برچسب: آموزش

5 ساعت قبل - 89 بازدید

شبانه بسیج راسخ، فعال آموزش و بنیان‌گذار مکتب رهبری افغانستان (سوله) به عنوان یکی از رهبران تاثیرگذار جهان سال ۲۰۲۶ میلادی در بخش «مدافعان» این فهرست قرار گرفته است. خانم راسخ با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «مجله تایم نام من را به‌عنوان یکی از اعضای TIME100 Next 2026 اعلام کرده است.» این فعال آموزش اهل افغانستان از قرارگرفتن نامش در فهرست ۱۰۰ چهره تأثیرگذار مجله‌ی تایم ابراز خوشحالی کرده و می‌گوید که این افتخار مربوط زنان افغانستان است. او تاکید کرد: «افتخار می‌کنم، سپاسگزارم و می‌دانم که اگرچه این افتخار به من تعلق دارد، اما از آن من نیست. این افتخار مربوط زنان افغانستان و امیدی است که آنان همچون آتشی در دستان‌شان با خود حمل می‌کنند.» شبانه راسخ افزوده است: «زنان و دختران افغانستان هرگز تسلیم نخواهند شد. روی خود را برنگردانید.» همچنین مجله‌ی تایم نیز در مطلبی نوشته است که شبانه بسیج‌ راسخ، در سال ۲۰۲۱ میلادی، زمانی که حکومت سرپرست دوباره به قدرت بازگشتند، تعهد خود به دانش‌آموزانش را به‌خوبی نشان داد. این مجله نوشته است که شبانه راسخ، پنج سال پیش سوابق تمامی دانش ‌آموزانش را برای محافظت از آن‌ها سوزاند تمامی آن‌ها را به کشور رواندا منتقل کرد. به گفته‌ی مجله‌ی تایم، مکتب زیر نظر شبانه راسخ، همراه با آکادمی آنلاینش، اکنون به بیش از ۴۳ هزار دانش‌آموز دارد. این مجله‌ گفته است که در سال ۲۰۲۶ میلادی، رهبری شبانه راسخ باعث شده است که جایزه معتبر Elevate Prize را دریافت کند. تایم تصریح کرد که محافظت از حق هر دختر برای آموختن، رشد کردن و رهبری کردن نباید امری استثنایی باشد؛ بلکه باید عادی‌ترین چیز ممکن باشد. تا زمانی که چنین نباشد، این تلاش ادامه خواهد داشت. قابل ذکر است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 131 بازدید

وقتی آفتاب آرام‌آرام بر دیوارهای خاکستری کابل می‌تابد و شهر از خواب بیدار می‌شود، مروه دیگر در خانه نیست. دختر ده‌ساله‌ای که باید در این ساعت برای رفتن به مکتب آماده شود، کیف و کتابی بر دوش ندارد. او از خانه بیرون می‌شود تا در میان ازدحام مردم، موترهای عبوری و دکان‌های شلوغ، چند افغانی برای خانواده‌اش جمع کند. دست کوچکش را جلو می‌برد و با صدایی که گاهی در هیاهوی شهر گم می‌شود، از رهگذران کمک می‌خواهد. مروه، دختری از کابل است که زندگی برایش خیلی زودتر از سنش جدی شده است. او هنوز کودک است؛ اما روزهایش مانند بسیاری از کودکان با بازی، مکتب، کتاب و نشستن در کنار هم‌صنفانش نمی‌گذرد. بخش بزرگی از روز را در خیابان سپری می‌کند و تلاش دارد از رهگذرانی که از کنارش می‌گذرند، پولی به دست آورد. گاهی کسی چند افغانی در دستش می‌گذارد و گاهی چندین نفر بدون آن‌که حتی نگاهش کنند، از کنارش عبور می‌کنند. مروه برای هر کسی که پولی به دستش می‌دهد، تشکر می‌کند. شاید مبلغی که دریافت می‌کند برای خانواده‌ای ناچیز باشد، اما برای او همان چند افغانی می‌تواند بخشی از نان شب باشد. او پول‌ها را با دقت در گوشه‌ای از لباسش نگه می‌دارد و تا پایان روز مراقب است چیزی از آن گم نشود. برای دختری در این سن، چنین مراقبتی از پول و چنین نگرانی‌ای درباره مخارج خانه، مسئولیتی سنگین است؛ مسئولیتی که نباید بر شانه‌های یک کودک قرار می‌گرفت. مروه زمانی به مکتب می‌رفت. هنوز خاطره روزهایی را که کتابچه‌هایش را در بغل می‌گرفت و همراه دیگر دختران راهی مکتب می‌شد، فراموش نکرده است. می‌گوید درس خواندن را دوست داشت و از نشستن در صنف، نوشتن روی تخته و یاد گرفتن چیزهای تازه خوشش می‌آمد. اما مشکلات زندگی و شرایط دشوار خانواده باعث شد مکتب را ترک کند و به جای آن، راه خیابان را در پیش بگیرد. وقتی از مکتب صحبت می‌کند، لحنش تغییر می‌کند. صدایش آرام‌تر می‌شود و گاهی برای چند لحظه سکوت می‌کند. انگار در ذهنش هنوز تصویری از همان روزها باقی مانده است؛ روزهایی که نگرانی اصلی‌اش انجام دادن تکلیف خانه، آماده کردن کتابچه‌ها و رسیدن به مکتب بود، نه پیدا کردن پول برای خانواده. شاید برای یک کودک، فاصله میان مکتب و خیابان فقط چند قدم باشد، اما برای مروه این فاصله، فاصله میان دو زندگی است؛ زندگی‌ای که می‌توانست با کتاب و آموزش ادامه پیدا کند و زندگی‌ای که اکنون با انتظار، خستگی و درخواست کمک از رهگذران می‌گذرد. در خانه مروه نیز شرایط آسان نیست. او پدرش را مردی می‌داند که رفتار مناسبی با خانواده ندارد. به گفته او، برخوردهای پدرش یکی از عواملی بوده که زندگی در خانه را برای اعضای خانواده دشوار کرده است. مروه درباره جزئیات مشکلات خانه زیاد صحبت نمی‌کند. هر بار که درباره پدرش از او پرسیده می‌شود، ابتدا اطرافش را نگاه می‌کند و بعد با احتیاط چند کلمه می‌گوید. سکوت او در چنین لحظه‌هایی بیشتر از حرف‌هایش معنا دارد. شاید نمی‌خواهد درباره خانه صحبت کند، شاید از بازگو کردن مشکلاتش می‌ترسد و شاید هنوز واژه‌هایی برای توضیح همه آنچه بر او گذشته، پیدا نکرده است. او فقط ده سال دارد و نباید مجبور باشد مشکلات بزرگسالان را به تنهایی توضیح دهد یا تحمل کند. برای یک کودک ده‌ساله، خانه باید معنای امنیت داشته باشد؛ جایی که پس از یک روز مکتب بتواند با خیال راحت به آن برگردد، استراحت کند و کنار خانواده باشد. اما برای مروه، خانه همیشه چنین احساسی ندارد. مشکلات خانوادگی، فشار اقتصادی و رفتار نامناسب پدر، زندگی او را دشوار کرده است. به همین دلیل، خیابان به بخشی از زندگی روزمره او تبدیل شده است. مروه معمولاً صبح از خانه بیرون می‌شود و تا زمانی که هوا رو به تاریکی می‌رود، در نقاط مختلف شهر می‌ایستد. گاهی نزدیک بازارها و گاهی در کنار جاده‌های مزدحم دیده می‌شود. میان مردم حرکت می‌کند، به موترها نزدیک می‌شود و از کسانی که پیاده هستند درخواست کمک می‌کند. در این میان، برخورد مردم با او یکسان نیست. برخی با مهربانی چند افغانی می‌دهند، برخی بی‌تفاوت از کنارش عبور می‌کنند و بعضی نیز با ناراحتی از او می‌خواهند مزاحم‌شان نشود. مروه به این برخوردها عادت کرده است؛ هرچند شاید هیچ کودکی نباید به بی‌توجهی، رد شدن و تحقیر عادت کند. او یاد گرفته است که نه گفتن مردم را بشنود، دوباره دستش را جلو ببرد و چند قدم دیگر راه برود. برای او، پایان یک درخواست، پایان تلاش نیست؛ چون می‌داند باید تا آخر روز پولی جمع کند و با دست خالی به خانه برنگردد. گاهی در میان جمعیت، دخترانی را می‌بیند که لباس مکتب پوشیده‌اند. آن‌ها با کیف‌هایشان از کنار او عبور می‌کنند و درباره درس، هم‌صنفی‌ها و امتحان‌هایشان صحبت می‌کنند. مروه چند لحظه به آن‌ها نگاه می‌کند و بعد دوباره دستش را به سوی رهگذری دراز می‌کند. شاید در همان لحظه با خودش فکر کند که اگر شرایط زندگی‌اش متفاوت بود، خودش نیز یکی از همان دختران بود؛ دختری با کیف مکتب، کتابچه‌های نو و برنامه‌ای برای فردای خود. مروه هنوز کتابچه‌های قدیمی‌اش را نگه داشته است. بعضی از آن‌ها در گوشه‌ای از خانه مانده‌اند و دیگر کسی از آن‌ها استفاده نمی‌کند. او گاهی آن‌ها را ورق می‌زند و به نوشته‌های گذشته‌اش نگاه می‌کند. خطوطی که با دست کوچک خودش نوشته، برایش یادگاری از زمانی است که هنوز مکتب بخشی از زندگی‌اش بود. شاید وقتی کتابچه‌های قدیمی‌اش را ورق می‌زند، برای چند دقیقه خودش را دوباره در صنف تصور می‌کند؛ صدای معلم، تخته سیاه، هم‌صنفان و زنگ مکتب. اما صدای اعضای خانواده یا فکر روزی که باید در خیابان سپری کند، او را به زندگی امروز برمی‌گرداند. پول جمع کردن برای او آسان نیست. گاهی ساعت‌ها می‌ایستد و پول بسیار کمی به دست می‌آورد. در روزهایی که مردم کمتر کمک می‌کنند، خستگی و نگرانی بیشتری با خود به خانه می‌برد. پاهایش خسته می‌شوند، گرسنه می‌شود و گاهی شاید دلش بخواهد فقط گوشه‌ای بنشیند؛ اما می‌داند که نمی‌تواند ساعت‌های زیادی را بدون تلاش سپری کند. در خیابان، او تنها با فقر روبه‌رو نیست. رفت‌وآمد موترها، ازدحام، برخوردهای تند برخی مردم و قرار گرفتن یک کودک در محیطی که برای او ساخته نشده است، خطرهای دیگری نیز به همراه دارد. با این حال، نیاز اقتصادی خانواده چنان بر زندگی او سایه انداخته که فرصت چندانی برای انتخاب باقی نگذاشته است. وقتی از مروه پرسیده می‌شود اگر فرصت داشته باشد چه کاری انجام خواهد داد، پاسخ او ساده است. نمی‌گوید خانه بزرگ می‌خواهد، لباس گران‌قیمت می‌خواهد یا چیز دیگری که برای بسیاری از کودکان جذاب باشد. تنها می‌گوید: «می‌خواهم دوباره مکتب بروم.» همین آرزوی ساده، شاید بیش از هر چیز نشان می‌دهد که مروه هنوز کودک است. او هنوز دوست دارد بنویسد، بخواند و روزی کاری داشته باشد که مجبور نباشد تمام روز در خیابان بایستد. هنوز برای آینده‌اش تصویری دارد؛ تصویری ساده اما روشن. می‌خواهد درس بخواند، چیزی یاد بگیرد و روزی بتواند زندگی خود را با کاری که دوست دارد بسازد. اما فعلاً زندگی او با صبح‌های خیابانی و شب‌های خسته‌کننده گره خورده است. هر روز که از خانه بیرون می‌شود، بخشی از کودکی‌اش را پشت سر می‌گذارد و وارد دنیایی می‌شود که برای یک کودک ده‌ساله جای امنی نیست. خیابان برای مروه فقط محل درخواست کمک نیست؛ جایی است که او هر روز با فقر، بی‌توجهی و خطرهای مختلف روبه‌رو می‌شود. او در سنی قرار دارد که باید از سوی خانواده و جامعه حمایت شود، آموزش ببیند، بازی کند و فرصت رشد داشته باشد؛ اما به دلیل شرایط دشوار زندگی، مجبور شده است بخشی از بار خانواده را به دوش بکشد. کابل برای او شهری پر از آدم است، اما در میان این همه آدم، مروه گاهی احساس می‌کند کسی صدایش را نمی‌شنود. مردم می‌آیند و می‌روند، موترها از کنار او عبور می‌کنند، دکان‌ها باز و بسته می‌شوند و روز تمام می‌شود؛ اما زندگی او تقریباً همان‌گونه باقی می‌ماند. با نزدیک شدن شام، مروه پول‌های جمع‌شده را دوباره می‌شمارد. دست‌های کوچکش خسته‌اند و چهره‌اش نشان می‌دهد که یک روز طولانی را پشت سر گذاشته است. شاید پولی که در دست دارد برای بسیاری مبلغ بزرگی نباشد، اما او می‌داند که حاصل ساعت‌ها ایستادن و درخواست کردن است. بعد به سوی خانه حرکت می‌کند؛ خانه‌ای که مشکلاتش هنوز تمام نشده و فردا دوباره او را به خیابان خواهد فرستاد. در مسیر برگشت، شاید دوباره از کنار کودکانی بگذرد که با خانواده‌هایشان در رفت‌وآمدند، یا دخترانی را ببیند که کتاب‌های مکتب را در بغل گرفته‌اند. شاید برای لحظه‌ای به کتابچه‌های قدیمی خودش فکر کند و آرزوی بازگشت به روزهایی را داشته باشد که مکتب برایش یک امر عادی بود، نه یک آرزوی دور. مروه ده سال دارد، اما بخشی از کودکی‌اش را پیش از آن‌که فرصت زندگی کردنش را پیدا کند، از دست داده است. با این حال، هنوز یک آرزو در دلش باقی مانده؛ آرزویی که هر بار از مکتب می‌گوید، دوباره زنده می‌شود: این‌که روزی به جای ایستادن در کنار سرک و درخواست چند افغانی، دوباره کیفش را بردارد، وارد صنف شود و پشت یک چوکی مکتب بنشیند. آرزوی مروه بزرگ نیست. او چیزی فراتر از حق طبیعی یک کودک نمی‌خواهد؛ فرصتی برای آموختن، بازی کردن و ساختن آینده‌ای متفاوت. برای مروه، بازگشت به مکتب شاید یک آرزوی بزرگ به نظر برسد؛ اما در واقع، چیزی است که هر کودک ده‌ساله باید بتواند به‌سادگی از آن برخوردار باشد. شاید روزی برسد که دست کوچک او نه برای درخواست چند افغانی، بلکه برای گرفتن قلم و نوشتن نخستین جمله یک درس تازه بالا برود. آن روز، شاید بخشی از کودکی‌ای که در خیابان جا گذاشته است، دوباره به او بازگردد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 روز قبل - 113 بازدید

همزمان با گذشت یک ‌هزار و ۸۳۵ روز از بسته‌ماندن مکتب‌های دخترانه بالاتر از صنف ششم در سراسر افغانستان، دیدبان حقوق افغانستان بار دیگر خواستار دادخواهی همگانی برای بازگشت دختران به مکتب شده است. این نهاد امروز (دوشنبه، ۶ میزان) با نشر پیامی از پدر یک دانش‌آموز، گفت که دختران حق آموزش و یادگیری دارند و این حق باید به آنان بازگردانده شود. دیدبان حقوق افغانستان به ادامه‌ی ممنوعیت آموزش دختران، اشاره کرده و تاکید کرد که برای بازگشایی فوری مکتب‌های دخترانه باید صدا بلند شود و از حق آموزش آنان دفاع صورت گیرد. در اعلامیه آمده است که دختران شایسته‌ی بازگشت به مکتب، دسترسی به کتاب و آموزش و برخورداری از فرصت مشارکت در ساختن آینده خود و کشورشان هستند. حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند. همچنین در این مدت، نهادهای حقوق‌بشری بارها خواستار لغو محدودیت‌های آموزشی علیه دختران شده‌اند؛ اما این درخواست‌ها تا اکنون پذیرفته نشده است.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 131 بازدید

پژوهشی درباره تلاش و انگیزه یادگیری زنان و دختران افغانستان در نبود مسیرهای آموزشی، از سوی چندین نویسنده به شمول حسینه جلال جایزه‌ی «کارولین بی‌دکستر» برای بهترین مقاله بین‌المللی در ۲۰۲۶ میلادی را از آکادمی مدیریت دریافت کرد. این پژوهش با عنوان «وقتی همه امیدها از میان می‌رود: حفظ انگیزه‌ی یادگیری در نبود مسیرهای آموزشی»، به بررسی چگونگی حفظ انگیزه یادگیری در شرایطی می‌پردازد که مسیرهای رسمی آموزش در دسترس نیستند. حسینه جلال با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این مقاله از سوی دیوید ناورات از دانشگاه فنی مونیخ، فروزان دانش از دانشگاه تورنتو و حسینه جلال از دانشگاه پیتسبورگ تهیه شده و در بخش آموزش و توسعه مدیریت آکادمی مدیریت نامزد شده بود. حسینه جلال، یکی از پژوهش‌گران این مقاله تاکید کرد که دریافت این جایزه برایش فراتر از یک افتخار علمی است. او تاکید کرد در شرایطی که دختران و زنان در افغانستان با محدودیت در دسترسی به آموزش روبرو هستند، به‌رسمیت‌شناخته‌شدن پژوهشی درباره تلاش و پایداری آنان در سطح بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. خانم جلال، ابراز امیدواری کرده که این مقاله، صدای زنان و دختران افغانستانی را بلندتر کرده و نشان دهد که محرومیت از آموزش، آرزو و توانایی یادگیری آنان را از میان نمی‌برد. این پژوهشگر، این افتخار را به زنان و دختران در افغانستان، به‌ویژه کسانی که تجربه‌ها و روایت‌های‌شان بخشی از این پژوهش بوده است، تقدیم کرده است.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 119 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان و دختران برای رهبری‌کردن به اجازه نیاز ندارند؛ بلکه آن‌ها به فرصتی عادلانه نیاز دارند. این سازمان امروز (چهارشنبه، ۱ میزان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در سطح جهانی از هر ۱۰ نامزد زن در انتخابات، هشت زن با خشونت روبرو می‌شوند. بخش زنان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که هزینه‌های حضور در رقابت‌های انتخاباتی، بسیاری از زنان را از وردو به این عرصه باز می‌دارد. این نهاد خواستار صحبت‌کردن در باره‌ی اهمیت رهبری زنان و دختران و برخورداری از قدرت برابر شده است. زنان در افغانستان، از پنج سال به این سو از عرصه‌های تصمیم‌گیری و سیاست حذف شده و به حاشیه رانده‌ شدند. همچنین حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 133 بازدید

نصیراحمد فایق، سرپرست نمایندگی دایمی افغانستان در سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان و دختران باید در روند اصلی سیاسی افغانستان مشارکت مستقیم و معنادار داشته باشند. آقای فایق امروز (سه‌شنبه، ۳۱ سنبله) این اظهارات را در نشست عالی جانبی هشتادویکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد زیر نام «زنان، صلح، عدالت و آشتی ملی در افغانستان» مطرح کرده و گفته است که اگر زنان از روند آشتی کنار گذاشته شوند، هیچ آشتی معتبری در افغانستان ممکن نیست. وی در ادامه تاکید کرده است که آینده‌ی افغانستان در نهایت باید توسط شهروندان این کشور تعیین شود و همین گونه، بدون عدالت و پاسخ‌گویی، دست‌یافتن به صلح پایدار ممکن نیست. همچنین سرپرست نمایندگی دایمی افغانستان در سازمان ملل متحد افزوده است که دولت طرف‌های اصلی افغانستان نیستد و نمی‌توانند به تنهایی نماینده‌ی تنوع و خواسته‌های شهروندان این کشور باشد. نماینده افغانستان در سازمان ملل تصریح کرد که زنان و دختران باید در هر روند سیاسی آینده درباره افغانستان، به‌صورت مستقیم و معنادار مشارکت داشته باشند و زنان افغانستان نباید تنها به‌عنوان قربانیانی که نیاز به حمایت دارند دیده شوند؛ آنان کنشگران سیاسی و رهبران جامعه هستند. فایق افزود که مشارکت زنان نباید از روند سیاسی جدا شود و به حضور نمادین یا مشورت محدود بماند. همچنین وی بر یافتن یک راه‌حل سیاسی جامع و پایدار تاکید کرد و گفت عدالت، پاسخ‌گویی، به‌رسمیت‌شناختن قربانیان، گفتگو و مصالحه ملی باید همزمان دنبال شوند. نماینده افغانستان در سازمان ملل گفت کشورهای عضو این سازمان و شرکای منطقه‌ای باید زمینه را برای یک روند سیاسی «فراگیر، افغانستان‌محور و به رهبری افغانستانی‌ها» فراهم کنند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 101 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان از حکومت سرپرست خواسته است که بی‌درنگ مکاتب و دانشگاه‌ها را به روی دختران باز کنند. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۲۶ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که افغانستان تنها کشور در جهان است که در آن آموزش دختران بالاتر از مقطع ابتدایی، ممنوع است. یونیسف در ادامه تاکید کرده است: «مقام‌های حاکم محدودیت‌های آموزشی را لغو کنند و به همه دختران و زنان اجازه دهند تا بی‌درنگ به مکاتب و دانشگاه‌ها بازگردند.» صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه افزوده است که در پنج سالی که حکومت فعلی در قدرت هستند، بیش از ۲.۶ میلیون دختر از آموزش محروم شدند. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 149 بازدید

وزارت تحصیلات عالی حکومت سرپرست در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که جواز فعالیت دانشگاه ‏خصوصی خاتم‌النبیین را لغو کرده و دروازه‌های ساختمان این ‏دانشگاه در کابل و نمایندگی آن در غزنی مسدود شده است. ضیاءالله هاشمی، سخنگوی وزارت تحصیلات عالی ‏امروز (چهارشنبه، ۲۵ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود، دلیل لغو جواز این ‏دانشگاه را «عدم رعایت پالیسی‌های این وزارت، توهین به ‏ارزش‌های اسلامی و استفاده‌ی نادرست از حیثیت و جایگاه ‏دانشگاه» عنوان کرد. وی در ادامه تاکید کرده است که شورای رهبری وزارت تحصیلات عالی، تصمیم لغو ‏جواز دانشگاه خاتم‌النبیین گرفته است. او افزوده است که دانشجویان برحال دانشگاه ‏خاتم‌النبیین به سایر دانشگاه‌های خصوصی معرفی می‌شوند. قابل ذکر است که دانشگاه خاتم‌النبیین، یکی از دانشگاه‌های خصوصی معتبر ‏افغانستان به شمار می‌رفت.‏ محمدجواد محسنی، رییس تلویزیون تمدن و عبدالقیوم سجادی، ‏عضو ‏پیشین مجلس نمایندگان از مالکان این دانشگاه هستند. همچنین محمدجواد محسنی با نشر اعلامیه‌ای گفته است که فعالیت این دانشگاه پس از نزدیک به بیست سال فعالیت علمی، آموزشی و پژوهشی، در پی فشارهای وزیر عدلیه و با همراهی افرادی در وزارت تحصیلات عالی متوقف و جواز فعالیت آن لغو شده است. او تاکید کرد: «پس از آن‌که ادعاهای وزیر عدلیه درباره غصبی‌بودن زمین، وابستگی حزبی دانشگاه و سایر اتهامات مطرح‌شده با ارائه اسناد، مدارک و دلایل مستدل رد شد، وزیر عدلیه طی مکتوبی به وزارت تحصیلات عالی خواستار توقف فعالیت دانشگاه شد. در این مکتوب به موضوع مذهب و قومیت نیز اشاره شده و در صورت نیاز، متن آن رسانه‌ای خواهد شد.» وی افزوده است که وزیر تحصیلات عالی با ادعاهای وزیر عدلیه موافق نبود و طرفدار حفظ دانشگاه بود و به همین دلیل موضوع را طی مکتوبی از رهبری حکومت در قندهار استعلام کرد. حکومت سرپرست چندی قبل تلویزیون تمدن و مدرسه خاتم‌النبیین را ‏نیز بسته کرده بود. وزارت عدلیه‌ اعلام کرده بود که ‏زمین این ‏رسانه و مدرسه‌ی دینی، غصبی است.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 118 بازدید

بخش حفاظت مدنی و کمک‌های بشردوستانه اتحادیه اروپا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که حمایت آموزشی از کودکان در افغانستان می‌تواند زند‌گی آنان را تغییر دهد و زمینه ساختن آینده‌ای بهتر را فراهم کند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۲۲ سنبله) با نشر یک پیام ویدیویی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که میلیون‌ها کودک در سراسر جهان در این هفته به مکتب بازمی‌گردند، اما در افغانستان دسترسی به آموزش برای بسیاری از کودکان همچنان با موانع جدی روبرو است. اتحادیه اروپا در ادامه تاکید کرده است که میلیون‌ها کودک در افغانستان از آموزش محروم‌اند. در اعلامیه آمده است که حدود نیمی از کودکان در سن مکتب در حال حاضر به آموزش دسترسی ندارند. بخش حفاظت مدنی و کمک‌های بشردوستانه اتحادیه اروپا افزوده است که در میان کودکان محروم از آموزش، حدود یک میلیون کودک به‌دلیل ممنوعیت آموزش دختران از تحصیل بازمانده‌اند. این اتحادیه تصریح کرد که برای بسیاری از کودکان در افغانستان، رفتن به مکتب به‌دلیل فاصله زیاد، دشواری جاده‌ها و شرایط نامساعد آب‌وهوایی امکان‌پذیر نیست. اتحادیه اروپا گفته است که برای ایجاد صنف‌های آموزشی در این مناطق، حمایت مالی می‌کند تا مطمین شود دختران و پسران به‌گونه عادلانه به آموزش دسترسی دارند. در حالی اتحادیه اروپا از آموزش کودکان دفاع می‌کند که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 125 بازدید

دید‌بان حقوق افغانستان، بار دیگر از ادامه بسته‌ماندن مکتب‌های دخترانه‌ی بالاتر از صنف ششم انتقاد کرده و گفته است که دختران و زنان این کشور نباید «قربانی فراموشی» شوند. این نهاد همزمان با یک هزار و ۸۱۷مین روز بسته‌ماندن مکتب‌های دختران، گفت که آموزش حق اساسی دختران است، نه امتیازی که آن را از زنان و دختران سلب کنند یا دوباره بازگردانند. در اعلامیه آمده است که که با گذشت هر روز، جای دختران در مکتب‌ها خالی‌تر می‌شود و حق آموزش آنان باید بدون هیچ قیدوشرطی به آنان بازگردانده شود. دیدبان حقوق افغانستان در پیامی به نقل از یکی از دختران دانش‌آموز نوشته است: «من نمی‌خواهم قربانی فراموشی باشم؛ می‌خواهم کتابم را باز کنم، درس بخوانم و آینده بسازم.» حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در این مدت، بارها سازمان‌های بین‌المللی و شماری از کشورها خواستار تامین حقوق اساسی دختران، از جمله حق آموزش، شده‌اند؛ اما این محدودیت‌ها همچنان پابرجاست. بر بنیاد داده‌هایی که به‌تازگی از سوی سازمان ملل متحد منتشر شده، در پنج سال گذشته دو میلیون و ۶۰۰ هزار دختر را از آموزش محروم شدند. ممنوعیت آموزش دختران در افغانستان یکی از جدی‌ترین موارد نقض حقوق بشر در جهان دانسته می‌شود.

ادامه مطلب