برچسب: رسانه گوهرشاد

4 ماه قبل - 197 بازدید

رنگ‌ها بخش جدایی‌ناپذیر زندگی ما هستند. هر جا که نگاه می‌کنیم، حضوری پررنگ دارند؛ از دیوارهای خانه گرفته تا لباس‌هایی که می‌پوشیم و حتی غذایی که می‌خوریم. شاید در نگاه اول به نظر برسد که رنگ‌ها صرفاً جنبه‌ی زیبایی دارند، اما روان‌شناسی نشان داده است که آن‌ها تأثیری عمیق بر احساسات، افکار و حتی رفتارهای ما دارند. در واقع، رنگ‌ها می‌توانند حال‌و‌هوای روزانه‌مان را تغییر دهند؛ آن هم بی‌آن‌که متوجه شویم. یکی از نکات جالب درباره‌ی رنگ‌ها این است که هر کدام بار عاطفی و معنایی خاصی را با خود حمل می‌کنند. برای مثال، رنگ قرمز اغلب با هیجان، انرژی و قدرت گره خورده است. وقتی کسی لباسی قرمز می‌پوشد، معمولاً توجه بیشتری را جلب می‌کند و حتی احساس اعتماد‌به‌نفس بیشتری نیز در او ایجاد می‌شود. با این حال، همین رنگ می‌تواند حس خشم یا اضطراب را نیز تقویت کند. به همین دلیل است که در فضاهایی مانند اتاق‌های درمانی یا مکان‌های نیازمند آرامش، کمتر از رنگ قرمز استفاده می‌شود. رنگ آبی، در مقابل قرمز، اغلب نماد آرامش، خونسردی و ثبات است. بسیاری از افراد با نگاه کردن به دریا یا آسمان آبی، احساس آرامش و سبکی می‌کنند. به همین دلیل در محیط‌های کاری، آموزشی یا درمانی که نیاز به تمرکز و سکون دارند، از رنگ آبی به‌وفور استفاده می‌شود. با این حال، استفاده‌ی بیش‌از‌حد و یکنواخت از آبی ممکن است به احساس سردی، انزوا یا فاصله‌ی عاطفی منجر شود. تعادل در ترکیب رنگ‌ها بسیار مهم است. رنگ سبز نیز با طبیعت، رشد و تازگی در هم آمیخته است. نگاه به رنگ سبز می‌تواند سطح استرس را کاهش دهد و حس تعادل و هماهنگی در انسان ایجاد کند. به همین دلیل است که پارک‌ها و فضاهای سبز شهری تأثیر زیادی بر سلامت روان دارند. حتی نگهداری چند گلدان کوچک در خانه می‌تواند همین حس مثبت را به زندگی روزمره تزریق کند. زرد، رنگی است که بیشتر با شادی، انرژی و خوش‌بینی شناخته می‌شود. این رنگ می‌تواند فضای اطراف را روشن‌تر و حال‌وهوای افراد را شادتر کند. اما اگر زرد بسیار تند و پررنگ باشد، ممکن است باعث تحریک‌پذیری، بی‌قراری یا حتی اضطراب شود. به همین خاطر، در طراحی فضاهای داخلی توصیه می‌شود از رنگ زرد به‌صورت متعادل و در ترکیب با رنگ‌های ملایم‌تر استفاده شود. رنگ‌های تیره مانند مشکی و خاکستری نیز تأثیرات خاص خود را بر ذهن و احساسات ما دارند. مشکی معمولاً نماد قدرت، رسمیت و وقار است. بسیاری از افراد هنگام پوشیدن لباس مشکی، حس اعتماد‌به‌نفس و جدیت بیشتری را تجربه می‌کنند. با این حال، استفاده‌ی بیش از حد از رنگ مشکی ممکن است حس غم، انزوا یا سنگینی روانی ایجاد کند. خاکستری نیز اگرچه نشان‌دهنده‌ی تعادل، سادگی و خنثی بودن است، اما در صورت استفاده‌ی مداوم و بدون ترکیب با رنگ‌های دیگر، می‌تواند باعث ایجاد حس بی‌حسی، بی‌انگیزگی و یکنواختی شود. این رنگ بیشتر در فضاهای رسمی یا مینیمال کاربرد دارد، اما بهتر است با رنگ‌های گرم‌تر و زنده ترکیب شود تا تعادل حفظ گردد. بنفش یکی از رنگ‌هایی‌ست که همواره با خلاقیت، معنویت و خاص‌بودن پیوند خورده است. در گذشته، به‌دلیل کمیابی رنگ بنفش در تولید پارچه، تنها در اختیار پادشاهان و اشراف بود و هنوز هم باری از شکوه و اصالت را با خود دارد. این رنگ می‌تواند حس الهام، رویاپردازی و تمایل به خلاقیت را در افراد تقویت کند. نکته‌ی مهم این است که تأثیر رنگ‌ها تنها به دیدن محدود نمی‌شود، بلکه در بسیاری از جنبه‌های زندگی روزمره حضور دارد؛ از انتخاب لباس گرفته تا دکوراسیون خانه و حتی رنگ غذاهایی که می‌خوریم. برای مثال، پوشیدن لباس‌های روشن در روزهای ابری می‌تواند روحیه را بهتر کند. یا خوردن غذاهایی با رنگ‌های متنوع و شاد (مثل سالادهای رنگارنگ) باعث افزایش اشتها و حس سرزندگی می‌شود. جالب‌تر اینکه رنگ‌ها می‌توانند حتی بر عملکرد فیزیکی ما تأثیر بگذارند. تحقیقات نشان داده‌اند که ورزشکارانی که لباس‌های قرمز به تن دارند، معمولاً در رقابت‌ها پرانرژی‌تر ظاهر می‌شوند. همچنین، دانش‌آموزانی که در محیط‌هایی با رنگ آبی درس می‌خوانند، تمرکز بالاتری از خود نشان می‌دهند. شاید این تأثیرات در ظاهر کوچک باشند، اما در مجموع نقش قابل توجهی در بهبود کیفیت عملکرد و حال روانی ما دارند. البته باید در نظر داشت که تأثیر رنگ‌ها همیشه جهانی و یکسان نیست. تجربه‌های فردی، زمینه‌های روان‌شناختی و عوامل فرهنگی نیز نقش زیادی در برداشت ما از رنگ‌ها دارند. مثلاً در برخی فرهنگ‌ها، سفید رنگ شادی و جشن است، در حالی‌که در فرهنگ‌های دیگر، نماد غم و سوگ به شمار می‌آید. بنابراین احساس ما نسبت به رنگ‌ها، ترکیبی است از تأثیرات روانی، محیطی و فرهنگی. یکی از راه‌های استفاده‌ی آگاهانه از رنگ‌ها، انتخاب هوشمندانه‌ی آن‌ها در فضای زندگی و کار است. اگر کسی در خانه‌اش احساس خستگی، بی‌حوصلگی یا حتی افسردگی می‌کند، شاید بهتر باشد رنگ دیوارها یا وسایل را به رنگ‌های روشن‌تر و شاداب‌تر تغییر دهد. یا اگر در محل کار با استرس و فشار روانی زیادی مواجه است، استفاده از رنگ‌های آرامش‌بخش مانند آبی یا سبز می‌تواند مفید باشد. حتی تغییرات کوچک مانند اضافه کردن یک کوسن رنگی، یک گلدان یا تابلوی هنری می‌تواند فضای ذهنی را تحت تأثیر قرار دهد. در انتخاب لباس نیز توجه به اثر روانی رنگ‌ها می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد. اگر قرار است در روزی مهم یا موقعیتی رسمی شرکت کنیم که نیاز به اعتماد به نفس و اقتدار داریم، لباس‌های تیره مثل مشکی یا سرمه‌ای می‌توانند انتخاب خوبی باشند. در مقابل، برای موقعیت‌های دوستانه یا آرام، رنگ‌های روشن و ملایم مثل آبی آسمانی، سبز نعنایی یا صورتی کمرنگ می‌توانند فضای دل‌نشین‌تری ایجاد کنند و حتی تعاملات اجتماعی را راحت‌تر کنند. کودکان نیز به‌شدت تحت تأثیر رنگ‌ها قرار دارند. اتاق‌هایی با رنگ‌های متنوع و شاد می‌توانند خلاقیت، انگیزه و شادی آن‌ها را افزایش دهند، در حالی که محیط‌های بی‌روح و تیره ممکن است باعث بی‌حوصلگی یا حتی اضطراب شوند. به همین دلیل در طراحی مهدکودک‌ها و مدارس ابتدایی، بیشتر از رنگ‌های زنده و انرژی‌بخش استفاده می‌شود تا فضای یادگیری برای کودکان جذاب‌تر و مؤثرتر شود. در نهایت باید گفت که رنگ‌ها تنها عنصر زیبایی نیستند، بلکه ابزاری نیرومند برای تأثیرگذاری بر احساسات و حالات روانی انسان‌اند. اگر با آگاهی آن‌ها را انتخاب کنیم، می‌توانیم فضای زندگی‌مان را دل‌پذیرتر کرده و حتی کیفیت روانی و ذهنی خود را بهبود ببخشیم. رنگ‌ها زبانی خاموش اما پرقدرت دارند؛ زبانی که هر روز در سکوت با ما سخن می‌گوید. کافی است گوش شنوا داشته باشیم و بدانیم چگونه از آن‌ها بهره بگیریم. سخن پایانی: رنگ‌ها می‌توانند به ما انرژی ببخشند، آرامش بدهند، خلاقیت را بیدار کنند یا حتی اضطراب و خشم را برانگیزند. انتخاب آگاهانه‌ی رنگ‌ها در لباس، دکور خانه، محیط کار و حتی غذاهایی که می‌خوریم، نقش مهمی در سلامت روان و حال خوب روزمره دارد. پس دفعه‌ی بعد که رنگی را انتخاب می‌کنیم، یک لحظه تأمل کنیم: این رنگ، چه چیزی به احساسم می‌گوید؟ نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 188 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل در امور حقوق بشر افغانستان و کارشناسان این سازمان می‌گویند که زنان و دختران افغانستان به‌طور نامتناسبی تحت تأثیر قطع اینترنت، شبکه‌های مخابراتی و فیلتر کردن شبکه‌های اجتماعی قرار می‌گیرند. کارشناسان سازمان ملل و آقای بنت با نشر اعلامیه‌ای مشترک محدودیت‌های حکومت سرپرست بر دسترسی کاربران به اینترنت و فیلتر کردن شبکه‌های اجتماعی در افغانستان را نقض حقوق شهروندان عنوان کرده و گفته‌اند: «این اقدام، به‌شدت حقوق آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات را محدود کرده و خطوط ارتباطی حیاتی را قطع می‌کند.» در اعلامیه آمده است: «زنان و دختران افغانستان به‌طور نامتناسبی تحت تاثیر این محدودیت قرار می‌گیرند. بسیاری آنها به شدت به پلتفرم‌های آنلاین برای یادگیری، کار آنلاین و فرصت‌های کسب و کار و فضای اجتماعی مجازی وابسته هستند.» گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل در امور حقوق بشر افغانستان از پیامد این محدودیت بالای زنان و دختران افغانستان هشدار داده و تاکید کرده است: «افزایش مشکلات روحی- روانی زنان و دختران احتمالا اثر بعدی این محدودیت‌ها خواهد بود.» همچنین این مقام سازمان ملل افزوده است: «این محدودیت نه‌تنها شهروندان افغانستان را از جامعه‌ی جهانی جدا می‌کند، بلکه آنها را از اعضای خانواده در خارج از کشور که حمایت‌های حیاتی از جمله از طریق حواله‌های مالی را فراهم می‌کنند نیز، جدا می‌کند.» کارشناسان می‌گوید که قطع یا محدود کردن ارتباطات، همچنان فعالیت‌های تجاری را به شدت تضعیف می‌کند و بر اقتصاد شکننده‌ی افغانستان تاثیر می‌گذارد. آنان هشدار داده که قطع کردن اینترنت و ارتباطات در افغانستان، روند پشتیبانی و کمک‌رسانی به جوامع نیازمند، به‌ویژه افرادی که از بلاهای طبیعی متضرر شده و افراد بازگشت‌کننده از کشورهای همسایه را مختل می‌کند. آنان خواستار لغو محدودیت‌ دسترسی کاربران به اینترنت و فیلتر کردن شبکه‌های اجتماعی شده و گفته که این دولت باید «از اعمال محدودیت‌های بیشتر که حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را نقض می‌کند» خودداری کنند. قابل ذکر است که پس از قطع ۴۸ ساعته‌ی اینترنت و شبکه‌های مخابراتی در جریان اوایل ماه جاری خورشیدی، دسترسی کاربران به شبکه‌های اجتماعی فیسبوک و انستاگرام را نیز محدود کردند.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 229 بازدید

صندوق ملل متحد موسوم به «آموزش نمی‌تواند منتظر بماند» نسبت به ممنوعیت آموزش دختران و زنان افغانستان ابراز نگرانی شدید کرده و هشدار داده است که این اقدام می‌تواند پیامدهای بلندمدت و مخربی برای آینده کشور داشته باشد. این صندوق با نشر اعلامیه‌ای گفته است که میلیون‌ها دختر که از ادامه تحصیل محروم شده‌اند، نه تنها فرصت‌های یادگیری خود را از دست می‌دهند، بلکه توسعه انسانی، اجتماعی و اقتصادی افغانستان نیز به شدت آسیب می‌بیند. در اعلامیه آمده است که محرومیت دختران از آموزش، شکاف جنسیتی را عمیق‌تر کرده و توانمندی نسل آینده را محدود می‌کند. همچنین صندوق ملل متحد در بخشی از اعلامیه‌اش از جامعه‌ی جهانی خواست تا فشار خود را بر حکومت سرپرست افزایش دهد و با حمایت از برنامه‌های آموزشی جایگزین و امن، امکان ادامه یادگیری برای دختران افغانستان را فراهم کند. این برنامه‌ها شامل آموزش آنلاین، صنف‌های محلی امن و برنامه‌های آموزش مبتنی بر جامعه است که می‌تواند بخشی از خلای ناشی از ممنوعیت آموزش را جبران کند. در بیانیه این صندوق آمده است: «هر روزی که دختران از تحصیل باز می‌مانند، نه تنها آینده شخصی آنان در معرض خطر قرار می‌گیرد، بلکه توسعه اقتصادی و اجتماعی کل کشور نیز به تاخیر مواجه می‌شود.» آنان هشدار می‌دهند که از دست رفتن فرصت تحصیل برای میلیون‌ها دختر، می‌تواند هزینه‌های بلندمدت زیادی به اقتصاد افغانستان تحمیل کند. به گفته‌ی این صندوق واکنش‌های بین‌المللی نیز در پی این محدودیت‌ها ادامه دارد. کشورهای مختلف از جمله اعضای اتحادیه اروپا و ایالات متحده، ممنوعیت آموزش دختران را محکوم کرده و از حکومت فعلی خواسته‌اند حق آموزش برابر را برای همه کودکان تضمین کنند. این نهاد در ادامه افزوده است که آموزش دختران یک ضرورت انسانی و کلیدی برای صلح و توسعه پایدار در افغانستان است و جامعه‌ی جهانی نباید در برابر نقض گسترده حقوق آموزشی دختران سکوت کند. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. حکومت فعلی در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران بست، در حالی که ‏بخش صحت افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 195 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای افغانستان در روز جهانی «سلامت روان» هشدار داده است که مشکلات روانی در افغانستان به ویژه در میان زنان به‌دلیل بلایای طبیعی، جنگ و بحران‌های ناشی از آن، بسیار گسترده است. آقای بنت در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که خدمات صحی بسیار محدود است، به خصوص برای زنان و دخترانی که با سرکوب شدید روبرو هستند. وی در ادامه بر گسترش خدمات حمایت روانی از زنان و دختران در افغانستان تاکید کرده است. بخش زنان سازمان ملل در ماه اپریل سال جاری در گزارشی اعلام کرد که زنان در افغانستان، غزه، اوکراین و گرجستان با اختلال پس از سانحه، تروما، اضطراب و افسردگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، در حالی‌که دسترسی بسیار اندکی به مراقبت یا حمایت دارند. همچنین الیسون داویدیان، نماینده بخش زنان سازمان ملل برای افغانستان، هشدار داده بود که طی چهار سال محدودیت استقلال زنان و دختران را از بین برده است. وی در ادامه افزوده است که زنان از زندگی عمومی حذف شده‌اند. پیش از این، آژانس پناهندگان سازمان ملل در ماه میزان سال گذشته گزارش داد که قانون امر به معروف و نهی از منکر حکومت سرپرست فشارهای روانی بر زنان و دختران افغانستان را افزایش داده است. این سازمان هشدار داد که در پی محدودیت‌های اعمال‌شده به‌وسیله این قانون، بسیاری از زنان افغان ناامیدی، افسردگی و عصبانیت را تجربه کرده‌اند. مشاوران روانی سازمان ملل در سال گذشته تصریح کردند که بیماری‌های روانی در میان زنان افغانستان در یک سال گذشته ۴۰ تا ۵۰ درصد افزایش داشته است. باید گفت که در تقویم جهانی، دهم اکتوبر برابر با ۱۸ میزان تحت عنوان «روز جهانی سلامت روان» نام‌گذاری شده است. بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی، یک نفر از هر پنج فرد ساکن مناطق بحران‌زده، با مشکلاتی همچون اضطراب، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه، دست و پنجه نرم می‌کند.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 161 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ‏نظام آموزشی افغانستان با چالش‌های عظیمی روبرو است، اما ‏فرصت بازسازی همچنان باقی است. این نهاد امروز (شنبه، ۱۹ میزان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که رفع ممنوعیت آموزش سطح متوسطه دختران و سرمایه‌گذاری در ‏آموزش ابتدایی برای محافظت از پیشرفت و در دسترس نگه‌داشتن ‏آموزش برای هر دختر و هر پسر حیاتی است.‏ قابل ذکر است که حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت، زنان و دختران را از آموزش و ‏کار محروم کردند. حکومت فعلی حتی آموزش پزشکی را برای زنان و دختران، ‏در حالی که افغانستان با کمبود داکتر زن مواجه است، ممنوع کرده ‏است.‏ در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. براساس آمار یونسکو یا سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، ۱.۴ میلیون دختر بالاتر از صنف ششم در ‏افغانستان از رفتن به مکتب محروم هستند.‏ همچنین کشورهای جهان و شهروندان افغانستان در این چهار سال بارها از حکومت فعلی خواسته‌اند که به زنان و دختران اجازه‌ی آموزش دهند، اما دولت تا اکنون این خواسته‌ها را نادیده گرفته است. باید گفت که نظرسنجی سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که ۹۲ درصد از ‏شهروندان افغانستان فکر می‌کنند که دختران باید بتوانند تحصیل ‏کنند.‏

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 133 بازدید

سازمان جهانی صحت در افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در نخستین مرحله‌ی کارزار سراسری مبارزه با بیماری سرخکان، ۸.۹ میلیون کودک در ۱۷ ولایت کشور واکسن دریافت کردند. اين نهاد با نشر گزارشی گفته است که تطبیق مرحله‌ای نخست کارزار سراسری مبارزه با بیماری سرخکان در افغانستان موفقانه بوده و در این دوره، حدود ۸.۹ میلیون کودک شش‌ماهه تا ده‌ساله در ۱۷ ولایت سردسیر کشور واکسن شده‌اند. سازمان جهانی صحت در ادامه تاکید کرده است که در افغانستان، جایی که دسترسی به واکسیناسیون منظم محدود است و بسیاری از کودکان با مشکلاتی مانند سوءتغذیه روبرو هستند، ابتلا به سرخکان می‌تواند عوارض شدیدی چون سینه‌پهلو، کوری و حتی مرگ به دنبال داشته باشد. در ادامه آمده است که در سال ۲۰۲۴ میلادی بیش نه هزار و ۳۰۰ مورد سرخکان در سراسر کشور ثبت شد. تا ماه آگوست سال جاری میلادی، هشت هزار و ۵۰۰ مورد دیگر نیز به آن اضافه شد که حدود ۹۲ درصد مبتلایان کودکان زیر ده سال بودند. در بخشی از گزارش آمده است که پیش از آغاز کارزار سراسری تطبیق واکسن سرخکان، تنها ۵۵ درصد کودکان نخستین دوز اول و ۴۴ درصد دیگر دوز دوم این واکسن را دریافت کرده بودند، که این فاصله‌ی زمانی در پوشش واکسن سبب شد شمار زیادی از کودکان بدون محافظت بمانند و بیماری گسترش یابد. همچنین سازمان جهانی صحت به نقل از دکتر ادوین سنیزا سالوادور، نماینده‌ی این سازمان در افغانستان نوشته است که سرخکان یک بیماری‌ مرگ‌بار اما قابل پیشگیری است و در کشوری مانند افغانستان که شمار زیادی از کودکان آسیب‌پذیرند، واکسیناسیون حکم نجات زندگی را دارد. وی در ادامه افزوده است« «موفقیت در مرحله‌ی نخست این کمپاین سراسری، گام مهمی در راستای حفاظت از میلیون‌ها کودک در برابر بیماری، معلولیت و مرگ است.» گزارش به نقل از دکتر تاج‌الدین اویواله، نماینده‌ی یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در افغانستان نیز گفته است که هیچ کودکی در افغانستان نباید از بیماری‌ای بمیرد که روش پیشگیری آن معلوم است. وی در ادامه تاکید کرده است: «این کارزار سراسری دو مرحله‌ای طوری طراحی شده است که دست‌کم ۹۵ درصد کودکان شش‌ماهه تا ده‌ساله را پوشش داده و کودکانی که در مراحل قبلی واکسن دریافت نکرده‌اند را شناسایی و واکسن کند. قابل ذکر است که بیماری سرخکان یکی از مسری‌ترین بیماری‌ها و از دلایل عمده‌ی مرگ‌ومیرهای قابل پیشگیری با تطبیق واکسن در میان کودکان است.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 179 بازدید

در حاشیه‌ی شهر هرات، در کوچه‌ای که دیوارهای کاه‌گلی‌اش هنوز خاطرات بازی‌های کودکانه را در خود نگه داشته بود، مردی زندگی می‌کرد به نام عبدالودود. مردی خاموش، با چشمانی خاکستری و صورتی که به‌جای لبخند، سایه‌ی درد و شکست بر آن نشسته بود. کسی دقیق نمی‌دانست چه بر سرش آمده، اما هر کسی که از کنارش می‌گذشت، اندوه را در نگاهش می‌دید؛ اندوهی سنگین، فروخورده، بی‌صدا. او همان مردی بود که روزی خانه داشت و دکان؛ صدای خنده‌ی دخترانش در حویلی می‌پیچید و نان شب را با غرور از دکان کوچک کفاشی‌اش به خانه می‌آورد. اما روزگار، گاهی بی‌رحم‌تر از جنگ می‌شود — وقتی بیکار می‌مانی، وقتی صدای دَین‌داران دروازه‌ات را بلرزاند، وقتی نگاه همسرت و فرزندانت پر می‌شود از پرسش‌هایی که پاسخی برای‌شان نداری... و تو، که مردی، پدر خانه‌ای، جز شرم و سکوت، چیزی برای گفتن نداری. لرزش دست‌هایش را در جیب پنهان می‌کرد. کرونا، جنگ، ناامنی... همه دست به دست هم دادند تا حتی لقمه‌ای نان هم باقی نماند. عبدالودود هر روز از خانه بیرون می‌رفت، کوچه به کوچه، سراغ کار می‌گرفت؛ اما کاری نبود. تنها چیزی که می‌یافت، نگاه‌های پر از ترحم و تحقیر مردم بود. شب‌ها بازمی‌گشت، نگاهش را به آسمان می‌دوخت، و به چشمان دخترانش که منتظر لقمه‌ای نان بودند، با بغض می‌گفت: «خدا مهربان است.» اما مهربانی خدا هم گاهی دیر می‌رسد... شبی، بعد از نماز شام، وقتی چراغ خانه خاموش بود و دخترهایش در خواب بودند، رو به همسرش، زرغونه، آرام گفت: — «می‌روم ایران... شاید کاری پیدا کنم، شاید نانی.» زرغونه خاموش ماند. فقط با چشمانی پُر اشک نگاهش کرد. نه سؤال کرد، نه التماس… چون می‌دانست مردش دیگر طاقت ندارد. می‌دانست غرورش دارد زیر بار زندگی له می‌شود. می‌دانست وقتی مرد خانه تصمیم رفتن می‌گیرد، یعنی تهِ دیگِ امید خشکیده است. صبح زود، بی‌هیچ وداعی، بی‌هیچ سروصدا، عبدالودود راهی شد. از نیمروز، همراه قاچاق‌برانی که وعده‌های رنگین می‌دادند، به راه افتاد. شب‌ها در بیابان می‌خوابیدند، روزها از کوه و خار می‌گذشتند؛ با ترس از پولیس، با ترس از مرگ، با امیدی لنگ. اما هنوز به مرز ایران نرسیده بودند که طوفان بدبختی بر سرش آوار شد. در منطقه‌ای دورافتاده در خاک پاکستان، موتر حامل‌شان توسط مردان مسلح متوقف شد. چهره‌ها پوشیده، تفنگ در دست، تهدید در صدا. همه را به زور بردند به خانه‌ای ویرانه، جایی در حاشیه‌ی بیابان. دست و چشم عبدالودود را بستند. روزها گذشت… صدای فریاد دیگران را می‌شنید. بوی خون، بوی ترس، بوی مرگ. از او *پنجاه‌هزار دالر* خواستند. پنجاه‌هزار؟ برای مردی که کفش‌هایش پاره بود؟ وقتی شنید، بی‌هوش شد. آدم‌ربا گفت: «اگر پول نیاید، جنازه‌اش می‌آید.» و آن‌جا، در حویلی‌ای که سکوتش حالا مثل گورستان سنگین بود، زنی بی‌کس، با چادری سفید، افتاد دنبال پول. رفت به خانه‌ی پدرش. جوابی نبود. به مسجد، به مکتب، به اقارب، به هر دری که روزی امیدی در آن بود، سر زد. اما اینجا افغانستان بود، نه کسی نان داشت، نه کسی پول. در نهایت، کلید خانه را برداشت و به بنگاه سپرد. خانه‌ی کوچک‌شان را فروخت... خانه‌ای که با هزار امید و آرزو ساخته بودند؛ خانه‌ای که دیوارهایش هنوز صدای خنده‌ی کودکان را در خود داشت. اما حتی با فروش خانه هم، پول کافی نشد. و آن‌گاه، لحظه‌ای رسید که تصمیمی گرفته شد؛ تصمیمی که هیچ مادری نباید بگیرد: مریم، دختر شانزده‌ساله‌شان، باید شوهر می‌کرد. به مردی چهل‌ساله، فقط چون پول داشت. مریم گریه می‌کرد، می‌لرزید، با صدایی بریده می‌گفت: «مادر جان، مه نمی‌توانم… مه نمی‌توانم…» اما زرغونه، با دلی شکسته، موهای دخترش را شانه زد و آرام گفت: «پدرت اسیر است... یا تو، یا کفن‌اش.» پول تهیه شد. و آدم‌ربایان، پس از نود شب و روز سیاهی، شکنجه و بی‌خبری، عبدالودود را آزاد کردند. اما وقتی برگشت، دیگر آن مرد سابق نبود. با پاهایی لاغر، ریشی ژولیده، چشمانی بی‌نور. خانه‌اش فروخته شده بود. دخترش را ندید. فقط همسرش، آهسته گفت: «برای زنده ماندنت، همه‌چیز را دادیم...» عبدالودود چیزی نگفت. فقط کنار دیوار حویلی نشست، سرش را پایین انداخت و آن‌چنان گریست که گویی جانش از چشم‌هایش بیرون آمد. از آن شب به بعد، دیگر هیچ‌گاه همان مرد نشد. دیگر به مسجد نرفت. به بازار هم نه. روزها در کوچه‌ها پرسه می‌زد، شب‌ها با خودش حرف می‌زد. گاهی نام مریم را صدا می‌زد، گاهی با دیوارهای خانه‌ی قدیم نجوا می‌کرد. مردم اول می‌گفتند: چون اختطاف شده بود، عقلش پریده. اما کم‌کم به سایه‌ی بی‌صدایش عادت کردند. هیچ‌کس نپرسید: «در این وطن، چرا باید برای یک لقمه نان، همه‌چیزت را بدهی؟» تنها شب، دردش را می‌فهمید. تنها دیوارهای کاه‌گلی، که هنوز صدایش را به خاطر داشتند. و عبدالودود، هر شب، پیش از خواب، زیر لب می‌گفت: «خدایا... من فقط نان می‌خواستم... نان... نه این‌همه خاکستر.» نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 153 بازدید

موسسه مرسی کورپس (Mercy Corps) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افغانستان در آستانه یک بحران سراسری آب قرار دارد و میلیون‌ها شهروند افغانستان که از ایران و پاکستان بازگردانده شده‌اند، بر منابع و سیستم‌های شکننده آبرسانی کشور فشار شدید وارد می‌کنند. این موسسه با نشر گزارشی گفته است که شهر کابل ممکن است تا سال ۲۰۳۰ میلادی کاملاً با کمبود آب روبرو شود، در حالی‌که ولایت‌های چون هرات و قندهار هم‌اکنون با کاهش شدید منابع آبی و پیامدهای انسانی گسترده مواجه‌اند. در بخشی از گزارش موسسه مرسی کورپس آمده است که از آغاز سال ۲۰۲۵ میلادی تا اکنون بیش از دو میلیون مهاجر، عمدتاً به‌طور اجباری از ایران و پاکستان، به کشور بازگشته‌اند و احتمال دارد این رقم تا پایان سال به نزدیک به شش میلیون تن برسد. بربنیاد یافته‌های این نهاد، بیش از ۷۵ درصد خانواده‌های بازگشت‌کننده گفته‌اند دسترسی به آب پاک دشوار است و ۴۵ درصد از آنان با بیماری‌های ناشی از آب ناسالم روبه‌رو هستند. موسسه مرسی کورپس در ادامه هشدار داده است که هزینه آب در شهرها به‌ویژه در قندهار بسیار بالا رفته و تنش بر سر منابع مشترک آبی در حال افزایش است. این نهاد خواستار اقدام فوری برای کمک به خانواده‌ها، تقویت شبکه‌های آبرسانی و جلوگیری از خشک شدن منابع زیرزمینی شده است. همچنین همزمان با هفته‌ی جهانی آب، دفتر نمایندگی اتحادیه اروپا برای افغانستان، درباره‌ی ‏بحران کمبود آب در افغانستان هشدار داده بود که این دفتر متعهد ‏به مقابله با این چالش است.‏ این دفتر در حساب کاربری ایکس خود نوشته ‏است: «با پایان هفته‌ی جهانی آب، افکار ما با مردم افغانستان است. ‏کمبود آب یک نگرانی حیاتی است، به‌ویژه در کابل، زیرا این مشکل ‏همه چیز را از مصونیت غذایی گرفته تا صحت عامه متأثر می‌سازد.»‏ قابل ذکر است که افغانستان چند سال است که با خشک‌سالی‌های پی‌هم دست‌وپنجه نرم می‌کند.‏ طبق این گزارش، استخراج آب در حال حاضر سالانه ۴۴ ‏میلیون متر مکعب بیشتر از میزان تغذیه طبیعی آب‌های ‏زیرزمینی است.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 213 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد و سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) هشدار داده‌اند که نظام آموزشی افغانستان برای دختران و پسران در وضعیت بحرانی قرار دارد. این دو نهاد با نشر در گزارشی مشترک گفته‌اند که آینده میلیون‌ها کودک، به‌ویژه دختران، در افغانستان در خطر است و بیش از ۲.۱۳ میلیون کودک در سن مکتب ابتدایی از آموزش محروم‌اند و ۹۰ درصد کودکان ده‌ساله نمی‌توانند یک متن ساده را بخوانند. در گزارش آمده است که سیاست‌های محدودکننده، کم‌بود سرمایه‌گذاری، کم‌بود آموزگاران به‌ویژه زنان و ضعف زیرساخت‌ها، کیفیت آموزش را به‌شدت تضعیف کرده است. در ادامه آمده است که نزدیک به نیمی از مکتب‌ها در سراسر افغانستان آب آشامیدنی، تشناب و سیستم گرمایشی مناسب ندارند و بیش از یک‌هزار مکتب نیز به‌دلیل جنگ و بلایای طبیعی بسته است. در گزارش مشترک یونیسف و یونسکو آمده است که ممنوعیت آموزش دختران در دوره متوسطه بیش از ۲.۲ میلیون دختر نوجوان را از مکتب محروم کرده و در کنار آن، ثبت‌نام پسران در آموزش عالی نیز ۴۰ درصد کاهش یافته است. این نهادها تاکید کرده است که آموزش، نماد امید، ثبات و کرامت برای کودکان افغانستان است، اما این امید برای میلیون‌ها کودک در حال از میان رفتن است. همچنین یونیسف و یونسکو در بخشی از گزارش مشترک‌شان از مقام‌های حکومت فعلی خواسته‌اند تا فوراً ممنوعیت آموزش دختران و زنان در دوره‌های متوسطه و عالی را لغو کنند. در این گزارش هشدار داده شده که اگر ممنوعیت آموزش دختران و زنان ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ میلادی چهار میلیون دختر دیگر از آموزش محروم خواهند شد و این وضعیت ممکن است تا سال ۲۰۶۶ حدود ۹.۶ میلیارد دالر زیان اقتصادی برای کشور در پی داشته باشد. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط دوباره‌ بر افغانستان، نظام آموزشی کشور با بحران شدید روبرو شده است. دختران بالاتر از صنف ششم را از مکتب منع شده و در دسامبر ۲۰۲۲ میلادی، تحصیل زنان در دانشگاه‌ها را نیز ممنوع اعلام شد. نهادهای بین‌المللی هشدار داده‌اند که ادامه این روند، افغانستان را با نسلی «بی‌سواد» و بدون «مهارت» روبرو خواهد کرد.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 138 بازدید

شبکه خبری اسکای‌نیوز با نشر گزارشی گفته است که طی سه ماه گذشته، به‌طور میانگین هر ۷۲ ساعت یک کودک در شفاخانه ولایتی بدخشان جان باخته است و این آمار نسبت به مدت مشابه سال گذشته، افزایش ۵۰ درصدی را نشان می‌دهد. اسکای‌نیوز با نشر گزارش گفته است که گزارش‌ها میدانی نشان می‌دهد، کودکان دچار سوءتغذیه شدید، بسیاری به‌صورت دو نفره در یک تخت بستری هستند و برخی تنها با دستگاه اکسیژن زنده مانده‌اند. در بخشی از گزارش آمده است که بیش از ۴ میلیون و ۷۰۰ هزار زن و کودک در افغانستان به درمان فوری سوءتغذیه نیاز دارند و ۹۰ درصد کودکان زیر پنج سال در فقر غذایی مطلق زندگی می‌کنند. به دلیل قطع شدن کمک‌های بشردوستانه بسیاری از مراکز صحی در مناطق محروم افغانستان بسته شده‌اند. برخی خانواده‌ها به اسکای‌نیوز گفته‌اند که ۱۳ ساعت راه طی کرده‌اند تا به بتوانند کودکان بیمار خود را به شفاخانه ولایتی بدخشان برسند. شماری از مادرانی که به شفاخانه ولایتی بدخشان مراجعه کرده‌اند گفته‌اند فرزندان قبلی‌شان را بر اثر سوءتغذیه از دست داده‌اند. در ادامه آمده است که کاهش چشم‌گیر کمک‌های بشردوستانه، به‌ویژه پس از قطع کمک‌های مالی ایالات متحده، در کنار محدودیت شدید حکومت فعلی علیه آموزش و اشتغال زنان، از دلایل اصلی تشدید این بحران عنوان شده است. بسیاری از مادران در مناطق محروم به دلیل ممنوعیت کار، توانایی تأمین غذای کافی برای فرزندان خود را ندارند. همچنین کارکنان درمانی و پروژه‌های محلی تحت حمایت صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل هشدار می‌دهند که بدون بازگشت کمک‌های بین‌المللی، شمار قربانیان افزایش خواهد یافت. داکتران در شفاخانه دولتی بدخشان هشدار داده‌اند که شمار مرگ‌ومیر کودکان در حال افزایش است. دنیل تیمه، سخنگوی یونیسف گفته است: «وضعیت تغذیه کودکان در افغانستان بسیار وخیم است. بیش از ۳.۵ میلیون کودک زیر پنج سال دچار سوءتغذیه حاد هستند، از جمله ۱.۴ میلیون تن که به‌طور تهدیدکننده‌ای لاغر هستند.» پیش از این، نهادهای سازمان ملل اعلام کرده بودند که بدخشان بیش‌ترین تعداد مبتلایان به سوءتغذیه را در میان ولایت‌های افغانستان دارد.

ادامه مطلب