برچسب: دختران

2 روز قبل - 59 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل برای افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که یک‌سوم مکاتب کشور فاقد آب آشامیدنی سالم و نیمی از مکاتب دارای سرویس بهداشتی ناکافی هستند. این سازمان امروز (دوشنبه، ۳ حمل) با نشر گزارشی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که کمبود آب سالم و امکانات صحی در مکاتب افغانستان سبب ترک تحصیل کودکان، به‌ویژه دختران می‌شود. در بخشی از گزارش صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد آمده است که بیش از ۶۰ درصد مکاتب فاقد سرویس بهداشتی جداگانه برای دختران هستند و این مشکلات مانع حضور منظم کودکان در صنف‌ها و افزایش آمار ترک تحصیل شده است. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که به همراه بانک جهانی در حال کمک به بهبود دسترسی به آب، بهداشت و خدمات صحی در مکاتب افغانستان هستند. این سازمان گفته است که تا اکنون نُه مکتب در ولایت لوگر از امکانات جدید بهره‌مند شده‌اند که این تغییرات مستقیماً بر بیش از دو هزار ۳۰۰ کودک و ۴۷ معلم تأثیر گذاشته و سبب می‌شود کودکان بیشتری به مکتب بازگردند و ثبت‌نام کنند. یونیسف پیشتر نیز گفته بود که دسترسی به آب سالم نه تنها سلامت کودکان را بهبود می‌بخشد، بلکه حضور آنان در مکتب را افزایش می‌دهد و شرایط تحصیل را بهتر می‌کند. این حالی است که بسیاری از خانواده‌ها در افغانستان به‌دلیل نبود دسترسی به آب سالم، مجبور هستند برای تأمین آب، خود یا کودکان شان ساعت‌ها پیاده‌روی کنند.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 159 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر افغانستان با ابراز نگرانی گفته است که در سال جدید، دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان همچنان از رفتن به مکتب محروم هستند. آقای بنت در پیام تبریکی نوروز در حساب کاربری ایکس خود بر لغو محدودیت‌های تحصیلی دختران تاکید کرده و گفته است که علاوه بر دختران دانش‌آموز، دختران دانش‌جو نیز قادر به حضور در دانشگاه نیستند. وی در ادامه تاکید کرده است: «من یادآوری می‌کنم که تنها در افغانستان این روز، شروع یک سال تحصیلی جدید دیگر است که در آن دختران بالای صنف ششم اجازه ادامه تحصیل در مکتب را نخواهند داشت.» گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر افغانستان در ادامه افزوده است که این محدودیت‌ها غیرقابل قبول است و باید هر چه زودتر لغو شود. قابل ذکر است که نهادهای بین‌المللی همواره تاکید کردند که محرومیت دختران از آموزش نه تنها آینده آنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه پیامدهای گسترده اجتماعی و اقتصادی برای کل جامعه افغانستان به همراه دارد. باید گفت که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 40 بازدید

نمایندگد اتحادیه‌ اروپا برای افغانستان در تازه‌ترین مورد در پیام تبریکی سال نو خورشیدی به شهروندان افغانستان، گفته است که انتظار دارد دختران بتوانند به مکتب بازگردند. این اتحادیه‌ با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است: «هم‌زمان با آغاز سال نو آموزشی، چشم به راه روزی هستیم که هر دختر دوباره به صنف درسی بازگردد.» قابل ذکر است سال ۱۴۰۵، پنجمین سالی است که دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان حق آموزش را از دست داده‌اند. حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت در تابستان سال ۱۴۰۰، حق آموزش بالاتر از صنف ششم را برای دختران تعلیق کرده و هنوز روشن نیست که چه زمانی دختران می‌توانند حق آموزش را دوباره به دست بیاورند. در ابتدا حکومت فعلی گفته بود که روی طرحی اسلامی برای بازگشت دختران به مکتب کار می‌کنند و با نهایی‌شدن آن دختران می‌توانند به آموزش ادامه بدهند؛ اما با گذشت زمان دختران نه تنها نتوانستند به مکتب بازگردند، بل که دختران و زنان حق تحصیل در دانشگاه را نیز از دست دادند.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 64 بازدید

صبح هنوز کامل از دل شب جدا نشده بود که شکریه از خواب پرید؛ نه به‌خاطر صدای اذان، نه به‌خاطر روشن شدن هوا، بلکه به‌خاطر سرفه‌های خشک و بریده‌بریده‌ی مادرش که مثل تیغ در سکوت اتاق می‌برید. اتاق کوچک و نم‌گرفته‌شان بوی دود، فقر و ناامیدی می‌داد. سقف ترک‌خورده با هر وزش باد صدا می‌کرد و دیوارهای گِلی، مثل شاهدان خاموش یک زندگی فروپاشیده، فقط ایستاده بودند و چیزی نمی‌گفتند. شکریه برای چند لحظه بی‌حرکت ماند، به سقف خیره شد و نفسش را آهسته بیرون داد؛ انگار می‌خواست برای چند ثانیه بیشتر، خودش را در همان مرز باریک میان خواب و بیداری نگه دارد، جایی که هنوز مجبور نبود به یاد بیاورد که زندگی‌اش چیست. اما سرفه‌های مادرش او را به واقعیت کشاند؛ واقعیتی که در آن، او نه یک کودک، بلکه ستون لرزان یک خانه‌ی فرو ریخته بود. او آرام از جا برخاست، چادر کهنه‌اش را برداشت و دور خود پیچید. پاهایش هنوز از دیروز درد می‌کرد، دست‌هایش زخم بود و زیر ناخن‌هایش سیاهی زباله‌ها مانده بود. کنار مادرش نشست، دستش را روی پیشانی او گذاشت. داغ بود. مادر با صدای خفه‌ای گفت: «نرو امروز… خسته‌ای…» اما شکریه فقط لبخند کم‌رنگی زد، همان لبخندی که بیشتر شبیه تحمل بود تا شادی، و گفت: «اگر نروم، نان از کجا بیارم؟» این جمله را آن‌قدر تکرار کرده بود که دیگر حتی خودش هم حس نمی‌کرد چقدر سنگین است. بعد از جا برخاست، کیسه‌ی بزرگ پلاستیکی را برداشت و بی‌آنکه صبحانه‌ای خورده باشد، از خانه بیرون رفت. هوای صبح کابل سرد و خاک‌آلود بود. کوچه‌ها نیمه‌خالی، اما پر از سکوتی بودند که بیشتر از هر سر و صدایی آزار می‌داد. شکریه قدم‌هایش را تند کرد تا به سرک اصلی برسد. در گوشه‌ای از جاده، رحیم، فرید و جاوید منتظرش بودند؛ سه پسری که مثل خودش، کودکی‌شان را نه در بازی و مکتب، بلکه در میان زباله‌ها جا گذاشته بودند. نگاه‌هایشان کوتاه بود، حرف‌هایشان کم؛ چون هر چهارشان خوب می‌دانستند که امروز هم مثل دیروز خواهد بود، و فردا هم مثل امروز. آن‌ها بی‌هیچ حرفی به سمت اولین زباله‌دانی رفتند. بوی تعفن از دور به مشام می‌رسید، اما برایشان عادی شده بود. شکریه کیسه را باز کرد و با دست‌های لاغر و سردش شروع به جستجو کرد. بطری‌های پلاستیکی، تکه‌های فلز، کارتن‌های خیس، قوطی‌های له‌شده… هر چیزی که دیگران دور انداخته بودند، برای او ارزش داشت. هر بار که دستش در میان زباله‌ها فرو می‌رفت، انگار بخشی از روحش هم در آن فرو می‌رفت. اما او مکث نمی‌کرد. یاد صاحب‌خانه، یاد سرفه‌های مادر، یاد شکم‌های گرسنه… همه او را مجبور می‌کردند ادامه دهد. خورشید بالا آمد، اما گرمایش به تن‌های خسته‌ی آن‌ها نمی‌رسید. سرک‌ها شلوغ شد، موترها رد شدند، مردم با لباس‌های تمیز و عجله‌های روزمره از کنارشان گذشتند، بی‌آنکه حتی نگاهی بیندازند. گاهی کسی با نفرت نگاه می‌کرد، گاهی کسی زیر لب چیزی می‌گفت، گاهی کودکی در موتر به آن‌ها اشاره می‌کرد و می‌خندید. شکریه سعی می‌کرد نگاهش را بالا نیاورد، چون هر بار که نگاه می‌کرد، چیزی در دلش فرو می‌ریخت؛ چیزی که نامش شاید «آرزو» بود. در یکی از سرک‌ها، کنار یک مکتب توقف کردند. زنگ تفریح بود. صدای خنده‌ی دختران، صدای دویدن، صدای زندگی… همه در هوا پیچیده بود. شکریه ناخودآگاه ایستاد. دستش در کیسه ثابت ماند. به دروازه‌ی مکتب نگاه کرد. دخترانی با لباس‌های پاک، با بکس‌های رنگی، با موهای شانه‌زده، در حویلی می‌دویدند. یکی از آن‌ها کتابی در دست داشت. شکریه به آن کتاب خیره شد، انگار که چیزی مقدس باشد. برای لحظه‌ای، خودش را جای او تصور کرد؛ با لبخندی واقعی، با دستانی تمیز، با دنیایی که بوی زباله نمی‌داد. اما صدای فرید او را به خود آورد: «چی شد؟ چرا ایستادی؟» شکریه سریع سرش را پایین انداخت و دوباره شروع به کار کرد، اما آن تصویر از ذهنش پاک نشد. ساعت‌ها گذشت. آفتاب تندتر شد، اما خستگی هم سنگین‌تر. پاهایشان دیگر رمق نداشت، اما کیسه‌ها هنوز نیمه‌خالی بود. در یکی از کوچه‌ها، چند مرد بزرگ‌تر به آن‌ها نزدیک شدند. نگاه‌هایشان خشن بود. یکی از آن‌ها جلو آمد و بدون مقدمه گفت: «این‌جا کار شما نیست. هرچه جمع کردید، بدهید.» جاوید خواست چیزی بگوید، اما قبل از اینکه حرفی بزند، مرد او را محکم هل داد. شکریه ترسید. قلبش به شدت می‌زد. رحیم آهسته گفت: «بدهید… دعوا نکنید…» آن‌ها بخشی از زباله‌هایی را که با زحمت جمع کرده بودند، دادند و عقب رفتند. شکریه حس کرد گلویش می‌سوزد، اما اشکش نیامد. انگار دیگر اشکی نمانده بود. وقتی ظهر شد، آن‌ها در سایه‌ی دیواری نشستند. شکریه نان خشک کوچکی را که از خانه آورده بود، بیرون کرد. آن را میان چهار نفر تقسیم کردند. هر لقمه مثل سنگ در گلو پایین می‌رفت، اما همین هم برایشان نعمت بود. فرید با صدایی خسته گفت: «فکر می‌کنید زندگی ما همیشه همین است؟» کسی جواب نداد. سکوتی سنگین میانشان افتاد. شکریه به دست‌هایش نگاه کرد؛ دست‌هایی که باید دفتر می‌گرفت، حالا زباله را می‌کاوید. در دلش گفت: «شاید همین است… شاید زندگی ما همین است.» عصر که شد، آن‌ها کیسه‌ها را به محل فروش بردند. مردی که همیشه از آن‌ها خرید می‌کرد، بدون نگاه کردن به صورتشان، زباله‌ها را وزن کرد و پول کمی در دستشان گذاشت. شکریه پول را گرفت، شمرد، و در گوشه‌ی چادرش پنهان کرد. می‌دانست که این پول هم برای همه چیز کافی نیست، اما باز هم باید بس باشد. وقتی به خانه برگشت، هوا تاریک شده بود. کوچه‌ها خاموش و سرد بودند. دروازه را آرام باز کرد. مادرش در گوشه‌ی اتاق دراز کشیده بود. سرفه‌هایش ضعیف‌تر، اما عمیق‌تر شده بود. شکریه کنار او نشست، پول را در دستش گذاشت. مادر نگاهش کرد، اشک در چشمانش حلقه زد و با صدایی که بیشتر شبیه زمزمه بود گفت: «تو طفل نیستی… تو مادر این خانه‌ای…» این جمله مثل باری سنگین روی شانه‌های شکریه نشست. او فقط سرش را پایین انداخت. آن شب، وقتی دراز کشید، بدنش درد می‌کرد، اما خواب به چشمانش نمی‌آمد. صدای دور شهر، صدای سگ‌ها، صدای باد… همه در گوشش می‌پیچید. چشمانش را بست و دوباره همان تصویر را دید: خودش در مکتب، با کتابی در دست، با لبخندی که واقعی بود. اما این‌بار، تصویر خیلی زود شکست. جای آن را صدای سرفه‌ی مادر گرفت. شکریه چشمانش را باز کرد. به سقف ترک‌خورده خیره شد. در دلش چیزی گفت، اما حتی خودش هم نشنید چه بود. شاید دعا بود، شاید آرزو، شاید فقط یک آه. و فردا… او دوباره بیدار می‌شد، دوباره کیسه را برمی‌داشت، دوباره در زباله‌ها دنبال نان می‌گشت. چون در زندگی او، فردا هیچ‌وقت متفاوت نبود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 54 بازدید

اندریکا راتواته، رییس صندوق حمایت از کودکان ملل متحد (یونیسف) برای افغانستان اعلام کرده است که تضمین دسترسی به آموزش همچنان یک اولویت حیاتی است. آقای راتواته با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که فضاهای آموزشی ایجادشده توسط این نهاد، سرمایه‌گذاری مهمی به شمار می‌رود. رییس یونیسف برای افغانستان در ادامه تاکید کرده است که این مکان‌ها به کودکان کمک می‌کند، با وجود چالش‌ها به یادگیری ادامه بدهند. در حالی وی بر دسترسی به آموزش برای همه تاکید دارد که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در این سال‌ها، نهادهای مدافع حقوق بشر، سازمان‌های بین‌المللی به شمول سازمان ملل و دولت‌ها، بارها خواستار بازگردان حق آموزش دختران در افغانستان شده‌اند. هنوز اما هیچ دورنمای روشنی در برابر حق آموزش دختران در افغانستان وجود ندارد.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 172 بازدید

سیما سمر، رییس پیشین کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در تازه‌ترین مورد مدعی شده است که منع آموزش دختران در افغانستان، آنان را به ازدواج‌های اجباری وادار می‌کند. خانم سمر این اظهارات را در برنامه‌ای که به مناسبت هشتم مارچ، روز جهانی همبستگی زنان توسط «هزاره‌های حوزه نیوانگلند» در شهر بوستون ایالت ماساچوست آمریکا برگزار شده بود، مطرح کرده و محدودیت‌های گسترده حکومت سرپرست علیه زنان و دختران در افغانستان را نمونه‌ی آشکار آپارتاید جنسیتی عنوان کرده و بر «ثبت و جرم‌انگاری آپارتاید جنسیتی در کنوانسیون جرایم علیه بشریت» تاکید کرده است. وی در ادامه تاکید کرد: «دولت به‌طور سیستماتیک و دوامدار زنان افغانستان را از حقوق‌شان منع می‌کنند و این نقض حقوق بشر است.» رییس پیشین کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در این نشست بر ثبت و مستندسازی نقض حقوق بشر در افغانستان تاکید کرده و گفته برای پاسخ‌گوسازی عاملان نقض حقوق بشر در دادگاه‌های بین‌المللی نیاز به اسناد مستند و معتبر است. همچنین او در بخشی از صحبت‌هایش افزود که در برابر بی‌عدالتی نباید سکوت کرد و با آگاهی‌دهی و اطلاع‌رسانی دقیق می‌توان شرایط را تغییر داد. در حالی سیما سمر از منع آموزش دختران افغانستان انتقاد می‌کند که حکومت سرپرست پس از تسلط دوباره بر افغانستان، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را منع کردند و سپس دروازه‌ی دانشگاه‌ها را نیز به‌روی زنان و دختران بستند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 106 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افغانستان تنها کشوری در جهان است که در آن دختران از آموزش در مکتب‌های متوسطه منع شده‌ و میلیون‌ها دختر از فرصت آموزش محروم مانده‌اند. این نهاد امروز (شنبه، ۱۷ حوت) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این وضعیت نباید «عادی» پنداشته شود و هنوز امکان تغییر وجود دارد، به شرطی که جامعه‌ی جهانی و مردم جهان با حذف آینده‌ی دختران موافقت نکنند. بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که محروم‌سازی دختران از آموزش، آینده‌ی آنان را تهدید می‌کند و مانع دسترسی میلیون‌ها دختر به حق بنیادی آموزش می‌شود. این نهاد از جامعه‌ی جهانی خواسته است که برای پایان‌دادن به این وضعیت و حمایت از حق آموزش دختران اقدام کند. قابل ذکر است که پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت در ۲۰۲۱ میلادی، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم در افغانستان ممنوع شده است. بر بنیاد گزارش‌های سازمان ملل، حدود ۲.۲ میلیون دختر از آموزش محروم مانده‌اند و افغانستان در حال حاضر تنها کشوری در جهان است که چنین محدودیتی را اعمال می‌کند. افزون بر این، زنان و دختران در افغانستان با محدودیت‌های گسترده در بخش‌های مختلف زندگی از جمله آموزش عالی، کار و حضور در بسیاری از فضاهای عمومی روبرو هستند؛ محدودیت‌هایی که از سوی نهادهای بین‌المللی به عنوان یکی از شدیدترین بحران‌های حقوق زنان در جهان توصیف شده است.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 152 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین اعلام کرده است که تشدید آمریکا و اسرائیل در ایران تأثیرات مرگبار بر کودکان داشته و تا اکنون دست‌کم ۱۸۰ کودک کشته و شمار زیادی دیگر زخمی شده‌اند. این سازمان امروز (جمعه، ۱۵ حوت/۶ مارچ) با نشر گزارشی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در میان قربانیان، ۱۶۸ دختر در تاریخ ۲۸ فبروری در اثر حمله‌ای آمریکا  و اسرائیل به مکتب ابتدایی دخترانه در میناب در جنوب ایران جان خود را از دست داده‌اند. در گزارش آمده است که بیشتر این کودکان بین ۷ تا ۱۲ سال سن داشته‌اند و علاوه بر این، ۱۲ کودک دیگر در مکاتب مختلف در پنج منطقه دیگر ایران کشته شده‌اند. یونیسف در بخشی از گزارشش تاکید کرده است که این تلفات کودکان یادآور شدت خشونت و بی‌رحمی جنگ است و تأثیر آن بر خانواده‌ها و جوامع تا نسل‌ها ادامه خواهد داشت. همچنین این سازمان در ادامه هشدار داده که مکاتب طبق قانون بین‌المللی بشردوستانه باید به‌عنوان مکان‌های امن محسوب شوند، اما ادامه حملات نظامی سبب قرار گرفتن کودکان در معرض خشونت و آسیب به زیرساخت‌های حیاتی مانند مکاتب و شفاخانه‌ها شده است. براساس معلومات موجود، تا اکنون دست‌کم ۲۰ مکتب و ۱۰ شفاخانه در ایران آسیب دیده‌اند و دسترسی کودکان به آموزش و خدمات صحی حیاتی مختل شده است. همچنین یونیسف از همه طرف‌ها خواسته است تا تعهدات خود را تحت قانون بین‌المللی رعایت کنند و از جان و سلامت کودکان محافظت نمایند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 117 بازدید

مرکز خبرنگاران افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که حکومت سرپرست دفتر «رادیو خوشحال» در ولایت غزنی را به دلیل تماس تلفنی دختران با این رادیو، مسدود کرده‌اند. این مرکز امروز (پنج‌شنبه، ۱۴ حوت) با نشر اعلامیه‌‌ای در حساب کاربری ایکس، بستن دفتر این رادیو را نقض حقوق بنیادی یک رسانه آزاد دانسته و محکوم کرده است. مرکز خبرنگاران افغانستان در ادامه به نقل از یک منبع نوشته است که رادیو خوشحال بیشتر برنامه‌های آموزشی پخش می‌کرد و برخی دختران برای پیش‌برد و فراگیری بهتر برنامه‌های آموزشی با این رادیو تماس تلفنی برقرار می‌کردند، اما این اقدام خشم مسوولان محلی را برانگیخته است. همچنین دفتر والی در غزنی با نشر اعلامیه‌‌ای گفته است که رادیو خوشحال به‌دلیل «نقض ارزش‌های دینی، فرهنگی و اجتماعی توسط کمیته‌ی فرهنگی ولایتی بسته شد و فعالیت آن به حالت تعلیق درآمده است.» این در حالی است که رادیو خوشحال در ابتدای سال ۱۴۰۳ خورشیدی در شهر غزنی راه‌اندازی شد. این رسانه خصوصی برنامه‌های سیاسی اقتصادی اجتماعی، فرهنگی و دینی تهیه و نشر می‌کرد. نیروهای حکومت فعلی پیش از این دو مدیر مسوول این رادیو را به‌دلیل اظهارنظر در مورد وضعیت زندگی مردم و حکومت‌داری در شبکه‌های اجتماعی، بازداشت و زندانی کرده‌اند. مرکز خبرنگاران افغانستان در بخشی از اعلامیه‌اش از حکومت فعلی خواسته است که در تصمیم خود تجدیدنظر کنند و اجازه دهند که این رادیو فعالیت خود را از سر گیرد.

ادامه مطلب


4 هفته قبل - 111 بازدید

نمایندگی اتحادیه‌ی اروپا برای افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با ایجاد صنف‌های آموزشی جامعه‌محور در روستاهای افغانستان زمینه‌ی دسترسی به خدمات آموزشی را برای شهروندان گسترش می‌دهد. این نهاد امروز (سه‌شنه، ۵ حوت) با روایت از یک صنف آموزشی در روستایی در مرکز افغانستان، در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که پیش از ایجاد صنف آموزشی از سوی اتحادیه‌ی اروپا، باشندگان این روستا به خدمات آموزشی دسترسی نداشتند. یکی از باشندگان این روستا به اتحادیه اروپا گفته است که اکنون کودکانش می‌توانند در صنف‌های گرم در روستای خودشان آموزش ببینند و از کمک‌ نقدی که از سوی اتحادیه‌ی اروپا دریافت کرده، می‌تواند نیازهای گرمایشی خانواده را فراهم کرده و به کودکانش لباس گرم تهیه کند. قابل ذکر است که اتحادیه‌ی اروپا، در سال روان میلیون‌ها یورو را برای پشتیبانی از گسترش خدمات آموزشی در بخش‌های محروم افغانستان اختصاص داده و در ساختار صنف‌های آموزشی مبتنی بر جامعه، زمینه‌ی دسترسی به آموزش را برای شهروندان فراهم می‌کند. باید گفت که اکنون ده‌ها هزار کودک و نوجوان در بخش‌های دوردست افغانستان به دلیل نبود مرکزهای آموزشی رسمی یا دوربودن آن، به خدمات آموزشی دسترسی ندارند. فقر نیز به عنوان یک عامل بازدارنده در برابر دسترسی شهروندان به خدمات آموزشی عنوان شده است. در حالی اتحادیه اروپا بر آموزش تاکید دارد که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند.

ادامه مطلب