مقامهای محلی ولایت بدخشان میگویند که سیلاب در مرکز این ولایت جان ۱۰ اعضای یک خانواده را گرفته و خسارات هنگفت مالی نیز برجای گذشته است. مولوی محمداکرم اکبری، رییس اداره حوادث ولایت بدخشان به رسانه گوهرشاد گفت که در پی سرازیرشدن سیلاب (شنبهشب، ۵ جوزا) در روستای «مورچک» از مربوطات ناحیه نهم شهر فیضآباد، مرکز این ولایت، ده عضو یک خانواده جان باختهاند. آقای اکبری تاکید کرد که در پی این رویداد طبیعی خانههای مردم در هفت منطقه شهر فیضآباد نیز تخریب شده است. وی افزود که سیلاب یک زوج را با فرزندان شان برده است. او تصریح کرد که تا اکنون تنها جسد یک عضو این خانواده از رودخانه کوکچه پیدا شده است و جستجو ادامه دارد. همچنین در خبرنامهی ریاست حوادث ولایت بدخشان آمده است که سیلاب یک زوج با شش دختر و سه پسرشان را برده است. خبرنامه از فرزندان این زوج به نامهای صدف، فرضیه، زهرا، آرزو، عظیم، شمس، حدیث، حسنا و عاقب یاد کرده است. همچنین محمد کارمگار، آمر مبارزه با حوادث طبیعی بدخشان میگوید که سیلابهای شب گذشته در ولسوالیهای یمگان، کشم، وردوج و شهدا نیز خسارات جانی و هنگفت مالی برجای گذاشته است. تا کنون آمار دقیق از تلفات و خسارات برجای مانده از این سیلابها در دست نیست. سیلابهای سه روز گذشته نیز در بدخشان راه مواصلاتی شماری از ولسوالیهای را بسته کرده و خسارات جانی و هنگفت مالی برجای گذاشته است. همچنین سیلابهای اخیر در غور، فاریاب و بغلان نیز تلفات و خسارات سنگین برجای گذاشتهاند.
برچسب: #خانواده
در ادامهی وضع محدودیت حکومت سرپرست علیه زنان و جنگ در افغانستان، ملالی هلمندی، رییس اجرایی شرکت تولید انرژی خورشیدی «هلمند سولر» اعلام کرد که ۴۷ سال جنگ در افغانستان، نقش مادران را بهعنوان ستون فقرات خانوادهها در کشور تضعیف کرده است. خانم هلمندی این اظهارات را در نشستی که به میزبانی سازمان ملل متحد در مورد حمایت از زنان کارآفرین در کشورهای درگیر جنگ در بحرین برگزار شده بود، مطرح کرده و گفته است که یک مادر در افغانستان بیشترین زمان را در رشد کودک میگذراند. او تاکید کرد: «من دریافتم که خانوادههای پایدارتر هستند که در آن مادران توانمند است، دانش دارد و به آنها [خانوادهها] فرصت داده میشود که کسب درآمد کنند و یک مادر در افغانستان بیشترین زمان را در رشد کودک میگذراند.» وی افزود که شرکت زیر اداره وی پس از تسلط دوباره حکومت سرپرست بر افغانستان، گلخانههایی را برای زنان آسیبدیده از جنگ و بحران ایجاد کرده است. همچنین حمید هیرمند، شوهر خانم هلمندی نیز در این نشست گفت که حدود ۸۰ درصد از زنان در افغانستان به دلیل جنگ و تحولات اخیر شغل خود را از دست دادند. سازمان ملل نشستی دو روزهای را به هدف حمایت از زنان سرمایهگذار و اهمیت سرمایهگذاری زنان در کشورهای درگیری جنگ در شهر منامه، پایتخت بحرین، برگزار کرده بود. در این نشست درکنار زنان کارآفرین اهل افغانستان، سرمایهگذاران زن از کشورهای الجزایر، عراق، سودان و فلسطین نیز حضور داشتهاند. این در حالی است که پس از تسلط حکومت فعلی بر افغانستان، محدودیتهای شدیدی علیه دختران و زنان وضع کرده است. در حال حاضر دختران و زنان به مکتب و دانشگاه نمیتوانند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیونها دانشآموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به باشگاههای ورزشی، رستورانتها، حمامهای عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بینالمللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شدهاند. این رویکرد حکومت فعلی خانوادههای را که زنان نانآور آنان هستند، با مشکلات جدی اقتصادی روبهرو کرده است.
منابع محلی از ولایت ننگرهار میگویند که در اثر ریزش سقف یک خانه در این ولایت، دو کودک جان باخته و یک کودک دیگر به شدت زخم برداشته است. منبع در صحبت با رسانه گوهرشاد گفت که این رویداد در روستای «سلطانپور» از مربوطات ولسوالی سره رود ولایت ننگرهار رخ داده است. منبع تاکید کرد که سقف خانهی مردی بهنام گلآقا فرو ریخته و در نتیجه، دو کودک او جان باخته و یک کودک دیگرش زخم برداشته است. منبع افزود که کودکان جان باخته بین حدود شش و ۹ سال سن داشتند. منبع در مورد جنسیت قربانیان و زخمی این رویداد جزییات ارائه نکرده است. تا اکنون مسوولان محلی در ولایت ننگرهار در این مورد چیزی به رسانهها نگفته است. براساس معلومات منبع این رویداد این رویداد حوالی ساعت ۹:۳۰ دقیقهی روز(جمعه، ۱۴ ثور) رخ داده است. سقف این خانه بهدلیل بارش بارانهای اخیر فرو ریخته است. بارندگیهای اخیر در کشور تلفات و خسارات سنگین برجای گذاشته است. بخش عمدهی تلفات ناشی از تخریب خانهها براثر بارندگی و سیلاب است. زمستان گذشته در افغانستان بارندگی کمی داشت و زمینها در این کشور خشک شده بودند. بارندگیهای بهاری دوامدار در دو هفتهی گذشته در بیشتر ولایتهای افغانستان ادامه داشته و باعث جاری شدن سیلابهای ناگهانی و پراکنده شده است. بر اساس آمار رسمی که از سوی حکومت فعلی اعلام شده است، بیش از ۱۰۰ نفر بهدلیل سیلابها در جریان ماههای اخیر جان خود را از دست دادهاند.
ممکن است در مهمانی، خانهی دوستان و آشنایان و یا در موتر و مسیر رفت و آمد با کودکانی سرخورده باشید که از رفتارهای آنها به ستوه آمده باشید و در دل گفته باشید که چقدر بیادب هستند و بلافاصله در دل گفته باشید که چرا پدر و مادر این نوع کودکان هیچ توجهی به تربت فرزندانشان ندارند. حتی ممکن است این مورد را در رفتار کودکان خودتان نیز مشاهده کرده باشید و از نوع رفتار و چگونگی برخورد آنان با دیگران و یا با خودتان درمانده شده باشید. با توجه به این موضوع که بدون استثنا تمام والدین دوست دارند فرزندانی داشته باشند باادب که با احترام با خود و دیگران رفتار کنند، باید بگوییم که این امر اما در شماری از فرزندان که از قضا تعدادشان هم کم نیست، تحقق نمییابد. شاید در پس رفتار بیادبانه کودک، پدر و مادری باشد که توجه آنچنانی به تربیت کودک خود نداشته است. اما در بسیار از مواقع کودکان علیرغم توجه زیاد، باز از خود رفتارهای بیادبانهای نشان میدهند که موجب شرم، قهر و ناراحتی والدینشان میشود. رفتارهای توهین آمیز و بیادبانه کودکان شامل فحش دادن، فریاد زدن، مشاجره کردن، نادیده گرفتن شما، رد درخواستهایتان، اسمگذاشتن روی اشخاص( اسمها یا صفات توهینآمیز) و... میشود که این گونه رفتارها را در صورتی که در کودتان دیدید، باید بگوییم بله! این یک رفتار بیادبانه است. با دیدن این رفتارها زنگ خطر برای والدین به صدا در میآید. دیدن این نوع رفتارها از جانب بچهها به شما میگوید که باید کنترل بیشتری بر اوضاع داشته باشید و محدودیتهای بهتری برایشان تعیین کنید. البته این را بدانید این فرآیندی است که در طول زمان اتفاق میافتد و به یکباره موجب تغییر بچهها نمیشود. آموزش ادب و احترام به کودکان زمانگیر است همانگونه که کودکان یک شبه رفتارهای بیادبانه را یاد نگرفته اند. ناممکن است که شما شاهد رفتارهای بیادبانه کودکتان باشید اما کاری انجام ندهید. بسیاری از والدین ترجیح میدهند در این شرایط کودک را تنبیه کنند تا دیگر رفتار زشتش را انجام ندهد. اما بهتر است شما پدر و مادرهای عزیز بدانید که تنبیه کردن کودک بیادب، نهتنها نتیجهای به همراه ندارد، بلکه باعث ایجاد ناراحتی، ترس، سردرگمی در او شده و بهمرور میتواند باعث مشکلات رفتاری متعددی در کودک شود. آنچه شما را در چنین شرایطی کمک میکند تقویت مهارت شنیدن، توجه و ابراز محبت به کودک، عدم استفاده از تنبیه و مقایسه نکردن فرزندتان با دیگران، رفتار درستی را با کودک بیادب خود داشته باشید و اینگونه به رشد بهتر اجتماعی، فردی و شناخت او کمک نمایید. برای آگاهی از چگونگی رفتار با چنین کودکانی بهتر است نگاهی به محتوای این مطلب بیندازید. دلیل بیادبی و بیتربیتی کودکان چیست؟ دلایل مختلفی وجود دارد که باعث میشود کودک بیادب و بیتربیت شود، در این زمینه میتوان به موارد زیر اشاره نمود: یکی از دلایلی که باعث میشود کودکان رفتار بیادبانهای از خود نشان بدهند، زمانی است که با شکست و ناکامی روبهرو میشوند، بهطوری که گفته میشود ناکامی بچهها میتواند زمینهساز رفتارهای بیادبانه در آنها شود. هنگامی که کودکان در محیطی قرار دارند که پرخاشگری در آن زیاد است، بهویژه پرخاشگری کلامی، مسلماً رفتارهای بیادبانه در آنها بیشتر بروز میکند. در این زمینه معمولاً پرخاشگری پدر و مادر یا هم سن و سالهای کودک میتواند تأثیر زیادی در این خصوص داشته باشد. کودک بهخودیخود بیادب و بیتربیت نمیشود، مگر اینکه بیادبی را در خانواده یا اطرافیانش دیده یا شنیده باشد. وجود کودکان یا افراد بیادبی که در ارتباط با کودک قرار دارند یا اینکه بیادب بودن پدر و مادر در محیط خانواده میتواند باعث شود تا کودکان رفتار بیادبانه از خود نشان دهند. در این حالت بهتر است فرد بیادب را از فرزندتان دور کنید و اگر خودتان در مقابل کودک بیادبانه رفتار کردید، در مرحله اول سعی کنید رفتارتان را تغییر دهید و خود را اصلاح کنید. علاوه بر این بسیاری از پدر و مادرها مقابل فرزندانشان باهم دعوا میکنند و گاهی اوقات کلمات نامناسبی به زبان میآورند که این مسأله میتواند باعث افزایش بیادبی در کودکان شود. علت اصلی اینکه کودک بی ادبی میکند، در حقیقت به آستانه تحمل او برمیگردد و میتوان گفت که وجود دلایل اکتسابی و ذاتی مختلف میتواند زمینهساز بیاحترامی فرزندان نسبت به پدر و مادرها یا اطرافیان شود. درصورتیکه پدر و مادر یا اطرافیان هنگام برخورد با کودک رفتار خوبی نداشته باشند، مسلماً او بهراحتی بیادبی و بیتربیت بودن را یاد میگیرد و اینگونه برخورد میکند. برای اینکه کودکان رفتارهای مؤدبانه با والدین و اطرافیانشان داشته باشند، بهتر است بزرگترها به آنها احترام بگذارند و محترمانه با کودک رفتار نمایند. کودکانی که در محیط خانه و یا سایر محیطها ارزش کافی را بدست نیاورند، تحقیر شوند و خود را به هر دلیلی کم ارزش بیابند، احساس ناامنی و عدم اعتماد به نفس میکنند و با رفتار بیادبانه و گرفتن حالت تدافعی جلب توجه میکنند. بیعدالتی ممکن است سبب ایجاد حس حسادت، تضعیف روحیهی آدمی، افسردگی یا خشم شود و همین موضوع هم بیادبی را به دنبال خواهد داشت. بنابراین، تلاش کنید تمام کودکانتان را به یک اندازه دوست بدارید تا زمینهی رفتارهای بد را به فرزندانتان فراهم نسازید. با کودک بیادب چگونه رفتار کنیم؟ بیادبی کودک ممکن است خشم شما را تحریک کند. ممکن است بخواهید فرزندتان را تنبیه کنید یا فریاد بزنید. استفاده از پاسخهای بیاحترامی برای آموزش احترام به ندرت کارساز است. بزرگسالان بیادب میتوانند مسائل را تشدید کنند، همانطور که بچههای بیتربیت میتوانند. شما باید الگوی خوبی باشید. به بچهها نشان دهید که چگونه حتی در موقعیتهای ناراحت کننده، خونسرد و محترم بمانند. اگر کودک شما چیزهایی را پرتاب میکند یا به دیگران ضربه میزند، برای ایمنی او و دیگران باید کنترل فیزیکی آنها را به دست آورید. خودتان را جای کودکتان بگذارید و سعی کنید علت رفتار او را بفهمید. ممکن است آنها از اتفاقی که در آن روز در مدرسه رخ داده، ناراحت شدهباشند یا فقط به دنبال آن هستند که به آنها توجه کنید. درک ریشهی اصلی رفتار بیادبانهی بچهها میتواند به شما کمک کند تا به طور مؤثرتری به آن رسیدگی کنید. اگر کودک شما بیادبی یا بیاحترامی میکند، آن را نادیده نگیرید. روشن ومحکم باشید تا به بچهها بفهمانید که بیادبی را تحمل نمیکنید. برای مثال، اگر با همسایهتان صحبت میکنید و فرزندتان مدام صحبت شما دو نفر را قطع میکند، به او بگویید که اجازه دهد و وقتی حرفهایتان تمام شد با او صحبت خواهید کرد و موضوع را حل خواهید کرد. این کار به آنها کمک میکند تا بفهمند که قطع کردن صحبتهای دو نفر بیادبانه است و به جای اینکه کودک را نادیده بگیرید فقط از او میخواهید صبر کنند تا بتوانید نیازهایش را برطرف کنید. اگر فرزندتان حتی بعد از اینکه به او گفتید چه توقعی از او دارید و بایدها و نبایدها را دانست و به بیاحترامی و بیادبی کردن ادامه بدهد، بگویید که اگر رفتارش را اصلاح نکند چه عواقبی در انتظارش است. همیشه دربارهی قوانینی که وضع کردهاید و و اجرای عواقب رفتار بی ادبی بچهها ثابت قدم باشید. نه اینکه گاهی آنها را تنبیه کنید و گاهی بیخیال باشید، وگرنه کودک شما سریع میفهمد چطور میتواند از دست عواقب کارش فرار کند. وظیفه شما به عنوان بزرگتر بچه بیادب این است که به فرزندتان رفتار درست را بیاموزید و به او کمک کنید تا به یک بزرگسال محترم تبدیلشود. نگذارید کودکتان شما را وارد جنگ قدرت کند. خونسرد بمانید، از واکنش بیش از حد خودداری کنید و محدودیتهای روشنی در مورد اینکه چهچیزی را تحمل میکنید و چه چیز غیرقابل تحمل است، تعیین کنید. کودکتان از شما تقلید خواهد کرد، او حرکات و حرفهای شما را میبیند و میشنود، به همیندلیل مهم است که رفتار محترمانه و ادب را در خود تقویت کنید. با رفتار محترمانه با دیگران، الگوی خوبی برای فرزند خود باشید. فرزند شما از رفتار شما سرمشق و الگو می گیرد و یاد میگیرد که چگونه با دنیا به روش شما تعامل داشته باشد.
نویسنده: مهدی مظفری در سایهسار آموزههای آسمانی، ظلم و ستم به هر موجودی، ناپسند و گناهی نابخشودنی دانسته شده است. اما ظلم به همسر، جایگاهی بس هولناکتر در منظومه اخلاقی اسلام دارد. چرا که این ستم، نه تنها به یک فرد، بلکه به بنیان مقدس خانواده و آرامش روحی و روانی فرزندان نیز آسیب میرساند و بذر تباهی را در باغ زندگی میکارد. در برخی آیات نورانی قرآن کریم و احادیث شریف پیغمبر اکرم (ص) و اهلبیت ایشان با لحنی قاطع، ظلم به همسر نکوهش شده است و نسبت به پیامد وخیم آن هشدار دادهاند. ظلم به همسر چه معنایی دارد؟ ظلم به همسر، هر نوع رفتاری است که حقوق او را نادیده گرفته و او را آزار دهد. این رفتار میتواند شامل موارد زیر باشد: خشونت جسمی: کتک زدن، هل دادن، سیلی زدن و هر نوع رفتار خشونتآمیز دیگر؛ خشونت روحی: توهین، تحقیر، فحاشی، تهدید، بدگمانی و حسادت؛ بیتوجهی: غفلت از نیازهای عاطفی و روحی همسر، عدم تمایل به گذراندن وقت با او و بیاعتنایی به احساسات او؛ خیانت: برقراری رابطه عاطفی یا جنسی با فردی غیر از همسر؛ پیامدهای خشونت با همسر ظلم به همسر، پیامدهای ناگوار و جبرانناپذیری به همراه دارد. از عینک روانشناسی و تربیتی، برخی از این پیامدها از این قرار اند: از بین رفتن عشق و احترام: زمانی که ظلم و ستم جایگزین عشق و احترام شود، بنیان زندگی مشترک سست شده و عشق و محبت میان زوجین از بین میرود. ایجاد اضطراب و افسردگی: آزار و اذیت همسر، میتواند منجر به اضطراب، افسردگی،PTSD و سایر مشکلات روحی و روانی در او شود. آسیب به فرزندان: زندگی در محیطی پر از خشونت و تنش، به طور مستقیم بر سلامت روان و تربیت فرزندان نیز تاثیر منفی میگذارد. تجزیه و فروپاشی زندگی مشترک: در نهایت، ظلم به همسر میتواند منجر به جدایی، طلاق و فروپاشی زندگی مشترک شود. غیر از پیامدهای روحی-روانی، ظلم، پیامدهای دیگری نیز دارد. برخی آموزههای دینی درمورد مسائل خانواده به این پیامد که آنرا «تاوان ظلم به همسر» مینامیم اشاره دارد. قرآن کریم و احادیث پیغمبر تاوان ظلم را بیشتر متوجه همسر «ظالم» میداند. قرآن کریم در (آیه ۳) سوره مجادله درمورد تاوان ظلم به همسر اینگونه آورده است: «وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا ۚ ذَٰلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ؛ و کسانی که با زنانشان ظهار میکنند، سپس از آنچه گفتهاند برمیگردند، باید پیش از آمیزش با هم، بردهای [در راه خدا] آزاد کنند. این [حکمی] است که به آن اندرز داده میشوید، و خدا بر آنچه انجام میدهید، آگاه است. این آیه که روی سخنش به مردان مسلمان است، میگوید نباید همانند مردان جاهل عصر جاهلیت به همسرانتان ظلم کنید. شما این حق را ندارید که حتی با گفتار نسبت به همسرتان ستم روا دارید و سخن رکیکتان مایه پریشانی آنان شود. اگر هم مثلا از روی عصبانیت و اضطرار چنین خطایی را مرتکب شدید و البته بعدا از گفتهتان پشیمان و شرمسار گشتید؛ «ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا»، در این صورت کفاره بپردازید. و آن آزاد کردن یک انسان برده است. پیغمبر اکرم(ص) نیز در روایتی تاوان اخروی ظلم به همسر را اینگونه نقل میکند: «هر مردى که به صورت همسرش سیلى بزند. خدا به فرشته مأمور دوزخ دستور میدهد که در دوزخ هفتاد سیلى بر صورتش بزند.» راههای جلوگیری از ظلم به همسر برای جلوگیری از ظلم به همسر، اقدامات زیر از سوی مرد و زن میتواند مؤثر افتد: تقویت عشق و احترام: با ابراز محبت، قدردانی و احترام به همسر، عشق و صمیمیت را در زندگی مشترک تقویت کنید. ارتباط مؤثر: با همسر خود به طور شفاف و صادقانه صحبت کنید و به حرفها و احساسات او با دقت گوش فرا دهید. حلّ و فصل اختلافات: در صورت بروز اختلاف، به جای بحث و جدل، به دنبال راه حلی مسالمتآمیز و مبتنی بر احترام متقابل باشید. توجه به نیازهای همسر: به نیازهای عاطفی، روحی و جسمی همسر خود توجه کنید و برای برآورده کردن آنها تلاش کنید. گرفتن کمک در صورت نیاز: اگر در حلّ مشکلات خود با همسرتان ناتوان هستید، از مشاوره روانشناس یا متخصصان مسائل خانواده استفاده کنید. زندگی مشترک، هدیهای ارزشمند است که باید قدر آن را دانست. ظلم به همسر، این هدیه را لکهدار کرده و آن را به زخمی عمیق تبدیل میکند. با احترام، عشق و درک متقابل میتوان از ظلم به همسر جلوگیری کرد و زندگی مشترکی شاد و پایدار ساخت. به یاد داشته باشید که ظلم به همسر، هرگز توجیهپذیر نیست و با توجه به آموزههای اسلامی، تاوانی سنگین برای ظالم به همراه خواهد داشت.
بیان جملات کوتاه و ساده حتی اگر برخی حروف چون (ر) هم درست ادا نشود، باز هم چیزی از شیرین کلام کودکان نمیکاهد. ای بسا که گاه ناقص تلفظ کردن برخی حروف و یا واژهها از سوی کودکان به کلام و گفتار آنها شیرینی بیشتری هم میافزاید. حقیقت این است که نمیتوان لذت نشستن پای حرفها و داستانهای بامزهی کودکان خردسال را انکار کرد. هنگامی که آنها غرق در بیان داستان خود هستند و از جادوی کلام خود اطلاعی ندارند. اما درحالی که کودکان با سرعتهای متفاوتی رشد میکنند و دستورالعملهای پذیرفتهشدهای وجود دارد که از چه زمانی باید انتظار داشته باشیم که کودکمان به آن نقاط عطف خاصی برسند، ممکن این اتفاق برای کودکمان نیفتد. یکی از این نگرانیها نزد برخی پدر و مادرها، تاخیر در گفتار است. افرادی که دیر صحبت میکنند افرادی هستند که دیرتر از سایر کودکان هم سن خود صحبت میکنند. کودکانی که به ۱۸ ماهگی رسیده باشند و نتوانند بیش از ۱۰ کلمه صحبت کنند، دیر صحبت تلقی میشوند. افرادی که دیر صحبت میکنند، معمولا زبان گفتاری را میفهمند و با مهارتهای دیگری مانند اجتماعی شدن، تفکر و مهارتهای حرکتی در حال رشد هستند. اگر کودک شما نیز دیر صحبت است، باید بدانید که در پس این مشکل عوامل بسیاری دخیل هست که در این مطلب در مورد آن خواهید خواند. اگر فرزند شما در ۱۲ تا ۱۵ ماهگی کلمات ساده (مانند “مادر” یا “بابا”) را به وضوح یا نامشخص بگوید. کلمات ساده (مانند “نه” یا “ایست”) را تا ۱۸ ماهگی درک نکند. تا ۳ سالگی با جملات کوتاه صحبت نکند، ممکن است دچار تاخیر در گفتار شده باشد. البته برخی از مقالات تحقیقاتی نشان میدهند که حدود نیمی از آنها خود به خود میتوانند صحبت کنند. با این حال، اگر تکلم کودک شما دیر شده است و در زمینه درک و/یا مهارتهای اجتماعی نیز با چالشهایی مواجه است، به احتمال زیاد برای رسیدن به نقاط عطف خود به کمک اضافی در قالب گفتار درمانی نیاز دارد. کدام عوامل باعث دیر حرف زدن در کودکان میشوند؟ تاخیر رشد هم در پسران و هم در دختران ممکن است رخ دهد. یک کودک ممکن است فقط یک تاخیر رشد داشته باشد یا میتواند همزمان با شرایط یا بیماریهای دیگر رخ دهد. تحقیقات نشان میدهد که عوامل زیادی وجود دارد که میتواند باعث تاخیر رشد در کودکان شود. برخی از عواملی که باعث دیر حرف زدن در کودکان میشوند عبارتند از: مشکلات فیزیولوژیک: بسیاری از کودکان با تاخیر در گفتار، مشکلات دهان و حرکتی دارند. اینها زمانی اتفاق میافتند که در قسمتهایی از مغز که مسئول گفتار هستند، مشکلی وجود داشته باشد. این امر هماهنگی لبها، زبان و فک را برای ایجاد صداهای گفتاری دشوار میکند. این کودکان همچنین ممکن است مشکلات دهانی-حرکتی دیگری مانند مشکلات تغذیه داشته باشند. نقص هوش: بسیاری از کودکانی که مبتلا به تاخیر زبان و گفتار هستند هوش طبیعی دارند و درک بالایی از مسائل اطرافشان دارند. اما هوش یک توانایی ذهنی است که قابلیتهای مختلفی مثل استدلال و حل مسئله و برنامه ریزی و تفکر انتزاعی و استفاده از زبان و یادگیری مسائل مختلف رو شامل میشود. بنابراین، ممکن است تاخیر گفتاری کودک از کم هوشی یا مشکل هوشی هم باشد اما هنوز متخصصان به نتیجه صد در صدی درباره این موضوع نرسیده اند. گاهی اوقات کودکان دچار اختلالی هستند که بر اساس این اختلال، حرف زدن کودک هم دچار تاخیر میشود. این اختلالات شامل اوتیسم، کم شنوایی، فلج مغزی، عقب ماندگی ذهنی، آپراکسی دوران کودکی، شکاف کام و… است. مشکلات شنوایی: مشکلات شنوایی نیز میتواند بر گفتار تأثیر بگذارد. بنابراین متخصص باید شنوایی کودک را هر زمان که نگرانی گفتاری وجود دارد، آزمایش کند. کودکانی که در شنیدن مشکل دارند ممکن است در گفتن، درک، تقلید و استفاده از زبان مشکل داشته باشند. عفونت گوش، به ویژه عفونتهای مزمن، میتواند شنوایی را تحت تأثیر قرار دهد. اما تا زمانی که شنوایی طبیعی در یک گوش وجود داشته باشد، گفتار و زبان به طور طبیعی توسعه مییابد. بهتر است کودکی که دچار تاخیر در حرف زدن است را از نظر شنوایی بررسی کنید. یکی از دلایل دیگر تاخیر گفتار و زبان وجود مشکل در شیوه ارتباطی والدین با کودک است. این مشکل در بعضی از رفتارهای روزمره افراد است. به طور مثال رفتاری مانند تلویزیون دیدن. در فعالیت صحبت کردن (مخصوصا اگر به قصد یاد گرفتن کلمات و نحوه حرف زدن باشد) باید دو طرف بحث فعالیت داشته باشند و به این صورت گفت وگویی دو طرفه شکل بگیرد. اما در تلویزیون دیدن کودک یاد میگیرد که تنها گوش دهد و ساکت باشد. به این ترتیب نمیتواند در مواقعی که سوالی پرسیده میشود جوابی دهد. از دیگر رفتارهای اشتباه روزمره این است که والدین نیازهای کودکشان را بدون اینکه او به زبان بیاورد برآورده میکنند. اینکه مادر و پدر به کودک اجازه دهند تا کودکشان درخواستش را به زبان بیاورد و به درستی آن را بیان کند برای یاد گرفتن و حرف زدن بسیار اهمیت دارد. همچنین والدین به دلیل خستگی یا مشغله زیاد تمایل یا وقتی برای حرف زدن با کودک در نظر نمیگیرند. در نتیجه کودکان با کلمات آشنا نمیشوند. والدین به عنوان اولین کسانی که کودک با آنها در ارتباط است، تاثیر بینهایتی بر صحبت کردن کودک دارند. برخی از اختلالات گفتار و زبان شامل عملکرد مغز میشود و ممکن است نشان دهنده ناتوانی یادگیری باشد. یکی از دلایل دیر حرف زدن کودک، تاخیرهای رشدی، مثل زایمان زودرس است. مصرف الکل یا مواد مخدر توسط مادر در دوران بارداری است که قطعا تاثیرات مضر خود را بر کودک خواهد گذاشت. چه کودکانی بیشتر در معرض تاخیر زبان هستند؟ معمولا پسران بیشتر دچار این مشکل میشوند. همچنین کودکانی که یکی از اعضای خانوادهشان هم درگیر تاخیر زبان یا اختلال ارتباطی باشد، بیشتر احتمال ابتلا به این مشکل را دارند. کودکانی که دارای مشکلات شنوایی و عفونت گوش باشند، این مشکل را خواهند داشت. همچنین اگر کودک مبتلا به اختلالاتی از طیف اوتیسم یا سندروم داون باشد هم این احتمال افزایش مییابد. با توجه به این که تاخیر گفتار و زبان در سنین ۲ و نیم تا ۵ سالگی میتواند منجر به مشکل خواندن در مکتب و مشکلات رفتاری و اجتماعی شود، در صورت احساس این مشکل باید هر چه سریعتر به یک متخصص مراجعه کرد. چگونه به رشد گفتار و زبان کودک در خانه کمک کنیم؟ بر ارتباطات تمرکز کنید. با کودک خود صحبت کنید، آواز بخوانید و تقلید صداها و حرکات او را تشویق کنید. برای فرزندتان کتاب بخوانید. از زمانی که کودک شما نوزاد است شروع به کتاب خواندن برای او کنید. به دنبال کتابهای مناسب سن کودک باشید. کتابهایی که پر از تصاویر هستند و کودک را تشویق میکند تا زمانی که شما در حال نام بردن تصاویر کتاب هستید به آنها نگاه کند. از موقعیتهای روزمره استفاده کنید. برای تقویت گفتار و زبان فرزندتان و زود حرف زدن کودک، در طول روز به روش خود صحبت کنید. خوراکیهای موجود در مغازهها را نام ببرید، توضیح دهید هنگام پختن غذا یا تمیز کردن اتاق چه کاری انجام میدهید و به اشیاء اطراف خانه اشاره کنید. همه چیز را با زبان ساده و سرعت کم به کودک بگویید.
هیچ کسی نمیتواند لذت نشستن پای حرفهای کودکان شیرین زبان را انکار کند. هنگامی که آنها با شیرینترین حالت ممکن کلمات را کنار هم میچینند و شما از شنیدن هر واژه از زبان آنها قند در دلتان آب میشود و کیف میکنید. حالا اگر شما پدر، مادر و یکی از بستگان آن کودک باشید، حتما به خودتان و تربیتتان افتخار هم میکنید. اما نکته همینجاست که دایرهی واژگان کودکان همیشه زیبا و شیرین نیست، گاهی بسیار زشت و زننده میشود و موجب خجالت خانوادهاش میشود. فحش و کلمات رکیکی که کودکان در میان جمع و یا حتی در مقابل خودتان به زبان میآورند، ممکن شما را حتی شوکه کند. اما باید بدانید که فحاشی و استفاده از واژگان بد، یک امر کاملا آموزشی بوده و آنها از افراد و محیط اطرافشان یاد گرفتهاند. شاید حتی ندانند این کلمه را کجا شنیده اند و یا چه معنایی میدهد. پس شما نمیتوانید با اصرار از او بخواهید به شما بگوید که این کلمه را از چه کسی یاد گرفته است. همچنین نمیتوانید کودک را از قرار گرفتن در معرض بیادبی و بد دهنی دور کنید. زیرا او در آینده از خانه وارد جامعه بزرگتری به نام مکتب خواهد شد. باید بدانید که کودکان خردسال دائما با رفتار و کلمات خود به والدین یادآوری میکنند که از آنها الگو برداری خواهند کرد. آنها الگوبرداری از دیگران را به روشهای زیادی انجام میدهند. افکار، اعمال و به ویژه کلمات جدید را به راحتی تقلید میکنند. تقلید و الگوبرداری بخش بزرگی از رشد و پرورش کودکان است. کودک بعد از آنکه دعوای خواهر و برادر بزرگتر خود را دید. یا شاهد بحثهای والدین بود، تصمیم میگیرد رفتارهای آنان را امتحان کند. او گاهی احساس میکند که با بد دهنی کردن میتواند توجه دیگران را جلب کند. کودکان بزرگتر با مکتب رفتن، الگوهای جدیدی را یاد میگیرند. آنها یاد میگیرند از همکلاسیهای خود تقلید کنند. به همین دلیل بچهها وقتی از مکتب برمیگردند، احساس میکنید تغییرات زیادی را داشته اند. واکنش والدین به فحاشی کودک متفاوت است؛ شماری از والدین شروع به تنبیه میکنند و تلاش میکنند حافظهی کودکشان را به کلی از آن فحش پاک کنند. شمار دیگری از والدین متاسفانه در مقابل فحاشی کودکشان، میخندند و به کودک این پیام را انتقال میدهند که حرکت بسیار جالبی انجام داده و اینگونه او نیز بیشتر به حرفهای رکیک روی میآورد. تاکید ما همواره این بوده که خانواده و محیط خانه، نخستین فضای آموزشی کودک را تشکیل میدهد. لذا در صورتی که یکی از والدین و یا سایر خواهر و برادرها در صورتی که عادت به فحش دادن و بیان حرفهای رکیک داشته باشند، نمیتوانید انتظار داشته باشید که کودکان از این حرفها استفاده نکنند. بیشتر والدین بهشدت از فحشدادن فرزندشان خجالت میکشند، اما اغلب نمیدانند چگونه جلوی آنها را بگیرند. متاسفانه، راهکارهای عادی مانند فریادزدن یا تنبیه بهخاطر فحشدادن، میتواند ناخواسته باعث فحشدادن بیشتر کودک شود. اگر فرزند شما شروع به فحشدادن کرده است، چندین تکنیک انضباطی وجود دارد که میتوانید برای متوقفکردن این رفتار بد او، استفاده کنید. بیشازحد واکنش نشان ندهید: کودکان خیلی از اوقات بهمنظور جلب توجه، فحش میدهند. سکوت بیشازحد، فریادزدن، خندیدن یا هر رفتاری که نوعی واکنش شدید تلقی میشود، میتواند منجر به تقویت رفتار فحشدادن در بچهها شود. در طی اولین بارها در مواجه با کودکی که فحش میدهد، سعی کنید طوری رفتار کنید که انگار یک کلمه کاملا بیضرر گفته است. اگر سر کودکی که فحش میدهد، فریاد بزنید، عصبانی شوید یا حتی بخندید، ناخواسته احتمال فحشدادنش در آینده را بیشتر میکنید. دقیقا مانند رفتاری که باید در برابر کودکی که کتک میزند، انجام دهیم. این راهکار بهویژه برای کودکان نوپا خوب کار میکند. درست زمانی که با تلفظ اشتباه یک کلمه، فحشها را کشف میکنند! در چنین موقعیتهایی با خیال راحت تلفظ کلمهای را که میخواستند بیان کنند، درست مثل هر کلمه دیگری، تصحیح کنید، بدون این که واکنش زیادی نشان دهید. اگر فرزند شما بزرگتر است (مخصوصا در سنین مکتب: ۷ سال یا بیشتر)، به احتمال زیاد او مفهوم کامل فحشدادن را میداند و لازم است با روشی متفاوت از این راهکار با او برخورد شود. مهم است که در رفتار با کودکی که فحش میدهد، توضیح دهید چرا ناسزاگفتن کار اشتباهی است. این کار بهتر است در شرایط آرامتر اتفاق بیفتد. مثلا بگویید «یادت میآید اون روز وقتی برادرت عروسکت رو گرفت چی گفتی؟ میتوانیم دربارهاش صحبت کنیم؟ میدانی که گفتن این کلمه در خونه ما ممنوعه! چون که…..» در این قسمت میتوانید متناسب با سن کودکان، درباره دلایل نامناسببودن فحشدادن صحبت کنید. بعضی اوقات، بچهها فحش میدهند زیرا میخواهند احساساتی را ابراز کنند و واژگان لازم برای این کار را ندارند. ما میتوانیم با کودکی که فحش میدهد، درباره فحشدادن صحبت کنیم و راهحلهای جایگزین را به او آموزش دهیم. برای مثال اگر فرزندتان به دلایلی ناراحت یا عصبانی است، ابتدا با او همدردی کنید و سپس راهکار ارائه دهید. برای نمونه بگویید: «آخ آخ حتما خیلی عصبانی شدی. شاید اگه حست و حرفات را روی کاغذ بنویسی حالت یکم بهتر شه.» همچنین آموزش کنترل خشم به کودکان میتواند رفتارهای جایگزین بیشتری را برای مدیریت عصبانیتشان به آنها معرفی کند. بهتر است در پایان، قوانینی را که چه نوع کلمات، لحن و بیانی در فضاهایی مثل خانه و مکتب قابل قبول است و چه چیزی غیرقابل قبول است، تعیین کنید و آنها را در موقعیتهای مختلف با هم مرور کنید. تمرین کلمات جایگزین و جملات مودبانه بهجای کلمات توهینآمیز نیز میتواند کمک شایانی به جلوگیری از فحشدادن کودکان کند. برای جلوگیری از فحشدادن کودکان، خودتان فحش ندهید. اگر شما در موقعیتهایی مثل رانندگی، جر و بحثهای خانوادگی، تماشای فوتبال و… فحش بدهید، احتمالا فرزندتان نیز این کار را تکرار خواهد کرد. این که به فرزندتان بگویید: «این کلمات مخصوص ما بزرگترهاست. بنابراین من میتونم چنین حرفهایی بزنم اما تو حق نداری به زبون بیاری»، برای حل مشکل کافی نیست. بچهها میخواهند مثل بزرگترها باشند و از کارهای شما تقلید میکنند. دقت کنید اولین خط دفاعی در برابر فحشدادن کودکان باید تغییر زبان و لحن خود شما باشد. اگر کنترل خشم خوبی را به فرزندتان نشان دهید و بدون فحشدادن، احساسات خود را ابراز کنید، فرزند شما نیز یاد میگیرد که چگونه این کار را انجام دهد. پیامد منفی برای فحاشی کودکان در نظر بگیرید: اگر شما قاعدهای درباره فحشدادن در خانواده خود وضع کردهاید و فحاشی فرزندتان ادامه دارد، ممکن است نیاز به ارائه پیامد منفی باشد. ایده «ظرف حرفهای زشت» یک راهکار تربیتی برای مقابله با فحشدادن کودکان است. به این صورت که هر کسی در خانه پس از هر بار فحشدادن باید مقدار معینی پول (که ارزش آن نه خیلی کم باشد که برای کودک بیارزش باشد و نه خیلی زیاد باشد که خارج از توان او باشد) را در ظرف بیندازد. مطمئن شوید که همه بزرگسالان خانه نیز به این قانون پایبند هستند و تاوان شکستن آن را میپردازند.
نویسنده: مهدی مظفری کرامت، گوهر ناب وجود انسان است، گویی نوری درونی که از عمق وجود آدمی تابیده و او را موجودی ارزشمند و والا مینمایاند. کرامت به مثابه تاجی بر سر انسان است که عزت و احترام او را به ارمغان میآورد. حینی که اسلام طلوع کرد، در مهد این دین (جزیره العرب) و در بسیاری از جوامع بشری دیگر، کرامت انسانی؛ این گوهر ناب محقق نبود و بر خلاف آن به انواع و اشکال مختلف به برخی انسانها و شعبهای بشری تحقیر و توهین میشد. مردم آن زمان علیرغم اینکه همۀ ایشان بدون استثناء انسان بودند، به شخصیت همدیگر توهین میکردند و اصلا ارزشی به کرامت انسانی قائل نبودند. وضع آن چنان وخیم بود که جنسیت و نژاد تنها نشان برتری مردمان آن زمان تعریف شده بود. به گواه تاریخ، زن از همه بیشتر در پیش از ظهور اسلام مورد حقارت قرار میگرفت و در شرایط نابرابری زیست میکرد؛ بهمانند حیوانات خرید و فروش میشد و در نزد جامعه کمترین ارزش را هم نداشت. البته این مسئله خاص اعراب جاهلی نبود که زن را پست و حقیر میانگاشتند، بلکه به قول تاریخ، مردمان دیگر جوامع در سال (۵۸۶) میلادی در مجمع «ماکون» درباره این مسئله بحث میکردند که آیا زن انسان است؟ اسلام در چنین زمانی و در چنین جوامعی ظهور کرد و با تمام قدرتش و با به کارگیری متودهای مختلف در برابر حقارت انسانی به طور عام و به ویژه حقارت زنان جنگید و کرامت ذاتی انسانها را در همان جوامع تحقق بخشید. اسلام در کتاب هدایتی و تربیتی خود(قرآن کریم) در همان سالهای اول ظهورش صراحتا انسانها را مخاطب قرار میدهد و میفرماید ما ذاتا آدمیان را کرامت و برتری بخشیدیم؛ شما انسانها را طوری خلق نمودیم که کرامت جزء سرشت شما باشد؛ «وَلَقَدۡ كَرَّمۡنَا بَنِيٓ ءَادَمَ»(اسراء، ۷۰)؛ یعنی اینکه به درستی ما به عموم انسانها فارغ از جنسیت و نژاد کرامت و برتری بخشیدیم.» در میان مفسران بحث است که چگونه خالق کریم، انسانها را گرامی داشت. آیا با دادن عقل و خرد، این قوه سنجشگر و یا با دمیدن روحش بر کالبد آدمی. به هر حال، نکته مهم این است که خداوند تاکید دارد بر کرامت ذاتی انسانها فارغ از جنسیت و نژاد و موارد شبیه اینها. با این وجود مردمان آن زمان همدیگر را گرامی نمیداشتند و برخلاف سرشتشان یکدیگر را تحقیر و توهین میکردند و تا جایی که ممکن بود یکدیگر را پست جلوه میدادند. آری اسلام ظهور کرد و همراه خود احترام و کرامت را در جوامع بشری آورد و انسانها را متوجه سرشتشان کرد. امّا سوال اینجاست که اسلام و بنیانگذارش (پیامبر اکرم) و جانشینان آن پس از ایشان چگونه و از چه راهکارها و متودهای کارآمدی کار گرفتند تا عموم انسانها را متوجه کرامت ذاتیشان کنند؟ در این یادداشت و چند یادداشت بعدی به مسئله اسلام و کرامت زن میپردازیم و راهکارهای عرضه شدهی اسلام را در تحقق کرامت زن در خانواده و جامعه نام میگیریم. راهکارهای اسلام برای تحقق کرامت زن در خانواده: سفارش به تکریم زن: در سخنان گهربار پیامبر گرامی اسلام مکررا مردان به تکریم زنان سفارش شده است. ایشان یکجا میفرماید: «بهترين شما كسى است كه براى خانوادهاش بهتر باشد، و من از همه شما براى خانوادهام بهترم. زنان را گرامى نمىدارد، مگر انسان بزرگوار و به آنان اهانت نمىكند، مگر شخص پَست و بىمقدار.» این حدیث شریف به وضاحت بیان میدارد که مردانگی و شرافت و حتی کرامت مردان در گرو رفتار ایشان با اعضای خانواده مخصوصا همسرشان است. رسول خدا در جای دیگر میفرماید: «هر کس همسری گزیند، وی را تکریم کند.» سفارش به محبت به زنان: اسلام و پیامبر گرامی(ص) سفارشات بسیاری نسبت به جنس مؤنث کرده است. از این طریق اسلام در صدد بوده که حایل سفت و سختی بین مرد و زن را از بین ببرد و متابعتا کرامت هر دو را به ارمغان آورد. پیامبر(ص) علاقه و محبت به زنان را آنقدر مهم و حائز اهمیت میداند که آنرا از نشانه افزونی ایمان میشمارد. همچنین ایشان در جایی صراحتا یاد میکند که خوی و خصلت محبت به زنان یکی از خصلتهای هفتگانه ایشان و خاندانشان است؛ «أُعطينا أهل البيت سبعة لم يعطهنّ أحد قبلنا ، ولا يعطاها أحد بعدنا : الصّباحة ، والفصاحة : والسّماحة ، والشّجاعة ، والحلم ، والعلم ، والمحبّة من النّساء». اعطای حق انتخاب همسر: از دیگر کارهایی که اسلام در تحقق کرامت انسانی زنان پیش گرفته است، اعطای حق انتخاب همسر به زنان است. نقلهای تاریخی متعددی از چگونگی برخورد پیامبر گرامی نسبت به مسئله «ازدواج» و «انتخاب همسر» نشان میدهد که پیامبر هیچگاه به ازدواجهای اجباری زنان امتش راضی نبوده و این امر را مغایر با کرامت و حیثیت زن میداند. ایشان(ص) در جایی میفرماید: «زنها را پیش از مشورت با آنان شوهر ندهید.» همچنین فقیهان و عالمان دین از سیره و سنت پیامبر دریافتهاند که اگر زنی بدون رضایت خود به نکاح درآید، حق فسخ نکاح را دارد. ما در این مورد قبلا با موضوع «حق انتخاب همسر؛ حقی انسانی و اسلامی» به طور مفصل بحث کردیم. خوانندگان محترم برای مطالعه میتوانند به این نوشته مراجعه فرمایند. اختصاص دادن مهریه به زن: اسلام جایگاه انسانی زن را در بالاترین حد گرامی داشته است. این موضوع از جنبههای مختلف قابل پیگیری است. یکی از بارزترین و مهمترین آنها مهریه است. مهریه، پیشکشی است که مرد در هنگام ازدواج به همسرش تقدیم میکند؛ تا صداقت خویش را در این خواستگاری به اثبات رساند. با اینکه زن و مرد هر دو به ازدواج و تشکیل خانواده نیازمند هستند ولی مهریه بر دوش مرد گذاشته شده است تا لطافت روح و کرامت زن حفظ شود. برداشتن تأمین معیشت از دوش زن: یکی دیگر از جنبههای حفظ کرامت زن در اسلام، در مسائل اقتصادی است. در خانوادهای که اسلام نظام آن را ترسیم کرده است، تأمین مخارج روزمرهی زندگی به عهده مرد است نه زن. زن بر اساس کرامت و جایگاهی که دارد شایسته نیست با وجود مرد، وظیفه نانآوری خانه را برعهده بگیرد. از دید اسلام این خلاف کرامت یک زن است که از صبح تا غروب در بیرون از خانه برای تأمین معیشت خانوادهاش دست به کارهای شاقه بزند. زن باید بر اساس روحیات و اقتضائات جسمی خود مشغول امور خانوادگی و اجتماعی شود. راهکارهای اسلام در تحقق و حفظ کرامت زن در خانواده، منحصر به موارد فوق نیست. با جزءنگری و دقت بیشتر درخواهیم یافت که دین مبین اسلام مسائل حتی بسی ریزتری را در راه تکریم زن در نظر داشته است. با این وجود، با تأسف غمبار خاطر نشان میکنیم که اهالی کشور اسلامی افغانستان در گرامیداشت و پاسداشت مقام زن از آموزههای وحیانی این دین شریف هیچ کار نگرفتهاند و حتی میتوان گفت که برخلاف این معارف رحمانی مشی کردهاند.
نویسنده: مهدی مظفری ماه رمضان، بهار معنویت و فرصتی برای تجدید قوای روحانی، با طلوعاش، نغمهای ملکوتی در قلب خانوادهها طنین انداز میشود. در این میان، زنان، به عنوان ستونهای اصلی و عاطفی خانواده، نقشی بیبدیل در انتقال ابعاد معنوی و اخلاقی این ماه مبارک به دیگر اعضای خانواده ایفا میکنند. نقش زن در خانواده به علت پیوند عاطفی مادر با سایر اعضای خانواده مهم است. هرچه این پیوند عمیقتر و زن بیشتر محور آرامش خانواده باشد، این تاثیرگذاری افزایش مییابد. با توجه به فضایل ماه مبارک رمضان، زنان میتوانند در برنامههای خانواده از تغذیه و خواب گرفته تا فعالیتهای معنوی این ماه، تاثیر داشته باشند. سفرههای نورانی ایمان زنان با پخت و پز غذاهای ساده و مقوی و با چیدمان فوقالعاده و دلانگیز سفرههای سحر و افطار، دو وعدهی غذایی ماه مبارک رمضان را به اوقات فراموش نشدنی و به یاد ماندنی تبدیل میکنند. همچنین مادران با گفتگوهای صمیمی و معنوی با دیگر اعضای خانواده در گرد سفره، همدلی و صمیمیت را در کنار غذاهای خوش عطر و بو به خانواده هدیه میدهند. مادران پس از تناول کردن غذا، دعای سفره را میخوانند و شکرگزاری از نعمتهای الهی و طلب برکت و رحمت برای خانواده را به زبان میآورند و برای هر یک از اعضای خانواده، صحت و سلامتی را از خداوند مسألت میکنند. زمزمههای قرآنی تلاوت قرآن کریم، نغمهای روحنواز است که در تار و پود وجود انسان نفوذ میکند. مادران و پدران با تلاوت روزانه قرآن، زمزمهای ملکوتی در فضای خانه طنین انداز میکنند و انس با کلام الهی را به اعضای خانواده هدیه میدهند. بدون شک پدر و مادر که دو رکن استوار در نظام خانواده هستند، با تلاوت نظاممند قرآن کریم، میتوانند فرهنگ تلاوت این کتاب مقدس را در خانه جای بیندازند. همچنین، این چگونگی قرآنخوانی مادران و پدران است که فرزندان نیز از آنها یاد میگیرند که قرآن را چطور و به چه شیوه تلاوت کنند. در ماه مبارک رمضان فرزندان خردسال با گوش دادن به تلاوت والدین، شیوه درست تلاوت قرآن را خواهند آموخت. نجواهای عاشقانه در شبهای قدر شبهای قدر رمضان، فرصتی ناب برای عبادت و استغفار است. در این شبها، تلاوت قرآن و ادای نماز و دیگر عبادات بسیار تأکید شده است. زنان نقش بیبدیلی در این شبهای مقدس میتوانند ایفا کنند. با استقبال از شبهای قدر و انجام مناسک و برنامههای ویژۀ آن، میتوانند اعضای فامیل را به معنویت و روحانیت جذب کنند. آنان با حضور در مساجد و یا برپایی مراسم احیا در خانه، شور و معنویت این شبها را به اوج میرسانند و زمینه را برای رستگاری و تعالی معنوی اعضای خانه فراهم میکنند. درسهایی از صبر و ایثار بدون شک، در ماه رمضان در کنار فیوضات عبادی و معنوی، روزهداران شاید به دلیل پرهیز از غذا در چند ساعت مشخص، کمی بیحوصله و تند مزاج شوند، اما زنان به خصوص مادران با توانایی ذاتیشان در صبر و ایثار، خشونت و تندی را اجازه نخواهند داد که در کانون خانه جای بگیرد. آنان با صبر در برابر سختیها و ایثار در امور خانواده، درسهایی از اخلاق و معنویت را به فرزندان خود میآموزند. لبخند مهربان و صبر ایوبوار آنها، الگویی بیبدیل برای تربیت نسلی متعهد و معنوی است. زنان آینه انعکاس رحمت الهی زنان با عطوفت و مهربانی ذاتی خود، مظهر رحمت الهی در خانواده هستند. دستهای بخشنده آنها در یاری رساندن به نیازمندان در ماه انفاق و بخشش، انعکاسی از رحمت واسعه خداوند در زمین است. زنان و مادران که قلب رئوف دارند، با دستگیری از فقرا و محبت به انسانها، درسهای انساندوستی و نیکوکاری را به اعضای خانواده میآموزند. نقش زنان در انتقال ابعاد معنوی ماه رمضان به دیگر اعضای خانواده، نقشی بیبدیل و انکارناپذیر است. آنها با ظرافت و لطافت زنانه، فضایی سرشار از ایمان، معنویت و صمیمیت را در خانه خلق میکنند و زمینهای برای رشد و تعالی معنوی اعضای خانواده فراهم میکنند.
با وجود ادامهی نقض حقوق بشر در افغانستان توسط حکومت فعلی، رینا امیری، نماینده ویژه آمریکا در امور زنان و حقوق بشر در افغانستان از حکومت سرپرست خواسته است تا به حقوق همه شهروندان کشور احترام بگذارند. خانم امیری این اظهارات را امروز (دوشنبه، ۶ حمل) به مناسبت روز جهانی «حق آگاهی از واقعیتهای مربوط به نقض فاحش حقوق بشر و احترام به کرامت قربانیان» در حساب کاربری ایکس خود مطرح کرده است. وی تاکید کرد: « امروز، در روز جهانی حق به حقیقت، از حکومت فعلی میخواهیم که به حقوق همه افغانها احترام بگذارند و در برابر خانوادههای قربانیان ناپدیدشده و بازداشتی که برای یافتن حقیقت در مورد محل اختفای عزیزانشان مبارزه میکنند، پاسخگو باشند.» باید گفت که ۲۴ مارچ در سال ۲۰۱۰ از سوی مجمع عمومی سازمان ملل، با هدف «حرمتگذاری به خاطره قربانیان نقض مستمر و فاحش حقوق بشر و تأکید بر اهمیت حق آگاهی از واقعیت و برخورداری از عدالت» به عنوان «روز جهانی حق به حقیقت» نامگذاری شد. براساس قوانین بشردوستانه، بستگان قربانیان اعدامها، ناپدیدشدن اجباری، شکنجه و کودکان ربودهشده باید بدانند چه بر سر آنان آمده است. در سایت سازمان ملل در این زمینه آمده است که «حق به حقیقت» مستلزم دانستن حقیقت کامل در مورد وقایعی است که رخ داده است. در حالی خانم امیری خواستار حرمتگذاری حکومت فعلی به حقوق شهروندان شده است که رواداری، یک نهاد ناظر بر وضعیت حقوق بشری در افغانستان چند روز پیش گزارش داد که وضعیت حقوق بشر در این کشور در ابعاد گوناگون بدتر شده است. این نهاد گفته بود که افزون بر نقض حق حیات، بازداشتهای خودسرانه و غیرقانونی، شکنجه، بدرفتاری و کشتن زندانیان، ناپدید کردن اجباری و اجرای مجازات ظالمانه و غیرانسانی توسط حکومت سرپرست، بیانگر وضعیت وخیم و فاجعهبار حقوق بشر در افغانستان است. حکومت سرپرست همواره شهروندان را بدون ارائه دلیل بازداشت و ماهها زندانی میکند. نهادهای حقوق بشری و فعالان این کار حکومت سرپرست را بازداشت خودسرانه و آدمربایی توصیف میکنند. حکومت فعلی دربارهی وضعیت افرادبازداشتشده و محل اختفای آنان چیزی نمیگوید.