برچسب: کودکان

17 ساعت قبل - 83 بازدید

گاهی وقت‌ها وقتی دختر دو ساله‌اش در میان حویلی کوچک خانه می‌دود، دست‌هایش را باز می‌کند و بی‌هدف دور خودش می‌چرخد، فرشته بی‌اختیار لبخند می‌زند؛ اما این لبخند تنها چند لحظه دوام می‌آورد. خیلی زود نگاهش به جایی دور خیره می‌شود؛ به سال‌هایی که خودش نیز دختری پرجنب‌وجوش و سرشار از آرزو بود. در ذهنش بارها همان صحنه‌ها تکرار می‌شوند؛ روزهایی که پس از پایان درس‌های مکتب، با شتاب کتاب‌هایش را کنار می‌گذاشت، لباس سفید تکواندو را می‌پوشید و با شوق به باشگاهی می‌رفت که برایش تنها یک سالن ورزشی نبود، بلکه دنیایی بود که در آن احساس قدرت، آزادی و امید می‌کرد. هر بار که وارد تشک مسابقه می‌شد، باور داشت آینده‌اش می‌تواند با تلاش خودش ساخته شود. آن روزها تصور می‌کرد اگر سخت تمرین کند، روزی در مسابقات بزرگ شرکت خواهد کرد، مدال خواهد گرفت و ثابت خواهد ساخت که دختران افغانستان نیز می‌توانند قهرمان باشند. فرشته در خانواده‌ای معمولی بزرگ شده بود. پدرش کارگر بود و درآمد اندکی داشت، اما با وجود دشواری‌های زندگی، هیچ‌گاه مانع علاقه دخترش به ورزش نشد. مادرش نیز هرچند گاهی از آسیب دیدن او نگران می‌شد، اما وقتی شوق و شادی را در چشمان دخترش می‌دید، سکوت می‌کرد. فرشته شاگرد خوبی در مکتب بود و معلمانش همیشه از پشتکار و علاقه‌اش به درس تعریف می‌کردند. او میان کتاب و ورزش تعادل برقرار کرده بود و باور داشت می‌تواند هم تحصیل کند و هم ورزشکار موفقی شود. آینده برایش پر از تصویرهای روشن بود؛ دانشگاه، مسابقات ورزشی و زندگی‌ای که خودش برای آن تصمیم می‌گرفت. اما یک روز همه چیز ناگهان تغییر کرد. خبر بسته شدن مکتب‌ها برای دختران، مانند سایه‌ای سنگین بر زندگی او افتاد. روزی که آخرین بار از دروازه مکتب بیرون آمد، هرگز تصور نمی‌کرد آن خداحافظی شاید سال‌ها ادامه پیدا کند. چند روز بعد، تمرین‌های تکواندو نیز متوقف شد و باشگاهی که همیشه پر از صدای تشویق و هیجان بود، به سکوت فرو رفت. لباس سفید تکواندویش روی چوب‌لباسی ماند و هر روز که از کنار آن عبور می‌کرد، احساس می‌کرد بخشی از وجودش نیز همان‌جا بی‌حرکت مانده است. آن روزها برای فرشته تنها از دست دادن مکتب و ورزش نبود؛ گویی بخشی از هویت و آینده‌ای که برای خودش ساخته بود، از او گرفته شده بود. او ناگهان از دختری که هر روز برای رسیدن به هدف‌هایش برنامه داشت، به کسی تبدیل شد که بیشتر وقت‌ها باید منتظر تصمیم دیگران می‌ماند. گاهی کتاب‌های درسی‌اش را ورق می‌زد و به صفحه‌هایی نگاه می‌کرد که دیگر فرصت آموختن از آن‌ها را نداشت. دوستانش نیز هر کدام به سرنوشت‌های متفاوتی رفتند و فاصله میان آرزوهای گذشته و واقعیت امروز، برایش سنگین‌تر می‌شد. با این حال، در دلش هنوز امید کوچکی زنده بود؛ امیدی که به او می‌گفت شاید مسیر زندگی تغییر کرده باشد، اما علاقه‌اش به یادگیری و پیشرفت هنوز از بین نرفته است. خانه نیز دیگر مانند گذشته نبود. مشکلات اقتصادی هر روز بیشتر می‌شد و نگرانی آینده، ذهن همه اعضای خانواده را درگیر کرده بود. چند ماه پس از بسته شدن مکتب، صحبت از خواستگاری مردی شد که چند سال از او بزرگ‌تر بود. فرشته هنوز امیدوار بود شرایط تغییر کند و دوباره بتواند به مکتب برگردد، اما کسی از امیدهای او نمی‌پرسید. تصمیم‌ها یکی پس از دیگری گرفته شدند و او فقط نظاره‌گر سرنوشتی بود که دیگران برایش نوشته بودند. خیلی زود لباس عروسی جای لباس تکواندو را گرفت؛ تغییری که برای دیگران شاید عادی بود، اما برای فرشته به معنای پایان دنیایی بود که سال‌ها برای ساختنش تلاش کرده بود. امروز او نوزده سال دارد و مادر دختری دو ساله است. مسئولیت خانه و فرزند، تمام ساعت‌های روزش را پر کرده است، اما هیچ‌کدام از این مسئولیت‌ها نتوانسته‌اند علاقه او به یادگیری را از بین ببرند. اگرچه از ادامه تحصیل بازمانده است، اما هر بار که کتابی به دستش می‌رسد، با اشتیاق آن را می‌خواند. کتاب برای او تنها چند صفحه کاغذ نیست؛ پلی است میان زندگی امروز و آینده‌ای که هنوز به آن امید دارد. او داستان می‌خواند، کتاب‌های تربیت کودک را مطالعه می‌کند، درباره روان‌شناسی، اخلاق و تاریخ می‌آموزد تا هر روز چیزی تازه یاد بگیرد. باور دارد مادری که آگاه باشد، می‌تواند آینده بهتری برای فرزندانش بسازد. همسرش گاهی با تعجب می‌پرسد چرا این همه مطالعه می‌کند، در حالی که دیگر مکتبی وجود ندارد که به آن برگردد. فرشته در پاسخ فقط لبخند می‌زند و می‌گوید: «اگر نتوانستم شاگرد مکتب باشم، هنوز می‌توانم شاگرد زندگی باشم.» او نمی‌خواهد دخترش مادری داشته باشد که پاسخ پرسش‌هایش را نداند یا او را از یادگیری دور کند. آرزو دارد روزی فرزندانش به او