برچسب: کودکان

2 ماه قبل - 120 بازدید

سازمان جهانی بهداشت می‌گوید که با وجود کاهش موارد ابتلا به فلج اطفال در افغانستان، خطر انتقال ویروس در مناطق جنوبی هم‌مرز با پاکستان همچنان بالاست. این سازمان با نشر گزارشی هشدار داده است که از آغاز سال جاری تا اکنون چهار مورد جدید ویروس پولیو نوع یک در افغانستان ثبت شده است و این موارد عمدتا در ولایت‌های جنوبی و شرقی افغانستان گزارش شده‌اند. در گزارش آمده است که از ابتدای سال ۲۰۲۵ تا ۱۷ سپتامبر، ۴ مورد ویروس وحشی پولیو نوع ۱ در افغانستان و ۲۴ مورد در پاکستان ثبت شده است و در همین بازه زمانی، ۵۳ نمونه محیطی مثبت در افغانستان شناسایی شده است، در حالی که این تعداد در کل سال میلادی گذشته، ۱۱۳ نمونه مثبت بوده است. سازمان جهانی بهداشت تاکید کرده است، این آمار نشان می‌دهد که ویروس هنوز فعال است، اما نسبت به سال گذشته در افغانستان کاهش یافته و وضعیت ایمنی جمعیت نسبتاً بهبود یافته است. همچنین کمیته اضطراری مقررات بین‌المللی بهداشت، نسبت به تداوم انتقال فعال ویروس در منطقه کویته و خیبرپختونخوا ابراز نگرانی کرده است. این کمیته همچنان از بازگشت گسترده مهاجران افغانستانی از پاکستان به‌عنوان یکی از عوامل خطر یاد کرده و گفته است که جابه‌جایی مداوم جمعیت در مناطق مرزی جنوب و شرق، امکان انتقال ویروس میان افغانستان و پاکستان را بالا برده است. سازمان جهانی صحت افزوده است که برنامه‌های واکسیناسیون سراسری در افغانستان به دلیل محدودیت‌های امنیتی دیگر پوشش خانه‌به‌خانه ندارد و موجب جا ماندن بخشی از کودکان از واکسیناسیون شده است. همچنین سازمان جهانی صحت از همکاری نزدیک میان برنامه‌های ملی افغانستان و پاکستان در زمینه واکسیناسیون و کنترول پولیو قدردانی کرده و تأکید نموده است که ادامه این هماهنگی‌ها برای ریشه‌کنی کامل ویروس در منطقه ضروری است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 167 بازدید

برنامه جهانی غذا (WFP)درتازه‌ترین مورد هشدار داده است که زنان در افغانستان به‌دلیل سوءتغذیه شاهد مرگ فرزندان‌شان هستند. جان ایلیف، رییس دفتر برنامه جهانی غذا برای افغانستان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که بسیاری از خانواده‌ها در این کشور از کمک‌های انسانی محروم شده‌اند. جان ایلیف در ادامه تاکید کرده است که اکنون زمان کاهش کمک‌ها نیست و با فرا رسیدن فصل زمستان، باید حمایت‌ها افزایش یابد تا وعده همبستگی با مردم افغانستان عملی شود. این در حالی است که برنامه جهانی غذا دو روز قبل، نیز اعلام کرده بود که میزان سوء‌تغذیه در افغانستان، به‌ویژه در میان زنان و کودکان به‌گونه نگران‌کننده‌ای رو به افزایش است. برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد هشدار داده بود که با فرارسیدن فصل زمستان، احتمال دارد سطح تغذیه‌ناکافی در کشور به‌طور چشم‌گیری افزایش یابد. باید گفت که پس از تسلط دوباره‌ی حکومت فعلی بر افغانستان، شماری از نهادهای بین‌المللی اعلام کرده بودند که به‌دلیل ممنوعیت کار کارمندان زن کمک‌های خود در افغانستان را کاهش داده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 132 بازدید

کمیته بین‌المللی صلیب سرخ (ICRC) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که طی چهار سال گذشته، حدود یازده هزار و ۵۰۰ پسر و بیش از هشت هزار دختر مبتلا به بیماری فلج مغزی درمان، خدمات توان‌بخشی و وسایل کمکی دریافت کرده‌اند. این کمیته با نشر گزارشی گفته است که از سال ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ میلادی از طریق برنامه توان‌بخشی جسمی، خدمات درمانی و توان‌بخشی را برای کودکان و بزرگ‌سالان مبتلا به بیماری فلج مغزی در افغانستان ارائه کرده است. در بخشی از گزارش آمده است که این برنامه در هفت مرکز توان‌بخشی در ولایت‌های، کابل، هرات، مزارشریف، بلخ، جلال‌آباد، بدخشان و لشکرگاه اجرا شده است. کمیته بین‌المللی صلیب سرخ تاکید کرده است که هدف این برنامه بازگرداندن حرکت و تسهیل ادغام اجتماعی بیماران است. همچنین در بخشی از گزارش آمده است که این برنامه به کودکان امکان می‌دهد مهارت‌های حرکتی و ارتباطی خود را تقویت کرده و در مکتب‌ها و جامعه مشارکت کنند. این کمیته افزوده است که در این مدت هشت صد و ۲۸ بزرگ‌سال مبتلا به بیماری فلج مغزی ثبت نام کردند که شامل ۵۱۳ مرد و ۳۱۵ زن می‌باشند. این نهاد افزوده است که ثبت‌نام‌ بیماران فلج مغزی در سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ میلادی افزایش قابل توجهی داشته است. در گزارش آمده است که از آگوست ۲۰۲۱ میلادی، ۴۰۰ بیمار شامل فعالیت‌هایی مانند فوتسال، درمان تفریحی و سایر ابتکارات اجتماعی شده‌اند که به کودکان فرصت بازی، تعامل و بازسازی اعتماد به نفس در محیط‌های حمایتی را می‌دهد. این در حالی است که کمیته بین‌المللی صلیب سرخ سال گذشته نیز برای بیش از ۱۱ هزار کودک مبتلا به بیماری فلج مغزی در افغانستان خدمات توان‌بخشی ارائه کرده بود.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 134 بازدید

نهاد کمک‌رسانی ورلد ویژن (World Vision) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افغانستان از نظر سوءتغذیه حاد کودکان در رتبه چهارم در سراسر جهان قرار دارد. اين نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که افغانستان با یکی از بدترین بحران‌های تغذیه در جهان روبرو است و حدود ۳.۷ میلیون کودک زیر پنج سال در افغانستان مبتلا به سوءتغذیه حاد هستند که حدود یک میلیون تن‌شان به‌شدت وزن از دست داده‌اند. در ادامه تاکید شده است که ۱.۲ میلیون زن باردار و شیرده نیز در افغانستان از سوءتغذیه حاد رنج می‌برند. نهاد کمک‌رسان ورلد ویژن از کاهش بودجه برای خدمات‌رسانی به نیازمندان در افغانستان هشدار داده و افزوده است که ۳۰۵ سایت تغذیه به دلیل مسائل مالی و دسترسی بسته شده‌اند. این نهاد کمک‌رسانی نوشته که بودجه فعلی تنها ۳۰ درصد از نیازمندی‌ها در افغانستان را پوشش می‌دهد. نهاد کمک‌رسان ورلد ویژن با تاکید بر فوریت کمک‌رسانی به نیازمندان در افغانستان، می‌گوید: «حالا زمان اقدام است و کودکان گرسنه و دچار سوءتغذیه نمی‌توانند صبر کنند.» نهاد ویژن جهانی چندی پیش نیز هشدار داده بود که کاهش کمک‌های بشردوستانه در افغانستان، هزاران خانواده را در وضعیت بحرانی قرار داده و کودکان را میان گرسنگی و کار شاقه گرفتار کرده است. همچنین چندی پیش اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده‌‌ی کمک‌های بشردوستانه در افغانستان نوشت که زنان و کودکان بیشترین آسیب را از بحران گرسنگی دیده‌اند. اين نهاد نوشت که افغانستان با یکی از بدترین بحران‌های گرسنگی جهان روبرو است و حدود ۹.۵ میلیون نفر به شدت دچار ناامنی غذایی هستند و از هر ۵ نفر، ۱ نفر آن‌ها نمی‌داند وعده غذایی بعدی‌اش از کجا خواهد آمد. پیش از این نیز بارها، سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی از وقوع بحران بشری و افزایش گرسنگی در افغانستان زیر حاکمیت طالبان هشدار داده‌ بودند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 160 بازدید

مسوولان در فرماندهی پولیس ولایت بادغیس می‌گویند که دو کودک در نتیجه‌ی انفجار ماین «خوشه‌ای» در ولسوالی بالامرغاب این ولایت جان باخته‌اند. صدیق‌الله صدیقی، سخنگوی فرماندهی پولیس بادغیس با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد صبح روز (یک‌شنبه، ۱۸ عقرب) در روستای «پنیرک» از مربوطات ولسوالی بالامرغاب رخ داده است. وی در ادامه تاکید کرده است که دو کودک هنگام چراندن مواشی، پس از پیدا کردن یک ماین خوشه‌ای، آن را در آتش انداختند که در پی انفجار آن، هر دوی‌شان جان باختند. آقای صدیقی در مورد هویت و سن این کودکان جزییات ارائه نکرده است. حوادث مشابه در گذشته نیز از کودکان قربانی گرفته است. این در حالی است که هفته‌ی پیش در نتیجه‌ی انفجار یک گلوله‌ی قدیمی در ولسوالی رودات ننگرهار، یک کودک جان باخته و یک زن و یک کودک دیگر زخمی شده‌ بودند. در این رویداد، چند کودک یک سرگلوله‌ی قدیمی را به خانه‌ برده و آن را در آتش تنور انداخته بودند که در نتیجه‌ی انفجار آن، یک کودک جان باخته و یک زن و یک کودک دیگر زخمی شده بودند. همچنین چند ماه پیش سازمان ماین‌پاکی هلو ترست در گزارشی نوشت که ۸۰ درصد قربانیان ماین‌ها در افغانستان کودکان هستند. کمیته بین‌المللی صلیب سرخ نیز اعلام کرد که تنها در سال ۲۰۲۴ میلادی، دست‌کم ۵۶۴ تن به‌شمول ۴۳۴ کودک در افغانستان بر اثر انفجار ماین و مهمات منفجر نشده جان باختند. ماین و مواد انفجاری باقی‌مانده از جنگ همچنان یک تهدید جدی برای شهروندان کشور، به‌ویژه کودکان، به‌شمار می‌رود.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 170 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که اعلام کرده است که بیشتر خانواده‌ها در افغانستان، به‌ویژه در مناطق کوهستانی مانند بامیان، به غذاهای متنوع و مغذی دسترسی ندارند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۱۸ عقرب) با نشر گزارشی گفته است که دسترسی نداشتن خانواده‌ها در مناطق کوهستانی به غذا‌های مغذی، خطر فقر غذایی کودکان را افزایش داده است و این نهاد با حمایت دفتر توسعه و مشترک‌المنافع بریتانیا (FCDO)، نخستین تحلیل فقر غذایی کودکان را در افغانستان انجام داده و نتایج آن «نگران‌کننده اما روشن» عنوان شده است. در بخشی از گزارش صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد آمده است: «کودکان غذای کافی و مناسب دریافت نمی‌کنند و سرمایه‌گذاری‌های زراعتی نیز نیازهای تغذیه‌ای آنان را در نظر نگرفته است.» یونیسف در بخشی از گزارشش تاکید کرده است که در ولایت بامیان حدود ۵۳۱ هزار تن زند‌گی می‌کنند که ۱۹ درصدشان کودکان زیر پنج سال‌اند و ۵۴ درصد از آنان در خطر فقر غذایی قرار دارند. در ادامه آمده است که از طریق برنامه «نخستین غذاها» به خانواده‌های آسیب‌پذیر در مناطق دورافتاده برای بهبود تغذیه کودکان، پودرهای «ریزمغذی» با ۱۵ نوع ویتامین و ماده معدنی ضروری کمک کرده است. براساس آمار یونیسف، در سال ۲۰۲۴ میلادی بیش از ۶۲ هزار خانواده در افغانستان از این کمک‌ها بهره‌مند شده‌اند و قراراست شمار بیشتری در سال ۲۰۲۵ میلادی از این کمک‌ها دریافت کنند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل افزوده است که هدف از این برنامه، تغییر تمرکز از «تولید غذا» به «تولید تغذیه» است و اگر رژیم غذایی کودکان در دو سال نخست زندگی‌شان درست تنظیم شود، می‌توان چرخه سوءتغذیه را برای همیشه پایان داد. همچنین یونیسف چندی پیش نیز اعلام کرده بود که بحران تغذیه در افغانستان یکی از بدترین بحران‌ها در جهان است. این نهاد گفته بود که ۳.۵ میلیون کودک در افغانستان، دچار سوءتغذیه حاد و یک میلیون کودک به شدت دچار کاهش وزن هستند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 189 بازدید

یکی از مهم‌ترین نیازهای روانی هر کودک، احساس امنیت است؛ احساسی که به او اجازه می‌دهد جهان را کاوش کند، با دیگران ارتباط برقرار کند و با اعتمادبه‌نفس رشد کند. این احساس امنیت تنها از تأمین نیازهای اولیه مانند خانه، غذا یا لباس ناشی نمی‌شود، بلکه بیش از هر چیز به ثبات عاطفی والدین وابسته است. کودکی که در محیطی با والدینی آرام، متعادل و دارای نظم عاطفی بزرگ می‌شود، احساس آرامش و اطمینان بیشتری نسبت به زندگی خواهد داشت. اما در مقابل، اگر والدین دچار بی‌ثباتی عاطفی، پرخاشگری یا نوسانات شدید احساسی باشند، کودک درونی پر از اضطراب، ترس و ناامنی تجربه خواهد کرد. نظم عاطفی به معنای توانایی فرد در شناخت، درک و مدیریت احساسات خود است. والدینی که از این مهارت برخوردارند، می‌توانند خشم، ترس یا ناراحتی خود را به شیوه‌ای سالم کنترل کرده و بدون آسیب رساندن به خود یا دیگران، احساساتشان را به‌درستی بیان کنند. هنگامی که پدر یا مادر در موقعیت‌های استرس‌زا آرامش خود را حفظ می‌کند و واکنشی منطقی و متعادل نشان می‌دهد، کودک از طریق مشاهده یاد می‌گیرد که زندگی قابل پیش‌بینی است و حتی در شرایط دشوار نیز می‌توان احساس امنیت داشت. کودکان از همان بدو تولد، از طریق مشاهده و تقلید، می‌آموزند که چگونه با احساسات خود مواجه شوند. چهره‌ی آرام یا نگران والدین، لحن مهربان یا خشمگین آن‌ها، و نحوه‌ی واکنششان به رویدادهای روزمره، همگی به کودک پیامی درباره‌ی جهان اطراف می‌دهند. اگر والدین در بیشتر مواقع آرام، مهربان و قابل پیش‌بینی باشند، کودک یاد می‌گیرد که دنیا جای امنی است و می‌توان به دیگران اعتماد کرد. اما اگر رفتار والدین گاه بسیار محبت‌آمیز و گاه خشمگین یا بی‌توجه باشد، ذهن کودک دچار سردرگمی می‌شود. او نمی‌داند در هر لحظه باید چه انتظاری داشته باشد، و این بی‌ثباتی، اضطراب درونی و احساس ناامنی را در او تقویت می‌کند. برای مثال، کودکی که در برابر اشتباه‌هایش با فریاد، تهدید یا قهر مواجه می‌شود، به‌تدریج می‌آموزد که محبت و پذیرش والدین مشروط است؛ یعنی تنها زمانی مورد محبت قرار می‌گیرد که «خوب» رفتار کند. این تجربه زمینه‌ساز اضطراب جدایی و ترس از طرد شدن می‌شود. در مقابل، والدینی که حتی هنگام نافرمانی یا اشتباه کودک، آرامش خود را حفظ می‌کنند و در عین قاطعیت، با احترام و محبت برخورد می‌نمایند، به فرزند خود این پیام را منتقل می‌کنند که عشق آن‌ها بی‌قید و شرط است و اشتباه کردن پایان پذیرش نیست. نظم عاطفی والدین به این معنا نیست که هرگز عصبانی یا ناراحت نشوند، بلکه یعنی بتوانند احساسات خود را بشناسند، مسئولیت آن‌ها را بپذیرند و به شیوه‌ای سالم بیان کنند. مثلاً به‌جای فریاد زدن، بگویند: «الآن خیلی خسته‌ام، اجازه بده چند دقیقه استراحت کنم و بعد صحبت کنیم.» چنین رفتاری به کودک می‌آموزد که احساسات را می‌توان بدون آسیب رساندن یا ترس ابراز کرد. در واقع، والدین با رفتار خود به کودک آموزش می‌دهند که کنترل احساسات نشانه‌ی ضعف نیست، بلکه نمادی از بلوغ و قدرت درونی است. تحقیقات روان‌شناسی نشان داده‌اند که نظم عاطفی والدین رابطه‌ای مستقیم با رشد مغزی و هیجانی کودکان دارد. کودکانی که در محیطی آرام و باثبات رشد می‌کنند، سیستم عصبی‌شان بهتر توسعه می‌یابد و در آینده کمتر در معرض اختلالات اضطرابی یا رفتاری قرار می‌گیرند. مغز کودک در سال‌های ابتدایی زندگی، به‌طور طبیعی به‌دنبال الگوهای تکرارشونده و قابل پیش‌بینی است. زمانی که واکنش‌های والدین منسجم و قابل پیش‌بینی باشد، مغز کودک احساس امنیت می‌کند و انرژی‌اش را صرف یادگیری، خلاقیت و رشد شناختی می‌نماید. اما در مواجهه با واکنش‌های ناپایدار، مغز در وضعیت هشدار باقی می‌ماند و کودک، ناخودآگاه، احساس خطر و ناایمنی می‌کند. والدینی که از نظم عاطفی برخوردارند، معمولاً در گفت‌وگو با کودک از واژه‌هایی آرام، شفاف و قابل درک استفاده می‌کنند. آن‌ها به‌جای سرزنش یا تنبیه، احساسات خود را به‌روشنی بیان می‌کنند و به کودک می‌آموزند که داشتن احساسات طبیعی است، اما نوع رفتار، انتخابی و قابل کنترل است. این شیوه‌ی ارتباطی، نه‌تنها به شکل‌گیری اعتماد و امنیت در رابطه‌ی والد–فرزند کمک می‌کند، بلکه به کودک یاد می‌دهد در روابط اجتماعی آینده‌ی خود نیز واکنش‌هایی منطقی و سنجیده داشته باشد. چنین کودکانی معمولاً در محیط مدرسه با چالش‌های رفتاری کمتری مواجه می‌شوند، کمتر درگیر درگیری یا انزوا می‌گردند و روابطی سالم‌تر و پایدارتری برقرار می‌کنند. در مقابل، والدینی که فاقد نظم عاطفی هستند و اغلب دچار انفجارهای هیجانی می‌شوند، ناخواسته محیطی پرتنش و ناپایدار برای فرزند خود ایجاد می‌کنند. کودکی که بارها شاهد خشم یا اندوه شدید والدین، بدون توضیح یا دلجویی مناسب است، به‌تدریج دچار احساس گناه یا مسئولیتی فراتر از سن خود می‌شود. او ممکن است تصور کند که رفتار یا حرف خودش باعث ناراحتی والدین شده است. این احساس گناه درونی، در بلندمدت می‌تواند زمینه‌ساز اضطراب، کاهش اعتمادبه‌نفس و آسیب در روابط آینده‌ی کودک شود. یکی از جنبه‌های مهم نظم عاطفی، ثبات در واکنش‌هاست. اگر والدین در برابر یک رفتار مشخص، گاهی با خشم و گاهی با بی‌تفاوتی واکنش نشان دهند، کودک قادر به درک مرزهای رفتاری نخواهد بود. این بی‌ثباتی، حس پیش‌بینی‌پذیری را از بین می‌برد و کودک نمی‌داند چه رفتاری پذیرفتنی و چه رفتاری ناپذیرفتنی است. اما والدینی که واکنش‌هایشان منظم، قابل‌پیش‌بینی و از نظر عاطفی متعادل است، محیطی امن و پایدار برای رشد شخصیت کودک فراهم می‌کنند. نظم عاطفی والدین تنها با شناخت خود و تمرین به‌دست می‌آید. بسیاری از والدین، الگوهای بی‌ثباتی هیجانی را از دوران کودکی خود به ارث برده‌اند. آگاهی از این الگوها و تلاش برای اصلاح آن‌ها، گامی مهم در پرورش فرزندانی سالم‌تر است. شرکت در جلسات مشاوره خانواده، مطالعه درباره‌ی هوش هیجانی و تمرین خودآگاهی می‌تواند والدین را در این مسیر یاری کند. احساس امنیت کودک زمانی شکل می‌گیرد که بداند حتی اگر اشتباه کند یا ناراحت باشد، والدین همچنان او را دوست دارند و رفتارشان قابل پیش‌بینی است. کودکانی که چنین محیطی را تجربه می‌کنند، در آینده مهارت‌های مدیریت استرس، حل مسئله و برقراری روابط عاطفی سالم را بهتر خواهند آموخت. آن‌ها می‌فهمند که احساساتشان دشمنشان نیستند، بلکه پیام‌هایی هستند که باید شنیده و درک شوند. نظم عاطفی والدین به کودک می‌آموزد که حتی در دل چالش‌ها، آرامش درونی ممکن است. این نوع تربیت، نسلی از انسان‌های متعادل، آرام و خودآگاه می‌سازد که در روابط خود احترام، درک و مهربانی را حفظ می‌کنند. سخن پایانی: نظم عاطفی والدین یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده‌ی احساس امنیت در کودکان است. زمانی که والدین بتوانند احساسات خود را مدیریت کنند و با آرامش واکنش نشان دهند، کودک دنیایی قابل‌اعتماد و امن را تجربه می‌کند. چنین محیطی زمینه‌ساز رشد روانی سالم، اعتمادبه‌نفس بالا و توانایی برقراری روابط پایدار در آینده است. والدینی که خودآگاهی و ثبات عاطفی دارند، بزرگ‌ترین هدیه را به فرزندانشان می‌دهند: احساس امنیت درونی و ایمان به مهربانی زند‌گی. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 106 بازدید

دولت دنمارک درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای کودکان زیر ۱۵ سال ممنوع خواهد شد، هرچند والدین می‌توانند اجازه دهند نوجوانان ۱۳ سال به بالا به برخی از این پلتفرم‌ها دسترسی داشته باشند. کارولین استیج اولسن، وزیر امور دیجیتال دنمارک روز (جمعه ۱۶ عقرب) با نشر اعلامیه‌ای گفته است: «آنچه به‌اصطلاح شبکه‌های اجتماعی نامیده می‌شود با دزدیدن زمان، کودکی و سلامتی فرزندان ما توسعه پیدا می‌کند و ما اکنون جلو آن را می‌گیریم.» در اعلامیه آمده است که اکثریت احزاب حاضر در پارلمان اعلام کردند حتی پیش از رای‌گیری رسمی از این طرح حمایت خواهند کرد. در ادامه آمده است که بنا بر اعلام دولت، کودکان دنمارکی از پلتفرم‌های اسنپ چت، یوتیوب، اینستاگرام و تیک تاک، بیشترین استفاده را می‌کنند. بر اساس تحلیلی که اداره رقابت و حمایت از مصرف‌کننده دنمارک در فبروری امسال منتشر کرد، جوانان در این کشور شمال اروپا به‌طور متوسط هر روز دو ساعت و ۴۰ دقیقه در شبکه‌های اجتماعی وقت می‌گذرانند. پیشتر نیز برخی کشورها محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های مشابهی وضع کردند؛ از جمله استرالیا که سال گذشته استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای کودکان زیر ۱۶ سال را ممنوع کرد.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 181 بازدید

جمعیت هلال احمر افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است، ۴۹ کودک اهل افغانستان که برای درمان بیماری‌های پیچیده به آلمان فرستاده شده بودند، پس از بهبود کامل به افغانستان بازگشتند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این کودکان در چارچوب برنامه مشترک میان جمعیت هلال‌احمر افغانی و نهاد خیریه صلح جهانی، برای تداوی سوختگی‌ها و عفونت‌های استخوانی به آلمان اعزام شده بودند. در اعلامیه آمده است که این کودکان پس از ماه‌ها درمان و مراقبت تخصصی، سلامت خود را بازیافته‌اند و به خانواده‌های‌شان سپرده شدند. اعلامیه به نقل از شهاب‌الدین دلاور، رییس جمعیت هلال‌احمر افغانی نوشته است که این طرح از سال ۱۳۶۸ خورشیدی آغاز شده و تا اکنون هزاران کودک نیازمند توانسته‌اند با کمک نهادهای بشردوستانه خارج از کشور، درمان شوند. آقای دلاور در ادامه تاکید کرده است که همکاری دوام‌دار میان هلال‌احمر و نهادهای بین‌المللی، برای نجات جان کودکان افغانستانی اهمیت حیاتی دارد. در اعلامیه آمده است که همزمان با بازگشت این گروه از کودکان، هلال‌احمر از اعزام ۷۵ کودک دیگر برای تداوی تخصصی به آلمان نیز خبر داده است. این کودکان در بخش‌هایی چون جراحی ترمیمی، استخوان و سوختگی تحت درمان قرار خواهند گرفت. این برنامه که از سه دهه پیش میان هلال‌احمر افغانی و نهادهای بشردوستانه اروپایی راه‌اندازی شده، یکی از معدود پروژه‌های دوام‌دار درمانی در افغانستان به‌شمار می‌رود.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 118 بازدید

زینب صبح‌ها همیشه پیش از طلوع آفتاب بیدار می‌شود. در خانه‌ای که دیوارهایش رنگ و بوی تازگی را از دست داده‌اند، زینب نخستین کسی‌ست که چشم می‌گشاید. شب را در کنار شوهر بیمار و پنج فرزند خردسالش به صبح رسانده‌اند. در این شب‌ها، هیچ صدای شادی‌ای از خانه برنمی‌خیزد؛ تنها سکوتی سنگین و دلگیر همه جا را فرا گرفته است. وقتی زینب به خواب می‌رود، در دل دعا می‌کند که فردا اندکی بهتر از امروز باشد؛ اما خوب می‌داند که این دعاها، اغلب بی‌پاسخ می‌مانند. در نیمه‌های شب، وقتی دستانش از درد و فشار کار می‌لرزند، از خواب می‌پرد. بی‌درنگ می‌داند که باید به فکر کارهای روز بعد باشد. اما پیش از آن‌که آفتاب سر بزند، نگاهی به چهره‌ی شوهرش می‌اندازد؛ مردی که در گوشه‌ای از تخت، بی‌جان و بی‌رمق خوابیده است. او یک ماهی‌ست که به تب‌های مکرر گرفتار شده و دیگر توان کار کردن ندارد. زینب خوب می‌داند که این وضعیت ادامه خواهد داشت، و این یعنی بارِ زندگی همچنان بر دوش او خواهد ماند. زینب با چشمانی خسته و بغضی که در گلویش گیر کرده، از جا بلند می‌شود. دستانش، که هر روز زیر بار کار سخت‌تر و زبرتر می‌شوند، بی‌صدا اما مصمم به زندگی ادامه می‌دهند. ظرف‌های شب گذشته را می‌شوید، از دل کوره‌پزخانه نان خشکی برای کودکانش بیرون می‌آورد و چای سردی آماده می‌کند. وقتی نوبت به بچه‌ها می‌رسد، با لحنی آرام اما پر از خستگی می‌گوید: «صبحانه نمی‌خواهید؟ نان و چای تا چند دقیقه‌ی دیگه آماده می‌شه.» اما ناگهان به یاد می‌آورد که دیگر نه چای گرمی برای خودش مانده، نه غذایی برای خوردن. دلش برای خودش می‌سوزد، اما نمی‌گذارد این تلخی به چشم بچه‌ها بیاید. بغضش را فرو می‌برد، لبخند کم‌جانی می‌زند و باز به آشپزخانه برمی‌گردد. ساعت‌ها بی‌رحمانه می‌گذرند. زینب باید از ساعت هشت صبح تا پنج عصر در خانه‌های مردم کار کند. در خانه‌ای بچه‌داری، در خانه‌ای دیگر شستن ظرف و لباس، و جایی دیگر جارو و تمیزکاری. هرجا که کاری باشد، او هست. اما در تمام این خانه‌ها، تنها چیزی که برایش اهمیت دارد، آن حقوق اندک آخر ماه است: چهار هزار افغانی. همین مبلغ ناچیز که حتی خرج نان یک هفته نمی‌شود، چه رسد به داروی شوهر بیمار یا نیازهای پنج فرزند گرسنه‌اش. اما چاره‌ای ندارد. باید این روزهای سخت را تاب بیاورد. از وقتی که شوهرش بیمار شده، حتی یک روز برای خودش نبوده. هیچ استراحتی، هیچ هدیه‌ای، حتی یک جفت کفش ساده برای خودش نخریده است. زینب وقتی در کوچه‌های خاکی و تنگ راه می‌رود، نگاهش همیشه به زمین است. دیگر چیزی در این دنیا نیست که دلش را بلرزاند یا شوقی در او بیدار کند. امید، برای او مدتی‌ست خاموش شده است. تا ساعت پنج عصر، در خانه‌های دیگران مشغول کار است. استراحت برایش معنایی ندارد. حتی وقتی خسته و کوفته آرزو می‌کند لحظه‌ای از این زندگی فرار کند، باز خودش را میان طوفان کار و مسئولیت می‌یابد. بچه‌ها چشم‌به‌راهش هستند، و او همیشه باید برگردد — با دستان خالی، اما دلِ پر از مهر. حتی وقتی گرسنه است، لقمه را برای بچه‌ها نگه می‌دارد. همیشه، خودش را آخر می‌گذارد. در پایان روز، وقتی از خانه‌ای به خانه‌ی دیگر قدم می‌زند، دلش تیر می‌کشد. پاهایش سنگین‌اند و قلبش خسته‌تر از همیشه. بارها با خودش زمزمه کرده: «چرا زندگی این‌قدر سخت است؟ چرا حتی یک لحظه فرصت نفس کشیدن نمی‌دهد؟» اما هیچ‌گاه جوابی نیافته. تنها چیزی که همیشه در ذهنش می‌چرخد، یک جمله است — ساده، اما سنگین‌تر از تمام دردهای دنیا: «اگر من نباشم، این خانواده چه می‌شود؟» و همین فکر، همین نگرانی بی‌پایان، کافی‌ست تا فردا صبح باز هم زودتر از آفتاب بیدار شود… و دوباره زندگی را، با تمام دردهایش، به دوش بکشد. شب که به خانه برمی‌گردد، شوهرش هنوز همان‌طور در گوشه‌ی تخت خوابیده؛ بی‌رمق و خاموش. طفلانش در کنجی از اتاق، بی‌صدا کنار هم خوابیده‌اند، انگار خوابِ نان و آرامش می‌بینند. زینب به سراغ نان‌ها می‌رود؛ همان نان‌های خشک‌شده‌ی صبح که باید با دست‌های خسته‌اش دوباره گرمشان کند. نان را گرم می‌کند، اما دلش همچنان سرد است. در دلش می‌داند... شاید فردا کمی بهتر باشد — شاید. اما خوب هم می‌داند که این روزها، این خستگی‌ها، این ناتمام بودن‌ها… به این زودی‌ها تمام نمی‌شوند. برای زینب، هر روز یک آغاز تازه است؛ روزی که باید در آن برای خانواده‌اش غذا فراهم کند، به شوهر بیمارش دارو بدهد، و شب، بچه‌ها را آرام به خواب بسپارد. اما همیشه در این میان چیزی کم است؛ گاهی نان، گاهی دارو، گاهی یک نوازش ساده، و گاهی… فقط اندکی امید. و در حالی که کودکان با دستان کوچک‌شان به شانه‌های خسته‌اش پناه می‌برند، زینب به یاد می‌آورد که خودش همیشه گرسنه می‌ماند؛ اما در دلش، هنوز شمع کوچکی روشن است — امیدی که شاید، فردا… روز بهتری باشد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب