برچسب: کودکان

1 روز قبل - 84 بازدید

خانواده نخستین و مهم‌ترین محیطی است که کودک در آن زندگی، ارتباط و شناخت خود و جهان پیرامونش را تجربه می‌کند. رفتار والدین، شیوه برخورد آنان با احساسات و مشکلات فرزندان و نوع ارتباطی که میان اعضای خانواده شکل می‌گیرد، تأثیر عمیقی بر رشد شخصیت و سلامت روان کودک دارد. در میان عوامل مختلف تربیتی، گفتگوی والدین با فرزندان جایگاه ویژه‌ای دارد؛ زیرا گفتگو تنها وسیله‌ای برای انتقال اطلاعات نیست، بلکه راهی برای ایجاد ارتباط عاطفی، شناخت نیازها، حل مشکلات و تقویت احساس ارزشمندی فرزند است. کودکی که احساس می‌کند والدینش به حرف‌های او گوش می‌دهند، احساساتش را جدی می‌گیرند و بدون تحقیر و سرزنش با او صحبت می‌کنند، معمولاً فرصت بیشتری برای رشد اعتمادبه‌نفس و مهارت‌های اجتماعی پیدا می‌کند. در مقابل، بی‌توجهی به سخنان کودک، تمسخر احساسات، مقایسه مداوم با دیگران یا تبدیل هر گفتگو به سرزنش، می‌تواند باعث شود کودک به‌تدریج از بیان افکار و مشکلات خود فاصله بگیرد. بنابراین، گفتگوی مؤثر در خانواده را می‌توان یکی از پایه‌های مهم تربیت سالم دانست؛ مهارتی که نه‌تنها رابطه والدین و فرزندان را عمیق‌تر می‌کند، بلکه زمینه را برای رشد عاطفی، اجتماعی و روانی آنان فراهم می‌سازد. گفتگوی مؤثر چیست؟ گفتگو به معنای صحبت کردن صرف با فرزند نیست. در یک گفتگوی سالم، والدین تلاش می‌کنند بشنوند، درک کنند، پاسخ مناسب بدهند و به احساسات فرزند خود احترام بگذارند. ممکن است کودک درباره موضوعی صحبت کند که از نگاه بزرگسالان ساده یا کم‌اهمیت باشد، اما همان موضوع برای کودک بسیار مهم باشد. گفتگوی مؤثر زمانی شکل می‌گیرد که کودک بتواند بدون ترس از تحقیر یا واکنش شدید، افکار و احساسات خود را بیان کند. والدین نیز به جای این‌که فوراً قضاوت یا راه‌حل ارائه کنند، ابتدا تلاش می‌کنند بفهمند فرزندشان چه احساسی دارد و چرا چنین احساسی پیدا کرده است. برای مثال، اگر کودک بگوید: «من در مدرسه هیچ دوستی ندارم»، پاسخ مناسب لزوماً این نیست که گفته شود: «این‌طور نیست، تو زیادی حساس هستی.» بهتر است والد با آرامش بپرسد: «چه اتفاقی افتاده که چنین احساسی داری؟» همین پرسش ساده می‌تواند دریچه‌ای برای یک گفتگوی عمیق‌تر باشد. شنیده‌شدن؛ نیاز مهم فرزندان یکی از نیازهای اساسی کودکان و نوجوانان این است که احساس کنند دیده و شنیده می‌شوند. وقتی والدین با دقت به فرزند خود گوش می‌دهند، در واقع به او پیام می‌دهند که «حرف‌ها و احساسات تو برای من اهمیت دارد.» شنیدن فعال به این معناست که والد هنگام صحبت فرزند، توجه خود را به او اختصاص دهد، سخنانش را بی‌دلیل قطع نکند و پیش از قضاوت، تلاش کند او را بفهمد. حتی در مواقعی که والد با نظر فرزند موافق نیست، می‌تواند احساس او را درک کند و به آن احترام بگذارد. این موضوع به‌تدریج به کودک کمک می‌کند احساس ارزشمندی بیشتری داشته باشد. کودکی که می‌داند می‌تواند در خانه درباره نگرانی‌ها، شکست‌ها و حتی اشتباهات خود صحبت کند، معمولاً آمادگی بیشتری برای درخواست کمک در زمان نیاز خواهد داشت. تأثیر گفتگو بر اعتمادبه‌نفس اعتمادبه‌نفس فقط از موفقیت‌های تحصیلی یا توانایی‌های فردی به وجود نمی‌آید. نوع برخورد خانواده نیز نقش مهمی در شکل‌گیری تصویر ذهنی کودک از خودش دارد. وقتی والدین به جای تمرکز دائمی بر اشتباهات، تلاش و پیشرفت فرزند را نیز می‌بینند و درباره آن صحبت می‌کنند، کودک یاد می‌گیرد که ارزش او تنها به نتیجه کارها وابسته نیست. جملاتی مانند «دیدم برای این کار تلاش کردی» یا «اشتباهات قابل اصلاح است، بیا با هم راهش را پیدا کنیم» می‌توانند به کودک نشان دهند که شکست یا اشتباه، پایان راه نیست. گفتگو باید فرصتی برای آموزش و رشد باشد، نه وسیله‌ای برای تخلیه خشم و سرزنش. کودکی که در فضای گفتگو احساس امنیت می‌کند، راحت‌تر توانایی‌ها و ضعف‌های خود را می‌پذیرد و برای بهتر شدن تلاش می‌کند. نقش گفتگو در سلامت روان فرزندان کودکان نیز مانند بزرگسالان با احساساتی مانند ترس، نگرانی، خشم، غم و ناامیدی روبه‌رو می‌شوند، اما همیشه نمی‌دانند چگونه این احساسات را بیان یا مدیریت کنند. گفتگوی سالم خانوادگی به کودک کمک می‌کند احساسات خود را بشناسد و برای بیان آن‌ها واژه‌های مناسبی پیدا کند. وقتی والدین به کودک می‌آموزند که ناراحتی یا ترس داشتن طبیعی است، کودک کمتر احساسات خود را پنهان می‌کند. همچنین، گفتگو درباره مشکلات می‌تواند به خانواده کمک کند نشانه‌های نگرانی یا فشار روانی را زودتر تشخیص دهد و در صورت نیاز از کمک تخصصی استفاده کند. به همین دلیل، ایجاد فضایی امن برای صحبت کردن می‌تواند یکی از عوامل حمایت‌کننده از سلامت روان فرزندان باشد. خانه‌ای که در آن کودک می‌تواند بدون ترس از قضاوت درباره احساساتش صحبت کند، برای او احساس امنیت و آرامش بیشتری ایجاد می‌کند. اشتباهات رایج والدین در گفتگو با فرزندان گاهی والدین قصد دارند به فرزند خود کمک کنند، اما شیوه گفتگو نتیجه‌ای برخلاف انتظارشان ایجاد می‌کند. برخی از اشتباهات رایج عبارت‌اند از: مقایسه کردن: مقایسه کودک با خواهر، برادر، هم‌صنفی یا سایر کودکان می‌تواند احساس ناکافی بودن را در او ایجاد کند. قطع کردن صحبت: وقتی والد اجازه نمی‌دهد کودک حرف خود را کامل کند، ممکن است کودک احساس کند نظرش اهمیت ندارد. کوچک شمردن احساسات: جمله‌هایی مانند «این که چیزی نیست» یا «برای این موضوع گریه نکن» ممکن است کودک را از بیان احساسات خود دور کند. نصیحت بیش از اندازه: گاهی کودک پیش از آن‌که به راه‌حل نیاز داشته باشد، به شنیده‌شدن نیاز دارد. تهدید و ترساندن: استفاده مداوم از ترس و تهدید ممکن است باعث شود کودک مشکلاتش را پنهان کند. صحبت کردن در زمان عصبانیت: گفتگو هنگام خشم شدید معمولاً به حل مسئله کمک نمی‌کند و ممکن است به مشاجره تبدیل شود. تفاوت نصیحت کردن با گفتگوی مؤثر یکی از نکات مهم در تربیت فرزندان این است که والدین میان نصیحت و گفتگو تفاوت قائل شوند. در نصیحت معمولاً یک نفر صحبت می‌کند و دیگری باید گوش دهد، اما گفتگو دوطرفه است. برای مثال، اگر نوجوان در انجام تکالیف مدرسه کوتاهی کرده باشد، گفتن جمله «تو باید بیشتر درس بخوانی» شاید اطلاعات جدیدی به او ندهد. گفتگوی مؤثر می‌تواند با پرسشی مانند «چه چیزی باعث شد نتوانی تکالیفت را انجام بدهی؟» آغاز شود. ممکن است مشکل واقعی خستگی، نگرانی، دشواری درس یا مسئله‌ای دیگر باشد. پرسش مناسب به والد کمک می‌کند علت مشکل را پیدا کند و به فرزند فرصت می‌دهد در حل مسئله مشارکت داشته باشد. چگونه گفتگوی مؤثر را در خانواده تقویت کنیم؟ برای ایجاد ارتباط بهتر، لازم نیست والدین همیشه زمان زیادی در اختیار داشته باشند. حتی چند دقیقه گفتگوی باکیفیت در طول روز می‌تواند ارزشمند باشد. برخی راهکارهای کاربردی عبارت‌اند از: هنگام صحبت فرزند، تا حد امکان تلفن همراه و عوامل حواس‌پرتی را کنار بگذارید. اجازه دهید فرزند صحبت خود را کامل کند. پیش از ارائه راه‌حل، تلاش کنید احساس او را درک کنید. درباره اتفاقات روزانه، سؤال‌های ساده و باز بپرسید. به جای تمرکز دائمی بر اشتباهات، تلاش‌ها و پیشرفت‌های او را نیز ببینید. هنگام اختلاف‌نظر، با احترام صحبت کنید. احساسات کودک را مسخره یا بی‌اهمیت جلوه ندهید. اگر اشتباه کردید، از عذرخواهی کردن نترسید؛ این کار خود یک آموزش مهم برای کودک است. فضایی ایجاد کنید که فرزند بداند می‌تواند درباره مشکلاتش با والدین صحبت کند. نقش والدین به‌عنوان الگوی رفتاری کودکان بسیاری از مهارت‌های ارتباطی را از رفتار والدین یاد می‌گیرند. اگر والدین هنگام اختلاف‌نظر با احترام صحبت کنند، به یکدیگر گوش دهند و از توهین و تحقیر دوری کنند، کودک نیز به‌تدریج همین الگو را در روابط خود می‌آموزد. بنابراین، آموزش مهارت گفتگو تنها از طریق توصیه کردن اتفاق نمی‌افتد؛ رفتار خود والدین یکی از قدرتمندترین روش‌های آموزش است. کودکی که در محیطی همراه با احترام و شنیدن رشد می‌کند، فرصت بیشتری برای یادگیری ارتباط سالم با دیگران خواهد داشت. گفتگو؛ پلی میان والدین و فرزندان با افزایش سن، نیاز فرزندان به استقلال بیشتر می‌شود و ممکن است والدین احساس کنند کودک یا نوجوانشان دیگر مانند گذشته با آن‌ها صحبت نمی‌کند. در چنین شرایطی، فشار آوردن یا بازجویی مداوم معمولاً نتیجه مطلوبی ندارد. بهتر است والدین از سال‌های کودکی رابطه‌ای ایجاد کنند که بر اعتماد و احترام متقابل استوار باشد. اگر کودک بداند که بیان یک مشکل لزوماً با خشم، تنبیه یا تحقیر روبه‌رو نمی‌شود، احتمال بیشتری دارد که در سال‌های بعد نیز والدین را یکی از افراد قابل اعتماد زندگی خود بداند. اعتماد، چیزی نیست که ناگهان در دوران نوجوانی ساخته شود؛ بلکه نتیجه سال‌ها شنیدن، احترام گذاشتن و ایجاد احساس امنیت در رابطه میان والدین و فرزندان است. نتیجه‌گیری گفتگوی والدین با فرزندان یکی از ساده‌ترین، اما مؤثرترین ابزارهای تربیتی است. یک گفتگوی سالم می‌تواند به کودک کمک کند احساس ارزشمندی بیشتری داشته باشد، اعتمادبه‌نفس خود را تقویت کند و به جای پنهان‌کاری، برای کمک گرفتن اقدام کند. البته گفتگوی مؤثر به معنای موافقت همیشگی والدین با فرزندان نیست. والدین همچنان باید قوانین و مرزهای مشخصی داشته باشند و در جای مناسب، رفتار نادرست را اصلاح کنند؛ اما این کار می‌تواند همراه با احترام، توضیح و شنیدن دیدگاه فرزند انجام شود. در نهایت، خانواده‌ای که در آن اعضا به حرف‌های یکدیگر گوش می‌دهند، احساسات هم را جدی می‌گیرند و اختلاف‌ها را با گفتگو حل می‌کنند، محیط مناسب‌تری برای رشد عاطفی و شخصیتی فرزندان فراهم می‌سازد. گاهی چند دقیقه شنیدن با حوصله، تأثیری بر کودک می‌گذارد که ده‌ها نصیحت نمی‌تواند جای آن را بگیرد. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


3 روز قبل - 129 بازدید

اتحادیه اروپا در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با حمایت مالی این اتحادیه، ۱۵۰ صنف آموزشی در میدان وردک و سمنگان ایجاد شده که ۵ هزار و ۲۵۰ کودک محروم از مکتب را پوشش می‌دهد. این اتحادیه با نشر اعلامیه‌ای گفته است که بیش از ۷۰ درصد شاگردان این صنف‌ها دختر هستند. اتحادیه اروپا در ادامه هشدار داده است که هر روز، میلیون‌ها کودک در افغانستان از فرصت رفتن به مکتب محروم می‌شوند. در اعلامیه آمده است که این برنامه از سوی سازمان «پیپل این نید» و با همکاری سازمان «سادا» اجرا شده است. براساس اطلاعات منتشرشده از سوی پیپل این نید، ۵۰ صنف در ولسوالی نرخ میدان وردک برای ۱٬۷۵۰ کودک و ۱۰۰ صنف دیگر در ولسوالی‌های دره صوف بالا و دره صوف پایین سمنگان برای ۳٬۵۰۰ کودک ایجاد شده است. این سازمان می‌گوید شماری از دختران بالاتر از ۱۲ سال نیز از طریق برنامه آموزش تسریع‌شده در این صنف‌ها درس خوانده‌اند. برای شاگردان کتاب‌های درسی، بکس مکتب و وسایل آموزشی توزیع شده و آموزگاران نیز بسته‌های آموزشی دریافت کرده‌اند. پیپل این نید می‌گوید همه ۱۵۰ صنف به وسایل حمایت روانی و بازی مجهز شده‌اند. کتاب‌های داستانی، وسایل نقاشی، اسباب‌بازی و وسایل ورزشی از جمله این تجهیزات هستند. براساس گزارش نهادهای بین‌المللی بیش از ۲.۱۳ میلیون کودک در سن آموزش ابتدایی در افغانستان از رفتن به مکتب محروم شده که ۶۰ درصد آنان دختر هستند. یونیسف نیز گفته بود که از زمان بازگشت حکومت سرپرست به قدرت، بیش از ۲.۶ میلیون دختر افغانستان از آموزش متوسطه محروم شده‌اند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 81 بازدید

منابع محلی از ولایت غزنی می‌گویند که در پی یک رویداد ترافیکی در این ولایت، پنج عضو یک خانواده به شمول زنان و کودکان جان باخته‌اند. دست‌کم دو منبع گفته‌اند که این رویداد روز گذشته (سه‌شنبه،‌۱۴ میزان) در منطقه شهباز از مربوطات ولسوالی اند ولایت غزنی، در مسیر شاهراه کابل–قندهار، رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرد که این رویداد در پی برخورد یک موتر کرولا با یک بس مسافربری نوع ۵۸۰ رخ داده است. به گفته‌ی منبع، در این رویداد چهار کودک و یک زن جان باخته و دو تن دیگر زخمی شدند. علت وقوع این حادثه بی‌احتیاطی رانندگان گفته شده است. در روزهای اخیر، موارد تلفات ناشی از رویدادهای ترافیکی در بخش‌هایی از افغانستان افزایش یافته است. حوادث ترافیکی در افغانستان سالانه جان صدها نفر را می‌گیرد و صدها زخمی برجای می‌گیرد. هبت‌الله آخوندزاده، رهبر حکومت سرپرست اخیرا دستور داده است که عاملان حوادث ترافیکی بازداشت و مجازات شوند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 65 بازدید

اوچا یا دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که کودکان ۷۸ درصد تلفات ناشی از مهمات منفجرناشده در افغانستان را تشکیل می‌دهند. این نهاد امروز (چهارشنبه، ۱۵ میزان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این میزان تلفات کودکان در پی انفجار مهمات انفجاری از جنوری تا اگست ۲۰۲۶ میلادی گزارش شده است. اوچا در ادامه تاکید کرده است که برای رسیدگی به تهدید مهمات منفجرناشده در چارچوب برنامه بشردوستانه ۲۰۲۶ افغانستان، به ۱۴.۵ میلیون دالر نیاز است. دفتر هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد در ادامه افزوده است که تاکنون تنها ۴.۳ میلیون دالر از این مبلغ تامین شده است. اوچا هشدار داده است که ادامه کمبود بودجه، توانایی فعالیت‌های بشردوستانه برای کاهش خطرات ناشی از مهمات منفجرناشده و کمک به افراد آسیب‌دیده را محدود می‌کند. افغانستان یکی از سه کشور با بیش‌ترین آلودگی به ماین‌ها و مهمات منفجرناشده است؛ وضعیتی که به دلیل کم‌بود بودجه برای ماین‌روبی و کم‌بود آگاهی شهروندان به ویژه کودکان را در آسیب‌پذیری قرار داده است. باید گفت که بر اساس آمار سازمان ملل، حدود ۳.۳ میلیون نفر در افغانستان در نزدیکی مناطق آلوده به ماین‌ها و مواد منفجره زندگی می‌کنند. انفجار مهمات باقی‌مانده از دهه‌ها جنگ در افغانستان همچنان از عوامل اصلی تلفات غیرنظامیان، به‌ویژه کودکان، به شمار می‌رود. سازمان حقوق بشری «رواداری» گزارش داده است که در سال ۲۰۲۵ میلادی دست‌کم ۷۹ نفر در اثر انفجار ماین‌های زمینی و مهمات منفجرنشده کشته و ۸۵ نفر دیگر زخمی شده‌اند.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 107 بازدید

رسانه‌ها گزارش داده‌اند که بادشاه ساهی، شهروند ۲۱ ساله افغانستان و ساکن آرلینگتون در ایالت تگزاس امریکا، به‌دلیل تولید و نگهداری محتوای جنسی مربوط به کودکان، به ۳۵ سال زندان محکوم شده است. دادستانی امریکا برای حوزه شمالی تگزاس اعلام کرده است که ساهی در اول اپریل به اتهام‌های تولید و نگهداری محتوای جنسی مربوط به کودکان اعتراف کرده بود. براساس اسناد دادگاه، پولیس فورنی در ۲۸ فبروری ۲۰۲۵ میلادی او را به اتهام تجاوز جنسی به یک کودک بازداشت کرد. در بازرسی تلفن ساهی، تصاویر و ویدیوهای متعدد از کودکان و پیام‌های او با چند کودک دیگر پیدا شده است. طبق اسناد دادگاه، ساهی در دست‌کم یک مورد از طریق یک پلتفرم بازی آنلاین، یک کودک ۱۰ ساله در ایالت ایندیانا را وادار کرده بود که طبق دستور او ویدیوهای جنسی تولید و برایش ارسال کند. در اعلامیه آمده است بادشاه ساهی می‌دانسته که این کودک زیر سن قانونی است و با این وجود از او درخواست کرده برایش ویدیوهای جنسی بفرستد. دادستانی کل امریکا تاکید کرد که همچنان مشخص شده است او با یک دختر ۱۵ ساله در سن‌مارکوس تگزاس در ارتباط بوده و پس از رفتن به محل اقامت او، از تجاوز جنسی به این دختر فیلم‌برداری کرده است. آنتوان جونز، سرپرست ماموران ویژه اداره تحقیقات امنیت داخلی امریکا در دالاس، گفته است که ساهی در جریان خروج نیروهای امریکایی از افغانستان در سال ۲۰۲۱میلادی، بدون بررسی‌های لازم وارد امریکا شده است.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 160 بازدید

وقتی صدای شکم کودکان بلندتر از صدای قاشق و بشقاب می‌شود، مادر دیگر نمی‌داند چگونه گرسنگی آنان را پنهان کند. در خانه‌ای کوچک و خاموش، در یکی از روستاهای اطراف کابل، این صدا برای یک خانواده هشت‌نفره به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است؛ خانواده‌ای متشکل از پدر و مادر و چهار دختر و دو پسر که هر شب، پیش از خواب، به جای فکر کردن به فردای بهتر، نگران این هستند که آیا صبح چیزی برای خوردن خواهند داشت یا نه. مادر می‌گوید سخت‌ترین لحظه روز برایش زمانی است که کودکانش دور سفره می‌نشینند و او چیزی برای گذاشتن روی آن ندارد. گاهی چند تکه نان خشک را میان هشت نفر تقسیم می‌کند و برای آن‌که سهم کودکان بیشتر شود، خودش از خوردن صرف‌نظر می‌کند. وقتی بچه‌ها می‌پرسند: «مادر، تو نمی‌خوری؟» لبخند می‌زند و می‌گوید: «من گرسنه نیستم.» اما او گرسنه است. خانه این خانواده ساده است؛ دیوارهای فرسوده، وسایل اندک و آشپزخانه‌ای که در آن، مقدار کمی آرد و روغن باقی مانده است. زندگی در این خانه بیشتر با کمبود معنا می‌شود تا با داشته‌ها. مادر هر روز پیش از پختن نان، به ظرف آرد نگاه می‌کند و حساب می‌کند اگر امروز این مقدار مصرف شود، برای فردا چه باقی خواهد ماند. گاهی مجبور می‌شود نان را کوچک‌تر از روز قبل بپزد. گاهی آب غذا را بیشتر می‌کند تا یک قابلمه کوچک برای هشت نفر کافی باشد. و گاهی غذایی که باید برای یک خانواده هشت‌نفره باشد، تنها به چند لقمه برای هر نفر تبدیل می‌شود. پدر خانواده کار ثابت ندارد. صبح‌ها، پیش از آن‌که کودکان از خواب بیدار شوند، از خانه بیرون می‌شود و به امید پیدا کردن کار روزمزدی راهی می‌شود. او نمی‌داند آن روز کاری پیدا خواهد کرد یا نه. روزهایی که کار پیدا می‌کند، با دستمزدی اندک به خانه برمی‌گردد؛ پولی که حتی پیش از رسیدن به خانه، جای مصرفش مشخص شده است: مقداری آرد، کمی روغن، شاید چند کیلو برنج و اگر چیزی باقی بماند، برای یکی از نیازهای ضروری خانه. اما روزهایی هم هست که از صبح تا شام در جست‌وجوی کار می‌گردد و دست خالی به خانه برمی‌گردد. در چنین شب‌هایی، وارد شدن به خانه برای خودش از هر چیز دیگری سخت‌تر است. کودکان به استقبالش می‌آیند و شاید یکی از آنان بپرسد: «پدر، چیزی برای خوردن آوردی؟» پدر نمی‌داند چه بگوید. گاهی فقط سرش را پایین می‌اندازد و سکوت می‌کند. او می‌گوید تحمل گرسنگی خودش برایش آسان‌تر است، اما تحمل نگاه کودکانش دشوار است؛ کودکانی که هنوز آن‌قدر بزرگ نشده‌اند که بفهمند چرا در خانه دیگران سفره پر است، اما در خانه آنان، مادر برای تقسیم یک تکه نان میان چند نفر حساب می‌کند. چهار دختر خانواده هر کدام آرزوهایی دارند. یکی دوست دارد درس بخواند، دیگری می‌خواهد خیاط شود و دیگری آرزو دارد روزی زندگی متفاوتی داشته باشد. اما فقر باعث شده بسیاری از این آرزوها پیش از آن‌که فرصت جوانه زدن پیدا کنند، در همان ذهن کودکی باقی بمانند. دختر بزرگ‌تر خانواده بیشتر از همه شرایط خانه را درک می‌کند. وقتی می‌بیند مادر چیزی برای خوردن ندارد، تلاش می‌کند کمتر غذا بخورد تا سهم خواهرها و برادرهای کوچک‌ترش بیشتر شود. او می‌گوید دیگر مثل گذشته چیزی از پدر و مادرش نمی‌خواهد؛ نه لباس تازه، نه کفش نو و نه خوراکی. چون می‌داند هر خواسته‌ای که بر زبان بیاورد، ممکن است پدرش را بیشتر شرمنده کند. پسر کوچک‌تر خانواده اما هنوز کودک است و نمی‌تواند گرسنگی را مانند خواهر بزرگش پنهان کند. وقتی گرسنه می‌شود، به آشپزخانه می‌رود و در ظرف‌ها را نگاه می‌کند؛ شاید چیزی باقی مانده باشد. اگر چیزی پیدا نکند، نزد مادر می‌رود و می‌پرسد چه زمانی غذا آماده می‌شود. مادر گاهی به او می‌گوید: «کمی صبر کن.» اما خودش هم نمی‌داند برای چه چیزی باید صبر کند. شاید برای پیدا شدن کار پدر. شاید برای رسیدن کمک یک آشنا. و شاید فقط برای این‌که چند ساعت دیگر بگذرد. در این خانه، غذا دیگر تنها غذا نیست؛ موضوعی است که تمام زندگی خانواده را تحت تأثیر قرار داده است. مادر باید تصمیم بگیرد امروز نان بیشتری بپزد یا آرد را برای فردا نگه دارد. پدر باید میان خرید مواد غذایی و پرداخت یکی از هزینه‌های ضروری خانه انتخاب کند. کودکان نیز کم‌کم یاد گرفته‌اند که اگر چیزی روی سفره نیست، نباید زیاد سؤال کنند. مادر می‌گوید گاهی وقتی کودکانش خواب هستند، کنارشان می‌نشیند و به چهره‌هایشان نگاه می‌کند. از خودش می‌پرسد چرا باید کودکانش چنین زندگی‌ای داشته باشند؛ چرا دخترانش به جای فکر کردن به آینده، نگران لباس و غذا باشند و چرا پسرانش باید از کودکی طعم سختی را بچشند. بیشترین دردش این است که نمی‌تواند خواسته‌های ساده فرزندانش را برآورده کند؛ خواسته‌هایی که شاید برای یک خانواده دیگر کوچک باشند، اما برای آنان به بزرگ‌ترین آرزوها تبدیل شده‌اند. یک لباس نو، یک جفت کفش، غذای کافی، یک وعده گوشت، میوه‌ای برای کودکان و حتی یک روز بدون نگرانی از خالی شدن سفره. پدر خانواده، با وجود خستگی، هر روز دوباره از خانه بیرون می‌شود. می‌گوید اگر امروز کار پیدا نکرده، شاید فردا پیدا کند. اگر امروز نتوانسته برای فرزندانش غذای کافی تهیه کند، شاید فردا وضعیت بهتر شود. همین امید کوچک است که هر صبح او را از جا بلند می‌کند. اما فقر به‌آرامی امید را هم خسته می‌کند. روزها می‌گذرند و خانواده همچنان با همان مشکل روبه‌رو است. گاهی غذایی در خانه هست و گاهی نیست. گاهی پدر کار پیدا می‌کند و گاهی نه. گاهی کودکان می‌خندند و گاهی گرسنگی و نگرانی، سکوت سنگینی بر خانه حاکم می‌کند. با این همه، مادر هنوز تلاش می‌کند خانه را گرم نگه دارد. اگر غذایی باشد، نخست کودکان را سیر می‌کند. اگر لباس سالمی باقی مانده باشد، آن را به کوچک‌ترها می‌دهد. اگر تنها چند تکه نان در خانه باشد، آن را میان شش کودک تقسیم می‌کند و خودش و همسرش سهم کمتری برمی‌دارند. او شاید نتواند فقر را از خانه بیرون کند، اما تلاش می‌کند کودکانش کمتر طعم آن را احساس کنند. شب هنگام، وقتی چراغ خانه کم‌نور است و کودکان یکی‌یکی به خواب می‌روند، پدر و مادر در سکوت کنار هم می‌نشینند. دیگر چیزی برای گفتن ندارند. هر دو می‌دانند که فردا دوباره همان راه تکرار خواهد شد؛ پدر به دنبال کار خواهد رفت و مادر در آشپزخانه به مقدار آرد باقی‌مانده نگاه خواهد کرد. شش کودک نیز صبح از خواب بیدار خواهند شد و شاید دوباره نخستین پرسش‌شان این باشد: «امروز برای صبحانه چه داریم؟» و مادر باز هم تلاش خواهد کرد لبخند بزند. شاید دردناک‌ترین بخش زندگی این خانواده همین باشد؛ این‌که گرسنگی دیگر یک اتفاق ناگهانی نیست، بلکه به بخشی از زندگی روزمره‌شان تبدیل شده است. آنان دیگر از خالی بودن سفره تعجب نمی‌کنند؛ فقط امیدوارند روز بعد، چیزی برای گذاشتن روی آن پیدا شود. در یکی از روستاهای اطراف کابل، خانواده‌ای هشت‌نفره شب‌هایش را با چنین امیدی به صبح می‌رساند؛ امیدی کوچک اما سرسخت؛ برای سفره‌ای که روزی پرتر باشد، برای کاری ثابت برای پدر، برای آرامشی که مادر سال‌هاست از آن دور مانده و برای آینده‌ای که در آن هیچ‌کدام از شش کودک مجبور نباشند گرسنگی را به عنوان بخشی از کودکی خود به یاد بیاورند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


6 روز قبل - 129 بازدید

یک پژوهش گسترده جهانی نشان می‌دهد کودکانی که زمان بیشتری را با وسایل دیجیتالی مانند مبایل هوشمند، تلویزیون، کمپیوتر وغیره سپری می‌کنند بیشتر با مشکلات آموزشی و مشکلات عاطفی مواجه می‌شوند. مجله علمی و بین‌المللی «جاما پدیاتریکس» با نشر گزارشی گفته است که در این پژوهش، داده‌های بیش از ۲.۸ میلیون کودک در ۶۴ کشور بررسی شده است. در این تحقیق آمده است که نتایج پژوهش‌های گسترده پیشین درباره تاثیر استفاده از وسایل دیجیتالی بر کودکان را بررسی و جمع‌بندی کرده است. در این پژوهش، انواع مختلف ابزارها، از تلفن‌های هوشمند و تلویزیون گرفته تا فعالیت‌هایی مانند پیمایش شبکه‌های اجتماعی، بازی‌های ویدیویی و تماس‌های تصویری فیس‌تایم بررسی شده است. بر اساس یافته‌های این پژوهش، استفاده بیشتر از گوشی‌های هوشمند، تلویزیون و دیگر وسایل دیجیتالی با کاهش نمرات کلی دانش‌آموزان در مدرسه ارتباط دارد. پژوهشگران همچنین دریافتند که استفاده بیشتر از وسایل دیجیتالی با رشد ضعیف‌تر مهارت‌های زبانی کودکان ارتباط دارد. در بخش مربوط به سلامت روان نیز استفاده بیشتر از این وسایل با افزایش مشکلات عاطفی، مشکلات در روابط با همسالان و برخی رفتارهای مرتبط با افسردگی و اضطراب ارتباط داشته است. همچنین ارتباطی میان استفاده بیشتر از وسایل دیجیتالی و رفتارهایی مانند پرخاشگری و برخی نشانه‌های اختلال کم‌توجهی و بیش‌فعالی مشاهده شده است. پژوهشگران دانشگاه کلگری کانادا که هدایت این مطالعه را بر عهده داشتند، گفتند میزان بیشتر استفاده از وسایل دیجیتالی با پیشرفت تحصیلی پایین‌تر، رشد ضعیف‌تر زبان و افزایش برخی مشکلات عاطفی و رفتاری کودکان همراه است. نویسندگان پژوهش گفته‌اند: «قابل توجه است که اندازه این تاثیرات مشابه یا بیشتر از تاثیراتی است که برای برخی عوامل شناخته‌شده و موثر بر پیامدهای رشد کودکان، مانند وضعیت اجتماعی و اقتصادی، رفتار والدین و تولد زودرس، گزارش شده است.»

ادامه مطلب


7 روز قبل - 146 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که با حمایت وزارت خارجه کوریای جنوبی، برای بهبود دسترسی کودکان به آب سالم و جلوگیری از بیماری‌های ناشی از آب آلوده تلاش می‌کند. این نهاد امروز (یک‌شنبه، ۱۲ میزان) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که شماری از کودکان هر روز مسافت‌های طولانی را برای آوردن آب از دریاچه‎‌‌های کنار جاده طی می‌کنند؛ آب‌هایی که برای آشامیدن سالم نیستند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که دسترسی به آب سالم می‌تواند از شیوع بیماری‌های ناشی از آب آلوده جلوگیری کرده و جان کودکان را نجات دهد. خشک‌سالی‌های پی‌هم در نزدیک به یک دهه‌ی اخیر، افغانستان را با بحران کم‌پیشینه‌ی آبی روبرو کرده است که در زندگی شهروندان از روستاها تا شهرها آشکار شده است. در روستاها و ولایت‌های کشاورزی، کشاورزان برای آب‌یاری کشت‌زارهای شان با کم‌بود آب روبرو هستند و در شهرها به ویژه کابل مردم برای تأمین آب آشامیدنی با مشکلات‌ زیادی مواجه‌اند. بر اساس آمار یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد که قبلاً همگانی شده است، بیش از ۲۱ میلیون شهروند افغانستان به آب سالم دسترسی ندارند؛ وضعیتی که زنان و کودکان را بیشتر مـتأثر کرده است.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 125 بازدید

منابع محلی از ولایت ننگرهار می‌گویند که دو کودک در ولسوالی غنی‌خیل این ولایت، در پی سقوط به داخل یک ذخیره‌ی پر از آب، جان باخته‌اند. منابع گفته‌اند که این رویداد روز (جمعه، ۱۰ میزان) در منطقه‌ی «کانال ۲۹» از مربوطات ولسوالی غنی‌خیل این ولایت رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که این دو کودک هنگام بازی کردن به داخل ذخیره‌ی پر از آب سقوط کرده و جان باختند. منبع تصریح کرد که این ذخیره‌ی آب داخل خانه بوده و از آب آن برای آشامیدن استفاده می‌کرده‌اند. منبع در ادامه افزوده است که قربانیان این رویداد باهم پسر کاکا بودند. سن این کودکان، سه و چهار ساله گفته شده است.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 140 بازدید

مسوولان محلی از ولایت لغمان می‌گویند که در پی وقوع یک حادثه ترافیکی در شهر مهترلام، مرکز این ولایت دو کودک جان باخته‌اند. محمد یونس یوسفزی، سخنگوی فرماندهی پولیس لغمان گفته است که این رویداد امروز (شنبه، ۱۱ میزان) در منطقه «قرارگاه» از مربوطات حوزه دوم امنیتی شهر مهترلام رخ داده است. وی در ادامه تاکید کرد که یک ریکشا هنگام عبور از جاده با دو کودک برخورد کرده و در نتیجه هر دو کودک جان باخته‌اند. سخنگوی فرماندهی پولیس افزوده است که هر دو کودک برادر و اعضای یک خانواده فقیر بودند. دیروز دست‌کم پنج نفر در بغلان و شاهراه کابل – جلال‌آباد در چند حادثه جداگانه جان باخته‌اند. علت وقوع این حادثه بی‌احتیاطی گفته شده است. خرابی جاده‌ها، نبود نشانه‌های ترافیکی در شاه‌راه‌ها، بی‌احتیاطی رانندگان و سرعت بیش از حد از جمله عامل‌هایی عنوان می‌شوند که در وقوع رویدادهای ترافیکی در افغانستان نقش دارند.

ادامه مطلب