چرا کمخونی یک مسئله زنانه است؟ کمخونی، وضعیتی که در آن تعداد گلبولهای قرمز سالم یا میزان هموگلوبین در خون کمتر از حد طبیعی است، یک مشکل سلامت جهانی به شمار میرود. با این حال، زنان در افغانستان به دلیل مجموعهای از عوامل فیزیولوژیک، اجتماعی و اقتصادی، بهطور خاص آسیبپذیرتر هستند. کمخونی فقر آهن (Iron Deficiency Anemia – IDA) شایعترین نوع کمخونی در کشور ماست و تأثیرات عمیقی بر سطح انرژی، توانایی کار، سلامت روانی و مهمتر از همه، سلامت مادران و کودکان میگذارد. درک این پدیده نیازمند بررسی آن در مراحل مختلف زندگی یک زن است. کمخونی در طول مراحل مختلف زندگی کمبود آهن یک چالش ثابت نیست، بلکه شدت و علل آن با ورود زنان به مراحل مختلف زندگی تغییر میکند: ۱. دوران کودکی و نوجوانی: آغاز ذخیرهسازی ناکافی دختران در دوران کودکی معمولاً با کمبودهای تغذیهای روبهرو هستند که ناشی از اولویتبندی ضعیفتر مواد غذاییِ غنی از آهن برای آنها در مقایسه با پسران است. با شروع بلوغ و آغاز قاعدگی، بدن زنان با نوعی «مصرف ماهانه» آهن مواجه میشود. اگر رژیم غذایی نتواند این میزان از دسترفته را جبران کند، بدن بهتدریج شروع به تخلیه ذخایر آهن خود میکند. این دوره، زمینهساز بروز کمخونیهای شدیدتر در سالهای بعدی زندگی است. ۲. سنین باروری و بارداری بارداری اوج چالشهای مرتبط با کمخونی است. نیاز بدن به آهن، به دلیل افزایش حجم خون مادر و نیاز جنین به ساخت گلبولهای قرمز و ایجاد ذخایر آهن برای شش ماه نخست زندگی، چندین برابر میشود. در افغانستان، جایی که بارداریهای مکرر شایع است و مراقبتهای دوران بارداری ممکن است محدود باشد، کمخونی شدید در بارداری بهوفور دیده میشود. عواقب کمخونی در بارداری عبارتاند از: افزایش خطر زایمان زودرس. افزایش خطر خونریزی شدید پس از زایمان که یکی از علل اصلی مرگومیر مادران است. تأخیر در رشد جنین و تولد نوزاد با وزن کم. ۳. دوران پس از زایمان و شیردهی: جبران یا ادامه فقر پس از زایمان، زن با از دست دادن مقدار قابل توجهی خون روبهرو میشود. اگر ذخایر آهن بدن از پیش پایین باشد، این دوره میتواند به خستگی مفرط و افسردگی پس از زایمان منجر شود. افزون بر این، در دوران شیردهی نیز نیاز به آهن برای تولید شیر مغذی همچنان بالا باقی میماند. ۴. میانسالی و یائسگی: کمخونیهای پنهان پس از یائسگی، خطر کمخونی ناشی از خونریزیهای ماهانه کاهش مییابد، اما کمخونی همچنان یک تهدید بالقوه است. در این سنین، کمخونی اغلب به دلیل خونریزیهای غیرطبیعی رحم، مانند فیبروم یا پولیپ، یا مشکلات گوارشی نظیر زخمها و گاستریت مزمن رخ میدهد که موجب از دست رفتن آهسته اما مداوم خون میشوند. عوامل ریشهای در بستر اجتماعی ـ فرهنگی افغانستان درک علل کمخونی تنها بر پایه زیستشناسی کافی نیست؛ عوامل اجتماعی و فرهنگی در افغانستان نقشی تعیینکننده دارند: محدودیت دسترسی به غذاهای غنی از آهن: فقر اقتصادی و اولویتبندی نابرابر غذا در خانوادهها اغلب به مصرف رژیمهای غذایی مبتنی بر کربوهیدرات، مانند نان و آرد، و کمبود گوشت قرمز، حبوبات و سبزیجات برگسبز میانجامد. بهداشت و جذب ضعیف: آلودگی آب و شیوع عفونتهای انگلی، مانند کرمهای رودهای، میتواند جذب مواد مغذی از جمله آهن را مختل کند. آموزش و آگاهی: سطح پایین آگاهی درباره اهمیت مصرف مکملهای آهن و نشانههای هشداردهنده کمخونی باعث میشود بسیاری از زنان تا مراحل پیشرفته بیماری به دنبال درمان نروند. راهکارهای مؤثر: از مکمل تا آموزش مقابله با کمخونی در زنان افغان نیازمند رویکردی چندلایه است: مکملیاری و غنیسازی: توزیع منظم مکملهای آهن و اسید فولیک، بهویژه در دوران بارداری و در مدارس دخترانه، اقدامی حیاتی است. همچنین، غنیسازی آرد و نمک با آهن در سطح ملی میتواند تأثیر گسترده و پایداری بر سلامت جامعه داشته باشد. تغذیه مبتنی بر فرهنگ: ترویج غذاهای محلیِ غنی از آهن و آموزش روشهای بهبود جذب آهن، مانند مصرف همزمان غذا با منابع ویتامین C نظیر مرکبات یا آبلیمو. غربالگری فعال: ایجاد برنامههای ساده و در دسترس برای اندازهگیری سطح هموگلوبین در مراکز مراقبتهای اولیه، بهویژه در مناطق روستایی، تا کمخونی در مراحل اولیه شناسایی شود. توانمندسازی زنان: آموزش زنان درباره حقوقشان در دسترسی به منابع غذایی و خدمات بهداشتی، بهمنظور شکستن چرخه فقر تغذیهای. نتیجهگیری کمخونی فقر آهن یک «چالش خاموش» است که توان بالقوه نیمی از جمعیت کشور را تضعیف میکند. از دوران نوجوانی تا سالمندی، این وضعیت زندگی زنان افغان را تحتتأثیر قرار میدهد. اتخاذ راهبردهای هدفمند برای بهبود جذب آهن، افزایش مصرف غذاهای غنی از این عنصر و گسترش دسترسی به مکملها، کلید ارتقای سلامت عمومی، کاهش مرگومیر مادران و تضمین آیندهای پرانرژیتر برای زنان افغانستان است. نویسنده: داکتر معصومه پارسا