برچسب: دختران

11 ساعت قبل - 110 بازدید

پولیس پولند اعلام کرد که در جستجوی سه خواهر اهل افغانستان به نام‌های سانا ۱۸ ساله، لیما ۱۶ ساله و مروه ۱۴ ساله است که چند رو روز پیش در شهر وارسا ناپدید شده‌اند و تاکنون با خانواده خود تماس نگرفته‌اند. پولیس ناحیه‌ی پنجم وارسا با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این سه خواهر در ۱۰ اسد حدود ساعت شش عصر از محل سکونت خود خارج شدند. به گفته‌ی پولیس، آخرین بار حدود ساعت ۸:۵۰ شب در یک ایستگاه تراموا در وارشو دیده شدند. آنان پیش از آن از یک فروشگاه خرید کرده بودند. پولیس گفته است که از زمان مشاهده آخر این سه دختر، هیچ اطلاعی از محل حضور آنان به دست نیامده و آن‌ها نه به خانه بازگشته‌اند و نه با اعضای خانواده خود تماس برقرار کرده‌اند. به گفته‌ی مقام‌های پولیس، این سه خواهر هنگام ناپدید شدن تلفن همراه و مدارک هویتی نیز همراه نداشتند. پولیس پولند از شهروندان خواسته است در صورت داشتن هرگونه اطلاعات درباره محل حضور این سه خواهر افغانستانی، موضوع را به مقام‌های مسوول گزارش دهند. قابل ذکر است که پولند در سال‌های اخیر یکی از مسیرهای اصلی عبور مهاجران و پناهجویان افغانستانی به کشورهای اروپای مرکزی و غربی، از جمله آلمان، بوده است. بخشی از مهاجران افغانستان پس از ورود به پولند درخواست پناهندگی می‌دهند، اما شماری دیگر تلاش می‌کنند از این کشور به مقصد کشورهای اروپای غربی سفر کنند. همچنین در مواردی، مقام‌های پولندی مهاجرانی را که واجد شرایط اقامت تشخیص داده نمی‌شوند، به کشورهای محل ورود یا کشورهای همسایه بازمی‌گردانند.

ادامه مطلب


24 ساعت قبل - 99 بازدید

صدای ورق خوردن کتاب، تنها صدایی بود که سکوت اتاق را می‌شکست. بیرون، چند کودک در کوچه خاکی روستا با هیاهو بازی می‌کردند، اما زهره انگار هیچ‌یک از آن صداها را نمی‌شنید. کتاب زبان انگلیسی را که سال‌ها پیش یکی از دوستانش به او هدیه داده بود، آرام بست، دستش را بر جلد رنگ‌ورورفته آن کشید و لحظه‌ای چشم‌هایش را بست. روی نخستین صفحه کتاب، با خطی کودکانه نوشته شده بود: «زهره؛ صنف نهم». هر بار که نگاهش به این نوشته می‌افتاد، احساس می‌کرد زمان همان‌جا متوقف شده است؛ در روزهایی که هنوز با کیف مکتب از خانه بیرون می‌رفت، برای امتحان‌ها درس می‌خواند و آینده را روشن‌تر از امروز می‌دید. اکنون اما همان کتاب، سال‌هاست که تنها همدم شب‌های اوست؛ نه برای آماده شدن به امتحان و نه برای رسیدن به دانشگاه، بلکه برای زنده نگه داشتن خاطره روزهایی که هنوز حق آموزش از او گرفته نشده بود. زهره دختری از یکی از روستاهای ولایت بلخ است؛ جایی که بیشتر خانه‌ها از خشت و گل ساخته شده‌اند، کوچه‌ها در تابستان زیر گرد و غبار و در زمستان در گل‌ولای فرو می‌روند و بیشتر خانواده‌ها از راه کشاورزی، دامداری یا کارگری روزمزد امرار معاش می‌کنند. پدر او نیز سال‌ها با کار روی زمین‌های مردم و کارگری فصلی، هزینه زندگی خانواده را فراهم می‌کرد. درآمدشان اندک بود، اما آرزویی بزرگ در خانه‌شان نفس می‌کشید؛ اینکه دخترشان درس بخواند و آینده‌ای بهتر از پدر و مادرش بسازد. از همان سال‌های نخست مکتب، زهره به درس علاقه فراوانی داشت. هر روز پس از بازگشت از مکتب، لباسش را عوض می‌کرد، به مادرش در کارهای خانه کمک می‌کرد و سپس گوشه‌ای می‌نشست و درس‌هایش را مرور می‌کرد. معلمانش بارها به پدرش گفته بودند که دخترش استعداد کم‌نظیری دارد و اگر فرصت ادامه تحصیل برایش فراهم باشد، می‌تواند تا دانشگاه پیش برود. اما همه آن امیدها، ناگهان در یک روز متوقف شد. روزی که دروازه‌های مکتب به روی دختران بسته شد، زهره تا ساعت‌ها باور نمی‌کرد که دیگر اجازه رفتن به صنف را ندارد. همان روز کیفش را کنار اتاق گذاشت و هفته‌ها به آن دست نزد. هر صبح، بی‌اختیار زود از خواب بیدار می‌شد، نگاهش را به لباس مکتبش می‌دوخت و دوباره در سکوت می‌نشست؛ گویی هنوز منتظر بود کسی بیاید و بگوید همه این اتفاق‌ها تنها یک سوءتفاهم بوده است. اما هفته‌ها به ماه و ماه‌ها به سال تبدیل شد. در آن روزهای دشوار، زهره تصمیم گرفت درس را رها نکند. یکی از دوستانش به او خبر داد که برخی آموزگاران و نهادهای آموزشی، صنف‌های آنلاین برگزار می‌کنند. خانواده تنها یک تلفن همراه ساده داشتند که بیشتر اوقات در اختیار پدر بود. شب‌ها، وقتی پدر از کار بازمی‌گشت، زهره گوشی را برمی‌داشت و تا نیمه‌های شب، با اینترنت ضعیف و قطع‌ووصلی‌های مداوم، درس‌های زبان انگلیسی، کمپیوتر و برنامه‌های آموزشی دیگر را دنبال می‌کرد. گاهی برای پیدا کردن آنتن بهتر، ناچار می‌شد به پشت‌بام خانه برود. زمستان، سرمای سوزناک استخوان‌هایش را می‌لرزاند و تابستان، گرمای طاقت‌فرسا نفس کشیدن را دشوار می‌کرد، اما او همچنان هدفون را در گوش می‌گذاشت و تلاش می‌کرد حتی یک جمله از درس را از دست ندهد. در طول دو سال، ده‌ها کتاب الکترونیکی دانلود کرد، واژه‌های تازه انگلیسی را در دفترچه‌ای کوچک نوشت و هر روز ساعت‌ها تمرین کرد. تنها آرزویش این بود که اگر روزی درهای مکتب دوباره گشوده شد، از هم‌صنفی‌هایش عقب نمانده باشد. اما در همان روزها، زندگی خانواده نیز هر روز دشوارتر می‌شد. خشکسالی، کاهش درآمد، گرانی و بیکاری، فشار سنگینی بر دوش خانواده گذاشته بود. پدر دیگر مانند گذشته توان کار کردن نداشت و مادر با خیاطی ساده برای همسایه‌ها، تنها درآمد اندکی به دست می‌آورد. برادر کوچک‌تر زهره نیز برای کمک به تأمین هزینه‌های خانه، درس را رها کرد و در بازار شاگردی پیشه گرفت. زهره بارها از پدرش خواست اجازه دهد کاری پیدا کند؛ حتی اگر خیاطی، آموزش کودکان یا هر کار ساده دیگری باشد. او می‌خواست سهمی در تأمین مخارج خانواده داشته باشد، اما فرصت‌های شغلی برای دختران بسیار محدود بود و هر دری که کوبید، بسته ماند. روزها یکی پس از دیگری سپری می‌شد و نگرانی خانواده بیشتر از گذشته سایه می‌انداخت. هزینه خوراک، دوا و دیگر نیازهای اولیه زندگی هر روز افزایش می‌یافت و درآمد اندک خانواده دیگر پاسخگوی مخارج روزمره نبود. در همین روزها، یکی از بستگان نزدیک برای خواستگاری زهره آمد. خانواده داماد نیز زندگی مرفهی نداشتند، اما دست‌کم پسرشان شغلی داشت و می‌توانست زندگی ساده‌ای را اداره کند. پدر زهره شب‌های زیادی را تا دیروقت بیدار می‌ماند. او بارها با همسرش درباره آینده دخترشان گفت‌وگو کرد. هیچ‌کدام نمی‌خواستند زهره در آن شرایط ازدواج کند، اما هر بار که سفره شام کوچک‌تر می‌شد و نگرانی از فردا بیشتر، احساس می‌کردند انتخاب دیگری پیش رویشان باقی نمانده است. شبی که پدر موضوع خواستگاری را با زهره در میان گذاشت، دختر تنها سکوت کرد. نه مخالفتی کرد و نه اشکی ریخت. فقط نگاهش را به قفسه کتاب‌هایش دوخت؛ همان کتاب‌هایی که دو سال تمام با امید بازگشایی مکتب‌ها کنارشان مانده بود. چند هفته بعد، مراسمی ساده برگزار شد و زهره خانه پدر را ترک کرد. هنگام جمع کردن وسایلش، پیش از هر چیز کتاب‌هایش را در صندوقچه گذاشت. مادرش با تعجب پرسید: «این‌ها را هم می‌بری؟» زهره لبخند تلخی زد و گفت: «اگر همه‌چیز را از آدم بگیرند، نباید دانش را از خودش بگیرند.» امروز، هرچند مسئولیت‌های زندگی مشترک بخش بزرگی از وقت او را گرفته است، اما هنوز هر شب، پس از پایان کارهای خانه، کتابی را باز می‌کند. گاهی زبان انگلیسی تمرین می‌کند، گاهی کتاب‌های ادبی می‌خواند و گاهی دفترچه یادداشت‌های قدیمی‌اش را ورق می‌زند. او می‌گوید مطالعه برایش تنها درس خواندن نیست، بلکه راهی برای زنده نگه داشتن امید است؛ امیدی که اگر خاموش شود، احساس می‌کند بخشی از وجودش را از دست داده است. گاهی دختران کوچک همسایه نزد او می‌آیند تا خواندن و نوشتن بیاموزند. زهره با حوصله هر آنچه را آموخته است به آنان یاد می‌دهد. او باور دارد اگر حتی یک دختر فرصت سوادآموزی پیدا کند، آینده یک خانواده نیز می‌تواند دگرگون شود. با وجود همه آنچه بر او گذشته، هنوز آرزوهایش را کنار نگذاشته است. می‌گوید اگر امروز درهای مکتب‌ها و دانشگاه‌ها دوباره باز شوند، بی‌درنگ کتاب و قلمش را برمی‌دارد و از همان جایی که ناچار به توقف شد، ادامه می‌دهد. او از مسئولان می‌خواهد دختران افغانستان را از حق آموزش محروم نکنند. به باور او، آموزش تنها آینده یک دختر را نمی‌سازد، بلکه آینده یک خانواده، یک جامعه و حتی یک کشور را دگرگون می‌کند. او همچنین خواهان فراهم شدن فرصت‌های آموزشی و شغلی برای زنان است تا هیچ دختری تنها به دلیل فقر، ناچار نشود میان ادامه تحصیل و ازدواج یکی را انتخاب کند. زهره در پایان می‌گوید: «من هنوز هر شب کتاب می‌خوانم، چون باور دارم روزی دوباره درهای مکتب و دانشگاه باز می‌شود. آرزو دارم آن روز، هیچ دختری مجبور نباشد مانند من رؤیاهایش را میان صفحه‌های کتاب پنهان کند. ما چیز زیادی نمی‌خواهیم؛ فقط فرصت می‌خواهیم؛ فرصت درس خواندن، کار کردن و ساختن آینده‌ای که سال‌ها برایش تلاش کرده‌ایم.» نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 روز قبل - 58 بازدید

منابع محلی از ولایت ننگرهار می‌گویند که جسد یک دختر ‌‏۱۲ ساله در شهر جلال‌آباد، مرکز این ولایت پیدا شده است‎.‎ دست‌کم دو منبع گفته‌اند که جسد این دختر امروز (پنج‌شنبه، ۱۵ ‏اسد) در منطقه‌ی «بابریان» مربوط به ناحیه سوم شهر ‏جلال‌آباد، مرکز ولایت ننگرهار کشف شده است‎.‎ منبع در ادامه تاکید کرده است که هویت این دختر تا کنون مشخص نشده ‏است. به گفته‌ی منبع، باشندگان محل جسد او را به مقام‌های محلی حکومت سرپرست در ولایت ننگرهار ‏تحویل داده‌اند‎.‎ تا کنون چگونگی مرگ این کودک روشن نیست، اما به‌گفته‌ی ‏منابع، آثاری از خشونت بر بدن این دختر دیده می‌شود و ‏شواهد اولیه نشان می‌دهد که او براثر خفه‌شدن جان باخته ‏است‎.‎ ‏ مقام‌های طالبان در ننگرهار هنوز درباره‌ی این رویداد ‏اظهارنظری نکرده‌اند‎.‎ قابل ذکر است که از زمان تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، موارد متعددی از قتل زنان به‌دست اعضای خانواده‌های‌شان از ولایت‌های مختلف کشور گزارش شده است. بیماری‌های روانی، خصومت شخصی، ازدواج‌های اجباری، خشونت خانوادگی و فشار‎های روحی ناشی از فقر و بیکاری عوامل اصلی این قتل‌ها بیان شده است. همچنین با تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان اکثریت نهادهای حامی حقوق زنان متوقف شده است. زنان در افغانستان چون گذشته با مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی، دیگر نمی‌توانند برای خشونت‌های وارده‌ی شان شکایت کنند و این‌گونه خشونت‌‌ها پایدار باقی مانده و افزایش پیدا می‌کند.

ادامه مطلب


7 روز قبل - 99 بازدید

دیدبان حقوق افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که یک نسل از دختران افغانستان هنوز در انتظار نشستن در صنف درسی هستند. این نهاد امروز (شنبه، ۱۰ اسد) همزمان با هزار و ۷۷۵ روز از ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران، با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که رویاهای دختران بازمانده از آموزش از بین نرفته و تنها به تأخیر افتاده است. دیدبان حقوق افغانستان در ادامه تاکید کرده است که صدای دختران افغانستان نباید فراموش شوند و آن‌ها باید اجازه یابند که به صنف درسی بازگردند. این نهاد پیش از این نیز بارها، خواستار فراهم‌سازی فرصت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران در افغانستان شده است. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 86 بازدید

جورجیت گانیون، سرپرست یوناما بار دیگر از مقامات مسوولان حکومت سرپرست افغانستان خواست محدودیت‌های آموزشی دختران را لغو و زمینه بازگشت آنان به آموزش در همه سطوح را فراهم کنند. خانم گانیون در جریان سفر به ولسوالی استالف ولایت کابل، از یک مکتب ابتداییه دخترانه بازدید کرد و گفته است که دختران باید بتوانند به تحصیل خود ادامه دهند و در توسعه و پیشرفت افغانستان نقش داشته باشند. ویدیوی منتشرشده از سوی یوناما نشان می‌دهد که خانم گانیون در این سفر با مقام‌های محلی و شماری از بزرگان محل دیدار کرده و درباره چالش‌ها، نیازهای اقتصادی و مسائل آموزشی در ولسوالی استالف گفتگو کرده است. او در این سفر از یک لابراتوار کمپیوتر که با حمایت سازمان ملل در یک مکتب ابتداییه دخترانه ایجاد شده نیز بازدید کرد و بر اهمیت دسترسی دختران به فناوری اطلاعات و مهارت‌های دیجیتال تاکید کرد. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را متوقف کردند و در دسامبر ۲۰۲۲ نیز دختران و زنان را از ادامه تحصیل در دانشگاه‌ها منع کردند. افغانستان اکنون تنها کشوری در جهان است که دختران از آموزش متوسطه و عالی محروم هستند. بر اساس آمار سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو)، بیش از ۲.۵ میلیون دختر در افغانستان از حق آموزش محروم‌اند و در صورت ادامه این ممنوعیت، شمار آنان تا سال ۲۰۳۰ به بیش از چهار میلیون نفر خواهد رسید. همچنین یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد نیز هشدار داده است که تداوم این محدودیت‌ها تا سال ۲۰۳۰ می‌تواند افغانستان را با کمبود بیش از ۲۰ هزار معلم زن و ۵۴۰۰ کارمند زن در بخش صحت روبرو کند. یونیسف می‌گوید که ادامه محرومیت دختران از آموزش، علاوه بر آسیب به نظام آموزشی، خطر ازدواج زودهنگام، کاهش حضور زنان متخصص در بخش‌های آموزش و صحت و افزایش مرگ‌ومیر مادران و نوزادان را نیز در پی خواهد داشت.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 71 بازدید

کمیته‌ی بین‌المللی صلیب سرخ در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به دختران و زنانی که در اثر انفجار ماین‌ها دچار معلولیت شده کمک می‌کند دوباره سر پای خود بایستند. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۸ اسد) با شریک‌سازی داستان دختری به نام یلدا که پای خود را در انفجار یک ماین زمینی از دست داده، گفته است که با فراهم‌سازی پای مصنوعی و خدمات توان‌بخشی به او کمک کرده که دوباره راه برود. کمیته بین‌المللی صلیب سرخ در ادامه تاکید کرده است که یلدا وقتی پایش را از دست داد هشت سال داشت و برای مدت‌ها به این باور بود که آینده‌اش به پایان رسیده است. به گفته‌ی این نهاد، امروز هر گامی که یلدا برمی‌دارد، نمادی از شجاعت و امید است. قابل ذکر است که انفجار ماین‌ها و مهمات‌ به‌جامانده از جنگ هنوز هم از شهروندان افغانستان به ویژه کودکان قربانی می‌گیرد. بر اساس آمار قبلی اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های انسان‌دوستانه‌ی سازمان ملل متحد ماهانه نزدیک به ۶۰ تن در افغانستان در اثر انفجار مهمات به‌جامانده از جنگ کشته یا دچار معلولیت می‌شوند که بیش‌تر شان کودکان هستند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 77 بازدید

جنبش زنان مقتدر افغانستان، در فراخوانی جهانی برای پشتیبانی از حق آموزش دختران، از سازمان ملل متحد، نهادهای حقوق‌بشری و دولت‌ها خواست که برای بازگشایی فوری مکتب‌ها به روی دختران در افغانستان اقدام مؤثر انجام دهد. این جنبش، به مناسبت نزدیک‌شدن به پنج‌سالگی ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران، از سازمان ملل و دولت‌ها خواسته است که در برابر محرومیت ساختارمند دختران از آموزش سکوت نکنند. در اعلامیه آمده است که سازمان‌ ملل و دولت‌ها اجازه ندهند که بحرانی کنونی آموزش دختران به وضعیتی عادی و فراموش‌شده بدل شود. جنبش زنان مقتدر افغانستان تاکید کرد که دختران افغانستان تنها از رفتن به مکتب محروم نشده‌اند؛ بلکه رویاها، استعدادها و فرصت‌های ساختن آینده‌ نیز از آن‌ها گرفته شده است. همچنین این جنبش خواستار پشتیبانی جدی و عملی سازمان ملل و نهادهای مدنی از حق آموزش دختران افغانستان شده و تاکید کرده است که صدای دختران محروم از آموزش باید به گوش جهان برسد و از حق آن‌ها دفاع شود. جنبش زنان متقدر افغانستان در ادامه افزوده است که سکوت در برابر محرومیت دختران افغانستان از آموزش، به معنای نادیده‌گرفتن آینده‌ی یک نسل است. تا ۱۹ روز دیگر ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران وارد ششمین سال خود می‌شود.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 91 بازدید

دیدبان حقوق افغانستان در واکنش به دوام ممنوعیت آموزش دختران، می‌گوید که هر روزی که از آموزش دختران می‌گذرد، هرگز باز نمی‌گردد. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که دختران افغانستان، هنوز در انتظار یک صنف درسی، یک کتاب و آینده‌ی خود هستند. دیدبان حقوق افغانستان در ادامه تاکید کرده است که جهان نباید در برابر محرومیت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران خاموش بماند. این نهاد خواستار فراهم‌سازی فرصت بازگشت دختران به مکتب شده است. در ادامه آمده است که یک هزار و ۷۷۰ روز از ممنوعیت دختران بالاتر از صنف ششم از آموزش سپری شده است. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 110 بازدید

یک بنیاد خیریه در هرات، با هزینه‌ی دو میلیون و ۴۰۰ هزار دالر، یک مکتب دخترانه با ظرفیت یک هزار دانش‌آموز ساخته است. مسوولان بنیاد خیریه می‌گویند که این مکتب در پنج طبقه و با امکانات آموزشی ساخته شده و ظرفیت پذیرش یک ‌هزار دانش‌آموز را دارد. در اعلامیه آمده است که آموزش در این مکتب تا پایان صنف ششم به‌صورت رایگان ارائه می‌شود و دانش‌آموزان آن از میان دختران خانواده‌های نیازمند انتخاب خواهند شد. مسوولان این بنیاد خیریه تاکید کرده است که هدف از اجرای این پروژه، فراهم‌کردن زمینه‌ی دسترسی بیشتر دختران به آموزش ابتدایی و کاهش بخشی از کم‌بود فضاهای آموزشی در هرات است. در سال‌های اخیر، شماری از بنیادهای خیریه و نهادهای امدادرسان در افغانستان به ساخت و تجهیز مکتب‌ها و دیگر زیرساخت‌های آموزشی و عمومی اقدام کرده‌اند. با این حال، کمبود ساختمان‌های آموزشی، به‌ویژه در مناطق روستایی، همچنان یکی از چالش‌های نظام آموزشی افغانستان به شمار می‌رود. همچنین نهادهای بین‌المللی تاکید کرده‌ است که کمبود زیرساخت‌های آموزشی نباید بهانه‌ای برای محروم‌کردن کودکان، به‌ویژه دختران، از آموزش باشد. یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد بارها خواستار دسترسی همه کودکان به آموزش شده و تاکید کرده که ادامه‌ی محرومیت دختران از آموزش، پیامدهای جدی برای آینده‌ی این کشور خواهد داشت. در حالی این بنیاد خیریه برای حدود یک هزار شاگرد دختر مکتب می‌سازد که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 69 بازدید

منابع محلی از ولایت دایکندی می‌گویند که یک دختر ‏۲۱ ساله در ولسولی سنگ‌تخت‌وبندر که قصد داشت با یک پسر فرار کند، توسط پدرش به قتل رسیده ‏است.‏ دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این دختر باشنده‌ی روستای «سیاه‌خرک‌ وترمه»ی ولسوالی ‏سنگ‌تخت‌وبندر بود و دو روز قبل توسط پدرش با سلاح شکاری ‌‏(چره‌ای) کشته شده است.‏ منبع از این دختر به نام حلیمه یاد کرده است منبع تاکید کرد که این دختر قصد داشت با یک پسر تاجیک‌تبار به ‏طرف کابل فرار کند، اما در بازار سنگ‌تخت‌وبندر، هنگام سوارشدن ‏موتر شناسایی شد. منبع افزوده است که این پسر باشنده‌ی دایکندی نیست ‏و برای فراردادن دختر به این ولایت آمده بود.‏ همچنین منبع خاطر نشان کرد که این دختر و پسر پس از شناسایی ابتدا به حوزه امنیتی ‏منتقل شده بودند و پس از آن دختر به خانواده‌اش تحویل داده شده بود.‏ منبع گفت که دختر شب را در خانه‌ی پدرش گذرانده و صبح توسط پدرش ‏با سلاح چره‌ای کشته شده است. منبع از پدر دختر به‌نام «صفدر» ‏نام برد و گفت که او خودش به حوزه امنیتی رفته و گفته است که ‏دخترش را کشته است. به‌گفته‌ی منابع، این مرد اکنون در مرکز ‏ولسوالی سنگ‌تخت‌وبندر در زندان است.‏ فرار دختران با پسران جوان که عمدتا به قصد ازدواج انجام می‌شود، در ‏دایکندی تبدیل به امر معمول شده است.‏ حکومت سرپرست این کار را فرار از منزل می‌دانند و آن را جرم‌انگاری کرده‌اند. ‏دولت افراد را به اتهام فرار از منزل در ملاءعام شلاق می‌زند.‏

ادامه مطلب