نویسنده: رسانه‌ای گوهر شاد

2 ماه قبل - 70 بازدید

برنامه‌ی توسعه‌ سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که جاپان ۸۶۴ میلیون ین، معادل ۵.۶ میلیون دالر را برای بهبود معیشت و حمایت از فرصت‌های اقتصادی زنان و دختران افغانستان کمک کرده است. این نهاد روز (سه‌شنبه، ۲۷ عقرب) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که در این زمینه تفاهم‌نامه‌ای میان کنیچی ماساموتو، سفیر جاپان در افغانستان و استیفن رودریگز، نماینده‌ی برنامه‌ی توسعه‌ سازمان ملل متحد برای این کشور، امضا شده است و با این کمک، یک پروژه‌ی دوساله با عنوان «بهبود معیشت زنان از طریق ترویج فعالیت‌های اقتصادی در مناطق مرزی» راه‌اندازی می‌شود. در اعلامیه تاکید شده است که این پروژه از طریق ۷۳ پروژه‌ی کوچک، دسترسی به زیرساخت‌های تولیدی مبتنی بر جامعه، منابع مالی و بازارها را برای دو‌ هزار و ۱۰۰ شرکت کوچک و متوسط به رهبری زنان بهبود خواهد بخشید و فراگیری اقتصاد محلی را ارتقا خواهد داد. همچنین اعلامیه به نقل از کنیچی ماساموتو، سفیر جاپان در کابل نوشته است: «جاپان در کنار مردم افغانستان، به‌ویژه زنان در مسیر دست‌یابی به استقلال اقتصادی و کرامت انسانی آنان ایستاده است.» وی در ادامه افزوده است: «این پروژه به ایجاد فرصت‌های امن و مؤثر برای زنان کمک می‌کند تا بتوانند از خود و خانواده‌های‌شان حمایت کنند.» در عین حال، استیفن رودریگز، نماینده‌ی برنامه‌ی توسعه‌ سازمان ملل متحد برای افغانستان تصریح کرد که این پروژه در ادامه‌ی پروژه‌ی تقویت فعالیت اقتصادی زنان و دختران در سکتور خصوصی است که ثابت کرد سرمایه‌گذاری روی کسب‌وکارهای زنان برای یک افغانستان شکوفا ضروری است. این نهاد در پروژه مشابه قبلی نیز از یک هزار و ۲۶۰ کسب‌وکار زنان حمایت کرده و بیش از دو هزار و ۵۰۰ شغل ایجاد کرده است که ۸۷ درصد آن را زنان تشکیل می‌دهند. همچنین نزدیک به ۹۰ پروژه زیربنایی در این چارچوب در حال تکمیل شدن است. این در حالی است که حکومت سرپرست از زمان تسلط دوباره بر افغانستان، محدودیت‌های گسترده‌ای بر فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی زنان وضع کرده است. حکومت فعلی کار زنان و دختران را در ادارات دولتی، سازمان‌های غیردولتی داخلی و بین‌المللی منع و شماری از کسب‌وکارهای تحت مدیریت زنان را تعطیل کرده‌ است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 144 بازدید

آیا تا به حال احساس کرده‌اید که مجموعه‌ای از تکه‌های پراکنده، افکار متناقض و احساسات گوناگون هستید که در تلاشی دائمی برای رسیدن به یکپارچگی به سر می‌برید؟ کتاب تکه هایی از یک کل منسجم اثر پونه مقیمی، دقیقاً همان آینه‌ای است که این قطعات پراکنده را به ما نشان می‌دهد و به جای سرزنش، ما را به پذیرش این ماهیت چندپاره و زیبای انسانی دعوت می‌کند. این اثر نه یک کتاب معمولی، بلکه یک همراه همدل در مسیر پر فراز و نشیب خودشناسی است که توانسته با میلیون‌ها خواننده در ایران ارتباطی عمیق برقرار کند. پیش از هر چیز، باید بدانیم که کتاب تکه‌هایی از یک کل منسجم در ژانر غیرداستانی و به‌طور مشخص در حوزه‌های روانشناسی و خودسازی قرار می‌گیرد. برخلاف بسیاری از کتاب‌های خودیاری که راه‌حل‌های گام‌به‌گام و قطعی ارائه می‌دهند، سبک این اثر مجموعه‌ای از یادداشت‌ها، تاملات و قطعات کوتاه و به‌هم‌پیوسته است. پونه مقیمی در این کتاب، به مفاهیمی بنیادین مانند تنهایی، روابط عاطفی، پذیرش نقص‌ها، شناخت سایه‌ها و تلاش برای رسیدن به یک «کل منسجم» بدون انکار «تکه‌ها» می‌پردازد. محتوای این کتاب، دعوتی است به درک این واقعیت که انسان بودن یعنی زندگی با همین تکه‌های ناهمگون و یافتن آرامش در دل این عدم قطعیت. موفقیت چشمگیر کتاب تکه هایی از یک کل منسجم اتفاقی نیست. این اثر از ساختار و محتوایی برخوردار است که آن را از سایر آثار مشابه متمایز می‌کند. یکی از برجسته‌ترین نقاط قوت کتاب، ساختار منحصربه‌فرد آن است. کتاب به جای فصل‌های طولانی و خطی، از صدها قطعه‌ی کوتاه و شماره‌گذاری‌شده تشکیل شده است. این ساختارشکنی هوشمندانه، بازتابی از همان ایده‌ی مرکزی کتاب است: زندگی یک روایت پیوسته و منظم نیست، بلکه مجموعه‌ای از لحظات، دیدگاه‌ها و احساسات پراکنده است که در کنار هم معنا می‌یابند. این قالب ساختاری به خواننده اجازه می‌دهد هر بار کتاب را باز کرده، یک یا چند قطعه را بخواند و ساعت‌ها به آن فکر کند. در دنیای پرسرعت امروز، این ساختار موجز و عمیق، مطالعه‌ی کتاب تکه هایی از یک کل منسجم را به تجربه‌ای لذت‌بخش و دست‌یافتنی تبدیل کرده است. محتوای کتاب بر چند ستون اصلی استوار است که هر یک به تنهایی می‌تواند موضوع یک کتاب باشد پذیرش خویشتنِ ناکامل: شاید اصلی‌ترین پیام کتاب تکه هایی از یک کل منسجم، مبارزه با کمال‌گرایی سمی است. مقیمی به ما یادآوری می‌کند که بخش‌های تاریک وجود ما (سایه‌ها)، ترس‌ها و نقص‌هایمان نیز بخشی از هویت ما هستند و انکار آن‌ها به معنای انکار خودمان است. او به ما می‌آموزد که انسجام، در پذیرش همین تکه‌های ناخوشایند به دست می‌آید بازتعریف تنهایی: این کتاب به تنهایی نه به عنوان یک خلأ دردناک، بلکه به عنوان فرصتی برای بازگشت به خویشتن نگاه می‌کند. مقیمی مرز باریکی میان «تنهایی» و «احساس تنهایی» ترسیم می‌کند و نشان می‌دهد که توانایی ما در تنها بودن، پایه‌ی اصلی برقراری روابط سالم است. روابط واقع‌بینانه:یکی از آموزه‌های کلیدی کتاب تکه هایی از یک کل منسجم، ارائه نگاهی بالغانه به روابط عاطفی است. در این دیدگاه، هیچ‌کس قرار نیست «نیمه‌ی گمشده» ما باشد و ما را کامل کند. یک رابطه‌ی سالم، پیوند دو انسان «کامل» (با تمام تکه‌هایشان) است که انتخاب می‌کنند در کنار هم رشد کنند، نه اینکه از یکدیگر برای پر کردن حفره‌های درونی خود استفاده کنند. آنچه کتاب تکه هایی از یک کل منسجم را تا این حد تاثیرگذار کرده، زبان ساده، صمیمی و به دور از اصطلاحات پیچیده‌ی آکادمیک روانشناسی است. قلم پونه مقیمی، قلم یک درمانگر است که با مراجع خود سخن می‌گوید؛ همدلانه، بدون قضاوت و با درکی عمیق از دردهای انسانی. این لحن باعث می‌شود خواننده احساس کند که کتاب مستقیماً برای او و درباره‌ی او نوشته شده است. این اثر یک راهنمای خشک و بی‌روح نیست، بلکه یک گفتگوی درونی است که هر فردی می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند. پونه مقیمی، نویسنده‌ی کتاب تکه هایی از یک کل منسجم، دارای مدرک دکتری تخصصی روانشناسی بالینی است. او پیش از آنکه به عنوان نویسنده شناخته شود، سال‌ها به عنوان روان‌درمانگر فعالیت می‌کرد و مفاهیم و دغدغه‌های اصلی کتابش، حاصل تجربه‌های عمیق او در اتاق درمان است. شهرت اولیه‌ی او از طریق صفحه‌ی اینستاگرامش شکل گرفت، جایی که با به اشتراک گذاشتن یادداشت‌های روانشناختی کوتاه و کاربردی، توانست مخاطبان گسترده‌ای را جذب کند. در واقع، کتاب حاضر، نسخه‌ی تکامل‌یافته و منسجم همان یادداشت‌هاست. این پیش‌زمینه به خوبی توضیح می‌دهد که چرا زبان او تا این حد برای عموم مردم قابل فهم و گیراست. تخصص آکادمیک او در کنار توانایی‌اش در ترجمه‌ی مفاهیم پیچیده به زبانی ساده، ویژگی اصلی سبک نوشتاری اوست. کتاب تکه هایی از یک کل منسجم برای هر کسی است که در مسیر پرچالش «شناخت خود» قدم گذاشته است. اما اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، این کتاب برای گروه‌های زیر یک انتخاب بی‌نظیر خواهد بود: جوانان و بزرگسالانی که با بحران هویت، احساس پوچی یا سردرگمی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. افرادی که از کمال‌گرایی رنج می‌برند و همواره در حال سرزنش خود به خاطر ناکامل بودن هستند. کسانی که به دنبال درک عمیق‌تری از روابط عاطفی خود هستند و می‌خواهند از الگوهای تکراری و ناسالم عبور کنند. خوانندگانی که کتاب‌های سنگین و تئوریک روانشناسی برایشان خسته‌کننده است و به دنبال متنی روان، ادبی و در عین حال عمیق می‌گردند. هر انسانی که احساس می‌کند در درونش، میان «بایدها» و «هستم‌ها» جنگی بی‌پایان برپاست. در نهایت، کتاب تکه هایی از یک کل منسجم اثری است که باید آن را نه یک‌باره، بلکه جرعه‌جرعه نوشید و در لحظات مختلف زندگی به آن بازگشت. این کتاب بیش از آنکه پاسخ‌های قطعی بدهد، سوالات درستی را مطرح می‌کند و به ما کمک می‌کند تا با آغوش باز، تمام تکه‌های وجودمان را بپذیریم و کلِ منسجمِ منحصربه‌فرد خودمان را بسازیم. قسمتی از متن کتاب: “هیچ تپش قلبی در ابتدا رابطه تضمین کننده بقای رابطه نیست!” “حس کردن خوشبختی حس کردن مسیری است که خودمان تلاش می‌کنیم تمامش کنیم اما موضوع اصلاً تمام کردن یا نکردن نیست، موضوع تلاشی است که در مسیر انجام می‌دهیم. این تلاش هرچقدر سخت‌تر باشد و مسیر با چالش‌های بیشتری همراه باشد، احساس خوشبختی عمیق‌تر خواهد بود، مخصوصاً اگر بتوانیم مسیر را به پایان برسانیم.” “صمیمیت یعنی درک کردن و حس کردن یک فرد با تمام وجود و بدون هیچ قضاوت و مقایسه‌ای؛ یعنی حضور داشتن در سکوت. این یعنی رشته‌ای باریک و نازک از صمیمیت که در لحظه‌ای کوتاه ایجاد می‌شود. آنچه رابطه را سالم نگاه می‌دارد، تکرار همین صمیمیت‌های کوتاهِ مملو از حضور و مشاهده است. در واقع همین صمیمیت‌های کوتاه و ساده، رابطه را عمیق و معنادار می‌کند و می‌تواند مرهمی بر تنهایی درونی ما باشد.” "هر در کنار هم بودنی، صمیمیت نیست." "هر فرد بحشی از خودش را پهنان می کند، ما آدم ها نمی توانیم در صداقت مطلق دوام بیاوریم." "همه ما دوراهی های سختی را در زندگی تجربه کرده ایم و گاهی برای اینکه تصمیم نگیریم صبر کردیم تا زمان گذر کند و فکر کرده ایم اگر زمان بگذرد می توانیم تصمیم بگیریم." "قرار است بدانیم در رابطه های صمیمانه، برابری قدرت است نه داناتر بودن و تحلیلگر بودن. رابطه های صمیمانه را قلب ها جلو می برند نه افکار و ذهن." "قطعا رابطه هایمان امن تر خواهد بود اگر بیشتر تحمل کنیم و کمتر رفتارهایمان را برای پاسخ رفتار دیگران انجام دهیم." "اگر ضربه ها اجازه می دهند واقعیت روشن تر شود، پس لازمه ادامه مسیر هستند." "آدم ها ارزشمند هستند. چون زمانی با ( ما ) در رابطه بوده اند."

