برچسب: کتاب

3 هفته قبل - 122 بازدید

شادروان نجمه زارع در ۲۹ آذرماه ۱۳۶۱ در شهرستان کازرون واقع در استان فارس به دنیا آمد. شش ماه پس از تولد وی خانواده‌اش به‌ سبب ادامه‌ی تحصیلات حوزوی پدر در قم مسکن گزیدند. نجمه در خانواده‌ای فرهنگی و مذهبی بالیدن گرفت و از همان آغاز نشانه‌های شاعرانگی را در رفتار وی با دیگران می‌شد دید. او دوران دبستان را در مدرسه‌ی "اوسطی" قم گذراند و دوران راهنمایی و دبیرستان را به ترتیب در مدارس "نرجسیه" و "شهدای چهارمردان" پشت سر گذاشت. طی سال‌های ۷۹ تا ۸۱ در دانشگاه همدان به تحصیل در رشته‌ی عمران پرداخت. در بهار ۱۳۸۴ با (عباس محمدی ـ شاعر) ازدواج کرد و سرانجام بر اثر یک اشتباه پزشکی در بیمارستان گلپایگانی قم بر اثر تزریق داروی بیهوشی به مرگ مغزی دچار شده و پس از ۵ روز اغما در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۸۴ دارفانی را وداع گفت. او که پرورش یافته‌ی انجمن شعر و قصه‌ی قم بود در ۲۰ کنگره‌ی سراسری شعر کشور به عنوان نفر برگزیده انتخاب و معرفی شده بود. ویژگی‌های غزل او از زبان دیگران  چنین است: "غزل وی از نگاه غزل‌سرایی که در منطقه‌ی مرکزی کشور رایج است، اثر می‌پذیرفت. غزل زارع با ویژگی‌های خاصش مثل: سپید خوانی ردیف یا چینش کلمات یا استفاده از دایره‌ی واژگانی که بیش‌تر می‌توان گفت فضایش به فضای شعر مدرن‌تر می‌خورد، در چارچوب شعر کلاسیک به بهترین وجه، خود را نشان می‌داد. زبان ویژه و دایره‌ی واژگانی مخصوص خود را داشت. اگر بیش‌تر زنده می‌ماند، به سبک خاص شخصی‌اش تبدیل می‌شد.. باید درباره‌ی خصوصیات اخلاقی و تاثیر آن در شعرش گفت. وی بسیار باوقار بود و محجوب و سنگین که این ویژگی‌ها به کلمات و شعرش هم منتقل شده بود. در شعرش عصیان می‌کرد، ولی شعر زارع ، هیچ وقت از دایره‌ی وقار خارج نمی‌شد."   (خبر به دورترین نقطه جهان برسد خبر به دورترین نقطه جهان برسد نخواست او به من خسته ـ بی‌گمان ـ برسد شکنجه بیشتر از این‌؟ که پیش چشم خودت‌ کسی که سهم تو باشد، به دیگران برسد چه می‌کنی، اگر او را که خواستی یک‌عمر به‌راحتی کسی از راه ناگهان برسد رها کنی‌، برود، از دلت جدا باشد به آن‌که دوست تَرَش داشته‌، به آن برسد رها کنی‌، بروند و دو تا پرنده شوند خبر به دورترین نقطه جهان برسد گلایه‌ای نکنی‌، بغض خویش را بخوری‌ که هق‌هق تو مبادا به گوششان برسد خدا کند که‌... نه‌! نفرین نمی‌کنم، نکند به او، که عاشق او بوده‌ام، زیان برسد خدا کند فقط این عشق از سرم برود خدا کند که فقط زود آن زمان برسد)   نجمه زارعی یکی از نخبگان ادبیات استان قم در سه دهه اخیر است که توانست با جوایز متعدد و سبک نوین شعری خود، به محبوبیت فوق العاده ای در بین علاقه مندان ادبیات دست یافت. همه مردم دنیا شعر را روزنه امید و راه بیان احساسات می‌دانند و با آن انس دارند؛ اما این امر در بین مردم خودش عمیق‌تر بوده و شعر در متن زندگی‌شان جریان داشته است؛ زیرا در همه آیین‌های سنتی این سرزمین شعر و شعرخوانی جایگاهی ثابت و رفیع دارند به همین دلیل شاعران همواره مورد مهر مردم هستند. شاعران باهنر و استعداد فطری‌شان باجان بخشیدن به واژگان رنگ امید و عشق به زندگی آدم‌ها می‌دهند. در آسمان ادبیان، شاعران بزرگ و نامدار زیادی وجود دارند که الهامی برای تولد ستارگان جدید هستند؛ یکی از این ستارگان آسمان ادبیات، نجمه زارع، شاعر جوان قمی، بود که در جوانی شمع زندگی‌اش خاموش شد. ۳۱ شهریور، سالروز مرگ شاعر جوانی است که برای شعردوستان دهه گذشته یک نقطه عطف در ادبیات و هنر شعر در کشور و استان قم محسوب می شد. آنچه او را به ذهن جوانان هم نسلش پیوند جاودانه داد، نگاه شاعرانه و عمیق اش بین حوادث اجتماعی، دردهای ناگفته نسلی که عادت به برون داد درونیات روحی شان نداشتند، سخن های نوگرایانه و در زمان خود جسورانه، نگاه نقادانه به آنچه در اطرافش می گذشت و همچنین به کارگیری یک زبان و ادبیات جدید در سرایش شعر بود. زبانی که هم نسلان او آن را بسیار دوست داشتند. او در بیان عوالم احساسی، یک استاد چیره دست بود و آنچنان روحیات یک جوان ۲۰ ساله را به تصویر می کشید که همگان حس هم ذات پنداری با شعرش می کردند. حال چه آن حس را تجربه کرده بودند و چه نه. کار بزرگ دیگری که زارع در قم انجام داد، نشان دادن قدرت یک نسل و یک قشر مهم و تاثیرگذار در جامعه بود به نام دختر. او با توانایی خارق العاده اش در سرایش شعر در ابعاد مختلف مذهبی، اجتماعی و فرهنگی و زمینه های سنتی ادبی، به همه دختران قمی جرات و جسارت حضور در این عرصه ها را داد. دختری که سروده هایش مردان را بیشتر از دختران تحت تاثیر قرار داد. اما هر چه بود، مرگ غم انگیز و ناگهانی اش در روزهایی که خود را برای آغاز یک زندگی مشترک آماده می کرد، فضای فرهنگی قم و حتی کشور را تحت تاثیر قرارداد و کشور یکی از نوابغ واستعدادهای برجسته خود را از دست داد. نجمه زارع در دوران کوتاه زندگی خود با حدود ۳۰ عنوان برگزیده در کنگره‌های شعر و سرایش ۴ دفتر شعر، نام خود را در حافظه‌ی ادبی ثبت نمود.   (گریه کردم گریه هم این‌بار آرامم نکرد گریه کردم گریه هم این‌بار آرامم نکرد هرچه کردم... هرچه... آه! انگار آرامم نکرد روستا از چشم من افتاد، دیگر مثل قبل گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد بی تو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد درد دل با سایه و دیوار آرامم نکرد خواستم دیگر فراموشت کنم، اما نشد خواستم، اما نشد، این کار آرامم نکرد سوختم آن‌گونه در تب، آه! از مادر بپرس دستمال تب بر نمدار آرامم نکرد ذوق شعرم را کجا بردی که بعد از رفتنت عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد(   نجمه زارع، شاعر فقید معاصر، مجموعه اشعار غزل‌هایش با نام‌های «خبر به دورترین نقطه جهان برسد» و مجموعه دیگری با عنوان «عشق قابیل است» (که با نام «باید دوباره زاده شوم» نیز شناخته می‌شود) را در کارنامه دارد، و همچنین کتاب «یک سرنوشت سه حرفی» نیز از او به جا مانده است؛ آثار او که عمدتاً در حوزه غزل و شعر سپید هستند، منتشر شده‌اند و با استقبال خوبی مواجه شده‌اند. مهم‌ترین کتاب‌های نجمه زارع: خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد: مجموعه‌ای از غزل‌های او که در سال ۱۳۹۶ منتشر شد و به چاپ‌های متعدد رسید. عشق قابیل است: که به عنوان «باید دوباره زاده شوم» نیز شناخته می‌شود و یکی از آثار مهم او در غزل‌سرایی است. یک سرنوشت سه حرفی: که از دیگر آثار منتشر شده‌ی این شاعر است. (زخمم بزن که زخم مرا مرد می‌کند اصلاً برای عشق سرم درد می‌کند زخمم بزن که لااقل این کار ساده را هر یار بی‌وفای جوانمرد می‌کند آنجا که رفته‌ای خودمانیم هیچ‌کس آنچه دلم برای تو می‌کرد می‌کند؟ در را نبسته‌ای که هوای اتاق را باد خزان حوصله دلسرد می‌کند فردا نمی‌شوی که نمی‌دانی عشق تو دارد چه‌کار با من شبگرد می‌کند خاکستر غروب تو هرروز در افق آتش‌پرست روح مرا زرد می‌کند عاشق بکش که مرگ مرا زنده می‌کند زخمم بزن که زخم مرا مرد می‌کند( نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 103 بازدید

کتاب سهم من اثری داستانی به قلم پرینوش صنیعی‌ ست که روایتگر داستان زندگی یک زن از خانواده سنتی در دوران انقلاب و جنگ است. کتاب سهم من به زبان‌های رمانیایی، نوروژی و ایتالیایی چاپ شده و برنده جایزه بوکاچیو ایتالیاست. داستان کتاب سهم من در مورد معصومه، دختر یک خانواده مذهبی‌ست که در مدرسه موفقیت بسیاری دارد و علاقه‌مند است تحصیل خود را علی‌رغم میل خانواده‌اش ادامه دهد. در همین میان معصومه به پسر جوانی که در داروخانه نزدیک مدرسه کار می‌کند، علاقه‌مند می‌شود و هنگامی که برادر کوچکش این موضوع را می‌فهمد به خانواده خود اطلاع می‌دهد. معصومه پس از این که به خاطر علاقه خود به آن پسر جوان مورد ضرب و شتم شدید والدین و برادران خود قرار ‌می‌گیرد، در اتاق زندانی می‌شود و از تحصیل باز می‌ماند. او بعدها با اجبار خانواده مجبور به ازدواج با مردی می‌شود که حتی او را نمی‌شناسد. معصومه بعد از ازدواج با حمید در می‌یابد که او یکی از مخالفان رژیم است و از نظر فرهنگی هم با خانواده معصومه تفاوت‌های اساسی ‌دارد. بعد از ازدواج معصومه با حمایت همسرش به مطالعه و ادامه تحصیل می‌پردازد ولی هیچ‌وقت احساس خوشبختی نمی‌کند. حمید هیچ وقت خانه نیست و معصومه تمام مدت احساس تنهایی می‌کند. پس از مدتی حمید توسط نیروها بازداشت می‌شود و معصومه مجبور می‌شود به تنهایی از فرزندان خود مراقبت کند. در این میان معصومه با زنان زیادی آشنا می‌شود که سرگذشت بسیار متفاوتی با او داشته‌اند. زنانی که با حمایت خانواده به آزادی رسیده بودند و با این آزادی در جامعه به فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی می‌پرداختند، چیزی که معصومه هیچ‌وقت اجازه آن را نداشت. سختی‌های زندگی معصومه بعد از انقلاب با اعدام همسرش چندین برابر می‌شود و معصومه باید به تنهایی از پس مشکلات زندگی به همراه سه فرزندش برآید. او از جوانی به خاطر خانواده پدری از تمام رویا‌ها و خواسته‌های خودش گذشت و در میانسالی هم مجبور می‌شود به خاطر فرزندانش دوباره از خواسته‌هایش بگذرد. هدف اصلی نویسنده از نوشتن کتاب سهم من این است که نشان دهد زنان این جامعه سهمی از زندگی خود ندارند. آنها همیشه به عنوان دختر پدرشان، همسر شوهرشان و مادر پسرشان شناخته می‌شوند و نمی‌توانند هویتی مستقل از مردان خانواده‌ خود داشته باشند. سهم من کتابی‌ست که سرگذشت بسیاری از زنان و دختران در دوران انقلاب و جنگ را شرح می‌دهد و روایتگر محرومیت‌ها و سختی‌هایی‌ست که این نسل تجربه کردند. این کتاب به خوبی طرز فکر خانواده‌های سنتی و فرهنگ‌ها و اتفاقات دهه ۳۰ تا ۸۰ را به تصویر کشیده است. پرینوش صنیعی نویسنده‌ی این رمان در سال ۱۳۲۸ در تهران متولد شد. دیپلم ادبی را از دبیرستان رضا شاه کبیر و لیسانس روان‌شناسی و فوق لیسانس روان‌شناسی تربیتی (با تخصص مشاوره و راهنمایی) را از دانشگاه تهران دریافت کرد و دوره‌های تخصصی متعددی در زمینه‌های آموزش و مدیریت در ایران، فیلیپین و آمریکا گذراند در سال ۱۳۵۰ به استخدام مرکز آموزش مدیریت دولتی درآمد ودر پستهای مختلف از کارشناسی ارشد تا مسئول اجرای دوره‌های مدیریت عالی و ارزشیابی دوره‌های آموزشی خدمت کرد سپس در سال ۱۳۶۲ به عنوان مدیرواحد تحقیقات و پژوهش در شورای عالی هماهنگی آموزشهای فنی و حرفه‌ای کشور مشغول به کار شد. در نهایت در سال ۱۳۷۲ با بازنشستگی او بر اساس طرح بازنشستگی زود رس بانوان به شرط ادامه همکاری به عنوان مشاور و مجری طرحهای تحقیقاتی موافقت شد. از او مقالات متعددی در نشریات تخصصی، جزوات آموزشی وچند گزارش تحقیقی به چاپ رسیده‌است. پرینوش صنیعی اولین رمان خود (سهم من) را بر اساس یکی از پروژه‌های تحقیقی اش به صورت رمان نوشت. که تا کنون به بیش از ۲۴ زبان ترجمه شده. اولین ترجمه آن به زبان ایتالیایی در سال ۲۰۱۰ موفق به دریافت جایزه بوکاچیو به عنوان بهترین کتاب خارجی سال شد و ترجمه اسپانیایی آن در سال ۲۰۱۵ در سن سباستین جایزه (اسکادی د پلاتا) را به عنوان بهترین کتاب خارجی سال دریافت کرد و نسخه انگلیسی آن با ترجمه سارا خلیلی از سوی مجله بین‌المللی ادبیات جهان "World Literature Today"به عنوان یکی از ۷۵ اثر برتر ادبیات حهان در سال ۲۰۱۳ برگزیده شد. دومین کتاب او به نام " پدر آن دیگری " در سال ۱۳۸۳ به چاپ رسید. بر مبنای داستان این کتاب فیلمی به همین نام توسط یداالله صمدی ساخته شد که در دهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کودک هند در دو بخش بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر کودک برنده جایزه شد. این کتاب نیز تا کنون به بیش از۱۲ زبان مختلف ترجمه و چاپ شده‌است. کتاب سوم با نام " رنج همبستگی " بود که انتشار آن پس از چاپ دوم بنا به درخواست نویسنده متوقف گردید. کتاب چهارم با نام " آنها که رفتند و آنها که ماندند" یا "جمع پریشان " از سال ۱۳۸۶ در وزارت ارشاد اسلامی در انتظار مجوز برای چاپ است که هنوز صادر نشده‌است. در ادامه قسمتی از متن کتاب را می‌خوانیم: هر دو خنده از درون برخاسته را فرو خوردند و يواشکی بهم نگاه کردند.خيلی لجم گرفته بود سعی کردم اعتماد به نفسم را از دست ندهم گفتم:خواستگار برای من زياد اومده فکر ميکنيد بعد از مرگ پدرتون کم بمن پيشنهاد ازدواج شد؟ نه من ميدونم چه افرادي خواهان شما بودن بعضيها هم تا بخوای سمج بودن شما زن زيبا و کاملی بودين خيال ميکنين نگاههای مشتاقی رو که به شما ميشد نميديدم يا متوجه نميشدم چه کساني دنبالتون هستن شايد بعضي رو خودتون هم متوجه نشدين.مثل ساير بچه هايی که در موقعيت من هستند شبها کابوس ازدواج مجدد شما رو با يه مرد غريبه ميديدم مثل ديوونه ها از خواب ميپريدم آخ چقدر شبها نقشه قتل آقای زرگر رو کشيدم تنها چيزی که در اون زمانها آروم نگهم ميداشت اطمينان از شما بود ميدونستم ما رو رها نميکنين و بدنبال دلتون نميرين ايمان داشتم که شما بهترين و فداکارترين مادر دنيا هستين و ما رو با هيچ چيز عوض نميکنين و به همه ترجيح ميدين فقط حالا نميفهمم چی شده و اين آقا چطور اينهمه روی شما تاثير گذاشته که ما رو فراموش کردين. من هيچوقت شما رو فراموش نکرده و نميکنم تو هم ديگه مردی هستی مثل پسر بچه هايی که هنوز گرفتار عقده اديپ هستن حرف نزن حالا ديگه بايد بدونی که فرزند چه ارزشی براي پدر و مادر داره و هيچ چيزی نميتونه جايگزين اون بشه.تا موقعيکه شماها کوچيک بودين و به حمايت من نياز داشتين خودمو موظف ميدونستم فقط برای شماها زندگي کنم نميدونم اينکار تا چه حد درست بود ولي ميدونستم که نوجوانانی مثل تو و سيامک نميتونن براحتي حضور ناپدری رو تحمل کنن هر چند که شايد هم ميتونست کمک و راهنمای خوبي براي شماها باشه و منو در رفع بسياري از گرفتاريها و بدبختيها ياری بده ولی اونموقع هيچ چيزی جز خوشحالی و راحتی شماها برام مطرح نبود. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 127 بازدید

کتاب وقتی زنان بخواهند نوشته‌ی گریس بانی، زندگی بیش از صد زن تأثیرگذار را شرح می‌دهد که چگونه با روحیه‌ای قوی بر سختی‌ها غلبه کرده‌اند و توانسته‌اند در دنیای کارآفرینی به موفقیت دست پیدا کنند. این کتاب تا مدت‌ها در صدر پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز قرار داشت. ماجرای زندگی بیش از یک‌صد تن از مستعدترین زنان، در کتاب وقتی زنان بخواهند (In the Company of Women) روایت شده است. این زنان از مادر، دختر، غول‌های رسانه‌ای و خانه‌های مد، تا شاعران و نقاشان الهام‌بخش، نمونه‌هایی درخشان از آن چیزی هستند که می‌توان با پشتکار و حمایت یکدیگر به آن نائل شد. کسب و کارهای این کتاب متنوع هستند: شرکت‌های نوپا تا شرکت‌هایی با چندین دهه تجربه، شوهای تک‌زنه تا مؤسسات عظیم‌تری با صدها کارمند. گریس بانی (Grace Bonney) در این کتاب علاوه بر معرفی این زنان الهام‌بخش، راهکارهای آنان برای راحت‌تر انجام دادن برخی از کارها را مطرح می‌کند. کتاب وقتی زنان بخواهند، گفت‌گو محور است و همین موضوع بر میزان صمیمت آن می‌افزاید. در حقیقت، یکی از دلایل اصلی فروش چشمگیر و بی‌سابقه‌ی این کتاب، صداقت، صمیمت و اعتراف‌هایی است که در آن وجود دارد. در این کتاب به یاد ماندنی، ماجرای هر زن با دیگری فرق دارد اما پیام آن‌ها یکسان است. آن‌ها بر دشمنی‌ها غلبه کرده، مسیری طولانی را به تنهایی طی کرده و به قدرت کار در کنار همدیگر پی برده‌اند تا به اهدافشان برسند. در بسیاری از موارد، الهام‌بخش همدیگر و الگوی نسل‌ آتی بوده‌اند. هر کدام از این زن‌ها الهام‌بخش کسی برای پیگیری شور و اشتیاق خود است، اما مجموع آن‌ها نیرویی انکار ناشدنی را تشکیل می‌دهند. گریس بانی مؤسس وب‌سایت دیزاین‌اسپانچ است، این وب‌سایت را به جامعه‌ی خلاقان تقدیم کرده است. وب‌سایت دیزاین‌اسپانچ در سال ۲۰۰۴ فعالیت‌های خود را آغاز کرد و اکنون، روزانه بالای یک‌ونیم‌ میلیون خواننده دارد. بانی اهل ویرجینیا بیچ است و به‌عنوان نویسنده‌ی نشریاتی مانند هوس‌اندگاردن، دومینو و مجله‌ی کرافت فعالیت دارد. علاقه‌ی خاصی به حمایت از تمام اقشار جامعه‌ی خلاقان دارد. او سالانه بورسیه‌ای به طراحان نوپا اعطا می‌کند، ستونی رایگان برای بیزینس‌های خلاق در وب‌سایتش دارد و مجری یک شوی رادیویی با عنوان بعد از پرش است. اولین کتابش «دیزاین‌ اسپانچ در خانه» پرفروش‌ترین کتاب آمریکا شد. بعد از بیست سال زندگی در بروکلین، اکنون با همسر و سه حیوان خانگی‌‌شان در هادسون‌ولی نیویورک ساکن‌ هستند. گریس بانی (Grace Bonney) نویسنده و کارآفرین خلاقی است که به خاطر تأسیس وب‌سایت محبوب DesignSponge و کتاب‌های پرفروشش شناخته می‌شود. او در پروژه‌ای به نام Frederick Douglass که به افتخار ۲۰۰ فرد زنده که روحیه و کار فردریک داگلاس را تجسم می‌کنند، مورد تقدیر قرار گرفت. کتاب‌های گریس بانی اغلب در زمینه‌های طراحی، خلاقیت، و کارآفرینی زنان هستند. آثار اصلی او عبارتند از: وقتی زنان بخواهند: الهام‌بخشی و توصیه‌های یک زن سازنده، هنرمند و کارآفرین(عنوان اصلی: In the Company of Women: Inspiration and Advice from over ۱۰۰ Makers, Artists, and Entrepreneurs): این کتاب پرفروش شامل مصاحبه‌ها و توصیه‌های بیش از ۱۰۰ زن موفق در زمینه‌های مختلف خلاقیت و کسب‌وکار است. DesignSponge در خانه: این کتاب راهنمایی برای طراحی خانه‌های الهام‌بخش است و بیش از ۱۰۰,۰۰۰ نسخه فروخته است. خرد جمعی: درس‌ها، الهام و توصیه‌ها از زنان بالای ۵۰ سالجدیدترین کتاب او که بر داستان‌ها و تجربیات زنان مسن‌تر تمرکز دارد. مجله Good Company(چندین شماره): یک مجله چاپی و پادکست که به کارآفرینان خلاق اختصاص داشت. اگرچه او جوایز خاص و گسترده‌ای را به نام خود ثبت نکرده است، اما فعالیت‌های او مورد تحسین و توجه زیادی قرار گرفته است: پروژه Frederick Douglass : گریس بانی به دلیل فعالیت‌های کارآفرینانه‌اش در این پروژه افتخاری فهرست شد. آرشیو شدن Design Sponge: وب‌سایت Design Sponge که توسط او تأسیس شد و برای ۱۵ سال فعالیت داشت، اکنون رسماً در کتابخانه کنگره ایالات متحده آرشیو شده است که نشان‌دهنده اهمیت و تأثیر فرهنگی آن است. پرفروش بودن کتاب‌ها: هر دو کتاب اصلی او یعنی In the Company of Womenو DesignSponge at Home در فهرست پرفروش‌ترین‌ها قرار گرفتند. لقب نیویورک تایمز: روزنامه نیویورک تایمز از او به عنوان «مارتا استوارتِ نسل هزاره» (Martha Stewart Living for the Millennials) یاد کرده است که نشان‌دهنده نفوذ و محبوبیت او در زمینه طراحی و سبک زندگی است. گریس بانی می گوید: وقت هایی که دچار تردید می شوی یا به مشکل برمی خوری چگونه خودت را از آن بیرون می کشی؟ همیشه هم آسان نیست اما یکی از خصلت های خوبم این است که برگشت پذیری مطلق دارم. در زندگی شخصی ام مشکلات زیادی داشته ام. افسردگی، پرخوری عصبی، فقر- اما از همه آنها جان سالم به در بردم و حس می کنم می توانم هر چیز دیگری را هم پشت سر بگذارم. بله، وقت هایی شده است که نیاز داشتم در حمام گریه کنم، یا وقت هایی که احساس بی پناهی کامل کرده ام، اما این واقعیت که می دانم می توانم دوام بیاورم و دوباره سرپا بشوم باعث می‌شود هر راه سختی را پشت سر بگذارم. در بخشی از کتاب وقتی زنان بخواهند می‌خوانیم: به‌ گفت‌ی ماریان رایت‌ادلمن «نمی‌توانی چیزی باشی که خودت نتوانی ببینی.» انگاره‌ای که از خود برای دیگران به نمایش می‌گذاریم یکی از قدرتمندترین ابزارهایی است که برای الهام‌بخشیدن به آنها در پیگیری رؤیاهایشان و آموزش تمامی گزینه‌های شگفت‌انگیز موجود در اختیار داریم. هدف من در وقتی زنان بخواهند ارائه‌ی انگیزه و نمونه‌های زنده از زنانی است که کاروبار خودشان را مدیریت می‌کنند تا هر زنی، در هرجایی که هست، با بازکردن یک صفحه بتواند خودش را در آن ببیند. خودم اولین کسب‌وکارم را با نام دیزاین‌اسپانج در سال ۲۰۰۴ راه انداختم که وب‌سایتی روزانه مخصوص جامعۀ خلاق است. راه‌اندازی کسب‌وکار شخصی تاکنون بزرگ‌ترین و چالش‌برانگیزترین بخش زندگی‌ام بوده و یادم داده است که خطرپذیر باشم و به‌خاطر چیزی که باور دارم بجنگم و بیش از هرچیز دیگری سطحِ اعتمادبه‌نفس و افتخارکردن به خودم را افزایش داده است. طی این دوازده‌ سالی که از شروع کسب‌وکارم می‌گذرد، هدف‌هایم تغییر چشمگیری کرده‌اند: از خواستن مکانی برای صحبت درمورد هنر و طراحی تا ایجاد محفلی برای صنایع‌دستی و ارائه‌ی توصیه و منابعی برای آدم‌های پشت آن صنایع. کسب‌وکار و هدف هم مثل آدم‌ها تغییر می‌کند. من الآن کسی هستم که الهام و ایده‌هایی حرفه‌ای به ‌عظمت بزرگداشت هنر و طراحی به نمایش می‌گذارد. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 145 بازدید

دانشگاه موناش ملبورن، از کتابی تازه با محوریت نقش زنان افغانستان در روند صلح و مقاومت جمعی رونمایی کرده است، اثری که برگزارکنندگان آن را یکی از جامع‌ترین پژوهش‌ها در حوزه «زنان، صلح و امنیت» در بستر افغانستان می‌دانند. این اثر پژوهشی توسط فرخنده اکبری و پروفیسور جاکی‌ترو نوشته شده که نقش مقاومت و ایستادگی زنان و دختران افغانستان را برجسته می‌سازد و مراسم رونمایی آن (روز جمعه، ۱۴ قوس) در مرکز عالی محو خشونت علیه زنان دانشگاه موناش برگزار شده است. نویسندگان این کتاب آن را نخستین پژوهش جامع درباره دستور کار «زنان، صلح و امنیت» در بستر افغانستان توصیف کرده‌اند. در مراسم رونمایی، نویسند‌گان کتاب درباره یافته‌ها و اهمیت این پژوهش توضیحاتی ارائه کردند. بانو اکبری، پژوهشگر مرکز عالی محو خشونت علیه زنان و از فعالان شناخته‌شده حقوق زنان، و پروفیسور جاکی‌ترو، مدیر این مرکز و از چهره‌های برجسته پژوهش در حوزه خشونت جنسیتی، در این نشست ابعاد مختلف کتاب را معرفی کردند. خانم اکبری در سخنانش تاکید کرد که روایت زنان و دختران افغانستان در سال‌های اخیر «یا نادیده گرفته شده یا سطحی بازتاب یافته» و هدف این کتاب مستندسازی نقش واقعی آنان در مقاومت مدنی است. همچنین پروفیسور ترو نیز این اثر را تلاشی برای روشن‌ساختن پیامدهای سیاست‌های جنسیتی و واکنش جامعه زنان خواند. پس از صحبت‌های نویسند‌گان، گفتگوی آزاد میان مهمانان نیز صورت گرفته است. این رونمایی بخشی از تلاش‌های علمی و دانشگاهی برای مستندسازی تجربه‌ها و مبارزات زنان افغانستان در شرایط کنونی عنوان شده است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 82 بازدید

کتاب بازی آخر بانو نوشته‌ی بلقیس سلیمانی درباره‌ی شخصیت‌ها و مکان‌هایی است که در طول سال‌های دهه‌ی شصت متاثر از وقایع سیاسی و اجتماعی بودند. لازم به ذکر است که این رمان در سال ۱۳۸۵ برنده‌ی جایزه‌ی ادبی مهرگان شده است. در سال‌های گذشته ادبیات بیش از هر چیز به رویدادهای اجتماعی و سیاسی واکنش نشان داده است. نویسندگان معاصر با در نظر گرفتن اهمیت زندگی افراد جامعه در دل وقایع سیاسی و به‌خصوص تاثیری که نوسان‌های اجتماعی بر خانواده‌ها می‌گذارند، به نگارش داستان‌های مختلف پرداخته و تلاش می‌کنند با طراحی موقعیت‌های داستانی و شخصیت‌های متنوع، دیدگاه خود را نیز بیان کنند. کتاب بازی آخر بانو نوشته‌ی بلقیس سلیمانی از جمله کتاب‌هایی است که با شرح وقایع اجتماعی و سیاسی دهه‌ی شصت، مخاطب امروز را با خاطراتی تلخ و شیرین از آن دوران مواجه می‌سازد. این کتاب با محوریت قرار دادن شخصیت زنی رنج‌کشیده به خلق موقعیت‌های متنوع داستانی می‌پردازد. در شرایطی که افراد جامعه با مشکلات متعدد روبه‌رو هستند، انتخاب راهی درست برای رسیدن به آرزوها و دست‌یابی به موقعیتی متعادل، تبدیل به موضوعی ارزشمند گشته و تلاش افراد برای ادامه‌ی زندگی متاثر از تصمیم‌های مختلف ارزیابی می‌شود. در این راستا داشتن روحیه‌ی سالم و قدرت مبارزه با مشکلات اهمیت می‌یابد. این موضوع در ادبیات داستانی و به‌خصوص داستان‌هایی که به توصیف رویدادهای واقعی از زندگی شخصیت‌ها می‌پردازند، مطرح شده و آثار متعددی در این زمینه به نگارش در آمده‌اند. کتاب بازی آخر بانو با لحنی ساده و توصیف‌های واقع‌گرایانه، فراز و نشیب زندگی زنی را بازگو می‌کند که از روستا به شهر نقل مکان کرده و با مشکلاتی روبه‌رو می‌شود. بلقیس سلیمانی در این کتاب از روایتی ساده استفاده کرده و با نگاهی به شرایط زندگی زنان در دهه‌ی شصت، به شرح رویدادهایی خواندنی می‌پردازد. "بازی آخر بانو" روایت داستان زندگی دختری به نام گل بانو است که در روستا زندگی می‌کند و موانع زیادی جلوی پایش قرار می‌گیرد. گل بانو قصد دارد به دانشگاه برود و سرنوشتی را که جامعه، روستا و مادر سرایدار مدرسه و مرده‌شویش برای او پیش‌بینی می‌کنند، تغییر دهد. او در طی زندگی خود عاشق می‌شود، خواستگارانش را رد می‌کند، تن به ازدواجی می‌دهد که منجر به طلاق می‌شود و کودکش توسط شوهر سابقش ربوده می‌شود و تجربه‌های گوناگونی را پشت سر می‌گذارد. در رمان بازی آخر بانو تیپ‌های مختلف دهه ۱۳۶۰ نقش دارند: مبارز سیاسی چپ، روشنفکر، حاجی بازاری، جوانان خلاق و علاقمند به ادبیات، کارگزار سیاسی دولت و زن بی‌پناه سرگردان. بلقیس سلیمانی در رمان بازی آخر بانو شگردی به کار برده است تا آزادی گفتار بیشتری بدست آورد. در پایان کتاب، خواننده متوجه می‌شود که داستان ساخته و پرداخته‌ی یکی از شاگردان کارگاه نویسندگی راوی است و حاصل جستجوهایی که در مسیر زندگی گل بانو کرده است. بنا براین با وارد کردن عنصر بازی و شک در ماهیت و مسیر تحول پرسناژها، نویسنده فضایی از خیال و حدس در ذهن بوجود می‌آورد که در آن جوهر رمان نمایان می‌شود. رفتن گل بانو از روستا و وارد شدن به شهری شلوغ همچون تهران زندگی عجیبی را برای او رقم می‌زند. بلقیس سلیمانی با طراحی شخصیت گل بانو زندگی زنانی را توصیف می‌کند که در دهه‌ی شصت با مشکلات زیادی روبه‌رو بودند. در کتاب بازی آخر بانو علاوه بر شخصیت‌پردازی و توصیف موقعیت‌های داستانی، شرح درونیات شخصیت اصلی نیز به روایت اضافه شده که این ویژگی باعث همراهی بیشتر مخاطب با موضوع اصلی کتاب و همچنین ایجاد همذات‌پنداری مناسب با دشواری‌های زندگی زنی همچون گل بانو می‌شود. بلقیس سلیمانی در کتاب حاضر مکان‌ها و شخصیت‌های پیرامون گل بانو را نیز با نگاهی واقع‌گرایانه به روایت اضافه کرده تا تصویری روشن از شرایط اجتماعی و سیاسی دهه‌ی شصت به مخاطب ارائه شود. کتاب بازی آخر بانو شامل گفت‌وگوهای جذابی است که بازخوانی وقایع را با هیجان همراه می‌سازد. از طرفی حضور شخصیت‌های مختلف در طول روایت باعث ایجاد تنوع در موقعیت‌های داستانی شده و شنیدن نظریات مختلف درباره‌ی وقایع اجتماعی دهه‌ی شصت را ممکن می‌سازد. شخصیت گل بانو طی سفر به تهران با افراد مختلفی مواجه شده و با روحیات آن‌ها آشنا می‌شود. بلقیس سلیمانی با طراحی این موقعیت‌های داستانی تلاش می‌کند رفتار آدم‌ها و افراد مختلفی را بازگو کند که در شرایط اجتماعی و سیاسی دهه‌ی شصت به فعالیت‌های متعددی مشغول بودند. جوایز و افتخارات کتاب بازی آخر بانو جایزه ادبی مهرگان در سال ۱۳۸۵ جایزه ادبی اصفهان در سال ۱۳۸۵ اعطای نشان درجه یک هنری در سال ۱۳۹۵ این کتاب برای علاقه‌مندان به داستان‌های فارسی مناسب است. در بخشی از کتاب بازی آخر بانو می‌خوانیم: گوشت پاش تو دستم وارفت، مى‌بریمش خونه ما، روم سیاه آقاى محمدجانى، کباب نمى‌خوام، به مرده‌ها چه کار داشتین، مردم مسلمان، خان کمک مى‌خوام دس تنهام، بچه‌ام جنى شده، دختر جوون که، ببندین به بازوش، پیام داستان، چگونه فولاد آبدیده شد، خرمگس، گودش کن، موهاش از کفن بیرون زده، مى‌آرمشون توى باغ خانم سلطان، امیر آقا ناهار حاضره، چطورى خوشگله، خان این نرینه است باید مرد بسپرتش، پول، پول، مى‌خوام یه دوکون باز کنم، مرده‌ها از قبرها اومده بودن بیرون، قرصاتو بخور، منیر خانم دسته گلم، مرده‌ها راه افتادن، همه مى‌خوان برن تو باغچه‌ها، تقدیرم بود، برق گرفتش، برق آسمون، حریق گندمزاران، الله، محمد، لباساى اختر برا گل بانو، حمله هوایى، ننه نترس، شونه چپشو بگیر، دستام بوى لاش مى‌دن، قبر خدا بیامرز همگل زن داراب اشکافتم، مرده‌ها راه مى‌رن، عباسجان با کفنش سوار خرش شده، اى همه مرده، بابام، زیر درخت انار خوابیده با کفنش، چهار تا از یک خونواده تو یه سال، حتما کفنشِ گاز گرفته، اینا چى مى‌خونن، مرگ را چنان، مى‌جستیم، شاعر قافیه را، کودکان آدینه را، رو به قبله، گوشت پاشنه‌اش ور اومد، مى‌برمش بیمارستان، فقط بلدن شعر بخونن، دو تا عورتِ دس تنها، داغ به دلشون مى‌ذارم، نمک پرورده‌ایم خان، دفن مى‌کنم، گرومپ، گرومپ، گرومپ، اگه از سنگ حرف در بیاد، خدایا دختران نباید خاموش بمانند، از ترسشون مى‌خونن، قبر همگلِ شکافتم، کفنشِ از لاى دندوناش درآوردم، گل بانو خیلى خوشگلى‌ها، امیر آقا خانم سلطان کارتون داره، گل بانو یه ماچ مى‌دى، خان نرینه رو نباید زن بسپره، گل بانو چرا در میرى، امیر آقا ببخشید مى‌خوام اتاقتون جارو بزنم، معصیت داره، ماشاالله به این تن و بدن، شما فقط بلدین شعر و بیت بخونین، بعد از این روزت بدین تارى مباد، نیومدى گل بانو، کتاب‌ها رو بذارین تو پلاستیک نپوسن، چه باید کرد، خان خاطر جمع، بو، بو مى‌دم، سرمایه، پسر عمو، گل بانو حرف بزن، حرف بزن، اختر رو از قبر بیرون آوردیم. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 129 بازدید

آیا تا به حال احساس کرده‌اید که مجموعه‌ای از تکه‌های پراکنده، افکار متناقض و احساسات گوناگون هستید که در تلاشی دائمی برای رسیدن به یکپارچگی به سر می‌برید؟ کتاب تکه هایی از یک کل منسجم اثر پونه مقیمی، دقیقاً همان آینه‌ای است که این قطعات پراکنده را به ما نشان می‌دهد و به جای سرزنش، ما را به پذیرش این ماهیت چندپاره و زیبای انسانی دعوت می‌کند. این اثر نه یک کتاب معمولی، بلکه یک همراه همدل در مسیر پر فراز و نشیب خودشناسی است که توانسته با میلیون‌ها خواننده در ایران ارتباطی عمیق برقرار کند. پیش از هر چیز، باید بدانیم که کتاب تکه‌هایی از یک کل منسجم در ژانر غیرداستانی و به‌طور مشخص در حوزه‌های روانشناسی و خودسازی قرار می‌گیرد. برخلاف بسیاری از کتاب‌های خودیاری که راه‌حل‌های گام‌به‌گام و قطعی ارائه می‌دهند، سبک این اثر مجموعه‌ای از یادداشت‌ها، تاملات و قطعات کوتاه و به‌هم‌پیوسته است. پونه مقیمی در این کتاب، به مفاهیمی بنیادین مانند تنهایی، روابط عاطفی، پذیرش نقص‌ها، شناخت سایه‌ها و تلاش برای رسیدن به یک «کل منسجم» بدون انکار «تکه‌ها» می‌پردازد. محتوای این کتاب، دعوتی است به درک این واقعیت که انسان بودن یعنی زندگی با همین تکه‌های ناهمگون و یافتن آرامش در دل این عدم قطعیت. موفقیت چشمگیر کتاب تکه هایی از یک کل منسجم اتفاقی نیست. این اثر از ساختار و محتوایی برخوردار است که آن را از سایر آثار مشابه متمایز می‌کند. یکی از برجسته‌ترین نقاط قوت کتاب، ساختار منحصربه‌فرد آن است. کتاب به جای فصل‌های طولانی و خطی، از صدها قطعه‌ی کوتاه و شماره‌گذاری‌شده تشکیل شده است. این ساختارشکنی هوشمندانه، بازتابی از همان ایده‌ی مرکزی کتاب است: زندگی یک روایت پیوسته و منظم نیست، بلکه مجموعه‌ای از لحظات، دیدگاه‌ها و احساسات پراکنده است که در کنار هم معنا می‌یابند. این قالب ساختاری به خواننده اجازه می‌دهد هر بار کتاب را باز کرده، یک یا چند قطعه را بخواند و ساعت‌ها به آن فکر کند. در دنیای پرسرعت امروز، این ساختار موجز و عمیق، مطالعه‌ی کتاب تکه هایی از یک کل منسجم را به تجربه‌ای لذت‌بخش و دست‌یافتنی تبدیل کرده است. محتوای کتاب بر چند ستون اصلی استوار است که هر یک به تنهایی می‌تواند موضوع یک کتاب باشد پذیرش خویشتنِ ناکامل: شاید اصلی‌ترین پیام کتاب تکه هایی از یک کل منسجم، مبارزه با کمال‌گرایی سمی است. مقیمی به ما یادآوری می‌کند که بخش‌های تاریک وجود ما (سایه‌ها)، ترس‌ها و نقص‌هایمان نیز بخشی از هویت ما هستند و انکار آن‌ها به معنای انکار خودمان است. او به ما می‌آموزد که انسجام، در پذیرش همین تکه‌های ناخوشایند به دست می‌آید بازتعریف تنهایی: این کتاب به تنهایی نه به عنوان یک خلأ دردناک، بلکه به عنوان فرصتی برای بازگشت به خویشتن نگاه می‌کند. مقیمی مرز باریکی میان «تنهایی» و «احساس تنهایی» ترسیم می‌کند و نشان می‌دهد که توانایی ما در تنها بودن، پایه‌ی اصلی برقراری روابط سالم است. روابط واقع‌بینانه:یکی از آموزه‌های کلیدی کتاب تکه هایی از یک کل منسجم، ارائه نگاهی بالغانه به روابط عاطفی است. در این دیدگاه، هیچ‌کس قرار نیست «نیمه‌ی گمشده» ما باشد و ما را کامل کند. یک رابطه‌ی سالم، پیوند دو انسان «کامل» (با تمام تکه‌هایشان) است که انتخاب می‌کنند در کنار هم رشد کنند، نه اینکه از یکدیگر برای پر کردن حفره‌های درونی خود استفاده کنند. آنچه کتاب تکه هایی از یک کل منسجم را تا این حد تاثیرگذار کرده، زبان ساده، صمیمی و به دور از اصطلاحات پیچیده‌ی آکادمیک روانشناسی است. قلم پونه مقیمی، قلم یک درمانگر است که با مراجع خود سخن می‌گوید؛ همدلانه، بدون قضاوت و با درکی عمیق از دردهای انسانی. این لحن باعث می‌شود خواننده احساس کند که کتاب مستقیماً برای او و درباره‌ی او نوشته شده است. این اثر یک راهنمای خشک و بی‌روح نیست، بلکه یک گفتگوی درونی است که هر فردی می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند. پونه مقیمی، نویسنده‌ی کتاب تکه هایی از یک کل منسجم، دارای مدرک دکتری تخصصی روانشناسی بالینی است. او پیش از آنکه به عنوان نویسنده شناخته شود، سال‌ها به عنوان روان‌درمانگر فعالیت می‌کرد و مفاهیم و دغدغه‌های اصلی کتابش، حاصل تجربه‌های عمیق او در اتاق درمان است. شهرت اولیه‌ی او از طریق صفحه‌ی اینستاگرامش شکل گرفت، جایی که با به اشتراک گذاشتن یادداشت‌های روانشناختی کوتاه و کاربردی، توانست مخاطبان گسترده‌ای را جذب کند. در واقع، کتاب حاضر، نسخه‌ی تکامل‌یافته و منسجم همان یادداشت‌هاست. این پیش‌زمینه به خوبی توضیح می‌دهد که چرا زبان او تا این حد برای عموم مردم قابل فهم و گیراست. تخصص آکادمیک او در کنار توانایی‌اش در ترجمه‌ی مفاهیم پیچیده به زبانی ساده، ویژگی اصلی سبک نوشتاری اوست. کتاب تکه هایی از یک کل منسجم برای هر کسی است که در مسیر پرچالش «شناخت خود» قدم گذاشته است. اما اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، این کتاب برای گروه‌های زیر یک انتخاب بی‌نظیر خواهد بود: جوانان و بزرگسالانی که با بحران هویت، احساس پوچی یا سردرگمی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. افرادی که از کمال‌گرایی رنج می‌برند و همواره در حال سرزنش خود به خاطر ناکامل بودن هستند. کسانی که به دنبال درک عمیق‌تری از روابط عاطفی خود هستند و می‌خواهند از الگوهای تکراری و ناسالم عبور کنند. خوانندگانی که کتاب‌های سنگین و تئوریک روانشناسی برایشان خسته‌کننده است و به دنبال متنی روان، ادبی و در عین حال عمیق می‌گردند. هر انسانی که احساس می‌کند در درونش، میان «بایدها» و «هستم‌ها» جنگی بی‌پایان برپاست. در نهایت، کتاب تکه هایی از یک کل منسجم اثری است که باید آن را نه یک‌باره، بلکه جرعه‌جرعه نوشید و در لحظات مختلف زندگی به آن بازگشت. این کتاب بیش از آنکه پاسخ‌های قطعی بدهد، سوالات درستی را مطرح می‌کند و به ما کمک می‌کند تا با آغوش باز، تمام تکه‌های وجودمان را بپذیریم و کلِ منسجمِ منحصربه‌فرد خودمان را بسازیم. قسمتی از متن کتاب: “هیچ تپش قلبی در ابتدا رابطه تضمین کننده بقای رابطه نیست!” “حس کردن خوشبختی حس کردن مسیری است که خودمان تلاش می‌کنیم تمامش کنیم اما موضوع اصلاً تمام کردن یا نکردن نیست، موضوع تلاشی است که در مسیر انجام می‌دهیم. این تلاش هرچقدر سخت‌تر باشد و مسیر با چالش‌های بیشتری همراه باشد، احساس خوشبختی عمیق‌تر خواهد بود، مخصوصاً اگر بتوانیم مسیر را به پایان برسانیم.” “صمیمیت یعنی درک کردن و حس کردن یک فرد با تمام وجود و بدون هیچ قضاوت و مقایسه‌ای؛ یعنی حضور داشتن در سکوت. این یعنی رشته‌ای باریک و نازک از صمیمیت که در لحظه‌ای کوتاه ایجاد می‌شود. آنچه رابطه را سالم نگاه می‌دارد، تکرار همین صمیمیت‌های کوتاهِ مملو از حضور و مشاهده است. در واقع همین صمیمیت‌های کوتاه و ساده، رابطه را عمیق و معنادار می‌کند و می‌تواند مرهمی بر تنهایی درونی ما باشد.” "هر در کنار هم بودنی، صمیمیت نیست." "هر فرد بحشی از خودش را پهنان می کند، ما آدم ها نمی توانیم در صداقت مطلق دوام بیاوریم." "همه ما دوراهی های سختی را در زندگی تجربه کرده ایم و گاهی برای اینکه تصمیم نگیریم صبر کردیم تا زمان گذر کند و فکر کرده ایم اگر زمان بگذرد می توانیم تصمیم بگیریم." "قرار است بدانیم در رابطه های صمیمانه، برابری قدرت است نه داناتر بودن و تحلیلگر بودن. رابطه های صمیمانه را قلب ها جلو می برند نه افکار و ذهن." "قطعا رابطه هایمان امن تر خواهد بود اگر بیشتر تحمل کنیم و کمتر رفتارهایمان را برای پاسخ رفتار دیگران انجام دهیم." "اگر ضربه ها اجازه می دهند واقعیت روشن تر شود، پس لازمه ادامه مسیر هستند." "آدم ها ارزشمند هستند. چون زمانی با ( ما ) در رابطه بوده اند."

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 150 بازدید

جویس کارول اوتس نویسنده و شاعر برجسته‌ی آمریکایی‌ است. او از سال ۱۹۶۳ تاکنون به نوشتن مشغول است و جوایز بسیاری را از آن خود کرده. از بهترین آثار جویس کارول اوتس می‌توان به کتاب‌های «عشق تابستانی»، «شوهر عزیزم» و «دختر ذرت» اشاره کرد. جویس کارول اوتس (Joyce Carol Oates) در تاریخ ۱۶ ژوئن سال ۱۹۳۸ در نیویورک آمریکا به‌ دنیا آمد. جویس کارول اوتس اغلب روزهای کودکی خود را در مزرعه‌ی خانوادگی‌شان در خارج از شهر گذراند و بهره‌ی زیادی از هم‌صحبتی با مادربزرگش برد. به‌طوری که بخشی از مهارت خود را در نوشتن مدیون داستان‌های او می‌داند. جویس کارول اوتس بزرگ‌ترین فرزند خانواده بود و مادرش زنی مجارستانی‌تبار و خانه‌دار بود و پدرش ابزار طراحی می‌کرد. جویس کارول اوتس از سنین پایین علاقه‌ی زیادی به خواندن و نوشتن داشت و این علاقه‌ی او زمانی که مادربزرگش کتاب «آلیس در سرزمین عجایب» را به او هدیه داد دوچندان شد. در اوایل دوران نوجوانی، جویس کارول اوتس زمان زیادی را به خواندن اختصاص می‌داد و آثار نویسندگانی چون شارلوت برونته، امیلی برونته، فئودور داستایوفسکی، ویلیام فاکنر، ارنست همینگوی، و هنری دیوید ثورو را با دقت زیادی مطالعه می‌کرد. آغاز نویسندگی جویس کارول اوتس نیز به تشویق مادربزرگش و در ۱۴سالگی بود؛ زمانی که یک ماشین‌تحریر به اوتس هدیه داد. تا پایان دوران دبیرستان، جویس کارول اوتس چندین مدرسه عوض کرد و سرانجام در سال ۱۹۵۶ از دبیرستان فارغ‌التحصیل شد. او در دوران نوجوانی و پیش از فارغ‌التحصیلی، مهارت خود را در نوشتن به نمایش گذاشت و توانست برنده‌ی جوایز ادبی نیز بشود. پس از فارغ‌التحصیلی و ورود به دانشگاه، جویس کارول اوتس بیشتر از پیش با جهان نویسندگی آشنا شد و در این دوران، اغلب آثار خود را به رشته‌ی تحریر درآورد که هر یک از آن‌ها با استقبال زیادی از سوی مخاطبان روبه‌رو شده‌اند. جویس کارول اوتس تاکنون جوایز بسیاری را از آن خود کرده است که از آن میان می‌توان به جایزه‌ی هنری  او در سال ۱۹۶۷، مدال ملی علوم انسانی در سال ۲۰۱۰، و جایزه‌ی سنگ برای یک عمر دستاورد ادبی که در سال ۲۰۱۲ به او تعلق گرفت اشاره کرد. جویس کارول اوتس جوایز ادبی بسیاری را از آن خود کرده و در میان مخاطبان، نویسنده‌ای شناخته‌شده است. سبک خاصِ قلم او موجب شده که هر یک از آثارش مخاطبان مخصوص‌به‌خود را داشته باشد. در ادامه، به معرفی فهرستی از بهترین کتاب‌های جویس کارول اوتس می‌پردازیم: کتاب قربانی (The Sacrifice) یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار جویس کارول اوتس است. این کتاب بر مبنای یک پرونده‌ی جنایی واقعی در سال ۱۹۸۷ نوشته شده و در آن به موضوعاتی مانند نژاد پرستی، خشونت و بی‌رحمی پرداخته شده است. داستان کتاب قربانی روایت دختر چهارده‌ساله‌ی سیاه‌پوستی است که مورد تجاوز و آزار قرار می‌گیرد و در تلاش است تا آزارگران خود را که مردانی پرقدرت و سفیدپوست هستند، رسوا و از آن‌ها شکایت کند. کتاب شوهر عزیزم (Dear Husband) یکی دیگر از آثار شناخته‌شده‌ی جویس کرول اوتس و یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز است. این کتاب با جمله‌ای تکان‌دهنده آغاز می‌شود: «شوهر عزیز، باید بگویم که من بچه‌ها را کُشته‌ام.» جویس کارول اوتس در این کتاب، ده روایت نوآرگونه را گرد هم می‌آورد، روایت‌هایی که در هر یک از آن‌ها واقعیت و خیال آن‌چنان به‌هم پیچیده‌اند که تشخیص آن‌ها از یکدیگر کار دشواری برای مخاطب است. کتاب عشق تابستانی (A Fair Maiden) نام اثر دیگری از جویس کارول اوتس است. این کتاب را می‌توان از جهاتی با سایر آثار اوتس متفاوت دانست. نویسنده در این کتاب با نگاهی اسطوره‌ای و کمی شرقی، به مسئله‌ی جنسیت و خشونت پرداخته است. این کتاب داستان دختر نوجوانی به‌ نام کاتیا اسپیواک را روایت می‌کند که با یک نویسنده و تصویرگر کتاب که اختلاف سنی زیادی با خودش دارد آشنا می‌شود. این دو پس از آشنایی و در ابتدای مسیر، روزگاری خوش را با هم سپری می‌کنند، اما رفته رفته این زندگی شاد روی دیگر خود را نشان می‌دهد و کاتیا خود را در برابر مسیری می‌یابد که هیچ‌گاه تصور آن را نیز نمی‌کرده است. کتاب دختر ذرت (The Corn Maiden and Other Nightmares) در واقع اثری در خصوص آسیب‌شناسی جامعه‌ی کنونی آمریکاست. این کتاب با خط سِیری نامنظم و از سه زاویه دید متفاوت روایت می‌شود. داستان دختر ذرت در واقع بلندترین داستان از مجموعه‌ داستان‌های کتاب دختر ذرت و دیگر کابوس‌ها است که در سال ۲۰۱۱ به چاپ رسید. این کتاب جایزه‌ی برام استوکر را برای جویس کارول اوتس به ارمغان آورد. برخی دیگر از مهم‌ترین آثار جویس کارول اوتس: رمان‌ها: آنها: رمانی برنده جایزه ملی که به بررسی زندگی یک خانواده در جامعه‌ای خشن می‌پردازد. بلوند: رمانی پرفروش و تحسین‌شده که زندگی مریلین مونرو را از زاویه‌ای متفاوت روایت می‌کند. سیاهاب:  رمانی که به ماجرای سقوط زنی جوان به نام کلی کلره در یک مهمانی می‌پردازد و به خاطر تصویرسازی قوی‌اش شناخته می‌شود. ما مولوانی‌ها بودیم: داستانی درباره فروپاشی یک خانواده موفق در پی یک تراژدی. شب. بخواب. مرگ ستاره‌ها:  یکی از آثار جدیدتر او. داستان‌های کوتاه: چرخ عشق:  مجموعه‌ای که اوتس را به شهرت رساند و به عنوان یکی از بهترین مجموعه‌های داستان کوتاه آمریکایی شناخته می‌شود. شب‌های وحشی:  مجموعه‌ای تخیلی که به روزهای پایانی زندگی نویسندگان بزرگی چون پو، دیکنسون و همینگوی می‌پردازد. جایزه بگیر:  داستانی پرتنش و تکان‌دهنده درباره تأثیر خشونت و فقدان بر روان انسان. دیگر آثار: طریقت نویسنده : مجموعه‌ای از مقالات درباره زندگی، مهارت و هنر نویسندگی.   اغلب آثار جویس کرول اوتس فضایی رمزآلود و هیجانی دارند. او در آثارش فضای کنونی جامعه‌ی آمریکا و دورافتادگی انسان‌ها از انسانیتشان را روایت می‌کند و در این مسیر، واقعیت و خیال را به‌گونه‌ای به یکدیگر پیوند می‌دهد که تشخیص آن‌ها از هم کار دشواری می‌شود. در اغلب داستان‌های جویس کارول اوتس می‌توانیم شخصیت‌های بی‌گناهی را ببینیم که مورد تجاوز، آزار و نابرابری در جامعه‌ای پرهرج‌ومرج قرار می‌گیرند، و نکته‌ی جالب توجه اینکه این شخصیت‌ها هر بار تلاش می‌کنند قدرت خود را بازیابند و علیه استبداد و سلطه، هر چقدر هم سخت و غیرممکن، بشورند. همان‌طور که جویس کارول اوتس در مصاحبه‌ای گفته است، مادربزرگ او نقش پررنگی در نویسندگی‌اش داشت و می‌توان ردپای داستان‌های خیال‌انگیز و گاه اسطوره‌ای نسل‌های پیشین را در آثار امروز اوتس مشاهده کرد. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 137 بازدید

کتاب هنوز هم من اثر جوجو مویز، پایانی گرم بر سه گانه‌ی معروف و پرفروش «من پیش از تو» است. این نویسنده‌ی محبوب انگلیسی در این رمان هم لحن عاشقانه و فانتزی خود را حفظ کرده است و به ادامه‌ی ماجراجویی‌های «لوئیسا کلارک» می‌پردازد. لوئیزا کلارک که به امید شغل و یافتن کار به نیویورک رفته، با گذر زمان به بسیاری از چیزها پی می‌برد. مانند اینکه خانه جدیدش در نیویورک با دوستش سام در لندن فرسنگ‌ها فاصله دارد. همچنین با اینکه می‌داند کارفرمای جدیدش انسان خوبی است اما همسرش چیزی را از او پنهان می‌کند. با این حال یک چیز را نمی‌داند و آن این است که در آینده با فردی آشنا می‌شود که زندگی او را دگرگون می‌کند؛ چرا که این شخص یاد عشقی را در او زنده می‌کند که برایش آزار دهنده است. لوئیزا نمی‌داند باید چه کار کند، اما می‌داند هر تصمیمی که بگیرد، دیگر هیچ چیز مثل قبل نخواهد شد. او این سؤال را با خود تکرار می‌کند که آیا باید به تجربه‌های نو پاسخ مثبت بدهد و با بیرون رفتن از نقطه امن خود وارد چالش‌های جدیدی شود؟ آیا اگر عاشق کسی شود، برای به دست آوردنش باید رویاهایش را کنار بگذارد یا می‌تواند بدون فدا کردن هیچ کدام، هر دو را با هم داشته باشد؟ جوجو مویز (Jojo Moyes) در کتاب هنوز هم من (Still Me) با نگاهی تیزبینانه روایتی از چگونگی شناخت خود و ضرورت فداکاری صادقانه در زندگی برای دستیابی به خواسته‌ها را نشان می‌دهد. رمان «هنوز هم من» را می‌توان یک پایان صمیمانه برای دو کتاب قبلی دانست که به عنوان یک مجموعه برجسته از دیگر مجموعه‌ها متمایز است. صداقت و بیان طنزگونه داستان و همزادپنداری با آن شما را به لبخند وامی‌دارد. این سه‌گانه (من پیش از تو، پس از تو، هنوز هم من) مانند یک داستان عاشقانه شروع شده، اما جوجو مویز تلاش کرده داستانی درباره یادگیری خود بودن و عشق به خود را روایت کند. این روش آسان او برای ایجاد یک رابطه عمیق بین شما و شخصیت اصلی داستان است. افتخارات کتاب هنوز هم من: - پرفروش‌ترین کتاب سال ۲۰۱۸ - پرفروش‌ترین کتاب نیویورک‌تایمز سال ۲۰۱۸ - برگزیده بهترین کتاب داستانی سال ۲۰۱۸ از نظر کاربران سایت گودریدز جوجو مویز با نام اصلی پائولین سارا جو مویس روزنامه‌نگار و نویسنده در ۴ اوت ۱۹۶۹ در لندن به دنیا آمد. او که ابتدا به روزنامه‌نگاری مشغول بود از سال ۲۰۰۲ به نوشتن رمان‌های عاشقانه روی آورد. مویز از معدود نویسندگانی است که دو بار برنده جایزه سال رمان عاشقانه برای کتاب‌های «میوه خارجی» و «آخرین نامه از معشوق خود» توسط انجمن نویسندگان رمان‌های عاشقانه شده و کتاب‌هایش به ۱۱ زبان مختلف ترجمه شده است. مویز در سال ۱۹۹۲ به علت شرکت در دروه کارشناسی ارشد روزنامه‌نگاری در دانشگاه شهر در لندن برنده یک بورس مالی از روزنامه ایندیپندنت شد. او پس از آن به مدت ده سال در سمت‌های مختلف در روزنامه ایندیپندنت شروع به کار کرد و در سال ۱۹۹۷ دستیار سردبیر اخبار و در سال ۲۰۰۲ مسئول بخش هنر و رسانه شد. اولین کتاب مویز با نام باران پناه‌دهنده به چاپ رسید. او همچنان برای روزنامه دیلی تلگراف مقاله می‌نویسد. از دیگر کتاب‌های او می‌توان به مرکز فروش طاووس، کشتی عروس‌ها، دختری که تو پشت سرت جا گذاشتی، تک و تنها در پاریس، خلیج نقره‌ای، موسیقی شب، ماه عسل در پاریس و یک به علاوه یک اشاره کرد. در بخشی از کتاب  هنوز هم من می‌خوانیم: دیدن سبیل مرد بود که به من یادآوری کرد دیگر در انگلستان نیستم: هزارپایی یکپارچه و خاکستری که لب بالای مرد را تماما پوشانده بود؛ سبیلی از نوع مردان روستایی، سبیل یک گاوباز، شبیه موهای قلم‌مو، سبیلی که می‌گفت صاحبش جدی است. در کشور من این مدل سبیل مرسوم نبود و من نمی‌توانستم چشم از آن بردارم. ـ خانم؟ فقط یک نفر را با این مدل سبیل در کشورم دیده بودم، معلم ریاضی‌مان آقای نیلر  که سبیلش همیشه پر از خرده‌های بیسکویت بود و ما عادت داشتیم سر کلاس جبر آنها را بشماریم. ـ خانم؟ ـ وای ببخشید. مرد یونیفرم‌پوش بی آن که نگاهش را از صفحهٔ مقابلش برگرداند، با انگشت گوشتالویش به من اشاره کرد که جلو بروم. کنار باجه منتظر ایستادم. عرق ناشی از سفر طولانی حالا زیرِ پیراهنم در حال خشک‌شدن بود. مرد سرش را بالا گرفت و چهار انگشت تپلش را تکان داد. بعد از چند ثانیه تازه فهمیدم که گذرنامه‌ام را می‌خواهد. ـ اسم؟ گفتم: ـ بفرمایید اینجا نوشته. ـ خانم، اسم‌تان؟ ـ لوئیزا الیزابت کلارک. از بالای پیشخان به دقت نگاه می‌کردم. ـ هرچند هیچ‌کجا خودم را الیزابت معرفی نمی‌کنم، چون بعد از گرفتن شناسنامه‌ام، مادرم تازه یادش آمد که با این اسم می‌شوم لو لیزی، و اگر سریع تلفظش کنید چیزی شبیه به لونسی می‌شود. هر چند پدرم می‌گوید خیلی هم به من می‌آید. نه این که آدم احمقی باشم، منظورم این است که آدم دوست ندارد توی کشورش آدم احمق داشته باشد. ها! صدایم که عصبی و پرتنش بود، به صفحه‌ی شیشه‌ای می‌خورد و منعکس می‌شد. مرد برای اولین بار نگاهم کرد. شانه‌های پهنی داشت و نگاهی که قادر بود مانند باتوم برقی تو را سر جایت بنشاند. از حرفم لبخند نزد و منتظر ماند تا لبخند من رنگ ببازد. گفتم: ـ ببخشید. هر وقت کسی را با یونیفرم می‌بینم دستپاچه و عصبی می‌شوم. نگاهی به پشت سرم انداختم، به سالن مهاجرت. صفِ مارپیچی مسافران با آن تکرار چندباره‌اش به دریای ناآرام و غیرقابل عبوری شبیه بود. انگار ایستادن در آن صف کمی برایم عجیب‌وغریب بود. راستش را بخواهید به عمرم توی صفی به این درازی نایستاده بودم. کم‌کم دیگر می‌خواستم به فهرست کارهای مربوط به کریسمس فکر کنم. ـ دستتان را روی اسکنر بگذارید. ـ همیشه این‌قدر طولانی هست؟ مرد اخمی کرد و گفت: ـ اسکنر؟ ـ صف را می‌گویم. ولی مرد دیگر حواسش به من نبود و صفحه‌ی مقابلش را می‌خواند. دستم را روی سطح کوچک اسکنر گذاشتم. درهمین لحظه تلفنم بیب صدا کرد. مادرم بود. پروازت نشست؟ خواستم با دست آزادم جواب بدهم ولی مرد نگاه تندی به من کرد. ـ خانم، استفاده از تلفن همراه در این قسمت ممنوع است. ـ مادرم است. می‌خواهد بداند رسیدم. سعی کردم بدون این که مرد متوجه شود، با ارسال شکلکی جواب مثبت بدهم. ـ دلیل سفر؟ دوباره پیامی از مامی رسید. این چی بود؟ عین برق و باد پیام‌ها را تایپ می‌کرد، این روزها حتی از حرف‌زدنش هم سریع‌تر بود و واقعا به سرعت نور می‌رسید. تو می‌دانی که گوشی تلفنم از این چیزها را نشان نمی‌دهد. علامت پیام اضطراری است؟ لوئیزا بهم بگو حالت خوب است. سبیل مرد از روی خشم تاب خورد. ـ خانم، دلیل سفر؟ آهسته اضافه کرد: ـ به چه دلیلی به اینجا، ایالات متحده، سفر کرده‌اید؟ ـ اینجا کار پیدا کرده‌ام. ـ چه کاری؟ ـ می‌خواهم برای خانواده‌ای کار کنم. توی سنترال پارک. با حرفم ابروهای مرد یک میلیمتری بالا رفت. به آدرس روی برگه‌ام نگاهی انداخت و تأیید کرد. ـ چه نوع کاری هست؟ ـ کمی پیچیده است. ولی باید بگویم یک‌جورایی مصاحب حقوق‌بگیرم. ـ مصاحب حقوق‌بگیر؟ ـ یک چنین چیزی. من قبلاً برای آقایی کار می‌کردم، همنشینش بودم، اما داروهایش را هم می‌دادم و می‌بردمش بیرون و بهش غذا می‌دادم. این‌قدرها که به نظر می‌رسد عجیب‌وغریب نبود. چون دست‌هایش کار نمی‌کردند، اما نه اینکه چندش‌آور بود. در نهایت چیزهای بیشتری پیش آمد، چون واقعا سخت است که به کسی که ازش مراقبت می‌کنی نزدیک نشوی. ویل  این آقا آدم فوق‌العاده‌ای بود. و ما… خُب، ما عاشق هم شدیم. دیگر دیر شده بود و من حس کردم اشک در چشمانم حلقه زد. سریع اشکم را پاک کردم. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 198 بازدید

از کتاب تازه‌ای با عنوان «تا امر ثانی: حقایق ناگفته از مقاومت زنان افغانستان برای آزادی» اثر منیژه رامزی، آموزگار پیشین دانشگاه کابل و فعال حقوق بشر در مرکز نویسندگان ترکیه رونمایی شد. مراسم رونمایی این کتاب روز (دوشنبه، ۲۱ میزان) در مرکز نویسندگان ترکیه برگزار شد و در این اثر وضعیت زنان افغانستان پس از سقوط جمهوریت بررسی شده و بر دادخواهی، آگاهی‌رسانی و مبارزه برای حق آموزش و کار زنان تاکید شده است. منیژه رامزی، نویسنده‌ی این کتاب با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «کتاب تا امر ثانی به تمام زنانی تقدیم شده است که با وجود تهدید، فشار و تبعیض، هنوز برای حق آموزش، کار و آزادی در افغانستان می‌جنگند. آنان الهام‌بخش‌ترین چهره‌های مقاومت مدنی در دوران تاریکی کنونی‌اند.» در اعلامیه آمده است که این اثر که به همکاری «شبکه جهانی مبارزه با افراط‌گرایی» تهیه شده، در چهار محور اصلی به بررسی تاریخ مبارزات زنان، دستاوردهای بیست‌ساله، پیامدهای محرومیت از آموزش و کار پس از ۲۰۲۱ و تلاش زنان برای آینده افغانستان پرداخته است. پژوهش انجام‌شده در این کتاب نشان می‌دهد که پس از ۱۵ آگوست ۲۰۲۱ میلادی، بیش از ۲.۲ میلیون دختر از رفتن به مکتب و حدود ۱۰۰ هزار زن از تحصیلات عالی محروم شده‌اند. همچنین یافته‌های این کتاب افزایش فقر، ازدواج اجباری، خودکشی و مشکلات روانی را از پیامدهای مستقیم محدودیت‌های وضع‌شده بر زنان دانسته است. در حالی این کتاب از وضعیت موجود انتقاد می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بست، در حالی که ‏بخش صحت افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 252 بازدید

جنی نوردبرگ در مقطع کارشناسی در رشته‌ی حقوق و روزنامه‌نگاری مشغول و از دانشگاه استکهلم فارغ‌التحصیل شد. وی به دلیل علاقه به فضای مطبوعاتی، تحصیلات تکمیلی خود را در رشته‌ی روزنامه‌نگاری ادامه داد. جنی، خبرنگاری مشهور و جنجالی محسوب می‌شود و به خاطر نگارش کتاب دختران زیرزمینی کابل شهرت بسیاری به دست آورده است. کتاب دختران زیرزمینی کابل زندگی پنهان دختران افغانستان در پوشش پسرانه نوشته‌ی جنی نوردبرگ که افتخارات و جوایز بسیاری برای خالقش به ارمغان آورده است به زندگی زنان افغانستانی‌ای می‌پردازد که برای داشتن زندگی راحت‌تر مجبور هستند جنسیت خود را انکار کنند و مانند مردان لباس بپوشند و رفتار کنند. *جنی نوردبرگ* (Jenny Nordberg) روزنامه‌نگار و نویسنده سوئدی است که بیشتر برای کتاب مشهور خود، *«دختران زیرزمینی کابل»* شناخته می‌شود. او در سوئد به دنیا آمد و در خانواده‌ای اهل روزنامه‌نگاری بزرگ شد، جایی که علاقه‌اش به روایت داستان‌های واقعی و تحقیق میدانی از کودکی شکل گرفت. تحصیلات او شامل رشته‌های حقوق و روزنامه‌نگاری است. او ابتدا در دانشگاه استکهلم تحصیل کرد و سپس برای تکمیل مهارت‌های روزنامه‌نگاری‌اش، به دانشگاه کلمبیا در نیویورک رفت و مدرک کارشناسی ارشد روزنامه‌نگاری را دریافت کرد. این تحصیلات به او کمک کرد تا مهارت‌های حرفه‌ای در تحقیق‌های عمیق و گزارش‌های مستند کسب کند. فعالیت حرفه‌ای جنی نوردبرگ از اوایل دهه ۲۰۰۰ آغاز شد و او بیشتر روی مسائل حقوق بشر، زنان و کودکان در مناطق بحران‌زده تمرکز کرده است. او سال‌ها در افغانستان زندگی و کار کرده و گزارش‌های زیادی درباره وضعیت زنان و دختران افغان نوشته است. در کتاب «دختران زیرزمینی کابل»، نوردبرگ پدیده‌ای نادر اما مهم را به تصویر می‌کشد که در آن دختران جوان به شکل پسران تربیت می‌شوند تا در جامعه مردسالار افغانستان بتوانند آزادی‌ها و فرصت‌هایی را تجربه کنند که برای دختران واقعی بسیار محدود است. این کتاب حاصل سال‌ها تحقیق، مصاحبه و زندگی نزدیک با این خانواده‌ها و دختران است که صدای خاموش آن‌ها را به جهان معرفی کرد. او برای روزنامه سوئدی «Svenska Dagbladet» کار کرده و گزارش‌هایش در نشریاتی چون *Th New York Time* ،The Atlanta، The Guardian و غیره منتشر شده‌اند. کتاب دختران زیرزمینی کابل (The Underground Girls of Kabul) که به شرح چالش‌های این سبک زندگی می‌پردازد، شخصیت‌های زنده و قابل توجهی دارد که به کتاب جان می‌دهند. به عنوان مثال، آزیتا که خود نماینده‌ی مجلس محسوب می‌شود به ناچار بر دختر چهارم خود، نام مهران را می‌گذارد و مانند پسرها بزرگش می‌کند. زهرا نیز نوجوانی است که با مشکلات بلوغ دست و پنجه نرم می‌کند و حاضر نیست مانند دختران زندگی کند. شکریه بیست سال مانند مردان زندگی کرده است و اکنون سه فرزند دارد و ... . اگر دوست دارید روایت‌های واقعی از زندگی زنان در افغانستان بخوانید، اگر به مطالعات جامعه‌شناسی و حقوق زنان علاقه‌مندید، کتاب دختران زیرزمینی کابل یک گزینه‌ی عالی برای شما است. افتخارات کتاب دختران زیرزمینی کابل: - بهترین کتاب سال ۲۰۱۴ به انتخاب پابلیشرز ویکلی - نامزد بهترین کتاب ناداستان سال ۲۰۱۴ به انتخاب گودریدز - برنده جایزه کتاب آنتونی لوکاس در سال ۲۰۱۵ - یکی از بهترین کتاب‌های غیرداستانی بازفید در سال ۲۰۱۴ - بهترین کتاب بیزینس اینسایدر در سال ۲۰۱۴ - بهترین کتاب کلمبوس دیسپچ در سال ۲۰۱۴ - بهترین کتاب هفته‌نامه‌ی ناشران در سال ۲۰۱۴ - بهترین کتاب پاپ مترز در سال ۲۰۱۴ بخشی از کتاب دختران زیرزمینی کابل «برادرِ ما در اصل یک دختر است.» یکی از دوقلوها با نگاه مشتاقش سر تکان می‌دهد تا بر درستی حرف‌هایش دوباره تأکید کند، سپس به‌سمت خواهرش برمی‌گردد، او هم موافق است. بله، درست است. او هم این مطلب را تأیید می‌کند. آنها دوقلوهای همسان ده‌ساله‌ای هستند با موهای مشکی، چشم‌هایی شبیه سنجاب و مختصری کک‌ومَک روی صورت. لحظاتی قبل، هنگامی‌که منتظر مادرشان بودیم تا مکالمه‌اش در اتاق دیگر تمام شود، با آهنگ‌های آی‌پاد من رقصیدیم و هدفون را بین خودمان ردوبدل کردیم تا بهترین رقصمان را به هم نشان دهیم، اگرچه من موفق نشدم با چرخش ماهرانهٔ کمرهایشان هماهنگ شوم - بخش‌هایی از این رقص مشترک می‌توانست قابل‌تحسین باشد. در پیچ‌وخم ساختمان‌های سیمانی و راهروهای سرد و مثلِ یخِ آپارتمان‌های به سبک اتحاد جماهیر شوروی، هر صدایی منعکس می‌شود؛ خانه‌هایی که اکنون آشیانه‌ی خانواده‌هایی از طبقه‌ی متوسط مردم کابل شده‌اند. حالا روی مبلمان طلادوزی‌شده‌ای نشسته‌ایم که دوقلوها سرویس چای‌خوری را مقابل آن چیده‌اند؛ لیوان‌های شیشه‌ای و فلاسک چای در یک سینی با روکش نقره. مهمان‌خانه آراسته‌ترین اتاق تجملاتی در خانه‌های افغان‌هاست، البته برای نشان‌دادنِ ثروت و شخصیت اخلاقی صاحبش. نوارهای کاستِ آیات قرآن و گل‌های پارچه‌ای به رنگ زرد و قرمز روی میزی در کُنج اتاق دیده می‌شوند؛ تَرَکِ میز هم با چسب ترمیم شده است. خواهران دوقلو درحالی‌که پاهایشان را زیر مبل پنهان کرده‌اند، کمی از عدم واکنش من نسبت به حضور پُررنگشان دلخورند. دوقلوی شمار‌ه‌ی دو به جلو خم می‌شود و می‌گوید: «درست است، آن پسر، خواهر کوچک‌تر ماست.» به آنها لبخند می‌زنم، دوباره سر تکان می‌دهم و می‌گویم: «بله، قطعاً.» عکسِ قاب‌شده‌ی روی میز کناری عکس برادرشان است با یک پیراهن یقه‌هفت و کراوات به‌همراه پدر سبیلو و خندانشان. این تنها عکسِ در معرض دید در نشیمنِ خانه است. دختران بزرگ‌تر کم‌وبیش به زبان انگلیسی آشنا هستند و با اشتیاق صحبت می‌کنند. انگلیسی را از کتاب‌های درسی و شبکه‌های ماهواره‌ای که دیش آن در بالکن دیده می‌شود یاد گرفته‌اند. اینجا شاید تنها مانعِ ما زبان باشد. برای اینکه صمیمی‌تر و مهربان‌تر باشم می‌گویم: «بسیارخب بچه‌ها، فهمیدم؛ آن پسر، خواهرتان است. حالا بنفشه تو به من بگو که رنگ موردِعلاقه‌ات چیست؟» کمی عقب‌وجلو می‌رود، خجالت می‌کشد، سرخ‌وسفید می‌شود و سؤال را به خواهر دیگرش هم منتقل می‌کند تا بیشتر روی آن فکر کنند. دوقلوها ژاکت پشمی نارنجی و شلوارک سبزرنگی پوشیده‌اند. به‌نظر می‌رسد با این لباس‌ها همه‌کاری می‌کنند تا هم‌زمان سیمایی کاملاً دخترانه هم داشته باشند. هر دو دختر، کِش‌های پُرزرق‌وبرقی به موهایشان بسته‌اند و حرف که می‌زنند، مُدام سرشان را تکان می‌دهند؛ کِشِ سرشان فقط زمانی از حرکت می‌ایستد که آن دیگری شروع به حرف‌زدن می‌کند. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب