برچسب: کودکان

14 ساعت قبل - 94 بازدید

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه‌ی حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور افغانستان هشدار داده است که محدودیت‌ها بر رفت‌وآمد و دسترسی به خدمات ‏مراقبت‌های صحی، پیامدهای جدی، به‌ویژه برای کودکان به همراه ‏دارد.‏ آقای بنت امروز (یک‌شنبه، ۱۵ سنبله) با نشر گزارشی به نقل از یک زن در هلمند گفته است که او ‏دخترش را به‌خاطر نداشتن محرم از دست داده است.‏ در گزارش بنت به نقل از یک زن در هلمند آمده است: «دخترم تمام ‏شب مریض بود. شوهرم در خانه نبود تا مرا تا شفاخانه همراهی کند. ‏زمانی که توانستیم او را به شفاخانه برسانیم، دیگر خیلی دیر شده ‏بود. دخترم را به‌خاطر نداشتن محرم از دست دادم.»‏ گزارشگر ویژه‌ی حقوق بشر سازمان ملل متحد گفته است که افغانستان ‏همچنان با بحران دیرینه در حوزه‌ی صحت کودکان و نوجوانان روبرو است، بحرانی که ریشه در سوءتغذیه مزمن، شکنندگی نظام ‏صحی و دسترسی ناکافی به خدمات صحی و وقایوی دارد.‏ وی در ادامه تاکید کرده است که کاهش اخیر منابع مالی، کاهش کمک‌های بشردوستانه و ‏محدودیت‌های مبتنی بر جنسیت که بر فعالیت‌های سازمان‌های ‏بشردوستانه تأثیر گذاشته‌اند، این چالش را بیش از پیش تشدید ‏کرده‌اند.‏ گزارشگر سازمان ملل گفته است که محدودیت‌های شدید بر ‏تحصیلات طبی، از جمله آموزش‌های قابلگی و پرستاری برای ‏زنان و دختران موجب تضعیف منابع انسانی حیاتی می‌شود و در ‏کنار محدودیت‌ها بر آزادی رفت‌وآمد، دسترسی به خدمات ‏مراقبت‌های صحی را بیش از پیش کاهش می‌دهد.‏ این در حالی است که دختران از تحصیل، از جمله در بخش آموزش ‏طبی محروم هستند. با این وجود افغانستان با کمبود داکتران زن مواجه‌اند. ‏هم‌اکنون در برخی از مناطق داکتر متخصص زن وجود ندارد.

ادامه مطلب


22 ساعت قبل - 59 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به کودکان بازگشته از پاکستان در گذرگاه مرکزی تورخم فضای دوست‌دار کودک ایجاد کرده است. این سازمان امروز (یک‌شنبه، ۱۵ سنبله) با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در این فضا کودکان نقاشی می‌کشند، بازی می‌کنند و به یادگیری ادامه می‌دهند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که این سهولت برای کودکان با پشتیبانی مالی اتحادیه‌ی اروپا ارائه می‌شود. فضاهای دوست‌دار کودک بخش از برنامه‌های پشتیبانی از کودکان از سوی یونیسف است که توسط اتحادیه‌ی تمویل می‌شود. در اعلامیه آمده است که در این فضا به کودکان آسیب‌پذیری از بازگشت و رویدادهای طبیعی در سراسر افغانستان خدمات ارائه می‌کند. در حالی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد بر بازی کودکان در کنار آموزش و غذا تاکید دارد که کودکان در افغانستان با شرایط دشوار زند‌گی مواجه‌ هستند و سلامت روان آنان به‌شدت آسیب‌پذیر است. باید گفت که کمبود امکانات آموزشی، محدودیت دسترسی به خدمات بهداشتی و تجربه خشونت و بحران‌های انسانی سبب شده است که بسیاری از کودکان از حمایت‌های لازم برای رشد روانی و اجتماعی محروم باشند.

ادامه مطلب


4 روز قبل - 92 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که بحران گرسنگی در میان کودکان در افغانستان رو به وخامت است و ۳.۷ میلیون کودک از لاغری شدید ناشی از سوءتغذیه رنج می‌برند. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که از این میان، یک میلیون کودک با نوع شدید و خطرناک سوءتغذیه مواجه هستند. یونیسف خواستار افزایش حمایت برای حفاظت از کودکان و نجات جان آنان شده است. این سازمان تاکید کرده است که ادامه کاهش حمایت‌های مالی و بسته‌شدن خدمات تغذیه‌ای می‌تواند دسترسی کودکان مبتلا به سوءتغذیه به خدمات ضروری را محدود کند. همچنین برنامه جهانی غذا در اوایل ماه آگست هشدار داده بود که سوءتغذیه حاد کودکان در افغانستان در سال جاری به سطوح بحرانی رسیده است. بربنیاد گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی، پس از تسلط حکومت سرپرست بر افغانستان میزان فقر و گرسنگی در کشور به شدت افزایش یافته است. برنامه جهانی غذا پیشتر هشدار داد که در آستانه زمستان بیش از ۱۷ میلیون افغان با ناامنی شدید غذایی مواجه‌اند. این سازمان گفت موج گرسنگی با سرعت نگران‌کننده سراسر افغانستان را فراگرفته است. به گزارش ملل متحد، در حال حاضر حدود ۲۳ میلیون افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند.

ادامه مطلب


6 روز قبل - 59 بازدید

بخش انسانه‌دوستانه‌ی سازمان ملل متحد برای آسیا و اقیانوسیه در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که برای بسیاری از کودکان در افغانستان رفتن به مکتب و انجام تفریح در دسترس نیست. این نهاد امروز (سه‌شنبه، ۱۰ سنبله) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که در صنف‌های آموزشی مبتنی بر جامعه که از سوی یونیسف در افغانستان برگزار می‌شود، آموزش به خانه‌های کودکان نزدیک‌تر می‌شود و فرصت‌های برابر برای یادگیری و ساختن آینده را در اختیار دختران و پسران قرار می‌دهد. یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد تاکید کرده است که این سازمان در صنف‌های آموزشی جامعه‌محور که از سوی اتحادیه اروپا تمویل می‌شود، تلاش می‌کند در بخش‌های دوردست افغانستان که مکتب‌های رسمی در دسترس نیست به کودکان خدمات آموزشی فراهم کند. کم‌بود مکتب یا فاصله‌ی زیاد مکتب از محل زندگی کودکان در بخش‌های دوردست افغانستان، سبب شده که دسترسی کودکان به خدمات آموزشی با دشواری‌های زیادی همراه باشد.

ادامه مطلب


6 روز قبل - 77 بازدید

مسوولان محلی در ولایت نورستان می‌گویند که در پی جاری شدن سیلاب در ولسوالی وانت این ولایت، اجساد دو زن و یک کودک پیدا شده است. محمدحسن ثاقب، سخنگوی فرماندهی پولیس نورستان گفته است که در پی بارندگی شدید و سیلاب شام روز گذشته (دوشنبه، ۹ سنبله) در روستای «اشو» ولسوالی وانت چهار خانه‌ی مسکونی تخریب شده است. وی در ادامه تاکید کرده است که عملیات جستجو برای یافتن اجساد افراد باقی ‌مانده ادامه دارد. سخنگوی فرماندهی پولیس نورستان افزوده است که جاری شدن سیلاب‌ در ولسوالی وانت، ده‌ها جریب زمین زراعتی را تخریب کرده است. به گفته‌ی او، در پی رعد و برق در منطقه‌ی مرتفع «چاتراس» در شهر پارون مرکز این ولایت دو تن زخمی شده و ۲۲ رأس حیوان تلف شده‌اند. منابع می‌گویند که سیلاب منجر تخریب خانه‌ها، جاده‌ها، زمین‌های زراعتی و تأسیسات نیز شده است. تاکنون میزان دقیق خسارات روشن نیست. این در حالی است که شهر پارون، مرکز ولایت نورستان اواخر ماه سرطان سال جاری خورشیدی گواه سیلاب‌های مرگ‌باری بود. در پی جاری شدن سیلاب‌ در شهر پارون مرکز این ولایت، دست‌کم ۳۰ نفر جان باخته، ۲۴ نفر دیگر زخمی شده و چندین تن دیگر مفقود شده‌اند.

ادامه مطلب


7 روز قبل - 78 بازدید

صبح هنوز کاملاً روشن نشده بود که صدای برخورد قاشق کوچکی با کاسه خالی، سکوت خانه را شکست. مریم، دختر یازده‌ساله خانواده، کاسه را جلوی مادر گذاشته بود و با چشم‌هایی که هنوز خواب‌آلود بود، منتظر بود چیزی در آن ریخته شود. زرغونه چند لحظه به کاسه نگاه کرد؛ بعد چشمش به اجاق خاموش افتاد و سرانجام به کیسه آردی که در گوشه آشپزخانه قرار داشت. کیسه‌ای که تنها مقدار اندکی آرد در ته آن باقی مانده بود. دستش را داخل کیسه برد، آرد را با انگشت لمس کرد و آرام گفت: «برای امروز شاید بس شود.» در خانه‌ای کوچک در یکی از محله‌های فقیرنشین کابل، هشت نفر زندگی می‌کنند؛ عبدالرحمان، همسرش زرغونه و شش فرزندشان. خانه دو اتاق کوچک دارد؛ دو اتاقی که بیشتر روزها باید هم‌زمان محل خواب، نشستن، غذا خوردن و گاهی پناه گرفتن از سرمای شب باشند. وسایل خانه اندک‌اند: چند تشک کهنه، یک اجاق، چند ظرف، یک فرش قدیمی و صندوقچه‌ای که لباس‌های خانواده در آن نگهداری می‌شود. چیزهای زیادی در این خانه وجود ندارد؛ اما چیزی که بیش از همه به چشم می‌آید، جای خالی چیزهایی است که خانواده توان خریدنشان را ندارد. عبدالرحمان، پدر خانواده، حدود چهل‌وپنج سال دارد و سال‌هاست کار روزمزدی می‌کند. صبح‌هایی که کاری باشد، زودتر از همه از خواب بیدار می‌شود، وضو می‌گیرد، لباس کارش را می‌پوشد و پیش از آن‌که کودکان از خواب برخیزند، از خانه بیرون می‌رود. گاهی در ساختمان‌ها کارگری می‌کند، گاهی بار جابه‌جا می‌کند و گاهی ساعت‌ها در محل تجمع کارگران روزمزد منتظر می‌ماند تا کسی برای چند ساعت کار سراغش بیاید. درآمدش ثابت نیست؛ ممکن است یک روز چیزی به دست بیاورد و روز دیگر بدون حتی یک افغانی به خانه برگردد. خودش می‌گوید سخت‌ترین بخش زندگی‌اش گرسنگی نیست؛ لحظه‌ای است که عصر به خانه برمی‌گردد و شش فرزندش به دست‌های خالی او نگاه می‌کنند. می‌گوید: «بچه وقتی کوچک است، فرق نان و پول را نمی‌فهمد؛ فقط می‌فهمد که پدرش چیزی برایش نیاورده است.» همسرش، زرغونه، بیشتر روز را در خانه می‌گذراند و تلاش می‌کند با همان مقدار اندکی که دارند، زندگی هشت نفر را بچرخاند. صبحانه در خانه آن‌ها معمولاً چای و نان است و اگر نان کافی نباشد، نان خشک‌شده روزهای قبل دوباره روی سفره می‌آید. زرغونه پیش از آن‌که بچه‌ها سر سفره بنشینند، نان را به قسمت‌های کوچک تقسیم می‌کند و سهم هرکدام را طوری اندازه می‌گیرد که تا حد امکان به همه برسد. خودش معمولاً آخر از همه می‌نشیند و اگر چیزی باقی مانده باشد، می‌خورد. وقتی بچه‌ها می‌پرسند چرا مادر کمتر می‌خورد، پاسخ همیشگی‌اش این است: «من صبح چیزی خورده‌ام.» اما واقعیت این است که بسیاری از صبح‌ها چیزی نخورده است. او می‌گوید اگر سهم خودش را کامل بخورد، ممکن است یکی از بچه‌ها گرسنه بماند و برای یک مادر، دیدن فرزند گرسنه سخت‌تر از تحمل گرسنگی خودش است. شش فرزند این خانواده، هرکدام داستانی از محرومیت دارند. پسر بزرگ، حمید، پانزده‌ساله است. دیگر مثل گذشته از پدرش درباره خرید لباس یا کفش نو چیزی نمی‌خواهد. او فهمیده است که وضعیت خانواده اجازه چنین خواسته‌هایی را نمی‌دهد. صبح‌ها، اگر پدر کار داشته باشد، گاهی همراه او می‌رود و کمکش می‌کند و اگر کاری نباشد، در خانه می‌ماند و مراقب خواهر و برادرهای کوچک‌ترش است. حمید یک جفت کفش دارد که مدت‌هاست کف آن باز شده است. مادر چند بار با نخ و تکه‌ای لاستیک آن را تعمیر کرده. وقتی باران می‌بارد، آب از قسمت باز کفش داخل می‌شود و پایش خیس می‌ماند؛ اما او دیگر شکایت نمی‌کند. کفش‌ها را گوشه اتاق می‌گذارد تا خشک شوند و صبح دوباره همان‌ها را می‌پوشد. دختر بزرگ خانواده، مریم، یازده‌ساله است. او بیشتر از هر چیز دوست دارد کتاب بخواند؛ اما کتاب تازه در این خانه تقریباً جایی ندارد. چند کتاب قدیمی از یکی از اقوام به او رسیده است؛ کتاب‌هایی با جلدهای پاره و صفحاتی که بعضی از آن‌ها ناقص‌اند. مریم همان کتاب‌ها را بارها می‌خواند، گویی هر بار می‌تواند از میان همان صفحه‌های قدیمی، دنیای تازه‌ای پیدا کند. وقتی مادر برای خرید به بازار می‌رود، گاهی مریم هم همراهش می‌رود تا اگر چیزی خریدند، در حمل وسایل کمک کند. چند ماه پیش، مریم از مادرش خواسته بود برایش یک دفتر تازه بخرد، اما زرغونه نتوانسته بود. دختر چند صفحه سفید از دفتر قدیمی برادرش جدا کرد و با نخ به هم دوخت. حالا همان دفتر دست‌ساز، دفتر مشق اوست. فرزند سوم، نعمت، نه‌ساله است و بیشتر وقتش را با دو برادر کوچک‌ترش می‌گذراند. یک پیراهن دارد که آستین‌هایش برایش کوتاه شده، اما هنوز آن را می‌پوشد. مادر چند بار گفته که باید برایش لباس دیگری پیدا کند؛ اما هر بار هزینه خوراک، کرایه خانه یا نیاز دیگری در اولویت قرار گرفته است. در این خانه، خرید لباس زمانی انجام می‌شود که لباس قبلی دیگر به هیچ شکلی قابل استفاده نباشد. حتی آن زمان هم خانواده ابتدا به سراغ اقوام و همسایه‌ها می‌رود تا شاید لباس دست‌دومی پیدا شود. زرغونه می‌گوید: «بچه‌های من یاد گرفته‌اند هر چیزی را که دیگران دور می‌اندازند، برای ما شاید هنوز قابل استفاده باشد.» ساجده، هفت‌ساله، و یوسف، پنج‌ساله، بیشتر ساعات روز را در کنار مادر می‌گذرانند. آن‌ها هنوز مانند حمید و مریم مفهوم کامل فقر را نمی‌دانند. وقتی چیزی را در خانه دیگری می‌بینند، آن را می‌خواهند و وقتی مادر می‌گوید «پول نداریم»، چند لحظه ساکت می‌شوند و بعد دوباره سراغ بازی خودشان می‌روند. اما زرغونه می‌داند که این کودکان هم کم‌کم خواهند فهمید چرا پدرشان نمی‌تواند برایشان اسباب‌بازی بخرد، چرا همیشه یک نوع غذا روی سفره است و چرا وقتی از کنار مغازه‌ها می‌گذرند، مادر دست آن‌ها را محکم‌تر می‌گیرد تا چیزی را نبینند که توان خریدنش را ندارد. کوچک‌ترین عضو خانواده، علی، سه ساله است. او هنوز نمی‌داند چرا بعضی شب‌ها شام دیر آماده می‌شود و چرا مادر گاهی مدت زیادی کنار اجاق می‌نشیند و به قابلمه خالی نگاه می‌کند. یک شب که خانواده فقط نان و چای داشت، علی از مادر پرسید: «مادر، فردا برنج می‌پزیم؟» زرغونه چند ثانیه سکوت کرد و بعد گفت: «اگر بابا کار کند، می‌پزیم.» کودک لبخند زد و گفت: «پس بابا حتماً کار می‌کند.» این جمله برای زرغونه سنگین بود؛ چون نمی‌خواست امید یک کودک را با واقعیت تلخ زندگی خراب کند. عبدالرحمان آن شب دیر به خانه رسید. از چهره‌اش معلوم بود که روز خوبی نداشته است. لباسش خاک‌آلود بود و دست‌هایش از کار روزانه زبر و خسته. وقتی وارد اتاق شد، بچه‌ها دورش جمع شدند. حمید به صورت پدر نگاه کرد، اما چیزی نپرسید. مریم هم فقط گوشه‌ای نشست. کوچک‌ترین کودک جلو آمد و پرسید: «بابا، چی آوردی؟» عبدالرحمان چند لحظه به او نگاه کرد و بعد دستش را روی سرش کشید. چیزی برای کودک نداشت. فقط یک کیسه کوچک آرد خریده بود؛ آردی که بخش بزرگی از درآمد روزانه‌اش را گرفته بود. زرغونه کیسه را گرفت و به آشپزخانه برد. همان مقدار اندک آرد قرار بود چند روز برای هشت نفر نان فراهم کند. آن شب زرغونه خمیر درست کرد. آرد کم بود و او آب بیشتری به خمیر افزود تا نان‌ها بزرگ‌تر شوند. وقتی نان‌ها پخته شد، بچه‌ها دور سفره نشستند. هرکس سهم خودش را گرفت. عبدالرحمان تکه‌ای از نان برداشت، اما چند لحظه بعد آن را کنار گذاشت و گفت: «من اشتها ندارم.» حمید فهمید پدرش دروغ می‌گوید. او هم تکه نان خودش را کوچک‌تر کرد و بخشی از آن را به سمت پدر گذاشت. عبدالرحمان گفت: «بخور پسرم، من سیرم.» این بار پدر و پسر هر دو همان جمله‌ای را گفتند که مادر بارها در این خانه گفته بود؛ جمله‌ای که بیشتر از آن‌که نشانه سیری باشد، نشانه تلاش برای پنهان کردن گرسنگی بود. زندگی این خانواده فقط با کمبود غذا سخت نشده است. کرایه خانه هر ماه یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌های عبدالرحمان است. وقتی چند روز کار پیدا نمی‌کند، نخستین چیزی که ذهنش را مشغول می‌کند، صاحب‌خانه است. او می‌گوید گاهی تمام درآمد یک هفته صرف کرایه خانه و خرید مواد غذایی می‌شود و برای باقی نیازها چیزی باقی نمی‌ماند. هزینه درمان، لباس، آموزش کودکان و حتی خرید یک جفت کفش مناسب، هرکدام باید تا زمانی عقب بیفتد که پولی پیدا شود. وقتی یکی از کودکان بیمار می‌شود، خانواده ابتدا تلاش می‌کند با روش‌های خانگی مشکل را حل کند و تنها زمانی به داکتر مراجعه می‌کند که وضعیت کودک جدی شود؛ نه از بی‌توجهی، بلکه از سر ناتوانی مالی. در گوشه اتاق، صندوقچه‌ای قدیمی قرار دارد که زرغونه وسایل باارزش خانواده را در آن نگه می‌دارد؛ چند لباس، اسناد خانوادگی و چند وسیله کوچک. چیز ارزشمند دیگری وجود ندارد که بتوانند در روزهای سخت بفروشند. چند سال پیش، وقتی عبدالرحمان مدتی کار پیدا نکرد، یکی از وسایل خانه را فروخت تا کرایه خانه را بپردازد. حالا دیگر چیزی برای فروختن باقی نمانده است. خودش می‌گوید: «آدم فقیر وقتی وسیله‌ای را می‌فروشد، فکر می‌کند مشکلش برای یک روز حل می‌شود؛ اما وقتی دوباره مشکل می‌آید، دیگر چیزی برای فروش ندارد.» شب‌ها، وقتی چراغ خانه خاموش می‌شود، هشت نفر در دو اتاق کوچک می‌خوابند. کودکان کنار هم دراز می‌کشند تا جای کمتری بگیرند. در زمستان، همه زیر چند کمپل جمع می‌شوند و در تابستان، پنجره کوچک اتاق برای ورود هوا باز می‌ماند. زندگی آن‌ها با فصل‌ها تغییر چندانی نمی‌کند؛ فقط شکل سختی عوض می‌شود. زمستان، سرمای اتاق و هزینه سوخت را به نگرانی‌هایشان اضافه می‌کند و تابستان، گرمای شدید و کمبود امکانات را. اما در هر دو فصل، یک چیز ثابت است: تلاش پدر برای پیدا کردن کار و تلاش مادر برای تقسیم کردن چیزهای اندک میان هشت نفر. عبدالرحمان گاهی شب‌ها، وقتی همه خواب هستند، بیدار می‌ماند و به سقف نگاه می‌کند. او می‌گوید بزرگ‌ترین ترسش این است که فرزندانش هم مانند خودش تمام عمرشان را صرف پیدا کردن یک لقمه نان کنند. می‌خواهد حمید کارگر روزمزد نشود. می‌خواهد مریم بتواند درس بخواند و می‌خواهد کودکان کوچک‌ترش حداقل یک زندگی معمولی داشته باشند؛ زندگی‌ای که در آن درخواست یک دفتر، یک جفت کفش یا یک وعده غذای بهتر، خانواده را مجبور به حساب‌وکتاب چندروزه نکند. اما میان خواستن و توانستن، فاصله‌ای وجود دارد که برای این خانواده هر روز بزرگ‌تر به نظر می‌رسد. صبح روز بعد، پیش از آن‌که آفتاب کاملاً بر بام‌های کابل بتابد، عبدالرحمان دوباره لباس کارش را می‌پوشد. زرغونه برایش چای می‌ریزد و یک تکه نان را در پارچه‌ای می‌پیچد. مرد هنگام خروج، نگاهی به شش فرزندش می‌اندازد. بعضی هنوز خواب‌اند و بعضی در سکوت او را نگاه می‌کنند. او چیزی نمی‌گوید. فقط در را باز می‌کند و از خانه بیرون می‌رود؛ به امید این‌که امروز کسی به یک کارگر نیاز داشته باشد. پشت سرش، زرغونه در را می‌بندد، سفره را جمع می‌کند و دوباره سراغ همان کیسه آرد می‌رود تا ببیند برای چند وعده دیگر باقی مانده است. در این خانه، فقر با یک عدد اندازه‌گیری نمی‌شود. فقر یعنی مادری که غذای خودش را به فرزندانش می‌دهد و می‌گوید سیر است؛ پدری که هر صبح با امید پیدا کردن کار از خانه بیرون می‌رود و هر شب نگران دست‌های خالی خود است؛ کودکی که کفش پاره‌اش را می‌پوشد و چیزی نمی‌گوید؛ دختری که دفتر تازه را آرزو می‌کند و با صفحه‌های سفید دفتر قدیمی برادرش کنار می‌آید؛ و کودکانی که کم‌کم یاد می‌گیرند پیش از خواستن هر چیزی، اول به جیب پدر نگاه کنند. برای خانواده هشت‌نفری عبدالرحمان، زندگی بیشتر از آن‌که درباره داشتن باشد، درباره دوام آوردن است؛ دوام آوردن تا فردا، تا روزی که شاید کار پیدا شود، تا زمانی که شاید سفره کمی پرتر شود و تا شبی که کودکان بتوانند بدون شنیدن جمله «امروز پول نداریم» به خواب بروند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 72 بازدید

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که کاهش بودجه کمک‌های بشردوستانه در افغانستان باعث تعطیلی بیش از ۱۰۰ مرکز درمانی سوءتغذیه کودکان شده است. ملیسا فلمینگ، معاون دبیرکل سازمان ملل در امور ارتباطات جهانی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ۳.۷ میلیون کودک در افغانستان دچار سوءتغذیه حاد هستند. وی در ادامه تاکید کرده است که حدود یک میلیون کودک با سوءتغذیه شدید و تهدیدکننده زند‌گی مواجه هستند. فلمینگ در ادامه افزوده است که تعطیلی این مراکز، دسترسی کودکان مبتلا به سوءتغذیه به درمان و خدمات تغذیه‌ای حیاتی را دشوارتر کرده است. این وضعیت در حالی ادامه دارد که میلیون‌ها کودک در افغانستان برای دسترسی به خدمات درمانی و تغذیه‌ای به کمک‌های بشردوستانه وابسته‌اند. این در حالی است که پیشتر یونیسف گفته بود که افزایش سوءتغذیه شدید کودکان، فشار بر بیمارستان‌های افغانستان را افزایش داده است. یونیسف تصریح کرد که  نباید منتظر ماند تا کودکان به وضعیت خطرناک برسند و نیازمند بستری در بیمارستان شوند.

ادامه مطلب


1 هفته قبل - 118 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افزایش سوءتغذیه شدید کودکان، فشار بر بیمارستان‌های افغانستان را افزایش داده است. این سازمان امروز (شنبه، ۷ سنبله) با نشر گزارشی گفته است که نباید منتظر ماند تا کودکان به وضعیت خطرناک برسند و نیازمند بستری در بیمارستان شوند. داکتر تاج‌الدین اویواله، نماینده یونیسف در افغانستان می‌گوید که برای جلوگیری از وخامت وضعیت کودکان، باید پیش از رسیدن آنان به مرحله بحرانی مداخله شود. آقای اویواله تاکید کرد که یونیسف و شرکای این نهاد برای مقابله با بحران سوءتغذیه در افغانستان به «کمک‌های مالی بیشتر، انعطاف‌پذیر و پایدار» نیاز دارند. او افزوده است: «در سراسر افغانستان، ۳.۷ میلیون کودک در حال حاضر از لاغری مفرط رنج می‌برند، آنها به شدت دچار سوءتغذیه هستند، از جمله حدود یک میلیون نفر که دچار سوءتغذیه شدید و تهدیدکننده هستند.» در ادامه آمده است: «این بحرانی است که به طور نامتناسبی جوان‌ترین و آسیب‌پذیرترین افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد: تقریباً ۴۰ درصد از کودکانی که با لاغری مفرط و عوارض پزشکی در بیمارستان بستری می‌شوند، نوزادان زیر شش ماه هستند. کودکان زیر دو سال ۸۳ درصد از موارد سوءتغذیه شدید و حاد را تشکیل می‌دهند.» آقای اویواله تصریح کرد: «ما در حال حاضر شاهد فشار زیادی بر بیمارستان‌ها هستیم، از ابتدای سال بیش از نیم میلیون کودک به دلیل لاغری مفرط و شدید در معرض خطر بالا بستری شده‌اند. موارد سوءتغذیه شدید و حاد که با عوارض پزشکی بستری شده‌اند، نسبت به مدت مشابه سال گذشته یک سوم افزایش یافته است.» افزایش سوءتغذیه کودکان در افغانستان در حالی نگرانی‌ها را افزایش داده است که بسیاری از خانواده‌ها برای دسترسی به خدمات صحی و نیازهای اساسی با چالش مواجه‌اند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 147 بازدید

رسانه‌ها گزارش داده‌اند که متا، شرکت مالک فسبوک و انستاگرام، در یک توافق تاریخی با ۴۷ ایالت امریکا، واشنگتن دی‌سی و چند قلمرو ایالات متحده، پذیرفته است که بیش از ۱۷ میلیارد دالر بپردازد تا پرونده‌ی آسیب این شبکه‌های اجتماعی به کودکان مختومه شود. نیویورک تایمز با نشر گزارشی نوشته است که این توافق پرونده‌ای را که درباره‌ی آسیب‌های شبکه‌های اجتماعی به کودکان و نوجوانان در دادگاه فدرال شمال کالیفرنیا در اوکلند جریان داشت، متوقف می‌کند. در گزارش آمده است که بر اساس این توافق متا، ابتدا حدود ۱۲ میلیارد دالر می‌پردازد و در صورت پیوستن اسنپ، تیک‌تاک و یوتیوب به توافق‌های مشابه، مجموع پرداخت می‌تواند به ۱۷.۱ میلیارد دالر برسد. اکنون قاضی ایوون گونزالس راجرز، از دادگاه فدرال اوکلند، باید توافق را تأیید کند، تا این پرونده مختومه شود. محاکمه از هفته گذشته در اوکلند آغاز شده بود و چهار ایالت کالیفرنیا، کلرادو، کنتاکی و نیوجرسی در آن حدود ۲۰۰ میلیارد دالر خسارت مطالبه می‌کردند. طبق گزارش نیویورک تایمز، توافق جدید عملا این محاکمه را پایان می‌دهد. در گزارش آمده است که این پرونده بخشی از هزاران دعوای قضایی علیه متا، تیک‌تاک، یوتیوب و اسنپ است. متا در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ نیز حدود دو میلیارد دالر برای مقابله با چالش‌های حقوقی خود هزینه کرده بود. اتهام متا چه بود؟ ایالت‌های امریکا متا را متهم کرده بودند که فسبوک و انستاگرام را با «قابلیت‌های اعتیادآور» طراحی کرده و کودکان و نوجوانان را برای استفاده‌ی طولانی‌مدت در این شبکه‌های اجتماعی نگه داشته است. اتهام‌ها همچنین شامل «نقض قوانین حمایت از مصرف‌کنندگان، قوانین فدرال حریم خصوصی کودکان و گمراه‌کردن مردم درباره‌ی ایمنی محصولات متا» بود. طبق گزارش نیویورک تایمز از این پرونده، دادستان‌ها می‌گفتند برخی قابلیت‌های متا از جمله، پیمایش بی‌پایان، اعلان‌ها و ابزارهای افزایش تعامل می‌تواند به «مشکلات سلامت روان جوانان» دامن بزند. مارک زاکربرگ، مدیرعامل متا، نیز قرار بود در دادگاه درباره‌ی شواهد مربوط به آگاهی او از آسیب‌های احتمالی پلتفرم‌ها به کودکان شهادت دهد. اما به دست آمدن توافق پیش از حضور او در جایگاه شاهد حاصل شد. وکلای حقوقی متا اتهام‌های تخلف را نپذیرفته و گفته‌اند که این شرکت برای پایان دادن به این پرونده، با پرداخت ۱۷.۱ میلیارد دالر و ایجاد برخی تغییرات در قابلیت‌ها فیسبوک و انستاگرام «توافق» می‌کند.

ادامه مطلب


2 هفته قبل - 176 بازدید

منابع محلی از ولایت قندهار می‌گویند پنج عضو یک خانواده در بند دهله در ولسوالی شاه‌ولی‌کوت این ولایت غرق شده و جان باخته‌اند. دست‌کم دو منبع به رسانه‌ گوهرشاد گفته‌اند که این رویداد پس‌ازچاشت روز گذشته (چهارشنبه، ۴ سنبله) در بند دهله رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که در این رویداد، یک جوان ۳۳ ساله به‌نام «نوراحمد» همراه با پنج فرزندش سوار بر قایق بودند و پس از واژگون شدن قایق در وسط آب، نوراحمد و چهار فرزندش غرق شده و جان باخته‌اند. منبع افزوده است که فقط یک کودک خردسال او نجات یافته است. منبع تصریح کرد که نوراحمد با دو دختر و دو پسرش در آب غرق شده و جان باخته‌اند. به گفته‌ی منبع، تا اکنون اجساد دو دختر نوراحمد پیدا شده است. نوراحمد باشنده‌ی اصلی منطقه‌ی سنجری ولسوالی ژیری ولایت قندهار بود و همراه با فرزندانش برای تفریح به بند دهله رفته بودند. غرق‌شدگی در آب از جمله حوادث مرگ‌بار است که در تفریح‌گاه‌‎های افغانستان مثل بندهای آب و رودخانه‌ها همواره رخ می‌دهد.

ادامه مطلب