برچسب: محرومیت

3 هفته قبل - 89 بازدید

هیچ‌کس نفهمید اولین چیزی که در وجود مریم شکست، صدا بود؛ نه صدای فریاد و نه صدای گریه، بلکه صدای زنگ مکتب. همان زنگی که سال‌ها صبح‌ها در گوشش می‌پیچید و به او می‌فهماند که دیر شده، که باید بدود، که زندگی منتظرش نمی‌ماند. روزی که آن صدا خاموش شد، همه فکر کردند فقط مکتب بسته شده است، اما مریم خوب می‌دانست چیزی عمیق‌تر از یک دروازه آهنی بسته شده؛ انگار درونش را قفل کرده باشند و کلیدش را با خود برده باشند. آن صبح، کابل مثل همیشه بیدار می‌شد. دکان‌دارها کرکره‌ها را بالا می‌کشیدند، موترها بوق می‌زدند و گرد و خاک در هوا می‌رقصید، اما برای مریم، شهر ایستاده بود. او کنار پنجره نشسته بود، زانوهایش را بغل کرده و به کوچه خیره مانده بود. پسرکی با کیف مکتب از مقابل خانه‌شان گذشت، بعد یکی دیگر و بعد چند نفر دیگر. مریم نگاه کرد؛ فقط نگاه کرد، بی‌آن‌که پلک بزند. انگار اگر پلک می‌زد، این صحنه محو می‌شد و او نمی‌خواست حتی این درد کوچک را از دست بدهد، چون آخرین پیوندش با چیزی بود که زمانی زندگی‌اش را معنا می‌داد. مریم در کابل به دنیا آمده بود و در همان‌جا بزرگ شده بود. چهارده سال از عمرش می‌گذشت، اما زندگی‌اش پر از مکث‌های ناخواسته بود؛ مکث‌هایی که هیچ‌وقت انتخابشان نکرده بود. خانه‌شان در یکی از محله‌های فقیرنشین شهر بود؛ خانه‌ای با دیوارهای رنگ‌باخته، دری که خوب بسته نمی‌شد و اتاق‌هایی که یا همیشه سرد بودند یا همیشه گرم، اما هیچ‌وقت راحت نبودند. پدرش کارگر روزمزد بود و مادرش خیاطی می‌کرد. آن‌ها آدم‌های بدی نبودند، حتی بی‌رحم هم نبودند؛ فقط خسته بودند، خسته از زندگی‌ای که هیچ‌وقت با آن‌ها آسان نگرفته بود. زمانی که مریم مکتب می‌رفت، خستگی خانواده شکل دیگری داشت. پدرش وقتی می‌دید دخترش با کتاب از خانه بیرون می‌رود، شانه‌هایش کمی صاف‌تر می‌شد. مادرش وقتی لباس مکتب مریم را اتو می‌کرد، انگار آینده را صاف می‌کرد. آن روزها فقر هنوز درد داشت، اما امید هم کنارش نشسته بود. حالا امید رفته بود و فقر مانده بود؛ تنها و سنگین. اولش گفتند موقتی است. مریم به همین «موقتی» دل بسته بود. هر روز صبح، مثل قبل بیدار می‌شد، لباس‌هایش را مرتب می‌کرد، موهایش را می‌بافت و کیفش را آماده نگه می‌داشت. مادر نگاهش می‌کرد و چیزی نمی‌گفت. پدر از خانه بیرون می‌رفت و چیزی نمی‌پرسید. همه منتظر بودند، اما انتظار هم خسته می‌شود. هفته‌ها گذشت، ماه‌ها آمد، فصل‌ها عوض شد و دروازه مکتب باز نشد. یک روز، مریم فهمید دیگر کسی منتظر نیست. آن روزی بود که مادرش گفت: «دیگه خودت را عادت بده، درس فعلاً نیست.» همین یک جمله، آرام و کوتاه، مثل ضربه‌ای آهسته اما عمیق، در دل مریم نشست. «فعلاً» یعنی چه؟ فعلاً تا کی؟ هیچ‌کس جواب نداشت. از آن روز، زمان شکل عجیبی گرفت. صبح‌ها بی‌هدف شروع می‌شدند و شب‌ها بی‌نتیجه تمام. مریم در خانه کمک می‌کرد، آب می‌آورد، ظرف می‌شست و خیاطی مادر را تماشا می‌کرد. کارها تمام می‌شدند، اما روز نه؛ روز همیشه ادامه داشت، کش می‌آمد و سنگین می‌شد. او گاهی کنار دیوار می‌نشست و به نقطه‌ای خیره می‌ماند که خودش هم نمی‌دانست چیست؛ انگار مغزش دنبال چیزی می‌گشت که دیگر وجود نداشت. کتاب‌هایش هنوز همان‌جا بودند. او نمی‌توانست آن‌ها را دور بیندازد. شب‌ها، وقتی همه خواب بودند، چراغ کوچک را روشن می‌کرد و یکی از کتاب‌ها را باز می‌کرد. بعضی صفحه‌ها را از حفظ بود و بعضی تمرین‌ها را قبلاً حل کرده بود، اما حالا هر خطی که می‌خواند، به سوالی تازه تبدیل می‌شد: اگر قرار نیست ادامه بدهم، این‌ها به چه درد می‌خورد؟ اگر آینده‌ای نیست که برایش آماده شوم، دانستن چه فایده‌ای دارد؟ همین سوال‌ها کتاب را از دستش می‌گرفت و اشک را جای آن می‌گذاشت. کم‌کم نگاه‌ها عوض شد و حرف‌ها آرام‌آرام راه‌شان را به خانه باز کردند؛ خاله‌ای که گفت دختر بی‌مکتب زیاد می‌ماند، همسایه‌ای که گفت سنش بالا می‌رود و زنی که گفت بهتر است زودتر سر و سامان بگیرد. هیچ‌کدام مستقیم با مریم حرف نمی‌زدند، اما همه حرف‌ها به او می‌رسید. او یاد گرفت گوش بدهد و وانمود کند نمی‌شنود؛ این سخت‌ترین نوع شنیدن بود. شب‌ها، وقتی در بستر دراز می‌کشید، به سقف نگاه می‌کرد و فکر می‌کرد اگر مکتب می‌رفت، حالا چه کسی بود. شاید صنف نهم، شاید دهم؛ شاید شاگردی که معلم نامش را می‌دانست، شاید دختری که هنوز از آینده نمی‌ترسید. این «شاید»ها مثل سایه دورش می‌چرخیدند و خواب را از چشم‌هایش می‌گرفتند. خواب که می‌آمد، مهربان نبود؛ همیشه یک خواب تکراری. خودش را می‌دید که دوباره به مکتب رسیده، دروازه باز است و حویلی پر از صدا. قدم برمی‌دارد، اما هرچه جلوتر می‌رود، زمین کش می‌آید. وقتی به درِ صنف می‌رسد، زنگ می‌خورد و همه داخل می‌شوند، جز او. او پشت در می‌ماند؛ تنها و بی‌صدا. درست همان‌جا بیدار می‌شد، با قلبی که تند می‌زد و چشمانی که خیس بودند. کابل برایش تغییر کرده بود. خیابان‌ها همان بودند، اما نگاه او عوض شده بود. دیگر شهر را با امید نمی‌دید؛ با مقایسه می‌دید. هر دختری که می‌خندید، هر دختری که آزادانه راه می‌رفت، هر دختری که از آینده حرف می‌زد، آینه‌ای می‌شد که مریم نمی‌خواست در آن نگاه کند. او کم‌کم خودش را جمع کرد؛ صدایش را، نگاهش را، آرزوهایش را. گاهی فکر می‌کرد اگر هیچ‌وقت مکتب نمی‌رفت، شاید این‌قدر درد نداشت؛ اما رفته بود، چشیده بود، فهمیده بود و حالا محرومیت برایش فقط نداشتن نبود، از دست دادن بود. پدرش کمتر حرف می‌زد و مادرش بیشتر آه می‌کشید. خانه پر از سکوت‌هایی شده بود که کسی جرئت شکستن‌شان را نداشت. مریم حس می‌کرد باری است روی دوش خانواده؛ نه به‌خاطر کاری که کرده بود، بلکه به‌خاطر کاری که دیگر اجازه نداشت بکند. این احساس، آرام‌آرام ستون فقراتش را خم کرد. اما با همه این‌ها، چیزی درونش هنوز کاملاً نمرده بود؛ نه امیدی بزرگ و نه رویایی واضح، فقط حسی مبهم، شبیه نفس‌کشیدن در تاریکی. حسی که می‌گفت اگر کاملاً تسلیم شود، دیگر هیچ‌چیزی از خودش باقی نمی‌ماند. او گاهی زیر لب، بی‌آن‌که کسی بشنود، می‌گفت: «من هنوز هستم.» همین جمله کوتاه، گاهی تنها چیزی بود که نگهش می‌داشت. مریم هنوز در کابل زندگی می‌کند؛ هنوز همان خانه، همان کوچه، همان پنجره. هنوز دختر است، اما دختری که زودتر از وقتش سنگینی دنیا را یاد گرفته. او از مکتب باز ماند، اما قصه‌اش آن‌جا تمام نشد؛ قصه‌اش کش آمد و طولانی شد، مثل روزهایش، مثل انتظارش. او یکی از هزاران دختری است که زندگی‌شان بی‌صدا تغییر کرد؛ نه با انفجار و نه با فریاد، بلکه با یک تصمیم، با یک درِ بسته، با یک زنگی که دیگر به صدا درنیامد. روایت مریم، روایت سکوت است؛ سکوتی که هر روز بلندتر می‌شود و اگر شنیده نشود، یک نسل را در خود خفه می‌کند. و مریم، هر صبح که بیدار می‌شود، هنوز ناخودآگاه گوش می‌دهد؛ شاید جایی، خیلی دور، زنگی دوباره به صدا درآید. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 96 بازدید

همزمان با ادامه‌ی اعتراضات سراسری در ایران، «جنبش آزادگان در تبعید» درتازه‌ترین مورد اعلام کرده که پناه‌جویان افغانستان در ایران با محرومیت سیستماتیک و دسترسی به نیازهای اساسی مواجه‌اند. اعضای این‌ جنبش اعتراضی با نشر اعلامیه‌ای گفته‌اند که وضعیت پناه‌جویان افغانستانی در ایران «اضطراری» بوده و خواستار توجه و رسیدگی به آن‌ها شدند. در بخشی از اعلامیه آمده است: «دسترسی به مواد غذایی اولیه برای آنان پناه‌جویان افغانستان در ایران محدود یا عملا مسدود شده است.» جنبش آزادگان در تبعید در ادامه تاکید کرده است که این وضعیت «نقض آشکار حقوق بنیادین بشر، اصل عدم تبعیض و حق حیات» بوده و تداوم آن، خطر بروز یک فاجعه انسانی خاموش را به‌طور جدی افزایش داده است. همچنین جنبش آزادگان در تبعید در بخشی از اعلامیه‌اش خواستار مداخله‌ی سازمان ملل متحد، به‌ویژه کمیساریای عالی پناهندگان و دفتر کمیسر عالی حقوق بشر، برای ارزیابی و مهار این بحران شده است. اعضای این جنبش اعتراضی خواستار تضمین دسترسی فوری، ایمن و بدون تبعیض پناه‌جویان افغانستان به مواد غذایی، خدمات صحی و نیازهای اولیه شده است. آن‌ها بر توقف بازداشت‌های خودسرانه و اخراج‌های اجباری و ایجاد سازوکارهای حفاظتی ویژه برای پناه‌جویان افغانستان در ایران تاکید کرده و خواستار تسریع روند حمایت‌های بین‌المللی، اسکان مجدد و ایجاد مسیرهای امن برای پناه‌جویان در وضعیت اضطراری شده‌اند. این در حالی است که طی بیش از چهار سال گذشته، بسیاری از نظامیان حکومت پیشین، کارمندان دولتی، خبرنگاران و فعالان حقوق بشر که به کشورهای همسایه مهاجر شده‌‌اند تا هنوز موفق به دریافت ویزای کشورهای مهاجرپذیر نشده‌اند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 120 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که کاهش بودجه‌های حمایتی تا پایان سال ۲۰۲۶ میلادی، می‌تواند شش میلیون کودک را از رفتن به مکتب محروم کند. این سازمان امروز (یک‌شنبه، ۶ جدی/ ۲۸ دسامبر) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که کودکان در مناطق بحران‌زده از جمله سومالی و فلسطین در خطر از دست دادن آموزش و خدمات ضروری در مکاتب قرار دارند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که آموزش برای هر کودک «نجات‌بخش و تغییر دهنده زند‌گی» است و باید در برابر پیامدهای بحران‌ها محافظت شود. براساس گزارش‌های این سازمان، ادامه کاهش بودجه نه‌تنها آموزش، بلکه دسترسی کودکان به خدمات ضروری مانند حمایت روانی، تغذیه و امنیت را نیز تهدید می‌کند. در حالی یونیسف از عدم رفتن میلیون‌ها کودک هشدار می‌دهد که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 87 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که میلیون‌ها کودک مهاجر و بی‌جا‌شده در جهان با خطرهای جدی، از جمله خشونت، تبعیض و محرومیت از خدمات اساسی روبرو هستند. این سازمان روز (پنج‌شنبه، ۲۷ قوس/۱۸ دسامبر) در گزارشی نوشته است که بسیاری از کودکان به‌دلیل جنگ، فقر و تغییرات اقلیمی مجبور به ترک خانه‌های‌شان می‌شوند. در بخشی از گزارش آمده است که شماری زیادی از این کودکان در مسیر مهاجرت و یا هنگام بازگشت، با خطر بازداشت، قاچاق انسان و انواع خشونت مواجه‌ هستند. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که نبود راه‌های امن و منظم مهاجرت، کودکان را در معرض کار اجباری و ازدواج زودهنگام قرار می‌دهد. همچنین صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افزوده است که کودکان مهاجر و بی‌جا‌شده اغلب از آموزش و خدمات صحی مناسب محروم می‌مانند و این وضعیت پیامدهای منفی جسمی و روانی درازمدت به‌همراه دارد. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل تأکید کرده است که همه کودکان، بدون توجه به محل تولد یا دلیل مهاجرت، باید به‌گونه برابر از حمایت و خدمات لازم برخوردار باشند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 125 بازدید

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد، نسبت به نقض گسترده حقوق بشر و محروم شدن مردم از کمک‌های بشردوستانه در مناطق مختلف جهان به شدت هشدار داده است. آقای گوترش این اظهارات را در حساب کاربری ایکس خود مطرح کرده و نوشته است که جان انسان‌ها در این شرایط به خطر افتاده و برای معکوس کردن این روند، احترام به منشور سازمان ملل، تقویت همکاری‌های چندجانبه و گفتگوهای معنادار ضروری است. دبیرکل سازمان ملل در ادامه از کشورها خواسته است تا اقدامات جدی برای حمایت از حقوق بشر و تسهیل دسترسی به کمک‌های انسانی انجام دهند. این در حالی است که در سال‌های اخیر، بحران‌های انسانی در مناطق جنگ‌زده و فقیر جهان شدت یافته و میلیون‌ها تن از مردم به کمک‌های بشردوستانه وابسته شده‌اند. همچنین افغانستان، طی چندین سال گذشته با مشکلات متعدد، از جمله فقر و خشکسالی شدید مواجه بوده و نیاز مردم به کمک‌های بشری به شدت افزایش یافته است.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 196 بازدید

سازمان‌های یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل و یونسکو اعلام کرده‌اند که حکومت سرپرست افغانستان پس از بازگشت به قدرت در آگوست ۲۰۲۱ میلادی تا‌ اکنون ‏حدود ۲.۲ میلیون دختر نوجوان را از آموزش محروم کرده است. این سازمان‌ها با نشر گزارشی مشترک در مورد وضعیت آموزش در ‏افغانستان گفته‌اند که سالانه ۳۹۷ هزار کودک در هر سال تحصیلی از ادامه‌ی ‏آموزش باز می‌مانند. در گزارش یونیسف و یونسکو آمده است که تا سال ۲۰۲۴ میلادی، بیش از ۲.۱۳ ‏میلیون کودک در سن مکتب ابتدایی از مکتب محروم بودند که ۶۰ درصد آنان ‏دختر هستند.‏ همچنین در بخشی از گزارش آمده است که بخش آموزش افغانستان تحت فشار شدید ناشی ‏از شوک‌های بشردوستانه‌ی هم‌زمان است. ‏ در ادامه آمده است که در سال ۲۰۲۵ میلادی، تخمین زده می‌شود که ۸.۹ میلیون کودک، از جمله ۸۸۸ هزار ‏نفر دارای معلولیت، به پشتیبانی آموزشی اضطراری نیاز خواهند داشت.‏ در عین حال حدود ۲.۷ میلیون نفر از ایران و پاکستان از سال ۲۰۲۳ به این‌طرف اخراج شده‌اند که ۴۰ درصد آنان کودک هستند.‏ در گزارش آمده است که بسیاری از کودکان بازگشته ،به‌ویژه دختران بالای ۱۲ سال، به‌دلیل کمبود ‏زیرساخت‌ها و ممنوعیت‌های موجود، برای جذب در مکاتب با مشکل مواجه ‏هستند.‏ در گزارش یونیسف و یونسکو آمده است که بازگشت مهاجران فشار بیشتری را ‏بر سیستم آموزشی افغانستان وارد می‌کند و بر تعداد کودکان و نوجوانان خارج ‏از مکتب می‌افزاید.‏ همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بست، در حالی که ‏بخش صحت افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 171 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد برای افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که محروم‌کردن زنان و دختران از آموزش مصداق افراط‌گرایی است و با تمرکز بر آموزش دینی/جهادی، آینده نسل جوان افغانستان نابود می‌شود. آقای بنت این اظهارات را روز (جمعه، ۴ میزان) در حاشیه نشست سازمان ملل مطرح کرده و گفته است که گزارش‌های مستند از افغانستان برای سوق‌دادن بحث‌های جهانی به‌سوی اقدامات موثر بین‌المللی حیاتی است. وی در ادامه تاکید کرده است که ایجاد بسترهای بیش‌تر برای شنیدن دیدگاه‌های شهروندان افغانستان، به‌ویژه علما و کارشناسان اسلامی، اهمیت دارد و باید به آن توجه شود. گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در این نشست با اشاره به سرکوب جامعه مدنی و خاموش‌ساختن صدای مخالفان افزوده است که با وجود تهدیدها، ارعاب و انتقام‌جویی‌ها، اقدامات این گروه از دید جامعه جهانی پنهان نمانده و همچنان زیر نظارت قرار دارد. ریچارد بنت در حالی از وضعیت زنان و دختران انتقاد می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بست، در حالی که ‏بخش صحت افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


10 ماه قبل - 698 بازدید

اداره ملی امتحانات حکومت سرپرست تاریخ برگزاری آزمون کانکور سال ۱۴۰۴ را بار دیگر بدون اظهارنظر در مورد اشتراک دختران اعلام کرده است. مقام‌های اداره امتحانات امروز (یک‎‌شنبه، ۷ ثور) در نشستی در مرکز اطلاعات و رسانه‌های حکومت در کابل گفته‌اند که آزمون کانکور در پنج مرحله از تاریخ ۷ جوزا تا ۲۰ سرطان سال جاری خورشیدی برگزار خواهد شد. در خبرنامه آمده است که در مرحله اول از تاریخ هفت تا نُه جوزا آزمون ولایت‌های میدان‌وردک، لوگر، پروان، پنجشیر، کاپیسا، غزنی، پکتیکا، بغلان، غور، بامیان و دایکندی اخذ خواهد شد. در ادامه آمده است که در مرحله دوم آزمون ولایت‌های ننگرهار، قندهار، نیمروز، پکتیا، نورستان، لغمان، هلمند، زابل، کنر، خوست، فراه و ارزگان از ۲۸ تا ۳۰ جوزا سال جاری برگزار می‌شود. همچنین در اعلامیه گفته شده است که در مرحله سوم از تاریخ ۴ تا ۶ سرطان آزمون ولایت‌های تخار، جوزجان، بادغیس، کندز، سرپل، هرات، بلخ، فاریاب، سمنگان و بدخشان گرفته خواهد شد. به همین ترتیب، در مرحله چهارم که به ‌تاریخ ۱۳ سرطان برنامه‌ریزی شده، آزمون کابل اخذ خواهد شد. اداره ملی امتحانات تامید کرده است که مرحله پنجم در ۲۰ سرطان برگزار و آزمون مدرسه‌های دینی، اختصاصی (چهارده‌پاسان)، غیرحاضران ولایت‌ها، فارغان خارج مرزی و شبانه اخذ خواهد شد. همچنین اعلامیه به نقل از عبدالباقی حقانی، رییس اداره امتحانات حکومت فعلی نوشته است که برای برگزاری امتحان کانکور امسال «آمادگی‌های خوبی» اتخاذ شده و براساس نصاب موجود وزارت معارف این گروه، سوالات جدید و معیاری به زبان‌های پشتو، فارسی، عربی و انگلیسی تهیه شده است. وی ظرفیت جذب در دانشگاه‌ها را ۷۶ هزار و ۴۰۰ و ظرفیت جذب موسسه‌های نیمه‌عالی را ۳۳ هزار و ۵۰۰ تن اعلام کرده است. این در حالی است که آزمون کانکور امسال نیز بدون حضور دانش‌آموزان دختر برگزار خواهد شد. مسوولان حکومت سرپرست در حالی تاریخ کانکور سال ۱۴۰۴ خورشیدی را اعلام کردند که صدها هزار دختر به دستور مقامات از حق آموزش و تحصیل بازمانده‌اند. افزون بر این، ارقام متقاضیان پسر نیز کاهش چشم‌گیری را نسبت به سال‌های گذشته نشان می‌دهد.

ادامه مطلب


10 ماه قبل - 335 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد هشدار داده است که ادامه‌ی ممنوعیت آموزش دختران و زنان در افغانستان، پیامدهای نگران‌کننده‌ای برای آینده اجتماعی و انسانی این کشور دارد. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که حدود ۱.۵ میلیون دختر در افغانستان وارد سومین سال پیاپی محرومیت از آموزش شدند. دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد، محرومیت دخترتن و زنان از تحصیل را یکی از عوامل تهدیدکننده نسل جوان افغانستان دانسته است. اوچا در بخشی از گزارشش هشدار داده است که نبود دسترسی به مکتب، دختران را با خطراتی چون بی‌سوادی، کار کودکان، ازدواج اجباری و خشونت‌های مبتنی بر جنسیت مواجه ساخته است. در کنار آن، فقر گسترده نیز به عنوان یکی از موانع اصلی فراگیری آموزش در کشور یاد شده است. از زمان بازگشت حکومت سرپرست به قدرت در افغانستان، محدودیت‌های بر آموزش دختران و زنان به‌ویژه در مقاطع متوسطه و بالاتر اعمال شده است. این تصمیم با واکنش‌های گسترده داخلی و بین‌المللی روبه‌رو شده است. نهادهای حقوق بشری و آموزشی بارها هشدار داده‌اند که ادامه این روند، توسعه و ثبات در افغانستان را به‌شدت به خطر خواهد انداخت. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


11 ماه قبل - 451 بازدید

کارترین راسل، مدیر اجرایی یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل می‌گوید که با آغاز سال آموزشی در افغانستان، ۴۰۰ هزار دختر دیگر از آموزش محروم شدند و شمار کل دخترانی که اجازه تحصیل در مقاطع متوسطه و لیسه را ندارند، به ۲.۲ میلیون تن می‌رسد. خانم راسل این اظهارات را امروز (شنبه، ۲ حمل) با نشر اعلامیه‌ای مطرح کرده و گفته است که ادامه این ممنوعیت آینده میلیون‌ها دختر افغانستان را تهدید می‌کند و پیامدهای ناگواری برای کل کشور خواهد داشت. وی هشدار داده است که در صورت ادامه این وضعیت تا سال ۲۰۳۰، بیش از چهار میلیون دختر از آموزش فراتر از دوره ابتدایی محروم خواهند شد. مدیر اجرایی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل تاکید کرده است که این ممنوعیت نه‌تنها سلامت و رفاه دختران را به خطر انداخته، بلکه موجب افزایش ازدواج‌های اجباری و کاهش حضور زنان در نظام صحی شده است. در اعلامیه آمده است که کمبود داکتران و قابله‌های زن، جان هزاران مادر و نوزاد را در معرض خطر قرار می‌دهد. این نهاد تخمین زده است که این ممنوعیت منجر به یک‌هزار و ۶۰۰ مرگ مادران و بیش از سه‌هزار و ۵۰۰ مرگ نوزادان خواهد شد. یونیسف افزوده است که به حمایت از کودکان افغانستان، به‌ویژه دختران، ادامه خواهد داد. در ادامه آمده است که در حال حاضر چهارصد و ۴۵ هزار کودک از طریق برنامه‌های آموزشی مبتنی بر جامعه به آموزش دسترسی دارند که ۶۴ درصد آنان دختران هستند. یونیسف این وضعیت را فاجعه‌بار خوانده و خواهان لغو فوری ممنوعیت تحصیل دختران شده است. باید گفت که حکومت سرپرست دختران بالاتر از صنف ششم را در افغانستان از رفتن به مکتب، دانشگاه و ورزش منع کرده‌ است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. قابل ذکر است که در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. همچنین جامعه‌ی جهانی بارها از حکومت فعلی خواسته است که محدودیت‌های آموزشی بر دختران را بردارد. با این حال، حکومت سرپرست تا اکنون در این زمینه تغییری ایجاد نکرده است.

ادامه مطلب