برچسب: مهاجران

6 روز قبل - 77 بازدید

اندریکا راتواته، معاون پیشین نماینده سازمان ملل متحد در افغانستان گفته است که یکی از «شدیدترین و پیچیده‌ترین» بحران‌های حفاظتی جهان در افغانستان در حال رخ دادن است. آقای راتواته که به تازگی ماموریتش در افغانستان پایان یافته است، در مقاله‌ای در نشریه موسوم به «کرونیکل» ملل متحد گفته است که در کنار دیگر بحران‌ها «محدودیت‌های مبتنی بر جنسیت» که دسترسی زنان و دختران را به آموزش، اشتغال، مشارکت عمومی و خدمات اساسی به شدت محدود کرده، وضعیت بحرانی کشور را تشدید کرده است. وی تاکید کرده است که این محدودیت‌ها توان تاب‌آوری نیمی از جمعیت افغانستان را تضعیف کرده و به‌طور جدی ظرفیت بازیگران بشردوستانه را برای ارائه کمک‌های اصولی و فراگیر محدود ساخته است. او افزوده است: «ممنوعیت آموزش متوسطه و عالی برای دختران، منع اشتغال زنان در بخش‌های کلیدی و محدودیت‌های مستمر بر کارکنان زن در حوزه کمک‌های بشردوستانه، همگی به افزایش خطرات حفاظتی انجامیده‌اند. در چنین محیط شکننده‌ای، تنش‌های ژئوپولیتیکی و بی‌ثباتی منطقه‌ای نیز فشار مضاعفی وارد می‌کنند.» همچنین او در بخشی از مقاله‌اش گفته است که همزمان با این افغانستان یکی از بزرگ‌ترین موج‌های بازگشت مهاجران در تاریخ معاصر خود را تجربه می‌کند که طی دو سال گذشته، حدود ۵ میلیون تن از کشورهای همسایه بازگشته‌اند که معادل افزایش تقریباً ۱۰ درصدی جمعیت کشور است. معاون پیشین نماینده سازمان ملل متحد تصریح کرد که تنها در سال ۲۰۲۵ میلادی، ۲.۸ میلیون شهروندان افغانستان بازگشته‌اند که بالاترین رقم سالانه در سال‌های اخیر به شمار می‌رود. هماهنگ‌کننده امور بشردوستانه پیشین ملل متحد در افغانستان در بخشی از مقاله‌اش می‌گوید که افغانستان همچنین با مجموعه‌ای از بلایای مرتبط با اقلیم مواجه است. سال‌ها خشکسالی منابع آب زیرزمینی را به تحلیل برده، کشت‌زارها را نابود کرده و نظام‌های کشاورزی را تضعیف کرده است؛ در حالی که سیلاب‌ها، رانش زمین و زمین‌لرزه‌های مکرر همچنان خانه‌ها، معیشت مردم و زیرساخت‌های حیاتی را ویران می‌کنند. وی افزوده است که این شوک‌های محیط‌زیستی با شکنندگی‌های اجتماعی-اقتصادی در هم تنیده‌اند و بیش از ۷۰ درصد خانوارها از کمبود مصرف غذایی کافی گزارش داده‌اند و بسیاری برای بقا به راهبردهای بحرانی همچون فروش دارایی‌های مولد، ازدواج زودهنگام یا کاهش دسترسی به خدمات سلامت و آموزش متوسل می‌شوند. در این مقاله گفته شده است که در مجموع، این عوامل، بحرانی چندلایه در حوزه حفاظت ایجاد کرده‌اند که میلیون‌ها تن را در معرض محرومیت شدید قرار می‌دهد. آقای راتواته از سال ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ میلادی همچون معاون یوناما در امور هماهنگی کمک‌های بشردوستانه در افغانستان فعالیت کرده است. سازمان ملل متحد روز گذشته گفت که برونو ژرژ لمرکی، مقام فرانسوی این نهاد، به‌عنوان معاون نماینده ویژه ملل متحد در افغانستان و هماهنگ‌کننده امور بشردوستانه جدید این سازمان گماشته شده است.