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 123 بازدید

رویا کریمی، زن ورزشکار رشته‌ی بدن‌سازی اهل افغانستان در رقابت جهانی «ویلنس نچرال»، موفق به کسب مقام سوم شده است. خانم کریمی با نشر پیامی در حساب کاربری اینستاگرامش از این موفقیت خبر داده و گفته است که اين رقابت جهانی در شهر سانتا سوزانا در نزدیکی شهر بارسلونا کشور اسپانیا برگزار شده بود و آن را به زنانی در افغانستان تقدیم کرده که از آزادی‌های ابتدایی محروم شدند. وی تاکید کرده است که این رقابت‌ها شامل IFBB Pro World Championships در شاخه‌هایی از جمله Body Fitness و Wellness Fitness بود و رویا کریمی در این رقابت جهانی در بخش حرفه‌ایِ زیبایی‌اندام (Pro) شرکت کرده بود و از میان حدود ۴۵ شرکت‌کننده به این مقام رسیده است. او در بخشی از این پیامش تاکید کرده است: «در صحنه‌ی جهانی من آزاد ایستاده‌ام؛ اما این پیروزی برتر سه را تقدیم می‌کنم به زنان افغانستانی که از آزادی محروم شده‌اند. تو قدرت من هستی و روح من در کنار هر زنی که در افغانستان بال‌هایش محدود است، ایستاده است. قدرتِ تو مرا به این‌جا کشاند. این پیروزی از آنِ توست.» رویا کریمی در سال‌های اخیر به‌عنوان یکی از چهره‌های موفق افغانستانی در رشته‌ی زیبایی‌اندام مطرح شده و با حضور در رقابت‌های معتبر اروپایی، چندین عنوان رده‌بالا در سطح آماتور و حرفه‌ای کسب کرده است. او پیش از حضور در رقابت «ویلنس نچرال» نیز در چند مسابقه‌ی بین‌المللی روی صحنه رفته و به‌دلیل پیش‌رفت چشم‌گیر، انضباط ورزشی و استمرار در تمرینات، به یکی از چهره‌های شناخته‌شده‌ی این رشته در میان ورزش‌کاران مهاجر تبدیل شده است. رویا کریمی در حالی روی صحنه جهانی درخشیده و موفق به کسب مدال‌ شده است که زنان و دختران در افغانستان علاوه بر محدودیت‌های گسترده، از ورزش نیز منع شده‌اند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 143 بازدید

یک دادگاه در ایالت ویکتوریای استرالیا، مردی که فاطمه پیمان، سناتور افغان‌تبار این کشور را تهدید به کشتن کرده بود، به ۱۸ ماه حضور در برنامه اصلاحات اجتماعی محکوم کرده است. این دادگاه با نشر اعلامیه‌ای گفته است که شان دیوید شارمن، ۵۱ ساله، در ایمیل‌هایی با لحنی «نژادپرستانه، توهین‌آمیز و جنسیت‌زده»، خانم پیمان را تهدید کرده بود که او را به ضرب گلوله خواهد کشت. در اعلامیه آمده است که آقای شارمن در ماه جون اعتراف کرد که با ارسال ایمیل، خانم پیمان را تهدید کرده است. بر پایه حکم دادگاه، این مرد استرالیایی به ۱۸ ماه حضور در برنامه اصلاحات اجتماعی محکوم شده است. قاضی جولیا بارلینگ از شارمن خواست این حکم را جدی بگیرد و افزود: «اگر با سابقه محکومیت قبلی در دادگاه حاضر می‌شدید، من تمایل داشتم شما را به حبس محکوم کنم.» او گفت که محتوای ایمیل‌های ارسال‌شده به خانم پیمان، «بسیار توهین‌آمیز» و «مشمئزکننده» است. طبق گزارش‌ها آقای شارمن در این پیام‌ها، خانم پیمان را «تروریست داخلی» و «مسلمان نفرت‌انگیز» خطاب کرده است. قاضی در ادامه بارلینگ اشاره کرد که با وجود ادعای شارمن مبنی بر این‌که هنگام ارسال ایمیل مست بوده و چیزی به یاد نمی‌آورد، متن ایمیل کاملا دقیق و حساب‌شده است. او هنگام صدور حکم گفت: «این ایمیلی است بدون غلط املایی، به نظر می‌رسد با دقت نوشته شده؛ ایمیلی است پر از نفرت و نژادپرستی.» در گزارش‌ها آمده که است که این مرد یک دوره ترک الکل را نیز پشت سر گذاشته و محکومیت اصلاحیه نیز باید تحت درمان برای سوءمصرف الکل و مشکلات سلامت روان قرار گیرد. این در حالی است که فاطمه پیمان در سال ۲۰۲۲ میلادی از حزب کارگر استرالیا وارد سنای استرالیا شد. خانم پیمان از منتقدان صریح‌الهجه «نسل‌کشی» اسرائيل در غزه و حامی فلسطینی‌ها است؛ آنچه او را اخیرا به یک سناتور جنجالی در استرالیا بدل کرده است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 103 بازدید

یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد درتازه‌ترین مورد اعلام کرده است که نشستی را در مورد تغذیه‌ی کودکان افغانستان در لندن برگزار کرده است. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که در این نشست بخش خصوصی، نهادهای سازمان ملل متحد، کمک‌کنندگان و نهادهای مالی بین‌المللی گردهم آمدند تا درباره‌ی راه‌حل‌های محلی برای «اولین غذا»های کودکان در افغانستان گفتگو کنند. صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد در ادامه تاکید کرده است که در این نشست درباره‌ی راه‌حل‌هایی گفتگو شد که نقش مادران را در تغذیه‌ی کودکان در خانه تقویت می‌کند و تضمین می‌کند که تولیدکنندگان، غذاهای ایمن، مغذی و مقرون‌به‌صرفه ارائه می‌دهند. این در حالی است یونیسف چندی پیش اعلام کرده بود که از کارمندان صحی برای مدیریت سوءتغذیه کودکان حمایت می‌کند تا آنان از کودکان مبتلا به سوءتغذیه در خانه‌ها پرستاری کنند. قابل ذکر است که براساس آمار سازمان‌های بین‌المللی، بیش‌ از سه‌ میلیون‌ و ۷۰۰ هزار کودک زیر پنج سال در افغانستان با سوءتغذیه‌ی حاد مواجه هستند. با وجود این، کمک‌های بشردوستانه به افغانستان کاهش یافته است و نهادهای امدادرسان مجبور شده‌اند بسیاری از کمک‌ها به افراد آسیب‌پذیر را متوقف کنند.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 116 بازدید

امسو یا سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان درتازه‌ترین مورد از بازداشت چهار خبرنگار و کارمند رسانه‌ای اهل افغانستان در پاکستان خبر داده است. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که بازداشت خبرنگاران افغانستانی از سوی پولیس پاکستان ضربه مستقیم به آزادی بیان محسوب می‌شود. در اعلامیه آمده است که خبرنگاری جرم نیست؛ بل‌که صدای مردم، بازتاب رویدادها و ابزار اساسی برای رساندن حقیقت است. سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان در ادامه تاکید کرده است که هرگونه فشار، تهدید و بازداشت خودسرانه، امنیت و کار مستقل خبرنگاران را به‌گونه جدی آسیب می‌زند. همچنین این سازمان در بخشی از اعلامیه‌اش از حکومت و نهادهای امنیتی پاکستان خواسته است تا خبرنگاران بازداشت‌شده را فوراً آزاد کنند و به مصونیت خبرنگارانی که از شرایط بحرانی افغانستان، فرار کردند، احترام بگذارند. در اعلامیه آمده است که بسته‌بودن راه‌های تمدید ویزه برای پناهجویان افغانستانی در پاکستان، در کنار ادامه بازداشت‌ها، وضعیت نگران‌کننده‌ای را ایجاد کرده است. سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان از نهادهای حامی رسانه‌ها و سازمان‌های جامعه مدنی خواسته است تا درباره وضعیت رو‌به‌وخامت خبرنگاران افغانستان در پاکستان، اقدام فوری و موثر انجام دهند. این در حالی است امسو چندی پیش با ارسال نامه‌ای به سازمان ملل متحد و نهادهای مدافع حقوق بشر، که توسط ۳۰۰ خبرنگار و کارمند رسانه‌ای افغانستان امضا شده بود، خواستار حمایت و حفاظت از خبرنگاران افغانستان در پاکستان شده بود. نی در تبعید نیز از حکومت پاکستان خواسته بود که روند پی‌گرد، بازداشت و اخراج خبرنگاران و کارمندان رسانه‌ای افغانستان را هرچه زودتر متوقف سازد.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 229 بازدید

منابع محلی از ولایت جوزجان می‌گویند که یک مادر از باشند‌گان ولسوالی فیض‌آباد این ولایت در یک زایمان پنج‌گانگی به دنیا آورد. دست‌کم دو منبع گفته‌اند این زن روز (یک‌شنبه، ۲۵ عقرب) در شهر مزار شریف، مرکز ولایت بلخ زایمان کرده است. منبع در ادامه تاکید کرده است که وضعیت صحی چهار نوزاد مناسب است، اما یک نوزاد دیگر پیش‌ از به‌ دنیا آمدن جان باخته بود. همچنین صالح‌محمد، پدر این نوزادان به رسانه‌ها گفته است که همسرش از یک هفته به‌ این‌سو در یکی از شفاخانه‌های خصوصی شهر مزار شریف تحت مراقبت‌های صحی قرار دارد. صالح محمد نگفته است که چندتا از فرزندهایش دختر و چندانه دیگر پسر هستند. او می‌گوید که هم‌اکنون وضعیت صحی همسرش نیز قناعت‌بخش است. همچنین براساس معلومات طبی و علمی چانس به‌دنیا آوردن پنج‌گانگی، یک در ۵۷ میلیون است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 148 بازدید

در کوچه‌های خاموش یکی از محله‌های قدیمی کابل، دختری زندگی می‌کند که نامش شاید در هیچ کتاب یا گزارش رسمی نوشته نشده باشد، اما در دل شش دختر دیگری، چون چراغی روشن می‌سوزد و امید را در تاریک‌ترین روزها زنده نگه می‌دارد. این دختر، سپیده، یکی از هزاران دختری‌ست که عمرش را در سایه‌ی محدودیت، منع، ترس و ناامیدی سپری کرده، اما هیچ‌گاه نخواست تسلیم شود. او تنها تا صنف دوازدهم درس خواند؛ درست در سالی که آرزوهایش برای رفتن به پوهنتون به اوج رسیده بود، زمانی که برای رشته‌های مورد علاقه‌اش برنامه‌ریزی می‌کرد و در ذهنش آینده‌ای روشن می‌ساخت. اما با بسته شدن دانشگاه‌ها برای دختران، همه چیز در یک لحظه فروریخت. صبحی که با کتاب و قلم خوش‌رنگش از خانه بیرون رفت، هرگز باور نمی‌کرد آن روز، آخرین روز قدم زدنش در مسیر آموزش باشد. صدایی کوتاه و سرد، همه چیز را تمام کرد: «پوهنتون برای دخترها بسته شد.» همین جمله، مانند چاقویی که آرام و عمیق فرو می‌رود، سال‌ها زحمت، آرزو و امیدش را در خود دفن کرد. سپیده روزها را در سکوت می‌گذراند. اتاقی که روزی پر از کتاب، دفترچه و برنامه‌های درسی‌اش بود، به محلی تبدیل شده بود که هر روز در آن احساس شکست می‌کرد. مادرش شب‌ها به‌آرامی لباس گرمی روی شانه‌اش می‌انداخت و می‌گفت: «دخترم، شاید روزی باز شود.» اما این جمله، هرچند پر از مهربانی بود، هر روز برای سپیده زخمی تازه می‌ساخت؛ زخمی که از امیدهای بی‌سرانجام زاده می‌شد. بیرون از خانه، دختران دیگر نیز به همان سرنوشت گرفتار بودند؛ شانه‌های خمیده، چشمان بی‌نور، لبخندهایی که سال‌ها بود رنگ واقعی نداشت. در میان همه‌ی این دردها، چیزی در دل سپیده آرام نمی‌گرفت. او نمی‌توانست در خانه بنشیند و خود را خاموش کند. حس می‌کرد زندگی از او وظیفه‌ای بزرگ‌تر می‌خواهد؛ اینکه نه فقط برای خودش، بلکه برای دختران دیگر هم کاری بکند. یک روز، وقتی در حویلی ایستاده بود و دختر همسایه را دید که با چادر سفید و کهنه‌ای بر سر، آهسته به عقب بازمی‌گشت و مادرش زیر لب می‌گفت: «درس نیست، کار نیست... خدا به حال دخترها رحم کند»، دل سپیده لرزید. آن لحظه، چون جرقه‌ای، آتش سال‌ها خاموشی‌اش را شعله‌ور کرد. رو به مادرش کرد و گفت: «مادر، اگر درس ما را گرفتند، اگر کار را هم گرفتند، مگر دستان ما بی‌جان شده؟ کاری می‌کنم، حتی اگر خیلی کوچک باشد.» مادرش، با تمام نگرانی‌هایی که جامعه بر قلبش نهاده بود، آهسته لبخند زد و گفت: «تو از کودکی همین‌گونه بودی... اگر دنیا صد دروازه را به رویت می‌بست، یکی را خودت می‌ساختی.» سپیده خیاطی را از مادرش آموخته بود؛ نه به‌صورت حرفه‌ای، اما آن‌قدر که بتواند لباس ساده‌ای بدوزد. همان مهارت کوچک، تنهاترین امید او شد. از اندک پس‌اندازی که داشت، فقط توانست یک ماشین خیاطی دست‌دوم بخرد. ماشین قدیمی، زنگ‌زده بود و هر چند دقیقه یک‌بار نخ را پاره می‌کرد، اما برای سپیده، این ماشین دریچه‌ای به آینده بود. با پول کمی که از باقی‌مانده روزگار داشت، دو کیلو پارچه خرید؛ پارچه‌ای که در آن روزها برایش فقط پارچه نبود، بلکه «آغاز یک زندگی تازه» بود. او نخستین لباس‌ها را برای همسایه‌ها دوخت؛ ساده‌ترین لباس‌ها، اما با دقت و عشق. چند روز بعد، زنی از سر کوچه آمد و گفت: «دختر جان، شنیده‌ام دستت خوب است، یک چادر هم برای ما بدوز.» سپیده همان روز فهمید که شاید این کار، تنها راهی باشد که نه‌تنها او را از این خاموشی نجات می‌دهد، بلکه می‌تواند برای دختران دیگر نیز دری بگشاید. کم‌کم سفارش‌ها بیشتر شد. در میان تمام محدودیت‌ها، هنوز زنانی بودند که برای چند لباس، چادر یا پیراهن، به دستی ماهر نیاز داشتند. سپیده اما دلش نمی‌خواست تنها خودش از این راه نانی داشته باشد. هر بار که به چهره دختران بیکار محل نگاه می‌کرد، حس می‌کرد بخشی از درد آن‌ها در جان خودش هم فرو می‌رود. به چند دختر همسایه گفت که اگر مایل باشند، می‌توانند بیایند و در کنارش خیاطی یاد بگیرند. نخستین کسانی که آمدند، دو دختر از همسایه‌ها بودند؛ دخترانی که مثل سپیده در آخرین سال مکتب مانده و حسرت دوباره درس‌خواندن به دل‌شان مانده بود. با خجالت وارد شدند، گویی می‌ترسیدند مبادا این کارگاه کوچک هم روزی بسته شود یا برای‌شان دردسری به‌وجود آورد. سپیده به آن‌ها گفت: «اینجا نه کسی استاد است، نه کسی شاگرد. ما فقط دخترانی هستیم که نمی‌گذاریم زندگی ما را خاموش کند.» بعد از آن دو، دو دختر دیگر آمدند و سپس دو دختر دیگر. به این ترتیب، در مدت چند هفته، شش دختر در آن اتاق کوچک گرد آمدند؛ اتاقی که شاید برای مردان محل چیزی جز گوشه‌ای خاموش از خانه نبود، اما برای آن‌ها تبدیل شده بود به دانشگاهی که از آن محروم شده بودند، محیط کاری که بسته بودند، و خانه‌ای که در آن دوباره یاد گرفتند قلب‌شان بتپد. در کنار سپیده، آستین، پیراهن، چادر، لباس سنتی، و حتی دوخت‌های دست‌دوز کوچک را آموختند. هر لباسی که تمام می‌شد، گویی بخشی از غم دل‌شان هم کم می‌گردید؛ هر خطی که ماشین خیاطی می‌کشید، مانند خطی تازه از زندگی در روح‌شان نقش می‌بست. اما هیچ روزی نبود که ترس در اطراف‌شان نباشد. چند بار مردان محل آمدند و با کنجکاوی پرسیدند: «در این اتاق چه می‌کنید؟ چرا دخترها جمع می‌شوند؟» خانواده‌ها نگران بودند، مخصوصاً مادران. می‌گفتند: اگر کسی شکایت کند، اگر کسی بد بفهمد، ممکن است مشکل‌ساز شود. اما سپیده، همیشه با صدایی آرام و لبخندی خسته اما استوار، می‌گفت: «ما کار خلافی نمی‌کنیم. فقط می‌دوزیم… فقط زندگی را زنده نگه می‌داریم.» همین جمله، چون سدی، در برابر همه حرف‌ها و فشارها ایستادگی می‌کرد. ماه‌ها گذشت. روزی یکی از خانم‌هایی که به کارگاه می‌آمد، گفت عروسی دخترش نزدیک است و اگر ممکن باشد، لباس مهمان‌ها را در همین کارگاه بدوزند. دل سپیده لرزید؛ نه از ترس، بلکه از خوشحالی. این نخستین سفارش بزرگ‌شان بود. تمام شش دختر دست‌به‌کار شدند. شب‌ها تا دیر وقت می‌دوختند؛ خسته می‌شدند، دست‌های‌شان زخم می‌شد، اما در چشمان‌شان نوری بود که سال‌ها گم شده بود. وقتی آن سفارش بزرگ به پایان رسید، سپیده توانست از درآمد آن برای هر دختر سهمی بپردازد. یکی از دخترها همان روز اشک ریخت و گفت: «سال‌ها بود فکر می‌کردم هیچ‌وقت نمی‌توانم برای خانه نان ببرم… امروز حس کردم هنوز زنده‌ام.» سپیده همان شب نتوانست بخوابد؛ نه از خستگی، بلکه از خوشحالی. فکر می‌کرد اگر دنیا این‌همه دروازه را بر او بسته، باز هم توانسته در اتاق کوچک خانه‌اش پنجره‌ای باز کند؛ پنجره‌ای که از آن نور، نه تنها به زندگی خودش، بلکه به زندگی شش دختر دیگر هم تابیده است. او نمی‌دانست آیا روزی دانشگاه‌ها باز می‌شود یا نه، نمی‌دانست آیا روزی اجازه کار به دختران داده می‌شود یا نه. اما باور داشت که تا وقتی یک دختر نفس می‌کشد، آرزو می‌تواند دوباره زنده شود. باور داشت مهارت کوچک می‌تواند زندگی بزرگی بسازد، و دست‌هایی که اجازه قلم گرفتن ندارند، شاید بتوانند با نخ و پارچه دنیایی تازه شکل دهند. امروز کارگاه سپیده هنوز کوچک است؛ ماشینی کهنه در گوشه اتاق، چند طاقه پارچه کنار دیوار، و هفت دختر—او و شش شاگردش—که در سکوت اما با قلبی روشن کار می‌کنند. شاید جهان آنها را نمی‌بیند، شاید هیچ‌کس نام‌شان را در جایی نمی‌نویسد، اما حقیقت این است که در همان اتاق کوچک، زندگی دوباره جریان دارد. سپیده هر روز با دیدن دخترانی که با لبخند—هرچند کوچک و لرزان—کار می‌کنند، احساس می‌کند ارزش تمام دردها را داشته است. او ثابت کرد که اگر هزار راه بسته شود، یک دختر می‌تواند از یک نخ باریک هم پلی به فردا بسازد؛ پلی که روی آن شش دختر دیگر هم قدم می‌زنند… و شاید روزی هزار دختر.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 124 بازدید

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد در تازه‌ترین مورد اعلام کرده است پناه دادن به افرادی که در خطر هستند، بیش از یک سنت، یک ضرورت اخلاقی و عملی است. آقای گوترش در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که کشورهای جهان حق درخواست پناهندگی را حفظ کنند، مسوولیت مشترک در حمایت از پناهندگان را بپذیرند، شامل کردن پناهندگان در جامعه را تقویت کنند و راه‌حل‌های پایدار برای آنها فراهم نمایند. همچنین دبیرکل سازمان ملل خواستار جلب اراده سیاسی برای حل منازعات و بحران‌های انسانی شده است. آقای گوترش در ادامه تاکید کرده استوکه بدون اقدام جدی جامعه‌ی جهانی، میلیون‌ها پناهنده در سراسر جهان با خطرات جدی مواجه خواهند بود. این در حالی است که اخیراً اخراج مهاجران افغانستان از پاکستان تشدید شده است، در حالی‌ که در اوایل امسال بازگشت و اخراج از ایران بیشتر بود. براساس اعلام سازمان ملل، تنها در سال جاری بیش از دو‌ونیم‌میلیون مهاجر از ایران و پاکستان به افغانستان بازگشته‌اند. طبق آمار این سازمان، از سال ۲۰۲۳ میلادی که روند اخراج از پاکستان آغاز شد، تا اکنون بیش از چهار‌ میلیون مهاجر به افغانستان اخراج شده‌اند. بازگشت مهاجران در حالی ادامه دارد که افغانستان با بحران بشری مواجه است و کمک‌های جهانی نیز کاهش یافته است.

ادامه مطلب


2 ماه قبل - 162 بازدید

هم‌زمان با فرارسیدن روز جهانی دانشجو، اتحاد فعالان حقوق بشر هشدار داده است که سیاست‌های محروم‌سازی زنان و دختران از آموزش، یکی از بی‌سابقه‌ترین و سازمان‌یافته‌ترین حمله‌ها به حق تحصیل در جهان معاصر است. این نهاد با نشر اعلامیه‌ای در حساب کاربری ایکس خود نوشته است که محرومیت دختران از آموزش بخشی باعث نابودی آگاهی، هویت و ظرفیت فکری نسل آینده‌ی افغانستان می‌شود و این پروژه در چهارچوب حقوق بین‌الملل می‌تواند «مصداق نسل‌کشی فرهنگی، آپارتاید جنسیتی و جنایت علیه بشریت» دانسته شود. در ادامه آمده است که محدودیت‌های آموزشی بر زنان یک روند پراکنده و تصادفی نیست و این روند با حذف زنان از آموزش، باعث می‌شود نیمی از جامعه را از مشارکت اقتصادی، اجتماعی و فکری محروم سازند. در بخشی از اعلامیه آمده است که رفتارها علیه زنان و دختران مصداق روشن «نسل‌کشی فرهنگی» است. اتحاد فعالان حقوق بشر از جامعه‌ی جهانی، سازمان ملل، نهادهای بین‌المللی آموزشی و دانشگاه‌های جهان خواسته است که سرکوب زنان در افغانستان را «نسل‌کشی فرهنگی و آپارتاید جنسیتی» به رسمیت بشناسند. آنان تاکید می‌کنند که آینده‌ی افغانستان بدون آموزش زنان ممکن نیست و سکوت جهانی در برابر «سیستماتیک‌ترین سرکوب آموزشی عصر حاضر» زمینه را برای گسترش این بحران فراهم می‌کند. در حالی این انتقادات مطرح می‌شود که حکومت فعلی پس از تسلط بر افغانستان، زنان و دختران را از آموزش و ‏تحصیل محروم کرده است. همچنان در آخرین محدودیت خود، ‏دروازه‌های انستیتوت‌های طبی را به‌روی دختران و زنان بست، در حالی که ‏بخش صحت سراسر افغانستان با کمبود پرسنل مواجه است.‏ این اقدام حکومت فعلی باعث شده است که میلیون‌ها دانش‌آموز دختر از آموزش و تحصیل باز بمانند. در کنار آن زنان از رفتن به‌ باشگاه‌های ورزشی، رستورانت‌ها، حمام‌های عمومی، معاینه توسط پزشکان مرد، سفر بدون محرم و کار در موسسات غیردولتی داخلی و بین‌المللی و حتی دفاتر سازمان ملل در افغانستان منع شده‌اند.

ادامه مطلب