نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

9 ماه قبل - 479 بازدید

اختلال هراس یا «پانیک دیس‌اُردِر» نوعی اختلال اضطرابی است که با حملات ناگهانی و شدید ترس یا ناراحتی همراه است. این حملات که به آن‌ها حمله پانیک گفته می‌شود، بدون هشدار قبلی رخ می‌دهند و معمولاً در شرایطی ظاهر می‌شوند که هیچ تهدید واقعی یا عامل خطرناکی در محیط وجود ندارد. با این حال، واکنش‌های جسمی و روانی ناشی از آن بسیار واقعی و نگران‌کننده است. حمله پانیک می‌تواند باعث ایجاد علائمی مانند تپش قلب شدید، تعریق، لرزش، احساس خفگی، درد یا فشار در قفسه سینه، سرگیجه، تهوع، ترس از دیوانه شدن یا حتی ترس از مرگ شود. این علائم معمولاً بین ۵ تا ۲۰ دقیقه طول می‌کشند، اما اثر روانی آن‌ها ممکن است ساعت‌ها ادامه داشته باشد. بسیاری از افراد ممکن است در طول زندگی‌شان یکی دو بار حمله پانیک را تجربه کنند، به‌ویژه در زمان‌هایی که تحت فشار زیاد یا استرس روانی شدید قرار دارند. در این موارد، حمله موقتی است و پس از رفع عامل استرس‌زا، دیگر تکرار نمی‌شود. اما اگر این حملات به‌طور مکرر، ناگهانی و بدون دلیل واضح رخ دهند و فرد مدام در ترس و انتظار حمله بعدی باشد، آن‌گاه تشخیص اختلال پانیک مطرح می‌شود. زندگی با اختلال هراس می‌تواند دشوار باشد. بسیاری از مبتلایان از حضور در مکان‌های عمومی یا شلوغ اجتناب می‌کنند، چون نگران‌اند در آن فضا دچار حمله شوند و نتوانند کمک بگیرند. در نتیجه، این اختلال ممکن است به انزوای اجتماعی، افسردگی، یا اختلال اضطراب فراگیر نیز منجر شود. با وجود تمام این مشکلات، خبر خوب این است که اختلال پانیک کاملاً قابل درمان است. ترکیبی از درمان‌های روان‌شناختی، مانند رفتاردرمانی شناختی (CBT)، آموزش تکنیک‌های آرام‌سازی، و در برخی موارد، دارودرمانی، می‌تواند کمک چشمگیری به کنترل حملات و کاهش اضطراب ناشی از آن‌ها کند. مهم‌ترین قدم برای مقابله با این اختلال، شناخت آن، پذیرفتن مشکل و جستجوی کمک تخصصی است. هر چه درمان زودتر آغاز شود، روند بهبودی سریع‌تر و آسان‌تر خواهد بود. یکی از چالش‌برانگیزترین بخش‌های اختلال پانیک، ترس دائمی از تکرار حمله است. بسیاری از افراد پس از تجربه‌ی چند حمله، دچار اضطراب پیش‌بینی می‌شوند؛ یعنی مدام نگران‌اند که در مکان یا زمان خاصی دوباره دچار حمله شوند. همین ترس می‌تواند باعث شود فرد از موقعیت‌هایی مانند حضور در جمع، رانندگی، سفر یا حتی بیرون رفتن از خانه اجتناب کند، که در این صورت اختلال پانیک ممکن است به آگورافوبیا (ترس از مکان‌های باز یا شلوغ) منجر شود. علائم اختلال هراس (پانیک) حملات پانیک معمولاً به‌طور ناگهانی و بدون هشدار قبلی شروع می‌شوند. این حملات می‌توانند در هر لحظه و هر شرایطی رخ دهند؛ چه در حال رانندگی باشید، چه در فروشگاه، در خواب عمیق یا حتی وسط یک جلسه‌ی کاری. در برخی افراد این حملات گاه‌به‌گاه رخ می‌دهند، اما در مواردی ممکن است تکرار آن‌ها به‌صورت منظم و مزمن باشد. حمله پانیک معمولاً ظرف چند دقیقه به اوج خود می‌رسد و بسیاری از علائم به‌طور هم‌زمان ظاهر می‌شوند. پس از پایان حمله، ممکن است فرد دچار خستگی شدید، فرسودگی ذهنی یا بی‌حالی شود. برخی از علائم رایج حملات پانیک عبارت‌اند از: - احساس ناگهانی و شدید خطر یا فاجعه قریب‌الوقوع - ترس از دست دادن کنترل یا حتی احساس مرگ - ضربان قلب تند، شدید یا نامنظم (تپش قلب) - تعریق زیاد، گاه سرد - لرزش بدن یا رعشه - تنگی نفس، احساس خفگی یا فشار در گلو - لرز یا گرگرفتگی - حالت تهوع یا ناراحتی گوارشی - گرفتگی یا درد در ناحیه‌ی شکم - درد یا فشار در قفسه‌ی سینه - سرگیجه، سبکی سر یا احساس ضعف - احساس بی‌حسی یا سوزن‌سوزن شدن در دست‌ها، پاها یا صورت - احساس جدا شدن از واقعیت یا از بدن خود (دِرِئالیزیشن و دِپِرسونالیزیشن) علل اختلال پانیک (هراس): علت دقیق حملات پانیک یا اختلال پانیک هنوز به‌طور کامل مشخص نشده است. بااین‌حال، پژوهش‌ها نشان داده‌اند که مجموعه‌ای از عوامل ژنتیکی، روانی و زیستی می‌توانند در بروز این اختلال نقش داشته باشند. برخی از مهم‌ترین این عوامل عبارت‌اند از: - ژنتیک: سابقه خانوادگی ابتلا به اختلالات اضطرابی یا پانیک می‌تواند خطر ابتلا را افزایش دهد. - استرس شدید یا مزمن: تجربه‌ی حوادث تلخ مانند از دست دادن عزیزان، طلاق، بیماری‌های مزمن، یا مشکلات مالی می‌تواند آغازگر حملات پانیک باشد. - ویژگی‌های خلقی و شخصیتی: افرادی که خلق‌وخوی حساسی دارند یا مستعد اضطراب و احساسات منفی‌اند، بیشتر در معرض خطر هستند. - تغییرات زیستی و عصبی: برخی شواهد نشان می‌دهند که اختلال در عملکرد ناقلان عصبی یا ناهماهنگی در فعالیت بخش‌هایی از مغز (مانند آمیگدالا) می‌تواند زمینه‌ساز حملات پانیک باشد. اگرچه برخی حملات پانیک ممکن است ناگهانی و بدون هیچ دلیل مشخصی بروز کنند، اما با گذشت زمان، این حملات ممکن است به‌واسطه‌ی موقعیت‌ها یا محرک‌های خاصی تحریک شوند (مانند حضور در مکان‌های شلوغ یا بسته، یا مواجهه با موقعیت‌های استرس‌زا). برخی نظریه‌ها نیز معتقدند که حملات پانیک می‌توانند ناشی از فعال شدن بی‌دلیل پاسخ جنگ یا گریز (fight or flight) بدن باشند؛ همان واکنشی که هنگام مواجهه با خطر فیزیکی فعال می‌شود. مثلاً زمانی که حیوانی وحشی به انسان حمله می‌کند، بدن با افزایش ضربان قلب، تنفس سریع و آماده‌سازی عضلات برای فرار یا دفاع واکنش نشان می‌دهد. در حملات پانیک، بدن همین واکنش‌ها را بدون وجود تهدید واقعی تجربه می‌کند؛ اما هنوز مشخص نیست که این پاسخ چگونه و چرا به‌طور غیرطبیعی فعال می‌شود. عوامل خطر ابتلا به اختلال پانیک: عوامل متعددی وجود دارند که می‌توانند خطر ابتلا به حملات پانیک یا اختلال پانیک را افزایش دهند. از جمله مهم‌ترین این عوامل می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: - سابقه خانوادگی حملات پانیک یا سایر اختلالات اضطرابی: داشتن والدین یا بستگان نزدیک با این اختلال می‌تواند زمینه ژنتیکی ایجاد کند. - استرس‌های شدید و مزمن زندگی: مانند مرگ یکی از عزیزان، ابتلای یکی از اعضای خانواده به بیماری جدی یا مشکلات اقتصادی و شغلی. - رویدادهای آسیب‌زا: تجربه‌ی حوادثی مانند تجاوز، تصادف، بلایای طبیعی یا خشونت جسمی و روانی. - تغییرات بزرگ در زندگی: از جمله طلاق، مهاجرت، از دست دادن شغل یا حتی تولد نوزاد که ممکن است تعادل روانی فرد را مختل کنند. - مصرف مواد محرک: سیگار کشیدن، نوشیدن بیش‌ازحد نوشیدنی‌های کافئین‌دار (مثل قهوه و نوشابه انرژی‌زا) می‌تواند محرک فیزیولوژیکی حملات باشد. - سابقه سوءاستفاده در دوران کودکی: کودکانی که در معرض خشونت جسمی یا جنسی بوده‌اند، در بزرگسالی بیشتر مستعد ابتلا به اختلالات اضطرابی هستند. عوارض اختلال پانیک (در صورت عدم درمان): در صورتی که حملات پانیک به‌موقع تشخیص داده نشوند و تحت درمان قرار نگیرند، می‌توانند پیامدهای جدی و گسترده‌ای بر سلامت روان، روابط اجتماعی و عملکرد روزانه فرد داشته باشند. برخی از عوارض شایع عبارت‌اند از: - ایجاد فوبیاهای جدید: مانند ترس از رانندگی، حضور در مکان‌های شلوغ یا حتی ترک خانه (آگورافوبیا). - افزایش مراجعه‌های پزشکی غیرضروری: افراد ممکن است به‌دلیل نگرانی مداوم درباره‌ی سلامت جسمانی، بارها به پزشک مراجعه کنند، در حالی که مشکل، روان‌تنی است. - اجتناب از موقعیت‌های اجتماعی: برای جلوگیری از بروز حملات، فرد ممکن است گوشه‌گیر شود و ارتباطات اجتماعی‌اش آسیب ببیند. - اختلال در عملکرد شغلی یا تحصیلی: تمرکز پایین، غیبت‌های مکرر یا ناتوانی در انجام وظایف، باعث افت عملکرد می‌شود. - افزایش خطر ابتلا به سایر بیماری‌های روانی: مانند افسردگی، اضطراب فراگیر یا اختلال وسواس فکری-عملی (OCD). - افکار یا رفتارهای خودکشی: در موارد شدید و بدون درمان، حس ناامیدی می‌تواند فرد را به مرز افکار یا رفتارهای آسیب‌زننده برساند. - سوء‌مصرف مواد مخدر یا الکل: برخی افراد برای مقابله با اضطراب و ترس‌های ناشی از پانیک، به مصرف مواد پناه می‌برند که مشکل را پیچیده‌تر می‌کند. آگورافوبیا و اختلال پانیک برای برخی افراد، اختلال پانیک می‌تواند با *آگورافوبیا* همراه باشد؛ حالتی که فرد از قرار گرفتن در مکان‌ها یا موقعیت‌هایی که ممکن است باعث ایجاد اضطراب یا حمله پانیک شوند، به‌شدت اجتناب می‌کند. افراد مبتلا به آگورافوبیا معمولاً از فضاهای شلوغ، وسایل حمل‌ونقل عمومی، مراکز خرید یا حتی ترک خانه خودداری می‌کنند، زیرا نگران‌اند که در صورت بروز حمله نتوانند فرار کنند یا دسترسی به کمک نداشته باشند. در موارد شدیدتر، فرد ممکن است تنها زمانی خانه را ترک کند که همراهی مطمئن، مانند یکی از اعضای خانواده، در کنارش باشد. پیشگیری از اختلال پانیک: هیچ راه قطعی برای پیشگیری کامل از بروز اختلال پانیک وجود ندارد. بااین‌حال، رعایت برخی توصیه‌ها می‌تواند به کاهش احتمال ابتلا یا جلوگیری از عود و تشدید علائم کمک کند: - در صورت تجربه‌ی اولین نشانه‌های حمله پانیک، هرچه سریع‌تر به پزشک یا روان‌درمانگر مراجعه کنید. مداخله زودهنگام می‌تواند از مزمن شدن یا تشدید اختلال جلوگیری کند. - برنامه‌ی درمانی خود را جدی بگیرید. اگر دارو مصرف می‌کنید یا جلسات روان‌درمانی را شروع کرده‌اید، حتماً به آن پایبند باشید. درمان ناپیوسته ممکن است باعث برگشت علائم یا افزایش شدت آن شود. - فعالیت بدنی منظم داشته باشید. ورزش روزانه (مانند پیاده‌روی، یوگا، یا شنا) می‌تواند به کاهش اضطراب و بهبود عملکرد سیستم عصبی کمک کند. - از مصرف مواد محرک مانند کافئین، نیکوتین و الکل پرهیز کنید، زیرا این مواد می‌توانند محرک حملات پانیک باشند. - مدیریت استرس را یاد بگیرید. تکنیک‌هایی مثل تنفس عمیق، مدیتیشن، تمرکز حواس (mindfulness) و خواب کافی، می‌توانند نقش مؤثری در پیشگیری ایفا کنند. چه زمانی باید به پزشک مراجعه کنیم؟ اگر دچار علائم حمله پانیک می‌شوید، در اولین فرصت با پزشک یا متخصص سلامت روان مشورت کنید. اگرچه حملات پانیک به خودی خود خطرناک نیستند، اما می‌توانند بسیار آزاردهنده باشند و کیفیت زندگی را تحت تأثیر قرار دهند. همچنین، مدیریت آن‌ها بدون کمک حرفه‌ای اغلب دشوار است و در صورت عدم درمان، ممکن است دفعات و شدت حملات افزایش یابد. از سوی دیگر، برخی علائم حمله پانیک مانند درد قفسه سینه، تنگی نفس یا سرگیجه، با نشانه‌های مشکلات جدی‌تری مثل *حمله قلبی* شباهت دارند. بنابراین اگر درباره‌ی علت علائم خود مطمئن نیستید، ارزیابی پزشکی فوری بسیار مهم است تا احتمال وجود بیماری‌های جسمی رد شود و روند درمان روانی مناسب آغاز گردد. نویسنده: داکتر معصومه پارسا

ادامه مطلب


9 ماه قبل - 267 بازدید

شبکه‌ی خبری الجزیره درتازه‌ترین مورد گزارش داده است که پس از زمین‌لرزه مرگ‌بار در ولایت کنر، محدودیت‌های حکومت سرپرست بر کار زنان و دختران، دسترسی آسیب‌دیدگان، به‌ویژه زنان و دختران به را با مشکل روبرو کرده است. الجزیره با نشر گزارشی گفته است که کم‌بود کارمندان زن در مناطق آسیب‌دیده، روند رسیدگی به زنان و دختران آسیب‌دیده را دشوار ساخته است. در بخشی از گزارش آمده است که ۹۰ درصد کارمندان صحی در این مناطق مرد هستند و شمار اندک زنان (قابله‌ها و پرستاران) برای رسیدگی به مجروحان شدید حضور دارند، که آموزش کافی ندارند. در ادامه آمده است که نبود داکتران زن، وضعیت زنان باردار و آسیب‌دیدگان زن را بحرانی‌تر کرده است. شبکه‌ی خبری الجزیزه تاکید کرده است که نبود تشناب‌های جداگانه و شرایط غیرصحی در کمپ‌های بی‌جاشدگان، مشکلات تازه‌ای را برای زنان و دختران زلزله‌زده ایجاد کرده است. نهادهای بین‌المللی خواستار رفع محدودیت‌ها بر کار زنان شده‌اند و هشدار داده‌اند که بدون حضور فعال زنان امدادگر، بسیاری از زنان و دختران آسیب‌دیده از کمک‌های حیاتی محروم خواهند ماند. گفته می‌شود که زمین‌لرزه، ۳۱ آگوست در شرق افغانستان بیش از دو هزار و ۲۰۰ کشته و سه هزار و ۶۰۰ زخمی برجا گذاشت. با این وجود، براساس گزارش دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد، در این زمین‌لرزه هزار و ۹۹۲ نفر جان باختند و بیش از سه هزار و ۶۰۰ نفر زخمی شدند. دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل اعلام کرده که کمک‌های دریافت‌شده تنها ۲۳.۷ میلیون دالر است، که این حدود ۱۱۵ میلیون دالر کم‌تر از نیاز واقعی است

ادامه مطلب


9 ماه قبل - 362 بازدید

منابع محلی از ولایت خوست می‌گویند که یک دختر توسط برادرانش در این ولایت به دلیل مشکلات خانوادگی به شکل فجیع به قتل رسیده است. دست‌کم دو منبع به رسانه گوهرشاد گفته‌اند که این دختر عاقله نام داشته و برادرانش روز گذشته (شنبه، ۵ میزان) او را در مرکز خوست به گلوله بستند. منبع در ادامه تاکید کرد که برادران عاقله سال گذشته به اتهام آدم‌ربایی بازداشت شده بودند و سه روز پیش آزاد شدند. منبع در ادامه افزوده است که برادران و مادر عاقله، او را طی شش ماه گذشته، سه بار نامزد کرده‌اند. مسوولان محلی از ولایت خوست تا اکنون در مورد این قتل جزییات ارائه نکرده‌اند. منبع در مورد اینکه برادران عاقله تا اکنون به جرم قتل خواهرش بازداشته یا نه، معلومات نداده است. پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، قتل‌های مرموز زنان، کودکان و جوان در در سراسر کشور افزایش کم‌پیشینه یافته است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


9 ماه قبل - 307 بازدید

رسانه‌ها گزارش داده‌اند که در پی کشف جسد یک زوج افغانستانی در راولپندی ‏پاکستان، پولیس گزارش دادند که مرد این زوج، در ‏نخست همسرش را به قتل رسانده و سپس خودکشی کرده است. در گزارش رسانه‌‌ی نیشن آمده است که اجساد این زوج، در ساحه‌ی «بنگاش ‏کلونی» منطقه‌ی «پیر ودهائی» از مربوطات راولپندی پیدا شده است.‏ در بخشی از گزارش آمده است که پولیس پیر ودهائی اعلام کرد که ظاهرا یک شهروند افغانستان روز ‏شنبه پس از کشتن همسرش در خانه‌‌، خودکشی کرده است.‏ گزارش به نقل از یکی از باشندگان منطقه نوشته است که جسد ثنا و همسرش امیر ‏در خانه‌ی اجاره‌ای‌شان پیدا شده و آثار شکنجه روی اجساد ‏وجود داشته است.‏ همچنین در بخشی از پرونده آمده است که یک افسر پولیس آگاه از این پرونده گفت که هر دو زن و شوهر ‏شهروندان افغانستان بوده‌اند. طبق تحقیقات اولیه، امیر دو ماه پیش از ‏افغانستان به پاکستان آمده بود تا با ثنا ازدواج کند.‏ رسانه نیشن گزارش داده است که این زوج از طریق تیک‌تاک با یک‌دیگر آشنا شده بودند. ثنا مادر یک پسر ‏دوساله بود.‏ در ادامه‌ی گزارش تاکید شده است که امیر به ثنا قول داده بود که در زمان ‏عروسی‌شان به ثنا جواهرات طلا هدیه دهد، اما نتوانست به قول ‏خود عمل کند.‏ در گزارش آمده است که این بی‌عملی منجر به درگیری ثنا و امیر شده ‏بود و در نهایت، امیر قبل از خودکشی، ثنا را با شلیک گلوله به قتل ‏رسانده است.‏ با این وجود، منابع از میان مهاجران نیز از کشف جسد این زوج افغانستانی ‏خبر می‌دهند.‏ همچنین در تصاویر گذرنامه‌ی «امیر» که در اختیار رسانه‌ها ‏قرار گرفته است، نام کامل او امیرداد جعفری، باشنده‌ی اصلی ولایت ‏دایکندی درج شده است.

ادامه مطلب


9 ماه قبل - 356 بازدید

منابع از ولایت قندهار می‌گویند که در تازه‌ترین محدودیت بر زنان و دختران، مسوولان محلی این ولایت، خیاطی‌های زنان را مسدود کرده و به خیاطان نیز، دستور داده است که لباس‌‌های زنان را دوخت نکنند. دست‌کم سه منبع گفته‌اند که این محدودیت به تازگی بر کار خیاطی زنان و دختران در این ولایت صادر و در حال اجرایی است. منبع تاکید کرده است که مسوولان امر به معروف و نهی از منکر به صورت شفایی به خیاطی‌های زنان دستور داده است تا خیاطی‌های شان را مسدود کنند. همچنین منبع در ادامه افزوده است که پیشتر نیز امر به معروف و نهی از منکر به خیاطان مرد هشدار داده بود که برای زنان لباس دوخت نکنند. منبع تصریح کرد که همچنان شماری از دکان‌های خیاطی‌ را برای تطبیق این فرمان در این ولایت مسدود کرده است. مسوولان محلی حکومت سرپرست در ولایت قندهار تا اکنون به‌گونه‌ی رسمی درباره‌ی این محدودیت اظهار نظری نکرده‌اند. حکومت فعلی در چهار سال گذشته محدودیت‌های گسترده‌ای را بر زنان و دختران صادر و اجرا کرده است. در نتیجه‌ی سیاست‌های دولت، زنان و دختران از ابتدایی‌‌ترین حقوق شان نیز محروم شده‌اند. زنان از حق آموزش، کار، گشت‌وگذار آزادانه و رفتن به پارک‌ها محروم شده‌اند. همچنین حکومت فعلی آرایشگاه‌های زنانه و حمام‌ها را پیش از این مسدود کرده است.

ادامه مطلب


9 ماه قبل - 272 بازدید

یک سازمان غیردولتی اندونیزیایی موسوم به «کمیته نجات اضطراری طبی» درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که برای کمک به زلزله‌زدگان ولایت کنر یک تیم صحی به افغانستان فرستاده است. عرب‌نیوز امروز (شنبه، ۵ سنبله) با نشر گزارشی گفته است که این تیم به‌تازگی از جاکارتا عازم افغانستان شده و تا نهم ماه اکتبر در این کشور باقی خواهد ماند و این تیم متشکل از دو داکتر زن، یک پرستار مرد و یک خبرنگار مرد می‌باشند. عرب‌نیوز به نقل از تونگو میتی فرانسیسکا، یکی از داکتران عضو این تیم نوشته است که آنان به ولایت کنر می‌روند و در آن‌جا برای مردم خدمات صحی و کمک غذایی ارائه خواهند کرد. در بخشی از گزارش آمده است که «کمیته نجات اضطراری طبی» اندونیزیا همچنان برای ۵۰۰ تن دارو تهیه کرده که در روستاهای مختلف ولایت کنر توزیع خواهد شد. همچنین هدیکی حبیب، رییس اجرایی این کمیته به عرب‌نیوز گفته است که اعزام این تیم صحی، بخشی از تلاش‌ها برای تقویت کمک‌های بشردوستانه به مردم افغانستان است. او در بخشی از صحبت‌هایش تاکید کرده است: «فاجعه‌ی زمین‌لرزه در افغانستان تأثیرات عمده‌ای بر سلامت و اجتماع گذاشته است، اما حمایت بشردوستانه از سوی جامعه‌ی جهانی برای مردم آن‌جا ناکافی به نظر می‌رسد.» زمین‌لرزه حدود یک ماه پیش شرق افغانستان را لرزاند و بیشترین تلفات و خسارات را در کنر برجای گذاشت. براساس گزارش دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد، در این زمین‌لرزه هزار و ۹۹۲ نفر جان باختند و بیش از سه هزار و ۶۰۰ نفر زخمی شدند. با این وجود، مقامات حکومت سرپرست افغانستان اعلام کرده‌اند که بیش از دو هزار و ۲۰۰ تن کشته و بیش از سه هزار و ۶۰۰ تن زخمی و هزاران تن بی‌خانمان برجای گذاشت. دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل اعلام کرده که کمک‌های دریافت‌شده تنها ۲۳.۷ میلیون دالر است، که این حدود ۱۱۵ میلیون دالر کم‌تر از نیاز واقعی است گفته می‌شود که پس از منع کار کارمندان زن، سازمان‌های بین‌المللی هشدار داده‌اند که کم‌بود کارمندان زن در مناطق آسیب‌دیده، روند رسیده‌گی به زنان آسیب‌دیده را دشوار ساخته است.

ادامه مطلب


9 ماه قبل - 463 بازدید

منابع محلی از ولایت هرات می‌گویند که همسر یک عضو پیشین شورای ولایتی ‏هرات که متهم به قتل شوهرش بود، در جریان محاکمه‌اش در دادگاه ‏استیناف حکومت سرپرست در این ولایت به قتل رسیده است.‏ دست‌کم دو منبع به رسانه گوهرشاد گفته‌اند که این زن همسر عبدالرحمان مرادی علی‌زایی، عضو ‏پیشین شورای ولایتی هرات بود. این خانم به اتهام قتل آقای علی‌زایی بازداشت شده بود و امروز (شنبه، ۵ میزان) در دادگاه ‏استیناف شهر هرات محاکمه می‌شد.‏ منبع در ادامه تاکید کرده است که خود عبدالرحمان مرادی علی‌زایی به‌تاریخ ۲۱ جدی ‌‏۱۴۰۳ در خانه‌اش در هرات کشته شده بود. منبع در ادامه افزوده است که این رویداد حوالی ساعت ۱۰:۳۰ دقیقه‌ی پیش‌ازچاشت امروز، پس از ختم جلسه‌ی دادگاه رخ داده و این زن ‏در دهلیز دادگاه استیناف هرات هدف تیراندازی قرار گرفته و کشته ‏شده است.‏ یک منبع دیگر تصریح کرد که برادر عبدالرحمان مرادی متهم به انجام این قتل ‏است و اکنون تحت تحقیق حکومت سرپرست قرار دارد.‏ همچنین یک منبع دیگر گفته است که شیراحمدخان علی‌زایی، پدر عبدالرحمان مرادی‌ ‏علی‌زایی نیز در جلسه‌ی محاکمه‌ی عروس خود حضور داشت.‏ به گفته‌ی منبع، پدر عبدالرحمان مرادی علی‌زایی نیز در جریان جلسه‌ی دادگاه زخمی شده و برای درمان به شفاخانه منتقل شده است. تاکنون از وضعیت صحی او جزییاتی در دست نیست. قابل ذکر است که عبدالرحمان مرادی در تاریخ ۲۱ جدی ۱۴۰۳ در خانه‌اش در ‏هرات کشته شد. در آن زمان دلیل مرگ او «شلیک تصادفی گلوله ‏در جریان پاک‌کاری اسلحه» اعلام شده بود.‏ مسوولان محلی حکومت فعلی در هرات تا اکنون درباره‌ی رویداد امروز اظهارنظر ‏نکرده‌اند.‏

ادامه مطلب


9 ماه قبل - 256 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد برای افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که محروم‌کردن زنان و دختران از آموزش مصداق افراط‌گرایی است و با تمرکز بر آموزش دینی/جهادی، آینده نسل جوان افغانستان نابود می‌شود. آقای بنت این اظهارات را روز (جمعه، ۴ میزان) در حاشیه نشست سازمان ملل مطرح کرده و گفته است که گزارش‌های مستند از افغانستان برای سوق‌دادن بحث‌های جهانی به‌سوی اقدامات موثر بین‌المللی حیاتی است. وی در ادامه تاکید کرده است که ایجاد بسترهای بیش‌تر برای شنیدن دیدگاه‌های شهروندان افغانستان، به‌ویژه علما و کارشناسان اسلامی، اهمیت دارد و باید به آن توجه شود. گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در این نشست با اشاره به سرکوب جامعه مدنی و خاموش‌ساختن صدای مخالفان افزوده است که با وجود تهدیدها، ارعاب و انتقام‌جویی‌ها، اقدامات این گروه از دید جامعه جهانی پنهان نمانده و همچنان زیر نظارت قرار دارد. ریچارد بنت در حالی از وضعیت زنان و دختران انتقاد می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بست، در حالی که ‏بخش صحت افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


9 ماه قبل - 502 بازدید

منابع محلی از ولایت هرات می‌گویند که نیروهای امر به معروف و نهی از منکر حکومت سرپرست یک دختر بلاگر بنام عالیه ملورین را بازداشت کرده‌اند. دست‌کم دو منبع دو نزدیک به خانواده عالیه ملورین با حفظ هویت‌اش به رسانه‌ها گفته‌اند این دختر جوان روز (پنج‌شنبه، ۳ میزان) از برج صدف، واقع در مستوفیت در مرکز این شهر بازداشت شده است. منبع در ادامه آمده است که عالیه ملورین در حال حاضر در زندان مرکزی هرات به‌سر می‌برد. منبع در ادامه تاکید کرده است که پیش از این نیز حکومت فعلی عالیه ملورین را یک‌بار به ریاست امر به معروف و نهی از منکر فراخوانده و از او تضمین گرفته بودند که از فعالیت‌های بلاگری‌اش دست بکشد؛ اما او به این درخواست توجهی نکرده بود. منبع تا اکنون جزییات بیشتری در این مورد ارائه نکرده است. قابل ذکر است که عالیه ملورین با تبلیغ فروشگاه‌ها، کلینیک‌ها، رستورانت‌ها، مراکز آموزشی و سایر کسب‌وکارها، کسب درآمد می‌کرد. باید گفت که صفحه‌ی اینستاگرام مربوط به عالیه ملورین در اینستاگرام بیش از ۶۰ هزار دنبال کننده دارد. او بیش‌تر در ویدیوهای تبلیغاتی ظاهر می‌شد و این کار یکی از منابع درآمد او بود. همچنین باید گفت که همزمان با بازداشت این دختر بلاگر، تمام ویدیوها و عکس‌هایش در صفحه اینستاگرام پاک شده است. این نخستین مورد بازداشت زنان بلاگر در هرات است. در حالی این بلاگر زن بازداشت می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بست، در حالی که ‏بخش صحت افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


9 ماه قبل - 509 بازدید

در دل کوچه‌های پر ازدحام شهر نو کابل، جایی‌که زندگی میان صدای ریکشاها، موترهای دودزا و فروشنده‌های خسته می‌گذرد، دختری به نام مریم زندگی می‌کند. مریم، روزی نه‌چندان دور – وقتی هنوز اندکی امید برای دختران باقی بود – یکی از ورزشکاران دوچرخه‌سواری افغانستان بود. دخترکی با چشمانی پر از رؤیا و دلی آکنده از امید که باور داشت می‌تواند روزی پرچم افغانستان را در میدان‌های بین‌المللی بر دوش بکشد. از همان کودکی، وقتی پدرش برایش یک دوچرخه‌ی رنگ‌ورورفته خرید، گویی دنیایی تازه به رویش گشوده شد. آن روزها، وقتی خورشید کابل بر کوچه‌های خاکی می‌تابید، مریم با دوچرخه‌اش در کوچه‌ها می‌چرخید و خودش را در میانه‌ی یک مسابقه‌ی جهانی تصور می‌کرد. پدرش همیشه به او می‌گفت: «دخترم، زندگی پر از دشواری است، اما کسی که آرزو داشته باشد و سختی‌ها را به جان بخرد، روزی به جایی می‌رسد.» مریم این حرف‌ها را با جان و دل می‌شنید. مادرش گاهی نگران بود؛ او خوب می‌دانست که جامعه چه نگاه سنگینی به ورزش دختران دارد. اما عشق مریم به دوچرخه‌سواری چنان شعله‌ور بود که هیچ‌کس نمی‌توانست مانعش شود. او به تیم محلی دوچرخه‌سواری دختران پیوست. با وجود همه‌ی دشواری‌ها، نگاه‌های سنگین، و دشنام‌های رهگذران، وقتی با هم‌تیمی‌هایش در جاده‌ها رکاب می‌زد، چنان احساس آزادی می‌کرد که هیچ چیز دیگر برایش اهمیت نداشت. در سال‌های پایانی مکتب، وقتی مریم در یکی از مسابقات کوچک شهری شرکت کرد و توانست مقام دوم را به دست آورد، برق امید در چشمانش دوچندان شد. خودش را بر سکوی پیروزی می‌دید و در دل می‌گفت: «این تازه آغاز است… روزی خواهم رسید.» اما روزگار، بی‌رحم‌تر از آن بود که بگذارد آرزوهای یک دختر در کابل، به‌سادگی پر و بال بگیرد. با تغییر اوضاع کشور، یکی‌یکی دروازه‌های ورزش به روی دختران بسته شد. ورزشگاه‌ها خاموش شدند، تیم‌ها از هم پاشیدند و مربی‌ها پراکنده گشتند. مریم هنوز دوچرخه‌اش را در گوشه‌ی اتاق نگه می‌داشت، اما هر بار که نگاهش به آن می‌افتاد، دلی پر از حسرت بر سینه‌اش می‌کوبید. روزهایی را به یاد می‌آورد که با موهای بسته‌شده زیر کلاه ایمنی، عرق‌ریزان در گرمای تابستان رکاب می‌زد و حس می‌کرد به‌سوی آینده می‌تازد. اما حالا، همان آینده مانند دیواری بلند و تاریک پیش چشمش ایستاده بود؛ عبورناپذیر و سهمگین. زندگی‌اش به‌کلی تغییر کرد. برای کمک به خانواده، ناگزیر شد همراه مادر و خواهرانش به قالین‌بافی رو آورد. در اتاقی کوچک و نیمه‌تاریک، بر چوکی‌های کوتاه می‌نشستند و تار و پود قالین را با دست‌های‌شان به‌هم می‌بافتند. دست‌هایی که زمانی فرمان دوچرخه را در اختیار داشتند، حالا پینه بسته و زخم‌خورده شده بودند. انگشتانش از بس با تارهای خشک و زِبر قالین سروکار داشتند، سرخ و ورم‌کرده می‌شدند. مریم گاهی آه می‌کشید و می‌گفت: «چنان درد می‌کشم که شب‌ها خوابم نمی‌برد… اما چاره‌ای نیست. اگر ما کار نکنیم، نان خانه از کجا بیاید؟» بعدتر، برای این‌که درآمد خانواده بیشتر شود، مریم به خیاطی نیز روی آورد. در دکان‌های کوچک خیاطی در شهر نو، ساعت‌ها پشت چرخ خیاطی می‌نشست و لباس‌های مردم را می‌دوخت. هر بار که پارچه‌ای را زیر سوزن چرخ هدایت می‌کرد، در دلش آه می‌کشید و می‌گفت: «کاش به‌جای این سوزن، هنوز فرمان دوچرخه زیر دستانم بود.» اما با همه‌ی تلخی‌ها و سختی‌ها، روح مریم هنوز از امید خالی نشده است. گاهی شب‌ها، وقتی همه‌ی اهل خانه به خواب رفته‌اند، او پرده‌ی اتاق را کنار می‌زند و به چراغ‌های پراکنده‌ی کابل نگاه می‌کند. در خیال، رکاب می‌زند؛ جاده‌ها را پشت سر می‌گذارد، جمعیتی را تصور می‌کند که برایش کف می‌زنند، و در پایان مسابقه، پرچم افغانستان را با غرور بر شانه‌اش می‌اندازند. این خیال‌ها تنها سرمایه‌ای است که دلش را گرم نگه می‌دارد. مریم می‌گوید: «اگر امید نباشد، آدم مثل چراغ بی‌روغن خاموش می‌شود. من شاید امروز قالین می‌بافم و خیاطی می‌کنم، اما باور دارم روزی دوباره رکاب خواهم زد… شاید همین‌جا در کابل، شاید در جایی دیگر… مهم این است که تسلیم نشوم.» زندگی در شهر نو آسان نیست. کرایه‌ی خانه سنگین است، نانِ روزانه به دشواری تهیه می‌شود و هر روز خبرهای تازه‌ای از فقر و محدودیت می‌رسد. با این‌همه، مریم سعی می‌کند لبخند بزند و زندگی کند. وقتی کودکان همسایه را می‌بیند، برای‌شان از روزهای دوچرخه‌سواری‌اش قصه می‌گوید. آن‌ها با چشمانی پر از شگفتی گوش می‌دهند و یکی ازشان می‌گوید: «خواهر مریم، کاش ما هم می‌توانستیم مثل تو دوچرخه‌سواری کنیم.» و او در دل، با اندوهی که پشت لبخندش پنهان کرده، می‌گوید: «کاش شما مجبور نباشید مثل من… فقط در خاطره‌ها رکاب بزنید.» هر بار که به قالین نیمه‌کاره نگاه می‌کند، زیر لب می‌گوید: «این تار و پود، مثل زندگی من است؛ هر گره‌اش درد دارد، اما اگر ادامه بدهم، روزی تصویری زیبا می‌سازد.» همین اندیشه، همان نوری‌ست که او را از غرق شدن در تاریکی نجات می‌دهد. مریم هنوز هم دوچرخه‌ی قدیمی‌اش را در گوشه‌ی اتاق نگه داشته؛ زنجیرش زنگ زده، رنگش پریده و تایرش سال‌هاست که هوا ندارد، اما دلش رضا نمی‌دهد آن را بفروشد یا دور بیندازد. با نگاهی که از عشق و دلتنگی پر است، می‌گوید: «این دوچرخه، مثل تکه‌ای از قلبم است. اگر از من بگیرندش، انگار گذشته و آینده‌ام را از من گرفته‌اند.» او هنوز امیدوار است؛ امید دارد روزی دوباره دروازه‌های ورزش به روی دختران باز شود. می‌گوید: «شاید دیگر آن‌قدر جوان نباشم، شاید توان رقابت نداشته باشم، اما اگر این فرصت دوباره بیاید، باز هم رکاب می‌زنم. حتی اگر هیچ مقامی نگیرم… فقط می‌خواهم آزادی را دوباره با تمام وجود حس کنم.» مریم، روایت هزاران دختر افغان است که رؤیاهای‌شان زیر غبار سنگین محدودیت‌ها مدفون شده، اما هنوز، شعله‌ای کوچک از امید را در دل نگه داشته‌اند؛ شعله‌ای که در میان تاریکی کابل، آرام اما سرسخت، می‌سوزد و نشان می‌دهد که آرزو، هیچ‌گاه نمی‌میرد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب