برچسب: دختران

10 ساعت قبل - 54 بازدید

ملیسا فلمینگ، معاون دبیرکل سازمان ملل در امور ارتباطات جهانی، خواهان اقدام فوری در حمایت از آموزش دختران در افغانستان شده است. این مقام سازمان ملل با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بیش از نیمی از کودکان در سن مکتب ابتدایی دور از آموزش رسمی قرار گرفته‌اند. وی در ادامه تاکید کرده است که همین اکنون ۲.۶ میلیون دختر از صنف هفتم به بعد از تحصیل محروم شدند. فلمینگ با اشاره به وضعیت آموزش دختران در افغانستان، هشدار داده که بدون اقدام فوری، یک نسل کامل از قافله عقب خواهد ماند. معاون دبیرکل سازمان ملل گفته است: «افغانستان: بیش از نیمی از کودکان در سن مکتب ابتدایی همچنان خارج از آموزش رسمی باقی مانده‌اند، به طوری که ۲.۶ میلیون دختر از صنف هفتم به بعد از تحصیل محروم شدند.» قابل ذکر است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


6 روز قبل - 162 بازدید

بینظیر نورزاد، دانشجوی اهل افغانستان و دارنده‌ی بورسیه «فولبرایت» امریکا از سوی مأموران اداره مهاجرت این کشور (ICE) بازداشت شده است. مطیع‌الله نورزاد، برادر بی‌نظیر به رسانه‌ها گفته است، خواهرش هنگامی که قصد داشت از میدان هوایی به مقصد ایالت ویرجینیا پرواز کند، از سوی مأموران مهاجرت امریکا بازداشت شد. این دانشجوی ۳۲ ساله اهل افغانستان در سال ۲۰۲۱ میلادی با بورسیه فولبرایت به ایالات متحده امریکا رفته و همان سال درخواست پناهندگی داده بود. منابع تاکید کردند که درخواست پناهندگی بینظیر رد نشده بود و مصاحبه پناهندگی‌اش برای هفته‌های آینده تعیین شده بود. براساس گزارش‌های منتشر شده، او به مرکز اصلاح و تربیت کانتی کالاهون در شهر بتل کریک ایالت میشیگان منتقل شده است. تاکنون از سرنوشت و محل نگهداری دقیق بینظیر نورزاد خبری در دست نیست. مطیع‌الله نورزاد که اقامت دایمی امریکا را دارد و پیش از این با نیروهای امریکایی در افغانستان همکاری کرده است، بازداشت خواهرش را غیرقابل توجیه خوانده است. او تاکید کرد که وی مجوز کار و مدارک لازم برای اقامت و اشتغال قانونی در امریکا را در اختیار داشته است. وی با ابراز نگرانی از احتمال بازگردانده‌شدن خواهرش به افغانستان، از مقام‌های امریکایی خواسته است که پرونده بی‌نظیر را هرچه زودتر با درنظرداشت ملاحظات بشردوستانه بررسی کنند. در همین حال، شبکه دیاسپورای هزاره از بازداشت نورزاد توسط اداره مهاجرت امریکا ابراز نگرانی کرده و خواستار آزادی فوری او شده است. این نهاد، از اداره مهاجرت امریکا خواسته که پرونده پناهندگی نورزاد را با رعایت کامل اصول دادرسی عادلانه و تعهدات بین‌المللی امریکا در زمینه حمایت از پناه‌جویان بررسی کنند. شبکه دیاسپورای هزاره هشدار داده است که بازگرداندن نورزاد به افغانستان، می‌تواند او را در معرض تهدیدهای جدی قرار دهد.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 146 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از طریق یک مرکز آموزشی، زمینه آموزش خامک‌دوزی را برای دختران آسیب‌پذیر فراهم کرده است. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که دختران آسیب‌پذیر می‌توانند مهارت‌های تازه بیاموزند و برای آینده آماده شوند. وی تاکید کرد که این مرکز به دخترانی آموزش می‌دهد که خشونت را تجربه کرده‌اند یا در معرض خطر آن قرار دارند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرد که این برنامه با هدف تقویت مهارت‌ها، افزایش اعتمادبه‌نفس و ایجاد امید به آینده برگزار می‌شود. در اعلامیه آمده است که این ابتکار با حمایت یونسیف و فرانسه اجرا می‌شود و تلاش دارد به دختران کمک کند تا با فراگیری مهارت‌های عملی، گام‌هایی به‌سوی استقلال بردارند. این در حالی است که بر بنیاد گزارش‌ نهاد‌های بین‌المللی، محرومیت دختران از آموزش و فرصت‌های شغلی، می‌تواند وابستگی اقتصادی و آسیب‌پذیری آنان را در برابر خشونت و بهره‌کشی افزایش دهد. همچنین بسیاری از دختران در افغانستان در شرایطی قرار دارند که دسترسی محدود به آموزش و فرصت‌های اقتصادی، چالش‌های بیشتری را در مسیر زندگی و تأمین آینده‌شان ایجاد کرده است.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 129 بازدید

یونسکو یا سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد و یونیسف اعلام کردند که در هر سال آموزشی نزدیک به ۳۹۷ هزار دختر در افغانستان به دلیل محدودیت‌ها از آموزش بازمی‌مانند. این دو سازمان با نشر گزارشی مشترک گفته‌اند که برآوردها نشان می‌دهد در مجموع نزدیک دو میلیون و ۶۰۰ هزار دختر در افغانستان از آموزش متوسطه محروم شدند. در گزارش مشترک این دو نهاد با عنوان «وضعیت آموزش در افغانستان در سال ۲۰۲۶»، آمده است که ممنوعیت آموزش دختران پس از بازگشت حکومت فعلی به قدرت در آگست ۲۰۲۱، فرصت‌های آموزشی میلیون‌ها دختر را محدود کرده و دسترسی آن‌ها به آموزش متوسطه و تحصیلات عالی را با مانع روبرو کرده است. بر بنیاد این گزارش، شمار دانش‌جویان دختر در دانشگاه‌های افغانستان که در سال ۲۰۱۹ نزدیک به ۱۱۹ هزار بود، تا سال ۲۰۲۲ به نزدیک ۸۹ هزار نفر کاهش یافت و از سال ۲۰۲۴ به این‌ سو به صفر رسیده است. همچنین یونسکو و یونیسف هشدار داده‌اند که ادامه‌ی محرومیت زنان از تحصیلات عالی، افزون بر پیامدهای اجتماعی، زیان اقتصادی چشم‌گیری نیز به هم‌راه خواهد داشت. بر اساس برآورد این دو نهاد، اگر این وضعیت ادامه یابد، خسارت اقتصادی ناشی از تعلیق دست‌رسی زنان به تحصیلات عالی تا پایان ۲۰۶۶ ممکن است به حدود ۹.۶ میلیارد دالر امریکایی برسد. گزارش این دو سازمان از کاهش حضور زنان در کادر علمی دانشگاه‌ها خبر می‌دهد. در ادامه آمده است که شمار آموزگاران و اعضای کادر علمی زن از دو هزار و ۶۰۰ تن در ۲۰۱۹، به کمی بیش از ۱۰۰ تن در ۲۰۲۵ کاهش یافته است. در بخش دیگری از گزارش آمده است که ۵۳ درصد کودکان در سن آموزش ابتدایی به آموزش رسمی دسترسی ندارند و ۹۳ درصد کودکان در پایان دوره‌ی ابتدایی، نمی‌توانند متنی ساده و متناسب با سن خود را بخوانند. یونسکو و یونیسف کم‌بود آموزگاران آموزش‌دیده‌به‌ ویژه آموزگاران زن، کم‌بود مواد درسی و کاهش سرمایه‌گذاری را از دیگر عامل‌های بحران آموزشی در افغانستان دانسته‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 105 بازدید

سازمان همکاری اسلامی (OIC)، در نشست گروه هماهنگی افغانستان در دوحه، بر ادامه حمایت از آموزش دختران و زنان و ارایه کمک‌های بشردوستانه و اقتصادی به این کشور تاکید کرده است. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که مبارزه با تروریسم، تغذیه و امنیت غذایی از اولویت‌های آن در افغانستان است. سازمان همکاری اسلامی بر همکاری با سازمان ملل متحد، بانک جهانی و اتحادیه اروپا برای حمایت از افغانستان تاکید کرده است. این سازمان گفته است که همکاری این نهادها برای هماهنگی و تداوم کمک‌های بشردوستانه و اقتصادی به مردم افغانستان ضروری است. این در حالی است که پس از تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان، محدودیت‌های آموزشی و شغلی زنان و دختران به یکی از موضوعات مهم در گفتگوهای بین‌المللی تبدیل شده است. همچنین مردم افغانستان با نیازهای گسترده بشردوستانه و مشکلات اقتصادی روبه‌رو هستند و نهادهای بین‌المللی بر ادامه کمک‌رسانی به آنان تاکید می‌کنند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 162 بازدید

نمایندگی اتحادیه‌ اروپا با محکوم‌کردن نقض حقوق بشر و تبعیض جنسیتی در افغانستان، از حکومت سرپرست خواسته است محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان و دختران، به‌ ویژه ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم را بدون قیدوشرط لغو کند. این اتحادیه در ۲۲۵مین نشست هیأت اجرایی یونسکو یا سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که وضعیت حقوق زنان و دختران در افغانستان در سال‌های اخیر بیشتر وخیم شده است. در اعلامیه آمده است که بیش از دو میلیون و ۲۰۰ هزار دختر در افغانستان به‌ دلیل ممنوعیت آموزش پس از صنف ششم از رفتن به مکتب محروم‌اند. اتحادیه اروپا تاکید کرده است که این محدودیت‌ها، افزون بر محروم‌کردن زنان و دختران از حق آموزش، مشارکت آن‌ها در زندگی عمومی و اجتماعی را نیز کاهش داده و دسترسی‌شان به حقوقی مانند کار و آزادی رفت‌وآمد را محدود کرده است. این اتحادیه‌ از تلاش‌های یونسکو برای فراهم‌کردن فرصت‌های آموزشی جایگزین برای زنان و دختران قدردانی کرده، اما گفت که این برنامه‌ها نمی‌توانند جایگزین آموزش رسمی، فراگیر و باکیفیت شوند. همچنین در این اعلامیه آمده است که اتحادیه‌ اروپا و یونسکو در سال ۲۰۲۵ میلادی همکاری مشترکی به ارزش چهار میلیون و ۷۰۰ هزار یورو را برای تقویت توان‌مندسازی اقتصادی زنان از طریق آموزش مهارت‌ها و سوادآموزی در سطح جامعه آغاز کردند. اتحادیه‌ اروپا همچنان بر ادامه حمایت از رسانه‌های مستقل، سازمان‌های جامعه مدنی و مدافعان حقوق بشر در افغانستان تأکید کرده و گفته است که از برنامه‌های مرتبط با آزادی بیان، مصونیت خبرنگاران و حفاظت از میراث فرهنگی این کشور نیز پشتیبانی می‌کند. این اتحادیه از تمدید چارچوب راه‌بردی سازمان ملل متحد برای افغانستان تا سال ۲۰۳۰ میلادی استقبال کرده و بر نقش این سازمان در رسیدگی به وضعیت افغانستان تاکید کرده است.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 204 بازدید

منابع محلی از ولایت بدخشان می‌گویند که یک دختر نوجوان در ولسوالی کران و منجان این ولایت به دلیل خشونت خانوادگی به زندگی‌اش پایان داده است. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این دختر نوجوان روز (شنبه، ۲۵ میزان) در روستای «دشت» از مربوطات ولسوالی کران و منجان با خوردن تریاک خودکشی کرده است. منبع تاکید کرد که این دختر نوجوان حدود ۲۰ سال سن داشته است. به گفته‌ی منبع، این دختر نوجوان توسط یکی از خواستگارهایش ربوده شده بود، اما به دلیل عدم رضایت به ازدواج خودکشی است. منبع افزوده است که این دختر به دلیل خشونت خانوادگی به زندگی‌اش پایان داده است. تا اکنون مسوولان محلی در ولایت بدخشان در این مورد چیزی نگفته‌اند. باید گفت که میزان خودکشی زنان و دختران در سراسر افغانستان پس از تسلط حکومت فعلی به‌طور چشم‌گیری افزایش یافته است. بیماری‌های روانی، عدم دسترسی به خدمات صحی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی خودکشی‌ها در بین زنان و جوانان بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 175 بازدید

روزهایی بود که مریم آرزو می‌کرد کاش برای چند ساعت هم که شده، هیچ‌کس از او چیزی نخواهد؛ نه صاحب‌خانه کرایه‌اش را مطالبه کند، نه مادرش برای خرید دوا نگران باشد، نه خواهرانش از نیازهای مکتب سخن بگویند و نه کسی از او بپرسد که فردا چگونه زندگی خواهند کرد. دلش می‌خواست صبحی از خواب برخیزد و مانند دختران هم‌سن‌وسالش، بدون آن‌که سنگینی بار مسئولیت را بر شانه‌هایش احساس کند، به آینده بیندیشد. اما در زندگی او، حتی آرزو کردن نیز گاهی به کاری دشوار تبدیل می‌شد؛ زیرا هر آرزو، پیش از آن‌که در ذهنش شکل بگیرد، با پرسشی تلخ روبه‌رو می‌شد: هزینه آن را از کجا فراهم خواهد کرد؟ مریم بیست‌وسه سال داشت و در یکی از محله‌های کم‌درآمد کابل، همراه مادر و دو خواهر کوچک‌ترش زندگی می‌کرد. پدرش چند سال پیش، پس از یک دوره بیماری، درگذشته بود و از آن زمان، زندگی خانواده‌شان دگرگون شده بود. مادرش با خیاطی در خانه می‌کوشید بخشی از هزینه‌های روزانه را تأمین کند، اما درآمد اندک و نامنظم او برای پرداخت کرایه خانه، خرید مواد غذایی، تهیه دوا و برآورده ساختن نیازهای آموزشی دو دخترش کافی نبود. مریم پس از فراغت از مکتب امیدوار بود تحصیلاتش را ادامه دهد و شغلی پیدا کند که درآمد آن بتواند وضعیت زندگی خانواده‌اش را بهبود ببخشد؛ اما مشکلات اقتصادی او را زودتر از آن‌چه انتظار داشت، وارد دنیای دشوار کار و مسئولیت کرده بود. صبح‌های مریم با صدای زنگ ساعت آغاز نمی‌شد؛ او معمولاً پیش از آن‌که خانه‌های همسایه‌ها روشن شوند، از خواب بیدار بود. نخست به کارهای خانه رسیدگی می‌کرد، سپس لباس می‌پوشید و وسایل مورد نیازش را برمی‌داشت تا راهی کارگاه کوچک خیاطی در شهر شود. در مسیر راه، گاهی به دخترانی نگاه می‌کرد که با کتابچه‌های‌شان به سوی مکتب می‌رفتند یا با دوستان خود درباره درس و امتحان صحبت می‌کردند. مریم نیز زمانی چنین روزهایی داشت؛ روزهایی که نگرانی اصلی‌اش نمره امتحان و انتخاب رشته تحصیلی بود، نه پیدا کردن پول برای خرید نان و پرداخت کرایه خانه. او بارها با خود اندیشیده بود که زندگی چگونه می‌تواند در چند سال، انسان را تا این اندازه از آرزوهایش دور سازد. زمانی تصور می‌کرد پس از فراغت از مکتب، فرصت‌های زیادی پیش رویش قرار خواهند گرفت؛ اما وقتی برای پیدا کردن کار به فروشگاه‌ها و دفترهای خصوصی مراجعه کرد، با موانع گوناگونی روبه‌رو شد. بعضی کارفرمایان از او تجربه کاری می‌خواستند، برخی معاش اندکی پیشنهاد می‌کردند و در چند مورد نیز وعده استخدام به او داده شد، اما هیچ‌یک به نتیجه نرسید. سرانجام، از طریق یکی از آشنایان در یک کارگاه خیاطی مشغول کار شد؛ جایی که ساعت‌های طولانی کار می‌کرد، اما درآمدش هنوز نمی‌توانست تمام نیازهای خانواده را برآورده سازد. مریم از کار کردن گریزان نبود. او می‌دانست که برای تأمین زندگی باید تلاش کند و از این‌که می‌توانست با دستان خودش پولی به دست بیاورد، احساس رضایت داشت. آنچه خسته‌اش می‌ساخت، فاصله میان زحمتی بود که می‌کشید و نتیجه‌ای که به دست می‌آورد. گاهی تمام روز پشت ماشین خیاطی می‌نشست، چندین لباس را تکمیل می‌کرد و با دستانی خسته به خانه برمی‌گشت؛ اما پس از پرداخت هزینه رفت‌وآمد و خرید مواد غذایی، تقریباً چیزی برایش باقی نمی‌ماند. بعضی ماه‌ها نیز صاحب کارگاه به دلیل کاهش سفارش‌ها، معاش کارگران را با تأخیر می‌پرداخت و مریم ناچار می‌شد از صاحب‌خانه مهلت بیشتری بخواهد. در خانه، مادرش می‌کوشید نگرانی‌های خود را از فرزندانش پنهان کند، اما مریم به‌خوبی می‌فهمید که او نیز شب‌ها با فکر هزینه‌های فردا بیدار می‌ماند. گاهی مادرش می‌گفت که سفارش‌های خیاطی در خانه کمتر شده و مشتریان دیگر مانند گذشته لباس سفارش نمی‌دهند. در چنین روزهایی، مریم می‌کوشید کار بیشتری پیدا کند. از همسایه‌ها سفارش می‌گرفت، لباس‌های کهنه را ترمیم می‌کرد و هیچ فرصتی را که می‌توانست درآمد اندکی برای خانواده فراهم کند، از دست نمی‌داد. با وجود تمام این تلاش‌ها، مریم هنوز نمی‌توانست برای آینده خود برنامه روشنی داشته باشد. او می‌خواست مهارت‌های تازه بیاموزد، کار با کمپیوتر را یاد بگیرد و روزی در یک اداره یا شرکت مشغول کار شود؛ اما اشتراک در دوره‌های آموزشی به پول نیاز داشت و پس از ساعت‌های طولانی کار، زمان و انرژی چندانی برایش باقی نمی‌ماند. گاهی وقتی از کنار یک مرکز آموزشی می‌گذشت، به اعلان دوره‌های حرفه‌ای چشم می‌دوخت و با خود می‌گفت که اگر شرایط زندگی‌اش اندکی بهتر می‌بود، شاید می‌توانست یکی از این دوره‌ها را بگذراند و شغل مناسب‌تری پیدا کند. این فکر هم‌زمان که در دلش امید می‌کاشت، به او یادآوری می‌کرد که فقر چگونه می‌تواند حتی فرصت آموختن را از انسان بگیرد. با این همه، بزرگ‌ترین نگرانی مریم خودش نبود؛ دو خواهر کوچک‌ترش بودند که هنوز فرصت داشتند مسیر متفاوتی را در زندگی انتخاب کنند. او نمی‌خواست آنان نیز به دلیل مشکلات اقتصادی از آموزش و فرصت‌های پیشرفت محروم شوند. هرگاه خواهرانش به کتابچه، قلم یا لباس تازه نیاز پیدا می‌کردند، مریم می‌کوشید هر طور شده آن را تهیه کند. گاهی برای این کار از خرید وسایل مورد نیاز خودش صرف‌نظر می‌کرد و گاهی پولی را که برای روزهای دشوار کنار گذاشته بود، مصرف می‌کرد. او می‌دانست که نمی‌تواند همه مشکلات خانواده را یک‌باره حل کند، اما امیدوار بود دست‌کم بتواند آینده خواهرانش را بهتر از امروز خود بسازد. یک روز، وقتی مادرش به دلیل بیماری نتوانست به کارهای روزمره رسیدگی کند، مریم مجبور شد برای خرید دوا و پرداخت هزینه مراجعه به داکتر، بخشی از پول کرایه خانه را مصرف کند. تمام روز در کارگاه به این فکر می‌کرد که چگونه این کمبود را جبران خواهد کرد. پس از پایان کار، به چند آشنا زنگ زد تا شاید بتواند سفارش اضافی بگیرد، اما هیچ‌کس کار فوری نداشت. آن شب، وقتی به خانه برگشت، مادرش از او پرسید که آیا توانسته است پولی پیدا کند. مریم پاسخ روشنی نداشت. تنها گفت که تلاش می‌کند در روزهای آینده مقداری از پول را فراهم سازد. او نمی‌خواست مادرش را بیشتر نگران کند؛ به همین دلیل، پس از خوردن غذای ساده‌ای که در خانه آماده شده بود، دوباره پشت ماشین خیاطی نشست. خواهرانش در گوشه اتاق مشغول انجام تکالیف مکتب بودند و مادرش با نگرانی به دختر بزرگش نگاه می‌کرد. صدای ماشین خیاطی در سکوت خانه می‌پیچید و مریم، میان دوختن لباس و فکر کردن به هزینه‌های فردا، بار دیگر با واقعیتی روبه‌رو می‌شد که هر روز بخشی از توانش را می‌گرفت. او می‌دانست که فردا نیز باید صبح زود از خانه بیرون شود و روز دیگری را با همان مسئولیت‌ها آغاز کند؛ با این حال، در دل آرزو داشت روزی برسد که خانواده‌اش برای خرید دوا یا تهیه مواد غذایی، مجبور نباشد ساعت‌ها نگران پول بماند. آرزوی دیگر مریم این بود که روزی کارگاه کوچکی برای خودش داشته باشد. او می‌خواست در آن کارگاه، علاوه بر تأمین درآمد خانواده‌اش، برای چند زن دیگر نیز فرصت کار فراهم کند؛ زنانی که شاید مانند خودش، به دلیل فقر یا مسئولیت‌های خانوادگی نتوانسته بودند شغل مناسبی پیدا کنند. در تصورش، آن کارگاه تنها جایی برای دوختن لباس نبود؛ فرصتی بود برای آن‌که چند زن بتوانند با تکیه بر مهارت و تلاش خود، بخشی از مشکلات زندگی‌شان را حل کنند و با امید بیشتری به آینده بنگرند. تصور چنین روزی به مریم انگیزه می‌داد تا با وجود خستگی، به کار ادامه دهد. او می‌دانست که رسیدن به این هدف آسان نیست، اما نمی‌خواست تمام زندگی‌اش تنها به تلاش برای تأمین نیازهای روزانه محدود بماند. زندگی مریم بازتاب بخشی از واقعیت دشوار زنان جوان در افغانستان است؛ زنانی که برای یافتن کار مناسب، تأمین نیازهای خانواده و ساختن آینده‌ای بهتر تلاش می‌کنند، اما با فرصت‌های محدود اقتصادی و موانع اجتماعی روبه‌رو هستند. برای بسیاری از آنان، کار کردن تنها راه رسیدن به استقلال نیست، بلکه ضرورتی برای ادامه زندگی خانواده است. آنان گاهی ناچار می‌شوند آرزوهای شخصی خود را به تعویق بیندازند تا بتوانند نیازهای دیگر اعضای خانواده را تأمین کنند. در چنین شرایطی، فقر تنها سفره خانواده را کوچک‌تر نمی‌سازد؛ گاهی فرصت آموزش، رشد فردی و انتخاب آزادانه مسیر زندگی را نیز محدود می‌کند. مریم هنوز هم هر صبح از خانه بیرون می‌شود و به کارگاه می‌رود. هنوز هم وقتی معاشش را دریافت می‌کند، پیش از هر چیز به کرایه خانه، غذای خانواده و نیازهای خواهرانش می‌اندیشد. او نمی‌داند چه زمانی شرایط زندگی‌اش بهتر خواهد شد، اما نمی‌خواهد امیدش را از دست بدهد. خواسته‌اش زندگی تجملی نیست؛ او تنها می‌خواهد کار کند، درآمد کافی داشته باشد، مهارت‌های تازه بیاموزد و بتواند بدون نگرانی دائمی از فردا، برای زندگی خود تصمیم بگیرد. شاید برای بسیاری، این خواسته‌ها ساده به نظر برسند؛ اما برای دختری که هر روز میان مسئولیت‌های خانوادگی، درآمد اندک و آرزوهای نیمه‌تمام گرفتار است، رسیدن به همین خواسته‌های ساده می‌تواند به رؤیایی دور تبدیل شود. مریم همچنان تلاش می‌کند تا روزی مجبور نباشد میان نیازهای ضروری خانواده یکی را بر دیگری ترجیح دهد؛ روزی که بتواند بدون ترس از کمبود پول، برای درمان مادرش اقدام کند، نیازهای خواهرانش را برآورده سازد و بخشی از درآمدش را برای آینده خود کنار بگذارد. او هنوز در همان کارگاه کوچک کار می‌کند و هنوز بسیاری از آرزوهایش در انتظار فرصتی مناسب مانده‌اند؛ اما در دلش تصویری از زندگی دیگری دارد، زندگی‌ای که در آن تلاش کردن تنها برای زنده ماندن نباشد، بلکه راهی برای پیشرفت و ساختن آینده‌ای بهتر شود. شاید روزی مریم بتواند درهای کارگاه خودش را بگشاید و به زنانی که مانند او در میان فقر و مسئولیت گرفتارند، فرصت تازه‌ای بدهد. تا آن روز، او با دستان خسته و امیدی که هنوز خاموش نشده است، به دوختن ادامه می‌دهد؛ به این امید که فردا، برخلاف بسیاری از روزهای گذشته، تنها تکرار نگرانی‌های امروز نباشد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 170 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد اعلام کرد که از سال ۲۰۲۱ تا اکنون، بیش از ۲.۶ میلیون دختر در افغانستان از دسترسی به آموزش متوسطه محروم شده‌اند. این نهاد هشدار داده است که ممنوعیت آموزش دختران، پیامدهای گسترده‌ای بر آینده آنان و نظام‌های آموزشی و صحی افغانستان بر جای گذاشته است. در اعلامیه آمده است که با آغاز هر سال تعلیمی، دروازه‌های مکاتب تنها به روی بخشی از دانش‌آموزان باز می‌شود و دختران همچنان از ادامه تحصیل بازمانده‌اند. این سازمان در گزارش خود روایت شماری از دختران افغانستان را بازتاب داده است. شفیقه که هنگام بازگشت حکومت سرپرست به قدرت تنها ۱۰ سال داشت، می‌گوید که پس از پایان صنف ششم از ادامه آموزش محروم شد و با وجود تلاش برای ادامه یادگیری از طریق صنوف هنری و آموزش کمپیوتر، محدودیت‌ها به تدریج تمام فرصت‌های آموزشی را از او گرفته است. یونیسف نوشته است که بسیاری از دختران اکنون بیشتر وقت خود را در خانه سپری می‌کنند و از ارتباط با دوستان، آموزگاران و محیط آموزشی محروم مانده‌اند. این نهاد افزوده است که گزارش‌ها از افزایش انزوا و مشکلات روانی در میان دختران در سراسر افغانستان حکایت دارد. همچنین رابعه، دختر ۱۴ ساله‌ای که آرزو داشت پرستار شود، به یونیسف گفته است که خانه‌نشینی بر سلامت روانی او تأثیر گذاشته و محرومیت از آموزش باعث ناامیدی و سرخوردگی او شده است. یونیسف هشدار داده است که این وضعیت تنها بر آموزش دختران تأثیر نگذاشته، بلکه بخش صحت را نیز متاثر کرده است. این نهاد افزوده است در حالی که ورود دختران جوان به رشته‌های پزشکی محدود شده، شمار کارکنان زن در بخش صحت نیز کاهش یافته است. به گفته‌ی یونیسف، این وضعیت دسترسی بسیاری از زنان، به‌ویژه مادران باردار، به خدمات صحی را با مشکل روبرو کرده است. یونیسف در پایان بار دیگر خواستار بازگشایی مکاتب متوسطه و عالی به روی دختران شده و تأکید کرده است که حق آموزش دختران در افغانستان باید بدون تأخیر احیا شود.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 143 بازدید

تیم تکواندوی پناهندگان افغانستان در مالیزیا با کسب هشت مدال، شامل سه طلا، یک نقره و چهار برنز، در رقابت‌های قهرمانی Politeknik Championship در شهر کوالالامپور عملکرد درخشان از خود به نمایش گذاشت. در گزارش آمده است که این مسابقات روزهای ۱۰ و ۱۱ اکتوبر با حضور ورزشکاران در رده‌های سنی نونهالان و نوجوانان برگزار شد و دختران و پسران تکواندوکار اهل افغانستان در وزن‌های مختلف به مصاف حریفان خود رفتند. رسانه‌ها گزارش داده‌اند که در نخستین روز رقابت‌ها، ورزشکاران اهل افغانستان موفق به کسب پنج مدال، شامل دو طلا، یک نقره و دو برنز شدند. در ادامه آمده است که مریم عطایی پس از چهار پیروزی و راه‌یابی به دیدار نهایی، با شکست حریف خود با نتیجه دو بر یک، نخستین مدال طلای تیم را به دست آورد. همچنین رقیه خاوری نیز با چهار پیروزی پیاپی به فینال رسید و با برتری در مسابقه نهایی، دومین مدال طلا را به نام خود ثبت کرد. در عین حال، مروه‌ فتحی‌زاده پس از چهار پیروزی به دیدار نهایی راه یافت، اما با شکست در فینال به مدال نقره بسنده کرد. کسرا شیرزاد و ملیکا علی‌زاده نیز هرکدام یک مدال برنز برای تیم به دست آوردند. محمدجواد حسینی با وجود پیروزی در مسابقه نخست، در دیدار دوم شکست خورد و از کسب مدال بازماند. ستایش عطایی نیز با شکست در نخستین مسابقه از دور رقابت‌ها کنار رفت. در دومین روز مسابقات، تکواندوکاران اهل افغانستان سه مدال دیگر، شامل یک طلا و دو برنز، به مجموعه افتخارات خود افزودند. ابوالفضل علی‌زاده با چهار پیروزی، از جمله برتری در دیدار نهایی، مدال طلای این روز را کسب کرد. یگانه حسینی پس از دو پیروزی و شکست در مسابقه سوم به مدال برنز رسید و شهزاد افضلی نیز با راه‌یابی به مرحله نیمه‌نهایی و شکست در این مرحله، دیگر مدال برنز تیم را به دست آورد. نجمه میرزایی، دیگر نماینده تیم، در نخستین مسابقه شکست خورد و نتوانست به مدال دست یابد. تیم تکواندوی پناهندگان افغانستان در این رقابت‌ها با سرمربیگری فهیم‌الله برکی و سرپرستی ثناالله برکی حضور داشت. ورزشکاران این تیم پیش از مسابقات، تمرینات منظم و تخصصی را برای افزایش آمادگی جسمانی و فنی پشت سر گذاشته بودند.

ادامه مطلب