برچسب: دختران

1 روز قبل - 49 بازدید

یونسکو یا سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد و یونیسف اعلام کردند که در هر سال آموزشی نزدیک به ۳۹۷ هزار دختر در افغانستان به دلیل محدودیت‌ها از آموزش بازمی‌مانند. این دو سازمان با نشر گزارشی مشترک گفته‌اند که برآوردها نشان می‌دهد در مجموع نزدیک دو میلیون و ۶۰۰ هزار دختر در افغانستان از آموزش متوسطه محروم شدند. در گزارش مشترک این دو نهاد با عنوان «وضعیت آموزش در افغانستان در سال ۲۰۲۶»، آمده است که ممنوعیت آموزش دختران پس از بازگشت حکومت فعلی به قدرت در آگست ۲۰۲۱، فرصت‌های آموزشی میلیون‌ها دختر را محدود کرده و دسترسی آن‌ها به آموزش متوسطه و تحصیلات عالی را با مانع روبرو کرده است. بر بنیاد این گزارش، شمار دانش‌جویان دختر در دانشگاه‌های افغانستان که در سال ۲۰۱۹ نزدیک به ۱۱۹ هزار بود، تا سال ۲۰۲۲ به نزدیک ۸۹ هزار نفر کاهش یافت و از سال ۲۰۲۴ به این‌ سو به صفر رسیده است. همچنین یونسکو و یونیسف هشدار داده‌اند که ادامه‌ی محرومیت زنان از تحصیلات عالی، افزون بر پیامدهای اجتماعی، زیان اقتصادی چشم‌گیری نیز به هم‌راه خواهد داشت. بر اساس برآورد این دو نهاد، اگر این وضعیت ادامه یابد، خسارت اقتصادی ناشی از تعلیق دست‌رسی زنان به تحصیلات عالی تا پایان ۲۰۶۶ ممکن است به حدود ۹.۶ میلیارد دالر امریکایی برسد. گزارش این دو سازمان از کاهش حضور زنان در کادر علمی دانشگاه‌ها خبر می‌دهد. در ادامه آمده است که شمار آموزگاران و اعضای کادر علمی زن از دو هزار و ۶۰۰ تن در ۲۰۱۹، به کمی بیش از ۱۰۰ تن در ۲۰۲۵ کاهش یافته است. در بخش دیگری از گزارش آمده است که ۵۳ درصد کودکان در سن آموزش ابتدایی به آموزش رسمی دسترسی ندارند و ۹۳ درصد کودکان در پایان دوره‌ی ابتدایی، نمی‌توانند متنی ساده و متناسب با سن خود را بخوانند. یونسکو و یونیسف کم‌بود آموزگاران آموزش‌دیده‌به‌ ویژه آموزگاران زن، کم‌بود مواد درسی و کاهش سرمایه‌گذاری را از دیگر عامل‌های بحران آموزشی در افغانستان دانسته‌اند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 69 بازدید

سازمان همکاری اسلامی (OIC)، در نشست گروه هماهنگی افغانستان در دوحه، بر ادامه حمایت از آموزش دختران و زنان و ارایه کمک‌های بشردوستانه و اقتصادی به این کشور تاکید کرده است. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که مبارزه با تروریسم، تغذیه و امنیت غذایی از اولویت‌های آن در افغانستان است. سازمان همکاری اسلامی بر همکاری با سازمان ملل متحد، بانک جهانی و اتحادیه اروپا برای حمایت از افغانستان تاکید کرده است. این سازمان گفته است که همکاری این نهادها برای هماهنگی و تداوم کمک‌های بشردوستانه و اقتصادی به مردم افغانستان ضروری است. این در حالی است که پس از تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان، محدودیت‌های آموزشی و شغلی زنان و دختران به یکی از موضوعات مهم در گفتگوهای بین‌المللی تبدیل شده است. همچنین مردم افغانستان با نیازهای گسترده بشردوستانه و مشکلات اقتصادی روبه‌رو هستند و نهادهای بین‌المللی بر ادامه کمک‌رسانی به آنان تاکید می‌کنند.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 117 بازدید

نمایندگی اتحادیه‌ اروپا با محکوم‌کردن نقض حقوق بشر و تبعیض جنسیتی در افغانستان، از حکومت سرپرست خواسته است محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان و دختران، به‌ ویژه ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم را بدون قیدوشرط لغو کند. این اتحادیه در ۲۲۵مین نشست هیأت اجرایی یونسکو یا سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که وضعیت حقوق زنان و دختران در افغانستان در سال‌های اخیر بیشتر وخیم شده است. در اعلامیه آمده است که بیش از دو میلیون و ۲۰۰ هزار دختر در افغانستان به‌ دلیل ممنوعیت آموزش پس از صنف ششم از رفتن به مکتب محروم‌اند. اتحادیه اروپا تاکید کرده است که این محدودیت‌ها، افزون بر محروم‌کردن زنان و دختران از حق آموزش، مشارکت آن‌ها در زندگی عمومی و اجتماعی را نیز کاهش داده و دسترسی‌شان به حقوقی مانند کار و آزادی رفت‌وآمد را محدود کرده است. این اتحادیه‌ از تلاش‌های یونسکو برای فراهم‌کردن فرصت‌های آموزشی جایگزین برای زنان و دختران قدردانی کرده، اما گفت که این برنامه‌ها نمی‌توانند جایگزین آموزش رسمی، فراگیر و باکیفیت شوند. همچنین در این اعلامیه آمده است که اتحادیه‌ اروپا و یونسکو در سال ۲۰۲۵ میلادی همکاری مشترکی به ارزش چهار میلیون و ۷۰۰ هزار یورو را برای تقویت توان‌مندسازی اقتصادی زنان از طریق آموزش مهارت‌ها و سوادآموزی در سطح جامعه آغاز کردند. اتحادیه‌ اروپا همچنان بر ادامه حمایت از رسانه‌های مستقل، سازمان‌های جامعه مدنی و مدافعان حقوق بشر در افغانستان تأکید کرده و گفته است که از برنامه‌های مرتبط با آزادی بیان، مصونیت خبرنگاران و حفاظت از میراث فرهنگی این کشور نیز پشتیبانی می‌کند. این اتحادیه از تمدید چارچوب راه‌بردی سازمان ملل متحد برای افغانستان تا سال ۲۰۳۰ میلادی استقبال کرده و بر نقش این سازمان در رسیدگی به وضعیت افغانستان تاکید کرده است.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 163 بازدید

منابع محلی از ولایت بدخشان می‌گویند که یک دختر نوجوان در ولسوالی کران و منجان این ولایت به دلیل خشونت خانوادگی به زندگی‌اش پایان داده است. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این دختر نوجوان روز (شنبه، ۲۵ میزان) در روستای «دشت» از مربوطات ولسوالی کران و منجان با خوردن تریاک خودکشی کرده است. منبع تاکید کرد که این دختر نوجوان حدود ۲۰ سال سن داشته است. به گفته‌ی منبع، این دختر نوجوان توسط یکی از خواستگارهایش ربوده شده بود، اما به دلیل عدم رضایت به ازدواج خودکشی است. منبع افزوده است که این دختر به دلیل خشونت خانوادگی به زندگی‌اش پایان داده است. تا اکنون مسوولان محلی در ولایت بدخشان در این مورد چیزی نگفته‌اند. باید گفت که میزان خودکشی زنان و دختران در سراسر افغانستان پس از تسلط حکومت فعلی به‌طور چشم‌گیری افزایش یافته است. بیماری‌های روانی، عدم دسترسی به خدمات صحی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی خودکشی‌ها در بین زنان و جوانان بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


6 روز قبل - 131 بازدید

روزهایی بود که مریم آرزو می‌کرد کاش برای چند ساعت هم که شده، هیچ‌کس از او چیزی نخواهد؛ نه صاحب‌خانه کرایه‌اش را مطالبه کند، نه مادرش برای خرید دوا نگران باشد، نه خواهرانش از نیازهای مکتب سخن بگویند و نه کسی از او بپرسد که فردا چگونه زندگی خواهند کرد. دلش می‌خواست صبحی از خواب برخیزد و مانند دختران هم‌سن‌وسالش، بدون آن‌که سنگینی بار مسئولیت را بر شانه‌هایش احساس کند، به آینده بیندیشد. اما در زندگی او، حتی آرزو کردن نیز گاهی به کاری دشوار تبدیل می‌شد؛ زیرا هر آرزو، پیش از آن‌که در ذهنش شکل بگیرد، با پرسشی تلخ روبه‌رو می‌شد: هزینه آن را از کجا فراهم خواهد کرد؟ مریم بیست‌وسه سال داشت و در یکی از محله‌های کم‌درآمد کابل، همراه مادر و دو خواهر کوچک‌ترش زندگی می‌کرد. پدرش چند سال پیش، پس از یک دوره بیماری، درگذشته بود و از آن زمان، زندگی خانواده‌شان دگرگون شده بود. مادرش با خیاطی در خانه می‌کوشید بخشی از هزینه‌های روزانه را تأمین کند، اما درآمد اندک و نامنظم او برای پرداخت کرایه خانه، خرید مواد غذایی، تهیه دوا و برآورده ساختن نیازهای آموزشی دو دخترش کافی نبود. مریم پس از فراغت از مکتب امیدوار بود تحصیلاتش را ادامه دهد و شغلی پیدا کند که درآمد آن بتواند وضعیت زندگی خانواده‌اش را بهبود ببخشد؛ اما مشکلات اقتصادی او را زودتر از آن‌چه انتظار داشت، وارد دنیای دشوار کار و مسئولیت کرده بود. صبح‌های مریم با صدای زنگ ساعت آغاز نمی‌شد؛ او معمولاً پیش از آن‌که خانه‌های همسایه‌ها روشن شوند، از خواب بیدار بود. نخست به کارهای خانه رسیدگی می‌کرد، سپس لباس می‌پوشید و وسایل مورد نیازش را برمی‌داشت تا راهی کارگاه کوچک خیاطی در شهر شود. در مسیر راه، گاهی به دخترانی نگاه می‌کرد که با کتابچه‌های‌شان به سوی مکتب می‌رفتند یا با دوستان خود درباره درس و امتحان صحبت می‌کردند. مریم نیز زمانی چنین روزهایی داشت؛ روزهایی که نگرانی اصلی‌اش نمره امتحان و انتخاب رشته تحصیلی بود، نه پیدا کردن پول برای خرید نان و پرداخت کرایه خانه. او بارها با خود اندیشیده بود که زندگی چگونه می‌تواند در چند سال، انسان را تا این اندازه از آرزوهایش دور سازد. زمانی تصور می‌کرد پس از فراغت از مکتب، فرصت‌های زیادی پیش رویش قرار خواهند گرفت؛ اما وقتی برای پیدا کردن کار به فروشگاه‌ها و دفترهای خصوصی مراجعه کرد، با موانع گوناگونی روبه‌رو شد. بعضی کارفرمایان از او تجربه کاری می‌خواستند، برخی معاش اندکی پیشنهاد می‌کردند و در چند مورد نیز وعده استخدام به او داده شد، اما هیچ‌یک به نتیجه نرسید. سرانجام، از طریق یکی از آشنایان در یک کارگاه خیاطی مشغول کار شد؛ جایی که ساعت‌های طولانی کار می‌کرد، اما درآمدش هنوز نمی‌توانست تمام نیازهای خانواده را برآورده سازد. مریم از کار کردن گریزان نبود. او می‌دانست که برای تأمین زندگی باید تلاش کند و از این‌که می‌توانست با دستان خودش پولی به دست بیاورد، احساس رضایت داشت. آنچه خسته‌اش می‌ساخت، فاصله میان زحمتی بود که می‌کشید و نتیجه‌ای که به دست می‌آورد. گاهی تمام روز پشت ماشین خیاطی می‌نشست، چندین لباس را تکمیل می‌کرد و با دستانی خسته به خانه برمی‌گشت؛ اما پس از پرداخت هزینه رفت‌وآمد و خرید مواد غذایی، تقریباً چیزی برایش باقی نمی‌ماند. بعضی ماه‌ها نیز صاحب کارگاه به دلیل کاهش سفارش‌ها، معاش کارگران را با تأخیر می‌پرداخت و مریم ناچار می‌شد از صاحب‌خانه مهلت بیشتری بخواهد. در خانه، مادرش می‌کوشید نگرانی‌های خود را از فرزندانش پنهان کند، اما مریم به‌خوبی می‌فهمید که او نیز شب‌ها با فکر هزینه‌های فردا بیدار می‌ماند. گاهی مادرش می‌گفت که سفارش‌های خیاطی در خانه کمتر شده و مشتریان دیگر مانند گذشته لباس سفارش نمی‌دهند. در چنین روزهایی، مریم می‌کوشید کار بیشتری پیدا کند. از همسایه‌ها سفارش می‌گرفت، لباس‌های کهنه را ترمیم می‌کرد و هیچ فرصتی را که می‌توانست درآمد اندکی برای خانواده فراهم کند، از دست نمی‌داد. با وجود تمام این تلاش‌ها، مریم هنوز نمی‌توانست برای آینده خود برنامه روشنی داشته باشد. او می‌خواست مهارت‌های تازه بیاموزد، کار با کمپیوتر را یاد بگیرد و روزی در یک اداره یا شرکت مشغول کار شود؛ اما اشتراک در دوره‌های آموزشی به پول نیاز داشت و پس از ساعت‌های طولانی کار، زمان و انرژی چندانی برایش باقی نمی‌ماند. گاهی وقتی از کنار یک مرکز آموزشی می‌گذشت، به اعلان دوره‌های حرفه‌ای چشم می‌دوخت و با خود می‌گفت که اگر شرایط زندگی‌اش اندکی بهتر می‌بود، شاید می‌توانست یکی از این دوره‌ها را بگذراند و شغل مناسب‌تری پیدا کند. این فکر هم‌زمان که در دلش امید می‌کاشت، به او یادآوری می‌کرد که فقر چگونه می‌تواند حتی فرصت آموختن را از انسان بگیرد. با این همه، بزرگ‌ترین نگرانی مریم خودش نبود؛ دو خواهر کوچک‌ترش بودند که هنوز فرصت داشتند مسیر متفاوتی را در زندگی انتخاب کنند. او نمی‌خواست آنان نیز به دلیل مشکلات اقتصادی از آموزش و فرصت‌های پیشرفت محروم شوند. هرگاه خواهرانش به کتابچه، قلم یا لباس تازه نیاز پیدا می‌کردند، مریم می‌کوشید هر طور شده آن را تهیه کند. گاهی برای این کار از خرید وسایل مورد نیاز خودش صرف‌نظر می‌کرد و گاهی پولی را که برای روزهای دشوار کنار گذاشته بود، مصرف می‌کرد. او می‌دانست که نمی‌تواند همه مشکلات خانواده را یک‌باره حل کند، اما امیدوار بود دست‌کم بتواند آینده خواهرانش را بهتر از امروز خود بسازد. یک روز، وقتی مادرش به دلیل بیماری نتوانست به کارهای روزمره رسیدگی کند، مریم مجبور شد برای خرید دوا و پرداخت هزینه مراجعه به داکتر، بخشی از پول کرایه خانه را مصرف کند. تمام روز در کارگاه به این فکر می‌کرد که چگونه این کمبود را جبران خواهد کرد. پس از پایان کار، به چند آشنا زنگ زد تا شاید بتواند سفارش اضافی بگیرد، اما هیچ‌کس کار فوری نداشت. آن شب، وقتی به خانه برگشت، مادرش از او پرسید که آیا توانسته است پولی پیدا کند. مریم پاسخ روشنی نداشت. تنها گفت که تلاش می‌کند در روزهای آینده مقداری از پول را فراهم سازد. او نمی‌خواست مادرش را بیشتر نگران کند؛ به همین دلیل، پس از خوردن غذای ساده‌ای که در خانه آماده شده بود، دوباره پشت ماشین خیاطی نشست. خواهرانش در گوشه اتاق مشغول انجام تکالیف مکتب بودند و مادرش با نگرانی به دختر بزرگش نگاه می‌کرد. صدای ماشین خیاطی در سکوت خانه می‌پیچید و مریم، میان دوختن لباس و فکر کردن به هزینه‌های فردا، بار دیگر با واقعیتی روبه‌رو می‌شد که هر روز بخشی از توانش را می‌گرفت. او می‌دانست که فردا نیز باید صبح زود از خانه بیرون شود و روز دیگری را با همان مسئولیت‌ها آغاز کند؛ با این حال، در دل آرزو داشت روزی برسد که خانواده‌اش برای خرید دوا یا تهیه مواد غذایی، مجبور نباشد ساعت‌ها نگران پول بماند. آرزوی دیگر مریم این بود که روزی کارگاه کوچکی برای خودش داشته باشد. او می‌خواست در آن کارگاه، علاوه بر تأمین درآمد خانواده‌اش، برای چند زن دیگر نیز فرصت کار فراهم کند؛ زنانی که شاید مانند خودش، به دلیل فقر یا مسئولیت‌های خانوادگی نتوانسته بودند شغل مناسبی پیدا کنند. در تصورش، آن کارگاه تنها جایی برای دوختن لباس نبود؛ فرصتی بود برای آن‌که چند زن بتوانند با تکیه بر مهارت و تلاش خود، بخشی از مشکلات زندگی‌شان را حل کنند و با امید بیشتری به آینده بنگرند. تصور چنین روزی به مریم انگیزه می‌داد تا با وجود خستگی، به کار ادامه دهد. او می‌دانست که رسیدن به این هدف آسان نیست، اما نمی‌خواست تمام زندگی‌اش تنها به تلاش برای تأمین نیازهای روزانه محدود بماند. زندگی مریم بازتاب بخشی از واقعیت دشوار زنان جوان در افغانستان است؛ زنانی که برای یافتن کار مناسب، تأمین نیازهای خانواده و ساختن آینده‌ای بهتر تلاش می‌کنند، اما با فرصت‌های محدود اقتصادی و موانع اجتماعی روبه‌رو هستند. برای بسیاری از آنان، کار کردن تنها راه رسیدن به استقلال نیست، بلکه ضرورتی برای ادامه زندگی خانواده است. آنان گاهی ناچار می‌شوند آرزوهای شخصی خود را به تعویق بیندازند تا بتوانند نیازهای دیگر اعضای خانواده را تأمین کنند. در چنین شرایطی، فقر تنها سفره خانواده را کوچک‌تر نمی‌سازد؛ گاهی فرصت آموزش، رشد فردی و انتخاب آزادانه مسیر زندگی را نیز محدود می‌کند. مریم هنوز هم هر صبح از خانه بیرون می‌شود و به کارگاه می‌رود. هنوز هم وقتی معاشش را دریافت می‌کند، پیش از هر چیز به کرایه خانه، غذای خانواده و نیازهای خواهرانش می‌اندیشد. او نمی‌داند چه زمانی شرایط زندگی‌اش بهتر خواهد شد، اما نمی‌خواهد امیدش را از دست بدهد. خواسته‌اش زندگی تجملی نیست؛ او تنها می‌خواهد کار کند، درآمد کافی داشته باشد، مهارت‌های تازه بیاموزد و بتواند بدون نگرانی دائمی از فردا، برای زندگی خود تصمیم بگیرد. شاید برای بسیاری، این خواسته‌ها ساده به نظر برسند؛ اما برای دختری که هر روز میان مسئولیت‌های خانوادگی، درآمد اندک و آرزوهای نیمه‌تمام گرفتار است، رسیدن به همین خواسته‌های ساده می‌تواند به رؤیایی دور تبدیل شود. مریم همچنان تلاش می‌کند تا روزی مجبور نباشد میان نیازهای ضروری خانواده یکی را بر دیگری ترجیح دهد؛ روزی که بتواند بدون ترس از کمبود پول، برای درمان مادرش اقدام کند، نیازهای خواهرانش را برآورده سازد و بخشی از درآمدش را برای آینده خود کنار بگذارد. او هنوز در همان کارگاه کوچک کار می‌کند و هنوز بسیاری از آرزوهایش در انتظار فرصتی مناسب مانده‌اند؛ اما در دلش تصویری از زندگی دیگری دارد، زندگی‌ای که در آن تلاش کردن تنها برای زنده ماندن نباشد، بلکه راهی برای پیشرفت و ساختن آینده‌ای بهتر شود. شاید روزی مریم بتواند درهای کارگاه خودش را بگشاید و به زنانی که مانند او در میان فقر و مسئولیت گرفتارند، فرصت تازه‌ای بدهد. تا آن روز، او با دستان خسته و امیدی که هنوز خاموش نشده است، به دوختن ادامه می‌دهد؛ به این امید که فردا، برخلاف بسیاری از روزهای گذشته، تنها تکرار نگرانی‌های امروز نباشد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 146 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد اعلام کرد که از سال ۲۰۲۱ تا اکنون، بیش از ۲.۶ میلیون دختر در افغانستان از دسترسی به آموزش متوسطه محروم شده‌اند. این نهاد هشدار داده است که ممنوعیت آموزش دختران، پیامدهای گسترده‌ای بر آینده آنان و نظام‌های آموزشی و صحی افغانستان بر جای گذاشته است. در اعلامیه آمده است که با آغاز هر سال تعلیمی، دروازه‌های مکاتب تنها به روی بخشی از دانش‌آموزان باز می‌شود و دختران همچنان از ادامه تحصیل بازمانده‌اند. این سازمان در گزارش خود روایت شماری از دختران افغانستان را بازتاب داده است. شفیقه که هنگام بازگشت حکومت سرپرست به قدرت تنها ۱۰ سال داشت، می‌گوید که پس از پایان صنف ششم از ادامه آموزش محروم شد و با وجود تلاش برای ادامه یادگیری از طریق صنوف هنری و آموزش کمپیوتر، محدودیت‌ها به تدریج تمام فرصت‌های آموزشی را از او گرفته است. یونیسف نوشته است که بسیاری از دختران اکنون بیشتر وقت خود را در خانه سپری می‌کنند و از ارتباط با دوستان، آموزگاران و محیط آموزشی محروم مانده‌اند. این نهاد افزوده است که گزارش‌ها از افزایش انزوا و مشکلات روانی در میان دختران در سراسر افغانستان حکایت دارد. همچنین رابعه، دختر ۱۴ ساله‌ای که آرزو داشت پرستار شود، به یونیسف گفته است که خانه‌نشینی بر سلامت روانی او تأثیر گذاشته و محرومیت از آموزش باعث ناامیدی و سرخوردگی او شده است. یونیسف هشدار داده است که این وضعیت تنها بر آموزش دختران تأثیر نگذاشته، بلکه بخش صحت را نیز متاثر کرده است. این نهاد افزوده است در حالی که ورود دختران جوان به رشته‌های پزشکی محدود شده، شمار کارکنان زن در بخش صحت نیز کاهش یافته است. به گفته‌ی یونیسف، این وضعیت دسترسی بسیاری از زنان، به‌ویژه مادران باردار، به خدمات صحی را با مشکل روبرو کرده است. یونیسف در پایان بار دیگر خواستار بازگشایی مکاتب متوسطه و عالی به روی دختران شده و تأکید کرده است که حق آموزش دختران در افغانستان باید بدون تأخیر احیا شود.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 126 بازدید

تیم تکواندوی پناهندگان افغانستان در مالیزیا با کسب هشت مدال، شامل سه طلا، یک نقره و چهار برنز، در رقابت‌های قهرمانی Politeknik Championship در شهر کوالالامپور عملکرد درخشان از خود به نمایش گذاشت. در گزارش آمده است که این مسابقات روزهای ۱۰ و ۱۱ اکتوبر با حضور ورزشکاران در رده‌های سنی نونهالان و نوجوانان برگزار شد و دختران و پسران تکواندوکار اهل افغانستان در وزن‌های مختلف به مصاف حریفان خود رفتند. رسانه‌ها گزارش داده‌اند که در نخستین روز رقابت‌ها، ورزشکاران اهل افغانستان موفق به کسب پنج مدال، شامل دو