی داشته باشد. اکنون این زن در شفاخانه بستری است و به درمان، مراقبت و حمایت نیاز دارد. آسیب‌های ناشی از نوشیدن تیزاب ممکن است به درمان تخصصی و طولانی‌مدت نیاز داشته باشند و پیامدهای آن‌ها می‌توانند زندگی روزمره‌ی او را برای مدت زیادی تحت تأثیر قرار دهند. در کنار درمان جسمی، رسیدگی به وضعیت روانی او نیز اهمیت دارد؛ زیرا او پس از سال‌ها تجربه‌ی خشونت و اقدامی که جانش را به خطر انداخته است، به حمایت حرفه‌ای و محیطی امن نیازمند است. تأمین امنیت او باید بخشی جدایی‌ناپذیر از روند کمک‌رسانی باشد تا پس از درمان دوباره در معرض همان شرایط آزاردهنده قرار نگیرد. سه فرزند این زن نیز در این میان نباید فراموش شوند. دو دختر و یک پسر او اکنون با بستری بودن مادرشان روبه‌رو هستند؛ مادری که سال‌ها بخشی از زندگی روزمره‌ی آن‌ها بوده است. کودکان در چنین شرایطی ممکن است با ترس، سردرگمی و نگرانی درباره‌ی آینده مواجه شوند. آنان نیز به مراقبت و حمایت نیاز دارند تا از پیامدهای این رویداد آسیب کمتری ببینند. کمک به مادر و حمایت از فرزندانش باید هم‌زمان مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا سلامت و امنیت کودکان نیز به شرایط خانوادگی و وضعیت مراقبت از آنان وابسته است. این رویداد همچنین یادآور اهمیت حمایت خانواده‌ها از زنانی است که خشونت را تجربه می‌کنند. زنی که به دلیل آزار از خانه‌ی شوهر بیرون می‌آید، نباید با سرزنش، تحقیر یا بی‌توجهی روبه‌رو شود. او بیش از هر چیز به شنیده شدن، امنیت و فرصتی برای تصمیم‌گیری درباره‌ی آینده‌ی خود نیاز دارد. حمایت خانواده‌ی پدری، دسترسی به خدمات اجتماعی و روانی و پیگیری قانونی خشونت می‌توانند در جلوگیری از تکرار چنین رویدادهایی نقش مهمی داشته باشند. حمایت واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که زن در لحظه‌های دشوار تنها گذاشته نشود و برای یافتن راهی امن، فرصت و امکانات لازم را در اختیار داشته باشد. او اکنون زنده است، اما زنده ماندنش به معنای پایان رنج‌هایش نیست. زخم‌های جسمی او نیازمند درمان‌اند و سال‌های خشونت نیز نباید نادیده گرفته شوند. آنچه این زن به آن نیاز دارد، تنها بهبود جسمی نیست؛ او باید بتواند در محیطی امن زندگی کند، از حمایت برخوردار باشد و بدون ترس برای آینده‌ی خود و فرزندانش تصمیم بگیرد. بهبود وضعیت او زمانی امکان‌پذیرتر خواهد بود که در کنار مراقبت‌های پزشکی، عوامل خشونت نیز جدی گرفته شوند و برای حفاظت از او در برابر آسیب‌های بیشتر اقدام شود. دوازده سال پس از آغاز زندگی مشترکش، این زن اکنون بر بستر شفاخانه‌ای در کابل افتاده است؛ مادری که روزگاری برای ساختن زندگی تلاش می‌کرد، اما پس از سال‌ها تجربه‌ی خشونت، به مرحله‌ای از ناامیدی رسید که جان خود را در معرض خطر قرار داد. او از مرگ نجات یافته است، اما پرسش‌های بسیاری درباره‌ی امنیت، آینده و حمایت از او و فرزندانش همچنان باقی مانده‌اند. پاسخ به این پرسش‌ها تنها به بررسی گذشته‌ی او محدود نمی‌شود، بلکه به این بستگی دارد که اکنون چه کسانی برای درمان، امنیت و بازگشت امید به زندگی او و فرزندانش گام برمی‌دارند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 132 بازدید

منابع محلی از ولایت قندهار می‌گویند که یک مرد در ولسوالی اسپین‌بولدک این ولایت ابتدا همسرش را با شلیک گلوله کشته و سپس با شلیک گلوله به خودش، خودکشی کرده است. دست‌کم دو منبع گفتند که این رویداد امروز (دوشنبه، ۴ عقرب) در منطقه‌ی منار چوک از مربوطات ولسوالی اسپین‌بولدک رخ داده است. منبع تاکید کرد که مرد کشته‌ شده اورنگ نام داشت، ۳۰ ساله بود. به گفته‌ی منبع اورنگ اصالتاً باشنده‌ی ولایت سرپل بود؛ اما مدت زیادی می‌شد که در قندهار زندگی می‌کرد. تاکنون علت اصلی این رویداد روشن نیست و جزئیات بیشتری نیز در این باره منتشر نشده است. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب