برچسب: رسانه گوهرشاد

3 ماه قبل - 223 بازدید

مسوولان در فرماندهی پولیس در ولایت لوگر درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که یک زن سالمند و یک کودک دختر، در شهر پل علم، مرکز این ولایت به طرز «فجیعی» توسط افراد ناشناس به قتل رسیده‌اند. فرماندهی پولیس لوگر با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این رویداد (جمعه‌شب، ۱۶ عقرب) در شهر پل علم، مرکز این ولایت رخ داده است. در اعلامیه آمده است که دو دزد شب گذشته وارد یک خانه‌ی مسکونی شده و یک زن حدوداً ۶۰ ساله و یک کودک دختر ۱۲ ساله را ابتدا بیهوش کرده و سپس با تبر آن‌ها را به شکل بسیار فجیع به قتل رسانده‌اند. به گفته‌ی فرماندهی پولیس، دزدان پس از قتل، جسد قربانیان را داخل صندوق گذاشته بودند. در ادامه آمده است که این دو مرد مبلغ دو میلیون افغانی و ۴ هزار دالر آمریکایی را از خانه‌ی مسکونی سرقت کرده و از محل فرار کرده بودند. فرماندهی پولیس لوگر در اعلامیه تاکید کرده است که دو تن را در پیوند به این رویداد، روز (شنبه، ۱۷ عقرب) از منطقه‌ی عمرآباد از مربوطات شهر پل علم، مرکز این ولایت بازداشت کرده‌اند. در اعلامیه تصریح شده است که آن‌ها در تحقیقات اولیه به «جرم» خود اعتراف کرده‌اند. مسوولان گفته‌اند که پرونده‌های این دو تن برای «پیگیری قانونی» به نهادهای عدلی و قضایی سپرده خواهد شد. پیش از این نیز در رویدادهای مشابه، چندین تن به‌شمول زنان و کودکان در شماری از ولایت‌های کشور قربانی شده‌اند. حدود یک هفته پیش از این، دزدان یک استاد دانشگاه کابل را به قتل رسانده بودند و پیش از آن، جوانی از سوی دزدان مسلح در ولایت تخار به قتل رسیده بود.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 205 بازدید

یکی از مهم‌ترین نیازهای روانی هر کودک، احساس امنیت است؛ احساسی که به او اجازه می‌دهد جهان را کاوش کند، با دیگران ارتباط برقرار کند و با اعتمادبه‌نفس رشد کند. این احساس امنیت تنها از تأمین نیازهای اولیه مانند خانه، غذا یا لباس ناشی نمی‌شود، بلکه بیش از هر چیز به ثبات عاطفی والدین وابسته است. کودکی که در محیطی با والدینی آرام، متعادل و دارای نظم عاطفی بزرگ می‌شود، احساس آرامش و اطمینان بیشتری نسبت به زندگی خواهد داشت. اما در مقابل، اگر والدین دچار بی‌ثباتی عاطفی، پرخاشگری یا نوسانات شدید احساسی باشند، کودک درونی پر از اضطراب، ترس و ناامنی تجربه خواهد کرد. نظم عاطفی به معنای توانایی فرد در شناخت، درک و مدیریت احساسات خود است. والدینی که از این مهارت برخوردارند، می‌توانند خشم، ترس یا ناراحتی خود را به شیوه‌ای سالم کنترل کرده و بدون آسیب رساندن به خود یا دیگران، احساساتشان را به‌درستی بیان کنند. هنگامی که پدر یا مادر در موقعیت‌های استرس‌زا آرامش خود را حفظ می‌کند و واکنشی منطقی و متعادل نشان می‌دهد، کودک از طریق مشاهده یاد می‌گیرد که زندگی قابل پیش‌بینی است و حتی در شرایط دشوار نیز می‌توان احساس امنیت داشت. کودکان از همان بدو تولد، از طریق مشاهده و تقلید، می‌آموزند که چگونه با احساسات خود مواجه شوند. چهره‌ی آرام یا نگران والدین، لحن مهربان یا خشمگین آن‌ها، و نحوه‌ی واکنششان به رویدادهای روزمره، همگی به کودک پیامی درباره‌ی جهان اطراف می‌دهند. اگر والدین در بیشتر مواقع آرام، مهربان و قابل پیش‌بینی باشند، کودک یاد می‌گیرد که دنیا جای امنی است و می‌توان به دیگران اعتماد کرد. اما اگر رفتار والدین گاه بسیار محبت‌آمیز و گاه خشمگین یا بی‌توجه باشد، ذهن کودک دچار سردرگمی می‌شود. او نمی‌داند در هر لحظه باید چه انتظاری داشته باشد، و این بی‌ثباتی، اضطراب درونی و احساس ناامنی را در او تقویت می‌کند. برای مثال، کودکی که در برابر اشتباه‌هایش با فریاد، تهدید یا قهر مواجه می‌شود، به‌تدریج می‌آموزد که محبت و پذیرش والدین مشروط است؛ یعنی تنها زمانی مورد محبت قرار می‌گیرد که «خوب» رفتار کند. این تجربه زمینه‌ساز اضطراب جدایی و ترس از طرد شدن می‌شود. در مقابل، والدینی که حتی هنگام نافرمانی یا اشتباه کودک، آرامش خود را حفظ می‌کنند و در عین قاطعیت، با احترام و محبت برخورد می‌نمایند، به فرزند خود این پیام را منتقل می‌کنند که عشق آن‌ها بی‌قید و شرط است و اشتباه کردن پایان پذیرش نیست. نظم عاطفی والدین به این معنا نیست که هرگز عصبانی یا ناراحت نشوند، بلکه یعنی بتوانند احساسات خود را بشناسند، مسئولیت آن‌ها را بپذیرند و به شیوه‌ای سالم بیان کنند. مثلاً به‌جای فریاد زدن، بگویند: «الآن خیلی خسته‌ام، اجازه بده چند دقیقه استراحت کنم و بعد صحبت کنیم.» چنین رفتاری به کودک می‌آموزد که احساسات را می‌توان بدون آسیب رساندن یا ترس ابراز کرد. در واقع، والدین با رفتار خود به کودک آموزش می‌دهند که کنترل احساسات نشانه‌ی ضعف نیست، بلکه نمادی از بلوغ و قدرت درونی است. تحقیقات روان‌شناسی نشان داده‌اند که نظم عاطفی والدین رابطه‌ای مستقیم با رشد مغزی و هیجانی کودکان دارد. کودکانی که در محیطی آرام و باثبات رشد می‌کنند، سیستم عصبی‌شان بهتر توسعه می‌یابد و در آینده کمتر در معرض اختلالات اضطرابی یا رفتاری قرار می‌گیرند. مغز کودک در سال‌های ابتدایی زندگی، به‌طور طبیعی به‌دنبال الگوهای تکرارشونده و قابل پیش‌بینی است. زمانی که واکنش‌های والدین منسجم و قابل پیش‌بینی باشد، مغز کودک احساس امنیت می‌کند و انرژی‌اش را صرف یادگیری، خلاقیت و رشد شناختی می‌نماید. اما در مواجهه با واکنش‌های ناپایدار، مغز در وضعیت هشدار باقی می‌ماند و کودک، ناخودآگاه، احساس خطر و ناایمنی می‌کند. والدینی که از نظم عاطفی برخوردارند، معمولاً در گفت‌وگو با کودک از واژه‌هایی آرام، شفاف و قابل درک استفاده می‌کنند. آن‌ها به‌جای سرزنش یا تنبیه، احساسات خود را به‌روشنی بیان می‌کنند و به کودک می‌آموزند که داشتن احساسات طبیعی است، اما نوع رفتار، انتخابی و قابل کنترل است. این شیوه‌ی ارتباطی، نه‌تنها به شکل‌گیری اعتماد و امنیت در رابطه‌ی والد–فرزند کمک می‌کند، بلکه به کودک یاد می‌دهد در روابط اجتماعی آینده‌ی خود نیز واکنش‌هایی منطقی و سنجیده داشته باشد. چنین کودکانی معمولاً در محیط مدرسه با چالش‌های رفتاری کمتری مواجه می‌شوند، کمتر درگیر درگیری یا انزوا می‌گردند و روابطی سالم‌تر و پایدارتری برقرار می‌کنند. در مقابل، والدینی که فاقد نظم عاطفی هستند و اغلب دچار انفجارهای هیجانی می‌شوند، ناخواسته محیطی پرتنش و ناپایدار برای فرزند خود ایجاد می‌کنند. کودکی که بارها شاهد خشم یا اندوه شدید والدین، بدون توضیح یا دلجویی مناسب است، به‌تدریج دچار احساس گناه یا مسئولیتی فراتر از سن خود می‌شود. او ممکن است تصور کند که رفتار یا حرف خودش باعث ناراحتی والدین شده است. این احساس گناه درونی، در بلندمدت می‌تواند زمینه‌ساز اضطراب، کاهش اعتمادبه‌نفس و آسیب در روابط آینده‌ی کودک شود. یکی از جنبه‌های مهم نظم عاطفی، ثبات در واکنش‌هاست. اگر والدین در برابر یک رفتار مشخص، گاهی با خشم و گاهی با بی‌تفاوتی واکنش نشان دهند، کودک قادر به درک مرزهای رفتاری نخواهد بود. این بی‌ثباتی، حس پیش‌بینی‌پذیری را از بین می‌برد و کودک نمی‌داند چه رفتاری پذیرفتنی و چه رفتاری ناپذیرفتنی است. اما والدینی که واکنش‌هایشان منظم، قابل‌پیش‌بینی و از نظر عاطفی متعادل است، محیطی امن و پایدار برای رشد شخصیت کودک فراهم می‌کنند. نظم عاطفی والدین تنها با شناخت خود و تمرین به‌دست می‌آید. بسیاری از والدین، الگوهای بی‌ثباتی هیجانی را از دوران کودکی خود به ارث برده‌اند. آگاهی از این الگوها و تلاش برای اصلاح آن‌ها، گامی مهم در پرورش فرزندانی سالم‌تر است. شرکت در جلسات مشاوره خانواده، مطالعه درباره‌ی هوش هیجانی و تمرین خودآگاهی می‌تواند والدین را در این مسیر یاری کند. احساس امنیت کودک زمانی شکل می‌گیرد که بداند حتی اگر اشتباه کند یا ناراحت باشد، والدین همچنان او را دوست دارند و رفتارشان قابل پیش‌بینی است. کودکانی که چنین محیطی را تجربه می‌کنند، در آینده مهارت‌های مدیریت استرس، حل مسئله و برقراری روابط عاطفی سالم را بهتر خواهند آموخت. آن‌ها می‌فهمند که احساساتشان دشمنشان نیستند، بلکه پیام‌هایی هستند که باید شنیده و درک شوند. نظم عاطفی والدین به کودک می‌آموزد که حتی در دل چالش‌ها، آرامش درونی ممکن است. این نوع تربیت، نسلی از انسان‌های متعادل، آرام و خودآگاه می‌سازد که در روابط خود احترام، درک و مهربانی را حفظ می‌کنند. سخن پایانی: نظم عاطفی والدین یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده‌ی احساس امنیت در کودکان است. زمانی که والدین بتوانند احساسات خود را مدیریت کنند و با آرامش واکنش نشان دهند، کودک دنیایی قابل‌اعتماد و امن را تجربه می‌کند. چنین محیطی زمینه‌ساز رشد روانی سالم، اعتمادبه‌نفس بالا و توانایی برقراری روابط پایدار در آینده است. والدینی که خودآگاهی و ثبات عاطفی دارند، بزرگ‌ترین هدیه را به فرزندانشان می‌دهند: احساس امنیت درونی و ایمان به مهربانی زند‌گی. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 125 بازدید

دولت دنمارک درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای کودکان زیر ۱۵ سال ممنوع خواهد شد، هرچند والدین می‌توانند اجازه دهند نوجوانان ۱۳ سال به بالا به برخی از این پلتفرم‌ها دسترسی داشته باشند. کارولین استیج اولسن، وزیر امور دیجیتال دنمارک روز (جمعه ۱۶ عقرب) با نشر اعلامیه‌ای گفته است: «آنچه به‌اصطلاح شبکه‌های اجتماعی نامیده می‌شود با دزدیدن زمان، کودکی و سلامتی فرزندان ما توسعه پیدا می‌کند و ما اکنون جلو آن را می‌گیریم.» در اعلامیه آمده است که اکثریت احزاب حاضر در پارلمان اعلام کردند حتی پیش از رای‌گیری رسمی از این طرح حمایت خواهند کرد. در ادامه آمده است که بنا بر اعلام دولت، کودکان دنمارکی از پلتفرم‌های اسنپ چت، یوتیوب، اینستاگرام و تیک تاک، بیشترین استفاده را می‌کنند. بر اساس تحلیلی که اداره رقابت و حمایت از مصرف‌کننده دنمارک در فبروری امسال منتشر کرد، جوانان در این کشور شمال اروپا به‌طور متوسط هر روز دو ساعت و ۴۰ دقیقه در شبکه‌های اجتماعی وقت می‌گذرانند. پیشتر نیز برخی کشورها محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های مشابهی وضع کردند؛ از جمله استرالیا که سال گذشته استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای کودکان زیر ۱۶ سال را ممنوع کرد.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 204 بازدید

جمعیت هلال احمر افغانستان درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است، ۴۹ کودک اهل افغانستان که برای درمان بیماری‌های پیچیده به آلمان فرستاده شده بودند، پس از بهبود کامل به افغانستان بازگشتند. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای گفته است که این کودکان در چارچوب برنامه مشترک میان جمعیت هلال‌احمر افغانی و نهاد خیریه صلح جهانی، برای تداوی سوختگی‌ها و عفونت‌های استخوانی به آلمان اعزام شده بودند. در اعلامیه آمده است که این کودکان پس از ماه‌ها درمان و مراقبت تخصصی، سلامت خود را بازیافته‌اند و به خانواده‌های‌شان سپرده شدند. اعلامیه به نقل از شهاب‌الدین دلاور، رییس جمعیت هلال‌احمر افغانی نوشته است که این طرح از سال ۱۳۶۸ خورشیدی آغاز شده و تا اکنون هزاران کودک نیازمند توانسته‌اند با کمک نهادهای بشردوستانه خارج از کشور، درمان شوند. آقای دلاور در ادامه تاکید کرده است که همکاری دوام‌دار میان هلال‌احمر و نهادهای بین‌المللی، برای نجات جان کودکان افغانستانی اهمیت حیاتی دارد. در اعلامیه آمده است که همزمان با بازگشت این گروه از کودکان، هلال‌احمر از اعزام ۷۵ کودک دیگر برای تداوی تخصصی به آلمان نیز خبر داده است. این کودکان در بخش‌هایی چون جراحی ترمیمی، استخوان و سوختگی تحت درمان قرار خواهند گرفت. این برنامه که از سه دهه پیش میان هلال‌احمر افغانی و نهادهای بشردوستانه اروپایی راه‌اندازی شده، یکی از معدود پروژه‌های دوام‌دار درمانی در افغانستان به‌شمار می‌رود.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 204 بازدید

برگدیس الرتسدوتیر، معاون دبیرکل دایمی وزارت خارجه ایسلند و رییس هیأت نمایندگی این کشور در یونسکو، بر حمایت پایدار از زنان و دختران افغانستان تاکید کرده و می‌گوید که زنان و دختران این کشور نباید در سکوت جهانیان فراموش شوند. خانم الرتسدوتیر این اظهارات را در چهل‌وسومین نشست عمومی یونسکو در سمرقند مطرح کرده و گفته است که میلیون‌ها کودک، به‌ویژه دختران در کشورهای درگیر جنگ یا تحت «رژیم‌ سرکوبگر» از حق آموزش محروم مانده‌اند. او با اشاره به محدودیت‌های گسترده‌ی حکومت سرپرست بر آموزش و کار زنان در افغانستان گفت: «میلیون‌ها دختر افغانستان‌ با آزار و تبعیض آشکار جنسیتی مواجه‌اند. یونسکو باید در کنار آنان بایستد، آموزش را زنده نگه دارد و اطمینان حاصل کند که صدای زنان و دختران افغانستان‌ در جهان شنیده می‌شود.» الرتسدوتیر در این نشست تاکید کرده است که حمایت از حق آموزش، آزادی بیان و کرامت انسانی، از اصول بنیادی یونسکو است و جامعه‌ی جهانی نباید در برابر سرکوب زنان افغانستان‌ بی‌تفاوت بماند. همچنین وی در بخشی از صحبت‌هایش از نقش یونسکو در اجرای برنامه‌های اضطراری در افغانستان، اوکراین و غزه ستایش کرد و گفت این برنامه‌ها در حفظ تداوم آموزش و حمایت از روزنامه‌نگاران و دانشمندان در مناطق بحران‌زده حیاتی است. ایسلند که دوره چهارساله عضویت خود در هیأت اجرایی یونسکو را به پایان رسانده، در طول این مدت بر برابری جنسیتی، حقوق بشر، آزادی رسانه‌ها و آموزش برای همه تاکید کرده است. وزارت امور خارجه‌ی ایسلند گفته است که این کشور همچنان به همکاری با یونسکو برای حمایت از زنان و دختران افغانستان‌ و ترویج آموزش در مناطق محروم ادامه خواهد داد.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 149 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که ۴۲۷ بسته کیت‌ بهداشتی و لباس زمستانی به خانواده‌های آسیب‌دیده از زمین‌لرزه در ولایت سمنگان کمک کرده است. تاج‌الدین اویواله، نماینده یونیسف در افغانستان در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که این کمک‌ها روز (جمعه، ۱۶ عقرب) به خانواده‌های آسیب‌دیده از زلزله توزیع شده است. نماینده یونیسف در افغانستان در ادامه تاکید کرده است که کمک‌های بشری بیشتر در راه است. یک‌شنبه شب هفته‌ی گذشته زمین‌لرزه‌ای با قدرت ۶.۳ درجه ریشتر ولایت‌های شمال کشور را لرزاند. مرکز این زمین‌لرزه ولسوالی خلم ولایت سمنگان بود و بیشترین تلفات و خسارات را نیز در این ولایت و بلخ برجای گذاشت. بر اساس آمار ابتدایی حکومت سرپرست، در پی وقوع زمین‌لرزه‌ی ۶.۳ ریشتری در پنج ولایت در شمال کشور، ۲۷ تن جان باخته و ۷۳۰ تن دیگر زخمی‌ شده‌اند. این رویداد طبیعی علاوه بر تلفات انسانی، خسارات مالی نیز در پی داشته است. شماری از کشورهای همسایه به شمول سازمان‌های بین‌المللی با خانواده‌های قربانیان این رویداد طبیعی ابراز همدردی کرده و آمادگی شان را برای کمک‌رسانی به زخمی‌ها اعلام کرده‌اند.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 176 بازدید

منابع محلی از ولایت قندهار و بدخشان می‌گویند که در پی دو رویداد ترافیکی جداگانه این ولایت‌ها هشت تن، به‌شمول زنان و کودکان جان باخته‌اند. اسدالله جمشید، سخنگوی فرماندهی پولیس ولایت قندهار با نشر اعلامیه‌ای گفته است که روز (جمعه، ۱۶ عقرب) یک موتر نوع «فولدر» با یک موتر باربری در منطقه‌ «حوض مدد» که بین‌ ولسوالی‌های میوند و ژیری قرار دارد و در مسیر شاهراه قندهار – هرات برخورد کرده است. وی در ادامه تاکید کرده است که در پی این رویداد، هفت تن، از جمله یک زن و یک کودک، جان باخته‌اند. سخنگوی فرماندهی پولیس ولایت قندهار دلیل این رویداد را بی‌احتیاطی رانندگان عنوان کرده است. همچنین یک منبع دیگر گفته است که رویداد ترافیکی دیگری در ولسوالی شِکی ولایت بدخشان، جان یک تن را گرفته است. رویدادهای ترافیکی در روزهای اخیر در ولایت‌های مختلف کشور افزایش یافته است. حوادث ترافیکی در افغانستان سالانه جان صدها نفر را می‌گیرد و صدها زخمی برجای می‌گذارد. نبود علایم ترافیکی، خرابی جاده‌ها و بی‌احتیاطی رانندگان از عوامل اصلی وقوع این حوادث گفته می‌شود.

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 135 بازدید

زینب صبح‌ها همیشه پیش از طلوع آفتاب بیدار می‌شود. در خانه‌ای که دیوارهایش رنگ و بوی تازگی را از دست داده‌اند، زینب نخستین کسی‌ست که چشم می‌گشاید. شب را در کنار شوهر بیمار و پنج فرزند خردسالش به صبح رسانده‌اند. در این شب‌ها، هیچ صدای شادی‌ای از خانه برنمی‌خیزد؛ تنها سکوتی سنگین و دلگیر همه جا را فرا گرفته است. وقتی زینب به خواب می‌رود، در دل دعا می‌کند که فردا اندکی بهتر از امروز باشد؛ اما خوب می‌داند که این دعاها، اغلب بی‌پاسخ می‌مانند. در نیمه‌های شب، وقتی دستانش از درد و فشار کار می‌لرزند، از خواب می‌پرد. بی‌درنگ می‌داند که باید به فکر کارهای روز بعد باشد. اما پیش از آن‌که آفتاب سر بزند، نگاهی به چهره‌ی شوهرش می‌اندازد؛ مردی که در گوشه‌ای از تخت، بی‌جان و بی‌رمق خوابیده است. او یک ماهی‌ست که به تب‌های مکرر گرفتار شده و دیگر توان کار کردن ندارد. زینب خوب می‌داند که این وضعیت ادامه خواهد داشت، و این یعنی بارِ زندگی همچنان بر دوش او خواهد ماند. زینب با چشمانی خسته و بغضی که در گلویش گیر کرده، از جا بلند می‌شود. دستانش، که هر روز زیر بار کار سخت‌تر و زبرتر می‌شوند، بی‌صدا اما مصمم به زندگی ادامه می‌دهند. ظرف‌های شب گذشته را می‌شوید، از دل کوره‌پزخانه نان خشکی برای کودکانش بیرون می‌آورد و چای سردی آماده می‌کند. وقتی نوبت به بچه‌ها می‌رسد، با لحنی آرام اما پر از خستگی می‌گوید: «صبحانه نمی‌خواهید؟ نان و چای تا چند دقیقه‌ی دیگه آماده می‌شه.» اما ناگهان به یاد می‌آورد که دیگر نه چای گرمی برای خودش مانده، نه غذایی برای خوردن. دلش برای خودش می‌سوزد، اما نمی‌گذارد این تلخی به چشم بچه‌ها بیاید. بغضش را فرو می‌برد، لبخند کم‌جانی می‌زند و باز به آشپزخانه برمی‌گردد. ساعت‌ها بی‌رحمانه می‌گذرند. زینب باید از ساعت هشت صبح تا پنج عصر در خانه‌های مردم کار کند. در خانه‌ای بچه‌داری، در خانه‌ای دیگر شستن ظرف و لباس، و جایی دیگر جارو و تمیزکاری. هرجا که کاری باشد، او هست. اما در تمام این خانه‌ها، تنها چیزی که برایش اهمیت دارد، آن حقوق اندک آخر ماه است: چهار هزار افغانی. همین مبلغ ناچیز که حتی خرج نان یک هفته نمی‌شود، چه رسد به داروی شوهر بیمار یا نیازهای پنج فرزند گرسنه‌اش. اما چاره‌ای ندارد. باید این روزهای سخت را تاب بیاورد. از وقتی که شوهرش بیمار شده، حتی یک روز برای خودش نبوده. هیچ استراحتی، هیچ هدیه‌ای، حتی یک جفت کفش ساده برای خودش نخریده است. زینب وقتی در کوچه‌های خاکی و تنگ راه می‌رود، نگاهش همیشه به زمین است. دیگر چیزی در این دنیا نیست که دلش را بلرزاند یا شوقی در او بیدار کند. امید، برای او مدتی‌ست خاموش شده است. تا ساعت پنج عصر، در خانه‌های دیگران مشغول کار است. استراحت برایش معنایی ندارد. حتی وقتی خسته و کوفته آرزو می‌کند لحظه‌ای از این زندگی فرار کند، باز خودش را میان طوفان کار و مسئولیت می‌یابد. بچه‌ها چشم‌به‌راهش هستند، و او همیشه باید برگردد — با دستان خالی، اما دلِ پر از مهر. حتی وقتی گرسنه است، لقمه را برای بچه‌ها نگه می‌دارد. همیشه، خودش را آخر می‌گذارد. در پایان روز، وقتی از خانه‌ای به خانه‌ی دیگر قدم می‌زند، دلش تیر می‌کشد. پاهایش سنگین‌اند و قلبش خسته‌تر از همیشه. بارها با خودش زمزمه کرده: «چرا زندگی این‌قدر سخت است؟ چرا حتی یک لحظه فرصت نفس کشیدن نمی‌دهد؟» اما هیچ‌گاه جوابی نیافته. تنها چیزی که همیشه در ذهنش می‌چرخد، یک جمله است — ساده، اما سنگین‌تر از تمام دردهای دنیا: «اگر من نباشم، این خانواده چه می‌شود؟» و همین فکر، همین نگرانی بی‌پایان، کافی‌ست تا فردا صبح باز هم زودتر از آفتاب بیدار شود… و دوباره زندگی را، با تمام دردهایش، به دوش بکشد. شب که به خانه برمی‌گردد، شوهرش هنوز همان‌طور در گوشه‌ی تخت خوابیده؛ بی‌رمق و خاموش. طفلانش در کنجی از اتاق، بی‌صدا کنار هم خوابیده‌اند، انگار خوابِ نان و آرامش می‌بینند. زینب به سراغ نان‌ها می‌رود؛ همان نان‌های خشک‌شده‌ی صبح که باید با دست‌های خسته‌اش دوباره گرمشان کند. نان را گرم می‌کند، اما دلش همچنان سرد است. در دلش می‌داند... شاید فردا کمی بهتر باشد — شاید. اما خوب هم می‌داند که این روزها، این خستگی‌ها، این ناتمام بودن‌ها… به این زودی‌ها تمام نمی‌شوند. برای زینب، هر روز یک آغاز تازه است؛ روزی که باید در آن برای خانواده‌اش غذا فراهم کند، به شوهر بیمارش دارو بدهد، و شب، بچه‌ها را آرام به خواب بسپارد. اما همیشه در این میان چیزی کم است؛ گاهی نان، گاهی دارو، گاهی یک نوازش ساده، و گاهی… فقط اندکی امید. و در حالی که کودکان با دستان کوچک‌شان به شانه‌های خسته‌اش پناه می‌برند، زینب به یاد می‌آورد که خودش همیشه گرسنه می‌ماند؛ اما در دلش، هنوز شمع کوچکی روشن است — امیدی که شاید، فردا… روز بهتری باشد. نویسنده: سارا کریمی

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 195 بازدید

جویس کارول اوتس نویسنده و شاعر برجسته‌ی آمریکایی‌ است. او از سال ۱۹۶۳ تاکنون به نوشتن مشغول است و جوایز بسیاری را از آن خود کرده. از بهترین آثار جویس کارول اوتس می‌توان به کتاب‌های «عشق تابستانی»، «شوهر عزیزم» و «دختر ذرت» اشاره کرد. جویس کارول اوتس (Joyce Carol Oates) در تاریخ ۱۶ ژوئن سال ۱۹۳۸ در نیویورک آمریکا به‌ دنیا آمد. جویس کارول اوتس اغلب روزهای کودکی خود را در مزرعه‌ی خانوادگی‌شان در خارج از شهر گذراند و بهره‌ی زیادی از هم‌صحبتی با مادربزرگش برد. به‌طوری که بخشی از مهارت خود را در نوشتن مدیون داستان‌های او می‌داند. جویس کارول اوتس بزرگ‌ترین فرزند خانواده بود و مادرش زنی مجارستانی‌تبار و خانه‌دار بود و پدرش ابزار طراحی می‌کرد. جویس کارول اوتس از سنین پایین علاقه‌ی زیادی به خواندن و نوشتن داشت و این علاقه‌ی او زمانی که مادربزرگش کتاب «آلیس در سرزمین عجایب» را به او هدیه داد دوچندان شد. در اوایل دوران نوجوانی، جویس کارول اوتس زمان زیادی را به خواندن اختصاص می‌داد و آثار نویسندگانی چون شارلوت برونته، امیلی برونته، فئودور داستایوفسکی، ویلیام فاکنر، ارنست همینگوی، و هنری دیوید ثورو را با دقت زیادی مطالعه می‌کرد. آغاز نویسندگی جویس کارول اوتس نیز به تشویق مادربزرگش و در ۱۴سالگی بود؛ زمانی که یک ماشین‌تحریر به اوتس هدیه داد. تا پایان دوران دبیرستان، جویس کارول اوتس چندین مدرسه عوض کرد و سرانجام در سال ۱۹۵۶ از دبیرستان فارغ‌التحصیل شد. او در دوران نوجوانی و پیش از فارغ‌التحصیلی، مهارت خود را در نوشتن به نمایش گذاشت و توانست برنده‌ی جوایز ادبی نیز بشود. پس از فارغ‌التحصیلی و ورود به دانشگاه، جویس کارول اوتس بیشتر از پیش با جهان نویسندگی آشنا شد و در این دوران، اغلب آثار خود را به رشته‌ی تحریر درآورد که هر یک از آن‌ها با استقبال زیادی از سوی مخاطبان روبه‌رو شده‌اند. جویس کارول اوتس تاکنون جوایز بسیاری را از آن خود کرده است که از آن میان می‌توان به جایزه‌ی هنری  او در سال ۱۹۶۷، مدال ملی علوم انسانی در سال ۲۰۱۰، و جایزه‌ی سنگ برای یک عمر دستاورد ادبی که در سال ۲۰۱۲ به او تعلق گرفت اشاره کرد. جویس کارول اوتس جوایز ادبی بسیاری را از آن خود کرده و در میان مخاطبان، نویسنده‌ای شناخته‌شده است. سبک خاصِ قلم او موجب شده که هر یک از آثارش مخاطبان مخصوص‌به‌خود را داشته باشد. در ادامه، به معرفی فهرستی از بهترین کتاب‌های جویس کارول اوتس می‌پردازیم: کتاب قربانی (The Sacrifice) یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار جویس کارول اوتس است. این کتاب بر مبنای یک پرونده‌ی جنایی واقعی در سال ۱۹۸۷ نوشته شده و در آن به موضوعاتی مانند نژاد پرستی، خشونت و بی‌رحمی پرداخته شده است. داستان کتاب قربانی روایت دختر چهارده‌ساله‌ی سیاه‌پوستی است که مورد تجاوز و آزار قرار می‌گیرد و در تلاش است تا آزارگران خود را که مردانی پرقدرت و سفیدپوست هستند، رسوا و از آن‌ها شکایت کند. کتاب شوهر عزیزم (Dear Husband) یکی دیگر از آثار شناخته‌شده‌ی جویس کرول اوتس و یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز است. این کتاب با جمله‌ای تکان‌دهنده آغاز می‌شود: «شوهر عزیز، باید بگویم که من بچه‌ها را کُشته‌ام.» جویس کارول اوتس در این کتاب، ده روایت نوآرگونه را گرد هم می‌آورد، روایت‌هایی که در هر یک از آن‌ها واقعیت و خیال آن‌چنان به‌هم پیچیده‌اند که تشخیص آن‌ها از یکدیگر کار دشواری برای مخاطب است. کتاب عشق تابستانی (A Fair Maiden) نام اثر دیگری از جویس کارول اوتس است. این کتاب را می‌توان از جهاتی با سایر آثار اوتس متفاوت دانست. نویسنده در این کتاب با نگاهی اسطوره‌ای و کمی شرقی، به مسئله‌ی جنسیت و خشونت پرداخته است. این کتاب داستان دختر نوجوانی به‌ نام کاتیا اسپیواک را روایت می‌کند که با یک نویسنده و تصویرگر کتاب که اختلاف سنی زیادی با خودش دارد آشنا می‌شود. این دو پس از آشنایی و در ابتدای مسیر، روزگاری خوش را با هم سپری می‌کنند، اما رفته رفته این زندگی شاد روی دیگر خود را نشان می‌دهد و کاتیا خود را در برابر مسیری می‌یابد که هیچ‌گاه تصور آن را نیز نمی‌کرده است. کتاب دختر ذرت (The Corn Maiden and Other Nightmares) در واقع اثری در خصوص آسیب‌شناسی جامعه‌ی کنونی آمریکاست. این کتاب با خط سِیری نامنظم و از سه زاویه دید متفاوت روایت می‌شود. داستان دختر ذرت در واقع بلندترین داستان از مجموعه‌ داستان‌های کتاب دختر ذرت و دیگر کابوس‌ها است که در سال ۲۰۱۱ به چاپ رسید. این کتاب جایزه‌ی برام استوکر را برای جویس کارول اوتس به ارمغان آورد. برخی دیگر از مهم‌ترین آثار جویس کارول اوتس: رمان‌ها: آنها: رمانی برنده جایزه ملی که به بررسی زندگی یک خانواده در جامعه‌ای خشن می‌پردازد. بلوند: رمانی پرفروش و تحسین‌شده که زندگی مریلین مونرو را از زاویه‌ای متفاوت روایت می‌کند. سیاهاب:  رمانی که به ماجرای سقوط زنی جوان به نام کلی کلره در یک مهمانی می‌پردازد و به خاطر تصویرسازی قوی‌اش شناخته می‌شود. ما مولوانی‌ها بودیم: داستانی درباره فروپاشی یک خانواده موفق در پی یک تراژدی. شب. بخواب. مرگ ستاره‌ها:  یکی از آثار جدیدتر او. داستان‌های کوتاه: چرخ عشق:  مجموعه‌ای که اوتس را به شهرت رساند و به عنوان یکی از بهترین مجموعه‌های داستان کوتاه آمریکایی شناخته می‌شود. شب‌های وحشی:  مجموعه‌ای تخیلی که به روزهای پایانی زندگی نویسندگان بزرگی چون پو، دیکنسون و همینگوی می‌پردازد. جایزه بگیر:  داستانی پرتنش و تکان‌دهنده درباره تأثیر خشونت و فقدان بر روان انسان. دیگر آثار: طریقت نویسنده : مجموعه‌ای از مقالات درباره زندگی، مهارت و هنر نویسندگی.   اغلب آثار جویس کرول اوتس فضایی رمزآلود و هیجانی دارند. او در آثارش فضای کنونی جامعه‌ی آمریکا و دورافتادگی انسان‌ها از انسانیتشان را روایت می‌کند و در این مسیر، واقعیت و خیال را به‌گونه‌ای به یکدیگر پیوند می‌دهد که تشخیص آن‌ها از هم کار دشواری می‌شود. در اغلب داستان‌های جویس کارول اوتس می‌توانیم شخصیت‌های بی‌گناهی را ببینیم که مورد تجاوز، آزار و نابرابری در جامعه‌ای پرهرج‌ومرج قرار می‌گیرند، و نکته‌ی جالب توجه اینکه این شخصیت‌ها هر بار تلاش می‌کنند قدرت خود را بازیابند و علیه استبداد و سلطه، هر چقدر هم سخت و غیرممکن، بشورند. همان‌طور که جویس کارول اوتس در مصاحبه‌ای گفته است، مادربزرگ او نقش پررنگی در نویسندگی‌اش داشت و می‌توان ردپای داستان‌های خیال‌انگیز و گاه اسطوره‌ای نسل‌های پیشین را در آثار امروز اوتس مشاهده کرد. نویسنده: قدسیه امینی

ادامه مطلب


3 ماه قبل - 230 بازدید

نانسی پلوسی، رییس پیشین مجلس نمایند‌گان آمریکا درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که پس از چهار دهه فعالیت سیاسی، از سیاست کنار می‌رود. خبرگزاری رویترز امروز (پنج‌شنبه، ۱۵ عقرب/۶ نوامبر) با نشر گزارشی گفته است که نانسی پلوسی اعلام کرده است، پس از بازنشستگی در انتخابات ۲۰۲۶ میلادی خود را نامزد نخواهد کرد. نانسی پلوسی که اکنون ۸۵ سال دارد نخستین بار در سال ۱۹۸۷ میلادی به کنگره راه یافت. او در ویدیویی که در حساب کاربری ایکس خودش منتشر کرد گفت: «من برای انتخاب مجدد به کنگره نامزد نخواهم شد. با قلبی سپاسگزار منتظر آخرین سال خدمتم هستم.» تصمیم این سیاست‌مدار پس از پذیرش «پیشنهاد ۵۰» از سوی رای‌دهندگان در ایالت کالیفرنیا که نانسی پلوسی نماینده یکی از حوزه‌های انتخابیه آن است صورت گرفت. «پیشنهاد ۵۰» از سوی دموکرات‌ها برای بازتعریف حوزه‌های انتخابیه کالیفرنیا ارائه شده و پاسخی به اقدام مشابه از سوی جمهوریخواهان در ایالت تگزاس محسوب می‌شود. بازنشستگی نانسی پلوسی پس از سال‌ها نارضایتی دموکرات‌های جوان‌تر از حضور طولانی‌مدت اعضای مسن در قدرت و عدم تلاش کافی برای پرورش رهبران آینده رخ می‌دهد. نانسی پلوسی در دوران حضورش در دنیای سیاست به عنوان مدافع حقوق بشر و حامی حقوق دگرباشان جنسی شناخته می‌شد. او بزرگ‌ترین دستاورد خود را نقش‌آفرینی در تصویب «قانون مراقبت مقرون‌به‌صرفه» در سال ۲۰۱۰ میلادی (معروف به اوباماکر) در دوران ریاست‌جمهوری باراک اوباما می‌داند. نانسی پلوسی در سال ۲۰۲۲ میلادی به خبرنگاران گفته بود: «سلامت همگانی مساله بزرگ ما شد و این بزرگ‌ترین کاری است که من تا اکنون در کنگره انجام داده‌ام.» نانسی پلوسی تبحر خاصی در جمع‌آوری کمک‌های مالی برای کارزارهای انتخاباتی داشت. او زمانی به خبرنگاران در این مورد گفته بود: «باید روزی حدود یک میلیون دلار جمع می‌کردم، حداقل پنج روز در هفته.»

ادامه مطلب