یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل درتازهترین مورد اعلام کرده است که بحران تغذیه در افغانستان یکی از بدترین بحرانها در جهان است. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ۳.۵ میلیون کودک دچار سوءتغذیه حاد و یک میلیون کودک به شدت دچار کاهش وزن هستند. خشکسالیهای چند سال اخیر، کمبود بارندگی و مشکلات اقتصادی شدید باعث شدهاند میلیونها خانواده نتوانند به غذای کافی دسترسی پیدا کنند. همچنین پیشتر اوچا یا دفتر هماهنگکنندهی کمکهای بشردوستانهی سازمان ملل متحد گفته بود که افغانستان با یکی از بدترین بحرانهای گرسنگی در جهان روبرو است. این نهاد گفته بود که ۹.۵ میلیون نفر بهشدت از ناامنی غذایی رنج میبرند و از هر پنج نفر، یک نفر نمیداند وعده غذایی بعدیاش از کجا خواهد آمد. بازگشت حکومت سرپرست به قدرت و تشدید خشکسالی، منجر به گسترش فقر در افغانستان شده است. سازمان ملل متحد چند وقت پیش گزارش داده بود که بیش از ۲۲ میلیون نفر در کشور نیاز به کمکهای بشردوستانه دارند. این در حالی است که کمکهای جهانی به افغانستان نیز کاهش یافته است. همچنین در حالی وضعیت اقتصادی در افغانستان رو به وخامت است که کشورهای همسایه در حال بازگرداندن مهاجران اند. تنها امسال بیش از دو میلیون مهاجر از کشورهای ایران و پاکستان به افغانستان بازگشتهاند.
برچسب: رسانه گوهرشاد
همزمان با ممنوعیت ورود زنان بدون چادر برقع به دکانها و فروشگاههای هرات از سوی حکومت سرپرست، ورود زنان به ادارههای دولتی را نیز بدون چادر برقع منع شده است. دستکم سه منبع گفتهاند که نیروهای امر به معروف و نهی از منکر حکومت فعلی امروز (چهارشنبه)، مانع حضور بیش از ۵۰ زن در ادارههای دولتی و شفاخانهی حوزوی هرات شدهاند. منبع در ادامه تاکید کرده است که نیروهای امر به معروف و نهی از منکر حکومت فعلی در دروازههای اداراتی چون ریاست معارف، شفاخانه، زندان، ثبت احوال نفوس و کتابخانهی عامهی این ولایت به زنان بدون چادر برقع اجازهی ورود ندادهاند. در نوارهای تصویری که در شبکههای اجتماعی منتشر شده نیز دیده میشود زنان و دخترانی که برقع نپوشیدهاند، اجازه ورود به شفاخانه حوزوی هرات را پیدا نکرده و پشت دروازه ماندهاند. منبع افزوده است که هدف از این اقدام، مجبور کردن زنان به پوشیدن اجباری برقع است. این اقدام در حالی صورت میگیرد که حکومت فعلی در ماههای اخیر محدودیتهای بیشتری بر پوشش و حضور اجتماعی زنان در هرات وضع کرده است. روز گذشته نیز نیروهای امر به معروف و نهی از منکر در یک نشست با دکانداران و مسوولان سالنهای عروسی این شهر، دستور دادهاند که به زنان و دختران بدون برقع، چادر نماز، نقاب (روی بند) به بازارها و سالنهای عروسی، اجازهی ورود و خریداری را ندهند. همچنین نیروهای امر به معروف و نهی از منکر در شهر هرات چندی پیش مانع ورود زنان و دختران به «جمعه بازار» واقع در سرک ۶۴ مترهی این شهر شده بودند.
اندریکا راتواته، هماهنگکنندهی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد در افغانستان اعلام کرده است که ملل متحد فعالیتهای خود را در مرز اسلام قلعهی هرات بهدلیل محدودیتهای حکومت سرپرست بر کارمندان زنان و دختران تعلیق کرده است. آقای راتواته این اظهارات را در گفتگو با خبرگزاری فرانسه مطرح کرده و گفته است که اعمال این محدودیتها از سوی حکومت فعلی «چالشهای عملیاتی فوری» ایجاد کرده و «خطرات بیشتری را متوجه مهاجران اخراج شده، بهویژه زنان و دختران» خواهد کرد. وی در ادامه در مورد جزییات این محدودیتها در مرز اسلام قلعهی هرات چیزی نگفته است. او تاکید کرده است که مرز اسلام قلعهی ولایت هرات، نقطه عبور اصلی برای مهاجران افغانستانی اخراج شده از کشور ایران است که بیش از ۶۰ درصد آنها را زنان و کودکان تشکیل میدهند. هماهنگکنندهی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد در افغانستان: «سازمان ملل و نهادهای بشردوستانه همکار آن، پس از اعمال محدودیتهای تازه که مانع فعالیت کارکنان زن سازمان ملل و شرکای آن در مرز میشود، عملیات خود را در مرز اسلام قلعه بین افغانستان و ایران به حالت تعلیق درآوردهاند.» او در ادامه از وضع این محدودیتها، ابراز نارضایتی کرده و هشدار داده است که سازمان ملل بدون کارمندان زن نمیتواند به زنان و کودکان اخراج شده از ایران خدمات ارایه کند. مسوولان محلی حکومت فعلی در هرات تا اکنون در این مورد چیزی نگفتهاند. این در حالی است که چندی پیش یوناما یا دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان گفته بود که که بدون کارمندان زن نمیتواند به نیازمندان خدمات ارایه کند.
تابآوری روانی یکی از مهمترین ویژگیهایی است که به کودکان کمک میکند تا در مواجهه با چالشهای زندگی، فشارهای روانی و مشکلات روزمره، با موفقیت عمل کنند و از شکستها و ناکامیها درس بگیرند. خانواده به عنوان نخستین و مهمترین محیط رشد کودکان، نقشی کلیدی در افزایش تابآوری روانی آنها دارد. این مقاله به بررسی تأثیر خانواده در تقویت تابآوری روانی فرزندان و ارائه راهکارهایی برای بهبود این مهارت اساسی میپردازد. ۱. تابآوری روانی چیست؟ تابآوری روانی به توانایی فرد در مقابله با استرس، مشکلات و بحرانهای زندگی و بازگشت به شرایط عادی پس از تجربه چالشها گفته میشود. کودکان و نوجوانانی که از تابآوری بالاتری برخوردارند، در مواجهه با مشکلات زندگی دچار ناامیدی و درماندگی نمیشوند و میتوانند راهحلهای مؤثر برای مشکلات خود بیابند. این مهارت، نه تنها در دوران کودکی بلکه در تمامی مراحل زندگی نقش اساسی دارد. ۲. نقش خانواده در شکلگیری تابآوری روانی ۲.۱. تأثیر سبکهای فرزندپروری بر تابآوری سبکهای فرزندپروری والدین تأثیر مستقیمی بر میزان تابآوری فرزندان دارد. والدینی که از شیوههای حمایتی و مقتدرانه استفاده میکنند، فضایی ایمن و پرمحبت برای فرزندان خود ایجاد میکنند که در آن، کودک فرصت تجربه کردن، یادگیری از اشتباهات و توسعه مهارتهای حل مسئله را خواهد داشت. از سوی دیگر، والدینی که روشهای سختگیرانه یا سهلگیرانه دارند، ممکن است مانع رشد این توانایی در کودکان شوند. ۲.۲. تأثیر حمایت عاطفی بر استحکام روانی کودکان حمایت عاطفی یکی از مهمترین عوامل در ایجاد تابآوری در کودکان است. والدینی که با فرزندان خود ارتباط صمیمانه دارند و احساسات آنها را درک میکنند، فضایی ایجاد میکنند که کودک در آن احساس امنیت و ارزشمندی دارد. این حمایت، موجب افزایش اعتمادبهنفس کودک و توانایی او در مواجهه با چالشها میشود. ۲.۳. تقویت مهارتهای حل مسئله و تصمیمگیری یکی از روشهای مهم برای افزایش تابآوری روانی در کودکان، آموزش مهارتهای حل مسئله و تصمیمگیری است. خانوادههایی که فرزندان خود را در تصمیمگیریهای خانوادگی مشارکت میدهند و به آنها فرصت تجربه کردن و یادگیری از اشتباهات را میدهند، باعث میشوند که کودکان در موقعیتهای دشوار، بهتر بتوانند تصمیمگیری کنند و راهحلهای مناسبی بیابند. ۳. راهکارهای عملی برای تقویت تابآوری روانی در فرزندان ۳.۱. ایجاد محیطی امن و پایدار در خانواده محیط خانوادگی امن و پایدار، بستری مناسب برای رشد و تقویت تابآوری در کودکان فراهم میکند. والدین میتوانند با ایجاد روابطی بر پایه احترام و محبت، فضایی را فراهم کنند که کودک در آن احساس امنیت کند و بداند که در هر شرایطی از حمایت خانواده برخوردار است. ۳.۲. آموزش کنترل احساسات و مدیریت استرس کودکانی که مهارتهای مدیریت احساسات و استرس را فرا میگیرند، در مواجهه با مشکلات، عملکرد بهتری خواهند داشت. والدین میتوانند با آموزش تکنیکهایی مانند تنفس عمیق، مدیریت خشم و افزایش آگاهی هیجانی، به فرزندان خود کمک کنند که در شرایط دشوار آرامش خود را حفظ کنند. ۳.۳. تقویت ارتباطات اجتماعی و حمایتهای خانوادگی داشتن روابط اجتماعی قوی و حمایتهای خانوادگی، از دیگر عوامل مهم در افزایش تابآوری کودکان است. والدین باید فرزندان خود را تشویق کنند که روابط سالم و معناداری با دوستان و اعضای خانواده برقرار کنند. این ارتباطات، به کودکان کمک میکند تا در شرایط دشوار احساس تنهایی نکنند و از حمایت دیگران بهرهمند شوند. ۳.۴. تشویق استقلال و مسئولیتپذیری کودکانی که از سنین پایین استقلال را تجربه میکنند و مسئولیتهای متناسب با سن خود را بر عهده میگیرند، مهارتهای لازم برای مقابله با چالشهای زندگی را بهتر فرا میگیرند. والدین میتوانند با واگذاری مسئولیتهای کوچک به فرزندان و ایجاد فرصتهای مناسب برای تصمیمگیری، اعتماد به نفس و خودکارآمدی آنها را تقویت کنند. ۳.۵. آموزش نگرش مثبت و تفکر انعطافپذیر کودکانی که نگرش مثبتی نسبت به زندگی دارند و میتوانند در شرایط دشوار، دیدگاهی انعطافپذیر داشته باشند، تابآوری بیشتری خواهند داشت. والدین میتوانند با الگوسازی و تشویق کودکان به یافتن نکات مثبت در هر موقعیت، به آنها کمک کنند که در مواجهه با مشکلات، نگرش مثبتی را حفظ کنند. تابآوری روانی یکی از مهمترین مهارتهایی است که کودکان باید برای موفقیت در زندگی کسب کنند. خانواده، به عنوان نخستین و مهمترین نهاد تربیتی، نقشی اساسی در تقویت این ویژگی در کودکان دارد. والدین میتوانند با ایجاد محیطی امن، حمایت عاطفی، آموزش مهارتهای حل مسئله، تقویت ارتباطات اجتماعی و آموزش نگرش مثبت، به فرزندان خود کمک کنند که در برابر چالشهای زندگی مقاومتر باشند. تقویت تابآوری روانی، نه تنها موجب موفقیت و سلامت روانی کودکان میشود، بلکه زمینهساز زندگی پایدار و موفق در آینده آنها خواهد شد.
رژیس ساویوز، مدیر منطقهای کمیته بینالمللی صلیب سرخ برای آسیا و اقیانوسیه درتازهترین مورد اعلام کرده است که ویرانیهای زمینلرزه در افغانستان، سختیها را در بحبوحهی مشکلات اقتصادی، خشکسالی و بحران انسانی عمیقتر میکند. آقای ساویوز امروز (چهارشنبه، ۱۴ عقرب) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در کمتر از دو ماه، افغانستان دو زمینلرزهی ویرانگر را پشت سر گذاشته است. وی در ادامه تاکید کرده است: «این بار، خانوادهها شبهنگام با فروریختن خانهها و از دست دادن هر آنچه که میشناختند، از خواب بیدار شدند. این ویرانی، سختیها را در بحبوحهی مشکلات اقتصادی، خشکسالی و بحران انسانی مداوم، عمیقتر میکند.» مدیر منطقهای کمیته بینالمللی صلیب سرخ برای آسیا و اقیانوسیه افزوده است که تیم صلیب سرخ به همراه جمعیت هلالاحمر افغانستان، در حال کمک به جوامع آسیبدیده و پشتیبانی از شفاخانهها با تجهیزات پزشکی در بلخ، قندوز و سمنگان هستند. او میگوید کهاعضای خانواده، دوستان، خانهها و وسایل خود را از دست دادهاند، ابراز همدردی کرده است. این در حالی است که زمینلرزهای با قدرت ۶.۳ ریشتر حوالی ساعت ۱۲:۵۹ دقیقهی (یکشنبهشب، ۱۱ عقرب) ولایتهای شمال کشور را لرزاند. مرکز این زمینلرزه، ولسوالی خلم ولایت سمنگان بود. سازمان جهانی صحت گفته است که در این زمینلرزه دستکم ۲۶ نفر، شامل ۱۸ مرد و هشت زن، جان باخته و هزار و ۱۴۴ نفر دیگر زخمی شدهاند. این زمینلرزه حدود دو ماه پس از زمینلرزه در شرق کشور رخ داد که جان نزدیک به دو هزار نفر را گرفت و بیش از سه هزار زخمی برجای گذاشت.
منابع محلی از ولایت ننگرهار میگویند که یک کودک در ولسوالی رودات این ولایت، گلولهی جنگی را بهعنوان آهنپاره به خانه آورده بود، براثر انفجار این گلوله جان باخت و مادر و برادرش به شدت زخمی شدند. دستکم دو منبع گفتهاند که این رویداد حوالی ساعت ۱۰:۰۰ صبح امروز (چهارشنبه، ۱۴ عقرب) در خانهای در منطقهی «تاتنگ» از مربوطات ولسوالی رودات رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که کودکی برای جمعآوری ضایعات فلزی، گلولهی منفجرنشدهای از جنگ را به خانه آورده بود که بهدلیل بیاحتیاطی منفجر شده است. حوادث مشابه در گذشته نیز از کودکان قربانی گرفته است. قابل ذکر است که تا اکنون مسوولان محلی حکومت فعلی در ولایت ننگرهار در این مورد چیزی نگفتهاند. این در حالی است که افغانستان سالها درگیر جنگ و درگیریهای مسلحانه بوده و بسیاری از مناطق کشور هنوز با خطر مینها و مواد منفجره مواجهاند. چندی پیش سازمان ماینپاکی هلو ترست در گزارشی نوشته بود که بیش از ۸۰ درصد قربانیان ماینها در افغانستان کودکان هستند. اين سازمان گفته بود که در حال حاضر ۶.۴ میلیون تن در افغانستان در معرض خطر مواد منفجره قرار دارند. سازمان هلوترست در ادامه تاکید کرده است که بر اساس آمار این سازمان، از هر ۵ تن در افغانستان، یک نفر از «ساحهی عاری از ماین» بهرهمند میشود. در ادامه آمده است که بیش از ۱۴۰۰ کیلومتر مربع زمین را پاکسازی کرده و به بیش از ۱۷ میلیون نفر کمک کرده است. موسسه هلوترست از جامعهی بینالمللی خواسته است که حمایت خود از پروسه ماینپاکی در افغانستان را حفظ کند. این موسسه افزوده است که از سال ۱۹۸۸ میلادی تا اکنون هزار و ۴۰۰ کیلومتر زمین را در افغانستان از ماین پاکسازی کرده و به این ترتیب به بیش از ۱۷ میلیون نفر کمک کرده است. در سال جاری میلادی بهدلیل قطع کمکهای مالی آمریکا، بودجهی برنامههای بشردوستانه در افغانستان، از جمله برنامهی ماین پاکی، به شدت کاهش یافته است. سازمان ملل متحد بارها از کمبود بودجه و پیامدهای آن هشدار داده و خواستار کمکهای بیشتر جامعه جهانی شده است.
نی یا نهاد حمایتکنندهی رسانههای آزاد افغانستان در تبعید، اخراج خبرنگاران افغانستان از پاکستان را فرستادن آنان به قتلگاه عنوان کرده و از دولت پاکستان خواسته است تا از اخراج افراد آسیبپذیر، از جمله خبرنگاران و کارمندان رسانهها به افغانستان جلوگیری کند. این نهاد با نشر اعلامیهاس گفته است که اخراج خبرنگاران، خلاف تمامی موازین و قوانین جهانی حقوق بشر و حقوق شهروندی است و کشورهایی که به اعلامیهها و میثاقهای جهانی حقوق بشر ملحق شدند، باید براساس تعهدات جهانیشان عمل کرده و هیچ انسان آسیبپذیری را در معرض خطر قرار ندهند. در تازهترین مورد، منابع از میان مهاجران اهل افغانستان در پاکستان گفتهاند که پولیس این کشور، فاطمه همنوا، یکی از خبرنگاران افغانستان را با دو کودک خردسالش بازداشت کرده است. نهاد نی یا حمایتکنندهی رسانههای آزاد افغانستان از حکومت پاکستان خواسته است تا خانم همنوا را هرچه زودتر رها کرده و زمینهی تمدید ویزایش را مساعد سازد. این نهاد تاکید کرد که دولت پاکستان تعهد کرده بود تا از دستگیری و اخراج فعالان حقوق بشر و خبرنگاران، کارمندان رسانهای افغانستان و کسانی که زندگیشان در افغانستان با خطر مواجه است، جلوگیری کند. نهاد نی از دولت پاکستان خواسته است که به تعهد خود پابند بماند و از اخراج افراد آسیبپذیر، از جمله فعالان حقوق بشر، خبرنگاران و کارمندان رسانهها به افغانستان جلوگیری کند. همچنین نهادهای حقوق بشری بارها هشدار دادهاند که خبرنگاران افغانستان در ایران نیز در معرض اخراج به افغانستان قرار دارند. در چهار سال گذشته، شماری از خبرنگاران و فعالان مدنی بهدلیل تهدیدات به کشورهای همسایه پناه بردهاند.
تیم ملی والیبال زنان افغانستان در نخستین دیدار خود در چارچوب مسابقات همبستگی کشورهای اسلامی ریاض ۲۰۲۵ میلادی، از تیم ملی والیبال زنان ترکیه با نتیجه سه بر صفر شکست خورد. دیدار بین این دو تیم بعدازظهر روز (سهشنبه، ۱۳ عقرب) در شهر ریاض برگزار شده بود، دختران افغانستان در برابر ترکیه با وجود تلاش، در سه ست پیاپی با نتایج (۳–۲۵)، (۴–۲۵) و (۴–۲۵) شکست خوردند و نخستین باخت خود را در این رقابتها ثبت کردند. در گزارشها آمده است که تیم ملی والیبال زنان افغانستان فقط با ۸ بازیکن در این رقابتها اشتراک کرده و ۴ بازیکن دیگر این تیم به دلیل مشکلات ویزا و پاسپورت موفق به اشتراک در این مسابقات نشدهاند. اعضای این تیم از بین بازیکنان مهاجر افغانستان ساکن در کشورهای ایران، استرالیا و آلمان انتخاب شدهاند. در این دوره از بازیهای همبستگی، پنج تیم حضور دارند که بهصورت گروهی با هم رقابت میکنند. برنامهی ادامهی دیدارهای تیم ملی والیبال زنان افغانستان به شرح زیر است: افغانستان – تاجیکستان (۱۸ عقرب ۱۴۰۴) ساعت ۲:۳۰ بعد از چاشت به وقت کابل افغانستان – ایران (۲۰ عقرب ۱۴۰۴) ساعت ۱۱:۳۰ پیش از چاشت به وقت کابل افغانستان – آذربایجان (۲۱ عقرب ۱۴۰۴) ساعت ۲:۳۰ بعد از چاشت به وقت کابل تیم زنان افغانستان در این رقابتها زیر نظر محمد اسداللهی، مربی تیم ملی والیبال مردان بزرگسال کشور، حضور دارد و هدف اصلی آن تقویت روحیه، افزایش تجربه و تداوم حضور زنان افغان در میدانهای بینالمللی است. در ششمین دور رقابتهای همبستگی کشورهای اسلامی ریاض ۲۰۲۵ پنج تیم والیبال زنان از کشورهای ایران، افغانستان، ترکیه، آذربایجان و تاجیکستان اشتراک کردهاند.
مدینه از آن دسته آدمهایی بود که همیشه در حاشیهی زندگی دیگران نفس میکشند. نه آنقدر دیده میشوند که دل کسی برایشان بسوزد، و نه آنقدر ناپیدا که نبودشان به چشم بیاید. او مثل سایهای بیصدا، در میان آدمهایی زندگی میکرد که تنها به حضور همیشگیاش عادت کرده بودند، نه به خود او. خانهشان همیشه شلوغ بود؛ صدای بلند تلویزیون، بحثهای بیپایان پدر، غرغرهای خستهی مادر، و بیتفاوتی برادرانی که فقط یاد گرفته بودند از مدینه چیزی بخواهند. او در آن خانه بیشتر از همه کار میکرد، اما کمتر از همه دیده میشد. هر صبح، پیش از همه بیدار میشد. سحرگاه را دوست داشت؛ تنها زمانی بود که خانه آرام، بیصدا و خالی از قضاوت بود. چای دم میکرد، لباسها را جمع میکرد، آشپزخانه را مرتب میکرد، بعد میرفت سر کار — در یک شرکت کوچک، پشت میز حسابداری. در محل کار، آدمها گاهی با او مهربان بودند و گاهی نه؛ اما دستکم آنجا کسی از او انتظار نداشت مادر و خواهر و خدمتکار و فرشتهی نجات همه در یک نفر باشد. شبها که برمیگشت، چراغهای خانه هنوز روشن بود — نه بهخاطر اینکه کسی منتظرش بود، بلکه چون کاری ناتمام، وظیفهای بیصدا یا ظرفی نشسته همیشه باقی مانده بود... کاری که انگار فقط مدینه میتوانست انجامش دهد. پدرش مردی بود سختگیر و خشن؛ با صدایی همیشه بلند و نگاهی همواره سرزنشگر. انگار تمام عمرش را صرف کرده بود تا ثابت کند همیشه حق با اوست—حتی اگر لازم بود با کلماتش روح دخترش را خرد کند. وقتی مدینه گفت نمیخواهد ازدواج کند، فقط گفت: «تو زیادی خودسری. زن باید یه تکیهگاه داشته باشه.» و وقتی مدینه آرام پاسخ داد: «من میتونم تکیهگاه خودم باشم»، پدر فقط خندید؛ خندهای سنگین و تمسخرآمیز، مثل بسته شدن در آهنی بر آخرین روزنه امید. مادرش نه دشمن بود، نه پشتیبان—زنی که سکوت را آموخته بود تا کمتر درد بکشد. و همین سکوت، روزبهروز مدینه را به مرز فروپاشی میرساند. شبها، مدینه در آینه خیره میشد. چشم در چشم خودش، اما انگار غریبهای را میدید. در آن نگاه نه زندگی بود، نه امید—فقط خستگی… خستگی از نادیده گرفتهشدن. در دلش طوفانی از سؤال بود: «اگر من هر روز میجنگم، اگر همه بارها را به دوش میکشم، چرا باید هنوز احساس بیارزشی کنم؟ چرا حتی یک نفر نگفت ممنونم؟» و هیچ پاسخی نبود. فقط صدای نفسهای خودش، که در تاریکی اتاق گم میشد. شب بارانی بود، وقتی تصمیم گرفت همهچیز را تمام کند. آنقدر خسته بود که حتی گریه هم نکرد. فقط نشست، بطری قرصها را باز کرد و به دستهای لرزانش خیره شد. در ذهنش چهرهی پدر آمد، صدای مادر، خندهی بیرحم برادر. و بعد، سکوت. درست وقتی قرصها را به لب نزدیک کرد، تلفن زنگ زد. برادرش بود. با لحنی تند گفت: «چرا پول شارژ خانه را ندادی؟ تو همیشه همهچی را خراب میکنی.» تماس قطع شد، و مدینه ماند با دستهایی پُر از قرص و قلبی که دیگر حوصلهی تپیدن نداشت. قرصها را رها کرد. ریختند روی زمین، مثل تکههای امیدی که دیگر هیچ ارزشی نداشتند. صبح روز بعد، با چشمانی پفکرده، رفت سر کار. در مترو، مردم شاد، خسته و یا بیتفاوت کنار هم ایستاده بودند. مدینه به چهرهی شان نگاه میکرد و با خود فکر میکرد: «چند نفرشان هم مثل من فقط وانمود میکنند که زندهاند؟» در دفتر، کسی متوجه چیزی نشد. مثل همیشه لبخند زد. مثل همیشه گفت: «خوبم.» و هیچکس نپرسید که واقعاً خوب است یا نه. چند ماه بعد، مدینه تصمیم گرفت از آن خانه برود. دیگر نمیتوانست هر شب صدای تحقیر پدرش را تحمل کند. نمیتوانست با مادری زندگی کند که فقط میترسد. نمیتوانست خود را میان کسانی ببیند که فقط از او میخواهند و هیچگاه چیزی به او نمیدهند — حتی ذرهای آرامش. شروع کرد به جستوجوی خانه. اما در هر بنگاهی، همان جملههای تکراری را میشنید: «خانم، تنها زندگی میکنی؟ نه، متأسفیم، به خانم مجرد خانه نمیدهیم.» «باید پدرت یا شوهرت بیان برای امضا.» «دختر تنها دردسر است، نمیصرفد.» هر بار با لبخندی بیجان میگفت: «باشه، متوجه شدم.» و بیرون میآمد، با دلی که انگار هر بار تکهای از آن جا میماند. گاهی کنار خیابان میایستاد، به پنجرههای روشن آپارتمانها خیره میشد و در دلش میگفت: «چرا من نباید جایی برای خودم داشته باشم؟ فقط یک اتاق... یک سقف... جایی که هیچکس فریاد نزند.» در یکی از روزهای سرد زمستان، وقتی از آخرین بنگاه بیرون آمد، برف آرام میبارید. کف خیابان خیس بود و پاهایش از سرما بیحس. ایستاد، سرش را بالا گرفت و گذاشت دانههای برف روی صورتش بنشینند. و در آن لحظهی کوتاه، حس کرد هنوز زنده است. شاید هنوز بتواند ادامه دهد. شاید هنوز بتواند برای خودش — نه برای کسی دیگر — نفس بکشد. وقتی شب به خانه برگشت، پدرش طبق معمول غر زد که چرا دیر کرده. مادرش گفت: «آدم باید با خانوادهاش بماند، بیرون امنیت نداده.» و مدینه فقط گفت: «شاید امنیت نداشته باشم، ولی دستکم آرامش دارم.» پدرش فریاد زد: «توچی از آرامش میفهمی؟!» و او چیزی نگفت. فقط رفت به اتاقش، در را بست، و آهسته زیر لب گفت: «من بیشتر از هرکسی در این خانه، معنیِ بیآرامشی را میفهمم.» آن شب را تا صبح نخوابید. در دلش چیزی در حال سوختن بود، اما دیگر از دردش نمیترسید. درد برایش آشنا شده بود. با خودش گفت: «شاید هنوز نتوانم از اینجا بروم، شاید هنوز نتوانم خانهای پیدا کنم... ولی یک روز... یک روز از این دیوارها عبور میکنم — نه برای انتقام، برای آزادی.» صبح فردا، دوباره چای دم کرد، لباس پوشید، و مثل همیشه رفت سر کار. هیچکس نفهمید دختری که آرام از کنارشان گذشت، شب قبل تا مرز نابودی رفته بود. اما او میدانست — و همین دانستن، همین زنده ماندن، یعنی پیروزیِ کوچکی که فقط خودش قدرش را میدانست. و در دلش، بیصدا گفت: «من هنوز زندهام... و شاید همین، خودش یک معجزه باشه.» نویسنده: سارا کریمی
رسانههای آلمان درتازهترین مورد اعلام کردهاند که چهارمین گروه از شهروندان افغانستان دارای پذیرش وارد این کشور خواهند شد. رسانهها امروز (سهشنبه، ۱۴ عقرب) گزارش دادهاند که این پرواز از اسلامآباد پاکستان به مقصد میدان هوایی هانوفر انجام میشود و خانوادههایی را منتقل میکند که پیشتر از سوی حکومت آلمان اجازه ورود دریافت کردهاند. در گزارش آمده است که این چهارمین پرواز انتقال پناهجویان از زمان روی کار حکومت جدید در ماه می سال جاری است. همچنان هفته گذشته نیز ۱۴ شهروند افغانستانی وارد آلمان شدند. قابل ذکر است که پس از تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان در چهار سال پیش، دولت پیشین آلمان برای شماری از افراد در معرض خطر، از جمله کارمندان محلی، مدافعان حقوق بشر و خبرنگاران، برنامه پذیرش در خاک آلمان را روی دست گرفت. دولت کنونی آلمان به رهبری ائتلاف احزاب سهگانه، اعلام کرده است که قصد دارد این برنامههای داوطلبانه را تا حد امکان متوقف کند و در حال بررسی این موضوع است که آیا تعهدهای قبلی از نظر حقوقی الزامآور هستند یا نه. همچنین وزارت داخله آلمان گفته است که در حال حاضر نزدیک به ۱۹۰۰ شهروند افغانستانی در پاکستان منتظر تکمیل روند انتقال به آلمان اند. حکومت پاکستان تا پایان سال جاری میلادی به آلمان مهلت داده است تا پروندههای این افراد را نهایی کند. پیش از این، سه گروه از شهروندان افغانستانی مشمول این برنامه از مسیر پاکستان و از طریق استانبول به شهر هانوفر آلمان منتقل شده بودند.