سازمان جهانی صحت درتازهترین مورد اعلام کرده است که هرچند مرگومیر ناشی از سرخکان از سال ۲۰۰۰ میلادی بدینسو ۸۸ درصد کاهش یافته است، اما سال گذشته بیش از ۹۵ هزار نفر عمدتا کودکان بر اثر این بیماری جان باختهاند. این سازمان با نشر گزارشی هشدار داده است که هماکنون حدود ۳۰ میلیون کودک در سراسر جهان واکسینه نشدهاند. کیت اوبرایان، مدیر بخش واکسیناسیون و ایمنسازی سازمان بهداشت جهانی در گزارش گفته است که یک فرد مبتلا به سرخکان میتواند تا ۱۸ نفر دیگر را نیز مبتلا کند. وی در بخشی از صحبتهایش هشدار داده است که برخلاف تصور همگانی مبنی بر اینکه سرخکان بیماری جدی نیست، این بیماری میتواند کشنده باشد. دریافت دو دوز واکسن سرخکان میتواند تا ۹۵ درصد محافظت ایجاد میکند، اما اوبرایان میگوید کودکان بهدلیل دسترسی محدود به خدمات صحی، بیشتر در معرض این بیماری قرار دارند. بر مبنای آمار سازمان بهداشت جهانی، سال گذشته حدود ۱۱ میلیون نفر در سراسر جهان به سرخکان مبتلا شده و اکثر مرگومیرها در کودکان زیر پنج سال رخ داده است. این سازمان میگوید حدود ۸۰ درصد موارد ابتلا به سرخکان و مرگومیر ناشی از آن، در آفریقا و منطقه مدیترانه شرقی بوده است. شیوعهای سرخکان همچنان به شدت افزایش یافته است؛ در سال ۲۰۲۴، حدود ۶۰ کشور شاهد شیوع گسترده این بیماری بودهاند.
برچسب: رسانه گوهرشاد
پژوهشگران دانشگاه کمبریج بریتانیا در یک پژوهش تازه دریافتهاند که مغز انسان در پنج دوره رشد میکند و بر اساس تغییرات شبکههای عصبی، مرحله نوجوانی تا حدود ۳۲ سالگی ادامه دارد. این نتیجه از بررسی اسکنهای مغز سه هزار و ۸۰۲ نفر، از نوزادی تا ۹۰ سالگی به دست آمده است. در این پژوهش چهار نقطه عطف در سنین حدود ۹، ۳۲، ۶۶ و ۸۳ سالگی شناسایی شده است. بر اساس یافتهها، دوره نخست از تولد تا ۹ سالگی ادامه دارد؛ دورهای که در آن مغز شبکههای عصبی را تنظیم میکند، ماده خاکستری و سفید به سرعت رشد میکند و در پایان این مرحله تواناییهای شناختی افزایش مییابد. بر اساس نتایج این پژوهش، دوره دوم که مرحله نوجوانی نامیده شده، از ۹ سالگی شروع میشود و تا ۳۲ سالگی ادامه دارد. در این دوره حجم ماده سفید بیشتر میشود، ارتباطهای مغزی منظمتر عمل میکند و کارایی پیامرسانی عصبی در سراسر مغز بالا میرود. پژوهشگران میگویند این مرحله بیشترین و مهمترین تغییرات را در سیمکشی مغز دارد. در ۳۲ سالگی دوره بزرگسالی آغاز میشود؛ طولانیترین مرحله که بیش از ۳۰ سال ادامه دارد و در آن ساختار مغز تا حد زیادی ثابت میماند. به گفته پژوهشگران، در این دوره بخشهای مختلف مغز کمی از هم جداتر عمل میکنند و برخی نواحی بهتدریج تخصصیتر میشوند. پژوهش گفته که نقطه عطف بعدی در حدود ۶۶ سالگی است که مرحله «پیری اولیه» را شکل میدهد. در این سن شبکههای مغزی دوباره تغییر میکنند و ارتباطات کاهش مییابد. آخرین تغییر مهم در حدود ۸۳ سالگی رخ میدهد و مرحله «پیری نهایی» آغاز میشود. در این دوره ارتباطات گسترده مغز کاهش بیشتری پیدا میکند و مغز بیشتر به برخی نواحی خاص تکیه میکند. پژوهشگران دانشگاه کمبریج گفتهاند که نتایج این تحقیق میتواند به درک بهتر دورههایی کمک کند که مغز در آنها آسیبپذیرتر است. مثلا دورههایی که احتمال بروز اختلالات یادگیری، مشکلات سلامت روان یا زوال شناختی بیشتر میشود. این پژوهش با حمایت شورای تحقیقات طبی بریتانیا، بنیاد گیتس و بنیاد تمپلتون انجام شده است. پژوهشگران این دانشگاه نتایج این بررسی را در نشریه نیچر کامیونیکیشنز منتشر کردهاند.
یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد اعلام کرده است که بیش از یک چهارم کودکان جهان با مادرانی زندگی میکنند که در سال گذشته مورد آزار جسمی، روانی یا جنسی قرار گرفتهاند. این نهاد به مناسبت کمپاین ۱۶ روزه محو خشونت علیه زنان با نشر اعلامیهای گفته است که ۶۱۰ میلیون کودک با مادرانی زندگی میکنند که قربانی خشونت بودهاند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که این مسأله بهشدت بر حس امنیت، سلامت و آموزش کودکان تأثیر میگذارد و خواستار اقدام فوری برای پایان دادن به خشونت علیه زنان و کودکان شده است. در بخشی از اعلامیهی یونیسف آمده است که در مناطقی مانند اقیانوسیه، آفریقای زیرصحرایی و آسیای مرکزی و جنوبی، سهم خانههایی با خشونت خانوادگی و کودکان متأثر از آن بالاتر از میانگین جهانی است. یونیسف خواهان تقویت خدمات سلامت، حمایت روانی، آموزش و سیاستهای پیشگیرانه خشونت خانهگی و برابری جنسیتی شده است. این سازمان در حالی از وضعیت زنان و کودکان در جهان ابراز نگرانی میکند که زنان و دختران در افغانستان از تمام حقوق انسانی خود محروم شدهاند و خشونتهای خانوادگی بهدلیل لغو نهادها و قوانین حمایتی افزایش یافته است. همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، دروازههای انستیتوتهای طبی را بهروی دختران و زنان بست، در حالی که بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیونها دانشآموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به باشگاههای ورزشی، رستورانتها، حمامهای عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بینالمللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شدهاند.
نمایندگی اتحادیه اروپا برای افغانستان درتازهترین مورد اعلام کرده است که از آموزش دختران و زنان در این کشور حمایت میکند. این نمایندگی امروز (شنبه، ۸ قوس) با نشر پیامی به مناسبت روز «OrangeTheWorld» در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که آموزش برای همه، کلید کاهش آسیبپذیری است. نمایندگی اتحادیه اروپا در ادامه با تکیه بر آموزش، بر اهمیت ساختن آیندهای عاری از هرگونه خشونت نیز تاکید کرده است. این اتحادیه در حالی بر اهمیت آموزش دختران تاکید میکند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، دروازههای انستیتوتهای طبی را بهروی دختران و زنان بست، در حالی که بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیونها دانشآموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به باشگاههای ورزشی، رستورانتها، حمامهای عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بینالمللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شدهاند. در همین حال، سازمان ملل متحد میگوید خشونت علیه زنان و دختران افغانستان طی دو سال گذشته ۴۰ درصد افزایش یافته است.
رسانههای بینالمللی درتازهترین مورد اعلام کردهاند که نادیه ندیم، فوتبالیست دانمارکی افغانستانیتبار، برندهی جایزه بینالمللی «پای طلایی» سال ۲۰۲۵ میلادی در بخش زنان شده است. در گزارشها آمده است که خانم ندیم این جایزه را از شاهزاده آلبرت دوم، پادشاه موناکو دریافت کرد و آنتونیو گریزمن، ستاره فرانسوی اتلتیکو مادرید نیز این جایزه را در بخش مردان دریافت کرده است. نهاد «جایزه بینالمللی پای طلایی موناکو» در ادامه تاکید کرده است که نادیه ندیم نه تنها یک فوتبالیست فوقالعاده است، بلکه زنی است که داستان زندگیاش همچنان برای جهان الهامبخش است. این سازمان در بخشی از اعلامیهاش افزوده است که خانم ندیم از زمین فوتبال تا شفاخانه، از توانمندسازی زنان از طریق آموزش تا شکستن موانع در ورزش، تعریفی از قدرت، انعطافپذیرتری و امید است. قابل ذکر است که «جایزه پای طلایی» از جوایز معتبر دنیای فوتبال است که به بازیکنان بالای ۲۸ سال اهدا میشود. هر بازیکن تنها یکبار میتواند این جایزه را دریافت کند. باید گفت که نادیه ندیم اولین بازیکن دانمارکی است که این جایزه را دریافت کرده است. او با عبور از حریفانی چون الکسیا پوتیاس از بارسلونا به این جایزه رسیده است. نادیه ندیم در سال ۱۹۸۸ میلادی در شهر هرات، در غرب افغانستان متولد شده و در سال ۲۰۰۰ میلادی، همراه با خانوادهاش به دانمارک مهاجرت کرده است. خانم ندیم عضو تیم ملی فوتبال زنان دانمارک است. او برای باشگاههای مطرح اروپا، از جمله منچسترسیتی انگلستان، پاری سن ژرمن فرانسه و آث میلان ایتالیا توپ زده است. در حالی نادیه ندیم برندهی این جایزه میشود که زنان و دختران در افغانستان اجازه هیچ ورزش را ندارند.
در میان کوهستانهای بلند و سنگلاخ کنر، جایی که آسمان در زمستان خاکستریتر از همیشه است و باد در میان شاخههای خشک درختان نالهوار میپیچد، خانوادهی عبدالکریم هنوز زیر همان خیمهی نازکی زندگی میکنند که از روزهای نخست زلزله بر پا شده بود؛ خیمهای که بیشتر از آنکه سرپناه باشد، یادآور شبی است که زمین زیر پایشان شورید و همهچیز را از آنها گرفت. هر صبح که آفتاب از پشت قلههای سرد و آسمانخراش سر برمیآورد، خیمه اندک اندک گرم میشود، اما همین که خورشید به سوی مغرب خم میشود، سرمای کوهستان بار دیگر چنگال یخزدهاش را بر تن خیمه میکوبد و همهی اعضای خانواده را در خود میپیچد. این خانوادهی ششنفره، در میان صدها خانوادهی دیگر، هنوز هم امیدوار است که روزی برسد که دیگر مجبور نباشد با هر باد تند از ترس پاره شدن خیمه از خواب بپرد. عبدالکریم، مردی با ریش جوگندمی و چهرهای که بیش از سنش پیر به نظر میرسد، از نخستین روزهای زلزله تا امروز، هر صبح با دلی خسته اما امیدوار از خیمه بیرون میشود. او به کوههای اطراف سر میزند، شاید بتواند کمی چوب خشک برای گرم کردن خیمه پیدا کند؛ اما در این فصل، چوب خشک کمیابتر از نان است. کوهها یا از بارانهای اخیر نمناکاند یا چوبهایشان از پیش جمعآوری شدهاند. هر بار که عبدالکریم با دستان خالی بازمیگردد، در چهرهاش احساس گناهی دیده میشود که نه از ناتوانی، بلکه از مسئولیتی برمیخیزد که یک پدر همواره بر دوش خود احساس میکند. نگاههای کودکانش که در گوشهی خیمه منتظر او نشستهاند، برایش سختترین لحظهی روز است؛ نگاههایی که در آنها هم امید هست و هم پرسشهایی بیصدا—اینکه «آیا امشب هم میتوانیم از سردی در امان بمانیم؟» همسرش، زرمینه، زنی جوان اما فرسوده از روزگار است. چهرهاش خطوطی عمیق دارد؛ هرکدام نشانی از شبی طولانی در سرمای کوهستان یا روزی خستهکننده میان خاک و سنگهای روستا. او روزهای بسیاری را صرف خشککردن لباسهای نمکشیدهی خیمه، ترمیم سوزندوزی چادرش، و مراقبت از فرزندانی کرده است که هیچکدام چیزی بهنام کودکی واقعی را تجربه نکردهاند. زرمینه هر شب پیش از خواب برای کودکانش قصه میگوید؛ قصههایی نه برای خواباندنشان، بلکه برای آرام کردن دلهای کوچکی که از صدای زوزهی باد و ترس از ریزش دوبارهی زمین بیقرارند. دخترک دوسالهشان، صفیه، چند شب است از شدت سرفههای خشک، خواب درستوحسابی ندارد. سرفههایش همچون ضربههایی به قلب مادر فرود میآید؛ اما در خیمه هیچ دارویی نیست. هر بار که صفیه سینهاش را میگیرد و با گریه مینالد، زرمینه تنها او را در آغوش میگیرد و آرام تکانش میدهد—شاید صدای ضربان قلب مادر، اندکی آرامش به او ببخشد. خدمات صحی در این منطقه تقریباً وجود خارجی ندارد. مرکز صحیای که در گذشته دستکم چند کارمند داشت، اکنون یا بر اثر زلزله تخریب شده، یا امکاناتش چنان محدود شده که مراجعه به آن بیفایده به نظر میرسد. با این حال، عبدالکریم چند بار تلاش کرده صفیه را به آنجا ببرد، اما مسیر طولانی و نبود وسایط نقلیه باعث میشود این سفر برای کودکی بیمار، خطرناکتر از ماندن در خیمه باشد. دیگر کودکان خانواده نیز هرچند از نظر ظاهری سالماند، اما نشانههای واضحی از سردی و ضعف در بدنشان دیده میشود؛ سردیای که از نبود بخاری، نداشتن لباس گرم، و کمبود غذای مناسب سرچشمه میگیرد. کودکان در طول روز اطراف خیمه بازی میکنند، اما بازیشان بیشتر راهی برای فرار از واقعیتیست که هیچ کودکی نباید تجربه کند، تا نشانهای از شادی و تفریح. آنها با سنگها، تکههای چوب و پارچههای پاره، خود را سرگرم میسازند. گاهی خاکریزی بزرگ را خانهی خیالی خود مینامند یا چوبی شکسته را بهجای اسباببازی در دست میگیرند. اما همین که باد تندی بوزد یا صدای خفیفی از ریزش کوه به گوش برسد، همه با ترس به سوی خیمه میدوند و در آغوش مادر پناه میگیرند؛ گویی زخم عمیق روز زلزله هنوز از دلهای کوچکشان بیرون نرفته است. این خانواده خاطرات زیادی از روز زلزله دارد؛ خاطراتی که با هر لرزش کوچک زمین یا صدای سنگی که از بالای کوه میافتد، دوباره در ذهنشان زنده میشود. آن روز، زمین چنان شدید لرزید که محمدامین، پسر دهسالهی خانواده، فکر کرد دنیا به پایان رسیده است. او هنوز حاضر نیست با صدای بلند درباره آن روز صحبت کند و وقتی مادرش چیزی میپرسد، تنها لبخندی تلخ میزند و نگاهش را به زمین میدوزد. اما شبها در خواب میلرزد، ناگهان بیدار میشود و زیر لب میگوید: «خانه میریزد… مادر، خانه میریزد…» زرمینه او را در آغوش میگیرد و با آرامش میگوید: «نه بچیم، خانهمان دیگر ریخته… چیزی برای ریختن نمانده.» اما این جمله، هرچند برای آرام کردنش گفته میشود، بیشتر از آنکه امیدبخش باشد، واقعیت تلخی را یادآوری میکند؛ واقعیتی که در آن خانوادهای بدون سقف، بدون دیوار و بیهیچ سرپناهی، در برابر زمستانی ایستادهاند که بیرحمیاش در کنر زبانزد است. عبدالکریم و زرمینه هر دو امیدوار بودند که با آغاز زمستان، دولت یا نهادهای کمکرسان خانههای موقت یا حداقل وسایل ضروری را توزیع کنند؛ اما تا امروز تنها چیزی که دریافت کردهاند همان خیمه و چند کمپل نازک است که حتی توان گرم نگهداشتن یک کودک را هم ندارد. عبدالکریم میگوید چندین بار مسئولان منطقه را دیده است؛ کسانی که عکس میگرفتند، وضعیت مردم را یادداشت میکردند و وعده میدادند کمکها بهزودی خواهد رسید. اما حالا که هفتهها گذشته، هیچ کمک قابلتوجهی نرسیده و خانواده عبدالکریم، مانند بسیاری از خانوادههای دیگر، در میان این خیمههای بیپناه رها شدهاند. باران که میبارد، شرایط چند برابر سختتر میشود. سقف خیمه در چند نقطه سوراخ شده و عبدالکریم با تکههای پلاستیک تلاش میکند جلوی چکیدن آب را بگیرد، اما هر بار که باران شدیدتر میشود، آب از گوشه و کنار وارد خیمه میشود و لباسها و بسترشان را خیس میکند. زرمینه هر روز مجبور است کمپلها را بیرون بیاورد و زیر آفتاب پهن کند، اما در روزهای ابری همه چیز نمدار باقی میماند. شبهایی که باران و باد همزمان میوزند، خیمه چنان تکان میخورد که گویی هر لحظه میخواهد کنده شود. کودکان از ترس نزدیک مادر جمع میشوند و عبدالکریم با دستانش ستون وسط خیمه را محکم نگه میدارد، شاید کمی از خطر بکاهد. در چنین روزهایی، هیچکس از آنها نمیپرسد شام چه خوردهاند. حقیقت این است که بعضی شبها اصلاً چیزی برای خوردن ندارند، جز نان خشک یا چای کمرنگ. زرمینه با دقت غذا را میان کودکان تقسیم میکند و خودش آخر از همه میخورد، یا گاهی اصلاً نمیخورد تا کودکان دستکم سیر بخوابند؛ هرچند خواب در چنین سرمایی معنای چندانی ندارد. با وجود تمام این سختیها، عبدالکریم هنوز امیدوار است صدایشان به جایی برسد. او از هر راه ممکن تلاش کرده پیامشان را به نهادهای کمکرسان برساند؛ گاهی از طریق مردم محل، گاهی با کمک یک خبرنگار سرزده، و گاهی با درخواست مستقیم از مسئولان محلی. بارها گفته است: «ما چیز زیادی نمیخواهیم؛ فقط یک خانه موقت، یک بخاری و کمی دارو میخواهیم تا این کودکان زنده بمانند.» اما در سکوت سنگین کوهستان، این صداها کمتر شنیده میشوند. زمستان کنر نه تنها سرد، بلکه طولانی و نفسگیر است. هر روز که میگذرد، نگرانی خانوادههای بیسرپناه بیشتر میشود. عبدالکریم با نگاهی به قلههای سفیدپوش میگوید: «اگر برفها شروع شود، خدا میداند چه خواهد شد.» او خوب میداند که خیمه نازکشان حتی در برابر بادهای عادی تاب نمیآورد، چه برسد به برفهای سنگین و رطوبتدار. همچنین میداند اگر صفیه و دیگر کودکان در این شرایط بدتر بیمار شوند، تقریباً هیچ فرصتی برای رسیدگی به آنها وجود نخواهد داشت. در این روزهای سخت، خانواده عبدالکریم تنها یک درخواست دارند؛ اینکه دولت، نهادهای بشردوستانه و هر کسی که توان کمک دارد، صدایشان را بشنود. این خانواده نه به دنبال زندگی مجلل است و نه کمکهای بیپایان؛ فقط میخواهند زنده بمانند، زمستان را پشت سر بگذارند و کودکانشان شب را بدون لرزش بدن و ترس از فرو ریختن خیمه به صبح برسانند. و در پایان، وقتی آفتاب کنر در یک عصر سرد بر فراز کوهها غروب میکند، خیمه کوچک آنها هنوز در میان باد میلرزد؛ اما امیدی که در دلشان روشن مانده، هرچند کوچک و خاموش، هنوز پابرجاست. شاید فردا کسی بیاید… شاید فردا کمکی برسد… شاید فردا در این سکوت کوهستانی، صدای این خانواده شنیده شود و دستی یاریشان کند… پیش از آنکه زمستان بیرحم، آخرین رشتههای مقاومتشان را قطع کند. نویسنده: سارا کریمی
یوناما یا هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان درتازهترین مورد اعلام کرده است که راه یک زن نباید در دروازه خانهاش ختم شود. این سازمان امروز (پنجشنبه، ۶ قوس) با نشر پیامی به مناسب روز جهانی محو خشونت علیه زنان در حساب کاربری فیسبوک خود نوشته است که گشتوگذار زنان حق آنان است، نه امتیازی ویژه که برای زنان در افغانستان داده شود. یوناما در ادامه تاکید کرده است که هر زن حق دارد آزادانه، در امنیت و بدون ترس قدم بزند و هیچ محدودیتی نباید مانع حضور و حرکت او در جامعه شود. این در حالی است که پس از تسلط دوبارهی حکومت فعلی در افغانستان، بهدلیل وضع محدودیتها، گشتوگذار و حضور زنان در جامعه به شدت کاهش یافته است. بخش زنان سازمان ملل نیز گفته است که آمار خشونت علیه زنان در افغانستان افزایش یافته و حدود ۱۴ میلیون زن به خدمات حمایتی نیازمند هستند. در کنار آن، حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، دروازههای انستیتوتهای طبی را بهروی دختران و زنان بست، در حالی که بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیونها دانشآموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.
بخش زنان سازمان ملل متحد درتازهترین مورد اعلام کرده است که آمار خشونت علیه زنان و دختران در افغانستان بهسرعت در حال افزایش است و میلیونها زن و دختر به حمایت و حفاظت فوری نیاز دارند. این سازمان امروز (پنجشنبه، ۶ قوس) با نشر گزارشی گفته است که در کمتر از دو سال، شمار زنان و دخترانی که در معرض خطر جدی قرار دارند، ۴۰ درصد افزایش یافته است. بخش زنان سازمان در بخشی از گزارشش تاکید کرده است که کاهش کمکهای مالی سبب شده است این سازمان خدمات حیاتی مقابله با خشونت مبتنی بر جنسیت را در افغانستان محدود کند. همچنین این سازمان افزوده است که هماکنون حدود ۱۴ میلیون زن به خدمات حمایتی نیازمند هستند. براساس گزارش بخش زنان سازمان ملل متحد، سازمانهای محلی تحت رهبری زنان در افغانستان حدود یکپنجم بودجه خود را از دست دادهاند. بخش زنان سازمان ملل گفته است که با فروپاشی نظامهای حمایتی پیشین پس از تسلط دوبارهی حکومت سرپرست، میلیونها زن جایی برای مراجعه ندارند و دسترسی به خدمات حیاتی نیز به شدت محدود شده است. در حالی بخش زنان سازمان ملل این گزارش را نشر میکند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، دروازههای انستیتوتهای طبی را بهروی دختران و زنان بست، در حالی که بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیونها دانشآموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به باشگاههای ورزشی، رستورانتها، حمامهای عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بینالمللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شدهاند.
پارلمان ایتالیا درتازهترین مورد اعلام کرده است که طرحی را تصویب کرده که بر مبنای آن زنکشی بهعنوان یک جرم بهرسمیت شناخته شده و برای آن مجازات حبس ابد تعیین شدهاند. این لایحه همزمان با روز جهانی منع خشونت علیه زنان و دختران و با تصویب تمامی اعضای پارلمان ایتالیا تصویب شده است. در گزارش رسانهها آمده است که این لایحه پیش از این در ماه جنوری سال جاری میلادی توسط مجلس سنای این کشور تصویب شده بود، و روز سهشنبه هفتهی جاری با ۲۳۷ رأی موافق و بدون رأی مخالف از سوی اعضای پارلمان نیز به تصویب رسیده است. طبق این لایحه، حبس ابد را برای اعمالی که با هدف مرگ یک زن «بهدلیل تبعیض، نفرت یا خشونت» و دلایل دیگر انجام شود، الزامی میکند. همچنین در گزارش آمده است که جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، از تصویب این لایحه استقبال کرد و این اقدام را ابزاری برای «دفاع از آزادی و کرامت هر زن» خوانده است. موسسه ملی آمار ایتالیا نیز اعلام کرده است که از ۳۲۷ قتل ثبت شده در این کشور در سال ۲۰۲۴ میلادی، ۱۱۶ مورد آن مربوط به زنان و دختران بوده است. بر اساس آمار این موسسه، در ۹۲.۲ درصد موارد، مردان قاتل بودهاند. همچنین سازمان ملل متحد در روز جهانی محو خشونت علیه زنان اعلام کرد که حدود ۵۰ هزار زن و دختر طی یک سال گذشته در سراسر جهان به دست شریک زندگی یا اعضای خانواده خود جان خود را از دست دادهاند.
خانواده، نخستین و مهمترین محیط اجتماعی است که در شکلگیری شخصیت فرد تأثیر عمیق و ماندگاری دارد. از دوران کودکی تا بزرگسالی، تأثیر خانواده بر نگرشها، رفتارها و ویژگیهای فرد غیرقابل انکار است. خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعی، نقش اساسی در پرورش شخصیت انسان ایفا میکند و فرد از لحظه تولد تحت تأثیر فضای خانوادگی قرار میگیرد. بسیاری از خصوصیات رفتاری و فکری انسان در این محیط پایهگذاری میشود. خانواده از طریق الگوهای رفتاری، ارزشها، باورها و هنجارهای حاکم بر آن، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر شخصیت اعضای خود اثر میگذارد. این تأثیرات میتوانند از طریق شیوه تربیت والدین، نوع روابط بین اعضای خانواده، و حتی شرایط اقتصادی و اجتماعی خانواده منتقل شوند. تأثیر والدین بر شخصیت تأثیر والدین بر شکلگیری شخصیت کودکان، یکی از بنیادیترین و ماندگارترین عوامل در مسیر رشد و توسعه فردی است. والدین، به عنوان نخستین مربیان و مهمترین افراد در زندگی کودک، از بدو تولد نقش بیبدیلی در تربیت و شکلدهی شخصیت فرزندان خود ایفا میکنند. رفتارها، شیوههای تربیتی و حتی سبک زندگی آنها میتواند الگوی مستقیمی برای کودکان باشد. کودکان در محیط خانواده، بهویژه از والدین، نهتنها اصول و ارزشهای اخلاقی را میآموزند، بلکه مهارتهای اجتماعی، نحوه مواجهه با چالشها و رویکردهای زندگی را نیز فرا میگیرند. والدینی که با احترام با فرزندان خود برخورد میکنند و به احساسات و نظرات آنها توجه نشان میدهند، معمولاً محیطی مثبت و حمایتی ایجاد میکنند. این محیط به تقویت اعتمادبهنفس، استقلال و مهارتهای ارتباطی فرزندان کمک میکند. بنابراین، روشهای تربیتی والدین — از جمله تشویق به خودمختاری، آموزش مهارت حل مسئله، و ابراز محبت — میتوانند سنگبنای شخصیت آینده کودک را بنا نهند. تأثیر خواهر و برادر بر شکلگیری شخصیت نقش خواهر و برادر در روند شکلگیری شخصیت فرد، از جمله عوامل مهمی است که نباید نادیده گرفته شود. در کنار تأثیر والدین، خواهران و برادران از طریق تعاملات روزمره خود تأثیر قابل توجهی بر رشد شخصیت و مهارتهای اجتماعی فرد دارند. این روابط معمولاً پیچیده و متنوعاند و میتوانند زمینهساز یادگیری و تمرین بسیاری از مهارتهای فردی و اجتماعی باشند. خواهر و برادر، به عنوان نزدیکترین همسالان، فرصتی برای تجربه همدلی، مشارکت، همکاری و مدیریت تعارض فراهم میکنند. رابطهی نزدیک میان آنها میتواند حس امنیت، حمایت و همراهی عاطفی ایجاد کرده و به رشد هیجانی فرد کمک کند. در همین فضا، کودک یا نوجوان میآموزد چگونه دیگران را درک کند، احساساتش را بیان نماید و با دیگران تعامل سازنده داشته باشد. همچنین، شرکت در فعالیتهای خانوادگی، بازیها یا مسئولیتهای مشترک، مهارتهای کار گروهی و ارتباط مؤثر را تقویت میکند. از سوی دیگر، رقابت یا اختلافنظرهایی که میان خواهر و برادرها پیش میآید نیز میتواند فرصتی برای رشد فردی باشد. این چالشها به فرد یاد میدهند چگونه با اختلافات کنار بیاید، مذاکره کند، احساسات خود را مدیریت نماید و در موقعیتهای دشوار تصمیمگیری کند. در مجموع، رابطه با خواهر و برادر میتواند نقش مهمی در شکلگیری شخصیت متعادل، اجتماعی و تابآور ایفا کند. نقش خانواده در شکلگیری شخصیت در دوران نوجوانی نقش خانواده در شکلگیری شخصیت در دوران نوجوانی اهمیت بسیار زیادی دارد؛ چرا که این مرحله یکی از پیچیدهترین و حساسترین دورههای زندگی انسان است. نوجوانی، دورهای است که فرد با تغییرات گسترده جسمی، روانی و اجتماعی مواجه میشود و در تلاش است تا هویت مستقل خود را کشف کند. این فرآیند اغلب با چالشهایی همراه است که میتوانند بر روابط اجتماعی، تصمیمگیریها و احساسات نوجوان تأثیر بگذارند. در این دوران، خانواده نقشهای مهمی بر عهده دارد. نوجوانان بیش از هر زمان دیگری نیازمند محیطی امن و پذیرنده هستند تا بتوانند بدون ترس از قضاوت، احساسات، دغدغهها و نگرانیهای خود را با اعضای خانواده در میان بگذارند. ایجاد چنین فضای حمایتی، به آنها کمک میکند تا خود و هیجاناتشان را بهتر درک کنند و با اطمینان بیشتری مسیر شکلگیری هویت فردیشان را طی کنند. پشتیبانی عاطفی، گفتوگوی مؤثر، احترام به استقلال و در عین حال هدایت صحیح، از مهمترین اقداماتی هستند که خانواده میتواند در این دوره حساس انجام دهد تا نوجوان به فردی با اعتماد به نفس، مسئول و متعادل تبدیل شود. نقش راهنمایی خانواده در عبور از چالشهای نوجوانی خانواده نقش بسیار مهمی در راهنمایی نوجوانان هنگام مواجهه با چالشهای روزمره زندگی ایفا میکند. دوران نوجوانی سرشار از موقعیتهای جدید و ناشناخته است؛ از انتخاب مسیر تحصیلی و تعیین اهداف شغلی گرفته تا مدیریت روابط اجتماعی و مقابله با فشار همسالان. در این مسیر، والدین میتوانند با ارائه راهنماییهای منطقی، واقعبینانه و دلسوزانه، نوجوان را یاری کنند تا تصمیمهای بهتری بگیرد و توانایی حل مسئلهاش را تقویت کند. بهطور کلی، نقش خانواده در دوران نوجوانی فراتر از حمایتهای عاطفی روزمره است. خانواده بهعنوان یکی از ستونهای اصلی زندگی نوجوان، با فراهم کردن محیطی امن برای ابراز احساسات و افکار، و نیز با هدایت آگاهانه، به او کمک میکند تا با اطمینان بیشتری وارد مراحل پیچیدهتر زندگی شود و به شکلگیری هویت مستقل خود دست یابد. حمایت عاطفی خانواده؛ نیاز بنیادین دوران نوجوانی حمایت عاطفی از سوی خانواده، یکی از بنیادیترین نیازهای نوجوانان در دوران رشد است. در این مرحله از زندگی، نوجوانان با تغییرات عمدهای در ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی مواجه میشوند که میتواند منجر به افزایش اضطراب، استرس و سردرگمی گردد. در چنین شرایطی، حضور والدینی که با همدلی، درک عمیق و توجه به نیازهای عاطفی نوجوان برخورد میکنند، بسیار حیاتی است. والدینی که با صبوری به دغدغهها و نگرانیهای فرزند خود گوش میسپارند و بدون قضاوت به احساسات او پاسخ میدهند، محیطی امن و حمایتگر ایجاد میکنند. چنین فضایی به نوجوان این امکان را میدهد که احساسات خود را آزادانه ابراز کند و با اطمینان بیشتری با چالشهای پیشرو روبرو شود. علاوه بر این، حمایت عاطفی خانواده نقش مهمی در کمک به نوجوان برای کنار آمدن با تغییرات جسمی و روانی دوران بلوغ دارد. از آنجا که این دوران معمولاً با نوسانات شدید احساسی همراه است، حضور اعضای خانواده بهعنوان پناهگاهی امن میتواند به نوجوانان در مدیریت احساسات، پذیرش خود و مقابله مؤثر با مشکلات احتمالی کمک کند. ایجاد محیطی امن در خانواده ایجاد محیطی امن در خانواده، یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر رشد سالم و شکلگیری شخصیت نوجوانان است. از آنجا که خانواده نخستین و اساسیترین نهاد اجتماعی در زندگی فرد بهشمار میرود، والدین باید فضایی فراهم کنند که نوجوانان در آن احساس امنیت و آرامش داشته باشند. در چنین فضایی، نوجوان میتواند بدون ترس از قضاوت، سرزنش یا تنبیه، افکار، احساسات و ایدههای خود را آزادانه بیان کند. این محیط حمایتی به او کمک میکند تا شناخت عمیقتری از خود پیدا کند و در مسیر کشف و تعریف ارزشها، باورها و هویت فردیاش گام بردارد. والدینی که ارتباطی باز و بدون محدودیت را با فرزندان خود تشویق میکنند، فضایی فراهم میسازند که در آن نوجوانان میتوانند احساسات و نظرات خود را آزادانه بیان کنند. این امر نهتنها به تقویت اعتمادبهنفس آنها کمک میکند، بلکه باعث میشود نوجوانان احساس کنند شنیده میشوند و افکارشان ارزشمند است. در مجموع، ایجاد محیطی امن و حمایتگر در خانواده، به نوجوانان این امکان را میدهد که بهطور کامل به خودشناسی پرداخته و شخصیت مستقل خود را در فضایی سرشار از احترام، اعتماد و حمایت شکل دهند. نقش والدین در راهنمایی و تربیت نقش والدین در هدایت و تربیت نوجوانان اهمیت فراوانی دارد، چرا که این دوره از زندگی با حساسیتها و چالشهای ویژهای همراه است و نیازمند پشتیبانی، راهنمایی و نظارتی آگاهانه است. یکی از مهمترین وظایف والدین در این مرحله، ارائه راهنماییهای اخلاقی است. نوجوانان با مسائلی چون دوستی، روابط اجتماعی، تحصیل و فشارهای همسالان روبهرو هستند. والدینی که با دقت و دلسوزی اصول اخلاقی را به فرزندان خود آموزش میدهند و آنها را به رعایت صداقت، احترام به دیگران و مسئولیتپذیری تشویق میکنند، در واقع پایههای اخلاقی محکمی برای آیندهی آنها بنا میگذارند. این نوع راهنمایی به نوجوان کمک میکند تا در مواجهه با چالشهای زندگی، تصمیمهای درستتری بگیرد و از آسیبهای اجتماعی در امان بماند. علاوه بر این، والدین باید نوجوانان را به پذیرش مسئولیت و کسب استقلال تشویق کنند. این امر به معنای فراهم کردن فرصتهایی برای تجربه، اشتباه کردن و یادگیری از آن اشتباهات است؛ روندی که برای رشد شخصیتی و بلوغ فکری ضروری است. تأثیر الگوهای رفتاری والدین تأثیر الگوهای رفتاری والدین بر نوجوانان یکی از عوامل کلیدی در شکلگیری شخصیت و رفتار آنهاست. در دوران نوجوانی، زمانی که فرد به طور فعال در جستجوی ساختن هویت شخصی و اجتماعی خود است، رفتار والدین بهعنوان نخستین و نزدیکترین الگو، تأثیر عمیق و ماندگاری بر او میگذارد. والدینی که رفتارهای مثبت، اخلاقی و مسئولانه از خود نشان میدهند، نه تنها الگویی مناسب برای فرزندان خود فراهم میکنند، بلکه زمینه را برای رشد و توسعه ویژگیهای مثبت در نوجوانان نیز مهیا میسازند. این رفتارهای مثبت میتواند شامل مجموعهای از مهارتها و ارزشهای اجتماعی و فردی باشد. علاوه بر این، یکی از مهمترین جنبههای الگوهای رفتاری والدین، نحوهی حل مشکلات و مدیریت تعارضات است که نوجوانان از طریق مشاهده و تجربه آنها، مهارتهای لازم برای مقابله با چالشهای زندگی را میآموزند. یکی دیگر از جنبههای مهم الگوهای رفتاری والدین، مدیریت احساسات و عواطف است. والدینی که توانایی کنترل احساسات خود را دارند و به جای واکنشهای منفی در مواجهه با استرسها، راهحلهای سازنده انتخاب میکنند، الگوی مهم و ارزشمندی برای نوجوانان خود محسوب میشوند. نویسنده: سحر یوسفی