برچسب: آموزش

1 ساعت قبل - 7 بازدید

حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین افغانستان در پیامی به مناسبت سالروز استقلال کشور اعلام کرد که حفظ و بهره‌مندی از استقلال، نیازمند صلح پایدار، وحدت ملی و فراهم ساختن فرصت آموزش برای دختران و پسران است. آقای کرزی امروز (چهارشنبه ۲۸ اسد) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که قوای بشری تعلیم‌یافته زمانی تربیت می‌شود که تمامی کودکان، اعم از دختر و پسر به آموزش و تعلیم دسترسی داشته باشند. او تاکید کرد که وحدت و اتفاق میان مردم در صورتی استحکام می‌یابد که احساس مالکیت همگانی و باور به سرنوشت مشترک در جامعه گسترش پیدا کند. وی تصریح کرد که افغانستان تنها با پشتوانه انسجام و قدرت ملی می‌تواند به پیشرفت دست یابد و به عنوان عضوی مسوول، از جایگاهی شایسته و قابل احترام در جامعه بین‌المللی برخوردار شود. حامد کرزی در چند سال گذشته بارها از حکومت فعلی خواسته است که زمینه آموزش برای دختران فراهم شود. ۱۰۷ سال پیش، امان‌الله خان شاه سابق افغانستان، استقلال این کشور را از استعمار بریتانیا به دست آورد.

ادامه مطلب


3 ساعت قبل - 53 بازدید

استفان دوجاریک، سخنگوی دبیرکل سازمان ملل متحد در یک نشست خبری اعلام کرد که حدود دو سوم از ۹۰۰ هزار کودکی که به افغانستان بازگشته‌اند، همچنان از آموزش محروم هستند. آقای دوجاریک گفته است که طبق آماری‌های موجود، از میان آنان نزدیک به ۶۰۰ هزار کودک به مکتب دسترسی ندارند. او با استناد به گزارش اوچا یا دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل افزوده است که نظام آموزشی در افغانستان با چالش‌های متعددی روبرو است. سخنگوی دبیرکل سازمان ملل متحد یادآوری کرد که دختران بالاتر از صنف ششم همچنان از حق آموزش محرومند. آقای دوجاریک درباره محدودیت‌های امدادرسانی تصریح کرد: «ما همراه با شرکای بشردوستانه خود در صورت امکان حمایت می‌کنیم، اما کمبود مداوم بودجه، ظرفیت پشتیبانی از آموزش کودکان را کاهش داده است.» همچنین یونسکو نیز پیشتر اعلام کرد که از زمان بازگشت حکومت سرپرست به قدرت در اسد ۱۴۰۰، حدود ۲.۴ میلیون دختر در افغانستان از آموزش متوسطه محروم شده‌اند. این نهاد سازمان ملل هشدار داده است که ادامه ممنوعیت آموزش دختران، در درازمدت به اقتصاد و جامعه افغانستان آسیب زیاد خواهد زد. حکومت فعلی پس از بازگشت به قدرت در اسد ۱۴۰۰ بارها گفته بود که زمینه آموزش دختران فراهم خواهد شد. با این حال، مکاتب متوسطه و لیسه دختران در حوت همان سال بسته ماند و در قوس ۱۴۰۱ نیز تحصیل زنان در دانشگاه‌ها ممنوع شد.

