یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازهترین مورد اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۵ میلادی حدود ۹۲.۵ درصد کودکان شش ماهه تا ۱۰ ساله در سراسر افغانستان تحت پوشش کمپین ملی واکسیناسیون پیشگیرانه سرخکان قرار گرفتهاند. این سازمان با نشر اعلامیهای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این اقدام با همکاری شرکای بینالمللی آنان حاصل شده و نشاندهنده تلاشهای مستمر برای حفاظت از سلامت کودکان در افغانستان است. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که سرمایهگذاری پایدار در برنامههای واکسیناسیون، «تنها پیشرفت روی کاغذ نیست» و بهطور مستقیم جان کودکان را نجات میدهد. این در حالی است که نهاد بینالمللی همواره تاکید میکنند که واکسیناسیون منظم کودکان، بهویژه در مناطق دورافتاده و محروم، نقش کلیدی در کاهش مرگومیر ناشی از بیماریهای قابل پیشگیری با واکسن دارد. استمرار این برنامهها و تقویت زیرساختهای بهداشتی، زمینهساز ارتقای سلامت نسل آینده و کاهش خطر شیوع بیماریهای واگیردار در افغانستان خواهد بود. مبنای آمار سازمان بهداشت جهانی، سال گذشته حدود ۱۱ میلیون نفر در سراسر جهان به سرخکان مبتلا شده و اکثر مرگومیرها در کودکان زیر پنج سال رخ داده است. این سازمان میگوید حدود ۸۰ درصد موارد ابتلا به سرخکان و مرگومیر ناشی از آن، در آفریقا و منطقه مدیترانه شرقی بوده است. شیوعهای سرخکان همچنان به شدت افزایش یافته است؛ در سال ۲۰۲۴، حدود ۶۰ کشور شاهد شیوع گسترده این بیماری بودهاند.
برچسب: کودکان
روزنامه نیویارک تایمز درتازهترین مورد اعلام کرده است که قطع گسترده کمکهای بینالمللی، افغانستان را با عمیقترین بحران انسانی در ۲۵ سال گذشته روبرو کرده است. کاهش ناگهانی و «بیرحمانه» کمکها، میلیونها کودک افغانستان را با گرسنگی شدید و خطر مرگ مواجه کرده است. در گزارش روزنامه نیویارک تایمز آمده است که قطع کمکهای آمریکا باعث بستهشدن صدها مرکز صحی در سراسر افغانستان شده و جان میلیونها زن و کودک را به خطر انداخته است. شیرین ابراهیم، رییس پیشین دفتر افغانستان کمیته بینالمللی نجات، به نیویارک تایمز گفت: «قطع کمکهای آمریکا وضعیت را بدتر کرده است. هیچ کمککننده دیگری وارد میدان نشده و هیچکس هم در آن ابعاد وارد نخواهد شد.» در بخشی از گزارش آمده است که در پی کاهش کمکها، نزدیک به ۴۵۰ مرکز صحی در افغانستان تعطیل شدهاند. بستهشدن این مراکز به افزایش مرگومیر زنان و کودکان انجامیده است. گزارش به نقل از پرستاران نوشته است: «شمار زنانی که بهدلیل سفرهای طولانی برای رسیدن به درمانگاهها دچار خونریزی شدید شدهاند، یا حتی در مسیر راه از جمله داخل تاکسیها زایمان کردهاند، بهطور چشمگیری افزایش یافته است.» همزمان با کاهش کمکها، نیازهای صحی و بهداشتی افزایش یافته است. سال گذشته بیش از ۲.۸ میلیون پناهجوی افغانستانی از ایران و پاکستان اخراج یا مجبور به بازگشت شدند. افزون بر این، رویدادهای طبیعی از جمله زلزله مرگبار در شرق افغانستان، بحران انسانی را تشدید کرده است. ایالات متحده پس از خروج از افغانستان به کمکهای بشردوستانه خود ادامه داد و طی نزدیک به چهار سال، حدود ۳.۸ میلیارد دالر به افغانستان کمک کرد. اما با بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، این کمکها بهطور کامل متوقف شد. دونالد ترامپ کمک به برخی کشورهای بحرانزده را از سر گرفته، اما افغانستان شامل این کمکها نیست. گزارش نیویارک تایمز میافزاید که ولایت دورافتاده دایکندی از جمله مناطقی است که بیشترین آسیب را از قطع کمکها دیده و شمار زیادی از مراکز صحی خود را از دست داده است. در گزارش آمده است که زکیه، نوزاد سهماهه، از بدو تولد دچار استفراغ بوده و وضعیت صحیاش رو به وخامت است. مادرش، شریفه خاوری، باشنده دایکندی میگوید هفتهها منتظر بود همسرش که در یک معدن زغالسنگ کار میکند، پول کرایه تاکسی تا نزدیکترین درمانگاه را فراهم کند، اما درآمد او بهسختی هزینه غذای خانواده را تامین میکند. همچنین بینظیر محمدی، ۳۲ ساله، پرستار یک درمانگاه وابسته به یک نهاد غیردولتی در دایکندی، میگوید پس از قطع کمکهای امریکا، سه ماه بدون معاش کار کرده و درمانگاهشان ناچار شده متخصص تغذیه خود را اخراج کند. او تاکید میکند: «مراکز صحی محلی ضرورت مطلق هستند. وقتی زمان زایمان فرا میرسد، نمیتوان منتظر ماند.»
یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل درتازهترین مورد اعلام کرده است که با سرمایهگذاری نهادهای همکار روی آموزش، کودکان در تمام مناطق میتوانند درس بخوانند و از فرصتهای آموزشی برابر بهرهمند شوند. این نهاد در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این نوع سرمایهگذاری سبب میشود صنفهای درسی در مناطقی مانند بدخشان به فضاهای امن و مناسب تبدیل شوند که کودکان میتوانند در آن بیاموزند و واقعاً رشد کنند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که فراهمسازی «کیفهای نو، کتابچههای تازه، قلمپنسلهای تراششده و آموزگاران آموزشدیده» نقش مهمی در بهبود کیفیت آموزش دارد. همچنین سازمان ملل متحد همواره تاکید کرده است که حمایت از آموزش در مناطق دوردست، نهتنها زمینه یادگیری را بهبود میبخشد، بلکه امید و انگیزه تازهای برای کودکان و خانوادهها ایجاد میکند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل پیشتر هم گزارش داده بود که سیستم آموزشی افغانستان در نقطه بحرانی خود قرار دارد و بیش از ۹۰ درصد کودکان ۱۰ ساله در کشور قادر به خواندن متن ساده نیستند. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، دروازههای انستیتوتهای طبی را بهروی دختران و زنان بست، در حالی که بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیونها دانشآموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به باشگاههای ورزشی، رستورانتها، حمامهای عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بینالمللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شدهاند.
اداره آمادگی مبارزه با حوادث حکومت سرپرست درتازهترین مورد ادعا کرده است که انفجار ماین و سایر جنگافزارها طی یک سال گذشته جان ۸۷ تن را در سراسر کشور گرفته است. این اداره امروز (چهارشنبه، ۱۵ دلو) با نشر اعلامیهای مدعی شده است که ۶۷ درصد قربانیان انفجار ماینها کودکان هستند. اداره آمادگی مبارزه با حوادث حکومت سرپرست در ادامه تاکید کرده است که طی یک سال گذشته، ۱۹۳ مورد انفجار ثبت شده است. به گفته این اداره، ۳۳۳ تن نیز در این رویدادها زخمی شدهاند. این اداره مدعی شده که در این مدت، آموزشهای درباره خطرات انفجار ماینها به بیش از یک میلیون تن ارایه شده است. این در حالی است که چند روز پیش یوناما اعلام کرده بود که ۸۰ درصد قربانیان ماینها و مهمات منفجرنشده در افغانستان کودکان هستند. باید گفت که مواد منفجر ناشده، ماینها و بقایای ابزارهای جنگی باقیمانده از دوران جنگ، همه ساله جان صدها شهروند کشور بهویژه کودکان و زنان را میگیرد. موسسهی ماینپاکی «هلو ترست» سال گذشته در گزارشی نوشت که هر ماه حدود ۵۰ نفر در افغانستان بر اثر انفجار ماین و مواد انفجاری باقیمانده از جنگ کشته یا زخمی میشوند. براساس آمار سازمان ملل متحد، سه میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در افغانستان در شعاع یک کیلومتری مناطق آلوده به ماینها و مواد منفجره زندگی میکنند.
طلاق یکی از سختترین و پرچالشترین تصمیمها و تجربهای بسیار استرسزا و عاطفی برای همهی افراد خانواده است و بهمعنای طوفانی برای زندگی خانوادگی بهشمار میآید. اما این تصمیم وقتی پیچیدهتر میشود که شما مادر و پدر نیز باشید و پای فرزند یا فرزندانی در میان باشد. معمولاً برای فرزندان، درک تصمیم جدایی شما سخت است و اغلب احساس میکنند تمام دنیایشان وارونه شده است. آنها ممکن است شوکه، ناراحت و غمگین، عصبانی یا مضطرب شوند. حتی ممکن است احساس گناه کنند و خود را بهخاطر مشکلات خانه و طلاق شما سرزنش کنند. از آنجایی که بچهها با توجه به سن و ویژگیهای شخصیتی خود با یکدیگر متفاوتاند، تأثیر طلاق بر فرزندان نیز میتواند متفاوت باشد. برخی از بچهها پس از گذر از آشفتگی و چالشهای اولیهی زندگی پس از طلاق، دچار هیچ مشکل روانی یا رفتاری خاصی نمیشوند؛ در حالی که کودکان دیگر ممکن است تا مدتها با این تغییر و تأثیرات آن دستوپنجه نرم کنند. فراموش نکنیم حتی فرزندان انعطافپذیری که خیلی زود با طلاق والدین کنار میآیند، ممکن است در آینده دچار مشکلات یا نگرانیهای متعددی شوند؛ مثلاً بههنگام اتفاقات خاص زندگی خود، مانند جشن فارغالتحصیلی یا ازدواج، احساسات دردناک و خاطرات تلخی را تجربه نمایند. طبق مقالهی دیاونترین و رابرت امری در سال ۲۰۱۹، طلاق والدین با افزایش خطر مشکلات سازگاری کودک و نوجوان، از جمله مشکلات تحصیلی (مانند نمرات پایینتر و ترک تحصیل)، رفتارهای مخرب (مانند رفتارهای نابهنجار و مصرف مواد) و علائم افسردگی مرتبط است. فرزندان والدین طلاق بیشتر احتمال دارد رفتارهای جنسی پرخطر داشته باشند، در فقر زندگی کنند و بیثباتی خانوادگی را تجربه کنند. در واقع، طلاق احتمال پیشآمدن این مسائل را تا حدود یکونیم تا دو برابر افزایش میدهد. تأثیر طلاق بر فرزندان در سنین مختلف چگونه است؟ تأثیر طلاق در نوزادان (از تولد تا ۱۸ ماهگی) اگرچه ممکن است برای شما تعجبآور باشد، حتی نوزادان نیز تحت تأثیر طلاق قرار میگیرند؛ بهخصوص اگر درگیری شما و همسرتان منجر به مشاجره و تنش در خانه شود. در دوران شیرخوارگی، نوزادان میتوانند استرس را در محیط خانه احساس کنند و دچار دلبستگی ناایمن شوند. آنها همچنین ممکن است پسرفت کنند یا علائم تأخیری رشدی را نشان دهند. تأثیر طلاق بر کودکان ۱۸ ماهه تا ۳ ساله طلاق میتواند از نظر عاطفی و روانی بر کودکان ۱۸ ماهه تا ۳ ساله تأثیر بگذارد. در این دوران، کودکان ممکن است مکرراً گریه کنند، بیش از حد معمول خواهان توجه باشند، پسرفت کنند و به مکیدن انگشت بازگردند، در مقابل آموزش توالت مقاومت کنند یا در تنها خوابیدن در شب دچار مشکل شوند. اثرات طلاق بر فرزندان ۳ تا ۸ سال کودکان خردسال بین ۳ تا ۸ سال ممکن است بهطور کامل درک نکنند چرا شرایط خانواده در حال تغییر است. ممکن است در مورد اینکه چرا باید بین دو خانه در رفتوآمد باشند سردرگم شوند. درک احساسات شما بزرگسالان برای کودکان خردسال، که اغلب چیزها را سیاه یا سفید میبینند، کار دشواری است و آنها نمیتوانند دلایل پیچیدهی شما برای جدایی را متوجه شوند. یکی از بزرگترین ترسهای بچهها در این بازهی سنی این است که یکی از شما والدین دست از دوست داشتن آنها بردارد. تأثیر طلاق والدین بر فرزندان ۸ تا ۱۲ ساله کودکان کمی بزرگتر، بین ۸ تا ۱۲ سال، ممکن است نگران این باشند که فروپاشی خانواده تقصیر آنها باشد. بزرگترین ترس بچهها در این سنین این است که کار اشتباهی انجام داده باشند که باعث جدایی والدینشان شده است. آنها ممکن است، مانند کودکان خردسال، برای درک دلایل پیچیدهی طلاق شما دچار مشکل شوند. تأثیر طلاق والدین بر نوجوانان نوجوانان، برخلاف کودکان خردسال، آنچه را که در حال اتفاق افتادن است بهطور کامل میفهمند. آنها ممکن است احساسات خود را بهطور متفاوتی بیان کنند؛ مثلاً گوشهگیر و کمصحبت شوند و ارتباط خود را با شما کاهش دهند، یا از طریق خشم و رفتارهای سرکشانه ابراز کنند. همچنین ممکن است یک یا هر دوی شما را مقصر این اتفاق بدانند و به سرزنشتان بپردازند. تأثیرات اولیهی طلاق بر فرزندان اولین تأثیر طلاق بر فرزندان، احساس خشم، نگرانی، غم، سردرگمی و سرخوردگی است. معمولاً بچهها در حین یا پس از طلاق دچار مشکلات سلامت روان یا مشکلات رفتاری میشوند. تا اینجا، تمامی این اتفاقات بخش طبیعی فرایند طلاق است و فرزندان شما اثرات کوتاهمدتی را تجربه میکنند. اما برخی از بچهها ممکن است در صورت عدم حمایت عاطفی مناسب، مشکلات طولانیمدت بیشتری را تجربه نمایند که میتواند نگرانکننده باشد. تأثیرات روانی طلاق بر فرزندان اغلب نخستین تأثیر روانی طلاق بر بچهها اضطراب و استرس است. آنها ممکن است احساس رهاشدن یا خیانت کنند و برای پردازش این احساسات پیچیده تلاش کنند. بر اساس گزارشها، کودکان ۷ تا ۱۴ سالهای که والدینشان طلاق گرفتهاند، ۱۶ درصد بیشتر در معرض ابتلا به مشکلات سلامت روان، از جمله اضطراب و افسردگی، هستند. برخی از این مشکلات سلامت روان میتواند منجر به انجام رفتارهای پرخطر در نوجوانان، از جمله سوءمصرف مواد، بزهکاری و فعالیتهای جنسی در سنین پایین شود. سایر آثار روانی طلاق میتواند شامل تجربههای زیر در بچهها باشد: اضطراب عمومی در مورد نحوهی زندگی جدید با یک والد یا زندگی چرخشی با هر دو والد فشار برای رسیدگی به مسئولیتهای اضافی در زندگی جدید احساس گناه بهدنبال مقصر دانستن و سرزنش کردن خود بهخاطر اتفاقی که افتاده تنهایی، چون ممکن است به اندازهی قبل با هر دو والد وقت نگذرانند خشم نسبت به پدر و مادر بهخاطر از هم پاشیدن خانواده تأثیرات اجتماعی طلاق بر فرزندان بهدنبال طلاق والدین، برخی از بچهها گوشهگیرتر میشوند و روابط اجتماعی خود را با دیگران محدود میکنند. آنها از اینکه دوستان و اطرافیانشان بدانند پدر و مادرشان از هم طلاق گرفتهاند، احساس خجالت و شرمندگی میکنند. برخی دیگر ممکن است از طریق انجام رفتارهای مخرب بهدنبال جلب توجه والدین باشند؛ برای مثال در مکتب یا سرک بیدلیل با دیگران دعوا کنند. از دیگر تأثیرات اجتماعی طلاق این است که بچهها در روابط اجتماعی خود دچار مشکل شده و احساس ناامنی میکنند. روابط دوستیشان با چالش روبهرو میشود و حتی ممکن است از جانب همسالان مسخره شوند. امکان دارد خود را با همسنوسالهایشان مقایسه کنند و فکر کنند آیا خانوادهی دیگری هم هست که طلاق گرفته باشد. تأثیرات طلاق بر تحصیل فرزندان استرس و آشفتگی عاطفی ناشی از طلاق میتواند منجر به مشکلاتی در تمرکز و در نتیجه کاهش عملکرد تحصیلی بچهها شود. اگر بچهها کوچکتر باشند، ممکن است نگرش منفی نسبت به مکتب پیدا کنند؛ زیرا میترسند همکلاسیهایشان از طلاق پدر و مادرشان باخبر شوند. گاهی نیز مشکلات مالی، خانوادگی یا مسائل رفتاری و روانی پیشآمده برای بچهها میتواند منجر به ترک تحصیل آنان شود. راهکارهای کاهش تأثیر طلاق بر فرزندان اگر طلاق را تجربه میکنید، مهم است از فرزندان خود حمایت کنید تا با هم از این دوران چالشبرانگیز عبور کنید. اجازه دهید غمگین باشند استفانی سامار، روانشناس کودک، توصیه میکند از برخی واکنشهای بچهها که ممکن است در حین یا اوایل طلاق مشاهده کنید، خیلی نگران نشوید. به این فکر کنید که خود شما بهعنوان یک بزرگسال چه میزان آشفتگی را تجربه میکنید، چه برسد به فرزندان. این دورهی گذار و سازگاری با شرایط باید اتفاق بیفتد؛ پس شروع به گفتن جملاتی مثل «من فقط میخواهم تو خوشحال باشی» نکنید. برای بچهها، طلاق میتواند مانند یک فقدان شدید باشد؛ از دست دادن والدین، از دست دادن خانواده یا بهسادگی از دست دادن زندگی قبلی. به فرزندتان کمک کنید احساسات خود را ابراز کند. شاید نتوانید مشکلات آنها را برطرف کنید یا غمشان را به شادی تبدیل کنید، اما مهم است که بهجای نادیده گرفتن احساساتشان، به آنها اجازه دهید غمگین باشند تا زمانی که بتوانند با شرایط جدید سازگار شوند. پای دردِ دل بچهها بنشینید کودکان ممکن است بهدلیل ترس از آسیب رساندن به شما، تمایلی به در میان گذاشتن احساسات واقعی خود نداشته باشند. پای دردِ دل آنها بنشینید و بگذارید بدانند هرچه میگویند اشکالی ندارد. آنها ممکن است شما را بهخاطر طلاق سرزنش کنند یا از دست شما عصبانی و ناامید باشند، اما اگر نتوانند احساسات صادقانهی خود را با شما در میان بگذارند، زمان سختتری را پیشِ رو خواهند داشت. بگذارید بچهها بدانند که مقصر نیستند بسیاری از بچهها بر این باورند که شما بهخاطر آنها طلاق گرفتهاید. آنها لحظاتی را به یاد میآورند که با شما دعوا کردهاند، نمرات ضعیفی گرفتهاند یا خود را به دردسر انداختهاند. برای کمک به فرزندان خود جهت از بین بردن این تصور غلط: با توجه به سن و میزان فهم بچهها، به آنها توضیح دهید که چرا تصمیم به طلاق گرفتهاید. یادآوری کنید که هر دوی شما عاشقشان هستید و بچهها مسئول طلاق شما نیستند. بهتر است بتوانید به زبانی واضح، ساده و صادقانه توضیح دهید تا فرزندانتان آن را درک کنند. بهعنوان مثال: «هر دو نفر ما شما را دوست داریم و از شما مراقبت خواهیم کرد. ما تصمیم گرفتیم اگر من و پدرت جدا از هم زندگی کنیم، بهترین کار برای خانوادهمان است.» فرزندان شما نیازی به دانستن همهی جزئیات ندارند، اما حق دارند بدانند چه اتفاقی خواهد افتاد، کجا زندگی میکنند و چه کسی از آنها مراقبت خواهد کرد. از سرزنش والدِ دیگر بپرهیزید هر اتفاقی که موجب طلاق شما شده است، یک مسئلهی زناشویی بوده و به فرزندانتان مرتبط نیست. البته منظور این نیست که به بچهها دروغ بگویید؛ اتفاقاً بسیار مهم است با آنها صادق باشید، اما بدون انتقاد و سرزنش همسرتان. به هر حال، فرزند شما قرار است با هر دوی شما زندگی کند و نباید میان بحث و جدلهای شما گیر بیفتد. بهتر است از قبل در مورد علت جدایی یا طلاق خود توافق کنید و به آن پایبند باشید، برای صحبت با فرزندان برنامهریزی کنید و در صورت امکان، با حضور هر دو نفر تصمیم نهایی طلاق را به بچهها بگویید. یادتان نرود هنگام بیان دلایل جدایی به یکدیگر احترام بگذارید و بهدنبال سرزنش و پیدا کردن مقصر نباشید. مراقب نگرانیهای بچهها باشید طلاق و اتفاقات بعد از آن ممکن است هزاران دغدغه و نگرانی برای بچهها به همراه بیاورد. شاید پشت هر سؤالی که از شما میپرسند، نگرانی خاصی وجود داشته باشد؛ مثلاً اینکه چه زمانی پیش مامان یا بابا میروند، یا مکتب را باید کجا ادامه دهند. در چنین مواقعی، ابتدا از فرزندتان بپرسید که دربارهی چه چیزی نگران است، سپس سعی کنید با او همدلی کرده و اطمینان دهید که راهحلی برای نگرانیهایش پیدا خواهید کرد. در پاسخ به پرسشهای فرزندانتان، خوب است همیشه به آنها اطمینان دهید که شما و والد دیگر کنارشان هستید تا به آنها کمک کنید نگرانیهایشان را برطرف کنند. روتینها را حفظ کنید یا روتینهای جدید ایجاد نمایید فایدهی روتینها این است که به کودکان احساس امنیت، آرامش و کنترل بر اوضاع میدهد. بنابراین، رعایت برنامههای معمول زندگی میتواند به فرزندان شما کمک کند تا با تغییراتی مانند جدایی و طلاق کنار بیایند. سعی کنید روالهای کوچکی را که واقعاً برای فرزندتان مهم هستند شناسایی کنید؛ مانند بازی با دوستان یا خواندن یک کتاب خاص قبل از خواب. بگذارید فرزندتان بداند که این چیزها تغییر نخواهند کرد. در صورت امکان، تلاش کنید روتینهای بزرگتری مانند مکتب فرزندتان را نیز تغییر ندهید. پس از جدایی، بچهها را بیش از قبل در تصمیمگیریها مشارکت دهید اگر بتوانید فرزندتان را در تصمیمگیریهای کوچک، مانند نحوهی چیدمان اتاقش یا اینکه چه چیزی برای شام بخورید، مشارکت دهید، به کودک شما کمک میکند در زمانی که بسیاری از چیزها در حال تغییر هستند، احساس کند حداقل برخی اتفاقات خانه تحت کنترل اوست. در مورد کودکان بزرگتر، مهم است که با دقت به حرفهایشان گوش کنید و به آنها بگویید برای نظراتشان اهمیت زیادی قائل هستید. فراموش نکنید با توجه به سن بچهها، به آنها قدرت انتخاب و تصمیمگیری بدهید. برای بسیاری از خانوادهها، طلاق تنها گزینهی روی میز است. شکی نیست که طلاق اتفاقی بسیار استرسزا برای همهی اعضای خانواده است، اما برای فرزندان چالشبرانگیزتر نیز هست و تأثیر طلاق بر کودکان میتواند متفاوت باشد. فرزند شما در یک مبارزهی سخت قرار خواهد داشت و ممکن است تغییراتی در رفتار، خلقوخو یا شخصیت او پیش بیاید. نویسنده: سحر یوسفی
یوناما یا دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان درتازهترین مورد اعلام کرده است که ۸۰ درصد قربانیان ماینها و مهمات منفجرنشده در افغانستان کودکان هستند. اين نهاد امروز (سهشنبه، ۱۴ دلو) با نشر پیامی در حساب کاربری فیسبوک خود نوشته است که افغانستان سومین کشور جهان از نظر بالاترین میزان تلفات ناشی از مهمات انفجاری بهشمار میرود. دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که هنوز هم ماینها و سایر بقایای انفجاری جنگ بهگونه گسترده در سراسر افغانستان وجود دارد. یوناما در ادامه افزوده است که ۸۰ درصد قربانیان ماینها و مهمات منفجرنشده در افغانستان کودکان هستند و آنها اغلب در نتیجهی تماس با مهمات منفجرنشده هنگام بازی، زخمی یا جان خود را از دست میدهند. همچنین سازمان ملل متحد در بخشی از پیامش خواستار حمایت مالی از نهادهای غیردولتی در بخش ماینپاکی شده است. این میگوید که آگاهی و اقدام جمعی میتواند زندگی مردم را نجات دهد. باید گفت که مواد منفجر ناشده، ماینها و بقایای ابزارهای جنگی باقیمانده از دوران جنگ، همه ساله جان صدها شهروند کشور بهویژه کودکان و زنان را میگیرد. موسسهی ماینپاکی «هلو ترست» سال گذشته در گزارشی نوشت که هر ماه حدود ۵۰ نفر در افغانستان بر اثر انفجار ماین و مواد انفجاری باقیمانده از جنگ کشته یا زخمی میشوند. براساس آمار سازمان ملل متحد، سه میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در افغانستان در شعاع یک کیلومتری مناطق آلوده به ماینها و مواد منفجره زندگی میکنند.
یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازهترین مورد اعلام کرده است که کودکان فراتر از نیازهای اساسی مانند غذا، آب و آموزش، برای روان سالمتر به بازی نیز نیاز دارند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بازی نقش مهمی در تقویت یادگیری و حفاظت از سلامت روان و جسم آنان دارد. در ادامه آمده است که فراهم کردن فرصتهای بازی میتواند به کودکان کمک کند تا فشارهای روانی را بهتر مدیریت کنند و مهارتهای اجتماعی و شناختی خود را توسعه دهند. در حالی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد بر بازی کودکان در کنار آموزش و غذا تاکید دارد که کودکان در افغانستان با شرایط دشوار زندگی مواجه هستند و سلامت روان آنان بهشدت آسیبپذیر است. باید گفت که کمبود امکانات آموزشی، محدودیت دسترسی به خدمات بهداشتی و تجربه خشونت و بحرانهای انسانی سبب شده است که بسیاری از کودکان از حمایتهای لازم برای رشد روانی و اجتماعی محروم باشند. همچنین برنامه جهانی غذای سازمان ملل (WFP) در افغانستان چندی پیش در گزارشی نوشت که وضعیت امنیت غذایی در افغانستان بحرانی است. بر اساس گزارش این نهاد، ۱۷ میلیون نفر در افغانستان با گرسنگی حاد روبهرو هستند و حدود ۴ میلیون کودک در معرض خطر سوءتغذیه قرار دارند. برنامه جهانی غذای سازمان ملل پیشبینی کرده بود که سوءتغذیه کودکان نیز افزایش خواهد یافت و در سال آینده نزدیک به چهار میلیون کودک را تحت تأثیر قرار خواهد دهد. چندی پیش یوناما نیز در گزارشی گفته بود که ناامنی غذایی همچنان شدید است. میزان سوءتغذیه زنان و کودکان ۱۵ درصد افزایش یافته است و میلیونها نفر در زمستان پیشرو بدون کمک ماندهاند.
وزارت صحت عامهی حکومت سرپرست درتازهترین مورد از آغاز کارزار تطبیق واکسن پولیو (فلج کودکان) در ۱۸ ولایت کشور خبر داده است. این وزارت با نشر اعلامیهای گفته است که این کارزار در ۱۵ ولایت، بهشمول کابل، از امروز (دوشنبه، ۱۳ دلو) آغاز شده و تا روز پنجشنبه ادامه خواهد داشت. در اعلامیه آمده است که اما در ولایتهای هلمند، ارزگان و زابل، این کارزار از روز سهشنبه آغاز خواهد شد و تا روز جمعه ادامه مییابد. وزارت صحت عامه در ادامه تاکید کرده است که در دو ولسوالی ولایت فاریاب و دو ولسوالی ولایت بادغیس نیز کارزار تطبیق واکسن از دوشنبه آینده آغاز خواهد شد. در بخشی از اعلامیه آمده است که در جریان این کارزار در تمامی ولایتها، حدود ۷.۳ میلیون کودک زیر پنج سال واکسن خواهند شد. نهاد «افغانستان عاری از پولیو» نیز از این کارزار خبر داده است. این کارزار با همکاری نهادهای بینالمللی انجام میشود. طبق معلومات موجود، این نخستین کارزار تطبیق واکسن پولیو در افغانستان در سال ۲۰۲۶ میلادی است. این در حالی است که در سال ۲۰۲۵ میلادی، نُه مورد مثبت بیماری فلج اطفال یا پولیو در افغانستان ثبت شده بود. از این میان، یک مورد در ارزگان، سه مورد در هلمند، یک مورد در بادغیس، یک مورد در نورستان، دو مورد در پکتیکا و یک مورد در فراه گزارش شده بود. باید گفت که در سال جاری میلادی تا اکنون گزارشی از ثبت موارد مثبت بیماری پولیو در افغانستان منتشر نشده است. در حال حاضر، افغانستان و پاکستان تنها کشورهای جهاناند که بیماری فلج اطفال در آنها بهطور کامل ریشهکن نشده است.
تاجالدین اویوالی، نماینده یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان اعلام کرده است که افغانستان همچنان شامل کشورهای است که در سال ۲۰۲۶ میلادی به کمک فوری و گسترده نیاز دارد. آقای اویوالی با نشر گزارشی گفته است که تأمین مالی مستمر به یونیسف افغانستان کمک خواهد کرد تا مراقبتهای بهداشتی را برای ۱۲ میلیون تن در سراسر کشور فراهم کند. نماینده صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان تاکید کرده است که با ارائه این کمکها، میتوان آموزش اضطراری را برای ۵.۵ میلیون کودک فراهم کرده و نزدیک به ۱۰ میلیون کودک را در برابر بیماریها محافظت کرد. این در حالی است که پیش از این نیز یونیسف گزارش داده بود که در سال ۲۰۲۵ میلادی به دلیل کاهش ۷۲ درصدی بودجه، فعالیتهای آنان در ۲۰ کشور جهان از جمله افغانستان محدود شده بود. سازمان ملل در گزارشهای خود افزوده است که حمایتهای پایدار مالی نقش کلیدی در دسترسی کودکان و خانوادهها به خدمات حیاتی و مقابله با بحرانهای انسانی دارد و میتواند جان و سلامت میلیونها تن را تضمین کند. برنامه جهانی غذای سازمان ملل (WFP) در افغانستان چندی پیش در گزارشی نوشت که وضعیت امنیت غذایی در افغانستان بحرانی است. بر اساس گزارش این نهاد، ۱۷ میلیون نفر در افغانستان با گرسنگی حاد روبهرو هستند و حدود ۴ میلیون کودک در معرض خطر سوءتغذیه قرار دارند. برنامه جهانی غذای سازمان ملل پیشبینی کرده بود که سوءتغذیه کودکان نیز افزایش خواهد یافت و در سال آینده نزدیک به چهار میلیون کودک را تحت تأثیر قرار خواهد دهد. چندی پیش یوناما نیز در گزارشی گفته بود که ناامنی غذایی همچنان شدید است. میزان سوءتغذیه زنان و کودکان ۱۵ درصد افزایش یافته است و میلیونها نفر در زمستان پیشرو بدون کمک ماندهاند.
مسوولان محلی حکومت سرپرست از ولایت بغلان میگویند که سه تن بهشمول یک کودک و یک زن در پی یک رویداد ترافیکی در این ولایت جان باختهاند. شیراحمد برهانی، سخنگوی فرماندهی پولیس ولایت بغلان امروز (یکشنبه، ۱۲ دلو) با نشر اعلامیهای گفته است که این رویداد در ولسوالی دوشی رخ داده است. آقای برهانی در ادامه تاکید کرده است که در این رویداد یک موتر فولدر با یک موتر پاسو برخورد کرده است. وی در ادامه افزوده است که در این رویداد چهار تن دیگر زخمی شدهاند. او تصریح کرد که زخمیان این رویداد به شفاخانه منتقل شدهاند. دو روز پیش از این دو تن در ولسوالی شهربزرگ بدخشان در پی رویداد ترافیکی جان باختند. رویدادهای ترافیکی در روزهای اخیر در ولایتهای مختلف کشور افزایش یافته است. حوادث ترافیکی در افغانستان سالانه جان صدها نفر را میگیرد و صدها زخمی برجای میگذارد. نبود علایم ترافیکی، خرابی جادهها و بیاحتیاطی رانندگان از عوامل اصلی وقوع این حوادث گفته میشود.