برچسب: افغانستان

2 ماه قبل - 84 بازدید

مسوولان در ریاست صحت‌ عامه‌ی حکومت سرپرست ولایت بدخشان درتازه‌ترین مورد مدعی شده‌اند که در ۱۱ ماه گذشته، ۱۶ هزار کودک در این ولایت به بیماری سوءتغذیه مبتلا شده‌اند. جاوید محبی، مسوول بخش تغذیه ریاست صحت‌ عامه‌ی بدخشان گفته است که از میان ۱۶ هزار کودک مبتلا به این بیماری، بیش از ۶۰ تن شان بر اثر سوءتغذیه جان باخته‌اند. آقای محبی فقر، بیکاری، عدم دسترسی به خدمات صحی و دسترسی محدود خانواده‌ها به غذای کافی را از عوامل اصلی افزایش موارد سوءتغذیه در بدخشان گفته است. همچنین مسوول بخش تغذیه‌ی ریاست صحت عامه‌ در بدخشان در ادامه تاکید کرده است که بسیاری از مناطق این ولایت به خدمات صحی منظم دسترسی ندارند. قابل ذکر است که برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد (WFP) در افغانستان چندی پیش در گزارشی نوشته بود که وضعیت امنیت غذایی در افغانستان بحرانی است. بر اساس گزارش این نهاد، ۱۷ میلیون نفر در افغانستان با گرسنگی حاد روبه‌رو هستند و حدود ۴ میلیون کودک در معرض خطر سوءتغذیه قرار دارند. همچنسن برنامه جهانی غذای سازمان ملل پیش‌بینی کرده بود که سوءتغذیه کودکان نیز افزایش خواهد یافت و در سال آینده نزدیک به چهار میلیون کودک را تحت تأثیر قرار خواهد دهد.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 125 بازدید

نصیراحمد فایق، سرپرست نمایندگی دایمی افغانستان در سازمان ملل درتازه‌ترین مورد بر ضرورت تدوین «کنوانسیون پیشگیری و مجازات جنایات علیه بشریت» تاکید کرده و خواستار شناسایی آپارتاید جنسیتی به‌عنوان جنایت علیه بشریت شده است. آقای فایق با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که زنان و دختران در افغانستان، قربانی خشونت‌های سیستماتیک و سازمان‌یافته‌اند. وی در سازمان ملل متحد در سخنرانی خود از تدوین کنوانسیون پیشگیری و مجازات جنایات علیه بشریت حمایت کرده و نبود معاهده‌ی اختصاصی را «مانع پیش‌گیری و پاسخ‌گویی موثر» دانسته است. همچنین سرپرست نمایندگی دایمی افغانستان در سازمان ملل هشدار داده است که جنایت علیه بشریت از جمله بازداشت خودسرانه، ناپدیدسازی، شکنجه، آزار و جابه‌جایی اجباری در افغانستان ادامه دارد. او در بخشی از صحبت‌هایش «خواستار توجه جدی به آپارتاید جنسیتی به‌عنوان جنایت علیه بشریت» به‌عنوان یک موضوع حقوقی شده و بر «حمایت، مشارکت و جبران خسارت برای قربانیان، به‌یژه زنان، کودکان و بیجاشدگان» تاکید کرده است. فایق در پایان سخنرانی خود گفته که كنوانسيون آينده بايد مسووليت داخلى را تقويت كرده و همكارى موثر بين‌المللى را نیز تضمين نمايد. این در حالی است که دو روز پیش نیز شماری از کارشناسان سازمان ملل از کشورهای عضو خواسته بود که باید در مذاکرات پیش‌رو درباره پیمان جدید «پیشگیری و مجازات جنایات علیه بشریت»، «آپارتاید جنسیتی» در افغانستان را به‌عنوان یک جنایت به رسمیت بشناسند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 138 بازدید

مسوولان در فرماندهی پولیس ولایت ننگرهار می‌گویند که براثر انفجار بالن گاز در یک خانه در ولسوالی «اسپین غر» این ولایت، دو زن جان باخته و دو کودک زخمی شده‌اند. سید طیب حماد، سخنگوی فرماندهی پولیس ننگرهار گفته است که این انفجار دیشب (سه‌شنبه، ۳۰ جدی) در «شدل رغزی» از مربوطات ولسوالی اسپین غر رخ داده است. وی در ادامه تاکید کرده است که کودکان زخمی جهت درمان به شفاخانه منتقل شده‌اند. هویت و سن قربانیان، و وضعیت صحی زخمی‌های این رویداد مشخص نشده است. سخنگوی فرماندهی پولیس ولایت ننگرهار در ادامه افزوده است که علت این انفجار هنوز روشن نیست و تحقیقات در این مورد آغاز شده است. این در حالی است که چهارشنبه هفته‌ی پیش نیز در پی انفجار یک بالون گاز در ولسوالی بتی‌کوت این ولایت، ۱۴ تن به‌شمول چهار کودک زخمی شدند. این بالون گاز در داخل یک هوتل منفجر شده بود که در نتیجه‌ی آن ۱۴ تن از شاگردان هوتل به‌شمول چهار کودک حدودا ۱۲ ساله زخمی شده‌ بودند

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 121 بازدید

برنامه جهانی غذا اعلام کرده است که نهادهای سازمان ملل در نشست داووس در سوئیس هشدار داده‌اند که افزایش گرسنگی و آوارگی نه تنها بحران‌های انسانی، بلکه تهدیدهایی فزاینده برای ثبات اقتصاد جهان هستند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که در حال حاضر ۳۱۸ میلیون نفر در سراسر جهان با بحران گرسنگی و بدتر از آن مواجه‌اند. در اعلامیه هشدار داده است که کمبود شدید منابع مالی، دامنه کمک‌رسانی آن را محدود کرده است، آن هم در زمانی که نیازها به‌سرعت در حال افزایش است. برنامه جهانی غذا تاکید کرده است که بر اساس برآوردهای کنونی، از مجموع ۱۳ میلیارد دالر بودجه درخواستی این نهاد، کمتر از نیمی از آن تأمین خواهد شد؛ موضوعی که باعث می‌شود این سازمان تنها بتواند به حدود ۱۱۰ میلیون نفر کمک برساند. اعلامیه به نقل از رانیا داگاش کامارا، معاون اجرایی برنامه جهانی غذا نوشته است: «گرسنگی باعث آوارگی، درگیری و بی‌ثباتی می‌شود و این‌ پدیده‌ها نه‌تنها جان انسان‌ها را تهدید می‌کنند، بلکه همان بازارهایی را مختل می‌کنند که کسب‌وکارها به آن‌ها وابسته‌اند.» او افزوده است که جهان نمی‌تواند بازارهای باثباتی را بر پایه وجود ۳۱۸ میلیون انسان گرسنه بنا کند. خانم داگاش کامارا که در نشست داووس در سوئیس حضور دارد، گفته است که بخش خصوصی به‌طور مستقیم در حل ناامنی غذایی ذی‌نفع است و از شرکت‌ها خواست در زنجیره‌های تأمین، فناوری و نوآوری سرمایه‌گذاری کنند. برنامه جهانی غذا از رهبران و سرمایه‌گذاران حاضر در داووس می‌خواهد که گرسنگی و امنیت غذایی را در اولویت‌های اصلی خود نگه دارند. سازمان بین‌المللی مهاجرت نیز از رهبران سیاسی و اقتصادی حاضر در نشست داووس خواسته است مهاجرت را نه به‌عنوان یک بار و فشار، بلکه به‌عنوان محرکی برای رشد اقتصادی بازنگری کنند. امی پوپ، مدیرکل سازمان بین‌المللی مهاجرت، گفت: «مهاجرت، اگر به‌طور مسئولانه مدیریت شود، یکی از قدرتمندترین عوامل توسعه است.»

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 95 بازدید

بخش زنان سازمان ملل متحد(UN Women)  درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۱۶ هزار و ۶۰۰ سازمان در ۹۵ کشور اکنون توانمندتر شده‌اند تا خدمات بهتری به زنان ارائه دهند. این سازمان با نشر گزارشی گفته است که این توانمندسازی نه به‌طور تصادفی، بلکه با برنامه‌ریزی و طراحی مشخص انجام شده است و هدف آن تقویت تغییرات مردمی و برجسته کردن رهبری زنان است. بخش زنان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که رشد و توانمندسازی سازمان‌های محلی سبب پیشرفت برابری و فرصت‌های برابر برای زنان و دختران می‌شود. همچنین پیش از این نیز بخش زنان سازمان ملل متحد اعلام کرده بود که در سال ۲۰۲۶ میلادی، از رهبری زنان در سراسر جهان حمایت خواهد کرد. در حالی این سازمان از حمایت زنان و دختران در ۹۵ کشور خبر می‌دهد که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 119 بازدید

هیچ‌کس نفهمید اولین چیزی که در وجود مریم شکست، صدا بود؛ نه صدای فریاد و نه صدای گریه، بلکه صدای زنگ مکتب. همان زنگی که سال‌ها صبح‌ها در گوشش می‌پیچید و به او می‌فهماند که دیر شده، که باید بدود، که زندگی منتظرش نمی‌ماند. روزی که آن صدا خاموش شد، همه فکر کردند فقط مکتب بسته شده است، اما مریم خوب می‌دانست چیزی عمیق‌تر از یک دروازه آهنی بسته شده؛ انگار درونش را قفل کرده باشند و کلیدش را با خود برده باشند. آن صبح، کابل مثل همیشه بیدار می‌شد. دکان‌دارها کرکره‌ها را بالا می‌کشیدند، موترها بوق می‌زدند و گرد و خاک در هوا می‌رقصید، اما برای مریم، شهر ایستاده بود. او کنار پنجره نشسته بود، زانوهایش را بغل کرده و به کوچه خیره مانده بود. پسرکی با کیف مکتب از مقابل خانه‌شان گذشت، بعد یکی دیگر و بعد چند نفر دیگر. مریم نگاه کرد؛ فقط نگاه کرد، بی‌آن‌که پلک بزند. انگار اگر پلک می‌زد، این صحنه محو می‌شد و او نمی‌خواست حتی این درد کوچک را از دست بدهد، چون آخرین پیوندش با چیزی بود که زمانی زندگی‌اش را معنا می‌داد. مریم در کابل به دنیا آمده بود و در همان‌جا بزرگ شده بود. چهارده سال از عمرش می‌گذشت، اما زندگی‌اش پر از مکث‌های ناخواسته بود؛ مکث‌هایی که هیچ‌وقت انتخابشان نکرده بود. خانه‌شان در یکی از محله‌های فقیرنشین شهر بود؛ خانه‌ای با دیوارهای رنگ‌باخته، دری که خوب بسته نمی‌شد و اتاق‌هایی که یا همیشه سرد بودند یا همیشه گرم، اما هیچ‌وقت راحت نبودند. پدرش کارگر روزمزد بود و مادرش خیاطی می‌کرد. آن‌ها آدم‌های بدی نبودند، حتی بی‌رحم هم نبودند؛ فقط خسته بودند، خسته از زندگی‌ای که هیچ‌وقت با آن‌ها آسان نگرفته بود. زمانی که مریم مکتب می‌رفت، خستگی خانواده شکل دیگری داشت. پدرش وقتی می‌دید دخترش با کتاب از خانه بیرون می‌رود، شانه‌هایش کمی صاف‌تر می‌شد. مادرش وقتی لباس مکتب مریم را اتو می‌کرد، انگار آینده را صاف می‌کرد. آن روزها فقر هنوز درد داشت، اما امید هم کنارش نشسته بود. حالا امید رفته بود و فقر مانده بود؛ تنها و سنگین. اولش گفتند موقتی است. مریم به همین «موقتی» دل بسته بود. هر روز صبح، مثل قبل بیدار می‌شد، لباس‌هایش را مرتب می‌کرد، موهایش را می‌بافت و کیفش را آماده نگه می‌داشت. مادر نگاهش می‌کرد و چیزی نمی‌گفت. پدر از خانه بیرون می‌رفت و چیزی نمی‌پرسید. همه منتظر بودند، اما انتظار هم خسته می‌شود. هفته‌ها گذشت، ماه‌ها آمد، فصل‌ها عوض شد و دروازه مکتب باز نشد. یک روز، مریم فهمید دیگر کسی منتظر نیست. آن روزی بود که مادرش گفت: «دیگه خودت را عادت بده، درس فعلاً نیست.» همین یک جمله، آرام و کوتاه، مثل ضربه‌ای آهسته اما عمیق، در دل مریم نشست. «فعلاً» یعنی چه؟ فعلاً تا کی؟ هیچ‌کس جواب نداشت. از آن روز، زمان شکل عجیبی گرفت. صبح‌ها بی‌هدف شروع می‌شدند و شب‌ها بی‌نتیجه تمام. مریم در خانه کمک می‌کرد، آب می‌آورد، ظرف می‌شست و خیاطی مادر را تماشا می‌کرد. کارها تمام می‌شدند، اما روز نه؛ روز همیشه ادامه داشت، کش می‌آمد و سنگین می‌شد. او گاهی کنار دیوار می‌نشست و به نقطه‌ای خیره می‌ماند که خودش هم نمی‌دانست چیست؛ انگار مغزش دنبال چیزی می‌گشت که دیگر وجود نداشت. کتاب‌هایش هنوز همان‌جا بودند. او نمی‌توانست آن‌ها را دور بیندازد. شب‌ها، وقتی همه خواب بودند، چراغ کوچک را روشن می‌کرد و یکی از کتاب‌ها را باز می‌کرد. بعضی صفحه‌ها را از حفظ بود و بعضی تمرین‌ها را قبلاً حل کرده بود، اما حالا هر خطی که می‌خواند، به سوالی تازه تبدیل می‌شد: اگر قرار نیست ادامه بدهم، این‌ها به چه درد می‌خورد؟ اگر آینده‌ای نیست که برایش آماده شوم، دانستن چه فایده‌ای دارد؟ همین سوال‌ها کتاب را از دستش می‌گرفت و اشک را جای آن می‌گذاشت. کم‌کم نگاه‌ها عوض شد و حرف‌ها آرام‌آرام راه‌شان را به خانه باز کردند؛ خاله‌ای که گفت دختر بی‌مکتب زیاد می‌ماند، همسایه‌ای که گفت سنش بالا می‌رود و زنی که گفت بهتر است زودتر سر و سامان بگیرد. هیچ‌کدام مستقیم با مریم حرف نمی‌زدند، اما همه حرف‌ها به او می‌رسید. او یاد گرفت گوش بدهد و وانمود کند نمی‌شنود؛ این سخت‌ترین نوع شنیدن بود. شب‌ها، وقتی در بستر دراز می‌کشید، به سقف نگاه می‌کرد و فکر می‌کرد اگر مکتب می‌رفت، حالا چه کسی بود. شاید صنف نهم، شاید دهم؛ شاید شاگردی که معلم نامش را می‌دانست، شاید دختری که هنوز از آینده نمی‌ترسید. این «شاید»ها مثل سایه دورش می‌چرخیدند و خواب را از چشم‌هایش می‌گرفتند. خواب که می‌آمد، مهربان نبود؛ همیشه یک خواب تکراری. خودش را می‌دید که دوباره به مکتب رسیده، دروازه باز است و حویلی پر از صدا. قدم برمی‌دارد، اما هرچه جلوتر می‌رود، زمین کش می‌آید. وقتی به درِ صنف می‌رسد، زنگ می‌خورد و همه داخل می‌شوند، جز او. او پشت در می‌ماند؛ تنها و بی‌صدا. درست همان‌جا بیدار می‌شد، با قلبی که تند می‌زد و چشمانی که خیس بودند. کابل برایش تغییر کرده بود. خیابان‌ها همان بودند، اما نگاه او عوض شده بود. دیگر شهر را با امید نمی‌دید؛ با مقایسه می‌دید. هر دختری که می‌خندید، هر دختری که آزادانه راه می‌رفت، هر دختری که از آینده حرف می‌زد، آینه‌ای می‌شد که مریم نمی‌خواست در آن نگاه کند. او کم‌کم خودش را جمع کرد؛ صدایش را، نگاهش را، آرزوهایش را. گاهی فکر می‌کرد اگر هیچ‌وقت مکتب نمی‌رفت، شاید این‌قدر درد نداشت؛ اما رفته بود، چشیده بود، فهمیده بود و حالا محرومیت برایش فقط نداشتن نبود، از دست دادن بود. پدرش کمتر حرف می‌زد و مادرش بیشتر آه می‌کشید. خانه پر از سکوت‌هایی شده بود که کسی جرئت شکستن‌شان را نداشت. مریم حس می‌کرد باری است روی دوش خانواده؛ نه به‌خاطر کاری که کرده بود، بلکه به‌خاطر کاری که دیگر اجازه نداشت بکند. این احساس، آرام‌آرام ستون فقراتش را خم کرد. اما با همه این‌ها، چیزی درونش هنوز کاملاً نمرده بود؛ نه امیدی بزرگ و نه رویایی واضح، فقط حسی مبهم، شبیه نفس‌کشیدن در تاریکی. حسی که می‌گفت اگر کاملاً تسلیم شود، دیگر هیچ‌چیزی از خودش باقی نمی‌ماند. او گاهی زیر لب، بی‌آن‌که کسی بشنود، می‌گفت: «من هنوز هستم.» همین جمله کوتاه، گاهی تنها چیزی بود که نگهش می‌داشت. مریم هنوز در کابل زندگی می‌کند؛ هنوز همان خانه، همان کوچه، همان پنجره. هنوز دختر است، اما دختری که زودتر از وقتش سنگینی دنیا را یاد گرفته. او از مکتب باز ماند، اما قصه‌اش آن‌جا تمام نشد؛ قصه‌اش کش آمد و طولانی شد، مثل روزهایش، مثل انتظارش. او یکی از هزاران دختری است که زندگی‌شان بی‌صدا تغییر کرد؛ نه با انفجار و نه با فریاد، بلکه با یک تصمیم، با یک درِ بسته، با یک زنگی که دیگر به صدا درنیامد. روایت مریم، روایت سکوت است؛ سکوتی که هر روز بلندتر می‌شود و اگر شنیده نشود، یک نسل را در خود خفه می‌کند. و مریم، هر صبح که بیدار می‌شود، هنوز ناخودآگاه گوش می‌دهد؛ شاید جایی، خیلی دور، زنگی دوباره به صدا درآید. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 113 بازدید

دولت آلمان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که تقریبا نیمی از شهروندان افغانستان که وعده رسمی پذیرش برای ورود به این کشور را دریافت کرده‌اند، دیگر اجازه سفر نخواهند داشت. بر بنیاد پاسخ‌ دولت آلمان به پرسش پارلمانی حزب چپ، در مجموع دو هزار و ۳۰۸ شهروند افغانستان که در پاکستان منتظر انتقال به آلمان بودند، شامل این تصمیم شده‌اند. در اعلامیه آمده است که از زمان آغاز به کار دولت ائتلافی جدید به رهبری فریدریش مرتس در سال گذشته، ۷۸۸ شهروند افغانستان وارد آلمان شده‌اند و حدود ۴۱۰ تن دیگر هنوز در روند خروج از پاکستان و انتقال به آلمان قرار دارند. دولت آلمان گفته است که مصاحبه‌های انفرادی برای بررسی نگرانی‌های امنیتی، به جز چند مورد محدود، تکمیل شده است. در ادامه آمده است که این افراد پیش از این در چارچوب برنامه‌های پذیرش که در دوره دولت پیشین آلمان تصویب شده بود، وعده ورود دریافت کرده بودند. با این حال، پس از روی کار آمدن دولت جدید متشکل از احزاب اتحاد دموکرات مسیحی و سوسیال دموکرات، برنامه‌های پذیرش شهروندان افغانستان به حالت تعلیق درآمد و صدها نفر با وجود داشتن وعده قبلی، پاسخ منفی دریافت کردند. در شماری از موارد، دادگاه‌های اداری آلمان حکم داده‌اند که برخی از این وعده‌ها از نظر حقوقی الزام‌آور بوده است، اما دولت فدرال تاکید کرده که در دیگر برنامه‌ها اختیار لغو این تعهدات را دارد و از این اختیار استفاده کرده است. تنها در مورد بخشی از همکاران پیشین نهادهای آلمانی، یک قاعده استثنایی اعمال شده است. همچنین کلارا بونگر، سخنگوی سیاست مهاجرتی حزب چپ، این اقدام دولت را به شدت مورد انتقاد قرار داده و گفته است رها کردن نیمی از شهروندان افغانستان در معرض خطر که به آنان وعده پذیرش داده شده بود، غیرمسوولانه و غیرانسانی است. او تاکید کرده است که این افراد سال‌ها با حمایت آلمان در پاکستان اسکان داده شده بودند و اکنون در معرض بازگشت به افغانستان و خطرات ناشی از حاکمیت طالبان قرار دارند. باید گفت که بخش بزرگی از این افغانستانی‌ها همچنان در پاکستان بلاتکلیف مانده‌اند و سرنوشت آنان پس از لغو این وعده‌ها روشن نیست، در حالی که دولت آلمان مسوولیت مستقیم خود در قبال همه این افراد را رد می‌کند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 106 بازدید

زرقا یفتلی، فعال آموزش دختران و رییس شبکه‌‌‌ی پژوهشی و دادخواهی برای زنان و کودکان افغانستان، به‌عنوان یکی از برندگان «جایزه شیخ زاید برای برادری انسانی» در سال ۲۰۲۶ میلادی معرفی شده است. اهدا کنندگان این جایزه با نشر اعلامیه‌ای گفته‌اند که زرقا یفتلی به‌دلیل فراهم‌سازی منابع آموزشی، حمایت‌های روانی‌–اجتماعی برای بیش از «۱۰۰ هزار تن» از دختران و کودکان در افغانستان، تقدیر شده است. در اعلامیه آمده است که تلاش‌های یفتالی سبب شده است که «امید» و امکان دسترسی به آموزش برای دخترانی که در محیط‌های محدودکننده زندگی می‌کنند، فراهم شود. بانو یفتلی در واکنش به دریافت این جایزه‌ گفته است که از دریافت‌اش عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفته و آن را پیامی معنادار برای زنان افغانستانی می‌داند. او تاکید کرده است که دریافت این جایزه، به دانش‌آموزان مکتب‌های آنلاین و زنانی که در دوره‌های صلح، امنیت و رهبری شرکت دارند، امید و شجاعت می‌آفریند. مراسم اهدای این جایزه قرار است که در چهارم فبروری در شهر ابوظبی، پایتخت امارات متحده‌ی عربی برگزار شود. جایزه‌ی زاید، به پاس‌داشت از شیخ زاید، بنیان‌گذار امارات متحده‌ی عربی نام‌گذاری شده و همه‌ساله به افراد یا نهادهایی تعلق می‌گیرد که در ترویج صلح، هم‌بستگی انسانی و هم‌زیستی نقش مهمی داشته باشند. این جایزه در حالی به زرقا یفتلی اهدا می‌‌شود که پس از تسلط دوباره حکومت فعلی در افغانستان، دختران دانش‌آموز و دانش‌جو از رفتن به مکتب و دانشگاه تا اطلاع ثانوی ممنوع شدند. این محدودیت‌ها سبب شده است که نسل جدید دختران افغانستان با خطر محرومیت از آموزش و کاهش فرصت‌های شغلی و اجتماعی روبرو شوند. همچنین فعالان حقوق بشر همواره نگرانی جدی خود را نسبت به آینده تحصیلی و اجتماعی دختران در افغانستان ابراز کرده و خواهان لغو محدودیت‌های آموزشی در برابر دختران شدند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 110 بازدید

خبرگزاری رویترز درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با فرا رسیدن زمستان و کاهش کمک‌های بین‌المللی، بحران گرسنگی در افغانستان تشدید شده و میلیون‌ها تن با کمبود شدید غذا روبرو هستند. این خبرگزاری بامداد امروز (سه‌شنبه، ۳۰ جدی) با نشر گزارشی گفته است که بر اساس برآورد برنامه جهانی غذا، دست‌کم ۱۷ میلیون تن در افغانستان با گرسنگی حاد دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در بخشی از گزارش تاکید شده است که این وضعیت پس از کاهش گسترده کمک‌های خارجی وخیم‌تر شده است. خبرگزاری رویترز در ادامه افزوده است که اخراج گسترده شهروندان افغانستان از ایران و پاکستان نیز بر شدت بحران افزوده و بیش از ۲.۵ میلیون تن در یک سال گذشته به کشور بازگشته‌اند؛ افرادی که پیش‌تر با فرستادن پول به خانواده‌های‌شان نقش مهمی در تامین معیشت داشتند. همچنین برنامه جهانی غذا قبلاً هشدار داده است که با از میان رفتن فرصت‌های کاری در زمستان و قطع کمک‌ها، حدود سه میلیون تن دیگر نیز در معرض گرسنگی حاد قرار گرفته‌اند. این نهاد وابسته به سازمان ملل متحد تصریح کرد که در سال گذشته بالاترین میزان سوءتغذیه در افغانستان ثبت شده و پیش‌بینی می‌شود در سال ۲۰۲۶ میلادی حدود ۲۰۰ هزار کودک دیگر دچار سوءتغذیه حاد شوند. با این وجود سازمان‌های امدادی می‌گویند کمک‌های موجود برای پاسخ‌گویی به نیاز خانواده‌ها کافی نیست و در صورت تامین نشدن منابع مالی بیش‌تر، وضعیت انسانی در کشور بدتر خواهد شد. باید گفت که از چهار سال به این طرف، فقر و مشکلات اقتصادی در افغانستان به دلیل کاهش بودجه‌های حمایتی و کمک‌های بشردوستانه، نسبت به هر زمان دیگر به شدت افزایش یافته است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 136 بازدید

دفتر سازمان ملل متحد در جینوا درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که هر کودک حق دارد بدون خشونت و ترس بزرگ شود و کودکان باید همواره و در همه‌جا محافظت شوند. دفتر سازمان ملل متحد در جینوا بامداد امروز (دوشنبه، ۲۹ جدی/۱۹ جنوری) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که کودکان «هدف نیستند» و باید از هرگونه خشونت در امان بمانند. همچنین نهادهای بین‌المللی بارها هشدار داده‌اند که کودکان افغانستان نیز با شرایط دشوار و نگران‌کننده‌ای روبه‌رو هستند. فقر گسترده، ناامنی غذایی، محرومیت از آموزش و دسترسی محدود به خدمات بهداشتی، زندگی میلیون‌ها کودک در افغانستان را تحت تاثیر قرار داده و نگرانی‌ها درباره آینده آن‌ها را افزایش داده است. در حالی این سازمان بر دفاع از حقوق کودکان تاکید می‌کند که حکومت سرپرست پس از بازگشت به قدرت، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را در سراسر کشور ممنوع کرده‌اند؛ تصمیمی که با واکنش‌های گسترده داخلی و بین‌المللی روبرو شده، اما با گذشت بیش از چهار سال، هم‌چنان پابرجا مانده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب