سازمان جهانی صحت درتازهترین مورد اعلام کرده است که هرچند مرگومیر ناشی از سرخکان از سال ۲۰۰۰ میلادی بدینسو ۸۸ درصد کاهش یافته است، اما سال گذشته بیش از ۹۵ هزار نفر عمدتا کودکان بر اثر این بیماری جان باختهاند. این سازمان با نشر گزارشی هشدار داده است که هماکنون حدود ۳۰ میلیون کودک در سراسر جهان واکسینه نشدهاند. کیت اوبرایان، مدیر بخش واکسیناسیون و ایمنسازی سازمان بهداشت جهانی در گزارش گفته است که یک فرد مبتلا به سرخکان میتواند تا ۱۸ نفر دیگر را نیز مبتلا کند. وی در بخشی از صحبتهایش هشدار داده است که برخلاف تصور همگانی مبنی بر اینکه سرخکان بیماری جدی نیست، این بیماری میتواند کشنده باشد. دریافت دو دوز واکسن سرخکان میتواند تا ۹۵ درصد محافظت ایجاد میکند، اما اوبرایان میگوید کودکان بهدلیل دسترسی محدود به خدمات صحی، بیشتر در معرض این بیماری قرار دارند. بر مبنای آمار سازمان بهداشت جهانی، سال گذشته حدود ۱۱ میلیون نفر در سراسر جهان به سرخکان مبتلا شده و اکثر مرگومیرها در کودکان زیر پنج سال رخ داده است. این سازمان میگوید حدود ۸۰ درصد موارد ابتلا به سرخکان و مرگومیر ناشی از آن، در آفریقا و منطقه مدیترانه شرقی بوده است. شیوعهای سرخکان همچنان به شدت افزایش یافته است؛ در سال ۲۰۲۴، حدود ۶۰ کشور شاهد شیوع گسترده این بیماری بودهاند.
برچسب: افغانستان
نمایندگی اتحادیه اروپا برای افغانستان درتازهترین مورد اعلام کرده است که از آموزش دختران و زنان در این کشور حمایت میکند. این نمایندگی امروز (شنبه، ۸ قوس) با نشر پیامی به مناسبت روز «OrangeTheWorld» در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که آموزش برای همه، کلید کاهش آسیبپذیری است. نمایندگی اتحادیه اروپا در ادامه با تکیه بر آموزش، بر اهمیت ساختن آیندهای عاری از هرگونه خشونت نیز تاکید کرده است. این اتحادیه در حالی بر اهمیت آموزش دختران تاکید میکند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، دروازههای انستیتوتهای طبی را بهروی دختران و زنان بست، در حالی که بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیونها دانشآموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به باشگاههای ورزشی، رستورانتها، حمامهای عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بینالمللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شدهاند. در همین حال، سازمان ملل متحد میگوید خشونت علیه زنان و دختران افغانستان طی دو سال گذشته ۴۰ درصد افزایش یافته است.
رسانههای بینالمللی درتازهترین مورد اعلام کردهاند که نادیه ندیم، فوتبالیست دانمارکی افغانستانیتبار، برندهی جایزه بینالمللی «پای طلایی» سال ۲۰۲۵ میلادی در بخش زنان شده است. در گزارشها آمده است که خانم ندیم این جایزه را از شاهزاده آلبرت دوم، پادشاه موناکو دریافت کرد و آنتونیو گریزمن، ستاره فرانسوی اتلتیکو مادرید نیز این جایزه را در بخش مردان دریافت کرده است. نهاد «جایزه بینالمللی پای طلایی موناکو» در ادامه تاکید کرده است که نادیه ندیم نه تنها یک فوتبالیست فوقالعاده است، بلکه زنی است که داستان زندگیاش همچنان برای جهان الهامبخش است. این سازمان در بخشی از اعلامیهاش افزوده است که خانم ندیم از زمین فوتبال تا شفاخانه، از توانمندسازی زنان از طریق آموزش تا شکستن موانع در ورزش، تعریفی از قدرت، انعطافپذیرتری و امید است. قابل ذکر است که «جایزه پای طلایی» از جوایز معتبر دنیای فوتبال است که به بازیکنان بالای ۲۸ سال اهدا میشود. هر بازیکن تنها یکبار میتواند این جایزه را دریافت کند. باید گفت که نادیه ندیم اولین بازیکن دانمارکی است که این جایزه را دریافت کرده است. او با عبور از حریفانی چون الکسیا پوتیاس از بارسلونا به این جایزه رسیده است. نادیه ندیم در سال ۱۹۸۸ میلادی در شهر هرات، در غرب افغانستان متولد شده و در سال ۲۰۰۰ میلادی، همراه با خانوادهاش به دانمارک مهاجرت کرده است. خانم ندیم عضو تیم ملی فوتبال زنان دانمارک است. او برای باشگاههای مطرح اروپا، از جمله منچسترسیتی انگلستان، پاری سن ژرمن فرانسه و آث میلان ایتالیا توپ زده است. در حالی نادیه ندیم برندهی این جایزه میشود که زنان و دختران در افغانستان اجازه هیچ ورزش را ندارند.
در میان کوهستانهای بلند و سنگلاخ کنر، جایی که آسمان در زمستان خاکستریتر از همیشه است و باد در میان شاخههای خشک درختان نالهوار میپیچد، خانوادهی عبدالکریم هنوز زیر همان خیمهی نازکی زندگی میکنند که از روزهای نخست زلزله بر پا شده بود؛ خیمهای که بیشتر از آنکه سرپناه باشد، یادآور شبی است که زمین زیر پایشان شورید و همهچیز را از آنها گرفت. هر صبح که آفتاب از پشت قلههای سرد و آسمانخراش سر برمیآورد، خیمه اندک اندک گرم میشود، اما همین که خورشید به سوی مغرب خم میشود، سرمای کوهستان بار دیگر چنگال یخزدهاش را بر تن خیمه میکوبد و همهی اعضای خانواده را در خود میپیچد. این خانوادهی ششنفره، در میان صدها خانوادهی دیگر، هنوز هم امیدوار است که روزی برسد که دیگر مجبور نباشد با هر باد تند از ترس پاره شدن خیمه از خواب بپرد. عبدالکریم، مردی با ریش جوگندمی و چهرهای که بیش از سنش پیر به نظر میرسد، از نخستین روزهای زلزله تا امروز، هر صبح با دلی خسته اما امیدوار از خیمه بیرون میشود. او به کوههای اطراف سر میزند، شاید بتواند کمی چوب خشک برای گرم کردن خیمه پیدا کند؛ اما در این فصل، چوب خشک کمیابتر از نان است. کوهها یا از بارانهای اخیر نمناکاند یا چوبهایشان از پیش جمعآوری شدهاند. هر بار که عبدالکریم با دستان خالی بازمیگردد، در چهرهاش احساس گناهی دیده میشود که نه از ناتوانی، بلکه از مسئولیتی برمیخیزد که یک پدر همواره بر دوش خود احساس میکند. نگاههای کودکانش که در گوشهی خیمه منتظر او نشستهاند، برایش سختترین لحظهی روز است؛ نگاههایی که در آنها هم امید هست و هم پرسشهایی بیصدا—اینکه «آیا امشب هم میتوانیم از سردی در امان بمانیم؟» همسرش، زرمینه، زنی جوان اما فرسوده از روزگار است. چهرهاش خطوطی عمیق دارد؛ هرکدام نشانی از شبی طولانی در سرمای کوهستان یا روزی خستهکننده میان خاک و سنگهای روستا. او روزهای بسیاری را صرف خشککردن لباسهای نمکشیدهی خیمه، ترمیم سوزندوزی چادرش، و مراقبت از فرزندانی کرده است که هیچکدام چیزی بهنام کودکی واقعی را تجربه نکردهاند. زرمینه هر شب پیش از خواب برای کودکانش قصه میگوید؛ قصههایی نه برای خواباندنشان، بلکه برای آرام کردن دلهای کوچکی که از صدای زوزهی باد و ترس از ریزش دوبارهی زمین بیقرارند. دخترک دوسالهشان، صفیه، چند شب است از شدت سرفههای خشک، خواب درستوحسابی ندارد. سرفههایش همچون ضربههایی به قلب مادر فرود میآید؛ اما در خیمه هیچ دارویی نیست. هر بار که صفیه سینهاش را میگیرد و با گریه مینالد، زرمینه تنها او را در آغوش میگیرد و آرام تکانش میدهد—شاید صدای ضربان قلب مادر، اندکی آرامش به او ببخشد. خدمات صحی در این منطقه تقریباً وجود خارجی ندارد. مرکز صحیای که در گذشته دستکم چند کارمند داشت، اکنون یا بر اثر زلزله تخریب شده، یا امکاناتش چنان محدود شده که مراجعه به آن بیفایده به نظر میرسد. با این حال، عبدالکریم چند بار تلاش کرده صفیه را به آنجا ببرد، اما مسیر طولانی و نبود وسایط نقلیه باعث میشود این سفر برای کودکی بیمار، خطرناکتر از ماندن در خیمه باشد. دیگر کودکان خانواده نیز هرچند از نظر ظاهری سالماند، اما نشانههای واضحی از سردی و ضعف در بدنشان دیده میشود؛ سردیای که از نبود بخاری، نداشتن لباس گرم، و کمبود غذای مناسب سرچشمه میگیرد. کودکان در طول روز اطراف خیمه بازی میکنند، اما بازیشان بیشتر راهی برای فرار از واقعیتیست که هیچ کودکی نباید تجربه کند، تا نشانهای از شادی و تفریح. آنها با سنگها، تکههای چوب و پارچههای پاره، خود را سرگرم میسازند. گاهی خاکریزی بزرگ را خانهی خیالی خود مینامند یا چوبی شکسته را بهجای اسباببازی در دست میگیرند. اما همین که باد تندی بوزد یا صدای خفیفی از ریزش کوه به گوش برسد، همه با ترس به سوی خیمه میدوند و در آغوش مادر پناه میگیرند؛ گویی زخم عمیق روز زلزله هنوز از دلهای کوچکشان بیرون نرفته است. این خانواده خاطرات زیادی از روز زلزله دارد؛ خاطراتی که با هر لرزش کوچک زمین یا صدای سنگی که از بالای کوه میافتد، دوباره در ذهنشان زنده میشود. آن روز، زمین چنان شدید لرزید که محمدامین، پسر دهسالهی خانواده، فکر کرد دنیا به پایان رسیده است. او هنوز حاضر نیست با صدای بلند درباره آن روز صحبت کند و وقتی مادرش چیزی میپرسد، تنها لبخندی تلخ میزند و نگاهش را به زمین میدوزد. اما شبها در خواب میلرزد، ناگهان بیدار میشود و زیر لب میگوید: «خانه میریزد… مادر، خانه میریزد…» زرمینه او را در آغوش میگیرد و با آرامش میگوید: «نه بچیم، خانهمان دیگر ریخته… چیزی برای ریختن نمانده.» اما این جمله، هرچند برای آرام کردنش گفته میشود، بیشتر از آنکه امیدبخش باشد، واقعیت تلخی را یادآوری میکند؛ واقعیتی که در آن خانوادهای بدون سقف، بدون دیوار و بیهیچ سرپناهی، در برابر زمستانی ایستادهاند که بیرحمیاش در کنر زبانزد است. عبدالکریم و زرمینه هر دو امیدوار بودند که با آغاز زمستان، دولت یا نهادهای کمکرسان خانههای موقت یا حداقل وسایل ضروری را توزیع کنند؛ اما تا امروز تنها چیزی که دریافت کردهاند همان خیمه و چند کمپل نازک است که حتی توان گرم نگهداشتن یک کودک را هم ندارد. عبدالکریم میگوید چندین بار مسئولان منطقه را دیده است؛ کسانی که عکس میگرفتند، وضعیت مردم را یادداشت میکردند و وعده میدادند کمکها بهزودی خواهد رسید. اما حالا که هفتهها گذشته، هیچ کمک قابلتوجهی نرسیده و خانواده عبدالکریم، مانند بسیاری از خانوادههای دیگر، در میان این خیمههای بیپناه رها شدهاند. باران که میبارد، شرایط چند برابر سختتر میشود. سقف خیمه در چند نقطه سوراخ شده و عبدالکریم با تکههای پلاستیک تلاش میکند جلوی چکیدن آب را بگیرد، اما هر بار که باران شدیدتر میشود، آب از گوشه و کنار وارد خیمه میشود و لباسها و بسترشان را خیس میکند. زرمینه هر روز مجبور است کمپلها را بیرون بیاورد و زیر آفتاب پهن کند، اما در روزهای ابری همه چیز نمدار باقی میماند. شبهایی که باران و باد همزمان میوزند، خیمه چنان تکان میخورد که گویی هر لحظه میخواهد کنده شود. کودکان از ترس نزدیک مادر جمع میشوند و عبدالکریم با دستانش ستون وسط خیمه را محکم نگه میدارد، شاید کمی از خطر بکاهد. در چنین روزهایی، هیچکس از آنها نمیپرسد شام چه خوردهاند. حقیقت این است که بعضی شبها اصلاً چیزی برای خوردن ندارند، جز نان خشک یا چای کمرنگ. زرمینه با دقت غذا را میان کودکان تقسیم میکند و خودش آخر از همه میخورد، یا گاهی اصلاً نمیخورد تا کودکان دستکم سیر بخوابند؛ هرچند خواب در چنین سرمایی معنای چندانی ندارد. با وجود تمام این سختیها، عبدالکریم هنوز امیدوار است صدایشان به جایی برسد. او از هر راه ممکن تلاش کرده پیامشان را به نهادهای کمکرسان برساند؛ گاهی از طریق مردم محل، گاهی با کمک یک خبرنگار سرزده، و گاهی با درخواست مستقیم از مسئولان محلی. بارها گفته است: «ما چیز زیادی نمیخواهیم؛ فقط یک خانه موقت، یک بخاری و کمی دارو میخواهیم تا این کودکان زنده بمانند.» اما در سکوت سنگین کوهستان، این صداها کمتر شنیده میشوند. زمستان کنر نه تنها سرد، بلکه طولانی و نفسگیر است. هر روز که میگذرد، نگرانی خانوادههای بیسرپناه بیشتر میشود. عبدالکریم با نگاهی به قلههای سفیدپوش میگوید: «اگر برفها شروع شود، خدا میداند چه خواهد شد.» او خوب میداند که خیمه نازکشان حتی در برابر بادهای عادی تاب نمیآورد، چه برسد به برفهای سنگین و رطوبتدار. همچنین میداند اگر صفیه و دیگر کودکان در این شرایط بدتر بیمار شوند، تقریباً هیچ فرصتی برای رسیدگی به آنها وجود نخواهد داشت. در این روزهای سخت، خانواده عبدالکریم تنها یک درخواست دارند؛ اینکه دولت، نهادهای بشردوستانه و هر کسی که توان کمک دارد، صدایشان را بشنود. این خانواده نه به دنبال زندگی مجلل است و نه کمکهای بیپایان؛ فقط میخواهند زنده بمانند، زمستان را پشت سر بگذارند و کودکانشان شب را بدون لرزش بدن و ترس از فرو ریختن خیمه به صبح برسانند. و در پایان، وقتی آفتاب کنر در یک عصر سرد بر فراز کوهها غروب میکند، خیمه کوچک آنها هنوز در میان باد میلرزد؛ اما امیدی که در دلشان روشن مانده، هرچند کوچک و خاموش، هنوز پابرجاست. شاید فردا کسی بیاید… شاید فردا کمکی برسد… شاید فردا در این سکوت کوهستانی، صدای این خانواده شنیده شود و دستی یاریشان کند… پیش از آنکه زمستان بیرحم، آخرین رشتههای مقاومتشان را قطع کند. نویسنده: سارا کریمی
ریچارد لیندسی، نماینده ویژه بریتانیا برای افغانستان اعلام کرده است که موانع بر سر راه آموزش، کار و آزادیهای اساسی زنان در این کشور باید برداشته شود. آقای لیندسی روز (پنجشنبه، ۶ قوس) پس از یک نشست آنلاین با زنان از ولایتهای مختلف افغانستان، تجربیات و چالشهای آنان در سایه محدودیتهای حکومت سرپرست را شنیده و گفته است که مقاومت و ایستادگی زنان و دختران در افغانستان الهامبخش است. وی در ادامه تاکید کرده است که باید محدودیتهای علیه زنان و دختران در افغانستان لغو شود تا این کشور مسیر شکوفایی و پیشرفت را طی کند. در حالی نماینده ویژه بریتانیا برای افغانستان خواستار رفع محدودیتها شده است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، دروازههای انستیتوتهای طبی را بهروی دختران و زنان بست، در حالی که بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیونها دانشآموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به باشگاههای ورزشی، رستورانتها، حمامهای عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بینالمللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شدهاند.
یوناما یا هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان درتازهترین مورد اعلام کرده است که راه یک زن نباید در دروازه خانهاش ختم شود. این سازمان امروز (پنجشنبه، ۶ قوس) با نشر پیامی به مناسب روز جهانی محو خشونت علیه زنان در حساب کاربری فیسبوک خود نوشته است که گشتوگذار زنان حق آنان است، نه امتیازی ویژه که برای زنان در افغانستان داده شود. یوناما در ادامه تاکید کرده است که هر زن حق دارد آزادانه، در امنیت و بدون ترس قدم بزند و هیچ محدودیتی نباید مانع حضور و حرکت او در جامعه شود. این در حالی است که پس از تسلط دوبارهی حکومت فعلی در افغانستان، بهدلیل وضع محدودیتها، گشتوگذار و حضور زنان در جامعه به شدت کاهش یافته است. بخش زنان سازمان ملل نیز گفته است که آمار خشونت علیه زنان در افغانستان افزایش یافته و حدود ۱۴ میلیون زن به خدمات حمایتی نیازمند هستند. در کنار آن، حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، دروازههای انستیتوتهای طبی را بهروی دختران و زنان بست، در حالی که بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیونها دانشآموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.
بخش زنان سازمان ملل متحد درتازهترین مورد اعلام کرده است که آمار خشونت علیه زنان و دختران در افغانستان بهسرعت در حال افزایش است و میلیونها زن و دختر به حمایت و حفاظت فوری نیاز دارند. این سازمان امروز (پنجشنبه، ۶ قوس) با نشر گزارشی گفته است که در کمتر از دو سال، شمار زنان و دخترانی که در معرض خطر جدی قرار دارند، ۴۰ درصد افزایش یافته است. بخش زنان سازمان در بخشی از گزارشش تاکید کرده است که کاهش کمکهای مالی سبب شده است این سازمان خدمات حیاتی مقابله با خشونت مبتنی بر جنسیت را در افغانستان محدود کند. همچنین این سازمان افزوده است که هماکنون حدود ۱۴ میلیون زن به خدمات حمایتی نیازمند هستند. براساس گزارش بخش زنان سازمان ملل متحد، سازمانهای محلی تحت رهبری زنان در افغانستان حدود یکپنجم بودجه خود را از دست دادهاند. بخش زنان سازمان ملل گفته است که با فروپاشی نظامهای حمایتی پیشین پس از تسلط دوبارهی حکومت سرپرست، میلیونها زن جایی برای مراجعه ندارند و دسترسی به خدمات حیاتی نیز به شدت محدود شده است. در حالی بخش زنان سازمان ملل این گزارش را نشر میکند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، دروازههای انستیتوتهای طبی را بهروی دختران و زنان بست، در حالی که بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیونها دانشآموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به باشگاههای ورزشی، رستورانتها، حمامهای عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بینالمللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شدهاند.
پارلمان ایتالیا درتازهترین مورد اعلام کرده است که طرحی را تصویب کرده که بر مبنای آن زنکشی بهعنوان یک جرم بهرسمیت شناخته شده و برای آن مجازات حبس ابد تعیین شدهاند. این لایحه همزمان با روز جهانی منع خشونت علیه زنان و دختران و با تصویب تمامی اعضای پارلمان ایتالیا تصویب شده است. در گزارش رسانهها آمده است که این لایحه پیش از این در ماه جنوری سال جاری میلادی توسط مجلس سنای این کشور تصویب شده بود، و روز سهشنبه هفتهی جاری با ۲۳۷ رأی موافق و بدون رأی مخالف از سوی اعضای پارلمان نیز به تصویب رسیده است. طبق این لایحه، حبس ابد را برای اعمالی که با هدف مرگ یک زن «بهدلیل تبعیض، نفرت یا خشونت» و دلایل دیگر انجام شود، الزامی میکند. همچنین در گزارش آمده است که جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، از تصویب این لایحه استقبال کرد و این اقدام را ابزاری برای «دفاع از آزادی و کرامت هر زن» خوانده است. موسسه ملی آمار ایتالیا نیز اعلام کرده است که از ۳۲۷ قتل ثبت شده در این کشور در سال ۲۰۲۴ میلادی، ۱۱۶ مورد آن مربوط به زنان و دختران بوده است. بر اساس آمار این موسسه، در ۹۲.۲ درصد موارد، مردان قاتل بودهاند. همچنین سازمان ملل متحد در روز جهانی محو خشونت علیه زنان اعلام کرد که حدود ۵۰ هزار زن و دختر طی یک سال گذشته در سراسر جهان به دست شریک زندگی یا اعضای خانواده خود جان خود را از دست دادهاند.
فرماندهی پولیس ولایت بلخ میگوید که براثر انفجار یک سرگلولهی هاوان بهجامانده از جنگ در ولسوالی نهرشاهی این ولایت، سه کودک جان باخته و دو کودک دیگر زخمی شدهاند. این فرماندهی با نشر اعلامیهای گفته است که این رویداد روز (چهارشنبه، ۵ قوس) در ولسوالی نهرشاهی رخ داده است و سه کودک خوردسال جان باختهاند. در اعلامیه آمده است که این سرگلولهی هاوان زمانی انفجار کرده است که کودکان مصرف بازی با آن بودند. فرماندهی پولیس ولایت بلخ تاکید کرده است که این سرگلوله پس از آنکه کودکان با سنگ بر آن کوبیدند، منفجر شده است. فرماندهی پولیس نگفته است که این کودکان اعضای یک خانواده بودند یا خیر. همچنین در مورد جنسیت قربانیان و زخمیان جزییات ارائه نشده است. این در حالی است که هفتهی گذشته نیز در منطقهی «پنېرک» ولسوالی بالامرغاب، دو کودک دیگر در نتیجهی انفجار مشابه جان باخته بودند. قابل ذکر است که بهدلیل چند دهه جنگ در افغانستان، بخشی از اراضی این کشور آلوده به ماین و مهمات جنگی است. براساس آمار حکومت سرپرست، حدود هزار و ۱۵۰ کیلومتر مربع از اراضی کشور به ماین و مواد منفجرهی باقیمانده از جنگ آلوده است. همچنین چند ماه پیش سازمان ماینپاکی هلو ترست در گزارشی نوشت که ۸۰ درصد قربانیان ماینها در افغانستان کودکان هستند. کمیته بینالمللی صلیب سرخ نیز اعلام کرد که تنها در سال ۲۰۲۴ میلادی، دستکم ۵۶۴ تن بهشمول ۴۳۴ کودک در افغانستان بر اثر انفجار ماین و مهمات منفجر نشده جان باختند. ماین و مواد انفجاری باقیمانده از جنگ همچنان یک تهدید جدی برای شهروندان کشور، بهویژه کودکان، بهشمار میرود.
عبدالکبیر، وزیر امور مهاجرین و عودتکنندگان حکومت سرپرست اعلام کرده است که وضعیت مهاجران اهل افغانستان در کشورهای همسایه نگرانکننده است. عبدالکبیر این اظهارات را امروز (چهارشنبه، ۵ قوس) در دیدار با شوکو نودا، معاون برنامه انکشافی سازمان ملل متحد مطرح کرده و گفته است که دو طرف، درباره کمک به مهاجران بازگشته به افغانستان و یافتن راهکارهای دایمی در زمینه مهاجرت گفتگو کردهاند. وزارت مهاجرین و عودتکنندگان با نشر اعلامیهای گفته است که با فرارسیدن فصل زمستان، مشکلات بازگشتکنندگان افزایش یافته است. اعلامیه به نقل از از شوکو نودا نوشته است که افغانستان برای برنامه انکشافی ملل متحد اولویت دارد و این نهاد روی حل دایمی مشکلات مهاجران کار میکند. این مقام سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که با توجه به ظرفیتها و تواناییهای بازگشتکنندگان، این افراد میتوانند در جامعه فعال شوند. همچنین در بخشی از اعلامیه آمده است که برنامه انکشافی ملل متحد پیشنهاد ایجاد کمیته مشترک با وزارت مهاجرین حکومت فعلی را برای رسیدگی موثرتر به امور افراد بازگشته ارائه کرده است. این نگرانیها در حالی مطرح میشود که ایران و پاکستان روند اخراج اجباری مهاجران به افغانستان را تشدید کردهاند. پاکستان بهدنبال تنشهای اخیر با طالبان، روند بازداشت و اخراج اجباری مهاجران را بیش از پیش افزایش داده است. براساس گزارش ملل متحد، از سپتامبر ۲۰۲۳ تا سپتامبر ۲۰۲۵، بیش از چهار و نیم میلیون مهاجر از ایران و پاکستان به افغانستان بازگشتهاند.