ادامه مطلب


6 روز قبل - 69 بازدید

وزارت دفاع بریتانیا از پناه‌جویان افغانستانی که نامه‌ی پذیرش این کشور را دارند، خواست خودشان راهی برای خروج از افغانستان پیدا کنند. لوک پولارد، در نامه‌ای به پارلمان بریتانیا نوشته است که نزدیک به ۹ هزار افغانستانی واجد شرایط انتقال به بریتانیا و منتظر جابه‌جایی‌ هستند. آقای پولارد در کنار آن تاکید کرد که این افراد هیچ کمکی از سوی بریتانیا برای خروج از افغانستان دریافت نخواهند کرد. وزیر دفاع بریتانیا در ادامه افزوده است که این افراد «هر زمان که بتوانند، باید خود را به یک کشور ثالث برسانند» و در آن‌جا تا سال ۲۰۲۸ میلادی، کمک‌های مربوط به مسکن و ویزا دریافت خواهند کرد. وی تصریح کرد که برخی از افراد واجد شرایط، امسال خودشان به کشورهای ثالث مانند پاکستان رفته‌اند. او تصریح کرد: «پس از مشاهده شواهد بیشتر از جابه‌جایی‌های موفق شخصی، و پس از ارزیابی دوباره خطرات این گروه و عوامل دیگر، از جمله صرفه‌جویی برای مالیه‌دهندگان، تصمیم گرفته‌ایم به کمک‌ها در داخل افغانستان برای خروج پایان دهیم.» همچنین اداره حسابرسی ملی بریتانیا در ماه مارچ اعلام کرده بود اگر روند انتقال افغانستانی‌ها سرعت نگیرد، دولت نزدیک به سه سال دیگر زمان نیاز خواهد داشت تا همه افرادی را که پناه در بریتانیا به آنان وعده داده شده منتقل کند. برنامه‌های اسکان مجدد افغانستانی‌ها در ماه جولای سال گذشته به روی متقاضیان جدید بسته شد. اندکی بعد از آن فاش شد که وزارت دفاع بریتانیا مسوول یک نشت گسترده اطلاعاتی درباره مشخصات متقاضیان بوده است؛ رخدادی که به گفته این وزارتخانه، جان هزاران نفر را به خطر انداخت. این خانواده‌ها به دلیل همکاری سابق خود با نیروهای بریتانیایی در افغانستان، یا به دلیل افشای اطلاعات‌شان، واجد شرایط انتقال به بریتانیا شناخته شده‌اند. همچنین سارا دی یونگ، از بنیان‌گذاران ائتلاف «سُلحه» که به مترجمان نظامی پیشین افغانستان کمک می‌کند، گفت: «اعلام وزارت دفاع برای توقف حمایت در داخل افغانستان جهت خروج امن، برای افغان‌هایی که پیشنهاد انتقال دارند شوک کامل خواهد بود. این‌که برخی توانسته‌اند فرار کنند، به این معنا نیست که این گزینه برای همه در دسترس است.» وی در ادامه تاکید کرده است: «کسانی که نمی‌توانند برای گرفتن اسناد از مخفیگاه بیرون شوند و توان مالی پرداخت هزینه‌های بسیار بالای ویزا را ندارند، اکنون رها شده‌اند. این بیانیه همچنین مشکلات امنیتی جاری میان پاکستان و افغانستان را نادیده می‌گیرد؛ مسأله‌ای که جابه‌جایی مستقل را حتی دشوارتر می‌کند.»

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 96 بازدید

اوچا یا دفتر کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد اعلام کرده است که زنان و دخترانی که به افغانستان بازمی‌گردند، آسیب‌پذیرترین گروه‌ها هستند. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۳ ثور) با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بسیاری از آن‌ها بدون هیچ چیز وارد کشور می‌شوند و با محدودیت در دسترسی به خدمات، آموزش، معیشت و حمایت روبرو هستند. اوچا در ادامه تاکید کرده است که حمایت‌های بشردوستانه برای اطمینان از تامین نیازهای فوری آن‌ها حیاتی است. قابل ذکر است که نهادهای مختلف سازمان ملل بارها هشدار داده‌اند که بازگشت‌کنندگان از ایران و پاکستان در افغانستان با محدودیت‌های وضع‌شده مواجه می‌شوند. براساس گزارش‌ها، زنان و دخترانی که به افغانستان برمی‌گردند، از حقوق اساسی‌شان محروم می‌شوند. براساس گزارش سازمان ملل، بیش از دو میلیون مهاجر در سال ۲۰۲۵ میلادی از ایران و پاکستان به افغانستان بازگردانده شده‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 109 بازدید

هوای کابل در آن صبح خاک‌آلود، هنوز کاملاً روشن نشده بود که «حاجی رحمانی» از خواب نیم‌بندش بیدار شد؛ نه به این خاطر که استراحت کرده بود، بلکه به این دلیل که دیگر خواب برایش معنا نداشت. سقف کوتاه و ترک‌خورده اتاق، درست بالای سرش، مثل باری سنگین روی سینه‌اش افتاده بود و هر بار که چشم باز می‌کرد، احساس می‌کرد در این اتاق نه نفس می‌تواند بکشد و نه امیدی برای فردا دارد. در گوشه دیگر اتاق، پنج کودک با هم در یک بستر کهنه و نازک خوابیده بودند؛ پاهای‌شان درهم پیچیده، صورت‌های‌شان لاغر و رنگ‌پریده و نفس‌های‌شان آرام اما سنگین، انگار حتی خواب هم نتوانسته بود خستگی‌شان را کم کند. زن خانه، «زینب»، کنار دیوار نشسته بود، بیدار، با چشمانی که سرخ شده بود؛ معلوم نبود از بی‌خوابی یا از گریه‌های پنهانی شبانه. این خانه، اگر می‌شد نامش را خانه گذاشت، تنها یک اتاق نمور در یکی از پس‌کوچه‌های خاکی کابل بود که ماهانه هفت هزار افغانی کرایه داشت؛ رقمی که برای صاحب‌خانه شاید عادی بود، اما برای این خانواده مثل طنابی بود که هر روز بیشتر دور گلوی‌شان تنگ می‌شد. سال‌ها پیش، وقتی این خانواده به پاکستان رفته بودند، امید داشتند که فقط برای مدتی کوتاه بمانند، اما آن «مدت کوتاه» تبدیل به سال‌هایی طولانی شد؛ سال‌هایی که در آن، با همه سختی‌ها، حداقل یک نظم شکننده وجود داشت. حاجی رحمانی در آنجا کارگر ساختمان بود؛ صبح‌ها کار می‌کرد، عصرها خسته اما با دست خالی برنمی‌گشت. بچه‌ها گاهی به مکتب می‌رفتند، یا دست‌کم در کوچه بازی می‌کردند بدون اینکه سایه سنگین گرسنگی همیشه بالای سرشان باشد. اما هیچ‌وقت «خانه» نبودند. همیشه یک حس موقتی بودن، یک نگاه تحقیرآمیز از سوی دیگران، و یک ترس از اخراج، مثل سایه دنبال‌شان می‌آمد. وقتی مجبور شدند برگردند، در ذهن‌شان این بود که بازگشت یعنی پایان آن تحقیر، یعنی دوباره صاحب خاک خود شدن. اما حالا، در کابل، می‌دیدند که فقر، حتی از غربت هم بی‌رحم‌تر است. روزهای اول، حاجی رحمانی با همان عادت قدیمی، صبح زود به چهارراه‌هایی می‌رفت که کارگران روزمزد جمع می‌شدند. مردان زیادی مثل خودش، با دست‌های پینه‌بسته، چشم‌های خسته و لباس‌های خاک‌آلود، در کنار هم می‌ایستادند و منتظر می‌ماندند. بعضی‌ها شوخی می‌کردند، بعضی‌ها خاموش بودند، اما در نگاه همه‌شان یک سوال مشترک بود: «امروز نان پیدا می‌شود یا نه؟» موترهایی که گاهی می‌آمدند، مثل یک امید کوتاه بودند؛ چند نفر را انتخاب می‌کردند و می‌بردند، و بقیه فقط نگاه می‌کردند. بیشتر روزها، نوبت به حاجی رحمانی نمی‌رسید. او تا ظهر، تا عصر، گاهی تا نزدیک غروب می‌ایستاد، اما وقتی هیچ‌کس او را صدا نمی‌زد، آرام آرام راه خانه را پیش می‌گرفت؛ با قدم‌هایی سنگین‌تر از همیشه. برگشتن به خانه سخت‌ترین بخش روز بود. نه به خاطر راه طولانی، بلکه به خاطر نگاه‌هایی که منتظرش بودند. بچه‌ها وقتی صدای در را می‌شنیدند، اول با امید به طرفش می‌دویدند، اما وقتی دست خالی‌اش را می‌دیدند، آهسته عقب می‌رفتند. زینب چیزی نمی‌گفت، اما سکوتش از هر سرزنشی دردناک‌تر بود. شب‌ها، وقتی چراغ کم‌نور اتاق روشن بود، همه دور یک سفره ساده می‌نشستند؛ اگر چیزی برای خوردن بود. بیشتر شب‌ها، نان خشک و چای، گاهی هم فقط آب گرم. صدای جویدن نان خشک در آن سکوت، مثل صدای شکستن چیزی در درون آدم بود. کرایه خانه مثل یک کابوس دائمی در زندگی‌شان حضور داشت. صاحب‌خانه مردی بود که هرچند وقت یک‌بار می‌آمد، در را محکم می‌کوبید و با صدایی که سعی می‌کرد آرام باشد اما تهدید در آن پنهان بود، می‌گفت: «کرایه را آماده کنید.» حاجی رحمانی هر بار سرش را پایین می‌انداخت و وعده می‌داد. وعده‌هایی که خودش هم می‌دانست چقدر سست است. چند بار زینب پیشنهاد داد که شاید باید به جای ارزان‌تر بروند، اما ارزان‌تر از اینجا دیگر چیزی نبود؛ یا اگر بود، حتی قابل زندگی هم نبود. یک روز، وقتی حاجی رحمانی از چهارراه ناامید برگشته بود، کنار سرک مردی را دید که کفش رنگ می‌کرد. مردی با یک صندوق چوبی کهنه، چند برس، و چند قوطی رنگ که کنار پیاده‌رو نشسته بود و با دقت کفش‌های مشتری را برق می‌انداخت. مردم می‌آمدند، می‌نشستند، چند دقیقه صبر می‌کردند و بعد با کفش‌های براق و چند افغانی کمتر، می‌رفتند. حاجی رحمانی مدتی طولانی به آن مرد نگاه کرد. در دلش چیزی میان شرم و نیاز درگیر شد. سال‌ها کارگری کرده بود، کارهای سخت، کارهایی که بدن را می‌شکست، اما این کار… این کار برایش نوعی شکست به نظر می‌رسید. اما وقتی به یاد صورت‌های گرسنه بچه‌هایش افتاد، آن حس شرم آرام آرام جای خود را به یک تصمیم تلخ داد. فردای آن روز، با پولی که از یک همسایه قرض گرفت، یک صندوق دست‌دوم خرید، چند برس و قوطی رنگ. وقتی اولین بار کنار سرک نشست، احساس کرد تمام شهر به او نگاه می‌کند. انگار هر رهگذری او را می‌شناسد و می‌داند که او روزی کارگر ساختمان بوده و حالا به اینجا رسیده است. دست‌هایش می‌لرزید، نه از سرما، بلکه از سنگینی این تغییر. اما وقتی اولین مشتری آمد و کفشش را جلویش گذاشت، او بی‌صدا کارش را شروع کرد. وقتی کار تمام شد و چند افغانی در دستش گذاشته شد، حاجی رحمانی برای اولین بار در آن روز، نفس عمیقی کشید. پول کم بود، اما واقعی بود؛ چیزی که می‌توانست به خانه ببرد. از آن روز به بعد، زندگی‌اش به کنار همان سرک گره خورد. صبح‌ها زود می‌آمد، صندوقش را می‌گذاشت، و تا شام کار می‌کرد. بعضی روزها مشتری زیاد بود، بعضی روزها تقریباً هیچ. گرد و خاک، دود موترها، صدای بوق‌ها، و نگاه‌های بی‌تفاوت مردم، بخشی از روزمره‌اش شده بود. گاهی کودکان دیگر به او نگاه می‌کردند، گاهی رهگذران بدون توجه از کنارش می‌گذشتند. او یاد گرفته بود که نگاه‌ها را نبیند، فقط برس را بردارد و کارش را بکند. در خانه، وضعیت تغییری نکرده بود، فقط شکلش عوض شده بود. حالا حداقل گاهی چیزی بیشتر از نان خشک وجود داشت، اما هنوز هم کم بود. زینب سعی می‌کرد با همان پول اندک، غذا درست کند؛ گاهی کمی برنج، گاهی شوربا. اما بچه‌ها همیشه سیر نمی‌شدند. لباس‌های‌شان کهنه‌تر می‌شد، کفش‌های‌شان پاره‌تر. زمستان که نزدیک شد، نگرانی تازه‌ای به همه چیز اضافه شد؛ سرما. دختر بزرگ خانواده، مریم، بیش از همه تغییر کرده بود. او قبلاً در پاکستان درس می‌خواند و آرزوهای بزرگی داشت. حالا بیشتر وقتش را در خانه می‌گذراند، کمک مادرش می‌کرد، و گاهی به بیرون نگاه می‌کرد؛ به کوچه، به دخترانی که از کنارشان می‌گذشتند. در چشمانش چیزی بود که شبیه خاموش شدن یک چراغ بود. یک شب، وقتی همه خواب بودند، آهسته به پدرش گفت: «پدر، من هم می‌توانم کار کنم.» این جمله برای حاجی رحمانی مثل خنجری در قلبش بود. نمی‌خواست دخترش چنین چیزی بگوید، اما می‌دانست که این حرف از سر ناچاری است، نه از سر انتخاب. روزها پشت سر هم می‌گذشت، و زندگی برای این خانواده به یک چرخه تکراری تبدیل شده بود؛ بیدار شدن با نگرانی، گذراندن روز با تلاش، و خوابیدن با خستگی و ناامیدی. هیچ اتفاق بزرگی نمی‌افتاد، اما همین «هیچ» خودش بزرگ‌ترین درد بود. نه پیشرفتی، نه امیدی، فقط ادامه دادن. یک روز بارانی، وقتی خیابان‌ها گل‌آلود شده بود و مشتری‌ها کمتر، حاجی رحمانی زیر یک سایه‌بان کوچک نشسته بود و به قطرات باران که روی زمین می‌افتادند نگاه می‌کرد. آب از کناره‌های جاده جاری شده بود و کفش‌های مردم خیس و گل‌آلود شده بود. کفش‌ها بیشتر به رنگ نیاز داشتند، اما کسی نمی‌ایستاد. همه عجله داشتند که خودشان را به جایی برسانند. حاجی رحمانی دستانش را به هم مالید تا گرم شود و زیر لب گفت: «این هم وطن ماست… اما چرا این‌قدر سخت است؟» هیچ‌کس جواب نداد. فقط صدای باران بود و بوق موترها. شب که به خانه برگشت، دید بچه‌ها دور یک چراغ کوچک نشسته‌اند. زینب چیزی برای خوردن آماده کرده بود، اما کم بود. همه ساکت بودند. آن شب، حتی صدای جویدن هم کمتر بود. انگار همه فهمیده بودند که چیزی در حال شکستن است؛ نه در بیرون، بلکه در درون‌شان. این داستان، فقط داستان یک خانواده نیست؛ داستان هزاران خانواده‌ای است که از پاکستان، ایران یا جاهای دیگر برگشته‌اند و حالا در شهری زندگی می‌کنند که برایشان هم آشناست و هم غریبه. خانواده‌هایی که میان امید و ناامیدی گیر مانده‌اند، میان گذشته‌ای که دیگر وجود ندارد و آینده‌ای که هنوز شکل نگرفته است. و در میان این همه، مردی نشسته در کنار سرک، با صندوقی کهنه و برس‌هایی که هر روز فرسوده‌تر می‌شوند، تلاش می‌کند زندگی را نگه دارد؛ نه به خاطر خودش، بلکه به خاطر شش نفر دیگر که به او نگاه می‌کنند. او شاید قهرمان نباشد، شاید کسی نامش را نداند، اما هر روز، در سکوت، در میان گرد و خاک، می‌جنگد؛ جنگی که هیچ‌کس آن را نمی‌بیند، اما برای او، از هر جنگ دیگری واقعی‌تر است. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 110 بازدید

دید‌بان حقوق‌ بشر از افزایش اخراج مهاجران افغانستان از پاکستان ابراز نگرانی کرد و از پاکستان خواسته است فوراً بازگشت اجباری پناهندگان افغانستانی را متوقف کند. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که پاکستان پس از درگیری‌های مرزی با حکومت سرپرست، بازداشت‌های خودسرانه و بازگشت اجباری پناهندگان افغانستانی را به شدت افزایش داده‌ است. فرشته عباسی، پژوهشگر افغانستان در دیده‌بان حقوق‌بشر تاکید کرده است: «پاکستان باید علیه اقدامات توهین‌آمیز پولیس اقدام کند و فورا بازگشت اجباری پناهندگان افغان را متوقف کند.» در گزارش آمده است که پولیس پاکستان هزاران پناهنده آسیب‌پذیر افغانستانی، از جمله کودکان را با موانع جدی در زمینه مراقبت‌های بهداشتی، آموزش و سایر خدمات ضروری روبرو کرده است. فرشته عباسی در ادامه افزوده است که مقامات پاکستان در حال گسترش ترس در بین پناهندگان افغانستانی است. دید‌بان حقوق بشر می‌گوید پناهندگان افغانستانی با رفتار خشن و توهین‌آمیز پولیس پاکستان مواجه‌اند. گفته شده پولیس پاکستان، حتی افغان‌هایی را که ویزای معتبر دارند بازداشت کرده است. طبق اطلاعات ارائه شده، دولت پاکستان از سال ۲۰۲۳ میلادی تمدید کارت‌های PoR و سایر اسناد اقامتی پناه‌جویان افغانستانی را نیز متوقف کرده است. طبق ارقام این گزارش، تنها در سال ۲۰۲۶ میلادی، بیش از ۱۴۶ هزار افغانستانی از پاکستان اخراج شده‌اند. دیدبان حقوق بشر بر اساس مصاحبه‌هایی که با شماری از مهاجران در پاکستان انجام داده، گفت پولیس پاکستان، افغانستانی‌ها را در حین خرید، رفتن به مکتب و جستجوی کار روزانه بازداشت، و تلفن‌ و پول نقد آنها را مصادره می‌کند. همچنین این سازمان می‌گوید پولیس پاکستان در ازای آزادی مهاجران افغان رشوه می‌خواهد که آنان توانایی پرداختش را ندارند. دید‌بان حقوق بشر می‌گوید بسیاری از آنها، روزنامه‌نگاران، مدافعان حقوق بشر و فعالانی هستند که به دلیل سوابق خود و یا انتقاد از حکومت فعلی، در صورت بازگشت به افغانستان در معرض خطر جدی هستند. گفته شده در میان کسانی که بازداشت و به زور بازگردانده شده‌اند، روزنامه‌نگارانی هستند که پس از تحولات از افغانستان گریختند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 56 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد اعلام کرد که از هر پنج زن مهاجر بازگشته به افغانستان کمتر از یک زن می‌تواند درآمد داشته باشد که در مجموع تنها ۱۷ درصد از کل زنان مهاجر بازگشته به کشور را تشکیل می‌دهند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که این امر می‌تواند افزایش بدهی ناامنی غذایی در میان خانواده‌های بازگشته به‌ویژه آنانی که از سوی زنان سرپرستی می‌شوند را تشدید کند. گزارش نشان می‌دهد باوجود این‌که بسیاری از زنان در کشورهای دیگر کار کرده‌اند و مهارت‌هایی کسب کرده‌اند، پس از ورود به افغانستان با فروپاشی تقریباً کامل فرصت‌های شغلی مواجه می‌شوند. نزدیک به ۴۰ درصد این زنان گفته‌اند که مهارت‌هایی دارند اما قادر به استفاده از آن‌ها نیستند، از جمله مهارت‌های حرفه‌ای، فنی و دیجیتال. یافته‌های بخش زنان سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که بیش از سه-چهارم زنانی که در ایران کار می‌کردند و تقریباً دو-سوم زنانی که در پاکستان کار می‌کردند، پس از بازگشت به افغانستان بیکار هستند. این نهاد گفته است که این بررسی بر اساس داده‌های جمع‌آوری شده از ۷۰۰ زن بازگشته و ذینفعان محلی، از جمله نظرسنجی تلفنی، مصاحبه‌های عمیق، بحث‌های گروهی متمرکز و کارگاه‌های آموزشی در ولایت‌های هرات، ننگرهار و کابل انجام شده است. همچنین گزارش «پس از بازگشت: بازسازی معیشت زنان افغان» بخش زنان ملل متحد نشان می‌دهد که موانع اصلی شامل محدودیت‌های اشتغال و تحرک زنان در افغانستان، دسترسی محدود به سرمایه و ابزار و فرصت‌های ضعیف بازار است. بیش از سه-چهارم زنان بازگشته هیچ ابزار یا سرمایه‌ای برای کسب درآمد ندارند. این در حالی است که از سال ۲۰۲۳ میلادی به این‌سو، بیش از ۵.۵ میلیون مهاجر از ایران و پاکستان به افغانستان بازگشته‌اند که فشار بی‌سابقه‌ای را بر اقتصادهای محلی که از قبل شکننده بوده‌اند، وارد می‌کند.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 81 بازدید

مسوولان در فرماندهی پولیس ولایت ننگرهار می‌گویند که در پی یک حادثه‌ی ترافیکی این ولایت یک نفر جان باخته و ۳۵ نفر دیگر زخمی شدند. سید طیب حماد، سخنگوی فرماندهی پولیس ننگرهار با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد حوالی ساعت ۱۲:۰۰ نیمه‌شب گذشته (چهارشنبه، ۱۹ حمل) در منطقه‌ی «شیخ مصری» از مربوطات ولسوالی سره‌رود، در جاده حلقوی رخ داده است. وی در ادامه تاکید کرده است که یک موتر تریلر حامل مهاجران بازگشته از پاکستان به‌دلیل بروز مشکل تخنیکی دچار حادثه شده است. سخنگوی فرماندهی پولیس ننگرهار در ادامه افزوده است که این موتر تریلر به علت نامعلومی از جاده منحرف و واژگون شده است که در نتیجه‌ی این رویداد، یک نفر جان باخته و ۳۵ نفر دیگر زخمی شده‌اند. آقای حماد افزوده است که زخمیان به شفاخانه ولایتی ننگرهار منتقل شده‌اند. همچنین در اعلامیه‌ی فرماندهی پولیس ننگرهار وضعیت زخمی‌ها رضایت‌بخش گزارش شده است. پیش از این نیز در ننگرهار، موتر حامل مهاجران بازگشته از پاکستان در ولسوالی مومندره واژگون شده بود که در پی آن، شمار زیادی کشته و زخمی شده بودند. این در حالی است که سال گذشته نیز موتر حامل مهاجران افغانستان در هرات در پی یک رویداد ترافیکی آتش گرفت که بیش از ۷۰ تن جان باختند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 104 بازدید

گارد ساحلی ترکیه در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در حادثه غرق شدن یک قایق تندرو حامل مهاجران اهل افغانستان، در دریای اژه، ۱۹ نفر به‌شمول یک نوزاد جان باخته‌اند. خبرگزاری اسوشیتدپرس به نقل از گارد ساحلی ترکیه گزارش داده است که این رویداد روز چهارشنبه (۱۲ حمل ۱۴۰۵/ ۱ اپریل ۲۰۲۶) در نزدیکی شهر ساحلی بودروم، رخ داده است. در گزارش آمده است که این حادثه‌ی دریایی، زمانی اتفاق افتاد که سرنشینان قایق تلاش می‌کردند در آب‌های متلاطم از گارد ساحلی فرار کند. فرماندهی گارد ساحلی ترکیه تاکید کرده است که این قایق حامل ده‌ها مهاجر، هشدارهای پیهم برای توقف را نادیده گرفت و با سرعت زیاد اقدام به فرار کرد. این نهاد امنیتی افزوده است که ۲۱ نفر دیگر پس از اعزام تیم‌های امداد و نجات با پشتیبانی یک هلی‌کوپتر که از شهر نزدیک ازمیر اعزام شده‌ بود نجات یافتند. مقام‌ها ترکی گفته‌اند که ۱۸ جسد را از آب بیرون کشیدند و یک نفر پس از انتقال به شفاخانه جان باخت. باید گفت که هنوز مشخص نیست که هدف این قایق کجا بوده اما شهروندان اهل افغانستان از آب‌های ترکیه و یونان به‌عنوان مسیری برای رسیدن به اروپا استفاده می‌کنند. حوادث مشابهی قبل از این در آب‌های ترکیه و یونان از شهروندان افغانستان قربانی گرفته است.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 74 بازدید

آمریکا در تازه‌ترین مورد و با وجود اینکه‌، بیش از هزار پناه‌جوی افغانستان و خانواده‌های شان در تنها کمپ پناه‌جویان در قطر در حال انتظار برای انتقال به آمریکا هستند، این کشور در نظر دارد امروز این کمپ را ببندد. ای‌بی‌سی‌نیوز، روز (سه‌شنبه، ۱۱ حمل/۳۱ مارچ) گزارش داده که وزارت خارجه‌ی آمریکا، به پناه‌جویان در کمپ گفته است که باید تا پایان مارچ آن جا را ترک کنند. بیش از هزار همکار افغانستانی آمریکا و خانواده‌های شان پس از فروپاشی جمهوری به این کمپ منتقل شده بودند و در انتظار رفتن به آمریکا قرار داشتند. وزار خارجه آمریکا، به پناه‌جویان در کمپ دستور داده که یا به کشور سوم بروند یا به افغانستان بازگردند. ای‌بی‌سی‌نیوز، به نقل از وزارت خارجه آمریکا نوشته است که در بحبوحه‌ی جنگ در خاورمیانه، این کمپ در معرض تهدید حمله‌های موشکی و پهپادی قرار دارد و ادامه‌ی فعالیت آن، دیگر مناسب نیست.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 144 بازدید

خبرگزاری تسنیم در تازه‌ترین مورد گزارش داده است که یک شهروند افغانستان به اسم «کوثر عادلی» در حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در شهر تهران کشته شده است. در گزارش خبرگزاری تسنیم آمده است که این شهروند افغانستان در حملات بامداد روز (دوشنبه، ۳ حمل) آمریکا و اسرائیل «به مناطق مسکونی در منطقه‌ی خیرآباد ورامین» کشته شده است. خبرگزاری تسنیم جزئیات بیشتری در این مورد منتشر نکرده است. این اولین‌بار است که کشته‌شدن یک شهروند افغانستان در حملات آمریکا و اسرائیل به ایران گزارش می‌شود، اما آمار واقعی تلفات مهاجران افغانستانی در این جنگ مشخص نیست. در جنگ ۱۲ روزه سال پیش میان ایران و اسرائیل نیز شماری از مهاجران افغانستان کشته و زخمی شده بودند.

ادامه مطلب