افتخار کنند؛ نه به خاطر ثروت یا مقام، بلکه به خاطر دانشی که با سختی و امید به دست آورده است. هر بار که دختر کوچکش با ذوق می‌پرد یا دستانش را مانند ورزشکاران تکان می‌دهد، قلب فرشته تندتر می‌تپد. او ساعت‌ها به آینده دخترش فکر می‌کند. در ذهنش بارها تصویر روزی را می‌سازد که دست دخترش را بگیرد و او را به یک باشگاه ورزشی ببرد. برای او مهم نیست آن باشگاه تکواندو باشد یا رشته‌ای دیگر؛ مهم این است که دخترش فرصت انتخاب داشته باشد، فرصت تجربه کردن، یاد گرفتن و رسیدن به رؤیاهای خودش. فرشته نمی‌خواهد دخترش زندگی او را تکرار کند. نمی‌خواهد روزی او نیز با حسرت از آرزوهای ناتمامش سخن بگوید. گاهی شب‌ها، وقتی دخترش خوابیده است، صندوقچه کوچکی را باز می‌کند که هنوز لباس تکواندویش در آن نگهداری می‌شود. پارچه سفید لباس دیگر مانند گذشته درخشان نیست، اما برای او ارزشمندترین یادگار سال‌های نوجوانی است. لباس را روی زانوهایش می‌گذارد، با دست روی آرم باشگاه می‌کشد و خاطرات روزهایی را به یاد می‌آورد که صدای تشویق مربی، انگیزه ادامه راهش بود. اشک‌هایش آرام روی لباس می‌چکد، اما آن را دوباره با دقت تا می‌کند و در صندوق می‌گذارد؛ نه به این دلیل که گذشته را فراموش کرده، بلکه چون می‌خواهد آن را به عنوان یادآوری آرزوهایش حفظ کند. با وجود همه این حسرت‌ها، فرشته نمی‌گذارد ناامیدی وارد دلش شود. او باور دارد شاید نتوانسته باشد زندگی دلخواهش را تجربه کند، اما هنوز فرصت دارد آینده فرزندانش را بهتر بسازد. امروز بزرگ‌ترین آرزوی فرشته دیگر ایستادن روی سکوی قهرمانی نیست. او آرزو دارد روزی در کنار میدان مسابقه بنشیند، دخترش را در حالی که با اعتمادبه‌نفس وارد رقابت می‌شود تشویق کند و از دور با افتخار نگاهش کند. شاید آن روز هیچ‌کس نداند که اشک‌های شوق مادر، از سال‌ها حسرت و امید سرچشمه می‌گیرد، اما خود فرشته خواهد دانست که هر صفحه کتابی که خوانده، هر سختی‌ای که تحمل کرده و هر امیدی که در دلش زنده نگه داشته، بیهوده نبوده است. او باور دارد اگر بتواند فرزندانی آگاه، مهربان، بااخلاق و موفق به جامعه تقدیم کند، بخشی از آرزوهای ازدست‌رفته‌اش دوباره جان خواهند گرفت و زندگی‌اش، با همه تلخی‌ها، معنایی تازه پیدا خواهد کرد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 روز قبل - 76 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان ملل متحد هشدار داده است که همزمان با نزدیک شدن افغانستان به اوج فصل گرسنگی، ۳.۷ میلیون کودک زیر پنج سال در این کشور در معرض خطر سوءتغذیه قرار دارند. این نهاد با نشر گزارشی خواستار اقدام فوری برای جلوگیری از وخامت این بحران در سراسر افغانستان شده است. یونیسف در ادامه تاکید کرد که ناامنی غذایی و تغذیه‌ای، یکی از عوامل اصلی افزایش سوءتغذیه در میان کودکان افغانستان است. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل افزوده است که حفاظت از رژیم غذایی کودکان خردسال، به‌ویژه کودکان زیر دو سال، و تقویت خدمات پیشگیرانه باید در اولویت قرار گیرد. در این گزارش با عنوان «خیلی کم، خیلی دیر؛ بحران رژیم غذایی کودکان خردسال در افغانستان» آمده است که برای نخستین‌بار، وضعیت سوءتغذیه کودکان و تجربه ناامنی غذایی در میان یک گروه مشترک از کودکان در سراسر ۳۴ ولایت افغانستان به‌صورت هم‌زمان بررسی شده است. یافته‌ها یونیسف نشان می‌دهند کاهش تنوع غذایی، حذف وعده‌های غذایی و گرسنگی کودکان، از نخستین نشانه‌های ورود به بحران سوءتغذیه است. بر اساس این گزارش، وضعیت سوءتغذیه در ۲۶ ولایت افغانستان نسبت به سال ۲۰۲۵ میلادی بدتر شده و این وخامت پیش از آغاز اوج فصل گرسنگی، از ماه جولای تا سپتامبر، رخ داده است. یونیسف می‌گوید که کودکان زیر دو سال بیشترین آسیب را دیده‌اند و ۸۳ درصد موارد سوءتغذیه حاد شدید و ۷۷ درصد موارد سوءتغذیه حاد متوسط را تشکیل می‌دهند. همچنین تاج‌الدین اویواله، نماینده یونیسف در افغانستان گفته است که کودکان خردسال حتی پیش از آغاز اوج فصل گرسنگی، بیش از گذشته در معرض سوءتغذیه قرار گرفته‌اند. وی تصریح کرد که کاهش وعده‌های غذایی و حذف غذاهای مغذی، نشانه‌های هشداردهنده‌ای است که باید پیش از تبدیل شدن به سوءتغذیه شدید، مورد توجه قرار گیرد. یونیسف هشدار داده است که شیوع بیماری‌ها، پوشش پایین واکسیناسیون، کمبود آب آشامیدنی، ضعف خدمات بهداشتی و کاهش بودجه کمک‌های بشردوستانه، بحران سوءتغذیه در افغانستان را تشدید کرده است. این نهاد از جامعه‌ی جهانی خواسته است با تأمین فوری بودجه، از برنامه‌های پیشگیرانه تغذیه، به‌ویژه برای کودکان ۶ تا ۲۳ ماهه و زنان باردار، حمایت کند تا از گسترش سوءتغذیه و پیامدهای مرگبار آن جلوگیری شود.

ادامه مطلب


2 روز قبل - 154 بازدید

فرماندهی پولیس ولایت غزنی اعلام کرده است که در پی واژگون‌شدن یک موتر مسافربری نوع ۵۸۰ در ولسوالی گیلان این ولایت، دو مرد و یک زن جان باخته و ۲۶ نفر دیگر زخمی شده‌اند. خالد سرحدی، سخنگوی فرماندهی پولیس غزنی گفته است که این حادثه صبح امروز (یک‌شنبه، ۲۱ سرطان) در منطقه‌ی «مطیع‌پل» از مربوطات ولسوالی گیلان رخ داده است. او علت وقوع این حادثه را خواب‌رفتن راننده هنگام رانندگی گفته است. خالد سرحدی در ادامه تاکید کرد که زخمیان برای درمان به شفاخانه‌ ولایتی غزنی منتقل شده‌اند، اما در مورد وضعیت آنان معلوماتی ارائه نکرده است. در روزهای اخیر ولایت‌های مختلف کشور شاهد حوادث ترافیکی مرگ‌بار بوده است. دیروز در پی وقوع دو حادثه‌ی ترافیکی در ننگرهار و سمنگان دست‌کم ۱۲ نفر جان باختند و ۱۵ نفر دیگر زخمی شدند. قابل ذکر است که حوادث ترافیکی سالانه در افغانستان جان صدها نفر را می‌گیرد و صدها زخمی ‏برجای می‌گذارد‎. علت وقوع اکثر این حوادث، بی‌احتیاطی رانندگان و خرابی جاده عنوان می‌شود.‏

ادامه مطلب


3 روز قبل - 86 بازدید

مقام‌های محلی در ولایت پنجشیر می‌گویند که یک مرد، چهار کودک را با موتر زیر گرفته و هر چهار کودک جان باخته‌اند. سیف‌الدین لتون، سخنگوی والی پنجشیر می‌گوید که این رویداد دیروز (جمعه، ۱۹ سرطان) در ساحه‌ی ولسوالی حصه‌اول پنجشیر رخ داده است. وی تاکید کرد که یک موتر نوع کرولا به‌دلیل سرعت زیاد و بی‌احتیاطی چهار کودک را زیر گرفته و هر چهار کودک جان باخته‌اند. آقای لتون درباره‌ی سن کودکان جزییات نداده است، اما این کودکان خردسال بودند. سخنگوی والی پنجشیر افزوده است که راننده‌ی موتر بازداشت شده است. منابع محلی در پنجشیر نیز می‌گویند که این رویداد در منطقه‌ی عمرض ولسوالی حصه‌اول رخ داده و راننده‌ی موتر یک گردشگر است که برای تفریح به پنجشیر آمده بود. قابل ذکر است که حوادث ترافیکی سالانه در افغانستان جان صدها نفر را می‌گیرد و صدها زخمی ‏برجای می‌گذارد‎. علت وقوع اکثر این حوادث، بی‌احتیاطی رانندگان و خرابی جاده عنوان می‌شود.‏

ادامه مطلب


4 روز قبل - 98 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که مادران و کودکان در منطقه «پنگانی» بدخشان به خدمات اساسی صحی در نزدیک محل زند‌گی‌شان دسترسی پیدا کرده‌اند. این سازمان با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در بدخشان، دسترسی به خدمات صحی می‌تواند تفاوت میان مرگ و زند‌گی را رقم بزند. دفتر هماهنگی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرد که حمایت‌های بشردوستانه این سازمان زمینه ارائه خدمات صحی ضروری برای مادران و کودکان در «پنگانی» را فراهم کرده است. این سازمان در ادامه افزوده است که خدمات صحی ارائه شده شامل زایمان مصون و درمان سوءتغذیه برای کودکان و مادران می‌باشد. اوچا تصریح کرد که نزدیک‌تر شدن خدمات صحی به مناطق دورافتاده، نقش مهمی در بهبود دسترسی مردم به مراقبت‌های درمانی دارد. قابل ذکر است که میزان مرگ‌ومیر مادران در این کشور ۵۲۱ مورد در هر ۱۰۰ هزار تولد زنده است. این در حالی است که نظام بهداشت افغانستان از دهه‌ها به این‌سو با چالش‌های گسترده از جمله کم‌بود مرکزهای درمانی، پزشکان متخصص و دارو روبرو است. در بسیاری از ولایت‌های دوردست این کشور هنوز هم مرکزهای درمانی وجود ندارد.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 115 بازدید

تاج‌الدین اویوالی، نماینده یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افغانستان در مبارزه با فلج اطفال پیشرفت‌های مهمی داشته، اما تلاش‌ها برای ریشه‌کن کردن این بیماری همچنان ادامه دارد. آقای اویوالی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در سفر به قندهار با کودکان و خانواده‌هایی دیدار کرده که در برنامه‌های واکسیناسیون فلج اطفال اشتراک داشتند. وی در ادامه تاکید کرده است که دسترسی هر کودک به واکسن، افغانستان را یک گام به سوی آینده عاری از فلج اطفال نزدیک‌تر می‌کند. یونیسف از همکاری شرکای ابتکار جهانی «ریشه‌کنی فلج اطفال» در حمایت از برنامه‌های واکسیناسیون در افغانستان قدردانی کرده است. همچنین یونیسف همواره بر تلاش‌ها برای رساندن واکسن به همه کودکان، برای جلوگیری از شیوع دوباره این بیماری تاکید کرده است. افغانستان و پاکستان همچنان تنها دو کشور جهان هستند که ویروس پولیوی وحشی در آن‌ها بومی باقی مانده است. در گزارش آمده است که افغانستان از آغاز سال جاری تا اکنون شش مورد پولیو و پاکستان سه مورد را ثبت کرده‌اند. در سال ۲۰۲۵ نیز افغانستان ۲۱ مورد و پاکستان ۳۱ مورد ابتلا را گزارش کرده بودند. همچنین گزارش از ادامه گردش ویروس در محیط خبر می‌دهد. بر بنیاد این آمار، افغانستان در سال ۲۰۲۶ تا اکنون ۳۴ نمونه محیطی مثبت و پاکستان ۹۰ نمونه مثبت ثبت کرده‌اند. در نظارت محیطی، نمونه‌های فاضلاب برای شناسایی نشانه‌های انتقال ویروس پولیو آزمایش می‌شوند. این آمار در مقایسه با سال ۲۰۲۵ میلادی کاهش را نشان می‌دهد؛ سالی که افغانستان ۹۴ نمونه محیطی مثبت و پاکستان ۶۵۱ نمونه مثبت ثبت کرده بودند. سازمان جهانی صحت گفته است که یکی از موارد اخیر پولیو در افغانستان از طریق ردیابی افراد در تماس با بیمار شناسایی شده که اهمیت نظام‌های نظارتی در کشف زنجیره انتقال ویروس را برجسته می‌سازد.

ادامه مطلب


6 روز قبل - 90 بازدید

خانواده نخستین و مهم‌ترین نهاد اجتماعی است که هر انسان در آن رشد می‌کند و شخصیت او شکل می‌گیرد. از همان لحظه‌های آغازین زندگی، کودک در محیط خانواده با مفاهیمی مانند عشق، محبت، امنیت، احترام و مسئولیت آشنا می‌شود. کیفیت روابط خانوادگی تأثیر عمیقی بر سلامت جسمی و روانی افراد دارد. در میان عوامل گوناگون مؤثر بر سلامت روان، محبت خانواده از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. محبت نه‌تنها احساس امنیت و آرامش را در افراد ایجاد می‌کند، بلکه زمینه رشد شخصیت، افزایش اعتمادبه‌نفس و توانایی مقابله با مشکلات زندگی را نیز فراهم می‌سازد. به همین دلیل، بررسی تأثیر محبت خانواده بر سلامت روان از اهمیت فراوانی برخوردار است. سلامت روان تنها به معنای نبود بیماری‌های روانی نیست، بلکه حالتی از رفاه و تعادل روانی است که در آن فرد می‌تواند توانایی‌های خود را بشناسد، با فشارهای معمول زندگی کنار بیاید، به‌طور مؤثر کار کند و نقش مفیدی در جامعه ایفا نماید. افرادی که از سلامت روان برخوردارند، احساس رضایت بیشتری از زندگی دارند، روابط اجتماعی بهتری برقرار می‌کنند و در مواجهه با مشکلات، تصمیم‌های منطقی‌تر و سنجیده‌تری می‌گیرند. سلامت روان تحت تأثیر عوامل مختلفی مانند شرایط اجتماعی، ویژگی‌های فردی و روابط خانوادگی قرار دارد. در این میان، خانواده به عنوان نزدیک‌ترین محیط زندگی فرد، نقش اساسی در شکل‌گیری سلامت روان ایفا می‌کند. شخصیت انسان از دوران کودکی شکل می‌گیرد و خانواده مهم‌ترین عامل در این فرایند است. کودکی که در محیطی سرشار از محبت، احترام و حمایت رشد می‌کند، معمولاً احساس ارزشمندی بیشتری دارد و اعتمادبه‌نفس او تقویت می‌شود. در مقابل، کودکانی که از محبت کافی برخوردار نیستند یا در محیطی پرتنش زندگی می‌کنند، بیشتر در معرض مشکلات روانی مانند اضطراب، افسردگی و احساس ناامنی قرار می‌گیرند. والدین از طریق رفتارهای روزمره خود، الگوهای فکری و رفتاری را به فرزندان منتقل می‌کنند. مهربانی، توجه و حمایت والدین به کودکان کمک می‌کند تا نگرشی مثبت نسبت به خود و دیگران داشته باشند و مهارت‌های اجتماعی لازم را کسب کنند. یکی از مهم‌ترین نیازهای روانی انسان، احساس امنیت است. محبت خانواده این احساس را در فرد ایجاد می‌کند که در هر شرایطی مورد پذیرش و حمایت قرار دارد. زمانی که اعضای خانواده به یکدیگر عشق می‌ورزند و از هم حمایت می‌کنند، محیطی امن و آرام به وجود می‌آید که فرد می‌تواند بدون ترس از قضاوت یا طرد شدن، احساسات و افکار خود را بیان کند. احساس امنیت روانی باعث کاهش استرس و نگرانی می‌شود. فردی که می‌داند خانواده‌اش در کنار او هستند، هنگام مواجهه با مشکلات زندگی کمتر دچار اضطراب می‌شود و توانایی بیشتری برای حل مسائل پیدا می‌کند. این امنیت روانی یکی از مهم‌ترین عوامل حفظ سلامت روان در تمام مراحل زندگی است. اعتمادبه‌نفس یکی از عناصر مهم سلامت روان است. افرادی که به توانایی‌های خود ایمان دارند، بهتر می‌توانند اهداف خود را دنبال کنند و در برابر شکست‌ها مقاومت نشان دهند. محبت خانواده نقش مهمی در شکل‌گیری اعتمادبه‌نفس دارد. هنگامی که والدین موفقیت‌های فرزندان را تشویق می‌کنند، به نظرات آنان احترام می‌گذارند و در مواقع شکست از آنان حمایت می‌کنند، احساس ارزشمندی در کودک تقویت می‌شود. چنین فردی در آینده نیز توانایی بیشتری برای تصمیم‌گیری، برقراری ارتباط با دیگران و مقابله با چالش‌های زندگی خواهد داشت. در مقابل، بی‌توجهی، سرزنش مداوم و نبود محبت می‌تواند موجب کاهش اعتمادبه‌نفس و ایجاد احساس ناتوانی شود. این مسئله در بلندمدت سلامت روان فرد را تهدید می‌کند. زندگی امروزی با فشارها و نگرانی‌های فراوانی همراه است. مشکلات تحصیلی، شغلی، اقتصادی و اجتماعی می‌توانند باعث افزایش اضطراب شوند. وجود یک خانواده مهربان و حمایتگر به افراد کمک می‌کند تا این فشارها را بهتر مدیریت کنند. هنگامی که فرد بتواند نگرانی‌های خود را با خانواده در میان بگذارد و از حمایت عاطفی آنان بهره‌مند شود، احساس آرامش بیشتری پیدا می‌کند. گفت‌وگوهای صمیمانه، همدلی و درک متقابل از جمله عواملی هستند که سطح اضطراب را کاهش می‌دهند و سلامت روان را تقویت می‌کنند. افسردگی یکی از شایع‌ترین مشکلات روانی در جهان است. عوامل مختلفی در بروز افسردگی نقش دارند، اما روابط خانوادگی سالم می‌توانند از بروز بسیاری از این مشکلات جلوگیری کنند. افرادی که در محیطی سرشار از محبت زندگی می‌کنند، احساس تنهایی و بی‌ارزشی کمتری دارند. آنان می‌دانند که در شرایط دشوار، خانواده از آنان حمایت خواهد کرد. این حمایت عاطفی باعث می‌شود فرد امید خود را حفظ کند و با انگیزه بیشتری به زندگی ادامه دهد. در مقابل، نبود محبت، بی‌توجهی و اختلافات شدید خانوادگی می‌تواند زمینه‌ساز احساس ناامیدی، انزوا و افسردگی شود. بنابراین، تقویت روابط محبت‌آمیز در خانواده یکی از راه‌های مؤثر برای پیشگیری از افسردگی است. خانواده نخستین محیطی است که فرد در آن مهارت‌های اجتماعی را می‌آموزد. کودکانی که در فضایی محبت‌آمیز رشد می‌کنند، معمولاً توانایی بیشتری در برقراری ارتباط با دیگران دارند. آنان یاد می‌گیرند به احساسات دیگران احترام بگذارند، همدلی کنند و روابط سالمی برقرار سازند. این مهارت‌ها در دوران نوجوانی و بزرگسالی نیز به فرد کمک می‌کنند تا دوستی‌های پایدار و روابط موفقی داشته باشد. روابط اجتماعی سالم نیز به نوبه خود باعث افزایش رضایت از زندگی و بهبود سلامت روان می‌شود. دوران نوجوانی یکی از حساس‌ترین مراحل زندگی است. در این دوره، فرد با تغییرات جسمی، روانی و اجتماعی متعددی روبه‌رو می‌شود. نوجوانان بیش از هر زمان دیگری به حمایت عاطفی خانواده نیاز دارند. محبت و درک والدین باعث می‌شود نوجوان احساس ارزشمندی و امنیت کند. همچنین ارتباط صمیمانه میان والدین و فرزندان می‌تواند از بسیاری از آسیب‌های اجتماعی و روانی جلوگیری کند. نوجوانی که مورد محبت و توجه قرار می‌گیرد، کمتر به رفتارهای پرخطر روی می‌آورد و توانایی بیشتری برای مدیریت احساسات خود دارد. نیاز به محبت و حمایت خانوادگی تنها به دوران کودکی محدود نمی‌شود. بزرگسالان نیز در مواجهه با مشکلات شغلی، خانوادگی و اجتماعی به حمایت عاطفی خانواده نیاز دارند. همسران، والدین و فرزندان می‌توانند با ابراز محبت و همدلی، فشارهای روانی را کاهش دهند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند افرادی که از روابط خانوادگی گرم و صمیمی برخوردارند، رضایت بیشتری از زندگی دارند و کمتر دچار مشکلات روانی می‌شوند. این موضوع نشان می‌دهد که محبت خانواده در تمام مراحل زندگی اهمیت دارد. برای افزایش محبت و صمیمیت در خانواده می‌توان اقدام‌های مختلفی انجام داد؛ از جمله اختصاص زمان کافی برای گفت‌وگو با اعضای خانواده، گوش دادن فعال به صحبت‌های یکدیگر، احترام به احساسات و نظرات دیگران، تشویق و قدردانی از موفقیت‌های اعضای خانواده، حمایت از یکدیگر در شرایط دشوار، گذراندن اوقات فراغت به‌صورت مشترک، حل اختلافات از طریق گفت‌وگو و تفاهم و ابراز محبت با کلمات و رفتارهای مثبت. اجرای این راهکارها می‌تواند روابط خانوادگی را تقویت کرده و محیطی سالم، آرام و سرشار از محبت برای رشد اعضای خانواده فراهم سازد. در مجموع، محبت خانواده یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر سلامت روان انسان است. این محبت احساس امنیت، آرامش و ارزشمندی را در افراد تقویت می‌کند و زمینه رشد شخصیت سالم را فراهم می‌سازد. خانواده‌ای که بر پایه عشق، احترام و حمایت متقابل بنا شده باشد، می‌تواند از بروز بسیاری از مشکلات روانی مانند اضطراب، افسردگی و احساس تنهایی پیشگیری کند. همچنین محبت خانوادگی موجب افزایش اعتمادبه‌نفس، بهبود روابط اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی می‌شود. بنابراین، توجه به روابط عاطفی در خانواده و تلاش برای تقویت محبت میان اعضا، سرمایه‌گذاری ارزشمندی برای سلامت روان افراد و پیشرفت جامعه به شمار می‌آید. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 95 بازدید

منابع محلی از ولایت بادغیس می‌گویند که یک کودک در اثر پرتاب نارنجک زخمی شده و در مسیر شفاخانه جان باخته است. دست‌کم دو منبع امروز (دوشنبه، ۱۵ سرطان) گفته‌اند که این رویداد در ولسوالی قادس ولایت بادغیس رخ داده است. منبع تاکید کرد که نارنجک از سوی افراد ناشناس به منزل مسکونی میرزاخان در ساحه قادس‌آبد مرکز ولسوالی قادس پرتاب شده است. در ادامه آمده است که میرزا خان، یک فرد عادی است. جزییاتی از این که فرد یا افرادی به عنوان عامل پرتاب نارنج شناسایی و بازداشت شده‌اند یا نه، ارائه نشده است. باید گفت که بر اساس آمار سازمان ملل، حدود ۳.۳ میلیون نفر در افغانستان در نزدیکی مناطق آلوده به ماین‌ها و مواد منفجره زندگی می‌کنند. انفجار مهمات باقی‌مانده از دهه‌ها جنگ در افغانستان همچنان از عوامل اصلی تلفات غیرنظامیان، به‌ویژه کودکان، به شمار می‌رود. سازمان حقوق بشری «رواداری» گزارش داده است که در سال ۲۰۲۵ میلادی دست‌کم ۷۹ نفر در اثر انفجار ماین‌های زمینی و مهمات منفجرنشده کشته و ۸۵ نفر دیگر زخمی شده‌اند. این نهاد تاکید کرده است که قربانیان شامل ۳۰ مرد، ۶ زن و ۴۳ کودک بوده‌اند که نشان‌دهنده آسیب‌پذیری بالای کودکان در برابر این تهدید است. همزمان اداره مبارزه با حوادث طبیعی اعلام کرده است که از اپریل ۲۰۲۵ تا مارچ ۲۰۲۶ در سراسر افغانستان ۲۲۵ رویداد مرتبط با ماین‌ها و مواد منفجرنشده ثبت شده است. در اعلامیه آمده است که این رویدادها ۹۶ کشته و ۳۷۸ زخمی برجا گذاشته و خطر گسترده مواد انفجاری باقی‌مانده از جنگ را بار دیگر برجسته کرده است.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 61 بازدید

داکتر حنان حسن بلخی، مسوول دفتر منطقه‌ای مدیترانه‌ی شرقی سازمان جهانی صحت در دیدار با عبدالسلام حنفی، معاون اداری نخست‌وزیر حکومت سرپرست گفته است که اگر هماهنگی در زمینه‌ی محو پولیو بیشتر گردد، توقع می‌رود که در ۱۲ ماه آینده ویروس پولیو در افغانستان کاملا ریشه‌کن شود. دفتر نخست‌وزیر با نشر اعلامیه‌ای گفته است، در این دیدار که امروز (یک‌شنبه، ۱۴ سرطان) انجام شده است، خانم بلخی گفته است که «ما توانسته‌ایم پیشرفت‌های خوبی در زمینه‌ی محو پولیو داشته باشیم، اما بازهم به توجه بیشتر ضرورت است.» در اعلامیه آمده است که این مقام سازمان جهانی صحت گفته است که تأمین امنیت از سوی دولت باعث شده است که واکسن پولیو به‌صورت مؤثر در افغانستان تطبیق شود. نیروهای دولت فعلی پیش از بازگشت به قدرت، در برخی مناطق کشور، از جمله مناطق جنوبی و شرقی، مانع تطبیق کارزار واکسن پولیو می‌شدند. این در حالی است که براساس آمار سازمان جهانی صحت، در سال جاری میلادی شش مورد انسانی و ۳۴ مورد محیطی بیماری پولیو یا فلج کودکان در افغانستان ثبت شده است. در سال ۲۰۲۵ میلادی در افغانستان در ‏مجموع ۲۱ مورد مثبت انسانی پولیو و ۹۴ مورد محیطی آن ثبت شده بود.‏ در حال حاضر افغانستان و پاکستان تنها کشورهای جهان اند که بیماری فلج کودکان (پولیو) در آن ریشه‌کن نشده است. براساس آمار سازمان جهانی صحت، در سال جاری میلادی در ‏پاکستان نیز سه مورد مثبت انسانی و ۹۰ مورد محیطی پولیو ثبت شده است. پولیو یک بیماری ویروسی مسری است که عمدتا کودکان زیر پنج ‏سال را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این بیماری از طریق غذای آلوده، آب ‏یا تماس نزدیک منتقل می‌شود و می‌تواند باعث فلج دائمی یا مرگ ‏شود.‏ هیچ درمانی برای این بیماری وجود ندارد، اما واکسن‌های ایمن و مؤثر ‏می‌توانند از آن جلوگیری کنند. ‏توانند از آن جلوگیری کنند. ‏

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 84 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد بر دسترسی کودکان به آب پاک و ایمن تاکید کرده است. این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۱۱ سرطان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که آب پاک به معنای پیش‌گیری از عفونت، مراقبت ایمن‌تر و شروعی سالم‌تر برای هر کودک است. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که با حمایت نمایند‌گی اتحادیه اروپا در افغانستان، کودکان بیشتری می‌توانند به آب پاک و ایمن در مراکز صحی دسترسی یابند. به‌دلیل خشک‌سالی‌های پی‌هم و نبود زیرساخت‌های مناسب مدیریت منابع آب، مردم افغانستان با چالش‌های کم‌آبی و نبود آب پاک، به‌ویژه در نقاط دوردست کشور مواجه هستند. همچنین پیشتر دیگر نهادهای سازمان ملل متحد از جمله یونیسف نیز اعلام کرده بود که ۱۵ تا ۱۶ میلیون نفر، بیش از یک سوم جمعیت افغانستان به آب پاک آشامیدنی، ۹.۴ میلیون نفر به سرویس بهداشتی معیاری و ۱۵ میلیون نفر به آب و صابون برای بهداشت فردی دسترسی ندارند.

ادامه مطلب