برچسب: کودکان

5 ماه قبل - 273 بازدید

طلاق یکی از سخت‌ترین و پرچالش‌ترین تصمیم‌ها و تجربه‌ای بسیار استرس‌زا و عاطفی برای همه‌ی افراد خانواده است و به‌معنای طوفانی برای زندگی خانوادگی به‌شمار می‌آید. اما این تصمیم وقتی پیچیده‌تر می‌شود که شما مادر و پدر نیز باشید و پای فرزند یا فرزندانی در میان باشد. معمولاً برای فرزندان، درک تصمیم جدایی شما سخت است و اغلب احساس می‌کنند تمام دنیایشان وارونه شده است. آن‌ها ممکن است شوکه، ناراحت و غمگین، عصبانی یا مضطرب شوند. حتی ممکن است احساس گناه کنند و خود را به‌خاطر مشکلات خانه و طلاق شما سرزنش کنند. از آن‌جایی که بچه‌ها با توجه به سن و ویژگی‌های شخصیتی خود با یکدیگر متفاوت‌اند، تأثیر طلاق بر فرزندان نیز می‌تواند متفاوت باشد. برخی از بچه‌ها پس از گذر از آشفتگی و چالش‌های اولیه‌ی زندگی پس از طلاق، دچار هیچ مشکل روانی یا رفتاری خاصی نمی‌شوند؛ در حالی که کودکان دیگر ممکن است تا مدت‌ها با این تغییر و تأثیرات آن دست‌وپنجه نرم کنند. فراموش نکنیم حتی فرزندان انعطاف‌پذیری که خیلی زود با طلاق والدین کنار می‌آیند، ممکن است در آینده دچار مشکلات یا نگرانی‌های متعددی شوند؛ مثلاً به‌هنگام اتفاقات خاص زندگی خود، مانند جشن فارغ‌التحصیلی یا ازدواج، احساسات دردناک و خاطرات تلخی را تجربه نمایند. طبق مقاله‌ی دی‌اونترین و رابرت امری در سال ۲۰۱۹، طلاق والدین با افزایش خطر مشکلات سازگاری کودک و نوجوان، از جمله مشکلات تحصیلی (مانند نمرات پایین‌تر و ترک تحصیل)، رفتارهای مخرب (مانند رفتارهای نابهنجار و مصرف مواد) و علائم افسردگی مرتبط است. فرزندان والدین طلاق بیشتر احتمال دارد رفتارهای جنسی پرخطر داشته باشند، در فقر زندگی کنند و بی‌ثباتی خانوادگی را تجربه کنند. در واقع، طلاق احتمال پیش‌آمدن این مسائل را تا حدود یک‌ونیم تا دو برابر افزایش می‌دهد. تأثیر طلاق بر فرزندان در سنین مختلف چگونه است؟ تأثیر طلاق در نوزادان (از تولد تا ۱۸ ماهگی) اگرچه ممکن است برای شما تعجب‌آور باشد، حتی نوزادان نیز تحت تأثیر طلاق قرار می‌گیرند؛ به‌خصوص اگر درگیری شما و همسرتان منجر به مشاجره و تنش در خانه شود. در دوران شیرخوارگی، نوزادان می‌توانند استرس را در محیط خانه احساس کنند و دچار دلبستگی ناایمن شوند. آن‌ها همچنین ممکن است پسرفت کنند یا علائم تأخیری رشدی را نشان دهند. تأثیر طلاق بر کودکان ۱۸ ماهه تا ۳ ساله طلاق می‌تواند از نظر عاطفی و روانی بر کودکان ۱۸ ماهه تا ۳ ساله تأثیر بگذارد. در این دوران، کودکان ممکن است مکرراً گریه کنند، بیش از حد معمول خواهان توجه باشند، پسرفت کنند و به مکیدن انگشت بازگردند، در مقابل آموزش توالت مقاومت کنند یا در تنها خوابیدن در شب دچار مشکل شوند. اثرات طلاق بر فرزندان ۳ تا ۸ سال کودکان خردسال بین ۳ تا ۸ سال ممکن است به‌طور کامل درک نکنند چرا شرایط خانواده در حال تغییر است. ممکن است در مورد این‌که چرا باید بین دو خانه در رفت‌وآمد باشند سردرگم شوند. درک احساسات شما بزرگسالان برای کودکان خردسال، که اغلب چیزها را سیاه یا سفید می‌بینند، کار دشواری است و آن‌ها نمی‌توانند دلایل پیچیده‌ی شما برای جدایی را متوجه شوند. یکی از بزرگ‌ترین ترس‌های بچه‌ها در این بازه‌ی سنی این است که یکی از شما والدین دست از دوست داشتن آن‌ها بردارد. تأثیر طلاق والدین بر فرزندان ۸ تا ۱۲ ساله کودکان کمی بزرگ‌تر، بین ۸ تا ۱۲ سال، ممکن است نگران این باشند که فروپاشی خانواده تقصیر آن‌ها باشد. بزرگ‌ترین ترس بچه‌ها در این سنین این است که کار اشتباهی انجام داده باشند که باعث جدایی والدینشان شده است. آن‌ها ممکن است، مانند کودکان خردسال، برای درک دلایل پیچیده‌ی طلاق شما دچار مشکل شوند. تأثیر طلاق والدین بر نوجوانان نوجوانان، برخلاف کودکان خردسال، آنچه را که در حال اتفاق افتادن است به‌طور کامل می‌فهمند. آن‌ها ممکن است احساسات خود را به‌طور متفاوتی بیان کنند؛ مثلاً گوشه‌گیر و کم‌صحبت شوند و ارتباط خود را با شما کاهش دهند، یا از طریق خشم و رفتارهای سرکشانه ابراز کنند. همچنین ممکن است یک یا هر دوی شما را مقصر این اتفاق بدانند و به سرزنشتان بپردازند. تأثیرات اولیه‌ی طلاق بر فرزندان اولین تأثیر طلاق بر فرزندان، احساس خشم، نگرانی، غم، سردرگمی و سرخوردگی است. معمولاً بچه‌ها در حین یا پس از طلاق دچار مشکلات سلامت روان یا مشکلات رفتاری می‌شوند. تا این‌جا، تمامی این اتفاقات بخش طبیعی فرایند طلاق است و فرزندان شما اثرات کوتاه‌مدتی را تجربه می‌کنند. اما برخی از بچه‌ها ممکن است در صورت عدم حمایت عاطفی مناسب، مشکلات طولانی‌مدت بیشتری را تجربه نمایند که می‌تواند نگران‌کننده باشد. تأثیرات روانی طلاق بر فرزندان اغلب نخستین تأثیر روانی طلاق بر بچه‌ها اضطراب و استرس است. آن‌ها ممکن است احساس رهاشدن یا خیانت کنند و برای پردازش این احساسات پیچیده تلاش کنند. بر اساس گزارش‌ها، کودکان ۷ تا ۱۴ ساله‌ای که والدینشان طلاق گرفته‌اند، ۱۶ درصد بیشتر در معرض ابتلا به مشکلات سلامت روان، از جمله اضطراب و افسردگی، هستند. برخی از این مشکلات سلامت روان می‌تواند منجر به انجام رفتارهای پرخطر در نوجوانان، از جمله سوءمصرف مواد، بزهکاری و فعالیت‌های جنسی در سنین پایین شود. سایر آثار روانی طلاق می‌تواند شامل تجربه‌های زیر در بچه‌ها باشد: اضطراب عمومی در مورد نحوه‌ی زندگی جدید با یک والد یا زندگی چرخشی با هر دو والد فشار برای رسیدگی به مسئولیت‌های اضافی در زندگی جدید احساس گناه به‌دنبال مقصر دانستن و سرزنش کردن خود به‌خاطر اتفاقی که افتاده تنهایی، چون ممکن است به اندازه‌ی قبل با هر دو والد وقت نگذرانند خشم نسبت به پدر و مادر به‌خاطر از هم پاشیدن خانواده تأثیرات اجتماعی طلاق بر فرزندان به‌دنبال طلاق والدین، برخی از بچه‌ها گوشه‌گیرتر می‌شوند و روابط اجتماعی خود را با دیگران محدود می‌کنند. آن‌ها از این‌که دوستان و اطرافیانشان بدانند پدر و مادرشان از هم طلاق گرفته‌اند، احساس خجالت و شرمندگی می‌کنند. برخی دیگر ممکن است از طریق انجام رفتارهای مخرب به‌دنبال جلب توجه والدین باشند؛ برای مثال در مکتب یا سرک بی‌دلیل با دیگران دعوا کنند. از دیگر تأثیرات اجتماعی طلاق این است که بچه‌ها در روابط اجتماعی خود دچار مشکل شده و احساس ناامنی می‌کنند. روابط دوستی‌شان با چالش روبه‌رو می‌شود و حتی ممکن است از جانب همسالان مسخره شوند. امکان دارد خود را با هم‌سن‌وسال‌هایشان مقایسه کنند و فکر کنند آیا خانواده‌ی دیگری هم هست که طلاق گرفته باشد. تأثیرات طلاق بر تحصیل فرزندان استرس و آشفتگی عاطفی ناشی از طلاق می‌تواند منجر به مشکلاتی در تمرکز و در نتیجه کاهش عملکرد تحصیلی بچه‌ها شود. اگر بچه‌ها کوچک‌تر باشند، ممکن است نگرش منفی نسبت به مکتب پیدا کنند؛ زیرا می‌ترسند هم‌کلاسی‌هایشان از طلاق پدر و مادرشان باخبر شوند. گاهی نیز مشکلات مالی، خانوادگی یا مسائل رفتاری و روانی پیش‌آمده برای بچه‌ها می‌تواند منجر به ترک تحصیل آنان شود. راهکارهای کاهش تأثیر طلاق بر فرزندان اگر طلاق را تجربه می‌کنید، مهم است از فرزندان خود حمایت کنید تا با هم از این دوران چالش‌برانگیز عبور کنید. اجازه دهید غمگین باشند استفانی سامار، روان‌شناس کودک، توصیه می‌کند از برخی واکنش‌های بچه‌ها که ممکن است در حین یا اوایل طلاق مشاهده کنید، خیلی نگران نشوید. به این فکر کنید که خود شما به‌عنوان یک بزرگسال چه میزان آشفتگی را تجربه می‌کنید، چه برسد به فرزندان. این دوره‌ی گذار و سازگاری با شرایط باید اتفاق بیفتد؛ پس شروع به گفتن جملاتی مثل «من فقط می‌خواهم تو خوشحال باشی» نکنید. برای بچه‌ها، طلاق می‌تواند مانند یک فقدان شدید باشد؛ از دست دادن والدین، از دست دادن خانواده یا به‌سادگی از دست دادن زندگی قبلی. به فرزندتان کمک کنید احساسات خود را ابراز کند. شاید نتوانید مشکلات آن‌ها را برطرف کنید یا غمشان را به شادی تبدیل کنید، اما مهم است که به‌جای نادیده گرفتن احساساتشان، به آن‌ها اجازه دهید غمگین باشند تا زمانی که بتوانند با شرایط جدید سازگار شوند. پای دردِ دل بچه‌ها بنشینید کودکان ممکن است به‌دلیل ترس از آسیب رساندن به شما، تمایلی به در میان گذاشتن احساسات واقعی خود نداشته باشند. پای دردِ دل آن‌ها بنشینید و بگذارید بدانند هرچه می‌گویند اشکالی ندارد. آن‌ها ممکن است شما را به‌خاطر طلاق سرزنش کنند یا از دست شما عصبانی و ناامید باشند، اما اگر نتوانند احساسات صادقانه‌ی خود را با شما در میان بگذارند، زمان سخت‌تری را پیشِ رو خواهند داشت. بگذارید بچه‌ها بدانند که مقصر نیستند بسیاری از بچه‌ها بر این باورند که شما به‌خاطر آن‌ها طلاق گرفته‌اید. آن‌ها لحظاتی را به یاد می‌آورند که با شما دعوا کرده‌اند، نمرات ضعیفی گرفته‌اند یا خود را به دردسر انداخته‌اند. برای کمک به فرزندان خود جهت از بین بردن این تصور غلط: با توجه به سن و میزان فهم بچه‌ها، به آن‌ها توضیح دهید که چرا تصمیم به طلاق گرفته‌اید. یادآوری کنید که هر دوی شما عاشقشان هستید و بچه‌ها مسئول طلاق شما نیستند. بهتر است بتوانید به زبانی واضح، ساده و صادقانه توضیح دهید تا فرزندانتان آن را درک کنند. به‌عنوان مثال: «هر دو نفر ما شما را دوست داریم و از شما مراقبت خواهیم کرد. ما تصمیم گرفتیم اگر من و پدرت جدا از هم زندگی کنیم، بهترین کار برای خانواده‌مان است.» فرزندان شما نیازی به دانستن همه‌ی جزئیات ندارند، اما حق دارند بدانند چه اتفاقی خواهد افتاد، کجا زندگی می‌کنند و چه کسی از آن‌ها مراقبت خواهد کرد. از سرزنش والدِ دیگر بپرهیزید هر اتفاقی که موجب طلاق شما شده است، یک مسئله‌ی زناشویی بوده و به فرزندانتان مرتبط نیست. البته منظور این نیست که به بچه‌ها دروغ بگویید؛ اتفاقاً بسیار مهم است با آن‌ها صادق باشید، اما بدون انتقاد و سرزنش همسرتان. به هر حال، فرزند شما قرار است با هر دوی شما زندگی کند و نباید میان بحث و جدل‌های شما گیر بیفتد. بهتر است از قبل در مورد علت جدایی یا طلاق خود توافق کنید و به آن پایبند باشید، برای صحبت با فرزندان برنامه‌ریزی کنید و در صورت امکان، با حضور هر دو نفر تصمیم نهایی طلاق را به بچه‌ها بگویید. یادتان نرود هنگام بیان دلایل جدایی به یکدیگر احترام بگذارید و به‌دنبال سرزنش و پیدا کردن مقصر نباشید. مراقب نگرانی‌های بچه‌ها باشید طلاق و اتفاقات بعد از آن ممکن است هزاران دغدغه و نگرانی برای بچه‌ها به همراه بیاورد. شاید پشت هر سؤالی که از شما می‌پرسند، نگرانی خاصی وجود داشته باشد؛ مثلاً این‌که چه زمانی پیش مامان یا بابا می‌روند، یا مکتب را باید کجا ادامه دهند. در چنین مواقعی، ابتدا از فرزندتان بپرسید که درباره‌ی چه چیزی نگران است، سپس سعی کنید با او همدلی کرده و اطمینان دهید که راه‌حلی برای نگرانی‌هایش پیدا خواهید کرد. در پاسخ به پرسش‌های فرزندانتان، خوب است همیشه به آن‌ها اطمینان دهید که شما و والد دیگر کنارشان هستید تا به آن‌ها کمک کنید نگرانی‌هایشان را برطرف کنند. روتین‌ها را حفظ کنید یا روتین‌های جدید ایجاد نمایید فایده‌ی روتین‌ها این است که به کودکان احساس امنیت، آرامش و کنترل بر اوضاع می‌دهد. بنابراین، رعایت برنامه‌های معمول زندگی می‌تواند به فرزندان شما کمک کند تا با تغییراتی مانند جدایی و طلاق کنار بیایند. سعی کنید روال‌های کوچکی را که واقعاً برای فرزندتان مهم هستند شناسایی کنید؛ مانند بازی با دوستان یا خواندن یک کتاب خاص قبل از خواب. بگذارید فرزندتان بداند که این چیزها تغییر نخواهند کرد. در صورت امکان، تلاش کنید روتین‌های بزرگ‌تری مانند مکتب فرزندتان را نیز تغییر ندهید. پس از جدایی، بچه‌ها را بیش از قبل در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت دهید اگر بتوانید فرزندتان را در تصمیم‌گیری‌های کوچک، مانند نحوه‌ی چیدمان اتاقش یا این‌که چه چیزی برای شام بخورید، مشارکت دهید، به کودک شما کمک می‌کند در زمانی که بسیاری از چیزها در حال تغییر هستند، احساس کند حداقل برخی اتفاقات خانه تحت کنترل اوست. در مورد کودکان بزرگ‌تر، مهم است که با دقت به حرف‌هایشان گوش کنید و به آن‌ها بگویید برای نظراتشان اهمیت زیادی قائل هستید. فراموش نکنید با توجه به سن بچه‌ها، به آن‌ها قدرت انتخاب و تصمیم‌گیری بدهید. برای بسیاری از خانواده‌ها، طلاق تنها گزینه‌ی روی میز است. شکی نیست که طلاق اتفاقی بسیار استرس‌زا برای همه‌ی اعضای خانواده است، اما برای فرزندان چالش‌برانگیزتر نیز هست و تأثیر طلاق بر کودکان می‌تواند متفاوت باشد. فرزند شما در یک مبارزه‌ی سخت قرار خواهد داشت و ممکن است تغییراتی در رفتار، خلق‌وخو یا شخصیت او پیش بیاید. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 192 بازدید

یوناما یا دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۸۰ درصد قربانیان ماین‌ها و مهمات منفجرنشده در افغانستان کودکان هستند. اين نهاد امروز (سه‌شنبه، ۱۴ دلو) با نشر پیامی در حساب کاربری فیس‌بوک خود نوشته است که افغانستان سومین کشور جهان از نظر بالاترین میزان تلفات ناشی از مهمات انفجاری به‌شمار می‌رود. دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که هنوز هم ماین‌ها و سایر بقایای انفجاری جنگ به‌گونه گسترده در سراسر افغانستان وجود دارد. یوناما در ادامه افزوده است که ۸۰ درصد قربانیان ماین‌ها و مهمات منفجرنشده در افغانستان کودکان هستند و آن‌ها اغلب در نتیجه‌ی تماس با مهمات منفجرنشده هنگام بازی، زخمی یا جان خود را از دست می‌دهند. همچنین سازمان ملل متحد در بخشی از پیامش خواستار حمایت مالی از نهادهای غیردولتی در بخش ماین‌پاکی شده است. این می‌گوید که آگاهی و اقدام جمعی می‌تواند زندگی مردم را نجات دهد. باید گفت که مواد منفجر ناشده، ماین‌ها و بقایای ابزارهای جنگی باقی‌مانده از دوران جنگ، همه ساله جان صدها شهروند کشور به‌ویژه کودکان و زنان را می‌گیرد. موسسه‌ی ‌ماین‌پاکی «هلو ترست» سال گذشته در گزارشی نوشت که هر ماه حدود ۵۰ نفر در افغانستان بر اثر انفجار ماین و مواد انفجاری باقی‌مانده از جنگ کشته یا زخمی می‌شوند. براساس آمار سازمان ملل متحد، سه میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در افغانستان در شعاع یک کیلومتری مناطق آلوده به ماین‌ها و مواد منفجره زندگی می‌کنند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 192 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین  مورد اعلام کرده است که کودکان فراتر از نیازهای اساسی مانند غذا، آب و آموزش، برای ر‌وان سالم‌تر به بازی نیز نیاز دارند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بازی نقش مهمی در تقویت یادگیری و حفاظت از سلامت روان و جسم آنان دارد. در ادامه آمده است که فراهم کردن فرصت‌های بازی می‌تواند به کودکان کمک کند تا فشارهای روانی را بهتر مدیریت کنند و مهارت‌های اجتماعی و شناختی خود را توسعه دهند. در حالی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد بر بازی کودکان در کنار آموزش و غذا تاکید دارد که کودکان در افغانستان با شرایط دشوار زند‌گی مواجه‌ هستند و سلامت روان آنان به‌شدت آسیب‌پذیر است. باید گفت که کمبود امکانات آموزشی، محدودیت دسترسی به خدمات بهداشتی و تجربه خشونت و بحران‌های انسانی سبب شده است که بسیاری از کودکان از حمایت‌های لازم برای رشد روانی و اجتماعی محروم باشند. همچنین برنامه جهانی غذای سازمان ملل (WFP) در افغانستان چندی پیش در گزارشی نوشت که وضعیت امنیت غذایی در افغانستان بحرانی است. بر اساس گزارش این نهاد، ۱۷ میلیون نفر در افغانستان با گرسنگی حاد روبه‌رو هستند و حدود ۴ میلیون کودک در معرض خطر سوءتغذیه قرار دارند. برنامه جهانی غذای سازمان ملل پیش‌بینی کرده بود که سوءتغذیه کودکان نیز افزایش خواهد یافت و در سال آینده نزدیک به چهار میلیون کودک را تحت تأثیر قرار خواهد دهد. چندی پیش یوناما نیز در گزارشی گفته بود که ناامنی غذایی همچنان شدید است. میزان سوءتغذیه زنان و کودکان ۱۵ درصد افزایش یافته است و میلیون‌ها نفر در زمستان پیش‌رو بدون کمک مانده‌اند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 263 بازدید

وزارت صحت عامه‌ی حکومت سرپرست درتازه‌ترین مورد از آغاز کارزار تطبیق واکسن پولیو (فلج کودکان) در ۱۸ ولایت کشور خبر داده است. این وزارت با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این کارزار در ۱۵ ولایت، به‌شمول کابل، از امروز (دوشنبه، ۱۳ دلو) آغاز شده و تا روز پنج‌شنبه ادامه خواهد داشت. در اعلامیه آمده است که اما در ولایت‌های هلمند، ارزگان و زابل، این کارزار از روز سه‌شنبه آغاز خواهد شد و تا روز جمعه ادامه می‌یابد. وزارت صحت عامه در ادامه تاکید کرده است که در دو ولسوالی ولایت فاریاب و دو ولسوالی ولایت بادغیس نیز کارزار تطبیق واکسن از دوشنبه آینده آغاز خواهد شد. در بخشی از اعلامیه آمده است که در جریان این کارزار در تمامی ولایت‌ها، حدود ۷.۳ میلیون کودک زیر پنج سال واکسن خواهند شد. نهاد «افغانستان عاری از پولیو» نیز از این کارزار خبر داده است. این کارزار با همکاری نهادهای بین‌المللی انجام می‌شود. طبق معلومات موجود، این نخستین کارزار تطبیق واکسن پولیو در افغانستان در سال ۲۰۲۶ میلادی است. این در حالی است که در سال ۲۰۲۵ میلادی، نُه مورد مثبت بیماری فلج اطفال یا پولیو در افغانستان ثبت شده بود. از این میان، یک مورد در ارزگان، سه مورد در هلمند، یک مورد در بادغیس، یک مورد در نورستان، دو مورد در پکتیکا و یک مورد در فراه گزارش شده بود. باید گفت که در سال جاری میلادی تا اکنون گزارشی از ثبت موارد مثبت بیماری پولیو در افغانستان منتشر نشده است. در حال حاضر، افغانستان و پاکستان تنها کشورهای جهان‌اند که بیماری فلج اطفال در آن‌ها به‌طور کامل ریشه‌کن نشده است.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 163 بازدید

تاج‌الدین اویوالی، نماینده یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان اعلام کرده است که افغانستان همچنان شامل کشورهای است که در سال ۲۰۲۶ میلادی به کمک فوری و گسترده نیاز دارد. آقای اویوالی با نشر گزارشی گفته است که تأمین مالی مستمر به یونیسف افغانستان کمک خواهد کرد تا مراقبت‌های بهداشتی را برای ۱۲ میلیون تن در سراسر کشور فراهم کند. نماینده صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان تاکید کرده است که با ارائه این کمک‌ها، می‌توان آموزش اضطراری را برای ۵.۵ میلیون کودک فراهم کرده و نزدیک به ۱۰ میلیون کودک را در برابر بیماری‌ها محافظت کرد. این در حالی است که پیش از این نیز یونیسف گزارش داده بود که در سال ۲۰۲۵ میلادی به ‌دلیل کاهش ۷۲ درصدی بودجه، فعالیت‌های آنان در ۲۰ کشور جهان از جمله افغانستان محدود شده بود. سازمان ملل در گزارش‌های خود افزوده است که حمایت‌های پایدار مالی نقش کلیدی در دسترسی کودکان و خانواده‌ها به خدمات حیاتی و مقابله با بحران‌های انسانی دارد و می‌تواند جان و سلامت میلیون‌ها تن را تضمین کند. برنامه جهانی غذای سازمان ملل (WFP) در افغانستان چندی پیش در گزارشی نوشت که وضعیت امنیت غذایی در افغانستان بحرانی است. بر اساس گزارش این نهاد، ۱۷ میلیون نفر در افغانستان با گرسنگی حاد روبه‌رو هستند و حدود ۴ میلیون کودک در معرض خطر سوءتغذیه قرار دارند. برنامه جهانی غذای سازمان ملل پیش‌بینی کرده بود که سوءتغذیه کودکان نیز افزایش خواهد یافت و در سال آینده نزدیک به چهار میلیون کودک را تحت تأثیر قرار خواهد دهد. چندی پیش یوناما نیز در گزارشی گفته بود که ناامنی غذایی همچنان شدید است. میزان سوءتغذیه زنان و کودکان ۱۵ درصد افزایش یافته است و میلیون‌ها نفر در زمستان پیش‌رو بدون کمک مانده‌اند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 191 بازدید

مسوولان محلی حکومت سرپرست از ولایت بغلان می‌گویند که سه تن به‌شمول یک کودک و یک زن در پی یک رویداد ترافیکی در این ولایت جان باخته‌اند. شیراحمد برهانی، سخنگوی فرماندهی پولیس ولایت بغلان امروز (یک‌شنبه، ۱۲ دلو) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد در ولسوالی دوشی رخ داده است. آقای برهانی در ادامه تاکید کرده است که در این رویداد یک موتر فولدر با یک موتر پاسو برخورد کرده است. وی در ادامه افزوده است که در این رویداد چهار تن دیگر زخمی شده‌اند. او تصریح کرد که زخمیان این رویداد به شفاخانه منتقل شده‌اند. دو روز پیش از این دو تن در ولسوالی شهربزرگ بدخشان در پی رویداد ترافیکی جان باختند. رویدادهای ترافیکی در روزهای اخیر در ولایت‌های مختلف کشور افزایش یافته است. حوادث ترافیکی در افغانستان سالانه جان صدها نفر را می‌گیرد و صدها زخمی برجای می‌گذارد. نبود علایم ترافیکی، خرابی جاده‌ها و بی‌احتیاطی رانندگان از عوامل اصلی وقوع این حوادث گفته می‌شود.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 166 بازدید

منابع محلی از ولایت قندهار می‌گویند که چهار عضو یک خانواده به شمول سه کودک بر اثر فروریختن سقف یک خانه جان باخته‌اند. دست‌کم دو منبع به رسانه گوهرشاد گفته‌اند که این رویداد شب گذشته (جمعه، ۱۰ دلو) در منطقه «غیبی‌کلاچه» از مربوطات ولسوالی دامان ولایت قندهار رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که سقف این ساختمان به دلیل بارندگی و فرسودگی ریزش کرده است. همچنین مسوولان محلی ولایت قندهار این رویداد را تایید کرده و گفته‌اند که در این رویداد یک مرد سالخورده و سه کودک جان باخته‌اند. این در حالی است که هفته گذشته نیز در پی فروریختن سقف یک خانه در ولایت ننگرهار، هفت عضو یک خانواده به شمول شش کودک و یک مادر جان خود را از دست داده بودند. قابل ذکر است که در گذشته نیز رویدادهای مشابهی به دلیل فرسودگی ساختمان‌ها در شماری از ولایت‌های کشور به وقوع پیوسته که در آن‌ها شماری از شهروندان، به‌ویژه زنان و کودکان، جان باخته‌اند.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 295 بازدید

برنامه جهانی غذا (WFP) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که وعده‌های غذایی مکاتب برای بسیاری از کودکان در افغانستان نجات‌بخش بوده و اغلب اولین وعده غذایی آنان در طول روز است. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که با همکاری شرکای خود توانسته از سلامت و آموزش کودکان مکاتب ابتدایی در سراسر افغانستان حمایت کند. همچنین یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد پیش‌تر نیز اعلام کرده بود که ۹۴۲ هزار کودک در افغانستان دچار سوءتغذیه شدید و حدود ۷۰۰ هزار کودک دیگر در معرض سوءتغذیه متوسط قرار دارند، موضوعی که بر اهمیت حمایت‌های تغذیه‌ای برای کودکان افزوده است. برنامه جهانی غذا نیز گزارش داده بود بیش از ۱۷ میلیون افغان در این زمستان با ناامنی غذایی شدید روبرو هستند و شدت گرسنگی و سوءتغذیه در کشور رو به افزایش است. همچنین سازمان ملل همواره تاکید کرده است که ادامه کمک‌ها و گسترش برنامه‌های تغذیه‌ای، برای کاهش آسیب‌پذیری کودکان و حمایت از آموزش آنان می‌تواند حیاتی باشد.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 166 بازدید

پدر بودن و مادر بودن کار ساده‌ای نیست. برای اینکه پدر و مادر خوبی باشیم، باید سخت تلاش کنیم. اما چه ویژگی‌هایی باعث می‌شود که در تربیت فرزندان خود موفق باشیم؟ برای اینکه پدر و مادر خوبی باشیم، لزوماً نباید انسان‌های کامل و بی‌نقص باشیم. هیچ‌کس کامل نیست و هیچ کودکی هم کامل و بی‌نقص نیست، اما باید برای برطرف کردن اشکالات و رفتارهای نادرست کودک خود تلاش کنیم. در ادامه، ۱۰ نکته مهم برای یادگیری مهارت فرزندپروری مؤثر را بیان می‌کنیم که به شما کمک می‌کند پدر و مادر خوبی باشید.   ۱.الگوی خوبی برای فرزندتان باشید اگر انجام کاری را به فرزندتان توصیه می‌کنید، ابتدا خودتان آن کار را انجام بدهید. به‌جای اینکه صرفاً به کودک بگویید از او انتظار دارید چه کاری را انجام بدهد، خودتان آن کار را انجام بدهید و در عمل به او نشان بدهید. شما ابتدا باید استانداردهای بالایی را برای خودتان تعیین کنید، چون شما الگوی فرزندتان هستید و در درجه اول باید خودتان به استانداردها و چیزهایی که می‌گویید پایبند باشید. انسان موجود ویژه‌ای است که می‌تواند با تقلید کردن بیاموزد. ما به‌طور ذاتی کارهای دیگران را تقلید می‌کنیم تا بتوانیم آن کارها را درک کنیم و در زندگی خود وارد کنیم. کودکان نیز همیشه کارهایی را که والدینشان انجام می‌دهند به دقت تماشا می‌کنند و از آن‌ها تقلید می‌کنند. پس همیشه کسی باشید که دوست دارید فرزندتان آن‌گونه باشد. به فرزندتان احترام بگذارید، رفتار و نگرش مثبت را به او نشان بدهید و احساسات او را درک کنید تا او نیز رفتار شما را تقلید کند و مانند شما باشد. ۲. فرزندتان را دوست داشته باشید و با کارها و رفتارتان این عشق را به او نشان بدهید در دوست داشتن و عشق به فرزندان زیاده‌روی معنایی ندارد و دوست داشتن فرزندان موجب لوس شدن آن‌ها نمی‌شود. تنها چیزهایی که به نام عشق به او می‌دهید (مانند ولخرجی زیاد، نرمی و ملایمت بی‌اندازه، انتظارات پایین و حمایت بیش از حد) می‌تواند موجب لوس شدن کودکان شود. وقتی به‌جای عشق واقعی این چیزها را به فرزندتان می‌دهید، او را لوس می‌کنید. به‌سادگی می‌توانید به فرزندتان نشان بدهید که او را دوست دارید؛ فقط کافی است در آغوشش بگیرید، با او وقت بگذرانید و به مشکلات و حرف‌هایش گوش بدهید. انجام دادن چنین رفتارهای پر از عشق موجب ترشح هورمون‌های احساس خوب مانند اکسی‌توسین، اوپیوئیدها و پرولاکتین می‌شود. این مواد شیمیایی عصبی سبب رسیدن به آرامش عمیق و نیز ایجاد گرمای عاطفی و رضایت می‌شوند. این احساسات، انعطاف‌پذیری و توانایی تحمل مشکلات را در فرزندمان افزایش می‌دهند و همچنین به برقراری ارتباط صمیمی‌تر میان ما و فرزندمان می‌انجامند. ۳. پدر و مادر مهربان و در عین حال قاطع باشید هر نوزاد با حدود ۱۰۰ میلیارد نورون متولد می‌شود که ارتباطات نسبتاً اندکی با یکدیگر دارند. این ارتباطات میان نورون‌ها هستند که افکار ما را می‌سازند، محرکی برای کارهای ما می‌شوند، شخصیت ما را شکل می‌دهند و اساساً مشخص می‌کنند که ما که هستیم. تجربه‌هایی که در طول زندگی به دست می‌آوریم، این ارتباطات را شکل می‌دهند. اگر به فرزندتان تجربه‌های مثبتی بدهید، او نیز می‌تواند در آینده تجربه‌های مثبتی داشته باشد و این تجربه‌های مثبت را برای دیگران نیز ایجاد کند. برای ایجاد تجربه‌های مثبت برای فرزندتان می‌توانید با او آواز بخوانید، در مسابقات ورزشی و رویدادهای مختلف شرکت کنید، با هم به پارک بروید، بخندید و بازی کنید. وقتی بهانه‌گیری و بدخلقی می‌کند، کنارش باشید و با کمک یکدیگر مشکل را حل کنید. این تجربه‌های مثبت، علاوه بر اینکه اتصالات خوبی میان نورون‌های کودک‌تان ایجاد می‌کنند، خاطراتی از شما در ذهن فرزندتان شکل می‌دهند که تا پایان عمر همراه او خواهد بود. البته وقتی مسئله نظم و انضباط در میان باشد، مثبت بودن کار ساده‌ای نیست، اما می‌توان «انضباط مثبت» را تمرین کرد و از اقدامات تنبیهی پرهیز نمود. {انضباط مثبت مدل و الگویی انضباطی است که در آن بر نکات مثبت رفتاری تمرکز می‌شود. این مدل انضباطی بر این اصل استوار است که هیچ کودک بدی وجود ندارد و فقط رفتارهای خوب و بد وجود دارند. می‌توان رفتار خوب را آموزش داد و تقویت کرد و بدون وارد کردن آسیب کلامی یا جسمی به کودک، او را از رفتار بد بازداشت.} ۴. پناهگاه امنی برای فرزندتان باشید با توجه کردن و واکنش نشان دادن به حالات گوناگون فرزندتان و حساس بودن به نیازهایش، به او نشان بدهید که همیشه کنارش هستید تا به او کمک کنید. از فرزندتان حمایت کنید و او را به‌عنوان فردی مستقل بپذیرید و همیشه پناهگاه گرم و امنی برای او باشید. معمولاً کودکانی که در دامان والدین همواره علاقه‌مند و پاسخ‌گو پرورش می‌یابند، رشد عاطفی، رشد اجتماعی و سلامت روان بهتری دارند. ۵. با فرزندتان حرف بزنید و به تکامل مغز او کمک کنید بیشتر ما از اهمیت برقراری ارتباط با دیگران آگاه هستیم. با کودک‌تان حرف بزنید و با دقت به حرف‌هایش گوش بدهید. باز نگه‌داشتن خط ارتباطی میان خود و فرزندتان موجب می‌شود که رابطه بهتری با او داشته باشید و کودک‌تان نیز هر وقت با مشکلی مواجه شود، به شما مراجعه کند. البته ایجاد ارتباط دلیل دیگری نیز دارد. با این کار به فرزندتان کمک می‌کنید که میان بخش‌های مختلف مغز خود ارتباط برقرار کند و مغزش تکامل پیدا کند. یکپارچه‌سازی بخش‌های مختلف مغز موجب تکامل و کارکرد درست مغز می‌شود؛ درست مانند کل بدن که باید اندام‌های مختلف آن هماهنگ باشند و با هم کار کنند تا سلامتی بدن حفظ شود. وقتی بخش‌های مختلف مغز یکپارچه می‌شوند، می‌توانند به‌صورت مجموعه‌ای واحد عمل کنند. این یکپارچگی موجب کاهش بهانه‌گیری و بدخلقی و افزایش همکاری و همدلی بیشتر کودک می‌شود. بدین منظور، با فرزندتان درباره تجربه‌های دشواری که داشته است صحبت کنید. از او بخواهید توضیح بدهد چه اتفاقی افتاده است و او در آن زمان چه احساسی داشته است. لازم نیست راه‌حلی ارائه بدهید. برای اینکه پدر یا مادر خوبی باشید، لزوماً نباید تمام جواب‌ها را بدانید. همین که به حرف‌های او گوش بدهید و از او بخواهید مسائل را روشن و واضح بیان کند، موجب می‌شود که فرزندتان تجربه‌هایش را بهتر درک کند، خاطراتش را با هم یکپارچه کند و میان آن‌ها ارتباط برقرار نماید. ۶. به دوران کودکی خود بیندیشید بسیاری از ما می‌خواهیم والدینی متفاوت از پدر و مادر خود باشیم. حتی کسانی که دوران کودکی شادی داشته‌اند نیز ممکن است بخواهند بعضی از جنبه‌های تربیت و پرورش خود در دوران کودکی را تغییر بدهند. اما در بیشتر موارد، وقتی دهان باز می‌کنیم درست مانند پدر و مادر خودمان صحبت می‌کنیم. تأمل کردن و اندیشیدن به دوران کودکی خود موجب می‌شود شیوه‌ای را که در تربیت و پرورش کودکان‌مان در پیش گرفته‌ایم بهتر درک کنیم. از روش‌هایی که می‌خواهید تغییر بدهید یادداشت بردارید. به این فکر کنید که در شرایط واقعی چگونه می‌توانید آن روش‌ها را به شکل متفاوتی اجرا کنید. هوشیار و آگاه باشید و دفعه بعدی که مسئله مورد نظر پیش آمد، رفتار خود را تغییر دهید. ۷. به سلامت خود نیز توجه داشته باشید بیشتر اوقات پس از تولد فرزند، چیزهایی مانند سلامت خودتان یا سلامت ازدواج‌تان در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرند. اما اگر به این مسائل توجه نکنید، در آینده به مشکلات بزرگ‌تری تبدیل خواهند شد. از نظر روحی و جسمی از خودتان مراقبت کنید و برای تقویت رابطه‌ای که با همسرتان دارید وقت بگذارید. اگر در این دو حوزه موفق نباشید، فرزندتان نیز آسیب خواهد دید. ۸. در هیچ شرایطی از تنبیه بدنی استفاده نکنید تنبیه بدنی موجب اطاعت کوتاه‌مدت کودک می‌شود و باعث می‌گردد برای مدتی آسوده باشید و کودک رفتار اشتباه خود را تکرار نکند. با وجود این، با این روش به کودک نمی‌آموزیم که چه چیزی درست و چه چیزی غلط است. این شیوه فقط به کودک یاد می‌دهد که از عواقب بیرونی کار خود بترسد. به این ترتیب، کودک دلیل نادرست بودن کارهای خود را درک نمی‌کند و تنها ترغیب می‌شود که این کارها را دور از چشم والدین انجام دهد و سعی کند گیر نیفتد. کتک زدن این الگو را به کودک می‌دهد که او نیز می‌تواند مسائل را با خشونت حل کند. کودکانی که والدین آن‌ها از تنبیه بدنی استفاده می‌کنند، بیشتر مستعد درگیری و نزاع با سایر کودکان هستند. این کودکان بیش از دیگران، کودکانی قلدر و زورگو می‌شوند و از پرخاشگری و ستیزه‌جویی کلامی یا فیزیکی برای حل مشکلات و اختلافات استفاده می‌کنند. ۹. چشم‌انداز شخصی داشته باشید و هدف خود از تربیت فرزند را فراموش نکنید هدف شما از پرورش و تربیت فرزندتان چیست؟ اگر شما نیز مانند بیشتر پدر و مادرها باشید، می‌خواهید فرزندتان در مدرسه موفق باشد، فردی سازنده، مسئولیت‌پذیر و مستقل شود، روابط هدفمندی با شما و دیگران برقرار کند، فردی مهربان و دلسوز باشد و زندگی شاد، سالم و پرباری داشته باشد. سیگل و برایسون، نویسندگان کتاب «کودکی با تمام توانایی‌های مغز خود» هستند. آن‌ها در این کتاب به این نکته اشاره می‌کنند که به‌جای اینکه به فرزندمان کمک کنیم موفق شود، بیشتر وقت خود را صرف تلاش برای زنده ماندن می‌کنیم! برای اینکه اجازه ندهیم این الگوی تلاش برای بقا بر زندگی‌مان چیره شود، دفعه بعد که احساس خشم و سرخوردگی کردیم، دست نگه داریم و اندکی تأمل کنیم. به این فکر کنید که خشم و سرخوردگی برای شما و فرزندتان چه سودی دارد. به‌جای خشم و سرخوردگی، راه‌هایی را برای تبدیل کردن تجربه‌های منفی به فرصت‌هایی برای یادگیری فرزندتان پیدا کنید. حتی می‌توانید بهانه‌گیری‌ها و کج‌خلقی‌های کودک‌تان را نیز به لحظات ارزشمندی برای شکل دادن و کامل کردن مغز او تبدیل کنید. انجام این کارها موجب می‌شود که علاوه بر حفظ چشم‌اندازی سالم، برای رسیدن به یکی از اهداف اصلی فرزندپروری، یعنی ایجاد رابطه‌ای خوب با فرزندتان، تلاش کنید. ۱۰. استفاده از یافته‌های آخرین پژوهش‌های روان‌شناختی و اعصاب شناختی برای پیدا کردن راه میان‌بر منظور از راه میان‌بر این نیست که در تربیت فرزند خود کوتاهی کنید، به اندازه کافی برای او وقت نگذارید یا ساده‌ترین راه را در پیش بگیرید. منظور این است که از چیزهایی بهره ببریم که دانشمندان ارائه کرده‌اند. فرزندپروری یکی از شاخه‌های دانش روان‌شناسی است که بیش از سایر شاخه‌ها درباره آن پژوهش شده است. درباره بسیاری از شیوه‌ها و سنت‌های پرورش فرزندان از نظر علمی پژوهش شده و این شیوه‌ها تأیید، اصلاح یا رد شده‌اند. البته استفاده از آموخته‌های علمی به هیچ وجه به این معنا نیست که راهبرد یکسانی برای همه وجود داشته باشد، زیرا هر کودکی با دیگری متفاوت است. شما نیز باید راهبردهای پرورش فرزندتان را بر اساس همین تفاوت‌ها تنظیم و تغییر دهید. مثلاً روش‌های بسیار بهتری نسبت به تنبیه بدنی وجود دارد؛ روش‌هایی مانند راهنمایی مجدد، استدلال کردن یا گرفتن امتیازهایی که به فرزندتان داده‌اید. باید از نوعی روش انضباطی بدون تنبیه استفاده کنید که برای کودک شما مؤثرتر از روش‌های دیگر باشد. برای استفاده از این راه‌های میان‌بر باید بیشتر تلاش کنید؛ در مقابل، استفاده از روش‌های سنتی آسان‌تر است. با وجود این، با به‌کارگیری این میان‌برها به نتایج بهتری در تربیت فرزندان خود می‌رسید و همچنین از مشکلات و دردسرهایی که ممکن است در نتیجه تربیت نادرست فرزندان در بلندمدت برایتان پیش بیاید، دوری می‌کنید. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 213 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بیش از ۶۰ درصد کودکان در سن رفتن به مکتب در غزه به آموزش حضوری دسترسی ندارند. این سازمان روز (سه‌شنبه، ۷ دلو/۲۷ جنوری) با نشر گزارشی گفته است که بیش از ۹۰ درصد مکاتب غزه آسیب دیده یا تخریب شده‌اند و بیش از ۳۳۵ هزار کودک زیر پنج سال در معرض تاخیر شدید رشد قرار دارند. در بخشی از گزارش صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد آمده است: «حدود دو نیم سال حمله به مکاتب غزه، یک نسل کامل را در معرض خطر قرار داده است.» یونیسف در ادامه افزوده است که قبل از این جنگ، فلسطینیان در غزه یکی از بالاترین نرخ‌های سواد در جهان را داشتند، اما امروز مکاتب، دانشگاه‌ها و کتابخانه‌ها تخریب شده و سال‌ها پیشرفت از بین رفته است. همچنین این سازمان در بخشی از گزارشش هشدار داده که محروم شدن کودکان از آموزش، به معنای از دست رفتن آینده آنان است و بازسازی مکاتب، مراکز آموزشی و دانشگاه‌ها باید در صدر برنامه بازسازی غزه قرار گیرد. یونیسف همراه با شرکای آموزشی و وزارت آموزش فلسطین، برنامه «بازگشت به آموزش» را برای بازگرداندن دسترسی بیش از ۳۳۶ کودک به تحصیل آغاز کرده است. سازمان ملل گفته است که این برنامه یکی از بزرگ‌ترین تلاش‌های آموزش اضطراری در جهان به شمار می‌رود و به کودکان امکان می‌دهد دوباره به صنف درس بازگردند و آموزش خود را از سر بگیرند.

ادامه مطلب