همزمان با روز جهانی هپاتیت، سازمان جهانی بهداشت (WHO) در تازهترین مورد هشدار داده است که هپاتیت یا التهاب جگر (کبد) همچنان یک «تهدید خاموش» برای سلامت مردم در منطقه مدیترانه شرقی، به شمار میرود. این سازمان امروز (سهشنبه، ۲۸ جولای) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در سال ۲۰۲۴ میلادی، هپاتیت نوع B و C باعث مرگ حدود ۹۷ هزار نفر در این منطقه شده است. سازمان جهانی صحت بر ضرورت تقویت اقدامات پیشگیرانه، افزایش دسترسی به آزمایشهای تشخیصی و فراهمسازی بهموقع خدمات درمانی برای مقابله با این بیماری تاکید کرده است. این در حالی است که ۲۸ جولای برابر با روز جهانی هپاتیت است. این روز در سال ۲۰۱۰ میلادی از سوی سازمان جهانی بهداشت بهمنظور افزایش آگاهی درباره هپاتیت، تشویق به پیشگیری، تشخیص زودهنگام و درمان این بیماری نامگذاری شد.
برچسب: تداوی
فرماندهی صحی ستاد کل ارتش حکومت سرپرست اعلام کرده است که پزشکان شفاخانه ۴۰۰ بستر سردار محمدداوودخان در کابل عملیات جراحی خارجسازی کتله موی از معدهی یک بیمار زن را انجام دادهاند. این اداره با نشر اعلامیهای گفته است که این زن بیمار از ولایت هلمند به این شفاخانه نظامی مراجعه کرده بود. در اعلامیه آمده است که این زن به بیماری نادر «تریکوبیزوار» یا «کتله موی در معده» مبتلا بود. پزشکان گفتهاند سطح بیماری این زن پیشرفته بوده و کتله موی بسیار بزرگی، کل معده و حتا بخش زیادی از رودهی او را درگیر کرده بود. اما عملیات جراحی بیمار موفقانه صورت گرفته و کتله موی از معده و رودهی او کامل خارج شده است. در اعلامیه وضعیت صحی بیمار پس از عملیات جراحی «خوب و رضایتبخش» توصیف شده است. پزشکان گفتهاند که این بیمار از مدتها قبل به شفاخانههای مختلف کشور مراجعه کرده بود، اما نتیجهی مؤثری دریافت نکرده بود. سرانجام شفاخانه ۴۰۰ بستر داوودخان پس از انجام معاینات دقیق و اندوسکوپی بیماری او را تشخیص دادند و تحت عمل جراحی قرار گرفت. قابل ذکر است که «تریکوبیزوار» یا «سندرم راپونزل» که در اصطلاح عمومی به آن «کتله موی در معده» گفته میشود، یک بیماری نادر است و از اختلال روانی بهنام «تریکوتیلومانیا» (عادت به کندن مو) و «تریکوفاژی» (عادت به خوردن مو) نشأت میگیرد. براساس معلومات موجود، این حالت زمانی رخ میدهد که فرد بهطور مداوم عادت به خوردن موهای خود یا دیگران داشته باشد و موهای بلعیدهشده بهدلیل غیرقابل هضم بودن در دستگاه گوارش تجمع یافته، به هم گره میخورند و به شکل تودههای سخت در معده یا روده جمع میشوند. سرانجام کتله موی در حدی بزرگ و طویل میشود که معده و رودهها را درگیر میکند و باعث علائمی چون درد شکم، تهوع، استفراغ، بیاشتهایی، کاهش وزن سریع و در موارد حادتر سبب انسداد روده یا خونریزی گوارشی میشود.
تیروئید یکی از مهمترین غدد بدن است که در جلوی گردن قرار دارد و وظیفهی آن تولید هورمونهایی است که بر سوختوساز، انرژی، وزن، خلقوخو و حتی باروری تأثیر میگذارند. وقتی این غده نتواند به اندازهی کافی هورمون تولید کند، بدن وارد حالتی به نام کمکاری تیروئید میشود. این اختلال در زنان چندین برابر شایعتر از مردان است و علائم آن گاهی آنقدر آهسته پیش میرود که تا مدتها فرد متوجه بیماری نمیشود. چرا زنان بیشتر به کمکاری تیروئید مبتلا میشوند؟ عامل اصلی این تفاوت جنسیتی را میتوان در تأثیر هورمونهای زنانه جستوجو کرد. نوسانات هورمون استروژن در دوران قاعدگی، بارداری و یائسگی میتواند بر عملکرد تیروئید اثر بگذارد. علاوه بر این، بیماریهای خودایمنی مانند هاشیموتو که عامل شایع کمکاری تیروئید است، در خانمها بیشتر دیده میشود. وراثت، استرس مزمن، کمبود ید در رژیم غذایی و حتی مصرف برخی داروها نیز از عوامل کمکی محسوب میشوند. علائم کمکاری تیروئید در زنان علائم این بیماری ممکن است نامشخص و شبیه خستگی معمولی یا افسردگی باشند، اما با دقت بیشتر میتوان نشانههای زیر را تشخیص داد: احساس خستگی یا خوابآلودگی مداوم افزایش وزن بیدلیل یا مشکل در کاهش وزن خشکی پوست و ریزش مو سردی دست و پا حتی در هوای معمولی کاهش تمرکز، کندی ذهن و فراموشی اختلال در چرخه قاعدگی یا مشکلات باروری یبوست مزمن تورم در ناحیه گردن (در موارد پیشرفته) اگر چند مورد از این علائم با هم وجود داشته باشد، حتماً باید آزمایش خون انجام شود تا سطح هورمونهای TSH، T3 و T4 بررسی گردد. تشخیص و اهمیت مراقبت پزشکی تشخیص کمکاری تیروئید صرفاً با علائم ظاهری ممکن نیست؛ باید از راه آزمایشهای دقیق، وضعیت هورمونها مشخص شود. پزشک پس از مشاهده نتایج، معمولاً داروی لووتیروکسین را تجویز میکند تا مقدار هورمون تیروئید در بدن تنظیم شود. میزان مصرف این دارو باید متناسب با نیاز فرد باشد و تحت نظر پزشک تغییر کند. بیتوجهی به درمان باعث مشکلات قلبی، تورم بدن، افسردگی شدید و حتی ناباروری میشود؛ بنابراین پیگیری منظم آزمایشها ضروری است. نقش تغذیه و سبک زندگی در کنترل بیماری اگرچه داروی تیروئید اساس درمان محسوب میشود، اما رژیم غذایی و سبک زندگی سالم میتواند اثربخشی آن را افزایش دهد: مصرف ید کافی؛ نمکهای یددار استفاده کنید، اما زیادهروی نکنید. خوردن غذاهای سرشار از سلنیوم و زینک مثل ماهی، تخممرغ و مغزها برای عملکرد بهتر تیروئید مفید است. پرهیز از مصرف زیاد سویا و کافئین، چون جذب داروهای تیروئیدی را کاهش میدهند. ورزش منظم باعث افزایش انرژی، کنترل وزن و بهبود خلقوخو میشود. خواب کافی و اجتناب از استرس روزانه نیز در بهبود وضعیت هورمونی نقش مهمی دارند. کمکاری تیروئید و بارداری برای زنان باردار، کنترل تیروئید اهمیت دوچندان دارد. در دوران بارداری، بدن به مقدار بیشتری هورمون تیروئید نیاز دارد تا رشد سالم جنین انجام شود. اگر مادر درمان نشده باشد، خطر زایمان زودرس، سقط جنین یا آسیبهای رشد عصبی در جنین افزایش مییابد. بنابراین زنان باید پیش از بارداری و در طول آن چندین بار سطح هورمونهای تیروئید را بررسی کنند. آیا کمکاری تیروئید قابل درمان کامل است؟ در اغلب موارد، این اختلال قابل کنترل است، ولی نه همیشه قابل درمان کامل. با مصرف منظم دارو و رعایت توصیههای پزشکی، فرد میتواند زندگی طبیعی داشته باشد. برخی بیماران پس از چند سال ممکن است نیاز به کاهش دوز دارو داشته باشند، اما قطع دارو بدون نظر پزشک خطرناک است. جمعبندی کمکاری تیروئید در زنان بیماریای خاموش و تدریجی است که در صورت تشخیص بهموقع کاملاً قابل کنترل میباشد. زنان باید نسبت به تغییرات جسمی و روانی خود آگاه باشند و آزمایش تیروئید را در چکاپ سالانهی خود قرار دهند. رعایت تغذیه مناسب، مدیریت استرس و همکاری با پزشک متخصص باعث میشود این اختلال هیچ مانعی برای داشتن زندگی سالم و پرانرژی نباشد. نویسنده: داکتر معصومه پارسا
غده تیروئید، این غده کوچک در جلوی گردن ما، نقش حیاتی در تنظیم سوختوساز بدن، ضربان قلب، دمای بدن و حتی خلقوخو ایفا میکند. هنگامی که این غده بیش از حد فعال شده و هورمونهای بیشتری نسبت به نیاز بدن ترشح میکند، وضعیتی به نام هیپرتیروئیدی یا پرکاری تیروئید رخ میدهد. این اختلال بهویژه در زنان که به دلایل هورمونی و ژنتیکی بیشتر مستعد مشکلات تیروئیدی هستند، شیوع بالاتری دارد. پرکاری تیروئید اگر بهدرستی تشخیص داده و مدیریت نشود، میتواند کیفیت زندگی فرد را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد. در این مقاله، به بررسی جامع این وضعیت در زنان، از علائم پنهان تا روشهای درمانی نوین، میپردازیم. چرا زنان بیشتر در معرض پرکاری تیروئید هستند؟ آمارها نشان میدهد که زنان تقریباً ۵ تا ۸ برابر بیشتر از مردان دچار اختلالات تیروئیدی میشوند. اگرچه مکانیسم دقیق این تفاوت کاملاً مشخص نیست، اما دو عامل اصلی نقش کلیدی ایفا میکنند: عوامل هورمونی: نوسانات هورمونی در دوران قاعدگی، بارداری و بهویژه یائسگی میتواند بر عملکرد تیروئید تأثیر بگذارد. بیماریهای خودایمنی: شایعترین علت پرکاری تیروئید، بیماری گروِیوز (Graves’ Disease) است که یک اختلال خودایمنی محسوب میشود. در این حالت، سیستم ایمنی بدن بهاشتباه به گیرندههای هورمون محرک تیروئید (TSH) حمله کرده و آنها را تحریک میکند تا هورمون بیشتری تولید کنند. این بیماریها اغلب در زنان شایعتر هستند. تظاهرات بالینی: علائم پرکاری تیروئید را بشناسید علائم پرکاری تیروئید میتواند بسیار متنوع باشد و اغلب بهتدریج ظاهر میشوند که همین امر تشخیص زودهنگام را دشوار میسازد. این علائم به دلیل افزایش متابولیسم کلی بدن رخ میدهند: تغییرات جسمی و حرکتی: تپش قلب سریع و نامنظم، تعریق بیش از حد، عدم تحمل گرما (حتی در هوای سرد)، لرزش دستها (ترمور ظریف). تغییرات عصبی و روانی: اضطراب، تحریکپذیری، بیقراری، دشواری در تمرکز و گاهی اوقات حملات پانیک. تغییرات وزنی و گوارشی: کاهش وزن سریع علیرغم اشتهای زیاد، افزایش تعداد دفعات اجابت مزاج یا اسهال. تغییرات پوستی و مویی: نازک شدن و ریزش مو، پوست گرم و مرطوب. علائم خاص در زنان: اختلال در چرخه قاعدگی (قاعدگی سبک یا قطع آن) و گاهی اوقات مشکلات باروری. در موارد پیشرفته، ممکن است علائمی مانند بیرونزدگی چشمها (بهویژه در بیماری گروِیوز) و تورم در جلوی گردن (گواتر) نیز مشاهده شود. ریشههای بیماری: دلایل اصلی پرکاری تیروئید اگرچه بیماری گروِیوز شایعترین علت است، دلایل دیگری نیز میتوانند منجر به افزایش ترشح هورمونهای تیروئیدی شوند: بیماری گروِیوز (Graves’ Disease): شایعترین علت که یک بیماری خودایمنی است. ندولهای سمی تیروئید (Toxic Nodules): تشکیل گرههای خوشخیم در غده تیروئید که بهطور مستقل و بدون نیاز به تحریک TSH شروع به تولید هورمون میکنند. تیروئیدیت (التهاب تیروئید): در مراحل اولیه التهاب، ممکن است هورمونهای ذخیرهشده بهطور ناگهانی در خون آزاد شوند که حالتی موقتی ایجاد میکند. مصرف بیش از حد ید: مصرف بیش از حد مکملهای حاوی ید یا داروهایی که ید زیادی دارند، میتواند تیروئید را تحریک کند. تشخیص: چگونه پرکاری تیروئید تأیید میشود؟ تشخیص دقیق نیازمند ترکیبی از ارزیابی بالینی و آزمایشهای آزمایشگاهی است. پزشک معمولاً با شرح حال و معاینه فیزیکی (بررسی نبض، دمای بدن، وضعیت چشمها و لمس غده تیروئید) شروع میکند. آزمایشهای کلیدی عبارتاند از: آزمایش TSH (هورمون محرک تیروئید): در پرکاری تیروئید، سطح TSH بسیار پایین است، زیرا بدن تلاش میکند با کاهش این هورمون، ترشح هورمونهای T3 و T4 را متوقف کند. آزمایشهای T3 و T4 آزاد: این هورمونها در پرکاری تیروئید بهطور قابلتوجهی بالا هستند. تستهای تکمیلی: در صورت مشاهده ناهنجاری، ممکن است تستهای آنتیبادی (برای تأیید بیماری گروِیوز) و اسکن تیروئید برای بررسی میزان جذب ید (جهت تشخیص ندولها) تجویز شود. مدیریت سبک زندگی و نکات ضروری برای زنان در کنار درمان پزشکی، تغییراتی در سبک زندگی میتواند به مدیریت علائم کمک کند: تغذیه: مصرف غذاهای غنی از سلنیوم و ویتامین D توصیه میشود. همچنین کاهش مصرف غذاهای حاوی ید بالا (مانند مصرف بیش از حد نمک یددار یا برخی مکملها) ممکن است تحت نظر پزشک لازم باشد. مدیریت استرس: از آنجا که استرس میتواند بر سیستم غدد درونریز تأثیر بگذارد، تکنیکهای آرامسازی، مدیتیشن و یوگا برای کنترل اضطراب ناشی از بیماری بسیار مفید هستند. پیگیری منظم: زنان مبتلا به پرکاری تیروئید، بهویژه آنهایی که بیماری گروِیوز دارند، باید بهطور منظم آزمایشهای دورهای (معمولاً هر ۶ تا ۱۲ هفته در ابتدا) را انجام دهند تا دوز داروها تنظیم شود و از افت شدید هورمونها (کمکاری) پیشگیری گردد. نتیجهگیری پرکاری تیروئید یک وضعیت پزشکی قابلمدیریت است، اما نیاز به آگاهی و تعهد بیمار دارد. زنان باید علائم هشداردهنده را جدی بگیرند و در صورت مشاهده هرگونه تغییر ناگهانی در وزن، خلقوخو یا ضربان قلب، سریعاً به پزشک مراجعه کنند. با تشخیص زودهنگام و انتخاب روش درمانی مناسب، میتوان عملکرد تیروئید را به حالت طبیعی بازگرداند و از یک زندگی سالم و پرانرژی لذت برد. نویسنده: داکتر معصومه پارسا
یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در تازهترین مورد اعلام کرده است که بیماری فلج اطفال درمان ندارد، اما از طریق واکسن قابل پیشگیری است. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که تا زمانی که ویروس پولیو در افغانستان در گردش باشد، هر کودک زیر پنج سال باید دو قطره واکسن دریافت کند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که برای جلوگیری از گسترش این بیماری، ضروری است که هیچ کودکی از روند واکسیناسیون باز نماند. همچنین یونیسف از «والدین، مراقبان و رهبران جامعه» خواسته است تا در این زمینه همکاری کنند و اطمینان حاصل شود که همه کودکان واکسن میشوند. این سازمان در ادامه افزوده است که همکاری خانوادهها و جامعه در کنار تیمهای صحی میتواند به پایان دادن و ریشهکن کردن پولیو در افغانستان کمک کند. این اولین کارزار تطبیق واکسن پولیو در افغانستان در سال ۱۴۰۵ خورشیدی در حال تطبیق است و و در آن ۱۲.۶ میلیون کودک زیر پنج سال واکسن میشوند. در حال حاضر افغانستان و پاکستان تنها کشورهای جهان اند که بیماری فلج کودکان یا پولیو در آن محو نشده است. قابل ذکر است که در سال ۲۰۲۵ میلادی نُه مورد مثبت بیماری فلج اطفال در افغانستان ثبت شده بود، اما در سال جاری میلادی تا کنون از ثبت موارد جدید، گزارش نشده است. همچنین سازمان جهانی صحت هشدار داده است که تا زمان ریشهکنی کامل پولیو در سطح جهان، افغانستان همچنان در معرض خطر انتقال بینالمللی ویروس است و همکاری با برنامههای جهانی و هماهنگی با پاکستان برای واکسینه کردن جمعیت در مناطق مرزی ضروری است. این نهاد نسبت به افزایش خطر ویروسهای مشتق از واکسن (cVDPV) در برخی مناطق جهان هشدار داده و تاکید کرده است که واکسیناسیون گسترده و نظارت مستمر، تنها راه جلوگیری از شیوع بیشتر بیماری است.
سازمان جهانی صحت به مناسبت روز جهانی سرطان کودکان، اعلام کرده است که هر چند ابتلای کودکان به سرطان نادر است، اما ممکن است رخ بدهد. این نهاد با نشر گزارشی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که هرگاه سرطان در کودکان در مراحل اولیه تشخیص داده شود و روند درمان آن بدون تأخیر آغاز شود، آنها شانس بهتری برای بقا و رشد سالم خواهند داشت. سازمان جهانی صحت در ادامه تاکید کرده است که شایعترین نوع سرطانها در کودکان، سرطان خون، تومورهای مغزی، لنفومها و تومورهای جامد مانند نورروبلاستوما و تومور ویلمز است. پیش از این نیز سازمان جهانی صحت، گفته بود که بیش از ۸۰ درصد موردهای ابتلای کودکان به سرطان قابل درمان است. این نهاد افزوده است: «بیشتر کودکانی که به سرطان مبتلا میشوند، با درمانهای در دسترسی امروز میتوانند درمان شوند و زنده بمانند.» این سازمان تصریح کرد که داروهای جنریک، جراحی و پرتودرمانی میتوانند برای بیشتر کودکان مبتلا به سرطان فرصت بهبود را فراهم کند. این در حالی است که در افغانستان بیماران سرطانی با محدودیت دسترسی به خدمات درمانی روبرو هستند و امکانهای درمانی این بیماری نیز به شدت محدود است. در افغانستان تنها یک مرکز درمانی سرطان در کابل وجود دارد که اخیراً با کمک مالی اتحادیهی اروپا گشایش یافته است؛ اما این مرکز درمانی نیز تجهیزات درمانی اندکی در اختیار دارد. در سوی دیگر، نبود آگاهی در مورد بیماری سرطان و نشانههای ابتلا به آن سبب شده که بیماران زیادی تنها در مرحلهی پیشرفتهی بیماری شان متوجه ابتلا به سرطان شوند. باید گفت که همهساله، در ۱۵ فبروری زیر نام «روز جهانی سرطان کودکان» در رابطه به سرطان کودکان آگاهیدهی شده و بر اهمیت تشخیص زودهنگام، دسترسی به خدمات درمانی و پشتیبانی از کودکان مبتلا به سرطان تاکید میشود.
در حدود سه سال پیش، درست در همان روزهایی که فکر میکردم زندگی ما آرامتر خواهد شد، همه چیز مثل بادی تند از هم پاشید. هرچه دار و ندار داشتم، هرچه سالها با زحمت کارگری و عرقریختن جمع کرده بودم، همه را فروختم فقط به امید اینکه بتوانم همسرم را برای درمان به ایران ببرم. بعد از تولد طفل دوممان، بهخاطر نبود امکانات درست در شفاخانه، کمرش چنان آسیب دیده بود که دیگر نمیتوانست درست بنشیند یا راه برود. دیدنش در آن حالت برایم مثل زخم تازهای بود که هر روز بیشتر میسوخت. نمیتوانستم باور کنم زن جوان و مهربانی که همیشه ستون خانهمان بود، حالا گوشهای افتاده و از درد ناله میکند و من هیچ کاری از دستم ساخته نیست. به همین خاطر، بدون هیچ تأخیری، دست خانواده را گرفتم و راهی ایران شدم. یک سال تمام در این کشور دوندگی کردم؛ یک سالی که هر روزش مثل یک امتحان سخت بود. از این اداره به آن اداره میرفتم، از این نفر تا آن نفر دَرِزاری میشنیدم و با هزار امید دوباره فردا تلاش میکردم. آخر گفتند اگر سپرده صد میلیون تومانی بگذارم، برایم دفترچه اقامت میدهند. همان لحظه فهمیدم که باید آخرین چیز باارزش زندگیام را هم بفروشم. رفتم افغانستان و زمین پدریام را فروختم؛ زمینی که آخرین یادگار پدرم بود، جایی که خاطره کودکیهایم در آن مانده بود، اما چارهای نداشتم. زنم درد میکشید و من فقط میخواستم او دوباره سرپا شود. گفتم همه چیز فدای صحتش، فقط خوب شود. دفترچه را گرفتم، درمان را ادامه دادیم، و هرچند هزینهی دوا و داکتر و فزیوتراپی هر روز بالا میرفت، اما من به خودم میگفتم پول دوباره پیدا میشود، کار دوباره میشود، اما سلامتی زنم دوباره بهدست نمیآید اگر امروز کمکش نکنم. کودکانم هم کوچک بودند؛ پسرم تنها هشت سال داشت و دخترم سه ساله بود، همیشه در گوشه کلینیکها یا اتاقهای سرد انتظار کنار مادرشان مینشستند. فکر میکردم سختیهای ما کمکم تمام میشود که ناگهان روزی یک خبر همه چیز را زیر و رو کرد: اعلام کردند که آن دفترچههای اقامت دیگر هیچ ارزشی ندارد. آن لحظه حس کردم دنیا روی شانههایم فروریخت. نه زمین مانده بود، نه پول، نه امید درست. زنم هنوز خوب نشده بود، راه رفتن برایش دردناک بود، و حالا ما دوباره بدون اقامت مانده بودیم. نه میتوانستم قانونی کار کنم، نه توان بازگشت به افغانستان را داشتیم؛ چون او توان سفر طولانی و سخت را نداشت و داکتر هم گفته بود که تکانخوردن بیجا برایش خطرناک است. بعد شنیدم که در یکی از دفاتر در خیابان ولیعصر تهران دوباره برای مهاجران اقامت میدهند. با امید و ترس درهم، راهی آنجا شدم. اما وقتی رسیدم، با صحنهای روبهرو شدم که قلبم از هم پاشید: هزاران نفر مثل من، با همان دردها و همان چهرههای پریشان، آنجا جمع شده بودند. اما بهجای اینکه اقامت بدهند، همه ما را یکباره بازداشت کردند. هرچه خواهش کردم، گفتم که زنم بیمار است، بچههایم کوچکاند، بگذارید خودم به خانه بروم و آنها را بیاورم، هیچکس گوش نداد. فقط میگفتند: «تو برو، آنها را خودمان میفرستیم.» نمیفهمیدند یا نمیخواستند بفهمند که زن من توان سفر بدون من را ندارد، نمیتوانست از پلههای یک موتر بالا شود چه برسد به مسیر طولانی تا مرز. نمیدانستند که کودکانم چقدر به پدرشان وابستهاند و چه اندازه از تنها ماندن میترسند. دو روز تمام گریه کردم؛ گریهای که سالها در دلم پنهان کرده بودم. اطرافیانم خیال میکردند از رد مرز ناراحت هستم. میگفتند «مرد گریه نمیکند، زشت است»، اما آنها از درد من خبر نداشتند. من برای افغانستان گریه نمیکردم—افغانستان خانهام است، وطن است، هرچند پر از غم. گریهام برای زنم بود که نمیدانستم در آن لحظه کجاست، چه حالی دارد، آیا از شدت درد توانسته از جا بلند شود یا نه. گریهام برای کودکانم بود که شاید پشت در منتظر پدرشان نشسته بودند و نمیدانستند چرا پدر برنمیگردد. گریهام برای سرنوشتی بود که انگار هر روز زخمی تازه بر آن اضافه میشد؛ زخمی روی زخم دیگر، دردی روی دردهای گذشته. و همانجا فهمیدم که مهاجرت فقط دور شدن از وطن نیست؛ مهاجرت یعنی هر روز امید بکاری اما فردایش با دستان خالی بیدار شوی. فهمیدم دردِ اصلی، همان نگرانیای است که یک پدر در دلش حمل میکند؛ ترسی که مثل سایه از او جدا نمیشود. ترس از اینکه مبادا خانوادهاش بیپناه بماند، مبادا دستش به آنها نرسد وقتی که بیش از هر زمان دیگر نیازش دارند. نویسنده: سارا کریمی
جمعیت هلال احمر افغانستان درتازهترین مورد اعلام کرده است، ۴۹ کودک اهل افغانستان که برای درمان بیماریهای پیچیده به آلمان فرستاده شده بودند، پس از بهبود کامل به افغانستان بازگشتند. این نهاد با نشر اعلامیهای گفته است که این کودکان در چارچوب برنامه مشترک میان جمعیت هلالاحمر افغانی و نهاد خیریه صلح جهانی، برای تداوی سوختگیها و عفونتهای استخوانی به آلمان اعزام شده بودند. در اعلامیه آمده است که این کودکان پس از ماهها درمان و مراقبت تخصصی، سلامت خود را بازیافتهاند و به خانوادههایشان سپرده شدند. اعلامیه به نقل از شهابالدین دلاور، رییس جمعیت هلالاحمر افغانی نوشته است که این طرح از سال ۱۳۶۸ خورشیدی آغاز شده و تا اکنون هزاران کودک نیازمند توانستهاند با کمک نهادهای بشردوستانه خارج از کشور، درمان شوند. آقای دلاور در ادامه تاکید کرده است که همکاری دوامدار میان هلالاحمر و نهادهای بینالمللی، برای نجات جان کودکان افغانستانی اهمیت حیاتی دارد. در اعلامیه آمده است که همزمان با بازگشت این گروه از کودکان، هلالاحمر از اعزام ۷۵ کودک دیگر برای تداوی تخصصی به آلمان نیز خبر داده است. این کودکان در بخشهایی چون جراحی ترمیمی، استخوان و سوختگی تحت درمان قرار خواهند گرفت. این برنامه که از سه دهه پیش میان هلالاحمر افغانی و نهادهای بشردوستانه اروپایی راهاندازی شده، یکی از معدود پروژههای دوامدار درمانی در افغانستان بهشمار میرود.
سازمان ملل (United Nations) درتازهترین مورد اعلام کرده است که در هر دقیقه چهار زن در سراسر جهان به بیماری سرطان سینه مبتلا شده و یک زن بر اثر این بیماری جان خود را از دست میدهد. این سازمان با نشر اعلامیهای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ماه اکتبر «ماه آگاهیبخشی در مورد سرطان سینه» است. در اعلامیه آمده است: «سیگار نکشیدن، محدود کردن یا اجتناب از مصرف الکل، فعال ماندن از نظر جسمی خطر ابتلا به این بیماری را کاهش میدهد.» در حالی سازمان ملل متحد این گزارش را نشر میکند که سازمان جهانی صحت هشدار داده بود که افزایش بیماریهای قلبی، دیابت، سرطان و مشکلات مزمن ریوی در میان زنان افغانستان نگرانکننده است. این سازمان گفته بود که سرطان سینه و سرطان دهانه رحم از جمله سرطانهای شایع در میان زنان افغانستان هستند و تنها بیماریهای قلبی و عروقی هر سال جان بیش از ۴۰ هزار نفر را در افغانستان میگیرد. این سازمان گفته بود که بیشتر بیماران تنها در مراحل پیشرفته به فکر درمان بیماری خود میشوند که درمان اثربخشی بسیار کمتری دارد. بیماری سرطان سینه یکی از شایعترین انواع سرطان در میان زنان است. این بیماری زمانی بهوجود میآید که سلولهای غیرطبیعی در بافت سینهی زنان شروع به رشد و تقسیم بیرویه میکنند و میتوانند به سایر قسمتهای بدن گسترش یابد.
ترومای کودکی (childhood trauma) تجربهای است که حس ترس را در کودک برمیانگیزد و معمولاً خشونتآمیز، خطرناک یا تهدید کننده است. از این تروما به عنوان تجربیات نامطلوب دوران کودکی یا ACE نیز نام میبرند. اتفاقات مختلفی میتواند منجر به تروما شود. برای مثال آزار جسمی یا جنسی برای کودکان آسیبزا است. همچنین رویدادهای غیر منتظرهای مثل تصادف رانندگی، بلایای طبیعی (مثل طوفان، سیل یا زلزله)، از دست دادن یک عزیز یا ابتلا به بیماری شدید، آسیبهای روانی به روان کودک وارد میکنند. ترومای دوران کودکی حتی ممکن است شامل تجربیاتی باشد که مستقیماً برای کودک رخ نمیدهد بلکه شاهد وقوع آنها است. به عنوان مثال، تماشای یکی از عزیزان در حال تحمل یک بیماری سخت یا تماشای اخبار خشونتآمیز میتواند دلیلی بر ایجاد ترومای کودکی باشد. روانشناسان تخمین میزنند که 46 درصد از کودکان در مقطعی از زندگی خود دچار ترومای کودکی میشوند. اگرچه بچهها در برابر اتفاقات انعطافپذیر هستند اما بعضی از آسیبهای دوران کودکی میتواند تأثیر مادام العمر داشته باشند. این به این معنا نیست که اگر کودک تجربهای وحشتناک را تحمل کرد، برای همیشه از نظر عاطفی دچار زخم روحی میشود. اما تشخیص اینکه چه زمانی یک کودک برای مقابله با تروما به کمک حرفه ای نیاز دارد مهم است. این در حالیست که مداخله زودهنگام توسط دکتر روانشناس میتواند از اثرات مداوم تروما در دوران بزرگسالی جلوگیری کند. در مقاله تروما چیست به طور کامل به بررسی این اختلال پرداختهایم. نمونههای از ترومای دوران کودکی را در ادامه نام میبریم: سوءاستفادة جسمی سوءاستفادة جنسی سوءاستفادههای هیجانی و روانشناختی غفلت قرارگرفتن در معرض بلایای طبیعی بیخانمانی نژادپرستی تصادفات جدی یا بیماریهای تهدیدکنندة زندگی از دست دادن خشونتآمیز فردی از خانواده بهره کشی جنسی مشاهده یا تجربهی خشونت اعضای خانواده عوامل اضطرابزا مانند از دست دادن یا دور شدن از اعضای خانواده چگونه ترومای دوران کودکی در فرد تأثیر میگذارد؟ تأثیر ترومای کودکی در افراد گوناگون متفاوت است. بااینحال نشانهها و علائم مشترکی در کودکان و نیز بزرگسالان وجود دارد که باید مراقبشان باشید. در کودکان زیر سن نوجوانی علائم میتواند بهصورت موارد زیر بروز پیدا کند: اضطراب جدایی مضطرب شدن و ترسیدن مشکلات خواب و کابوسهای شبانه کاهش اشتها بدخلقی افزایش خشم و عصبانیت تحریکپذیری و حساسیت رفتاری و اما در نوجوانان میتواند علائم بالا در کنار علائمی که در ادامه ذکر میشوند وجود داشته باشند: کنارهگیری از فعالیتهای اجتماعی انزواطلبی مشکلات علمی سرزنش خود و احساس شرم و گناه داشتن افسردگی دشواری در تمرکز اختلالات تغذیه و سایر رفتارهای آسیبزا به خود مشکلات در فعالیت جنسی و مصرف مواد مخدر در بزرگسالان ممکن است تروماهای حل نشدهی دوران کودکی اشکال مختلفی را به خود بگیرد. بهعنوان مثال زنان بزرگسالی که با سوءاستفادۀ جنسی در کودکی یا نوجوانی مواجه بوده اند اغلب علائم اختلال اضطراب پس از سانحه، خود ادراکی تحریف شده، شرم، ترس، گناه، خود سرزنشی، احساس حقارت و درد جسمانی مزمن را نشان میدهند. بزرگسالانی که با PTSD ناشی از ترومای کودکی درگیر اند در شغل، روابط میانفردی و عاطفی و سلامت روانیشان به دردسر میافتند. در ادامه برخی از علائم هیجانی، جسمانی و رفتاری را به معرفی میگیریم تا درمورد آنها بدانید: اضطراب افسردگی حملات پنیک تمرکز ضعیف خستگی تکانشگری مشکلات خواب و اشتها تحریکپذیری بیماریهای مزمن آسیبزدن به خود اضطراب و التهاب مزمن انزواطلبی افکار خودکشی کدام درمانها برای بهبود ترومای کودکی در دسترس و قابل اجرا است؟ از آنجایکه موضوع درمانها و رویکردهای درمانی موضوعی کاملاً تخصصی و حرفهای است پس صرفاً به نام بردن از آنها اکتفا میکنیم. درمانهای ترومای کودکی بهصورت زیر هستند: درمان پردازش شناختی یا CPT درمان رفتاری شناختی متمرکز بر تروما یا TF-CBT حساسیت زدایی از طریق حرکت چشم و بازپردازش یا AMDR مواجهه درمانی یا NAT بازی درمان و رویکردهای CBT,ACT,REBT چه چشماندازی پیشروی افرادی است که دچار ترومای کودکی شدهاند؟ تأثیرات بلندمدت ترومای کودکی ممکن است خطر بیماریهای روانی مثل PTSD، افسردگی، بیماریهای مزمن یا اختلال مصرف مواد مخدر را افزایش دهد. بااینحال با درمان مناسب میتوان از مشکل گذر کرده و علائم منفی را در افراد کاهش دهیم. بسته به نوع تروما و شدت آن درمان ممکن است مدتی طول بکشد بخصوص اینکه اگر به درمان مشکل در زمان بزرگسالی پرداخته شود. نتیجهی نهایی درمان ترومای کودکی: درمان ترومای کودکی به کم شدن اثرات سوءاستفاده، نادیدهانگاری، مشاهدهی خشونت، بلایای طبیعی و تصادفات جدی یا بیماریهای تهدیدکنندة زندگی کمک میکند. پرداختن به درمان و بهبود این موضوعات در همان دوران کودکی و یا نوجوانی میتواند خطر بیشتر شدن مشکلات سلامت روان مثل افسردگی و اضطراب را تا حد قابل توجهی کاهش دهد. اما پیگیری درمان در بزرگسالی نیز مزیتهای خودش را دارد از جمله اینکه به شناسایی تروما و مقابله با آن کمک میکند. سخن پایانی: کاهش یا جلوگیری از عواقب و اثرات ترومای کودکی امری غیرممکن نبوده و امکانپذیر است. اگر کودکتان با تأثیرات تروما دست به گریبان است نخستین گام این است که حمایتتان را به او نشان دهید، لازم است متخصص سلامت روان واجد شرایطی برای پرداختن به ترومای کودک نیز پیدا کنید و او را در زودترین فرصت برای درمان نزد متخصص ببرید. در کنار تمامی انواع درمانها حمایتهای خانوادگی میتواند تأثیری مثبت و چشمگیر در روند بهبود افراد داشته باشد. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»