برچسب: کودکان

14 ساعت قبل - 59 بازدید

صبح هنوز کاملاً روشن نشده بود که صدای برخورد قاشق کوچکی با کاسه خالی، سکوت خانه را شکست. مریم، دختر یازده‌ساله خانواده، کاسه را جلوی مادر گذاشته بود و با چشم‌هایی که هنوز خواب‌آلود بود، منتظر بود چیزی در آن ریخته شود. زرغونه چند لحظه به کاسه نگاه کرد؛ بعد چشمش به اجاق خاموش افتاد و سرانجام به کیسه آردی که در گوشه آشپزخانه قرار داشت. کیسه‌ای که تنها مقدار اندکی آرد در ته آن باقی مانده بود. دستش را داخل کیسه برد، آرد را با انگشت لمس کرد و آرام گفت: «برای امروز شاید بس شود.» در خانه‌ای کوچک در یکی از محله‌های فقیرنشین کابل، هشت نفر زندگی می‌کنند؛ عبدالرحمان، همسرش زرغونه و شش فرزندشان. خانه دو اتاق کوچک دارد؛ دو اتاقی که بیشتر روزها باید هم‌زمان محل خواب، نشستن، غذا خوردن و گاهی پناه گرفتن از سرمای شب باشند. وسایل خانه اندک‌اند: چند تشک کهنه، یک اجاق، چند ظرف، یک فرش قدیمی و صندوقچه‌ای که لباس‌های خانواده در آن نگهداری می‌شود. چیزهای زیادی در این خانه وجود ندارد؛ اما چیزی که بیش از همه به چشم می‌آید، جای خالی چیزهایی است که خانواده توان خریدنشان را ندارد. عبدالرحمان، پدر خانواده، حدود چهل‌وپنج سال دارد و سال‌هاست کار روزمزدی می‌کند. صبح‌هایی که کاری باشد، زودتر از همه از خواب بیدار می‌شود، وضو می‌گیرد، لباس کارش را می‌پوشد و پیش از آن‌که کودکان از خواب برخیزند، از خانه بیرون می‌رود. گاهی در ساختمان‌ها کارگری می‌کند، گاهی بار جابه‌جا می‌کند و گاهی ساعت‌ها در محل تجمع کارگران روزمزد منتظر می‌ماند تا کسی برای چند ساعت کار سراغش بیاید. درآمدش ثابت نیست؛ ممکن است یک روز چیزی به دست بیاورد و روز دیگر بدون حتی یک افغانی به خانه برگردد. خودش می‌گوید سخت‌ترین بخش زندگی‌اش گرسنگی نیست؛ لحظه‌ای است که عصر به خانه برمی‌گردد و شش فرزندش به دست‌های خالی او نگاه می‌کنند. می‌گوید: «بچه وقتی کوچک است، فرق نان و پول را نمی‌فهمد؛ فقط می‌فهمد که پدرش چیزی برایش نیاورده است.» همسرش، زرغونه، بیشتر روز را در خانه می‌گذراند و تلاش می‌کند با همان مقدار اندکی که دارند، زندگی هشت نفر را بچرخاند. صبحانه در خانه آن‌ها معمولاً چای و نان است و اگر نان کافی نباشد، نان خشک‌شده روزهای قبل دوباره روی سفره می‌آید. زرغونه پیش از آن‌که بچه‌ها سر سفره بنشینند، نان را به قسمت‌های کوچک تقسیم می‌کند و سهم هرکدام را طوری اندازه می‌گیرد که تا حد امکان به همه برسد. خودش معمولاً آخر از همه می‌نشیند و اگر چیزی باقی مانده باشد، می‌خورد. وقتی بچه‌ها می‌پرسند چرا مادر کمتر می‌خورد، پاسخ همیشگی‌اش این است: «من صبح چیزی خورده‌ام.» اما واقعیت این است که بسیاری از صبح‌ها چیزی نخورده است. او می‌گوید اگر سهم خودش را کامل بخورد، ممکن است یکی از بچه‌ها گرسنه بماند و برای یک مادر، دیدن فرزند گرسنه سخت‌تر از تحمل گرسنگی خودش است. شش فرزند این خانواده، هرکدام داستانی از محرومیت دارند. پسر بزرگ، حمید، پانزده‌ساله است. دیگر مثل گذشته از پدرش درباره خرید لباس یا کفش نو چیزی نمی‌خواهد. او فهمیده است که وضعیت خانواده اجازه چنین خواسته‌هایی را نمی‌دهد. صبح‌ها، اگر پدر کار داشته باشد، گاهی همراه او می‌رود و کمکش می‌کند و اگر کاری نباشد، در خانه می‌ماند و مراقب خواهر و برادرهای کوچک‌ترش است. حمید یک جفت کفش دارد که مدت‌هاست کف آن باز شده است. مادر چند بار با نخ و تکه‌ای لاستیک آن را تعمیر کرده. وقتی باران می‌بارد، آب از قسمت باز کفش داخل می‌شود و پایش خیس می‌ماند؛ اما او دیگر شکایت نمی‌کند. کفش‌ها را گوشه اتاق می‌گذارد تا خشک شوند و صبح دوباره همان‌ها را می‌پوشد. دختر بزرگ خانواده، مریم، یازده‌ساله است. او بیشتر از هر چیز دوست دارد کتاب بخواند؛ اما کتاب تازه در این خانه تقریباً جایی ندارد. چند کتاب قدیمی از یکی از اقوام به او رسیده است؛ کتاب‌هایی با جلدهای پاره و صفحاتی که بعضی از آن‌ها ناقص‌اند. مریم همان کتاب‌ها را بارها می‌خواند، گویی هر بار می‌تواند از میان همان صفحه‌های قدیمی، دنیای تازه‌ای پیدا کند. وقتی مادر برای خرید به بازار می‌رود، گاهی مریم هم همراهش می‌رود تا اگر چیزی خریدند، در حمل وسایل کمک کند. چند ماه پیش، مریم از مادرش خواسته بود برایش یک دفتر تازه بخرد، اما زرغونه نتوانسته بود. دختر چند صفحه سفید از دفتر قدیمی برادرش جدا کرد و با نخ به هم دوخت. حالا همان دفتر دست‌ساز، دفتر مشق اوست. فرزند سوم، نعمت، نه‌ساله است و بیشتر وقتش را با دو برادر کوچک‌ترش می‌گذراند. یک پیراهن دارد که آستین‌هایش برایش کوتاه شده، اما هنوز آن را می‌پوشد. مادر چند بار گفته که باید برایش لباس دیگری پیدا کند؛ اما هر بار هزینه خوراک، کرایه خانه یا نیاز دیگری در اولویت قرار گرفته است. در این خانه، خرید لباس زمانی انجام می‌شود که لباس قبلی دیگر به هیچ شکلی قابل استفاده نباشد. حتی آن زمان هم خانواده ابتدا به سراغ اقوام و همسایه‌ها می‌رود تا شاید لباس دست‌دومی پیدا شود. زرغونه می‌گوید: «بچه‌های من یاد گرفته‌اند هر چیزی را که دیگران دور می‌اندازند، برای ما شاید هنوز قابل استفاده باشد.» ساجده، هفت‌ساله، و یوسف، پنج‌ساله، بیشتر ساعات روز را در کنار مادر می‌گذرانند. آن‌ها هنوز مانند حمید و مریم مفهوم کامل فقر را نمی‌دانند. وقتی چیزی را در خانه دیگری می‌بینند، آن را می‌خواهند و وقتی مادر می‌گوید «پول نداریم»، چند لحظه ساکت می‌شوند و بعد دوباره سراغ بازی خودشان می‌روند. اما زرغونه می‌داند که این کودکان هم کم‌کم خواهند فهمید چرا پدرشان نمی‌تواند برایشان اسباب‌بازی بخرد، چرا همیشه یک نوع غذا روی سفره است و چرا وقتی از کنار مغازه‌ها می‌گذرند، مادر دست آن‌ها را محکم‌تر می‌گیرد تا چیزی را نبینند که توان خریدنش را ندارد. کوچک‌ترین عضو خانواده، علی، سه ساله است. او هنوز نمی‌داند چرا بعضی شب‌ها شام دیر آماده می‌شود و چرا مادر گاهی مدت زیادی کنار اجاق می‌نشیند و به قابلمه خالی نگاه می‌کند. یک شب که خانواده فقط نان و چای داشت، علی از مادر پرسید: «مادر، فردا برنج می‌پزیم؟» زرغونه چند ثانیه سکوت کرد و بعد گفت: «اگر بابا کار کند، می‌پزیم.» کودک لبخند زد و گفت: «پس بابا حتماً کار می‌کند.» این جمله برای زرغونه سنگین بود؛ چون نمی‌خواست امید یک کودک را با واقعیت تلخ زندگی خراب کند. عبدالرحمان آن شب دیر به خانه رسید. از چهره‌اش معلوم بود که روز خوبی نداشته است. لباسش خاک‌آلود بود و دست‌هایش از کار روزانه زبر و خسته. وقتی وارد اتاق شد، بچه‌ها دورش جمع شدند. حمید به صورت پدر نگاه کرد، اما چیزی نپرسید. مریم هم فقط گوشه‌ای نشست. کوچک‌ترین کودک جلو آمد و پرسید: «بابا، چی آوردی؟» عبدالرحمان چند لحظه به او نگاه کرد و بعد دستش را روی سرش کشید. چیزی برای کودک نداشت. فقط یک کیسه کوچک آرد خریده بود؛ آردی که بخش بزرگی از درآمد روزانه‌اش را گرفته بود. زرغونه کیسه را گرفت و به آشپزخانه برد. همان مقدار اندک آرد قرار بود چند روز برای هشت نفر نان فراهم کند. آن شب زرغونه خمیر درست کرد. آرد کم بود و او آب بیشتری به خمیر افزود تا نان‌ها بزرگ‌تر شوند. وقتی نان‌ها پخته شد، بچه‌ها دور سفره نشستند. هرکس سهم خودش را گرفت. عبدالرحمان تکه‌ای از نان برداشت، اما چند لحظه بعد آن را کنار گذاشت و گفت: «من اشتها ندارم.» حمید فهمید پدرش دروغ می‌گوید. او هم تکه نان خودش را کوچک‌تر کرد و بخشی از آن را به سمت پدر گذاشت. عبدالرحمان گفت: «بخور پسرم، من سیرم.» این بار پدر و پسر هر دو همان جمله‌ای را گفتند که مادر بارها در این خانه گفته بود؛ جمله‌ای که بیشتر از آن‌که نشانه سیری باشد، نشانه تلاش برای پنهان کردن گرسنگی بود. زندگی این خانواده فقط با کمبود غذا سخت نشده است. کرایه خانه هر ماه یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌های عبدالرحمان است. وقتی چند روز کار پیدا نمی‌کند، نخستین چیزی که ذهنش را مشغول می‌کند، صاحب‌خانه است. او می‌گوید گاهی تمام درآمد یک هفته صرف کرایه خانه و خرید مواد غذایی می‌شود و برای باقی نیازها چیزی باقی نمی‌ماند. هزینه درمان، لباس، آموزش کودکان و حتی خرید یک جفت کفش مناسب، هرکدام باید تا زمانی عقب بیفتد که پولی پیدا شود. وقتی یکی از کودکان بیمار می‌شود، خانواده ابتدا تلاش می‌کند با روش‌های خانگی مشکل را حل کند و تنها زمانی به داکتر مراجعه می‌کند که وضعیت کودک جدی شود؛ نه از بی‌توجهی، بلکه از سر ناتوانی مالی. در گوشه اتاق، صندوقچه‌ای قدیمی قرار دارد که زرغونه وسایل باارزش خانواده را در آن نگه می‌دارد؛ چند لباس، اسناد خانوادگی و چند وسیله کوچک. چیز ارزشمند دیگری وجود ندارد که بتوانند در روزهای سخت بفروشند. چند سال پیش، وقتی عبدالرحمان مدتی کار پیدا نکرد، یکی از وسایل خانه را فروخت تا کرایه خانه را بپردازد. حالا دیگر چیزی برای فروختن باقی نمانده است. خودش می‌گوید: «آدم فقیر وقتی وسیله‌ای را می‌فروشد، فکر می‌کند مشکلش برای یک روز حل می‌شود؛ اما وقتی دوباره مشکل می‌آید، دیگر چیزی برای فروش ندارد.» شب‌ها، وقتی چراغ خانه خاموش می‌شود، هشت نفر در دو اتاق کوچک می‌خوابند. کودکان کنار هم دراز می‌کشند تا جای کمتری بگیرند. در زمستان، همه زیر چند کمپل جمع می‌شوند و در تابستان، پنجره کوچک اتاق برای ورود هوا باز می‌ماند. زندگی آن‌ها با فصل‌ها تغییر چندانی نمی‌کند؛ فقط شکل سختی عوض می‌شود. زمستان، سرمای اتاق و هزینه سوخت را به نگرانی‌هایشان اضافه می‌کند و تابستان، گرمای شدید و کمبود امکانات را. اما در هر دو فصل، یک چیز ثابت است: تلاش پدر برای پیدا کردن کار و تلاش مادر برای تقسیم کردن چیزهای اندک میان هشت نفر. عبدالرحمان گاهی شب‌ها، وقتی همه خواب هستند، بیدار می‌ماند و به سقف نگاه می‌کند. او می‌گوید بزرگ‌ترین ترسش این است که فرزندانش هم مانند خودش تمام عمرشان را صرف پیدا کردن یک لقمه نان کنند. می‌خواهد حمید کارگر روزمزد نشود. می‌خواهد مریم بتواند درس بخواند و می‌خواهد کودکان کوچک‌ترش حداقل یک زندگی معمولی داشته باشند؛ زندگی‌ای که در آن درخواست یک دفتر، یک جفت کفش یا یک وعده غذای بهتر، خانواده را مجبور به حساب‌وکتاب چندروزه نکند. اما میان خواستن و توانستن، فاصله‌ای وجود دارد که برای این خانواده هر روز بزرگ‌تر به نظر می‌رسد. صبح روز بعد، پیش از آن‌که آفتاب کاملاً بر بام‌های کابل بتابد، عبدالرحمان دوباره لباس کارش را می‌پوشد. زرغونه برایش چای می‌ریزد و یک تکه نان را در پارچه‌ای می‌پیچد. مرد هنگام خروج، نگاهی به شش فرزندش می‌اندازد. بعضی هنوز خواب‌اند و بعضی در سکوت او را نگاه می‌کنند. او چیزی نمی‌گوید. فقط در را باز می‌کند و از خانه بیرون می‌رود؛ به امید این‌که امروز کسی به یک کارگر نیاز داشته باشد. پشت سرش، زرغونه در را می‌بندد، سفره را جمع می‌کند و دوباره سراغ همان کیسه آرد می‌رود تا ببیند برای چند وعده دیگر باقی مانده است. در این خانه، فقر با یک عدد اندازه‌گیری نمی‌شود. فقر یعنی مادری که غذای خودش را به فرزندانش می‌دهد و می‌گوید سیر است؛ پدری که هر صبح با امید پیدا کردن کار از خانه بیرون می‌رود و هر شب نگران دست‌های خالی خود است؛ کودکی که کفش پاره‌اش را می‌پوشد و چیزی نمی‌گوید؛ دختری که دفتر تازه را آرزو می‌کند و با صفحه‌های سفید دفتر قدیمی برادرش کنار می‌آید؛ و کودکانی که کم‌کم یاد می‌گیرند پیش از خواستن هر چیزی، اول به جیب پدر نگاه کنند. برای خانواده هشت‌نفری عبدالرحمان، زندگی بیشتر از آن‌که درباره داشتن باشد، درباره دوام آوردن است؛ دوام آوردن تا فردا، تا روزی که شاید کار پیدا شود، تا زمانی که شاید سفره کمی پرتر شود و تا شبی که کودکان بتوانند بدون شنیدن جمله «امروز پول نداریم» به خواب بروند. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


2 روز قبل - 64 بازدید

سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که کاهش بودجه کمک‌های بشردوستانه در افغانستان باعث تعطیلی بیش از ۱۰۰ مرکز درمانی سوءتغذیه کودکان شده است. ملیسا فلمینگ، معاون دبیرکل سازمان ملل در امور ارتباطات جهانی با نشر پیامی در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که ۳.۷ میلیون کودک در افغانستان دچار سوءتغذیه حاد هستند. وی در ادامه تاکید کرده است که حدود یک میلیون کودک با سوءتغذیه شدید و تهدیدکننده زند‌گی مواجه هستند. فلمینگ در ادامه افزوده است که تعطیلی این مراکز، دسترسی کودکان مبتلا به سوءتغذیه به درمان و خدمات تغذیه‌ای حیاتی را دشوارتر کرده است. این وضعیت در حالی ادامه دارد که میلیون‌ها کودک در افغانستان برای دسترسی به خدمات درمانی و تغذیه‌ای به کمک‌های بشردوستانه وابسته‌اند. این در حالی است که پیشتر یونیسف گفته بود که افزایش سوءتغذیه شدید کودکان، فشار بر بیمارستان‌های افغانستان را افزایش داده است. یونیسف تصریح کرد که  نباید منتظر ماند تا کودکان به وضعیت خطرناک برسند و نیازمند بستری در بیمارستان شوند.

ادامه مطلب


3 روز قبل - 108 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که افزایش سوءتغذیه شدید کودکان، فشار بر بیمارستان‌های افغانستان را افزایش داده است. این سازمان امروز (شنبه، ۷ سنبله) با نشر گزارشی گفته است که نباید منتظر ماند تا کودکان به وضعیت خطرناک برسند و نیازمند بستری در بیمارستان شوند. داکتر تاج‌الدین اویواله، نماینده یونیسف در افغانستان می‌گوید که برای جلوگیری از وخامت وضعیت کودکان، باید پیش از رسیدن آنان به مرحله بحرانی مداخله شود. آقای اویواله تاکید کرد که یونیسف و شرکای این نهاد برای مقابله با بحران سوءتغذیه در افغانستان به «کمک‌های مالی بیشتر، انعطاف‌پذیر و پایدار» نیاز دارند. او افزوده است: «در سراسر افغانستان، ۳.۷ میلیون کودک در حال حاضر از لاغری مفرط رنج می‌برند، آنها به شدت دچار سوءتغذیه هستند، از جمله حدود یک میلیون نفر که دچار سوءتغذیه شدید و تهدیدکننده هستند.» در ادامه آمده است: «این بحرانی است که به طور نامتناسبی جوان‌ترین و آسیب‌پذیرترین افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد: تقریباً ۴۰ درصد از کودکانی که با لاغری مفرط و عوارض پزشکی در بیمارستان بستری می‌شوند، نوزادان زیر شش ماه هستند. کودکان زیر دو سال ۸۳ درصد از موارد سوءتغذیه شدید و حاد را تشکیل می‌دهند.» آقای اویواله تصریح کرد: «ما در حال حاضر شاهد فشار زیادی بر بیمارستان‌ها هستیم، از ابتدای سال بیش از نیم میلیون کودک به دلیل لاغری مفرط و شدید در معرض خطر بالا بستری شده‌اند. موارد سوءتغذیه شدید و حاد که با عوارض پزشکی بستری شده‌اند، نسبت به مدت مشابه سال گذشته یک سوم افزایش یافته است.» افزایش سوءتغذیه کودکان در افغانستان در حالی نگرانی‌ها را افزایش داده است که بسیاری از خانواده‌ها برای دسترسی به خدمات صحی و نیازهای اساسی با چالش مواجه‌اند.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 138 بازدید

رسانه‌ها گزارش داده‌اند که متا، شرکت مالک فسبوک و انستاگرام، در یک توافق تاریخی با ۴۷ ایالت امریکا، واشنگتن دی‌سی و چند قلمرو ایالات متحده، پذیرفته است که بیش از ۱۷ میلیارد دالر بپردازد تا پرونده‌ی آسیب این شبکه‌های اجتماعی به کودکان مختومه شود. نیویورک تایمز با نشر گزارشی نوشته است که این توافق پرونده‌ای را که درباره‌ی آسیب‌های شبکه‌های اجتماعی به کودکان و نوجوانان در دادگاه فدرال شمال کالیفرنیا در اوکلند جریان داشت، متوقف می‌کند. در گزارش آمده است که بر اساس این توافق متا، ابتدا حدود ۱۲ میلیارد دالر می‌پردازد و در صورت پیوستن اسنپ، تیک‌تاک و یوتیوب به توافق‌های مشابه، مجموع پرداخت می‌تواند به ۱۷.۱ میلیارد دالر برسد. اکنون قاضی ایوون گونزالس راجرز، از دادگاه فدرال اوکلند، باید توافق را تأیید کند، تا این پرونده مختومه شود. محاکمه از هفته گذشته در اوکلند آغاز شده بود و چهار ایالت کالیفرنیا، کلرادو، کنتاکی و نیوجرسی در آن حدود ۲۰۰ میلیارد دالر خسارت مطالبه می‌کردند. طبق گزارش نیویورک تایمز، توافق جدید عملا این محاکمه را پایان می‌دهد. در گزارش آمده است که این پرونده بخشی از هزاران دعوای قضایی علیه متا، تیک‌تاک، یوتیوب و اسنپ است. متا در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ نیز حدود دو میلیارد دالر برای مقابله با چالش‌های حقوقی خود هزینه کرده بود. اتهام متا چه بود؟ ایالت‌های امریکا متا را متهم کرده بودند که فسبوک و انستاگرام را با «قابلیت‌های اعتیادآور» طراحی کرده و کودکان و نوجوانان را برای استفاده‌ی طولانی‌مدت در این شبکه‌های اجتماعی نگه داشته است. اتهام‌ها همچنین شامل «نقض قوانین حمایت از مصرف‌کنندگان، قوانین فدرال حریم خصوصی کودکان و گمراه‌کردن مردم درباره‌ی ایمنی محصولات متا» بود. طبق گزارش نیویورک تایمز از این پرونده، دادستان‌ها می‌گفتند برخی قابلیت‌های متا از جمله، پیمایش بی‌پایان، اعلان‌ها و ابزارهای افزایش تعامل می‌تواند به «مشکلات سلامت روان جوانان» دامن بزند. مارک زاکربرگ، مدیرعامل متا، نیز قرار بود در دادگاه درباره‌ی شواهد مربوط به آگاهی او از آسیب‌های احتمالی پلتفرم‌ها به کودکان شهادت دهد. اما به دست آمدن توافق پیش از حضور او در جایگاه شاهد حاصل شد. وکلای حقوقی متا اتهام‌های تخلف را نپذیرفته و گفته‌اند که این شرکت برای پایان دادن به این پرونده، با پرداخت ۱۷.۱ میلیارد دالر و ایجاد برخی تغییرات در قابلیت‌ها فیسبوک و انستاگرام «توافق» می‌کند.

ادامه مطلب


5 روز قبل - 158 بازدید

منابع محلی از ولایت قندهار می‌گویند پنج عضو یک خانواده در بند دهله در ولسوالی شاه‌ولی‌کوت این ولایت غرق شده و جان باخته‌اند. دست‌کم دو منبع به رسانه‌ گوهرشاد گفته‌اند که این رویداد پس‌ازچاشت روز گذشته (چهارشنبه، ۴ سنبله) در بند دهله رخ داده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که در این رویداد، یک جوان ۳۳ ساله به‌نام «نوراحمد» همراه با پنج فرزندش سوار بر قایق بودند و پس از واژگون شدن قایق در وسط آب، نوراحمد و چهار فرزندش غرق شده و جان باخته‌اند. منبع افزوده است که فقط یک کودک خردسال او نجات یافته است. منبع تصریح کرد که نوراحمد با دو دختر و دو پسرش در آب غرق شده و جان باخته‌اند. به گفته‌ی منبع، تا اکنون اجساد دو دختر نوراحمد پیدا شده است. نوراحمد باشنده‌ی اصلی منطقه‌ی سنجری ولسوالی ژیری ولایت قندهار بود و همراه با فرزندانش برای تفریح به بند دهله رفته بودند. غرق‌شدگی در آب از جمله حوادث مرگ‌بار است که در تفریح‌گاه‌‎های افغانستان مثل بندهای آب و رودخانه‌ها همواره رخ می‌دهد.

ادامه مطلب


6 روز قبل - 78 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد بر حمایت از تغذیه زنان در دوران بارداری و شیردهی و فراهم‌کردن دسترسی کودکان به غذاهای متنوع و مغذی تاکید کرده است. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که پس از رسیدن کودک به شش‌ماهگی، خانواده‌ها باید برای تامین غذاهای متنوع و مغذی مورد نیاز کودکان حمایت شوند تا زمینه‌ی رشد سالم آنان فراهم شود. در اعلامیه آمده است که ارایه‌ی خدمات صحی، دسترسی به آب پاک و امکانات بهداشتی، واکسیناسیون و حمایت‌های اجتماعی باید در کنار برنامه‌های تغذیه‌ای انجام شود تا خانواده‌های آسیب‌پذیر به‌گونه موثر حمایت شوند. یونیسف تاکید کرده است که این نهاد و شرکای آن برای تحقق این هدف تلاش می‌کنند و یکی از این برنامه‌ها، طرح «غذاهای نخست» است که تمرکز ویژه‌ای بر کودکان شش تا ۲۳ ماهه دارد. در اعلامیه آمده است که کودکان برای رشد سالم به غذاهای متنوع و مغذی نیاز دارند؛ اما بسیاری از خانواده‌های آسیب‌پذیر همچنان با موانعی در دسترسی به مواد غذایی مناسب و خدمات ضروری روبرو هستند. یونیسف خواستار تقویت حمایت‌ها از مادران و کودکان و اقدام هماهنگ برای تامین تغذیه مناسب و تضمین رشد سالم کودکان شده است. قابل ذکر است که تغذیه‌ی مناسب مادران در دوران بارداری و شیردهی و دسترسی کودکان به غذاهای متنوع و مغذی، از عوامل مهم در رشد سالم آنان دانسته می‌شود.

ادامه مطلب


6 روز قبل - 125 بازدید

خانواده نخستین و مهم‌ترین محیطی است که کودک در آن زندگی می‌کند و در همین محیط، رفتار، نگرش و شخصیت خود را شکل می‌دهد. کودک از همان سال‌های نخست زندگی، پیش از آنکه با مکتب، دوستان و جامعه آشنا شود، بسیاری از رفتارها و ارزش‌ها را از اعضای خانواده می‌آموزد. شیوه صحبت کردن والدین، نوع برخورد آنان با دیگران، میزان احترام میان اعضای خانواده، صداقت، مسئولیت‌پذیری و حتی نحوه حل مشکلات، همگی می‌توانند بر شخصیت اخلاقی کودک تأثیر بگذارند. تربیت اخلاقی کودکان تنها به آموزش چند جمله مانند «دروغ نگو»، «به دیگران احترام بگذار» یا «کار بد انجام نده» محدود نمی‌شود؛ بلکه فرآیندی طولانی و پیوسته است که از طریق رفتار، گفت‌وگو، محبت، آموزش، الگو بودن والدین و ایجاد محیطی مناسب در خانواده شکل می‌گیرد. کودکی که در محیطی سرشار از احترام، محبت، عدالت و مسئولیت‌پذیری رشد کند، احتمال بیشتری دارد که همین ارزش‌ها را در زندگی آینده خود نیز رعایت کند. از این رو، خانواده نقش اساسی در پرورش نسلی بااخلاق، مسئول، مهربان و مفید برای جامعه دارد. هرچه خانواده در این زمینه آگاهانه‌تر عمل کند، زمینه رشد سالم‌تر شخصیت کودک را فراهم خواهد کرد. خانواده؛ نخستین مدرسه اخلاق خانه را می‌توان نخستین مدرسه‌ای دانست که کودک در آن درس زندگی و اخلاق را می‌آموزد. کودک در سال‌های ابتدایی زندگی بیشتر از طریق مشاهده و تقلید یاد می‌گیرد. اگر پدر و مادر با یکدیگر محترمانه صحبت کنند، کودک نیز احترام را می‌آموزد. اگر اعضای خانواده هنگام اشتباه کردن عذرخواهی کنند، کودک یاد می‌گیرد که پذیرفتن اشتباه نشانه ضعف نیست. اگر والدین به وعده‌های خود عمل کنند، کودک اهمیت وفاداری و مسئولیت‌پذیری را درک می‌کند. به همین دلیل، رفتار والدین گاهی تأثیری بسیار بیشتر از سخنان و نصیحت‌های آنان بر کودک دارد. ممکن است والدین بارها به کودک بگویند که نباید دروغ بگوید؛ اما اگر خودشان برای فرار از یک مشکل دروغ بگویند، کودک بیشتر از رفتار آنان تأثیر می‌پذیرد تا از نصیحتشان. بنابراین، نخستین گام در تربیت اخلاقی کودک این است که والدین خودشان الگوی مناسبی برای فرزند باشند. اهمیت محبت در تربیت اخلاقی محبت یکی از پایه‌های اصلی تربیت صحیح کودکان است. کودکی که احساس کند در خانواده دوست داشته می‌شود، ارزشمند است و اعضای خانواده به او اهمیت می‌دهند، معمولاً اعتمادبه‌نفس بیشتری پیدا می‌کند و آمادگی بیشتری برای پذیرش آموزش‌های اخلاقی خواهد داشت. محبت به این معنا نیست که والدین تمام خواسته‌های کودک را بدون دلیل بپذیرند. گاهی محبت واقعی یعنی والدین برای کودک قانون و محدودیت تعیین کنند و در عین حال، با آرامش دلیل آن را توضیح دهند. برای مثال، اگر کودک به فرد دیگری توهین کند، والدین نباید فقط او را سرزنش کنند؛ بهتر است توضیح دهند که سخنان توهین‌آمیز می‌تواند احساسات دیگران را جریحه‌دار کند و از او بخواهند رفتار مناسب‌تری داشته باشد. تربیت همراه با محبت باعث می‌شود کودک اخلاق را تنها از روی ترس از مجازات رعایت نکند، بلکه به‌تدریج دلیل درست بودن رفتارهای اخلاقی را نیز درک کند. آموزش صداقت به کودکان صداقت یکی از مهم‌ترین ارزش‌های اخلاقی است. کودک باید از خانواده بیاموزد که راستگویی اهمیت دارد و پذیرفتن اشتباه بهتر از پنهان کردن حقیقت است. والدین باید فضایی ایجاد کنند که کودک بتواند درباره اشتباهات خود، بدون ترس شدید، صحبت کند. اگر کودک هر بار که حقیقت را می‌گوید با تنبیه شدید روبه‌رو شود، ممکن است برای جلوگیری از مجازات به دروغ گفتن روی بیاورد. بهتر است والدین هنگام مواجه شدن با دروغ، علاوه بر اصلاح رفتار کودک، علت آن را نیز بررسی کنند. ممکن است کودک از تنبیه ترسیده باشد، بخواهد توجه دیگران را جلب کند یا هنوز تفاوت میان درست و نادرست را به‌خوبی درک نکرده باشد. وقتی والدین خودشان نیز در زندگی روزمره صادق باشند، آموزش صداقت بسیار مؤثرتر خواهد بود. نقش خانواده در آموزش احترام احترام به دیگران از ارزش‌هایی است که باید از دوران کودکی آموزش داده شود. کودک باید یاد بگیرد که به پدر و مادر، بزرگ‌ترها، معلمان، دوستان و حتی افرادی که با او تفاوت دارند احترام بگذارد. احترام فقط در استفاده از کلمات مؤدبانه خلاصه نمی‌شود. گوش دادن هنگام صحبت دیگران، مسخره نکردن افراد، رعایت نوبت، کمک به دیگران و توجه به احساسات اطرافیان نیز از نشانه‌های احترام هستند. والدین می‌توانند با رفتار خود احترام را به کودک آموزش دهند. هنگامی که والدین با فرزند خود با احترام صحبت می‌کنند، حتی زمانی که از رفتار او ناراضی هستند، کودک نیز شیوه صحیح برخورد با دیگران را بهتر یاد می‌گیرد. مسئولیت‌پذیری و نقش خانواده یکی دیگر از وظایف مهم خانواده، آموزش مسئولیت‌پذیری است. کودکان باید از سن مناسب یاد بگیرند که هر فرد در خانواده وظایفی دارد و باید مسئولیت کارهای خود را بپذیرد. برای مثال، کودک می‌تواند مسئول مرتب کردن وسایل شخصی خود، جمع کردن اسباب‌بازی‌ها، مراقبت از وسایل مکتب یا کمک در برخی کارهای ساده خانه باشد. اگر والدین همیشه تمام کارهای کودک را انجام دهند، ممکن است کودک به وابستگی عادت کند و مسئولیت‌پذیری در او به اندازه کافی رشد نکند. در مقابل، دادن مسئولیت‌های متناسب با سن کودک به او کمک می‌کند احساس توانمندی و استقلال بیشتری پیدا کند. مسئولیت‌پذیری همچنین به کودک می‌آموزد که رفتار هر انسان پیامدهایی دارد و هر فرد باید نتیجه تصمیم‌های خود را بپذیرد. آموزش مهربانی و همدلی یکی از اهداف مهم تربیت اخلاقی، پرورش انسان‌هایی مهربان و همدل است. همدلی یعنی انسان بتواند احساسات و شرایط دیگران را درک کند. خانواده می‌تواند با مثال‌های ساده این ویژگی را در کودک تقویت کند. برای نمونه، والدین می‌توانند از کودک بپرسند: «اگر کسی تو را مسخره کند، چه احساسی پیدا می‌کنی؟ حالا اگر تو شخص دیگری را مسخره کنی، او چه احساسی خواهد داشت؟» چنین پرسش‌هایی باعث می‌شود کودک به احساسات دیگران توجه بیشتری کند. کمک به افراد نیازمند، رفتار مهربانانه با اعضای خانواده، مراقبت از حیوانات و احترام به سالمندان نیز می‌تواند فرصت‌های مناسبی برای آموزش همدلی باشد. نقش والدین به‌عنوان الگو کودکان بیشتر از آنچه می‌شنوند، از آنچه می‌بینند یاد می‌گیرند. بنابراین، والدین مهم‌ترین الگوهای رفتاری کودک هستند. اگر والدین هنگام عصبانیت بتوانند خشم خود را کنترل کنند، کودک نیز به‌تدریج کنترل احساسات را یاد می‌گیرد. اگر والدین در برابر مشکلات صبور باشند، کودک صبر را در رفتار آنان مشاهده می‌کند. اگر آنان در برابر دیگران مسئولانه و محترمانه رفتار کنند، کودک نیز این رفتارها را به‌عنوان بخشی طبیعی از زندگی خود می‌پذیرد. به همین دلیل، تربیت اخلاقی فقط وظیفه‌ای برای کودکان نیست؛ والدین نیز باید همواره رفتار خود را بررسی کنند و ببینند چه الگویی برای فرزندشان ایجاد می‌کنند. تأثیر گفت‌وگو در تربیت اخلاقی گفت‌وگو یکی از بهترین روش‌های تربیت کودکان است. والدین باید به کودک فرصت دهند درباره احساسات، مشکلات، اشتباهات و نگرانی‌های خود صحبت کند. به جای اینکه همیشه به کودک دستور داده شود، بهتر است گاهی درباره دلیل یک رفتار با او گفت‌وگو شود. برای مثال، به جای اینکه فقط گفته شود «این کار را نکن»، می‌توان پرسید: «به نظرت اگر این کار را انجام بدهی چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا ممکن است کسی ناراحت شود؟» این روش باعث می‌شود کودک خودش درباره درست و نادرست فکر کند و توانایی تصمیم‌گیری اخلاقی او افزایش یابد. تأثیر عدالت در خانواده رفتار عادلانه والدین نیز در تربیت اخلاقی اهمیت زیادی دارد. اگر کودکان احساس کنند که در خانواده با آنان ناعادلانه رفتار می‌شود، ممکن است نسبت به قوانین و ارزش‌های اخلاقی بی‌اعتماد شوند. عدالت به معنای رفتار کاملاً یکسان با همه کودکان نیست؛ بلکه به معنای توجه به نیازها و شرایط هر فرد است. والدین باید قوانین خانواده را تا حد امکان روشن و منطقی تعیین کنند و هنگام اجرای آن‌ها ثبات داشته باشند. همچنین بهتر است والدین از مقایسه مداوم کودکان با یکدیگر خودداری کنند. جمله‌هایی مانند «ببین فلانی چقدر بهتر از تو است» ممکن است باعث حسادت، ناراحتی و کاهش اعتمادبه‌نفس کودک شود. نقش نظم و قانون در خانواده وجود قوانین مشخص در خانواده به کودک کمک می‌کند مرزهای درست و نادرست را بشناسد. قوانین باید متناسب با سن کودک، روشن و قابل اجرا باشند. برای مثال، خانواده می‌تواند قوانینی درباره زمان خواب، استفاده از تلفن همراه، انجام تکالیف، احترام به دیگران و مسئولیت‌های خانه داشته باشد. البته قانون زمانی مؤثر است که والدین نیز خودشان به آن احترام بگذارند. اگر یک قانون فقط برای کودک باشد و بزرگ‌ترها آن را رعایت نکنند، کودک ممکن است آن را ناعادلانه بداند. هدف قوانین باید آموزش نظم و مسئولیت‌پذیری باشد، نه ترساندن کودک. تأثیر محیط خانواده بر شخصیت کودک محیط خانوادگی تأثیر عمیقی بر رشد کودک دارد. خانواده‌ای که در آن آرامش، احترام، گفت‌وگو و محبت وجود داشته باشد، شرایط مناسبی برای رشد اخلاقی کودک فراهم می‌کند. در مقابل، دعواهای مداوم، تحقیر، توهین و رفتارهای خشونت‌آمیز می‌تواند بر احساس امنیت و رفتار کودک تأثیر منفی بگذارد. البته این موضوع به معنای آن نیست که خانواده باید همیشه بدون هیچ اختلافی باشد. اختلاف نظر در زندگی طبیعی است. مهم این است که اعضای خانواده چگونه اختلافات خود را حل می‌کنند. اگر کودک ببیند افراد می‌توانند بدون توهین و خشونت درباره مشکلات صحبت کنند، او نیز این مهارت را یاد می‌گیرد. نقش فناوری و رسانه‌ها امروزه کودکان علاوه بر خانواده، از اینترنت، تلویزیون، بازی‌های ویدیویی و شبکه‌های اجتماعی نیز تأثیر می‌پذیرند. بنابراین، خانواده باید نسبت به محتوایی که کودک مشاهده می‌کند آگاهی داشته باشد. والدین بهتر است به جای ممنوعیت کامل و بدون توضیح درباره استفاده از فناوری، با کودک درباره استفاده درست و مسئولانه از آن گفت‌وگو کنند. کودک باید یاد بگیرد که هر چیزی که در اینترنت می‌بیند، لزوماً درست یا مناسب نیست. همچنین خانواده می‌تواند از فیلم‌ها، داستان‌ها و برنامه‌های مناسب برای آموزش ارزش‌هایی مانند دوستی، صداقت، همکاری، شجاعت و مسئولیت‌پذیری استفاده کند. همکاری خانواده و مکتب تربیت اخلاقی تنها وظیفه خانواده نیست و مکتب نیز نقش مهمی در این زمینه دارد. بهترین نتیجه زمانی به دست می‌آید که خانواده و مکتب در یک مسیر حرکت کنند. اگر مکتب کودک را به نظم، احترام و مسئولیت‌پذیری تشویق کند، اما خانواده این ارزش‌ها را نادیده بگیرد، تربیت کودک دشوارتر خواهد شد. از سوی دیگر، خانواده نیز می‌تواند با همکاری معلمان، مشکلات رفتاری کودک را بهتر شناسایی و برای اصلاح آن‌ها تلاش کند. همکاری میان خانواده و مکتب باعث می‌شود کودک پیام‌های تربیتی هماهنگ و روشنی دریافت کند و ارزش‌های اخلاقی را هم در خانه و هم در محیط آموزشی تمرین کند. تشویق به جای تنبیه شدید تشویق رفتارهای خوب یکی از روش‌های مؤثر تربیتی است. وقتی کودک رفتار مناسبی انجام می‌دهد، والدین می‌توانند آن رفتار را مورد توجه قرار دهند. برای مثال، گفتن جمله‌ای مانند «از اینکه به دوستت کمک کردی خوشحال شدم» به کودک نشان می‌دهد که رفتار او ارزشمند بوده است. در مقابل، تنبیه شدید و تحقیر می‌تواند آثار منفی داشته باشد. هدف تربیت باید اصلاح رفتار و آموزش ارزش‌های اخلاقی باشد، نه ایجاد ترس. وقتی کودک اشتباه می‌کند، بهتر است والدین ابتدا رفتار نادرست را مشخص کنند، پیامد آن را توضیح دهند و سپس به کودک فرصت اصلاح رفتار بدهند. اهمیت کتاب و داستان در تربیت اخلاقی داستان‌ها ابزار بسیار خوبی برای آموزش مفاهیم اخلاقی هستند. کودکان معمولاً با شخصیت‌های داستان ارتباط برقرار می‌کنند و از سرنوشت آنان درس می‌گیرند. والدین می‌توانند پس از خواندن یک داستان از کودک بپرسند: «اگر تو جای این شخصیت بودی، چه کاری انجام می‌دادی؟» یا «به نظرت چرا این رفتار درست یا نادرست بود؟» این پرسش‌ها قدرت تفکر، تصمیم‌گیری و تشخیص اخلاقی کودک را تقویت می‌کنند و به او فرصت می‌دهند بدون قرار گرفتن مستقیم در موقعیت واقعی، پیامد رفتارهای مختلف را بررسی کند. نتیجه‌گیری خانواده مهم‌ترین پایه در تربیت اخلاقی کودکان است. کودک نخستین درس‌های اخلاق، محبت، احترام، صداقت، مسئولیت‌پذیری، همکاری، صبر و همدلی را در خانه می‌آموزد. رفتار والدین، نوع برخورد آنان با کودک، شیوه حل مشکلات، قوانین خانواده و میزان محبت و توجه، همگی در شکل‌گیری شخصیت اخلاقی کودک نقش دارند. برای تربیت درست، والدین باید بیش از آنکه فقط نصیحت کنند، خودشان الگوی مناسبی برای فرزند باشند. کودک باید در محیطی رشد کند که در آن محبت و قانون در کنار یکدیگر وجود داشته باشد؛ یعنی هم احساس امنیت و ارزشمندی کند و هم بداند که رفتارهای او مسئولیت و پیامد دارد. همچنین گفت‌وگو، تشویق، آموزش از طریق داستان، دادن مسئولیت‌های مناسب، احترام به شخصیت کودک و همکاری با مکتب از روش‌های مؤثر در تربیت اخلاقی هستند. در نهایت، آینده هر جامعه تا حد زیادی به تربیت نسل آینده آن وابسته است. اگر خانواده‌ها کودکانی صادق، مسئول، مهربان، محترم و آگاه تربیت کنند، جامعه نیز از وجود انسان‌هایی برخوردار خواهد شد که می‌توانند در ساختن آینده‌ای بهتر نقش داشته باشند. بنابراین، سرمایه‌گذاری بر تربیت اخلاقی کودکان، در حقیقت سرمایه‌گذاری بر آینده خانواده، مکتب و جامعه است. نویسنده: سحر یوسفی

ادامه مطلب


7 روز قبل - 86 بازدید

تاج‌الدین اویواله، نماینده‌ی یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در افغانستان مدعی شده است که با افزایش سوءتغذیه کودکان در سراسر این کشور، شفاخانه‌ها مملو از بیمار شده‌اند. آقای اویواله امروز (سه‌شنبه، ۳ سنبله) در یک نشست خبری در جنیوا گفته است: «ما در حال حاضر شاهد فشار بسیار زیادی بر شفاخانه‌ها هستیم. از آغاز سال جاری میلادی، بیش از نیم‌میلیون کودک به‌دلیل لاغری متوسط پرخطر و لاغری شدید تحت درمان و بستری قرار گرفته‌اند.» وی در ادامه تاکید کرده است که موارد سوءتغذیه حاد شدید کودکان در افغانستان که با عوارض صحی بستری شده‌اند، در یک سال اخیر یک‌سوم افزایش یافته و از شش هزار نفر در جولای سال ۲۰۲۵ میلادی به هشت هزار نفر در جولای سال ۲۰۲۶ میلادی رسیده است. او افزوده است که حدود ۴۰ درصد از کودکانی با لاغری شدید و عوارض صحی در شفاخانه‌های افغانستان بستری می‌شوند، نوزادان زیر شش ماه هستند و ۸۰ درصد از موارد ابتلا به سوءتغدیه حاد شدید را نیز کودکان زیر دو سال تشکیل می‌دهند. همچنین تاج‌الدین اویواله در بخشی از صحبت‌هایش گفته است که در بخش‌هایی از جنوب افغانستان، برخی شفاخانه‌ها اکنون به ازای هر تخت موجود، سه یا چهار کودک مبتلا به سوءتغذیه شدید را پذیرش می‌کنند. نماینده‌ی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد افزوده است که این موارد، تصویری بسیار بزرگ‌تر و نگران‌کننده‌تر از وضعیت در سراسر افغانستان را نشان می‌دهد. او همچنین به یافته‌های یک گزارش یونیسف که در ماه‌ گذشته منتشر شده، اشاره کرده و گفته است که خانواده‌ها در افغانستان ابتدا مصرف مواد غذایی مغذی را کاهش می‌دهند؛ کودکان انواع کم‌تری از غذاها را می‌خورند؛ حجم وعده‌های غذایی کم‌تر می‌شود؛ وعده‌های غذایی حذف می‌شوند و در نهایت برخی کودکان گرسنه می‌مانند. به‌گفته‌ی نماینده‌ی یونیسف، نیمی از کودکان افغانستان در فقر شدید غذایی به‌سر می‌برند و این بدان معنا است که آنان در طول روز از دو گروه غذایی یا کم‌تر استفاده می‌کنند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد پیش از این نیز از افزایش میزان سوءتغذیه کودکان و زنان در افغانستان هشدار داده است و خواستار کمک به موقع برای جلوگیری از گسترش آن شده است.

ادامه مطلب


7 روز قبل - 129 بازدید

در پی مسمومیت صدها نفر در غرب کابل، وزارت صحت عامه حکومت سرپرست برای بررسی این مساله هیأت تعیین کرده است. منابع مردمی گفته‌اند که این هیأت امروز (سه‌شنبه، ۳ سنبله) با وکلای گذر، متنفذان محلی، ملا امامان مساجد در ناحیه ۱۳ و ۱۸ در دشت‌برچی دیدار کرده است. منبع تاکید کرده است که مسوولان حکومت سرپرست پس از درخواست بزرگان هزاره این هیأت را تعیین کرد. در حالی این هیأت تعیین می‌شود که صدها شهروند در غرب کابل از روز یکشنبه به این طرف دچار مسمومیت شده‌اند. در گزارش‌ها آمده است که این افراد با علائم مسمومیت، از جمله سردردی، اسهال و استفراغ، به شفاخانه‌های محل منتقل شده‌اند. در گزارش آمده است که صدها کودک در چند روز گذشته دچار یک بیماری واگیر شده‌اند که تاکنون علت شیوع آن مشخص نیست و در حال حاضر ده‌ها کودک در شفاخانه‌های محل به‌دلیل ابتلا به این بیماری بستری هستند. همزمان محمدحسن غیاثی، معین وزارت صحت عامه در نشستی با نمایندگان سازمان بهداشت جهانی و بنیاد آغاخان درباره این بیماری گفتگو کرده است. در این نشست درباره چگونگی رسیدگی و هماهنگی برای جلوگیری و تداوی بیماری‌های اسهال در منطقه دشت برچی گفتگو شده است. باشندگان محل گفتند که شهروندان عمدتا در چهار منطقه، شامل سرک ۲۰ متره، شهرک عرفانی، قلعه نو و آبرسانی دشت‌برچی دچار مسمویت شده‌اند. قابل ذکر است که غرب کابل از آسیب‌پذیرترین مناطق پایتخت از نظر دسترسی به آب آشامیدنی است. در بخش‌های زیادی از منطقه، خانواده‌ها به دلیل خشک‌شدن چاه‌های آب، آب مورد نیاز خود را از تانکرهای سیار دریافت می‌کنند.

ادامه مطلب


7 روز قبل - 110 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است که به کودکان بازگشته از کشورهای همسایه‌ به افغانستان، فضاهای دوست‌دار کودک ایجاد می‌کند. این سازمان با نشر اعلامیه‌ای گفته است که کودکان در این فضاها، می‌توانند بازی کنند، بیاموزند و دوباره تنها کودک باشند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد تاکید کرده است که این برنامه با پشتیبانی مالی اتحادیه‌ی اروپا در افغانستان اجرا می‌شود و کودکان از طریق آن می‌توانند رشد کنند و آینده‌ی بهتری داشته باشند. یونیسف افزوده است که در سال‌های اخیر کوشیده است که با ایجاد فضاهای دوست‌دار کودک به ویژه به کودکان بازگشته و کودکان آسیب‌دیده از رویدادهای طبیعی مانند زمین‌لرزه، فرصت بازگشت آن‌ها به جامعه را فراهم کند.

ادامه مطلب