برچسب: کودکان

4 ماه قبل - 266 بازدید

در دل خاطرات بوی منتو و گرمای بولانی، طوبا آدینه، نویسنده‌ی افغان-امریکایی، دنیای ویژه‌ای را برای فرزندان خودش و کودکان مهاجر افغان در سراسر جهان خلق کرده است؛ دنیایی که از دل آشپزخانه، قصه‌گویی، محبت و فرهنگ افغانستان می‌جوشد و به صفحاتی شاد، شاعرانه و آموزنده تبدیل می‌شود. طوبا آدینه جاو، متولد کابل، پایتخت افغانستان است و کودکی‌هایش را در ایالت کالیفرنیای امریکا در شهر آلامیدا سپری کرده. او دانش‌آموخته‌ی رشته‌ ارتباطات و روابط عامه‌ی دانشگاه دولتی کالیفرنیای است و در حال حاضر در شرکت داروسازی «جننتک/روش» در بخش سرطان‌شناسی و خون‌شناسی وظیفه اجرا می‌کند. پدر و مادرش، ابراهیم محمد آدینه و انیسه آدینه، ۴۵ سال پیش از امروز در سال ۱۹۸۰ میلادی افغانستان را ترک کردند و به ایالات متحده سفر کردند؛ سفری که مسیر زندگی طوبا را از ریشه‌های سنتی به جهان چندفرهنگی و مدرن پیوند زد. اما آن چه طوبا را از دیگران متمایز می‌سازد، نه تنها سواد و کار حرفه‌ای اوست؛ بلکه صداقت و علاقه‌ی صمیمانه‌ای‌ است که در قصه‌های کودکانه‌اش جاری است. او نویسنده‌ی دو کتاب موفق برای کودکان با نام‌های «من، مامان و منتو» و «من، مامان و بولانی» است. این کتاب‌ها نه تنها روش آماده‌سازی غذای افغانی را بازتاب می‌دهند؛ بلکه دریچه‌ای‌ هستند به قلب یک خانواده‌ی مهاجر افغان و بهانه‌ای برای بازآفرینی گرما و فرهنگ وطن. طوبا آدینه جاو در صحبت با افغانستان آینده، ریشه‌ی این دو اثر فرهنگی را چنین شرح می‌دهد: «ایده از دل یک خواست عمیق برای آگاه‌سازی مثبت درباره‌ی کشورم، فرهنگم و قصه‌ها و بوی‌های دوران کودکی و خانه‌ام آمد. می‌خواستم بخشی شاد و سرشار از عشق از افغانستان را برای فرزندانم حفظ کنم.» او این کتاب‌ها را نه ‌تنها برای فرزندان خودش؛ بلکه برای همه‌ی کودکان افغان در مهاجرت نوشته است؛ کودکانی که در لابه‌لای فرهنگ‌ها گم می‌شوند و نیاز دارند خانه، زبان و طعم وطن را دوباره پیدا کنند: «کتاب‌هایم برای کودکانی‌ است که می‌خواهند زیبایی یک فرهنگ متفاوت را از زاویه‌ی آشپزی و غذا ببینند.» طوبا بدون هیچ نقشه‌‌ی راه قبلی، قدم در دنیای نشر مستقل گذاشت و با چالش‌هایی چون تردید درونی و خطاهای ناشی از ناآگاهی از فرایند نشر روبه‌رو شد، اما او همه‌ی این اشتباهات را به تجربه و قدرت تبدیل کرد: «هر اشتباهی برایم به درسی تبدیل شد، ولی همه‌اش ارزشش را داشت.» آن‌چه کتاب‌های او را غنی‌تر می‌سازد، بهره‌گیری از خاطرات واقعی اوست. تجربه‌های او در کودکی با مادرش در آشپزخانه، اکنون در شکل رابطه‌اش با فرزندانش ادامه دارد. لحظه‌هایی مانند پاک‌کردن چکه از صورت پسر، خواندن دعا با خانواده، یا ذکر آیات قرآن در کتاب، همه نمادهایی‌اند از پیوند او با گذشته و حافظه‌ی فرهنگی: «این لحظه‌ها برای من سنگین‌ترین بار عاطفی را دارند. مرا به یاد همه ‌چیزهایی می‌اندازند که با خود از گذشته حمل می‌کنم.» طوبا از نوشتن به ‌عنوان ابزاری برای مقاومت یاد می‌کند: «نوشتن یعنی به ‌یادسپردن، یعنی ایستادگی در برابر حذف‌شدن. وقتی داستان‌های‌ خود را روایت می‌کنیم، به ‌ویژه به ‌عنوان زنان، قدرت را دوباره به ‌دست می‌گیریم.» او باور دارد که ادبیات زنان افغان با وجود سانسور، تبعید و سکوت اجباری، در حال احیا و صعود است: «ادبیات زنان افغان از خاکستر برخاسته است… صدای ما راهش را به صفحه پیدا کرده و جهان دارد گوش می‌دهد.» طوبا آدینه جاو زن افغان‌تبار بزرگ‌شده در امریکا، توانسته از تضاد دو جهان برای خلق روایت‌هایی استفاده کند که هم برای کودک افغان در تبعید الهام‌بخش است و هم برای خواننده‌ی جهانی پنجره‌ای‌ است به زندگی و امید یک ملت. او می‌گوید: «این‌جا آزادی نوشتن، حرف‌زدن و فعال‌بودن را دارم؛ آزادی‌هایی که می‌دانم بسیاری از خواهران افغانم در وطن هنوز برای‌شان مبارزه می‌کنند.» فرزندانش بزرگ‌ترین مشوق‌های زندگی او هستند. در نخستین مراسم رونمایی از کتابش، فرزندانش تابلویی را با دست‌ خود ساخته و برای مادرشان هدیه دادند، حالا طوبا آدینه این تابلو را در همه‌ی برنامه‌هایش باخود می‌برد: «آن تابلو از هر چیزی برایم باارزش‌تر است.» او اکنون مشغول نگارش کتاب سوم است؛ وعده‌ای که به کوچک‌ترین پسرش داده و در آن نیز بازهم فرهنگ افغانستان نقش مرکزی دارد. طوبا آدینه جاو برای زنانی که در آغاز راه نویسندگی قرار دارند پیام ساده‌ای دارد: «از هیچ شروع کنید، حتی یک جمله هم می‌تواند آغاز باشد. صدای شما بیش از آن‌چه تصور می‌کنید، اهمیت دارد. قلم را بردارید و به خودتان باور داشته باشید.» او همچنان خطاب به کودکان افغان و خوانندگانش می‌گوید: «هیچ‌گاه از خواندن دست نکشید و رویاهای بزرگ ببینید.» افغانستان، سرزمینی با پیشینه‌ای غنی از فرهنگ، زبان و هنر، در دهه‌های اخیر بیشتر با جنگ، مهاجرت و ویرانی در جهان شناخته شده است. میلیون‌ها افغان، به ‌ویژه پس از اشغال شوروی سابق در سال ۱۹۷۹ میلادی، مجبور به ترک وطن شدند و در گوشه‌وکنار جهان زندگی تازه‌ای را آغاز کردند. با این حال، در دل این مهاجرت اجباری، تلاش‌هایی برای حفظ هویت، زبان و فرهنگ همچنان زنده مانده است؛ تلاش‌هایی که گاه در سکوت خانه‌های مهاجران و گاه در قالب هنر، ادبیات و قصه‌گویی شکوفا شده‌اند. طوبا آدینه جاو، یکی از هزاران کودک افغان متولد کابل است که پس از مهاجرت خانواده‌اش به ایالات متحده در دهه‌ی ۱۹۸۰، در امریکای شمالی بزرگ شده است. او نماینده‌ی نسلی ا‌ست که در میان دو جهان پرورش یافته؛ با ریشه‌هایی عمیق در فرهنگ افغانستان و زیست در جامعه‌ای غربی. این دوگانگی فرهنگی، نه ‌تنها هویت پیچیده‌ای برای او رقم زده؛ بلکه برای او به منبع الهام جهت نوشتن نیز تبدیل شده است. در سال‌هایی که رسانه‌های جهانی افغانستان را تنها از دریچه‌ی خشونت، فقر و تبعیض روایت کرده‌اند، طوبا آدینه با خلق کتاب‌های کودکانه‌ای همچون «من، مامان و منتو» و «من، مامان و بولانی» کوشیده تصویر تازه، لطیف و انسانی از افغانستان و خانواده‌های مهاجر افغان ارایه کند. آثار او نه تنها بازتاب یک خاطره یا دستور آشپزی؛ بلکه تلاشی برای ثبت فرهنگی‌ است که در خطر فراموشی قرار دارد. طوبا بخشی از موج تازه‌ای از زنان نویسنده‌ی افغان است که با وجود محدودیت‌ها، تبعید یا سانسور، صدای خود را بر کاغذ می‌آورند و در برابر خاموشی مقاومت می‌کنند. در دورانی که صدای زنان افغان در داخل کشور هر روز خاموش‌تر می‌شود، نویسندگانی چون طوبا آدینه جاو، بار روایت، حافظه و امید این زنان را بر دوش گرفته‌اند. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 276 بازدید

منابع محلی از ولایت ارزگان می‌گویند که یک دختر هشت ساله در این ولایت به بیماری فلج کودکان (پولیو) مبتلا شده است. دست‌کم دو منبع به رسانه گوهرشاد گفته‌اند که این دختر باشنده‌ی روستای لنگر از مربوطات ولسوالی «چوره» ارزگان است که خانواده‌ی این دختر از واکسین‌شدن کودک‌شان خودداری کرده بود. منبع در ادامه تاکید کرده است که  یک تیم صحی از ریاست صحت عامه‌ی ارزگان از ‏منطقه بازدید کرده و پس از بررسی نتایج نهایی، ابتلای یکی از دو ‏مورد مشکوک را تأیید کرده است.‏ تا اکنون وزارت صحت‌ عامه‌ و نهاد افغانستان عاری از پولیو ثبت این مورد را تایید نکرده‌اند. براساس آمار سازمان جهانی صحت، پیش از این در سال جاری میلادی دو مورد ‏مثبت ‏بیماری پولیو یا فلج اطفال در افغانستان شناسایی شده است.‏ آمار این سازمان نشان می‌دهد که ۱۸ مورد محیطی ویروس پولیو نیز ‏در ‏افغانستان شناسایی شده است.‏ در حال حاضر افغانستان و پاکستان تنها کشورهای جهان اند که بیماری ‌‏فلج ‏اطفال در آن‌ها به صفر نرسیده است.‏ در سال جاری در این دو کشور ۳۸ مورد مثبت پولیو ثبت شده است.‏

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 257 بازدید

صفحه‌‌ی «افغانستان عاری از پولیو» درتازه‌ترین مورد از آغاز کارزار تطبیق واکسن ‏پولیو در سه ولایت شرقی کشور خبر داده است.‏ این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که کارزار مشترک واکسن جزئی زرقی (‏اف‌آی‌پی‌وی) و ‏قطره‌ای (‏اوپی‌وی) پولیو (فلج اطفال) امروز (شنبه، ۲۶ میزان) در تمام ‏ولسوالی‌های کنر و شماری از ولسوالی‌های نورستان و لغمان آغاز شده ‏است.‏ در ادامه آمده است که این کارزار در ولسوالی‌های اسعدآباد، وته‌پور، نرنگ، سرکانی، مروره، شیگل، دره‌پیچ، چوکی، کوزکنر، دانگام، برکنر، غازی‌آباد، چپه‌دره، نورگل و ناری ولایت کنر، در ولسوالی‌های برگمتال، مندول، دوآب و کامدیش از ولایت نورستان، و همچنان در ولسوالی‌های الیشنگ، قرغه‌ای، الینگار و دولت‌شاه از ولایت لغمان آغاز می‌شود. کارزار مشابهی دو ماه پیش نیز در ولایت‌های شرقی افغانستان تطبیق شده بود. براساس آمار سازمان جهانی صحت، در سال جاری میلادی دو مورد ‏مثبت ‏بیماری پولیو یا فلج اطفال در افغانستان شناسایی شده است.‏ آمار این سازمان نشان می‌دهد که ۱۸ مورد محیطی ویروس پولیو نیز ‏در ‏افغانستان شناسایی شده است.‏ در حال حاضر افغانستان و پاکستان تنها کشورهای جهان اند که بیماری ‏فلج ‏اطفال در آن‌ها به صفر نرسیده است.‏

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 186 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد اعلام کرد که بیش از ۲۱۲ هزار کودک پس از زلزله‌ی مرگ‌بار در شرق افغانستان اکنون در معرض خطر ابتلا به اسهال حاد و سایر بیماری‌های کشنده ناشی از آب قرار دارند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که زلزله‌ای اخیر به بزرگی ۶.۳ ریشتر در مناطق دورافتاده، خانه‌ها و زیرساخت‌های آب، فاضلاب و بهداشت را تخریب کرده و خطر شیوع بیماری‌ها افزایش یافته است. دکتر تاج‌الدین اویوالی، نماینده یونیسف در افغانستان در ادامه تاکید کرده است که زمین‌لرزه علاوه بر تخریب خانه‌ها و گرفتن جان افراد، اکنون از طریق شیوع بیماری جان افراد بیشتری را می‌گیرد. آقای اویوالی در ادامه با اشاره به اینکه کودکان بازمانده از زلزله‌ی مرگ‌بار کنر در پناهگاه‌های شلوغ و موقت بدون دسترسی به تشناب یا آب سالم زندگی می‌کنند، تاکید کرد که این یک طوفان بزرگ برای وقوع یک فاجعه صحی است. همچنین صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در اعلامیه افزوده است که زلزله ۱۳۲ منبع آب را تخریب کرده و خانواده‌ها به آب سالم یا امکانات شستشوی دست دسترسی ندارند. یونیسف تصریح کرد که از هر پنج نفر در مناطق زلزله‌زده، چهار تن آن‌ها در فضای باز رفع حاجت می‌کنند، زیرا اکثر تشناب‌ها در طول زلزله تخریب شده‌اند و بسیاری از افراد همچنین به اقلام صحی ضروری مانند صابون دسترسی ندارند و این امر شرایط را برای شیوع بیماری مساعد می‌کند. براساس گزارش‌های موجود، اسهال حاد یکی از سه نوع بیماری ناتوان‌کننده است. این بیماری می‌تواند چندین ساعت یا چند روز طول بکشد. اسهال حاد سومین علت اصلی مرگ و میر در کودکان ۱ تا ۵۹ ماهه است و هر ساله بیش از ۴۰۰ هزار کودک زیر پنج سال را می‌کشد. همچنین این نهاد می‌گوید که تا اکنون تاسیسات موقت بهداشتی، بسته‌های بهداشتی و آب‌رسانی اضطراری فراهم کرده، اما تنها نیمی از ۲۱.۶ میلیون دالر درخواست شده برای واکنش اضطراری تامین شده است. یونیسف از اهداکنندگان خواسته که بودجه بیش‌تری اختصاص دهند. برنامه جهانی غذا نیز با کسری ۶۲۲ میلیون دلاری بودجه برای شش ماه آینده مواجه است و کمک‌های این برنامه در افغانستان کمتر از ۱۰ درصد نیازمندان غذایی را پوشش می‌دهد.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 287 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که یک ماه پس از وقوع زلزله‌های مر‌گ‌بار در شرق افغانستان، خانواده‌ها در ولایت‌های کنر، ننگرهار و لغمان هنوز در کنار خرابه‌ها زندگی می‌کنند و نیازهای فوری آنان همچنان تامین نشده است. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که کمبود بودجه بیش از ۱۱ میلیون دالری، خطر محرومیت خانواده‌ها از پوشاک زمستانی، گرمایش، آب سالم و خدمات ویژه کودکان را در اوج نیاز، افزایش می‌دهد. در بخشی از گزارش یونیسف آمده است که استراتژی دوگانه آب و بهداشت یونیسف شامل کمک‌های فوری، مانند انتقال روزانه ۱۸۰ هزار لیتر آب سالم، و بازسازی بلندمدت سیستم‌های آسیب‌دیده آب در روستاها است. یونیسف در ادامه تاکید کرده است که غربالگری‌های تغذیه‌ای نیز نشان می‌دهد که سطح سوءتغذیه در کمپ‌ها هشداردهنده است و با افزایش میزان سوءتغذیه حاد در کودکان زیر پنج سال، نیاز به حمایت مستمر را برجسته می‌کند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد هشدار می‌دهد که وضعیت اضطراری هنوز ادامه دارد، خانواده‌های که در خیمه‌ها زندگی می‌کنند، با سرمای زمستان و خطر سیلاب مواجه هستند. براساس گزارش این سازمان، بر اثر نبود امکانات مورد نیاز، خطر این وجود دارد که گرسنگی، بیماری و سرمازدگی، جان مردم را به اندازه زلزله‌های مرگ‌بار تهدید کند. قابل ذکر است که یک ماه پیش زمین‌لرزه‌ای ولایت‌های شرقی افغانستان را تکان داد که بیش از دو هزار و ۲۰۰ تن جان باختند، سه هزار و ۶۴۰ تن زخم برداشتند و هزاران خانواده بی‌خانمان شدند. بر بنیاد گزارش سازمان‌های جهانی، زنان و کودکان بیش‌ترین آسیب را از این رویداد متحمل شدند. با این وجود، براساس گزارش دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد، در این زمین‌لرزه هزار و ۹۹۲ نفر جان باختند و بیش از سه هزار و ۶۰۰ نفر زخمی شدند.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 237 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که چالش‌ها در مکاتب ابتدایی افغانستان همچنان پابرجا هستند و بسیاری از پسران به دلیل فقر ترک تحصیل می‌کنند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است: «آخرین تحلیل ما پیشرفت اندکی را در آموزش ابتدایی افغانستان نشان می‌دهد، اما چالش‌ها همچنان پابرجا هستند. بسیاری از پسران به دلیل فقر ترک تحصیل می‌کنند و وضعیت دختران نیز شکننده است.» در بخشی از اعلامیه‌ آمده است که ۲.۱۳ میلیون کودک در افغانستان هنوز به مکتب نمی‌روند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که سرمایه‌گذاری مداوم در آموزش افغانستان بسیار مهم است. همچنین یونیسف در گزارشی مشترک با یونسکو اعلام کرد که بررسی‌های آن‌ها نشان می‌دهد که آموزش در مقطع متوسطه هم‌ برای دختران و‌ هم پسران دچار بحران است و آن را معضل عمیق «یاد نگرفتن در مکتب» توصیف کرده است. یونیسف این وضعیت را پیامد سیاست‌های ضعیف و محدودکننده حکومت سرپرست در نظام آموزشی دانسته است. یونیسف و یونسکو از مقامات حکومت فعلی خواسته‌‌اند که ممنوعیت آموزش متوسطه و عالی دختران و زنان را فوراً لغو کنند. در گزارش پیش‌بینی شده است که اگر این ممنوعیت ادامه پیدا کند تا سال ۲۰۳۰ میلادی، نزدیک به چهار میلیون دختر از آموزش متوسطه محروم خواهند شد. در گزارش آمده است که امر پیامدهای عمیقی برای آینده کشور خواهد داشت.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 643 بازدید

نوزاد نارس به نوزادی گفته می‌شود که حدود سه هفته قبل از زمان طبیعی تولد، یعنی در هفته ۳۷ یا زودتر، به دنیا آمده باشد. بارداری کامل معمولاً ۴۰ هفته طول می‌کشد. تولد زودرس می‌تواند خطرات جدی برای سلامت نوزاد ایجاد کند، زیرا بسیاری از اندام‌ها مانند مغز، ریه‌ها و کبد تا هفته‌های پایانی بارداری همچنان در حال رشد و تکامل هستند. نوزاد نارس ممکن است در گرم ماندن، تغذیه یا رشد طبیعی با مشکل مواجه شود و همچنین در معرض خطر تأخیر رشد در آینده باشد. با این حال، پیشرفت‌های پزشکی احتمال بهبود نوزادان نارس را افزایش داده است و بسیاری از آن‌ها می‌توانند به کودکان سالمی تبدیل شوند. انواع زایمان زودرس پزشکان زمانی که زایمان در هفته ۳۹ یا پس از آن انجام شود، بارداری را کامل (ترم) می‌دانند. تحقیقات نشان می‌دهد نوزادانی که بعد از هفته ۳۹ به دنیا می‌آیند، کمتر به مراقبت‌های ویژه نیاز پیدا می‌کنند. زایمان زودرس (قبل از هفته ۳۷) به چهار دسته تقسیم می‌شود: نارس دیررس: تولد بین هفته‌های ۳۴ تا ۳۶. این نوع زایمان شایع‌ترین حالت نارس بودن است. نسبتاً نارس: تولد بین هفته‌های ۳۲ تا ۳۴. خیلی زودرس: تولد پیش از هفته ۳۲. بسیار نارس: تولد پیش از هفته ۲۵. علائم نارس بودن نوزاد علائم نارس بودن ممکن است در هر نوزاد متفاوت باشد، اما برخی از علائم شایع عبارتند از: وزن کم هنگام تولد. مشکلات تنفسی. دمای پایین بدن. وجود موهای ظریف روی بدن. مشکلات تغذیه. عوامل خطر زایمان زودرس شما ممکن است در معرض خطر زایمان زودرس باشید اگر: بارداری چندقلویی (دوقلو، سه‌قلو یا بیشتر) دارید. سن شما کمتر از ۱۷ سال یا بیشتر از ۳۵ سال است. سابقه خانوادگی یا شخصی زایمان زودرس دارید. در دوران بارداری سیگار می‌کشید، الکل مصرف می‌کنید یا از مواد مخدر استفاده می‌کنید. وزن شما قبل از بارداری کم بوده یا در دوران بارداری به اندازه کافی وزن اضافه نکرده‌اید. عوارض زایمان زودرس نوزاد نارس زمان کافی برای رشد کامل را ندارد، به این معنا که برخی از اندام‌ها و سیستم‌های بدن او ممکن است برای زندگی خارج از رحم آماده نباشند. این وضعیت می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود. نوزادان نارس معمولاً قبل از ترک بیمارستان به مراقبت ویژه در بخش NICU نیاز دارند. برخی از شایع‌ترین مشکلات سلامت نوزادان نارس عبارتند از: کم‌خونی: کمبود گلبول‌های قرمز سالم. آپنه نارس: وقفه‌های موقت در تنفس. مشکلات ریوی: شامل سندرم دیسترس تنفسی و دیسپلازی برونکوپولمونری. خونریزی داخل مغزی: خونریزی در مغز. زردی نوزاد: افزایش سطح بیلی‌روبین در خون. انتروکولیت نکروزان: التهاب روده. سپسیس نوزادی: عفونت شدید خون. مجرای شریانی باز: جریان خون غیرطبیعی در قلب. رتینوپاتی نارس: مشکلات رگ‌های خونی در چشم. عوامل مرتبط با زایمان زودرس زایمان زودرس ممکن است به علت‌های مختلفی رخ دهد که شامل موارد زیر است: عفونت یا التهاب: عفونت داخل رحمی یا کوریوآمنیونیت. اتساع بیش از حد رحم: مانند بارداری چندقلویی یا جفت غیرطبیعی. خونریزی‌های رحم: که ممکن است منجر به زایمان زودرس شود. فعالیت‌های زودرس غدد جنین: که به فرآیند زایمان سرعت می‌بخشد. تشخیص دقیق علت زایمان زودرس در بسیاری از موارد دشوار است، زیرا عوامل مختلف می‌توانند به طور هم‌زمان نقش داشته باشند. علائم زایمان زودرس برخی از علائم هشداردهنده زایمان زودرس عبارتند از: چهار یا بیشتر انقباض رحمی در یک ساعت. اتساع دهانه رحم همراه با افاسمان. خونریزی واژینال در سه‌ماهه سوم بارداری. درد شدید در لگن یا کمر. ترشحات آبکی از واژن (نشان‌دهنده پارگی زودرس غشاها). مراقبت‌های پزشکی و پیشگیری معاینات دوران بارداری: پزشک در طول بارداری با انجام معاینات لازم، سلامت مادر و جنین را تحت نظر می‌گیرد. شرکت در تمام معاینات دوران بارداری و انجام به‌موقع آزمایش‌ها بسیار مهم است. پیشگیری: ترک سیگار، الکل و مواد مخدر در دوران بارداری. حفظ وزن مناسب پیش از بارداری و افزایش وزن کافی در دوران بارداری. مشورت با پزشک برای مدیریت عوامل خطر. دسته بندی اصلی علل زایمان زودرس عبارتند از القای زایمان زودرس و زایمان زودرس خود به خود. تعیین علت دقیق زایمان زودرس خود به خودی دشوار است و ممکن است در همان زمان توسط عوامل مختلف ایجاد شود. تحقیقات موجود در مورد دهانه رحم محدود است و بنابراین در تشخیص اینکه چه چیزی طبیعی است یا نیست محدود است. چهار مسیر مختلف شناسایی شده‌اند که می‌توانند منجر به زایمان زودرس شوند و شواهد قابل‌توجهی دارند که شامل فعال شدن زودرس غدد درون ریز جنین، اتساع بیش از حد رحم (جفت شدن جفت)، خونریزی دسیدوال و التهاب یا عفونت داخل رحمی می‌شوند. شناسایی زنانی که در معرض خطر بالای زایمان زودرس هستند، خدمات بهداشتی را قادر می‌سازد تا مراقبت‌های تخصصی را برای این زنان و نوزادانشان ارائه دهند، برای مثال بیمارستانی با بخش مراقبت ویژه نوزاد مانند بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان (NICU). در برخی موارد، ممکن است به تعویق انداختن زایمان. سیستم های رتبه بندی خطر به عنوان رویکردی برای شناسایی افراد در معرض خطر پیشنهاد شده است، با این حال، هیچ تحقیق قوی در این زمینه وجود ندارد، بنابراین مشخص نیست که آیا استفاده از سیستم های امتیازدهی خطر برای شناسایی مادران باعث طولانی شدن بارداری و کاهش تعداد زایمان های زودرس می شود یا خیر. یا نه. علائم و نشانه های زایمان زودرس شامل چهار یا بیشتر انقباضات رحمی در یک ساعت است. در مقایسه با زایمان کاذب، زایمان واقعی با اتساع دهانه رحم و افاسمان همراه است. همچنین، خونریزی واژینال در سه ماهه سوم، فشار زیاد در لگن، یا درد شکم یا کمر می‌تواند نشانه‌هایی از تولد زودرس باشد. ترشح آبکی از واژن ممکن است نشان دهنده پارگی زودرس غشاهایی باشد که نوزاد را احاطه کرده است. در حالی که ممکن است پارگی پرده ها با زایمان همراه نباشد، معمولاً زایمان به عنوان عفونت (کوریوآمنیونیت) یک تهدید جدی برای جنین و مادر نشان داده می شود. در برخی موارد، دهانه رحم بدون درد یا انقباضات احساسی زودرس گشاد می شود، به طوری که ممکن است مادر تا اواخر مراحل زایمان علائم هشدار دهنده نداشته باشد. مراقبت‌های پزشکی دوران بارداری: پزشک شما در طول بارداری با انجام معاینات لازم، سلامت شما و کودکتان را تحت نظر می‌گیرد. پس فراموش نکنید که در تمام معاینات دوران بارداری حضور داشته باشید و آزمایش های دوران بارداری را به موقع انجام دهید. نویسنده: داکتر معصومه پارسا

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 142 بازدید

سازمان جهانی صحت در افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که در نخستین مرحله‌ی کارزار سراسری مبارزه با بیماری سرخکان، ۸.۹ میلیون کودک در ۱۷ ولایت کشور واکسن دریافت کردند. اين نهاد با نشر گزارشی گفته است که تطبیق مرحله‌ای نخست کارزار سراسری مبارزه با بیماری سرخکان در افغانستان موفقانه بوده و در این دوره، حدود ۸.۹ میلیون کودک شش‌ماهه تا ده‌ساله در ۱۷ ولایت سردسیر کشور واکسن شده‌اند. سازمان جهانی صحت در ادامه تاکید کرده است که در افغانستان، جایی که دسترسی به واکسیناسیون منظم محدود است و بسیاری از کودکان با مشکلاتی مانند سوءتغذیه روبرو هستند، ابتلا به سرخکان می‌تواند عوارض شدیدی چون سینه‌پهلو، کوری و حتی مرگ به دنبال داشته باشد. در ادامه آمده است که در سال ۲۰۲۴ میلادی بیش نه هزار و ۳۰۰ مورد سرخکان در سراسر کشور ثبت شد. تا ماه آگوست سال جاری میلادی، هشت هزار و ۵۰۰ مورد دیگر نیز به آن اضافه شد که حدود ۹۲ درصد مبتلایان کودکان زیر ده سال بودند. در بخشی از گزارش آمده است که پیش از آغاز کارزار سراسری تطبیق واکسن سرخکان، تنها ۵۵ درصد کودکان نخستین دوز اول و ۴۴ درصد دیگر دوز دوم این واکسن را دریافت کرده بودند، که این فاصله‌ی زمانی در پوشش واکسن سبب شد شمار زیادی از کودکان بدون محافظت بمانند و بیماری گسترش یابد. همچنین سازمان جهانی صحت به نقل از دکتر ادوین سنیزا سالوادور، نماینده‌ی این سازمان در افغانستان نوشته است که سرخکان یک بیماری‌ مرگ‌بار اما قابل پیشگیری است و در کشوری مانند افغانستان که شمار زیادی از کودکان آسیب‌پذیرند، واکسیناسیون حکم نجات زندگی را دارد. وی در ادامه افزوده است« «موفقیت در مرحله‌ی نخست این کمپاین سراسری، گام مهمی در راستای حفاظت از میلیون‌ها کودک در برابر بیماری، معلولیت و مرگ است.» گزارش به نقل از دکتر تاج‌الدین اویواله، نماینده‌ی یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل در افغانستان نیز گفته است که هیچ کودکی در افغانستان نباید از بیماری‌ای بمیرد که روش پیشگیری آن معلوم است. وی در ادامه تاکید کرده است: «این کارزار سراسری دو مرحله‌ای طوری طراحی شده است که دست‌کم ۹۵ درصد کودکان شش‌ماهه تا ده‌ساله را پوشش داده و کودکانی که در مراحل قبلی واکسن دریافت نکرده‌اند را شناسایی و واکسن کند. قابل ذکر است که بیماری سرخکان یکی از مسری‌ترین بیماری‌ها و از دلایل عمده‌ی مرگ‌ومیرهای قابل پیشگیری با تطبیق واکسن در میان کودکان است.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 147 بازدید

شبکه خبری اسکای‌نیوز با نشر گزارشی گفته است که طی سه ماه گذشته، به‌طور میانگین هر ۷۲ ساعت یک کودک در شفاخانه ولایتی بدخشان جان باخته است و این آمار نسبت به مدت مشابه سال گذشته، افزایش ۵۰ درصدی را نشان می‌دهد. اسکای‌نیوز با نشر گزارش گفته است که گزارش‌ها میدانی نشان می‌دهد، کودکان دچار سوءتغذیه شدید، بسیاری به‌صورت دو نفره در یک تخت بستری هستند و برخی تنها با دستگاه اکسیژن زنده مانده‌اند. در بخشی از گزارش آمده است که بیش از ۴ میلیون و ۷۰۰ هزار زن و کودک در افغانستان به درمان فوری سوءتغذیه نیاز دارند و ۹۰ درصد کودکان زیر پنج سال در فقر غذایی مطلق زندگی می‌کنند. به دلیل قطع شدن کمک‌های بشردوستانه بسیاری از مراکز صحی در مناطق محروم افغانستان بسته شده‌اند. برخی خانواده‌ها به اسکای‌نیوز گفته‌اند که ۱۳ ساعت راه طی کرده‌اند تا به بتوانند کودکان بیمار خود را به شفاخانه ولایتی بدخشان برسند. شماری از مادرانی که به شفاخانه ولایتی بدخشان مراجعه کرده‌اند گفته‌اند فرزندان قبلی‌شان را بر اثر سوءتغذیه از دست داده‌اند. در ادامه آمده است که کاهش چشم‌گیر کمک‌های بشردوستانه، به‌ویژه پس از قطع کمک‌های مالی ایالات متحده، در کنار محدودیت شدید حکومت فعلی علیه آموزش و اشتغال زنان، از دلایل اصلی تشدید این بحران عنوان شده است. بسیاری از مادران در مناطق محروم به دلیل ممنوعیت کار، توانایی تأمین غذای کافی برای فرزندان خود را ندارند. همچنین کارکنان درمانی و پروژه‌های محلی تحت حمایت صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل هشدار می‌دهند که بدون بازگشت کمک‌های بین‌المللی، شمار قربانیان افزایش خواهد یافت. داکتران در شفاخانه دولتی بدخشان هشدار داده‌اند که شمار مرگ‌ومیر کودکان در حال افزایش است. دنیل تیمه، سخنگوی یونیسف گفته است: «وضعیت تغذیه کودکان در افغانستان بسیار وخیم است. بیش از ۳.۵ میلیون کودک زیر پنج سال دچار سوءتغذیه حاد هستند، از جمله ۱.۴ میلیون تن که به‌طور تهدیدکننده‌ای لاغر هستند.» پیش از این، نهادهای سازمان ملل اعلام کرده بودند که بدخشان بیش‌ترین تعداد مبتلایان به سوءتغذیه را در میان ولایت‌های افغانستان دارد.

ادامه مطلب


5 ماه قبل - 711 بازدید

فرزندپروری شگفت‌انگیز و سالم، تربیتی است که هم مادران و هم پدران را درگیر مشارکت فعال در زندگی کودک می‌کند. اما وقتی صحبت از فرزندپروری به میان می‌آید، گاهی اوقات احساس می‌شود که پدرها در رتبه دوم قرار دارند. به تصویر کشیدن پدران در فرهنگ عامه، کلیشه پدران را به عنوان والدینی بی‌کفایت، از نظر عاطفی جدا شده، والدین ثانوی که تقریبا به اندازه مادران‌شان برای فرزندان‌شان مهم نیستند، ترویج می‌دهد. در نتیجه، پدران اغلب تحت فشار قرار می‌گیرند که وقتی صحبت از تربیت کودک می‌شود، در صندلی عقب بنشینند و ممکن است به دلیل مواردی مانند اعتراف به اینکه به تعویض پوشک کمک می‌کنند یا ابراز علاقه به گرفتن مرخصی پدری، مورد تمسخر قرار بگیرند. بنابراین در این مقاله به نقش پدر در تربیت کودک می‌پردازیم. از نظر علمی ثابت شده است، پدرانی که در سنین رشد کودک مشارکت فعال داشته‌اند، مشکلات رفتاری کمتری دارند و از نظر اجتماعی و تحصیلی افراد بهتری هستند. نقش پدر فقط به نان‌آور بودن خانه محدود نمی‌شود و مشارکت او بر رشد کلی کودک از جمله رشد فکری، رشد نقش جنسیتی و رشد روانی تاثیر می‌گذارد. او می‌تواند به اندازه مادر مهربان و دوست داشتنی باشد. بیشتر کودکانی که رابطه صمیمی و گرمی با پدران خود دارند، تمایل دارند بزرگ شوند تا به بزرگسالانی با اعتماد به نفس بیشتر تبدیل شوند. اهمیت نقش پدر در تربیت کودک مشارکت پدر در چند دهه گذشته به طور چشم‌گیری افزایش یافته است و به طور همزمان، نقش پدران در خانواده‌هایشان از تصور پدران به عنوان نان‌آوران دور به یک شناخت جامع‌تر مبنی بر اینکه آنها والدینی برابر هستند، تکامل یافته است. در زیر 4 نکته‌ای که باید در اهمیت پدران بدانید آورده شده است: الف: پدران درگیر، تاثیر مستقیمی بر فرزندان دارند. پدر درگیر با همه معیارهای سلامت کودک، از رشد شناختیو پیشرفت تحصیلی گرفته تا عزت نفس و رفتارهای اجتماعی مرتبط است. کودکانی که با پدر درگیر رشد می‌کنند 39 درصد بیشتر احتمال دارد که نمره A کسب کنند. 60 درصد کمتر احتمال دارد که از مدرسه اخراج شوند. همچنین دو برابر احتمال دارد که به دانشگاه بروند. ب: خانواده با حمایت از پدران تقویت می‌شوند. خدمات و برنامه‌ریزی‌هایی که با هدف افزایش مهارت‌های فرزندپروری مثبت پدران، نظم و انضباط مناسب، حمایت عاطفی و مدیریت استرس انجام می‌شوند، می‌توانند تاثیر مضاعف، کاهش خطر کودک‌آزاریو افزایش عوامل محافظتی داشته باشند. در نتیجه، نه تنها کودکان می‌توانند با کاهش خطر بدرفتاری مواجه شوند، بلکه می‌توانند از مشارکت مثبت پدر نیز بهره‌مند شوند. ج: سیاست‌ها و برنامه‌های ویژه برای پدران در حال افزایش است. سرمایه گذاری‌ها در ترویج تأثیر مثبت پدران بر فرزندان و خانواده‌های خود همچنان به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد. چندین شهر و شهرستان نیز برنامه‌ریزی مبتکرانه‌ای برای پدر شدن ایجاد کرده‌اند. اکثر شهرها در حال حاضر نوعی تلاش برای هدف قرار دادن پدران در قالب طرح‌های دولتی، شبکه‌های حرفه‌ای و شاغل، همکاری های غیرانتفاعی و اجتماعی دارند. د: پدران از مشارکت خود در برنامه‌ها ارزش بسیار زیادی پیدا می‌کنند. پدران گزارش می‌دهند که می‌دانند چگونه با فرزندان خود و مادر(های) فرزندان‌شان ارتباط بهتری برقرار کنند و به دلیل مشارکت آنها احساس اعتماد به نفس و کارآمدی بیشتری به عنوان پدر دارند. پدرانی که در برنامه‌های پدری شرکت می‌کنند، ارزش زیادی در آنها پیدا می‌کنند. نقش پدر در تربیت فرزند دختر اولین مردی که وارد زندگی هر دختری می‌شود، پدر است که نماد مردانگی را برای دختر دارد. دختران هر مردی را که وارد زندگی‌شان می‌شود با پدر خود مقایسه می‌کنند. همچنین پدران نقش مهمی در عزت نفس دختران دارند. وقتی دختران اشتباهی مرتکب می‌شود، سریع کمکش نکنید و بگذارید تا خودش راه‌حلی پیدا کند. دختری که در خانواده با پدر مستبد به دنیا می‌آیند، خودش را یک قربانی می‌داند. بنابراین اگر مادری شجاع نداشته باشد، در برابر مردان با نیت بد، نمی‌تواند مقاومت کند. اگر پدر مستبدی هستید از خود بپرسید آیا بهتر نیست دخترتان در بعضی مسائل به تنهایی و مستقل تصمیم‌گیری کند؟ اگر این اجازه را به دختر خود بدهید او هم کم‌کم یاد می‌گیرد روی پای خودش بایستد. پدران مهربان و آرام همیشه مورد تحسین دختران هستند اما ممکن است از پدر سوء‌استفاده کنند. مثلا بگوید حالا که مامان با من مخافت می‌کنه، میرم از بابا اجازه می‌گیرم. احتمال اینکه دختران چنین پدرهایی یاد بگیرند با حیله‌گری زنانه از مردان به نفع خود استفاده کنند، وجود دارد. این پدران باید قوانین و محدودیت‌ها را برای دختر مشخص کنند و به او یاد بدهند که پدر و مادر برخلاف هم عمل نمی‌کنند. در صورتی که پدر عاطفه خود را به دختر نشان دهد، دختر بعدها بخاطر اعتمادی که به پدر خود دارد، از او در زمان تصمیم‌گیری‌ها مشورت می‌گیرد. اما عشق و ارتباط یک پدر واقعی با دخترش قابل شکستن نیست. با هر اتفاق و مشکلی دختر خود را تنها نمی‌گذارد. این پدر گاهی اوقات به دختر خود هم سخت‌گیری می‌کند زیرا وظایف پدری خود را به نحو احسن انجام می‌دهد. وقتی دختر حرفهای پدر خود را نمی‌پذیرد، پدر واقعی به او یاد می‌دهد که با اعضای خانواده و دیگران مشارکت داشته باشد. با نه گفتن به دختر البته با مهربانی و دلیل منطقی به او یاد می‌دهید که چطور به همسن و سالانش نه بگوید. هر قدمی که در این مسیر بردارید، ارزشمند است. نقش پدر در تربیت فرزند پسر پسرها احساسات را با مشاهده رفتار پدران خود می‌آموزند. آنها باید ببیند که شما 4 احساس اصلی خشم، ترس، غم و خوشحالی را بروز می‌دهید. پسران باید متوجه شوند که پدر هم احساسات دارد. اگر این احساسات بر پدران چیره شوند، پسر احساس امنیت خود را از دست می‌دهد. پسرها دوست دارند از لحاظ جسمی فعال باشند و مثلا با پدر خود کشتی بگیرند و به بازی‌های خشن بپردازند. آنها نمی‌توانند در برابر چنین میلی مقاومت کنند. اما برسی‌ها و مطالعات نشان می‌دهد که پسرها از این بازی‌ها یاد می‌گیرند که چگونه سرگرم باشند، چطور سر و صدا کنند و حتی عصبانی شوند. برای افراد مذکر که تستوسترون دارند این کار بسیار مهم است. اما حتما به پسر باید دهید که چه موقع متوقف شود. یک پسر تقریبا در سن 14 سالگی متوجه می‌شود که از مادر خود بزرگتر شده است و دیر یا زود به این فکر می‌افتد که او نمی‌تواند مرا مجبور به انجام کاری کند. وقتی این تفکر به مرحله عمل برسد، پسر سعی خواهد کرد با لاف‌زدن یا ترساندن بر مادرش غلبه کند. این زمان است که پدر باید وارد عمل شود و به پسر خود آموزش‌های لازم و مهم را بدهد. اینکه چگونه پسران جوان یاد می‌گیرند استقامت کنند و بر موانع زندگی غلبه کنند، بخش جدایی‌ناپذیر ورود به مردانگی است. پسرانی که هم در عادت روزمره و هم بحرانی پدران خود را تماشا می‌کنند، متوجه راهبردهای موفقی برای حل مشکلات مختلف زندگی می‌شوند. پدران از طریق مثال و تشویق به پسرانشان فضیلت استقامت را می‌آموزند. وقتی پسرش روی چیزی کار می‌کند، یک مشکل ریاضی سخت یا دوچرخه‌اش را درست می‌کند، ناامید می‌شود و می‌خواهد آن را رها کند، پدر بیشتر او را تشویق می‌کند که ادامه دهد. کمی وقت بگذارید، پشتیبان بگیرید و بفهمید که مشکل چیست، چگونه آن را حل کنید و آن را کامل ببینید. در این فرآیند، پسر در حال یادگیری مهارت‌ها، صبر و سرسختی است. #انتها

ادامه مطلب