نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

6 ماه قبل - 244 بازدید

منابع محلی از ولایت قندهار می‌گویند که در یکی از کمپ‌های مهاجران در ولسوالی تخته‌پل این ولایت، دو کودک و یک زن بر اثر گرسنگی و بیماری جان باختند. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این افراد شام روز (جمعه، ۹ عقرب) در منطقه‌ی «انزرگی» از مربوطات ولسوالی تخته‌پل قندهار جان باخته‌اند. منبع در ادامه تاکید کرده است که خانواده‌ی دو کودک جان‌باخته، پس از ۱۵ روز گیرماندن در مرز چمن، سرانجام از طریق اسپین‌بولدک وارد افغانستان شدند، اما کودکان آنان به‌دلیل گرسنگی جان باختند. منبع در ادامه افزوده است که براساس اطلاعات موجود، این کودکان دو و سه‌ماهه بوده‌اند. منبع تصریح کرد: «زنی که جان باخته است نیز به‌دلیل گیرماندن در آن‌سوی مرز، به‌شدت بیمار شده بود.» همچنین برخی از رسانه‌ها به نقل از رییس امور مهاجران حکومت سرپرست در قندهار، مرگ این دو کودک را تایید کرده‌اند. در گزارش آمده است که این رویداد نشان‌دهنده فقر فزاینده و ناامنی غذایی حاد در میان بازگشت‌کنندگان است. با این وجود، یونیسف یا نماینده صندوق حمایت کودکان از سازمان ملل در افغانستان گفته است که این کشور با یکی از شدیدترین بحران‌های تغذیه‌ای در سطح جهان روبه‌رو است و ۳.۵ میلیون کودک از سوءتغذیه حاد رنج می‌برند. در اواخر ماه سنبله سال جاری دبیرکل سازمان ملل با ارائه گزارشی هشدار داد که حدود ۹.۵ میلیون نفر در افغانستان با ناامنی غذایی شدید دست‌وپنجه نرم می‌کنند و ۱.۶ میلیون تن از آنان در وضعیت اضطراری قرار دارند. سازمان ملل می‌گوید که بحران غذایی در افغانستان با بازگشت اجباری مهاجران و قطع کمک‌های مالی تشدید شده و میلیون‌ها نفر در خطر گرسنگی و سوءتغذیه قرار گرفته‌اند. نهادهای حقوق‌ بشری و سازمان‌های بین‌المللی در حالی نسبت به تشدید فقر و بیکاری و ناامنی غذایی در میان مهاجران بازگشتی تاکید می‌کنند که ایران و پاکستان همه روزه صدها مهاجر افغان را بازداشت و اخراج می‌کند. بر مبنای آمار کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، از ماه حمل تا عقرب سال جاری، دو میلیون و ۷۸ هزار مهاجر افغان از ایران و پاکستان به افغانستان بازگشته‌‌اند.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 274 بازدید

هر انسان در طول روز با خود گفت‌وگو می‌کند؛ این گفت‌وگو اغلب بی‌صدا و در ذهن اتفاق می‌افتد و بسیاری حتی متوجه زمان صرف‌شده برای آن نیستند. روان‌شناسان این پدیده را «صدای درونی» می‌نامند. صدای درونی می‌تواند مانند دوستی مهربان در لحظات سخت، دلگرمی‌بخش باشد یا بالعکس، به‌عنوان منتقدی سخت‌گیر و بی‌رحم عمل کند که کوچک‌ترین اشتباه را بزرگ کرده و حس بی‌کفایتی به ما می‌دهد. تأثیر این صدا بر حال روحی ما چنان عمیق است که می‌تواند مسیر یک روز یا حتی یک دوره طولانی زندگی را تغییر دهد. وقتی شکست می‌خوریم، صدای درونی نخستین کسی است که وارد میدان می‌شود. برای برخی می‌گوید: «اشکالی ندارد، تو تلاش کردی، دفعه بعد بهتر می‌شود.» اما برای دیگران سرزنش‌گر است: «دیدی، گفتم نمی‌توانی، همیشه خراب می‌کنی.» تفاوت این دو نوع گفت‌وگو، تفاوت میان امید و ناامیدی است. بسیاری بدون آگاهی سال‌ها با صدای درونی منفی زندگی می‌کنند و آن را حقیقت محض می‌دانند، در حالی که این فقط یک عادت ذهنی نادرست است. منشأ این صدای درونی اغلب به دوران کودکی بازمی‌گردد. لحن والدین، معلمان و حتی هم‌سالان ما در آن سال‌ها به تدریج در ذهن ثبت می‌شود. اگر کودکی مکرراً جملاتی مثل «حواس‌پرتی»، «هیچ‌وقت درست انجام نمی‌دهی» یا «به درد این کار نمی‌خوری» را شنیده باشد، احتمال زیادی وجود دارد که این جملات بعدها به صدای درونی او تبدیل شود. برعکس، کودکی که مورد تشویق، درک و حمایت قرار گرفته باشد، معمولاً با صدای درونی مهربان‌تر بزرگ می‌شود. به همین دلیل، ما بزرگسالان مسئولیت داریم آگاه باشیم که چه می‌گوییم، زیرا کلمات ما می‌توانند در آینده بخشی از ذهنیت فرزندانمان شوند. اثر صدای درونی بر حال روحی در زندگی روزمره بسیار ملموس است. تصور کنید فردی در محل کارش اشتباه کوچکی انجام می‌دهد. اگر صدای درونی‌اش حمایتی باشد، به خودش می‌گوید: «این اشتباه طبیعی است، همه ممکن است چنین چیزی را تجربه کنند، من می‌توانم درستش کنم.» در این حالت، با آرامش بیشتری به رفع مشکل می‌پردازد و اضطرابش کاهش می‌یابد. اما اگر صدای درونی‌اش منفی باشد، بلافاصله شروع به تخریب خود می‌کند: «چه آدم بی‌عرضه‌ای هستم، هیچ‌وقت درست کار نمی‌کنم.» این افکار باعث افزایش اضطراب، کاهش تمرکز و حتی افت عملکرد می‌شوند. ارتباط میان صدای درونی و سلامت روان از نظر علمی نیز اثبات شده است. پژوهش‌های متعددی نشان داده‌اند که خودگویی منفی با افزایش اضطراب، افسردگی و حتی برخی اختلالات روانی مرتبط است. برعکس، افرادی که خودگویی مثبت دارند، نه تنها کمتر دچار استرس می‌شوند، بلکه توانایی بیشتری در حل مسئله، سازگاری با شرایط دشوار و حفظ روابط سالم دارند. بنابراین، کیفیت گفت‌وگوی درونی ما نقش حیاتی در سطح شادی و آرامش روانی ما ایفا می‌کند. سؤال مهم این است که آیا می‌توان صدای درونی خود را تغییر داد؟ خوشبختانه پاسخ مثبت است. اولین قدم، آگاهی یافتن از این صداست. بسیاری از افراد چنان با افکارشان یکی شده‌اند که نمی‌توانند بین خود واقعی و صدای درونی‌شان تمایز قائل شوند. تمرین‌های ساده‌ای مانند نوشتن افکار پس از تجربه یک موقعیت دشوار یا دقت به کلمات تکرارشونده در ذهن می‌تواند به شناخت بهتر صدای درونی و تغییر آن کمک کند. قدم دوم، به چالش کشیدن صدای درونی است. وقتی ذهن می‌گوید: «تو هیچ‌وقت موفق نمی‌شوی»، می‌توانیم از خود بپرسیم: «آیا این حرف واقعاً درست است؟ آیا در گذشته تجربه موفقیتی نداشتم؟» اغلب درمی‌یابیم که صدای درونی بیش از حد سخت‌گیر یا منفی است. به این ترتیب یاد می‌گیریم به جای پذیرش بی‌چون‌وچرای آن، با خود گفت‌وگوی منطقی‌تر و مهربانانه‌تری داشته باشیم. قدم سوم، جایگزین کردن این صدای منفی با جملات مثبت یا واقع‌بینانه است. هر بار که صدای درونی منفی ظاهر می‌شود، می‌توانیم آگاهانه جمله‌ای مثل «این یک تجربه یادگیری بود» به جای «من شکست خوردم» یا «من در حال پیشرفت هستم» به جای «من هرگز خوب نخواهم شد» را در ذهن تکرار کنیم. این روش ساده به مرور ذهن را بازآموزی کرده و صدای درونی مهربان‌تر و مثبت‌تری می‌سازد. البته باید توجه داشت که صدای درونی مثبت به معنای توهم یا انکار واقعیت نیست. کسی که دائماً به خود می‌گوید «همه چیز عالی است» در حالی که مشکلات جدی دارد، به خودش کمک نمی‌کند. هدف، ایجاد تعادل در گفت‌وگو با خود است؛ یعنی واقع‌بینانه اما با مهربانی به خود نگاه کنیم. صدای درونی سالم می‌تواند هم نقاط ضعف را بپذیرد و هم توانایی‌ها و موفقیت‌ها را یادآوری کند. یکی دیگر از روش‌های تقویت صدای درونی مثبت، استفاده از تأییدیه‌های روزانه یا جملات انگیزشی است. اگر هر روز چند جمله ساده مانند «من توانایی تغییر دارم» یا «من شایسته احترام هستم» را با خود تکرار کنیم، به تدریج ذهن این جملات را باور می‌کند. در ابتدا شاید این جملات مصنوعی به نظر برسند، اما استمرار باعث می‌شود بخشی طبیعی از گفت‌وگوی درونی ما شوند و اثر مثبت‌شان را نشان دهند. همچنین، محیط اطراف و افرادی که با آن‌ها ارتباط داریم نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری صدای درونی ما دارند. بودن در جمع‌هایی که مکرراً انتقاد می‌کنند یا نگاه منفی دارند، می‌تواند صدای درونی منفی را تقویت کند. برعکس، ارتباط با افرادی که تشویق و حمایت می‌کنند، به ما کمک می‌کند مهربان‌تر با خودمان باشیم. به نوعی می‌توان گفت که ما به تدریج لحن و طرز بیان دیگران را در ذهن خود بازتاب می‌دهیم. سخن پایانی: در نهایت، صدای درونی بخشی جدانشدنی از زندگی ماست که نمی‌توان آن را کاملاً خاموش کرد، اما می‌توان یاد گرفت چگونه آن را تربیت کنیم. این صدا می‌تواند دشمنی سرسخت یا دوستی وفادار باشد. اگر بی‌توجه باشیم، ممکن است به ما آسیب بزند، اما اگر آگاهانه با آن کار کنیم، می‌تواند منبع بزرگی از آرامش، انگیزه و امید شود. تغییر صدای درونی زمان می‌برد، اما ارزشش را دارد؛ چرا که کیفیت این صدا، کیفیت زندگی ما را تعیین می‌کند. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 225 بازدید

دیدبان حقوق بشر، بازگشت تیم ملی فوتبال زنان افغانستان در مراکش به میدان رقابت را «پیروزی‌ برای حقوق بشر» عنوان کرده است. این نهاد امروز (شنبه، ۱۰ عقرب) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که زنان بازیکن اهل افغانستان با وجود تبعید، تهدید و ممنوعیت، توانسته‌اند دوباره تیم خود را احیا کنند و به میدان بازگردند. در اعلامیه آمده است که بازگشت آنان پس از ممنوعیت کامل ورزش زنان از سوی حکومت سرپرست، نشانه‌‌ای از مقاومت و ایستاد‌گی در برابر سرکوب است. دید‌بان حقوق بشر و ایتلاف «ورزش و حقوق» گفته‌اند که وقتی فیفا تیم زنان افغانستان را به‌طور رسمی به رسمیت نشناخت، در عمل اجازه داد سیاست‌های سرکوب‌گرانه علیه زنان ورزشکار، حتا خارج از افغانستان هم ادامه پیدا کند. در بخشی از اعلامیه آمده است که پس از چهار سال پافشاری بازیکنان، فیفا سرانجام به آنان اجازه شرکت در رقابت‌ها را داده است. دیدبان حقوق بشر از فیفا خواسته است تا تیم زنان افغانستان را رسماً به‌عنوان تیم ملی افغانستان به رسمیت بشناسد و در کنار ورزش‌کاران زن افغان بایستد. در ادامه آمده است که حضور دوباره زنان افغان در میدان فوتبال، امید تازه‌ای برای نسل آینده زنان و دختران افغانستان است تا حقوق خود را نه‌تنها در ورزش، بلکه در همه عرصه‌های زنده‌گی بازپس گیرند. گفتنی است که بازیکنان تیم ملی زنان افغانستان پس از تسلط حکومت فعلی در آگوست ۲۰۲۱، مجبور شدند کشور را ترک کنند و به‌عنوان پناهنده در کشورهای مختلف زند‌گی تازه‌ای آغاز کنند. این تیم که اکنون با نام «زنان متحد افغان» فعالیت می‌کند، پس از چهار سال برای نخستین‌بار در مراکش بازی کرده است. قابل ذکر است که تیم فوتبال زنان افغانستان در نخستین بازی خود مقابل چاد با نتیجه شش بر یک شکست خورد و در دومین دیدار برابر تونس، چهار بر صفر به نفع تونس به پایان رسید. باید گفت که تیم فوتبال زنان افغانستان شامل ۱۴ بازیکن مقیم آسترالیا، پنج بازیکن مقیم بریتانیا، دو بازیکن از پرتگال و دو بازیکن از ایتالیا است. مربی این تیم، پلین هامیلی، بازیکن سابق تیم ملی اسکاتلند، پس از سه کمپ تمرینی تیم را انتخاب کرده است. پس از تسلط دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، تیم فوتبال زنان منحل و بازیکنان آن از کشور خارج شدند.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 273 بازدید

کلستر جهانی حفاظت، شبکه‌ای از سازمان‌های غیردولتی بین‌المللی اعلام کرده است که افغانستان با یکی از شدیدترین بحران‌های بشردوستانه جهان درگیر است. بازگشت اجباری مهاجران و بلایای طبیعی در سال جاری این بحران را نسبت به سال گذشته تشدید کرده است. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که بحران‌هایی چون بازگشت گسترده‌ مهاجران و تاثیرات شدید تغییرات اقلیمی در افغانستان جای درگیری‌ها را به‌عنوان عامل اصلی آوارگی گرفته و وضعیت انسانی کشور را وخیم‌تر ساخته‌‌اند. در بخشی از گزارش تاکید شده است که در سال جاری میلادی بیش از دو میلیون مهاجر از ایران و پاکستان به افغانستان بازگشته‌اند و همچنان کاهش ۴۷ درصدی بودجه‌ بشردوستانه‌ آمریکا سبب تعلیق برنامه‌های پاک‌سازی ماین و تعطیلی مراکز خدماتی شده است. در ادامه آمده است که بلایای طبیعی تنها در نیمه‌ نخست سال ۲۰۲۵ میلادی بیش از پنج میلیون نفر را تحت تاثیر قرار داده و اجرای قانون امر به معروف حکومت سرپرست، محدودیت‌های بیشتری را بر زنان و دختران تحمیل کرده است. همچنین کلستر جهانی حفاظت، فقر و ناامنی غذایی، تکرار بلایای طبیعی، نقض سیستماتیک حقوق بشر و محدودیت‌های شدید بر آموزش، اشتغال و مشارکت عمومی را از جمله بحران‌های جاری در افغانستان عنوان کرده است. در گزارش آمده است که اقلیت‌های قومی و مذهبی، افراد دارای معلولیت و بی‌جا‌شدگان داخلی با چالش‌های جدی روبرو هستند و موانع اداری و محدودیت‌ها ظرفیت گسترش عملیات امدادی را کاهش داده است. این سازمان از شرکای بین‌المللی خواسته است تا برای کاهش محدودیت‌های عملیاتی و تقویت حمایت‌های مبتنی بر جامعه در مناطق پذیرای بازگشت‌کنندگان، تمرکز بیشتری داشته باشند.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 287 بازدید

یوناما یا دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان اعلام کرده است که مشارکت معنادار زنان در تمام عرصه‌های زندگی عمومی، به‌شمول گفتگوهای سیاسی و پاسخ به مسائل بشری، برای ثبات، شکوفایی و مشروعیت افغانستان در صحنه‌ی جهانی مهم است. یوناما این اظهارات را در اعلامیه‌ای به‌مناسبت بیست‌وپنجمین سالگرد تصویب «قطع‌نامه‌ی ۱۳۲۵» شورای امنیت سازمان ملل در مورد صلح، امنیت و زنان مطرح کرده و از حکومت سرپرست خواسته است که تعهدات افغانستان در قوانین بین‌المللی را رعایت کنند و مشارکت کامل زنان در بخش‌های همگانی، سیاسی و اقتصادی را بازگردانند. جورجت گانیون، معاون سیاسی و سرپرست یوناما برای افغانستان تاکید کرده است: «در افغانستان، اصول قطع‌نامه‌ی ۱۳۲۵ بیشتر از هر زمانی مرتبط باقی مانده است. زنان و دختران این کشور از دیرزمانی در برابر ناملایمات شدید از خود استقامت، رهبری و شهامت فوق‌العاده‌ای به نمایش گذاشته‌اند.» وی در ادامه تاکید کرده است: «زنان و دختران پیوسته بار تأثیرات نامناسب منازعات و همچنان محرومیت و فرسایش حقوق بنیادی خویش را به دوش می‌کشند.» خانم گانیون می‌گوید: «علی‌رغم این چالش‌ها، میلیون‌ها زن و دختر افغانستان به تلاش‌های خود برای فراهم‌آوری منابع مالی برای خانواده‌های‌شان، رهبری محلات، عرضه‌ی کمک‌های بشری، آموزش کودکان و میانجی‌گری در حل کشمکش‌های محلی پرداخته و امید برای آینده‌ی بهتر را در خانواده‌ها، محلات و کشور خویش زنده نگه داشته‌اند.» قابل ذکر است که حکومت فعلی از زمان بازگشت به قدرت در افغانستان، محدودیت‌های گسترده‌ای بر حضور و فعالیت زنان در اجتماع وضع کرده است. حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 269 بازدید

تاج‌الدین اویواله، نماینده‌ی یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد برای افغانستان اعلام کرده است که این کشور با یکی از شدیدترین بحران‌های سوء‏تغذیه‌ در جهان روبرو است.‏ آقای اویواله با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که که ۳.۵ میلیون کودک دچار سوءتغذیه حاد ‏هستند و یک میلیون نفر به شدت لاغر و در معرض خطر قرار دارند.‏ وی در ادامه تاکید کرده است: «این قابل پیشگیری است. بودجه پایدار و دسترسی به ‏کارکنان بهداشتی زن می‌تواند جان انسان‌ها را نجات دهد و آینده کودکان را ‏محافظت کند.»‏ همچنین پیشتر اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد ‏گفته بود که افغانستان با یکی از بدترین بحران‌های گرسنگی در ‏جهان روبرو ‏است‎.‎ این نهاد گفته بود که ۹.۵‌‌‎ ‌‏ میلیون نفر به‌شدت از ناامنی غذایی رنج می‌برند و از ‏هر پنج نفر، یک نفر نمی‌داند وعده ‏غذایی بعدی‌اش از کجا خواهد آمد‎.‎ بازگشت حکومت سرپرست به قدرت و تشدید خشک‌سالی، منجر به گسترش فقر در ‏افغانستان ‏شده است. ‏ سازمان ملل متحد چند وقت پیش گزارش داده بود که بیش از ۲۲ میلیون نفر در کشور نیاز به ‏کمک‌های ‏بشردوستانه دارند. این در حالی است که کمک‌های جهانی به افغانستان ‏نیز ‏کاهش یافته است.‏ همچنین در حالی وضعیت اقتصادی در افغانستان رو به وخامت است که کشورهای ‏همسایه در ‏حال بازگرداندن مهاجران اند. تنها امسال بیش از دو میلیون مهاجر ‏از ‏کشورهای ایران و پاکستان به افغانستان بازگشته‌اند.‏

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 355 بازدید

رسانه‌ها گزارش داده‌اند که تیم رباتیک دختران افغانستان در رقابت‌های «First Global» که در پاناما برگزار شده است، شرکت کردند. مسوولان تیم امروز (شنبه، ۱۰ عقرب) گفته‌اند که این تیم از دختران نوجوان تشکیل شده است. در ادامه آمده است که این دختران از سه کشور گردهم آمده‌اند تا در این رقابت‌ها شرکت کنند. مسوولان تیم رباتیک دختران افغانستان تصریح کردند که با وجود چالش‌های موجود، توانسته‌اند در این رقابت‌ها حضور یابند. این در حالی است که تیم رباتیک دختران افغانستان در دوره گذشته این رقابت‌ها موفق به کسب مدال نقره شده بود. در حالی تیم رباتیک دختران افغانستان در رقابت‌های فرست گلوبل شرکت می‌کنند که حکومت سرپرست از زمان تسلط دوباره بر افغانستان، دختران بالاتر از صنف ششم را از رفتن به مکتب منع و دروازه‌‌های دانشگاه‌ها را نیز به روی دانشجویان دختر مسدود کرده‌اند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 277 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه‌ی حقوق بشر سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که حملات شاخه‌ی خراسان گروه داعش علیه اقلیت‌ها در افغانستان که عمدتا هزاره‌ها را هدف قرار می‌دهد، تمامی نشانه‌های جنایات بین‌المللی را دارد. آقای بنت این موضوع را در گزارش تازه‌اش که در مجمع عمومی سازمان ملل ارائه کرده بود، مطرح کرده است. در این گزارش، وضعیت حقوق بشر در افغانستان در ماه‌های نخست سال جاری میلادی بررسی شده است. وی در بخشی از گزارشش تاکید کرده است که شکایت‌ها و نارضایتی‌های جوامع قومی، مذهبی و زبانی در افغانستان و نیز حملات علیه آنان، تا اکنون به اندازه‌ی کافی مستندسازی، تحلیل و رسیدگی نشده است و همچنان بی‌اعتنایی نسبت به این نارضایتی‌ها ادامه دارد. آقای بنت هشدار داده است که بی‌توجهی حکومت سرپرست به تبعیض‌ها و شکاف‌های قومی و مذهبی می‌تواند به افزایش تنش‌ها و ناآرامی‌ها در افغانستان منجر شود. او از حکومت فعلی افغانستان خواسته است سیاست‌های تبعیض‌آمیز خود را کنار بگذارند و زمینه‌ی حضور و نمایندگی واقعی همه‌ی اقوام و جوامع مذهبی را در روند تصمیم‌گیری فراهم کنند. در این گزارش آمده است که در دوره‌ی مورد بررسی، موارد متعددی از نقض آزادی مذهبی در افغانستان ثبت شده است. همچنین گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل متحد در بخشی از گزارشش از استفاده از واژه‌ها و سخنان تحقیرآمیز توسط مقام‌های حکومت فعلی ابراز نگرانی کرده است. او برای نمونه به سخنرانی محمدخالد حنفی، وزیر امر به معروف و نهی از منکر اشاره کرده که در آن غیرمسلمانان را با «حیوانات چهارپا» مقایسه کرده بود.

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 246 بازدید

من زهرا هستم، شانزده سال دارم، اما احساس می‌کنم عمرم از غصه و دلتنگی، خیلی بیشتر گذشته است. گاهی که در آینه نگاه می‌کنم، چشم‌هایم را نمی‌شناسم. دیگر از آن برق امید روزهای کودکی خبری نیست؛ فقط خستگی‌ست، سکوت و اندوهی که در دلم جا خوش کرده. یادم می‌آید وقتی در ایران بودیم، چقدر عاشق مکتب رفتن بودم. هر صبح زود، پیش از طلوع آفتاب، مادرم بیدارم می‌کرد. صدای اذان از دور شنیده می‌شد و من با شوق، لباس مکتبم را می‌پوشیدم. کفش‌هایم همیشه برق می‌زد، و در چشمانم رؤیای داکتر شدن موج می‌زد. راه تا مکتب طولانی بود، اما با هر قدم، احساس می‌کردم به آینده نزدیک‌تر می‌شوم. در آنجا، کسی نمی‌پرسید «دختر هستی یا پسر؟»؛ فقط می‌پرسیدند: «چه می‌خواهی یاد بگیری؟» من عاشق ریاضی بودم؛ عاشق اعداد و معماهایش. وقتی معلم مسئله‌ای روی تخته می‌نوشت، حس می‌کردم وارد دنیایی از منطق و زیبایی شده‌ام. گاهی با دوستم مهتاب زیر درخت چنار حیاط مکتب می‌نشستیم و از آینده حرف می‌زدیم.  او می‌خواست معلم شود، من داکتر. باورمان این بود که هیچ‌چیز نمی‌تواند مانع ما شود. اما تقدیر... تقدیر همیشه بی‌رحم‌تر از آن است که خیال می‌کنی. وقتی پدرم گفت باید به افغانستان برگردیم، اشک در چشمان مادرم جمع شد. من نمی‌فهمیدم چرا. فقط خوشحال بودم که دوباره وطنم را می‌بینم؛ همان خاکی که در قصه‌های مادرم زیبا بود، با کوه‌های بلند، دشت‌های پرگل، و آدم‌های مهربان. اما وقتی رسیدیم، همه‌چیز فرق داشت. شهر آرام بود، اما در چهره‌ی مردم غمی سنگین نشسته بود.  زن‌ها در کوچه کمتر دیده می‌شدند.  دختران با چادرهای تیره و نگاه‌های خاموش از کنارم می‌گذشتند... چند روز بعد، با خوشحالی به مکتب رفتم تا ثبت‌نام کنم.  نگهبان دروازه جلویم را گرفت و گفت:  «دختر جان، بعد از صنف ششم دیگر اجازه نداری بیایی.» فکر کردم شوخی می‌کند. خندیدم و گفتم:  «ولی من صنف نهم هستم، کارنامه‌ام را هم دارم!» او فقط سرش را پایین انداخت و آرام گفت:  «قانون است... دخترها نمی‌توانند.» در آن لحظه، دنیا دور سرم چرخید. دلم فرو ریخت، انگار تمام امیدهایم را یک‌جا از من گرفتند. در راه برگشت، کتاب‌هایم را محکم در آغوش گرفته بودم، اما اشک‌ها بی‌اجازه می‌آمدند. مردم در کوچه‌ها می‌رفتند و می‌آمدند، ولی من فقط به آن دروازه‌ی بسته فکر می‌کردم؛ دروازه‌ای که میان من و آینده‌ام دیوار کشید. از آن روز به بعد، هر صبح که صدای زنگ مکتب همسایه را می‌شنوم، دلم می‌سوزد.  بچه‌ها با کیف‌های رنگی از کنار خانه‌مان می‌گذرند،  و من، از پشت پنجره، نگاه‌شان می‌کنم. دلم می‌خواهد با آن‌ها بروم. دلم می‌خواهد دوباره روی چوکی مکتب بنشینم، تخته سفید را ببینم،  و صدای معلمم را بشنوم. اما حالا، روزهایم بی‌رنگ است و شب‌هایم بی‌خواب... گاهی کتاب‌هایم را باز می‌کنم.  بوی کاغذشان مرا به روزهای ایران می‌برد.  کنار بعضی صفحه‌ها یادداشت‌هایی نوشته‌ام:  «امید یعنی ادامه دادن، حتی وقتی سخت است.»  اما حالا... دیگر معنای امید را فراموش کرده‌ام. مادرم می‌گوید: — «زهرا جان، غم نخور، شاید دوباره اجازه بدهند.» اما در صدایش هم دیگر امیدی نیست. او خودش هر روز با دلی شکسته، ساکت و خسته، به کارهای خانه مشغول است. گاهی می‌بینم پنهانی گریه می‌کند. می‌گوید از دیدن افسردگی من، دلش درد می‌گیرد. من حالا بیشتر وقت‌ها ساکتم. دوستانم در ایران گاهی برایم پیام می‌فرستند. یکی‌شان نوشته بود: «زهرا، ما حالا در صنف یازدهم هستیم. سال آینده کنکور داریم. تو چطور؟» و من... نتوانستم جوابی بدهم. فقط گوشی را خاموش کردم و تا صبح گریستم... دلم تنگ است... برای بوی گچ تخته، برای صدای زنگ تفریح، برای خنده‌های مهتاب، برای لحظه‌ای که معلمم دستم را گرفت و گفت: «تو استعداد داری، هیچ‌وقت از درس دست نکش.» اما حالا، درس برای من تنها خاطره‌ای دور است. هر شب که به آسمان نگاه می‌کنم، در دل به ستاره‌ها می‌گویم: «آیا روزی دوباره به مکتب برمی‌گردم؟» ستاره‌ها سکوت می‌کنند؛ شاید آن‌ها هم جوابی ندارند. افسردگی مثل سایه‌ای آرام و بی‌صدا، بر زندگی‌ام افتاده. صبح که بیدار می‌شوم، انگیزه‌ای برای بلند شدن ندارم. انگار زمان متوقف شده، و من در قفس روزهای تکراری گیر کرده‌ام. پدرم می‌گوید: «دخترم، زندگی همین است.» اما من می‌دانم زندگی این نیست. زندگی یعنی یاد گرفتن، رشد کردن، رؤیا دیدن... و من هنوز رؤیا دارم. من نمی‌خواهم خاموش شوم. نمی‌خواهم آینده‌ام را پشت دیوار جهل دفن کنم. ما دختران این سرزمین، تنها علم می‌خواهیم، نه چیز دیگر. ما دشمن نیستیم؛ ما فقط می‌خواهیم بیاموزیم، رشد کنیم و وطن‌مان را آباد بسازیم. امشب، در گوشه‌ی اتاق، دفتر قدیمی‌ام را ورق می‌زنم. در آخرین صفحه می‌نویسم: «من زهرا هستم، دختری با آرزوی مکتب رفتن. حالا، پشت دیوارهای بلند خاموشی، هر روز ذره‌ذره از درون می‌میرم. اما هنوز امید دارم — امیدی کوچک، مثل شمعی در باد. از حکومت سرپرست افغانستان خواهش می‌کنم: دروازه‌های مکتب را به روی دختران باز کنید. بگذارید ما هم بیاموزیم، بگذارید ما هم نفس بکشیم. خاموشی ما، خاموشی آینده‌ی افغانستان است.» و بعد، دفتر را می‌بندم. اشک‌ها آرام می‌ریزند، اما در دلم، هنوز آن شمع کوچک می‌سوزد — شمعی به نام دانش. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


6 ماه قبل - 341 بازدید

تیم ملی فوتسال زیر ۱۷ سال افغانستان در فینال مسابقات فوتسال بازی‌های آسیایی جوانان سال ۲۰۲۲۵ میلادی، ایران را دو بر یک شکست داد و مقتدرانه بر سکوی قهرمانی ایستاد. این دیدار شب (پنج‌شنبه‌، ۸ عقرب) در شهر ورزشی خلیفه در منامه، پایتخت بحرین برگزار شد. برای افغانستان در این بازی عباس حیدری در نیمه‌ی اول و علی احمدی در نیمه‌ی دوم گلزنی کردند. تک‌گل ایران نیز در نیمه‌ی دوم بازی به ثمر رسید، اما نوجوانان فوتسال کشور تا پایان بازی برتری خود را حفظ کردند و قهرمان این مسابقات شدند. قابل ذکر است که در ثانیه‌های پایانی بازی، حسین‌رضا یوسفی، بازیکن ایرانی با لگد زدن به دروازه‌بان تیم افغانستان باعث درگیری و بی‌نظمی در جریان بازی شد. اما در نهایت، داوران قادر شدند بازی را بار دیگر آغاز کنند و سوت پایان و قهرمانی افغانستان را به صدا در آورند. نوجوانان فوتسال افغانستان در این رقابت‌ها بدون هیچ شکستی به قهرمانی دست یافتند و اولین مدال طلای تاریخ افغانستان را در بازی‌های آسیایی نوجوانان کسب کردند. باید گفت که این نخستین قهرمانی تاریخ فوتسال افغانستان در مسابقات آسیایی است. همچنین ایران در مسابقات دوم شد و تایلند به مقام سوم رسید. در کنار آن اوزبیکستان نیز در رده چهارم قرار گرفت.

ادامه مطلب