ادامه مطلب


1 روز قبل - 65 بازدید

سوزان فرگوسن، نماینده بخش زنان سازمان ملل در امور افغانستان، وضعیت زنان و دختران را پنج سال پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت «بی‌سابقه در جهان مدرن» توصیف کرد. خانم فرگوسن با نشر ویدیویی گفته است که طی پنج سال گذشته به‌طور سیستماتیک حقوق زنان محدود شده و بیش از ۱۰۰ فرمان در این زمینه صادر شده است. دفتر سازمان ملل متحد در ژنو ویدیویی از سخنان فرگوسن را منتشر کرد و وی از جامعه جهانی خواست حمایت خود را از زنان افغانستان کاهش ندهد. او گفت: «اکنون زمان آن است که تعهد خود را در قبال زنان افغانستان عمیق‌تر کنیم، نه این‌که از آن عقب‌نشینی کنیم.» نماینده ویژه بخش زنان سازمان ملل افزود افغانستان تنها کشور جهان است که زنان و دختران در آن با محدودیت‌های گسترده‌ای در زمینه آموزش، کار، رفت‌وآمد، مشارکت عمومی و برابری حقوقی مواجه‌اند. براساس آمار ارائه‌شده از سوی زنان سازمان ملل، بیش از نیمی از سه هزار و ۲۰۰ زن مورد بررسی گفته‌اند که اکنون تنها یک یا دو بار در ماه از خانه بیرون می‌شوند. نزدیک به سه‌چهارم آنان نیز گفته‌اند بدون محرم مرد هنگام خروج از خانه احساس امنیت نمی‌کنند. همچنین فرگوسن هشدار داده است که محدودیت‌های گسترده علیه زنان به بحران سلامت روانی در میان آنان منجر شده است. او گفت که ممنوعیت‌های آموزشی همچنان باعث کاهش شمار کارکنان صحی زن شده و دسترسی زنان به خدمات درمانی را دشوارتر کرده است. فرگوسن با اشاره به پیام زنانی که با آنان دیدار کرده، گفت: «ما را ببینید، ما را ترک نکنید، در کنار ما بایستید و به حمایت از ما ادامه دهید.» او از دولت‌ها و کمک‌کنندگان بین‌المللی خواست در شرایطی که فشارها بر زنان و دختران افغانستان ادامه دارد، حمایت مالی و سیاسی خود را کاهش ندهند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 57 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد می‌گوید که زنان و دختران در افغانستان با بحرانی ساختارمند حقوق بشری روبرو هستند. این نهاد امروز (دوشنبه، ۲۶ اسد) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ممنوعیت آموزش متوسط و مشارکت زنان در نیروی کار همراه با محدودیت‌های گسترده در زندگی روزمره، خطرهای مرتبط با حفاظت و امنیت آن‌ها را افزایش داده و تاب‌آوری بلندمدت جامعه را نیز تهدید می‌کند. در ادامه آمده است که محدودیت‌های وضع‌شده بر زنان و دختران در افغانستان، برای نسل‌های آینده نیز احساس خواهد شد. حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 53 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد اعلام کرده است که در جریان برنامه‌های حمایتی این نهاد در افغانستان، ۶۷ درصد از ۵۵ هزار و ۹۳۷ کودک آسیب‌پذیر تحت حمایت آموزشی، دختران بودند. این سازمان با نشر گزارشی از ارایه‌ی خدمات صحی و تغذیه‌ای به میلیون‌ها کودک و حمایت از خانواده‌های آسیب‌پذیر در افغانستان خبر داده است. بر اساس آمار یونیسف، برنامه‌های آموزش مبتنی بر جامعه و ایجاد مکان‌های موقت آموزشی به ۵۵ هزار و ۹۳۷ کودک آسیب‌پذیر در افغانستان کمک کرده است. در گزارش آمده است که دختران با تشکیل ۶۷ درصد این کودکان، بخش عمده دریافت‌کنندگان این حمایت‌ها را تشکیل می‌دهند. یونیسف در بخشی از گزارشش تاکید کرد که این برنامه‌ها، از جمله برای کودکان بازگشته و کودکانی که از مکتب بیرون مانده‌اند، اجرا شده است؛ گروهی که در میان محدودیت‌های موجود بر آموزش، با موانع بیشتری برای دست‌رسی به فرصت‌های آموزشی روبرو هستند. در بخش حمایت اقتصادی از خانواده‌ها، برنامه انتقال پول نقد برای مادران و کودکان به ۶۵ هزار و ۱۶۲ خانواده رسیده و در مجموع ۵۷۶ هزار و ۲۷۹ نفر از آن بهره‌مند شده‌اند. این در حالی است که نظام آموزشی افغانستان همچنان با چالش‌های گسترده در بخش ساختمان، تجهیزات و کم‌بود آموزگاران روبرو هستند. در بسیاری از منطقه‌های دوردست مکتب‌ وجود ندارد و بسیاری از کودکان، به‌ویژه دختران، از آموزش محروم می‌مانند. پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت در آگست ۲۰۲۱ میلادی، دختران از آموزش بالاتر از دوره ابتدایی و زنان از تحصیل دانشگاهی محروم شده‌اند. همچنین در کنار محدودیت‌های آموزشی، زنان و دختران با محدودیت‌هایی در زمینه اشتغال، رفت‌وآمد و حضور در زندگی عمومی نیز مواجه‌اند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 97 بازدید

امینه محمد، معاون دبیرکل سازمان ملل متحد ‏گفته است که زنان و دختران افغانستان همچنان بار ‏محرومیت از حقوق‌شان را بر دوش می‌کشند و ‏امیدها و رویاهای‌شان برای آینده در حالت تعلیق ‏قرار دارد. خانم محمد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که زنان و دختران اهل افغانستان در چنین شرایطی نباید به حال خود رها شوند. او در ادامه تاکید کرده است: «بیایید همچنان صدای آنان را ‏بازتاب دهیم و در حمایت از تلاش‌های‌شان برای ‏دستیابی به حق آموزش و مشارکت در اقتصاد، ‏استوار بمانیم‎.‌‏»‏ حکومت سرپرست روز (شنبه، ۲۴ اسد) سالروز بازگشتش به قدرت را جشن گرفتند.‏ امینه محمد از بلندپایه‌ترین مقام‌های سازمان ملل است که پس از بازگشت حکومت فعلی به قدرت، به افغانستان سفر کرده و با مقام‌های دولتی دیدار و گفتگو کرده است. او در این دیدارها بر ضرورت تأمین حق آموزش و کار زنان و دختران تأکید کرده بود. همچنین بخش زنان سازمان ملل متحد در گزارشی گفته است ‏که حکومت فعلی در افغانستان طی پنج سال گذشته بیش از ‌‏۱۰۰ فرمان علیه زنان و دختران صادر کرده‌اند که ‏تبعیض را نهادینه و حقوق اساسی آنان را سلب کرده ‏است‎.‎ زنان و دختران افغانستان در حال حاضر از آموزش، ‏کار و آزادی گشت‌وگذار محروم هستند.‏

ادامه مطلب


4 روز قبل - 87 بازدید

بخش زنان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که دختران و زنان افغانستان همچنان از رفتن به مکتب محروم هستند. این نهاد امروز (شنبه، ۲۴ اسد/۱۵ آگست) به مناسبت پنجمین سال تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان گفته است که محروم‌نگه‌داشتن دختران از مکتب تنها بر زندگی خود آن‌ها اثر نمی‌گذارد بلکه مانع پیشرفت و توسعه‌ی افغانستان نیز می‌شود. بر اساس آمار یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد، اکنون دو میلیون و ۴۰۰ هزار دختر به دلیل این ممنوعیت، از آموزش متوسطه باز مانده‌اند. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 99 بازدید

انستیتیوت ملی موسیقی افغانستان در تبعید فعالیت دارد، در پشتیبانی از دختران و زنان افغانستان آهنگی زیر نام «آدم و حوا» را به تازگی ساخته است. احمد سرمست، رییس این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که آدم و حوا، سرودی برای زنان، هنرمندان، موسیقی‌دانان و همه قربانیان ظلم، سرکوب و خشونت است. آقای سرمت در ادامه تاکید کرده است که آدم و حوا، سرودی در دفاع از حق آموزش، کرامت انسانی و آزادی آفرینش هنری برای شهروندان افغانستان است. او افزوده است که آدم و حوا، سرودی برای پایدار، امید و مقاومت است. انستیتیوت ملی موسیقی افغانستان در اعلامیه‌اش افزوده است که این آهنگ ۰۷:۰۰ شب شنبه به وقت کابل پخش خواهد شد. قابل ذکر است که پس از فروپاشی حکومت جمهوری، اعضای انستیتیوت ملی موسیقی، افغانستان را ترک کردند و در تبعید به فعالیت خود ادامه داده‌اند. حکومت سرپرست در پنج سال گذشته، موسیقی را حرام و ممنوع اعلام کرده و هزاران آله‌ی موسیقی را در این مدت در ولایت‌های مختلف گردآوری کرده و آتش زده‌اند.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 109 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد اعلام کرده است که ممنوعیت وضع‌شده بر آموزش و کار زنان و دختران تنها یک نسل را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد، بلکه نسل بعدی نیز هزینه‌ی آن را می‌پردازد. این با نشر اعلامیه‌ای گفته است که پس از ۱۵ آگست ۲۰۲۱ میلادی، ۲.۶ میلیون دختر از آموزش محروم شدند و محدودیت‌های اعمال‌شده بر آموزش دختران و اشتغال زنان، سالانه ۸۴ میلیون دالر امریکایی برای افغانستان هزینه‌ی اقتصادی دارد و با ادامه‌ی محدودیت‌ها، این ضررها هر ساله بیشتر می‌شود. یونیسف هشدار داده است که این محدودیت‌ها تنها یک نسل را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد، بلکه هزینه‌ها و عواقب آن به نسل بعدی نیز منتقل می‌شود. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل افزوده است: «با افزایش نسبت مادران بی‌سواد، خطرات کم‌وزنی هنگام تولد، واکسیناسیون ناکافی و کوتاهی قد در بین فرزندان‌‎شان نیز افزایش می‌یابد و فشار بیشتری را بر سیستم صحی که از قبل تحت فشار بوده است، وارد می‌کند.» در بخشی از اعلامیه آمده است که با این محدودیت‌ها، افغانستان تا سال ۲۰۳۰ با خطر از دست دادن حداکثر ۲۰ هزار معلم زن و حدود پنج‌ونیم هزار پزشک زن مواجه است و همچنان تعداد معلمان زن در آموزش پایه در حال حاضر بیش از نُه درصد کاهش یافته و از نزدیک به ۷۳ هزار نفر در سال ۲۰۲۲ به حدود ۶۶ هزار نفر در سال ۲۰۲۴ رسیده است. بررسی‌های یونیسف نشان می‎دهد که حضور زنان در خدمات ملکی بین سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ میلادی از ۲۱ درصد به ۱۷.۷ درصد کاهش یافته است. کاترین راسل، مدیر اجرایی یونیسف می‌گوید: «پنج سال ممکن است در تاریخ یک کشور کوتاه باشد، اما در زندگی یک دختر دوره‌ای تعیین‌کننده است.» او افزوده است: «کلاس درس چیزی بیش از یادگیری ارائه می‌دهد. به یک جوان صدا و توانایی رسیدن به تمام ظرفیت او را می‌دهد و سپری در برابر کار کودکان، ازدواج زودهنگام و خشونت و سوءاستفاده ارائه می‌دهد.» وی افزوده است: «وقتی مکتب‌ها تعطیل شدند، این حمایت‌ها از بین رفت.» یونیسف هشدار داده است که دختران وقتی از مکتب خارج می‌شوند با خطرات بیشتری از جمله کار کودکان، سوءاستفاده، ازدواج زودهنگام و خشونت مبتنی بر جنسیت روبه‌رو هستند. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از وارد شدن به کابل، حدود دو هفته بعد اعلام کردند که دختران اجازه ندارند فراتر از صنف ششم ابتدائی مکتب درس بخوانند. همچنین آموزش بانوان در دانشگاه‌ها در دسامبر ۲۰۲۲ منع شد.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 100 بازدید

دوستان مریم نیز دیگر مانند گذشته در تماس نبودند. بعضی درگیر کارهای خانه شده بودند، برخی مجبور به کار شده بودند و درباره سرنوشت بعضی دیگر نیز خانواده‌هایشان تصمیم گرفته بودند. یک روز یکی از دوستان نزدیکش تلفن کرد و گفت: «دیگر نمی‌توانم درس بخوانم. پدرم می‌گوید مکتب که نیست، باید در خانه باشم.» مریم پرسید: «تو چه می‌خواهی؟» دوستش چند لحظه سکوت کرد و گفت: «من هم می‌خواهم درس بخوانم، اما خواستن من کافی نیست.» این جمله برای مریم بسیار سنگین بود. آن شب وقتی به اتاقش رفت، کتاب علومش را باز کرد، اما نتوانست مطالعه کند. کتاب را بست و به دیوار خیره شد. برای نخستین بار به این فکر کرد که شاید مشکل فقط بسته‌شدن یک دروازه نیست؛ شاید چیزی که از دختران گرفته می‌شود، سال‌های زندگی و فرصت ساختن آینده آنان است. با این حال، مریم تصمیم گرفت کاملاً منتظر نماند. از طریق یکی از دوستانش درباره کلاس‌های آنلاین شنید و با وجود اینترنت ضعیف و هزینه‌هایی که خانواده به سختی می‌توانستند پرداخت کنند، شروع به یادگیری از طریق اینترنت کرد. تلفن هوشمندی که در خانه داشتند قدیمی بود و گاهی برنامه‌های آموزشی روی آن به‌درستی باز نمی‌شد. اینترنت نیز همیشه قابل اعتماد نبود. بعضی شب‌ها مریم ساعت‌ها منتظر می‌ماند تا بتواند وارد کلاس شود و درست زمانی که معلم تدریس را آغاز می‌کرد، ارتباط قطع می‌شد. او دوباره تلاش می‌کرد، اما گاهی تا پایان درس نمی‌توانست برگردد. با این حال، دفترش را کنار خود می‌گذاشت و هرچه می‌توانست یادداشت می‌کرد. برای یادگیری زبان انگلیسی نیز دفتر جداگانه‌ای داشت و هر روز چند واژه جدید می‌نوشت. در صفحه نخست دفترش نوشته بود: «من هنوز دانش‌آموز هستم.» این جمله را برای خودش نوشته بود تا هر روز فراموش نکند که بسته‌شدن دروازه مکتب نباید باعث شود خودش را از دنیای آموزش کنار بگذارد. اما ادامه این مسیر آسان نبود. هزینه اینترنت برای خانواده سنگین بود و گاهی مریم مجبور می‌شد چند روز از کلاس‌هایش دور بماند. یک بار چند هفته نتوانست به درس‌های آنلاین دسترسی پیدا کند و وقتی دوباره برگشت، بسیاری از مطالب را از دست داده بود. احساس می‌کرد از هم‌سن‌وسالانش عقب مانده است. دوستانی که زمانی در کنار او در یک صنف می‌نشستند، حالا هر کدام در مسیر متفاوتی قرار گرفته بودند. بعضی دیگر علاقه‌ای به درس نداشتند، چون آن‌قدر از مکتب دور مانده بودند که امیدشان کم‌رنگ شده بود. مریم نیز روزهایی داشت که می‌خواست کتاب‌ها را ببندد و دیگر به آینده فکر نکند. گاهی با خودش می‌گفت: «وقتی معلوم نیست چه زمانی دوباره می‌توانم درس بخوانم، چرا این‌قدر تلاش کنم؟» اما هر بار که این فکر به سراغش می‌آمد، به یاد پدرش می‌افتاد که سال‌ها گفته بود: «اگر چیزی یاد بگیری، هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از تو بگیرد.» همین جمله دوباره او را پای کتاب می‌نشاند. دو سال از زمانی که مریم آخرین بار وارد مکتب شده بود، گذشت. در این دو سال، او از یک دختر مکتب‌رو به دختری تبدیل شده بود که بیشتر وقتش را در خانه می‌گذراند. بعضی روزها خودش را در آینه نگاه می‌کرد و باورش نمی‌شد همان دختری است که زمانی هر صبح با شوق لباس مکتب می‌پوشید. دیگر لباس مکتب برایش اندازه نبود. یک روز آن را از کمد بیرون آورد و روی تخت پهن کرد. مادرش وارد اتاق شد و وقتی لباس را دید، چیزی نگفت. مریم به لباس نگاه کرد و گفت: «مادر، ببین چقدر برایم کوچک شده.» مادر لبخند غمگینی زد و جواب داد: «دخترم، تو بزرگ شدی.» مریم گفت: «من فقط بزرگ نشدم، مادر. دو سال هم از درس‌هایم عقب ماندم.» مادر کنارش نشست و دستش را گرفت. مریم سرش را روی شانه مادر گذاشت و برای نخستین بار بعد از مدت‌ها گریه کرد و گفت: «من نمی‌خواهم تمام آینده‌ام در همین اتاق خلاصه شود.» مادر آرام جواب داد: «من هم نمی‌خواهم.» بعد از آن روز، مریم بیشتر تلاش کرد. درس‌های قبلی را مرور کرد، کتاب‌هایی را که در خانه داشت خواند و از دوستانش جزوه‌های قدیمی گرفت. گاهی برای خودش امتحان می‌گرفت و پاسخ‌ها را در دفتر می‌نوشت. اگر چیزی را نمی‌فهمید، ساعت‌ها در منابع آموزشی جست‌وجو می‌کرد. او دیگر فقط برای این درس نمی‌خواند که روزی دوباره مکتب باز شود؛ برای این درس می‌خواند که خودش را از دست ندهد. در خانواده نیز همه می‌دانستند مریم نمی‌خواهد آموزش را کنار بگذارد. پدرش با وجود مشکلات اقتصادی، تا جایی که می‌توانست هزینه اینترنت و کتاب‌های مورد نیازش را فراهم می‌کرد. یک شب که پدر خسته از کار برگشته بود، مریم درباره آینده‌اش با او صحبت کرد و گفت: «پدر، اگر روزی مکتب باز شود، من می‌روم. اگر دانشگاه هم باز باشد، می‌خواهم ادامه بدهم.» پدر چند لحظه به او نگاه کرد و گفت: «تو فقط درس بخوان. تا وقتی من توان داشته باشم، نمی‌گذارم آرزویت را فراموش کنی.» مریم چیزی نگفت، اما همان شب احساس کرد هنوز کسی در کنار او ایستاده است. با این همه، چیزی که بیش از همه مریم را آزار می‌داد، ترس از فراموش‌شدن بود. او می‌ترسید جامعه روزی به این وضعیت عادت کند؛ به این‌که دختران در خانه باشند، به این‌که صدای زنگ مکتب برای آنان فقط خاطره شود و به این‌که کودکی که روزی آرزوی داکتر، مهندس یا معلم‌شدن داشت، آرام‌آرام از رؤیایش دست بکشد. از خودش می‌پرسید اگر چند سال دیگر بگذرد، آیا هنوز می‌توانم به دانشگاه فکر کنم؟ آیا هنوز می‌توانم خودم را دانش‌آموز بدانم؟ آیا کتاب‌هایی که امروز می‌خوانم، روزی به کارم خواهند آمد؟ پاسخ این سؤال‌ها را نمی‌دانست، اما یک چیز را می‌دانست؛ اگر خودش نیز تسلیم شود، دیگر چیزی برایش باقی نمی‌ماند. به همین دلیل، هر شب چراغ کوچک اتاقش را روشن می‌کرد و کتابش را باز می‌گذاشت. گاهی فقط چند صفحه می‌خواند و گاهی چند ساعت، اما تلاش می‌کرد هر شب چیزی یاد بگیرد. یک شب، مریم کنار پنجره نشسته بود و به کوچه نگاه می‌کرد. چند دختر کوچک از کنار خانه عبور کردند. یکی از آن‌ها کیف مکتب بر دوش داشت و با عجله دست مادرش را می‌کشید. مریم مدت زیادی به آن‌ها نگاه کرد. صدای خنده دوستانش، زنگ مکتب، صدای معلم و حتی نیمکت چوبی صنف را به یاد آورد. برای لحظه‌ای همه آن روزها دوباره زنده شدند؛ روزهایی که هنوز نمی‌دانست رفتن به مکتب می‌تواند روزی به یک آرزوی دور تبدیل شود. سپس به اتاق برگشت. روی میز، همان دفتر انگلیسی قرار داشت؛ دفتری که مدت‌ها پیش در صفحه نخست آن نوشته بود: «من هنوز دانش‌آموز هستم.» مریم قلم را برداشت و زیر آن جمله نوشت: «و خواهم ماند.» شاید مریم نمی‌داند چه زمانی دوباره اجازه خواهد داشت وارد صنف شود، چه زمانی می‌تواند امتحان بدهد و چه زمانی رؤیای داکترشدن از یک آرزو به یک برنامه واقعی تبدیل خواهد شد. شاید حتی نداند چند سال دیگر باید منتظر بماند. اما هر بار که کتابی را باز می‌کند، به خودش یادآوری می‌کند که زندگی‌اش نباید فقط با تصمیم‌هایی که دیگران درباره‌اش می‌گیرند تعریف شود. او هنوز همان دختر نوجوانی است که روزی با شوق از خانه بیرون می‌شد و می‌گفت می‌خواهد داکتر شود؛ با این تفاوت که حالا دو سال از آن روزها گذشته و در این دو سال، مریم فهمیده است که محرومیت تنها گرفتن یک فرصت نیست؛ گاهی وادارکردن یک انسان به جنگیدن برای چیزی است که پیش از آن، ساده‌ترین حق زندگی‌اش به شمار می‌رفت. حالا هر شب چراغ کوچک اتاقش را روشن می‌کند، کتابش را باز می‌گذارد و درس می‌خواند؛ نه به این دلیل که مطمئن است فردا دروازه مکتب باز خواهد شد، بلکه به این دلیل که نمی‌خواهد روزی که آن دروازه باز شد، خودش دیگر همان دختر مشتاق یادگیری نباشد. برای مریم، هر صفحه‌ای که می‌خواند، یک قدم کوچک به سوی آینده‌ای است که هنوز نمی‌بیند، اما حاضر نیست از آن دست بکشد؛ آینده‌ای که در آن دوباره کیفش را بر دوش می‌اندازد، از خانه بیرون می‌شود و از دروازه یک مکتب یا دانشگاه عبور می‌کند. روزی که دیگر مجبور نباشد از خودش بپرسد چرا اجازه درس‌خواندن ندارد و بتواند از خودش بپرسد: «حالا برای رسیدن به رؤیایم چقدر باید تلاش کنم؟» شاید تمام امید مریم همین باشد؛ این‌که روزی دوباره انتخاب آینده به دست خودش باشد. بخش اول روایت... نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب