برچسب: اخراج اجباری

2 ساعت قبل - 54 بازدید

هوای کابل در آن صبح خاک‌آلود، هنوز کاملاً روشن نشده بود که «حاجی رحمانی» از خواب نیم‌بندش بیدار شد؛ نه به این خاطر که استراحت کرده بود، بلکه به این دلیل که دیگر خواب برایش معنا نداشت. سقف کوتاه و ترک‌خورده اتاق، درست بالای سرش، مثل باری سنگین روی سینه‌اش افتاده بود و هر بار که چشم باز می‌کرد، احساس می‌کرد در این اتاق نه نفس می‌تواند بکشد و نه امیدی برای فردا دارد. در گوشه دیگر اتاق، پنج کودک با هم در یک بستر کهنه و نازک خوابیده بودند؛ پاهای‌شان درهم پیچیده، صورت‌های‌شان لاغر و رنگ‌پریده و نفس‌های‌شان آرام اما سنگین، انگار حتی خواب هم نتوانسته بود خستگی‌شان را کم کند. زن خانه، «زینب»، کنار دیوار نشسته بود، بیدار، با چشمانی که سرخ شده بود؛ معلوم نبود از بی‌خوابی یا از گریه‌های پنهانی شبانه. این خانه، اگر می‌شد نامش را خانه گذاشت، تنها یک اتاق نمور در یکی از پس‌کوچه‌های خاکی کابل بود که ماهانه هفت هزار افغانی کرایه داشت؛ رقمی که برای صاحب‌خانه شاید عادی بود، اما برای این خانواده مثل طنابی بود که هر روز بیشتر دور گلوی‌شان تنگ می‌شد. سال‌ها پیش، وقتی این خانواده به پاکستان رفته بودند، امید داشتند که فقط برای مدتی کوتاه بمانند، اما آن «مدت کوتاه» تبدیل به سال‌هایی طولانی شد؛ سال‌هایی که در آن، با همه سختی‌ها، حداقل یک نظم شکننده وجود داشت. حاجی رحمانی در آنجا کارگر ساختمان بود؛ صبح‌ها کار می‌کرد، عصرها خسته اما با دست خالی برنمی‌گشت. بچه‌ها گاهی به مکتب می‌رفتند، یا دست‌کم در کوچه بازی می‌کردند بدون اینکه سایه سنگین گرسنگی همیشه بالای سرشان باشد. اما هیچ‌وقت «خانه» نبودند. همیشه یک حس موقتی بودن، یک نگاه تحقیرآمیز از سوی دیگران، و یک ترس از اخراج، مثل سایه دنبال‌شان می‌آمد. وقتی مجبور شدند برگردند، در ذهن‌شان این بود که بازگشت یعنی پایان آن تحقیر، یعنی دوباره صاحب خاک خود شدن. اما حالا، در کابل، می‌دیدند که فقر، حتی از غربت هم بی‌رحم‌تر است. روزهای اول، حاجی رحمانی با همان عادت قدیمی، صبح زود به چهارراه‌هایی می‌رفت که کارگران روزمزد جمع می‌شدند. مردان زیادی مثل خودش، با دست‌های پینه‌بسته، چشم‌های خسته و لباس‌های خاک‌آلود، در کنار هم می‌ایستادند و منتظر می‌ماندند. بعضی‌ها شوخی می‌کردند، بعضی‌ها خاموش بودند، اما در نگاه همه‌شان یک سوال مشترک بود: «امروز نان پیدا می‌شود یا نه؟» موترهایی که گاهی می‌آمدند، مثل یک امید کوتاه بودند؛ چند نفر را انتخاب می‌کردند و می‌بردند، و بقیه فقط نگاه می‌کردند. بیشتر روزها، نوبت به حاجی رحمانی نمی‌رسید. او تا ظهر، تا عصر، گاهی تا نزدیک غروب می‌ایستاد، اما وقتی هیچ‌کس او را صدا نمی‌زد، آرام آرام راه خانه را پیش می‌گرفت؛ با قدم‌هایی سنگین‌تر از همیشه. برگشتن به خانه سخت‌ترین بخش روز بود. نه به خاطر راه طولانی، بلکه به خاطر نگاه‌هایی که منتظرش بودند. بچه‌ها وقتی صدای در را می‌شنیدند، اول با امید به طرفش می‌دویدند، اما وقتی دست خالی‌اش را می‌دیدند، آهسته عقب می‌رفتند. زینب چیزی نمی‌گفت، اما سکوتش از هر سرزنشی دردناک‌تر بود. شب‌ها، وقتی چراغ کم‌نور اتاق روشن بود، همه دور یک سفره ساده می‌نشستند؛ اگر چیزی برای خوردن بود. بیشتر شب‌ها، نان خشک و چای، گاهی هم فقط آب گرم. صدای جویدن نان خشک در آن سکوت، مثل صدای شکستن چیزی در درون آدم بود. کرایه خانه مثل یک کابوس دائمی در زندگی‌شان حضور داشت. صاحب‌خانه مردی بود که هرچند وقت یک‌بار می‌آمد، در را محکم می‌کوبید و با صدایی که سعی می‌کرد آرام باشد اما تهدید در آن پنهان بود، می‌گفت: «کرایه را آماده کنید.» حاجی رحمانی هر بار سرش را پایین می‌انداخت و وعده می‌داد. وعده‌هایی که خودش هم می‌دانست چقدر سست است. چند بار زینب پیشنهاد داد که شاید باید به جای ارزان‌تر بروند، اما ارزان‌تر از اینجا دیگر چیزی نبود؛ یا اگر بود، حتی قابل زندگی هم نبود. یک روز، وقتی حاجی رحمانی از چهارراه ناامید برگشته بود، کنار سرک مردی را دید که کفش رنگ می‌کرد. مردی با یک صندوق چوبی کهنه، چند برس، و چند قوطی رنگ که کنار پیاده‌رو نشسته بود و با دقت کفش‌های مشتری را برق می‌انداخت. مردم می‌آمدند، می‌نشستند، چند دقیقه صبر می‌کردند و بعد با کفش‌های براق و چند افغانی کمتر، می‌رفتند. حاجی رحمانی مدتی طولانی به آن مرد نگاه کرد. در دلش چیزی میان شرم و نیاز درگیر شد. سال‌ها کارگری کرده بود، کارهای سخت، کارهایی که بدن را می‌شکست، اما این کار… این کار برایش نوعی شکست به نظر می‌رسید. اما وقتی به یاد صورت‌های گرسنه بچه‌هایش افتاد، آن حس شرم آرام آرام جای خود را به یک تصمیم تلخ داد. فردای آن روز، با پولی که از یک همسایه قرض گرفت، یک صندوق دست‌دوم خرید، چند برس و قوطی رنگ. وقتی اولین بار کنار سرک نشست، احساس کرد تمام شهر به او نگاه می‌کند. انگار هر رهگذری او را می‌شناسد و می‌داند که او روزی کارگر ساختمان بوده و حالا به اینجا رسیده است. دست‌هایش می‌لرزید، نه از سرما، بلکه از سنگینی این تغییر. اما وقتی اولین مشتری آمد و کفشش را جلویش گذاشت، او بی‌صدا کارش را شروع کرد. وقتی کار تمام شد و چند افغانی در دستش گذاشته شد، حاجی رحمانی برای اولین بار در آن روز، نفس عمیقی کشید. پول کم بود، اما واقعی بود؛ چیزی که می‌توانست به خانه ببرد. از آن روز به بعد، زندگی‌اش به کنار همان سرک گره خورد. صبح‌ها زود می‌آمد، صندوقش را می‌گذاشت، و تا شام کار می‌کرد. بعضی روزها مشتری زیاد بود، بعضی روزها تقریباً هیچ. گرد و خاک، دود موترها، صدای بوق‌ها، و نگاه‌های بی‌تفاوت مردم، بخشی از روزمره‌اش شده بود. گاهی کودکان دیگر به او نگاه می‌کردند، گاهی رهگذران بدون توجه از کنارش می‌گذشتند. او یاد گرفته بود که نگاه‌ها را نبیند، فقط برس را بردارد و کارش را بکند. در خانه، وضعیت تغییری نکرده بود، فقط شکلش عوض شده بود. حالا حداقل گاهی چیزی بیشتر از نان خشک وجود داشت، اما هنوز هم کم بود. زینب سعی می‌کرد با همان پول اندک، غذا درست کند؛ گاهی کمی برنج، گاهی شوربا. اما بچه‌ها همیشه سیر نمی‌شدند. لباس‌های‌شان کهنه‌تر می‌شد، کفش‌های‌شان پاره‌تر. زمستان که نزدیک شد، نگرانی تازه‌ای به همه چیز اضافه شد؛ سرما. دختر بزرگ خانواده، مریم، بیش از همه تغییر کرده بود. او قبلاً در پاکستان درس می‌خواند و آرزوهای بزرگی داشت. حالا بیشتر وقتش را در خانه می‌گذراند، کمک مادرش می‌کرد، و گاهی به بیرون نگاه می‌کرد؛ به کوچه، به دخترانی که از کنارشان می‌گذشتند. در چشمانش چیزی بود که شبیه خاموش شدن یک چراغ بود. یک شب، وقتی همه خواب بودند، آهسته به پدرش گفت: «پدر، من هم می‌توانم کار کنم.» این جمله برای حاجی رحمانی مثل خنجری در قلبش بود. نمی‌خواست دخترش چنین چیزی بگوید، اما می‌دانست که این حرف از سر ناچاری است، نه از سر انتخاب. روزها پشت سر هم می‌گذشت، و زندگی برای این خانواده به یک چرخه تکراری تبدیل شده بود؛ بیدار شدن با نگرانی، گذراندن روز با تلاش، و خوابیدن با خستگی و ناامیدی. هیچ اتفاق بزرگی نمی‌افتاد، اما همین «هیچ» خودش بزرگ‌ترین درد بود. نه پیشرفتی، نه امیدی، فقط ادامه دادن. یک روز بارانی، وقتی خیابان‌ها گل‌آلود شده بود و مشتری‌ها کمتر، حاجی رحمانی زیر یک سایه‌بان کوچک نشسته بود و به قطرات باران که روی زمین می‌افتادند نگاه می‌کرد. آب از کناره‌های جاده جاری شده بود و کفش‌های مردم خیس و گل‌آلود شده بود. کفش‌ها بیشتر به رنگ نیاز داشتند، اما کسی نمی‌ایستاد. همه عجله داشتند که خودشان را به جایی برسانند. حاجی رحمانی دستانش را به هم مالید تا گرم شود و زیر لب گفت: «این هم وطن ماست… اما چرا این‌قدر سخت است؟» هیچ‌کس جواب نداد. فقط صدای باران بود و بوق موترها. شب که به خانه برگشت، دید بچه‌ها دور یک چراغ کوچک نشسته‌اند. زینب چیزی برای خوردن آماده کرده بود، اما کم بود. همه ساکت بودند. آن شب، حتی صدای جویدن هم کمتر بود. انگار همه فهمیده بودند که چیزی در حال شکستن است؛ نه در بیرون، بلکه در درون‌شان. این داستان، فقط داستان یک خانواده نیست؛ داستان هزاران خانواده‌ای است که از پاکستان، ایران یا جاهای دیگر برگشته‌اند و حالا در شهری زندگی می‌کنند که برایشان هم آشناست و هم غریبه. خانواده‌هایی که میان امید و ناامیدی گیر مانده‌اند، میان گذشته‌ای که دیگر وجود ندارد و آینده‌ای که هنوز شکل نگرفته است. و در میان این همه، مردی نشسته در کنار سرک، با صندوقی کهنه و برس‌هایی که هر روز فرسوده‌تر می‌شوند، تلاش می‌کند زندگی را نگه دارد؛ نه به خاطر خودش، بلکه به خاطر شش نفر دیگر که به او نگاه می‌کنند. او شاید قهرمان نباشد، شاید کسی نامش را نداند، اما هر روز، در سکوت، در میان گرد و خاک، می‌جنگد؛ جنگی که هیچ‌کس آن را نمی‌بیند، اما برای او، از هر جنگ دیگری واقعی‌تر است. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 66 بازدید

آمریکا در تازه‌ترین مورد و با وجود اینکه‌، بیش از هزار پناه‌جوی افغانستان و خانواده‌های شان در تنها کمپ پناه‌جویان در قطر در حال انتظار برای انتقال به آمریکا هستند، این کشور در نظر دارد امروز این کمپ را ببندد. ای‌بی‌سی‌نیوز، روز (سه‌شنبه، ۱۱ حمل/۳۱ مارچ) گزارش داده که وزارت خارجه‌ی آمریکا، به پناه‌جویان در کمپ گفته است که باید تا پایان مارچ آن جا را ترک کنند. بیش از هزار همکار افغانستانی آمریکا و خانواده‌های شان پس از فروپاشی جمهوری به این کمپ منتقل شده بودند و در انتظار رفتن به آمریکا قرار داشتند. وزار خارجه آمریکا، به پناه‌جویان در کمپ دستور داده که یا به کشور سوم بروند یا به افغانستان بازگردند. ای‌بی‌سی‌نیوز، به نقل از وزارت خارجه آمریکا نوشته است که در بحبوحه‌ی جنگ در خاورمیانه، این کمپ در معرض تهدید حمله‌های موشکی و پهپادی قرار دارد و ادامه‌ی فعالیت آن، دیگر مناسب نیست.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 70 بازدید

سازمان بین‌المللی مهاجرت اعلام کرده است که زنان سرپرست خانوار از جمله آسیب‌پذیرترین گروه‌ها در میان بازگشت‌کنندگان به افغانستان هستند و پس از بازگشت، با چالش‌های جدی از جمله کم‌بود سرپناه، نبود فرصت‌های کاری و خطر‌های حفاظتی روبرو می‌شوند. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که بسیاری از این زنان هم‌راه با فرزندان‌شان در حالی به کشور بازمی‌گردند که شبکه‌های حمایتی محدودی دارند و اغلب در شرایط دشوار و بی‌ثبات زندگی می‌کنند. در گزارش آمده است که برخی از خانواده‌های بازگشته ناچار هستند در چادرهای موقت زندگی کنند و در برابر سرما، باران و ناامنی آسیب‌پذیر هستند. بر اساس آمار سازمان بین‌المللی مهاجرت، در سال ۲۰۲۵ زنان و دختران ۲۷ درصد از مهاجران افغانستانی بازگشته از ایران و همچنان ۴۷ درصد از افرادی را تشکیل داده‌اند که از طریق مرکز‌های پذیرش این سازمان از پاکستان به افغانستان بازگشته ‌اند. این نهاد افزوده است که بسیاری از این افراد با نیازهای حمایتی بیش‌تر و بدون منابع پای‌دار معیشتی وارد کشور می‌شوند. همچنین این نهاد تاکید کرده است که بی‌جاشدن و بازگشت اجباری می‌تواند خطراتی مانند بی‌خانمانی، بهره‌کشی و آسیب‌های بیش‌تر را برای زنان و دختران افزایش دهد، به‌ویژه برای زنانی که بدون سرپرست مرد مسوولیت خانواده را بر عهده دارند. سازمان بین‌المللی مهاجرت گفته است که برای کاهش این خطرات، از طریق مراکز ترانزیتی و برنامه‌های حمایتی، وضعیت بازگشت‌کنندگان آسیب‌پذیر ارزیابی می‌شود و برای آنان خدمات حمایتی، پیوستن به برنامه‌های کمک‌رسانی و پی‌گیری‌های لازم فراهم می‌گردد. به گفته‌ی این نهاد، ادامه‌ی حمایت از زنان بازگشته برای کاهش خطر‌های فوری و کمک به ثبات زندگی آنان و خانواده‌های‌شان ضروری است. این در حالی است که در پی تشدید محدودیت‌ها، بسیاری از زنان و دختران، فعالان حقوق بشر، روزنامه‌نگاران، نظامیان پیشین و دیگر قشرهای آسیب‌پذیر مجبور به ترک افغانستان شدند. شمار زیادی از آنان به کشورهای همسایه از جمله ایران و پاکستان پناهنده شدند؛ اما این کشورها در سال‌های پسین روند اخراج مهاجران افغانستانی را تشدید کرده است.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 135 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان، با اشاره به تحولات ایران و حمله آمریکا و اسرائیل بر این کشور، از وضعیت کودکان بازگشته از ایران به شدت ابراز نگرانی کرده است. تاج‌الدین ایواله، نماینده یونیسف در افغانستان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که درگیری‌ها در ایران خطرات فوری برای کودکان در مرزها ایجاد کرده است. در اعلامیه آمده است که بسیاری از خانواده‌ها با کودکان، در سفر غیرمنتظره به کشور بازمی‌گردند و نمی‌دانند با چه سرنوشتی روبرو خواهند شد. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که با افزایش تعداد بازگشته‌ها، خطرات بیشتری کودکان را تهدید خواهد کرد. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد افزوده است که در سال ۲۰۲۵ میلادی حدود سه میلیون مهاجر از کشورهای همسایه بازگردانده شدند که ۶۰ درصد آن‌ها خانواده‌های با کودک بودند. نماینده یونیسف گفته است: «امروز مستقیماً از افرادی که از مرز وارد شده‌اند، شنیدم که سفرهایی تقریباً غیرممکن را توصیف می‌کنند، پر از عدم اطمینان درباره آنچه در پیش است. بسیاری از آن‌ها نیاز فوری به حمایت صحی دارند و به وضوح گیج و سردرگم هستند و به دنبال اطلاعات ابتدایی درباره کارهایی که باید انجام دهند، می‌گردند.» در اعلامیه آمده است که در اوج بازگشت‌ها در سال گذشته، یونیسف از بیش از هشت هزار کودک بدون همراه و جدا شده از ایران و پاکستان حمایت کرده است. همچنین یونیسف از درگیری نظامی میان نیروهای حکومت فعلی و پاکستان در ولایت‌های مرزی ابراز نگرانی کرده است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 184 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل برای افغانستان درتازه‌ترین مورد از وضعیت مهاجران افغانستان در ایران به شدت ابراز نگرانی کرده است. آقای بنت امروز (پنج‌شنبه، ۱۴ حوت) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که مهاجران افغانستان در ایران حمایت قانونی ندارند و همچنان از حمایت جامعه برخوردار نیستند. وی در بخشی از پیامش تاکید کرده است که در این میان، زنان و دختران بیش‌تر آسیب‌پذیر هستند. ریچارد بنت افزوده است که جنگ مشکلات را بدتر می‌کند. آقای بنت نیز به جمع کارشناسان سازمان ملل پیوسته است که حملات ایالات متحده آمریکا و اسراییل به ایران را محکوم کرده‌اند. کارشناسان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد حملات آمریکا-اسراییل به ایران را غیرقانونی و بی‌دلیل خوانده‌اند. این در حالی است که چندین میلیون مهاجر افغانستان در ایران زندگی می‌کنند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 135 بازدید

سازمان بین‌المللی مهاجرت (آی‌اوام) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با ارائه‌ی خدمات مشاوره‌ به بازگشت‌کنندگان زن کمک می‌کند با اختلال‌ها و ناخوشی‌های روانی پس از بازگشت کنار بیایند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود با شریک‌سازی روایت یکی از بازگشت‌کنندگان به نام نسرین، گفته است که ارائه‌ی خدمات مشاوره، به او کمک کرده تا با استرس و نداشتن قطعیت کنار بیاید. در پیام آمده است که نسرین پس از بازگشت به افغانستان، از محدودیت‌ها و بی‌کاری رنج می‌برد. نسرین در ادامه تاکید کرده است که بعد از دریافت مشاوره، از نظر روانی احساس بهتری پیدا کرده و یاد گرفته که چه گونه تمرکز خود را حفظ کند. همچنین پیش از این، سازمان بین‌المللی مهاجرت و کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان در گزارشی گفته بودند که زنان پس از بازگشت به افغانستان با محدودیت دسترسی به خدمات درمانی روبرو می‌شوند. در کنار آن، رقم بلند بی‌کاری در میان زنان بازگشته از کشورهای همسایه نیز، عامل دیگری برای فشار روانی گفته شده است. بر اساس آمار سازمان ملل، ۸۸ درصد بازگشت‌کنندگان زن سرپرست خانواده از کشورهای همسایه نتوانسته‌اند وارد بازار کار شوند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 131 بازدید

امسو یا سازمان حمایت از رسانه‌ها درتازه‌ترین مورد درباره وضعیت خبرنگاران افغانستان در کشورهای ایران و پاکستان ابراز نگرانی کرده است. این سازمان امروز (دوشنبه، ۱۱ حوت) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که حملات امریکا و اسراییل بر ایران و همچنان تنش‌ها میان حکومت سرپرست افغانستان و پاکستان، خبرنگاران را در شرایط دشوار قرار داده است. سازمان حمایت از رسانه‌ها در ادامه تاکید کرده است که طی دو روز گذشته، دو خبرنگار افغانستان در پاکستان بازداشت شده‌اند و قرار است به‌گونه اجباری به کشور بازگردانده شوند. در بخشی از اعلامیه آمده است: «بازگرداندن اجباری در حالی‌ که این افراد با تهدیدهای جدی امنیتی روبرو هستند، نقض آشکار حقوق بین‌الملل بشر و اصول حمایت از پناهندگان به‌شمار می‌رود.» سازمان امسو از پاکستان خواسته است که اخراج اجباری خبرنگاران افغانستان را متوقف کند. سازمان حمایت از رسانه‌ها در ادامه افزوده است که نهادهای حقوق بشری و سازمان ملل باید اقدامات عملی برای اسکان مجدد خبرنگاران در کشورهای سوم روی دست گیرند. این در حالی است که ده‌ها خبرنگار پس از تسلط مجدد حکومت فعلی بر افغانستان، کشور را ترک کرده‌اند و در کشورهای همسایه در وضعیت نامعلوم به سر می‌برند. همچنین درتازه‌ترین مورد رسانه‌های پاکستانی گزارش داده‌اند که  پولیس این کشور در پی تشدید تنش و درگیری با حکومت سرپرست در افغانستان، صدها مهاجر افغانستانی را بازداشت و زندگی کرده است. در هفته‌های اخیر، حکومت پاکستان روند تمدید ویزه برای شهروندان افغانستان را دشوار کرده و هم‌زمان، روند بازداشت و اخراج مهاجران از این کشور شدت یافته است. همچنین شماری از نهادهای مدافع حقوق بشر گفته‌اند که این اقدام‌ها برخلاف اصول بین‌المللی پناهندگی است و جان بسیاری از خبرنگاران و فعالان مدنی افغانستان در پاکستان را در معرض خطر قرار داده است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 125 بازدید

رسانه‌های پاکستانی درتازه‌ترین مورد گزارش داده‌اند که پولیس این کشور در پی تشدید تنش و درگیری با حکومت سرپرست در افغانستان، صدها مهاجر افغانستانی را بازداشت و زندگی کرده است. روزنامه دان با نشر گزارشی گفته است که دیروز (یک‌شنبه، ۱۰ حوت) یک دادگاه محلی در پیشاور، صدها شهروند افغانستان را به بازداشت قضایی فرستاد. در بخشی از گزارش روزنامه دان آمده است که این افراد یک روز پیش‌تر از بخش‌های مختلف پیشاور بازداشت شده بودند. روزنامه دان در ادامه نوشته است: «ساختمان چندطبقه‌ی دادگاه‌های محلی که در امتداد جاده‌ی خیبر موقعیت دارد، از صبح شاهد صحنه‌های آشفته بود؛ زیرا نیروهای پولیس از حوزه‌های مختلف، گروه‌ گروه اتباع افغان بازداشت‌شده را به آن‌جا منتقل می‌کردند.» این روزنامه در ادامه افزوده است که به‌دلیل شمار زیاد بازداشت‌شدگان، جای‌دادن همه‌ی آنان در محوطه‌ی دادگاه دشوار بود. همچنین دادگاه محلی پیشاور حکم آزادی صدها شهروند افغانستان با ویزای معتبر و یا سایر مدارک اقامتی قانونی را از بازداشت پولیس صادر کرده است. در گزارش آمده است که در ولسوالی کوهات خیبرپختونخوا نیز پولیس ۱۷۴ پناه‌جوی افغانستان را بازداشت و پس از ثبت پرونده علیه آنان، به زندان منتقل کرد. قابل ذکر است که پولیس پاکستان بازداشت مهاجران بدون اسناد افغانستان را در پی آغاز درگیری با حکومت فعلی تشدید کرده است. براساس گزارش‌ها، پولیس در شهرهای مختلف جست‌وجوی خانه‌به‌خانه راه‌اندازی کرده و مهاجران بدون مدرک افغانستان را بازداشت و زندانی می‌کند. در هفته‌های اخیر، حکومت پاکستان روند تمدید ویزه برای شهروندان افغانستان را دشوار کرده و هم‌زمان، روند بازداشت و اخراج مهاجران از این کشور شدت یافته است. همچنین شماری از نهادهای مدافع حقوق بشر گفته‌اند که این اقدام‌ها برخلاف اصول بین‌المللی پناهندگی است و جان بسیاری از خبرنگاران و فعالان مدنی افغانستان در پاکستان را در معرض خطر قرار داده است. پاکستان همه روزه مهاجران افغانستان را بازداشت و اخراج می‌کند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 108 بازدید

یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که نزدیک به یک‌سوم مهاجران بازگشت‌کنند به کشور را زنان و دختران تشکیل می‌دهند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که کودکان زیر ۱۷ سال، به‌ویژه کودکان بی‌سرپرست و جداشده از خانواده، نیازمند حمایت فوری حفاظتی و خدمات روانی و اجتماعی هستند. در بخشی از گزارش دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد آمده است که بازگشت‌کنند‌گان بدون اسناد رسمی با موانع جدی در دسترسی به خدمات اساسی، فرصت‌های معیشتی و حمایت‌های حقوقی مواجه‌ بوده و در وضعیت آسیب‌پذیری حاد قرار دارند. یوناما در ادامه تاکید کرده است که اولویت‌های فوری شامل تأمین سرپناه، تقویت امنیت غذایی، حمایت از معیشت و اجرای برنامه‌های پایدار ادغام مجدد است. این نهاد بین‌المللی هشدار داده است که نبود حمایت‌های بلندمدت می‌تواند خطر افزایش آسیب‌پذیری و بی‌ثباتی اجتماعی را تشدید کند و تأمین منابع مستمر برای کمک‌رسانی ضروری است. چند وقت پیش، برنامه‌ی توسعه‌ی سازمان ملل متحد اعلام کرده بود که براساس آمارهای موجود، بیش از ۲.۸ میلیون مهاجر از کشورهای همسایه در سال ۲۰۲۵ میلادی به افغانستان بازگشته‌اند. این سازمان با نشر گزارشی گفته بود که این هجوم که عمدتا از کشورهای همسایه مانند ایران و پاکستان می‌آید، به بحران کشوری که وضعیت‌اش از پیش شکننده است و با پی‌آمدهای دهه‌ها بی‌ثباتی و بلایای طبیعی اخیر دست‌وپنجه نرم می‌کند، می‌افزاید.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 126 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با همکاری دولت جاپان از زنان مهاجر افغانستانی که از کشورهای ایران و پاکستان بازگشته‌اند، حمایت می‌کند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۳ حوت) با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ۸۲۶ هزار و ۶۶۶ دالر برای حمایت از زنان بازگشته اختصاص یافته است. بخش زنان سازمان ملل متحد در بخشی از اعلامیه‌اش تاکید کرده است که این ابتکار تلاش می‌کند زند‌گی زنان بازگشته را در افغانستان دوباره احیا کند. در اعلامیه آمده است که این خدمات در شرق و جنوب افغانستان برای زنان و دختران ارائه خواهد شد. سازمان ملل در ادامه افزوده است: «این پروژه از طریق ایجاد فضاهای امن ویژه زنان، کمک‌های معیشتی و خدمات حمایتی و حفاظتی ارائه خواهد کرد و به حفظ کرامت، تأمین امنیت و بهبود پایدار آنان کمک می‌کند.» همچنین نهادهای بین‌المللی گزارش داده‌اند که تنها در سال ۲۰۲۵ میلادی، بیش از ۲.۵ میلیون شهروند افغانستان از ایران و پاکستان بازگشته‌اند که ۴۲ درصد آنان را زنان و کودکان تشکیل می‌دهند. همچنین زنان و دخترانی که از ایران و پاکستان اخراج می‌شوند، در افغانستان با محدودیت‌های تحصیلی، کار و آزادی‌های فردی مواجه هستند. در کنار آن، اشتغال برای مردان نیز به شدت کاهش یافته و مردم افغانستان با بحران غذایی مواجه هستند.

ادامه مطلب