طلا، یک نقره و دو برنز شدند. در ادامه آمده است که مریم عطایی پس از چهار پیروزی و راه‌یابی به دیدار نهایی، با شکست حریف خود با نتیجه دو بر یک، نخستین مدال طلای تیم را به دست آورد. همچنین رقیه خاوری نیز با چهار پیروزی پیاپی به فینال رسید و با برتری در مسابقه نهایی، دومین مدال طلا را به نام خود ثبت کرد. در عین حال، مروه‌ فتحی‌زاده پس از چهار پیروزی به دیدار نهایی راه یافت، اما با شکست در فینال به مدال نقره بسنده کرد. کسرا شیرزاد و ملیکا علی‌زاده نیز هرکدام یک مدال برنز برای تیم به دست آوردند. محمدجواد حسینی با وجود پیروزی در مسابقه نخست، در دیدار دوم شکست خورد و از کسب مدال بازماند. ستایش عطایی نیز با شکست در نخستین مسابقه از دور رقابت‌ها کنار رفت. در دومین روز مسابقات، تکواندوکاران اهل افغانستان سه مدال دیگر، شامل یک طلا و دو برنز، به مجموعه افتخارات خود افزودند. ابوالفضل علی‌زاده با چهار پیروزی، از جمله برتری در دیدار نهایی، مدال طلای این روز را کسب کرد. یگانه حسینی پس از دو پیروزی و شکست در مسابقه سوم به مدال برنز رسید و شهزاد افضلی نیز با راه‌یابی به مرحله نیمه‌نهایی و شکست در این مرحله، دیگر مدال برنز تیم را به دست آورد. نجمه میرزایی، دیگر نماینده تیم، در نخستین مسابقه شکست خورد و نتوانست به مدال دست یابد. تیم تکواندوی پناهندگان افغانستان در این رقابت‌ها با سرمربیگری فهیم‌الله برکی و سرپرستی ثناالله برکی حضور داشت. ورزشکاران این تیم پیش از مسابقات، تمرینات منظم و تخصصی را برای افزایش آمادگی جسمانی و فنی پشت سر گذاشته بودند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 121 بازدید

صوفیه سروری، ورزشکار رزمی اهل افغانستان افغانستان، در رقابت‌های بین‌المللی گرپلینگ «Grappling Industries» در شهر نورنبرگ آلمان، در دو بخش «GI» و «NOGI» به دو مدال طلا دست یافت. سروری در حساب کاربری فیسبوک خود نوشته است که روز ۱۱ اکتوبر در هر دو بخش مسابقات به میدان رفت و با ثبت چهار پیروزی، تمام حریفان خود را با استفاده از فن تسلیم‌کردن یا «سبمیشن» شکست داد. او عملکرد درخشانش موفق شد در هر دو رشته بر سکوی نخست ایستاده و دو مدال طلا به دست آورد. او در نخستین رقابت مقابل النا پرانتل سالچنر از اتریش به پیروزی رسید. صوفیه سروری در مسابقه دوم برابر فلن زاخاریا برنده شد. ورزشکار در دیدار سوم از سد ورونیکا مالتسف از آلمان گذشت و در مسابقه چهارم هم ورونیکا مالتسف آلمانی را مغلوب کرد. سروری این دستاورد ورزشی را به دختران افغانستان تقدیم کرده است. قابل ذکر است که این نخستین موفقیت مهم بین‌المللی صوفیه سروری در ماه‌های اخیر نیست. او در ۲۲ سنبله ۱۴۰۵ نیز در رقابت‌های آماتور گرپلینگ قهرمانی جهان در شهر کراکوف پولند، با کسب سه پیروزی پیاپی مدال طلا را به دست آورده بود. رقابت‌های قهرمانی جهان گرپلینگ آماتور و حرفه‌ای ADCC سال ۲۰۲۶ میلادی از ۱۱ تا ۱۳ سپتامبر در کراکوف برگزار شد. در حالی صوفیه سروری برنده دو مدال طلا می‌شود که زنان و دختران در سراسر افغانستان از رشته‌های ورزشی منع شدند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 169 بازدید

گاهی دردناک‌ترین لحظه‌های زندگی زمانی فرا می‌رسند که انسان هنوز آرزو دارد، اما راه رسیدن به آرزوهایش را بسته می‌بیند. مریم، دختر هفده‌ساله‌ای از افغانستان، هر روز با چنین احساسی از خواب بیدار می‌شود. او روزگاری صبح‌ها با شوق کتاب‌هایش را در بکس می‌گذاشت و به مکتب می‌رفت، اما اکنون بیشتر روزهایش میان کارهای خانه، نگرانی‌های خانواده و نگاه کردن به کتاب‌هایی می‌گذرد که مدت‌هاست فرصت استفاده از آن‌ها را مانند گذشته ندارد. مریم از شاگردان علاقه‌مند به آموزش بود و آرزو داشت در آینده داکتر شود. او می‌خواست روزی به بیمارانی کمک کند که به دلیل فقر توانایی پرداخت هزینه‌های درمان را ندارند و برای خانواده‌اش نیز تکیه‌گاهی باشد. وقتی از آینده سخن می‌گفت، با امید از روزی یاد می‌کرد که بتواند وارد دانشگاه شود و به هدفی که سال‌ها برای آن تلاش کرده بود، برسد. اما با محروم شدن دختران از ادامه آموزش بالاتر از صنف ششم، زندگی او نیز مانند هزاران دختر دیگر تغییر کرد. در آغاز باور داشت که این وضعیت موقتی است و به‌زودی دوباره به مکتب بازخواهد گشت، اما هرچه زمان گذشت، امیدش به بازگشت زودهنگام کم‌رنگ‌تر شد. اکنون مریم در کنار مادرش بیشتر وقت خود را صرف کارهای خانه می‌کند. پدرش کار دایمی ندارد و مشکلات اقتصادی خانواده، زندگی را برای همه دشوار ساخته است. او گاهی هنگام انجام کارهای روزمره به هم‌صنفی‌های سابقش فکر می‌کند و از خود می‌پرسد که اگر مکتب‌ها بسته نمی‌ماندند، اکنون در کدام صنف می‌بود و چقدر به آرزوهایش نزدیک‌تر می‌شد. با وجود این، تلاش می‌کند درس‌های گذشته را فراموش نکند و هرگاه فرصت پیدا کند، کتاب‌هایش را باز می‌کند و به خواندن ادامه می‌دهد؛ هرچند می‌داند که مطالعه در خانه نمی‌تواند جای آموزگار، صنف درس و فرصت آموزش منظم را بگیرد. گاهی مریم هنگام ورق زدن کتاب‌هایش مکث می‌کند و به درس‌هایی می‌اندیشد که قرار بود در صنف‌های بالاتر بیاموزد. نام مضمون‌ها، تمرین‌های نیمه‌تمام و یادداشت‌هایی که با دقت در کتابچه‌هایش نوشته بود، او را به روزهایی می‌برند که آینده برایش روشن‌تر به نظر می‌رسید. در آن روزها، مشکلات زندگی نیز وجود داشت، اما مریم باور داشت که با درس خواندن می‌تواند راهی برای تغییر شرایط خود و خانواده‌اش پیدا کند. اکنون این باور با پرسش‌های بی‌پاسخ همراه شده است: چگونه می‌تواند دانش خود را گسترش دهد؟ چگونه برای ورود به دانشگاه آماده شود؟ و اگر روزی فرصت بازگشت به مکتب فراهم شود، چگونه می‌تواند فاصله‌ای را که در این مدت میان او و آموزش ایجاد شده است، جبران کند؟ با این همه، مریم هنوز نمی‌خواهد کتاب‌هایش را کنار بگذارد. گاهی مطالب گذشته را مرور می‌کند، موضوع‌هایی را که برایش دشوار بوده‌اند دوباره می‌خواند و در ذهن خود درس‌هایی را تصور می‌کند که دوست داشت از آموزگارش بیاموزد. این تلاش‌ها شاید نتوانند جای آموزش رسمی را بگیرند، اما نشان می‌دهند که علاقه او به آموختن هنوز زنده است. مریم بیش از هر چیز به فرصتی نیاز دارد تا این علاقه را به دانشی گسترده‌تر و توانایی‌هایی عملی تبدیل کند؛ فرصتی که بتواند مسیر آینده‌اش را دوباره پیش رویش قرار دهد. مشکلات مریم تنها به محرومیت از آموزش خلاصه نمی‌شود. نگرانی از آینده، فقر خانواده و نامعلوم بودن فرصت‌های کاری نیز بر زندگی او سایه انداخته است. گاهی احساس می‌کند روزهایش بدون آن‌که قدمی به سوی آرزوهایش بردارد، سپری می‌شوند. او نمی‌خواهد باری بر دوش خانواده‌اش باشد؛ برعکس، آرزو دارد روزی بتواند با دانش و مهارت خود به آنان کمک کند. با این حال، وقتی درباره آینده فکر می‌کند، نمی‌داند چگونه می‌تواند به هدفش برسد، در حالی که ابتدایی‌ترین فرصت برای ادامه آموزش از او گرفته شده است. فراتر از آرزوی داکتر شدن، آنچه مریم می‌خواهد، داشتن حق انتخاب در زندگی است. او می‌خواهد بتواند درباره آینده‌اش تصمیم بگیرد، توانایی‌های خود را بشناسد و برای رسیدن به هدف‌هایش تلاش کند. آموزش برای او فقط راهی برای به دست آوردن یک وظیفه یا کسب درآمد نیست؛ آموزش فرصتی است برای شناخت جهان، پرورش اندیشه، افزایش اعتماد به نفس و مشارکت در زندگی اجتماعی. محرومیت از این فرصت، تنها یک دختر را از درس خواندن بازنمی‌دارد، بلکه بخشی از امکان رشد و شکوفایی او را نیز محدود می‌کند. وقتی دختران نتوانند دانش و مهارت‌های خود را گسترش دهند، جامعه نیز از توانایی‌هایی محروم می‌شود که می‌توانستند در بهبود وضعیت خانواده‌ها، پیشرفت اقتصادی و حل مشکلات اجتماعی نقش داشته باشند. با فرارسیدن روز جهانی دختر، مریم بیش از گذشته به زندگی خود و دخترانی می‌اندیشد که در شرایط مشابه قرار دارند. او می‌داند که دختران بسیاری در افغانستان، با وجود علاقه و توانایی، از ادامه آموزش محروم مانده‌اند و در کنار آن با مشکلات اقتصادی، محدودیت‌های اجتماعی و نگرانی درباره آینده روبه‌رو هستند. مریم آرزو دارد روزی برسد که هیچ دختری به دلیل دختر بودن از مکتب بازنماند و همه بتوانند بدون ترس از آینده، برای رسیدن به اهداف خود تلاش کنند. برای مریم، روز جهانی دختر تنها یک مناسبت در تقویم نیست؛ این روز یادآور آرزوهایی است که هنوز در انتظار فرصت تحقق یافتن هستند. او هنوز کتاب‌هایش را نگه داشته و امیدوار است روزی دوباره بکس خود را بردارد و به مکتب برگردد. مریم می‌خواهد درس بخواند، وارد دانشگاه شود و به انسانی تبدیل شود که همیشه آرزویش را داشته است. داستان او، روایت دختری است که با وجود دشواری‌های زندگی، هنوز از آینده دست نکشیده است؛ دختری که بیش از هر چیز، فرصت می‌خواهد تا بتواند توانایی‌هایش را نشان دهد و خودش برای زندگی‌اش تصمیم بگیرد. امید مریم تنها به بازگشت به صنف درس محدود نمی‌شود؛ او می‌خواهد روزی بتواند با آموخته‌هایش برای دیگران نیز مفید باشد. در ذهن خود، آینده‌ای را تصور می‌کند که در آن دختران بتوانند آزادانه درس بخوانند، استعدادهایشان را پرورش دهند و بدون آن‌که مجبور باشند میان آرزوهایشان و شرایط دشوار زندگی یکی را انتخاب کنند، مسیر دلخواه خود را بسازند. او باور دارد که اگر فرصت آموزش دوباره فراهم شود، دخترانی مانند او می‌توانند با تلاش و پشتکار، بخش زیادی از فاصله ایجادشده را جبران کنند. البته این مسیر به حمایت خانواده‌ها، دسترسی به امکانات آموزشی و فراهم شدن فرصت‌های واقعی برای ادامه تحصیل نیاز دارد. امید به تنهایی نمی‌تواند دروازه‌های بسته را باز کند، اما می‌تواند انگیزه‌ای باشد تا انسان در برابر دشواری‌ها تسلیم نشود و برای رسیدن به فردایی بهتر آماده بماند. در روز جهانی دختر، داستان مریم یادآور این است که هر دختر حق دارد آموزش ببیند، آرزو داشته باشد و برای ساختن آینده خود فرصت پیدا کند. دختران افغانستان به جای وعده‌های تکراری، به فرصت‌های واقعی برای آموزش، رشد و زندگی با عزت نیاز دارند؛ زیرا هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند از آینده‌ای روشن سخن بگوید، در حالی که دخترانش از حق آموختن محروم باشند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 133 بازدید

دفتر حقوق بشر سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که نابرابری برای بسیاری از دختران از سنین پایین آغاز می‌شود و عامل‌هایی چون فقر، جنگ، خشونت و محرومیت از آموزش، فرصت‌های زندگی آن‌ها را محدود می‌کند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۱۹ میزان) با نشر گزارشی گفته است که ۱۲۲ میلیون دختر در سراسر جهان از آموزش محروم‌اند و ۶۴۰ میلیون زن و دختر، در کودکی و در مجبوریت ازدواج کردند. دفتر حقوق بشر سازمان ملل متحد در ادامه تاکید دکرد که از هر هشت دختر و زن، یک تن پیش از ۱۸سالگی تجاوز یا خشونت جنسی را تجربه کرده است. این نهاد افزوده است که هر دختری حق دارد از فرصت برابر در زندگی برخوردار باشد، آموزش ببیند، در باره‌ی بدن خود آگاهانه تصمیم بگیرد و آینده‌اش را شکل دهد. دفتر حقوق بشر سازمان ملل متحد در ادامه تصریح کرد که آموزش باکیفیت، دسترسی به اطلاعات علمی و خدمات سلامت جنسی و باروری و شنیده‌شدن صدای دختران در تصمیم‌گیری‌های مربوط به زندگی‌ شان، برای تقویت برابری و کاهش خشونت مبتنی بر جنسیت اهمیت دارد. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب