برچسب: افغانستان

1 ماه قبل - 113 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد برای افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که خطر خشونت علیه زنان در افغانستان به‌ سرعت در حال افزایش است. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۵ قوس) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود به مناسبت روز جهانی محو خشونت علیه زنان و همچنان کارزار ۱۶ روزه این سازمان برای مبارزه با این پدیده، نوشته است: «محدودیت‌ها در زندگی و دسترسی زنان به خدمات، زنان بیشتری را بدون امنیت یا حمایت رها کرده است.» بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که در کارزار ۱۶ روزه‌ی امسال خواستار اقدام فوری است. این سازمان افزوده است که محدودیت‌ها بر زند‌گی زنان و دختران و عدم دسترسی آن‌ها به خدمات اساسی سبب شده است که زنان بدون امنیت باقی بمانند. به گفته‌ی بخش زنان سازمان ملل متحد، خشونت علیه زنان افغانستان طی دو سال گذشته ۴۰ درصد افزایش یافته است. بخش زنان سازمان ملل تصریح کرد که اکنون ۱۴.۲ میلیون زن در افغانستان نیازمند محافظت و کمک هستند. همچنین، این سازمان بر افزایش کمک‌ها و سرمایه‌گذاری برای زنان تأکید کرده است. با این وجود یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان نیز نگرانی مشابهی درباره وضعیت زنان افغانستان مطرح کرده است. زنان و دختران افغانستان در حال حاضر از ابتدایی‌ترین حقوق خود، از جمله آموزش و کار محروم هستند. در این مدت، با وجود تأکید کشورهای جهان بر احترام به حقوق زنان و دختران افغانستان، محدودیت‌ها بر این قشر تشدید شده است.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 64 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد مدعی شده است که «روزانه ۴۱۲ میلیون کودک با فقر مالی» روز خود را آغاز می‌کنند و این کودکان «کمتر از سه دالر در روز» در آمد دارند. این نهاد با نشر گزارشی تحت عنوان «وضعیت مالی کودکان در سراسر جهان» گفته است که کودکان ممکن است دو برابر بیشتر از بزرگ‌سالان در معرض خطر فقر قرار بگیرند، زیرا ذهن کودکان در حال رشد است و این می‌تواند آنان را بیشتر در معرض آسیب قرار می‌دهد. همچنین در بخشی از گزارش سازمان ملل متحد آمده است که ۲۲ میلیون و۹۰۰ هزار نفر در افغانستان نیازمند کمک‌های بشردوستانه‌ هستند. در گزارش‌های اخیر آمده است که از هر ۱۰ تن در افغانستان ۹ نفرشان مجبور به حذف وعده‌های غذایی شان شده‌اند. با این وجود، در یونیسف وضعیت برای کودکان در کشورهای با درآمد پایین که افغانستان نیز شامل آن است، بدتر است. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد، فقر کودکان را «هر نوع محرومیت از امکانات ابتدایی زندگی؛ مانند خانه، آب پاک، بهداشت، آموزش و خدمات صحی» تعریف می‌کند. یونیسف می‌گوید که ۶۵ درصد کودکان در کشورهای با درآمد پایین و ۲۶ درصد کودکان در کشورهای با درآمد متوسط و ۱۱ درصد درکشورهای با درآمد بالا به تشناب یا دست‌شویی دسترسی ندارند. در بخشی از گزارش آمده است که ۹ کودک از هر ۱۰ کودک در معرض فقر، در کشورهای پایین صحرای افریقا و جنوب آسیا زندگی می‌کنند. با این‌حال عواملی مانند تغییرات اقلیمی، جنگ و منازعات کودکان را نه تنها در معرض فقر بلکه در معرض سوءاستفاده، بهره‌کشی و بیماری نیز قرار می‌دهد. در ادامه آمده است که در افغانستان نیز در کنار عوامل بالا، بازگشت‌ گسترده مهاجران به کشور و قطع کمک‌های خارجی، کودکان را در معرض فقر و گرسنگی قرار داده‌است.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 121 بازدید

هدیه ارمغان در هفتم سنبله سال ۱۳۷۲ در شهر مزار شریف، مرکز بلخ چشم به جهان گشود. آموزش‌های ابتدایی را در زادگاهش پی‌گرفت و  تحصیلات عالی را در رشته حقوق و علوم سیاسی  در بلخ به پایان رساند. او دوازده سال بود که به سرودن شعر روی آورده و در کنار آن، فعالیت‌های رسانه‌ای و حقوق بشری متعددی را در افغانستان در کارنامه دارد. ارمغان در سال ۱۳۸۸، از بنیادگذاران «خانه فرهنگی پرتو»، خانه فرهنگی ویژه‌ی‌ بانوان  در مزار شریف بود و همچنین از دست‌اندرکاران ماهنامه «الف تا یا» به شمار می‌رود. نخستین مجموعه‌ی شعری او با عنوان «گُلی در لجن» منتشر شده است. پیش‌تر از آن، ده سروده‌اش در مجموعه‌ی «فردا را ورق بزن» ــ گردآورده‌ای از شعر جوانان شمال افغانستان ــ پس از کسب جایزه‌ی نخست جشنواره‌ی سال ۲۰۱۲، به چاپ رسیده بود. هدیه ارمغان پس از تبعید به آلمان، به فعالیت ادبی ادامه داد. وی در چندین جشنواره‌ی بین‌المللی شعر از جمله «جشنواره کتاب متز» در فرانسه، «جشنواره شعر صلصال»، «جشنواره رواداری و گفت‌وگو» و «جشنواره شاعران بدون مرز» در برلین حضور داشته است. شعرهای او به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و آلمانی نیز ترجمه شده‌اند و مخاطبان گسترده‌تری یافته‌اند. بانو هدیه ارمغان، پدیدآورند‌ه‌ی دفتر شعر «گُلی در لجن»، یکی از زنان بسیار جسور و باپشت‌کار در گستره‌های اجتماعی و فرهنگی است. او از همان آغاز نوجوانی، از زمان دانش‌آموزی، یکی از فعالان جامعه‌ی مدنی و جامعه‌ی رسانه‌یی در بلخ بود و نخستین فعالیت‌های خود را در زمین‌ه‌ی حقوق زنان در ساختار «خانه‌ی فرهنگی پرتو» که در سال‌های هشتادم  خورشیدی پی‌ریزی شده بود انجام داد و نخستین تجربه‌های شعری را در انجمن نویسنده‌گان بلخ که از باپیشینه‌ترین کانون‌های ادبی کشور است پی گرفت و با حضور پیوسته‌ی خود در محافل شعرخوانیِ این انجمن به پله‌های بلند آفرینش دست یافت و امروز خوش‌بختانه دیده می‌شود که هم در گستر‌ه‌ی فعالیت‌های اجتماعی و حقوقی برای زنان با کار در نهاد معتبری چون کمیسیون مستقل حقوق بشر خوش می‌درخشد و هم با چاپ و نشر نخستین مجموعه‌ی شعری‌اش، «گُلی در لجن»، جای‌گاه خود را در تاریخ ادبیات و شعر معاصر زبان فارسی دری تثبیت می‌کند. مجموعه‌ی شعر «گُلی در لجن» در زمستان سال ۱۳۹۹ هجری خورشیدی از سوی انتشارات برگ با طراحی روی جلد و برگ‌آرایی با شماره‌گان یک‌هزار نسخه در ۹۴ صفحه به قطع رقعی در کابل به چاپ رسیده و دربرگیرنده‌ی سروده‌های او در قالب‌های کهن و نو از جمله غزل، دوبیتی، رباعی و سپید است. آن‌چه که در سروده‌های این دفتر بیش‌تر جلب توجه می‌کند احساس زنانه‌گی شاعر است. بازتاب زنانه‌گی در سروده‌های زنان از پدیده‌های نو در شعر جهان و از جمله در شعر فارسی دری‌ست. البته در بسیاری از زبان‌های جهان، جنسیت در واژه‌گان نیز وجود دارد و در شماری از آن‌ها این جنسیت زنانه و مردانه از دایرۀ نام‌ها و ضمیرها فراتر می‌رود و حتا دربرگیرنده‌ی صفت‌ها، فعل‌ها و دیگر ساختارها‌ی زبانی نیز می‌شود، که خوش‌بختانه زبان فارسی دری با توجه به نداشتن نشانه‌های زنانه‌گی و مردانه‌گی در واژه‌گان، از این قاعده کاملاً مبرّا و مستثناست. اما بحث زنانه‌گی در ادبیات و از جمله در شعر بیش‌تر برمی‌گردد به بیان احساس‌های یک زنِ آفرینش‌گر در آفریده‌های ادبی‌اش. ما در تاریخ یک‌هزارساله‌ی شعر فارسی دری با توجه به شرایط سنتی جامعه‌ی خود در میان شاعران متقدم و متأخر، کم‌تر به حضور زنان برمی‌خوریم و در تاریخ معاصر شعر فارسی دری که به شمار شاعرزنان در پهنای ادبیات ما آهسته آهسته افزوده می‌شود، باز هم تا همین دهه‌های نزدیک نیز زنانه‌گی در سروده‌های ایشان محسوس نیست و تنها از چهار دهه بدین‌سو رگه‌هایی از این احساس در شعرهای شماری از بانوان پدید آمدند و در دو دهه‌ی اخیر، این پدیده در حال پررنگ‌شدن است؛ ارچند برخی از ادبیات‌شناسان به بخش‌بندی ادبیات به زنانه و مردانه باور ندارند و اما شماری دیگر، با تکیه و تأکید بر این که شرایط اجتماعی آفرینش‌گران در کیفیت آثار شان اثرگذار استند، موجودیت زنانه‌گی در سروده‌های بانوان را یک امر بدیهی می‌دانند. در سروده‌های بانو هدیه ارمغان، زنانه‌گی بیش‌تر در رابطه‌ی نابرابر زن و مرد و آزادی زنان و سایر مسایل اجتماعی و قسماً در بیان احساس‌های عاشقانه شکل گرفته است. به گونه‌ی نمونه، در نخستین سروده‌ق این دفتر، ضمن به‌تصویرکشیدن روزمره‌گی زنده‌گی زنانه، شاعر هراس خود را از ادامه‌ی وضعیت ناگوار زنان به نسل‌های بعدی ابراز می‌دارد و خطاب به دختر خود می‌گوید: ترسم تو را بزرگ‌شدن مضطرب کند این ترس نیست، دخترکم! مادرانه‌گی‌ست و در سروده‌ی دیگری که نام کتاب نیز برگرفته از سوژه‌ی آن است، زن را به گُلی تشبیه می‌کند که در لجن که تعبیری از جامعه‌ی زن‌ستیز است رُسته باشد و به گناه زن‌بودن در هر شرایطی بر سرش بارانِ وحشت ببارد: همیشه با تن خود دست در یخن بودی چه روزها که گُلی مانده در لجن بودی چه‌قدر وحشت باریده بر سرت هر شب بدون هیچ‌ گناهی، همین که زن بودی در یکی از سروده‌هایش با به‌کارگیری زبان استعاره دشواری‌های زنده‌گی زنانه را بسیار هنرمندانه به تصویر می‌کشد: یادهایت را به پوش بالشی انداختم تا دهان لحظه‌های بِه‌ترم را دوختم که در این‌جا انداختن «یادها» به «پوش بالش» و «دوختنِ لحظه‌های بِه‌تر» اوج شاعرانه‌گی را نشان می‌دهد و در عین حال در این سروده ردیف «دوختم»، خود، تداعی‌گر یک کار زنانه در جامعه‌ی سنتی ماست. در شعری دیگر، زن را در جامعه‌ی سنتی به اسیری تشبیه می‌کند که خودش را در میان چین‌های چادری به کوچه می‌بَرَد و آن را رهاییِ خود می‌پندارد: به کوچه می‌بری‌اش زیر چادری هر روز تو یک اسیر رها بَینِ چِین به چِین خودت در سروده‌ی دیگری، این زنانه‌گی را در احساس عاشقانه‌ی او در می‌یابیم: در آشپزخانه خودم را با پیازی چرخ _ کردم میان دیگِ روغن باز می‌جوشم در خواب دیدم با زنی دیگر تو را یک‌جا... لعنت به مالیخولیای ذهن مغشوشم و سرانجام در شعری دیگر، با زبان روایی زیبا و شیوا که یکی از شناسه‌های مهم غزل امروز شمرده می‌شود، زنده‌گی دشوار زنی را با همه دردها و رنج‌هایی که از بام تا شام می‌کشد چنین بازتاب می‌دهد: بلند کرده خودش را دوباره از بستر کشیده تا تن خود را به سمت صبحِ دگر شبیه باد رسیده در آشپزخانه تنش تنور، لبش نان، دو دست خاکستر قدم زده به خیابان برای لقمه‌ی نان قدم زده به خیابان ز هر که اول‌تر دوباره مغزش را روزگار پُر کرده چه‌قدر بر سرِ خود می‌زند دوباره تبر در این ستم‌کده این سال‌های زخمی را چه‌قدر رنج کشیده به جای چند نفر؟ کَشان کَشان که رسیده‌ به بسترِ خسته تنش که تن داده به تناتن شوهر شعر در او زنی‌ست با زیست دگر‌گون. زنی که این امکان را در شعر دارد که همه چیز را طور دیگر بسازد. ادبیات برای او این امکان را می‌دهد که دگرگونه بیاندیشد و از نو بپردازد. ‌دگر‌گونه اندیشیدن پدیده‌ی ‌ست که کمتر به دلیل زن بودن در زندگی واقعی برایش میسر بوده است. ‎شعر و ادبیات برای هدیه نه تنها یک رشته فنی و هنری است، بلکه راهی است برای ابراز احساسات، تفکرات، و تجربیات زیستی. پیوند بانو ارمغان با ادبیات به‌گونه‌ای عمیق است که هرکجا که بر گردابه‌اش حرکت می‌کند، به نوعی خود را در آن درک می‌کند. شعر برای او همان‌طور که برای بسیاری از شاعران در تاریخ ادبیات، یک زبان برای شناساندن حقیقت‌ها و مفاهیم ناشناخته است. این پیوند، هم‌چون ردپای زمانی و مکانی در زندگی‌اش، با هیچ حد و مرزی محدود نمی‌شود. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 65 بازدید

نمایندگی اتحادیه اروپا برای افغانستان ضمن پیوستن به کارزار «جهان را نارنجی کنیم»، با زنان و دختران افغانستان اعلام همبستگی کرد. این نمایندگی امروز (سه‌شنبه، ۴ قوس) به مناسبت روز جهانی منع خشونت علیه زنان و دختران با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود استقامت زنان و دختران افغانستان در برابر چالش‌ها و توانایی آنان برای ساختن یک کشور آباد و مرفه را ستوده است. روز جهانی محو خشونت علیه زنان هر سال در ۲۵ نوامبر با هدف آگاهی‌دهی درباره خشونت‌ها، تقویت شبکه‌های حمایتی از زنان و ترویج فرهنگ جلوگیری از خشونت، گرامی داشته می‌شود. نهادهای حقوق‌بشری، افغانستان را یکی از بدترین کشورهای جهان برای زنان توصیف کرده‌اند. محرومیت زنان از آموزش، اشتغال و کنش‌گری سیاسی و اجتماعی و تحمیل محدودیت‌ها در فضای عمومی از نمونه‌های بارز وضعیت زنان و دختران است. همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 76 بازدید

برنامه‌ جهانی غذای سازمان ملل متحد (WFP) برای افغانستان درتازه‌ترین مورد از افزایش گرسنگی و ابتلا به سوءتغذیه در میان زنان و کودکان در افغانستان، در زمستان پیشرو هشدار داده است. اين نهاد امروز (دوشنبه، ۴ قوس) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که گرسنگی و سوءتغذیه در افغانستان به سرعت در حال افزایش است و بحران گرسنگی و سوءتغذیه، این کشور را به یکی از شدیدترین بحران‌های گرسنگی در جهان تبدیل کرده و در حال حاضر، افغانستان رتبه چهارم را در زمینه سوءتغذیه حاد کودکان در سطح جهانی به خود اختصاص داده است. این نهاد با فرا رسیدن فصل زمستان هشدار داده است که بحران گرسنگی و سوءتغذیه در میان زنان و کودکان افزایش یافته و بسیاری از خانواده‌ها نمی‌توانند برای کودکان‌شان غذا فراهم کنند. در بخشی از پیام برنامه جهانی غذا آمده است: «یک کیسه آرد یا برنج به معنای تفاوت میان بقا و ناامیدی است.» براساس آمار سازمان ملل، سه‌ونیم میلیون کودک در افغانستان دچار سوءتغذیه هستند. کودکان و زنان آسیب‌پذیرترین افراد در بحران بشری افغانستان‌ اند و با کاهش کمک‌های بشری، وضعیت برای آنان بدتر خواهد شد. همچنین چندی پیش نهاد کمک‌رسانی ورلد ویژن (World Vision) اعلام کرد که افغانستان از نظر سوءتغذیه حاد کودکان، در رتبه چهارم در سراسر جهان قرار دارد. این نهاد گفته بود که حدود ۳.۷ میلیون کودک زیر پنج سال در افغانستان مبتلا به سوءتغذیه حاد هستند که حدود یک میلیون تن‌شان به‌شدت وزن از دست داده‌اند و حدود ۱.۲ میلیون زن باردار و شیرده نیز در افغانستان از سوءتغذیه حاد رنج می‌برند. بر اساس گزارش اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌‌ی کمک‌های بشردوستانه در افغانستان زنان و کودکان بیشترین آسیب را از بحران گرسنگی دیده‌اند. افغانستان با یکی از بدترین بحران‌های گرسنگی جهان روبرو است و حدود ۹.۵ میلیون نفر به شدت دچار ناامنی غذایی هستند از هر ۵ نفر، ۱ نفر آن‌ها نمی‌داند وعده غذایی بعدی‌اش از کجا خواهد آمد.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 100 بازدید

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که خشونت علیه زنان و دختران یک بلای جهانی است که با دسترسی و سرعت فناوری در عصر دیجیتال تشدید می‌شود. آقای گوترش امروز (سه‌شنبه، ۴ قوس) به‌مناسبت روز جهانی محو خشونت علیه زنان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «ما نمی‌توانیم اجازه دهیم فضاهای دیجیتال به مکانی دیگر تبدیل شوند که زنان و دختران در آن ناامن باشند.» دبیرکل سازمان ملل در بخشی از پیامش خواستار حفاظت از فضای مجازی شده و تاکید کرده است که کشورها خشونت مجازی را جرم‌نگاری کنند. او در ادامه افزوده است که شرکت‌های تکنولوژی باید اطمینان حاصل کنند که پلتفرم‌های‌شان امن و پاسخ‌گو هستند. وی تصریح کرد: «بیایید باهم جهانی عاری از ترس برای هر زن و دختری بسازیم.» قابل ذکر است که «پایان‌بخشیدن به خشونت دیجیتالی علیه زنان و دختران» شعار امسال سازمان ملل در روز جهانی محو خشونت علیه زنان است. دفتر سازمان ملل در افغانستان با اشاره به این شعار گفته است که ارتباطات دیجیتالی برای شمار زیادی از زنان افغانستان به یک امر ضروری تبدیل شده است. این دفتر گفته است که قطع ۴۸ ساعته‌ی اینترنت در این اواخر اهمیت دسترسی به سهولت‌های دیجیتالی برای مصونیت، کرامت و ابقای اقتصادی زنان را نشان داد. در حالی سازمان ملل متحد از تشدید خشونت علیه زنان و دختران هشدار می‌دهد که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 87 بازدید

یوناما یا هیأت معاونت سازمان ملل متحد در کابل هشدار داده است که در دوسال گذشته تعداد زنان و دختران افغانستان که در معرض خطر خشونت قرار دارند، ۴۰ درصد افزایش یافته است. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای به مناسبت «۲۵ نومبر، روز جهانی محو خشونت علیه زنان» گفته است که در عین حال ۱۴.۲ میلیون زن در افغانستان نیاز به حمایت و کمک دارند و همچنان سازمان‌های تحت رهبری زنان در افغانستان در سال جاری میلادی یک‌-پنجم بودجه خود را از دست داده‌اند که در نتیجه، پروژه‌های کمتری را به عهده گرفته‌اند. این سازمان در بخشی از اعلامیه‌اش تاکید کرده است که اخیراً قطع ۴۸ ساعته اینترنت و خدمات مخابراتی در سراسر کشور، اهمیت دسترسی دیجیتال برای امنیت، کرامت و بقای اقتصادی زنان را بیش از پیش آشکار کرده است. اعلامیه به نقل از جورجت گانیون، مسوول یوناما و معاون نماینده ویژه دبیرکل ملل متحد در افغانستان، نوشته است: ««همان‌طوری که ما از مقام‌های بالفعل افغانستان می‌خواهیم که به محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان و دختران پایان دهند، از جامعه‌ی بین‌المللی نیز می‌خواهیم که تمام راه‌های حمایت حیاتی را حفظ کند.» این نهاد در بیانیه‌اش تاکید کرده که با وجود «موانع فوق‌العاده» زنان افغانستان همچنان شجاعت، انعطاف‌پذیری و رهبری قابل توجهی را در خانه‌ها، جوامع و زندگی مدنی خود نشان می‌دهند. همچنین سوزان فرگوسن، نماینده خاص اداره زنان ملل متحد در افغانستان هشدار داد که کاهش وجوه برای سازمان‌های به رهبری زنان در کنار محدودیت‌های بی‌سابقه و نظارت شدیدتر توانایی آنان را در کمک‌رسانی به افراد مواجه به بیشترین سطح خطر محدود می‌سازد. خانم فرگوسن تاکید کرده است: «این سازمان‌های که با شجاعت در سطوح محلی کار می‌کنند تا به زنان و دختران خدمات فراهم نمانید ما نباید آنان را تنها بگذاریم.» وی در ادامه تصریح کرد: «با پشتیبانی مردان در سطوح محلی، زنان و دختران افغانستان هنوز هم از یکدیگر پشتیبانی می‌کنند و ما بایست به حمایت خود از آنان ادامه دهیم. صدا و همکاری این زنان در تلاش ها برای ایجاد یک افغانستان صلح آمیز، باثبات و شگوفا ضروری می‌باشند.» امروز سه‌شنبه، ۴ قوس، برابر با «۲۵ نومبر، روز جهانی محو خشونت علیه زنان» است. این روز در حالی در افغانستان فرا می‌رسد که زنان از حداکثر حقوق اساسی‌شان محروم شده‌اند و حتی حق آموزش بالاتر از صنف ششم و تحصیل در دانشگاه‌ها را نیز ندارند. روز جهانی «محو خشونت علیه زنان» هر سال در ۲۵ نومبر یا چهارم قوس، گرامی داشته می‌شود. این روز با هدف افزایش آگاهی در مورد خشونت علیه زنان و دختران و تشویق اقدام‌های جهانی برای پایان دادن به آن نامگذاری شده است. این روز جهانی به دلیل «قتل وحشیانه» سه فعال سیاسی زن به نام «خواهران میرابال» در جمهوری دومینیکن انتخاب شده است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 123 بازدید

همزمان با روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان و دختران، بخش زنان سازمان ملل متحد (UN Women) در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که زنان و دختران افغانستان نیازمند حمایت و همبستگی جهانی هستند. این سازمان امروز (سه‌شنبه، ۴ قوس) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که تجدید همبستگی جهانی و حفاظت از حقوق زنان و دختران در افغانستان ضروری می‌باشد. همچنین بخش زنان سازمان ملل متحد در بخشی از پیامش، بر تأمین منابع مالی انعطاف‌پذیر برای مقابله با خشونت جنسیتی و حمایت از سازمان‌های محلی تحت مدیریت زنان تأکید کرده است. این سازمان در ادامه تاکید کرده است که برای توانمندسازی و کاهش خشونت‌ها، دسترسی امن و فراگیر زنان به فضای دیجیتال نیز مهم می‌باشد. در روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان، سازمان ملل از جهان خواسته است که با زنان و دختران در افغانستان، «امروز و هر روز» هم‌صدا باشند و از حقوق آنان حمایت کنند. در حالی سازمان ملل متحد از حقوق زنان و دختران افغانستان حمایت می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 95 بازدید

ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی حکومت سرپرست افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که نیروهای پاکستانی بار دیگر به ولایت خوست حمله کرده و در نتیجه‌ی ۹ کودک و یک زن جان باخته‌اند. آقای مجاهد امروز (سه‌شنبه، ۴ قوس) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که شب گذشته در ولسوالی گربزو خوست، منطقه «مغلګۍ»، نیروهای پاکستانی خانه یک غیرنظامی را هدف قرار دادند. وی در ادامه تاکید کرده است که در این حمله ۹ کودک شامل پنج پسر و چهار دختر، همراه با یک زن کشته شده‌اند و خانه این خانواده به‌طور کامل ویران شده است. سخنگوی حکومت فعلی در ادامه افزوده است که در ولایت‌های کنر و پکتیکا نیز حملات هوایی صورت گرفته که در نتیجه آن چهار غیرنظامی زخمی شده‌اند. او تصریح کرد که در این حملات دو خانه مسکونی نیز آسیب دیده اما تلفات بیش‌تری گزارش نشده است. این حملات در حالی صورت می‌گیرد که تنش‌های مرزی میان نیروهای حکومت فعلی و پاکستان همچنان در حال افزایش است. اسلام‌آباد همواره حکومت سرپرست را متهم می‌کند که در برابر گروه‌های تروریستی که از خاک افغانستان برای انجام حملات در پاکستان استفاده می‌کنند، بی‌تفاوت است اما دولت افغانستان همواره این اتهامات را آن را رد کرده است. پاکستان پیش از این نیز بارها بر مناطق مرزی ولایت‌های شرقی کشور حمله کرده و گفته است که پناه‌گاه و افراد تی‌تی‌پی را هدف قرار داده است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 155 بازدید

در یکی از ولسوالی‌های سرد و کوهستانی غزنی، جایی‌ که زمستان‌ها مانند گرز آهنین بر خانه‌های گِلی می‌کوبید و بادهای تیز در دره‌ها زوزه می‌کشیدند، دختری زندگی می‌کرد به نام زهرا؛ دختری که مردم قریه به‌ جای نامش، او را «بدبختک» صدا می‌زدند، چون از همان کودکی سایه‌ی تاریک خانه بر سرش سنگینی می‌کرد. پدرش، مردی تندخو و سخت‌گیر، همیشه با اخم و خشم قدم می‌زد و کوچک‌ترین بهانه، کافی بود تا عصبانیتش را بر سر زهرا آوار کند. زهرا وقتی هشت‌ساله بود، برای نخستین‌بار فهمید که پدرش از جنس پدرهای مهربان قصه‌ها نیست. شبی را هرگز از یاد نبرد؛ همان شبی که چراغ تیل‌شان کم‌نور شد و او دیر جنبید تا پَتِلون چراغ را پاک کند. پدرش با پای برهنه به میان اتاق آمد و چنان سیلی‌ای به صورتش زد که گوش‌های زهرا تا چند روز سوت می‌کشید. مادرش از کنار تنور، با چهره‌ای خاک‌آلود و دستانی لرزان، تنها نگاه کرد و چیزی نگفت؛ زنی که خودش سال‌ها پیش جنگیده بود و شکست خورده بود. او خوب می‌دانست ایستادن در برابر مردی که با خشونت بزرگ شده، چه بهایی دارد. زهرا از همان کودکی یاد گرفت گریه‌هایش را در بالش پنهان کند. هر بار که صدای قدم‌های سنگین پدرش در حویلی می‌پیچید، قلبش مانند پرنده‌ای گرفتار در قفس، در سینه‌اش به تپیدن می‌افتاد. همیشه آرزو می‌کرد ای‌کاش دختر به دنیا نیامده بود؛ بارها زیر لب با حسرت می‌گفت: «کاش پسر می‌بودم، شاید کمتر لت می‌خوردم.» مدرسه‌رفتن برای دختران در آن ولسوالی شبیه رؤیایی محال بود. زهرا تنها چند ماه توانسته بود به مکتب برود و همان روزها، شیرین‌ترین لحظات زندگی‌اش شده بودند. اما وقتی پدرش باخبر شد، کتابچه‌اش را از او گرفت و در آتش انداخت. شعله‌های کوچکی که از کاغذها بالا می‌رفتند، انگار تمام آرزوهای دخترک را می‌سوزاندند. پدرش با دندان‌های فشرده گفت: «دختر را سواد چی به کار؟ فردا خانه‌ی شوهرش کوشش می‌کنه!» آن شب آن‌قدر او را زد که جسمش تا صبح می‌سوخت و درد می‌کرد. هیچ‌کس، حتی جرئت نکرد قطره‌ای آب برایش بیاورد. سال‌ها گذشت و هر سال، برای زهرا مثل برگ‌های پاییزی، خشک‌تر و بی‌امیدتر می‌شد. وقتی پانزده‌ساله شد، خبری تلخ مثل پتکی سنگین بر سرش فرود آمد: پدرش تصمیم گرفته بود او را به مردی بدهد که در یکی از قریه‌های هم‌جوار، زمین‌دار و پولدار بود، اما سنش از پدر زهرا هم بیشتر. مردم قریه می‌گفتند آن مرد دو زن دیگر هم دارد و هر دوی‌شان از زورگویی‌ها و خشونتش نالان‌اند. یک صبح سرد، وقتی برف تازه بر بام‌های گلی نشسته بود، مادر با چشمانی پف‌کرده و صدایی گرفته آهسته وارد اتاق شد و خبر را رساند. زهرا اول فکر کرد شوخی می‌کند؛ اما وقتی لرزش لب‌های مادر را دید، حقیقت مثل خنجری در قلبش نشست. سرش گیج رفت، دلش یخ کرد و زمین زیر پایش خالی شد. وقتی پدرش به خانه آمد، زهرا با گریه و التماس گفت: «پدر، به خدا قسم من هنوز بچه‌ام. این مرد به‌دردم نمی‌خورد… نده مرا، پدر، نده.» اما پدرش بدون آن‌که حتی یک کلمه از حرف‌هایش را بشنود، بازوی او را گرفت، کشان‌کشان به وسط حویلی برد و با مشت و لگد بر سر و صورتش بارید. ضربه‌ها یکی پس از دیگری مثل سنگ بر استخوان‌های نرمش فرود می‌آمد. آن‌قدر زد که مادر، با صدایی لرزان و پر از ترس گفت: «بس است… او می‌میرد.» اما او حتی نگاهی هم به مادر نینداخت. زهرا با چشمان تار و پر از اشک به آسمان نگاه کرد و همان لحظه فهمید که در این خانه، نه صاحب بدنش است، نه صاحب زندگی‌اش… حتی اشک‌هایش هم برای خودش نیست. شب را با استخوان‌های دردناک و بدنی کبود سپری کرد؛ اما دردی بزرگ‌تر از درد جسمی در دلش جا خوش کرده بود: این‌که آینده‌اش، آزادی‌اش، و حتی آرزوهای کودکانه‌اش، بی‌هیچ پرسشی معامله شده‌اند. چند روز بعد، بدون هیچ شادی و صدای موسیقی، در میان سردی هوا و بوی دود هیزم، زهرا را به خانه شوهر بردند. خانه‌ای بزرگ، اما پر از سکوت سنگین و بی‌مهری. شوهرش مردی بود با نگاهی تیز و صدایی خشک، که بوی قساوت از رفتارش می‌بارید. همان شب اول، وقتی زهرا از ترس در گوشه اتاق کز کرده بود، مرد با صدای خشن گفت: «کاری نکو که مرا عصبانی بسازی.» همان لحظه بود که زهرا فهمید زندان جدیدش تازه آغاز شده است. روزهای بعد، با کارهای شاق، توهین‌های بی‌وقفه و تهدیدهای مداوم گذشت. هیچ‌کس نمی‌پرسید زهرا چه می‌خواهد؛ هیچ‌کس نگران دردهایش نبود. شب‌ها روی بستر سردش دراز می‌کشید، به سقف بی‌روح اتاق خیره می‌ماند و با خود زمزمه می‌کرد: «اگر دختر بودن همین است، کاش خدا اصلاً مرا نمی‌آفرید.» زمستان غزنی بیرون از خانه سخت بود، اما سرمای درون قلب زهرا هزار برابر دردناک‌تر. هر صبح که چشم باز می‌کرد، حس می‌کرد چیزی از درونش خاموش می‌شود. آرزوهایش یکی‌یکی می‌مردند، مثل شمع‌هایی که باد بی‌رحم کوهستان آن‌ها را خاموش می‌کرد. و در تمام این سال‌ها، هیچ‌کس نفهمید دختری که پشت دیوارهای آن خانه نفس می‌کشد، چقدر قلبش شکسته، چقدر زندگی‌اش غارت شده، و چند آرزویش پیش از رسیدن به لب‌ها دفن شده‌اند—دختری که هنوز زنده بود، اما تنها به اندازه‌ی سایه‌ای که آرام‌آرام از صفحه روزگار محو می‌شود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب