برچسب: رسانه گوهرشاد

1 ماه قبل - 106 بازدید

همزمان با روز جهانی هپاتیت، سازمان جهانی بهداشت (WHO) در تازه‌ترین مورد هشدار داده است که هپاتیت یا التهاب جگر (کبد) همچنان یک «تهدید خاموش» برای سلامت مردم در منطقه مدیترانه شرقی، به شمار می‌رود. این سازمان امروز (سه‌شنبه، ۲۸ جولای) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در سال ۲۰۲۴ میلادی، هپاتیت نوع B و C باعث مرگ حدود ۹۷ هزار نفر در این منطقه شده است. سازمان جهانی صحت بر ضرورت تقویت اقدامات پیشگیرانه، افزایش دسترسی به آزمایش‌های تشخیصی و فراهم‌سازی به‌موقع خدمات درمانی برای مقابله با این بیماری تاکید کرده است. این در حالی است که ۲۸ جولای برابر با روز جهانی هپاتیت است. این روز در سال ۲۰۱۰ میلادی از سوی سازمان جهانی بهداشت به‌منظور افزایش آگاهی درباره هپاتیت، تشویق به پیشگیری، تشخیص زودهنگام و درمان این بیماری نام‌گذاری شد.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 112 بازدید

فرماندهی پولیس ولایت بدخشان می‌گوید یک زن و شوهر از شهر فیض‌آباد، مرکز این ولایت به اتهام ربودن دو نوزاد بازداشت شدند. احسان‌الله کامگار، سخنگوی فرماندهی پولیس بدخشان به «رادیو پولیس» گفته است که این زوج نوزادان را از شفاخانه ولایتی اختطاف کرده‌اند. وی تاکید کرد که یک نوزاد حدود یک سال پیش و نوزاد دیگر که حدود سه هفته قبل اختطاف شده بود، به والدین واقعی‌شان بازگردانده شده‌اند. او افزوده است که زن متهم این پرونده، با لباس پرستاری از شفاخانه ولایتی بدخشان دست به اختطاف می‌زد. رادیو پولیس امروز (سه‌شنبه، ۶ اسد) در گزارشی نوشته است که این زن هنگامی که برای ربودن نوزاد دیگری به شفاخانه مراجعه کرده بود، همراه با همسرش شناسایی و بازداشت شدند. همچنین ضیاگل، مادر کودک یک‌ساله به رادیو پولیس گفته است که سال گذشته هنگام تولد فرزندش جراحی شده بود و در حالی که او نمی‌توانست از جایش تکان بخورد، یک زن با لباس پرستاری نوزادش را از نزد او بیرون برد و دیگر برنگرداند. احسان‌الله کامگار در ادامه تصریح کرد که حدود ۲۰ روز قبل نیز یک نوزاد از شفاخانه ولایتی در فیض‌آباد مفقود شد. سخنگوی پولیس بدخشان گفت که پس از بررسی مأموران امنیتی، این زن و شوهر از مرکز ولایت بدخشان شناسایی و بازداشت شدند. فرماندهی پولیس بدخشان می‌گوید آزمایش‌های «دی‌ان‌ای» از هردو نوزاد و زوج متهم به اختطاف، نشان می‌دهد که آنان باهم هیچ نسبت خونی ندارند. اکنون نوزادان به والدین واقعی‌شان بازگردانده شده‌اند. زن و شوهر بازداشت‌شده به اتهام اختطاف نوزادان، می‌گویند آنان «به‌دلیل نداشتن فرزند» دست به این کار زده‌اند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 97 بازدید

جنبش زنان مقتدر افغانستان، در فراخوانی جهانی برای پشتیبانی از حق آموزش دختران، از سازمان ملل متحد، نهادهای حقوق‌بشری و دولت‌ها خواست که برای بازگشایی فوری مکتب‌ها به روی دختران در افغانستان اقدام مؤثر انجام دهد. این جنبش، به مناسبت نزدیک‌شدن به پنج‌سالگی ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران، از سازمان ملل و دولت‌ها خواسته است که در برابر محرومیت ساختارمند دختران از آموزش سکوت نکنند. در اعلامیه آمده است که سازمان‌ ملل و دولت‌ها اجازه ندهند که بحرانی کنونی آموزش دختران به وضعیتی عادی و فراموش‌شده بدل شود. جنبش زنان مقتدر افغانستان تاکید کرد که دختران افغانستان تنها از رفتن به مکتب محروم نشده‌اند؛ بلکه رویاها، استعدادها و فرصت‌های ساختن آینده‌ نیز از آن‌ها گرفته شده است. همچنین این جنبش خواستار پشتیبانی جدی و عملی سازمان ملل و نهادهای مدنی از حق آموزش دختران افغانستان شده و تاکید کرده است که صدای دختران محروم از آموزش باید به گوش جهان برسد و از حق آن‌ها دفاع شود. جنبش زنان متقدر افغانستان در ادامه افزوده است که سکوت در برابر محرومیت دختران افغانستان از آموزش، به معنای نادیده‌گرفتن آینده‌ی یک نسل است. تا ۱۹ روز دیگر ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران وارد ششمین سال خود می‌شود.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 84 بازدید

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که برنامه‌های توان‌مندسازی زنان در بامیان، از طریق آموزش‌های فنی و حرفه‌ای، ایجاد فرصت‌های شغلی و پیوند با بازارهای محلی، به افزایش درآمد و استقلال اقتصادی زنان و تقویت معیشت خانواده‌ها کمک کرده است. این سازمان، امروز (دوشنبه، ۵ اسد) در گزارشی از وضعیت برنامه‌های توسعه‌ای خود در بامیان، بر نقش زنان در بهبود وضعیت اقتصادی خانواده‌ها تأکید کرد و از ادامه‌ی حمایت از آنان از طریق آموزش‌های فنی و حرفه‌ای خبر داده است. بر اساس گزارش، زنان در ولسوالی ورس از آموزش‌های خیاطی و دوخت‌ودوز بهره‌مند شده‌ و افزون بر کسب مهارت‌های فنی، به تامین‌کنندگان مواد اولیه و بازارهای محلی نیز متصل شده‌اند. این برنامه‌ها به آنان امکان داده تا محصولات خود را به فروش برسانند، درآمد کسب کنند و در تامین هزینه‌های خانواده سهم بیش‌تری داشته باشند. همچنین سازمان ملل متحد تاکید کرده است که این برنامه‌ها افزون بر تقویت استقلال اقتصادی زنان، به افزایش تاب‌آوری جوامع محلی در برابر فقر و چالش‌های اقتصادی نیز کمک می‌کند. این در حالی است که پس از بازگشت حکومت سرپرست به قدرت در آگست ۲۰۲۱، محدودیت‌های گسترده‌ای بر اشتغال زنان در افغانستان اعمال شده است. زنان از کار در بسیاری از اداره‌های دولتی و شماری از نهادهای غیردولتی منع شده‌ و فرصت‌های شغلی آنان به‌طور چشم‌گیری کاهش یافته است.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 123 بازدید

نهاد «افغانستان عاری از پولیو»، در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که تطبیق واکسن راهی ایمن و اثرگذار برای پیش‌گیری از ابتلای کودکان به پولیو است. این نهاد امروز (دوشنبه، ۵ اسد) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس از خانواده‌ها خواسته که در دام معلومات نادرست نیفتند و با تطبیق واکسن کودکان خود را از مبتلاشدن به بیماری فلج کودکان (پولیو) نجات دهند. نهاد افغانستان عاری از پولیو، پیش از این نیز بارها از خانواده‌ها خواسته که اطمینان حاصل کنند که کودکان شان در هر کارزاری واکسن دریافت کنند. افغانستان و پاکستان، تنها کشورهایی هستند که بیماری فلج کودکان هنوز به گونه‌ی کامل در آن‌ها ریشه‌کن نشده است. این در حالی است که براساس آمار سازمان جهانی صحت، در سال جاری میلادی شش مورد انسانی و ۳۴ مورد محیطی بیماری پولیو یا فلج کودکان در افغانستان ثبت شده است. در سال ۲۰۲۵ میلادی در افغانستان در ‏مجموع ۲۱ مورد مثبت انسانی پولیو و ۹۴ مورد محیطی آن ثبت شده بود.‏ براساس آمار سازمان جهانی صحت، در سال جاری میلادی در ‏پاکستان نیز سه مورد مثبت انسانی و ۹۰ مورد محیطی پولیو ثبت شده است. پولیو یک بیماری ویروسی مسری است که عمدتا کودکان زیر پنج ‏سال را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این بیماری از طریق غذای آلوده، آب ‏یا تماس نزدیک منتقل می‌شود و می‌تواند باعث فلج دائمی یا مرگ ‏شود.‏ هیچ درمانی برای این بیماری وجود ندارد، اما واکسن‌های ایمن و مؤثر ‏می‌توانند از آن جلوگیری کنند. ‏توانند از آن جلوگیری کنند. ‏

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 115 بازدید

رواداری یا سازمان حقوق بشری در تازه‌ترین مورد اعلام کرد که پاکستان در جریان درگیری با نیروهای دولتی، اصول اساسی حفاظت از غیرنظامیان را نقض کرده، به خانه‌های شخصی و تأسیسات عامه حمله کرده است . در گزارش آمده است که در این حملات دست‌کم یک هزار و ۱۸۷ فرد ملکی کشته و زخمی، ۳۹۴ خانه تخریب و ۲۹ هزار نفر آواره شدند و این گزارش تحقیقی در بازه‌ی زمانی دسامبر ۲۰۲۴ تا جون ۲۰۲۶ را در بر می‌گیرد، امروز (دوشنبه، ۵ اسد) منتشر کرده است. براساس یافته‌های این گزارش، پاکستان طی حدود یک‌ونیم سال گذشته به ولایت‌های پکتیا، پکتیکا، خوست، نورستان، کنر، ننگرهار، قندهار، هلمند و کابل حمله کرده است که در نتیجه، ۴۷۲ غیرنظامی جان باخته و ۷۱۵ نفر دیگر زخمی شده‌اند. در این گزارش آمده است که کشته‌شدگان شامل ۳۴۲ مرد، ۸۶ کودک و ۴۴ زن، و زخمیان حملات پاکستان شامل ۴۶۰ مرد، ۱۳۰ کودک و ۱۲۵ زن می‌باشند. همچنین در بخشی از گزارش آمده است که نیروهای پاکستان در حمله به افغانستان، حدود ۵۰ حمله‌ی هوایی، زمینی-راکتی و حملات ترکیبی هوایی-زمینی انجام داده‌اند. در گزارش این سازمان آمده است که از مجموع حملات مستندشده، ۱۹ مورد که حدود ۳۸ درصد از مجموع ۵۰ حمله می‌شود شامل حملات هوایی بوده که عمدتا با استفاده از جنگنده‌ها و پهپادهای مسلح انجام شده است. همچنین ۲۸ حمله‌ی دیگر که حدود ۵۶ درصد از مجموع حملات نظامی پاکستان طی این مدت را تشکیل می‌‎‌دهد، شامل حملات زمینی و راکتی بوده است. این حملات از مواضع مرزی نیروهای نظامی پاکستان با استفاده از راکت، موشک، هاوان و سایر ابزارها و مهمات جنگی انجام شده است. رواداری دریافته است که در سه مورد که حدود شش درصد از مجموع حملات نظامی پاکستان طی این مدت می‌شود، ترکیبی از حملات هوایی و زمینی به‌صورت هم‌زمان یا پی‌درپی در شهر اسعدآباد و ولسوالی سرکانو ولایت کنر و ولسوالی اسپین‌بولدک ولایت قندهار انجام شده است. اطلاعات گردآوری‌شده نشان می‌دهد که در حملات پاکستان دست‌کم ۳۹۴ باب خانه‌ی مسکونی متعلق به غیرنظامیان، از جمله ۱۷۰ مورد در ولایت پکتیکا، ۱۰۴ مورد در ولایت کنر، ۵۷ مورد در ولایت قندهار، ۵۳ مورد در ولایت خوست، شش مورد در ولایت ننگرهار، سه مورد در ولایت پکتیا و یک مورد در شهر کابل به‌طور کامل یا جزئی تخریب شده‌اند. همچنین یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد که دست‌کم ۲۲ باب مکتب، یک باب شفاخانه، یک باب کلینیک، ۱۱ باب مسجد، ۴۶ باب دکان و ۱۰ باب موترفروشی در ولایت‌های پکتیا، پکتیکا، خوست، کنر، ننگرهار، قندهار و شهر کابل کاملا تخریب شده یا آسیب جزئی دیده‌اند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 94 بازدید

صندوق امانی ویژه‌ی سازمان ملل متحد برای افغانستان در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به مادران و کودکان در نورستان، کنر، لغمان و ننگرهار کمک می‌کند زندگی ایمنی داشته باشند. این نهاد امروز (دوشنبه، ۵ اسد) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که در سفری به این ولایت‌ها از نزدیک به زنان، کشاورزان و بازگشت‌کنندگان دیدن کرده و تاب‌آوری جوامع مورد حمایت را از نزدیک مشاهده کرده است. صندوق امانی ویژه‌ی افغانسان در ادامه تاکید کرده است که تاب‌آوری در جوامع محلی تحت پشتیبانی از نهاد در حال تقویت و ریشه‌دارشدن است. این نهاد افزوده است که خدمات اساسی را در کنر، نورستان، ننگرهار و لغمان به افرادی ارائه کرده است که از این پیش به آن دسترسی نداشتند. این در حالی است که بیشتر بخش زیادی از جمعیت افغانستان برای تأمین نیازهای خود با مشکل روبرو هستند و بر اساس آمار سازمان ملل متحد بیش از ۱۷ میلیون جمعیت افغانستان با ناامنی شدید غذایی مواجه‌اند. بهبود وضعیت اقتصادی افغانستان از طریق تقویت تاب‌آوری جوامع محلی، از مهم‌ترین روی‌کردهای جامعه‌ی جهانی به ویژه سازمان ملل و اتحادیه‌ی اروپا در سال‌های اخیر بوده است.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 95 بازدید

برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هیچ مادری نباید مجبور باشد با کودک بیمار خود در سرما یا گرما فصل‌ها منتظر دسترسی به خدمات درمانی در سراسر افغانستان باشد. این نهاد امروز (دوشنبه، ۵ اسد) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که با پشتیبانی آژانس همکاری بین‌المللی جاپان، به شفاخانه‌ی چهارآسیاب در کابل یک انتظارخانه می‌سازد تا فضای امن‌تر و شایسته‌تری برای بیماران و همراهان آن فراهم شود. برنامه اسکان بشر ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که در حال حاضر کار ساخت شش سالن انتظار در شفاخانه‌های افغانستان از سوی این نهاد در جریان است. این در حالی است که کم‌بود امکانات و انتظارخانه در شفاخانه‌های افغانستان به ویژه شفاخانه‌های دولتی یکی از چالش‌های جدی بیمارداران است. همچنان کم‌بود انتظارخانه در شفاخانه‌ها سبب شده که خیلی وقت‌ها بیمارداران در جریان درمان بیماران شان در پیاده‌روها و حویلی شفاخانه سرگردانی بکشند. قابل ذکر است که میزان مرگ‌ومیر مادران در این کشور ۵۲۱ مورد در هر ۱۰۰ هزار تولد زنده است. این در حالی است که نظام بهداشت افغانستان از دهه‌ها به این‌سو با چالش‌های گسترده از جمله کم‌بود مرکزهای درمانی، پزشکان متخصص و دارو روبرو است. در بسیاری از ولایت‌های دوردست این کشور هنوز هم مرکزهای درمانی وجود ندارد.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 106 بازدید

دیدبان حقوق افغانستان در واکنش به دوام ممنوعیت آموزش دختران، می‌گوید که هر روزی که از آموزش دختران می‌گذرد، هرگز باز نمی‌گردد. این نهاد با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که دختران افغانستان، هنوز در انتظار یک صنف درسی، یک کتاب و آینده‌ی خود هستند. دیدبان حقوق افغانستان در ادامه تاکید کرده است که جهان نباید در برابر محرومیت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران خاموش بماند. این نهاد خواستار فراهم‌سازی فرصت بازگشت دختران به مکتب شده است. در ادامه آمده است که یک هزار و ۷۷۰ روز از ممنوعیت دختران بالاتر از صنف ششم از آموزش سپری شده است. این در حالی است که حکومت سرپرست پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. بر بنیاد گزارش‌ها، اگر این ممنوعیت ادامه یابد، تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به چهار میلیون دختر ممکن است از آموزش محروم شوند.

ادامه مطلب


1 ماه قبل - 138 بازدید

وقتی مأموران پاکستانی نیمه‌های شب دروازه خانه را کوبیدند، عبدالرحمان نخست تصور کرد یکی از همسایه‌ها برای کمک آمده است. هوا سرد بود و سه کودک او در گوشه اتاق، زیر یک پتوی نازک، به هم چسبیده بودند. همسرش، زینب، تازه دختر کوچک‌شان را خوابانده بود و خودش نیز کنار او دراز کشیده بود. با بلند شدن دوباره صدای کوبیدن دروازه، عبدالرحمان از جا برخاست و با نگرانی به همسرش نگاه کرد. هیچ‌کدام چیزی نگفتند، اما هر دو می‌دانستند که این روزها ممکن است هر صدایی پشت دروازه، خبر بدی با خود داشته باشد. عبدالرحمان نزدیک به بیست سال در پاکستان زندگی کرده بود. همان‌جا ازدواج کرده و دو فرزند بزرگ‌ترش نیز در پاکستان به دنیا آمده بودند. خانه‌ای کوچک در حاشیه شهر داشتند که سال‌ها با درآمد ناچیز عبدالرحمان از کارگری و باربری، کرایه آن را پرداخت کرده بودند. زندگی‌شان هیچ‌گاه آسان نبود، اما برای خانواده‌ای که همه دارایی‌اش به یک اتاق کوچک، چند ظرف آشپزخانه و وسایل ابتدایی زندگی خلاصه می‌شد، همان خانه معنای همه چیز را داشت. آن شب اما، صدای کوبیدن دروازه، آغاز پایان زندگی‌ای بود که عبدالرحمان سال‌ها برای ساختنش زحمت کشیده بود. وقتی دروازه را باز کرد، چند مأمور در بیرون ایستاده بودند. از عبدالرحمان اسناد اقامت خواستند. او با دست‌های لرزان چند برگه‌ای را که داشت نشان داد، اما مأموران گفتند باید همراه آنان برود. عبدالرحمان تلاش کرد توضیح بدهد که همسرش بیمار است، کودکانش کوچک‌اند و خانواده‌اش جایی برای رفتن ندارند، اما حرف‌هایش فایده‌ای نداشت. چند دقیقه بعد، زینب در حالی که دختر کوچک‌شان را در آغوش گرفته بود، کنار دروازه ایستاده بود و به شوهرش نگاه می‌کرد. پسر دوازده‌ساله‌شان نیز با چشمانی سرشار از ترس، پشت سر مادرش پنهان شده بود. عبدالرحمان آن شب به بازداشتگاه منتقل شد و چند روز بعد، خانواده‌اش نیز مجبور شدند خانه‌ای را که نزدیک به دو دهه در آن زندگی کرده بودند، ترک کنند. زینب می‌گوید سخت‌ترین لحظه زندگی‌اش زمانی بود که مجبور شد در کمتر از چند ساعت تصمیم بگیرد کدام وسایل خانه را با خود ببرد و کدام را جا بگذارد. لباس‌های کودکان، چند پتوی کهنه، مقداری ظرف و یک قابلمه کوچک، تقریباً تمام چیزی بود که توانستند با خود ببرند. بسیاری از وسایلی که عبدالرحمان طی سال‌ها با زحمت خریده بود، در همان خانه باقی ماند. حتی عکس‌های قدیمی فرزندان‌شان را نیز نتوانستند با خود بردارند. زینب بعدها می‌گفت: «آدم وقتی خانه‌اش را ترک می‌کند، فکر می‌کند همه چیز را با خودش می‌برد؛ اما وقتی به مرز رسیدیم، فهمیدم ما فقط لباس‌هایی را که پوشیده بودیم با خود آوردیم. خانه‌مان، خاطرات‌مان و تمام سال‌هایی که آنجا زندگی کرده بودیم، پشت سرمان ماند.» خانواده پس از روزها سرگردانی، سرانجام به افغانستان بازگشتند. عبدالرحمان پیش از آن بارها به افغانستان آمده بود، اما این بار بازگشت او با سفرهای قبلی فرق داشت. او این بار نه برای دیدن اقوام و نه برای چند روز ماندن، بلکه با خانواده‌ای پنج‌نفره و بدون خانه و کار به کشوری برگشته بود که خودش نیز دیگر آن را به‌خوبی نمی‌شناخت. وقتی موتر حامل خانواده به نقطه‌ای در افغانستان رسید، عبدالرحمان مدت زیادی به اطراف نگاه کرد. پسر بزرگش از او پرسید: «پدر، حالا خانه ما کجاست؟» عبدالرحمان جواب نداشت. چند ساعت نخست پس از ورود، برای خانواده بیش از هر چیز با حس سردرگمی و بیگانگی سپری شد. کودکان با کنجکاوی به اطراف نگاه می‌کردند؛ به جاده‌هایی که برایشان ناآشنا بود، به مردمی که لهجه و چهره‌هایشان با آنچه سال‌ها دیده بودند تفاوت داشت و به آینده‌ای که هیچ تصویری از آن در ذهن نداشتند. عبدالرحمان تلاش می‌کرد آرامش خود را حفظ کند، اما در دلش سنگینی مسئولیتی را احساس می‌کرد که هر لحظه بیشتر می‌شد. او نه می‌دانست از کجا باید کار پیدا کند و نه می‌دانست شب‌های آینده را در کجا خواهند گذراند. زینب نیز در سکوت، دست دختر کوچک‌شان را محکم گرفته بود؛ گویی تنها چیزی که هنوز می‌توانست از آن محافظت کند، همان دستان کوچک کودک بود. بازگشت، آن‌گونه که سال‌ها تصور می‌کردند، به معنای رسیدن به نقطه‌ای امن نبود؛ بلکه آغاز رویارویی با واقعیتی بود که در آن باید همه چیز، از سرپناه و کار گرفته تا امید و احساس تعلق، دوباره از نو ساخته می‌شد. او سال‌ها در پاکستان زندگی کرده بود و در افغانستان خانه‌ای نداشت. پدر و مادرش سال‌ها پیش فوت کرده بودند و بیشتر نزدیکانش نیز به شهرهای دیگر یا کشورهای همسایه رفته بودند. تنها کسی که می‌توانستند به او پناه ببرند، برادر کوچک‌تر عبدالرحمان بود که خودش با خانواده‌ای پرجمعیت، در خانه‌ای کرایی زندگی می‌کرد. خانواده به خانه برادر عبدالرحمان رفتند؛ خانه‌ای کوچک که پیش از آمدن آنان نیز برای هشت نفر جا نداشت. با ورود پنج نفر دیگر، اتاق‌ها شلوغ‌تر شد و شب‌ها چند نفر مجبور بودند روی زمین بخوابند. کودکان عبدالرحمان در روزهای نخست هنوز تصور می‌کردند این وضعیت موقتی است و پدرشان به‌زودی خانه‌ای پیدا خواهد کرد. اما روزها گذشت و عبدالرحمان نتوانست کاری پیدا کند. او در پاکستان کارگر ساختمانی بود و گاهی نیز باربری می‌کرد. در افغانستان نیز به دنبال همان کارها رفت، اما هر روز با دست خالی به خانه برمی‌گشت. گاهی از صبح تا شام در بازارها و ساختمان‌های نیمه‌کاره می‌گشت، اما کاری پیدا نمی‌کرد. اگر هم کاری پیدا می‌شد، دستمزدی که دریافت می‌کرد آن‌قدر اندک بود که حتی هزینه رفت‌وآمد و غذای روزانه‌اش را به سختی تأمین می‌کرد. زینب نیز تلاش می‌کرد به خانواده کمک کند. او در پاکستان خیاطی آموخته بود و گاهی برای همسایه‌ها لباس می‌دوخت، اما در افغانستان نه چرخ خیاطی داشت و نه کسی را می‌شناخت که برایش کار بدهد. چند بار از برادر شوهرش خواست برایش چرخ خیاطی پیدا کند، اما خانواده آنان نیز با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کردند. کودکان بیش از همه از این بازگشت آسیب دیده بودند. پسر دوازده‌ساله عبدالرحمان در پاکستان به مکتب می‌رفت. او در روزهای نخست بازگشت، بارها از پدرش پرسید که چه زمانی دوباره به مکتب خواهد رفت. عبدالرحمان هر بار وعده می‌داد که به‌زودی برایش مکتبی پیدا می‌کند، اما خودش می‌دانست که وضعیت مالی خانواده اجازه نمی‌دهد به این آسانی چنین کاری انجام دهد. دختر ده‌ساله خانواده نیز که تا صنف چهارم درس خوانده بود، دیگر به مکتب نمی‌رفت. دختر کوچک‌ترشان بیشتر روزها را در کنار مادرش می‌گذراند و با عروسکی کهنه بازی می‌کرد؛ عروسکی که از پاکستان با خود آورده بود و تنها یادگار ارزشمند زندگی گذشته‌اش به شمار می‌رفت. چند هفته بعد، عبدالرحمان تصمیم گرفت برای خانواده اتاقی جداگانه کرایه کند. او می‌گفت زندگی در خانه برادرش برای همه دشوار شده است. کودکان شب‌ها به دلیل شلوغی و سروصدا خواب آرامی نداشتند و زینب نیز از اینکه بار سنگینی بر دوش خانواده برادر شوهرش شده بودند، احساس شرمندگی می‌کرد. عبدالرحمان با پولی که از چند روز کارگری جمع کرده بود، اتاقی کوچک در حاشیه شهر کرایه کرد. اتاق تقریباً خالی بود؛ یک دروازه فلزی زنگ‌زده، پنجره‌ای کوچک و دیوارهایی که بخشی از گچ آنها فرو ریخته بود. همان شب، همه روی زمین خوابیدند. زینب پتو را روی کودکان کشید و خودش در تاریکی به سقف خیره ماند. ذهنش مدام به خانه‌ای برمی‌گشت که در پاکستان جا گذاشته بودند. خانه‌شان بزرگ نبود، اما هر وسیله‌ای جای خودش را داشت. کودکان اتاقی برای خوابیدن داشتند و پسر بزرگش هر صبح با یونیفورم مکتب از خانه بیرون می‌شد. اکنون اما همه چیز تغییر کرده بود و آینده، مبهم‌تر از همیشه به نظر می‌رسید. مشکل تنها نداشتن خانه نبود. عبدالرحمان برای پیدا کردن کار نیز هر روز با دشواری بیشتری روبه‌رو می‌شد. یک روز که از شدت ناامیدی دیرتر از همیشه به خانه برگشت، زینب متوجه شد حال او خوب نیست. عبدالرحمان چیزی نگفت و فقط کنار دیوار نشست. دختر کوچک‌شان از او خواست برایش نان بیاورد. عبدالرحمان دست در جیبش برد، اما پولی نداشت. آن شب، شام خانواده تنها نان خشک و چای بود. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب