برچسب: #خشونت

5 ساعت قبل - 70 بازدید

منابع محلی از ولایت ولایت بدخشان می‌گویند که لیلما، همسر سلام مفتون، آوازخوان محلی، توسط تفنگ‌داران ناشناس در این ولایت تیرباران شده است. دست‌کم دو منبع به رسانه گوهرشاد گفته‌اند که این رویداد حوالی ساعت ۸:۳۰ صبح امروز (پنج‌شنبه، ۱۷ ثور) در روستای صیاد از مربوطات ولسوالی اشکاشم ولایت بدخشان رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که لیلما همسر سلام مفتون هنگام رفتن به کارگاه خیاطی‌اش، با سلاح شکاری توسط افراد ناشناس زخمی شده و در مسیر شفاخانه جان باخته است. همچنین احسان‌الله کامگار، سخنگوی فرماندهی پولیس بدخشان، این رویداد را تایید کرده و گفته است که تحقیقات در این زمینه جریان دارد. همچنین منابع گفته‌اند که لیلما پیرو مذهب اسماعیلیه بوده است. مسوولان صحی کلینیک اشکاشم مرگ او را تایید کرده‌اند اما تا کنون هیچ فرد یا گروهی مسوولیت این حمله را نپذیرفته و هدف این حمله همچنان روشن نیست. این رویداد در حالی صورت می‌گیرد که ‏ناامنی‌ها، قتل‌های هدفمند، دزدی‌های مسلحانه و ناپدید شدن افراد در روزهای اخیر، در شماری از ولایت‌های افغانستان افزایش یافته است. روز گذشته یک دختر ۱۲ ساله در ولسوالی راغستان به قتل رسید و چندی پیش نیز بدریه جلالی، زن بدخشانی در کابل ترور شده بود. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان به‌دست اعضای خانواده‌های‌شان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


10 ساعت قبل - 66 بازدید

منابع محلی از ولایت بدخشان می‌گویند که یک دختر ۱۲ ساله در این ولایت توسط افراد ناشناس و به‌گونه مرموز به قتل رسیده است. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این رویداد چند روز پیش در روستای «خلدسک» از مربوطات ولسوالی راغستان رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که این دختر «بی‌بی خدیجه» نام داشته و برای آوردن آب آشامیدنی رفته بود که جسد این دختر پس از حدود نیم ساعت در فاصله حدود ۱۴ متری یک چای آب توسط مادر و خواهرش پیدا شده است. منبع در ادامه افزوده است که تا اکنون انگیزه دقیق قتل روشن نیست. به گفته‌ی منابع، دو تن به اتهام دست داشتن در این قضیه بازداشت شده‌ بودند اما دوباره آزاد شده‌اند. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان به‌دست اعضای خانواده‌های‌شان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 86 بازدید

پارلمان ایالت کاتالونیا در اسپانیا «تبعیض ساختاری و خشونت سیستماتیک» علیه هزاره‌ها در افغانستان را به شدت محکوم کرد و از جامعه‌ی جهانی خواست سازوکارهای مستقل برای تحقیق و پیگرد عاملان این جنایات ایجاد کند. این پارلمان با نشر اعلامیه‌ای خواستار حمایت از پناهندگان هزاره و تقویت سیاست‌های اسکان شده و بر وخامت وضعیت افغانستان در سال‌های اخیر و اعمال محدودیت‌ها بر حقوق زنان و دختران و اقلیت‌های قومی و مذهبی اشاره کرده است. در اعلامیه آمده است که هزاره‌ها در افغانستان تاریخ طولانی از «طرد، سرکوب، تبعیض و خشونت سازمان‌یافته» به‌دلیل هویت قومی و مذهبی خود تجربه کرده‌اند. این اعلامیه با مروری بر پیشینه تاریخی، از «مرحله نخست خشونت گسترده، نظام‌مند و دولتی» علیه هزاره‌ها در اواخر قرن نوزدهم در دوران حکومت عبدالرحمن‌ خان یاد کرده است. همچنین پارلمان کاتالونیا در این اعلامیه به موجی از خشونت‌ها علیه هزاره‌ها در سال‌های پس از ۲۰۰۱ میلادی و تشدید بیشتر آن در این دوره اشاره کرده است. پارلمان کاتالونیا در بخشی از اعلامیه‌اش بر حمایت از حقوق قربانیان و پناه‌جویان هزاره از جمله حفاظت انسانی، سیاست‌های پناه‌دهی و سازوکارهای اسکان، تاکید کرده است. پارلمان کاتولونیا از اتحادیه اروپا و سازمان ملل نیز درخواست کرده تا سازوکارهای مستقل تحقیق و مستندسازی جنایات علیه هزاره‌ها را ایجاد یا پشتیبانی کنند. باید گفت که پیشتر شورای شهر بارسلونا در اسپانیا نیز با تصویب یک اعلامیه، درباره وضعیت هزاره‌ها در افغانستان ابراز نگرانی کرده و از جامعه‌ی جهانی خواست تا برای حفاظت از غیرنظامیان و جلوگیری از تشدید خشونت‌ها اقدام فوری انجام دهد.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 107 بازدید

منابع محلی از ولایت هرات می‌گویند که جسد سر‌بُریده‌ی یک زن در مسیر جاده‌ی ابریشم، از مربوطات مرکز این شهر پیدا شده است. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این جسد صبح امروز (سه‌شنبه، ۱۵ ثور) در جاده‌ی ابریشم پیدا شده و باعث نگرانی گسترده در میان باشندگان منطقه شده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که جسد توسط شماری از باشندگان این ساحه در کنار جاده مشاهده و آنان موضوع را به نیروهای امنیتی مربوطه اطلاع داده‌اند. منبع در مورد هویت و انیگزه‌ی قتل این زن جزییات ارائه نکرده است. مسوولان محلی در ولایت هرات تا اکنون در این مورد چیزی به رسانه‌ها نگفته‌اند. پیشتر نیز یک زن جوان به شکل فجیع در ولسوالی پسابند غور به قتل رسید که نگرانی‌ها را نسبت به وضعیت زنان افزایش داده است. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان به‌دست اعضای خانواده‌های‌شان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 63 بازدید

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد می‌گوید که در حال حاضر ۸۵ درصد از جرایم علیه خبرنگاران بدون بررسی و مجازات باقی می‌مانند. آقای گوترش با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود هشدار داده است که در سال‌های اخیر کشتن هدفمند و عامدانه خبرنگاران در سراسر جهان افزایش یافته است. وی در ادامه تاکید کرده است که تمام آزادی‌ها وابسته به آزادی رسانه‌هاست و بدون آزادی رسانه‌ها، صلح، توسعه پایدار و حقوق بشر در جوامع نهادینه نمی‌شود. دبیرکل سازمان ملل متحد بدون پیگرد باقی ماندن جرایم علیه خبرنگاران را سطح «غیرقابل قبول» مصئونیت توصیف کرد و افزوده است که فشارهای اقتصادی، فناوری‌های جدید و سانسور آزادی رسانه‌ها را تحت «فشار بی‌سابقه‌» قرار داده‌ است. آنتونیو گوترش تصریح کرد که تصور بسیاری بر این است که نخستین قربانی جنگ حقیقت است، اما، نخستین قربانیان جنگ خبرنگاران و کارکنان رسانه‌ای هستند که زندگی خود را به خطر می‌اندازند تا حقیقت را گزارش کنند. همچنین آقای گوترش علاوه کرد: «نه‌تنها در جنگ، بلکه در هر جای جهان که قدرتمندان از بررسی و نظارت بیم دارند، خبرنگاران و کارکنان رسانه‌ای با خطر سانسور، تهدید، آزار و اذیت و حتا مرگ روبرو هستند.» او افزود زمانی که مسائل عمومی تحریف شود، انسجام اجتماعی تضعیف می‌شود. اما زمانی که روزنامه‌نگاری تضعیف شود، بحران‌ها بسیار عمیق‌تر می‌شوند. او تاکید و تکرار کرد که تمام آزادی‌ها وابسته به آزادی مطبوعات است. این مقام ملل متحد از کشورها خواست از حقوق خبرنگاران حفاظت کنند و جهانی بسازند که در آن حقیقت و حقیقت‌گویان در امنیت باشند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 71 بازدید

کوچه از همان صبح زود بیدار می‌شد، اما نه با صدای خنده و رفت‌وآمدی که نشانه‌ی زندگی باشد، بلکه با صداهای خفه و محتاط؛ درهایی که آهسته باز و بسته می‌شدند، زن‌هایی که دبه‌های آب را با احتیاط می‌کشیدند و کودکانی که انگار از همان کودکی یاد گرفته بودند زیاد دیده نشوند. در یکی از همین پس‌کوچه‌های خاک‌گرفته‌ی کابل، خانه‌ای بود که بیشتر به یک اتاق فرسوده شباهت داشت تا جایی برای زندگی؛ سقفش ترک برداشته بود، دیوارهایش نم‌کشیده و دروازه‌اش زنگ‌زده بود. در همان خانه، دختری زندگی می‌کرد که سرنوشتش پیش از آن‌که خودش بتواند برایش تصمیم بگیرد، رقم خورده بود؛ دختری به نام «شبانه»؛ قصه‌اش شبیه صدها روایت ناگفته‌ی دیگر در همین شهر، همین کوچه‌ها و همین سکوت‌ها بود. شبانه بیست سال داشت، اما چهره‌اش نشان می‌داد سال‌ها بیشتر از سنش زیسته است؛ نه زندگی به معنای رشد و تجربه، بلکه به معنای تحمل و کنار آمدن با چیزهایی که هیچ دختری در آن سن نباید با آن روبه‌رو شود. او در خانواده‌ای به دنیا آمده بود که فقر در آن مانند سایه‌ای دائمی حضور داشت. پدرش سال‌ها در کارهای شاقه کار کرده بود؛ از ساختمان‌سازی تا باربری در بازار، اما هیچ‌گاه نتوانسته بود زندگی را از لبه‌ی سقوط دور کند. قرض‌ها یکی پس از دیگری جمع شده بودند؛ برای درمان بیماری، برای زمستان‌های سرد، برای روزهایی که کار نبود و نان هم پیدا نمی‌شد. در چنین خانه‌ای، آرزوها معمولاً فرصت رشد پیدا نمی‌کنند، اما شبانه هنوز در دلش چیزی داشت؛ میل خاموشی برای بیرون رفتن از این وضعیت، برای درس خواندن، برای داشتن زندگی‌ای که در آن انتخاب معنا داشته باشد. اما در واقعیت‌های سختی که بسیاری از خانواده‌ها در افغانستان با آن روبه‌رو هستند، انتخاب اغلب به واژه‌ای بی‌معنا تبدیل می‌شود. وقتی قرض‌ها بالا می‌گیرد و راهی برای پرداخت باقی نمی‌ماند، تصمیم‌هایی گرفته می‌شود که بیشتر شبیه معامله‌اند تا انتخاب. برای پدر شبانه نیز همین اتفاق افتاد. او در برابر مردی قرار گرفت که نه با نیت ساختن زندگی مشترک، بلکه با حساب‌وکتاب دقیق آمده بود؛ مردی چهل‌وپنج‌ساله، دارای همسر و کودکی سه‌ساله، که پیشنهادی ساده اما ویرانگر داد: بخشش قرض‌ها در برابر ازدواج با شبانه. در آن شب، وقتی موضوع در خانه مطرح شد، سکوتی سنگین همه‌جا را گرفت. مادر اشک می‌ریخت اما صدایش درنمی‌آمد، پدر از نگاه کردن به چشمان دخترش فرار می‌کرد، و شبانه در گوشه‌ای نشسته بود؛ چشمانی که انگار در همان لحظه همه‌ی رویاهایش را بدرقه می‌کردند. هیچ‌کس از او نپرسید چه می‌خواهد یا چه احساسی دارد. در آن شرایط، رضایت او اهمیتی نداشت؛ مسئله زنده ماندن خانواده بود، نه آینده‌ی یک دختر. و شبانه، بی‌آن‌که چیزی بگوید، پذیرفت؛ یا شاید بهتر است گفت: وادار به پذیرش شد. مراسم، بیشتر شبیه گردهمایی‌ای بی‌روح بود تا عروسی. نه موسیقی‌ای، نه لبخندی از دل، نه نشانی از امید. لباس سفید بر تن شبانه، بیش از آن‌که آغاز باشد، شبیه نشانه‌ای از پایان بود. وقتی از خانه بیرون رفت، تنها یک‌بار پشت سرش نگاه کرد؛ نگاهی کوتاه اما پر از ناگفته‌ها. شاید در همان لحظه بخشی از وجودش برای همیشه در همان خانه جا ماند. خانه‌ی شوهرش در یکی از همان کوچه‌های تنگ کابل قرار داشت؛ جایی که دیوارها بلند بودند و نور به سختی به داخل می‌رسید. فضا سنگین بود، گویی سال‌ها خشونت و سکوت در دیوارها نفوذ کرده باشد. زن اول مرد هنوز در آن خانه زندگی می‌کرد؛ زنی که روزگاری شاید شبیه شبانه بوده، اما اکنون به حضوری خاموش تبدیل شده بود. نگاهش به شبانه نه خصومت داشت و نه مهربانی؛ فقط تهی بود، شبیه کسی که دیگر هیچ انتظاری از زندگی ندارد. روزهای نخست برای شبانه با ترس و تلاش برای سازگاری گذشت. زودتر از همه بیدار می‌شد، خانه را تمیز می‌کرد، غذا آماده می‌ساخت و حتی نفس کشیدنش را هم کنترل می‌کرد تا مزاحم نباشد. اما در خانه‌ای که خشونت به بخشی از ساختار آن تبدیل شده، هیچ تلاشی کافی نیست. شوهرش مردی بود که خشم را بی‌مقدمه نشان می‌داد؛ صدایش ناگهان بالا می‌رفت و دست‌هایش بدون تردید فرود می‌آمدند. بهانه‌ها گاهی کوچک بودند و گاهی نامعلوم، اما نتیجه همیشه یکسان بود: لت‌وکوب، تحقیر و سکوت. در این میان، تنها روشنایی کوچک زندگی شبانه، کودک سه‌ساله‌ای بود که در همان خانه زندگی می‌کرد؛ پسری از زن اول مرد. او اغلب ساکت بود و در گوشه‌ای می‌نشست. شاید به شبانه نزدیک شد چون در میان آن همه سردی، تنها کسی که به او لبخند می‌زد همین دختر جوان بود. شبانه برایش قصه می‌گفت، برایش غذا می‌گذاشت و شب‌ها کنارش می‌نشست تا نترسد. در دلش حسی شبیه مادری شکل گرفته بود؛ حسی کوتاه اما واقعی، که تنها معنای قابل‌تحمل آن روزها بود. اما حتی این حس نیز نتوانست او را از واقعیت خانه محافظت کند. روز پنجم، همه‌چیز به نقطه‌ی بی‌بازگشت رسید. روزی که مانند دیگر روزها آغاز شد، با کارهای تکراری و خستگی. اما وقتی مرد به خانه آمد، چیزی در نگاهش بود که ترس را در دل شبانه زنده کرد؛ خشمی سنگین‌تر از همیشه. بهانه‌ای کوچک کافی بود تا فریادها آغاز شود. شبانه تلاش کرد توضیح بدهد، اما کلماتش در میان صداها گم شدند. مرد جلو آمد. فاصله کوتاه شد. دستش بالا رفت. ضربه‌ها یکی پس از دیگری فرود آمدند؛ بی‌وقفه و بی‌رحم. شبانه به دیوار رسید، راهی برای عقب‌نشینی نداشت. کودک در گوشه‌ای ایستاده بود، با چشمانی وحشت‌زده و ناتوان. آخرین ضربه به سر شبانه خورد. برخورد با دیوار، صدایی کوتاه داشت؛ صدایی که برای او پایان بود. روی زمین افتاد، بی‌حرکت. خون آرام از پیشانی‌اش جاری شد. او را با شتاب به شفاخانه رساندند، اما زمان بازنمی‌گشت. داکتران از آسیب شدید مغزی و خون‌ریزی داخلی گفتند؛ امیدی کم‌رنگ. شبانه به کُما رفت؛ میان بودن و نبودن. پنج روز گذشت. مادرش آمد و بی‌صدا گریه کرد. پدرش بیرون ایستاد و سکوت کرد. هیچ‌کس آن فاصله میان زندگی و مرگ را پر نکرد. در روز پنجم، نفس‌هایش آرام شد و سپس متوقف گشت؛ بی‌خداحافظی، بی‌کلمه‌ای، بی‌فرصتی برای ماندن. خبر مرگش به کوچه رسید. زن‌ها جمع شدند، آه کشیدند، گفتند «بیچاره»، و سپس زندگی ادامه یافت؛ همان‌طور که همیشه ادامه پیدا می‌کند. کودک سه‌ساله در همان خانه ماند؛ با همان دیوارها، همان سکوت و همان پدر. شاید در ذهنش تصویری مبهم از مهربانی شبانه باقی بماند. او در گورستانی ساده دفن شد؛ بدون حرفی از آرزوهایش، بدون روایتی از آینده‌ای که هرگز فرصت نداشت. و حقیقت تلخ این است که شبانه تنها یک نام نیست. در بسیاری از گوشه‌های این سرزمین، چنین روایت‌هایی در سکوت تکرار می‌شوند؛ زیر سایه فقر، قرض و ساختارهایی که انتخاب را از زنان می‌گیرند. شبانه رفت، اما سکوتی که از او باقی مانده، هنوز در همان کوچه جریان دارد؛ سکوتی پر از حرف‌هایی که هیچ‌گاه گفته نشدند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 روز قبل - 96 بازدید

منابع محلی از ولایت فراه می‌گویند که یک زن در ولسوالی «بکوا» این ولایت توسط شوهرش به شکل بسیار فجیع به قتل رسیده است. دست‌کم دو منبع به رسانه گوهرشاد گفته‌اند که این رویداد روز (شنبه، ۱۲ ثور) بعد از مشاجره لفظی میان این زن و شوهر رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که شوهر این زن پس از انجام قتل از ساحه متواری شده است. به گفته‌ی منبع، دلیل و انگیزه‌ی این قتل مشکلات خانوادگی عنوان شده است. مسوولان محلی نیز در مورد آن ابراز نظر نکرده‌اند. پیشتر نیز یک زن جوان به شکل فجیع در ولسوالی پسابند غور به قتل رسید که نگرانی‌ها را نسبت به وضعیت زنان افزایش داده است. قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان به‌دست اعضای خانواده‌های‌شان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 143 بازدید

فعالان حقوق زن می‌گویند که یک زن جوان ۱۸ ساله در ولسوالی پسابند ولایت غور، پس از لت‌وکوب شدید و ریختن آب جوش توسط اعضای خانواده‌اش، جان باخته است. صنم کبیری، فعال حقوق زن با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که فرزانه، فرزند جمعه‌ و باشنده‌ی قریه جبیر ولسوالی پسابند، توسط شماری از اعضای خانواده شوهرش به قتل رسیده است. وی در ادامه تاکید کرده است که تنها یک سال از ازدواجش این زن جوان می‌گذشت و مادر یک کودک خردسال نیز بود، در پی خشونت شدید جان باخته است. در ادامه آمده است که فرزانه پیش از مرگ مورد لت‌وکوب شدید قرار گرفته و سپس آب جوش بر بدنش ریخته شده است. این فعال حقوق زن تاکید کرد که این رویداد در پنجم ثور سال روان رخ داده است؛ اما تا اکنون مقام‌های محلی طالبان در این مورد و بازداشت عاملان اظهارنظری نکرده‌اند. او می‌گوید که در این رویداد شش تن دست داشته اما اینکه آنا بازداشت شده یا خیر، جزییات نداده است. این فعال حقوق زنان می‌گوید که این رویداد تکان‌دهنده، بار دیگر چهره‌ی خشونت سیستماتیک علیه زنان را در جامعه نشان می‌دهد؛ جایی که یک زن جوان، در اوج جوانی و مادری، قربانی بی‌رحمی و بی‌عدالتی می‌شود. او افزود که فرزانه تنها یک نام نیست؛ او نماد صدها زنی‌ست که در سکوت و بی‌پناهی، قربانی خشونت می‌شوند. صدای او را خاموش کردند، اما روایتش باید شنیده شود.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 55 بازدید

منابع محلی از ولایت کابل می‌گویند یک زن در این شهر، با «نواسه مامایش» دعوای حقوقی داشته، در مرکز این ولایت تیرباران شده است. دست‌کم دو منبع امروز (سه‌شنبه، ۸ ثور) گفته‌اند که این رویداد در منطقه خیرخانه کابل از مرکز شهر کابل رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که این زن «بدریه» نام داشته و او باشنده اصلی ولایت بدخشان بوده است. منبع در ادامه افزوده است که این زن هنگام رفتن به سمت محکمه مورد تیراندازی قرار گرفته و به قتل رسیده است. همچنین رسانه‌های محلی گزارش داده‌اند که جسد این زن به طب عدلی انتقال داده شده است. در گزارش رسانه‌ها آمده است که نیروهای امنیتی حکومت سرپرست، وکیل مدافع این زن را بازداشت کرده‌اند. منابع خاطرنشان می‌کنند که این زن با شوهر سابق خود نیز دعوای حقوقی داشته و از وی جدا شده بود. این در حالی است که روز گذشته چهار عضو یک خانواده توسط افراد ناشناس در مرکز لوگر به قتل رسیدند. قابل ذکر است که قتل‌های مرموز و سرقت‌های مسلحانه در روزهای اخیر افزایش یافته است.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 79 بازدید

حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین کشور حملات تازه‌ی پاکستان به اهدافی در افغانستان از جمله دانشگاه سید جمال‌الدین افغان کنر را محکوم کرده و گفته است که این حملات را «بخشی از سیاست پاکستان برای نابودی ریشه‌های آموزش و توسعه در افغانستان» می‌داند. آقای کرزی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که پیش از این نیز حملات پاکستان باعث شده بود که دانش‌آموزان در روستای «بریکوت» ولسوالی ناری ولایت کنر، از آموزش محروم شوند. رییس‌جمهور پیشین افغانستان تاکید کرد: «از سازمان ملل متحد می‌خواهم که حملات نظامی پاکستان به مردم، خاک و تأسیسات ملی ما را به طور جدی بررسی، محکوم و در اسرع وقت متوقف کند. قابل ذکر است که مسوولان محلی حکومت سرپرست در ولایت کنر تایید کرده‌اند که پاکستان دانشگاه این ولایت و اهدافی را در مرکز و برخی ولسوالی‌های آن مورد حملات راکتی قرار داد. مسوولان محلی گفته‌اند دکه در این حملات دست‌کم هفت نفر کشته و ۷۵ نفر دیگر، شامل ۳۰ دانشجو، زخمی شده‌اند. وزارت تحصیلات عالی نیز حمله به دانشگاه کنر را تایید کرده و گفته است که در آن به ساختمان و محیط این دانشگاه، خسارات گسترده وارد شده است. تا اکنون هویت و جنسیت قربانیان و زخمیان مشخص نیست. این در حالی است که درگیری‌های مرزی میان دو طرف از دو ماه به این طرف ادامه دارند. با این حال، از شدت این درگیری‌ها در روزهای اخیر کاسته شده است. سازمان ملل متحد اعلام کرده بود که در دو هفته اول درگیری‌های مرزی در شرق افغانستان، بیش از ۷۰ غیرنظامی جان باخته‌اند.

ادامه مطلب