برچسب: چالش‌

2 هفته قبل - 67 بازدید

اعتماد به نفس پایین کودکان می‌تواند به یک چالش بزرگ برای والدین تبدیل شود. این مشکل نه تنها بر عملکرد تحصیلی و اجتماعی کودک تأثیر می‌گذارد، بلکه می‌تواند کیفیت زندگی او را نیز تحت‌الشعاع قرار دهد. کودکانی که اعتماد به نفس پایینی دارند اغلب از امتحان کردن تجربیات جدید می‌ترسند، در برابر شکست مقاومت می‌کنند و به‌راحتی ناامید می‌شوند. علت اعتماد به نفس پایین در کودکان بسیار گسترده بوده و لازم است که از نگاه یک فرد متخصص مورد بررسی قرار بگیرد. منظور از اعتماد به نفس پایین کودکان چیست؟ اعتماد به نفس بخش مهمی از سلامت روان کودک را نشان می‌دهد. این ویژگی بنیادین توانایی کودک را در مواجهه با چالش‌ها، ایجاد روابط سالم و دستیابی به اهدافش تقویت می‌کند. کودکی که به خود باور دارد با انگیزه بیشتری به دنبال دنیای اطراف خود می‌رود، شکست‌ها را به عنوان فرصتی برای رشد می‌بیند و در مقابل فشارهای اجتماعی مقاومت می‌کند. از دیدگاه روان‌شناسی، اعتماد به نفس پایین کودکان ریشه در تعاملات اولیه کودک با والدین، مربیان و همسالان دارد. پیام‌های ضمنی و صریحی که کودک از این افراد دریافت می‌کند به‌تدریج تصویری از خود در ذهن او شکل می‌دهد. اگر این تصویر منفی باشد، کودک به مرور زمان احساس ناتوانی و بی‌ارزشی می‌کند. علائم اعتماد به نفس پایین در کودکان زمانی که به دنبال بررسی علائم اعتماد به نفس پایین در کودکان هستید، باید این نکته را مد نظر قرار دهید که کودکان منحصر به فرد بوده و علائم کمبود اعتماد به نفس در هر کودک متفاوت است. اما توجه داشته باشید که پایین بودن اعتماد به نفس در این سنین موجب می‌شود تا پس از بزرگسالی هم اعتماد به نفس جوانان کاهش پیدا کند؛ پس شناخت نشانه‌ها برای رفع آن ضروری می‌باشد. همان‌طور که می‌دانید اعتماد به نفس کودکان در زندگی آینده آن‌ها نقش مؤثری دارد، پس لازم است با شناسایی نشانه‌های اعتماد به نفس پایین در کودکان اقدام به برطرف کردن این مشکل نمایید. طبقه‌بندی کلی نشانه‌های کودکان با اعتماد به نفس پایین شامل نشانه‌های اجتماعی، نشانه‌های عاطفی، نشانه‌های شناختی، نشانه‌های رفتاری و نشانه‌های فیزیولوژیکی می‌شود. برای درک بهتر علائم اعتماد به نفس پایین در کودکان، به بررسی این علائم با جزئیات بیشتر می‌پردازیم: اجتناب از چالش‌ها و ریسک‌پذیری ترس از قضاوت دیگران ناامیدی سریع خودکم‌بینی و مقایسه منفی با دیگران مشکل در ایجاد و حفظ روابط اجتماعی احساس ناتوانی و درماندگی ترس از شکست انتقادپذیری پایین علائم جسمی ناشی از اضطراب (سردرد، دل‌درد یا مشکلات خواب) رفتارهای جبرانی (پرخاشگری، دروغ‌گویی یا انزوا) دلیل اعتماد به نفس پایین کودکان اعتماد به نفس پایین در کودکان مسئله پیچیده‌ای است که ریشه‌های آن را باید به طور دقیق و کامل پیدا کرد. یافتن ریشه عدم اعتماد به نفس در روند بهبود آن بسیار مؤثر می‌باشد. در بررسی تخصصی برای مشخص شدن علت پایین بودن اعتماد به نفس کودکان درمی‌یابید که کاهش اعتماد به نفس ریشه‌های پیچیده‌ای داشته و اغلب به عوامل متعدد و درهم‌تنیده مرتبط است. این مسئله تنها به کمبود توانایی‌های کودک مربوط نمی‌شود، بلکه تحت تأثیر عوامل محیطی، روانی و اجتماعی نیز قرار دارد و ممکن است انواع اعتماد به نفس در کودک با کاهش مواجه شود. برای درک بهتر این موضوع در ادامه به بررسی چند دلیل اعتماد به نفس پایین کودک می‌پردازیم: مقایسه‌های اجتماعی و احساس ناکافی بودن کودکان در سنین رشد به شدت تحت تأثیر مقایسه با همسالان و افراد دیگر قرار می‌گیرند. این مقایسه‌ها اغلب منجر به احساس ناکافی بودن و کاهش اعتماد به نفس می‌شود. زمانی که کودک خود را با دیگران مقایسه می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که به اندازه کافی خوب نیست، احساس ناامیدی و بی‌ارزشی می‌کند. سبک فرزندپروری نامناسب سبک فرزندپروری والدین نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری اعتماد به نفس کودکان ایفا می‌کند. والدینی که بیش از حد سخت‌گیر، انتقادگر یا بی‌تفاوت هستند می‌توانند به طور جدی به اعتماد به نفس کودک آسیب برسانند. همچنین انتظارات غیرواقع‌بینانه‌ای که از کودک دارند یا به طور مداوم او را با دیگران مقایسه می‌کنند می‌تواند در کاهش اعتماد به نفس کودک مؤثر باشد. البته گاهی اوقات والدین به اشتباه سبب اعتماد به نفس کاذب در کودک می‌شوند که این مسئله نیز مخرب است. تجربه شکست شکست‌های مکرر در زمینه‌های مختلف مانند تحصیل، روابط اجتماعی یا فعالیت‌های ورزشی می‌تواند به شدت به اعتماد به نفس کودک آسیب برساند و کودک رفته‌رفته اعتماد به نفس خود را از دست بدهد. عدم حمایت اجتماعی حمایت نشدن کودکان از سمت خانواده، دوستان یا مربیان تأثیر مستقیم در تربیت کودکان با اعتماد به نفس پایین دارد. با حمایت اجتماعی، کودک حس امنیت و ارزشمندی می‌کند و قوی‌تر با مشکلات مواجه می‌شود. مشکلات روانی و جسمی برخی از بیماری‌های روانی مانند اضطراب و افسردگی، اختلال نقص توجه بیش‌فعالی، مشکلات جسمی مزمن و اختلالات یادگیری علت اعتماد به نفس پایین در کودکان هستند. انتظارات غیرواقع‌بینانه زمانی که والدین، مربیان یا جامعه از کودک بیش از حد انتظار داشته باشند، کودک احساس می‌کند که هرگز نمی‌تواند به آن انتظارات برسد و این امر سبب پایین آمدن اعتماد به نفس کودک می‌شود. کمال‌گرایی کودکانی که کمال‌گرا هستند اغلب به خاطر ترس از شکست از تلاش کردن اجتناب می‌کنند. آن‌ها معتقدند که باید در همه کارها کامل باشند و هرگونه اشتباه را نشانه‌ای از ناتوانی خود می‌دانند. تأثیر قصه برای کودکان با اعتماد به نفس پایین قصه‌ها تنها ابزار سرگرمی نیستند، بلکه می‌توانند نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت کودکان و تقویت اعتماد به نفس آن‌ها ایفا کنند. گاهی اوقات با روایت داستان‌های جذاب و آموزنده، کودک با شخصیت‌های مختلف همذات‌پنداری کرده و می‌تواند مهارت‌های اجتماعی را بیاموزد؛ نتیجه نهایی آن افزایش اعتماد به نفس به ساده‌ترین شکل ممکن است. معمولاً داستان‌ها به کودک فرصت می‌دهند تا دنیای اطراف خود را بهتر درک کرده و با موقعیت‌های مختلف آشنا شوند. خواندن داستان‌هایی که در آن‌ها قهرمانان با شجاعت و پشتکار به اهداف خود می‌رسند به کودکان الگوهای مثبتی می‌دهد و به آن‌ها این باور را می‌دهد که آن‌ها نیز می‌توانند بر موانع غلبه کنند. با کمک داستان می‌توانید تفاوت عزت نفس و اعتماد به نفس را هم به کودکان یاد بدهید و مشخص کنید که چه رفتارهایی افزایش عزت نفس و چه رفتارهایی در تقویت اعتماد به نفس مؤثر است. در این بخش به بررسی دلایل تأثیر قصه برای کودکان با اعتماد به نفس پایین با جزئیات می‌پردازیم: همذات‌پنداری با شخصیت‌های الگو و تقلید از آن‌ها کسب مهارت‌های جدید مانند حل مسئله، تصمیم‌گیری و همدلی افزایش خلاقیت و تخیل و نگاه کردن به دنیای اطراف از زوایای مختلف تقویت حس ارزشمندی صرف‌نظر از ویژگی‌های ظاهری یا توانایی‌ها کاهش ترس و اضطراب و روبه‌رو شدن کودکان با ترس‌های مختلف تقویت مهارت‌های اجتماعی با به تصویر کشیدن تعاملات اجتماعی شخصیت‌های داستان در مجموع، قصه‌گویی یکی از مؤثرترین روش‌ها برای افزایش اعتماد به نفس پایین در کودکان است. با انتخاب داستان‌های مناسب و ایجاد فضای دلنشین برای قصه‌گویی می‌توان به کودکان کمک کرد تا به خود باور پیدا کرده و آینده روشن‌تری را برای خود رقم بزنند. درمان اعتماد به نفس پایین در کودکان اعتماد به نفس در کودکان مسئله جدی است که می‌تواند بر رشد اجتماعی، عاطفی و تحصیلی آن‌ها تأثیر بگذارد. این مشکل که ریشه در عوامل مختلفی از جمله سبک فرزندپروری، مقایسه با دیگران، شکست‌های مکرر و عدم حمایت اجتماعی دارد باید هرچه زودتر درمان شود. والدین به عنوان اولین و مهم‌ترین الگوهای کودکان نقش بسزایی در شکل‌گیری اعتماد به نفس آن‌ها دارند. پس مهم‌ترین روش درمان اعتماد به نفس پایین کودکان تغییر سبک فرزندپروری، نحوه تعامل با کودک و ایجاد محیطی امن و حمایتی است که به طور مستقیم بر اعتماد به نفس کودک تأثیر می‌گذارد. در صورتی که افزایش اعتماد به نفس در مردان رخ می‌دهد، قطعاً پدران با اعتماد به نفس بهتر می‌توانند در روند تربیت کودکان خود مؤثر باشند. به طور کلی می‌توان گفت درمان اعتماد به نفس پایین در کودکان تلاش مشترک بین والدین، مربیان و متخصصان روان‌شناس است که با همکاری و هماهنگی این افراد می‌توان تا حد زیادی بر این مشکل غلبه کرد. به همین دلیل در ادامه به بررسی نقش هرکدام به صورت کلی می‌پردازیم. نقش والدین در درمان اعتماد به نفس پایین کودکان والدین با فراهم آوردن فضایی امن و حمایتی و تشویق و قدردانی از تلاش‌ها و دستاوردهای کودک تا حد زیادی می‌توانند در این زمینه کمک کنند. همچنین باید از مقایسه کودک با دیگران بپرهیزند و با دادن مسئولیت‌های مناسب به کودک فرصت برای استقلال را ایجاد کنند. نقش مربیان در درمان اعتماد به نفس پایین در کودکان مربیان باید با ایجاد محیط یادگیری مثبت و تشویق کودکان به مشارکت در فعالیت‌های کلاسی شرایط را برای شکوفا شدن استعدادهای آن‌ها مهیا کنند. همچنین با ارائه بازخوردهای مثبت و سازنده به کودک نقاط قوت آن‌ها را بشناسند. نقش روان‌شناسان در درمان اعتماد به نفس کودکان نقش مهم روان‌شناس تشخیص دقیق مشکل با استفاده از ابزارهای تشخیصی و ریشه‌های اعتماد به نفس پایین است. پس از این مرحله لازم است که چند درمان اعتماد به نفس پایین در کودکان را شروع کند: طراحی برنامه درمانی فردی برای هر کودک متناسب با تشخیص انجام شده آموزش مهارت‌های مقابله‌ای به کودک و والدینش برای مدیریت احساسات و تفکر مثبت استفاده از درمان شناختی رفتاری برای تغییر افکار و باورهای منفی کودک مشاوره خانواده در موارد لازم و ضروری برای آموزش به اعضای خانواده جهت حمایت از کودک اعتماد به نفس در کودکان زیرمبنای سلامت روان و موفقیت آن‌ها در بزرگسالی است که ریشه در نوع برخورد والدین و محیط اطراف دارد. برای تقویت این ویژگی باید به جای تمرکز بر نتایج درخشان، تلاش و پشتکار کودک را تحسین کرد و به او اجازه داد تا با اشتباه کردن درس‌های ارزشمندی بیاموزد. ایجاد یک محیط امن عاطفی که در آن کودک بدون ترس از قضاوت احساس ارزشمندی و استقلال کند کلید اصلی حل این چالش است. در نهایت با پرهیز از مقایسه‌های مخرب و تشویق به پذیرش مسئولیت‌های کوچک می‌توان فرزندی تاب‌آور و خودباور تربیت کرد. نویسنده: سحر یوسفی  

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 71 بازدید

تقریباً همه ما تجربه کرده‌ایم که انگیزه‌ای قوی برای شروع کاری داریم، اهداف بزرگی در ذهنمان می‌سازیم و با شور و اشتیاق برنامه‌ریزی می‌کنیم، اما وقتی زمان عمل فرا می‌رسد، همچنان درجا می‌زنیم و کاری پیش نمی‌بریم. این تضاد میان انگیزه و عمل، یکی از چالش‌های رایج در زندگی روزمره است و باعث می‌شود افراد احساس ناامیدی و ناکامی کنند. فهم دلایل این پدیده و راهکارهای مقابله با آن، نقش بسیار مهمی در بهبود بهره‌وری، افزایش اعتمادبه‌نفس و رسیدن به اهداف دارد. یکی از دلایل اصلی این اتفاق، تفاوت بین انگیزه احساسی و آمادگی عملی است. انگیزه معمولاً به شکل یک احساس درونی ظاهر می‌شود؛ اشتیاق، علاقه یا هیجان اولیه که ما را به سمت هدف می‌کشاند. اما عمل کردن نیازمند برنامه‌ریزی، مدیریت زمان، مهارت و انرژی واقعی است. گاهی ما انگیزه زیادی داریم، اما هنوز مهارت یا منابع لازم برای شروع کار را در اختیار نداریم. برای مثال، ممکن است فردی بسیار مشتاق ورزش باشد، اما ندانستن نحوه برنامه‌ریزی تمرین، انتخاب ورزش مناسب یا زمان‌بندی درست، باعث می‌شود شروع نکند. به این ترتیب، انگیزه تنها نقطه آغاز است و بدون آماده‌سازی عملی به نتیجه نمی‌رسد. ترس و اضطراب نیز یکی دیگر از عوامل مهم است. وقتی هدف بزرگ و مهمی در ذهن داریم، ذهن ناخودآگاه به ما هشدار می‌دهد که ممکن است شکست بخوریم، قضاوت شویم یا توانایی لازم را نداشته باشیم. این ترس به شکل بهانه‌ها و تأخیر در عمل خود را نشان می‌دهد. جالب اینجاست که حتی وقتی فرد از نتیجه مثبت هدف آگاه است و می‌خواهد به آن برسد، ترس از شروع یا مواجهه با دشواری‌ها می‌تواند انگیزه را فلج کند. ذهن ما به‌طور طبیعی تمایل دارد از درد و ریسک اجتناب کند، حتی اگر آن ریسک ارزش رسیدن به هدف را داشته باشد. یکی دیگر از عواملی که مانع تبدیل انگیزه به عمل می‌شود، کمال‌گرایی است. افراد کمال‌گرا معمولاً انتظار دارند که همه‌چیز از ابتدا بی‌نقص باشد و کوچک‌ترین نقص یا خطا باعث توقف آن‌ها می‌شود. آن‌ها ممکن است برنامه‌ریزی‌های دقیق و بلندپروازانه داشته باشند، اما به محض اینکه متوجه می‌شوند شرایط ایده‌آل نیست یا خودشان آماده نیستند، عمل را به تعویق می‌اندازند. این رفتار به نوعی «بهانه‌ای برای عدم شروع» تبدیل می‌شود و انگیزه اولیه را به‌مرور تحلیل می‌برد. تنظیم نادرست اهداف نیز مشکل دیگری است که مانع عمل می‌شود. وقتی هدف خیلی بزرگ یا مبهم است، ذهن نمی‌داند از کجا شروع کند. اهداف نامشخص یا غیرقابل‌اندازه‌گیری باعث سردرگمی و عقب‌نشینی می‌شوند. برای مثال، هدفی مانند «می‌خواهم موفق باشم» انگیزه ایجاد می‌کند، اما فاقد برنامه عملی مشخص است. مغز ما برای اقدام به دستورالعمل‌های واضح نیاز دارد؛ هرچه مسیر روشن‌تر باشد، احتمال عمل بیشتر است. تقسیم هدف به گام‌های کوچک و ملموس، یکی از روش‌های مؤثر برای پر کردن فاصله میان انگیزه و عمل است. عادات روزمره و مقاومت درونی نیز نقش مهمی دارند. ذهن و بدن ما به رفتارهای آشنا عادت کرده‌اند و تغییر آن‌ها نیازمند انرژی و تمرین است. وقتی قرار است کاری متفاوت انجام دهیم، مغز ما مقاومت نشان می‌دهد و به روش‌های قدیمی و راحت بازمی‌گردد. این مقاومت معمولاً به شکل تعلل، بهانه‌جویی یا تمرکز بر کارهای کم‌اهمیت ظاهر می‌شود. بنابراین، حتی اگر انگیزه قوی داشته باشیم، عادت‌های قدیمی و راحت مانعی جدی برای شروع عمل هستند. یکی دیگر از دلایل شایع، خستگی و کمبود انرژی است. انگیزه صرفاً یک عامل روانی است و نمی‌تواند کمبود منابع جسمی و روانی را جبران کند. وقتی ذهن یا بدن خسته است، تمرکز کاهش می‌یابد و توانایی اقدام به حداقل می‌رسد. این حالت، به‌ویژه زمانی که برنامه‌های سنگین، استرس یا فشارهای روانی وجود دارد، شدت پیدا می‌کند. بنابراین، حتی با انگیزه بالا، کمبود انرژی می‌تواند مانع عمل شود. راهکارهایی برای تبدیل انگیزه به عمل وجود دارد که مؤثر و قابل‌اجرا هستند. اولین قدم، شناخت موانع و پذیرش آن‌هاست. باید بفهمیم چه چیزی ما را عقب می‌اندازد؛ ترس، کمال‌گرایی، عادت‌های قدیمی یا کمبود منابع. آگاهی از این موانع، اولین قدم برای مدیریت آن‌هاست. گام بعدی، خرد کردن اهداف بزرگ به گام‌های کوچک و ملموس است. این کار باعث می‌شود مسیر مشخص شود و مغز راحت‌تر برای شروع عمل تصمیم بگیرد. هر گام کوچک موفقیت، انگیزه را تقویت می‌کند و احساس پیشرفت ایجاد می‌کند. ایجاد ساختار و روتین روزانه نیز نقش مهمی دارد. وقتی زمان مشخصی برای انجام کارها تعیین شود، مقاومت ذهن کاهش می‌یابد و عمل کردن آسان‌تر می‌شود. همچنین حمایت اجتماعی می‌تواند انگیزه را به عمل تبدیل کند؛ وقتی دیگران ما را تشویق کنند یا مسئولیت‌پذیری ایجاد شود، احتمال انجام کار بیشتر می‌شود. مدیریت انرژی جسمی و روانی نیز حیاتی است. خواب کافی، تغذیه مناسب، ورزش و استراحت ذهنی باعث می‌شوند انرژی لازم برای اقدام فراهم شود. انگیزه بدون انرژی مانند موتوری بدون سوخت است؛ ممکن است هیجان داشته باشیم، اما حرکت واقعی اتفاق نیفتد. سخن پایانی: در نهایت، مهربانی با خود و پذیرش شکست‌های موقتی مهم است. هر تأخیر یا لغزش به معنای شکست کامل نیست، بلکه بخشی طبیعی از فرآیند تغییر و پیشرفت است. تمرکز بر اقدام‌های کوچک، یادگیری از تجربه و جشن گرفتن موفقیت‌های جزئی باعث تقویت چرخه عمل و انگیزه می‌شود. در مجموع، دلایل اینکه چرا انگیزه داریم ولی عمل نمی‌کنیم شامل تفاوت بین انگیزه و آمادگی عملی، ترس و اضطراب، کمال‌گرایی، اهداف نامشخص، عادت‌های قدیمی و کمبود انرژی است. با آگاهی از این عوامل، خرد کردن اهداف به گام‌های کوچک، ایجاد ساختار و روتین، مدیریت انرژی و حمایت اجتماعی، می‌توان انگیزه را به عمل واقعی تبدیل کرد و به اهداف خود نزدیک شد. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 51 بازدید

در دنیای امروز، تربیت کودکان با چالش‌هایی پیچیده‌تر از گذشته روبه‌رو شده است. پیشرفت فناوری، دسترسی گسترده به اطلاعات و تغییرات اجتماعی، سبک‌های تربیتی سنتی را به چالش کشیده و والدین را با دغدغه‌های جدیدی مواجه کرده است. کودکان در عصری رشد می‌کنند که شبکه‌های اجتماعی، بازی‌های دیجیتال و محتواهای آنلاین بخش مهمی از زندگی روزمره آن‌ها را تشکیل می‌دهد. این تغییرات، علاوه بر فراهم کردن فرصت‌های یادگیری و رشد، خطراتی همچون انزوا، کاهش تمرکز و مواجهه با محتوای نامناسب را نیز به همراه دارد. علاوه بر تأثیرات فناوری، تغییرات فرهنگی و اجتماعی نیز نقش مهمی در پیچیده‌تر شدن تربیت کودکان ایفا می‌کنند. سبک زندگی پرمشغله، کاهش تعاملات خانوادگی و فشارهای آموزشی باعث شده است بسیاری از والدین در ایجاد تعادل میان محبت، آموزش و انضباط با چالش‌هایی روبه‌رو شوند. در این میان، یافتن راهکارهایی برای تربیت متعادل و هدفمند ـ به‌گونه‌ای که ارزش‌های اخلاقی، مهارت‌های اجتماعی و توانایی‌های فردی کودکان پرورش یابد ـ بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. چالش‌های تربیت کودکان در دنیای مدرن چیست؟ در عصر فناوری و تغییرات پرشتاب اجتماعی، تربیت کودکان به یکی از دغدغه‌های اصلی والدین تبدیل شده است. سبک‌های تربیتی سنتی که روزگاری پاسخ‌گوی نیازهای کودکان بودند، امروزه با تحولات فرهنگی، فناوری‌های نوین و فشارهای اجتماعی به چالش کشیده شده‌اند. در ادامه، برخی از مهم‌ترین چالش‌های تربیت کودک در دنیای مدرن بررسی می‌شود. تأثیر فناوری و فضای مجازی پیشرفت فناوری و گسترش فضای مجازی، زندگی کودکان را به شکلی بی‌سابقه تحت تأثیر قرار داده است. دسترسی آسان به تلفن‌های هوشمند، شبکه‌های اجتماعی و بازی‌های آنلاین باعث شده کودکان از سنین پایین با حجم عظیمی از اطلاعات و محتوای متنوع روبه‌رو شوند. اگرچه این فضا فرصت‌هایی برای یادگیری و رشد مهارت‌های جدید فراهم می‌کند، اما در عین حال کودکان را در معرض خطراتی چون محتوای نامناسب، اخبار جعلی و خشونت رسانه‌ای قرار می‌دهد. علاوه بر این، اعتیاد به بازی‌های اینترنتی و گشت‌وگذار بی‌هدف در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند موجب افت تحصیلی و کاهش تمرکز شود. از سوی دیگر، حضور بیش از حد کودکان در فضای مجازی ممکن است روابط اجتماعی آن‌ها را تضعیف کند. کودکان به‌جای بازی‌های گروهی و تعاملات حضوری، زمان زیادی را به‌صورت انفرادی پشت صفحات نمایشگر سپری می‌کنند که این امر می‌تواند مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی آن‌ها را کاهش دهد. همچنین مقایسه خود با زندگی‌های به‌ظاهر کامل دیگران در شبکه‌های اجتماعی ممکن است موجب کاهش اعتمادبه‌نفس و بروز مشکلات روانی مانند اضطراب و افسردگی شود. والدین با نظارت هوشمندانه می‌توانند به کودکان کمک کنند از مزایای فناوری بهره ببرند و از آسیب‌های آن در امان بمانند. کاهش تعاملات خانوادگی در دنیای پرشتاب امروز، بسیاری از والدین به دلیل مشغله‌های کاری و دغدغه‌های روزمره زمان کمتری را با فرزندان خود سپری می‌کنند. این کاهش تعاملات خانوادگی باعث می‌شود کودکان احساس کنند والدین به نیازهای عاطفی و روحی آن‌ها توجه کافی ندارند. ارتباط محدود و گفت‌وگوی کم در خانواده می‌تواند به سردی روابط میان والدین و فرزندان منجر شود و کودک را از دریافت حمایت‌های عاطفی محروم کند. نبود تعامل کافی با والدین زمینه‌ساز بروز مشکلات رفتاری، احساس تنهایی و کاهش مهارت‌های اجتماعی در کودکان می‌شود. علاوه بر این، فقدان محیطی گرم و صمیمی در خانواده ممکن است کودکان را به سمت دنیای مجازی یا گروه‌های نامناسب سوق دهد. در چنین شرایطی، کودک برای جلب توجه و محبت، بیشتر تحت تأثیر همسالان قرار می‌گیرد و ممکن است رفتارهای پرخطر از خود نشان دهد. ایجاد زمان مشخص برای گفت‌وگو، بازی‌های خانوادگی و صرف وعده‌های غذایی مشترک می‌تواند تعاملات خانوادگی را تقویت کرده و محیطی امن و حمایت‌کننده برای رشد عاطفی و اجتماعی کودکان فراهم آورد. فشارهای آموزشی و رقابت تحصیلی در بسیاری از خانواده‌ها، موفقیت تحصیلی به‌عنوان مهم‌ترین معیار سنجش آینده کودکان تلقی می‌شود. این نگاه باعث شده کودکان از سنین پایین تحت فشار کلاس‌های فوق‌برنامه، آزمون‌های متوالی و رقابت‌های آموزشی قرار بگیرند. چنین فشاری می‌تواند منجر به اضطراب، استرس و حتی فرسودگی روحی در کودکان شود. در برخی موارد، کودکان آن‌قدر درگیر تکالیف و درس‌های سنگین می‌شوند که فرصتی برای بازی، تفریح و استراحت ندارند. این نبود تعادل میان تحصیل و تفریح می‌تواند رشد خلاقیت و مهارت‌های اجتماعی آن‌ها را مختل کند. همچنین مقایسه مداوم کودکان با همسالانشان از سوی والدین و معلمان، احساس ناکافی بودن و کاهش اعتمادبه‌نفس را در آن‌ها تقویت می‌کند. والدین با تمرکز بر توانایی‌ها و علایق کودک و تشویق او به یادگیری، به‌جای تأکید صرف بر نمره، می‌توانند به کاهش استرس و ایجاد علاقه پایدار به آموزش کمک کنند. فراهم کردن فرصت‌هایی برای فعالیت‌های هنری، ورزشی و تفریحی نیز نقش مهمی در رشد متعادل جسمی و روحی کودکان دارد. تغییرات فرهنگی و اجتماعی تغییرات سریع فرهنگی و اجتماعی در دنیای مدرن باعث شده کودکان با ارزش‌ها و سبک‌های زندگی گوناگون روبه‌رو شوند. اینترنت و رسانه‌های جهانی، فرهنگ‌ها و باورهای مختلف را در معرض دید کودکان قرار می‌دهند که این موضوع می‌تواند هم فرصتی برای آشنایی با تنوع فرهنگی باشد و هم چالشی برای شکل‌گیری هویت آنان. در برخی موارد، کودکان در مواجهه با تفاوت میان ارزش‌های خانوادگی و آنچه در جامعه یا فضای مجازی می‌بینند، دچار سردرگمی و تضاد هویتی می‌شوند. علاوه بر این، تغییر در ساختارهای اجتماعی مانند افزایش خانواده‌های تک‌والد، کاهش نقش‌های سنتی و تغییر دیدگاه‌ها درباره جنسیت و شغل، ممکن است درک روشنی از نقش‌های اجتماعی را برای کودکان دشوار کند. اگر این تغییرات بدون راهنمایی مناسب والدین باشد، می‌تواند به سردرگمی و عدم تطابق کودک با محیط اجتماعی منجر شود. والدین و مربیان با آموزش ارزش‌های اخلاقی پایدار، تقویت هویت فرهنگی و کمک به کودکان برای درک و پذیرش تفاوت‌ها، می‌توانند آن‌ها را برای مواجهه با دنیای متنوع امروز آماده کنند. راه‌های مقابله با چالش‌های تربیت کودک در دنیای مدرن یکی از مهم‌ترین راهکارها برای مقابله با چالش‌های تربیت کودک در دنیای مدرن، آموزش سواد رسانه‌ای به کودکان است. والدین باید به فرزندان خود بیاموزند چگونه از اینترنت به‌عنوان ابزاری برای یادگیری و رشد استفاده کنند و در برابر محتوای نامناسب هوشیار باشند. استفاده از نرم‌افزارهای کنترل والدین، محدود کردن زمان استفاده از ابزارهای دیجیتال و تعیین قوانین مشخص برای حضور در فضای مجازی، به حفظ تعادل میان زندگی آنلاین و واقعی کمک می‌کند. همچنین تشویق کودکان به فعالیت‌های آفلاین مانند کتاب‌خوانی، ورزش و بازی‌های گروهی، وابستگی آن‌ها به فضای مجازی را کاهش می‌دهد. برای مقابله با کاهش تعاملات خانوادگی، والدین باید زمان باکیفیت و اختصاصی برای فرزندان خود در نظر بگیرند. صرف وعده‌های غذایی به‌صورت خانوادگی، انجام بازی‌های گروهی و شرکت در فعالیت‌های مشترک، روابط عاطفی را تقویت کرده و احساس امنیت را در کودکان افزایش می‌دهد. این لحظات فرصتی فراهم می‌کند تا والدین درباره دغدغه‌ها، احساسات و تجربیات روزمره فرزندان خود گفت‌وگو کنند و رابطه‌ای صمیمی‌تر با آن‌ها بسازند. برای کاهش فشارهای تحصیلی نیز لازم است والدین و معلمان به‌جای تمرکز صرف بر نمره و رقابت، بر علاقه‌مند کردن کودکان به یادگیری تأکید کنند. تشویق به کشف استعدادها و علایق فردی و فراهم کردن فرصت‌های متنوع آموزشی، به کودکان کمک می‌کند از فرایند یادگیری لذت ببرند. اختصاص زمان کافی به بازی، ورزش و فعالیت‌های هنری در کنار برنامه‌های درسی، نقش مهمی در رشد همه‌جانبه ذهنی و جسمی کودکان دارد. در مواجهه با تغییرات فرهنگی و اجتماعی، آموزش ارزش‌های اخلاقی پایدار و تقویت هویت فرهنگی اهمیت زیادی دارد. بیان داستان‌های خانوادگی، آشنایی با سنت‌ها و شرکت در مراسم‌های فرهنگی می‌تواند به کودکان کمک کند به ریشه‌های خود افتخار کنند و در برابر تغییرات اجتماعی، هویتی قوی داشته باشند. همچنین آموزش احترام به تفاوت‌های فرهنگی و تقویت روحیه همدلی و همکاری، به رشد مهارت‌های اجتماعی کودکان کمک می‌کند. والدین شاغل یا تک‌والد نیز باید تلاش کنند هرچند کوتاه، اما زمانی باکیفیت را به فرزندان خود اختصاص دهند. مهم‌تر از مدت زمان حضور، کیفیت تعامل با کودک است. فعالیت‌هایی مانند قصه‌گویی پیش از خواب، بازی‌های ساده خانوادگی یا گفت‌وگو درباره اتفاقات روزمره می‌تواند پیوند عاطفی را تقویت کند. حفظ سلامت روان کودکان نیز یکی از ارکان اصلی تربیت در دنیای مدرن است. توجه به احساسات کودکان، ایجاد فضای امن برای بیان نگرانی‌ها و آموزش مهارت‌های زندگی مانند مدیریت استرس، حل مسئله، تصمیم‌گیری و تاب‌آوری، آن‌ها را برای مواجهه با چالش‌های آینده توانمند می‌سازد. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 63 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که دختران و زنان در سراسر جهان هر روز در عرصه‌های مختلف در حال به چالش کشاندن کلیشه‌های جنسیتی و نشان دادن توانایی‌های خودشان به جهانیان هستند. این سازمان امروز (سه‌شنبه، ۲۱ دلو/۱۰ فبروری) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که دختران در مکاتب، ورزش، نوآوری، مشاغل و حوزه‌های مختلف با به چالش کشیدن دیدگاه‌های سنتی، ثابت می‌کنند که هیچ محدودیتی برای مشارکت و موفقیت آنان در هیچ بخشی وجود ندارد. بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است: «باشد که همیشه به یاد داشته باشیم آنان توانمندند و جهانی بسازیم که فرصت‌های برابر در اختیارشان قرار دهد.» همچنین پیش از این نیز سازمان ملل گفته بود که ایجاد دسترسی برابر به آموزش، حمایت از مشارکت دختران در فناوری و نوآوری و مقابله با تبعیض، از گام‌های اساسی برای توانمندسازی نسل آینده به شمار می‌رود. در حالی سازمان ملل متحد می‌گوید که دختران در بخش‌های مختلف کلیشه‌ها را به چالش می‌کشند، شرایط دختران در افغانستان بسیار نگران کننده گزارش شده و آنان از ابتدایی‌ترین حقوق خود از جمله حق تحصیل، کار، ورزش و حضور فعال در اجتماع منع شده‌اند. همچنین حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


3 هفته قبل - 104 بازدید

چرا کم‌خونی یک مسئله زنانه است؟ کم‌خونی، وضعیتی که در آن تعداد گلبول‌های قرمز سالم یا میزان هموگلوبین در خون کمتر از حد طبیعی است، یک مشکل سلامت جهانی به شمار می‌رود. با این حال، زنان در افغانستان به دلیل مجموعه‌ای از عوامل فیزیولوژیک، اجتماعی و اقتصادی، به‌طور خاص آسیب‌پذیرتر هستند. کم‌خونی فقر آهن (Iron Deficiency Anemia – IDA) شایع‌ترین نوع کم‌خونی در کشور ماست و تأثیرات عمیقی بر سطح انرژی، توانایی کار، سلامت روانی و مهم‌تر از همه، سلامت مادران و کودکان می‌گذارد. درک این پدیده نیازمند بررسی آن در مراحل مختلف زندگی یک زن است. کم‌خونی در طول مراحل مختلف زندگی کمبود آهن یک چالش ثابت نیست، بلکه شدت و علل آن با ورود زنان به مراحل مختلف زندگی تغییر می‌کند: ۱. دوران کودکی و نوجوانی: آغاز ذخیره‌سازی ناکافی دختران در دوران کودکی معمولاً با کمبودهای تغذیه‌ای روبه‌رو هستند که ناشی از اولویت‌بندی ضعیف‌تر مواد غذاییِ غنی از آهن برای آن‌ها در مقایسه با پسران است. با شروع بلوغ و آغاز قاعدگی، بدن زنان با نوعی «مصرف ماهانه» آهن مواجه می‌شود. اگر رژیم غذایی نتواند این میزان از دست‌رفته را جبران کند، بدن به‌تدریج شروع به تخلیه ذخایر آهن خود می‌کند. این دوره، زمینه‌ساز بروز کم‌خونی‌های شدیدتر در سال‌های بعدی زندگی است. ۲. سنین باروری و بارداری بارداری اوج چالش‌های مرتبط با کم‌خونی است. نیاز بدن به آهن، به دلیل افزایش حجم خون مادر و نیاز جنین به ساخت گلبول‌های قرمز و ایجاد ذخایر آهن برای شش ماه نخست زندگی، چندین برابر می‌شود. در افغانستان، جایی که بارداری‌های مکرر شایع است و مراقبت‌های دوران بارداری ممکن است محدود باشد، کم‌خونی شدید در بارداری به‌وفور دیده می‌شود. عواقب کم‌خونی در بارداری عبارت‌اند از: افزایش خطر زایمان زودرس. افزایش خطر خونریزی شدید پس از زایمان که یکی از علل اصلی مرگ‌ومیر مادران است. تأخیر در رشد جنین و تولد نوزاد با وزن کم. ۳. دوران پس از زایمان و شیردهی: جبران یا ادامه فقر پس از زایمان، زن با از دست دادن مقدار قابل توجهی خون روبه‌رو می‌شود. اگر ذخایر آهن بدن از پیش پایین باشد، این دوره می‌تواند به خستگی مفرط و افسردگی پس از زایمان منجر شود. افزون بر این، در دوران شیردهی نیز نیاز به آهن برای تولید شیر مغذی همچنان بالا باقی می‌ماند. ۴. میانسالی و یائسگی: کم‌خونی‌های پنهان پس از یائسگی، خطر کم‌خونی ناشی از خونریزی‌های ماهانه کاهش می‌یابد، اما کم‌خونی همچنان یک تهدید بالقوه است. در این سنین، کم‌خونی اغلب به دلیل خونریزی‌های غیرطبیعی رحم، مانند فیبروم یا پولیپ، یا مشکلات گوارشی نظیر زخم‌ها و گاستریت مزمن رخ می‌دهد که موجب از دست رفتن آهسته اما مداوم خون می‌شوند. عوامل ریشه‌ای در بستر اجتماعی ـ فرهنگی افغانستان درک علل کم‌خونی تنها بر پایه زیست‌شناسی کافی نیست؛ عوامل اجتماعی و فرهنگی در افغانستان نقشی تعیین‌کننده دارند: محدودیت دسترسی به غذاهای غنی از آهن: فقر اقتصادی و اولویت‌بندی نابرابر غذا در خانواده‌ها اغلب به مصرف رژیم‌های غذایی مبتنی بر کربوهیدرات، مانند نان و آرد، و کمبود گوشت قرمز، حبوبات و سبزیجات برگ‌سبز می‌انجامد. بهداشت و جذب ضعیف: آلودگی آب و شیوع عفونت‌های انگلی، مانند کرم‌های روده‌ای، می‌تواند جذب مواد مغذی از جمله آهن را مختل کند. آموزش و آگاهی: سطح پایین آگاهی درباره اهمیت مصرف مکمل‌های آهن و نشانه‌های هشداردهنده کم‌خونی باعث می‌شود بسیاری از زنان تا مراحل پیشرفته بیماری به دنبال درمان نروند. راهکارهای مؤثر: از مکمل تا آموزش مقابله با کم‌خونی در زنان افغان نیازمند رویکردی چندلایه است: مکمل‌یاری و غنی‌سازی: توزیع منظم مکمل‌های آهن و اسید فولیک، به‌ویژه در دوران بارداری و در مدارس دخترانه، اقدامی حیاتی است. همچنین، غنی‌سازی آرد و نمک با آهن در سطح ملی می‌تواند تأثیر گسترده و پایداری بر سلامت جامعه داشته باشد. تغذیه مبتنی بر فرهنگ: ترویج غذاهای محلیِ غنی از آهن و آموزش روش‌های بهبود جذب آهن، مانند مصرف هم‌زمان غذا با منابع ویتامین C نظیر مرکبات یا آب‌لیمو. غربالگری فعال: ایجاد برنامه‌های ساده و در دسترس برای اندازه‌گیری سطح هموگلوبین در مراکز مراقبت‌های اولیه، به‌ویژه در مناطق روستایی، تا کم‌خونی در مراحل اولیه شناسایی شود. توانمندسازی زنان: آموزش زنان درباره حقوقشان در دسترسی به منابع غذایی و خدمات بهداشتی، به‌منظور شکستن چرخه فقر تغذیه‌ای. نتیجه‌گیری کم‌خونی فقر آهن یک «چالش خاموش» است که توان بالقوه نیمی از جمعیت کشور را تضعیف می‌کند. از دوران نوجوانی تا سالمندی، این وضعیت زندگی زنان افغان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. اتخاذ راهبردهای هدفمند برای بهبود جذب آهن، افزایش مصرف غذاهای غنی از این عنصر و گسترش دسترسی به مکمل‌ها، کلید ارتقای سلامت عمومی، کاهش مرگ‌ومیر مادران و تضمین آینده‌ای پرانرژی‌تر برای زنان افغانستان است. نویسنده: داکتر معصومه پارسا

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 118 بازدید

سازمان بین‌المللی مهاجرت (IOM) درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که که مردم برای دسترسی به خدمات صحی در افغانستان همچنان یک چالش روبرو هستند. این سازمان امروز (چهارشنبه، ۱۰ جدی)، با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که تنها در سال ۲۰۲۵ میلادی حدود ۵۰۸ هزار و ۴۳۱ مشاوره صحی برای بازگشت‌کنندگان، بیجاشدگان داخلی و خانواده‌های آسیب‌پذیر فراهم شده است. سازمان بین‌المللی مهاجرت در ادامه تاکید کرده است که این حمایت‌ها شامل خدمات صحی عمومی، مشاوره‌های سلامت روان و کمک‌های روانی‌–اجتماعی بوده است. در ادامه آمده است که ۶۴ هزار و ۹۴۷ زن از خدمات صحی طی سال گذشته میلادی مستفید شده و بیش از ۹۱ هزار کودک از نظر سوءتغذیه مورد بررسی قرار گرفته‌اند. همچنین سازمان بین‌المللی مهاجرت در بخشی از پیامش افزوده است که بیش از ۴۸ هزار تن نیز مشاوره‌های سلامت روان و حمایت روانی–اجتماعی دریافت کرده‌اند. قابل ذکر است که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. وضع این محدودیت تاثیر مستقیمی بر بخش ‏صحت کشور گذاشته است. این محدودیت، دسترسی به خدمات صحی را بیش از پیش محدود کرده و پیامدهای ناگواری برای سلامت عمومی به‌ویژه مادران و کودکان در پی خواهد داشت. سازمان‌های بین‌المللی همواره از کمبود کادر صحی زن در افغانستان هشدار داده‌ و گفته‌اند که این گروه با وضع محدودیت‌ها علیه تحصیل زنان در دانشگاه‌ها، سکتور صحت کشور را فلج کرده است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 171 بازدید

آموزش آنلاین، شیوه یادگیری جهان را متحول کرده، اما برای بسیاری از دانش‌آموزان و دانشجویان در کشورهای در حال توسعه، این وعده همچنان محقق نشده است. ایده تحصیل از هر مکانی امکانپذیر به نظر می‌رسد، اما واقعیت اغلب متفاوت است. براساس گزارش‌های نهادهای علمی، بسیاری از دانش‌آموزان و دانشجویان در سراسر جهان از جمله آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین، همچنان با مشکلات دسترسی محدود به اینترنت، دست‌وپنجه نرم می‌کنند و با وجود همه پیشرفت‌های این مناطق، آموزش آنلاین در کشورهای در حال توسعه هنوز هم با چالش‌هایی مواجه است. آموزش آنلاین در کشورهای در حال توسعه اغلب به‌عنوان پیشرفتی برای یادگیری جهانی در نظر گرفته می‌شود، با این حال، واقعیت برای میلیون‌ها دانش‌آموز، داستان متفاوتی را روایت می‌کند. در حالی که این مفهوم فراگیر به نظر می‌رسد اما اجرای آن اغلب به‌خصوص در مناطقی که زیرساخت‌های دیجیتال ضعیف است و یا وجود ندارد با شکست مواجه می‌شود. برای بسیاری از دانش‌آموزان در آفریقا، بخش‌هایی از آسیا و آمریکای لاتین، وعده آموزش آنلاین به دلیل دسترسی محدود به اینترنت، قطعی مکرر برق و کمبود دستگاه‌های دیجیتال مقرون‌به‌صرفه، همچنان دور از دسترس است. مشکل شهریه‌های بالا در آموزش آنلاین آموزش آنلاین اغلب به‌عنوان جایگزینی ارزان‌تر و انعطاف‌پذیرتر برای آموزش سنتی در کلاس‌های درس تبلیغ می‌شود اما برای بسیاری از افراد در کشورهای در حال توسعه، به هیچ وجه مقرون‌به‌صرفه نیست. در حالی که دوره‌های موسسات جهانی ممکن است فقط با یک کلیک فاصله داشته باشند، واقعیت این است که شهریه‌های بالا، مدل‌های اشتراک پرهزینه و هزینه‌های پنهان، دسترسی را برای زبان‌آموزان از اقشار کم‌درآمد تقریبا غیرممکن می‌کند. در بسیاری از نقاط جهان، میانگین هزینه یک دوره آنلاین می‌تواند از درآمد ماهانه یک خانواده فراتر رود. وقتی هزینه‌هایی مانند اینترنت، رایانه، هزینه‌های امتحانات و حتی نرخ تبدیل ارز را اضافه می‌کنید، قیمت کل بسیار زیاد می‌شود. در نتیجه، افرادی که مشتاق یادگیری هستند، نه به این دلیل که هدفی را دنبال نمی‌کنند، بلکه به این دلیل که نمی‌توانند از پس این فرصت برآیند، عقب می‌مانند. تضعیف یادگیری آنلاین با مشکلات فنی طبق گزارش آی‌اس‌بی‌اس‌اس، بسیاری از دانش‌آموزان در کشورهای در حال توسعه با چالش‌های جدی زیرساختی روبرو هستند که یادگیری آنلاین را بسیار دشوار می‌کند. قطعی برق، اینترنت کند یا گران و نداشتن دستگاه خوبی مانند رایانه یا تلفن هوشمند فقط برخی از مشکلاتی است که آنان روزانه با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. این مشکلات، حضور در کلاس‌ها، دانلود مطالب یا حتی انجام کارهای ساده را دشوار می‌کند.  حتی زمانی که دانش‌آموزان مایل و آماده یادگیری هستند، این مشکلات فنی مانع پیشرفت آنان می‌شود.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 137 بازدید

بخش کمک‌های بشردوستانه اتحادیه اروپا در آسیا و اقیانوسیه درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بیش از ۲۱ میلیون نفر در سراسر افغانستان به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که اتحادیه اروپا برای دسترسی مردم به آب سالم و پاکیزه، در حال نصب پمپ‌ آب و حفر چاه‌ در شماری از مناطق افغانستان است. قابل ذکر است که بحران آب در افغانستان یکی از چالش‌هایی فراگیر و فزاینده است که زندگی میلیون‌ها نفر را تهدید می‌کند و بر سلامت عمومی، امنیت غذایی و ثبات اجتماعی تاثیر منفی گذاشته است. همچنین پیشتر صندوق کودکان سازمان ملل نیز در گزارشی با اشاره به تأثیر تغییرات اقلیمی بر افغانستان، هشدار داده بود که حدود ۸۰ درصد شهروندان افغانستان از آب‌های آلوده و ناپاک برای نوشیدن استفاده می‌کنند. یونیسف نسبت به شیوع بیماری‌ها ناشی از استفاده از آب‌های آلوده در افغانستان هشدار داد. یونیسف پیشتر نیز هشدار داده بود که تا سال ۲۰۳۰ میلادی، منابع آب کابل به‌طور کامل خشک خواهد شد. قابل ذکر است که بیشتر کودکان در مکاتب افغانستان به آب سالم دسترسی ندارند. این در حالی است که کمیته صلیب سرخ در روز جهانی آب گفته است که ۳۳ میلیون تن در افغانستان به آب نوشیدنی سالم دسترسی ندارند. یونیسف در گزارشی افزوده بود که در ۲۵ ولسوالی ولایت‌های شرقی افغانستان در سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ آب نوشیدنی سالم فراهم کرده است.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 102 بازدید

برنامه توسعه سازمان ملل متحد برای افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلا کرده است که زنان خودسرپرست در برخی ولسوالی‌ها تا ۲۶ درصد می‌رسند و بیش‌ترین مشکلات را در تأمین درآمد متحمل می‌شوند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۹ قوس) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که تنها شش درصد از میان این ۲۶ درصد، عضو نیروی کار هستند. برنامه توسعه سازمان ملل متحد در بخشی از پیامش تاکید کرده است که این زنان بیش‌ترین مشکلات را در تأمین درآمد، سرپناه و خدمات دارند. همچنین برنامه توسعه سازمان ملل چند وقت پیش نیز گفته بود که افغانستان با بحران‌های متعدد روبرو است و زنان و دختران با بزرگ‌ترین چالش‌ها مواجه هستند؛ از جمله محدودیت در رفت‌وآمد، دسترسی محدود به خدمات و افزایش خطرات مرتبط با حفاظت. همزمان یوناما دفتر هیأت معاونت ملل متحد در افغانستان نیز گفته است که خشونت علیه زنان افغان طی دو سال گذشته ۴۰ درصد افزایش یافته است. در حالی برنامه توسعه سازمان ملل متحد از وضعیت زنان افغانستان انتقاد می‌کند که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


4 ماه قبل - 116 بازدید

اندریکا راتواته، هماهنگ‌کننده‌ی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد در افغانستان اعلام کرده است که ملل متحد فعالیت‌های خود را در مرز اسلام قلعه‌ی هرات به‌دلیل محدودیت‌های حکومت سرپرست بر کارمندان زنان و دختران تعلیق کرده است. آقای راتواته این اظهارات را در گفتگو با خبرگزاری فرانسه مطرح کرده و گفته است که اعمال این محدودیت‌ها از سوی حکومت فعلی «چالش‌های عملیاتی فوری» ایجاد کرده و «خطرات بیشتری را متوجه مهاجران اخراج شده‌، به‌ویژه زنان و دختران» خواهد کرد. وی در ادامه در مورد جزییات این محدودیت‌ها در مرز اسلام قلعه‌ی هرات چیزی نگفته است. او تاکید کرده است که مرز اسلام قلعه‌ی ولایت هرات، نقطه عبور اصلی برای مهاجران افغانستانی اخراج‌ شده از کشور ایران است که بیش از ۶۰ درصد آنها را زنان و کودکان تشکیل می‌دهند. هماهنگ‌کننده‌ی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد در افغانستان: «سازمان ملل و نهادهای بشردوستانه همکار آن، پس از اعمال محدودیت‌های تازه که مانع فعالیت کارکنان زن سازمان ملل و شرکای آن در مرز می‌شود، عملیات خود را در مرز اسلام قلعه بین افغانستان و ایران به حالت تعلیق درآورده‌اند.» او در ادامه از وضع این محدودیت‌ها، ابراز نارضایتی کرده و هشدار داده است که سازمان ملل بدون کارمندان زن نمی‌تواند به زنان و کودکان اخراج شده از ایران خدمات ارایه کند. مسوولان محلی حکومت فعلی در هرات تا اکنون در این مورد چیزی نگفته‌اند. این در حالی است که چندی پیش یوناما یا دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان گفته بود که که بدون کارمندان زن نمی‌تواند به نیازمندان خدمات ارایه کند.

ادامه مطلب