برچسب: #خانواده

2 سال قبل - 600 بازدید

در نخستین شماره مقاله «زن و کارآفرینی»، به مبانی پژوهش پرداخته شد و مفاهیم بنیادی آن تعریف گردید. همچنین نقش زنان در توسعه ملی توضیح داده شد. بیان داشتیم که کارآفرینی زنان به‌مثابه نیرویی قدرتمند و محرکی است که نقشی حیاتی در پیشرفت و آبادانی جوامع ایفا می‌کند. این امر از طریق مسیرهای گوناگون ابعاد توسعه ملی را تحت تأثیر قرار داده و پیامدهای مثبت و ارزشمندی را به ارمغان می‌آورد. حال در شماره دوم این مقاله، به عوامل مؤثر در اشتغال زنان می‌پردازیم. بیان خواهیم کرد که چه مؤلفه‌هایی در اشتراک حداکثری زنان افغان در اشتغال دخیل است و در این خلال برخی موانع کارآفرینی زنان افغان را برخواهیم شمرد. عوامل مؤثر در کارآفرینی زنان را می‌توان در چهار بعد فردی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی بررسی نمود. بررسی تأثیرات ابعاد فردی (انگیزه‌ها، ویژگی‌های شخصیتی و مشخصات جمعیتی) بر اشتغال زنان در بررسی عوامل فردی مؤثر بر اشتغال زنان، توجه به انگیزه‌ها، ویژگی‌های شخصیتی و مشخصات جمعیتی آنان حائز اهمیت است. این عوامل در تعامل با یکدیگر، شرایط و بستر لازم برای حضور زنان در عرصه کار را فراهم می‌کنند یا موانعی را بر سر راه آنان ایجاد می‌کنند. نقش انگیزه‌ها و ویژگی‌های شخصیتی مطالعات نشان داده‌اند که بین اعتماد به نفس و پنداشت مثبت از خود با اشتغال زنان و موقعیت‌های شغلی آنان، رابطه‌ای مستقیم و مثبت وجود دارد. زنانی که به توانایی‌های خود باور دارند و از عزت نفس بالایی برخوردارند، با قاطعیت بیشتری به دنبال فرصت‌های شغلی می‌روند و در محیط کار نیز عملکرد موفقی دارند. زنان افغان با انگیزه‌های مختلفی سراغ اشتغال می‌روند. از آن جمله‌اند: استقلال اقتصادی: برخی زنان افغان به دنبال استقلال اقتصادی هستند تا بتوانند به نیازهای خود و خانواده‌شان پاسخ دهند. این امر به ویژه برای زنانی که سرپرست خانوار هستند یا از خانواده‌های کم‌درآمد می‌آیند، از اهمیت بالایی برخوردار است. توانمندسازی: اشتغال برای زنان افغان فرصتی برای توانمندسازی و ارتقای جایگاه اجتماعی آن‌ها فراهم می‌کند. زنان با کسب مهارت و تجربه در محیط کار، اعتماد به نفس و عزت نفس خود را افزایش می‌دهند و می‌توانند در تصمیم‌گیری‌های مربوط به زندگی خود و خانواده‌شان نقش فعال‌تری ایفا کنند. کمک به خانواده: در بسیاری از خانواده‌های افغان، زنان نقش مهمی در تأمین معیشت خانواده دارند. اشتغال به زنان این امکان را می‌دهد تا به درآمد خانواده اضافه کنند و به بهبود وضعیت زندگی خود و فرزندانشان کمک کنند. تأثیر متغیرهای جمعیتی نرخ باروری: مطالعات نشان می‌دهد که در بسیاری از جوامع، به ویژه در کشورهایی با جمعیت جوان و نرخ بالای باروری، مشارکت زنان در بازار کار به طور قابل توجهی کاهش می‌یابد. افزایش مسئولیت‌های مراقبتی ناشی از فرزندآوری، به عنوان یکی از عوامل اصلی این پدیده شناخته می‌شود. چالش‌های مرتبط با تطبیق تقاضای کار با مسئولیت‌های خانوادگی، از جمله محدودیت‌های زمانی، هزینه‌های مراقبت از کودک و نبود زیرساخت‌های مناسب، از جمله موانع اصلی بر سر راه اشتغال زنان محسوب می‌شوند. افغانستان با نرخ باروری کل 5.1 کودک به ازای هر زن، یکی از کشورهایی است که با این چالش به شدت روبروست. این نرخ به مراتب بالاتر از میانگین جهانی 2.1 کودک است و نشان از باروری بالای زنان در این کشور دارد. در مقابل، نرخ مشارکت نیروی کار زنان در افغانستان تنها 24 درصد است که پایین‌ترین میزان در منطقه آسیای جنوبی محسوب می‌شود. این آمار به وضوح نشان می‌دهد که در افغانستان، ارتباط معکوس قابل توجهی بین نرخ باروری و مشارکت زنان در بازار کار وجود دارد. البته، رابطه بین اشتغال زنان و نرخ باروری یک رابطه ساده و خطی نیست و عوامل متعددی بر این رابطه پیچیده تأثیر می‌گذارند. علاوه بر عوامل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، سیاست‌های دولت، دسترسی به خدمات مراقبت از کودک، فرصت‌های شغلی برابر و نگرش جامعه نسبت به نقش زنان در اجتماع نیز بر این رابطه تأثیرگذار هستند. در کل می‌توان گفت در افغانستان، نرخ بالای باروری و پایین بودن نرخ مشارکت زنان در بازار کار، نتیجه تلاقی عوامل متعدد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است. برای افزایش مشارکت زنان در نیروی کار و ارتقای وضعیت اقتصادی و اجتماعی زنان افغان، لازم است سیاست‌های جامع و همه‌جانبه‌ای در نظر گرفته شود که به طور همزمان به کاهش نرخ باروری، بهبود زیرساخت‌های مراقبت از کودک، ایجاد فرصت‌های شغلی برابر و تغییر نگرش‌های اجتماعی کمک کند. وضعیت تأهل: در بین بانوان، زنان مجرد در افغانستان به دلیل ساختارهای اجتماعی و اقتصادی حاکم بر این کشور، از آزادی عمل بیشتری در ورود به بازار کار و مشارکت فعال در عرصه‌های اقتصادی و اجتماعی برخوردارند. در مقابل، خانم‌های متأهل با موانع متعددی در این مسیر روبرو هستند که ریشه در هنجارهای سنتی و کمبود زیرساخت‌های حمایتی دارد. انتظار جامعه از زنان متأهل مبنی بر ایفای نقش اصلی در مراقبت از فرزندان و انجام امور خانه‌داری، به عنوان یکی از مهم‌ترین دلایل کاهش نرخ مشارکت اقتصادی زنان متأهل در افغانستان محسوب می‌شود. این امر به ویژه در مناطقی که فرصت‌های آموزشی و شغلی محدودی برای زنان وجود دارد، نمود بیشتری دارد. از سوی دیگر، نبود مهدکودک‌ها و مراکز مراقبت از کودکان مقرون به صرفه و همچنین توسعه نیافتگی سیستم حمل و نقل عمومی، چالش‌های دیگری را برای زنان شاغل متأهل ایجاد می‌کند. این زنان مجبورند بین مسئولیت‌های خانوادگی و شغلی خود تعادل برقرار کنند که اغلب به قیمت کاهش ساعات کاری یا ترک کامل شغل تمام می‌شود. در نتیجه، نابرابری‌های جنسیتی در بازار کار افغانستان عمیق‌تر شده و زنان متأهل همچنان در حاشیه این بازار قرار دارند. سطح تحصیلات: آمارهای رسمی نشان‌دهنده‌ی دستاوردهای چشمگیر افغانستان در زمینه‌ی افزایش نرخ باسوادی و حضور زنان در دانشگاه‌ها تا سال 2021 بود. این دستاوردها که حاصل تلاش‌های دهه‌های گذشته بود، نویدبخش آینده‌ای روشن برای زنان در افغانستان تلقی می‌شد. زنان با کسب دانش و مهارت‌های لازم، گام‌های بلندی در جهت ارتقای جایگاه خود در جامعه و مشارکت در عرصه‌های مختلف برداشتند. اما متأسفانه، از آن سال به بعد، شاهد سیر نزولی نگران‌کننده‌ای در این زمینه بوده‌ایم. به طوری که آمارها نشان‌دهنده‌ی کاهش محسوس نرخ باسوادی به خصوص در بین زنان است. این افت ناگهانی، زنگ خطری برای نظام آموزشی کشور به صدا درآورده و بیم آن می‌رود که دستاوردهای دهه‌های گذشته به طور کامل از بین برود. این افت نرخ باسوادی برآمده از کاهش حضور زنان در مکاتب و دانشگاه‌ها است (که البته سیاست‌های ضدآموزشی کشور چنین وضعیتی را فراهم آورده است). این موضوع می‌تواند پیامدهای منفی متعددی برای کشور به همراه داشته باشد. از جمله این پیامدها می‌توان به کاهش شدید مشارکت زنان در نیروی کار و افت سطح شغلی آنان اشاره کرد. بدیهی است که عدم حضور زنان در عرصه‌های مختلف، مانعی بزرگ بر سر راه پیشرفت و توسعه کشور خواهد بود. نویسنده: مهدی مظفری

ادامه مطلب


2 سال قبل - 316 بازدید

برنامه جهانی غذا بار دیگر از کاهش بودجه برای رسیدگی به نیازمندان در افغانستان ابراز نگرانی کرده و می‌گوید که به دلیل این مشکل، ۱.۴ میلیون مادر و کودک افغانستانی دیگر قادر به دریافت غذای ویژه‌ی مغذی نیستند. این نهاد با نشر گزارشی گفته است که به دلیل کاهش بودجه، از میان ۱۲ میلیون نفر در افغانستان، تنها می‌تواند به یک میلیون نفر رسیدگی کند. در گزارش آمده است که در حال حاضر ۱.۴ میلیون مادر و کودک از بیماری سوتغذیه رنج می‌برند و آنان به کمک دوامدار به ویژه دریافت غذای ویژه‌ی مغذی نیاز دارند. در ادامه آمده است که با کاهش چشم‌گیر کمک‌های جامعه‌ی جهانی برای رسیدگی به بحران بشری در افغانستان، قادر به رسیدگی به ۱۱ میلیون نفر به شمول مادران و کودکان اهل افغانستان نیست. سازمان ملل متحد در ماه‌های اخیر، بارها از کاهش بودجه برای رسیدگی به نیازمندان در افغانستان ابراز نگرانی کرده و گفته است که پس از حاکمیت طالبان، بحران اقتصادی در افغانستان افزایش یافته و قطع کمک‌ها، دست‌آوردها برای فراهم‌ کردن کمک‌های غذایی به افغان‌ها را با خطر مواجه خواهد کرد. همزمان با این، برنامه جهانی غذا گفته است که از آغاز سال جاری تا اکنون برای نزدیک به چهار میلیون نفر در افغانستان کمک‌های نقدی کرده که نیمی از آنان را زنان تشکیل می‌دهند. این اداره افزود که کمک‌های نقدی، خانواده‌ها را قادر می‌سازد تا آنان مطابق به نیازمندی شان، پول مصرف کنند. سازمان ملل متحد برای رسیدگی به نیازمندان در سراسر افغانستان، ۶۱۷ میلیون دالر پول تقاضا کرده و از کشورهای کمک‌کننده‌ی خواسته است که تا پیش از فصل زمستان این مقدار پول را در اختیار آنان قرار دهند. به گفته‌ی ملل متحد، علاوه بر کمک‌های غذایی، با این مقدار پول به افغان‌های نیازمند در نقاط دور دست که در فصل زمستان راه‌های مواصلاتی شان مسدود می‌شود، مواد غذایی تهیه خواهد کرد. پیش از این نیز سازمان ملل متحد گفته بود که کاهش کمک‌های بشری، جان میلیون‌ها افغانستان را با خطر مواجه خواهد کرد. اوچا یا دفتر هماهنگی امور کمک‌های بشری سازمان ملل متحد به تاریخ ۲۶ سپتمبر با نشر گزارشی گفت که در حال حاضر، ۲۳ میلیون نفر در افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند و هم اکنون این کشور با سطوح بلند ناامنی غذایی، افزایش موارد سوتغذیه، آلودگی گسترده‌ی مهمات انفجاری، شیوع بیماری‌های فصلی، حوادث طبیعی و اثرات تغییرات اقلیمی روبرو است.

ادامه مطلب


2 سال قبل - 671 بازدید

مسوولان در ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت بغلان می‌گویند که پس از حاکمیت دوباره‌ی حکومت سرپرست بر افغانستان، بیش از دو هزار زن تجارت‌پیشه در این ولایت، سرگرم تولید صنایع‌ دستی هستند. عزت میر حقانی، آمر گردشگری ریاست اطلاعات و فرهنگ بغلان گفت که این زنان با پیروی از مقررات حکومت فعلی در مکان‌های ویژه، فعالیت‌های شان را پیش می‌برند. آقای حقانی تاکید کرد که:«دو هزار زن تجارت‌پیشه در مرکز و ولسوالی‌ها در  بخش صنایع‌دستی مصروف هستند و از همین راه برای خانواده خود درآمدزایی می‌کنند.» از سویی هم، شماری از زنان تجارت‌پیشه می گویند که با در آمدی که از این رهگذر بدست می‌آورند، می‌توانند بخشی از هزینه زندگی خانواده‌های شان را تامین کنند. مریم یاوری، زن تجارت‌پیشه گفت: «از وقتی که دانشگاه‌ها و مکاتب به روی زنان و دختران بسته شده است، ما مجبور هستیم که خیاطی کنیم و نفقه فامیل ما را فعلا ما از همین راه پیش می‌بریم.» مریم تاکید کرد: « فعلا خودم یک سرپرست هستم برادر سه ساله‌ام معیوب است، پدر ندارم، ماردم مریض است.» زنان تجارت‌پيشه از حکومت سرپرست می‌خواهند که یک مکان مشخص برای زنان ایجاد کنند تا آنان‌ بتوانند همه‌روزه تولیدات‌‌شان را بفروشند. زنان واردات کالای‌های مشابه و محدودیت ویزای سفر و‌ مشکلات در زمینه‌ی مواد خام را از چالش‌های کلیدی کارشان عنوان می‌کنند. آنان گفته‌اند هنوز بازار کالاهای وارداتی خارجی در کشور نسبت به کالاهای داخلی گرم‌تر است. همچنین شماری زیادی از زنان در ولایت‌های دیگر نیز، به خاطر تامین هزینه زندگی خانواده‌های شان، سرگرم ساخت صنایع دستی هستند و از مسوولان می‌خواهند که افزون بر پشتیبانی از فعالیت‌های‌شان، به هدف معرفی تولیدات آنان، نمایشگاه‌های بزرگی را در داخل و بیرون از کشور، راه‌اندازی کنند. قابل ذکر است که حکومت در بیش از سه سال گذشته، محدودیت‌های شدیدی علیه دختران و زنان وضع کرده است. در حال حاضر دختران و زنان به مکتب و دانشگاه نمی‌توانند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 سال قبل - 652 بازدید

سبک فرزند پروری به ترکیب تکنیک، راه حل و راهکارهای گفته می‌شود، که برای رشد و تربیت کودکان انتخاب می‌کنیم. راه و روش تربیت کودک به دسته بندی‌های مختلفی نام‌گذاری شده است که یکی از این دسته بندی‌ها شامل موارد زیر است: سبک سهل‌گیرانه: سبک سهل‌گیرانه با کنترل کم و محبت زیاد همراه است. روش‌های تربیتی والدینی که این سبک را انتخاب می‌کنند، برخلاف والدین با سبک تربیتی سخت گیرانه است. و ویژگی‌های زیر را دارد: این والدین قوانین تعیین نمی‌کنند و یا قوانین بسیار کمی دارند. به کودکان اجازه می‌دهند خودشان تصمیم بگیرند و فرصت تجربه را به آنها می‌دهند. معمولا اجازه می‌دهند کودک‌‌شان طبق میل خود عمل کند و آنچه را دوست دارد انجام دهد . دخالت کمتری دارند و تنها زمانی وارد می‌شود که مشکل جدی‌اتفاق افتاده باشد. برخورد گرم، محبت آمیز و مراقبت کننده دارند. رفتار ملایم و مدارا گرانه دارند. به خاطر دلسوزی پیامد‌‌‌های رفتاری را جدی نمی‌گیرند. در برابر اصرار و یا خواهش کودک‌؛ سریع امتیاز و محدودیت‌ها را تغییر می‌دهند. مشکلات کودک‌‌شان را می‌بینند، اما برای رفع و اصلاح‌شان تلاشی نمی‌کنند. در این نوع سبک فرزند پروری انتظارات یا وجود ندارند، یا در سطح پایینی قرار دارد. سبک مقتدرانه: سبک مقتدرانه شامل کنترل زیاد و محبت زیاد است. والدینی که سبک مقتدرانه را برگزیده اند، ویژگی های زیر را دارا هستند: برای تربیت کودک شان قانون وضع می‌کنند. پیامدهای رعایت نکردن قوانین را اجرا می‌کنند. قوانین مشخص است و دلایل وجود این قوانین به کودک توضیح داده می‌شود. ارتباط با کودک زیاد و متناسب با سن، و درک کودک است. مراقبت کننده و حامی هستند. احساسات کودک را در هر موقعیتی درنظر می‌گیرند. به احساسات کودک توجه و ارزش داده می‌شود. برای ایجاد و حفظ رابطه‌ی مثبت با کودک تلاش زیادی می‌کنند. وقت و انرژی زیادی را صرف جلوگیری از مشکل رفتاری پیش از وقوع آن می‌کنند. از راهکارهای مثبت برای تربیت کودک استفاده می‌کنند. دلایل وضع قوانین را توضیح می‌دهند. از پاداش و تشویق برای بهبود و یادگیری رفتاری استفاده می‌کنند. انتظارات و اهداف بالا و روشنی در خانواده وجود دارد. مفهوم منطقی و درست آزادی مشخص و مشهود است. سبک مستبدانه یا سختگیرانه: سبک مستبدانه شامل کنترل زیاد، و محبت کم است. این نوع والدین را در روانشناسی کودک والدین کنترل‌گر می‌نامند.  و ویژگی‌های زیر را دارا هستند: ارزش زیادی برای انضباط قائل هستند. سبک انضباطی خشک و اغلب بدون توضیح و شفاف سازی دارند. تنبیه جز رفتار معمولی این والدین است. قوانین شکل سخت‌گیرانه‌ی وضع شده اند. روی کودکان کنترل خیلی بالایی دارند. آزادی فرزندان در خانه بسیار محدود است. ارتباط بیشتر بصورت یک‌طرفه می‌باشد. دلایل وضع قوانین به آنها توضیح داده نمی‌شود. اغلب مراقبت و حمایت کمتری نسبت به کودکان دارند. انتظارات از کودک بصورت غیرمنطقی بالا می‌باشد. رفتار با کودک عاری از انعطاف می‌باشد. به احساسات و هیجانات کودک اهمیت کمتری داده می‌شود. صمیمیت عاطفی کمی با کودک بر قرار می‌کنند. معتقد اند کودکان باید بدون استثنا و چون و چرا، از قوانین پیروی کنند. توضیحات منطقی درمورد تربیت به کودک نمی‌دهند، و خیلی اهل گفتگوی با آنها نیستند. تمرکزشان روی اطاعت کودک می‌باشد. به کودک اجازه نمی‌دهند، وارد بحث‌ها و چالش‌های حل مسایل شوند. بیشتر قوانین وضع می‌کنند، و بدون توجه به نظر کودک، پیامدهای آن را روی کودک اعمال می‌کنند. از تنبیه و سرزنش کودک در مقابل اشتباهات شان زیاد استفاده می‌کنند. سبک طرد کننده: سبک طردکننده شامل کنترل کم، و محبت کم است. در این نوع سبک تربیتی درین سبک در واقع هیچ راه و روش تربیتی مشخصی به کار نمی‌رود. اشاره به این سبک تربیتی بیشتر یک توضیح برای آشنایی ، شناخت و آگاهی شما والدین گرامی می‌باشد. این والدین ممکن است، دچار افسردگی و یا اعتیاد باشند. کودک‌شان نه تنها هدایت کافی دریافت نمی‌کنند، بلکه رقبت و توجه زیادی هم نمی‌گیرند. کودکان این والدین اغلب با ترس از طرد شدن از طرف دوستان و اطرافیان درگیرند. والدین طرد کننده ویژگی های زیر را دارا هستند: قوانین تربیتی چندانی ندارند. به کودکان اجازه می‌دهند، که بدون آگاهی دادن یا مراقبت کردن، هرکاری که می‌خواهند، انجام دهند. انتظارات کمی از کودک وجود دارد. ارتباط‌ محدودی با کودک دارند. اطلاعات کم و ناکافی نسبت به وضعیت کودک دارند. برای رسیدگی و رفع نیازها و خواسته‌های کودک شان وقت کافی نمی‌گذارند. این والدین انتظار دارند، کودک خود به خود تربیت و رشد کند. به طور کلی والدین طرد کننده آگاهی کمی نسبت به رشد کودک‌شان دارند، زیرا درگیری بسیار شدیدی در مورد مسایلی مثل مشکلات مالی، بیکاری، بیماری و... دارند.کودکانی که با این نوع سبک تربیتی رشد می‌کنند اغلب اعتماد به نفس پایینی دارند. نکات مهم درمورد سبک‌های تربیتی: این را بهتر است بدانید که اگر هرکدام از سبک‌های تربیتی را برای پرورش کودک‌تان انتخاب کردید نیاز نیست، تا نکته به نکته‌ی آن را بدون تغییر و کامل اجرا کنید، زیرا نکته‌ی مهم در فرزند پروری این است که هرکدام از والدین می‌توانند، سبک مخصوص به خود و منحصر به فرد داشته باشند. تمام روش‌های تربیتی با یک‌دیگر هم‌پوشانی دارند و آنچه آنها را متفاوت می‌کند، فقط مواردی است که برآنها تاکید بیشتری دارند، شما باید بر اساس ارزش‌های شخصی، خانوادگی، محیطی و اجتماعی خود سبک مناسب را انتخاب کنید. پس در نهایت با آگاهی کافی برای  تربیت کودک خود تصمیم بگیرید. به طور کلی برخی نکات مشترک سبک‌ها قرار ذیل می‌باشد: شنونده‌ی خوبی برای شنیدن حرف‌ها و احساسات کودک‌تان باشید. احساسات کودک‌تان را نادیده نگیرید و سعی داشته باشید تا درک‌شان کنید. توجه کافی به نیازهای اولیه‌ی کودک‌تان داشته باشید. کودک‌تان را درگفتگوها شرکت دهید. از فرزندتان بخواهید آزادانه نظرش را در بحث‌ها بیان کند. در مورد سرزنش و تنبیه کودک‌تان محافظه کار باشید. از پاداش و تشویق استفاده کنید. اوقات فراغت کودک را به شکل مطلوب پر کنید. اوقاتی را برای بازی با آنها اختصاص دهید. درمورد وضع قوانین شفاف و دلایل آنها را برای کودک توضیح دهید. نویسنده: مرضیه بهروزی «روانشناس بالینی»

ادامه مطلب


2 سال قبل - 460 بازدید

نتایج یک پژوهش نشان می‌دهد که مصرف روزانه سرکه ممکن است علائم افسردگی را بهبود بخشد و این احتمال را مطرح می‌کند که درمان این بیماری در آینده ممکن است با چند قاشق از این مایع ترش همراه شود. یک گروه تحقیقاتی تحت سرپرستی دانشگاه ایالتی آریزونا علاوه بر بررسی تأثیرات مصرف منظم سرکه، فعالیت‌های متابولیک را نیز مورد مطالعه قرار داد. فعالیت‌های متابولیک به فرآیند‌های شیمیایی اشاره دارد که در بدن انسان برای تبدیل غذا به انرژی و سایر مواد زیستی انجام می‌شود. بر اساس نتایج این پژوهش که در نشریه «Nutrients» منتشر شده است، سطح نیکوتینامید (نوعی ویتامین B۳) در بدن افرادی که هر روز سرکه مایع مصرف کردند، به میزان ۸۶ درصد افزایش یافت. این ماده انرژی‌زا پیش‌تر با اثرات ضد التهابی مرتبط بود. هلی بارونگ، متخصص تغذیه دانشگاه ایالتی آریزونا و همکارانش در مقاله‌ای نوشتند که داده‌های تحقیق نشان می‌دهند که مصرف روزانه سرکه به مدت چهار هفته می‌تواند علائم افسردگی را بهبود بخشد و همچنین ممکن است تغییرات در متابولیسم [ویتامین B۳] در این بهبود نقش داشته باشد. در این تحقیق، ۲۸ بزرگسال که اضافه‌وزن داشتند، اما از نظر سلامت عمومی مشکلی نداشتند، شرکت کردند. این افراد به دو گروه تقسیم شدند: گروه اول، افرادی بودند که دو قاشق غذاخوری سرکه قرمز را دو بار در روز مصرف کردند و گروه دوم متشکل از افرادی بود که روزانه یک قرص که حاوی مقدار بسیار کمی سرکه بود، مصرف کردند. در طول چهار هفته‌ای که این آزمایش انجام شد، شرکت‌کنندگان باید به پرسشنامه مرکز مطالعات اپیدمیولوژیک افسردگی و پرسشنامه سلامت بیمار پاسخ می‌گفتند. اگرچه تفاوت قابل توجهی بین دو گروه مورد اشاره در پرسشنامه مرکز مطالعات اپیدمیولوژیک افسردگی مشاهده نشد، اما در پرسشنامه سلامت بیمار، افرادی که سرکه بیشتری مصرف کرده بودند به طور متوسط ۴۲ درصد کاهش در علائم افسردگی خود نشان دادند، در حالی که این رقم برای افرادی که قرص سرکه مصرف کرده بود، ۱۸ درصد بود. با وجود تعداد اندک شرکت‌کنندگان در این پژوهش و همچنین افسردگی خفیف آن‌ها، اما بارونگ و گروهش بر بررسی دقیق‌تر رابطه مصرف سرکه و افسردگی تأکید دارند. بنا به گفته پژوهشگران، اختلالات افسردگی شایع‌ترین اختلالات روانی در جهان هستند. آن‌ها بر این نظرند که دارو‌های ضدافسردگی که معمولاً تجویز می‌شوند، می‌توانند عوارض جانبی جدی داشته باشند و اثربخشی آن‌ها به طور گسترده‌ای متفاوت است. بنابراین، برای درمان افسردگی به درمان‌های مکمل ساده و مؤثر نیاز است. پژوهش‌ها برای شناخت بهتر افسردگی و عوامل مؤثر در ایجاد یا تشدید آن در حال انجام است تا تصویری جامع‌تر از این وضعیت به دست آید. آنچه مشخص است افسردگی در هر فرد می‌تواند به شکل‌های مختلفی ظاهر شود. از همین رو، داشتن طیف وسیع‌تری از درمان‌های ممکن می‌تواند مفیدتر باشد، زیرا ممکن است درمانی که برای یک فرد مؤثر است، برای فرد دیگری کارساز نباشد. پژوهشگرانی که در این تحقیق مشارکت داشتند بر این نظرند که پژوهش‌های آینده باید به بررسی اثرات مصرف سرکه در افرادی که به افسردگی بالینی مبتلا هستند یا در معرض خطر افسردگی قرار دارند، و همچنین در افرادی که دارو‌های ضدافسردگی مصرف می‌کنند، بپردازند.

ادامه مطلب


2 سال قبل - 413 بازدید

مقام‌های محلی ولایت بدخشان می‌گویند که سیلاب در مرکز این ولایت جان ۱۰ اعضای یک خانواده را گرفته و خسارات هنگفت مالی نیز برجای گذشته است. مولوی محمداکرم اکبری، رییس اداره حوادث ولایت بدخشان به رسانه گوهرشاد گفت که در پی سرازیرشدن سیلاب (شنبه‌شب، ۵ جوزا) در روستای «مورچک» از مربوطات ناحیه نهم شهر فیض‌آباد، مرکز این ولایت، ده عضو یک خانواده جان باخته‌اند. آقای اکبری تاکید کرد که در پی این رویداد طبیعی خانه‌های مردم در هفت منطقه شهر فیض‌آباد نیز تخریب شده است. وی افزود که سیلاب یک زوج را با فرزندان شان برده است. او تصریح کرد که تا اکنون تنها جسد یک عضو این خانواده از رودخانه کوکچه پیدا شده است و جستجو ادامه دارد. همچنین در خبرنامه‌ی ریاست حوادث ولایت بدخشان آمده است که سیلاب یک زوج با شش دختر و سه پسرشان را برده است. خبرنامه از فرزندان این زوج به نام‌های صدف، فرضیه، زهرا، آرزو، عظیم، شمس، حدیث، حسنا و عاقب یاد کرده است. همچنین محمد کارمگار،  آمر مبارزه با حوادث طبیعی بدخشان می‌گوید که سیلاب‌های شب گذشته در ولسوالی‌های یمگان، کشم، وردوج و شهدا نیز خسارات جانی و هنگفت مالی برجای گذاشته است. تا کنون آمار دقیق از تلفات و خسارات برجای مانده از این سیلاب‌ها در دست نیست. سیلاب‌های سه روز گذشته نیز در بدخشان راه مواصلاتی شماری از ولسوالی‌های را بسته کرده و خسارات جانی و هنگفت مالی برجای گذاشته است. همچنین سیلاب‌های اخیر در غور، فاریاب و بغلان نیز تلفات و خسارات سنگین برجای گذاشته‌اند.

ادامه مطلب


2 سال قبل - 460 بازدید

در ادامه‌ی وضع محدودیت حکومت سرپرست علیه زنان و جنگ در افغانستان، ملالی هلمندی، رییس اجرایی شرکت تولید انرژی خورشیدی «هلمند سولر» اعلام کرد که ۴۷ سال جنگ در افغانستان، نقش مادران را به‌عنوان ستون فقرات خانواده‌ها در کشور تضعیف کرده است. خانم هلمندی این اظهارات را در نشستی که به میزبانی سازمان ملل متحد در مورد حمایت از زنان کارآفرین در کشورهای درگیر جنگ در بحرین برگزار شده بود، مطرح کرده و گفته است که یک مادر در افغانستان بیشترین زمان را در رشد کودک می‌گذراند. او تاکید کرد: «من دریافتم که خانواده‌های پایدارتر هستند که در آن مادران توان‌مند است، دانش دارد و به آن‌ها [خانواده‌ها] فرصت داده می‌شود که کسب درآمد کنند و یک مادر در افغانستان بیشترین زمان را در رشد کودک می‌گذراند.» وی افزود که شرکت زیر اداره وی پس از تسلط دوباره حکومت سرپرست بر افغانستان، گلخانه‌هایی را برای زنان آسیب‌دیده از جنگ و بحران ایجاد کرده است. همچنین حمید هیرمند، شوهر خانم هلمندی نیز در این نشست گفت که حدود ۸۰ درصد از زنان در افغانستان به دلیل جنگ و تحولات اخیر شغل خود را از دست دادند. سازمان ملل نشستی دو روزه‌ای را به هدف حمایت از زنان سرمایه‌گذار و اهمیت سرمایه‌گذاری زنان در کشورهای درگیری جنگ در شهر منامه، پایتخت بحرین، برگزار کرده بود. در این نشست درکنار زنان کارآفرین اهل افغانستان، سرمایه‌گذاران زن از کشورهای الجزایر، عراق، سودان و فلسطین نیز حضور داشته‌اند. این در حالی است که پس از تسلط حکومت فعلی بر افغانستان، محدودیت‌های شدیدی علیه دختران و زنان وضع کرده است. در حال حاضر دختران و زنان به مکتب و دانشگاه نمی‌توانند. این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش باز بماند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند. این رویکرد حکومت فعلی خانواده‌های را که زنان نان‌آور آنان هستند، با مشکلات جدی اقتصادی روبه‌رو کرده است.

ادامه مطلب


2 سال قبل - 366 بازدید

منابع محلی از ولایت ننگرهار می‌گویند که در اثر ریزش سقف یک خانه در این ولایت، دو کودک جان باخته و یک کودک دیگر به شدت زخم برداشته است. منبع در صحبت با رسانه گوهرشاد گفت که این رویداد در روستای «سلطان‌پور» از مربوطات ولسوالی سره رود ولایت ننگرهار رخ داده است. منبع تاکید کرد که سقف خانه‌ی مردی به‌نام گل‌آقا فرو ریخته و در نتیجه، دو کودک او جان باخته و یک کودک دیگرش زخم برداشته است. منبع افزود که کودکان جان باخته بین حدود شش و ۹ سال سن داشتند. منبع در مورد جنسیت قربانیان و زخمی این رویداد جزییات ارائه نکرده است. تا اکنون مسوولان محلی در ولایت ننگرهار در این مورد چیزی به رسانه‌ها نگفته است. براساس معلومات منبع این رویداد این رویداد حوالی ساعت ۹:۳۰ دقیقه‌ی روز(جمعه، ۱۴ ثور) رخ داده است. سقف این خانه به‌دلیل بارش باران‌های اخیر فرو ریخته است. بارندگی‌های اخیر در کشور تلفات و خسارات سنگین برجای گذاشته است. بخش عمده‌ی تلفات ناشی از تخریب‌ خانه‌ها براثر بارندگی و سیلاب است. زمستان گذشته در افغانستان بارندگی کمی داشت و زمین‌ها در این کشور خشک شده بودند. بارندگی‌های بهاری دوام‌دار در دو هفته‌ی گذشته در بیشتر ولایت‌های افغانستان ادامه داشته و باعث جاری شدن سیلاب‌های ناگهانی و پراکنده شده است. بر اساس آمار رسمی که از سوی حکومت فعلی اعلام شده است، بیش از ۱۰۰ نفر به‌دلیل سیلاب‌ها در جریان ماه‌های اخیر جان خود را از دست داده‌اند.

ادامه مطلب


2 سال قبل - 445 بازدید

ممکن است در مهمانی، خانه‌ی دوستان و آشنایان و یا در موتر و مسیر رفت و آمد با کودکانی سرخورده باشید که از رفتارهای‌ آن‌ها به ستوه آمده باشید و در دل گفته باشید که چقدر بی‌ادب هستند و بلافاصله در دل گفته باشید که چرا پدر و مادر این نوع کودکان هیچ توجهی به تربت فرزندان‌شان ندارند. حتی ممکن است این مورد را در رفتار کودکان خودتان نیز مشاهده کرده باشید و از نوع رفتار و چگونگی برخورد آنان با دیگران و یا با خودتان درمانده شده باشید. با توجه به این موضوع که  بدون استثنا تمام والدین دوست دارند فرزندانی داشته باشند باادب که با احترام با خود و دیگران رفتار کنند، باید بگوییم که این امر اما در شماری از فرزندان که از قضا تعدادشان هم کم نیست، تحقق نمی‌یابد. شاید در پس رفتار بی‌ادبانه کودک، پدر و مادری باشد که توجه آنچنانی به تربیت کودک خود نداشته است. اما در بسیار از مواقع کودکان علی‌رغم توجه زیاد، باز از خود رفتارهای بی‌ادبانه‌ای نشان می‌دهند که موجب شرم، قهر و ناراحتی والدین‌شان می‌شود. رفتارهای توهین آمیز و بی‎‌ادبانه کودکان شامل فحش دادن، فریاد زدن، مشاجره کردن، نادیده گرفتن شما، رد درخواست‌های‌تان، اسم‌گذاشتن روی اشخاص( اسم‌ها یا صفات توهین‌آمیز) و... می‌شود که این گونه رفتارها را در صورتی که در کودتان دیدید، باید بگوییم بله! این یک رفتار بی‌ادبانه است. با دیدن این رفتارها زنگ خطر برای والدین به صدا در می‌آید. دیدن این نوع رفتارها از جانب بچه‌‌ها به شما می‌گوید که باید کنترل بیشتری بر اوضاع داشته باشید و محدودیت‌های بهتری برای‌شان تعیین کنید. البته این را بدانید این فرآیندی است که در طول زمان اتفاق می‌افتد و به یک‌باره موجب تغییر بچه‌ها نمی‌شود. آموزش ادب و احترام به کودکان زمانگیر است همانگونه که کودکان یک شبه رفتارهای بی‌ادبانه را یاد نگرفته اند. ناممکن است که شما شاهد رفتارهای بی‌ادبانه کودک‌تان باشید اما کاری انجام ندهید. بسیاری از والدین ترجیح می‌دهند در این شرایط کودک را تنبیه کنند تا دیگر رفتار زشتش را انجام ندهد. اما بهتر است شما پدر و مادر‌های عزیز بدانید که تنبیه کردن کودک بی‌ادب، نه‌تنها نتیجه‌ای به همراه ندارد، بلکه باعث ایجاد ناراحتی، ترس، سردرگمی در او شده و به‌مرور می‌تواند باعث مشکلات رفتاری متعددی در کودک شود. آنچه شما را در چنین شرایطی کمک می‌کند تقویت مهارت شنیدن، توجه و ابراز محبت به کودک، عدم استفاده از تنبیه و مقایسه نکردن فرزندتان با دیگران، رفتار درستی را با کودک بی‌ادب خود داشته باشید و اینگونه به رشد بهتر اجتماعی، فردی و شناخت او کمک نمایید. برای آگاهی از چگونگی رفتار با چنین کودکانی بهتر است نگاهی به محتوای این مطلب بیندازید. دلیل بی‌‌ادبی و بی‌‌تربیتی کودکان چیست؟ دلایل مختلفی وجود دارد که باعث می‌شود کودک بی‌ادب و بی‌تربیت شود، در این زمینه می‌توان به موارد زیر اشاره نمود: یکی از دلایلی که باعث می‌شود کودکان رفتار بی‌ادبانه‌ای از خود نشان بدهند، زمانی است که با شکست و ناکامی روبه‌رو می‌شوند، به‌طوری که گفته می‌شود ناکامی بچه‌ها می‌تواند زمینه‌ساز رفتار‌های بی‌ادبانه در آن‌ها شود. هنگامی که کودکان در محیطی قرار دارند که پرخاشگری در آن زیاد است، به‌ویژه پرخاشگری کلامی، مسلماً رفتار‌های بی‌ادبانه در آن‌ها بیشتر بروز می‌کند. در این زمینه معمولاً پرخاشگری پدر و مادر یا هم سن و سال‌های کودک می‌تواند تأثیر زیادی در این‌ خصوص داشته باشد. کودک به‌خودی‌خود بی‌ادب و بی‌تربیت نمی‌شود، مگر اینکه بی‌ادبی را در خانواده یا اطرافیانش دیده یا شنیده باشد. وجود کودکان یا افراد بی‌ادبی که در ارتباط با کودک قرار دارند یا اینکه بی‌ادب بودن پدر و مادر در محیط خانواده می‌تواند باعث شود تا کودکان رفتار بی‌ادبانه از خود نشان دهند. در این حالت بهتر است فرد بی‌ادب را از فرزندتان دور کنید و اگر خودتان در مقابل کودک بی‌ادبانه رفتار کردید، در مرحله اول سعی کنید رفتارتان را تغییر دهید و خود را اصلاح کنید. علاوه بر این بسیاری از پدر و مادر‌ها مقابل فرزندان‌شان باهم دعوا می‌کنند و گاهی اوقات کلمات نامناسبی به زبان می‌آورند که این مسأله می‌تواند باعث افزایش بی‌ادبی در کودکان شود. علت اصلی اینکه کودک بی‌ ادبی می‌کند، در حقیقت به آستانه تحمل او برمی‌گردد و می‌توان گفت که وجود دلایل اکتسابی و ذاتی مختلف می‌تواند زمینه‌ساز بی‌احترامی فرزندان نسبت به پدر و مادر‌ها یا اطرافیان شود. درصورتی‌که پدر و مادر یا اطرافیان هنگام برخورد با کودک رفتار خوبی نداشته باشند، مسلماً او به‌راحتی بی‌ادبی و بی‌تربیت بودن را یاد می‌گیرد و این‌گونه برخورد می‌کند. برای اینکه کودکان رفتار‌های مؤدبانه با والدین و اطرافیان‌شان داشته باشند، بهتر است بزرگ‌تر‌ها به آن‌ها احترام بگذارند و محترمانه با کودک رفتار نمایند. کودکانی که در محیط خانه و یا سایر محیط‌ها ارزش کافی را بدست نیاورند، تحقیر شوند و خود را به هر دلیلی کم ارزش بیابند، احساس ناامنی و عدم اعتماد به نفس می‌کنند و با رفتار بی‌ادبانه و گرفتن حالت تدافعی جلب توجه می‌کنند. بی‌عدالتی ممکن است سبب ایجاد حس حسادت، تضعیف روحیه‌ی آدمی، افسردگی یا خشم شود و همین موضوع هم بی‌ادبی را به دنبال خواهد داشت. بنابراین، تلاش کنید تمام کودکان‌تان را به یک اندازه دوست بدارید تا زمینه‌ی رفتارهای بد را به فرزندان‌تان فراهم نسازید. با کودک بی‌ادب چگونه رفتار کنیم؟ بی‌ادبی کودک ممکن است خشم شما را تحریک کند. ممکن است بخواهید فرزندتان را تنبیه کنید یا فریاد بزنید. استفاده از پاسخ‌های بی‌احترامی برای آموزش احترام به ندرت کارساز است. بزرگسالان بی‌ادب می‌توانند مسائل را تشدید کنند، همانطور که بچه‌های بی‌تربیت می‌توانند. شما باید الگوی خوبی باشید. به بچه‌ها نشان دهید که چگونه حتی در موقعیت‌های ناراحت کننده، خونسرد و محترم بمانند. اگر کودک شما چیزهایی را پرتاب می‌کند یا به دیگران ضربه می‌زند، برای ایمنی او و دیگران باید کنترل فیزیکی آن‌ها را به دست آورید. خودتان را جای کود‌ک‌تان بگذارید و سعی کنید علت رفتار او را بفهمید. ممکن است آن‌ها از اتفاقی که در آن روز در مدرسه رخ داده، ناراحت شده‌باشند یا فقط به دنبال آن هستند که به آن‌ها توجه کنید. درک ریشه‌ی اصلی رفتار بی‌ادبانه‌ی بچه‌ها می‌تواند به شما کمک کند تا به طور مؤثرتری به آن رسیدگی کنید. اگر کودک شما بی‌ادبی یا بی‌احترامی می‌کند، آن را نادیده نگیرید. روشن ومحکم باشید تا به بچه‌ها بفهمانید که بی‌ادبی را تحمل نمی‌کنید. برای مثال، اگر با همسایه‌تان صحبت می‌کنید و فرزندتان مدام صحبت شما دو نفر را قطع می‌کند، به او بگویید که اجازه دهد و وقتی حرف‌های‌تان تمام شد با او صحبت خواهید کرد و موضوع را حل خواهید کرد. این کار به آن‌ها کمک می‌کند تا بفهمند که قطع کردن صحبت‌های دو نفر بی‌ادبانه است و به جای اینکه کودک را نادیده بگیرید فقط از او می‌خواهید صبر کنند تا بتوانید نیازهایش را برطرف کنید. اگر فرزندتان حتی بعد از اینکه به او گفتید چه توقعی از او دارید و باید‌ها و نبایدها را دانست و به بی‌احترامی و بی‌ادبی‌ کردن ادامه بدهد، بگویید که اگر رفتارش را اصلاح نکند چه عواقبی در انتظارش است. همیشه درباره‌ی قوانینی که وضع کرده‌اید و و اجرای عواقب رفتار بی‌ ادبی بچه‌‌ها ثابت قدم باشید. نه اینکه گاهی آن‌ها را تنبیه کنید و گاهی بی‌خیال باشید، وگرنه کودک شما سریع می‌فهمد چطور می‌تواند از دست عواقب کارش فرار کند. وظیفه شما به عنوان بزرگتر بچه بی‌ادب این است که به فرزندتان رفتار درست را بیاموزید و به او کمک کنید تا به یک بزرگ‌سال محترم تبدیل‌شود. نگذارید کودک‌تان شما را وارد جنگ قدرت کند. خونسرد بمانید، از واکنش بیش از حد خودداری کنید و محدودیت‌های روشنی در مورد اینکه چه‌چیزی را تحمل می‌کنید و چه چیز غیرقابل تحمل است، تعیین کنید. کودک‌تان از شما تقلید خواهد کرد، او حرکات و حرف‌های شما را می‌بیند و می‌شنود، به همین‌دلیل مهم است که رفتار محترمانه و ادب را در خود تقویت کنید. با رفتار محترمانه با دیگران، الگوی خوبی برای فرزند خود باشید. فرزند شما از رفتار شما سرمشق و الگو می گیرد و یاد می‌گیرد که چگونه با دنیا به روش شما تعامل داشته باشد.

ادامه مطلب


2 سال قبل - 723 بازدید

نویسنده: مهدی مظفری در سایه‌سار آموزه‌های آسمانی، ظلم و ستم به هر موجودی، ناپسند و گناهی نابخشودنی دانسته شده است. اما ظلم به همسر، جایگاهی بس هولناک‌تر در منظومه اخلاقی اسلام دارد. چرا که این ستم، نه تنها به یک فرد، بلکه به بنیان مقدس خانواده و آرامش روحی و روانی فرزندان نیز آسیب می‌رساند و بذر تباهی را در باغ زندگی می‌کارد. در برخی آیات نورانی قرآن کریم و احادیث شریف پیغمبر اکرم (ص) و اهلبیت ایشان با لحنی قاطع، ظلم به همسر نکوهش شده است و نسبت به پیامد وخیم آن هشدار داده‌اند. ظلم به همسر چه معنایی دارد؟ ظلم به همسر، هر نوع رفتاری است که حقوق او را نادیده گرفته و او را آزار دهد. این رفتار می‌تواند شامل موارد زیر باشد: خشونت جسمی: کتک زدن، هل دادن، سیلی زدن و هر نوع رفتار خشونت‌آمیز دیگر؛ خشونت روحی: توهین، تحقیر، فحاشی، تهدید، بدگمانی و حسادت؛ بی‌توجهی: غفلت از نیازهای عاطفی و روحی همسر، عدم تمایل به گذراندن وقت با او و بی‌اعتنایی به احساسات او؛ خیانت: برقراری رابطه عاطفی یا جنسی با فردی غیر از همسر؛ پیامدهای خشونت با همسر ظلم به همسر، پیامدهای ناگوار و جبران‌ناپذیری به همراه دارد. از عینک روان‌شناسی و تربیتی، برخی از این پیامدها از این قرار اند: از بین رفتن عشق و احترام: زمانی که ظلم و ستم جایگزین عشق و احترام شود، بنیان زندگی مشترک سست شده و عشق و محبت میان زوجین از بین می‌رود. ایجاد اضطراب و افسردگی: آزار و اذیت همسر، می‌تواند منجر به اضطراب، افسردگی،PTSD و سایر مشکلات روحی و روانی در او شود. آسیب به فرزندان: زندگی در محیطی پر از خشونت و تنش، به طور مستقیم بر سلامت روان و تربیت فرزندان نیز تاثیر منفی می‌گذارد. تجزیه و فروپاشی زندگی مشترک: در نهایت، ظلم به همسر می‌تواند منجر به جدایی، طلاق و فروپاشی زندگی مشترک شود. غیر از پیامدهای روحی-روانی، ظلم، پیامدهای دیگری نیز دارد. برخی آموزه‌های دینی درمورد مسائل خانواده به این پیامد که آنرا «تاوان ظلم به همسر» می‌نامیم اشاره دارد. قرآن کریم و احادیث پیغمبر تاوان ظلم را بیشتر متوجه همسر «ظالم» می‌داند. قرآن کریم در (آیه ۳) سوره مجادله درمورد تاوان ظلم به همسر اینگونه آورده است: «وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا ۚ ذَٰلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ؛ و کسانی که با زنان‌شان ظهار می‌کنند، سپس از آنچه گفته‌اند برمی‌گردند، باید پیش از آمیزش با هم، برده‌ای [در راه خدا] آزاد کنند. این [حکمی] است که به آن اندرز داده می‌شوید، و خدا بر آنچه انجام می‌دهید، آگاه است. این آیه که روی سخنش به مردان مسلمان است، می‌گوید نباید همانند مردان جاهل عصر جاهلیت به همسران‌تان ظلم کنید. شما این حق را ندارید که حتی با گفتار نسبت به همسرتان ستم روا دارید و سخن رکیک‌تان مایه پریشانی آنان شود. اگر هم مثلا از روی عصبانیت و اضطرار چنین خطایی را مرتکب شدید و البته بعدا از گفته‌تان پشیمان و شرمسار گشتید؛ «ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا»، در این صورت کفاره بپردازید. و آن آزاد کردن یک انسان برده است. پیغمبر اکرم(ص) نیز در روایتی تاوان اخروی ظلم به همسر را اینگونه نقل می‌کند: «هر مردى که ‏به صورت همسرش سیلى بزند. خدا به فرشته مأمور دوزخ دستور می‌دهد که در دوزخ هفتاد سیلى بر صورتش بزند.» راه‌های جلوگیری از ظلم به همسر برای جلوگیری از ظلم به همسر، اقدامات زیر از سوی مرد و زن می‌تواند مؤثر افتد: تقویت عشق و احترام: با ابراز محبت، قدردانی و احترام به همسر، عشق و صمیمیت را در زندگی مشترک تقویت کنید. ارتباط مؤثر: با همسر خود به طور شفاف و صادقانه صحبت کنید و به حرف‌ها و احساسات او با دقت گوش فرا دهید. حلّ و فصل اختلافات: در صورت بروز اختلاف، به جای بحث و جدل، به دنبال راه حلی مسالمت‌آمیز و مبتنی بر احترام متقابل باشید. توجه به نیازهای همسر: به نیازهای عاطفی، روحی و جسمی همسر خود توجه کنید و برای برآورده کردن آن‌ها تلاش کنید. گرفتن کمک در صورت نیاز: اگر در حلّ مشکلات خود با همسرتان ناتوان هستید، از مشاوره روانشناس یا متخصصان مسائل خانواده استفاده کنید. زندگی مشترک، هدیه‌ای ارزشمند است که باید قدر آن را دانست. ظلم به همسر، این هدیه را لکه‌دار کرده و آن را به زخمی عمیق تبدیل می‌کند. با احترام، عشق و درک متقابل می‌توان از ظلم به همسر جلوگیری کرد و زندگی مشترکی شاد و پایدار ساخت. به یاد داشته باشید که ظلم به همسر، هرگز توجیه‌پذیر نیست و با توجه به آموزه‌های اسلامی، تاوانی سنگین برای ظالم به همراه خواهد داشت.

ادامه مطلب