برچسب: کتاب

3 روز قبل - 93 بازدید

یک جوان در ولایت هرات با راه اندازی کتاب فروشی سیار، با نام «پیک کتاب» تلاش دارد تا فرهنگ مطالعه را ترویج داده و دسترسی مردم را به کتاب آسان‌تر سازد. غلام فاروق محمودی با سرمایه‌گذاری ۵۰۰ هزار افغانی و تهیه دو هزار جلد کتاب، یک کتابخانه سیار به نام «پیک کتاب» راه‌اندازی کرده است تا کتاب‌ها را به دست علاقه‌مندان به خانه‌های شان برساند و هدفش از این‌ کار نیز ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی و دسترسی آسان مردم به کتاب است. در ویدیویی که از او منتشر شده، دیده می‌شود که او موتر خود را به یک کتابخانه سیار تبدیل کرده و داخل آن قفسه‌هایی شبیه کتابخانه‌های عمومی ساخته است. این کتابخانه سیار از یک سو سفارش کتاب به‌صورت آنلاین ثبت می‌کند و از سوی دیگر با رفتن به محلات مختلف شهر، کتاب‌ها را به درب خانه‌های مردم می‌رساند. غلام فاروق محمودی می‌گوید مردم کمتر به کتابخانه‌های عمومی مراجعه می‌کنند و روش وی منجر به فراهم‌ شدن دسترسی آسان‌تر مردم به مطالعه می‌شود. در همین حال شماری از فرهنگایان در هرات بر حمایت از کتاب فروشان تاکید داشته و این اقدام  را گامی موثری در راستای رشد فرهنگ مطالعه و کتاب‌خوانی میان مردم عنوان می کنند. از سویی هم مسوولان در ریاست اطلاعات و فرهنگ هرات می‌گویند که از ابتکارات و برنامه‌های فرهنگی در جامعه حمایت کرده و در تلاش ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی میان مردم به ویژه جوانان اند. عبدالمتین عادل، آمر فرهنگ و هنر ریاست اطلاعات و فرهنگ هرات می‌گوید: «یکی از تلاش‌های دایمی اطلاعات و فرهنگ هرات ترویج و گسترش فرهنگ کتاب‌خوانی در میان مردم است و ما همیشه از افرادی که در این راستا تلاش دارند حمایت می‌کنیم.» به باور کتاب فروشان در سال‌های اخیر استفاده گسترده از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، مشکلات اقتصادی در خانواده‌ها و چالش‌های فرا راه جوانان باعث کمرنگ شدن خرید و فروش کتاب در بازار  هرات شده است. آمار منظمی درباره سرانه کتاب‌خوانی در افغانستان وجود ندارد یونسکو می‌گوید نرخ سواد در افغانستان در سال ۲۰۲۲ میلادی حدود ۳۷.۳ درصد بوده است؛ این رقم برای زنان ۲۲.۶ درصد و برای مردان ۵۲.۱ درصد ثبت شده است. همچنین حکومت سرپرست نیز پس از بازگشت خود به افغانستان مکاتب دخترانه را بسته و در حال حاضر ۲.۲ میلیون دختر از آموزش متوسطه محروم مانده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 65 بازدید

کتاب Educated یا تحصیل‌کرده نوشته‌ی Tara Westover یکی از برجسته‌ترین و تاثیرگذارترین آثار معاصر در حوزه‌ی زندگی‌نامه و خاطره‌نویسی است که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد و خیلی زود توانست جایگاه ویژه‌ای در میان خوانندگان سراسر جهان پیدا کند. این اثر نه‌تنها روایت زندگی یک فرد، بلکه بازتابی عمیق از مسیر دشوار رسیدن به آگاهی، هویت و استقلال فکری است. داستان زندگی تارا وستوور، داستان دختری است که در شرایطی بسیار محدود و غیرعادی بزرگ شد، اما با نیروی اراده و اشتیاق به یادگیری، توانست مرزهای تعیین‌شده‌ی زندگی‌اش را بشکند و به جایگاهی برسد که شاید برای بسیاری غیرقابل تصور باشد. تارا وستوور در سال ۱۹۸۶ در ایالت آیداهوی آمریکا به دنیا آمد. خانواده‌ی او به‌شدت به باورهای خاص و گاه افراطی پایبند بودند و از جامعه‌ی مدرن فاصله می‌گرفتند. پدرش به دولت، نظام آموزشی و حتی پزشکی مدرن بی‌اعتماد بود و همین باعث شد که تارا و خواهر و برادرانش از ابتدایی‌ترین امکانات زندگی اجتماعی محروم بمانند. او هرگز به مکتب نرفت و هیچ‌گونه آموزش رسمی در دوران کودکی دریافت نکرد. زندگی آن‌ها بیشتر در انزوا می‌گذشت و کودکان از سنین پایین مجبور به کارهای سخت و گاه خطرناک بودند. این شرایط نه‌تنها از نظر جسمی دشوار بود، بلکه از نظر روانی نیز تأثیرات عمیقی بر شخصیت تارا گذاشت، زیرا او در محیطی رشد می‌کرد که در آن بسیاری از واقعیت‌های جهان بیرون یا انکار می‌شد یا اصلاً مطرح نمی‌گردید. با این حال، در درون تارا میل شدیدی به دانستن و فهمیدن وجود داشت. او برخلاف شرایطی که در آن بزرگ شده بود، به تدریج متوجه شد که جهان بیرون از محیط خانواده‌اش بسیار گسترده‌تر و پیچیده‌تر از آن چیزی است که به او گفته شده است. این آگاهی ابتدایی، جرقه‌ای شد برای تغییر. تارا به‌صورت خودآموز شروع به مطالعه کرد و بدون داشتن پایه‌ی آموزشی، تلاش کرد مفاهیمی را یاد بگیرد که دیگران سال‌ها در مکتب با آن‌ها آشنا شده بودند. این مسیر برای او بسیار دشوار بود، زیرا نه‌تنها باید با کمبود دانش ابتدایی مقابله می‌کرد، بلکه باید بر ترس‌ها، تردیدها و باورهایی که از کودکی در ذهنش شکل گرفته بود نیز غلبه می‌کرد. نقطه‌ی عطف زندگی او زمانی رقم خورد که تصمیم گرفت وارد دانشگاه شود. او در سن ۱۷ سالگی، با وجود نداشتن تحصیلات رسمی، توانست در دانشگاه بریگم یانگ پذیرفته شود. ورود به دانشگاه برای تارا مانند ورود به جهانی کاملاً جدید بود. او با مفاهیمی روبه‌رو شد که پیش از آن هرگز نشنیده بود، از رویدادهای تاریخی مهم گرفته تا نظریه‌های علمی و اجتماعی. این تجربه، هم شگفت‌انگیز بود و هم ترسناک، زیرا او به‌خوبی می‌دانست که نسبت به هم‌کلاسی‌هایش فاصله‌ی زیادی دارد. با این حال، به‌جای تسلیم شدن، این فاصله را به انگیزه‌ای برای تلاش بیشتر تبدیل کرد. در طول دوران تحصیل، تارا نه‌تنها از نظر علمی رشد کرد، بلکه از نظر فکری و هویتی نیز دگرگون شد. او به تدریج شروع به بازنگری در باورهایی کرد که از کودکی به او القا شده بود. این فرآیند آسان نبود، زیرا هر تغییری در نگرش او، به نوعی فاصله گرفتن از خانواده‌اش را به همراه داشت. یکی از عمیق‌ترین لایه‌های این کتاب، همین تضاد میان وفاداری به خانواده و نیاز به رشد فردی است. تارا بارها در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرد که باید میان این دو انتخاب کند، و هر انتخاب، بهایی احساسی و روانی برای او دارد. او پس از پایان تحصیلات در دانشگاه، توانست به دانشگاه‌های معتبرتری راه پیدا کند و در نهایت مدرک دکترای خود را از دانشگاه کمبریج دریافت کند. این دستاورد، نه‌تنها نشان‌دهنده‌ی توانایی‌های فردی اوست، بلکه نمادی از قدرت آموزش و تأثیر آن بر زندگی انسان‌هاست. مسیر تحصیلی تارا، از دختری بدون مکتب تا یک پژوهشگر دانشگاهی، یکی از الهام‌بخش‌ترین جنبه‌های این کتاب است و به‌خوبی نشان می‌دهد که آموزش می‌تواند دروازه‌ای به سوی دنیایی جدید باشد. سبک نوشتن تارا وستوور در این کتاب بسیار صادقانه، شفاف و در عین حال عمیق است. او بدون اغراق یا تلاش برای زیباتر نشان دادن واقعیت، تجربیات خود را با جزئیاتی دقیق و احساسی بیان می‌کند. این صداقت، باعث می‌شود خواننده به‌راحتی با او همدلی کند و خود را در موقعیت‌های او تصور نماید. در عین حال، زبان او ساده و روان است، به‌گونه‌ای که حتی پیچیده‌ترین احساسات و مفاهیم را به شکلی قابل فهم منتقل می‌کند. این ترکیب از سادگی و عمق، یکی از دلایل اصلی موفقیت کتاب است. «Educated» تنها یک داستان موفقیت نیست، بلکه روایتی از مبارزه، درد، تردید و رشد است. این کتاب نشان می‌دهد که مسیر رسیدن به آگاهی و استقلال، همیشه هموار نیست و گاهی نیازمند فداکاری‌های بزرگ است. تارا برای رسیدن به جایگاهی که امروز دارد، مجبور شد با بسیاری از ترس‌ها و وابستگی‌های خود روبه‌رو شود و حتی در مواردی از نزدیک‌ترین افراد زندگی‌اش فاصله بگیرد. این جنبه از داستان، آن را بسیار واقعی و تأثیرگذار می‌کند، زیرا نشان می‌دهد که تغییر واقعی، اغلب با چالش‌های عمیق همراه است. یکی از مهم‌ترین پیام‌های این کتاب، اهمیت آموزش به‌عنوان ابزاری برای رهایی و رشد است. در نگاه تارا، آموزش تنها به معنای یادگیری مطالب درسی نیست، بلکه فرآیندی است که به انسان کمک می‌کند خودش را بشناسد، جهان را بهتر درک کند و تصمیمات آگاهانه‌تری بگیرد. این دیدگاه، باعث می‌شود که عنوان کتاب، یعنی «Educated»، معنایی فراتر از آموزش رسمی پیدا کند و به نوعی به بیداری فکری و شناختی اشاره داشته باشد. در کنار این، کتاب به موضوع هویت نیز می‌پردازد. تارا در طول داستان، بارها با این سؤال مواجه می‌شود که واقعاً چه کسی است و به کجا تعلق دارد. آیا باید همان دختری باقی بماند که خانواده‌اش از او انتظار دارند، یا می‌تواند مسیر خودش را انتخاب کند و هویت جدیدی برای خود بسازد؟ این جستجوی هویت، یکی از عمیق‌ترین و انسانی‌ترین بخش‌های داستان است و بسیاری از خوانندگان می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند. در نهایت، «Educated» اثری است که نه‌تنها الهام‌بخش است، بلکه خواننده را به فکر فرو می‌برد. این کتاب دعوتی است به بازنگری در باورها، ارزش‌ها و انتخاب‌های زندگی. داستان تارا وستوور نشان می‌دهد که حتی در محدودترین شرایط نیز می‌توان راهی برای رشد و تغییر پیدا کرد، به شرط آنکه انسان شجاعت مواجهه با حقیقت و اراده‌ی حرکت به سوی ناشناخته‌ها را داشته باشد. این اثر، با روایت صادقانه و عمیق خود، به یکی از ماندگارترین کتاب‌های زمانه تبدیل شده و همچنان برای بسیاری از افراد در سراسر جهان، منبعی از امید و انگیزه به شمار می‌آید.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 39 بازدید

خدیجه حیدری، نویسنده‌ی اهل افغانستان اعلام کرده است که کتاب مجموعه‌ی داستان‌های کوتاه او، جایزه‌ی ادبی کتاب‌فروشی تک‌کوچه در چین را به دست آورده است. خانم حیدری شام روز (شنبه، 8 حمل) با نشر پیامی در حساب کاربری فیس‌بوک خود نوشته است که جایزه‌ی ادبی کتاب‌فروشی تک‌کوچه در چین، یکی از معتبرترین جوایز مستقل غیردولتی است که توسط کتاب‌فروشی‌ مشهور «One Way Space»، پایه‌گذاری شده است. او افزوده است که این جایزه با تمرکز بر ترویج تفکر انتقادی و تجلیل از روشنفکری به صورت مستقل راه‌اندازی شده است. وی در ادامه تاکید کرده است که ویژگی متمایز این جایزه در اولویت‌دادن به ارزش‌های ادبی عمیق و دغدغه‌های اجتماعی است که آن را به نمادی از مقاومت فرهنگی و حفظ معیارهای عالی فکری در فضای ادبی معاصر تبدیل کرده است. خانم حیدری در ادامه گفت: «نمی‌دانم چقدر می‌توانم برای چنین اتفاق‌های خوشحال باشم. هنگامی هم که کتاب به چاپ رسید و به صورت گسترده در چین خوانده شد، طوری حس می‌کردم که گویا روح‌ام در جایی مشهور شده و از نوشته‌هایم در حالی استقبال می‌شود که خودم آنجا اصلا حضور ندارم. اما به هر صورت خوشحالم که آدم‌های وجود دارند که قدر چنین کارهایی را می‌دانند و باعث می‌شوند که آدم‌های چون من حس کنیم که کارمان بیهوده و اندیشه‌مان هدر نیست.» وی با اشاره به محدودیت‌های زنان در افغانستان در ادامه گفت: «مهم‌تر این‌که؛ زن افغانستان به صورت معصومانه‌ی از آموزش و کار محروم شده است و این ابتدایی‌ترین حق او است که باید داشته باشد اما با کمال تعجب و تاسف از او سلب کرده است. به عنوان یک زن از همچین کشوری خوشحالم که صدایی دارم.» این کتاب خدیجه حیدری، دربرگیرنده‌ی ۱۸ داستان کوتاه است که همه بازتابی از زندگی خانم حیدری و دیگر زنان در افغانستان است. این کتاب توسط انتشارات لایت به چاپ رسیده است.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 68 بازدید

کتاب «زن‌بودن، زن‌ماندن» اثر شهلا فرید، استاد دانشگاه و فعال حقوق زن اهل افغانستان به تازگی به چاپ رسیده است. ناصر هوتکی، ویراستار این کتاب با نشر پیامی در حساب کاربری فیسبوک خود نوشته است که «زن‌بودن، زن‌ماندن»، روایت‌هایی دست‌اول از زیست و مقاومت زنان افغانستان است و یکی از اثرگذارترین و درد‌ناک‌ترین کتاب‌هایی است که در چند سال اخیر با آن روبرو شده است. آقای هوتکی در ادامه تاکید کرده است که در این اثر پیشینه‌ی ستم ساختارمند بر زنان افغانستان روایت شده و همین گونه، زن‌ستیزی نهادهای قضایی و حقوقی افغانستان معرفی شده و ستم‌هایی که زیر پوشش دین و عرف بر زنان افغانستان تحمیل شده، با امانت‌داری بازتاب یافته است. در ادامه آمده است که «زن‌بودن، زن‌ماندن» از سوی انتشارات پرنیان منتشر شده است. شهلا فرید، در دوره‌ی جمهوری در دانشکده‌ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل مضمون‌های حقوقی را تدریس می‌کرد و بعد از بازگشت حکومت سرپرست به کابل، افغانستان را ترک کرد. در حالی این کتاب منتشر می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 219 بازدید

شادروان نجمه زارع در ۲۹ آذرماه ۱۳۶۱ در شهرستان کازرون واقع در استان فارس به دنیا آمد. شش ماه پس از تولد وی خانواده‌اش به‌ سبب ادامه‌ی تحصیلات حوزوی پدر در قم مسکن گزیدند. نجمه در خانواده‌ای فرهنگی و مذهبی بالیدن گرفت و از همان آغاز نشانه‌های شاعرانگی را در رفتار وی با دیگران می‌شد دید. او دوران دبستان را در مدرسه‌ی "اوسطی" قم گذراند و دوران راهنمایی و دبیرستان را به ترتیب در مدارس "نرجسیه" و "شهدای چهارمردان" پشت سر گذاشت. طی سال‌های ۷۹ تا ۸۱ در دانشگاه همدان به تحصیل در رشته‌ی عمران پرداخت. در بهار ۱۳۸۴ با (عباس محمدی ـ شاعر) ازدواج کرد و سرانجام بر اثر یک اشتباه پزشکی در بیمارستان گلپایگانی قم بر اثر تزریق داروی بیهوشی به مرگ مغزی دچار شده و پس از ۵ روز اغما در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۸۴ دارفانی را وداع گفت. او که پرورش یافته‌ی انجمن شعر و قصه‌ی قم بود در ۲۰ کنگره‌ی سراسری شعر کشور به عنوان نفر برگزیده انتخاب و معرفی شده بود. ویژگی‌های غزل او از زبان دیگران  چنین است: "غزل وی از نگاه غزل‌سرایی که در منطقه‌ی مرکزی کشور رایج است، اثر می‌پذیرفت. غزل زارع با ویژگی‌های خاصش مثل: سپید خوانی ردیف یا چینش کلمات یا استفاده از دایره‌ی واژگانی که بیش‌تر می‌توان گفت فضایش به فضای شعر مدرن‌تر می‌خورد، در چارچوب شعر کلاسیک به بهترین وجه، خود را نشان می‌داد. زبان ویژه و دایره‌ی واژگانی مخصوص خود را داشت. اگر بیش‌تر زنده می‌ماند، به سبک خاص شخصی‌اش تبدیل می‌شد.. باید درباره‌ی خصوصیات اخلاقی و تاثیر آن در شعرش گفت. وی بسیار باوقار بود و محجوب و سنگین که این ویژگی‌ها به کلمات و شعرش هم منتقل شده بود. در شعرش عصیان می‌کرد، ولی شعر زارع ، هیچ وقت از دایره‌ی وقار خارج نمی‌شد."   (خبر به دورترین نقطه جهان برسد خبر به دورترین نقطه جهان برسد نخواست او به من خسته ـ بی‌گمان ـ برسد شکنجه بیشتر از این‌؟ که پیش چشم خودت‌ کسی که سهم تو باشد، به دیگران برسد چه می‌کنی، اگر او را که خواستی یک‌عمر به‌راحتی کسی از راه ناگهان برسد رها کنی‌، برود، از دلت جدا باشد به آن‌که دوست تَرَش داشته‌، به آن برسد رها کنی‌، بروند و دو تا پرنده شوند خبر به دورترین نقطه جهان برسد گلایه‌ای نکنی‌، بغض خویش را بخوری‌ که هق‌هق تو مبادا به گوششان برسد خدا کند که‌... نه‌! نفرین نمی‌کنم، نکند به او، که عاشق او بوده‌ام، زیان برسد خدا کند فقط این عشق از سرم برود خدا کند که فقط زود آن زمان برسد)   نجمه زارعی یکی از نخبگان ادبیات استان قم در سه دهه اخیر است که توانست با جوایز متعدد و سبک نوین شعری خود، به محبوبیت فوق العاده ای در بین علاقه مندان ادبیات دست یافت. همه مردم دنیا شعر را روزنه امید و راه بیان احساسات می‌دانند و با آن انس دارند؛ اما این امر در بین مردم خودش عمیق‌تر بوده و شعر در متن زندگی‌شان جریان داشته است؛ زیرا در همه آیین‌های سنتی این سرزمین شعر و شعرخوانی جایگاهی ثابت و رفیع دارند به همین دلیل شاعران همواره مورد مهر مردم هستند. شاعران باهنر و استعداد فطری‌شان باجان بخشیدن به واژگان رنگ امید و عشق به زندگی آدم‌ها می‌دهند. در آسمان ادبیان، شاعران بزرگ و نامدار زیادی وجود دارند که الهامی برای تولد ستارگان جدید هستند؛ یکی از این ستارگان آسمان ادبیات، نجمه زارع، شاعر جوان قمی، بود که در جوانی شمع زندگی‌اش خاموش شد. ۳۱ شهریور، سالروز مرگ شاعر جوانی است که برای شعردوستان دهه گذشته یک نقطه عطف در ادبیات و هنر شعر در کشور و استان قم محسوب می شد. آنچه او را به ذهن جوانان هم نسلش پیوند جاودانه داد، نگاه شاعرانه و عمیق اش بین حوادث اجتماعی، دردهای ناگفته نسلی که عادت به برون داد درونیات روحی شان نداشتند، سخن های نوگرایانه و در زمان خود جسورانه، نگاه نقادانه به آنچه در اطرافش می گذشت و همچنین به کارگیری یک زبان و ادبیات جدید در سرایش شعر بود. زبانی که هم نسلان او آن را بسیار دوست داشتند. او در بیان عوالم احساسی، یک استاد چیره دست بود و آنچنان روحیات یک جوان ۲۰ ساله را به تصویر می کشید که همگان حس هم ذات پنداری با شعرش می کردند. حال چه آن حس را تجربه کرده بودند و چه نه. کار بزرگ دیگری که زارع در قم انجام داد، نشان دادن قدرت یک نسل و یک قشر مهم و تاثیرگذار در جامعه بود به نام دختر. او با توانایی خارق العاده اش در سرایش شعر در ابعاد مختلف مذهبی، اجتماعی و فرهنگی و زمینه های سنتی ادبی، به همه دختران قمی جرات و جسارت حضور در این عرصه ها را داد. دختری که سروده هایش مردان را بیشتر از دختران تحت تاثیر قرار داد. اما هر چه بود، مرگ غم انگیز و ناگهانی اش در روزهایی که خود را برای آغاز یک زندگی مشترک آماده می کرد، فضای فرهنگی قم و حتی کشور را تحت تاثیر قرارداد و کشور یکی از نوابغ واستعدادهای برجسته خود را از دست داد. نجمه زارع در دوران کوتاه زندگی خود با حدود ۳۰ عنوان برگزیده در کنگره‌های شعر و سرایش ۴ دفتر شعر، نام خود را در حافظه‌ی ادبی ثبت نمود.   (گریه کردم گریه هم این‌بار آرامم نکرد گریه کردم گریه هم این‌بار آرامم نکرد هرچه کردم... هرچه... آه! انگار آرامم نکرد روستا از چشم من افتاد، دیگر مثل قبل گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد بی تو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد درد دل با سایه و دیوار آرامم نکرد خواستم دیگر فراموشت کنم، اما نشد خواستم، اما نشد، این کار آرامم نکرد سوختم آن‌گونه در تب، آه! از مادر بپرس دستمال تب بر نمدار آرامم نکرد ذوق شعرم را کجا بردی که بعد از رفتنت عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد(   نجمه زارع، شاعر فقید معاصر، مجموعه اشعار غزل‌هایش با نام‌های «خبر به دورترین نقطه جهان برسد» و مجموعه دیگری با عنوان «عشق قابیل است» (که با نام «باید دوباره زاده شوم» نیز شناخته می‌شود) را در کارنامه دارد، و همچنین کتاب «یک سرنوشت سه حرفی» نیز از او به جا مانده است؛ آثار او که عمدتاً در حوزه غزل و شعر سپید هستند، منتشر شده‌اند و با استقبال خوبی مواجه شده‌اند. مهم‌ترین کتاب‌های نجمه زارع: خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد: مجموعه‌ای از غزل‌های او که در سال ۱۳۹۶ منتشر شد و به چاپ‌های متعدد رسید. عشق قابیل است: که به عنوان «باید دوباره زاده شوم» نیز شناخته می‌شود و یکی از آثار مهم او در غزل‌سرایی است. یک سرنوشت سه حرفی: که از دیگر آثار منتشر شده‌ی این شاعر است. (زخمم بزن که زخم مرا مرد می‌کند اصلاً برای عشق سرم درد می‌کند زخمم بزن که لااقل این کار ساده را هر یار بی‌وفای جوانمرد می‌کند آنجا که رفته‌ای خودمانیم هیچ‌کس آنچه دلم برای تو می‌کرد می‌کند؟ در را نبسته‌ای که هوای اتاق را باد خزان حوصله دلسرد می‌کند فردا نمی‌شوی که نمی‌دانی عشق تو دارد چه‌کار با من شبگرد می‌کند خاکستر غروب تو هرروز در افق آتش‌پرست روح مرا زرد می‌کند عاشق بکش که مرگ مرا زنده می‌کند زخمم بزن که زخم مرا مرد می‌کند( نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 185 بازدید

کتاب سهم من اثری داستانی به قلم پرینوش صنیعی‌ ست که روایتگر داستان زندگی یک زن از خانواده سنتی در دوران انقلاب و جنگ است. کتاب سهم من به زبان‌های رمانیایی، نوروژی و ایتالیایی چاپ شده و برنده جایزه بوکاچیو ایتالیاست. داستان کتاب سهم من در مورد معصومه، دختر یک خانواده مذهبی‌ست که در مدرسه موفقیت بسیاری دارد و علاقه‌مند است تحصیل خود را علی‌رغم میل خانواده‌اش ادامه دهد. در همین میان معصومه به پسر جوانی که در داروخانه نزدیک مدرسه کار می‌کند، علاقه‌مند می‌شود و هنگامی که برادر کوچکش این موضوع را می‌فهمد به خانواده خود اطلاع می‌دهد. معصومه پس از این که به خاطر علاقه خود به آن پسر جوان مورد ضرب و شتم شدید والدین و برادران خود قرار ‌می‌گیرد، در اتاق زندانی می‌شود و از تحصیل باز می‌ماند. او بعدها با اجبار خانواده مجبور به ازدواج با مردی می‌شود که حتی او را نمی‌شناسد. معصومه بعد از ازدواج با حمید در می‌یابد که او یکی از مخالفان رژیم است و از نظر فرهنگی هم با خانواده معصومه تفاوت‌های اساسی ‌دارد. بعد از ازدواج معصومه با حمایت همسرش به مطالعه و ادامه تحصیل می‌پردازد ولی هیچ‌وقت احساس خوشبختی نمی‌کند. حمید هیچ وقت خانه نیست و معصومه تمام مدت احساس تنهایی می‌کند. پس از مدتی حمید توسط نیروها بازداشت می‌شود و معصومه مجبور می‌شود به تنهایی از فرزندان خود مراقبت کند. در این میان معصومه با زنان زیادی آشنا می‌شود که سرگذشت بسیار متفاوتی با او داشته‌اند. زنانی که با حمایت خانواده به آزادی رسیده بودند و با این آزادی در جامعه به فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی می‌پرداختند، چیزی که معصومه هیچ‌وقت اجازه آن را نداشت. سختی‌های زندگی معصومه بعد از انقلاب با اعدام همسرش چندین برابر می‌شود و معصومه باید به تنهایی از پس مشکلات زندگی به همراه سه فرزندش برآید. او از جوانی به خاطر خانواده پدری از تمام رویا‌ها و خواسته‌های خودش گذشت و در میانسالی هم مجبور می‌شود به خاطر فرزندانش دوباره از خواسته‌هایش بگذرد. هدف اصلی نویسنده از نوشتن کتاب سهم من این است که نشان دهد زنان این جامعه سهمی از زندگی خود ندارند. آنها همیشه به عنوان دختر پدرشان، همسر شوهرشان و مادر پسرشان شناخته می‌شوند و نمی‌توانند هویتی مستقل از مردان خانواده‌ خود داشته باشند. سهم من کتابی‌ست که سرگذشت بسیاری از زنان و دختران در دوران انقلاب و جنگ را شرح می‌دهد و روایتگر محرومیت‌ها و سختی‌هایی‌ست که این نسل تجربه کردند. این کتاب به خوبی طرز فکر خانواده‌های سنتی و فرهنگ‌ها و اتفاقات دهه ۳۰ تا ۸۰ را به تصویر کشیده است. پرینوش صنیعی نویسنده‌ی این رمان در سال ۱۳۲۸ در تهران متولد شد. دیپلم ادبی را از دبیرستان رضا شاه کبیر و لیسانس روان‌شناسی و فوق لیسانس روان‌شناسی تربیتی (با تخصص مشاوره و راهنمایی) را از دانشگاه تهران دریافت کرد و دوره‌های تخصصی متعددی در زمینه‌های آموزش و مدیریت در ایران، فیلیپین و آمریکا گذراند در سال ۱۳۵۰ به استخدام مرکز آموزش مدیریت دولتی درآمد ودر پستهای مختلف از کارشناسی ارشد تا مسئول اجرای دوره‌های مدیریت عالی و ارزشیابی دوره‌های آموزشی خدمت کرد سپس در سال ۱۳۶۲ به عنوان مدیرواحد تحقیقات و پژوهش در شورای عالی هماهنگی آموزشهای فنی و حرفه‌ای کشور مشغول به کار شد. در نهایت در سال ۱۳۷۲ با بازنشستگی او بر اساس طرح بازنشستگی زود رس بانوان به شرط ادامه همکاری به عنوان مشاور و مجری طرحهای تحقیقاتی موافقت شد. از او مقالات متعددی در نشریات تخصصی، جزوات آموزشی وچند گزارش تحقیقی به چاپ رسیده‌است. پرینوش صنیعی اولین رمان خود (سهم من) را بر اساس یکی از پروژه‌های تحقیقی اش به صورت رمان نوشت. که تا کنون به بیش از ۲۴ زبان ترجمه شده. اولین ترجمه آن به زبان ایتالیایی در سال ۲۰۱۰ موفق به دریافت جایزه بوکاچیو به عنوان بهترین کتاب خارجی سال شد و ترجمه اسپانیایی آن در سال ۲۰۱۵ در سن سباستین جایزه (اسکادی د پلاتا) را به عنوان بهترین کتاب خارجی سال دریافت کرد و نسخه انگلیسی آن با ترجمه سارا خلیلی از سوی مجله بین‌المللی ادبیات جهان "World Literature Today"به عنوان یکی از ۷۵ اثر برتر ادبیات حهان در سال ۲۰۱۳ برگزیده شد. دومین کتاب او به نام " پدر آن دیگری " در سال ۱۳۸۳ به چاپ رسید. بر مبنای داستان این کتاب فیلمی به همین نام توسط یداالله صمدی ساخته شد که در دهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کودک هند در دو بخش بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر کودک برنده جایزه شد. این کتاب نیز تا کنون به بیش از۱۲ زبان مختلف ترجمه و چاپ شده‌است. کتاب سوم با نام " رنج همبستگی " بود که انتشار آن پس از چاپ دوم بنا به درخواست نویسنده متوقف گردید. کتاب چهارم با نام " آنها که رفتند و آنها که ماندند" یا "جمع پریشان " از سال ۱۳۸۶ در وزارت ارشاد اسلامی در انتظار مجوز برای چاپ است که هنوز صادر نشده‌است. در ادامه قسمتی از متن کتاب را می‌خوانیم: هر دو خنده از درون برخاسته را فرو خوردند و يواشکی بهم نگاه کردند.خيلی لجم گرفته بود سعی کردم اعتماد به نفسم را از دست ندهم گفتم:خواستگار برای من زياد اومده فکر ميکنيد بعد از مرگ پدرتون کم بمن پيشنهاد ازدواج شد؟ نه من ميدونم چه افرادي خواهان شما بودن بعضيها هم تا بخوای سمج بودن شما زن زيبا و کاملی بودين خيال ميکنين نگاههای مشتاقی رو که به شما ميشد نميديدم يا متوجه نميشدم چه کساني دنبالتون هستن شايد بعضي رو خودتون هم متوجه نشدين.مثل ساير بچه هايی که در موقعيت من هستند شبها کابوس ازدواج مجدد شما رو با يه مرد غريبه ميديدم مثل ديوونه ها از خواب ميپريدم آخ چقدر شبها نقشه قتل آقای زرگر رو کشيدم تنها چيزی که در اون زمانها آروم نگهم ميداشت اطمينان از شما بود ميدونستم ما رو رها نميکنين و بدنبال دلتون نميرين ايمان داشتم که شما بهترين و فداکارترين مادر دنيا هستين و ما رو با هيچ چيز عوض نميکنين و به همه ترجيح ميدين فقط حالا نميفهمم چی شده و اين آقا چطور اينهمه روی شما تاثير گذاشته که ما رو فراموش کردين. من هيچوقت شما رو فراموش نکرده و نميکنم تو هم ديگه مردی هستی مثل پسر بچه هايی که هنوز گرفتار عقده اديپ هستن حرف نزن حالا ديگه بايد بدونی که فرزند چه ارزشی براي پدر و مادر داره و هيچ چيزی نميتونه جايگزين اون بشه.تا موقعيکه شماها کوچيک بودين و به حمايت من نياز داشتين خودمو موظف ميدونستم فقط برای شماها زندگي کنم نميدونم اينکار تا چه حد درست بود ولي ميدونستم که نوجوانانی مثل تو و سيامک نميتونن براحتي حضور ناپدری رو تحمل کنن هر چند که شايد هم ميتونست کمک و راهنمای خوبي براي شماها باشه و منو در رفع بسياري از گرفتاريها و بدبختيها ياری بده ولی اونموقع هيچ چيزی جز خوشحالی و راحتی شماها برام مطرح نبود. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 219 بازدید

کتاب وقتی زنان بخواهند نوشته‌ی گریس بانی، زندگی بیش از صد زن تأثیرگذار را شرح می‌دهد که چگونه با روحیه‌ای قوی بر سختی‌ها غلبه کرده‌اند و توانسته‌اند در دنیای کارآفرینی به موفقیت دست پیدا کنند. این کتاب تا مدت‌ها در صدر پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز قرار داشت. ماجرای زندگی بیش از یک‌صد تن از مستعدترین زنان، در کتاب وقتی زنان بخواهند (In the Company of Women) روایت شده است. این زنان از مادر، دختر، غول‌های رسانه‌ای و خانه‌های مد، تا شاعران و نقاشان الهام‌بخش، نمونه‌هایی درخشان از آن چیزی هستند که می‌توان با پشتکار و حمایت یکدیگر به آن نائل شد. کسب و کارهای این کتاب متنوع هستند: شرکت‌های نوپا تا شرکت‌هایی با چندین دهه تجربه، شوهای تک‌زنه تا مؤسسات عظیم‌تری با صدها کارمند. گریس بانی (Grace Bonney) در این کتاب علاوه بر معرفی این زنان الهام‌بخش، راهکارهای آنان برای راحت‌تر انجام دادن برخی از کارها را مطرح می‌کند. کتاب وقتی زنان بخواهند، گفت‌گو محور است و همین موضوع بر میزان صمیمت آن می‌افزاید. در حقیقت، یکی از دلایل اصلی فروش چشمگیر و بی‌سابقه‌ی این کتاب، صداقت، صمیمت و اعتراف‌هایی است که در آن وجود دارد. در این کتاب به یاد ماندنی، ماجرای هر زن با دیگری فرق دارد اما پیام آن‌ها یکسان است. آن‌ها بر دشمنی‌ها غلبه کرده، مسیری طولانی را به تنهایی طی کرده و به قدرت کار در کنار همدیگر پی برده‌اند تا به اهدافشان برسند. در بسیاری از موارد، الهام‌بخش همدیگر و الگوی نسل‌ آتی بوده‌اند. هر کدام از این زن‌ها الهام‌بخش کسی برای پیگیری شور و اشتیاق خود است، اما مجموع آن‌ها نیرویی انکار ناشدنی را تشکیل می‌دهند. گریس بانی مؤسس وب‌سایت دیزاین‌اسپانچ است، این وب‌سایت را به جامعه‌ی خلاقان تقدیم کرده است. وب‌سایت دیزاین‌اسپانچ در سال ۲۰۰۴ فعالیت‌های خود را آغاز کرد و اکنون، روزانه بالای یک‌ونیم‌ میلیون خواننده دارد. بانی اهل ویرجینیا بیچ است و به‌عنوان نویسنده‌ی نشریاتی مانند هوس‌اندگاردن، دومینو و مجله‌ی کرافت فعالیت دارد. علاقه‌ی خاصی به حمایت از تمام اقشار جامعه‌ی خلاقان دارد. او سالانه بورسیه‌ای به طراحان نوپا اعطا می‌کند، ستونی رایگان برای بیزینس‌های خلاق در وب‌سایتش دارد و مجری یک شوی رادیویی با عنوان بعد از پرش است. اولین کتابش «دیزاین‌ اسپانچ در خانه» پرفروش‌ترین کتاب آمریکا شد. بعد از بیست سال زندگی در بروکلین، اکنون با همسر و سه حیوان خانگی‌‌شان در هادسون‌ولی نیویورک ساکن‌ هستند. گریس بانی (Grace Bonney) نویسنده و کارآفرین خلاقی است که به خاطر تأسیس وب‌سایت محبوب DesignSponge و کتاب‌های پرفروشش شناخته می‌شود. او در پروژه‌ای به نام Frederick Douglass که به افتخار ۲۰۰ فرد زنده که روحیه و کار فردریک داگلاس را تجسم می‌کنند، مورد تقدیر قرار گرفت. کتاب‌های گریس بانی اغلب در زمینه‌های طراحی، خلاقیت، و کارآفرینی زنان هستند. آثار اصلی او عبارتند از: وقتی زنان بخواهند: الهام‌بخشی و توصیه‌های یک زن سازنده، هنرمند و کارآفرین(عنوان اصلی: In the Company of Women: Inspiration and Advice from over ۱۰۰ Makers, Artists, and Entrepreneurs): این کتاب پرفروش شامل مصاحبه‌ها و توصیه‌های بیش از ۱۰۰ زن موفق در زمینه‌های مختلف خلاقیت و کسب‌وکار است. DesignSponge در خانه: این کتاب راهنمایی برای طراحی خانه‌های الهام‌بخش است و بیش از ۱۰۰,۰۰۰ نسخه فروخته است. خرد جمعی: درس‌ها، الهام و توصیه‌ها از زنان بالای ۵۰ سالجدیدترین کتاب او که بر داستان‌ها و تجربیات زنان مسن‌تر تمرکز دارد. مجله Good Company(چندین شماره): یک مجله چاپی و پادکست که به کارآفرینان خلاق اختصاص داشت. اگرچه او جوایز خاص و گسترده‌ای را به نام خود ثبت نکرده است، اما فعالیت‌های او مورد تحسین و توجه زیادی قرار گرفته است: پروژه Frederick Douglass : گریس بانی به دلیل فعالیت‌های کارآفرینانه‌اش در این پروژه افتخاری فهرست شد. آرشیو شدن Design Sponge: وب‌سایت Design Sponge که توسط او تأسیس شد و برای ۱۵ سال فعالیت داشت، اکنون رسماً در کتابخانه کنگره ایالات متحده آرشیو شده است که نشان‌دهنده اهمیت و تأثیر فرهنگی آن است. پرفروش بودن کتاب‌ها: هر دو کتاب اصلی او یعنی In the Company of Womenو DesignSponge at Home در فهرست پرفروش‌ترین‌ها قرار گرفتند. لقب نیویورک تایمز: روزنامه نیویورک تایمز از او به عنوان «مارتا استوارتِ نسل هزاره» (Martha Stewart Living for the Millennials) یاد کرده است که نشان‌دهنده نفوذ و محبوبیت او در زمینه طراحی و سبک زندگی است. گریس بانی می گوید: وقت هایی که دچار تردید می شوی یا به مشکل برمی خوری چگونه خودت را از آن بیرون می کشی؟ همیشه هم آسان نیست اما یکی از خصلت های خوبم این است که برگشت پذیری مطلق دارم. در زندگی شخصی ام مشکلات زیادی داشته ام. افسردگی، پرخوری عصبی، فقر- اما از همه آنها جان سالم به در بردم و حس می کنم می توانم هر چیز دیگری را هم پشت سر بگذارم. بله، وقت هایی شده است که نیاز داشتم در حمام گریه کنم، یا وقت هایی که احساس بی پناهی کامل کرده ام، اما این واقعیت که می دانم می توانم دوام بیاورم و دوباره سرپا بشوم باعث می‌شود هر راه سختی را پشت سر بگذارم. در بخشی از کتاب وقتی زنان بخواهند می‌خوانیم: به‌ گفت‌ی ماریان رایت‌ادلمن «نمی‌توانی چیزی باشی که خودت نتوانی ببینی.» انگاره‌ای که از خود برای دیگران به نمایش می‌گذاریم یکی از قدرتمندترین ابزارهایی است که برای الهام‌بخشیدن به آنها در پیگیری رؤیاهایشان و آموزش تمامی گزینه‌های شگفت‌انگیز موجود در اختیار داریم. هدف من در وقتی زنان بخواهند ارائه‌ی انگیزه و نمونه‌های زنده از زنانی است که کاروبار خودشان را مدیریت می‌کنند تا هر زنی، در هرجایی که هست، با بازکردن یک صفحه بتواند خودش را در آن ببیند. خودم اولین کسب‌وکارم را با نام دیزاین‌اسپانج در سال ۲۰۰۴ راه انداختم که وب‌سایتی روزانه مخصوص جامعۀ خلاق است. راه‌اندازی کسب‌وکار شخصی تاکنون بزرگ‌ترین و چالش‌برانگیزترین بخش زندگی‌ام بوده و یادم داده است که خطرپذیر باشم و به‌خاطر چیزی که باور دارم بجنگم و بیش از هرچیز دیگری سطحِ اعتمادبه‌نفس و افتخارکردن به خودم را افزایش داده است. طی این دوازده‌ سالی که از شروع کسب‌وکارم می‌گذرد، هدف‌هایم تغییر چشمگیری کرده‌اند: از خواستن مکانی برای صحبت درمورد هنر و طراحی تا ایجاد محفلی برای صنایع‌دستی و ارائه‌ی توصیه و منابعی برای آدم‌های پشت آن صنایع. کسب‌وکار و هدف هم مثل آدم‌ها تغییر می‌کند. من الآن کسی هستم که الهام و ایده‌هایی حرفه‌ای به ‌عظمت بزرگداشت هنر و طراحی به نمایش می‌گذارد. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 184 بازدید

دانشگاه موناش ملبورن، از کتابی تازه با محوریت نقش زنان افغانستان در روند صلح و مقاومت جمعی رونمایی کرده است، اثری که برگزارکنندگان آن را یکی از جامع‌ترین پژوهش‌ها در حوزه «زنان، صلح و امنیت» در بستر افغانستان می‌دانند. این اثر پژوهشی توسط فرخنده اکبری و پروفیسور جاکی‌ترو نوشته شده که نقش مقاومت و ایستادگی زنان و دختران افغانستان را برجسته می‌سازد و مراسم رونمایی آن (روز جمعه، ۱۴ قوس) در مرکز عالی محو خشونت علیه زنان دانشگاه موناش برگزار شده است. نویسندگان این کتاب آن را نخستین پژوهش جامع درباره دستور کار «زنان، صلح و امنیت» در بستر افغانستان توصیف کرده‌اند. در مراسم رونمایی، نویسند‌گان کتاب درباره یافته‌ها و اهمیت این پژوهش توضیحاتی ارائه کردند. بانو اکبری، پژوهشگر مرکز عالی محو خشونت علیه زنان و از فعالان شناخته‌شده حقوق زنان، و پروفیسور جاکی‌ترو، مدیر این مرکز و از چهره‌های برجسته پژوهش در حوزه خشونت جنسیتی، در این نشست ابعاد مختلف کتاب را معرفی کردند. خانم اکبری در سخنانش تاکید کرد که روایت زنان و دختران افغانستان در سال‌های اخیر «یا نادیده گرفته شده یا سطحی بازتاب یافته» و هدف این کتاب مستندسازی نقش واقعی آنان در مقاومت مدنی است. همچنین پروفیسور ترو نیز این اثر را تلاشی برای روشن‌ساختن پیامدهای سیاست‌های جنسیتی و واکنش جامعه زنان خواند. پس از صحبت‌های نویسند‌گان، گفتگوی آزاد میان مهمانان نیز صورت گرفته است. این رونمایی بخشی از تلاش‌های علمی و دانشگاهی برای مستندسازی تجربه‌ها و مبارزات زنان افغانستان در شرایط کنونی عنوان شده است.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 142 بازدید

کتاب بازی آخر بانو نوشته‌ی بلقیس سلیمانی درباره‌ی شخصیت‌ها و مکان‌هایی است که در طول سال‌های دهه‌ی شصت متاثر از وقایع سیاسی و اجتماعی بودند. لازم به ذکر است که این رمان در سال ۱۳۸۵ برنده‌ی جایزه‌ی ادبی مهرگان شده است. در سال‌های گذشته ادبیات بیش از هر چیز به رویدادهای اجتماعی و سیاسی واکنش نشان داده است. نویسندگان معاصر با در نظر گرفتن اهمیت زندگی افراد جامعه در دل وقایع سیاسی و به‌خصوص تاثیری که نوسان‌های اجتماعی بر خانواده‌ها می‌گذارند، به نگارش داستان‌های مختلف پرداخته و تلاش می‌کنند با طراحی موقعیت‌های داستانی و شخصیت‌های متنوع، دیدگاه خود را نیز بیان کنند. کتاب بازی آخر بانو نوشته‌ی بلقیس سلیمانی از جمله کتاب‌هایی است که با شرح وقایع اجتماعی و سیاسی دهه‌ی شصت، مخاطب امروز را با خاطراتی تلخ و شیرین از آن دوران مواجه می‌سازد. این کتاب با محوریت قرار دادن شخصیت زنی رنج‌کشیده به خلق موقعیت‌های متنوع داستانی می‌پردازد. در شرایطی که افراد جامعه با مشکلات متعدد روبه‌رو هستند، انتخاب راهی درست برای رسیدن به آرزوها و دست‌یابی به موقعیتی متعادل، تبدیل به موضوعی ارزشمند گشته و تلاش افراد برای ادامه‌ی زندگی متاثر از تصمیم‌های مختلف ارزیابی می‌شود. در این راستا داشتن روحیه‌ی سالم و قدرت مبارزه با مشکلات اهمیت می‌یابد. این موضوع در ادبیات داستانی و به‌خصوص داستان‌هایی که به توصیف رویدادهای واقعی از زندگی شخصیت‌ها می‌پردازند، مطرح شده و آثار متعددی در این زمینه به نگارش در آمده‌اند. کتاب بازی آخر بانو با لحنی ساده و توصیف‌های واقع‌گرایانه، فراز و نشیب زندگی زنی را بازگو می‌کند که از روستا به شهر نقل مکان کرده و با مشکلاتی روبه‌رو می‌شود. بلقیس سلیمانی در این کتاب از روایتی ساده استفاده کرده و با نگاهی به شرایط زندگی زنان در دهه‌ی شصت، به شرح رویدادهایی خواندنی می‌پردازد. "بازی آخر بانو" روایت داستان زندگی دختری به نام گل بانو است که در روستا زندگی می‌کند و موانع زیادی جلوی پایش قرار می‌گیرد. گل بانو قصد دارد به دانشگاه برود و سرنوشتی را که جامعه، روستا و مادر سرایدار مدرسه و مرده‌شویش برای او پیش‌بینی می‌کنند، تغییر دهد. او در طی زندگی خود عاشق می‌شود، خواستگارانش را رد می‌کند، تن به ازدواجی می‌دهد که منجر به طلاق می‌شود و کودکش توسط شوهر سابقش ربوده می‌شود و تجربه‌های گوناگونی را پشت سر می‌گذارد. در رمان بازی آخر بانو تیپ‌های مختلف دهه ۱۳۶۰ نقش دارند: مبارز سیاسی چپ، روشنفکر، حاجی بازاری، جوانان خلاق و علاقمند به ادبیات، کارگزار سیاسی دولت و زن بی‌پناه سرگردان. بلقیس سلیمانی در رمان بازی آخر بانو شگردی به کار برده است تا آزادی گفتار بیشتری بدست آورد. در پایان کتاب، خواننده متوجه می‌شود که داستان ساخته و پرداخته‌ی یکی از شاگردان کارگاه نویسندگی راوی است و حاصل جستجوهایی که در مسیر زندگی گل بانو کرده است. بنا براین با وارد کردن عنصر بازی و شک در ماهیت و مسیر تحول پرسناژها، نویسنده فضایی از خیال و حدس در ذهن بوجود می‌آورد که در آن جوهر رمان نمایان می‌شود. رفتن گل بانو از روستا و وارد شدن به شهری شلوغ همچون تهران زندگی عجیبی را برای او رقم می‌زند. بلقیس سلیمانی با طراحی شخصیت گل بانو زندگی زنانی را توصیف می‌کند که در دهه‌ی شصت با مشکلات زیادی روبه‌رو بودند. در کتاب بازی آخر بانو علاوه بر شخصیت‌پردازی و توصیف موقعیت‌های داستانی، شرح درونیات شخصیت اصلی نیز به روایت اضافه شده که این ویژگی باعث همراهی بیشتر مخاطب با موضوع اصلی کتاب و همچنین ایجاد همذات‌پنداری مناسب با دشواری‌های زندگی زنی همچون گل بانو می‌شود. بلقیس سلیمانی در کتاب حاضر مکان‌ها و شخصیت‌های پیرامون گل بانو را نیز با نگاهی واقع‌گرایانه به روایت اضافه کرده تا تصویری روشن از شرایط اجتماعی و سیاسی دهه‌ی شصت به مخاطب ارائه شود. کتاب بازی آخر بانو شامل گفت‌وگوهای جذابی است که بازخوانی وقایع را با هیجان همراه می‌سازد. از طرفی حضور شخصیت‌های مختلف در طول روایت باعث ایجاد تنوع در موقعیت‌های داستانی شده و شنیدن نظریات مختلف درباره‌ی وقایع اجتماعی دهه‌ی شصت را ممکن می‌سازد. شخصیت گل بانو طی سفر به تهران با افراد مختلفی مواجه شده و با روحیات آن‌ها آشنا می‌شود. بلقیس سلیمانی با طراحی این موقعیت‌های داستانی تلاش می‌کند رفتار آدم‌ها و افراد مختلفی را بازگو کند که در شرایط اجتماعی و سیاسی دهه‌ی شصت به فعالیت‌های متعددی مشغول بودند. جوایز و افتخارات کتاب بازی آخر بانو جایزه ادبی مهرگان در سال ۱۳۸۵ جایزه ادبی اصفهان در سال ۱۳۸۵ اعطای نشان درجه یک هنری در سال ۱۳۹۵ این کتاب برای علاقه‌مندان به داستان‌های فارسی مناسب است. در بخشی از کتاب بازی آخر بانو می‌خوانیم: گوشت پاش تو دستم وارفت، مى‌بریمش خونه ما، روم سیاه آقاى محمدجانى، کباب نمى‌خوام، به مرده‌ها چه کار داشتین، مردم مسلمان، خان کمک مى‌خوام دس تنهام، بچه‌ام جنى شده، دختر جوون که، ببندین به بازوش، پیام داستان، چگونه فولاد آبدیده شد، خرمگس، گودش کن، موهاش از کفن بیرون زده، مى‌آرمشون توى باغ خانم سلطان، امیر آقا ناهار حاضره، چطورى خوشگله، خان این نرینه است باید مرد بسپرتش، پول، پول، مى‌خوام یه دوکون باز کنم، مرده‌ها از قبرها اومده بودن بیرون، قرصاتو بخور، منیر خانم دسته گلم، مرده‌ها راه افتادن، همه مى‌خوان برن تو باغچه‌ها، تقدیرم بود، برق گرفتش، برق آسمون، حریق گندمزاران، الله، محمد، لباساى اختر برا گل بانو، حمله هوایى، ننه نترس، شونه چپشو بگیر، دستام بوى لاش مى‌دن، قبر خدا بیامرز همگل زن داراب اشکافتم، مرده‌ها راه مى‌رن، عباسجان با کفنش سوار خرش شده، اى همه مرده، بابام، زیر درخت انار خوابیده با کفنش، چهار تا از یک خونواده تو یه سال، حتما کفنشِ گاز گرفته، اینا چى مى‌خونن، مرگ را چنان، مى‌جستیم، شاعر قافیه را، کودکان آدینه را، رو به قبله، گوشت پاشنه‌اش ور اومد، مى‌برمش بیمارستان، فقط بلدن شعر بخونن، دو تا عورتِ دس تنها، داغ به دلشون مى‌ذارم، نمک پرورده‌ایم خان، دفن مى‌کنم، گرومپ، گرومپ، گرومپ، اگه از سنگ حرف در بیاد، خدایا دختران نباید خاموش بمانند، از ترسشون مى‌خونن، قبر همگلِ شکافتم، کفنشِ از لاى دندوناش درآوردم، گل بانو خیلى خوشگلى‌ها، امیر آقا خانم سلطان کارتون داره، گل بانو یه ماچ مى‌دى، خان نرینه رو نباید زن بسپره، گل بانو چرا در میرى، امیر آقا ببخشید مى‌خوام اتاقتون جارو بزنم، معصیت داره، ماشاالله به این تن و بدن، شما فقط بلدین شعر و بیت بخونین، بعد از این روزت بدین تارى مباد، نیومدى گل بانو، کتاب‌ها رو بذارین تو پلاستیک نپوسن، چه باید کرد، خان خاطر جمع، بو، بو مى‌دم، سرمایه، پسر عمو، گل بانو حرف بزن، حرف بزن، اختر رو از قبر بیرون آوردیم. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 216 بازدید

آیا تا به حال احساس کرده‌اید که مجموعه‌ای از تکه‌های پراکنده، افکار متناقض و احساسات گوناگون هستید که در تلاشی دائمی برای رسیدن به یکپارچگی به سر می‌برید؟ کتاب تکه هایی از یک کل منسجم اثر پونه مقیمی، دقیقاً همان آینه‌ای است که این قطعات پراکنده را به ما نشان می‌دهد و به جای سرزنش، ما را به پذیرش این ماهیت چندپاره و زیبای انسانی دعوت می‌کند. این اثر نه یک کتاب معمولی، بلکه یک همراه همدل در مسیر پر فراز و نشیب خودشناسی است که توانسته با میلیون‌ها خواننده در ایران ارتباطی عمیق برقرار کند. پیش از هر چیز، باید بدانیم که کتاب تکه‌هایی از یک کل منسجم در ژانر غیرداستانی و به‌طور مشخص در حوزه‌های روانشناسی و خودسازی قرار می‌گیرد. برخلاف بسیاری از کتاب‌های خودیاری که راه‌حل‌های گام‌به‌گام و قطعی ارائه می‌دهند، سبک این اثر مجموعه‌ای از یادداشت‌ها، تاملات و قطعات کوتاه و به‌هم‌پیوسته است. پونه مقیمی در این کتاب، به مفاهیمی بنیادین مانند تنهایی، روابط عاطفی، پذیرش نقص‌ها، شناخت سایه‌ها و تلاش برای رسیدن به یک «کل منسجم» بدون انکار «تکه‌ها» می‌پردازد. محتوای این کتاب، دعوتی است به درک این واقعیت که انسان بودن یعنی زندگی با همین تکه‌های ناهمگون و یافتن آرامش در دل این عدم قطعیت. موفقیت چشمگیر کتاب تکه هایی از یک کل منسجم اتفاقی نیست. این اثر از ساختار و محتوایی برخوردار است که آن را از سایر آثار مشابه متمایز می‌کند. یکی از برجسته‌ترین نقاط قوت کتاب، ساختار منحصربه‌فرد آن است. کتاب به جای فصل‌های طولانی و خطی، از صدها قطعه‌ی کوتاه و شماره‌گذاری‌شده تشکیل شده است. این ساختارشکنی هوشمندانه، بازتابی از همان ایده‌ی مرکزی کتاب است: زندگی یک روایت پیوسته و منظم نیست، بلکه مجموعه‌ای از لحظات، دیدگاه‌ها و احساسات پراکنده است که در کنار هم معنا می‌یابند. این قالب ساختاری به خواننده اجازه می‌دهد هر بار کتاب را باز کرده، یک یا چند قطعه را بخواند و ساعت‌ها به آن فکر کند. در دنیای پرسرعت امروز، این ساختار موجز و عمیق، مطالعه‌ی کتاب تکه هایی از یک کل منسجم را به تجربه‌ای لذت‌بخش و دست‌یافتنی تبدیل کرده است. محتوای کتاب بر چند ستون اصلی استوار است که هر یک به تنهایی می‌تواند موضوع یک کتاب باشد پذیرش خویشتنِ ناکامل: شاید اصلی‌ترین پیام کتاب تکه هایی از یک کل منسجم، مبارزه با کمال‌گرایی سمی است. مقیمی به ما یادآوری می‌کند که بخش‌های تاریک وجود ما (سایه‌ها)، ترس‌ها و نقص‌هایمان نیز بخشی از هویت ما هستند و انکار آن‌ها به معنای انکار خودمان است. او به ما می‌آموزد که انسجام، در پذیرش همین تکه‌های ناخوشایند به دست می‌آید بازتعریف تنهایی: این کتاب به تنهایی نه به عنوان یک خلأ دردناک، بلکه به عنوان فرصتی برای بازگشت به خویشتن نگاه می‌کند. مقیمی مرز باریکی میان «تنهایی» و «احساس تنهایی» ترسیم می‌کند و نشان می‌دهد که توانایی ما در تنها بودن، پایه‌ی اصلی برقراری روابط سالم است. روابط واقع‌بینانه:یکی از آموزه‌های کلیدی کتاب تکه هایی از یک کل منسجم، ارائه نگاهی بالغانه به روابط عاطفی است. در این دیدگاه، هیچ‌کس قرار نیست «نیمه‌ی گمشده» ما باشد و ما را کامل کند. یک رابطه‌ی سالم، پیوند دو انسان «کامل» (با تمام تکه‌هایشان) است که انتخاب می‌کنند در کنار هم رشد کنند، نه اینکه از یکدیگر برای پر کردن حفره‌های درونی خود استفاده کنند. آنچه کتاب تکه هایی از یک کل منسجم را تا این حد تاثیرگذار کرده، زبان ساده، صمیمی و به دور از اصطلاحات پیچیده‌ی آکادمیک روانشناسی است. قلم پونه مقیمی، قلم یک درمانگر است که با مراجع خود سخن می‌گوید؛ همدلانه، بدون قضاوت و با درکی عمیق از دردهای انسانی. این لحن باعث می‌شود خواننده احساس کند که کتاب مستقیماً برای او و درباره‌ی او نوشته شده است. این اثر یک راهنمای خشک و بی‌روح نیست، بلکه یک گفتگوی درونی است که هر فردی می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند. پونه مقیمی، نویسنده‌ی کتاب تکه هایی از یک کل منسجم، دارای مدرک دکتری تخصصی روانشناسی بالینی است. او پیش از آنکه به عنوان نویسنده شناخته شود، سال‌ها به عنوان روان‌درمانگر فعالیت می‌کرد و مفاهیم و دغدغه‌های اصلی کتابش، حاصل تجربه‌های عمیق او در اتاق درمان است. شهرت اولیه‌ی او از طریق صفحه‌ی اینستاگرامش شکل گرفت، جایی که با به اشتراک گذاشتن یادداشت‌های روانشناختی کوتاه و کاربردی، توانست مخاطبان گسترده‌ای را جذب کند. در واقع، کتاب حاضر، نسخه‌ی تکامل‌یافته و منسجم همان یادداشت‌هاست. این پیش‌زمینه به خوبی توضیح می‌دهد که چرا زبان او تا این حد برای عموم مردم قابل فهم و گیراست. تخصص آکادمیک او در کنار توانایی‌اش در ترجمه‌ی مفاهیم پیچیده به زبانی ساده، ویژگی اصلی سبک نوشتاری اوست. کتاب تکه هایی از یک کل منسجم برای هر کسی است که در مسیر پرچالش «شناخت خود» قدم گذاشته است. اما اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، این کتاب برای گروه‌های زیر یک انتخاب بی‌نظیر خواهد بود: جوانان و بزرگسالانی که با بحران هویت، احساس پوچی یا سردرگمی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. افرادی که از کمال‌گرایی رنج می‌برند و همواره در حال سرزنش خود به خاطر ناکامل بودن هستند. کسانی که به دنبال درک عمیق‌تری از روابط عاطفی خود هستند و می‌خواهند از الگوهای تکراری و ناسالم عبور کنند. خوانندگانی که کتاب‌های سنگین و تئوریک روانشناسی برایشان خسته‌کننده است و به دنبال متنی روان، ادبی و در عین حال عمیق می‌گردند. هر انسانی که احساس می‌کند در درونش، میان «بایدها» و «هستم‌ها» جنگی بی‌پایان برپاست. در نهایت، کتاب تکه هایی از یک کل منسجم اثری است که باید آن را نه یک‌باره، بلکه جرعه‌جرعه نوشید و در لحظات مختلف زندگی به آن بازگشت. این کتاب بیش از آنکه پاسخ‌های قطعی بدهد، سوالات درستی را مطرح می‌کند و به ما کمک می‌کند تا با آغوش باز، تمام تکه‌های وجودمان را بپذیریم و کلِ منسجمِ منحصربه‌فرد خودمان را بسازیم. قسمتی از متن کتاب: “هیچ تپش قلبی در ابتدا رابطه تضمین کننده بقای رابطه نیست!” “حس کردن خوشبختی حس کردن مسیری است که خودمان تلاش می‌کنیم تمامش کنیم اما موضوع اصلاً تمام کردن یا نکردن نیست، موضوع تلاشی است که در مسیر انجام می‌دهیم. این تلاش هرچقدر سخت‌تر باشد و مسیر با چالش‌های بیشتری همراه باشد، احساس خوشبختی عمیق‌تر خواهد بود، مخصوصاً اگر بتوانیم مسیر را به پایان برسانیم.” “صمیمیت یعنی درک کردن و حس کردن یک فرد با تمام وجود و بدون هیچ قضاوت و مقایسه‌ای؛ یعنی حضور داشتن در سکوت. این یعنی رشته‌ای باریک و نازک از صمیمیت که در لحظه‌ای کوتاه ایجاد می‌شود. آنچه رابطه را سالم نگاه می‌دارد، تکرار همین صمیمیت‌های کوتاهِ مملو از حضور و مشاهده است. در واقع همین صمیمیت‌های کوتاه و ساده، رابطه را عمیق و معنادار می‌کند و می‌تواند مرهمی بر تنهایی درونی ما باشد.” "هر در کنار هم بودنی، صمیمیت نیست." "هر فرد بحشی از خودش را پهنان می کند، ما آدم ها نمی توانیم در صداقت مطلق دوام بیاوریم." "همه ما دوراهی های سختی را در زندگی تجربه کرده ایم و گاهی برای اینکه تصمیم نگیریم صبر کردیم تا زمان گذر کند و فکر کرده ایم اگر زمان بگذرد می توانیم تصمیم بگیریم." "قرار است بدانیم در رابطه های صمیمانه، برابری قدرت است نه داناتر بودن و تحلیلگر بودن. رابطه های صمیمانه را قلب ها جلو می برند نه افکار و ذهن." "قطعا رابطه هایمان امن تر خواهد بود اگر بیشتر تحمل کنیم و کمتر رفتارهایمان را برای پاسخ رفتار دیگران انجام دهیم." "اگر ضربه ها اجازه می دهند واقعیت روشن تر شود، پس لازمه ادامه مسیر هستند." "آدم ها ارزشمند هستند. چون زمانی با ( ما ) در رابطه بوده اند."

ادامه مطلب