برچسب: مشکلات اقتصادی

4 روز قبل - 52 بازدید

هیچ پیوندی نزدیک‌تر از پیوند بین والدین و فرزندان نیست. دو پیوند زیست‌شناختی و روان‌شناختی میان والدین و فرزندان برای رشد جسمی و روانی کودک ضروری است. نقش والدین فراتر از تصوری است که در رسانه‌های اجتماعی یا مجله‌ها می‌بینیم. کودکان از انزوای اجتماعی، مشکلات اقتصادی، طلاق، بیماری، پریشانی و ناراحتی والدین‌شان تأثیر می‌پذیرند و ممکن است در برابر ابتلا به اختلالات و بیماری‌های روانی آسیب‌پذیر شوند. امروزه بسیاری از کودکان تحت مراقبت والدینی هستند که درجاتی از اختلالات روانی مانند افسردگی، اضطراب خفیف و شدید، اختلال دوقطبی یا اسکیزوفرنی مزمن و شدید را تجربه می‌کنند. همچنین تعداد خانواده‌هایی که در آن‌ها والدین سوءمصرف مواد مخدر دارند، در حال افزایش است. بنابر تحقیقات آکادمی روان‌پزشکی کودک و نوجوان آمریکا، بیماری‌های روانی والدین خطر ابتلای کودک به اختلالات روانی را نسبت به همسالان خود افزایش می‌دهد و زمانی که هر دو والد دچار بیماری روان‌پزشکی باشند، احتمال اینکه کودک به یکی از اختلالات روانی مبتلا شود، بسیار زیاد است. از نگاه سازمان بهداشت جهانی، عدم ابتلا به یکی از اختلالات روان‌پزشکی نشان‌دهنده‌ی سلامت روان نیست. سلامت روان بخش جدایی‌ناپذیر سلامتی در انسان است و طیف وسیعی از عوامل اجتماعی، اقتصادی، بیولوژیکی و محیطی می‌توانند تعیین‌کننده‌ی سلامت روان در انسان باشند. سلامت روان چیزی بیش از فقدان اختلالات یا ناتوانی‌های روانی است. سلامت روان حالتی است که در آن فرد به توانایی‌های خود پی می‌برد، می‌تواند با استرس‌های عادی زندگی کنار بیاید و به نحو مؤثری در جامعه زندگی و فعالیت کند. سلامت روان، توانایی ما در شیوه‌ی تفکر، بروز احساسات، تعامل با دیگران و لذت بردن از زندگی است. عوامل تعیین‌کننده سلامت روان عوامل فردی و اجتماعی در تضعیف یا محافظت از سلامت روان ما در طول زندگی نقش دارند. عوامل محافظتی به انعطاف‌پذیری و تاب‌آوری ما در برابر چالش‌های زندگی کمک می‌کنند. این عوامل شامل مهارت‌ها و ویژگی‌های اجتماعی و عاطفی فردی، همچنین تعاملات اجتماعی مثبت و کسب آموزش‌های مناسب در این زمینه است. در مقابل، برخی عوامل روان‌شناختی و بیولوژیکی فردی مانند ضعف در مهارت‌های عاطفی، مصرف مواد و اختلالات ژنتیکی می‌توانند افراد را در برابر چالش‌های زندگی آسیب‌پذیر کنند. شرایط نامطلوب اجتماعی، اقتصادی و محیطی مانند فقر، خشونت و نابرابری‌های اجتماعی، ابتلای افراد به بیماری‌های روان‌پزشکی را افزایش می‌دهند. این عوامل خطر، در تمام مراحل زندگی سلامت روان انسان را تهدید می‌کنند و اگر در دوره‌های حساس رشد، به‌ویژه در اوایل کودکی وجود داشته باشند، سلامت روان کودک آسیب بیشتری می‌بیند. برای نمونه، تنبیه بدنی والدین یکی از عوامل مهم در تضعیف سلامت روان کودک است. برنامه‌های ارتقای سلامت روان و پیشگیری از اختلالات روان‌پزشکی شامل همه حوزه‌ها مانند آموزش، کار، عدالت، حمل‌ونقل، محیط زیست، مسکن و رفاه می‌شود. در این میان، ارتقای سلامت روان کودکان و نوجوانان یکی از اولویت‌های مهم سازمان بهداشت جهانی است و روابط مثبت والدین با فرزندان از مهم‌ترین عوامل ارتقای سلامت روان کودکان و نوجوانان به شمار می‌رود. ارتباط مثبت بین والدین و فرزندان برای ارتقای سلامت فرزندان مهم است از لحظه تولد کودک، والدین و مراقبان دیگر مانند پدربزرگ و مادربزرگ نقش مهمی در یادگیری، رشد جسمی، روانی و شناختی او دارند. در ادامه، به بررسی راهکارها و مداخلاتی می‌پردازیم که به شما در ارتقای سلامت روان فرزندانتان کمک می‌کند. برقراری و ایجاد رابطه مستحکم بین والد و فرزند  برای استحکام و برقراری ارتباط مؤثر با فرزندتان، نکات زیر را به یاد داشته باشید: - شنونده خوبی باشید و به صحبت‌های او گوش دهید. - فرزندتان را تشویق کنید و به او نشان دهید که با اشتراک‌گذاری افکار و احساساتش با شما مشکلی به وجود نخواهد آمد. - هنگام گوش دادن به فرزندتان، تمام حواس خود را به او بدهید. با او تماس چشمی داشته باشید، برای تشویق او به ادامه صحبت، سر خود را به نشانه تأیید تکان دهید یا با پاسخ‌های مثبت و کوتاه، او را به ادامه حرف زدن ترغیب کنید. - به او نشان دهید که با اشتیاق به صحبت‌هایش گوش می‌دهید. - هرگز او را قضاوت نکنید. به فرزندتان اعتماد کنید و صبور باشید. هنگام گفت‌وگو با فرزندتان، از انجام کارهایی مانند تماشای تلویزیون، خواندن روزنامه یا انجام امور خانه و اداری خودداری کنید. صادق باشید و محیطی فراهم کنید که فرزندتان احساس امنیت کند و بداند که از او حمایت می‌کنید. با او درباره علایقش صحبت کنید؛ در مورد موسیقی، برنامه تلویزیونی یا شخصیتی که دوست دارد، با او گفت‌وگو کنید. اجازه دهید فرزندتان از همراهی با شما مانند یک دوست خوب لذت ببرد و این رابطه مثبت را پرورش دهید. می‌توانید این ارتباط را هنگام پیاده‌روی، تماشای فیلم، تعریف داستان، آشپزی، ورزش، کوهنوردی یا انجام یک فعالیت هنری تقویت کنید. فرزندتان را برای کارهایی که به‌خوبی انجام داده تحسین کنید و هرگز در زمان عصبانیت یا ناراحتی او با وی بحث نکنید. گفت‌وگو را به زمانی موکول کنید که هر دو آرام هستید. اگر دلخوری یا ناراحتی بین شما و فرزندتان به‌وجود آمد، کمی وقت بگذارید و فکر کنید که چگونه می‌توانید با هم آن را حل کنید. اگر فرزندتان با چالشی در زندگی روبه‌رو شد، مهم است که نشان دهید او را دوست دارید، از او حمایت می‌کنید و در زمان‌های سخت همیشه کنار او هستید. نکته‌ی کلیدی در ارتباط مثبت والدین با فرزندان، پذیرش فرزندان با تمام نقاط ضعف و قوت آن‌هاست. به فرزندتان اطمینان دهید که هرگز تنها نیست. به او بگویید که هر زمان نیاز به کمک داشته باشد یا بخواهد احساسات و افکارش را با شما در میان بگذارد، در کنارش خواهید بود. به او یادآوری کنید که حتی بزرگ‌ترها هم گاهی با مشکلاتی روبه‌رو می‌شوند که نمی‌توانند به‌تنهایی آن‌ها را حل کنند. سعی کنید زمان و فضای مناسبی در اختیارش قرار دهید تا اگر نیاز به تنهایی داشت، احساس آرامش کند. به او بگویید که نگرانی، استرس یا ناراحتی، احساسی طبیعی است. توضیح دهید که صحبت کردن درباره احساسات و افکار ممکن است در ابتدا سخت باشد، اما اگر با شما صحبت کند، می‌توانید کمکش کنید. اگر فرزندتان تمایلی به صحبت با شما نداشت، افراد مورد اعتمادی مانند یک دوست نزدیک خانواده، معلم یا مشاور متخصص را به او معرفی کنید. با فرزندان‌تان یکسان رفتار کنید  بدون توجه به جنسیت، کودکان را به‌طور برابر آموزش دهید. آن‌ها را دوست بدارید و ازشان مراقبت کنید. الگوی مثبتی برای فرزندانتان باشید. کلیشه‌های جنسیتی را به چالش بکشید؛ برای نمونه، پدران می‌توانند آشپزی و نظافت را انجام دهند و مادران نیز می‌توانند بیرون از خانه کار کنند. با پسر نوجوان خود صحبت کنید و به او بگویید احساساتش را بروز دهد. او را تشویق کنید تا احساساتی مانند عشق، خشم، شادی، غم و اندوه را بدون ترس از قضاوت شدن ابراز کند. از موارد زیر پرهیز کنید:  از هرگونه خشونت، مانند فریاد زدن و کتک زدن کودک، خودداری کنید. خشونت و استرس می‌تواند به رشد کودک آسیب بزند و موجب بروز مشکلات بلندمدت در آینده شود. مشاجره‌های مکرر میان والدین و اطرافیان برای کودکان استرس‌زا است. آن‌ها ممکن است احساس ناتوانی کنند و تصور کنند که فراموش شده‌اند. فراموش نکنید که کودکان برای رشد سالم، نیازمند توجه، عشق و مراقبت مداوم هستند. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


5 روز قبل - 45 بازدید

صبح هنوز کاملاً روشن نشده که زن، چادر کهنه‌اش را محکم‌تر به دور خود می‌پیچد. هوای کابل سرد است؛ بادی که از میان کوچه‌های خاکی می‌گذرد، گرد و غبار شب را به صورتش می‌زند. دختر هفت‌ساله‌اش با پیراهنی نازک و کفش‌هایی که کمی از پایش بزرگ‌تر است، کنار او ایستاده و دستان کوچکش را به گوشه‌ی چادر مادر گره زده است. زن سی‌وچهار سال دارد، اما چین‌های عمیق صورتش، نگاه خسته و شانه‌های خمیده‌اش، او را بسیار پیرتر نشان می‌دهد. نامش مهم نیست؛ در این شهر، کسی نام او را نمی‌پرسد. او فقط «یک زن گدا» است. او هر روز صبح از اتاق کوچکی که در حاشیه‌ی شهر کابل با کرایه‌ای ناچیز گرفته، بیرون می‌شود؛ اتاقی با سقف حلبی که در زمستان سرما از در و دیوارش می‌ریزد. سه کودک دارد؛ دو پسر خردسال و همین دختر هفت‌ساله که همیشه همراهش است. پسرها را نزد زن همسایه می‌گذارد؛ زنی که خودش هم چیزی ندارد، اما دلش هنوز از سنگ نشده است. راهش را به سمت چهارراهی‌های شلوغ شهر می‌گیرد؛ جایی که موترها توقف می‌کنند، آدم‌ها عجله دارند و نگاه‌ها یا بی‌تفاوت‌اند یا پر از قضاوت. او کنار پیاده‌رو می‌ایستد، دستش را جلو می‌آورد و با صدایی آرام که بیشتر شبیه نجواست تا درخواست، می‌گوید: «به خدا رحم کنین… سه طفل دارم…» گاهی کسی سکه‌ای می‌اندازد، گاهی نانی، و بیشتر وقت‌ها فقط نگاه است؛ نگاه‌هایی که یا از سر ترحم‌اند یا از سر تحقیر. بعضی‌ها حتی زحمت نگاه‌کردن هم به خود نمی‌دهند. انگار او بخشی از سنگفرش شهر است؛ چیزی که همیشه بوده و کسی به آن فکر نمی‌کند. هفت سال پیش، زندگی‌اش مسیر دیگری داشت. آن زمان هنوز شوهر داشت؛ مردی که با همه‌ی سختی‌ها، نان‌آور خانه بود. ازدواج‌شان از روی عشق بود، اما بدون رضایت خانواده‌ی دختر. خانواده‌ی پدرش هرگز این انتخاب را نبخشیدند. وقتی دستش را در دست مرد گذاشت و از خانه بیرون رفت، پشت سرش همه‌ی درها بسته شد. او فکر می‌کرد عشق کافی است، فکر می‌کرد با هم می‌توانند زندگی بسازند. اما کابل، شهر انفجار و ناامنی، فرصتی برای رؤیا باقی نگذاشت. یک روز، شوهرش برای کار بیرون رفت و دیگر برنگشت. انفجاری در یکی از نقاط شهر. نامش در فهرست کشته‌شدگان آمد؛ بی‌صدا، بی‌مراسم، بی‌عدالت. وقتی خبر را آوردند، زن هنوز باور نمی‌کرد. چند روز تمام منتظر ماند؛ شاید اشتباه شده باشد، شاید زنده باشد. اما حقیقت مثل پتک بر سرش فرود آمد: مرده بود. و با مرگ او، تمام ستون‌های زندگی زن فرو ریخت. بعد از آن، همه‌چیز به دوش او افتاد؛ نان، کرایه، دوا، لباس، آینده‌ی کودکان. خانواده‌ی شوهرش فقیرتر از آن بودند که کمکی کنند. خانواده‌ی پدرش هم، همان‌طور که سال‌ها پیش تهدید کرده بودند، او را «مرده» حساب کردند. نه تلفنی، نه خبری، نه کمکی. زن تنها ماند؛ تنها با سه کودک و شهری که برای زنان بی‌پناه رحم ندارد. او اول تلاش کرد کار پیدا کند. در خانه‌های مردم برای پاک‌کاری رفت؛ روزی پنجاه، روزی صد افغانی. اما کار دوام نداشت. بعضی خانه‌ها وقتی می‌فهمیدند بیوه است، نگاه‌شان تغییر می‌کرد. بعضی‌ها دستمزد نمی‌دادند، بعضی تحقیر می‌کردند. یک بار، مردی در خانه‌ای که برای پاک‌کاری رفته بود، با نگاه و حرف‌هایی مواجه‌اش کرد که بدنش لرزید. همان‌جا کار را رها کرد و بیرون آمد. گریه کرد، اما گریه نان نمی‌شد. وقتی هیچ کاری نماند، گدایی آخرین راه بود. راهی که دلش را شکست، غرورش را له کرد، اما شکم کودکانش را سیر نگه داشت. اولین روزی که دست دراز کرد، تمام بدنش می‌لرزید. احساس می‌کرد همه‌ی شهر به او نگاه می‌کنند. اما وقتی شب با نان برگشت و کودکانش با ولع خوردند، فهمید که دیگر حق انتخاب ندارد. او می‌گوید: «در سرک، آدم فقط فقیر نیست، بی‌دفاع هم است.» بارها شده که مردانی با لبخندهای آلوده نزدیک شده‌اند. بعضی آهسته گفته‌اند: «اگر بخواهی، پول خوب می‌دهم.» بعضی مستقیم‌تر، شرم‌آورتر. او هر بار سرش را پایین انداخته و دور شده، اما ترس همیشه با اوست؛ ترس از اینکه روزی کسی جلو راهش را بگیرد یا دخترش چیزی ببیند که نباید ببیند. دختر هفت‌ساله‌اش حالا گدایی را یاد گرفته است. می‌داند کِی دست دراز کند، کِی بگوید: «کاکا، نان نداریم.» زن وقتی این را می‌بیند، دلش آتش می‌گیرد. می‌گوید: «من نمی‌خواستم طفل‌ام این‌طور بزرگ شود، اما چه کنم؟ مکتب پول می‌خواهد، لباس می‌خواهد، نان می‌خواهد.» شب‌ها، وقتی کودکان خواب‌اند، زن به آینده فکر می‌کند؛ به این‌که اگر مریض شود، چه می‌شود؟ به این‌که اگر دیگر نتواند در سرک بایستد، چه کسی نان می‌دهد؟ هیچ بیمه‌ای، هیچ نهادی، هیچ حمایتی نیست. او یکی از هزاران زن بی‌سرپرست در کابل است؛ زنانی که دیده نمی‌شوند مگر وقتی دست دراز می‌کنند. او از دولت گله دارد، از نهادها، از کسانی که فقط وعده می‌دهند. می‌گوید: «ما صدقه نمی‌خواهیم، کار می‌خواهیم. امنیت می‌خواهیم. مکتب برای طفل‌ها می‌خواهیم.» صدایش آرام است، اما خشم در آن موج می‌زند؛ خشمی که سال‌ها در سینه‌اش جمع شده. با همه این‌ها، هنوز زنده است، هنوز هر صبح بلند می‌شود، هنوز برای کودکانش می‌جنگد. او نماد رنجی است که در گوشه‌گوشه کابل جریان دارد؛ رنج زنانی که شوهران‌شان را جنگ و انفجار گرفت و جامعه پشت‌شان را خالی کرد. وقتی غروب می‌شود، زن دست دخترش را می‌گیرد و به اتاق سردشان برمی‌گردد. پول امروز را می‌شمارد؛ شاید برای نان کافی باشد، شاید نه. اما فردا دوباره می‌آید، دوباره کنار جاده می‌ایستد. چون مادری که انتخابی ندارد، تسلیم نمی‌شود؛ فقط ادامه می‌دهد، حتی اگر هر روز کمی بیشتر بشکند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 339 بازدید

کودکان برای رشد سالم جسمی، روانی و اجتماعی، بیش از هر چیز به عشق و محبت نیاز دارند. محبت برای روح کودک، درست مانند آفتاب و آب برای یک نهال است؛ عنصری حیاتی که رشد او را تضمین می‌کند. ابراز محبت، صرفاً یک رفتار احساسی یا لحظه‌ای نیست، بلکه یکی از اساسی‌ترین نیازهای روان‌شناختی اوست که اگر تأمین نشود، می‌تواند پیامدهای طولانی‌مدت و جبران‌ناپذیری به‌دنبال داشته باشد. محبت والدین، پایه‌ای‌ترین شکل امنیت عاطفی را در کودک ایجاد می‌کند. این احساس امنیت، پیش‌نیاز رشد اعتمادبه‌نفس، تاب‌آوری، جرئت برای کشف دنیای اطراف، توانایی شکل‌گیری روابط سالم در آینده و حتی موفقیت‌های تحصیلی است. کودکانی که در محیطی سرشار از محبت و توجه سالم رشد می‌کنند، کمتر دچار اضطراب، افسردگی، پرخاشگری یا مشکلات رفتاری می‌شوند. محبت؛ زبان فهم‌پذیر کودک برخلاف بزرگسالان که محبت را در قالب کلمات یا رفتارهای خاص درک می‌کنند، کودکان به محبت به‌عنوان زبان اصلی ارتباط با والدین خود نگاه می‌کنند. زبان آن‌ها، زبان منطق و کلام نیست، بلکه زبان قلب و احساس است. آن‌ها هنوز واژه‌های پیچیده را نمی‌فهمند، اما در آغوش کشیده شدن، نوازش، لبخند، تماس چشمی و شنیده شدن را کاملاً درمی‌یابند. این رفتارها برای کودک، نشانه‌ی پذیرش، ارزشمندی و عشق بی‌قید و شرط است. زمانی که والدین با کودک بازی می‌کنند، با او گفتگو می‌کنند یا به نگرانی‌هایش گوش می‌دهند، در واقع این پیام را به او منتقل می‌کنند: «تو مهم هستی، برایم اهمیت داری و من دوستت دارم.» این پیام‌های عاطفی، سنگ بنای شخصیت کودک را می‌سازند و به او کمک می‌کنند تا حس دوست‌داشتنی بودن را درونی کرده و برای خود ارزش ذاتی قائل شود. اثرات روانی محبت بر کودک کودکی که محبت کافی دریافت می‌کند، به احتمال بیشتری عزت‌نفس سالمی خواهد داشت و یک قطب‌نمای درونی برای ارزش‌گذاری به خود پیدا می‌کند. چنین کودکی خود را فردی ارزشمند، توانا و دوست‌داشتنی می‌بیند. در مقابل، کودکانی که از محبت کافی محروم‌اند، ممکن است در بزرگسالی با احساس ناامنی، ترس از طرد شدن، وابستگی ناسالم یا نیاز افراطی به تأیید دیگران دست‌وپنجه نرم کنند. تحقیقات نشان داده‌اند کودکانی که در سال‌های اولیه‌ی زندگی رابطه‌ای گرم و صمیمانه با والدین داشته‌اند، در آینده از مهارت‌های اجتماعی بالاتر و سالم‌تری برخوردارند، کمتر دچار مشکلات سلامت روان می‌شوند و در برابر چالش‌های زندگی و ناملایمات، مقاوم‌تر و منعطف‌تر عمل می‌کنند. ابراز محبت تنها محدود به کلمات نیست بسیاری از والدین ممکن است تصور کنند محبت کردن، صرفاً به بیان چند کلمه خلاصه می‌شود، در حالی که محبت واقعی در عمل و رفتار روزمره نمود پیدا می‌کند. گوش دادن فعال، در آغوش گرفتن، بازی کردن، اختصاص دادن وقت بدون عوامل حواس‌پرت‌کننده، تحسین تلاش و پشتکار (نه فقط نتیجه نهایی) و پرسیدن نظر کودک در تصمیمات ساده‌ی خانوادگی، همگی از راه‌های مؤثر ابراز محبت هستند. همچنین، ابراز محبت گاهی به معنای درک کردن کودک در زمان اشتباهاتش است. این یعنی احساسات او را بدون قضاوت بپذیریم و از او حمایت کنیم، حتی زمانی که با هیجانات دشواری مانند ترس یا خشم مواجه است. یک اصل مهم در اینجا، ایجاد تمایز بین رفتار کودک و شخصیت اوست. ما رفتار نامطلوب را اصلاح می‌کنیم، اما هرگز شخصیت کودک را سرزنش یا طرد نمی‌کنیم. محبت بی‌قید و شرط در برابر محبت مشروط یکی از آسیب‌زننده‌ترین رفتارها که مانند سمی پنهان عمل می‌کند، محبت مشروط است؛ یعنی دوست داشتن کودک، تنها به زمان‌هایی محدود شود که مطابق میل والدین رفتار می‌کند. این نوع محبت به کودک این پیام خطرناک را می‌دهد که ارزشمندی‌اش ذاتی نیست، بلکه امتیازی است که باید در ازای رفتارهای خوشایند و کسب رضایت دیگران به دست آورد. در مقابل، محبت بی‌قید و شرط یعنی والدین، کودک را همان‌طور که هست، با تمام ضعف‌ها، اشتباهات و احساسات ناخوشایندش دوست دارند. چنین محبتی نه‌تنها احساس امنیت ایجاد می‌کند، بلکه به کودک خودشفقتی (Self-compassion) را می‌آموزد؛ یعنی یاد می‌گیرد که خود را با تمام نقص‌هایش دوست داشته باشد، در دام کمال‌گرایی بیهوده نیفتد و در نتیجه، همین دیدگاه سالم و مهربانانه را نسبت به دیگران نیز پیدا کند. موانع ابراز محبت گاهی والدین به‌دلیل سبک فرزندپروری سخت‌گیرانه‌ای که خود تجربه کرده‌اند، یا باورهای فرهنگی نادرستی که ابراز محبت را نشانه‌ی ضعف یا لوس شدن فرزند می‌دانند، از نشان دادن عشق خود به کودک خودداری می‌کنند. گاهی نیز مشغله‌های روزمره، فشارهای سنگین اقتصادی و اجتماعی یا فشارهای روانی باعث می‌شود والدین فراموش کنند که محبت، غذای روزانه‌ی روان کودک است. در چنین شرایطی، لازم است والدین آگاهانه برای ابراز محبت وقت بگذارند؛ حتی اگر این محبت، شامل چند لحظه تماس چشمی، یک آغوش ساده یا گوش دادن به صحبت‌های کودک با تمام وجود باشد. در نهایت، اگر والدین احساس می‌کنند در ابراز احساسات یا سبک فرزندپروری خود با مشکلی جدی روبه‌رو هستند، کمک گرفتن از مشاوران کودک و خانواده نشانه‌ی ضعف نیست، بلکه نشانه‌ی عشق و مسئولیت‌پذیری است. این متخصصان می‌توانند با ارائه‌ی راهکارهای عملی و بدون قضاوت، مسیر بهبود رابطه را به شما نشان دهند. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


9 ماه قبل - 340 بازدید

موتینتا چیموکا، مدیر موقت برنامه جهانی غذا (WFP) برای افغانستان درتازه‌ترین مورد هشدار داده است که کاهش کمک‌های ایالات متحده، میلیون‌ها تن را در افغانستان در معرض خطر قحطی قرار می‌دهد. خبرگزاری فرانسه امروز (شنبه، ۲۳ حمل) به نقل از چیموکا گزارش داده است که او از جامعه‌ی جهانی خواسته است تا حمایت خود از افغانستان را افزایش دهند. وی تاکید کرده است که افغانستان اکنون با دومین بحران بزرگ بشردوستانه در جهان دست‌و‌پنجه نرم می‌کند. او افزوده است که در حال حاضر تنها با منابع موجود، برنامه جهانی غذا قادر خواهد بود در طول سال، به هشت میلیون تن کمک غذایی برساند و آن هم در صورتی‌که سایر کمک‌های وعده داده‌شده از سوی اهداکننده‌گان بین‌المللی تأمین شود. همچنین قابل ذکر است که براساس آمار سازمان ملل، یک‌سوم جمعیت افغانستان به کمک غذایی نیازمند هستند و ۳.۱ میلیون تن در آستانه قحطی کامل قرار دارند. این در حالی است که به‌دنبال دستور دونالد ترمپ، رییس‌ جمهور آمریکا، مبنی بر توقف بخشی از کمک‌های خارجی، بسیاری از سازمان‌های امدادرسان، از جمله  برنامه جهانی غذا، با کاهش چشم‌گیر بودجه مواجه شده‌اند. بر اساس ارقام ارائه‌شده توسط یک نهاد امدادرسان، مجموع کمک‌های متوقف‌شده بیش از ۱.۳ میلیارد دالر است. این بودجه شامل ۵۶۲ میلیون دالر برای افغانستان، ۱۰۵ میلیون دالر برای یمن، ۱۷۰ میلیون دالر برای سومالی، ۲۳۷ میلیون دالر برای سوریه و ۱۲ میلیون دالر برای غزه است. بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، نزدیک به ۲۳ میلیون نفر که بیش از نیمی از آنان کودک هستند، در افغانستان به کمک نیاز دارند. برنامه جهانی غذا می‌گوید که در سال گذشته غذای اضطراری و پول نقد را برای نزدیک به ۱۲ میلیون نفر در افغانستان فراهم کرده است و کمک به زنان و دخترانی را که با «گرسنگی شدید» روبرو هستند در اولویت قرار داده است.

ادامه مطلب


10 ماه قبل - 260 بازدید

خانه ملی خبرنگاران افغانستان در آستانه ۲۷ حوت، روز ملی خبرنگاران گفته است که محدودیت‌های حکومت سرپرست و عدم دسترسی به اطلاعات، خبرنگاران را با مشکلات جدی، به‌ویژه بحران اقتصادی، روبرو کرده است. این نهاد در مراسم گرامی‌داشت از روز ملی خبرنگاران در کابل گفت که خبرنگاران، برخلاف وعده‌های حکومت فعلی، همچنان با چالش‌های وسیع در زمینه دسترسی به اطلاعات مواجه‌ هستند. خانه ملی خبرنگاران افغانستان در اعلامیه‌ای تاکید کرده است که حکومت سرپرست در ارائه اطلاعات به رسانه‌ها کوتاهی می‌کنند و اطلاعات را به‌موقع در اختیار خبرنگاران قرار نمی‌دهند. خانه ملی خبرنگاران افزوده است که خبرنگاران علاوه بر محدودیت‌های شغلی، با فشارهای روحی و اقتصادی نیز دسته‌وپنجه نرم می‌کنند. این در حالی است که مرکز خبرنگاران افغانستان اخیراً در گزارشی اعلام کرده که در سال جاری ۱۸۱ مورد نقض حقوق رسانه‌ها، از جمله تهدید و بازداشت غیر قانونی خبرنگاران، ثبت شده است. قابل ذکر است که حکومت فعلی از زمان بازگشت به قدرت، محدودیت گسترده بر فعالیت رسانه‌ها و خبرنگاران در کشور وضع کرده است.

ادامه مطلب


11 ماه قبل - 288 بازدید

منابع محلی از ولایت بلخ می‌گویند که نشرات «رادیو آزاد» در این ولایت، پس از ۱۰ سال فعالیت، به دلیل مشکلات اقتصادی متوقف شده است. منیراحمد بهیر، مسوول این رادیو به رسانه‌ها گفته است که «رادیو آزاد» یکی از رسانه‌های محلی شنیداری بود که در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی و ادبی فعالیت می‌کرد، اما فعالیت این رسانه از یک هفته پیش متوقف شده است. آقای بهیر تاکید کرده است که با تعطیلی «رادیو آزاد»، دست‌کم ۱۰ نفر، از جمله زنان بی‌کار شده‌اند. باید گفت که رادیو آزاد روی موج ۹۷.۸ اف.ام با نشر برنامه‌های خبری، اجتماعی و فرهنگی در ولایت بلخ فعالیت داشت. این رادیو به دنبال روی‌کارآمدن حکومت فعلی فعالیت خود را متوقف کرده بود، اما پس از یک سال دوباره به نشرات آغاز کرد. محدویت‌های شدید حکومت فعلی علیه رسانه‌ها، مشکلات اقتصادی و کاهش حمایت‌های مالی، از دلایل اصلی بسته شدن رسانه‌ها در کشور دانسته‌ می‌شود. با این وجود، حمدالله فطرت، معاون سخنگوی حکومت سرپرست، هفته‌ی گذشته در کابل گفته بود که‌ در حال حاضر ۴۶۶ رسانه‌‌ی صوتی، تصویری و چاپی در سراسر کشور فعال است. معاون سخنگوی حکومت فعلی مدعی شد که طی سه‌ونیم سال گذشته، ۳۳  شبکه رادیویی جدید در کشور شروع به فعالیت کرده‌ است. رسانه‌هایی که در حال حاضر در افغانستان فعال هستند، با مشکلات مالی و سانسور شدید حکومتی روبرو هستند.

ادامه مطلب


1 سال قبل - 430 بازدید

نویسنده: مهدی مظفری تغییر نظام سیاسی در افغانستان، پیامدهای ویرانگری بر اقتصاد این کشور، به‌ویژه بر زندگی جوانان، داشته است. بسیاری از جوانان (اعم از دختر و پسر) پیش از تغییر حکومت، در سازمان‌های دولتی و غیردولتی مشغول به کار بودند و از این طریق امرارمعاش می‌کردند؛ اما اکنون بیشتر آنان حتی تأمین مایحتاج اولیه زندگی نیز برایشان دشوار شده است. جوانان افغان، از تضاد فاحش بین وضعیت پیشین و کنونی بازار کار افغانستان سخن گفته و به یاد می‌آورند که پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، فرصت‌های شغلی بسیاری در دسترس بود؛ اما اکنون یافتن شغلی مناسب تقریباً غیرممکن شده است. صحبت‌های پسران و دختران افغان درباره اقتصاد و اشتغال نمایانگر بحرانی گسترده‌تر است که جوانان افغان با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ بحرانی که با رکود اقتصادی، توقف پروژه‌های توسعه‌ای و بی‌ثباتی سیاسی تشدید شده است. گزارش‌های بین‌المللی نیز این وضعیت را تأیید می‌کنند: نرخ بیکاری در افغانستان در سال ۲۰۲۳ به ۱۵.۴ درصد رسیده که بالاترین میزان از سال ۱۹۹۱ میلادی و افزایش  ۱۴ درصدی را نسبت به سال ۲۰۲۲ داشته است. این آمار تکان دهنده، نشان از وخامت وضعیت اقتصادی و تداوم چالش‌های افغانستان از زمان روی کار آمدن حکومت سرپرست در سال ۲۰۲۱ دارد. پیش از آن، نرخ بیکاری ۸.۹۵ درصد بود و کمترین میزان آن در سال ۱۹۹۲، با میانگین ۷.۹ درصد، ثبت شده بود. این ارقام به‌وضوح نشان می‌دهند که افغانستان با بحرانی جدی در زمینه‌ی اشتغال روبروست که عواقب اجتماعی و اقتصادی ویرانگری را به همراه خواهد داشت. مهاجرت و اعتیاد؛ چالش‌های بیکاری! افزایش بی‌سابقه‌ی نرخ بیکاری و فقر در افغانستان، بسیاری از جوانان را به مهاجرت غیرقانونی سوق داده است. جستجوی زندگی بهتر و فرار از شرایط سخت اقتصادی، آنها را به سمت خطرات و ناامنی‌های مسیرهای مهاجرت غیرقانونی می‌کشاند. گزارش‌های بین‌المللی نشان می‌دهند که تعداد پناهندگان و مهاجران افغان از ۲.۹ میلیون نفر در سال ۲۰۲۱ به ۵.۷ میلیون نفر در سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است. این افزایش چشمگیر، حاکی از بحرانی عمیق و گسترده است که بخش عمده‌ی آن را جوانان تشکیل می‌دهند؛ نسلی که آینده‌ی کشور را به دوش می‌کشیدند، اکنون در جستجوی امیدی ناچیز در سرزمین‌های بیگانه سرگردان هستند. تجربه‌های تلخ بسیاری از این جوانان، از جمله از دست رفتن شغل و ناامیدی از آینده، آنها را به مهاجرت واداشته است. اما مهاجرت تنها راه فرار از وضعیت اسفناک اقتصادی نیست. برای بسیاری از جوانان، اعتیاد به مواد مخدر، راهی برای فرار از واقعیت تلخ فقر و بیکاری شده است. افغانستان، با سابقه‌ای طولانی در تولید مواد مخدر، همواره یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان مواد مخدر در جهان بوده است. این وضعیت، زمینه را برای گسترش اعتیاد در میان جوانان، به‌خصوص در شرایط دشوار اقتصادی و اجتماعی، فراهم کرده است. تجربیات بسیاری از جوانان نشان می‌دهد که بیکاری و فقر آنها را به سمت اعتیاد سوق داده و حس طردشدگی و بی‌کسی، فرایند ترک اعتیاد را سخت‌تر می‌کند. علاوه بر این چالش‌ها، دختران افغانستانی نیز با محرومیت از تحصیل روبرو هستند. پس از تسلط دوباره حکومت سرپرست، مدارس متوسطه به روی دختران بسته شد و این امر منجر به محرومیت بیش از ۲.۵ میلیون دختر از آموزش و پرورش شده است. گزارش‌های بین‌المللی بر وخامت این وضعیت و تبعات طولانی‌مدت آن تأکید دارند. بسیاری از دختران جوان از دست رفتن رؤیاهایشان و ناامیدی حاکم بر جامعه‌ی زنان افغانستان سخن می‌گویند؛ محرومیتی که نسلی از زنان را از فرصت‌های پیشرفت و مشارکت در توسعه‌ی کشور محروم کرده و آینده‌ی این کشور را به مخاطره می‌اندازد. مشکلات روانی مشکلات روانی در میان جوانان افغانستانی به معضلی فزاینده تبدیل شده است که ریشه در شرایط اقتصادی و اجتماعی نامساعد این کشور دارد. بررسی‌های اخیر نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از جوانان افغان، در اثر فشارهای اقتصادی مستمر، از اختلالات روانی مانند اضطراب و افسردگی رنج می‌برند. این آمار تکان‌دهنده، بیانگر بحرانی خاموش و گسترده است که به‌طور مستقیم با وضعیت نامناسب اقتصادی و سیاسی افغانستان مرتبط است. فقر گسترده، فقدان فرصت‌های شغلی، عدم امنیت و ناامیدی از آینده، همگی به‌عنوان عوامل اصلی تشدید این مشکلات روانی در میان جوانان شناخته می‌شوند. این معضل تنها مختص به یک گروه سنی یا جنسیتی خاص نیست؛ بلکه طیف وسیعی از جوانان، از هر دو جنس، در معرض خطر ابتلا به اختلالات روانی قرار دارند. عدم دسترسی به مراقبت‌های روان‌شناختی مناسب و فقدان منابع کافی برای ارائه خدمات مرتبط، وضعیت را بحرانی‌تر می‌کند. بسته شدن مکاتب و هرگونه مراکز آموزشی بر روی دختران، نه تنها به محرومیت از آموزش و آینده‌ی تحصیلی منجر شده، بلکه امید و انگیزه را از آنها سلب کرده است. این حس یأس و ناامیدی، همراه با سایر فشارهای اقتصادی و اجتماعی، زمینه را برای بروز مشکلات روانی شدیدتر فراهم می‌کند. پسران نیز با فقدان فرصت‌های شغلی، آینده‌ای نامشخص و حس بی‌ارزشی مواجه هستند. ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه زندگی و عدم توانایی در برنامه‌ریزی برای آینده، فشارهای روانی سنگینی را بر دوش جوانان می‌گذارد. کارشناسان حوزه سلامت روان، ضمن تأیید افزایش مداوم مشکلات روانی در میان جوانان، به‌ویژه دختران، بر ضرورت تلاش بیشتر برای رفع این مسائل تأکید می‌کنند. بهبود شرایط اقتصادی، ایجاد فضای آموزشی و روانی مناسب، ارائه خدمات روان‌شناختی دسترسی‌پذیر و مقرون‌به‌صرفه، آموزش مهارت‌های مقابله با استرس و ایجاد حس امید به آینده، همگی از جمله اقداماتی هستند که می‌توانند به بهبود وضعیت روانی جوانان و افزایش مشارکت مؤثر آنها در ساختن آینده‌ی افغانستان کمک کنند. بدون توجه جدی به این معضل، نه تنها سلامت روان جوانان در معرض خطر جدی قرار می‌گیرد، بلکه پتانسیل‌های این نسل برای بازسازی و توسعه‌ی کشور نیز از بین خواهد رفت؛ بنابراین، پرداختن به این چالش و ارائه راهکارهای جامع و فراگیر، ضروری و حیاتی به نظر می‌رسد.

ادامه مطلب


1 سال قبل - 386 بازدید

برنامه جهانی غذا برای افغانستان اعلام کرده است که برای بیش‌از هزار زن در سراسر کشور که اکثراً نان‌آور خانواده‌‌های‌شان هستند، کمک کرده تا مهارت‌های جدیدی برای کسب درآمد خود بیاموزند. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۱۱ میزان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود با ابراز نگرانی نوشته است که فضا‌های عمومی برای زنان افغانستانی در حال کوچک شدن است. برنامه جهانی غذا ویدیویی را منتشر کرده که نشان می‌دهد به شماری از زنان در کسب درآمد کمک می‌کند. در این ویدیو دیده می‌شود که این زنان در حال پختن نان، بافت فرش و خیاطی‌ هستند. برنامه‌ جهانی غذای سازمان ملل تاکید کرد: «زنان و دختران در افغانستان، اکنون فرصت‌های اندکی برای کسب درآمد دارند.» حمایت سازمان ملل متحد از زنان و دختران افغانستانی در حالی صورت می‌گیرد که حکومت سرپرست، با روی کار آمدن دوباره‌ی شان، حدود ۸۰ فرمان محدود‌کننده بر زنان و دختران صادر کرده است. بیش‌ از سه سال می‌شود که این محدودیت‌ها، زنان را در افغانستان از حقوق ابتدایی شان از جمله حق کار، آموزش، سفر و تفریح محروم ساخته است. این در حالی‌ است که چندی پیش نیز برنامه‌ی جهانی غذای سازمان ملل متحد گفته بود که ۹۰ درصد خانواده‌‌های تحت سرپرستی زنان در افغانستان غذای کافی برای خوردن ندارند.

ادامه مطلب


1 سال قبل - 387 بازدید

مهاجر فراهی، معین نشرات وزارت اطلاعات و فرهنگ حکومت سرپرست می‌گوید که در حال حاضر حدود ۳۷۰ رسانه‌ی تصویری، صوتی، چاپی و آنلاین در افغانستان فعال است. آقای فراهی امروز (سه‌شنبه، ۲۷ سنبله) این موضوع را در کنفرانس خبری «دست‌آوردهای یک‌ساله»ی وزارت اطلاعات و فرهنگ مطرح کرده و گفت که حکومت فعلی براساس سه اصل «رعایت منافع ملی، اصول شرعی و فرهنگ افغانی» به رسانه‌ها اجازه‌ی فعالیت می‌دهد. وی از توزیع کارت هویت برای ۶۲۰ خبرنگار در افغانستان خبر داد. قابل ذکر است که وزارت اطلاعات فرهنگ حکومت سرپرست پیش از این اعلام کرده بود که برای تثبیت هویت خبرنگاران و جلوگیری از مشکلات امنیتی، برای خبرنگاران کارت هویت توزیع می‌کند. معین نشرات وزارت اطلاعات و فرهنگ تاکید کرد که روند توزیع کارت هویت برای خبرنگاران از سوی این گروه ادامه دارد. مهاجر فراهی افزود که آنان طرزالعمل فعالیت کانال‌های یوتیوب را نهایی کرده‌اند و کانال‌های یوتیوب باید مطابق این طرزالعمل فعالیت کنند. این در حالی است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، شمار زیادی از رسانه‌های کشور به‌دلیل محدودیت‌های این گروه و مشکلات اقتصادی فعالیت خود را متوقف کرده‌اند. در کنار این موارد، حکومت فعلی نشرات شماری از رسانه‌ها، از جمله تلویزیون‌های «نور» و «بریا» را متوقف کرده‌ است. همچنین مسوولان این وزارت گفتند حدود ۱۰ هزار ترانه و نعت را جمع‌آوری کرده‌اند و برای «اصلاح سیرت و صورت» جوانان نیز سیمینار‌های آموزشی برگزار کرده‌اند. آنان مدعی هستند که ۹ هزار گردشگر خارجی در یک سال اخیر از ساحات تفریحی و تاریخی افغانستان بازدید کرده‌اند و حدود ۹ میلیون گردشگر داخلی را نیز ثبت کرده‌اند.

ادامه مطلب