برچسب: مهاجران

3 روز قبل - 89 بازدید

سازمان ملل متحد اعلام کرده است که در سه ماه نخست سال ۲۰۲۶ میلادی بیش از ۵۰۰ هزار مهاجر از کشورهای منطقه به افغانستان بازگردانده شده‌اند و پیش‌بینی‌ می‌شود تا پایان سال جاری میلادی ۲.۷ میلیون نفر دیگر نیز اخراج شوند. این سازمان امروز (یک‌شنبه، ۳ جوزا) با نشر گزارشی گفته است که بین ماه اپریل تا ختم دسامبر، ۱.۶ میلیون مهاجر از ایران و ۱.۱ میلیون نفر دیگر از پاکستان به افغانستان اخراج خواهند شد. در گزارش آمده است که نهادهای مسوول برای رسیدگی به نیازهای عاجل و ادغام این تعداد عودت‌کننده، ۵۲۹.۲ میلیون دالر بودجه درخواست کرده‌اند. سازمان ملل متحد در بخشی از گزارشش هشدار داده است که چنین بازگشت گسترده‌‌ای، چالش بزرگ بشردوستانه و توسعه‌ای برای افغانستان است. همچنین در این گزارش آمده است که از سپتامبر ۲۰۲۳ میلادی تا اپریل ۲۰۲۶ میلادی ۵.۸ میلیون مهاجر از کشورهای ایران و پاکستان به افغانستان اخراج شده‌اند. در گزارش آمده است که با بازگشت این تعداد مهاجر، حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد به جمعیت کشور افزوده شده است. این در حالی است که تنها سال گذشته ۲.۹ میلیون مهاجر به‌دلیل تشدید سیاست‌های ایران و پاکستان در قبال مهاجران، به کشور بازگشته و یا اخراج شده‌اند. براساس تخمین سازمان ملل متحد، امسال تعداد بازگشت‌کنندگان به افغانستان نسبت به سال گذشته بیشتر شده و به ۳.۲ میلیون نفر خواهد رسید. در گزارشی‌ها آمده است که زنان و کودکان ۵۰ درصد جمعیت مهاجران بازگشت‌کننده را تشکیل می‌دهند. در گزارش آمده است که مهاجران پس از بازگشت به افغانستان در دسترسی به سرپناه، خدمات صحی و آموزشی با مشکلات جدی مواجه هستند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 80 بازدید

تاج‌الدین اویوالی، نماینده یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل اعلام کرده است که افغانستان در حال حاضر یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های بازگشت در جهان را تجربه می‌کند. آقای اویوالی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که تیم‌های سازمان تلاش می‌کنند تا اطمینان حاصل شود کودکان و خانواده‌های بازگشته به خدمات صحی، تغذیه، آب، خدمات صحی و حمایتی دسترسی دارند. نماینده صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که برای رسیدگی به وضعیت کنونی، «طرح پاسخ‌دهی سازمان ملل در افغانستان» نیازمند حمایت فوری و پایدار است. همچنین پیش از این نیز سازمان ملل متحد از راه‌اندازی طرح رسید‌گی به موج گسترده بازگشت شهروندان افغانستان از پاکستان و ایران خبر داده بود. براساس پیش‌بینی سازمان ملل متحد، احتمال دارد در سال ۲۰۲۶ میلادی بیش از دو میلیون تن از ماه‌های اپریل تا دسامبر به افغانستان بازگردانده شوند. قابل ذکر است که پاکستان و ایران از دهه‌ها به این‌سو میزبان میلیون‌ها مهاجر افغانستانی است. اکنون روزانه هزاران نفر از طریق گذرگاه‌های مرزی مشترک با پاکستان و ایران، به افغانستان بازگردانده می‌شوند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 67 بازدید

