برچسب: رسانه گوهرشاد

5 ماه قبل - 180 بازدید

ناروی و ۱۹ کشور اروپایی درتازه‌ترین مورد از کمیسیون اتحادیه اروپا خواسته‌اند تا شهروندان افغانستان که به‌صورت غیرقانونی در اروپا اقامت دارند، چه داوطلبانه و چه اجباری، بازگردانده شوند. این کشورها با نشر نامه‌ای گفته‌اند که این اقدام شامل شهروندان افغانستان می‌شود که به‌عنوان تهدید برای نظم عمومی تلقی می‌شوند و هماهنگی میان نهادهای اتحادیه اروپا، از جمله دستگاه دیپلماتیک (EEAS) و کشورهای مایل، افزایش یابد و همچنین مأموریت مشترک به افغانستان برای مذاکره با حکومت سرپرست برگزار شود. این کشورها در بخشی از نامه خواسته‌اند که نقش آژانس مرزی اروپا (Frontex) برای سازماندهی بازگشت مهاجران اهل افغانستان پررنگ‌تر شود. در ادامه آمده است که کشورهای اتریش، بلجیم، بلغارستان، قبرس، جمهوری چک، آلمان، استونیا، فنلند، یونان، مجارستان، ایرلند، ایتالیا، لیتوانیا، لوکزامبورگ، مالت، ناروی، هالند، سلواکیا، پولند و سویدن از جمله امضا کنند‌گان این نامه هستند. همچنین نامه به نقل از آنلین وان بوسویت، وزیر پناهند‌گی و مهاجرت بلجیم نوشته است: «اکنون زمان پاسخ‌گویی قاطع و هماهنگ است تا اتحادیه اروپا کنترل مهاجرت و امنیت خود را دوباره به دست آورد.» در حال حاضر، برخی کشورها مانند آلمان به طور مستقل در حال مذاکره با حکومت فعلی برای بازگرداندن شهروندان افغانستان هستند. صدراعظم آلمان نیز وعده داده که روند بازگرداندن شهروندان افغانستان محکوم به جرایم سرعت خواهد گرفت. در حالی این ۲۰ کشور خواستار اخراج مهاجران اهل افغانستان می‌شوند که دولت پاکستان، اول سپتامبر را مهلت خروج پناه‌جویانی تعیین کرده بود که تاریخ کارت اقامت موقت‌شان باطل شده است. در پی این تصمیم، احتمال اخراج حدود یک میلیون پناه‌جوی افغانستانی وجود دارد. روند اخراج مهاجران اهل افغانستان از پاکستان پیش از این نیز ادامه داشته است، اما پس از تنش‌های نظامی میان پاکستان و طالبان، اسلام‌آباد دستور اخراج سریع پناه‌جویان افغانستان را صادر کرده است. دولت پاکستان از شهروندانش خواسته است که به پناه‌جویان افغانستان پناه ندهند و تأکید کرده که تمام افراد فاقد مدرک باید اخراج شوند. همچنین ایران، اخراج مهاجران را از دو ماه به این طرف شدت بخشیده است. این اخراج‌ها در حالی پس از جنگ ایران و اسراییل شدت یافته است که افغانستان با بحران شدید حقوق بشری و انسانی مواجه ا‌ست و بسیاری از اخراج‌شد‌گان، از جمله زنان، خبرنگاران و مدافعان حقوق بشر در معرض خطر واقعی نقض حقوق بشر قرار دارند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 165 بازدید

سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هر زن و دختری حق دارد در هر مکانی احساس امنیت داشته باشد. این سازمان امروز (یک‌شنبه، ۲۷ میزان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود گفته است که دولت‌ها باید در پیشگیری از خشونت مبتنی بر جنسیت سرمایه‌گذاری کنند. سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که دولت‌ها باید قوانین را به‌ درستی اجرا کرده و به مصونیت از مجازات پایان دهند. قابل ذکر است که سازمان ملل متحد در حالی با نشر پیامی این اظهارات را مطرح کرده که زنان و دختران در افغانستان با سرکوب شدید مواجه‌اند. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 446 بازدید

در زندگی روزمره، همه‌ی ما افرادی را می‌شناسیم که همواره آماده‌ی نصیحت هستند. فرقی نمی‌کند موضوع چقدر کوچک یا بزرگ باشد؛ از انتخاب لباس گرفته تا تصمیم‌های مهم زندگی، آن‌ها همیشه نظری برای گفتن دارند. گاهی این نصیحت‌ها از روی خیرخواهی است و مفید واقع می‌شود، اما اغلب باعث خستگی، دل‌زدگی یا حتی دلخوری می‌شود. اما چرا برخی افراد چنین رفتاری دارند؟ یکی از دلایل اصلی، احساس نیاز به کنترل است. وقتی انسان‌ها شرایط را خارج از دست خود می‌بینند، تلاش می‌کنند با نصیحت کردن دیگران، بخشی از این کنترل را به دست بگیرند. به این ترتیب، وقتی به کسی می‌گویند چه کند یا نکند، حس تسلط و آرامش بیشتری پیدا می‌کنند، حتی اگر در واقعیتی چنین کنترلی نداشته باشند. دلیل دوم، نیاز به احساس ارزشمندی است. بسیاری از افراد در درون خود احساس کمبود یا بی‌اهمیتی دارند و با نصیحت کردن می‌کوشند نشان دهند که دانا، باتجربه یا مهم هستند. این رفتار به آن‌ها فرصت می‌دهد تا نقش فردی آگاه و قدرتمند را ایفا کنند و از این طریق احترام و ارزش بیشتری کسب کنند. عامل سوم، الگوبرداری از خانواده یا محیط دوران کودکی است. کسانی که در محیط‌هایی بزرگ شده‌اند که والدین یا اطرافیانشان مرتب نصیحت می‌کردند، احتمالاً این رفتار را در بزرگسالی نیز ادامه می‌دهند. برای آن‌ها نصیحت کردن به‌عنوان یک الگوی طبیعی ارتباط جا افتاده و ممکن است حتی متوجه نشوند که این رفتار گاهی آزاردهنده است. دلیل دیگر، اضطراب پنهان است. برخی افراد وقتی می‌بینند دیگری در شرایط سخت یا مبهمی قرار دارد، خودشان دچار نگرانی و اضطراب می‌شوند. برای کاهش این احساس، سعی می‌کنند سریع راه‌حل بدهند. در این حالت، نصیحت کردن بیشتر به‌منظور آرام کردن اضطراب خود نصیحت‌کننده است تا کمک واقعی به طرف مقابل. البته باید گفت نصیحت همیشه از سر نیت بد نیست. گاهی ریشه در دلسوزی و تجربه‌های مشابه دارد و فرد می‌خواهد جلوی تکرار اشتباهات را بگیرد. اما مشکل زمانی پیش می‌آید که به جای همدلی و شنیدن، فقط به گفتن و دستور دادن بسنده شود. در این شرایط، طرف مقابل احساس می‌کند دیده یا درک نمی‌شود. اثر این رفتار بر دیگران بسیار متفاوت است. برخی ممکن است بی‌تفاوت باشند و تنها ظاهراً گوش دهند، اما برای بسیاری، نصیحت‌های مکرر حس بی‌اعتمادی و کم‌ارزشی ایجاد می‌کند. وقتی کسی مرتب به ما می‌گوید چه باید بکنیم، ناخودآگاه پیام «تو به اندازه کافی نمی‌فهمی» یا «توانایی تصمیم‌گیری نداری» منتقل می‌شود. این پیام‌های تکراری می‌توانند به عزت‌نفس فرد آسیب بزنند. سؤال مهم این است که چگونه با چنین افرادی برخورد کنیم؟ اولین قدم، تشخیص نیت پشت نصیحت است؛ آیا از روی نگرانی و محبت است یا نیاز به کنترل و خودنمایی؟ اگر بفهمیم نیت خیرخواهی است، راحت‌تر می‌توانیم با مهربانی و احترام، مرزهای خود را مشخص کنیم. گام دوم، تعیین حد و مرز روشن است. می‌توانید به آرامی اما قاطعانه بگویید: «ممنون از نگرانی‌ات، اما می‌خواهم خودم تصمیم بگیرم.» یا «می‌دانم تجربه داری، اما الان فقط می‌خواهم شنیده شوم.» این جملات ساده به فرد مقابل نشان می‌دهد که نصیحت‌های بی‌پایان او لازم نیست. گاهی بهترین واکنش، تغییر موضوع یا پایان مودبانه گفتگوست. همه نصیحت‌ها ارزش پاسخ دادن ندارند و گاهی انرژی ما مهم‌تر از آن است که صرف بحث با یک نصیحت‌گر همیشگی شود. از سوی دیگر، اگر متوجه شدیم که عادت داریم دیگران را زیاد نصیحت کنیم، خوب است کمی مکث کنیم و از خود بپرسیم: «آیا طرف مقابل واقعاً دنبال راه‌حل است یا فقط می‌خواهد شنیده شود؟» اغلب افراد بیشتر به شنونده نیاز دارند تا مشاور. بهترین کمک گاهی سکوت و همدلی است، نه نصیحت. تمرین پرسیدن هم بسیار مؤثر است. به جای ارائه فوری راه‌حل، می‌توانیم بپرسیم: «می‌خواهی نظر من را بشنوی یا فقط می‌خواهی حرف بزنی؟» این سؤال ساده مرزها را روشن و به طرف مقابل احساس احترام می‌دهد. همچنین باید بدانیم که نصیحت کردن بیش از حد می‌تواند روابط را تخریب کند. حتی با نیت خیر، وقتی طرف مقابل مدام احساس کند آزادی و استقلالش نادیده گرفته می‌شود، فاصله می‌گیرد. روابط سالم بر پایه احترام متقابل و اعتماد شکل می‌گیرند، نه نصیحت‌های یک‌طرفه. روان‌شناسان معتقدند نصیحت مداوم اغلب کمتر از آنچه تصور می‌کنیم تأثیرگذار است. وقتی کسی آماده تغییر نباشد، بهترین نصیحت‌ها هم بی‌اثرند. تغییر واقعی زمانی رخ می‌دهد که فرد خود به بینش برسد و احساس کند تصمیم از درون خودش آمده است. نصیحت زیاد نه تنها کمک نمی‌کند، بلکه گاهی باعث مقاومت بیشتر می‌شود. در نهایت باید بپذیریم که انسان‌ها متفاوت‌اند. برخی همیشه نصیحت می‌کنند چون این بخشی از شخصیت یا سبک ارتباطی‌شان است. ما نمی‌توانیم دیگران را کامل تغییر دهیم، اما می‌توانیم انتخاب کنیم چگونه واکنش نشان دهیم. با تعیین مرزهای سالم، حفظ آرامش و تمرکز بر نیازهای واقعی خود، می‌توانیم تعادل بهتری در رابطه با این افراد ایجاد کنیم. سخن پایانی: نصیحت دائمی ممکن است ریشه در نیاز به کنترل، جلب ارزش، اضطراب یا حتی دلسوزی داشته باشد. این رفتار گاهی مفید است، اما اغلب باعث خستگی و آسیب می‌شود. یادگیری اینکه چه زمانی گوش دهیم، چه زمانی مرز بگذاریم و چه زمانی سکوت کنیم، کلید حفظ آرامش و سلامت روان در مواجهه با نصیحت‌گران همیشگی است. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 220 بازدید

بانک جهانی به مناسب «روز جهانی ریشه‌کنی فقر» اعلام کرده است که ۸۳۱ میلیون نفر در جهان هنوز در فقر شدید بسر می‌برند و زیر «خط فقر» زندگی می‌کنند. این بانک با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این امر به این معنا است که این افراد روزانه با درآمد کم‌تر از سه دالر آمریکایی زندگی می‌کنند. درآمد روزانه سه دالر آمریکایی برای هر فرد را به‌عنوان «خط فقر» تعیین کرده است. همچنین سازمان ملل متحد ریشه‌کن کردن فقر شدید برای همه‌ی مردم جهان را تا سال ۲۰۳۰ میلادی یکی از اهداف توسعه پایدار خود دانسته است. سازمان ملل متحد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که در حال حاضر ۸۰۸ میلیون نفر، یعنی از هر ۱۰ نفر یک نفر در جهان، در فقر شدید بسر می‌برند این سازمان تاکید کرده است که اگر روند کنونی ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ میلادی حدود ۸.۹ درصد از جمعیت جهان همچنان در فقر شدید خواهند بود. همچنین در اعلامیه آمده است که گرسنگی در جهان به سطحی که در سال ۲۰۰۵ میلادی بود بازگشته و قیمت مواد غذایی نیز در اکثر کشورها در حال افزایش است. سازمان ملل متحد گفته است که افزایش فقر در جهان عوامل گوناگون دارد، اما «بیکاری، طرد اجتماعی و آسیب‌پذیری بالای برخی گروه‌ها در برابر بلایا، بیماری‌ها و سایر پدیده‌ها که آنان را از فعالیت‌های تولیدی باز می‌دارد» از عوامل اصلی است. سازمان ملل متحد مشارکت مردم در سیاست‌گذاری، ایجاد فرصت‌های شغلی از سوی دولت‌ها به‌ویژه برای فقرا و حاشیه‌نشین‌ها، تقویت سکتور خصوصی و توسعه علم و دانش را از راهکارهای برای بهبود اقتصاد مردم و کاهش فقر دانسته است. با این وجود، آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد چند وقت پیش با ابراز نگرانی از افزایش گرسنگی در جهان، از جامعه‌ی جهانی خواسته است تا برای ایجاد نظام‌های غذایی عادلانه و پایدار اقدام فوری کنند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 280 بازدید

صفحه‌‌ی «افغانستان عاری از پولیو» درتازه‌ترین مورد از آغاز کارزار تطبیق واکسن ‏پولیو در سه ولایت شرقی کشور خبر داده است.‏ این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که کارزار مشترک واکسن جزئی زرقی (‏اف‌آی‌پی‌وی) و ‏قطره‌ای (‏اوپی‌وی) پولیو (فلج اطفال) امروز (شنبه، ۲۶ میزان) در تمام ‏ولسوالی‌های کنر و شماری از ولسوالی‌های نورستان و لغمان آغاز شده ‏است.‏ در ادامه آمده است که این کارزار در ولسوالی‌های اسعدآباد، وته‌پور، نرنگ، سرکانی، مروره، شیگل، دره‌پیچ، چوکی، کوزکنر، دانگام، برکنر، غازی‌آباد، چپه‌دره، نورگل و ناری ولایت کنر، در ولسوالی‌های برگمتال، مندول، دوآب و کامدیش از ولایت نورستان، و همچنان در ولسوالی‌های الیشنگ، قرغه‌ای، الینگار و دولت‌شاه از ولایت لغمان آغاز می‌شود. کارزار مشابهی دو ماه پیش نیز در ولایت‌های شرقی افغانستان تطبیق شده بود. براساس آمار سازمان جهانی صحت، در سال جاری میلادی دو مورد ‏مثبت ‏بیماری پولیو یا فلج اطفال در افغانستان شناسایی شده است.‏ آمار این سازمان نشان می‌دهد که ۱۸ مورد محیطی ویروس پولیو نیز ‏در ‏افغانستان شناسایی شده است.‏ در حال حاضر افغانستان و پاکستان تنها کشورهای جهان اند که بیماری ‏فلج ‏اطفال در آن‌ها به صفر نرسیده است.‏

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 301 بازدید

مرکز خبرنگاران افغانستان (AFJC) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که حکومت سرپرست نشرات رادیو و تلویزیون خصوصی شمشاد را متوقف کرده است. اين مرکز صبح امروز (شنبه، ۲۶ میزان) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که نشرات این رسانه از عصر روز گذشته به این‌سو «در پی دستور مستقیم» اداره‌ی استخبارات حکومت فعلی متوقف شده است. در اعلامیه آمده است: «تلویزیون شمشاد متهم شده است که جنگ اخیر میان حکومت فعلی و پاکستان و حمله‌های پاکستان به افغانستان را به‌درستی پوشش نداده و از موضع حکومت فعلی و اقدامات آن علیه پاکستان نیز دفاع نکرده است.» همچنین سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان (AMSO) نیز با نشر اعلامیه‌ای از توقف نشرات این رسانه‌ی خصوصی خبر داده است. این سازمان در ادامه تاکید کرده است: «تیم تبلیغاتی حکومت فعلی با مسوولان رادیو و تلویزیون شمشاد تماس گرفته و گفته‌اند که این تصمیم از سوی قندهار گرفته شده است.» تا اکنون مسوولان این رسانه‌ی خصوصی و وزارت اطلاعات و فرهنگ در این زمینه اظهار نظر نکرده‌اند. این دو نهاد، از مسوولان حکومت فعلی خواسته که دستور توقف نشرات رادیو و تلویزیون شمشاد را لغو کرده و از این رسانه‌ها حمایت کند. حکومت فعلی طی بیش از چهار سال حاکمیت خود، محدودیت‌های گسترده بر کار رسانه‌ها و خبرنگاران وضع کرده است.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 150 بازدید

منابع محلی از ولایت پکتیکا می‌گویند که همزمان با پایان آتش‌بس ۴۸ساعته میان پاکستان و حکومت سرپرست افغانستان، ارتش پاکستان بر بخش‌هایی از پکتیکا حمله کرده است و در آن ۲۷ غیرنظامی به شمول زنان و کودکان کشته و زخمی شدند. دست‌کم سه منبع از پکتیکا گفته‌اند که در این حمله‌ی هوایی شب گذشته (جمعه، ۲۵ میزان) ۱۲ غیرنظامی کشته و دست‌کم ۱۵ تن دیگر زخمی شده که بیش‌تر آنان زنان و کودکان هستند. منبع در ادامه تاکید کرده است که ارتش پاکستان شب گذشته بر ولسوالی‌های «برمل و ارگون» پکتیکا حمله‌های هوایی انجام داده است. همچنین در این حملات، سه تن از بازیکنان محلی کریکت نیز کشته شدند. خبرگزاری باختر نام این سه بازیکن را کبیر، صبغت‌الله و هارون اعلام کرده است. قابل ذکر است که ارتش پاکستان، همچنان بر شماری از ولایت‌های جنوبی به شمول کابل در جریان هفته‌ی گذشته حمله کرد. شفاخانه‌ی امیرجنسی در کابل، اعلام کرده که در حمله‌ی پاکستان بر کابل پنج تن جان باخته و ۳۵ تن دیگر زخمی شده که در میان شان زنان و کودکان نیز وجود دارند. به تازگی دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد و ریچارد بنت، گزارش‌گر ویژه‌ی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، از پاکستان و طالبان خواسته که تنش‌ها را کاهش دهند و حداکثر «خویشتن‌داری» را از خودشان نشان دهند تا از تلفات غیرنظامیان جلوگیری شود. باید گفت که رابطه‌ی پاکستان و حکومت سرپرست در بیش از چهار سال گذشته پرفرازونشیب بوده است. هفته‌ی گذشته، ارتش پاکستان بر کابل و پکتیکا حمله‌های هوایی انجام داد و در جریان هفته‌ی اخیر دو طرف چند بار در امتداد مرز مشترک دو کشور درگیر شده‌اند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 282 بازدید

در یکی از کوچه‌های خاموش و خاک‌آلود کابل، دختر جوانی به‌نام *عاطفه* زندگی می‌کند. خانه‌شان ساده است، با دیوارهای گلی و فرش‌های کهنه، اما تا همین یکی‌دو سال پیش، این خانه پُر بود از شور و آرزوهایی که حالا فقط در خاطره‌ها مانده‌اند. عاطفه روزگاری دانشجوی سال سوم رشته‌ی *طب معالجوی* بود؛ دختری پرشور، با انگیزه‌ای روشن و قلبی آکنده از امید، که هر روز با اشتیاق به دانشگاه می‌رفت. از کودکی رؤیای داکتر شدن در سر داشت. مادرش می‌گوید از همان صنف‌های ابتدایی مکتب، همیشه در مورد بیماری‌ها می‌پرسید، کتاب‌های طبی می‌خواند و می‌گفت که روزی می‌خواهد زنانی را تداوی کند که در شفاخانه‌ها صدای‌شان شنیده نمی‌شود. وقتی وارد دانشگاه شد، زندگی‌اش رنگ تازه‌ای گرفت. ساعت‌ها مطالعه می‌کرد، با دوستانش گروه‌های درسی تشکیل می‌داد و با علاقه در صنف‌ها حضور می‌یافت. او می‌خواست مفید باشد، عالم شود، و تکیه‌گاهی شود برای زنان این سرزمین؛ زنانی که همیشه در حاشیه‌ی خدمات صحی قرار داشتند. اما آنچه نمی‌دانست، این بود که *سرنوشت*، در پیچ تلخ یک تحول سیاسی، قرار است مسیر زندگی‌اش را به‌کلی تغییر دهد… در یکی از روزهای سرد زمستان، خبری تلخ به‌گوش رسید: *تحصیل دختران در پوهنتون‌ها متوقف شده است.* عاطفه اول باور نکرد؛ فکر ‌کرد شایعه‌ای بیش نیست یا شاید اشتباهی پیش آمده. اما وقتی روزی با چشمان خودش دید که دروازه‌ی پوهنتون بسته است، حقیقت را پذیرفت. همان روز، ساعت‌ها پشت آن دروازه‌ی سرد و بسته نشست. نه حرفی زد، نه گریه کرد؛ فقط با نگاهی خاموش، به سکوت سنگین ساختمان‌های دانشگاه خیره ماند. جایی که روزی برایش نماد امید بود، حالا در برابرش چون دیواری سنگی ایستاده بود. همان‌جا، تمام رؤیاهایش فرو ریختند، همان لحظه که دیگر اجازه نداشت وارد دنیایی شود که روزگاری برای ساختنش جنگیده بود. کتاب‌های درسی‌اش را در گوشه‌ای از اتاق چید، روپوش سفیدش را در کمد آویخت، و از آن روز به بعد، دیگر هرگز پا به آن مسیر نگذاشت. اما عاطفه دختری نبود که به این آسانی تسلیم شود. پس از چند هفته خانه‌نشینی و دلسردی، تصمیم گرفت دوباره برخیزد و راهی پیدا کند. هرچند دیگر اجازه نداشت به صنف برود، اما دلش هنوز با علم و طب می‌تپید. تصمیم گرفت در دواخانه‌ای کار کند. مدرک رسمی نداشت، اما دانش و مهارتش از بسیاری کسانی که در این زمینه کار می‌کردند بیشتر بود. در چند دواخانه در مناطق مختلف کار گرفت. معاشش اندک بود، ساعت‌های کاری طولانی، اما دلش پُر از امید. خودش می‌گفت: «وقتی نسخه می‌خواندم یا دوا آماده می‌کردم، حس می‌کردم هنوز بخشی از دنیای طب هستم.» این کار برایش فقط یک وظیفه نبود؛ زنده نگه‌داشتن رؤیایی بود که روزی زیر چادر دانشگاه شکل گرفته بود. اما باز هم قانون تازه‌ای آمد. این‌بار اعلام شد که هیچ‌کس بدون سند رسمی نرسی یا قابلگی اجازه‌ی کار در دواخانه را ندارد. همین تصمیم ناگهانی، آخرین روزنه‌ی امید عاطفه را هم بست. دواخانه‌هایی که در آن‌ها با زحمت و علاقه کار می‌کرد، مجبور شدند او را کنار بگذارند. هر بار که از یکی از آن دواخانه‌ها بیرون می‌آمد، دلش بیش از پیش می‌شکست؛ نه به‌خاطر معاش، بلکه برای فاصله‌گرفتن از چیزی که به زندگی‌اش معنا می‌داد. علم، کمک‌کردن، امید… همه‌اش آرام‌آرام از دستش می‌رفت، بی‌آن‌که گناهی کرده باشد. وقتی کار در دواخانه هم از دست رفت، عاطفه دوباره به خانه برگشت. روزهایش بی‌رنگ و بی‌صدا شدند. از صبح تا شب، در سکوت خانه قدم می‌زد، گاهی به دیوار خیره می‌شد و گاهی به کتاب‌های خاک‌خورده‌ی طبی که روزی با عشق ورق می‌زد. مادرش از دور نگاهش می‌کرد و دلش آتش می‌گرفت. تا این‌که یک روز به آرامی گفت: «دخترم، قالین‌بافی یاد بگیر. اگر راه پوهنتون بسته شده، لااقل هنری داشته باشی که تنها نمانی.» عاطفه اول مخالفت کرد. بغض‌کرده گفت: «این دستان، قرار بود نبض مریض را بگیرند، نه نخ و پود قالین را.» اما ناچار شد. نه به‌خاطر علاقه، بلکه چون فهمید بیکاری، بیشتر از هر دردی، آدم را می‌خورد و می‌فرساید. حالا بیشتر از یک‌ونیم سال می‌شود که عاطفه قالین می‌بافد. هر صبح زود از خواب برمی‌خیزد، چای تلخی می‌نوشد و آرام‌آرام می‌رود سر دار قالین. ساعت‌ها در همان وضعیت می‌نشیند؛ گره می‌زند، رنگ می‌چیند، طرح می‌سازد. دستانش پینه بسته‌اند، چشمانش کم‌سو شده‌اند، کمرش همیشه درد می‌کند؛ اما هیچ‌کدام از این دردها به اندازه‌ی آن سوز درونی برایش طاقت‌فرسا نیست. می‌گوید: «هیچ‌کدام از قالین‌هایی را که می‌بافم، دوست ندارم. هر گره‌اش برایم یک خاطره‌ی دفن‌شده است، هر طرحش، یادآور یک رؤیای نیم‌جان.» دوستان دانشگاهی‌اش حالا هرکدام در مسیرهای گم‌شده‌ای پراکنده‌اند. یکی مهاجر شده، یکی ازدواج کرده، دیگری هم گوشه‌ی خانه مانده و با افسردگی می‌جنگد. تماس‌ها کم شده، صداها خاموش مانده‌اند، امیدها زیر خاکستر فراموشی پنهان شده‌اند. عاطفه آه می‌کشد و می‌گوید: «وقتی صنف سوم بودم، روزی نبود که در مورد آینده حرف نزنیم. حالا هیچ‌کس حتی نمی‌پرسد که هنوز زنده‌ای یا نه…» وقتی از او می‌پرسند: «هنوز امید داری روزی دانشگاه باز شود؟» فقط شانه بالا می‌اندازد و آهی می‌کشد. آرام می‌گوید: «نه... دیگر امیدی ندارم. اوایل، هر روز منتظر بودم، روزها را می‌شمردم، خبرها را دنبال می‌کردم. اما حالا حتی نمی‌خواهم بدانم چه می‌گذرد. چون می‌ترسم که بیشتر ناامید شوم.» گاهی شب‌ها، دفترچه‌ای را باز می‌کند و می‌نویسد؛ حرف‌هایی که با کسی نمی‌گوید. در یکی از برگه‌هایش نوشته است: «ما رفتیم دانشگاه، درس خواندیم، آرزو داشتیم مفید باشیم... اما حالا نه صنف مانده، نه کتاب، نه دواخانه، نه امید. فقط دستانی مانده که روزی می‌خواستند شفا بدهند، اما حالا گره می‌زنند، تار می‌کشند، قالین ...» او دیگر از حکومت چیزی نمی‌خواهد؛ نه التماس می‌کند، نه شعار می‌دهد. فقط می‌خواهد شنیده شود. می‌گوید: «من به هیچ‌کس چیزی نگفتم، چون دیدم فایده ندارد. اما اگر کسی هست که صدای ما را بشنود، فقط بگوید که ما گم نشویم... ما هنوز هستیم، اما در خاموشی، در تاریکی، در حاشیه.» داستان عاطفه تنها یک قصه نیست؛ روایت هزاران دختری‌ست که قربانی شدند، نه به‌خاطر اشتباه، بلکه به‌خاطر خاموش‌ ماندن‌شان در جامعه‌ای که صدای دختران را نمی‌خواهد بشنود. او یکی از چهره‌های فراموش‌شده‌ی نسلی‌ست که قرار بود آینده را بسازند، اما اکنون، با دستان پینه‌بسته و قلب‌های زخمی، در کنج خانه‌ها گره می‌زنند، تار می‌کشند و رؤیاهای خاموش‌شان را در تار و پود قالین‌ها دفن می‌کنند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 218 بازدید

همزمان با روز جهانی غذا اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌‌ی کمک‌های بشردوستانه اعلام کرده است که  افغانستان با یکی از بدترین بحران‌های گرسنگی در ‏جهان روبرو است، ‎زنان و کودکان بیشترین آسیب را از بحران گرسنگی دیده‌اند. اين نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۲۴ میزان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ۹.۵ میلیون نفر در سراسر افغانستان به شدت دچار ناامنی غذایی هستند و از هر ۵ نفر، ۱ نفر آن‌ها نمی‌داند وعده غذایی بعدی‌اش از کجا خواهد آمد. دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه در ادامه تاکید کرده است: «زنان و کودکان بیشترین آسیب را دیده‌اند. بدون بودجه فوری، میلیون‌ها نفر در معرض خطر سوءتغذیه قرار دارند.» سازمان ملل متحد نیز به مناسبت روز جهانی غذا گفته است: «غذا یک حق انسانی است، نه یک امتیاز.» سازمان ملل با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود، «نیاز فوری به اقدام جهانی برای اطمینان از دسترسی همه، در همه جا، به غذای کافی و مغذی را برجسته کرده است.» همچنین برنامه جهانی غذا گفته بود که هم‌اکنون ۴.۷ میلیون مادر و کودک در ‏افغانستان با ‌‏سوءتغذیه مواجه‌اند.‏ این نهاد چندی پیش اعلام کرد که بحران گرسنگی افغانستان روز به روز عمیق‌تر می‌شود. برنامه جهانی غذا گفته بود که برای ادامه‌ی رسیدگی به نیازمندان در شش ماه آینده، به ۵۳۹ میلیون دالر به صورت «فوری» نیاز دارد. بازگشت حکومت سرپرست به قدرت و تشدید خشک‌سالی، منجر به گسترش فقر در افغانستان ‏شده است. به‌گفته‌ی سازمان ملل متحد، بیش از ۲۲ میلیون نفر در کشور نیاز به ‏کمک‌های بشردوستانه دارند. این در حالی است که کمک‌های جهانی به افغانستان ‏نیز کاهش یافته است.‏ در حالی که وضعیت اقتصادی در افغانستان رو به وخامت است، کشورهای همسایه در ‏حال بازگرداندن مهاجران اند. تنها امسال بیش از دو میلیون مهاجر از ‏کشورهای ایران و پاکستان به افغانستان بازگشته‌اند.‏

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 205 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد اعلام کرد که بیش از ۲۱۲ هزار کودک پس از زلزله‌ی مرگ‌بار در شرق افغانستان اکنون در معرض خطر ابتلا به اسهال حاد و سایر بیماری‌های کشنده ناشی از آب قرار دارند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که زلزله‌ای اخیر به بزرگی ۶.۳ ریشتر در مناطق دورافتاده، خانه‌ها و زیرساخت‌های آب، فاضلاب و بهداشت را تخریب کرده و خطر شیوع بیماری‌ها افزایش یافته است. دکتر تاج‌الدین اویوالی، نماینده یونیسف در افغانستان در ادامه تاکید کرده است که زمین‌لرزه علاوه بر تخریب خانه‌ها و گرفتن جان افراد، اکنون از طریق شیوع بیماری جان افراد بیشتری را می‌گیرد. آقای اویوالی در ادامه با اشاره به اینکه کودکان بازمانده از زلزله‌ی مرگ‌بار کنر در پناهگاه‌های شلوغ و موقت بدون دسترسی به تشناب یا آب سالم زندگی می‌کنند، تاکید کرد که این یک طوفان بزرگ برای وقوع یک فاجعه صحی است. همچنین صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در اعلامیه افزوده است که زلزله ۱۳۲ منبع آب را تخریب کرده و خانواده‌ها به آب سالم یا امکانات شستشوی دست دسترسی ندارند. یونیسف تصریح کرد که از هر پنج نفر در مناطق زلزله‌زده، چهار تن آن‌ها در فضای باز رفع حاجت می‌کنند، زیرا اکثر تشناب‌ها در طول زلزله تخریب شده‌اند و بسیاری از افراد همچنین به اقلام صحی ضروری مانند صابون دسترسی ندارند و این امر شرایط را برای شیوع بیماری مساعد می‌کند. براساس گزارش‌های موجود، اسهال حاد یکی از سه نوع بیماری ناتوان‌کننده است. این بیماری می‌تواند چندین ساعت یا چند روز طول بکشد. اسهال حاد سومین علت اصلی مرگ و میر در کودکان ۱ تا ۵۹ ماهه است و هر ساله بیش از ۴۰۰ هزار کودک زیر پنج سال را می‌کشد. همچنین این نهاد می‌گوید که تا اکنون تاسیسات موقت بهداشتی، بسته‌های بهداشتی و آب‌رسانی اضطراری فراهم کرده، اما تنها نیمی از ۲۱.۶ میلیون دالر درخواست شده برای واکنش اضطراری تامین شده است. یونیسف از اهداکنندگان خواسته که بودجه بیش‌تری اختصاص دهند. برنامه جهانی غذا نیز با کسری ۶۲۲ میلیون دلاری بودجه برای شش ماه آینده مواجه است و کمک‌های این برنامه در افغانستان کمتر از ۱۰ درصد نیازمندان غذایی را پوشش می‌دهد.

ادامه مطلب