برچسب: جوانان

3 ماه قبل - 244 بازدید

در دل شهر کابل، شهری که کوه‌هایش مانند دیوارهایی خاموش در اطراف مردم کشیده شده‌اند و صدای زندگی در میان دود و غبارش گم می‌شود، جوانی به نام امید زندگی می‌کرد. خانه‌ی امید در یکی از کوچه‌های باریک و خاکی جنوب شهر بود؛ جایی که بوی خاک نم‌خورده، بوی نان تازه و بوی رنج در هم آمیخته  شده بود. خانه از خشت و گل ساخته شده بود، سقفش کاه‌گل‌پوش و دیوارهایش پر از ترک بود. در گوشه‌ی حویلی حوض کوچکی بود که بیشتر اوقات خشک می‌ماند، مگر در روزهایی که باران می‌بارید. پدر امید سال‌ها پیش در یک انفجار در نزدیکی بازار کابل جان داده بود. آن روز که پدرش را در تکه‌ای پارچه پیچیده به خانه آوردند، امید هنوز نوجوان بود. در چشمانش برق کودکی بود اما همان شب آن برق خاموش شد. در یک شب، کودک از درونش رفت و مردی جوان به جای او نشست؛ مردی که هنوز پشت لبش کامل سبز نشده بود اما بار زندگی خانواده را به دوش گرفت. مادرش، زنی آرام به نام زرغونه، بود که بعد از مرگ شوهرش دیگر هیچ‌گاه نخندید. سه دختر و یک پسرش را در آغوش گرفت و زندگی را به دعا و صبر سپرد. امید از فردای همان روز کارگر شد؛ نه از روی میل، بلکه از روی ضرورت. صبح‌ها پیش از اذان فجر از خواب برمی‌خاست، وضو می‌گرفت، در دل تاریکی از کوچه رد می‌شد و به بازار می‌رفت تا شاید کاری بیابد. کارش هر روز فرق می‌کرد؛ گاهی در ساختمان‌ها، گاهی در بارفروشی‌ها، گاهی در کنار دکانداران به‌عنوان شاگرد. مزدش اندک بود، اما هر شب که به خانه بازمی‌گشت، مادرش با چشمان نگران منتظرش بود و سه خواهر کوچکش از پشت دروازه صدا می‌زدند: «آمدی بابه امید؟» و او با لبخند می‌گفت: «آمدم، بچه‌ها، نان هم آوردم.» او همیشه لبخند می‌زد و خستگی را در درون خود پنهان می‌کرد تا مبادا مادرش نگران شود. هر شب پس از خوردن نان خشک و چای سیاه، همه می‌خوابیدند و امید تنها چراغ نفتی را روشن می‌کرد و دفترهای درسی‌اش را باز می‌کرد. او شاگرد مکتب شبانه بود، با اینکه روزها جان می‌داد برای لقمه‌ای نان. با دستان پینه‌بسته‌اش قلم می‌گرفت و گاهی روی کتابش خواب می‌برد. اما هر بار با زمزمه صدای مادرش بیدار می‌شد که زیر لب دعا می‌خواند. می‌دانست که آن دعاها، همان تکیه‌گاه پنهان او هستند. زمستان که می‌آمد، کوچه‌ها پر از گل می‌شد، بوی دود در هوا می‌پیچید و سردی هوا تا مغز استخوان نفوذ می‌کرد. امید در آن سرما هم دست از کار نمی‌کشید. پایش در چکمه‌های سوراخ یخ می‌زد، اما لبش به شکایت باز نمی‌شد. هر هفته مزدش را می‌آورد، بخشی را برای غذا کنار می‌گذاشت، بخشی را برای لباس خواهرهایش. گاهی برای مادرش کمی چای یا قند می‌خرید و وقتی مادر از خوشحالی اشک در چشمش حلقه می‌زد، دلش گرم می‌شد. می‌گفت: «مادر، روزی می‌رسد که برایت خانه‌ای می‌سازم که دیگر سقفش نچکد.» مادر لبخند می‌زد اما در نگاهش غمی پنهان بود، غمی از آنکه می‌دانست پسرش زودتر از سنش بزرگ شده است. یک شب زمستان، برف سنگینی باریده بود. هوای کابل آرام بود و چراغ‌های کم‌نور در کوچه‌های خلوت می‌درخشیدند. امید پس از یک روز سخت کار، دستمزد چند هفته‌اش را گرفته بود. پول را در جیب گذاشت و در دلش نقشه می‌کشید که فردا برای مادرش چادر نو بخرد و برای ناهید، کوچک‌ترین خواهرش، دفتر و قلم. شادی کوچکی در دلش جوانه زده بود. راه خانه را در پیش گرفت، کوچه‌ها خلوت بودند و صدای پایش بر برف نرم می‌پیچید. از کوچه باریکی که همیشه از آن می‌گذشت در حال گذر بود  که ناگهان صدایی از پشت سر شنید: «ای جوان، بایست!» برگشت و سه مرد نقاب‌پوش را دید که از تاریکی بیرون آمدند. یکی از آن‌ها چاقویی در دست داشت. امید سعی کرد آرام باشد. گفت: «برادر، چیزی ندارم جز مزد کارگری، نان زن و بچه است.» اما یکی از مردها جلو آمد و یقه‌اش را گرفت. دیگری دست در جیبش کرد و پول‌ها را بیرون آورد. امید خواست مقاومت کند، دست آن مرد را گرفت و گفت: «این پول خون من است، نگیریدش.» اما مرد چاقو را بلند کرد و با یک ضربه در پهلویش فرو برد. دردی تیز در بدنش دوید، برف زیر پایش سرخ شد، و صدای قدم‌های دزدان که از کوچه دور می‌شدند در گوشش پیچید. زانوهایش خم شد، دنیا در برابر چشمانش تار شد و فقط توانست زیر لب بگوید: «خدایا، مادرم...» وقتی چشم گشود، نور سفید و بوی دارو مشامش را پر کرده بود. در اتاقی بود با دیوارهای سفید و صدای دستگاه‌ها که در گوشش می‌پیچید. داکتر جوانی بالای سرش ایستاده بود. امید به سختی لب باز کرد و با صدایی ضعیف گفت: «داکتر... من فردا می‌توانم بروم سر کار؟» داکتر مکث کرد، حیرت کرد، به چشمان نیمه‌باز او خیره شد و گفت: «چی گفتی؟ تو تازه از عمل جراحی نجات پیدا کرده‌ای، باید حداقل سه هفته استراحت کنی.» امید نفس عمیقی کشید، اشک در چشمانش جمع شد و با صدایی که از ته جانش بیرون می‌آمد گفت: «نمی‌توانم، داکتر صاحب... مادرم نان ندارد، خواهرانم چشم به راه من‌اند. اگر نروم، چه می‌خورند؟» داکتر لحظه‌ای سکوت کرد، سپس دست بر شانه‌اش گذاشت و با مهربانی گفت: «پسرم، جانت از نان هم مهم‌تر است. زنده بمان، تا زنده‌ای می‌توانی کار کنی.» امید فقط لبخند کم‌رنگی زد و چیزی نگفت. در چشمانش اشک می‌درخشید، اشکی که از درد نبود، بلکه از مسئولیت و سنگینی باری بود که بر دوش داشت. چند هفته بعد که هنوز زخم پهلویش خوب نشده بود، دوباره به سر کار برگشت. دوستانش در محل کار تعجب کردند. یکی گفت: «امید، دیوانه شدی؟ زخمت هنوز باز است.» امید لبخند زد و گفت: «نه برادر، دیوانه نیستم، مجبورم. اگر نروم، خانه‌ام بی‌نان می‌ماند.» با باندی بر پهلو، بیل در دست گرفت و دوباره خاک و سیمان را جابه‌جا کرد. هر ضربه‌ای که به زمین می‌زد، انگار با خودش می‌گفت: «من نباید بیافتم. اگر بیافتم، خانه‌ام می‌افتد.» شب‌ها باز به خانه می‌آمد، همان چراغ نفتی را روشن می‌کرد و درس می‌خواند. گاهی از درد نمی‌توانست بنشیند، اما می‌گفت: «درد عادت می‌شود، مثل فقر.» سال‌ها گذشت. زمان، زخم پهلویش را درمان کرد، اما داغ آن شب را نه. امید مردی شد قوی، آفتاب‌سوخته، اما همچنان آرام. مادرش هنوز برایش دعا می‌کرد و سه خواهرش حالا هرکدام راهی برای خود یافته بودند. مریم آموزگار شد، لیلا در شفاخانه کار گرفت، و ناهید هنوز درس می‌خواند. خانه‌شان حالا اندکی بهتر شده بود، سقف دیگر چکه‌ نمی‌کند، و نان همیشه بر سفره‌شان است. امید هر صبح پیش از رفتن به کار، مادرش را می‌بوسید و می‌گفت: «مادر، یادت است آن شب که گفتم خانه‌ای می‌سازم که سقفش نچکد؟ حالا دیگر نمی‌چکد.» مادر لبخند می‌زد و اشک می‌ریخت، همان اشک‌های آرامی که مادران کابل خوب بلدند چگونه بریزند، بی‌صدا، بی‌غرور، اما از عمق جان. شب‌ها، وقتی شهر در سکوت فرو می‌رفت و صدای سگ‌ها از دور می‌آمد، امید کنار پنجره می‌نشست، به آسمان کابل نگاه می‌کرد، به همان آسمانی که سال‌ها پیش زیر آن افتاده بود، در برف و خون، و با خودش می‌گفت: «شاید من مهندس نشدم، اما زندگی را ساختم. از درد، از خاک، از هیچ.» در آن لحظه، باد آرامی از لای کوچه‌ها می‌گذشت، بوی دود و چای را با خود می‌آورد، و در آن میان، چراغ خانه‌ی امید مثل ستاره‌ای کوچک در دل تاریکی می‌درخشید. در آن شب‌های سرد، اگر از کوچه‌های خاموش کابل بگذری، شاید هنوز صدای پای امید را بشنوی که در دل برف، آرام و محکم قدم برمی‌دارد، گویی زمین زیر پایش از ایمان او گرم می‌شود. او نه قهرمان بود، نه ثروتمند، اما در میان هزاران مرد خسته‌ی این شهر، یکی بود که معنای واقعی مردانگی را می‌دانست؛ نان‌آور خانه‌ای در کابل، که با دستان پینه‌بسته و قلبی سرشار از عشق، زندگی را بر دوش کشید و هرگز خم نشد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 183 بازدید

بر مبنای پژوهش یک شبکه‌ی جهانی متشکل از ۱۶ هزار دانشمند و پژوهشگر، جهان با بحران «نوظهور» در زمینه افزایش مرگ‌ نوجوانان و جوانان مواجه است. الکل، خودکشی و بیماری‌ها از عوامل اصلی افزایش مرگ‌ نوجوانان و جوانان است. شبکه «بار جهانی بیماری» اعلام کرده است که این پژوهش توسط ۱۶‌ هزار و ۵۰۰ دانشمند و پژوهشگر و با استفاده از ۳۰۰‌ هزار منبع انجام شده است. این پژوهش معلومات مروبط به بیش از ۳۰۰ نوع بیماری مرتبط به سن و جنس را در ۲۰۴ کشور در بازه زمانی ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۳ میلادی تحلیل و تفسیر کرده است. در ادامه آمده است که این پژوهش نشان داد که بیماری‌های مزمن مانند بیماری قلبی و دیابت اکنون دو‌سوم از کل موارد بیماری را تشکیل می‌دهند و مشکلات سلامت روان نیز به‌طور چشمگیری در حال افزایش‌اند. در ادامه آمده است که نتایج نشان داد که تا سال ۲۰۲۳ میلادی هرچند نرخ کلی مرگ‌ومیر در ۲۰۴ کشور و قلمرو جهان کاهش یافته است، اما پژوهشگران این مطالعه اعلام کردند که نسبت به افزایش نرخ بالای مرگ‌ومیر در میان نوجوانان و جوانان نگران‌اند. در بخشی از تحقیق آمده است که در آمریکای شمالی و بخش‌هایی از آمریکای لاتین، این افزایش عمدتا ناشی از خودکشی و مصرف مواد مخدر و الکل بوده است. دکتر کریستوفر موری، مدیر مؤسسه «سنجش و ارزیابی سلامت» در دانشکده پزشکی دانشگاه واشنگتن گفت: «افزایش مرگ‌ومیر در میان بزرگسالان جوان، به‌ویژه در آمریکای شمالی، به‌شدت با افزایش اضطراب و افسردگی در میان جوانان، به‌ویژه زنان، مرتبط است.» موری گفت: «شواهد ارائه‌شده در مطالعه بار جهانی بیماری‌ها زنگ هشداری است که از دولت‌ها و رهبران حوزه سلامت می‌خواهد به سرعت و با راهبردی دقیق به روندهای نگران‌کننده‌ای که نیازهای سلامت عمومی را در حال تغییرند، پاسخ دهند.» همچنین در بخشی از پژوهش آمده است که در مناطق صحرای آفریقا، نتایج نشان داد که مرگ‌ومیر در میان کودکان ۵ تا ۱۴ ساله ناشی از بیماری‌های عفونی و جراحات غیرعمدی‌اند. دکتر گیتینجی گیتاهی، مدیرعامل سازمان سلامت افریقا، هشدار داد: «رویکردهای جداگانه در نظام سلامت، جوانان ما را ناکام گذاشته است. بیماری‌هایی مانند مالاریا، اچ‌آی‌وی و سل هنوز جان بسیاری از جوانان را به‌دلیل ضعف نظام‌های بهداشتی، مراقبت‌های مختل‌شده و کمبود واکسن می‌گیرند.

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 394 بازدید

همزمان با روز جهانی «نه به تنباکو»، سازمان جهانی صحت درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که از هر چهار بزرگ‌سال در افغانستان، یک تن تنباکو مصرف می‌کند. این سازمان امروز (شنبه، ۱۰ جوزا) با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که نسوار رایج‌ترین نوع تنباکوی مصرفی در میان افغان‌ها است. سازمان جهانی صحت در ادامه آمده هشدار داده است که صنعت تنباکو نسل جدید را هدف قرار داده است. این سازمان خواستار محافظت از جوانان در برابر آسیب‌های ناشی از مصرف تنباکو شده است. همچنین این نهاد خاطرنشان کرده است که مصرف تنباکو در میان جوانان، به‌ویژه پسران نوجوان افغان، در حال افزایش است. به گفته‌ی این نهاد، استفاده از تنباکو تنها سلامت فرد مصرف‌کننده را تهدید نمی‌کند، بلکه آسیب‌های گسترده‌ای به خانواده‌ها و ساختارهای اجتماعی نیز وارد می‌کند و فشار مضاعفی بر نظام‌های صحی وارد می‌سازد. ادوین سنیزا سالوادور، نماینده سازمان جهانی بهداشت در افغانستان می‌گوید میزان مصرف تنباکو در میان نوجوانان و جوانان پسر رو به افزایش است. این سازمان گفته است که مصرف تنباکو همچنان یکی از عوامل اصلی مرگ‌های قابل پیشگیری است و به افراد، خانواده‌ها و جوامع آسیب‌های جدی وارد می‌کند. در اعلامیه‌ی‌ این سازمان آمده است که شرکت‌های تولید تنباکو با پنهان‌سازی حقیقت، زیان‌های این ماده را پشت طعم‌های مختلف، جلوه‌های فریبنده و ادعاهای نادرست درباره بی‌ضرر بودن آن مخفی می‌کنند. این سازمان هشدار داد که شرکت‌ها با به‌کارگیری روش‌های گمراه‌کننده، جوانان را به مصرف تشویق می‌کنند و مصرف‌کنندگان فعلی را معتاد نگه می‌دارند و این روند به گسترش بیماری و افزایش فقر در جوامع می‌انجامد. روز جهانی «بدون تنباکو» هر سال به تاریخ ۳۱ می از سوی سازمان جهانی بهداشت برگزار می‌شود. هدف از این روز آگاهی‌دهی درباره خطرات تنباکو و تشویق کشورها به کاهش مصرف آن است.

ادامه مطلب


8 ماه قبل - 278 بازدید

بربنیاد گزارش‌های نشر در رسانه‌ها، در پی انفجار گاز متان در یک معدن زغال‌سنگ در ولایت سُغد تاجیکستان، هشت کارگر اهل افغانستان جان باخته‌اند. رادیو و تلویزیون ملی افغانستان که تحت کنترول حکومت سرپرست قرار دارد به نقل از ریاست آماد‌گی مبارزه با حوادث در ولایت دایکندی گزارش داده است که همه قربانیان از اهالی این ولایت هستند. در گزارش آمده است که از میان جان ‌باخته‌گان پنج تن از ولسوالی شهرستان، دو تن از میرامور و یک تن دیگر از اشترلی بودند. همچنین منابع از قربانیان‌ به‌نام‌های کاظم بیگی، عبدالله احمدی، حسن‌ علی‌زاده، حسین‌بخش، محمدامیر، علی‌جان، قربان و اسماعیل رحیمی نام بردند. منبع تاکید کرده است که برخی از قربانیان جوانان تحصیل‌کرده بودند. منبع افزوده است که از جمله کاظم بیگی دانش‌آموخته‌ی دانشکده‌ی پلی‌تخنیک کابل بود. یک منبع دیگر گفته است که جنازه‌های قربانیان صبح روز گذشته (شنبه، ۲۰ ثور) به افغانستان منتقل و به ولایت قندوز رسیده است. چگونگی انفجار همچنین روزنامه اطلاعات در گزارشی نوشته است که پس‌ازچاشت روز (جمعه، ۱۹ ثور) ساعت ۱:۳۰ دقیقه به وقت تاجیکستان، در معدن‌های زغال‌سنگ سرکویی در ناحیه عینی ولایت سغد تاجیکستان انفجار رخ داده است. در گزارش آمده است که دلیل انفجار گاز درون معدن بوده است. در ادامه آمده است که کارگران اهل افغانستان برای یک شرکت پیمان‌کار افغانستانی کار می‌کردند. از این شرکت به‌نام‌های «رییس روح‌الله» و «تقی دلسوز» نام برد و گفت شرکت آنان با شرکت «فراز» تاجیکستانی همکاری دارند. مقام‌های تاجیکستان و رسانه‌های این کشور تا اکنون درباره‌ی این رویداد چیزی نگفته‌اند. قابل ذکر است که در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از سلطه حکومت فعلی بر افغانستان، شمار زیادی از شهروندان کشور به‌دلیل بیکاری، ناامنی و وضعیت اقتصادی نامناسب، راهی کشورهای دیگر می‌شوند. مهاجرت‌های غیرقانونی و کارهای شاقه همواره از شهروندان کشور قربانی گرفته است.

ادامه مطلب


9 ماه قبل - 226 بازدید

تشخیص و مدیریت پرخاشگری در نوجوانان یکی از چالش‌های بسیار مهم در مسئله‌ی تربیت و آموزش آنها به شمار می‌رود. در دوره‌ی نوجوانی تغییرات جسمانی و روانی متعددی رخ می‌دهد که ممکن است به بروز رفتارهای پرخاشگرانه منجر شود. این رفتارها می‌توانند به دلیل فشارهای اجتماعی، تغییرات هورمونی یا مشکلات در روابط بین‌فردی و خانوادگی رخ دهد. شناسایی نشانه‌های اولیه پرخاشگری مانند عصبانیت‌های مکرر، تحریک‌پذیری زیاد و رفتارهای تهاجمی به والدین و مربیان کمک می‌کند تا به‌موقع و به‌درستی به این مشکلات واکنش نشان دهند. مدیریت مؤثر این رفتارها نیازمند ایجاد محیطی حمایتی و درک عمیق از نیازهای نوجوانان است. استفاده از تکنیک‌های مشاوره‌ی، گفتگوهای سازنده و ارائه‌ی الگوهای مثبت رفتاری می‌تواند در کاهش و کنترل پرخاشگری مؤثر باشد و به نوجوانان کمک کند تا با چالش‌های خود به شکل سالم‌تری مقابله و برخورد کنند. طبق تعریف پرخاشگری در نوجوانان این موضوع یکی از رفتارهای پیچیده و شایع است که می‌تواند بنا به دلایل مختلفی بروز کند. در دوره‌ی نوجوانی هورمون‌ها و تغییرات فیزیکی می‌توانند بر روی خلق‌وخوی فرد تأثیر بگذارند و او را به سمت رفتارهای پرخاشگرانه سوق دهند. همچنین فشار اجتماعی از جمله فشارهای همسالان و انتظارات خانواده می‌تواند موجب بروز حس ناامنی و استرس در نوجوانان شده که در نهایت به پرخاشگری منجر می‌شود. برخورد مناسب با پرخاشگری در نوجوانان نیازمند ایجاد محیطی حمایتگر و درک‌کننده است که در آن نوجوان بتواند احساسات و مشکلات خود را بدون اینکه ترس از قضاوت‌شدن یا طرد شدن داشته باشد به‌راحتی بیان کند. کمک به این افراد جهت یادگیری مهارت‌های مدیریت هیجان و حل مسئله می‌تواند به کاهش رفتارهای پرخاشگرانه‌شان کمک کند. نحوه‌ی برخورد با نوجوانان پرخاشگر: یکی از موارد مهم در بهبود رفتار نوجوانان پرخاشگر نحوه‌ی برخورد شما با آنها می‌باشد. در این زمینه می‌توانید از راهکارهای زیر استفاده کنید: گوش‌دادن فعال: بادقت به نگرانی‌‌ها و مشکلات نوجوان گوش دهید. این کار نشان می‌دهد که به احساسات و نیازهای او اهمیت می‌دهید و این می‌تواند به کاهش پرخاشگری کمک کند. برقراری ارتباط غیرتنبیهی: از روش‌‌های تنبیهی کمتر استفاده کنید و به‌جای آن به دنبال گفتگو و مشاوره‌‌های  سازنده باشید. برقراری روابط حمایوی و مثبت می‌تواند به کاهش پرخاشگری کمک کند. مدیریت احساسات: به نوجوان کمک کنید تا احساسات خود را به روش‌‌های سالم و سازنده بیان کنند. آموزش روش‌‌های  مدیریت استرس و هیجان می‌تواند مفید باشد. یک الگوی مثبت و کارآمد باشید: رفتارهای خودتان را به‌عنوان الگویی برای نوجوان در نظر بگیرید. نشان دادن احترام و کنترل بر رفتارهای خودتان می‌تواند به نوجوان در یادگیری رفتار مناسب کمک کند. تنظیم قوانین و محدودیت‌ها: قوانینی واضح و معقول برای رفتارها و موقعیت‌‌ها وضع کنید و عواقب مناسبی برای نقض این قوانین مشخص کنید. این قوانین باید منطقی و عادلانه باشد و هیچ نوع عقده و رفتار اضافه‌ی از شما سر نزند. تقویت رفتارهای مثبت: رفتارهای مثبت و تلاش‌‌های خوب نوجوان را تشویق کنید و ببینید. پاداش دادن به‌صورت کنترل شده می‌تواند انگیزه‌ی باشد تا رفتارها ادامه پیدا کنند و تثبیت شوند. درمان پرخاشگری در نوجوانان: روش‌‌های  درمانی متنوعی برای پرخاشگری در افراد نوجوان وجود دارد و شما می‌توانید با توجه به نوع مشکل، وضعیت موجود و میزان دسترسی به منابع محیطتان از موارد پیشنهادی زیر استفاده کنید: مشاوره‌ی فردی یا خانوادگی: مشاوره با روان‌شناس یا مشاور می‌تواند به نوجوان کمک کند تا احساسات و رفتارهای خود را بهتر درک کند و نادرستی رفتارهای خود را از زبان فردی بی‌طرف (به‌جز اعضای خانواده یا والدین) بشوند و بپذیرد و همچنان بتواند برخی راهکارها را برای بهبود و کنترل رفتار خود در پیش بگیرد. آموزش مهارت‌‌های اجتماعی: یادگیری مهارت‌‌های  ارتباطی  و اجتماعی می‌تواند به نوجوان کمک کند تا به شیوه‌ای مناسب‌تر با دیگران تعامل داشته باشد و مشکلاتشان را حل کنند. مدیریت و کنترل خشم: تکنیک‌‌های مثل تنفس عمیق، آرام‌سازی عضلات و استفاده از روش‌‌های  حل مسئله می‌توانند به کاهش بروز خشم در شرایط غیرضروری و کنترل پرخاشگری کمک کنند. تغییر محیط: ایجاد یک محیط حمایتی از سوی خانواده و دوستان می‌تواند تأثیر زیادی بر رفتار نوجوان بگذارد به گونه‌ی که اعضای خانواده و جامعه را نه در مقابل خود بلکه در کنار خود احساس کند و دست از مقاومت و جدال‌‌های واهی با آنها بردارد. فعالیت‌‌های بدنی: ورزش منظم می‌تواند به تخلیه و کاهش انرژی‌‌های  منفی درون ذهن و بدن نوجوانتان کمک کند. دارو درمانی: در برخی موارد که وضعیت فرد غیر قابل کنترل و شدید باشد استفاده از برخی داروها زیر نظر و به تجویز پزشک می‌تواند عامل بهبود و مورد نیاز باشند. برخی توصیه‌‌ها در زمینه‌ی مقابله با نوجوانان پرخاشگر: به آنها فضا و زمان بدهید تا خودشان را آرام کنند و با تنش‌‌های  درونی‌شان کنار بیایند. با آنها درباره‌ی اتفاقاتی که افتاده صحبت کنید. از آنها اجازه بگیرید تا کمکشان کنید و تجربیاتتان را با آنها در میان بگذارید و در صورت لزوم در مورد دوران نوجوانی خودتان و اینکه شرایطی مشابه را پشت سر گذاشته‌اید و درک خوبی از شرایط آنها دارید خود افشایی کنید. خط قرمز‌‌ها و مرزهایتان را به‌وضوح برایشان واضح کنید و در مقابل به حساسیت‌‌ها و مواردی که برای او عامل خشم‌‌های غیر قابل کنترل هستند توجه داشته باشید و یک فضای مراعات کننده‌ی متقابل بین خودتان و او بسازید. با مکتب و فضاهایی که او در آنجاها حضور دارد در ارتباط باشید و در رابطه با بهبود و یا بدتر شدن وضعیت رفتاری نوجوان آگاه شوید. از اعمال هرگونه خشونت علیه نوجوان خودداری کنید؛ زیرا این روش کاملاً نتیجه‌ی منفی به بار خواهد آورد. اگر نوجوانتان با خواست خودش از شما درخواست کمک کرد با نشان دادن اشتیاق برای کمک و ایجاد یک فضای همدلانه بدون درنگ به او کمک کنید و برای انجام کمک‌‌های حرفه‌ای‌تر از یک مشاور وقت بگیرید. پیامد‌‌های  عدم کنترل و درمان پرخاشگری نوجوانان: اختلالات رفتاری و اجتماعی مشکلات تحصیلی مشکلات قانونی و حقوقی مشکلات سلامت روان مشکلات ارتباطی خانوادگی سخن پایانی: تشخیص نشانه‌‌های  پرخاشگری نوجوانان نیازمند دقت و آگاهی است. این نشانه‌‌ها می‌توانند تغییرات در رفتار، روابط اجتماعی و عملکرد تحصیلی باشند. نوجوانانی که به طور مداوم عصبانیت، خشونت‌‌های  کلامی و یا رفتاری از خودشان نشان می‌دهند ممکن است با مشکلات روانی و عاطفی درگیر باشند که شناسایی زودهنگام و اقدام برای بهبود این نشانه‌‌ها می‌تواند اقدامی مؤثر برای پیشگیری از مشکلات در آینده باشد. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


9 ماه قبل - 224 بازدید

تشخیص و مدیریت پرخاشگری در نوجوانان یکی از چالش‌های بسیار مهم در مسئله‌ی تربیت و آموزش آنها به شمار می‌رود. در دوره‌ی نوجوانی تغییرات جسمانی و روانی متعددی رخ می‌دهد که ممکن است به بروز رفتارهای پرخاشگرانه منجر شود. این رفتارها می‌توانند به دلیل فشارهای اجتماعی، تغییرات هورمونی یا مشکلات در روابط بین‌فردی و خانوادگی رخ دهد. شناسایی نشانه‌های اولیه پرخاشگری مانند عصبانیت‌های مکرر، تحریک‌پذیری زیاد و رفتارهای تهاجمی به والدین و مربیان کمک می‌کند تا به‌موقع و به‌درستی به این مشکلات واکنش نشان دهند. مدیریت مؤثر این رفتارها نیازمند ایجاد محیطی حمایتی و درک عمیق از نیازهای نوجوانان است. استفاده از تکنیک‌های مشاوره‌ی، گفتگوهای سازنده و ارائه‌ی الگوهای مثبت رفتاری می‌تواند در کاهش و کنترل پرخاشگری مؤثر باشد و به نوجوانان کمک کند تا با چالش‌های خود به شکل سالم‌تری مقابله و برخورد کنند. طبق تعریف پرخاشگری در نوجوانان این موضوع یکی از رفتارهای پیچیده و شایع است که می‌تواند بنا به دلایل مختلفی بروز کند. در دوره‌ی نوجوانی هورمون‌ها و تغییرات فیزیکی می‌توانند بر روی خلق‌وخوی فرد تأثیر بگذارند و او را به سمت رفتارهای پرخاشگرانه سوق دهند. همچنین فشار اجتماعی از جمله فشارهای همسالان و انتظارات خانواده می‌تواند موجب بروز حس ناامنی و استرس در نوجوانان شده که در نهایت به پرخاشگری منجر می‌شود. برخورد مناسب با پرخاشگری در نوجوانان نیازمند ایجاد محیطی حمایتگر و درک‌کننده است که در آن نوجوان بتواند احساسات و مشکلات خود را بدون اینکه ترس از قضاوت‌شدن یا طرد شدن داشته باشد به‌راحتی بیان کند. کمک به این افراد جهت یادگیری مهارت‌های مدیریت هیجان و حل مسئله می‌تواند به کاهش رفتارهای پرخاشگرانه‌شان کمک کند. علائم پرخاشگری در نوجوانان: تغییر در رفتار نوجوان ممکن است بدون دلیل واضح و به طور ناگهانی دچار عصبانیت، پرخاشگری و رفتارهای غیرمعمول شوند. این تغییرات می‌تواند شامل پرخاشگری کلامی و فیزیکی، به‌ویژه در موقعیت‌هایی که تهدید زا یا احساس نارضایتی کنند باشد. استفاده از زبان تهاجمی این نوجوانان ممکن است از زبان توهین‌آمیز، تهدیدآمیز و بی‌احترامی استفاده کنند. صحبت‌های توهین‌آمیز، نامناسب و تهدیدآمیز از نشانه‌های پرخاشگری است. رفتارهای خشونت‌آمیز از پرخاشگری نوجوانان  می‌توان به اقدام به ضرب و شتم دیگران، تخریب اموال و آسیب‌زدن به احیاء و حتی خودشان اشاره کرد. این رفتارها می‌تواند شامل خشونت فیزیکی و کلامی باشد. کاهش عملکرد تحصیلی افت چشمگیر و مکرر در نمرات تحصیلی، کاهش علاقه به درس‌ها و ناتوانی در تمرکز می‌تواند از نشانه‌های پرخاشگری در نوجوانان باشد که این مشکلات معمولاً با افزایش رفتارهای پرخاشگرانه همراه است. اختلالات عاطفی نوجوان پرخاشگر ممکن است  دچار اختلالات عاطفی مانند اضطراب، افسردگی و کمبود اعتمادبه‌نفس شود که این موارد از علائم پرخاشگری در نوجوانان محسوب می‌شود و این اختلالات می‌توانند تأثیر مستقیمی بر رفتار آنها داشته باشد. افزایش رفتارهای مخاطره‌آمیز نوجوانی که از خود پرخاشگری نشان می‌دهد ممکن است به فعالیت‌های خطرناک مانند مصرف مواد مخدر یا الکل روی بیاورد. این رفتارها می‌توانند نشانه‌های تلاش برای مقابله و رویارویی با احساسات منفی و یا درهم بودن حجم عظیمی از احساسات مختلف و جدید و یا تلاش برای فراموشی مشکلاتشان باشد. علاقه به انزوا تمایل به دوری از خانواده، دوستان و گروه‌های اجتماعی می‌تواند نشان‌دهنده‌ی تلاش برای پنهان‌کردن مشکلات عاطفی و روانی‌شان باشد. انزوا و عدم تعامل اجتماعی می‌تواند به پرخاشگری منجر شود. رفتارهای پرخاشگرانه در محیط‌های عمومی بروز رفتارهای تهاجمی در مکان‌های عمومی، مکاتب یا سایر محیط‌های اجتماعی می‌تواند از علائم بارز پرخاشگری باشد و نیاز به توجه و مداخله دارد. علت پرخاشگری در نوجوانان علت پرخاشگری نوجوانان متفاوت بوده و به‌طورکلی به عوامل روانی، اجتماعی و بیولوژیکی مرتبط است. برخی از نوجوانان برای ابراز ناامیدی یا رهایی از احساس خشم ناشی از مشکلاتشان دست به خشونت می‌زنند. در این حالت شخص قادر به کنترل احساساتش نیست یا آنکه فرد خشونت را راهی برای اعمال کنترل دیگران و دستیابی به خواسته‌هایش می‌داند. در بعضی موارد دیگر نوجوان از خشونت برای انتقام‌گیری از کسانی که به او صدمه زده‌اند استفاده می‌کند. خشونت رفتاری است که در طول زندگی آموخته می‌شود و مانند تمام رفتارهای دیگر می‌توان آن را تغییر داد، اگرچه اینکه کار آسانی نخواهد بود. برای اینکه برخی از این علت‌ها را بشناسید در ادامه به‌صورت نکته‌وار به معرفی این دلایل می‌پردازیم: اختلالات یادگیری اختلال کمبود توجه و بیش‌فعالی یا ADHD اختلالات خلقی اختلالات سلوک اختلال اوتیسم اعتیاد حساسیت‌های غذایی آسیب‌های مغزی و یا ضربه‌های وارده به سر موارد فوق از جمله عواملی هستند که می‌توانند فرد را مستعد و یا مبتلا به پرخاشگری و رفتارهای خشونت‌آمیز کنند که در نسخه‌ی بعدی به توضیح و تفصیل آنها و برخی راهکارها در زمینه‌ی درمان و رفتار با این نوجوانان خواهیم پرداخت. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


11 ماه قبل - 321 بازدید

نصیراحمد فایق، سرپرست نمایندگی افغانستان در سازمان ملل متحد اعلام کرده است که سیاست‌های حکومت سرپرست، نسل کاملی از جوانان افغانستان را با آینده‌ی نامشخص و تاریک روبرو کرده است. آقای فایق این اظهارات را در شصت‌وسومین اجلاس کمیسیون توسعه‌ی اجتماعی سازمان ملل متحد در نیویارک مطرح کرده و گفته است که افغانستان ۳۰ سال پس از اعلامیه‌ی کپنهاگ، یکی از شدیدترین بحران‌های اجتماعی و اقتصادی تاریخ خود را تجربه می‌کند که میلیون‌ها نفر را به فقر کشانده و زنان و دختران را از زندگی عمومی به صورت کامل حذف کرده است. وی در اجلاس تاکید کرده است که آموزش پایه و اساس پیشرفت اجتماعی و اقتصادی است، اما در افغانستان این زیربنا به‌طور سیستماتیک در حال تخریب است. او به محرومیت دختران و زنان افغانستان از آموزش و کار اشاره کرده و افزوده است: «این آپارتاید جنسیتی نه تنها یک فاجعه‌ی حقوق بشری است بلکه یک بحران اقتصادی نیز محسوب می‌شود.» سرپرست نمایندگی افغانستان در سازمان مل متحد گفت که هیچ کشوری نمی‌تواند توسعه یابد وقتی نیمی از جمعیت آن کنار گذاشته شوند. همچنین نصیراحمد فایق در بخشی از صحبت‌هایش با اشاره به منع تحصیل دختران در انستیتوت‌های طبی گفته است که با محدودیت جدید جان بی‌شماری از افراد به خطر خواهد افتاد و مرگ‌ومیر مادران افزایش خواهد یافت. او هشدار داده و گفت: «اگر اقدامی نکنیم نسل آینده‌ی افغانستان، نسلی بدون تفکر انتقادی، بدون فرصت و بدون امید خواهد بود. ما باید دسترسی به آموزش باکیفیت، مهارت‌های مدرن و فرصت‌های اقتصادی را فراهم کنیم تا آینده‌ی افغانستان را حفظ نماییم.» آقای فایق می‌گوید که جامعه‌ی بین‌المللی نباید نسبت به وخامت اوضاع در افغانستان بی‌تفاوت باشد و مردم افغانستان، به‌ویژه زنان، دختران و جوانان نباید به فراموشی سپرده شوند. حکومت سرپرست پس از تسلط دوباره بر افغانستان، دختران بالاتر از صنف ششم را از رفتن به مکتب منع کردند و سپس درهای دانشگاه‌ها را نیز به‌روی دختران بستند. همچنان در تازه‌ترین اقدام، تحصیل دختران در انستیتوت‌های طبی را نیز منع کرده‌ است و به این ترتیب دختران را به‌صورت کامل از دسترسی به آموزش رسمی محروم کرده است. این اقدام حکومت فعلی افغانستان باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بمانند. در کنار آن زنان و دختران از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان نیز منع شده‌اند.

ادامه مطلب


1 سال قبل - 431 بازدید

نویسنده: مهدی مظفری تغییر نظام سیاسی در افغانستان، پیامدهای ویرانگری بر اقتصاد این کشور، به‌ویژه بر زندگی جوانان، داشته است. بسیاری از جوانان (اعم از دختر و پسر) پیش از تغییر حکومت، در سازمان‌های دولتی و غیردولتی مشغول به کار بودند و از این طریق امرارمعاش می‌کردند؛ اما اکنون بیشتر آنان حتی تأمین مایحتاج اولیه زندگی نیز برایشان دشوار شده است. جوانان افغان، از تضاد فاحش بین وضعیت پیشین و کنونی بازار کار افغانستان سخن گفته و به یاد می‌آورند که پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، فرصت‌های شغلی بسیاری در دسترس بود؛ اما اکنون یافتن شغلی مناسب تقریباً غیرممکن شده است. صحبت‌های پسران و دختران افغان درباره اقتصاد و اشتغال نمایانگر بحرانی گسترده‌تر است که جوانان افغان با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ بحرانی که با رکود اقتصادی، توقف پروژه‌های توسعه‌ای و بی‌ثباتی سیاسی تشدید شده است. گزارش‌های بین‌المللی نیز این وضعیت را تأیید می‌کنند: نرخ بیکاری در افغانستان در سال ۲۰۲۳ به ۱۵.۴ درصد رسیده که بالاترین میزان از سال ۱۹۹۱ میلادی و افزایش  ۱۴ درصدی را نسبت به سال ۲۰۲۲ داشته است. این آمار تکان دهنده، نشان از وخامت وضعیت اقتصادی و تداوم چالش‌های افغانستان از زمان روی کار آمدن حکومت سرپرست در سال ۲۰۲۱ دارد. پیش از آن، نرخ بیکاری ۸.۹۵ درصد بود و کمترین میزان آن در سال ۱۹۹۲، با میانگین ۷.۹ درصد، ثبت شده بود. این ارقام به‌وضوح نشان می‌دهند که افغانستان با بحرانی جدی در زمینه‌ی اشتغال روبروست که عواقب اجتماعی و اقتصادی ویرانگری را به همراه خواهد داشت. مهاجرت و اعتیاد؛ چالش‌های بیکاری! افزایش بی‌سابقه‌ی نرخ بیکاری و فقر در افغانستان، بسیاری از جوانان را به مهاجرت غیرقانونی سوق داده است. جستجوی زندگی بهتر و فرار از شرایط سخت اقتصادی، آنها را به سمت خطرات و ناامنی‌های مسیرهای مهاجرت غیرقانونی می‌کشاند. گزارش‌های بین‌المللی نشان می‌دهند که تعداد پناهندگان و مهاجران افغان از ۲.۹ میلیون نفر در سال ۲۰۲۱ به ۵.۷ میلیون نفر در سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است. این افزایش چشمگیر، حاکی از بحرانی عمیق و گسترده است که بخش عمده‌ی آن را جوانان تشکیل می‌دهند؛ نسلی که آینده‌ی کشور را به دوش می‌کشیدند، اکنون در جستجوی امیدی ناچیز در سرزمین‌های بیگانه سرگردان هستند. تجربه‌های تلخ بسیاری از این جوانان، از جمله از دست رفتن شغل و ناامیدی از آینده، آنها را به مهاجرت واداشته است. اما مهاجرت تنها راه فرار از وضعیت اسفناک اقتصادی نیست. برای بسیاری از جوانان، اعتیاد به مواد مخدر، راهی برای فرار از واقعیت تلخ فقر و بیکاری شده است. افغانستان، با سابقه‌ای طولانی در تولید مواد مخدر، همواره یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان مواد مخدر در جهان بوده است. این وضعیت، زمینه را برای گسترش اعتیاد در میان جوانان، به‌خصوص در شرایط دشوار اقتصادی و اجتماعی، فراهم کرده است. تجربیات بسیاری از جوانان نشان می‌دهد که بیکاری و فقر آنها را به سمت اعتیاد سوق داده و حس طردشدگی و بی‌کسی، فرایند ترک اعتیاد را سخت‌تر می‌کند. علاوه بر این چالش‌ها، دختران افغانستانی نیز با محرومیت از تحصیل روبرو هستند. پس از تسلط دوباره حکومت سرپرست، مدارس متوسطه به روی دختران بسته شد و این امر منجر به محرومیت بیش از ۲.۵ میلیون دختر از آموزش و پرورش شده است. گزارش‌های بین‌المللی بر وخامت این وضعیت و تبعات طولانی‌مدت آن تأکید دارند. بسیاری از دختران جوان از دست رفتن رؤیاهایشان و ناامیدی حاکم بر جامعه‌ی زنان افغانستان سخن می‌گویند؛ محرومیتی که نسلی از زنان را از فرصت‌های پیشرفت و مشارکت در توسعه‌ی کشور محروم کرده و آینده‌ی این کشور را به مخاطره می‌اندازد. مشکلات روانی مشکلات روانی در میان جوانان افغانستانی به معضلی فزاینده تبدیل شده است که ریشه در شرایط اقتصادی و اجتماعی نامساعد این کشور دارد. بررسی‌های اخیر نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از جوانان افغان، در اثر فشارهای اقتصادی مستمر، از اختلالات روانی مانند اضطراب و افسردگی رنج می‌برند. این آمار تکان‌دهنده، بیانگر بحرانی خاموش و گسترده است که به‌طور مستقیم با وضعیت نامناسب اقتصادی و سیاسی افغانستان مرتبط است. فقر گسترده، فقدان فرصت‌های شغلی، عدم امنیت و ناامیدی از آینده، همگی به‌عنوان عوامل اصلی تشدید این مشکلات روانی در میان جوانان شناخته می‌شوند. این معضل تنها مختص به یک گروه سنی یا جنسیتی خاص نیست؛ بلکه طیف وسیعی از جوانان، از هر دو جنس، در معرض خطر ابتلا به اختلالات روانی قرار دارند. عدم دسترسی به مراقبت‌های روان‌شناختی مناسب و فقدان منابع کافی برای ارائه خدمات مرتبط، وضعیت را بحرانی‌تر می‌کند. بسته شدن مکاتب و هرگونه مراکز آموزشی بر روی دختران، نه تنها به محرومیت از آموزش و آینده‌ی تحصیلی منجر شده، بلکه امید و انگیزه را از آنها سلب کرده است. این حس یأس و ناامیدی، همراه با سایر فشارهای اقتصادی و اجتماعی، زمینه را برای بروز مشکلات روانی شدیدتر فراهم می‌کند. پسران نیز با فقدان فرصت‌های شغلی، آینده‌ای نامشخص و حس بی‌ارزشی مواجه هستند. ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه زندگی و عدم توانایی در برنامه‌ریزی برای آینده، فشارهای روانی سنگینی را بر دوش جوانان می‌گذارد. کارشناسان حوزه سلامت روان، ضمن تأیید افزایش مداوم مشکلات روانی در میان جوانان، به‌ویژه دختران، بر ضرورت تلاش بیشتر برای رفع این مسائل تأکید می‌کنند. بهبود شرایط اقتصادی، ایجاد فضای آموزشی و روانی مناسب، ارائه خدمات روان‌شناختی دسترسی‌پذیر و مقرون‌به‌صرفه، آموزش مهارت‌های مقابله با استرس و ایجاد حس امید به آینده، همگی از جمله اقداماتی هستند که می‌توانند به بهبود وضعیت روانی جوانان و افزایش مشارکت مؤثر آنها در ساختن آینده‌ی افغانستان کمک کنند. بدون توجه جدی به این معضل، نه تنها سلامت روان جوانان در معرض خطر جدی قرار می‌گیرد، بلکه پتانسیل‌های این نسل برای بازسازی و توسعه‌ی کشور نیز از بین خواهد رفت؛ بنابراین، پرداختن به این چالش و ارائه راهکارهای جامع و فراگیر، ضروری و حیاتی به نظر می‌رسد.

ادامه مطلب


1 سال قبل - 401 بازدید

رسانه‌های بین‌المللی گزارش داده‌اند که فیلم کوتاه «نامه‌‌ای به خواهرم» ساخت هلن و عرفان احمدی، خواهر و برادر نوجوان هراتی، مقام دوم جشنواره‌ی فیلم کوتاه جوانان موسوم به «+Plural» در رده‌ی سنی ۱۳ تا ۱۷ سال را به‌دست آورد. در گزارش‌ها آمده است که این فیلم به تبعیض جنسیتی در افغانستان می‌پردازد و بر ناامیدی یک برادر از رفتار ناعادلانه با خواهرش، تمرکز دارد. این خواهر و برادر اکنون در هرات زندگی می‌کنند. این خواهر و برادر گفته‌اند که هدف اصلی‌شان از ساخت این فیلم تأثیرات ممنوعیت آموزش بر زندگی دختران بوده است. در گزارش‌ها آمده است که هلن امسال صنف ششم مکتب را به پایان رسانده است و براساس دستور حکومت سرپرست افغانستان، دیگر نمی‌تواند به مکتب برود. جشنواره‌ی فیلم کوتاه «+Plural» را دفتر «ائتلاف تمدن‌های سازمان ملل متحد، یو‌ان ای‌اوسی» و سازمان بین‌المللی مهاجرت همراه با شبکه‌‌ای با عضویت بیش از ۵۰ سازمان در سراسر جهان برگزار می‌کنند. هدف از برگزاری این جشنواره به‌رسمیت‌شناسی جوانان به‌عنوان عوامل تغییرات اجتماعی، توانمندسازی جوانان برای به اشتراک‌گذاری دیدگاه‌های خلاقانه‌ی‌شان با جهان و احترام به تفاوت‌ها و تنوع فرهنگی است. این جشنواره از سال ۲۰۰۹ میلادی به این‌طرف همه‌ساله برگزار می‌شود. در حالی این فیلم کوتا مقام دوم را به‌دست آورده است که حکومت فعلی در بیشتر از سه سال حاکمیت شان دختران بالاتر از صنف ششم را از آموزش منع کرده‌اند، دروازه‌های دانشگاه‌ها را به روی زنان و دختران بسته است، زنان را از کار در بیشتر اداره‌های دولتی و تمامی موسسات خارجی و رفتن به پارک‌های تفریحی منع کرده است، زنان اجازه سفر بدون محرم را ندارند و در آخرین مورد زنان و دختران را از آموزش در انستیتوت‌های طبی نیز محروم ساخته است.

ادامه مطلب


1 سال قبل - 459 بازدید

صندوق جمعیت سازمان ملل (UNFPA) به مناسبت روز جهانی جوانان اعلام کرده است که حدود ۶۳ درصد جمعیت افغانستان را افراد زیر ۲۵ سال تشکیل می‌دهند. این سازمان با نشر بیانیه‌ای گفته است که با مشارکت معنی‌دار آن‌ها تلاش‌های بشردوستانه و توسعه اثرگذارتر و پایدارتر خواهد بود. در حالی که بیش از ۲۰ میلیون نفر در افغانستان با بحران گرسنگی روبرو هستند، برپایه برخی برآوردها، نرخ بیکاری در کشور بالای ۱۴ درصد است. سازمان ملل تخمین زده است که بیش از ۵۰۰ هزار نفر پس از روی کار آمدن حکومت سرپرست در ۲۰۲۱ میلادی بیکار شدند. حکومت فعلی در افغانستان اشتغال زنان را ممنوع کرده است. جمعیت افغانستان تا اکنون سرشماری نشده است، اما چند روز قبل عصمت‌الله حکیمی، معاون اداره احصائیه و معلومات گفته بود که جمعیت افغانستان در سال جاری ۳۵ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر برآورد شده است. با وجود این، سازمان ملل، جمعیت این کشور را حدود ۴۳ میلیون نفر برآورد کرده است. برپایه آمار سازمان ملل، ۴۳ درصد از این جمعیت زیر ۱۴ سال‌اند و ۵۵ درصد دیگر ۱۵ تا ۶۴ ساله، یعنی در سن کار هستند و تنها دو درصد جمعیت کشور بالای ۶۵ سال‌اند. صندوق جمعیت سازمان ملل همچنین برآورد کرده که امید به زندگی در میان مردان در روز تولد ۶۲ سال و در میان زنان ۶۸ سال است.

ادامه مطلب