برچسب: آموزش

7 ماه قبل - 326 بازدید

یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان اعلام کرده است که مشارکت معنادار زنان در تمام عرصه‌های زندگی عمومی، به‌شمول گفتگوهای سیاسی و پاسخ به مسائل بشری، برای ثبات، شکوفایی و مشروعیت افغانستان در صحنه‌ی جهانی مهم است. یوناما این اظهارات را در اعلامیه‌ای به‌مناسبت بیست‌وپنجمین سالگرد تصویب «قطع‌نامه‌ی ۱۳۲۵» شورای امنیت سازمان ملل در مورد صلح، امنیت و زنان مطرح کرده و از حکومت سرپرست خواسته است که تعهدات افغانستان در قوانین بین‌المللی را رعایت کنند و مشارکت کامل زنان در بخش‌های همگانی، سیاسی و اقتصادی را بازگردانند. جورجت گانیون، معاون سیاسی و سرپرست یوناما برای افغانستان تاکید کرده است: «در افغانستان، اصول قطع‌نامه‌ی ۱۳۲۵ بیشتر از هر زمانی مرتبط باقی مانده است. زنان و دختران این کشور از دیرزمانی در برابر ناملایمات شدید از خود استقامت، رهبری و شهامت فوق‌العاده‌ای به نمایش گذاشته‌اند.» وی در ادامه تاکید کرده است: «زنان و دختران پیوسته بار تأثیرات نامناسب منازعات و همچنان محرومیت و فرسایش حقوق بنیادی خویش را به دوش می‌کشند.» خانم گانیون می‌گوید: «علی‌رغم این چالش‌ها، میلیون‌ها زن و دختر افغانستان به تلاش‌های خود برای فراهم‌آوری منابع مالی برای خانواده‌های‌شان، رهبری محلات، عرضه‌ی کمک‌های بشری، آموزش کودکان و میانجی‌گری در حل کشمکش‌های محلی پرداخته و امید برای آینده‌ی بهتر را در خانواده‌ها، محلات و کشور خویش زنده نگه داشته‌اند.» قابل ذکر است که حکومت فعلی از زمان بازگشت به قدرت در افغانستان، محدودیت‌های گسترده‌ای بر حضور و فعالیت زنان در اجتماع وضع کرده است. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 407 بازدید

رسانه‌ها گزارش داده‌اند که تیم رباتیک دختران افغانستان در رقابت‌های «First Global» که در پاناما برگزار شده است، شرکت کردند. مسوولان تیم امروز (شنبه، ۱۰ عقرب) گفته‌اند که این تیم از دختران نوجوان تشکیل شده است. در ادامه آمده است که این دختران از سه کشور گردهم آمده‌اند تا در این رقابت‌ها شرکت کنند. مسوولان تیم رباتیک دختران افغانستان تصریح کردند که با وجود چالش‌های موجود، توانسته‌اند در این رقابت‌ها حضور یابند. این در حالی است که تیم رباتیک دختران افغانستان در دوره گذشته این رقابت‌ها موفق به کسب مدال نقره شده بود. در حالی تیم رباتیک دختران افغانستان در رقابت‌های فرست گلوبل شرکت می‌کنند که حکومت سرپرست از زمان تسلط دوباره بر افغانستان، دختران بالاتر از صنف ششم را از رفتن به مکتب منع و دروازه‌‌های دانشگاه‌ها را نیز به روی دانشجویان دختر مسدود کرده‌اند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 270 بازدید

من زهرا هستم، شانزده سال دارم، اما احساس می‌کنم عمرم از غصه و دلتنگی، خیلی بیشتر گذشته است. گاهی که در آینه نگاه می‌کنم، چشم‌هایم را نمی‌شناسم. دیگر از آن برق امید روزهای کودکی خبری نیست؛ فقط خستگی‌ست، سکوت و اندوهی که در دلم جا خوش کرده. یادم می‌آید وقتی در ایران بودیم، چقدر عاشق مکتب رفتن بودم. هر صبح زود، پیش از طلوع آفتاب، مادرم بیدارم می‌کرد. صدای اذان از دور شنیده می‌شد و من با شوق، لباس مکتبم را می‌پوشیدم. کفش‌هایم همیشه برق می‌زد، و در چشمانم رؤیای داکتر شدن موج می‌زد. راه تا مکتب طولانی بود، اما با هر قدم، احساس می‌کردم به آینده نزدیک‌تر می‌شوم. در آنجا، کسی نمی‌پرسید «دختر هستی یا پسر؟»؛ فقط می‌پرسیدند: «چه می‌خواهی یاد بگیری؟» من عاشق ریاضی بودم؛ عاشق اعداد و معماهایش. وقتی معلم مسئله‌ای روی تخته می‌نوشت، حس می‌کردم وارد دنیایی از منطق و زیبایی شده‌ام. گاهی با دوستم مهتاب زیر درخت چنار حیاط مکتب می‌نشستیم و از آینده حرف می‌زدیم.  او می‌خواست معلم شود، من داکتر. باورمان این بود که هیچ‌چیز نمی‌تواند مانع ما شود. اما تقدیر... تقدیر همیشه بی‌رحم‌تر از آن است که خیال می‌کنی. وقتی پدرم گفت باید به افغانستان برگردیم، اشک در چشمان مادرم جمع شد. من نمی‌فهمیدم چرا. فقط خوشحال بودم که دوباره وطنم را می‌بینم؛ همان خاکی که در قصه‌های مادرم زیبا بود، با کوه‌های بلند، دشت‌های پرگل، و آدم‌های مهربان. اما وقتی رسیدیم، همه‌چیز فرق داشت. شهر آرام بود، اما در چهره‌ی مردم غمی سنگین نشسته بود.  زن‌ها در کوچه کمتر دیده می‌شدند.  دختران با چادرهای تیره و نگاه‌های خاموش از کنارم می‌گذشتند... چند روز بعد، با خوشحالی به مکتب رفتم تا ثبت‌نام کنم.  نگهبان دروازه جلویم را گرفت و گفت:  «دختر جان، بعد از صنف ششم دیگر اجازه نداری بیایی.» فکر کردم شوخی می‌کند. خندیدم و گفتم:  «ولی من صنف نهم هستم، کارنامه‌ام را هم دارم!» او فقط سرش را پایین انداخت و آرام گفت:  «قانون است... دخترها نمی‌توانند.» در آن لحظه، دنیا دور سرم چرخید. دلم فرو ریخت، انگار تمام امیدهایم را یک‌جا از من گرفتند. در راه برگشت، کتاب‌هایم را محکم در آغوش گرفته بودم، اما اشک‌ها بی‌اجازه می‌آمدند. مردم در کوچه‌ها می‌رفتند و می‌آمدند، ولی من فقط به آن دروازه‌ی بسته فکر می‌کردم؛ دروازه‌ای که میان من و آینده‌ام دیوار کشید. از آن روز به بعد، هر صبح که صدای زنگ مکتب همسایه را می‌شنوم، دلم می‌سوزد.  بچه‌ها با کیف‌های رنگی از کنار خانه‌مان می‌گذرند،  و من، از پشت پنجره، نگاه‌شان می‌کنم. دلم می‌خواهد با آن‌ها بروم. دلم می‌خواهد دوباره روی چوکی مکتب بنشینم، تخته سفید را ببینم،  و صدای معلمم را بشنوم. اما حالا، روزهایم بی‌رنگ است و شب‌هایم بی‌خواب... گاهی کتاب‌هایم را باز می‌کنم.  بوی کاغذشان مرا به روزهای ایران می‌برد.  کنار بعضی صفحه‌ها یادداشت‌هایی نوشته‌ام:  «امید یعنی ادامه دادن، حتی وقتی سخت است.»  اما حالا... دیگر معنای امید را فراموش کرده‌ام. مادرم می‌گوید: — «زهرا جان، غم نخور، شاید دوباره اجازه بدهند.» اما در صدایش هم دیگر امیدی نیست. او خودش هر روز با دلی شکسته، ساکت و خسته، به کارهای خانه مشغول است. گاهی می‌بینم پنهانی گریه می‌کند. می‌گوید از دیدن افسردگی من، دلش درد می‌گیرد. من حالا بیشتر وقت‌ها ساکتم. دوستانم در ایران گاهی برایم پیام می‌فرستند. یکی‌شان نوشته بود: «زهرا، ما حالا در صنف یازدهم هستیم. سال آینده کنکور داریم. تو چطور؟» و من... نتوانستم جوابی بدهم. فقط گوشی را خاموش کردم و تا صبح گریستم... دلم تنگ است... برای بوی گچ تخته، برای صدای زنگ تفریح، برای خنده‌های مهتاب، برای لحظه‌ای که معلمم دستم را گرفت و گفت: «تو استعداد داری، هیچ‌وقت از درس دست نکش.» اما حالا، درس برای من تنها خاطره‌ای دور است. هر شب که به آسمان نگاه می‌کنم، در دل به ستاره‌ها می‌گویم: «آیا روزی دوباره به مکتب برمی‌گردم؟» ستاره‌ها سکوت می‌کنند؛ شاید آن‌ها هم جوابی ندارند. افسردگی مثل سایه‌ای آرام و بی‌صدا، بر زندگی‌ام افتاده. صبح که بیدار می‌شوم، انگیزه‌ای برای بلند شدن ندارم. انگار زمان متوقف شده، و من در قفس روزهای تکراری گیر کرده‌ام. پدرم می‌گوید: «دخترم، زندگی همین است.» اما من می‌دانم زندگی این نیست. زندگی یعنی یاد گرفتن، رشد کردن، رؤیا دیدن... و من هنوز رؤیا دارم. من نمی‌خواهم خاموش شوم. نمی‌خواهم آینده‌ام را پشت دیوار جهل دفن کنم. ما دختران این سرزمین، تنها علم می‌خواهیم، نه چیز دیگر. ما دشمن نیستیم؛ ما فقط می‌خواهیم بیاموزیم، رشد کنیم و وطن‌مان را آباد بسازیم. امشب، در گوشه‌ی اتاق، دفتر قدیمی‌ام را ورق می‌زنم. در آخرین صفحه می‌نویسم: «من زهرا هستم، دختری با آرزوی مکتب رفتن. حالا، پشت دیوارهای بلند خاموشی، هر روز ذره‌ذره از درون می‌میرم. اما هنوز امید دارم — امیدی کوچک، مثل شمعی در باد. از حکومت سرپرست افغانستان خواهش می‌کنم: دروازه‌های مکتب را به روی دختران باز کنید. بگذارید ما هم بیاموزیم، بگذارید ما هم نفس بکشیم. خاموشی ما، خاموشی آینده‌ی افغانستان است.» و بعد، دفتر را می‌بندم. اشک‌ها آرام می‌ریزند، اما در دلم، هنوز آن شمع کوچک می‌سوزد — شمعی به نام دانش. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 217 بازدید

یوناما یا دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان اعلام کرده است که حکومت سرپرست در اواخر ماه آگوست سال جاری در برخی از ولایت‌ها، مدرسه‌های دینی را نیز به‌روی دختران بسته‌اند. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که حکومت فعلی در ماه‌ آگوست سال جاری میلادی، سه مدرسه‌ی دینی را در کابل به‌دلایل «نقض قوانین حجاب، تدریس مضمون‌های مکتب و پذیرش دختران بالاتر از صنف ششم» بستند. در گزارش آمده است که مسوولان حکومتی در اواخر ماه آگوست در پکتیکا و بدخشان نیز از «جذب دختران بالاتر از ۱۰ و ۱۳ سال در مدرسه‌های دینی» خودداری کرده‌اند. یوناما در ادامه تاکید کرده است که طی سه ماه تهیه این گزارش، دست‌کم ۴۵۶ مورد دست‌گیری و بازداشت و ۴۴ مورد بدرفتاری با زنان و مردان در افغانستان توسط نیروهای امر به معروف و نهی از منکر حکومت فعلی را مستند کرده است. طبق گزارش دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد، این افراد به‌دلایل «اصلاح ریش و مو به سبک غربی، نواختن و گوش دادن به موسیقی و رعایت نکردن حجاب» توسط نیروهای امر به معروف بازداشت و با آن‌ها بدرفتاری شده‌اند. این‌ نهاد در گزارش خود آورده که مسوولان دولتی طی ماه‌های جولای، آگوست و سپتامبر سال جاری میلادی، ۲۶۳ تن به‌شمول ۲۰۹ مرد و ۵۴ زن را در شماری‌ از ولایت‌ها در ملاءعام شلاق زده است. باید گفت که حکومت فعلی در بیش از چهار سال گذشته بیش از ۸۰  فرمان به هدف محدودکردن زنان و دختران صادر کرده است. همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 288 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد اعلام کرده است که گزارش‌ها نشان می‌دهد که در نتیجه‌ی سیاست‌های سخت‌گیرانه‌ی حکومت سرپرست در برابر زنان و دختران در بیش از چهار سال گذشته، افغانستان دومین شکاف جنسیتی بزرگ جهان را دارد. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که افغانستان ۷۶ درصد اختلاف میان زنان و مردان در حوزه‌های بهداشت، آموزش، شمول مالی و مشارکت در تصمیم‌گیری را دارد و این کشور یکی از بدترین بحران‌های حقوق بشری را تجربه می‌کند. یافته‌های بخش زنان سازمان ملل متحد، نشان می‌دهد که از هر 10 زن در افغانستان هشت نفر آنان از آموزش، کار و مهارت‌آموزی محروم اند؛ آماری که تقریبا چهار برابر مردان است. بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه هشدار داده است که اگر همه‌ی جمعیت افغانستان توان‌مند ساخته نشود، روند توسعه در این کشور هم‌چنان به سقوط ادامه خواهد داد. پیش از این نیز، ملل متحد هشدار داده بود که محدودیت‌های وضع‌شده بر زنان و دختران پس از حاکمیت حکومت سرپرست، دست‌آوردهای در زمینه‌ی برابری جنسیتی را از بین برده است. بر اساس داده‌های سازمان ملل، حکومت فعلی در بیش از چهار سال گذشته بیش از 80 فرمان به هدف محدودکردن زنان و دختران صادر کرده است. همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 259 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد (UN Women) اعلام کرده که پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، از هر ده زن هشت تن از آموزش و اشتغال محروم شده‌اند. این سازمان با نشر گزارش شاخص جنسیتی افغانستان ۲۰۲۴ میلادی گفته است که حکومت فعلی با اعمال فرامین و محدودیت‌های پی‌درپی، ساختارهاى حمايتى از حقوق زنان و دختران را از هم پاشانده و آزادی‌های اساسى آنان را مورد هدف قرار داده‌اند. بخش زنان سازمان ملل متحد در بخشی از گزارشش بخش‌های «زندگی و سلامت، آموزش و مهارت‌آموزی، اشتغال و مشارکت مالی، مشارکت در تصمیم‌گیری و آزادی از خشونت» را بررسی کرده است. این نهاد در ادامه تاکید کرده است که علاوه بر محدودیت‌های دیگر علیه زنان و دختران در افغانستان، نشر قانون امر به معروف و منع شموليت آن‌ها در انستیتوت‌های طبى، «تاثيرات چشم‌گيرى بر وضعيت زنان و در کل روى برابرى جنسيتى در كشور به‌جا گذاشته است.» بخش زنان سازمان ملل در ادامه افزوده است که طبق داده‌هاى سازمان جهانى صحت در سال ۲۰۲۴ میلادی، ميزان اميد به زندگی در افغانستان ۸۴.۱ درصد برای زنان و ۸۶.۴ درصد براى مردان بوده است. این نهاد در ادامه با اشاره به وضع محدوديت‌ها علیه آموزش دختران بالاتر از صنف ششم در مکاتب، گفته که این محدودیت سبب شده تا ميزان شموليت دختران بالاتر از ١٨ سال در تعليمات ثانوى به صفر برسد. همچنین بخش زنان سازمان ملل در بخشی از گزارشش پیش‌بینی کرده که اگر به بحران حقوق زنان در افغانستان رسيدگى نگردد و نياز به برابرى بين زنان و مردان به‌عنوان يک عنصر حياتى براى توسعه يک ملت درک نگردد، امتياز افغانستان در عرصه توسعه شاخص‌هاى توسعه، سير نزولى را طى خواهد كرد.

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 324 بازدید

بخش زنان سازمان ملل (UN Women) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست در افغانستان، زنان و دختران اهل افغانستان با محدودیت‌های بی‌سابقه در حقوق، آزادی‌ها و کرامت خود مواجه شده‌اند. این سازمان امروز (یک‌شنبه، ۴ عقرب) با نشر گزارشی گفته است که براساس «شاخص جنسیتی افغانستان ۲۰۲۴ میلادی»، تقریباً هشت تن از هر ده زن جوان اهل افغانستان از تحصیل، اشتغال و آموزش محروم هستند؛ رقمی که چهار برابر نرخ مردان است. در گزارش آمده است که این شاخص نشان می‌دهد افغانستان دومین شکاف جنسیتی گسترده جهان را داشته و اختلاف ۷۶ درصدی میان زنان و مردان در حوزه‌های سلامت، آموزش و تصمیم‌گیری وجود دارد. همچنین گزارش شاخص جنسیتی افغانستان ۲۰۲۴ میلادی با حمایت مالی اتحادیه اروپا تهیه شده و وضعیت زنان را در پنج بعد اصلی مورد سنجش قرار می‌دهد. در گزارش آمده است که این ابعاد شامل زند‌گی و سلامت، آموزش و مهارت‌آموزی، اشتغال و مشارکت مالی، مشارکت در تصمیم‌گیری و آزادی از خشونت می‌باشد. همچنین بخش زنان سازمان ملل متحد در بخشی از گزارشش هشدار داده است که توسعه افغانستان بدون توانمندسازی کل جمعیت، به‌ویژه زنان، همچنان در مسیر نزولی باقی خواهد ماند. در حالی این نهاد از وضعیت زنان و دختران افغانستان انتقاد می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 300 بازدید

یوناما یا دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که وضعیت زنان و دختران در افغانستان «هم‌چنان رو به وخامت» است. محدودیت‌ها بر آموزش، کار، و شرکت در فضای عامه حقوق اساسی مردم و آینده کشور را تضعیف می‌کند. این نهاد روز (جمعه، ۲ عقرب) این اظهارات به‌ مناسبت «روز ملل متحد و هشتادمين سالگرد تاسيس اين سازمان» مطرح کرده و نوشته است که در حال حاضر افغانستان با چالش‌های عميقى روبرو است. بحران بشرى افغانستان يكى از شديدترين بحران‌هاى بشرى در جهان باقى مانده است كه در آن حدود دو سوم نفوس كشور به کمک‌هاى بشرى نياز دارند. در ادامه تاکید کرده است که كاهش تمویل بودجه، توانايى رسيدگى به نيازهاى فورى و ادامه كمک‌هاى حياتى در افغانستان را تهديد می‌کند. دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در ادامه افزوده است که با وجود چالش‌هایی مثل تغييرات اقليمى، خشكسالى‌ها، سيلاب‌ها و تخريب محيط‌ زيست در افغانستان، بازگشت میلیون‌ها مهاجر از کشورهای همسایه، بحران موجود در این کشور را چندین برابر شدیدتر کرده است. يوناما تصریح کرد که جهت حمايت از حكومت‌دارى همه شمول، حفاظت از حقوق بشر و افزايش حمايت جهانى از مردم افغانستان، به تعامل با تمام طرفين ذينفع ادامه می‌دهد. اندريكا راتواته، معاون نماينده ویژه‌ی دبیرکل سازمان ملل متحد براى افغانستان و هماهنگ‌كننده امور بشرى در کشور گفته است که در کنار مردم افغانستان باقی خواهد ماند. دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان از جامعه‌ی جهانى خواسته که «در راستاى افغانستان صلح‌آميز، مرفه، همه شمول و پايدار» همکاری نماید. در حالی یوناما این اظهارات را مطرح می‌کند که حکومت سرپرست آموزش ‏دختران بالاتر از ‏صنف ششم و کار ‏زنان را ممنوع ‏کرده است. همچنان حکومت فعلی ‏بر گشت‌وگذار ‏زنان و دختران و ‏مشارکت آنان در ‏زندگی عمومی ‏نیز محدودیت ‏وضع کرده است.‏

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 287 بازدید

وزارت خارجه بریتانیا درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ریچارد لیندسی، فرستاده ویژه‌ی این کشور برای افغانستان از حکومت سرپرست خواسته است که اینترنت را به‌روی مردم قطع نکنند. این وزارت با نشر اعلامیه‌ای گفته است که ریچارد لیندسی این اظهارات را در جریان سفر به کابل مطرح کرده و فرستاده ویژه‌ی بریتانیا در ماه اکتبر به افغانستان سفر کرده است. در اعلامیه آمده است که در جریان این سفر، او با وزیران و مقام‌های حکومت فعلی دیدار کرده است. در ادامه آمده است که آقای لیدنسی در این سفر در رابطه به موضوعات مختلف از جمله ثبات منطقه‌ای، کمک‌های بشردوستانه، دسترسی به اینترنت و حقوق زنان و دختران، صحبت کرده است. ریچارد لیدنسی در ادامه تاکید کرده است: «این سفر، فرصتی بود تا با وزیران و مقام‌های حکومت فعلی درباره موضوعات مهم به‌صورت سازنده گفتگو کنیم. بریتانیا همچنان متعهد به حمایت از مردم افغانستان است و امسال ۴ میلیون پوند کمک اضطراری و تا سقف ۱۵۱ میلیون پوند برای حمایت‌های بشردوستانه اختصاص داده است.» همچنین وی در بخشی از سفرش درباره تأثیر قطع اینترنت که باعث اختلال در خدمات حیاتی و انزوای مردم شده، با مسوولان دولتی صحبت کرده و خواسته است تا دسترسی به اینترنت را حفظ کنند. در اعلامیه آمده است که او نگرانی‌های خود را درباره حقوق زنان و دختران و اقلیت‌های قومی و مذهبی ابراز داشت و بر اهمیت حکومت فراگیر و مشارکت سازنده در روند دوحه به رهبری سازمان ملل تأکید کرد. در حالی فرستاده ویژه‌ی بریتانیا برای افغانستان از حقوق بشری زنان و دختران دفاع می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. فقر شدید و بحران بشری در افغانستان نیز باعث شده است که بسیاری از خانواده‌ها توان خرید لوازم آموزشی برای کودکان‌شان را از دست بدهند.

ادامه مطلب


7 ماه قبل - 216 بازدید

بخش دوم و پایانی دختران با مطالعه به همدیگر کمک می‌کردند و بیشتر شغل خیاطی را آغاز کردند تا امیدی برای شان شود. ریحان شمع کیک هژده سالگی‌اش را فوت کرد و آرزوی بازگشایی مکاتب و رسیدن به آرمان‌هایش را کرد. پدر به چشمان پرامید ریحان نگریست و حرف دل او را خواند. -عزیز پدر در خانه مطالعه کن. نا‌امید نباش. به آینده‌ات خوش‌بین باش دخترم! تو دختر شجاع پدرات هستی. ریحان لبخندی زد و دقایقی را کنار فامیل گذراند و با آنها کیک میل کرد. هرچند دوباره ایستادن در اوج تاریکی، ریحان را نهایتاً مضطرب می‌ساخت، ولی دوباره کتاب‌هایش پناهگاه ریحان شد. به نادیده گرفتن حرف‌های مردم پرداخت چون مردم با ذهنیت که داشتند روح او را اذیت می‌کردند. درست‌ترین حرف، حرف دل خود ماست. پدر با مهربانی می‌گفت: "دختر مقبولم تشویش نکن! باید قوی باشی، تو مکتب‌ را تمام خواهی کرد فقط تلاش کن و به خداوند اعتماد داشته باش که خیلی مهربان است." -بلی پدرجان، درست می‌گویید دوباره کوشش می‌کنم ایستاده شوم. من دختری هستم که پدر مبارزی چون شما دارد و من با داشتن شما هیچ تشویشی ندارم.  -دخترم وعده می‌دهی؟ ریحان با لبخند پاسخ داد:" بلی وعده می‌کن. شکر که شما را دارم پدرجان." ریحان می‌خواست منحیث یک ژورنالیست به دانشگاه کابل معرفی شود، ولی متاسفانه این رویا تا هنوز باقی مانده است. ریحان ناگهان با اشتیاق دروازه‌های الماری را باز کرد و کتابچه‌ها را با قلم‌های سیاه و آبی برداشت. آغاز به نوشتن خاطرات خود کرد و لابه‌لای آنها به پرواز ‌درآمد. هدیه بعد از ظهرها به خانه‌ی ریحان می‌آمد و هردو با اشتیاق درس‌های مکتب را تکرار می‌کردند: ریاضی، بیولوژی، تاریخ، جغرافیه و مضامینی که برای آمادگی امتحان کانکور ضرور بود. ‌روز بعد هدیه در چوکی پشت میز قهوه‌ای رنگ اتاق ریحان نشسته بود و به برگ‌های سبز درختان کنار پنجره خیره شده بود. هوا گرم بود، پنجره اتاق را باز کرد تا هوای تازه را به ریه‌هایش جا دهد. -ریحان چی فکر می‌کنی؟ امتحان کانکور را سپری خواهیم کرد؟ آیا اجازه رفتن به دانشگاه را برای ما می‌دهند؟ هدیه لحظه‌ی در سکوت فرو رفت و ناگاه بغض‌اش ترکید و به گریه افتید. ریحان با سرعت از جایش برخاست و هدیه را در آغوش کشید، موهای سیاه و خوش بوی او را بوسید، اشک‌های هدیه را پاک کرده گفت: "عزیزم، باید به خداوند باور داشته باشیم و برای اهداف خود تلاش کنیم، ما این امتحان را سپری می‌کنیم و در در نهایت موفق شده به دانشگاه می‌رویم، فقط باید قوی باشیم و امید خود را از دست ندهیم." ریحان لحظه‌ای هدیه را نوازش کرد و امیدوار بود کلامش به واقعیت مبدل شود. دختران در این شرایط کنار هم ایستادند، مقاومت کردند و دست از تلاش برنداشتند تا امیدی برای هم نسلان خود شده و شجاعانه مسیر خویش را ادامه دهند. ریحان دقایقی به تماشای اخبار تلویزیون طلوع نیوز نشسته بود که اعلام را شنید. (شاگردان اناث صنف دوازده می‌توانند امتحان صنف‌های شان را سپری کنند.) و این بهترین خبری بود که ریحان بعد از مدت‌ها شنیده بود. باهیجان تمام با هدیه تماس گرفت. -آیا شنیدی که می‌توانیم امتحان صنف دوازدهم را بدهیم و شاید بعداً امتحان کانکور؟ یک گپ مثبت است، نظرات چیست؟ هدیه هم خیلی خوش بود. -تشکر جانم به‌خاطر این خبر خوب! به‌ زودی باید ببینیم یک عالم کار و آمادگی داریم. هردو خرسند بودند و تلاش می‌ورزیدند تا امتحان را به خوبی سپری کنند. بعد از مدت‌ها ریحان لبخند برلب داشت، وقتی والدینش او را نگاه می‌کردند وخوشحالی او را می‌دیدند برای آینده‌ی او خوشحال می شدند. ریحان دوباره رفتار و کردار خوب را پیشه کرده بود، دوباره روابط خود را با فامیل و اقارب از سر ساخت. وقتی دوباره قلب شروع به تپیدن می‌کند و خون به رگ‌ها جاری می‌شود، شور و انگیزه بر جسم بر می‌گردد. این یک روشنی برای امتحان کانکور بود. در ۱۴۰۲ یا ۲۰۲۳ میلادی یک‌روز نیمه آفتابی تمام دختران صنف دوازده به مکتب رفتند تا امتحان را سپری کنند. دختران مکاتب لباس سیاه (حجاب) پوشیده و چهره‌های زیبای شان را با ماسک سیاه پنهان کرده در صحن امتحان ظاهر شدند. وقتی صنفی‌های شان را بعد این سال‌ها ملاقات می‌کردند همدیگر را می‌بوسیدند، همدیگر را درآغوش می‌گرفتند، لبخند می‌زدند و اشک می‌ریختند چقدر انتظار سخت است و لحظه‌شماری به دیدارعزیزان، دل را می‌تکاند. امتحان صنف دوازده مانند امتحان کانکور شامل تمامی مضامین صنف دوازده در چندین ورق اخذ شد. ریحان و هدیه در یک چوکی با هم نشستند و سرگرم حل سوالات شدند. بالاخره تمام شد، دوباره به خانه خوشحال و مسرور برگشتند، آنها در مورد روز امتحان با خانواده صحبت کردند و خاطرات آن روز را یکی یکی تعریف می‌کردند. نزدیک امتحان کانکور بود. ریحان سخت درس‌ می‌خواند تا موفق شده و به رشته دلخواه خود کامیاب شود. مسلکی که اقارب او و دولت برای دختران نمی‌پسندیدند، اما ریحان علاقه‌مند آن بود و برای رسیدن به آن تلاش فراوان می‌کرد. او می‌دانست ژورنالیست بودن تحت حاکمیت حکومت سرپرست خیلی دشوار است، ولی باور داشت روزی آزاد می‌شود و این مسلک را ادامه داده مایه‌ی افتخار و خدمت برای مردم می‌شود و از طریق چینل‌های تلویزیون معلومات و اخبار را برای مردم شریک می‌سازد. هدیه رشته‌ی اقتصاد را دوست داشت، خیلی مشتاق کار در این بخش بود. دو مسلک مختلف همراه با مشکلات متفاوت درشرایط کنونی دختران کشور! در نخست باید امتحان ولایات برگزار می‌شد، دختران همانند پسران مراحل ثبت نام کانکور را با خوشی انجام دادند. بهترین احساس برای آینده و آرزوی آنان بود. و اما دفعتاً همه چیز رنگ عوض کرد. دولت اعلام کرد، دختران نمی‌توانند این امتحان را سپری کنند. شنیدن این خبر مثل یک ضربه‌ی ناگهانی بود، در آن لحظه بیان احساس ریحان دشوارتر از توصیف بود. تصور نمی‌کرد چنین بشود قلب‌اش جریحه برداشت، باوراش را از دست داد، بارها گریه کرد. سیل مروارید‌اشک دامن‌اش را تر ‌کرد. همه چیز مانند تاریکی بود که ریحان در آن غرق می‌شد دیگر دوست نداشت پرنده‌های آن طرف پنجره را تماشا کند. جیک جیک آن‌ها آرام‌بخش ذهن او نبود، پریدن از یک شاخه به شاخه‌ دیگر و آشیانه ساختن برای‌اش جذاب نبود. قلب قوی و ظاهر مهربانی که در چشمان‌اش هویدا بود حالا دختری شده بود پرپرشده در هوا. دست همه از یاری رساندن به او کوتاه بود چون تصمیم دولت برای کانکور ۱۴۰۲ این بود. پسران بدون دختران این آزمون را در کشور برای اولین بار سپری کردند و ره‌سپار دانشگاه‌ها شدند. روز امتحان، دردناک‌ترین روز برای دختران بود. قلب ریحان زخمی‌ عمیق‌تر نسبت به گذشته برداشته بود و تجربه‌ی تلخی داشت که ویرانگر افکار او شد. -عزیز دلم، خودت را نابود میکنی، از این بیشتر نمی‌توانم تحمل کنم که درد بکشی. -مادرجان، این اتفاق با خودش مرا تمام می‌کند. -دخترم تنها تو نیستی ببین همسن و سالانت هم هستند تو باید الگوی امید برای شان باشی نه اینکه خودت را ببازی. موهایش آشفته بر شانه‌هایش افتیده بود و ابروهایش اخم کرده بود و سرش را بر زانوهای خود گذاشته به خواب رفت. تقریباً بعد از یک‌ماه نتایج آزمون پسران در رسانه‌های اجتماعی نشر شد که لحظه‌ی خفه‌کننده برای دختران محسوب می‌شد؛ ریحان هم اندوهگین گفت:" اگر من هم این امتحان را سپری می‌کردم حالا شاید نتیجه‌ام را بدست آورده بودم و مطمئنم که کامیاب می‌شدم. باشوخی‌های رحمت حالش دگرگون می‌شد، هدیه دایماً به دیدن‌اش می‌آمد، با هم یکجا به کتاب‌خانه می‌رفتند و بوی خوش کتاب‌های نوچاپ شده را عمیق استشمام می‌کردند. -در دل ناامیدی‌ها و سایه سیاه باید دنبال ستاره درخشان بود. -اگر ندرخشید چی؟ -نه، باور داشته باش، خدای که آرزو  را بر دل می‌افگند حتمن رسیدن به آن را هم چاره می‌کند. -ریحان، بیا ببین چی کتاب خوبی است از نویسنده‌ی ترک به نام هاکان منگوچ. چی جمله یی نوشته است. "هفت اصل زندگی، افکار مثبت، عشق، ایمان بی قید و شرط، بخشش، کمک و یاری به دیگران، شکرگزاری و دعا از صمیم قلب" -بلی خیلی زیبا و دقیق، بشنو! "دنیا یک درخت آرزو است و به همین خاطر باید به آرزوها و افکار تان اهمیت بدهید." -ریحان بیا بیشتر از این رُمان‌ها بیشتر بخوانیم. -خیلی خوبست. کتاب دوست بامرامی است. می‌خواهم از احساسات، تجارب، خاطرات‌، آرزوهای ناتمام، اهداف و لحظه‌های را که سپری کردم بنویسم. -حالا شدی ریحان قوی و شجاع من! مولانای جان چه زیبا گفته: سوی نومیدی مرو امیدهاست سوی تاریکی مرو خورشیدهاست هردو باهم دوکتاب گرفتند و قدم زده راهی خانه‌ شدند. ریحان به خداوند باور داشت  که حتماً قلب‌اش را آرام کرده قوت می‌بخشد روزی برای خانواده‌ و مردم خدمت می‌کند و همیشه یک دختر مهربان باقی ب می‌ماند. حالا ریحان در یک آینده‌ی‌ نامعلوم همراه با سرنوشت و رویاهای معلق در فضا به‌سر می‌برد. بلی! این داستان از اوضاع دخترانی  مانند ریحان است که در افغانستان زندگی می‌کنند و  اکنون روح و روان آشفته دارند و در ظاهر خندان آن را پنهان کرده و به شجاعت ادامه می‌دهند. نویسنده: روئینا بخشی

ادامه مطلب