برچسب: دختران

3 هفته قبل - 120 بازدید

حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین افغانستان نسبت به گزارش اخیر یونیسف درباره گسترش سوءتغذیه شدید در میان کودکان این کشور ابراز نگرانی کرده است. آقای کرزی امروز (چهارشنبه، ۲۴ سرطان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که فراهم شدن زمینه آموزش همگانی برای دختران و پسران، شرط اساسی کاهش این بحران و بهبود وضعیت در افغانستان است. اخیرا یونیسف هشدار داده است که لاغری شدید در میان کودکان در ۲۶ ولایت افغانستان گسترش یافته و ۳.۷ میلیون کودک زیر پنج سال در معرض خطر سوءتغذیه حاد قرار دارند. حامد کرزی خواستار توجه جدی نهادهای مسوول و سازمان‌های بین‌المللی به جلوگیری از گسترش سوءتغذیه و تامین سلامت کودکان در افغانستان شد. او در این یادداشت تاکید کرد که شرط اساسی مقابله با این بحران، فراهم شدن زمینه آموزش همگانی برای همه کودکان و جوانان و دختران است. آقای کرزی نوشت: «با رشد آگاهی همگانی و تربیت قوای بشری متخصص، جلو مشکلات ناشی از بی‌تعلیمی و بی‌سوادی گرفته شده، وضعیت اقتصادی کشور بهبود پیدا کرده و مشکلات و نیازمندی‌های جامعه بدون احتیاج به کمک خارجی حل شود.» این در حالی است که حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت در آگوست ۲۰۲۱ میلادی، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، تحصیل زنان در دانشگاه‌ها را منع و اشتغال آنان در بسیاری از نهادهای دولتی و غیردولتی را محدود یا ممنوع کرده‌ است. حامد کرزی در این مدت بارها خواستار بازگشایی مکاتب و دانشگاه‌ها به روی دختران و رفع محدودیت‌های آموزشی و کاری زنان شده و آموزش همگانی را برای آینده افغانستان ضروری دانسته است.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 157 بازدید

همزمان با ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، عبدالخالق صادق، معین تضمین کیفیت وزارت معارف مدعی شده است که پس از چهار دهه، بهترین زمینه‌ی آموزش و پیشرفت در افغانستان فراهم شده است. آقای صادق این اظهارات را در مراسم تقدیر از افراد برتر کانکور سال ۱۴۰۵ مطرح کرده و گفته است که حکومت فعلی با تأمین امنیت سراسری، «شرایط مناسب برای زندگی، آموزش و رشد» را برای شهروندان مهیا کرده‌اند. حکومت سرپرست نزدیک به پنج سال است که آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را ممنوع کرده‌اند و دروازه‌ی دانشگاه‌ها و انستیتوت‌های طبی را نیز به‌روی دختران بسته‌اند. براساس آمار سازمان ملل متحد، ممنوعیت آموزش و تحصیل دختران از سوی حکومت فعلی باعث شده است که بیش از ۲.۵ میلیون دختر در افغانستان از آموزش محروم شوند. سال گذشته یونیسف و یونسکو در گزارش مشترک درباره‌ی وضعیت آموزش در ‏افغانستان گفته‌ بودند که تغییرات قابل‌توجهی در برنامه‌ی درسی آموزش ابتدایی در ‏حال برنامه‌ریزی است. ‏ براساس این گزارش، طبق برنامه‌ی درسی اصلاح‌شده، ‏دروس اسلامی تقریبا نیمی از ساعات تدریس هفتگی را تشکیل خواهند داد و این ‏به معنای اختصاص زمان بیشتر به آموزش دینی است. یونیسف و یونسکو در گزارش مشترک درباره‌ی وضعیت آموزش و پرورش در ‏افغانستان، افت یادگیری در کشور را نگران‌کننده خوانده و گفته است که بیش از ‌‏۹۰ درصد از کودکان ۱۰ ساله نمی‌توانند یک متن ساده را بخوانند که این امر ‏یکی از شدیدترین بحران‌های یادگیری در جهان را برجسته می‌کند.‏ در گزارش این دو نهاد وابسته به سازمان ملل متحد که به‌تازگی نشر شده، آمده است که نظام آموزشی ‏افغانستان با چالش‌های بی‌سابقه‌ای روبرو است.‏

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 99 بازدید

سازمان حقوق‌بشر فمنا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ممنوعیت آموزش دختران، بخشی از بیش از ۱۳۰ فرمان است که تقریباً همه جنبه‌های زندگی دختران و زنان را محدود کرده است. فمنا در واکنش به اعلام نتایج کانکور ۱۴۰۵، گفته است که افغانستان تنها کشوری در جهان است که آموزش متوسط و عالی برای دختران و زنان در آن به طور کامل ممنوع است. این نهاد در ادامه تاکید کرده است که در سال روان ۱۲۰ هزار داوطلب در آزمون سراسری ورود به دانشگاه شرکت داشتند؛ اما برای چهارمین سال پی‌هم، دختران و زنان از شرکت در این آزمون محروم شدند. بر اساس آمار یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد، با ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران در افغانستان بیش از دو میلیون و ۲۰۰ هزار دختر از آموزش باز مانده‌اند. همچنین حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 141 بازدید

همزمان با یک ‌هزار و ۷۵۶مین روز بسته‌ماندن مکتب‌های بالاتر از صنف ششم به روی دختران، دید‌بان حقوق افغانستان با انتقاد از ادامه‌ی این وضعیت، تاکید کرد که هر دختر حق آموزش دارد و نباید از این حق محروم شود. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود از جامعه‌ی جهانی، سازمان‌های بین‌المللی و نهادهای حقوق‌بشری خواست تا در کنار زنان و دختران افغانستانی بایستند. وی در ادامه تاکید کرده است که هر دختری شایسته‌ی آزادی برای آموختن و برخورداری از فرصت ساختن آینده‌ی خود است و هیچ فرد یا حاکمیتی نباید این حق را از او سلب کند. همچنین دید‌بان حقوق افغانستان افزوده است که با وجود ادامه‌ی ممنوعیت آموزش دختران در نزدیک به پنج سال گذشته، بسیاری از دختران همچنان به بازگشت به مکتب و دنبال‌کردن رویاها و هدف‌های خود امیدوار هستند. در حالی دیدبان حقوق افغانستان خواستار بازگشایی مکاتب می‌شود که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.  

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 92 بازدید

فدراسیون بین‌المللی مدافعین حقوق بشر در تبعید، از سازمان ملل متحد و نهادهای وابسته به آن، خواسته است که حق آموزش دختران افغانستان را در اولویت تعامل دیپلماتیک خود با حکومت سرپرست قرار دهند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای در واکنش به اعلام نتایج کانکور ۱۴۰۵ افغانستان، از سازمان ملل متحد و نهادهای مدافع حقوق بشر خواسته است که برای پایان‌دادن به محرومیت ساختارمند دختران و زنان از آموزش در افغانستان، اقدام‌های هم‌آهنگ، مؤثر و نتیجه‌بخش را روی دست بگیرند. در اعلامیه آمده است که از برنامه‌های آموزشی جاگزین، بورسیه‌های تحصیلی و فرصت‌های آموزشی را از راه دور برای دختران افغانستان، باید حمایت شده و گسترش یابند. همچنین فدراسیون بین‌المللی مدافعین حقوق بشر در تبعید، از سازمان ملل متحد و نهادهای مدافع حقوق بشر خواسته است که از مدافعان حقوق بشر، آموزگاران، استادان دانشگاه، خبرنگاران و فعالان حقوق زنان که به دلیل فعالیت‌های مسالمت‌آمیز خود در معرض خطر قرار دارند، باید به شکل مؤثر حمایت کنند. این نهاد خواستار پی‌گیری دوام‌دار موضوع تبعیض جنسیتی و نقض گسترده‌ی حقوق آموزش دختران افغانستان در همه سازوکارهای بین‌المللی شده است. فدراسیون بین‌المللی مدافعین حقوق بشر در تبعید، از حکومت فعلی نیز خواسته است که همه محدودیت‌های اعمال‌شده بر آموزش دختران و زنان را بدون قیدوشرط لغو کرده و زمینه‌ی دست‌رسی برابر همه شهروندان به آموزش در همه سطوح را فراهم سازند. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 161 بازدید

گاهی با خودم فکر می‌کنم اگر آن روز آخر، وقتی از دروازه مکتب بیرون می‌آمدم، کسی به من می‌گفت که دیگر هیچ‌گاه به صنف درس بازنخواهم گشت، شاید چند دقیقه بیشتر در حیاط مکتب می‌ایستادم. شاید دیوارهای رنگ‌ورورفته، صدای خنده هم‌صنفی‌هایم و تخته سیاهی را که هر روز روبه‌رویش می‌نشستم، با دقت بیشتری نگاه می‌کردم. شاید کتاب‌هایم را محکم‌تر در آغوش می‌گرفتم و نمی‌گذاشتم آن روز به این زودی تمام شود. اما آن روز، مانند همه روزهای دیگر، با خیال این‌که فردا دوباره به مکتب برمی‌گردم، به خانه رفتم. هیچ‌کس به من نگفته بود که کودکی‌ام همان عصر، بی‌سروصدا از زندگی‌ام خداحافظی خواهد کرد. پدرم سال‌ها بود که زیر بار قرض زندگی می‌کرد. درآمد اندک او حتی برای تأمین نیازهای ابتدایی خانواده کافی نبود. چند سال خشکسالی، بیکاری و بیماری، زندگی ما را روزبه‌روز دشوارتر کرده بود. هر بار که طلبکار به خانه می‌آمد، سکوت سنگینی فضای خانه را فرا می‌گرفت. مادرم سرش را پایین می‌انداخت، خواهرهایم به اتاق دیگری می‌رفتند و من از پشت پرده به چهره مردی نگاه می‌کردم که با صدای بلند پولش را می‌خواست. آن روزها نمی‌دانستم که روزی خودم بخشی از همان بدهی خواهم شد. چند هفته بعد، پدرم مرا کنار خود نشاند. دست‌هایش می‌لرزید و نگاهش را از چشمانم می‌دزدید. گفت دیگر راهی برای پرداخت قرض باقی نمانده و خانواده در شرایط سختی قرار گرفته است. چند لحظه سکوت کرد، سپس آهسته گفت که باید با همان مرد ازدواج کنم؛ مردی که حدود سی سال داشت و دو برابر سن من بود. در آن لحظه احساس کردم همه صداهای اطرافم خاموش شده‌اند. فقط حرکت لب‌های پدرم را می‌دیدم، اما دیگر چیزی نمی‌شنیدم. پانزده سال بیشتر نداشتم. هنوز رؤیای معلم شدن را در سر داشتم و دفترچه‌ای داشتم که روی جلدش نوشته بودم: «آینده من». اما آینده‌ای که دیگران برایم تصمیم گرفته بودند، هیچ شباهتی به رؤیاهایم نداشت. هیچ‌کس از من نپرسید که آیا این ازدواج را می‌خواهم یا نه. فقط گفتند دختر باید به تصمیم خانواده احترام بگذارد. مادرم تمام شب گریه کرد، اما او هم توان ایستادگی در برابر این تصمیم را نداشت. صبح روز عروسی، وقتی لباس سفید را بر تنم کردند، احساس نمی‌کردم عروس هستم. احساس می‌کردم کودکی را با لباسی بزرگ‌تر از اندازه‌اش به جایی می‌برند که هیچ شناختی از آن ندارد. از همان روزهای نخست فهمیدم که خانه شوهرم برای من خانه نخواهد بود. او همیشه می‌گفت مرا در برابر بدهی پدرم گرفته است و باید بدون اعتراض هرچه می‌گوید انجام دهم. اگر غذا دیر آماده می‌شد، اگر چای مطابق میلش نبود یا اگر از خستگی چند دقیقه می‌نشستم، با فریاد و تحقیر روبه‌رو می‌شدم. مادرشوهرم نیز تقریباً هر روز مرا سرزنش می‌کرد و می‌گفت دختری که با قرض به این خانه آمده، نباید انتظار احترام داشته باشد. روزهایم شبیه هم شده بود. پیش از طلوع آفتاب بیدار می‌شدم، آب می‌آوردم، خانه را جارو می‌کردم، لباس می‌شستم، غذا می‌پختم و تا نیمه‌های شب کار می‌کردم. فرصتی برای استراحت یا حتی فکر کردن به خودم نداشتم. گاهی از شدت خستگی روی فرش می‌نشستم، اما هنوز چند دقیقه نمی‌گذشت که صدای تند مادرشوهرم بلند می‌شد و دوباره باید سرپا می‌ایستادم. بیشتر از همه، دلم برای مکتب تنگ می‌شد. هر وقت صدای زنگ مکتب محله را می‌شنیدم، ناخودآگاه به سوی پنجره می‌رفتم و دخترانی را نگاه می‌کردم که با لباس‌های مکتب از کنار خانه عبور می‌کردند. بعضی از آن‌ها هم‌سن من بودند. با خودم فکر می‌کردم اگر زندگی طور دیگری پیش می‌رفت، شاید حالا من هم در میان آن‌ها بودم؛ شاید برای امتحان آماده می‌شدم، شاید با دوستانم درباره آینده حرف می‌زدم یا شاید رؤیای دانشگاه را دنبال می‌کردم. اما اکنون تنها چیزی که از آن روزها برایم باقی مانده بود، چند کتاب قدیمی بود که در خانه پدرم جا مانده بودند. در این سه سال، رفت‌وآمدم تقریباً از بین رفت. اجازه نداشتم به خانه پدرم بروم. اگر مادرم می‌خواست مرا ببیند، باید اجازه می‌گرفت؛ اجازه‌ای که بیشتر وقت‌ها داده نمی‌شد. دوستانم نیز کم‌کم از من دور شدند، چون می‌دانستند حتی اگر بیایند، اجازه دیدنم را نخواهند داشت. احساس می‌کردم آرام‌آرام از دنیا حذف شده‌ام؛ انگار دیگر کسی مرا نمی‌بیند. هر بار که به پدرم فکر می‌کنم، احساسات متناقضی در وجودم شکل می‌گیرد. می‌دانم او هم قربانی فقر و درماندگی بود، اما نمی‌توانم فراموش کنم که زندگی من بدون رضایت خودم تغییر کرد. بارها از خودم پرسیده‌ام: آیا واقعاً هیچ راه دیگری وجود نداشت؟ آیا ارزش یک دختر می‌تواند به اندازه بدهی یک مرد تعیین شود؟ سه ماه پیش، پس از یکی از روزهای بسیار سخت که ساعت‌ها با خشونت، توهین و تحقیر روبه‌رو شده بودم، به جایی رسیدم که احساس کردم دیگر هیچ امیدی باقی نمانده است. تصور می‌کردم تمام راه‌ها به رویم بسته شده و هیچ‌کس صدایم را نمی‌شنود. اما زنده ماندم. وقتی دوباره به هوش آمدم، انتظار داشتم کسی از رنجی که کشیده بودم بپرسد، اما بیشتر از آن‌که همدلی ببینم، سرزنش شنیدم. چند روز بعد، دوباره به همان خانه‌ای بازگردانده شدم که سرچشمه بسیاری از دردهایم بود. از آن زمان، زندگی‌ام محدودتر از گذشته شده است. تقریباً همیشه زیر نظر هستم. اجازه ندارم به خانه پدرم بروم، دوستانم را ببینم یا حتی برای چند دقیقه بدون همراه از خانه بیرون شوم. بیشتر روزها از پشت پنجره به کوچه نگاه می‌کنم؛ همان کوچه‌ای که برای دیگران فقط راه عبور است، اما برای من مرزی میان زندانی که در آن زندگی می‌کنم و دنیایی است که سال‌هاست از آن دور مانده‌ام. گاهی شب‌ها، وقتی همه خواب هستند، در سکوت با خودم حرف می‌زنم. از خودم می‌پرسم اگر هنوز مکتب می‌رفتم، امروز در کدام صنف بودم؟ شاید برای امتحان کانکور آماده می‌شدم، شاید رؤیای دانشگاه داشتم یا شاید روزی شغلی پیدا می‌کردم و به خانواده‌ام کمک می‌کردم. این فکرها هم مرا غمگین می‌کنند و هم یادم می‌آورند که هنوز بخشی از وجودم زنده است؛ بخشی که نمی‌خواهد امید را کاملاً از دست بدهد. امروز سه سال از آن ازدواج اجباری می‌گذرد. دیگر آن دختر پانزده‌ساله‌ای نیستم که با کیف مکتب در کوچه می‌دوید، اما هنوز در دل آرزو دارم روزی دوباره آزادانه نفس بکشم، خانواده‌ام را ببینم، کتابی را ورق بزنم و احساس کنم که زندگی فقط تحمل درد نیست. شاید آن روز دیر برسد، اما همین امید کوچک است که هر صبح مرا از خواب بیدار می‌کند. هنوز باور دارم هیچ دختری نباید به خاطر فقر، قرض یا تصمیم دیگران، از حق آموزش، امنیت و انتخاب آینده‌اش محروم شود. آرزو دارم روزی برسد که دختران افغانستان بتوانند بدون ترس درس بخوانند، آزادانه رفت‌وآمد کنند و زندگی‌شان را خودشان انتخاب کنند؛ روزی که هیچ پدری مجبور نشود دخترش را بهای پرداخت بدهی بداند و هیچ دختری احساس نکند ارزشش کمتر از آرزوهایی است که در دل دارد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 124 بازدید

جنبش فریاد زنان افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که کانکور بدون حضور دختران، نمی‌تواند بازتاب‌دهنده‌ی عدالت آموزشی و برابری فرصت‌ها باشد. این جنبش امروز (پنج‌شنبه، ۱۸ سرطان) با نشر اعلامیه‌ای در واکنش به اعلام نتایج کانکور ۱۴۰۵ در افغانستان، گفته است که دوام ممنوعیت حق آموزش و تحصیل دختران، نقض آشکار حق آموزش و تشدید تبعیض ساختاری در برابر دختران و زنان است. در اعلامیه آمده است که محروم‌کردن دختران از آموزش، تنها سلب یک  حق فردی نیست؛ بلکه ضربه‌ای سنگین بر رشد علمی، اجتماعی و اقتصادی افغانستان است؛ زیرا جامعه‌ای که زنان آن از آموزش باز بمانند، از بخش بزرگی از توانایی، استعداد و ظرفیت انسانی خود محروم می‌ماند. جنبش فریاد زنان افغانستان در ادامه از نهادهای بین‌المللی، سازمان‌های مدافع حقوق بشر و دولت‌ها، خواسته است که برای پایان‌دادن به محرومیت آموزشی دختران در افغانستان، اقدام‌های مسئولان و مؤثر را روی دست بگیرند و اجازه‌ ندهند که این بحران ادامه یابد. همچنین این جنبش افزوده است که دسترسی برابر به آموزش، از بنیادی‌ترین حقوق هر انسان است و تحقق عدالت و توسعه‌ی پایدار، بدون تضمین این حق امکان‌پذیر نخواهد بود. در حالی این جنبش خواهان آموزش برابر می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 92 بازدید

حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین افغانستان، با ابراز تاسف از محرومیت دختران از آزمون کانکور، خواستار بازگشایی مکتب‌ها و دانشگاه‌ها به روی آنان شده است. آقای کرزی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که پیشرفت کشور به دانش و تخصص دختران و پسران وابسته است. او بر اهمیت آموزش همگانی تاکید کرده و گفته است که دختران نیز هرچه زودتر باید فرصت ادامه‌ی آموزش و تحصیل را به دست آورند تا بتوانند در کنار پسران در توسعه و پیشرفت کشور نقش ایفا کنند. همچنین وی به پذیرفته‌شدگان و راه‌یافته‌های آزمون کانکور امسال به موسسه‌های تحصیلات عالی تبریک گفته و برای آنان آرزوی موفقیت کرده است. کرزی از این جوانان خواسته است که با فراگیری دانش و دست‌یابی به مراحل عالی علمی، در آینده در خدمت آبادانی افغانستان باشند. این در حالی‌ است که دختران از ماه سنبله ۱۴۰۰ از آموزش بالاتر از صنف ششم محروم شده‌اند و از اواخر سال ۱۴۰۱ نیز اجازه ورود به دانشگاه‌ها را از دست داده‌اند. به همین دلیل، آزمون کانکور ۱۴۰۵ نیز برای چهارمین سال پیاپی بدون حضور دختران برگزار شد و تنها داوطلبان پسر اجازه‌ی شرکت در این آزمون را داشتند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 151 بازدید

شورای پناهندگان ناروی اعلام کرده است که با حمایت اداره‌ی حفاظت مدنی و کمک‌های بشردوستانه‌ی اتحادیه‌ی اروپا، یک‌هزار و ۶۱۴ دانش‌آموز، از جمله ۸۹۷ دختر، در مناطق دورافتاده‌ی ولایت‌های هرات و بادغیس از فرصت‌های آموزشی برخوردار شده‌اند. این شورا با نشر پیامی گفته است که صنف درسی تنها مکانی برای آموزش نیست، بلکه فضایی است که دانش‌آموزان در آن رشد می‌کنند، اعتماد‌به‌نفس به دست می‌آورند و مهربانی و همدلی را در خود پرورش می‌دهند. شورای پناهندگان ناروی درباره‌ی نوع برنامه‌های آموزشی یا سطح صنف‌های تحت پوشش این پروژه، جزییات بیش‌تری ارائه نکرده است. این حمایت در حالی صورت می‌گیرد که دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان برای پنجمین سال پیاپی از آموزش متوسطه و دانشگاهی محروم‌اند و محدودیت‌ها دسترسی میلیون‌ها دختر به آموزش را به‌شدت محدود کرده است. در چنین شرایطی، برنامه‌های آموزشی در سطح ابتدایی و در مناطق دورافتاده، همچنان یکی از معدود فرصت‌های آموزشی برای بسیاری از کودکان، به‌ویژه دختران، به شمار می‌رود. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 134 بازدید

اداره‌ی ملی امتحانات، نتایج آزمون کانکور سال ۱۴۰۵ را که برای چهارمین سال متوالی بدون حضور دختران برگزار شده بود، امروز (دوشنبه، ۱۵ سرطان) اعلام کرد. این اداره با نشر اعلامیه‌ای گفته است که راشد، فرزند پهلوان از ولایت پروان با کسب ۳۶۰ نمره، اول‌نمره عمومی شده و به دانشکده‌ی طب عمومی دانشگاه طبی کابل راه یافته است. عبدالباقی حقانی، رییس اداره‌ی ملی امتحانات می‌گوید که راشد اولین نفر است که ۳۶۰ نمره در آزمون کانکور کسب کرده است. براساس اعلام اداره‌ی ملی امتحانات، انعام‌الله فرزند شیرزمان از ولایت کنر با کسب ۳۵۸.۰۹۳۷ نمره، دوم‌نمره عمومی شده و به دانشکده‌ی طب عمومی دانشگاه کابل راه یافته است. به همین ترتیب، عبدالهادی فرزند عبدالرحمان از ولایت پکتیا با کسب ۳۵۶.۹۶۷۹۱ نمره، سوم‌نمره عمومی شده است و به دانشکده‌ی طب عمومی دانشگاه طب کابل راه یافته است. همچنین محمدایمن فرزند محمدبشیر از ولایت پکتیا نیز با کسب ۳۵۶.۹۶۷۹۰ نمره، چهارم‌نمره عمومی شده و بسم‌الله‌جان فرزند محمدعمر از ولایت میدان وردک با کسب ۳۵۶.۸۵۷۹ نمره، پنجم‌نمره عمومی شده است. در اعلامیه آمده است که این دو نفر نیز به دانشکده‌ی طب عمومی دانشگاه طب کابل راه یافته‌اند. مراسم اعلام نتایج آزمون کانکور با حضور عبدالسلام حنفی، معاون اداری نخست‌وزیر حکومت سرپرست برگزار شد. آقای حنفی در سخنرانی خود گفت که در کانکور امسال ۱۱۷ هزار داوطلب از مکاتب و مدارس کشور شرکت کرده بودند. او مدعی شد که تمام مراحل این آزمون به‌صورت منظم و شفاف سپری شده است. این در حالی است که حکومت فعلی پس از تسلط دوباره بر افغانستان، تنها یک سال به دختران اجازه‌ی شرکت در آزمون سراسری کانکور را دادند و پس از آن شرکت آنان در این آزمون را ممنوع کردند. پیش از تسلط حکومت فعلی بر افغانستان و ممنوعیت آموزش دختران، برای سه سال متوالی دختران اول‌نمره عمومی کانکور شده بودند.

ادامه مطلب