سرفراز بگتی، وزیر اعلای ایالت بلوچستان پاکستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افغانستان میزبانی پاکستان از مهاجران افغانستانی در بیش از چهار دهه گذشته را فراموش کرده است. آقای بگتی در شهر اوکارا در ایالت پنجاب صحبت می‌کرد، گفت که وضعیت امنیتی در بلوچستان نسبت به پنجاب «وخیم‌تر» است و تروریست‌ها هیچ ملیتی ندارند. مقام‌های پاکستانی مدعی هستند که ناامنی در ایالت‌های بلوچستان و خیبرپختونخوا ریشه در افغانستان دارد، اما مقامات حکومت سرپرست این اتهامات را رد می‌کنند. وزیر اعلای بلوچستان مدعی شد که پاکستان بیش از ۴۰ سال «با قلب باز» از مهاجران افغانستانی میزبانی کرده است، اما اکنون کشورهای مختلف از جمله ایالات متحده، روسیه، بریتانیا و چین آنان را تهدیدی امنیتی و تروریستی می‌دانند. پاکستان پس از تیره شدن روابطش با حکومت فعلی طی دو سال گذشته روند اخراج مهاجران افغانستانی را تشدید کرده و نزدیک به دو میلیون مهاجر را از این کشور اخراج کرده است. بسیاری از مهاجران اخراج‌شده سال‌ها در پاکستان زندگی کرده بودند. با وجود فشارها و انتقادهای بین‌المللی، روند اخراج مهاجران افغانستان از سوی پاکستان ادامه یافته است.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 67 بازدید

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که همراه با سایر نهادهای امدادی، طرح ۵۲۹ میلیون دالری را با هدف حمایت مهاجران بازگشتی راه‌اندازی کرده است. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که از سال ۲۰۲۳ میلادی، نزدیک به ۶ میلیون نفر به افغانستان بازگشته‌اند و پیش‌بینی می‌شود حدود ۳ میلیون نفر دیگر نیز تا پایان سال جاری میلادی به کشور بازگردند. در گزارش آمده است که پیش‌بینی می‌شود از ماه اپریل تا دسامبر سال ۲۰۲۶ میلادی، حدود یک میلیون و ۷۰۰ هزار نفر از ایران و یک میلیون و ۱۰۰ هزار نفر از پاکستان به افغانستان بازگردند. این در حالی است که از سپتامبر ۲۰۲۳ تا اکنون نزدیک به ۵.۹ میلیون افغانستانی به کشور برگشته‌اند. سازمان ملل می‌گوید که این بازگشت گسترده فشار بی‌سابقه‌ای بر ساختارهای اقتصادی و اجتماعی افغانستان وارد کرده است. مقام‌های سازمان ملل تاکید می‌کنند که این روند صرفاً یک مسئله مرزی کوتاه‌مدت نیست، بلکه یک چالش عمیق انسانی و توسعه‌ای محسوب می‌شود. در گزارش آمده است که بیش از نیمی از بازگشت‌کنندگان را زنان و کودکان تشکیل می‌دهند که بسیاری از آن‌ها در خارج از افغانستان بزرگ شده‌اند و ارتباط محدودی با محیط جدید زندگی خود دارند. سازمان ملل می‌گوید که در مرحله نخست، حدود ۱۰۰ میلیون و ۷۰۰ هزار دالر برای ارائه کمک‌های فوری در گذرگاه‌های مرزی اختصاص یافته است. این هزینه برای کمک‌هایی از جمله خدمات بهداشتی، تغذیه، حمایت‌های اجتماعی، آب و بهداشت و کمک‌های نقدی در نظر گرفته شده است. در مرحله دوم، بیش از ۴۲۸ میلیون دالر برای ادغام مجدد بازگشت‌کنندگان در ۳۵ منطقه اولویت‌دار در نظر گرفته شده است. این بخش شامل ایجاد فرصت‌های شغلی، دسترسی به خدمات اساسی مانند آموزش و بهداشت، تأمین مسکن و تقویت انسجام اجتماعی در جوامع میزبان است. با این حال، نهادهای ناظر هشدار داده‌اند که کمبود بودجه می‌تواند روند اجرای این طرح را با چالش جدی مواجه کند. سازمان ملل و سازمان‌های امدادی از کشورهای کمک‌کننده خواسته‌اند تا با تأمین کامل منابع مالی این برنامه، از تشدید بحران انسانی در افغانستان جلوگیری کرده و زمینه را برای بازسازی و ثبات پایدار فراهم کنند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 97 بازدید

یان اینگلند، رییس شورای پناهندگان ناروی در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بیش از چهار میلیون مهاجر افغانستانی قربانیان نادیده‌گرفته‌ شدن و فراموش‌شده‌‌ی جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران هستند. آقای اینگلند امروز (چهارشنبه، ۲۳ ثور) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس نوشته است که هم‌زمان با آغاز حملات امریکا و اسرائیل در ایران، شماری از مهاجران افغانستان شغل خود را در بخش‌های ساختمانی و سایر کارهای غیررسمی از دست دادند. وی تاکید کرده است که در حال حاضر و با افزایش تورم و سقوط درآمدها، مهاجران افغانستانی دیگر توان تأمین موادغذایی و یا پرداخت کرایه خانه را ندارند. رییس شورای پناهندگان ناروی در ادامه نوشته است: «هزینه‌ی مواد غذایی تقریبا دو برابر سال گذشته شده است. مردم مجبور هستند وعده‌های غذایی خود را حذف کنند، درمان‌های صحی را به تعویق بیندازند و زیر بار قرض بروند؛ آن هم در حالی که وحشت جنگ و آوارگی را نیز تحمل می‌کنند.» او تاکید کرده است که شورای پناهندگان ناروی در تهران، برای هزاران خانواده‌ی مهاجر در ایران کمک نقدی اضطراری فراهم کرده تا بتوانند نیازهای اساسی و مواد غذایی تهیه کنند. رییس شورای پناهندگان ناروی گفته است، همزمان با عمیق‌تر شدن بحران، نیازها بسیار بیشتر شده است و این نهاد تنها بودجه‌ی کمک به هزار خانواده‌ی دیگر را در اختیار دارد. یان اینگلند افزوده است که اگر بودجه‌ی بیشتری فراهم نشود، کمک‌های اضطراری این نهاد تا یک ماه دیگر با کمبود کامل منابع مالی روبرو خواهد شد و بسیاری از افراد نیازمند، هیچ کمکی دریافت نخواهند کرد. قابل ذکر است که جنگ آمریکا و اسرائیل چندین قربانی از مهاجران افغانستان گرفته است. براساس گزارش رسانه‌های ایران، بیش از ده شهروند افغانستان از جمله اعضای یک خانواده، در حملات آمریکا و اسرائیل به ایران کشته شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 98 بازدید

هانا نیومن، عضو پارلمان اروپا اعلام کرده است که اخراج‌ پناهندگان از اروپا به افغانستان،‌ «نه‌تنها یک شکست انسانی» بلکه یک اشتباه راهبردی می‌باشد. خانم نیومن با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود، نسبت به اخراج‌ پناهندگان از اروپا به افغانستان واکنش نشان داده است. وی در ادامه تاکید کرده است: «اگر اروپا مردان جوان افغانستان را به فقر و ناامیدی بازگرداند، بسیاری از آن‌ها به شبکه‌ها و مدارس دینی» خواهند پیوست. عضو پارلمان اروپا در ادامه افزوده است که با بازگرداندن افراد به شرایط ناامیدکننده، حکومت سرپرست افغانستان تضعیف نمی‌شود، بلکه سبب تقویت ساختاری می‌شود که دولت را در قدرت نگه دارد. او هشدار داده که اخراج پناهندگان به افغانستان سبب تقویت «شبکه‌ها و ساختارهای افراطی» خواهد شد. در این حالی است که اخیراً گزارش‌هایی مبنی بر میزبانی اتحادیه‌ی اروپا از مقام‌های حکومت فعلی برای گفتگو درباره اخراج پناهندگان افغانستان به داخل کشور منتشر شده است. این اقدام اتحادیه‌ی اروپا نگرانی‌های نهادهای حقوق بشری را در پی داشته است.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 96 بازدید

اندریکا راتواته، معاون پیشین نماینده سازمان ملل متحد در افغانستان گفته است که یکی از «شدیدترین و پیچیده‌ترین» بحران‌های حفاظتی جهان در افغانستان در حال رخ دادن است. آقای راتواته که به تازگی ماموریتش در افغانستان پایان یافته است، در مقاله‌ای در نشریه موسوم به «کرونیکل» ملل متحد گفته است که در کنار دیگر بحران‌ها «محدودیت‌های مبتنی بر جنسیت» که دسترسی زنان و دختران را به آموزش، اشتغال، مشارکت عمومی و خدمات اساسی به شدت محدود کرده، وضعیت بحرانی کشور را تشدید کرده است. وی تاکید کرده است که این محدودیت‌ها توان تاب‌آوری نیمی از جمعیت افغانستان را تضعیف کرده و به‌طور جدی ظرفیت بازیگران بشردوستانه را برای ارائه کمک‌های اصولی و فراگیر محدود ساخته است. او افزوده است: «ممنوعیت آموزش متوسطه و عالی برای دختران، منع اشتغال زنان در بخش‌های کلیدی و محدودیت‌های مستمر بر کارکنان زن در حوزه کمک‌های بشردوستانه، همگی به افزایش خطرات حفاظتی انجامیده‌اند. در چنین محیط شکننده‌ای، تنش‌های ژئوپولیتیکی و بی‌ثباتی منطقه‌ای نیز فشار مضاعفی وارد می‌کنند.» همچنین او در بخشی از مقاله‌اش گفته است که همزمان با این افغانستان یکی از بزرگ‌ترین موج‌های بازگشت مهاجران در تاریخ معاصر خود را تجربه می‌کند که طی دو سال گذشته، حدود ۵ میلیون تن از کشورهای همسایه بازگشته‌اند که معادل افزایش تقریباً ۱۰ درصدی جمعیت کشور است. معاون پیشین نماینده سازمان ملل متحد تصریح کرد که تنها در سال ۲۰۲۵ میلادی، ۲.۸ میلیون شهروندان افغانستان بازگشته‌اند که بالاترین رقم سالانه در سال‌های اخیر به شمار می‌رود. هماهنگ‌کننده امور بشردوستانه پیشین ملل متحد در افغانستان در بخشی از مقاله‌اش می‌گوید که افغانستان همچنین با مجموعه‌ای از بلایای مرتبط با اقلیم مواجه است. سال‌ها خشکسالی منابع آب زیرزمینی را به تحلیل برده، کشت‌زارها را نابود کرده و نظام‌های کشاورزی را تضعیف کرده است؛ در حالی که سیلاب‌ها، رانش زمین و زمین‌لرزه‌های مکرر همچنان خانه‌ها، معیشت مردم و زیرساخت‌های حیاتی را ویران می‌کنند. وی افزوده است که این شوک‌های محیط‌زیستی با شکنندگی‌های اجتماعی-اقتصادی در هم تنیده‌اند و بیش از ۷۰ درصد خانوارها از کمبود مصرف غذایی کافی گزارش داده‌اند و بسیاری برای بقا به راهبردهای بحرانی همچون فروش دارایی‌های مولد، ازدواج زودهنگام یا کاهش دسترسی به خدمات سلامت و آموزش متوسل می‌شوند. در این مقاله گفته شده است که در مجموع، این عوامل، بحرانی چندلایه در حوزه حفاظت ایجاد کرده‌اند که میلیون‌ها تن را در معرض محرومیت شدید قرار می‌دهد. آقای راتواته از سال ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ میلادی همچون معاون یوناما در امور هماهنگی کمک‌های بشردوستانه در افغانستان فعالیت کرده است. سازمان ملل متحد روز گذشته گفت که برونو ژرژ لمرکی، مقام فرانسوی این نهاد، به‌عنوان معاون نماینده ویژه ملل متحد در افغانستان و هماهنگ‌کننده امور بشردوستانه جدید این سازمان گماشته شده است.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 80 بازدید

وزارت دفاع بریتانیا از پناه‌جویان افغانستانی که نامه‌ی پذیرش این کشور را دارند، خواست خودشان راهی برای خروج از افغانستان پیدا کنند. لوک پولارد، در نامه‌ای به پارلمان بریتانیا نوشته است که نزدیک به ۹ هزار افغانستانی واجد شرایط انتقال به بریتانیا و منتظر جابه‌جایی‌ هستند. آقای پولارد در کنار آن تاکید کرد که این افراد هیچ کمکی از سوی بریتانیا برای خروج از افغانستان دریافت نخواهند کرد. وزیر دفاع بریتانیا در ادامه افزوده است که این افراد «هر زمان که بتوانند، باید خود را به یک کشور ثالث برسانند» و در آن‌جا تا سال ۲۰۲۸ میلادی، کمک‌های مربوط به مسکن و ویزا دریافت خواهند کرد. وی تصریح کرد که برخی از افراد واجد شرایط، امسال خودشان به کشورهای ثالث مانند پاکستان رفته‌اند. او تصریح کرد: «پس از مشاهده شواهد بیشتر از جابه‌جایی‌های موفق شخصی، و پس از ارزیابی دوباره خطرات این گروه و عوامل دیگر، از جمله صرفه‌جویی برای مالیه‌دهندگان، تصمیم گرفته‌ایم به کمک‌ها در داخل افغانستان برای خروج پایان دهیم.» همچنین اداره حسابرسی ملی بریتانیا در ماه مارچ اعلام کرده بود اگر روند انتقال افغانستانی‌ها سرعت نگیرد، دولت نزدیک به سه سال دیگر زمان نیاز خواهد داشت تا همه افرادی را که پناه در بریتانیا به آنان وعده داده شده منتقل کند. برنامه‌های اسکان مجدد افغانستانی‌ها در ماه جولای سال گذشته به روی متقاضیان جدید بسته شد. اندکی بعد از آن فاش شد که وزارت دفاع بریتانیا مسوول یک نشت گسترده اطلاعاتی درباره مشخصات متقاضیان بوده است؛ رخدادی که به گفته این وزارتخانه، جان هزاران نفر را به خطر انداخت. این خانواده‌ها به دلیل همکاری سابق خود با نیروهای بریتانیایی در افغانستان، یا به دلیل افشای اطلاعات‌شان، واجد شرایط انتقال به بریتانیا شناخته شده‌اند. همچنین سارا دی یونگ، از بنیان‌گذاران ائتلاف «سُلحه» که به مترجمان نظامی پیشین افغانستان کمک می‌کند، گفت: «اعلام وزارت دفاع برای توقف حمایت در داخل افغانستان جهت خروج امن، برای افغان‌هایی که پیشنهاد انتقال دارند شوک کامل خواهد بود. این‌که برخی توانسته‌اند فرار کنند، به این معنا نیست که این گزینه برای همه در دسترس است.» وی در ادامه تاکید کرده است: «کسانی که نمی‌توانند برای گرفتن اسناد از مخفیگاه بیرون شوند و توان مالی پرداخت هزینه‌های بسیار بالای ویزا را ندارند، اکنون رها شده‌اند. این بیانیه همچنین مشکلات امنیتی جاری میان پاکستان و افغانستان را نادیده می‌گیرد؛ مسأله‌ای که جابه‌جایی مستقل را حتی دشوارتر می‌کند.»

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 132 بازدید

اوچا یا دفتر کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد اعلام کرده است که زنان و دخترانی که به افغانستان بازمی‌گردند، آسیب‌پذیرترین گروه‌ها هستند. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۳ ثور) با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بسیاری از آن‌ها بدون هیچ چیز وارد کشور می‌شوند و با محدودیت در دسترسی به خدمات، آموزش، معیشت و حمایت روبرو هستند. اوچا در ادامه تاکید کرده است که حمایت‌های بشردوستانه برای اطمینان از تامین نیازهای فوری آن‌ها حیاتی است. قابل ذکر است که نهادهای مختلف سازمان ملل بارها هشدار داده‌اند که بازگشت‌کنندگان از ایران و پاکستان در افغانستان با محدودیت‌های وضع‌شده مواجه می‌شوند. براساس گزارش‌ها، زنان و دخترانی که به افغانستان برمی‌گردند، از حقوق اساسی‌شان محروم می‌شوند. براساس گزارش سازمان ملل، بیش از دو میلیون مهاجر در سال ۲۰۲۵ میلادی از ایران و پاکستان به افغانستان بازگردانده شده‌اند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 131 بازدید

هوای کابل در آن صبح خاک‌آلود، هنوز کاملاً روشن نشده بود که «حاجی رحمانی» از خواب نیم‌بندش بیدار شد؛ نه به این خاطر که استراحت کرده بود، بلکه به این دلیل که دیگر خواب برایش معنا نداشت. سقف کوتاه و ترک‌خورده اتاق، درست بالای سرش، مثل باری سنگین روی سینه‌اش افتاده بود و هر بار که چشم باز می‌کرد، احساس می‌کرد در این اتاق نه نفس می‌تواند بکشد و نه امیدی برای فردا دارد. در گوشه دیگر اتاق، پنج کودک با هم در یک بستر کهنه و نازک خوابیده بودند؛ پاهای‌شان درهم پیچیده، صورت‌های‌شان لاغر و رنگ‌پریده و نفس‌های‌شان آرام اما سنگین، انگار حتی خواب هم نتوانسته بود خستگی‌شان را کم کند. زن خانه، «زینب»، کنار دیوار نشسته بود، بیدار، با چشمانی که سرخ شده بود؛ معلوم نبود از بی‌خوابی یا از گریه‌های پنهانی شبانه. این خانه، اگر می‌شد نامش را خانه گذاشت، تنها یک اتاق نمور در یکی از پس‌کوچه‌های خاکی کابل بود که ماهانه هفت هزار افغانی کرایه داشت؛ رقمی که برای صاحب‌خانه شاید عادی بود، اما برای این خانواده مثل طنابی بود که هر روز بیشتر دور گلوی‌شان تنگ می‌شد. سال‌ها پیش، وقتی این خانواده به پاکستان رفته بودند، امید داشتند که فقط برای مدتی کوتاه بمانند، اما آن «مدت کوتاه» تبدیل به سال‌هایی طولانی شد؛ سال‌هایی که در آن، با همه سختی‌ها، حداقل یک نظم شکننده وجود داشت. حاجی رحمانی در آنجا کارگر ساختمان بود؛ صبح‌ها کار می‌کرد، عصرها خسته اما با دست خالی برنمی‌گشت. بچه‌ها گاهی به مکتب می‌رفتند، یا دست‌کم در کوچه بازی می‌کردند بدون اینکه سایه سنگین گرسنگی همیشه بالای سرشان باشد. اما هیچ‌وقت «خانه» نبودند. همیشه یک حس موقتی بودن، یک نگاه تحقیرآمیز از سوی دیگران، و یک ترس از اخراج، مثل سایه دنبال‌شان می‌آمد. وقتی مجبور شدند برگردند، در ذهن‌شان این بود که بازگشت یعنی پایان آن تحقیر، یعنی دوباره صاحب خاک خود شدن. اما حالا، در کابل، می‌دیدند که فقر، حتی از غربت هم بی‌رحم‌تر است. روزهای اول، حاجی رحمانی با همان عادت قدیمی، صبح زود به چهارراه‌هایی می‌رفت که کارگران روزمزد جمع می‌شدند. مردان زیادی مثل خودش، با دست‌های پینه‌بسته، چشم‌های خسته و لباس‌های خاک‌آلود، در کنار هم می‌ایستادند و منتظر می‌ماندند. بعضی‌ها شوخی می‌کردند، بعضی‌ها خاموش بودند، اما در نگاه همه‌شان یک سوال مشترک بود: «امروز نان پیدا می‌شود یا نه؟» موترهایی که گاهی می‌آمدند، مثل یک امید کوتاه بودند؛ چند نفر را انتخاب می‌کردند و می‌بردند، و بقیه فقط نگاه می‌کردند. بیشتر روزها، نوبت به حاجی رحمانی نمی‌رسید. او تا ظهر، تا عصر، گاهی تا نزدیک غروب می‌ایستاد، اما وقتی هیچ‌کس او را صدا نمی‌زد، آرام آرام راه خانه را پیش می‌گرفت؛ با قدم‌هایی سنگین‌تر از همیشه. برگشتن به خانه سخت‌ترین بخش روز بود. نه به خاطر راه طولانی، بلکه به خاطر نگاه‌هایی که منتظرش بودند. بچه‌ها وقتی صدای در را می‌شنیدند، اول با امید به طرفش می‌دویدند، اما وقتی دست خالی‌اش را می‌دیدند، آهسته عقب می‌رفتند. زینب چیزی نمی‌گفت، اما سکوتش از هر سرزنشی دردناک‌تر بود. شب‌ها، وقتی چراغ کم‌نور اتاق روشن بود، همه دور یک سفره ساده می‌نشستند؛ اگر چیزی برای خوردن بود. بیشتر شب‌ها، نان خشک و چای، گاهی هم فقط آب گرم. صدای جویدن نان خشک در آن سکوت، مثل صدای شکستن چیزی در درون آدم بود. کرایه خانه مثل یک کابوس دائمی در زندگی‌شان حضور داشت. صاحب‌خانه مردی بود که هرچند وقت یک‌بار می‌آمد، در را محکم می‌کوبید و با صدایی که سعی می‌کرد آرام باشد اما تهدید در آن پنهان بود، می‌گفت: «کرایه را آماده کنید.» حاجی رحمانی هر بار سرش را پایین می‌انداخت و وعده می‌داد. وعده‌هایی که خودش هم می‌دانست چقدر سست است. چند بار زینب پیشنهاد داد که شاید باید به جای ارزان‌تر بروند، اما ارزان‌تر از اینجا دیگر چیزی نبود؛ یا اگر بود، حتی قابل زندگی هم نبود. یک روز، وقتی حاجی رحمانی از چهارراه ناامید برگشته بود، کنار سرک مردی را دید که کفش رنگ می‌کرد. مردی با یک صندوق چوبی کهنه، چند برس، و چند قوطی رنگ که کنار پیاده‌رو نشسته بود و با دقت کفش‌های مشتری را برق می‌انداخت. مردم می‌آمدند، می‌نشستند، چند دقیقه صبر می‌کردند و بعد با کفش‌های براق و چند افغانی کمتر، می‌رفتند. حاجی رحمانی مدتی طولانی به آن مرد نگاه کرد. در دلش چیزی میان شرم و نیاز درگیر شد. سال‌ها کارگری کرده بود، کارهای سخت، کارهایی که بدن را می‌شکست، اما این کار… این کار برایش نوعی شکست به نظر می‌رسید. اما وقتی به یاد صورت‌های گرسنه بچه‌هایش افتاد، آن حس شرم آرام آرام جای خود را به یک تصمیم تلخ داد. فردای آن روز، با پولی که از یک همسایه قرض گرفت، یک صندوق دست‌دوم خرید، چند برس و قوطی رنگ. وقتی اولین بار کنار سرک نشست، احساس کرد تمام شهر به او نگاه می‌کند. انگار هر رهگذری او را می‌شناسد و می‌داند که او روزی کارگر ساختمان بوده و حالا به اینجا رسیده است. دست‌هایش می‌لرزید، نه از سرما، بلکه از سنگینی این تغییر. اما وقتی اولین مشتری آمد و کفشش را جلویش گذاشت، او بی‌صدا کارش را شروع کرد. وقتی کار تمام شد و چند افغانی در دستش گذاشته شد، حاجی رحمانی برای اولین بار در آن روز، نفس عمیقی کشید. پول کم بود، اما واقعی بود؛ چیزی که می‌توانست به خانه ببرد. از آن روز به بعد، زندگی‌اش به کنار همان سرک گره خورد. صبح‌ها زود می‌آمد، صندوقش را می‌گذاشت، و تا شام کار می‌کرد. بعضی روزها مشتری زیاد بود، بعضی روزها تقریباً هیچ. گرد و خاک، دود موترها، صدای بوق‌ها، و نگاه‌های بی‌تفاوت مردم، بخشی از روزمره‌اش شده بود. گاهی کودکان دیگر به او نگاه می‌کردند، گاهی رهگذران بدون توجه از کنارش می‌گذشتند. او یاد گرفته بود که نگاه‌ها را نبیند، فقط برس را بردارد و کارش را بکند. در خانه، وضعیت تغییری نکرده بود، فقط شکلش عوض شده بود. حالا حداقل گاهی چیزی بیشتر از نان خشک وجود داشت، اما هنوز هم کم بود. زینب سعی می‌کرد با همان پول اندک، غذا درست کند؛ گاهی کمی برنج، گاهی شوربا. اما بچه‌ها همیشه سیر نمی‌شدند. لباس‌های‌شان کهنه‌تر می‌شد، کفش‌های‌شان پاره‌تر. زمستان که نزدیک شد، نگرانی تازه‌ای به همه چیز اضافه شد؛ سرما. دختر بزرگ خانواده، مریم، بیش از همه تغییر کرده بود. او قبلاً در پاکستان درس می‌خواند و آرزوهای بزرگی داشت. حالا بیشتر وقتش را در خانه می‌گذراند، کمک مادرش می‌کرد، و گاهی به بیرون نگاه می‌کرد؛ به کوچه، به دخترانی که از کنارشان می‌گذشتند. در چشمانش چیزی بود که شبیه خاموش شدن یک چراغ بود. یک شب، وقتی همه خواب بودند، آهسته به پدرش گفت: «پدر، من هم می‌توانم کار کنم.» این جمله برای حاجی رحمانی مثل خنجری در قلبش بود. نمی‌خواست دخترش چنین چیزی بگوید، اما می‌دانست که این حرف از سر ناچاری است، نه از سر انتخاب. روزها پشت سر هم می‌گذشت، و زندگی برای این خانواده به یک چرخه تکراری تبدیل شده بود؛ بیدار شدن با نگرانی، گذراندن روز با تلاش، و خوابیدن با خستگی و ناامیدی. هیچ اتفاق بزرگی نمی‌افتاد، اما همین «هیچ» خودش بزرگ‌ترین درد بود. نه پیشرفتی، نه امیدی، فقط ادامه دادن. یک روز بارانی، وقتی خیابان‌ها گل‌آلود شده بود و مشتری‌ها کمتر، حاجی رحمانی زیر یک سایه‌بان کوچک نشسته بود و به قطرات باران که روی زمین می‌افتادند نگاه می‌کرد. آب از کناره‌های جاده جاری شده بود و کفش‌های مردم خیس و گل‌آلود شده بود. کفش‌ها بیشتر به رنگ نیاز داشتند، اما کسی نمی‌ایستاد. همه عجله داشتند که خودشان را به جایی برسانند. حاجی رحمانی دستانش را به هم مالید تا گرم شود و زیر لب گفت: «این هم وطن ماست… اما چرا این‌قدر سخت است؟» هیچ‌کس جواب نداد. فقط صدای باران بود و بوق موترها. شب که به خانه برگشت، دید بچه‌ها دور یک چراغ کوچک نشسته‌اند. زینب چیزی برای خوردن آماده کرده بود، اما کم بود. همه ساکت بودند. آن شب، حتی صدای جویدن هم کمتر بود. انگار همه فهمیده بودند که چیزی در حال شکستن است؛ نه در بیرون، بلکه در درون‌شان. این داستان، فقط داستان یک خانواده نیست؛ داستان هزاران خانواده‌ای است که از پاکستان، ایران یا جاهای دیگر برگشته‌اند و حالا در شهری زندگی می‌کنند که برایشان هم آشناست و هم غریبه. خانواده‌هایی که میان امید و ناامیدی گیر مانده‌اند، میان گذشته‌ای که دیگر وجود ندارد و آینده‌ای که هنوز شکل نگرفته است. و در میان این همه، مردی نشسته در کنار سرک، با صندوقی کهنه و برس‌هایی که هر روز فرسوده‌تر می‌شوند، تلاش می‌کند زندگی را نگه دارد؛ نه به خاطر خودش، بلکه به خاطر شش نفر دیگر که به او نگاه می‌کنند. او شاید قهرمان نباشد، شاید کسی نامش را نداند، اما هر روز، در سکوت، در میان گرد و خاک، می‌جنگد؛ جنگی که هیچ‌کس آن را نمی‌بیند، اما برای او، از هر جنگ دیگری واقعی‌تر است. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب